live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    266MB
    37 دقیقه
  • فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    36MB
    37 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

982 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 3009 روز

    بنام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام و عرض ادب

    من طی این چند سال که با قانون آشنا شدم مقاومتم نسبت به تکامل کم شده و خیلی تفکر کردم که چرا واقعا خدا یه سری چیزا رو یهویی خلق نکرده چرا باید آهسته آهسته پیش بره همه چیز

    مثلا یادمه وقتی بچه هام باردار بودم یه مقاله نوششتاری به همراه عکس پیدا کرده بودم که مراحل رشد جنین رو‌نشون میداد خیلی شگفت انگیز بود خیلی نگاش میکردم موقع‌تولد دخترم فیلم بیمارستان ( لحظه تولد) یه انیمیشن از ابتدای تشکیل جنین تا مرحله آخر همون ابتدای فیلم ادیت شده و‌چون من این فیلما رو زیاد نگاه کردم وقتی درباره قانون تکامل چندین سال پیش از زبان استاد شنیدم مقاومت کمی داشتم و‌میگفتم‌آره درسته

    بعد کم‌کم تو طبیعت به قول استاد نمونه هایی رو پیدا کردم مثل همین رشد درخت ، هر درختی چند سال اول اصلا میوه نمیده بعد نان استاپ هر سال میوه میده

    ولی اعتراف میکنم توی زندگی و‌کار خودم شاید کمتر ازش استفاده کردم و بوده یه جاهایی که قانون فراموش میکنم و شایدم فکر نمیکردم اینجاهم قانون باید اجرا بشه

    ولی الان در بیزینس جدیدم اصلا عجله نمیکنم و همیشه میگم باید تکاملم طی بشه اگه هنوز به اون درجه از رشد و‌موفقیت نرسیدم حتما درسام نگرفتم و هنوز کارم به اون درجه از بلوغ نرسیده

    یادمه مامانم یه نهال گردو تو باغش کاشته بود اول فقط یه شاخه بود چند سال اول ما فقط یه شاخه می دیدیم و چون هر بار میرفتیم رشد به نظر خیلی کم بود ولی بعد از چند سال شروع به میوه دادن کرد اونم فقط 2 تا دونه گردو سال بعد چند تا سال بعد یه کیلو و همینجور بیشتر و بیشتر شد

    قانون تکامل تنها قانون جهانه که نمیشه دورش زد

    من مثالایی هم دارم از نزدیکانم که قانون تکامل طی نکردن و زمین خوردن برای همین حواسم جم شده

    ولی احساس میکنم در برابر اونایی که قانون تکامل نمیزارن طی بشه من خیلی آروم پیش میرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    علی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 925 روز

    سلام به همه آدمای قدرتمندی که نوشته منو میخونن

    من تجربه اینو داشتم که بدون رعایت قانون تکامل یه کاری رو راه انداختم که ظاهرا خیلی خوب بود اما در نهایت بدهکار شدم و همه چی از هم پاشید

    و استاد درست میگه اگر قانون رو رعایت نکنیم انگار رو تردمیل داریم میدویم ،بله میدویم ولی به مقصدی نمیرسیم

    همه هدف داریم ولی مسیر داشتن مهمه

    همه میخوان ثروتمند شن ولی براش کاری نمیکنن

    مهم اینه در مسیر تکامل با صبر حرکت کنیم بدون عجله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    راضیه کریمی گفته:
    مدت عضویت: 984 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استادی عزیزم بانو شایسته نازنینم و دوستان گلم

    خدوندا بی نهایت سپاسگزارتم که نگذاشتی از این پرژه بازم بی راه بیشم

    خدایا شکرت که دستم را گرفتی ومنو دوباره هدایت کردی به این پرژه زیبا وبهم گفتی عزیزم از این مسیر برو الان مسیرت اینجاست،

    بهم گفتی چرا برای چی اینقدر عجله دار؟میخوایی کجا بیرسی؟

    و جواب منم به خدایم این بود: که میخوام بتو بیرسیم،

    تو که آرامش قلبم هستی،

    تو کی خیر وسعادت دنیا وآخرتم هستی،

    تو که همه وهمه چیزم هستی،

    خدای خوبم میخوام بتو بیرسم،

    ولی مسیرش را خودت برام نشان بیدی،

    از کدام مسیر بهتر و با لزت میتونم بیام سمتت؟

    خدایم گفت: عزیزم خودت را اذیت نکن، مسیری من مسیری آسانی هاست، مسیر لزت هاست، مسیری آرامش است، مسیری که درآن عجله جای ندارد،

    بهم گفت: بیا سمت من دستم دراز است تا دستت را بگیرم بیدی دستت را بدستم، من میکشمت سمت خودم،،،

    منم دستم را بدست خدایم دادم،

    خدایم گفت: بیا از این مسیری که بخودت تعهد داده بودی که تاآخرش میری ولی انگاری عجله آمد سراخت همه چی را یادت برد، ولی بازم میتونی این راهت را ادامه بیدی،

    من گفتم ‌: خدای من الان سه دوره از استاد دارم میخوام اونا را زودتر تمام کنم و به نتیجه که میخوام بیرسم،

    خدایم گفت: اصلآ اصلی هدفت چیست؟ تهش به چی میخواهی بیرسی؟

    من با خودم فکر کردم گفتم: خو معلومه میخوام بتو بیرسم و تو بمن آرامش میشی، اتفاقات خوب میشی، شیرینی روابط عاطفی ام میشی، بهترین روابط فامیلی ام میشی، بمن نعمت وثروت میشی خلاصه همه چیز که میخوام تو برام میشی،

    بعد خدایم با کنج لبش یک تبسم شیرین بهم زد، وگفت: عزیزم من در یک قدمی تو منتظرت هستم تو یک قدمت را که قانون تکامل هست را فراموش کردی، عجله نکن تکاملت را طی کن من هیچ جا رفتنی نیستم بلکه دارم سمت تو میام نزدیکترت میشم، فقط باید پازل هایت را درست بیچینی،

    تو با عجله و بدو بدو نه تنها بمن نمیرسی بلکه ازمن دورتر میشوی،

    پس بندی نازنین من سمت من آهسته وپیوسته بیا ودرضمن از مسیرت باید لزت بیبری، آنوقت اگر تو یک قدم برداری سمت من، من هزار قدم برمیدارم سمت تومیام.

    بعد من کمی با تعجب سمت خدایم نگاه کردم گفتم واقعآ؟

    و خدایم با لبخند نرم ونازنینش گفت: بلی واقعآ بعد ادامه داد، و گفت من جای دوری نیستم من همین الانش هم پیشت هستم من از همه کس وهمه چیز بهت نزدیگم، من از رک گردن به تو نزدیگترم، خانه من درقلب توست، تو کجا دنبال من میگردی، بیبن انقدر بهت نزدیکم که دارم با قل خودت همراهت صحبت میکنم، پس تو کجا میخوایی پیدام کنی،

    بعد منم با چشمای پراشک شوق و گلوی پر بغض سمتش تبسم کردم و گفتم: سپاسگزارتم رفیق، سپاسگزارتم دوست خوبم، سپاسگزارتم خدای مهربانم که دستم را همیشه گرفتی وهمیشه میگیری ومره به مسیری درست هدایت میکنی،،،

    و خلاصه بعد از اتمام مکالمه من وخدایم تصمیم این شد که بیام دوباره هر روز روی این پرژه خانه تکانی ذهنم کار کنم درپهلوی این روی دوره هایم هم کار میکنم چون بقول استاد قدم ها را اول باید کوچکتر برداشت،

    باید اول غذای را بذهنم بیدم که هضمش براش راحتتر باشه بعد غذای بیشتر، غذای مقوی تر بعد ادامه ادامه تا حدی که هر غذای مقوی را بذهنم بیدم بدون کدام شربت یا قرص(عوامل بیرونی) هضمش براش عادی بیشه،

    و درنهایت این همه پیروی قانون تکامل هست

    باید تکاملم را طی کنم من نمیتونم قانون تکامل را دور بیزنم

    خدایا شکرت بابت این آرامش که درقلبم ایجاد کردی

    خدایاشکرت که منو در مسیری لزت وزیبای هدایت کردی

    خدایا شکرت که منو عضویی خانواده عباسمنشی کردی خانواده که کلامشان توحید،چهره شان نور الهی، عشق شان آرامش، مقصد شان سعادت دنیا وآخرت هست،،، خدای خوبم رفیق نازنینم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مسعود تربتی نژاد گفته:
      مدت عضویت: 1987 روز

      سلام به شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه احساستون عالی باشه .چون این کامنت زیباتون چنان به قلبم نشست چنان منو از احساس بدی که از دیشب داشتم اونم بخاطر عجله داشتن و مقایسه کردن داشتم چنان به احساس ارامش و یقین رسوند که قلبم گفت درسته درسته همینه و شما با این کامنت زیباتون برام شدین زبان خداوند و خداروصدهزار مرتبه شکر به بخاطر این سایت الهی که ما ها راحت میتونیم از زبون خداوندبه همدیگه پیامهای خدا رو برسونیم واقعا از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت زیباتون قلب منو و تمامه بچها رو باز کردین با این کلام خداوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الهی به امید خودت

    قدم 12

    سلام خدمت استاد خوبم و مریم بانوی شایسته که شایسته ی بهترین هاست

    و سلام خدمت دوستان همراه و همسفر

    قانون تکامل!

    چه قانون خوبیست اگه درک کنیم و به آن عمل کنیم ،مخصوصا برای منی که خیلی فرد عجولی بودم و هنوزم تو وجودم هست

    زمانی که یک مهارتی را یا کلاسی را شروع میکردم همیشه میگفتم هووو 2سال خیلی هست که من تو این کار رشد کنم و باید سریع به یه جایی برسم و به ثروت دست پیدا کنم و همین عجله و جا موندن از خیلی ها هیچوقت تو هیچ راهی موفق نشدم

    چون همیشه ترحیح میدادم که زود نتیجه بگیرم اگه نگرفتم همون بهتر که این کار را ادامه ندم چون من از عهدش بر نمیام و عرضه هم ندارم

    پس انجام ندادنش بهتر از انجام دادن آن هست و چیزی به اسم تکامل را نمی‌تونستم بپذیرم

    تا یواش یواش به جایی رسیدم که کلافه بودم از این که این همه سال دارم فایل گوش میدم ولی برای خودم درآمد ندارم و البته که من بچه هام کوچک بودن و شرایط پرستار گرفتن برای بچه هام را هم نداشتم

    تا از خدا هدایت خواستم و کمک خواستم که بهم راهی نشون بده من بتونم کار انجام بدم و خودم در آمد داشته باشم و همین جور که هر روز یک ایده می خورد به سرم یا پولش نداشتم و یا ترس داشتم

    یا موقعیتش نداشتم

    تا یکی از دوستام بهم زنگ زد و پیشنهاد یک مغازه را داد که لااقل من شرایط اولیش را داشتم و از همه مهمتر جا داشتم که با هم مغازه بزنیم و تا اینکه شروع کردیم از صفر مطلق اولاش همش منتظر بودم دوستم بیاد یا بگه چیکار کنیم چون خودم هم پسرم 1سال و نیمش هست کسی نبود ازش مراقبت کنه اذیت میشدم

    و همین شده بود که من همش رو دوستم حساب باز میکردم و اذیت میشدم و ناراحت از دوستم

    که نمیاد یا دیر میاد

    تا اینکه مغازه تازه باز شده بخاطر یک کولر 2ماه بسته شد و این از شرک من بود که خدا و حمایت خدا را فراموش کردم و چسبیدم به بنده ی خدا و بلآخره تمام تلاشم را کردم تا کولر درست شد و

    باز همون فراموش کردن قانون و حساب کردن رو دوستم خیلی باعث آزار من میشد

    از یه جایی به بعد باز نا امید شدم که آخی من اگه اینجور پیش بره پیشرفت نمیکنم

    ولش کن با این شرایط مغازه را جمع کنم خیلی راحترم

    تا اینکه کار کردن روی سایت و فایلهای استاد را تمرکزی شروع کردم ایده اومد که چه عجله ای هست

    خودت یواش یواش و پله پله کاراش بکن تا پسرات هم بزرگتر بشن و بیشتر میتونی وقت بزاری

    و از همون روز تصمیم گرفتم رو دوستم حساب دیگه نکنم اومد خوش اومد نیومد هم خدا همراهش باشه

    و هر لحظه از خدا هدایت و حمایت می‌خوام انقدر آرامش دارم به لطف خدا

    و با این فایل استاد بیشتر بهم یاد آوری شد که حواسم باشه همه چیز تکامل هست و رو هیچ انسانی جز خداو خودم حساب نکنم نه در حرف بلکه در عمل هم همینطور باشم

    و برکات خدا برای من همیشگی هست

    خیلی سر تکامل طی نکردن

    الکی انگیزه دادن به خودم خیلی ضررها به خودم زدم

    شده که پول نداشتم مثلا یه چی بخرم و فقط با گول زدن خودم که دنیا دنیای فراوانی هست و قرض کردم اون کار را انجام دادم و در بدهکاری موندم و این موضوع شده آزار روحیم تا پول طرف را پس دادم

    ولی اکنون از وقتی اومدم سایت خدارو شکر تمرکزی کار میکنم

    بیشتر بدهیمون دادم

    و خیلی خیلی بیشتر همه چیز را مدیریت میکنم

    بیشتر تحسین میکنم افراد موفق را تا حسرت بخورم

    تا میتونم با خدا حرف میزنم و ارتباطم را قویتر میکنم

    خیلی آرامتر هستم و به جای اینکه برم فضای مجازی اکثر اوقات تو سایتم

    و همین باعث شده چقدر از قانون بهتر سر در بیارم

    خدارو شکر هزار بار شکرت که خدا هوامو داره و تکیه گاه محکمی هست برام

    اینجا همه چیز عالیست اگر تمرکزی کار کنی

    خدایا به همه ی عزیزانی که تو این سایت فعالیت دارند چه استادو مریم جان و چه مابقی دوستان همراه

    آرامش ،عشق،ثروت و سلامتی بی نهایت هدیه کن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 279 روز

    با سلام و احترام

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که تکامل، قانونی ازلی و ابدی دنیای مادی است. تکامل به معنای زمان بردن و طولانی بودن و تحمل کردن نیست. تکامل در بستر زمان رخ می‌دهد؛ زیرا امری مرتبط با تدریج و آمادگی برای پیمودن هر پله است تا به هدف غایی منتهی شود. هر امری نیازمند تکامل است و تکامل هم نیازمند صبر است. صبر، یعنی انتظار برای روییدن دانه‌ای که کاشته‌ام. وقتی قانون تکامل به درستی رعایت شود، حالت تصاعد در رشد هم ایجاد خواهد شد؛ یعنی سرعت ایجاد تغییرات و حصول نتایج بسیار بالا می‌رود.

    طمع، حرص و عجله، بزرگ‌ترین دشمنان تکامل هستند. این عوامل مانع تعهد من برای طی کردن درست و تدریجی و کامل مسیر هستند و منتهی به سقوط و شکست می‌شوند؛ به طوری که آرزو می‌کنم به نقطه صفر برسم تا مگر دوباره بتوانم آغاز کنم. شتاب در طی کردن مسیر و عدم رعایت تدریج (حرکت گام به گام)، موجب زجر ومشقت در طی کردن مسیر می‌شود و بجای این که در طی مسیر و در زمان حصول هدف، احساس خوب داشته باشم، با حساس عدم امنیت و پوچی و افسردگی و بیهودگی مواجه خواهم شد. به همین علت، حتی اگر هدف مورد نظر بدون اصول حاکم بر قانون تکامل حاصل شود، ماندگار نخواهد بود و احساس خوبی هم به همراه نخواهد داشت.

    انگیزه، موجب کوتاه شدن دوره تکامل یا دور زدن قانون تکامل نمی‌شود. انگیزه به من شور و اشتیاق و انرژی برای طی کردن مسیر را می‌دهد، ولی نباید آن را با عجله در رسیدن به هدف مخلوط کنم؛ در غیر این صورت، بجای این که انگیزه یاور من در رسیدن به هدف باشد، به عاملی بر ضد هدف تبدیل خواهد شد و من را از هدفم دور خواهد کرد.

    در حقیقت، قانون تکامل با اصل توازن مرتبط است؛ زیرا آن‌چه در بیرون از من رخ می‌دهد، مرتبط با همان چیزی است که در درون من جریان دارد و حصول ناگهانی خواسته، با درون من که هنوز تکامل نیافته و به آن حد نرسیده، متوازن نخواهد بود و موجب می‌شود که یا احساس عدم لیاقت و یا پوچی و بیهودگی کنم. دنیای بیرون و درون من باید هم‌سان و متوازن باشند و با طی کردن مسیر تکامل، هم‌زمان با ایجاد نتایج بیرونی، من نیز از درون رشد می‌کنم و خودم را لایق و مستحق دستاوردهایم می‌بینم.

    با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    MM گفته:
    مدت عضویت: 3106 روز

    سلام خدمت استادعزیزوامیدبخشم وهمه دوستای نازنین

    استادحسی که نسبت به شما وحرفاتون دارم قابل توصیف نیست مطمئننافرکانس رومی گیرید

    زمانی که استادگفتن 12قدم شروع بشه دیگه وقت نمی کنم فایل رایگان بزارم حس خوبی نداشتم ولی خداطوری هدایت کرد همه چیز راکه استادهفته ای چندتا لایومی زارن خیلی عالی خدارو شکر خداروشکر اونم پخش زنده خداروشکر

    یه موردی برام پیش اومد گفتم توسایت بنویسم من وخانمم مغاره گل فروشی داریم البته بغلش یه کاردیگه هم داریم تومغازه هم بیشترش خانمم هستن موقعی که با استاد آشنا شدیم مغازه تویک محله دیگه ای بودوفقط هم فکرمون این بودکه اجاره مغازه دربیاد همیشه همه اجاره درمیومد ویه کوچلوهم پول برای خریدجنس می موند به مدت دوسال همین برنامه بود تا اینکه با استاداشنا شدیم وبه یک مغازه دیگه ومحله دیگه هدایت شدیم وخداروشکر الان فروش خیلی خوبه یعنی هرچقدر روی خودمون کار می کنیم اوضاع بهترمیشه حدوددوسالی که توی محل جدید بودیم همه چی خوب بودمغازه نزدیک خونه بوداجاره کم می دادیم مشتری بیشترمیشد و……. تااینکه سه چهار ماه اخری به یه تضادکوچلوبرخوردکردیم اونم اینکه پسرم با بچه های محل دعوا میکرد بچه های محل باهم بودن پسر منومیزدن اگه تنها بودن پسرم از خجالتشون درمیومدپسر6سالشه بلاخره این قضیه اصلابه من وخانمم حس خوبی نمیدادیعنی وقتی تو مغازه هم بودیم احساسمون خوب نبود تااینکه تصمیم گرفتیم از اون محل بریم یه روزخانم تماس گرفت که فلان جا یه مغازه هست قیمتش اینه .من هم رفتم مغازه رودیدم جای خوبی بود برای کار ما هم مناسب بود ولی حسم نسبت بهش خوب نبود بااصرارخانم تماس گرفتم وصاحب مغازه هم اومد ولی همون لحظه که دیدمش حس بدشدصحبتا روکردیم وایشون رفتن به قول استادعزیزم نکتش نکتش اینجاست ما احساسمون نسبت به اون مغازه وصاحبش اصلا خوب نبود ولی به زور میگفتیم نه مغازه خوبه وجاش خوبه و…..ازاین حرفای که می خواستیم خودمون روتوجیه کنیم درحالی که ازدرون احساسمون بدبود به نظرمن اون حس درونی خیلی مهم ترهست تا ظاهر .

    قضیه این بودکه احساس درونی مابد بود ولی می خواستیم ظاهرخودمون روشادوخوشحال نشون بدیم ولی فکرنمی کنم زوری بشه حس روخوب نگه داشت

    خداروشکر اون مغازه نشدخداروشکر

    هدایت شدیم به یه جای بهترخداروشکربا مبلغ اجاره کمتر .

    یه تضادکوچلوباعث شد مابه یه جای بهتری هدایت بشیم خداروشکر

    امیدوارم مفید بوده باشه

    دوستون دارم

    شادباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    معصومه گفته:
    مدت عضویت: 1258 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباس‌منش عزیز و مریم جان دوست داشتنی

    وقتی رد پای خدا رو تو زندگیم می‌بینم، دیوانه میشم. از سال‌ها پیش خیلی ناخودآگاه و ناآگاهانه دیدن اخبار رو دوست نداشتم، نه داخلی نه خارجی. اما همیشه احساس گناه داشتم که من چقدر بی‌تفاوتم، حتی تو جمع‌هایی که بحث میشد چون هیچ شناختی از سیاست نداشتم، حرفی هم نداشتم و فکر می‌کردم چه آدم به درد نخوری هستم. نه تنها در این مورد بلکه در مورد دین و مذهب و …(چون به ظاهر آدم مذهبی بودم)

    از ته وجودم خدا رو صدا زدم و ازش خواستم توان تشخیص حق از باطل رو به من بده. وقتی فکر میکنم همه تغییرات از همین نقطه شروع شد. کم‌کم همه چی عوض شد. پله‌پله

    تا اینکه از چند ماه پیش به سایت شما هدایت شدم. چقدر آروم گرفتم. چقدر سرعت تغییراتم و حتی تغییرات اطرافیانم زیاد شد. خدا رو شکر میکنم که همه چیزو مثل یه پازل برام چید و از شما استاد عزیز که منو با خدای واقعی آشنا کرد.

    دوست دارم نشانه‌هایی که از وقتی وارد سایت شما شدم و عمل‌گرا شدم و پشت هم برام اومد رو براتون بنویسم.

    دوست دارم اونو زیر یکی از فایل‌های توحید عملی یا فایلی که میگید سرمایه اصلی خودت هستی بنویسم.

    در بهترین زمان

    خدابا شکرت

    زندگی زیباست

    با تو ای خدای من زندگی زیباست

    با آدمایی که منو به تو وصل میکنن زندگی زیباست

    زندگیم زیبا بود، اما نمیدانستم که میشود در عرض چند ماه آن را زیباتر کرد، زیباترین

    من برای تکه آخر پازل زندگی خوبم که همان ثروت بود وارد این سایت شدم، اما خدا را یافتم

    تکه اصلی پازلم را اشتباه قرار داده بودم

    وای خدای من، چطور متوجه نشده بودم

    چقدر دلنشین است با تو بودن

    اعتماد کردن

    تسلیم بودن

    رها بودن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    به نام تنها فرمانروای هستی

    سلام خدمت استاد خانم شایسته و دوستان خوب ثابت قدم

    خدا را شکر می کنم با یه لایو خوب و دوست داشتنی از استاد و با حرف های زیبا و ستودنی به مطالب خیلی زیبایی پی بردم و آن را در زندگی خود اجرا و در کل عملکردهای خوبی را برای خودم به جا میزارم

    استاد واقعا از شما ممنونم من به صورت هدایتی این فایل و رفتم و از روی فایل های دانلودی آن را پیدا کردم و گوش کردم ثروت یک رو جلسه 15 هستم وقتی شما در جلسه 15 اول کلامتون صحبت لایو جلسه 19 که در اینستاگرام با بچه ها صحبت کردید در مورد تکامل گفتید من خیلی شیفته شدم خیلی مشتاقانه دوست داشتم ببینم که لایو 19 شما چی بوده و چه صحبت می کردید در مورد قانون تکامل که در جلسه 15 بتونم به آگاهی و باورهای خودم را تغییر بدم و به نتیجه خیلی خوب برسم

    استاد واقعا همین که ما در تمام مراحل زندگی مو ن روی باورامون کار کنیم مطمئناً نعمت ها از سوی خداوند داده میشه و آرام‌آرام وقتی رفتار من تغییر کنه باورام هم تغییر می کنه یعنی اینکه من هرچقدر ظرفم بزرگتر باشه در جلسه 15 گفتید خیلی راحت تر به آرزوهام میرسم به خدا نزدیکتر می شوم چون باور فراوانی را در خودم انقدر بزرگ کردم که به هر چیزی که بخوام میتونم برسمواز هرچیزی بی نیاز باشم

    اگر در مورد قانون تکامل بخواهیم صحبت بکنیم چیزی که شما الان فرمودید اینکه وقتی که ما برای قانون تکامل به این درک برسیم که تمام چیزهایی که در دنیا هست در جهان است از یک قانون سرچشمه می گیرد و آن قانون تکامل است

    و به این باور برسیم در اصل میتونیم به هر چیزی که میخواهیم دسترسی پیدا کنیم

    من وقتی که نگاه می کنم در قانون تکامل در مورد این کاری که می خوام انجام بدم اول اینکه باید به درکش برسم چون خود قانون تکامل خودش درک تکاملی داره برای رسیدن به خواسته هامون به خاطر همین میتونیم خیلی راحت اعتماد به نفس خود را انقدر خوب کنیم و لذت ببریم از زندگی و خیلی آرام آرام پیش ببریم به اون تکامل که در زندگی من است و می‌خواهیم به خواسته ها برسیم

    استادخیلی لذت بردم خیلی دوست داشتنی بود این صحبت‌های شما

    و هرچقدر نگاه من بزرگتر وباورهای فراوانی من زیادتر باشه میدونم که بیشتر بیشتر میشه قطر ظرف من

    و این رو شما به ما یاد داری و این رو باید در تمام مراحل زندگی به درک برسیم که قانون تکامل یک قانون صددرصد تکاملی هست که حتی خود پیامبران می خواستند برنامه خودش را پیش ببرند از نظر قانون تکامل آرام آرام پیش می‌بردند و من هم یاد گرفتم در کارهای خودم از این قانون تکامل پیروی کنم و آرام آرام به هدف خودم برسم و هیچ عجله ای نکنم و امید و باورم را همیشه داشته باشم به اینکه همه چیز به دست می‌آید به شرط اینکه باور هامو شخصیت مو آرام آرام تغییر بدم و شکل بگیرند

    به همان اندازه ظرفی که من درک می کنم

    ممنونم کامنت های خوب بچه ها واقعاً ستودنی و زیبا قشنگ بود دوستتون دارم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و پیروز باشید انشالله خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    پریسا خورسندی گفته:
    مدت عضویت: 2815 روز

    به نام الله مهربان،شکرت برای تمامی نعمت های که به من ارزانی داشتی

    سلام به استاد گرام،مریم عزیزم و همه ی دوستان هم فرکانسی من خیلی وقت بود که داخل سایت فعالیتی نداشتم و چراغ خاموش میرفتم تا چند روز پیش که هدایت شدم در این مسیر زیبا که مریم عزیز براش زحمت کشیدن و لطف کردند با ما به اشتراک گذاشتن همراه بقیه باشم.خوب فایل امروز رو که گوش کردم و یاد این دو سالی افتادم که بعد از 27 سال زندگیم برای اولین بار خواستم درآمد خودم رو داشته باشم و برای رسیدن به درآمد از صفر شروع کردم‌،هر چقدر به عقب برمیگردم میبینم چقدر رعایت قانون تکامل بهم کمک کرد.

    راستش رو بگم به غیر از دو سه ماه بین این دو سال،من در طول مسیر زجری نکشیدم و همه چیز به راحت ترین شکل برام پیش رفت که خیلی ها باورشون نمیشه که بدون سرمایه ی اولیه و پول و پارتی تونستم یک شغل قابل قبول برای خودم داشته باشم.البته من به نسبت تکاملم الان در جایگاه درستی هستم اینطور نیست که بعد از دو سال به درآمد چند صد میلیون در ماه رسیده باشم ولی حس میکنم که نسبت به اطرافیانم هم مسیرم خیلی ساده و راحت هست هم آرامشم زیاده هم کارفرماهای درست، منظورم مشتری درست سر راهم قرار میگیره،چون در زمینه ی معماری خیلی ها از کارفرماهاشون می‌نالن ولی من واقعا بهترین آدم ها تا به الان سر راهم قرار گرفتند که همش از الطاف خداوند بوده

    فقط یک چیزی که چند ماه پیش نزدیک بود گول بخورم این بود که میخواستم کار خودم رو ارتقاع بدم چون حسم میکردم خیلی تکراری شده و درآمدم هم ثابته و نیازم ایم بود که بالاتر بره و کلا پیشرفت بیشتری داشته باشم و راکد نمونم ولی اشتباهم این بود که یادم رفته بود باید یک پله نسبت به این چیزی که هستم بالاتر برم نه سی پله،راستش دوسال بود وارد بازار کار شدم ولی نزدیک یک سال و چند روز هست که به درآمد رسیدم و با هدایت الله مهربان کارم رو با ساده ترین چیزی که میشد به درآمد برسم شروع کردم که هم کار راحت تری بود هم الان که فکر میکنم با اون سطح از مهارتی که داشتم اون بهترین کار بود و کلی هم در این یک سال یادگرفتم حالا میخواستم بعد از 8 ماه کار برم بالاتر و کار رو سنگین تر کنم ولی چیزی که انتخاب کردم خیلی سنگین بود و نیاز به یک تیم بزرگ داشت که واقعا از عهده ی مدیریت من فعلا خارج بود که خداروشکر سریع فهمیدم در سطح و لول الان من نیست و نیاز که بازهم تکاملم طی بشه و برای رسیدن به درجه ای که بتونم اون کار رو انجام بدم باید حداقل یک سال دیگه هم کار کنم البته این بار باید بیشتر تلاش کنم آموزش ببینم و خورد،خورد کارهایی که نیاز هست برای رسیدن به اون درجه رو آرام،آرام انجام بدم،خودم که دقت کردم دیدم اگر دو سال پیش بود سریع میگفتم نه کاری نداره من میتونم همین الان این کار رو شروع کنم چون هنوز قانون تکامل رو درک نکرده بودم ولی الان براحتی متوجه شدم که نه من هنوز جای کار دارم و باید قانون تکامل رو رعایت کنم و فهم این قانون باعث شد که از یک ماه پیش استارت زدم و دارم قدم به قدم با آرامش کامل کارهایی که برای رسیدن به اون سطح و داشتن تیم خودم باید انجام بدم رو انجام میدم و در این مسیر هم آرامش کافی رو دارم هم حس میکنم هر روز دارم ریشه ای و عالی نکات زیادی رو یاد میگیرم که اگر قانون تکامل رو رعایت نکرده بودم و یک‌ شبه میخواستم به همش برسم با کله میخورم زمین چون هیچی بلد نبودم چون هر چیزی جلو میرم میفهمم که اگر بخوام یک تیم رو مدیریت کنم خیلی چیزهارو باید هم در طراحی هم اجرا هم مدیریت یاد بگیرم.خلاصه که دارم از این مسیر لذت میبرم و همه ی این ها رو مدیون استاد عزیزم هستم که سال های متعدد و زیادی با تلاش و استمرار به این قوانین پی بردند و با مهربانی و عشق با ما به اشتراکش گذاشتند و باعث شدند که ما بتونیم بدون زجر و با عشق در این مسیر الهی به زیباترین شکل قدم برداریم سپاسگذارم استاد عزیزم الهی که همیشه سلامت باشین و سایتون بالای سر همه ی بچه های سایت و من باشه

    مریم عزیزم از شمام خیلی سپاسگذارم که این همه داری زحمت میکشی و سایت رو منظم میکنی،همه چیز رو به بهترین شکل سازماندهی میکنی،برای تمام زحماتی که تا الان برای بهتر درک کردن فایل های استاد کشیدی و چقدر زیبا مینویسی متن فایل ها رو واقعا عالیه درست و دقیق بازم ممنون عزیز دل

    و در آخر از اعضای پشت صحنه ی سایت آقا ابراهیم‌ و خانم‌ فرهادی عزیز هم سپاسگذارم برای تمام زحماتی که میکشن و دوستان همفرکانسی عزیزم که با خواندن کامنت های عالیتون کلی چیز یادمیگیرم از همگی ممنون و سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    شیدا جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 3587 روز

    سلام به استاد عزیزم، مریم جان و دوستان هم فرکانسی

    من در کامنت ها خیلی در خصوص ترسم از صحبت در جمع از ارایه دادن توی کلاس صحبت کردم،

    من یادمه دوست داشتم وارد حوزه تدریس در دانشگاه بشم ولی اصلا نمیتونستم تصور کنم که جلوی دانشجوها روی سن من بتونم تدریس کنم و صحبت کنم، واقعا من این واقعیت رو به پوست و گوشت و استخوانم لمس کردن که احساس ترس از صحبت در جمع از احساس ترس از مرگ بیشتره و کشنده تره،

    توی دوره احساس لیاقت تعریف کردم که چطوری شد که بالاخره من تونستم به ترسم غلبه کنم و در دوران تحصیلاتم یک بار برایا اولین بار ارایه در کلاس رو تجربه کنم با اینکه به شدت میترسیدم درحالی که در کلاس تعدادمون به دلیل تخصصی بودن درس خیلی کم بود مثلا 4 الی 5 نفر بودیم ولی باز من میترسیدم، ولی باهمون ترس و اضطراب و لرزش دست و بدن و صدا، رفتم ارایه دادم و چقدر بعد از ارایه، استادم ازم تعریف کرد و گفت تو لحنت خیلی خوبه نحوه ی بیانت عالیه، تو می تونی بعد از تموم کردن ارشد شروع کنی به تدریس و این حرف ها،

    در حالی که من فقط تمرکزم روی این بود که استرسم مشخص نباشه نمیدونستم چطوری دارم ارایه رو میدم

    هر چند که اعتقاد دارم اون روز خداوند بود که از زبان استادم با من صحبت کرد و به من انگیزه داد که آرام آرام شروع کنم برای مقابله باترسم

    من همون موقع ها که متوجه این ترسم شده بودم، یه حس و یک صدایی به من میگفت مسیر پیشرفت و موفقیت تو از حل این موضوع نشات می گیره دقیقا نمیدونستم چی میگه، چه پیشرفتی؟ چه مسیری؟ ولی برای حل این مشکل انقدر ذوق و شوق داشتم که شروع کردم به جستجو برای مدیریت این مسیله ای که باهاش مواجهه شده بودم (به قول مولانا که میگه، برد این کو کو مرا در کوی تو) در نهایت بعد از گشتن من توسط یکی از استادانم به سایت شما هدایت شدم. شروع کردم به کار کردن هر چند که اون اوایل زیاد جدی نمیگرفتم و رفته رفته دیدم جدی تر شدم

    گذشت وگذشت وگذشت و زمانی رسید که من دیگه مصمم شده بودم که باید از یک جایی تدریس رو شروع کنم هر چند که ترس هم داشتم،

    مراحل تکاملی که خداوند برای من در نظر گرفته بود به این شکل طی شد و الته که در حال طی شدن هم هست:

    من شروع کردم به تدریس خصوصی در یک آموزشگاهی برای 3 نفر

    بعد، از یکی از دانشگاه ها قبول شدم که برم تدریس کنم، چون زمان اپیدمی بود کلاس ها به صورت غیرحضوری بود من تدریس رو به صورت غیرحضوری شروع کردم، (خداوند دید که من برای تدریس حضوری شاید الان آماده نیستم هدایتم کرد به تدریس غیرحضوری که با فضا آشنا بشم)

    بعد از اپیدمی که با فضای تدریس در دانشگاه آشنا شده بودم، در کلاس های حضوری یکم اون استرسه کم شده بود و خوب باز با تعداد زیاد دانشجوها مشکل داشتم.

    اینجا باز خداوند گفت اوکی من برات حلش میکنم، یادمه اوایل تدریس حضوریم تعداد دانشجوها توی کلاس کمتر بودن و من راحت تر میتونستم ارتباط برقرارکنم و کلاس رو مدیریت کنم.

    به همین شکل تکاملی پیش رفت تعداد هر ترم و هر سال بیشتر شد و الان جوریه که توی کلاس ها دیگه جا برای دانشجو نیست از بیرون صندلی اضافه میارن و من چقدر راحتم توی کلاس، چقدر تدریسم عالی شده (این رو به کرات از طرف دانشجوها و آموزش شنیدم)

    خدا رو شکر میکنم که مسیر تکاملی عالی برام در نظر گرفت طبق شرایط خودم که بتونم توی این مسیر پخته تر بشم

    و میدونم که هنوز هم جا داره که بهتر بشم و بهبود پیدا کنم.

    میدونم هنوز هم اون ترسا هست اگر روی خودم کار نکنم باز سرباز میکنه ولی توکلم به خداست که خودش من رو در مسیر درست حفظ کنه و پیش بره و هدایتم کنه که همواره روی خودم کار کنم و آگاهانه قدم بردارم

    اصلا تا به حال به این مسیر توجه نکرده بود الان که داشتم به حرف های استاد گوش میدادم مثل یه فیلم مسیر تکاملیم جلوی چشمام اومد و یه حسی گفت مکتوب کن که یادت نره که از کجا به کجا رسیدی

    انقدر آرام و به صورت طبیعی اتفاق میفته که اگر مقایسه صورت نگیره آدم نمیدونه اینقدر تغییر کرده

    شیدای خجالتی و کم رو و گوشه گیر الان شده شیدایی که دوست داره توی جمع ها باشه دوست داره تبادل نظر کنه، از خودش تعریف کنه (نتیجه ی دوره عزت نفس و دوره احساس لیاقت)، شیدایی که خیلی از درون آرام شده خودش رو دوست داره با خودش در صلحه، درونش پر از آرامشه،

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر که همیشه همراهه همیشه کنارمه.

    استاد جان ازتون سپاسگزارم به خاطر این آگاهی هایی که در اختیارمون میزارید.

    از مریم جان عزیزم سپاسگزارم که این دوره رو شروع کردند و با گوش دادن به این فایل مسیر تکاملیم برام مرور شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فرشته اسلامی گفته:
      مدت عضویت: 798 روز

      سلام دوست خوبم شیدای عزیز امیدوارم حال دلت خوب خوب باشه

      منم همین مشکل تورو دارم و ترس از صحبت کردن در جمع

      این تجربه تو و مسیر تکاملی تو به من این انگیزه رو داد که منم شروع کنم و بر این ترسم به صورت تکاملی غلبه کنم

      شیدای عزیز از صمیم قلبم برات خوشحالم که اینقدر پیشرفت چشمگیری داشتی خداروشکر انشالله به این موفقیت هات روز به روز افزوده بشه در پناه خدا باشی عزیزم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: