اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و ی تشکر ریز از خودم که موفق شدم اراده را به ثمر برسونم و بیام کامنت بنویسم
سلام استاد عزیز تا اینجا که به این چهار قسمت گوش کردم دیدم چه قدر از این مثال ها و باور های ذهن توی زندگی من هم هست
همسر من از فلفل دلمه ای متنفر است و اگر داخل غذا ببینه از خوردنش دست میکشه و منم خیلی دوست دارم و از اونجایی که با این قوانین توی این سالها آشنا شدم
خیلی جالب است دلمه ای قرمز را پوره میکنم و به مقدار خیلی زیاد به خورشت ها میزنم و همسرم هم همیشه کلی تعریف میکنه که چه قدر سس خورشت و مرغ عالی و خوش طعم شده
ی مورد دیگه اینکه من آواز خوندن را دوست دارم و معمولا اکثر افراد هر چند حرفه ای نه وای همخوانی میکنند اوایل به همسرم میگفتم بیا با هم فلان شعر یا ترانه را بخونیم خود خیلی حافظه ی قوی داره توی خیلی موارد ولی خیلی خشک و رک میگفت من هیچ وقت نتونستم و نمیتونم ترانه حفظ کنم و من تا اینکهمنم شروع کردم توی خونه آواز خوندن بعد مدت کوتاهی که آواز را میخوندم اونم شروع میکرد همخوانی کردن
واما ی چیز دیگه یادم اومد در مورد خودم
چرا راه دور بریم مصرف ابلیمو من قبلا عاشق لیمو ترش بودم اینقدر که به راحتی در یک ماه یک بطری 1/5 لیتری مصرف داشتیم یعنی آب هم که میخواستم بخورم حتما باید داخلش آب لیمو میریختم تازه لیمو تازه هم که به کنار
تا اینکه شما توی دوره قانون سلامتی گفتید لیمو قند زیادی داره و الان میتوانم بگم مصرف لیموخلاصه شده به یک کیلو در سال
استاد خداروشکر ممنتوم مثبت بالاخره اثرکرد ومن روی شماروخندون دیدم و خیلی خوشحالم برات خداروشکر برای فروش بینهایت دوره جدید .بهت تبریک میگم خداروشکر .
آقااااا منم عمق مطالب رو بیشتر درک میکنم .
استادمن که تلاش خودمو میکنم دیگه کمتر سربه سرمن بزار دیگه لطفاااااااا!! که بیشترتلاش کنم :)))
بخدا دارم تمام تلاشمومیکنم .البته 70درصد تلاش میکنم به 100نرسیده:))
من ویانا روبارداربودم خواب دیدم بابا اومده ازبهشت -من بهش میگم بابا بنظرت من بالاخره ثروتمندمیشم ؟باباگفت تواینقدر ثروتمند میشی که برای مسافرت به تمام کشورها مسافرت میکنی و اسم چندتا کشورو گفت -الان فعلا نشانه های اون الهام بطور واضح میبینم . خداروشکر
استاد دیدی بهت گفتم علی بی غم ترمیشم وخونسردی برازنده منه -آرامش برازنده منه .کامنتهایی که خوندی من کلی خندیدم :)))
فقط متوجه عمق مطلب شدم .
شماگفتی ف من رفتم فرحزاد چایی خوردم :)))
وازخوشحالی شما خیلی انرژی مثبت دریافت کردم
گفتم ممنتوم مثبت چقدر عالی جواب میده استاد برای همه تلاشهات ازت سپاسگزارم .
واقعا خدا خیلی بیشترازما میخاد ماروخوشبخت کنه .فقط میگه زیاد بررسی نکن کارهارو زیاد به فردا موکول نکنید مگه توفردا چی هست که امروز نیست .وقتی ماعذاب وجدان نداشته باشیم وبرای خطاهای گذشته باور داریم خدا ماروبخشیده پس خداهم نشانه های خوشبختی رو بهتربه مانشون میده وهدایت میکنه .آقاااااا از کن فیکونی که خدا برامون میکنه چقدرلذت بردم ازاین جمله .
استاد خدابهت افتخارمیکنه .
درباره عذاب وجدان وبخشیدن گناه باتوبه کردن .خدا چندهفته پیش توخواب خودش بامن صحبت کرد خداشاهده صدای خداروشنیدم -خداخیلی واضح بمن گفت پرنیا مسیرت درسته وسرسوزن مرتکب گناه نشدی فقط ادامه بده تا برسین به خوشبختی ویانا و من وهمسر دلخواهم .
آقاااااا
با دوره هم جهت باجریان خداوند شان وشخصیت وقدرت خدارو به نمایش گذاشتی آفررررررررین .
باقوی زندگی کردنمون باید آبروی خدارو حفظ کنیم وقدرت خداروبه نمایش بزاریم برای-ملت-
مردم ببینن کسی که دست رفاقت به خدا میده خدابراش کن فیکون میکنه . کارنمیکنه شاهکارمیکنه .:)))
و سلام به تمام دوستان ارزشمندم در سایت و این کلاس توحیدی در تمام ابعاد زندگی
وقتی فایل توت فرنگی نوزده دلاری تو پیج اینستای استاد بارگزاری شد ، ناخواسته یه حسی بهم گفت اینو بفرست برای یکی از دوستام که تقریبا تو این فضا هم هست .
فایل رو براش فوروارد کردم و بعد وارد سایت شد و سلسله فایل های توت فرنگی رو نگاه کرد و یه تجربه مشابه از بازی ذهن رو برام نوشت و من گفتم از طرف این دوستم اینجا تو سایت کامنت بذارم تا همههه این اتفاق رو بخونن و ایمان و باورشون قوی بشه .
به نقل از دوست عزیزم :
“”” این قضیه توت فرنگی رو من تو زندگیم از سال 68 تا 90 ب چشم دیدم ک چطوری تاثیر داره .
پدربزرگ من سال 68با سردرد های عجیب و طولانی و ممتد رف پیش دکتر خلعتبری
ما اون زمان تهران زندگی میکردیم
از شمال اومدن خونه ما تهران
با پدرم رفتن بیمارستان آرات پیش دکتر خلعتبری متخصص مغز و اعصاب
یسری آزمایشات و ام آر ای و اینا متوجه شدن پدربزرگم تومور تو جمجش داره
قرار بر این شد ک نمونه برداری کنن تا ببینن بدخیمه یا خوش خیم
پدربزرگ من هم خدابیامرز بشدت آدم جان ترس و مریضی ترسی بود
بعد نمونه برداری مشخص شد تومور ن تنها بد خیمه ،جایی از مغز رشد کرده ک قابل جراحی نیس
بخاطر ریسک بالا عمل،و اینکه احتمال فلج شدن و نابینا شدن بیمار وجود داشت
پدرم خدابیامرز ب دکتر گفت اگ مریض متوجه وضعیت بیماریش بشه ،از ترس ب یک هفته نمیرسه ،میمیره
دکتر گفت ب بیمار نگین ،اصلا هم پی درمان نباشین ک اذیت نشه،نهایت 1تا دوسال بیشتر از عمرش نمونده بزارین بی خبر از مشکلش عمر کنه تا این مدت کوتاه زمین گیر نشه
ی مخدر خاب آور ب پدربزرگم زدن
دو سه ساعت خابید
بعد ک بیدار شد
پدرم میگف دکتر اومد بالا سرش
گف ما از راه بینی جراحی کردیم لخته خون بود تو سرت درآوردیم
الان هم خوب خوب شدی آقای صفایی نگران چیزی نباش
چنتا قرص هم مینویسم هر وقت سر درد داشتی بخور
این قرصها خیلی قوی هستن درجا سردردت خوب میشه
این قرصها و فقط برا بیمارهایی مث شما میدم قرص معمولی نیس
حالا قرصش چی بود استامینوفن 500معمولی
پدرم میخرید میریخت تو ی جعبه دارو
هر وقت تومور باعث سردرد پدربزرگم میشد
پدرم ی دونه بهش میداد
تو باورت نمیشه سردرد تومور مغزی ک با مخدر آروم نمیشه با استامینوفن 500 خوب میشد
چون پدربزرگم باور داشت این قرص امریکاییه و مخصوص سردرد اینه دکتر براش داده
از این قضیه هم تو تمام سال عمر پدربزرگم فقط پدرم و مادرم و عمه بزرگم مطلع بودن
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می دهد یا تنگ می گیرد، ولی بیشتر مردم معرفت و آگاهی ندارند.
امروز صبح که بیدار شدم و اولین کاری که کردم با چشمایی که هنوز کامل بازشون نکرده بودم وارد سایت شدم و وقتی دیدم قسمت جدید اومده همونجا تو تخت شروع کردم گوش دادن چقدر خوشحالم که روزم رو اینشکلی شروع کردم و الان بعد نوشتن شکرگزاری های روزانم و ستاره قطبی شروع کردم به نوشتن کامنتم
چقدر خوبه این باور درست نسبت به خدا چقدر خوبه که فهمیدیم اقا اگر باورتو نسبت به خدا عوض کنی دقیقا همونی رو میبینی که به تازگی باورش کردی چون قانون جهان یکیهست چون جز این امکان نداره پیش بیاد
حالا که طریقه کارکرد ذهنمون رو میدونیم خیلی راحت میتونیم باور های درست بسازیم و موفقیت های بیشتری روبسازیم
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد، و هرچه را انفاق می کنید خدا عوضی را جایگزین آن می کند؛ و او بهترین روزی دهندگان است.
الان که این آیات رو میخونم بیشتر متوجه منظورش میشم که اقا خدا به هرکسی بخواد روزی میده حالا توباور داری بنده خوبی نیستی یا لایق دریافتشون نیستی خب متقابلا روزی هم دریافت نمیکنی با اینکه فکر میکنی لایق دریافت ثروت بینهاینی اوایلش یکم ذهن مقاومت میکند چون اون مومنتم منفی عنوز از بین نرفته ولی وقتی هزاران بار مثل استاد که تکرارش کردن اون موضوع رو که خداوند ثروت بینهایت بهم میده اگر من هم هزاران بار تکرارش کنم و ثبتش کنم در ذهنم قطعا برای منم پیش میاد چون قانون بدون تغییر همینه و من اینو هزار بار به خودم میگم که کیمیا قانون تغییر نمیکنه پس تکرارش کن
تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ
به هر که بخواهى بیحساب روزى میدهى
دستان خدا برای رسوندن من به اهدافم زیاده پس دیگه به یکی از دستان خدا وابسته نمیشم ومیدونم به غیر این راه مسیر های دیگری هم هست وافراد دیگری هم هستن که منو به اهدافم برسونن
هرچقدر من بیشتر شکرگزاری کنم و توجه کنم به مثبت ها بیشتر از همونمیاد
هر روز با خودم تکرار میکنم که تو اشرف مخلوقات خدایی خدا اینقدر بهت ارزش احترام داده دس تو لایق رسیدن به همه انچه میخوای هستی
ترجمه: ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا، حمل کردیم؛ و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردهایم، برتری بخشیدیم، آن هم چه برتری
خدایی که هرچه دارم ازاوست وهرروز باتغییر باورهای قدیمی ام ودرک بهترازقوانین بیشترمیبخشد.
خدایا من نمدانم ولی تومیدانی به من بگو تابنویسم.
سلام ودرود خدمت استاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستان عزیزی که دراین سایت توحیدی ومقدس با حضور پیوسته ومستمر وفعال خودشان ونوشتن کامنت های قشنگشان باعث رشد وتوسعه ی جهان میشوند.
عید فطر رابه همه ی دوستان خدا تبریک میگویم عیدی که پس از 30 روز تمرین مداوم ومستمر برای تغییر عادتهایمان تغییر افکاروباورهایمان تغییر درهمه ی بخش های زندگیمان بوده وباعث بوجودآمدن یک مونتوم مثبت شده که باید ادامه بدهیم وتوقف نداشته باشیم چون ماه رمضان ماه تمرین وتلاش بود که یک نسخه ی بهتری ازخودمان بسازیم باورهای قشنگ تری بسازیم ذهنیت قشنگ تری بسازیم ودرنتیجه زندگی بهتر وآسانتری راتجربه کنیم.
وقتی موقع سحربیدار میشیم وتا غروب آفتاب مواظب کلام وگفتار واعمالمان هستیم این خود یک تمرین ساختن عادت های مثبت است تمرینی است که کانون توجه مان به سمت زیبایی ها باشد رویمان به سمت خدا باشد وروی خدا حساب کنیم درحقیقت تمرینی است که بایددر طول ماه های دیگر سال ادامه بدهیم تا نعمت ها وثروت ها وخوشی های بیشتر وارد زندگیمان شود.
من توانسته ام توی ماه رمضان تمرین کنم که موقع سحربیداربشم اول خیلی سخت بود ولی الان راحت تر شدم امیدوارم بتوانم این روند راادامه بدهم.
استادعزیزم ازشما سپاسگذارم که دراین ماه رمضان بااین دوره ی بینظیر هم جهت شدن باجریان خداوند تحولی بزرگ در زندگی من ایجاد کردید.
درمورد تجربه تاثیر باورها روی جذب ثروت یک خاطره ای دارم یادم با همسرم به قم سفر کردیم وبرای ناهار می خواستیم کباب بخوریم ایشون مارو برد به محله چهار مندان وبعد از اینکه ماشین کنار یکی از خیابان ها پارک کرد کلی راه پیاده رفتیم توی کوچه پس کوچه هایی که خونه هاش بافت بسیار قدیمی داشت واگر می خواستی دوباره همون مسیر پر پیج وخم تنهایی برگردی کنار ماشین واقعا من که گم می کردم و وقتی ازش پرسیدم این مغازه چه جوری پیدا کردی گفت بچگی یادم با بابام میومدم اینجا کباب می خوردم و کبابهاش خوشمزه است ناگفته نماند که خودش یک دوبار از مغازه دارهای توی کوچه ها سوال پرسید تا رسیدیم قبل از رسیدن به مغازه من پیش خودم گفتم کی می تونه اصلا این مغازه پیدا کنه با این همه کوچه پس کوچه که بیاد کباب بخوره ولی وقتی رسیدیم اونجا علارغم ظاهر مغازه که مثل دوتا اتاق تودر تو بود با میز وصندلی های قدیمی که تهویه درستی هم نداشت دیدم جا نیست بریم داخل بشینیم وکباب بخوریم دم در چند دقیقه ای ایستادیم تا صندلی خالی بشه حالا صاحب مغازه چه باوری داره که اینجوری مشتری جذب میکنه فقط خدا می دونه وما که باید توی این سایت توحیدی یاد بگیریم .
مورد بعدی مکمل صحبت قبلم در سفرهای بعدی به همسرم گفتم بریم یک رستوران لاکچری غذا بخوریم ایشون قبول کرد رفتیم به یک رستوران 5ستاره که بسیار شیک بود و ادرس سر راستی داشت ودر بسیاری از خیابان های قم بیلبورد های تبلیغش رو هم اون زمان زده بودند وخدایی غذاهاش خوشمزه بود ولی وقتی ما داخل رستوران رفتیم علارغم فضای تمیز وبزرگی که داشت فقط چند خانواده اونجا برای غذا خوردن بودند ومن وقتی این رستوران مقایسه کردم با اون کبابی فهمیدم بازی چیز دیگری هست .
ونکته پایینی اینکه یادم بچه که بودم وقتی می خواستم سر کلاس قرآن بخوانم دست وپام گم می کردم و گلوم خشک می شد وصدام می لرزید وهمیشه برای خواندن قرآن جلوی بچه ها وآموزگار استرس داشتم البته کاملا بلد بودم با خودم تصمیم گرفتم کلمه الله با مداد روی میزم بنویسم وهر وقت خانم معلم می خواستم ازم قرآن بپرسه دستم روش قرار بدم وبخوانم واین باور ساخته بودم که این الله که نوشتم بهم کمک می کنه وجلوی استرسم می گیره و واقعا موثر بود چندین بار این کار می کردم نمره ام یا 19 بود یا 20 وامان از روزی که باید کتاب بر می داشتم و می رفتم پایه تخته خخخخخخخ
انگار اونجا دست های خداوند برای کمک به من بسته می شود .واقعا باورها زندگی ما رو دگرگون میکنه
استاد جان ممنونم ازتون برای دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند واقعا عالی عالی عالی …
وقتی داشتم تجربه های دوستان رو میشنیدم با خودم میگفتم آخه من چیزی یادم نمیاد که مثلا ذهنیتم درمورد یه چیزی به قدری قوی باشه که اون روی من تاثیر بذاره
کل روز رو فکر میکردم اما وقتی الان اومدم و خواستم گوشی بدستم بگیرم و اومدم سایت ،یهویی این به یادم اومد
خیلی خنده داره
هر موقع یادم میاد ،بارها شده از خودم پرسیدم ،که طیبه چی فکر میکردی اون زمان ، که اون کارو کردی
اما الان که آگاه شدم متوجه میشم
تجربه من
زمان مدرسه از کلاس راهنمایی تا دبیرستان ،تو حیاط مدرسه مون یه درختای خاصی داشتیم که بهشون بسم میگفتیم ،در اصل درخت اقاقیا بودن
چون توی گل به شکل بسم بود ،بهش میگفتیم درخت بسم
یادمه بچه های کلاسمون زمان امتحانات خرداد میگفتن هرکس از این گلا بچینه و بسمشو دربیاره و زیر زبونش بذاره ،نمره 20 میگیره
ماهم قبل امتحان همگی برمیداشتیم و چند تا بسم میذاشتیم زیر زبونمون و میرفتیم سر جلسه امتحان
چند باری پشت سر هم نمره هامون خوب میشد و انگار یه قدرتی بهمون داده میشد و این باور در ما قوی میشد که بسم که اول بسم الله الرحمن الرحیم هست به ما کمک میکنه سوالاتو درست بنویسیم که حتی یادمه میگفتیم خدا بهمون میگه چجوری سوالارو جواب بدیم چون بسم هست زیر زبونمون
سال ها ما این کارو میکردیم و حتی به قدری حس قدرت میکردیم که دیگه سر جلسه امتحان نمیترسیدیم
چون قبل اون همیشه استرس داشتیم و میترسیدیم که به سوالا نتونیم جواب بدیم و بعد اون ، یه اطمینانی داشتیم که سبب میشد نترسیم
تا اینکه بعد ها متوجه شدم همه اش یه حرف بود و هیچ تاثیری نداشت
و الان و از وقتی که آگاه شدم فهمیدم که این من بودم که با این ذهنیت سبب میشدم که قدرتی در من شکل بگیره که نترسم
حتی من تو خونه تلاش میکردم و درسامو خوب میخوندم جالبه که متعجبم چرا اون روزا به این توجه نمیکردم که این منم که درس خوندم و یاد گرفتم و دیگه اگر اون گل زیر زبونم باشه یا نه تفاوتی نداره
حتی یادمه یه بار بسم نذاشته بودیم زیر لبمون امتحانمونو خوب ننوشتیم در صورتی که خوب خونده بودیم
وقتی به این فایل گوش دادم و الان اومدم سایت یهویی اون خاطره بسم درخت اقاقیا بهم یادآوری شد
سلام خدمت استاد عزیزم و اهالی سایت وتبریک سال جدید وآرزوی بهترینها برای تک تک تون
استاد درباره این تاثیر باورها و قدرت وباور پذیری ذهن باید بگم که منم تجربه جالبی دارم
من تا قبل مهاجرت م و تجربه رویارویی با آدمای جدید ومکان جدید شنیده های زیادی داشتم راجب مردم مناطق لرستان که آدمای جالبی نیستن از لحاظ معاشرت ،رابطه ،نوع پوشش و نحوه برخورد با آدمای دیگه زیاد میشنیدم آدمای بزن بهادری هستن غیرتی ان،تعصبات شدید قومی دارن اهل جنگ وخشونت درگیری هستن اصلا نمیشه باهاشون کناراومد اما باور قلبی من این بود که هرجا میرم همه باهام بهترین برخورد و رفتار دارن و فقط آدمای خوب سر راه من قرار میگیرن تا اینکه اومدم به صورت هدایتی سمت منطقه لرستان از طریق اشنایی با دوستی و منجر شد کلا بیام وساکن بشم یکی ازشهرهای استان لرستان و خدا گواهه که ظرف مدت 6 ماهی که اینجا ساکن شدم فقط برخورد عالی محترمانه و سرشار از احترام دیدم از این مردم و فقط خیر وبرکت و نعمت رسیده بهم از جانب شون چه همسایه هام چه اطرافیانم چه جاهایی که تفریحی میرم و فقط تجربه های بی نظیری از روابط عالی داشتم و برا دوستانم تعریف میکنم تعجب میکنن و میگن اونجا جای خطرناکیه چطور زندگی میکنی طبق پیش فرض های اشتباه خودشون و باورهایی که اشتباه شکل گرفته تو ذهن شون اما من چون باورهای ذهنی خوبی داشتم تو روابط همیشه بهترینها رو تجربه میکنم و خدارو شکر میکنم که وسط بهشت تو قلب پایتخت طبیعت ایران دارم زندگی میکنم و هروز زیبایی های بی حد وحصر میبینم اینجا اکثرا تو گشت و گذار و تفریح و هروز یه قطعه از این بهشت رو دارم میبینم و یادمه چندماه قبل از خدا میخاستم تجربه سفر و دیدن زیبایی هارو داشته باشم از اونچه فکر میکردم فراتر از تصورم رخ داده برام تو زمینه روابط همیشه روابط دوستانه بی نظیری داشتم ودارم و سریع خودمو وفق میدم با شرایط جدید آدمای جدید بدون هیچ احساس تنهایی یا وابستگی خاصی به ادمای نزدیک زندگیم یا منطقه خاصی واین خودش یه مزیته و به خودم افتخار میکنم که همیشه مثبت اندیشی و ذهنیت و باور های درست داشتم و بادیدن این زیبایی ها بیشتر تقویت میشه باورام همیشه دوستانم بهم گفتن این مثبت نگری تو داستان میشه برات آخرش امامن توجهی به حرفاشون ندارم و فقط میگم ممنون که نگران منی وسعی کردم فقط بشنوم و توجه نکنم وهمچنان مسیر فکری خودمو داشته باشم وهیچوقت ازاین نگرش مثبت ضرر نکردم همیشه تحت هرشرایطی به نفع من پیش رفته اون شرایط .
در مورد این داستان من هم یک اتفاق خنده دار براتون تعریف کنم وقدرت ذهن
از اونجایی که یکی از نزدیکان من علاقه زیادی به دارو قرص وکپسول خوراکی داره و خانواده اش هذینه زیادی برای این دارو ها داشتند از اونجایی که هم ضرر داشت و هم هذینه زیاد بود خانواده اش آمد و یه سری اسمالتیز قرص های کاکائویی رنگی را خریدند و هر رنگی از اونها را برای درد خاصی به اون آقا میدادن وحتی قرص صورتی را بهجای بروفن و رنگ دیگه را برای خواب آور بهش میدادن و خواب عمیق اون را فرا میگرفت یا قشنگ دردش خوب میشد
بعد از اون خانواده اش یه سری کپسول خوراکی خالی تهیه کردن وداخلش یه مقدار پودر نان میریزند و بهش میدن و اون آقا چنان راضی هست که خدا میدونه
یعنی ذهنش چنان پزیرفته که کاملا روی اون اثر میگزاره
فکرها و باورهامون زندگیمون را میسازند مثال های واقعی دوستان که ذهن قدرتمند ما زندگی مون را میسازند
از داروها نماها که بیماری را خوب میکند و باورهایی که خدا را در ذهنمون تغییر داده و توحیدی که کم کم در دلمون حک میشه و تغییرات کوچک و مستمر که به تغییرات بزرگ تبدیل میشه و خدای جدید در ذهنمون ساخته ،خدایی که انرژی هست و اگر فرکانس خوب و احساسات خوب باشه و تمرکزت روی نکات مثبت باشه خدا از جنس همون احساسات مثبت و فرکانس مثبت ،اتفاقات را وارد زندگیت میکند
خداوندی که گفته آن قدر به تو ثروت میدهم که نتوانی بشماری
خداوندی که سلامتی را برای بدن من طبیعی میداند و در هر لحظه سلامتی کامل را بر بدنم جاری مینماید
خداوندی که آنقدر زندگیم را سرشار از شادی و عشق میکند که من فقط میخواهم ادامه بدهم
خداوند به من فرزند سالم و صالح عطا میکند ومن همیشه و هزاران بار سپاسگذار خداوند هستم
خداوند همیشه برای من رابطه ی عاشقانه را قرار میدهد
خداوند انسانهای خوب و ایده های خوب را به من عطا میکند
خداوند هزاران ،هزار مسافرت را برای من در نظر گرفته که در هر لحظه ی آن شادی و عشق و سلامتی و ثروت جاری هست سپاسگزارم خداوند مهربانم
خداوند هدایتم فرما هر روز و هر لحظه این آموزه های سایت استاد را به یاد بیارم و آموزش ببینم و هدایت شوم و الهامات را دریافت کنم و اجرا کنم و بهترین زندگی را در تمام جنبه های داشته باشم
خداوندا یاریم بده درآمدهای عالی باآزادی زمانی و مکان داشته باشم
خداوندا یاریم ده وقت کافی و آزاد برای آموزش دوره های استاد داشته باشم و باورهایم را در همه ی جنبه های زندگی تغییر بدهم و بهترین خودم باشم و عاشق خودم باشم
خداوندا میدانم و آگاه هستم که کار جدیدم خیلی عالی و پر درآمد پیش میره وایمان دارم با این کار ثروت بینهایت وارد زندگیم میشود چون پول فراوانه کافیه من باور داشته باشم
خداوندا صعودم به سمت سلامتی را به خودم تبریک میگم واز خدایم بینهایت سپاسگزارم و شکر گزار هستم
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
سلام و درود
سپاس خدای مهربون
و ی تشکر ریز از خودم که موفق شدم اراده را به ثمر برسونم و بیام کامنت بنویسم
سلام استاد عزیز تا اینجا که به این چهار قسمت گوش کردم دیدم چه قدر از این مثال ها و باور های ذهن توی زندگی من هم هست
همسر من از فلفل دلمه ای متنفر است و اگر داخل غذا ببینه از خوردنش دست میکشه و منم خیلی دوست دارم و از اونجایی که با این قوانین توی این سالها آشنا شدم
خیلی جالب است دلمه ای قرمز را پوره میکنم و به مقدار خیلی زیاد به خورشت ها میزنم و همسرم هم همیشه کلی تعریف میکنه که چه قدر سس خورشت و مرغ عالی و خوش طعم شده
ی مورد دیگه اینکه من آواز خوندن را دوست دارم و معمولا اکثر افراد هر چند حرفه ای نه وای همخوانی میکنند اوایل به همسرم میگفتم بیا با هم فلان شعر یا ترانه را بخونیم خود خیلی حافظه ی قوی داره توی خیلی موارد ولی خیلی خشک و رک میگفت من هیچ وقت نتونستم و نمیتونم ترانه حفظ کنم و من تا اینکهمنم شروع کردم توی خونه آواز خوندن بعد مدت کوتاهی که آواز را میخوندم اونم شروع میکرد همخوانی کردن
واما ی چیز دیگه یادم اومد در مورد خودم
چرا راه دور بریم مصرف ابلیمو من قبلا عاشق لیمو ترش بودم اینقدر که به راحتی در یک ماه یک بطری 1/5 لیتری مصرف داشتیم یعنی آب هم که میخواستم بخورم حتما باید داخلش آب لیمو میریختم تازه لیمو تازه هم که به کنار
تا اینکه شما توی دوره قانون سلامتی گفتید لیمو قند زیادی داره و الان میتوانم بگم مصرف لیموخلاصه شده به یک کیلو در سال
سلام ووقت بخیرخدمت استاد عزیزم ودوستان گلم
استاد خداروشکر ممنتوم مثبت بالاخره اثرکرد ومن روی شماروخندون دیدم و خیلی خوشحالم برات خداروشکر برای فروش بینهایت دوره جدید .بهت تبریک میگم خداروشکر .
آقااااا منم عمق مطالب رو بیشتر درک میکنم .
استادمن که تلاش خودمو میکنم دیگه کمتر سربه سرمن بزار دیگه لطفاااااااا!! که بیشترتلاش کنم :)))
بخدا دارم تمام تلاشمومیکنم .البته 70درصد تلاش میکنم به 100نرسیده:))
من ویانا روبارداربودم خواب دیدم بابا اومده ازبهشت -من بهش میگم بابا بنظرت من بالاخره ثروتمندمیشم ؟باباگفت تواینقدر ثروتمند میشی که برای مسافرت به تمام کشورها مسافرت میکنی و اسم چندتا کشورو گفت -الان فعلا نشانه های اون الهام بطور واضح میبینم . خداروشکر
استاد دیدی بهت گفتم علی بی غم ترمیشم وخونسردی برازنده منه -آرامش برازنده منه .کامنتهایی که خوندی من کلی خندیدم :)))
فقط متوجه عمق مطلب شدم .
شماگفتی ف من رفتم فرحزاد چایی خوردم :)))
وازخوشحالی شما خیلی انرژی مثبت دریافت کردم
گفتم ممنتوم مثبت چقدر عالی جواب میده استاد برای همه تلاشهات ازت سپاسگزارم .
واقعا خدا خیلی بیشترازما میخاد ماروخوشبخت کنه .فقط میگه زیاد بررسی نکن کارهارو زیاد به فردا موکول نکنید مگه توفردا چی هست که امروز نیست .وقتی ماعذاب وجدان نداشته باشیم وبرای خطاهای گذشته باور داریم خدا ماروبخشیده پس خداهم نشانه های خوشبختی رو بهتربه مانشون میده وهدایت میکنه .آقاااااا از کن فیکونی که خدا برامون میکنه چقدرلذت بردم ازاین جمله .
استاد خدابهت افتخارمیکنه .
درباره عذاب وجدان وبخشیدن گناه باتوبه کردن .خدا چندهفته پیش توخواب خودش بامن صحبت کرد خداشاهده صدای خداروشنیدم -خداخیلی واضح بمن گفت پرنیا مسیرت درسته وسرسوزن مرتکب گناه نشدی فقط ادامه بده تا برسین به خوشبختی ویانا و من وهمسر دلخواهم .
آقاااااا
با دوره هم جهت باجریان خداوند شان وشخصیت وقدرت خدارو به نمایش گذاشتی آفررررررررین .
باقوی زندگی کردنمون باید آبروی خدارو حفظ کنیم وقدرت خداروبه نمایش بزاریم برای-ملت-
مردم ببینن کسی که دست رفاقت به خدا میده خدابراش کن فیکون میکنه . کارنمیکنه شاهکارمیکنه .:)))
خدایااااااشکرت
سلام به استاد دانا و گرانبهای خودم
سلام به خانم شایسته عزیز دل همه
و سلام به تمام دوستان ارزشمندم در سایت و این کلاس توحیدی در تمام ابعاد زندگی
وقتی فایل توت فرنگی نوزده دلاری تو پیج اینستای استاد بارگزاری شد ، ناخواسته یه حسی بهم گفت اینو بفرست برای یکی از دوستام که تقریبا تو این فضا هم هست .
فایل رو براش فوروارد کردم و بعد وارد سایت شد و سلسله فایل های توت فرنگی رو نگاه کرد و یه تجربه مشابه از بازی ذهن رو برام نوشت و من گفتم از طرف این دوستم اینجا تو سایت کامنت بذارم تا همههه این اتفاق رو بخونن و ایمان و باورشون قوی بشه .
به نقل از دوست عزیزم :
“”” این قضیه توت فرنگی رو من تو زندگیم از سال 68 تا 90 ب چشم دیدم ک چطوری تاثیر داره .
پدربزرگ من سال 68با سردرد های عجیب و طولانی و ممتد رف پیش دکتر خلعتبری
ما اون زمان تهران زندگی میکردیم
از شمال اومدن خونه ما تهران
با پدرم رفتن بیمارستان آرات پیش دکتر خلعتبری متخصص مغز و اعصاب
یسری آزمایشات و ام آر ای و اینا متوجه شدن پدربزرگم تومور تو جمجش داره
قرار بر این شد ک نمونه برداری کنن تا ببینن بدخیمه یا خوش خیم
پدربزرگ من هم خدابیامرز بشدت آدم جان ترس و مریضی ترسی بود
بعد نمونه برداری مشخص شد تومور ن تنها بد خیمه ،جایی از مغز رشد کرده ک قابل جراحی نیس
بخاطر ریسک بالا عمل،و اینکه احتمال فلج شدن و نابینا شدن بیمار وجود داشت
پدرم خدابیامرز ب دکتر گفت اگ مریض متوجه وضعیت بیماریش بشه ،از ترس ب یک هفته نمیرسه ،میمیره
دکتر گفت ب بیمار نگین ،اصلا هم پی درمان نباشین ک اذیت نشه،نهایت 1تا دوسال بیشتر از عمرش نمونده بزارین بی خبر از مشکلش عمر کنه تا این مدت کوتاه زمین گیر نشه
ی مخدر خاب آور ب پدربزرگم زدن
دو سه ساعت خابید
بعد ک بیدار شد
پدرم میگف دکتر اومد بالا سرش
گف ما از راه بینی جراحی کردیم لخته خون بود تو سرت درآوردیم
الان هم خوب خوب شدی آقای صفایی نگران چیزی نباش
چنتا قرص هم مینویسم هر وقت سر درد داشتی بخور
این قرصها خیلی قوی هستن درجا سردردت خوب میشه
این قرصها و فقط برا بیمارهایی مث شما میدم قرص معمولی نیس
حالا قرصش چی بود استامینوفن 500معمولی
پدرم میخرید میریخت تو ی جعبه دارو
هر وقت تومور باعث سردرد پدربزرگم میشد
پدرم ی دونه بهش میداد
تو باورت نمیشه سردرد تومور مغزی ک با مخدر آروم نمیشه با استامینوفن 500 خوب میشد
چون پدربزرگم باور داشت این قرص امریکاییه و مخصوص سردرد اینه دکتر براش داده
از این قضیه هم تو تمام سال عمر پدربزرگم فقط پدرم و مادرم و عمه بزرگم مطلع بودن
حالا ببین مریضی ک دکتر خلعتبری گف نهایت دوسال زنده بمونه
32سال عمر کرد
خود دکتر زودتر از پدربزرگم مُرد
این 3ماه اخر عمر ک پدربزرگم دوباره سردرد میشد
پدرم ی بار مدارک پزشکی مربوط ب اون سال رو برده بود پیش دکتر اصغری جراح مغز و اعصاب
بعد دکتر گف این عکسا برا چند سال قبله
پدرم گفت مربوط ب سال 68
دکتر گف خو این بیمار ک الان سالهاس مرده ،این عکسا چ ربطی ب بیمار الان داره
کپدرم گف این عکسا برا همین بیمار الانه اونا مدارک مربوط ب سال 68هس ک آوردم شما ببینی
دکتر هنگ کرده بود
میگف این ک هنوز زندس فقط معجزس
این الان باید سی سال از مرگش گذشته باشه ،چطوری زندس با چدارویی
استامینوفن 500 ک پدرم میداد ب پدربزرگم همون توت فرنگی 19دلاری یا معجزه زندگی پدربزرگم بود “””
اتفاق های زندگی ما چیزی جز افکار و ارتعاشات و فرکانس هایی نیست که ما میفرستیم .
استاد عزیزم ازت دنیا دنیا دنیا سپاسگزارم که این اگاهی ها رو بهمون اموزش میدی و زندگی رو با عمل به اموزه هاتون برامون راحت تر میکنید .
در پناه پروردگار همیشه مهربان باشیم
بنام رب جمیل و خدای آسانی ها
سلام آسیه جانم دوست عزیزم
خییلی ازت ممنونم بخاطر کامنت زیبایی ک از دوست ارزشمندت برامون نوشتی
چقد منو تحت تاثیر قرار داد
الله اکبر از قدرتی ک خداوند در وجود ما قرار داده
عجب قدرتی داره ذهن ما
واقعا فوق العاده اس هرچی رو ک ذهن بتونه باور کنه و بپذیره 100٪ اتفاق میفته
چقد ایمان من قوی تر شد ب ساختن باورها ک چقد میتونه زندگی مون رو متحول کنه
فردی ک ی تومور داره تو سرش و خودشم خبر نداره ب گفته ی دکترش 2 سال از عمرش باقی نمونده
با خوردن قرص سرماخوردگی در جلد داروی خارجی
32سال ب زندگیش ادامه میده
الهی صدهزار بارشکرت بخاطر این آکاهی ها
سپاسگزارم ازشما دوست خوبم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم سلام به دوستان همفرکانسی
قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می دهد یا تنگ می گیرد، ولی بیشتر مردم معرفت و آگاهی ندارند.
امروز صبح که بیدار شدم و اولین کاری که کردم با چشمایی که هنوز کامل بازشون نکرده بودم وارد سایت شدم و وقتی دیدم قسمت جدید اومده همونجا تو تخت شروع کردم گوش دادن چقدر خوشحالم که روزم رو اینشکلی شروع کردم و الان بعد نوشتن شکرگزاری های روزانم و ستاره قطبی شروع کردم به نوشتن کامنتم
چقدر خوبه این باور درست نسبت به خدا چقدر خوبه که فهمیدیم اقا اگر باورتو نسبت به خدا عوض کنی دقیقا همونی رو میبینی که به تازگی باورش کردی چون قانون جهان یکیهست چون جز این امکان نداره پیش بیاد
حالا که طریقه کارکرد ذهنمون رو میدونیم خیلی راحت میتونیم باور های درست بسازیم و موفقیت های بیشتری روبسازیم
قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ
بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد، و هرچه را انفاق می کنید خدا عوضی را جایگزین آن می کند؛ و او بهترین روزی دهندگان است.
الان که این آیات رو میخونم بیشتر متوجه منظورش میشم که اقا خدا به هرکسی بخواد روزی میده حالا توباور داری بنده خوبی نیستی یا لایق دریافتشون نیستی خب متقابلا روزی هم دریافت نمیکنی با اینکه فکر میکنی لایق دریافت ثروت بینهاینی اوایلش یکم ذهن مقاومت میکند چون اون مومنتم منفی عنوز از بین نرفته ولی وقتی هزاران بار مثل استاد که تکرارش کردن اون موضوع رو که خداوند ثروت بینهایت بهم میده اگر من هم هزاران بار تکرارش کنم و ثبتش کنم در ذهنم قطعا برای منم پیش میاد چون قانون بدون تغییر همینه و من اینو هزار بار به خودم میگم که کیمیا قانون تغییر نمیکنه پس تکرارش کن
تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ
به هر که بخواهى بیحساب روزى میدهى
دستان خدا برای رسوندن من به اهدافم زیاده پس دیگه به یکی از دستان خدا وابسته نمیشم ومیدونم به غیر این راه مسیر های دیگری هم هست وافراد دیگری هم هستن که منو به اهدافم برسونن
هرچقدر من بیشتر شکرگزاری کنم و توجه کنم به مثبت ها بیشتر از همونمیاد
هر روز با خودم تکرار میکنم که تو اشرف مخلوقات خدایی خدا اینقدر بهت ارزش احترام داده دس تو لایق رسیدن به همه انچه میخوای هستی
وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا» (الإسراء، 70)
ترجمه: ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا، حمل کردیم؛ و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردهایم، برتری بخشیدیم، آن هم چه برتری
به نام خدای مهربان
خدایی که هرچه دارم ازاوست وهرروز باتغییر باورهای قدیمی ام ودرک بهترازقوانین بیشترمیبخشد.
خدایا من نمدانم ولی تومیدانی به من بگو تابنویسم.
سلام ودرود خدمت استاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستان عزیزی که دراین سایت توحیدی ومقدس با حضور پیوسته ومستمر وفعال خودشان ونوشتن کامنت های قشنگشان باعث رشد وتوسعه ی جهان میشوند.
عید فطر رابه همه ی دوستان خدا تبریک میگویم عیدی که پس از 30 روز تمرین مداوم ومستمر برای تغییر عادتهایمان تغییر افکاروباورهایمان تغییر درهمه ی بخش های زندگیمان بوده وباعث بوجودآمدن یک مونتوم مثبت شده که باید ادامه بدهیم وتوقف نداشته باشیم چون ماه رمضان ماه تمرین وتلاش بود که یک نسخه ی بهتری ازخودمان بسازیم باورهای قشنگ تری بسازیم ذهنیت قشنگ تری بسازیم ودرنتیجه زندگی بهتر وآسانتری راتجربه کنیم.
وقتی موقع سحربیدار میشیم وتا غروب آفتاب مواظب کلام وگفتار واعمالمان هستیم این خود یک تمرین ساختن عادت های مثبت است تمرینی است که کانون توجه مان به سمت زیبایی ها باشد رویمان به سمت خدا باشد وروی خدا حساب کنیم درحقیقت تمرینی است که بایددر طول ماه های دیگر سال ادامه بدهیم تا نعمت ها وثروت ها وخوشی های بیشتر وارد زندگیمان شود.
من توانسته ام توی ماه رمضان تمرین کنم که موقع سحربیداربشم اول خیلی سخت بود ولی الان راحت تر شدم امیدوارم بتوانم این روند راادامه بدهم.
استادعزیزم ازشما سپاسگذارم که دراین ماه رمضان بااین دوره ی بینظیر هم جهت شدن باجریان خداوند تحولی بزرگ در زندگی من ایجاد کردید.
خداوند حافظ ونگهدارتان باشد.
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز ودوستان هم فرکانسی عزیزم
درمورد تجربه تاثیر باورها روی جذب ثروت یک خاطره ای دارم یادم با همسرم به قم سفر کردیم وبرای ناهار می خواستیم کباب بخوریم ایشون مارو برد به محله چهار مندان وبعد از اینکه ماشین کنار یکی از خیابان ها پارک کرد کلی راه پیاده رفتیم توی کوچه پس کوچه هایی که خونه هاش بافت بسیار قدیمی داشت واگر می خواستی دوباره همون مسیر پر پیج وخم تنهایی برگردی کنار ماشین واقعا من که گم می کردم و وقتی ازش پرسیدم این مغازه چه جوری پیدا کردی گفت بچگی یادم با بابام میومدم اینجا کباب می خوردم و کبابهاش خوشمزه است ناگفته نماند که خودش یک دوبار از مغازه دارهای توی کوچه ها سوال پرسید تا رسیدیم قبل از رسیدن به مغازه من پیش خودم گفتم کی می تونه اصلا این مغازه پیدا کنه با این همه کوچه پس کوچه که بیاد کباب بخوره ولی وقتی رسیدیم اونجا علارغم ظاهر مغازه که مثل دوتا اتاق تودر تو بود با میز وصندلی های قدیمی که تهویه درستی هم نداشت دیدم جا نیست بریم داخل بشینیم وکباب بخوریم دم در چند دقیقه ای ایستادیم تا صندلی خالی بشه حالا صاحب مغازه چه باوری داره که اینجوری مشتری جذب میکنه فقط خدا می دونه وما که باید توی این سایت توحیدی یاد بگیریم .
مورد بعدی مکمل صحبت قبلم در سفرهای بعدی به همسرم گفتم بریم یک رستوران لاکچری غذا بخوریم ایشون قبول کرد رفتیم به یک رستوران 5ستاره که بسیار شیک بود و ادرس سر راستی داشت ودر بسیاری از خیابان های قم بیلبورد های تبلیغش رو هم اون زمان زده بودند وخدایی غذاهاش خوشمزه بود ولی وقتی ما داخل رستوران رفتیم علارغم فضای تمیز وبزرگی که داشت فقط چند خانواده اونجا برای غذا خوردن بودند ومن وقتی این رستوران مقایسه کردم با اون کبابی فهمیدم بازی چیز دیگری هست .
ونکته پایینی اینکه یادم بچه که بودم وقتی می خواستم سر کلاس قرآن بخوانم دست وپام گم می کردم و گلوم خشک می شد وصدام می لرزید وهمیشه برای خواندن قرآن جلوی بچه ها وآموزگار استرس داشتم البته کاملا بلد بودم با خودم تصمیم گرفتم کلمه الله با مداد روی میزم بنویسم وهر وقت خانم معلم می خواستم ازم قرآن بپرسه دستم روش قرار بدم وبخوانم واین باور ساخته بودم که این الله که نوشتم بهم کمک می کنه وجلوی استرسم می گیره و واقعا موثر بود چندین بار این کار می کردم نمره ام یا 19 بود یا 20 وامان از روزی که باید کتاب بر می داشتم و می رفتم پایه تخته خخخخخخخ
انگار اونجا دست های خداوند برای کمک به من بسته می شود .واقعا باورها زندگی ما رو دگرگون میکنه
استاد جان ممنونم ازتون برای دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند واقعا عالی عالی عالی …
درپناه خدا باشید
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 9 اسفند رو با عشق مینویسم
وقتی داشتم تجربه های دوستان رو میشنیدم با خودم میگفتم آخه من چیزی یادم نمیاد که مثلا ذهنیتم درمورد یه چیزی به قدری قوی باشه که اون روی من تاثیر بذاره
کل روز رو فکر میکردم اما وقتی الان اومدم و خواستم گوشی بدستم بگیرم و اومدم سایت ،یهویی این به یادم اومد
خیلی خنده داره
هر موقع یادم میاد ،بارها شده از خودم پرسیدم ،که طیبه چی فکر میکردی اون زمان ، که اون کارو کردی
اما الان که آگاه شدم متوجه میشم
تجربه من
زمان مدرسه از کلاس راهنمایی تا دبیرستان ،تو حیاط مدرسه مون یه درختای خاصی داشتیم که بهشون بسم میگفتیم ،در اصل درخت اقاقیا بودن
چون توی گل به شکل بسم بود ،بهش میگفتیم درخت بسم
یادمه بچه های کلاسمون زمان امتحانات خرداد میگفتن هرکس از این گلا بچینه و بسمشو دربیاره و زیر زبونش بذاره ،نمره 20 میگیره
ماهم قبل امتحان همگی برمیداشتیم و چند تا بسم میذاشتیم زیر زبونمون و میرفتیم سر جلسه امتحان
چند باری پشت سر هم نمره هامون خوب میشد و انگار یه قدرتی بهمون داده میشد و این باور در ما قوی میشد که بسم که اول بسم الله الرحمن الرحیم هست به ما کمک میکنه سوالاتو درست بنویسیم که حتی یادمه میگفتیم خدا بهمون میگه چجوری سوالارو جواب بدیم چون بسم هست زیر زبونمون
سال ها ما این کارو میکردیم و حتی به قدری حس قدرت میکردیم که دیگه سر جلسه امتحان نمیترسیدیم
چون قبل اون همیشه استرس داشتیم و میترسیدیم که به سوالا نتونیم جواب بدیم و بعد اون ، یه اطمینانی داشتیم که سبب میشد نترسیم
تا اینکه بعد ها متوجه شدم همه اش یه حرف بود و هیچ تاثیری نداشت
و الان و از وقتی که آگاه شدم فهمیدم که این من بودم که با این ذهنیت سبب میشدم که قدرتی در من شکل بگیره که نترسم
حتی من تو خونه تلاش میکردم و درسامو خوب میخوندم جالبه که متعجبم چرا اون روزا به این توجه نمیکردم که این منم که درس خوندم و یاد گرفتم و دیگه اگر اون گل زیر زبونم باشه یا نه تفاوتی نداره
حتی یادمه یه بار بسم نذاشته بودیم زیر لبمون امتحانمونو خوب ننوشتیم در صورتی که خوب خونده بودیم
وقتی به این فایل گوش دادم و الان اومدم سایت یهویی اون خاطره بسم درخت اقاقیا بهم یادآوری شد
حالا باز اگر دوباره چیزی به یادم بیاد مینویسم
به نام الله یکتا، فتاح، بخشاینده مهربان خدایم
سلام خدمت استاد عزیزم و اهالی سایت وتبریک سال جدید وآرزوی بهترینها برای تک تک تون
استاد درباره این تاثیر باورها و قدرت وباور پذیری ذهن باید بگم که منم تجربه جالبی دارم
من تا قبل مهاجرت م و تجربه رویارویی با آدمای جدید ومکان جدید شنیده های زیادی داشتم راجب مردم مناطق لرستان که آدمای جالبی نیستن از لحاظ معاشرت ،رابطه ،نوع پوشش و نحوه برخورد با آدمای دیگه زیاد میشنیدم آدمای بزن بهادری هستن غیرتی ان،تعصبات شدید قومی دارن اهل جنگ وخشونت درگیری هستن اصلا نمیشه باهاشون کناراومد اما باور قلبی من این بود که هرجا میرم همه باهام بهترین برخورد و رفتار دارن و فقط آدمای خوب سر راه من قرار میگیرن تا اینکه اومدم به صورت هدایتی سمت منطقه لرستان از طریق اشنایی با دوستی و منجر شد کلا بیام وساکن بشم یکی ازشهرهای استان لرستان و خدا گواهه که ظرف مدت 6 ماهی که اینجا ساکن شدم فقط برخورد عالی محترمانه و سرشار از احترام دیدم از این مردم و فقط خیر وبرکت و نعمت رسیده بهم از جانب شون چه همسایه هام چه اطرافیانم چه جاهایی که تفریحی میرم و فقط تجربه های بی نظیری از روابط عالی داشتم و برا دوستانم تعریف میکنم تعجب میکنن و میگن اونجا جای خطرناکیه چطور زندگی میکنی طبق پیش فرض های اشتباه خودشون و باورهایی که اشتباه شکل گرفته تو ذهن شون اما من چون باورهای ذهنی خوبی داشتم تو روابط همیشه بهترینها رو تجربه میکنم و خدارو شکر میکنم که وسط بهشت تو قلب پایتخت طبیعت ایران دارم زندگی میکنم و هروز زیبایی های بی حد وحصر میبینم اینجا اکثرا تو گشت و گذار و تفریح و هروز یه قطعه از این بهشت رو دارم میبینم و یادمه چندماه قبل از خدا میخاستم تجربه سفر و دیدن زیبایی هارو داشته باشم از اونچه فکر میکردم فراتر از تصورم رخ داده برام تو زمینه روابط همیشه روابط دوستانه بی نظیری داشتم ودارم و سریع خودمو وفق میدم با شرایط جدید آدمای جدید بدون هیچ احساس تنهایی یا وابستگی خاصی به ادمای نزدیک زندگیم یا منطقه خاصی واین خودش یه مزیته و به خودم افتخار میکنم که همیشه مثبت اندیشی و ذهنیت و باور های درست داشتم و بادیدن این زیبایی ها بیشتر تقویت میشه باورام همیشه دوستانم بهم گفتن این مثبت نگری تو داستان میشه برات آخرش امامن توجهی به حرفاشون ندارم و فقط میگم ممنون که نگران منی وسعی کردم فقط بشنوم و توجه نکنم وهمچنان مسیر فکری خودمو داشته باشم وهیچوقت ازاین نگرش مثبت ضرر نکردم همیشه تحت هرشرایطی به نفع من پیش رفته اون شرایط .
سلام ودرود استاد عزیز وگرامی
در مورد این داستان من هم یک اتفاق خنده دار براتون تعریف کنم وقدرت ذهن
از اونجایی که یکی از نزدیکان من علاقه زیادی به دارو قرص وکپسول خوراکی داره و خانواده اش هذینه زیادی برای این دارو ها داشتند از اونجایی که هم ضرر داشت و هم هذینه زیاد بود خانواده اش آمد و یه سری اسمالتیز قرص های کاکائویی رنگی را خریدند و هر رنگی از اونها را برای درد خاصی به اون آقا میدادن وحتی قرص صورتی را بهجای بروفن و رنگ دیگه را برای خواب آور بهش میدادن و خواب عمیق اون را فرا میگرفت یا قشنگ دردش خوب میشد
بعد از اون خانواده اش یه سری کپسول خوراکی خالی تهیه کردن وداخلش یه مقدار پودر نان میریزند و بهش میدن و اون آقا چنان راضی هست که خدا میدونه
یعنی ذهنش چنان پزیرفته که کاملا روی اون اثر میگزاره
خدا نگه دار
سلام و درود
فکرها و باورهامون زندگیمون را میسازند مثال های واقعی دوستان که ذهن قدرتمند ما زندگی مون را میسازند
از داروها نماها که بیماری را خوب میکند و باورهایی که خدا را در ذهنمون تغییر داده و توحیدی که کم کم در دلمون حک میشه و تغییرات کوچک و مستمر که به تغییرات بزرگ تبدیل میشه و خدای جدید در ذهنمون ساخته ،خدایی که انرژی هست و اگر فرکانس خوب و احساسات خوب باشه و تمرکزت روی نکات مثبت باشه خدا از جنس همون احساسات مثبت و فرکانس مثبت ،اتفاقات را وارد زندگیت میکند
خداوندی که گفته آن قدر به تو ثروت میدهم که نتوانی بشماری
خداوندی که سلامتی را برای بدن من طبیعی میداند و در هر لحظه سلامتی کامل را بر بدنم جاری مینماید
خداوندی که آنقدر زندگیم را سرشار از شادی و عشق میکند که من فقط میخواهم ادامه بدهم
خداوند به من فرزند سالم و صالح عطا میکند ومن همیشه و هزاران بار سپاسگذار خداوند هستم
خداوند همیشه برای من رابطه ی عاشقانه را قرار میدهد
خداوند انسانهای خوب و ایده های خوب را به من عطا میکند
خداوند هزاران ،هزار مسافرت را برای من در نظر گرفته که در هر لحظه ی آن شادی و عشق و سلامتی و ثروت جاری هست سپاسگزارم خداوند مهربانم
خداوند هدایتم فرما هر روز و هر لحظه این آموزه های سایت استاد را به یاد بیارم و آموزش ببینم و هدایت شوم و الهامات را دریافت کنم و اجرا کنم و بهترین زندگی را در تمام جنبه های داشته باشم
خداوندا یاریم بده درآمدهای عالی باآزادی زمانی و مکان داشته باشم
خداوندا یاریم ده وقت کافی و آزاد برای آموزش دوره های استاد داشته باشم و باورهایم را در همه ی جنبه های زندگی تغییر بدهم و بهترین خودم باشم و عاشق خودم باشم
خداوندا میدانم و آگاه هستم که کار جدیدم خیلی عالی و پر درآمد پیش میره وایمان دارم با این کار ثروت بینهایت وارد زندگیم میشود چون پول فراوانه کافیه من باور داشته باشم
خداوندا صعودم به سمت سلامتی را به خودم تبریک میگم واز خدایم بینهایت سپاسگزارم و شکر گزار هستم
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین