live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    266MB
    37 دقیقه
  • فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    36MB
    37 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

982 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژده نقاش گفته:
    مدت عضویت: 1671 روز

    سلام به استاد عزیزم که کلماتی گوهر بار از سمت خداونی که صاحب عرش بزرگ است بر زبانتان جاری میشود.

    سپاسگزارم از شما که وقت میگذارید و ما رو در خوشی هایتان شریک میکنید .این برای من بسیار لذت بخش است و شادی شما مرا شاد میکند و بخاطر این خداوند را نیز سپاسگزارم .

    به لطف خدا دارم آهسته و پیوسته فایل های رایگان رو تماشا میکنم و هم لذت میبرم هم درس میگیرم ، و بدین منظور از انرژی منبع سپاسگزارم.

    استاد بسیار برایم این اتوبوس تحسین برانگیز است و این نمونه را من چند سال پیش در یک کیلیپ طراحی داخلی دیدم و با خودم گفتم به به این همونه که منو شگفت زده میکنه تا بتونم هر جا دوس دارم برم بدون محدودیت….واقعا به شما تبریک میگم بخاطر ایجاد همچین باور هایی که همچین نتایجی ایجاد کرده واستون ، بسیار عالی و تحسین برانگیزه ه ه ه ه ه ه….

    استاد میون صحبت هاتون به اینکه یه فرد باید بتونه از توانایی هاش صحبت کنه اشاره کردید، من از زمانی که یادم میاد این قابلیت رو داشتم چون تقریبا توی بیشتر فعالیت هام نسبتا موفق و در بعضی ها بسیار موفق تر از هم دوره ای هایم بودم و طبیعتا من از اینکه میتونم به راحتی فعالیت های هنری و ورزشی و از این قبیل رو پیش ببرم خوشحال بودم و از ذوق دوست داشتم اگر کسی ازم میپرسید یا جایی بودم که بحثش پیش میومد از کارایی که انجام دادم و موفقیت هام و توانایی هام صحبت کنم .

    رفته رفته با ورود من به جوامع بزرگتر و گروه ها و .. با مخالفت هایی روبرو میشم که چقد تو مغروری و یا اینکه رو برمیگردوندند ، بعد من یه حس بدی بهم دست میداد و خود خوری میکردم و میگفتم اینا چرا اینجوری رفتار کردن با من ! من که چیز بدی نگفتم ؟

    یا با خودم میگفتم من که نگفتم شما کارت بده و من خوب ، من فقط گفتم بلدم فلان کار رو انجام بدم یا فلان جا فلان موفقیت و تو فلان زمینه کسب کردم و میدونم الانم تو فلان حوضه هم میتونم و…

    کلی با خودم طی چندین سال کلنجار رفتم که چرا باید بعضی ها یا بهتره بگم اغلب نسبت به صحبت های من گارد میگیرن !!!؟؟

    کم کم با خودم گفتم شاید واقعا اشتباه از منه ! شاید من زیادی از خودم میگم ، شاید این درست نباشه و…….

    اومدمو آهسته این رفتار رو کنار گذاشتم و بیشتر سکوت میکردم تا جایی که کسی ازم درخواست کنه بگه دیگه چه کاری بلدی یا چه رتبه ای کسب کردی و ……

    این روش از سن تقریبا ۱۵ سالگی شروع شد و کم و بیش تا ۱۸، ۱۹ سالگی ادامه پیدا کرد و من هر روز احساس سرخوردگی بیشتر میکردم ،عزت نفسم از بین میرفت ، اگر هم خودمو مهار نمیکردم بین دوستان و بعضی آشنایان جایی نداشتم .

    دیگه تو دانشگاه بود که واقعا با این همه تعریف و تمجید از سمت اساتیدم به خودم اومدم که داری چیکار میکنی با خودت !؟؟؟ این همه هنر خدا تو وجودت گذاشته و چیزایی که تا بحال تمرینی نداشتی با یکبار نگاه کردن به راحتی میتونی انجامش بدی ، پس چرا خودتو کم میبینی ( خود کم بینی) چرا اینقدر بخاطر اینکه دیگران باهات باشن و بپذیرنت بیشتر سعی میکنی ذوقی نکنی بخاطر نعمتی که خدا بهت داده!!!!!

    از اونجا دیگه کنار گذاشتم نگه داشتن دیگران رو ، کنار گذاشتم سرکوب کردن احساساتم و ذوق هامو ..

    خودم شدم ، بسیار هم باهاش راحت بودم . گفتم اگر کسی با دیدن من یا گوش دادن به صحبت های من اذیت میشه خوب میتونه بره و گوش نده یا نبینه ، چرا دیگه وایمیسه به تمسخر کردن من یا نیش و کنایه زدن یا از سر زورش حرف بار من کردن؟؟؟!واقعا نمیفهدم همچین آدمایی رو !!!

    الحمدلله از اونموقع تا به العان که ۲۸ ساله ام ، کاری که فکر میکنم درسته انجام میدم چه کسی خوشش بیاد چه نیاید ..چون من که خوب خودمو میشناسم که آدم شریفی هستم ، با این حال که زن هستم ولی حسادتی به کسی ندارم ( اکثر کسایی که دور من بودن ، همسنام یا همدوره ای هام و آشنایان از من بیشتر غرق در نعمت بودن ولی من اصلا حسادت نداشتم به کسی) چون خداروشکر بذر حسادت در من کاشته نشده بود و این بخاطر وجود پدر و مادر شریف من هست ، میدونم که من فقط از توانایی هام میگم اونم بعضی وقتا ، فوش که نمیدم یا جسارت که نمیکنم به کسی که اینقدر خشک باهام برخورد میشه ، و اینکه میدونم از همون اول که خود شناس شدم از موفقیت دیگران لذت میبردم ..

    من یه دختری با دل صاف بودم و فقط زرنگ کار خودم بودم و سرم تو کار خودم بود و خیلی کم تو حاشیه بودم ، فقط همین ….

    استاد خدا میدونه که با گوش دادن به صحبت های شما چه تلنگر هایی به من زده شد که دختر پس فلان جا کارت درست بوده و تو احساس عذاب وجدان داشتی …

    از زمانی که فایل های شما رو گوش میدم هر روز ببشتر به این پی میبرم که من واقعا خوبم و بیخود داشتم ادای آدمای خوبو درمیوردم تا دیگران بگن این دختر خوبیه ( این خوبی که دیگران بهش میگن خوب کاملا با خود من در تضاد هست و بود) پس خیلی وقته که پروندش بسته شده و خدای من شاهده که من هیچوقت بد کسی رو نخواستم و نمیخوام و همیشه از خدا نعمت و رحمت برای همه خواستم ..پس به خودم و کارهام ایمان دارم چون الگوی من شما هستی استاد و وقتی میبینم صحبت های شما خود من رو در من دوباره زنده کرده ، چرا بهش عمل نکنم و این مسیر زیبا و لذت بخش رو ادامه ندم !

    با افتخار راه درست را ادامه میدم حالا یا قابل پذیرش برای دیگران میباشد و یا نمیباشد ………..

    از خداون بزرگ و قادر مطلق جهان میخواهم عزت نفس همه انسانها و مومنین حفظ و تقویت بشه .

    و برای هزارمین بار از الله یکتا سپاسگزارم بخاطر آشناییم با این سایت ..

    از خداوند میخواهم بزودی با موفقیت های مالی و مادی بیام و برای دوستان عزیزم و استاد گرانبهایم صحبت کنم تا همه مان لذت ببریم و سپاسگزار این نتایج باشم …انشالله

    و اما الان با شنیدن این صحبت های گرانبها به خودم افتخار میکنم که این اخلاق رو داشتم در وجودم و راه درست رو انتخاب کردم .

    مثل همیشه آرزوی توفیق روز افزون در همه ابعاد زندگی برای شما دوستانم که میخوانید و استاد عزیزم و فرزند محبوبشان دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    هما ی سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    به نام خدای هدایتگری که به آسانی من رو به سوی آسانی ها هدایت می کند …

    سلام به استاد عزیزم ، سلام به مریم خانم شایسته ام ، و سلام به دوستان عزیزم …

    اول از همه باید بگم استاد عزیزم چقدر شما رو دوست دارم …

    چقدر دیدن شما باعث ایجاد احساس خوب در من می شود …

    و بعد درباره دردانه پسر شما مایک …

    چقدر این پسر مهربون و صمیمی هست و چقدر واکنش هاش رو در مقابل دوربین دوست دارم …

    خیلی مهربون و متواضع هست . و چقدر خوب به حرف های شما گوش می کند ، و اینکه احساس کردم واقعا می خواد بهترینش رو نشان بدهد …

    و آفرین به این پسر که اینقدر در فرکانس خوب و مدار خوبی بوده ، چقدر تجربه کسب کرده ، چقدر خوبه که در فضایی بوده تا بتواند مهاجرت کند ، زندگی در کنار پدر ، در اروپا ، آمریکا رو تجربه کند …

    و مطمئنا لیاقتش رو داشته ، و اینکه شجاعت بالایی داشته و از همان کودکی خودش را توانا دیده ، تا به دور از مادرش و در هر شرایطی می تواند از پس خودش بر میاد و یک بار استاد تعریف می کردید ، که چقدر این پسر در مدار و فرکانس مثبتی هست و حتی گاهی می خواهید یک جا حالش رو جا بیارید ، اتفاقی می افتد و مهمونی میاد که اون می تواند علاوه بر اینکه تنبیه نشود ، بلکه بهش خوش بگذرد …

    و این چقدر برای باور ما خوبه برای در فرکانس خوب بودن ، در مدار ثروت بودن ،همه چیز آماده و مهیا بودن ، فقط و فقط مدار خوب هست ، فقط و فقط فرکانس خوب هست …

    و این پسر باورهای فوق العاده دارد ، باورهای فراوانی ، مثل اینکه به اندازه ی تمام انسان ها ثروت و نعمت وجود دارد …

    و یک شعار زیبایی که هرآنچه من رو نکشد ، من رو قوی تر می کند … واقعا که این پسر ، پسر فوق العاده ای هست و براش بهترین ها رو آرزو می کنم …

    و چقدر استاد حرف های شما و باورهای شما و طرز برخورد شما ،با پسرتون برای من الهام بخش بوده ، و چقدر باورهای درست در من شکل داده …

    استاد عاشقتونم که توحیدی عمل می کنید و ابراهیم وار مایک را دردانه پسرتونو در دستان خدا رها کردید …

    به جریان طبیعت …

    مسئولیت فرزندان ما کاملا ، صد در صد به عهده ی خداونده، ما مسئول هدایتشان نیستیم ، ما مسئول تربیتشون نیستیم …

    اونا خودشون راه زندگی شون را انتخاب می کنند …

    و خداوند بهترین حفظ کننده هست …

    و اتفاقا اگر احسمونو خوب نگه داریم ، در مسیر پیشرفت باشیم ، امروزمون روی خودمون بگذاریم ، بیشترین کمک رو به فرزندمان می کنیم ، چرا که فرزندامون باور می کنند ، ثروت به آسانی و با فکر درست به دست میاد …

    سلامتی ما با افکار درست به دست میاد …

    و کلا خوشبختی ما ، و یا احساس بدبختی ما کاملا درونی هست …

    استادم از شما سپاس گزارم که به این زیبایی ،و صبر فضای داخلی اتوبوس را نشان ما می دهید ، بهتون تبریک می گم ، تحسینتون می کنم ، چقدر همه چیز تمیز و زیباست …

    و من عاشق ذوق زدن های مایکم وقتی می گید فضای اتوبوس بزرگ تر هم میشه …

    چقدر این حس خوبش زیبا هست که می خواهد زیبایی هایش را و احساس خوب اینکه چیزی رو دارد رو با دیگران شیر کند و شریک بشود …

    و چقدر زیباست استادم که ثروتمندید ، و رفاه و آسودگی دارید …

    چقدر خوبه که انسان ثروتمند باشد ، باعث گسترش جهان می شود، چقدر سازنده های اتوبوس و کسانی که این ایده ها رو برای ساخت دادند ، لذت می برند که افرادی به این زیبایی و با این حس و حال استفاده می کنند …

    استادم ، چقدر زیبا که خودتون و محدود نمی کنید ، به قول خودتون هرجایی سرک می کشید، استادم همیشه آماده هستید که تجربه کنید ، و چقدر خوشحالم که من همسفر شما هستم و چقدر از دیدگاهها و باورهای شما استفاده می کنم ، و اینکه استادم شما هیچ کاری نمی گیرد سخته ، بلکه مرحله به مرحله می روید و انجامش می دهید ، و تکامل رو طی می کنید ، استادم هرکاری رو اگر یک نفر در جهانم انجام داده ، پس ما هم می توانیم ، و حتی اگر انجامش هم نداده باز هم ما توانیم …

    هیچ کاری اونقدر سخت نیست ، که ما توانایی اش رو نداریم ، ذهن ما توانایی اش رو دارد ، ما مرحله به مرحله با تکامل و تمرکز از عهده ی هرکاری برمیایم، و مهم تر اینکه خداوند هدایتمان می کند ، و ما رو به آسانی به سوی آسانی هدایت می کند …

    و اینکه استادم ، چقدر شما زیبا از خودتون و توانایی خاتون صحبت می کنید ، چقدر لایق تحسین شدن هستید ، و چقدر هم خوبه که اینقدر تحسین می شوید …

    استادم ، اولین قدم توی پیشرفت کردن اینکه که خودمون توانایی خودمونو ببینیم ، خودمون خودمونو لایق خوبی ها بدانیم، و چقدر من از شما این ویژگی رو یاد گرفتم …

    استادم هر فایل شما چه قدیمی و چه جدید ، هزار نکته ی مثبت دارد ، و یک عالمه باور مثبت و ارزشمند ، که با هربار دیدنش ، باز هم چیزهای جدید تری می بینی …

    استادم از شما سپاس گزارم که استادم شدید ، باعث اتفاق های مثبت شدید …

    باعث شدید که توحیدی بشم ….

    برای شما بهترین اتفاق ها در بهترین زمان و مکان آرزومندم …

    دوستتون دارم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم قانون تکامل بزرگترین قانون جهان هستی است که وقتی این قانون را در زندگی رعایت کنیم کلی موفقیت های پیش می‌آید

    خود قرآن هم با تکامل به پیامبر اسلام نازل شده

    و مبعوث شدن پیامبر هم به صورت تکاملی اتفاق افتاده به مدت چهل سال طول کشیده تا به این مقام رسیده حضرت نوح هم به صورت تکاملی کشتی به اون عظمت را درست کرده وتا زمان معین فرا می‌رسد

    همین جنین که در شکم مادرش است به صورت تکاملی وبه مدت نه ماه زمان می‌برد تا یه انسان کامل شود

    پس برای موفقیت در هر زمینه‌ای باید تکامل راطی کنیم وقتی به این قانون اصلی به خوبی عمل کنیم در ابتدا یک روند کندی داریم ولی بعد از مدتی به صورت تصاعدی رشد بوجود می‌آید

    باز هم قانون تمرکز کانون توجه در همه‌ی جای زندگی ما جا دارد اگر به هر خواسته یا ناخواسته ای در زندگیمون توجه کنیم از جنس همان وارد زندگیمون می‌شود این یک قانون است

    تنها عامل خوشبختی وسعادت من و کانون توجه وتمر کزم هست به هر چیزی توجه کنم از جنس همان وارد زندگیم می‌شود این یک قانون است

    وقتی که تمام قدرت را به خداوند بدهیم او هیچ وقت تنهامون نمی گذارد وهمیشه ودر هر لحظه مواظب ماست ما باید قدرت از دیگران بگیریم وبه خدای خودمان بدهیم وآگاه باشیم که فقط خودمان خالق زندگیمون هستیم ونه هیچ کس دیگه حتی پدر و مادر و دولت ونه هیچ کس

    باید هر لحظه مواظب افکار و ورودی ها باشیم وهمیشه کانون توجه وتمرکز را به سمت خواسته ها بگذاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    zeinab گفته:
    مدت عضویت: 1123 روز

    به نام خدا

    سلام استاد من از این فایل یک از بزرگترین پاشنه آشیل خودم پیدا کردم عدم درک قانون باعث شد من شاخه شاخه بپرم همیشه یک عالمه توی کل زندگیم هدف های نصف نیمه دارم که تا صبح میتونم نام ببرم در صورتی که اگر همون زمان روی یک مسیر میگذاشتم چقدر الان پیشرفت کرده بودم و بجای افسردگی نا امیدی چقدر اعتمادم به خودم بیشتر میشد چقدر درست گفتید که همش بخاطر کم کردن روی دیگرانم هدفی رو انتخاب و بعدم چون زمان میبره ول می کنیم این توی وجود من خیلی ریشه بزرگی داره چون از بچگی خجالتی بودم و گاهی بقیه باهام شوخی یا مسخرم میکردن روم نمیشد جواب بدم الان همشون روی هم توی وجودم تبدیل شدن به عقده که به یک عالمه موفقیت برسم توی همه چی عالی بشم یک شبه میلیارد بشم مهاجرتم بکنم و….که روی اونایی که منو دست کم گرفتن کم کنم و انوقت شادی به زندگیم برگرده حیف

    واقعا که این همه سال زندگیم با استرس و فشار زندگی کردم که به این لول برسم و هیچوقت هم نرسیدم چون این همه تغییر زمان میخواست امیدوارم بتونم جلوش بگیرم و توی مسیر درست هدایت کنم این انرژی که در مسیر غلط تلف میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2445 روز

    بنام خدا

    دیروز داشتم کامنتهای یکی از فایلها رو میدیدم که یهو یکی از عکسهای استاد توی موارد پیشنهادی توجه ام ب خودش جلب کرد

    و زدم روش تا ببینم چ فایلی

    ب محضی ک کامنت منتخب رو خوندم انگار برای خود من بود و‌خدا هدایتم کرد

    و من نشانه روزم گرفتم و از اون دکمه هدایت استفاده نکردم

    اندیشه عزیز در مورد علاقه اش ب هنر و ثروت ساختن نوشته بود

    دقیقااا خود من

    تمام زبان اموزام کلاسهاشون کنسل شد

    و الان خودمم و خودم

    درامدم نقریبا صفر شده دو سه ماهه

    از کنسلی کلاسهام ناراحت نیستم و قبلا هم درموردش نوشتم ( اذعان میکنم که دوست دارم زبان اموز جذید داشته باشم)

    ولی شاید همین قطع شدن

    این تضاد

    برای من راهی برای رفتن توی مسیر مورد علاقه ام. یعنی هنر

    که اصلا از اول اشتباه رشته مدرسه ام رو ب حای هنر و رفتن ب هنرستان، ریاضی انتخاب کردم و این مسیر اشتباه رو شاید 20 ساله دارم ادامه میدم

    از دبیرستان تا الان

    دیدم من چندین و چند دوره خریدم

    کدوم رو تا اخر اخر تمام کردم

    یا تمامی مدلها رو اجرا کردم

    ب جز یکی دوتا

    فکر کنم همه رو نصف و نیمه دیدم و اجرا کردم

    در نظر اول که فایلهای اموزشی رو میبینم بنظرم برای من خیلی اسون میاد و یا ب اندازه کافی برای من جذاب نیس

    پس میگم ولش کن

    ولی چند وقت پیش دقیق یادم نیس چطور خدا هدایتم کرد

    ولی ب این درک‌رسیدم که

    بابا، تو ک فکر میکنی اینا اسون

    اب خوردن

    خوب برو ی دوتا طرح از خودت بزن

    دیدم از بس نقاشی نکردم ذهنم قفله

    گفتم فایده نداره باید دوباره شروع کنم

    یکی از اون دوره ها رو که خریده بودم و احساس کردم با مود الانم اوکی

    انتخاب کردم

    و دیدم چقدر ب دلم نشست

    درحالیکه اون زمان ک استاد درس ها رو توی کانال میذاشت بنظرم زشت یا خیلی اسون میومد

    ( یعنی اون زمان من در مدار اجرای اونها نبودم با اینکه پولش پرداخت کرده بودم

    مثل دوره های استاد

    که خیلیا میخرن

    ی عده شون فقط میخرن

    ی عده دیگه ی چندبار گوش میدن

    ی عده دیگه ،گوش میدن ولی درک نمیکنن

    و …

    تا اون عده قلیلی که هم درک میکنن هم عمل میکنن)

    خلاصه دست ب قلم شدم و دیدم

    همون طرحهای ب ظاهر اب خوردن

    رو‌ک اتود میزنم

    گاهی ی جور نافرمی میشه

    مثلا خطهام در ی سری جهت ها پختگی یا محکمی رو‌نداره

    و فهمیدم که ای دل غافل

    تو ک فکر میکردی خیلیییی بلدی

    هنوز تو اتود اولیه گاهی میلنگی

    پس شروع کردم ب کار کردن

    و کشیدن

    و چندتا از طرحهام رو توی اینستام منتشر کردم

    چندین نفر درخواست دوره اموزشی یا کلاس خصوصی دادن

    ولی من با کمک استاد فهمیدم که من هنوز تکاملم رو طی نکردم

    و باید خیلی بیشتر کار کنم

    و بعد دوره اماده کنم

    و در همین مسیر که دارم لذت میبرم از کار کردن

    خدا خودش من ب مدار مشتری ها و مسیرهای ثروت ساز هدایت میکنه

    ی مثال دیگه

    در مورد بدنسازی

    من دوماه که باشگاه میرم خداروشکر بعد از ی وقفه تفریبا 4 ساله

    ماه اول ی برنامه سبک بود

    و یادم من از هالتر Ez بدون هیج صفحه ای استفاده میکردم

    و اصلا زور هالترهای خالی صاف رو برای جلو بازو نداشتم

    تو ماه دوم هفته اول تونستم همون هالتر صاف ها رو بدون صفحه بزنم که از ez سنگینترن

    و تو هفته دوم 10 کیلو

    و امروز توی هفته سوم 12/5 کیلو رو زدم

    و تکاملم رو‌دارم طی میکنم

    و میبینم ک چطور یواش یواش بدنم داره قدرتمند تر میشه

    و عجله ندارم

    یا وزنه های دیگه رو ماه اول با 5 شروع کردم ولی الان 15 کیلو برام مناسب شد و میتونم سه ست بزنم و برام نه خیلی اسون نه خیلی سخت

    با حوصله و عشق و شکرگزاری برای امکان حضورم درباشگاه و مربی خوب

    و پولی که پرداخت میکنم

    و جای امنی که دخترم رو میذارم

    تمریناتم رو انجام میدم

    خداروشکر که این قانون رو درک کردم

    ولی باز ذهن چموش و شیطان هم بیکار نمیشینه

    وقتی فشار مالی داری

    وقتی خودت مقایسه میکنی

    وقتی حسادت میورزی

    اون زمانکه که میخوای قانون دور بزنی و دلت میخواد ره صدساله رو یک شبه طی کنی

    پس باید مرتب خودمون ببندیم ب اگاهی ها

    که اگر هم لغزیدیم و زدیم جاده خاکی

    زود بیایم تو مسیر

    الهی ب امید خودت و همت خودمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    خانواده اسلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 1095 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم جون و دوستان هم فرکانسم

    الان که فکر میکنم بهتر قانون تکامل رو متوجه میشم

    من خیلی وقتا بوده چون قانون رو نمی‌دونستم و عجول تصمیم گیری کردم اون نتیجه ای رو که میخواستم نشد

    ولی خداروشکر کلی تجربه کسب کردم خودم رو سرزنش نمیکنم

    چون اون زمان من این قانون رو نمی‌دونستم

    و عجولانه تصمیم می‌گرفتم

    از زمانی قانون رو فهمیدم و از زمانی با توحید آشنا شدم

    خیلی صبور شدم چون توکلم قوی تر شده.

    من سپردم به خدا

    من اینجور احساسی دارم که وارد یک هزارتو شدم

    خداوند فرمانروای این جهان هست و این جهان رو آفریده و به عملکردش آگاه هست

    خداوند تمام این مسیر ها رو می‌شناسه

    از دید من خداوند از بالا داره اون هزارتو رو میبینه و مسیرها رو میبینه

    خدایا تو آگاه هستی به همه چی .

    خدایا من دستم رو در دستانت قرار میدم و تو منو ببر در مسیر درست

    خدایا مسیر تکاملم رو کوتاه کن خدایا هموارترین مسیر رو برام مشخص کن

    خدا نور مسیرم باش خدایا تو دستور بده من میگم چشم خدایا قدم به قدم رو برام مشخص کن من جای پای تو می‌زارم خدا جونم

    ما میتونیم این مسیر رو کوتاه تر کنیم میتونیم به تکاملمون سرعت ببخشیم با کار کردن روی خودمون با تغییر دادن باور هامون

    ما با بیشتر کار کردن روی افکارمون میتونیم افکار درست رو جایگزین کنیم و به تکاملمون سرعت ببخشیم

    هر چی بیشتر روی خودمون کار کنیم مسیر کوتاه تر میشه

    و چقد خوبه که از این مسیر لذت ببریم

    چون این مسیر سراسر از زیبایی هاست

    تو این مسیر هر روز بهتر میشیم و این خیلی لذت بخشه

    خدایا ظرفیتم رو زیاد کن برای بهتر درک کردن خدایا آمادگی من رو زیاد کن برای پذیرش باورهای درست

    خدایا تو باورهای درست رو به من نشون بده

    خدایا با من حرف بزن و به من الهام کن

    خدایا من لیاقت دریافت الهامات از سمت تو رو دارم

    خدایا همینجور که بارها و بارها به من الهام کردی

    خدایا به من الهام کن قدم به قدم چه حرکتی کنم

    خدایا گوشم رو شنواتر کن برای شنیدن الهاماتت خدا چشمانم رو بیناتر کن برای دیدن الهامات

    خدایا قلبم رو بزرگتر کن برای پذیرش الهامات

    خداوندا قلب من جایگاه توست خدایا به قلبم جلا بده

    خدایا من تو رو دارم پس نگران هیچی نیستم چون می‌دونم بدون اذن تو حتی یک برگ به زمین نمیفته

    پس هیچ عجله ای ندارم و منتظرم منو هدایت کنی و بهم بگی قدم به قدم چه کار کنم

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2445 روز

    بنام خدا

    گام 11

    راستش هرچی فکر کردم یادم نیومد ک کاری بوده و من شروع کردم

    و اصلا تکامل در نظر گرفته بودم یا نه

    من خیلی کارها انجام دادم تو کامنت های قبلیم‌نوشتم

    فکر کنم فقط اب حوض نکشیدم

    از همه پول دراوردم ولی اون جور ک راضی کننده باشه نه

    من بعد از ازدواج خیلی راحت در اموزشگاه زبان دخترانه شروع ب کار کردم

    اول کلاسهام با بچه های ابتدایی بود و کم کم راهنمایی و‌دبیرستانی

    و بعدش اینقدر پیشرفت کردم ک مثلا کلاس مهندسهای شرکت ( آقایون) رو اول ب من پیشنهاد میدادند

    الان ک نوشتم متوجه شدم که من تکاملی ب اون جایگاه رسیدم

    ولی چیزی که بود اینه ک‌من هیچ وقت جسارت اینکه زبانسرای خودم رو‌داشته باشم نداشتم

    همیشه ی نجوای درونی بود که بابا دردسر داره

    سرمایه میخواد ی ترس درونی که من نمیتونم

    و ترجیحم این بود که برای جایی کار کنم

    و نتیجه : اینقدر ب لطف خدا کارم عالی بود که خیلیا میخواستن فقط با من کلاس داشته باشن

    از لحاظ مالی برای من ، رشد چندانی نداشت و اندازه مدرسای دیگه بود

    ولی نتیجه مالی خوب و‌ بالا بردن اسم زبانسرا رو برای مدیرم ب همراه داشت

    از زبانسرا جدا شدم. و رفتم تو حوزه هنر و نقاشی

    مادرم مزون دارن

    کنار مغازه مادرم ی دختر ک شاید زیر 21 22 سال باشه

    مغازه احاره کرده

    کلی هنرجو داره

    وقتی دیدمش دلم خواست منم گالری هنری دنج برا خودم داشته باشم

    جدا از بحث مالی ک الان شرایطش رو ندارم

    باز نجوای درونی که

    تو چطوری میخوای شروع کنی

    از کجا اموزش رو شروع کنی

    و اگه کرایه مغازه درنیومد چی

    اکه ی طرح بود ک نتونستی خوب بزنی چی

    و …

    یعنی ایده در نطفه خفه میشه

    الان با این فایل ب ذهنم اومد که من فعلا تو خونه روی افزایش مهارت هام با دوره هایی که خریدم کار کنم

    پله پله

    و بعد ب ذهنم اومد ‌که خوب ک کار کردم ی طرح درس برای خودم درست کنم و شروع کارم از این مسیر باشه

    و بعد دوباره ب ذهنم رسید که از استاد خوشنویسیم بپرسم ببینم میتونم توی ارشاد اتاق بگیرم

    حالا فعلا در مرحله تمرین در منزلم

    عجله ندارم

    و کار میکنم و منتظر هدایت خدا میشم

    استاد اصلا احساس عجله یا رو‌کم کنی رو ندارم

    کلا نداشتم

    و فقط دلم میخواست و‌میخواد که ب رفاه و استقلال مالی برسم

    ب اینکه هر وقت چیزی نیاز داشتم راحت بتونم تهیه کنم

    هر هزینه ای نیاز بود انجام بدم ، از عهده اش بربیام

    درگیر دو دوتا 4 تا نباشم

    اینم رد پای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 954 روز

    بنام خداوندی که یادش آرامبخش روح و روانم است

    استاد عزیزم سلام

    خانم شایسته دوست داشتنی سلام

    یه سلام قشنگ پاییزی هم خدمت تمام دوستان عزیزم درین سایت با ارزش

    خدارا هزار مرتبه شکر که تونستم به لطف الله از آگاهی های قدم دوازده هم بهره مند بشم و الله پاک توفیق عمل به آنچه آموخته ام نصیب کند آمین.

    مطالب گام دوازدهم یک قانون ابدی و ازلی جهان را که همانا قانون تکامل است را بما آموخت.

    قانون تکامل به این معنی نیست که زمان زیادی طول بکشد که ما به خواسته ای مان برسیم بلکه باید ظرف وجود ما آماده ای دریافت بشه.

    در ابتدا ممکنه از لحاظ زمانی هم کمی طول بکشد اما بعدش که آماده شدیم نتایج بوم بوم پشت سرهم اتفاق میفتد.

    رعایت قانون تکامل یعی مقایسه نکردن خود با دیگران ریشه این ویژه گی احساس خودارزشندی درونی است.

    من در قسمت یادگیری قوانین و درک قوانین خیلی عجله داشتم چون میخواستم خیلی زود نتیجه اتفاق بیفتد و گاهی خودم را سرزنش میکردم ک تو کم کاری میکنی ک نتایج بزرگ اتفاق نمی افتد که عزت نفس ات عالی نمیشه ببین بچه ها چطور نتیجه گرفتن اما تو هنوز به خواسته هات نرسیدی در حالیکه دارم روی خودم کار میکنم اما شیطان ذهن تلاش هایم را در نظرم بی ارزش جلوه میداد

    در حالیکه قانون تکامل را فراموش کرده بودم که آقا من که از گذشته ای افراد خبر ندارم که اونا از کجا شروع کردن. اما گذشته ای خودم را ک میدانم پس باید یادبگیرم که خودم را با گذشته ای خودم مقایسه کنم

    منی ک از یک آدم پرخاشگر به یک شخصیت آروم تبدیل شدم

    از یک ذهن ب شدت منفی تا حدودی به یک شخصیت مثبت اندیش تبدیل شدم

    یک عالمه استرس و نگرانی جایش را با آرامش عوض کرده

    از احساس گناه و خود سرزنشی های شدید به شدت کاسته شد

    از یک آدمی که وقتی به مسئله ای برمیخورد شکایت میکرد و گریه میکرد الان باخونسردی راه حل اش را پیدا میکند

    درقسمت ورودی های ذهنم به شدت حساس شدم و غذای خوب میدم به ذهنم

    و از یک آدمی ک مدام تغییراتم را دست کم میگرفتم و شیطان در نظرم کم اهمیت جلوه میداد تبدیل شدم ب آدمی ک اومدم اینارو نوشتم

    و باید سعی کنم که یادبگیرم با استمرار و بدون عجله روی خودم کار کنم و بجای اینکه خودم را بادیگران مقایسه کنم بیام دستاورد های دیگران را تحسین کنم و بگم اگر دیگران تونستن منم میتونم و چقدر این دیدگاه بمن آرامش میده

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 953 روز

    بنام پروردگار مهربان…!

    سلام گرم و صمیمانه تقدیم همه عزیزان این مسیر زیبا..

    گام 12 ام /خانه تکانی ذهن

    رعایت قانون تکامل =هموار شدن مسیر رشد.

    هر لحظه سپاسگذار خدای هستم که هدایتم که به این سایت الهی که سرشار از مطالب ناب هست که مسیر زندگی را در هر لحظه روشن و روشن تر می‌کند.

    چقدر موضوع مهمی را بیان کردین استاد عزیزم.

    خیلی نیاز به شنیدن چنین مطالبی رو داشتم.

    خودم از بچه گی تا قبل ورودم به این سایت خیلی انسان عجولی بودم.

    همیشه تلاشم این بود که یکاری رو قبل رسیدن زمانش انجام بدم.

    کلا توی کوچکترین و بزرگترین موضوعات زندگیم عجله میکردم. یه زمان های میشد که بخاطرانجام یه موضوعی استرس کل و جودم رو میگرفت. آرامشم را ازم می‌گرفت وقتی هم که به اون نتیجه می‌رسیدم نداشت اون لذتی رو که باید می‌داشت. چون خسته گی مسیر هنوز توی وجودم مونده بود.

    یکی از دلیل های عجله کردن توی کارام پاین بودن عزت نفسم بود.

    دوست داشتم یه حرکتی بزنم یکاری که بتونم تایید بقیه رو بگیرم.

    چون توی مداری بودم که همیشه عجول بودم و دوست داشتم یه شبه خواسته هام اتفاق بیافته

    دقیقا اون زمان هدایت شدم به مسیر نتورک.

    اونجا شرایط طوری هست که توی اموزشات و همچنان توی عمل زمان رسیدن به خواسته را خیلی کوتاه میکنند‌.

    شب و روز شونو بهم میدوزن و تلاش می‌کنند تا سریع تر خواسته ها شون اتفاق میافته.

    واسه عده ی که میتونن باور درست بسازن با همون تلاش های فیزیکی شون خواسته ها شون محقق میشه ولی واسه عده ی که همون تلاش فیزیکی رو انجام میدن ولی نمیتونن باور درست بسازن اون خواسته خیلی دیرتر اتفاق میافته دقیقاا زمانیکه فرد تکاملی را طی کرده باشه.

    ولی نتورکر ها باور شون اینه که شب وروز باید کار کنند و نتورک مسیر سریع رسیدن به خواسته هاست.

    توی نتورک حرف از رشد تصاعدی میزنن ولی هیچ حرفی از تکامل نمیزنن و شاید 90 درصد شون نمیدانن تکامل چیست.

    خودم زمانیکه به نتورک معرفی شدم خیلی باور های مثبتی تونستم بسازم. حیلی به زندگی و آینده امیدوارتر شدم.ارتباطاتم عالی تر شد.

    ولی به اون خواسته های که مد نظرم بود نرسیدم و آخرش خسته شدم و رها کردم.

    دلیلشم این بود که مسیر رسیدن به اون خواسته رو خیلی برام سخت کردن.

    شب و روز کار کردن،هیچ تفریح و لذتی نداشتن هیچ تایمی خالی نداشتم،شب و رزو را نفهمیدن

    همش و همش فکر کردن به دوسه سال دیگه و رسیدن به خواسته این منو خسته کرد.

    تقربیا 6 ماه با شب و روز کار کردن یه رتبه ی که مد نظر بود رسیدم سختی طی کردن مسیر 6 ماهه با استرس و عجله نمی ارزید به اون رتبه شرکت که کسب کردم‌. لذتش چند ساعت بود ولی مسیر سختش 6 ماه

    وقرار بود یکی دوسال دیگه به آخرین رتبه ی شرکت برسم ولی مسیر اینقدری برایم سخت بود که رها کردم.

    دقیقا بیشتر از یک سال قبل زمانی که تسلیم شدم و از خداوند مسیر همواری برای رسیدن به خواسته هام طلب کردم خداوند منو هدایت کرد به سایت استاد عزیزم.والان با آرامش تمام، با لذت،با شور وشوق،با انگیزه دارم مسیر رسیدن به خواسته هام رو طی میکنم، قدم به قدم پله به پله..‌

    وهر روز شاید تغیرات در و جود هستم و مسیر رسیدن به خواسته هام کوتاه تر میشه.

    خدایا هزاران بار سپاسگذارم بابت اینکه لطفی که برایم داشتی و داری…‌‌

    درپناه خدا باشید عزیزانم….!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام رب هدایتگرم

    سلام و درود

    «روز دوازدهم پروژه»

    و اما تکامل :

    من در مراحل اولیه یادگیری مهارتی هستم و کمی این حس که ««بدو بدو زود باش»» «« بدو عقب موندی»» ««زود باش پول دربیار»»ذهنمو درگیر کرده بود ولی به یاد آوری قانون تکامل با شنیدن صحبتهای ارزشمند شما بسیار بسیار ذهنم رو ساکت کرد و حال دلم رو عالی کرد، من قدم به قدم که در مسیر پیش میرم و یکی یکی چالشها رو حل میکنم بزرگتر و قدرتمند میشم و برای پله بالاتر آماده میشم ، اگه ادامه بدم و راه اصلی رو برم به جاهای خیلی خوبی میرسم پس عجله کردن معنی ای نداره

    .

    « رهرو آن نیست که گَه تند و گهی خسته رود، رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود»

    قبلا هدفهای کوچیکمو نمینوشتم و میگفتم حالا همینجوری پیش میرم دیگه بیشتر حسی میخام باشه، ولی وقتی قدمهای کوچیک مسیرم رو نوشتم حسی داشتم انگار سبکتر شدم و خیلی برام جالب بود که با نوشتن کارایی که هرروز انجامش میدادم حس بهتری داشتم ، ذهنم منظم شد .

    استاد جان خیلی ممنون که از تجربیات خودتون میگید، همه ما در زمانهایی درگیر عجله شدیم و نتایجشم دیدیما اما دوباره که وارد مسیر جدیدی میشیم یادمون میره باید تکامل طی کنیم؛ من از قانون سلامتی یادم اومد وقتی باید تکاملی با دوره پیش میرفتیم ، یکدفعه ای تمام موادی که غیرمجاز بود حذف کرده بودم وخودمو یک وعده ای کردمم،

    بعدش چنان ضعف و بیحالی گرفتم که نای راه رفتن نداشتم ! روزها گذشت تا فهمیدم تکاملمو طی نکردم و باید به مرور پیش میرفتم. اونموقع قشنگ حس کردم عدم رعایت تکامل چه بلایی سرم میاره اما الان که دوباره وارد مسیر جدیدی شدم کلا یادم رفته بود قانونی هم هست به اسم تکامل! و داشتم دوباره تو تله میوفتادم.

    و اما این فایل عالیترین و بهترین و مناسبترین بود در این زمان، مثل یک معلم که کنارم نشسته و هرچیزی تو فکرم میاد اون میفهمه و بهم تلنگر میزنه !

    بخدا که اینها معجزه س .

    خانم شایسته عزیزم خیلی ممنون از تدوین دوباره لایوها ، اصل در راس قرار گرفته و خیلی کاربردیه

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: