این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-51.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-10 03:37:382024-11-08 05:09:47live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
رد پای من در گام 15(مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون)
یک جایی خدا در قران میگه؛
فقط به سمت من بیا،بقیه اش همش دل گرفتگی و غصه هست.
کاراتو با دل قرص و توکل به من بسپر
بسپر تا دلت اروم بگیره
سبک بشی و یک نفس راحت بکشی .
به هرچیزی توجه کنیم از جنس همون توی زندگیمون رخ میده
اگر به چیزی توجه کنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفتد داری با دست خودت همان شرایط زو وارد زندگی خودت میکنی اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای داشته باشی برای اینکه من باید برای این موضوع نادلخواه توجه کنم.
خدایاشکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که حالم خوبه و صداهای نجواهای ذهنیم کم تر و کم تر شده
علاقه ربطی به این نداره که درسی باشه یا شغلی
وقتی به یک چیزی علاقه داری باید بری تو دلش تا بتونی موفقیت های بزرگی رو کسب کنی
من خودم اصلا به رشته شیمی علاقه ای نداشتم ولی وقتی توی مسیرش قرار گرفتم یواش یواش خوشم اومد و تبدیل به علاقه شد ساعت ها وشب ها درس میخوندم بدون اینکه حس کنم از روی اجباره
چون علاقه داری بیشتر زمان میذاری و نتایج بهتری میگیری
بسیاری از ما ادما مخصوصا توی ایران کار کردن رو زور میبینیم
و منتظر یه تعطیلاتی هستیم که بگیم آخیشش امروز راحتم و کاری ندارم
وقتی علاقه داشته باشی بیشتر زمان میزاری و نتایج بهتری رو رقم میزنی
به جای اینکه بریم توی رشته یا کاری که فقط به خاطر پول باشه
بریم سراغ چیزی که بهش علاقه دارم و ثروت میاد
ثروت نتیجه درست مسیر درسته
عذا داری همش خرافاته امام حسین شهید شده و به ارزوش رسیده بهترین چیز رو از حضرت زینب بشنوید که توی حادثه عاشورا نه گریه کرد ن تو سر خودش زد و غم توصورت حضرت زینب ندیدن
اگر ادم مذهبی هستی ببین امامحسین چطور ادمی بود،ازادگیشو،مردانگیشو، یاد بگیری نگاهمون از روی چیزی که از گذشتگان بود و منطق رو نداره و خرافاته
ما باید بتوانیم اگاهانه تصمیم بگیریم چطور زندگیمون رو رقم بزنیم
فشار ذهنی و انرژی منفی و استرس و نگرانی دلیل اصلی بیماری ها هست اگر بتونیم کم تر غصه بخوریم بدن ما از پس خودش بر میاد
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا تو تنها مالک و صاحب و اختیار من هستی
من رابه راه راست هدایت کن تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 15
مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
در مورد کانون توجه:
کل کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
اگر بتونیم این کارو انجام بدیم بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری میده هدایت میشیم به افراد شرایط موقعیتهایی که ما رو به خواستههامون نزدیک و نزدیکتر میکنه،
در مورد تغییر شغل:
بچههایی که با ما هستن من کاری به بقیه ندارم بچههایی که توی فضای کاری ما هستن من پیشنهاد میکنم که برید دنبال عشقتون یعنی شغلتون عشقتون باشه
اون چیزی که عاشقش هستید اون چیزی که دوست دارید اون چیزی که وقتی انجامش میدید احساس خستگی نمیکنید چیزی که وقتی انجامش میدید خیلی توش خلاقیت دارید خیلی ذوق میکنید
صبح و شب برم انجامش بدم،
به خدا اگه تو این فضا برید و اصلاً به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید تو این زمینه اصلاً زندگیتون لذت بخش میشه، بعد ثروت میاد
اینقدر ثروت میاد اگر تو مسیر درست باشید اگر عاشق کارت باشی خلاقی توش
بعد چون عاشقی زمان بیشتری میزاری بعد چون زمان بیشتری میذاری نتایج بزرگتری میگیری
بعد اصلاً میبینی زندگی و کار و تفریح و عشق و لذت همشون با همدیگه یکی شدن،
به همین دلیل خیلی علاقه دارم که بچههایی که با ما هستن به جای اینکه بگن ببینیم چه کاری توش پوله بگن بریم سراغ چیزی که عاشقش هستم دوسش دارم،
ثروت میاد
ثروت نتیجه طبیعیِ مسیر درست توی کارتونه
محیط اطرافم منفیه چیکار کنم که مثبت باشه ما توی هر شرایطی نیاز داریم که تمرکز کنیم روی نکات مثبت،
اگه مثلاً از 100 درصد شرایطمون، 99 درصد اون منفیه یه درصدش مثبته
باید یه جوری به اون یه درصد تمرکز و توجه کنیم باید یه جوری ذهنمون رو مدیریت کنیم که اون یه درصد رو ببینه
بعد که این کارو انجام بده درصد میشه 2 درصد اون 99 درصد میشه 98 درصد،
بعد میشه 5 درصد 95 درصد،
بعد میشه 10 درصد 90 درصد،
20 درصد 80 درصد،
همینجوری یواش یواش اوضاع تغییر میکنه راهش اینه،
راهش اینه که بتونیم توی اون شرایط به ظاهر منفی یه نقطهای پیدا کنیم که به ما احساس بهتری بده،
راجب محرم و عزاداری:
من که اصلاً اعتقادی به عزاداری ندارم
اصلاً اعتقادی ندارم، اینا هم به نظر من یه سری خرافاته وگرنه اون امام حسینی که شهید شده که اون به آرزوش رسیده
بهترین جواب را از حضرت زینب بشنوید که ما ریت الا جمیلا بود
اونی که توی حادثه خود عاشورا بوده اونی که همه داستانها رو با هم دیده اون میگه من نه گریه کردم نه تو سرش زده
اصلاً میگن که حتی یک قطره اشک و غم رو تو صورت زینب ندیدن
اونی که اون صحنهها رو دیده به چشم
ما که 1400 سال بعدش این ادا و اطوارها رو داریم در میاریم
آدم اگه قانون رو بدونه این کارها رو نمیکنه اگه واقعاً خیلی خیلی آدم مذهبی هستیم ببینیم امام حسین چطور بود آزادگیش اون وجود و مردانگیش رو یاد بگیریم این ادا و اطوارها که اصلاً بچه بازیه،
بیایم عزاداری کنیم برای چی؟
منطقش چیه؟
چی یاد میگیریم این وسط
غیر از اینکه یه فضایی شده اون موقعها که دستهها بود پسرها میومدن زنجیرزنی اصلاً یه فضایی برای دختر و پسرها بود که شعاف کنن دخترها پسرها رو پیدا کنن پسرها دخترها را پیدا کنن
بعد اون پسر میرفت وسط وایمیستاد زیر علم مثلاً که به دخترها نشون بده من چقدر خوبم،
زنجیر میزد شمشیر میزد از این ادا و اطوارها که ما هم توی قم بزرگ شدیم دیگه ته داستان قم رو درآوردن توی این برنامه، خودتون میدونید هم ما میدونیم همش ادا اطواره،
بچههایی که توی فضای ما هستن من با اونا صحبت میکنم که یه ذره نگاهمون رو از چیزی که از گذشتگان اومده منطق هم نداره یه مشت چرت و پرتی که همینجوری نسل در نسل اومده بکشید بیرون بشینید فکر کنید برای هر کاری که میکنید باید دلیل داشته باشه،
یعنی من زندگیم اینجوریه برای هر کاری که انجام میدم،
اگر شما از من بپرسید چرا این کارو انجام میدی مثلاً میگفتی چرا فایل رو بعضی موقعها لختی میگیری قشنگ دلیل داشتم براش،
من دلیل دارم برای تمام رفتارهام برای تمام اعمالم تمام کارهام،
باید به جایی برسیم که آگاهانه تصمیم بگیریم زندگیمون رو چه جوری سبک زندگیمون چه جوری باشه نه اینکه چون قبلیها اینجوری بودن ما هم اینجوری هستیم،
یه نکته کلیدی در مورد جذب بگید:
نکته کلیدی نیست من هنوز الان چند ساله دارم کار میکنم روی خودم هنوز احساس میکنم که هیچ کار خاصی نمیکنم
یعنی هنوز احساس میکنم خیلی کار دارم برای اینکه بهتر ذهنم رو کنترل کنم
یعنی کنترل ذهن یه مهارتیه که هر چقدر کار میکنیم میبینیم که هنوز جایی کار داره درسته که خیلی بهتر از قبل شدم ولی خیلی احساس میکنم میتونم باز بهتر بشم به خاطر همین یه تکامله یه مسیره این نیست که بگیم یه تکنیکِ،
مثل غذا خوردنه
شما بگید مثلاً یه غذای خوشمزه بگو ما بخوریم دیگه تا ابد سیر بشیم اینجوری نیست،
در مورد سلامتی صحبت کنید:
من خدا را شکر در مورد سلامتی فکر میکنم باورهای خوبی دارم
میدونید فشار ذهنی انرژی منفی حالا نمیخوام بگم انرژی منفی به عنوان حالت بدش کلاً استرس نگرانی اضطراب دلیل اصلی تمام بیماریهای بشره
اگر بتونیم کمتر غصه بخوریم و بیشتر بیخیالتر باشیم آرومتر باشیم بدنمون خیلی از پس خودش برمیاد
من الان 15 ساله که نه یه دونه قرص خوردم نه یه دونه آمپول زدم دو سه بار سرما خوردم اونم با آبلیمو و عسل خوب شدم
اونم به خاطر اینکه کلاً نمیذارم خیلی ذهنم درگیر مسائل ناجور بشه
سعی میکنم خیلی راحت بگیرم قضیه رو خیلی هم به سیستم ایمنی بدنم و به خدایی که توی وجودمه اعتماد دارم که خودش مدیریت میکنه نگران نیستم اصلاً به دارو و اینا اعتقادی ندارم
من ندارم
شما میتونید داشته باشید من نظرم اینه
من نظرم اینه که بدن من خودش داروها رو همه رو داره راه حلها رو همه رو داره و من کافیه که فقط مقاومت رو بذارم کنار یعنی بدن من حل میکنه مسئله رو اگر من خودم رو قاطی نکنم من کافیه که مقاومت رو بذارم کنار آروم باشم بذارم اون کارش رو بکنه
ولی وقتی من عصبیم ناراحتم اون نمیتونه کارش رو انجام بده.
توی انجام تمرینها نوسان داریم چه کار کنیم نوسان نداشته باشیم؟
همش برمیگرده به اهرم رنج و لذت
اگه واقعاً مشتاق باشید و اگه باور داشته باشید که اون تمرینات جواب میده اون وقت دیگه نوسان ندارید
همینجوری که برای غذا خوردن نوسان ندارید هیچکس نمیاد بگه من برای غذا خوردن نوسان دارم یه موقعهایی میخورم یه موقعهایی دو هفته غذا نمیخورم چون میدونه که باید غذا رو بخوری،
26 سالمه علاقم رو پیدا نکردم از این شاخه به اون شاخه میپرم:
نگران نباش من تا یه مدت علاقهای که توش هستم رو پیدا نکرده بودم ولی توی هر برههای یه علاقهای داشتم میرفتم تو دلش بعد از توی اون علاقه هه یه چیزایی یاد میگرفتم بعد پر میشدم سیر میشدم میرفتم سراغ یه چیز دیگه
ولی میدونی خیلی نگران نباشید کلاً به هر چیزی که یه ذره علاقه دارید برید سراغش بعد هدایت میشید به شما گفته میشه و وقتی هم که اون چیزی که عاشقشی یعنی از علاقه میگذره به عشق میرسی پیدا میکنی میفهمی خودت که این اونه این همون چیزیه که من میخوام تا آخر عمرم انجام بدم،
راجب مدیتیشن بگید:
مدیتیشن رو کلاً همه چیز رو من توی ذهن خودم ساده کردم
مدیتیشن یعنی بتونی ذهنت رو آزاد کنی
یعنی به چیز خاصی فکر نکنی
یعنی رها باشی حالا هر کاری که بتونید بکنید که ذهنتون درگیری نداشته باشه آرومتر باشه میشه مدیتیشن
خیلی روش خاصی رو دنبالش نگردید برای اینجور کارها
اگر شما کلیت قضیه رو درک کنید خودتون میتونید بفهمید که کدوم کاری که میکنید مثلاً اگر وقتی داری صحبت میکنی با خدا و آرومی و احساس خوبی داری داری مدیتیشن میکنی
وقتی که چشمهات رو بستی روی تنفست تمرکز میکنی داری مدیتیشن میکنی
وقتی که حالت خوبه به چیزی توجه میکنی که احساس بهتری بهت میده قلبت رو باز میکنه داری مدیتیشن میکنی
در واقع اون کلمه نذار گولت بزنه
اون کاری که مدیتیشن انجام میده اون اصل رو درک کن خودت شیوههاش رو پیدا کن برای اینکه به اون نقطه برسی،
چه جوری جسور باشیم بریم تو دل کار؟
من یه اخلاقی دارم که این به من کمک کرده برای اینکه کارهایی رو انجام بدم که خیلیها انجامش نمیدن که مثلاً هی خودم رو تو چالش قرار میدم که یه جورایی انگار که مثلاً اگر به یه موفقیتی نرسم یا اگر تو دل یه ترسی نرم انگار خیلی بهم برمیخوره انگار یه چیزی تو وجودم میگه اگه مردی انجام بده یه همچین چیزی
بعد با خودم انگار یه رقابتی ایجاد میکنم که حالا که اینجور شد میرم انجامش میدم هر کجا احساس کنم که ترسو شدم جسارت ندارم هی اون چیز درونی من به من میگه ببین دیدی ترسیدی اگر مردی برو انجامش بده
بعد این یه انرژی در من ایجاد میکنه آزاد میکنه که خیلی میرم تو دل یه سری کارهایی که بقیه انجامش نمیدن یا میترسن انجامش بدن
پیشنهاد میکنم این ویژگی رو در خودتون ایجاد کنید که بهتون بربخوره یعنی بربخوره که اگر تو دل ترسهاتون نرید اگر پیشرفت نکنید بهتون بربخوره
یعنی همچین ویژگی رو من دوست دارم داشته باشید خیلی به من کمک میکنه این نباشه که هیچ غلطی تو زندگیمون نکنیم بهمون هم بر نخوره مثل سیب زمینی باشیم
نه هیچ وقت من اینجوری نبودم،
تقسیم کار با خدا :
خدا که همه کارهامون را انجام میده گفتم بهتون اگر ما باورهای مناسبی داشته باشیم یه سری ایدهها به ما الهام میشه که اون کارها یه کاریه که وقتی انجامش میدی به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارن انجام میدن تو رو پیش میبره در هر صورت تو یه کاری انجام میدی ولی اون کاره مثل این میمونه که بقیه دارن با قاشق زمین رو میکنن بعد خدا بهت میگه که میتونی بیل مکانیکی هم برداری یا یه لودر هم برداری بعد تو باید اون لودر رو برداری اون دندهها رو بزنی ولی با یه بار بیل زدن تو زمین به اندازه چند صد هزار قاشق میتونی خاک بکنی یه همچین چیزی رابطه همکاری با خداونده
خدا یه چیزی رو میگه یه کاری رو میگه انجام بده یه حسی رو در تو بیدار میکنه یه الهامی بهت میگه انجام بده که وقتی انجامش میدی نتیجهاش خیلی بزرگتر از کارهایی هست که بقیه به صورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درونشون دریافت نمیکنن، یه همچین چیزی من برداشت میکنم از همکاری خدا با ما،
من هیچ وقت با اینکه توی زندگیم یه سال تو خیابونها خوابیدم یه پسری اومد سراغم تو کار مواد بود، میگفت من رزمنده ام، جبهه بودم بعد رفت توی این فضا که میدونم برات مشکل پیش اومده بیا من کمکت میکنم و از این صحبتها و همون موقع که احساس کردم که داره میره سراغ این داستانها میره سراغ یه کاری که برمیگرده به مواد همون موقع من قاطی کردم گفتم برو تا نزدم لشت نکردم اون موقع هم زمان قدی و غرور من بود با اینکه اون 10 سال از من بزرگتر بود ولی به خودم گفتم که ببین اینکه من به خاطر این شرایطی که الان هست برم سراغ مواد این از ضعفمه این از بدبختی منه
نمیخوام آدم بدبختی باشم برمیخوره به من که آدم بدبختی باشم به همین دلیل توی اون شرایط من حتی یک بار امتحان هم نکردم
نه تنها سراغش نرفتم با اینکه حساب کنید آدم تو خیابون زندگی کنه چه اتفاقی میفته حتی امتحان هم نکردم ببینم چه مزهای داره چون گفتم این امتحانش هم ضعف منو نشون میده یعنی من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم یه همچین حسی رو اگر آدم در خودش ایجاد کنه خیلی جاها بهش کمک میکنه حسی که بهش بربخوره از اینکه آدم ضعیفی باشه بربخوره از اینکه آدم بدبختی باشه
چطور به دوتا شغلی که علاقه داریم سراغ کدومشون بریم؟
ترکیب جفتشون رو پیدا کنید
خیلی از شغلهایی که الان هست و خیلی هم موفقه قبلاً وجود نداشته
ترکیب دو تا هنر با هم دوتا هنر به ظاهر بیربط، ترکیبشون رو پیدا کنید ببینید که توی اون دوتا علاقه رو اگه با هم ترکیب کنید چه چیزی از توش میتونی خلق کنی،
نظرتون در مورد فارکس چیه؟
من هیچ نظری ندارم
نه در مورد بورس نظری دارم نه در مورد فارکس نظر دارم نه نمیفهمم چی میگن
من یه قاعدهای دارم همون بحث عشق و علاقه است که بهتون گفتم هدف من از زندگی پول نیست هیچکس هم با این داستانها فارکس و بورس و اینا پولدار نشده
هدف لذت بردن از زندگیه برای من،
وقتی که لذت ببرم از زندگی باورهام در مورد ثروت خوب باشه ثروت وارد زندگی میشود لاجرم،
زندگی آگاهانه یعنی اینکه من برای تک تک رفتارهام دلیل و منطق داشته باشم و بدونم پشت هر رفتارم چه منطق و باوری هست؟ پشت هر جمله و واکنشم چه منطق و باوری هست؟ و آگاهانه این منطق ها رو مدیریت کنم، اصلا بشینم با خودم خلوت کنم یسری رفتارهای جدیدی که هنوز ثبات پیدا نکردن اما میدونم که باید در شخصیتم ایجاد بشن رو منطق محکم براش پیدا کنم و قدم به قدم ازش هر روز استفاده کنم تا بخشی از شخصیتم بشه مثلا همین قاطعانه و محکم “نه گفتن” به یکسری درخواست ها که این روزا چقدر نقش پر رنگ و تأثیرگذارش رو نه تنها در زندگیم بلکه در شخصیتم می بینم
یکسری رفتارها رو هم اگر می بینم درش قوی هستم بازم منطق هاش رو برای خودم یادآوری کنم.. چرا باید تون صدای محکم و قاطعی داشته باشم؟ چرا محکم بودن فیزیک بدنم مهمه؟ چرا باید در اولین فرصت بر اساس اولویت ها کارهام رو جلو ببرم و تیک انجام شون رو بزنم؟ چرا حرکت و اقدام عملی به محض وضوح ایده اهمیت داره؟ چرا هدفگذاری قبل از اتمام کامل یک پروژه اهمیت داره؟ چرا اجرای قوانین در عمل مهمه و.. من حقیقتش تا حالا با خودم یکبار خلوت نکردم برای همچین پرسش و پاسخی،، انقدر ریز عمیق نمی شدم که دلیل و منطق های محکمی برای ذهنم بیارم تا اصلا ایجاد اهرم رنج و لذت کنه برای نوع عملکرد و شیوه ای که باید بهش متعهد باشم اما وقتی در این جلسه این کلید بی نظیر رو از استاد شنیدم انگار اولین بار بود که شنیده باشم با خودم گفتم همییننه!
چند نفر مگه توی جهان دلیل رفتار ها و واکنش ها و گفتار شون رو می دونن؟ چند نفر مگه توی جهان انقدر دارن دیتیلی روی شخصیت شون کار می کنند؟ چند نفر میان با خودشون وقت بزارن ساعت ها گفتگو کنند با خودشون تا به این همه ‘چرا؟’ جواب بدن و مهم تر از همه صادق و روراست باشن با خودشون که جواب واقعی بدن که چرا برخلاف چیزی که می دونن درسته دارن رفتار می کنند؟ چند نفر توی جهان هست که اصلا این کار رو انقدر جدی بگیره و عامل تعیین کننده بدونه برای به شناخت رسیدن بهتر از خودش و ایجاد یک شخصیت با ثبات و محکم در آینده؟
جواب شاید یک دهم یک درصد باشه! اینطور مواقع هست که میگم هرکس این کار رو انجام داده و میده قطعا حق طبیعیش نتایج متفاوت از اون 99درصد هست،، همین که استاد میگن
“اگر می خوای متفاوت از اکثریت جامعه نتیجه بگیری باید متفاوت از اونها عمل کنی”
همینجا دوست دارم این تعهد رو به خودم بدم که زمانی رو برای خودم خالی بگذارم فقط برای جواب دادن به این ‘چرا’ ها،، و منطق های محکم پیدا کردن برای هر رفتارم
اهرم رنج و لذت درباره انجام کار درست،، یکی از تغییرات واضحی که هر وقت دارم روی خودم کار می کنم و در این مسیر ادامه میدم اینه که ذهنم ناخودآگاه متوجه میشه که از چه حواشی باید دوری کنه و اصل و اساس قضیه چیه که باید سفت بهش بچسبه.. یعنی وقتی روی همچین دورهای کار میکنم انگار با هر قدم و هر گام این اهرم قوی تر میشه،، شاخک هام قوی تر و حساس تر میشه،، فیلتر ورودی هام سختگیرانه تر میشه و خیلی هوشیارانه تر عمل می کنم انگار این گام ها همینطور دارن منطق های قوی ایجاد می کنند برای ذهنم تا متعهد باشم روی کنترل ورودی ها و این جهت دهی به اقدام عملی منتهی میشه که در راستای ورودی درست بوده؛
یکی از نکته های کلیدی برای من در این فایل این موضوع بود که اگر اون کاری رو که 100درصد عاشقشم رو پیدا نکردم، به این معنی نیست که یه جا بشینم هیچ کاری نکنم و فقط فکر کنم بلکه اون کار رو پیدا کنم!! چون قطعا توی موقعیت فعلیم یه کارهایی هست که دوست دارم انجام بدم، اون کار ها رو برم با اشتیاق انجام بدم برم عمل کنم برم یاد بگیرم و قدم بردارم نه اینکه یه جا بشینم فکر کنم چه کاری میتونه کاری باشه که تا آخر عمر حاضرم انجامش بدم! کمالگرایی رو کنار بزارم و از مسیر لذت ببرم، توی این موقعیت با همین کاری که میدونم فعلا دوست دارم انجامش بدم جلو برم تا قدم های بعد برام واضح بشن،، نکته اینجاست که انقدر شک نکنم انقدر بهانه نیارم که نه چون این همون کار نیست و هنوز پیداش نکردم و مطمئن نیستم ازش پس دیگه بشینم یه جا!! نکته اینه که به جای شک و تردید مسیرم رو ادامه بدم، همین جایی که هستم با همین علاقه فعلی که دارم ادامه بدم اما ساکن و راکد نباشم،، شاید یه بازه زمانی علاقه من این باشه، زمان دیگه علاقه من تغییر کنه و ظرفم از انجام اون کار پر بشه و بخوام یه تجربه جدید داشته باشم اصلا اشکال نداره!! اتفاقا به خودم بگم اون قدم ها و اون علایق و زمان و انرژی که براشون گذاشتن باعث شدن تا به قدم بعد هدایت بشم تا یکسری پله ها و تکامل رو طی کنم که وقتی به اون علاقه اصلی میرسم و برام واضح میشه اصلا متوجه بشم که تمام اون قدم های قبل لازمه رسیدن به این نقطه بوده و از تجربه هاش استفاده کنم و کلی نگاه خلاقانه و از زاویه دیگه ای رو بهم بده که شاید کسی در اون حوزه نداشته باشه!!
پرورش جسارت درونی،، من عاااشق گوش دادن و صحبت کردن و مثال آوردن درباره این قسمت فایل یا بهتره کلی بگم “جسارت و شجاعت” هستم..
هروقت درباره این موضوع فکر میکنم یا که عملکردهای خودم در این راستا رو به یاد میارم دلم قرص میشه، اعتماد به خودم و خودباوریم بیشتر میشه برای حرکت کردن برای بیشتر عمل کردن و نتیجه گرفتن برای اینکه بگم ‘من این کار رو انجام دادم‘ نه که ‘می خوام این کار رو انجام بدم!!’
به نظرم یکی از کارهایی که در بهبود و بازسازی عزتنفس نقش داره آماده کردن لیستی از ‘انجام دادم’ هاست چون هربار یادآوری اونها درواقع جسارت در حرکت کردن بهمون رو یادآور میشه که من این کار رو انجام دادم و بعد این نتیجه ها رو گرفتم،، یکی از ویژگی های شخصیتی که هم در خودم و هم در بقیه عاشقشم همین جسارت هست، همین ایمان و حرکت کردن هست که استاد شما واقعا در این زمینه فوقالعاده عمل کردید و می کنید چقدر تحسین می کنم وقتی در سریال ها نمودش رو می بینم؛ چون از ویژگی هایی هست که در وجودم همینطور دارم قوی ترش می کنم و مثال هااا دارم از دوران کودکیم تا به الان از این جسارت و پاداش هایی که جهان در پاسخ بهم داده
خیلی دوست داشتم اینجا به خودم یادآوری کنم که این جسارت درونی دقیقا مثل تمام چیز های دیگه ای که استاد اینجا درموردشون صحبت کردید هست یعنی از پیشرفت ها و قدم های کوچیک اما مستمر.. جسارت هایی در انجام کارهای کوچیکی که شاید هیییچ ربطی به کارهای بزرگی که قراره در آینده انجام بدم ندارند اما اما لازمه رسیدن به قدم های بعدی، گذر و شجاعت نشون دادن برای ورود به دل ترس های فعلیم هست؛ اگر من از همین حالا با همین کارهای کوچیک که باید جسارت به خرج بدم برای انجام دادن شون بهم بر نخوره و بگم ‘خب حالا یه بار که چیزی نیست’ یا بهانه هایی از این دست بیارم که ‘باید منتظر طی شدن تکاملم بشم’ یا ‘بشینم یه جا فقط روی باورهام کار کنم و فایل گوش بدم و در نتیجش هییچ اقدامی نکنم’ همین کوچولو کوچولوها باعث میشن که اولا هیچ وقت به کارهای بزرگ تر فکر نکنم و نرسم و دوم به فرض محال که رسیدم خب مثل قبلی ها بهم بر نمی خوره انجام ندادنش!! و این یک یادآوری حیاتیِ که اهمیت قدم های کوچیک اما مستمر رو در هر کاری حتی این جسارت ها به خودم یادآوری کنم و در عمل بیشتر ازش استفاده کنم
استاد به زودی زود میام نتایج قشنگی که درباره این موضوع گرفتم رو داخل دوره عزتنفس با عشق می نویسم؛ خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
من تازه شغلی که عاشقشمو دوسش دارمو پیدا کردم (فارکس)
نظر هیچکسی هم برام اهمیت نداره چون به قول استاد حال خودم باهاش کوکه کوکه ..
هنوز به سود مستمر نرسیدم ولی از نشستن پشت چارت و تحلیل و دنبال موقعیت مناسب گشتن دارم لذت می برم … این بازی ترید خیلی هماهنگه با روحیاتم … اوایل صرفا برای پول و درآمد واردش شدم ولی الان علاوه بر منبع درآمد بهش به عنوان درس های زندگی و آگاهی در تموم جنبه های زندگی نگاه می کنم …
خیلی از جواب منطقی استاد در مورد فارکس خوشم اومد که گفتن نظری ندارم و هر کسی می دونه با عشق و علاقش … منطقی و هوشمندانه ترین پاسخی که ازش لذت بردم
من شغل مورد علاقمو پیدا کردم …بیزینس ترید…بازار مالی … عاشقشم و ساعت ها پشت سیستم کامپیوتر برای آموزش و تحلیل تایم میزارم همراه با لذت فراوووون …
ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کارمه
به شرایط مثبت و خوب کسب و کارم توجه می کنم تا تماما از شغلم در همه جنبه هاش لذت ببرم .
اگر از محل ضعف سراغ برنامه ای برم قطعا شکست می خورم.
من گاها توی شغلم روی رفتار درست مسلط نیستم .. باید بهم بر بخوره که چرا نمی تونم روی رفتارم مسلط باشم؟
سلام به استادعزیزم و مریم جان نازنین وهمه دوستان عزیزم
ردپای من درگام پانزدهم :
خداروشکر می کنم که پانزده روز در این مسیر زیبا هستم و ردپایی برای خودم گذاشتم و توجه کردم به قانون و با این کامنت نویسی وتکرارقانون خودم را دارم عادت می دهم به دیدن وشنیدن نکات مثبت
من امروز ازین فایل فهمیدم که اگر من بدنبال ثروت هستم به دنبال هرچیزی که هستم اول ازهمه باید خودم رو پیداکنم و حالمو خوب نگه دارم و به چیزی که عاشقشم توجه کنم ودر همون مسیر قدم بزارم با توکل بخدای بزرگم واعتماد به نفس دیگه بعدش نتایج برای من خواهد آمد.
روزهای میشه که توزندگیم نکات غیرمثبت بیشتر از نکات مثبت هست ولی همیشه در زندگیمان حتی اگر 99 در صد اتفاق منفی باشه یک درصد اتفاق مثبت هست دیگه هراتفاقی بیفته همینکه زنده ایم وهنوز فرصت زندگی داریم همون نکته مثبت هست باید به همون توجه کنم برای همون خوشحال وسپاسگزار باشم،
درمورد سلامتی واقعا خدای من این برای بار چندمه که جوابهای سوالات تو سرم توسط استاد در یک فایل که همون روز گوش میکنم داده میشه ،من چندوقته درمورد سلامتیم تو یه زمینه خیلی درگیرم هرجا دنبال راه حلشم هرچیزی رو دارم امتحان میکنم میگم آره من چون فلان دکتر نرفتم خوب نشده یا فلان غذارو نخوردم خوب نمیشه یا فلان کارونکردم خیلی ذهنم درگیره والان خدا اززبان استاد تو این فایل بمن گفت که عزیزم باید آروم باشی بدنت خودش همه چیزرو حل میکنه واقعا از وقتی که تو سایتم یه نکته مثبت در من اینه که خیلی راحت به خواب میرم شبها وخیلی راحت صبحها زودتر ازقبل بیدار میشم در صورتیکه قبلا تا نصف شب انقد تو اکسپلور اینستاگرام میچرخیدم که خوابم ببره واقعا خداروشکر می کنم ومطمنم اگر اروم باشم وقانون تکامل رو باورکنم بزودی بدنم مشکلشو حل خواهد کرد
در مورد مدیتیشن من همیشه میگفتم من باید حتما یه جای ساکت باشم تا یه حرکتای خاصی بزنم اون میشه مدیتیشن ولی الان استاد واقعا عاشقتونم چشم منو باز کردین من درواقع هرروز دارم مدیتیشن میکنم هروقت که کاری میکنم که حالم خوبه وافکارم خوبه در حال مدیتیشنم مثلا امروز چنتا قلمه ای که از گلهام زده بودمو کاشتم ،لاک زدم به ناخونام و حسابی نگاشون میکنم و حالم خوبه مدیتیشن کردم خدایا شکرت که دارم آسون میشم برای آسونی ها همه چیز عالیه.
درمورد عزاداری من قبلا اصلا اینجمله حضرت زینب رو درک نمیکردم صرفا یه دیالوگ میدیدمش واصلا عمیق نشده بودم توش در حالی که من اونموقع ها تمام مراسم مذهبیو شرکت میکردم به سروصورت خودم میزدم همه روضه ها و داستانها رو درمورد ائمه از بر بودم ولی حالم که خوب نبود هیچ همش تضاد همش تضاد تااینکه الان تازه میفهمم اون حرف یعنی چی یعنی تمرکز به نکات مثبت یعنی عشق یعنی اگر حسین کشته شد برای عشقش براش لذت بخش بود واسه همونه که نامش موندگار شده چون به الهامات قلبیش گوش کرد چون آرزوش بود چون به هدفش ایمان داشت پس عزاداری من چه فایده داره اتفاقا باید تحسینش کنیم وتوجه کنیم به نکات مثبتش خدایا شکرت که انقد الگو برای اجرای قانون ازقدیم تاالان داریم ،
نکته کلیدی برای هرکس اینه که رگ خواب خودشو پیداکنه بنظرم ببینم چجوری میتونم خودمو به چالش بکشم چجوری خودمو میتونم به حرکت دربیارم اینهمه دنبال رگ خواب بقیه بودم برام کار انجام بدن چرا دنبال رگ خواب خودم نباشم ،عزیزم خود عزیزمن تواین پونزده روزی که اینجام فهمیدمکه عزیزم همه چیز خودمنم خودمن و توکل به خدای من ،خدایا ازت میخوام این مسیررو برم خدایا ازت میخوام همینطور به بهترینها هدایتم کنی خدایا دوستت دارم.
امروز این قسمت را که داشتم گوش میدادم به یاد الهامی که خدا 4 ماه پیش بهم کرده بود افتادم که برای پیدا کردن مسیر درست،شغل درست ،آدم درست و و و نمیتونی با فکر کردن و حتی مشورت کردن به نتیجه برسی چون اصلا ذهن برای چیز دیگه ای ساخته شده و توانایی نشان دادن مسیر درست را و حتی تفکیکش را نداره چیزی که خلافشو به ما گفتن که ما با عقلمون (ذهن) تصمیم میگیریم.
امروز که استاد اخر موضوع چگونگی پیدا کردن شغل مورد علاقه گفتن خودت میفهمی که این همونه که میخای تا اخر عمر انجامش بدی ؛ یه چیزی توی وجودم پیچید که
عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ لَا یَفْقَهُونَ عینا این البته ایه کاملش اینه( عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ)
و اومدم یه سرچ ریشه ای برای فقه تو قران کردم و دیدم از این واژه فقط برای قلب استفاده شده
و مفهموشم همون فهم و فهمیدن هست
و دوباره بهم گفت که برای فهمیدن که جایگاهش قلب هست باید بری و تجربه کنی و باید عمل کنی تا بفهمی و هدایت هارم بازهم با قلبت بفهمی با قلبت باید تصمیم بگیری قلبته که مسیر درست رو میفهمه از مسیر نادرست قربون قلبم بشم
همون مثال پیدا کردن کشور مناسب برای مهاجرت و فرد مناسب برای ازدواج که تویدوره ی عشق و مودت میگن.
پس دیگه نگرانی و وایی حالا چه فکری کنم و فلان ایده چه جوری به ذهنم برسه و از صغری و کبری مشاوره گرفتن و تشویش فکری و توی حالت مزخرف شک و دودلی بودن رو نداره باید بری و تجربه کنی باید عمل کنی بعد بهت گفته میشه و میفهمی قلبت هدایتو دریافت میکنه
همین دیگه تا همین جا اومد
اهان اینم درمورد قسمتی که دوستمون پرسید چرا من توی کار کردن روی خودم نوسانیم و استاد گفتن اهرم رنج و لذت درواقع اینو هم توی جلسه ی 5 کشف و هم جلسه یک قدم اول استاد توضیح دادن و الهامی که به منم شد و جوری که برا خودم بیشتر باز کردم این بود که ذهن به صورت طبیعی دوست داره به بدی ها تمرکز کنه اما مسیر درست عمس این یعنی توجه به خوبی هاست پس باید دلیل منطقی و قانع کننده و fact واضحی باشه تا ذهن من به جای کار راحتی که برای اون ساخته شده و طبیعتشه بیاد این کار که دقیقا برعکس ذاتش هست رو انجام بده برای همین هرحظه باید یاداوری کنی به خودت که. این نعمات الان نتیجه ی چه مسیریه (لذت)و اینکه خدا هرکز قوانینشو تغییر نمیده(ثبات مسیر) اینکه گوشزد کنم به خودم اگه روی خودم کار نکنم چه بلاهایی قرار سرم بیاد(رنج) به یاد بیارم وقتی رو خودم کار کردم چی شد وقتی کار نکردم چی شد و اینجوری اهرم رنج و لذت قوی تر میشه
مثلا من برای باور عدم وابستگی که برای من با اختلاف در صدر تمام باورا قرار داره یعنی همون عدم توخید و شرک ورزیدن و دیدن نعمت خدا از بنده هاش یا شرایط و نفهمیدن منشا و علت این نعمات وووو همه ی اینایی که گفتم با صد برابر بیشترش و با ده هاا مثال از زندگی خودم که هزار بار در روز به خودم میکم دارم کاری میکنم که بدم بیاد از وابستگی که ذهنم بفهمه که نبااااید این ویژگیو داشته باشه و در نتیجه ی این کار که همون کار کردن روی باوراشت هدایت دارم میشم قدم به قدم به یه سری اعمال که شاید لازمه قلبمم فهم کنه این قائم به ذات بودن رو اخساس و لذتشو بچشه و باز هم اهرم لذت قوی تر بشه
البته درمورد وابستگی یا هر باوری بنظر باز هم ما شاخه به شاخه فرق میکنیم مثلا من اتفاقا توی تنهایی بیرون رفتن و سفر و حتی کارای ماشین و خودم و کارای اداریو خریددوووو رو انجام دادن مستقلم حتی مثلا دوستم بنزین نمیزنه و یا حتی مادر خودم و به مسیولای پمپ بنزین میدن که اینکارو کنه من خودم اینکارو حتی برای مادرمم و خودم انجام میدم حتی تعمیرگاه بردن و و و یا دنبال حتی کارای تصادف جای جدید رفتن وووو اما شاید باورتون نشه توی هدیه دادن و یا دور رختن وسایلایی که دیگه نیازی بهشون ندارم ضعیفم اینم ریشه اش مادرم هست و مثالای دیگه میگم ادم هی خودشو دقیق تر بشناسه میتونی خیلی دقیق تر نقطه زنی کنه و نتایج راحت تر بزرگتر میشن
قرار بود تا همون جا باشه اما اینهمه بازم اومد البته شایدم خواستم به رخ ذهنم و حتی بقیه رو خودم کار کردنمو بکشم چه اشکالی داره
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها ،سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که این تعهد رو در من به وجود آورد تا در مسیر بهبود دائمیم ثابت قدم باشم
آگاهی های این فایل ارزشمند:
-کنترل کانون توجه مهمترین وظیفه ی زندگی ماست
فایل « سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت گیر » بسیار زیبا این موضوع رو توضیح داده و میشه به کمک این فایل ارزشمند اصل رو از فرع تشخیص داد و راحت تر کنترل کانون توجه رو بدست گرفت
«سهل گیری نه به عنوان بی خیالی بلکه به معنای نادیده گرفتن چیزی که ارزش توجه کردن ندارد»
این جمله برای من بسیار منطقی و قابل درک هست که خیلی بهم کمک کرده
-توضیحاتی راجب مدتیشن : اصل رو درک کنم و کاری رو انجام بدم که بهم آرامش میده کاری که ذهنم درگیری نداشته باشه و این میشه مدتیشن.
-انجام عمل به ایده ها منو به تصاعد میرسونه ، بهم برخوره اگر پیشرفت نکنم و وارد ترس هام نشم .
اگر من باور مناسب داشته باشم یه سری ایده ها بهم الهام میشه که انجامش برام تصاعد ایجاد میکنه
-هدف, لذت بردن از زندگیِ ،اگر لذت ببرم پول هم،لاجرم وارد زندگیم میشود
چقدر سعادتمند هستم که فهمیدم اصل ، ماندن مدت زمان بیشتری در احساس خوبه و هدف لذت بردن از زندگیِ
سپاسگزارم مهربان پروردگارم و سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی های توحیدی و زندگی ساز رو دراختیارمون قرارمیدین.
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
.کل کاری که باید انجام بدم اینه که بتونم ذهنم رو کنترل کنم و به چیزهایی توجه کنم که بهم احساس خوب میده و در نهایت هدایت میشم به افراد و شرایطی که من و به خواسته هام نزدیکتر میکنه.
.من باید شغلم علاقه م باشه و باید به شغلم به عنوان عشقم نگاه کنم و توش خلاقیت داشته باشم.
.ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کار هست.
.ما توی هر شرایطی باید فقط خوبی ها رو ببینیم و در شرایط به ظاهر منفی، روی خوبی ها تمرکز کنم تا جو غالب اطرافم، کم کم مثبت بشه.
.من اعتقادی به عزاداری برای امام حسین ندارم خود حضرت زینب که تو اون واقعه بوده گفته جز زیبایی ندیدم پس چرا من با گذشت این همه سال بیام بزنم تو سر خودم!!!
.نگاهت رو از هر چیزی که از گذشتگان اومده بکش بیرون و یکم منطقی درمورد قضایا فکر کن. برای هر کاری که انجام میدی باید دلیل داشته باشی نه فقط دنباله رو یه سری رفتار و افکار گذشتگان باشیم….
.آگاهانه تصمیم بگیرید که چه سبک زندگی رو دوست دارید و چه سبک زندگی داشته باشید.
.نکته کلیدی برای کنترل ذهن نیست و یک مسیر هست که باید شروع کنی و ادامه بدی و تکامل رو طی کنی.
.فشار ذهنی، استرس، نگرانی، استرس و اضطراب دلیل تمام بیماری های بشره.
.سعی کن راحت بگیری و به سیستم ایمنی بدنت ایمان داشته باش. مقاومت رو بذار کنار و در آرامش اجازه بده که بدن خودش رو آروم کنه.
.اهرم رنج و لذت کمک میکنه تو تمرینات تعهد داشته باشید.
.نگران تغییر مسیر نباشید به هر چیزی که یه ذره علاقه دارید، برید داخلش بعدا هدایت میشید. وقتی هم به چیزی که عشقته میرسی، خودت میفهمی خودشه.
. مدیتیشن یعنی خودت رو آزاد کنی و به چیزی فکر نکنی و رها باشی. هر کاری که بتونید انجام بدید تا ذهن تون درگیری نداشته باشه، میشه مدیتیشن. دنبال روش خاصی نباش.
.چطور جسور باشیم؟ خودت رو در معرض چالش بذار و با خودت رقابت بذار که بری تو ترسات. بهت بر بخوره که تو دل ترسات نری و پیشرفت نکنی.
.خدا همه کارها رو انجام میده. اگه باورهای درستی داشته باشیم، یکسری ایده ها بهمون گفته میشه که اون کارها رو اگه انجام بدی، اندازه صد تا کار دیگه نتیجه داره.
.بهت بر بخوره که اعتیاد به هر چیزی داشته باشی چه مواد مخدر چه عادت خاصی.
.به خاطر شرایط و ضعفت نباید سراغ مواد و هر کاری بری. بهت بر بخوره که بدبخت باشی. حتی یک بار هم امتحانش نکن. امتحانش هم ضعف تو رو نشون میده.
.علاقه به دو شغل؟ چیزی رو پیدا کن که ترکیب دو تاش باشه. ترکیب دو تا هنر ثروت خوبی میسازه.
.ترنر با نابینایی به ثروت رسید و عاشق ورق بازی و فقط پاسور بر میزنه. با همین کار به ظاهر ساده و خنده دار ثروت ساخته.
.هدف از زندگی نباید پول باشه هدفت باید لذت بردن باشه و اگه باورهای ثروت ساز داشته باشی، ثروت لاجرم وارد زندگیت میشه.
به نام خدای راحتی ها؛
رد پای من در گام 15(مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون)
یک جایی خدا در قران میگه؛
فقط به سمت من بیا،بقیه اش همش دل گرفتگی و غصه هست.
کاراتو با دل قرص و توکل به من بسپر
بسپر تا دلت اروم بگیره
سبک بشی و یک نفس راحت بکشی .
به هرچیزی توجه کنیم از جنس همون توی زندگیمون رخ میده
اگر به چیزی توجه کنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفتد داری با دست خودت همان شرایط زو وارد زندگی خودت میکنی اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای داشته باشی برای اینکه من باید برای این موضوع نادلخواه توجه کنم.
خدایاشکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که حالم خوبه و صداهای نجواهای ذهنیم کم تر و کم تر شده
علاقه ربطی به این نداره که درسی باشه یا شغلی
وقتی به یک چیزی علاقه داری باید بری تو دلش تا بتونی موفقیت های بزرگی رو کسب کنی
من خودم اصلا به رشته شیمی علاقه ای نداشتم ولی وقتی توی مسیرش قرار گرفتم یواش یواش خوشم اومد و تبدیل به علاقه شد ساعت ها وشب ها درس میخوندم بدون اینکه حس کنم از روی اجباره
چون علاقه داری بیشتر زمان میذاری و نتایج بهتری میگیری
بسیاری از ما ادما مخصوصا توی ایران کار کردن رو زور میبینیم
و منتظر یه تعطیلاتی هستیم که بگیم آخیشش امروز راحتم و کاری ندارم
وقتی علاقه داشته باشی بیشتر زمان میزاری و نتایج بهتری رو رقم میزنی
به جای اینکه بریم توی رشته یا کاری که فقط به خاطر پول باشه
بریم سراغ چیزی که بهش علاقه دارم و ثروت میاد
ثروت نتیجه درست مسیر درسته
عذا داری همش خرافاته امام حسین شهید شده و به ارزوش رسیده بهترین چیز رو از حضرت زینب بشنوید که توی حادثه عاشورا نه گریه کرد ن تو سر خودش زد و غم توصورت حضرت زینب ندیدن
اگر ادم مذهبی هستی ببین امامحسین چطور ادمی بود،ازادگیشو،مردانگیشو، یاد بگیری نگاهمون از روی چیزی که از گذشتگان بود و منطق رو نداره و خرافاته
ما باید بتوانیم اگاهانه تصمیم بگیریم چطور زندگیمون رو رقم بزنیم
فشار ذهنی و انرژی منفی و استرس و نگرانی دلیل اصلی بیماری ها هست اگر بتونیم کم تر غصه بخوریم بدن ما از پس خودش بر میاد
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا تو تنها مالک و صاحب و اختیار من هستی
من رابه راه راست هدایت کن تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم
یا حق
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 15
مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
در مورد کانون توجه:
کل کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
اگر بتونیم این کارو انجام بدیم بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری میده هدایت میشیم به افراد شرایط موقعیتهایی که ما رو به خواستههامون نزدیک و نزدیکتر میکنه،
در مورد تغییر شغل:
بچههایی که با ما هستن من کاری به بقیه ندارم بچههایی که توی فضای کاری ما هستن من پیشنهاد میکنم که برید دنبال عشقتون یعنی شغلتون عشقتون باشه
اون چیزی که عاشقش هستید اون چیزی که دوست دارید اون چیزی که وقتی انجامش میدید احساس خستگی نمیکنید چیزی که وقتی انجامش میدید خیلی توش خلاقیت دارید خیلی ذوق میکنید
صبح و شب برم انجامش بدم،
به خدا اگه تو این فضا برید و اصلاً به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید تو این زمینه اصلاً زندگیتون لذت بخش میشه، بعد ثروت میاد
اینقدر ثروت میاد اگر تو مسیر درست باشید اگر عاشق کارت باشی خلاقی توش
بعد چون عاشقی زمان بیشتری میزاری بعد چون زمان بیشتری میذاری نتایج بزرگتری میگیری
بعد اصلاً میبینی زندگی و کار و تفریح و عشق و لذت همشون با همدیگه یکی شدن،
به همین دلیل خیلی علاقه دارم که بچههایی که با ما هستن به جای اینکه بگن ببینیم چه کاری توش پوله بگن بریم سراغ چیزی که عاشقش هستم دوسش دارم،
ثروت میاد
ثروت نتیجه طبیعیِ مسیر درست توی کارتونه
محیط اطرافم منفیه چیکار کنم که مثبت باشه ما توی هر شرایطی نیاز داریم که تمرکز کنیم روی نکات مثبت،
اگه مثلاً از 100 درصد شرایطمون، 99 درصد اون منفیه یه درصدش مثبته
باید یه جوری به اون یه درصد تمرکز و توجه کنیم باید یه جوری ذهنمون رو مدیریت کنیم که اون یه درصد رو ببینه
بعد که این کارو انجام بده درصد میشه 2 درصد اون 99 درصد میشه 98 درصد،
بعد میشه 5 درصد 95 درصد،
بعد میشه 10 درصد 90 درصد،
20 درصد 80 درصد،
همینجوری یواش یواش اوضاع تغییر میکنه راهش اینه،
راهش اینه که بتونیم توی اون شرایط به ظاهر منفی یه نقطهای پیدا کنیم که به ما احساس بهتری بده،
راجب محرم و عزاداری:
من که اصلاً اعتقادی به عزاداری ندارم
اصلاً اعتقادی ندارم، اینا هم به نظر من یه سری خرافاته وگرنه اون امام حسینی که شهید شده که اون به آرزوش رسیده
بهترین جواب را از حضرت زینب بشنوید که ما ریت الا جمیلا بود
اونی که توی حادثه خود عاشورا بوده اونی که همه داستانها رو با هم دیده اون میگه من نه گریه کردم نه تو سرش زده
اصلاً میگن که حتی یک قطره اشک و غم رو تو صورت زینب ندیدن
اونی که اون صحنهها رو دیده به چشم
ما که 1400 سال بعدش این ادا و اطوارها رو داریم در میاریم
آدم اگه قانون رو بدونه این کارها رو نمیکنه اگه واقعاً خیلی خیلی آدم مذهبی هستیم ببینیم امام حسین چطور بود آزادگیش اون وجود و مردانگیش رو یاد بگیریم این ادا و اطوارها که اصلاً بچه بازیه،
بیایم عزاداری کنیم برای چی؟
منطقش چیه؟
چی یاد میگیریم این وسط
غیر از اینکه یه فضایی شده اون موقعها که دستهها بود پسرها میومدن زنجیرزنی اصلاً یه فضایی برای دختر و پسرها بود که شعاف کنن دخترها پسرها رو پیدا کنن پسرها دخترها را پیدا کنن
بعد اون پسر میرفت وسط وایمیستاد زیر علم مثلاً که به دخترها نشون بده من چقدر خوبم،
زنجیر میزد شمشیر میزد از این ادا و اطوارها که ما هم توی قم بزرگ شدیم دیگه ته داستان قم رو درآوردن توی این برنامه، خودتون میدونید هم ما میدونیم همش ادا اطواره،
بچههایی که توی فضای ما هستن من با اونا صحبت میکنم که یه ذره نگاهمون رو از چیزی که از گذشتگان اومده منطق هم نداره یه مشت چرت و پرتی که همینجوری نسل در نسل اومده بکشید بیرون بشینید فکر کنید برای هر کاری که میکنید باید دلیل داشته باشه،
یعنی من زندگیم اینجوریه برای هر کاری که انجام میدم،
اگر شما از من بپرسید چرا این کارو انجام میدی مثلاً میگفتی چرا فایل رو بعضی موقعها لختی میگیری قشنگ دلیل داشتم براش،
من دلیل دارم برای تمام رفتارهام برای تمام اعمالم تمام کارهام،
باید به جایی برسیم که آگاهانه تصمیم بگیریم زندگیمون رو چه جوری سبک زندگیمون چه جوری باشه نه اینکه چون قبلیها اینجوری بودن ما هم اینجوری هستیم،
یه نکته کلیدی در مورد جذب بگید:
نکته کلیدی نیست من هنوز الان چند ساله دارم کار میکنم روی خودم هنوز احساس میکنم که هیچ کار خاصی نمیکنم
یعنی هنوز احساس میکنم خیلی کار دارم برای اینکه بهتر ذهنم رو کنترل کنم
یعنی کنترل ذهن یه مهارتیه که هر چقدر کار میکنیم میبینیم که هنوز جایی کار داره درسته که خیلی بهتر از قبل شدم ولی خیلی احساس میکنم میتونم باز بهتر بشم به خاطر همین یه تکامله یه مسیره این نیست که بگیم یه تکنیکِ،
مثل غذا خوردنه
شما بگید مثلاً یه غذای خوشمزه بگو ما بخوریم دیگه تا ابد سیر بشیم اینجوری نیست،
در مورد سلامتی صحبت کنید:
من خدا را شکر در مورد سلامتی فکر میکنم باورهای خوبی دارم
میدونید فشار ذهنی انرژی منفی حالا نمیخوام بگم انرژی منفی به عنوان حالت بدش کلاً استرس نگرانی اضطراب دلیل اصلی تمام بیماریهای بشره
اگر بتونیم کمتر غصه بخوریم و بیشتر بیخیالتر باشیم آرومتر باشیم بدنمون خیلی از پس خودش برمیاد
من الان 15 ساله که نه یه دونه قرص خوردم نه یه دونه آمپول زدم دو سه بار سرما خوردم اونم با آبلیمو و عسل خوب شدم
اونم به خاطر اینکه کلاً نمیذارم خیلی ذهنم درگیر مسائل ناجور بشه
خیلی مضطرب بشه، خیلی نگران باشه، خیلی راحت میگذرم
سعی میکنم خیلی راحت بگیرم قضیه رو خیلی هم به سیستم ایمنی بدنم و به خدایی که توی وجودمه اعتماد دارم که خودش مدیریت میکنه نگران نیستم اصلاً به دارو و اینا اعتقادی ندارم
من ندارم
شما میتونید داشته باشید من نظرم اینه
من نظرم اینه که بدن من خودش داروها رو همه رو داره راه حلها رو همه رو داره و من کافیه که فقط مقاومت رو بذارم کنار یعنی بدن من حل میکنه مسئله رو اگر من خودم رو قاطی نکنم من کافیه که مقاومت رو بذارم کنار آروم باشم بذارم اون کارش رو بکنه
ولی وقتی من عصبیم ناراحتم اون نمیتونه کارش رو انجام بده.
توی انجام تمرینها نوسان داریم چه کار کنیم نوسان نداشته باشیم؟
همش برمیگرده به اهرم رنج و لذت
اگه واقعاً مشتاق باشید و اگه باور داشته باشید که اون تمرینات جواب میده اون وقت دیگه نوسان ندارید
همینجوری که برای غذا خوردن نوسان ندارید هیچکس نمیاد بگه من برای غذا خوردن نوسان دارم یه موقعهایی میخورم یه موقعهایی دو هفته غذا نمیخورم چون میدونه که باید غذا رو بخوری،
26 سالمه علاقم رو پیدا نکردم از این شاخه به اون شاخه میپرم:
نگران نباش من تا یه مدت علاقهای که توش هستم رو پیدا نکرده بودم ولی توی هر برههای یه علاقهای داشتم میرفتم تو دلش بعد از توی اون علاقه هه یه چیزایی یاد میگرفتم بعد پر میشدم سیر میشدم میرفتم سراغ یه چیز دیگه
ولی میدونی خیلی نگران نباشید کلاً به هر چیزی که یه ذره علاقه دارید برید سراغش بعد هدایت میشید به شما گفته میشه و وقتی هم که اون چیزی که عاشقشی یعنی از علاقه میگذره به عشق میرسی پیدا میکنی میفهمی خودت که این اونه این همون چیزیه که من میخوام تا آخر عمرم انجام بدم،
راجب مدیتیشن بگید:
مدیتیشن رو کلاً همه چیز رو من توی ذهن خودم ساده کردم
مدیتیشن یعنی بتونی ذهنت رو آزاد کنی
یعنی به چیز خاصی فکر نکنی
یعنی رها باشی حالا هر کاری که بتونید بکنید که ذهنتون درگیری نداشته باشه آرومتر باشه میشه مدیتیشن
خیلی روش خاصی رو دنبالش نگردید برای اینجور کارها
اگر شما کلیت قضیه رو درک کنید خودتون میتونید بفهمید که کدوم کاری که میکنید مثلاً اگر وقتی داری صحبت میکنی با خدا و آرومی و احساس خوبی داری داری مدیتیشن میکنی
وقتی که چشمهات رو بستی روی تنفست تمرکز میکنی داری مدیتیشن میکنی
وقتی که حالت خوبه به چیزی توجه میکنی که احساس بهتری بهت میده قلبت رو باز میکنه داری مدیتیشن میکنی
در واقع اون کلمه نذار گولت بزنه
اون کاری که مدیتیشن انجام میده اون اصل رو درک کن خودت شیوههاش رو پیدا کن برای اینکه به اون نقطه برسی،
چه جوری جسور باشیم بریم تو دل کار؟
من یه اخلاقی دارم که این به من کمک کرده برای اینکه کارهایی رو انجام بدم که خیلیها انجامش نمیدن که مثلاً هی خودم رو تو چالش قرار میدم که یه جورایی انگار که مثلاً اگر به یه موفقیتی نرسم یا اگر تو دل یه ترسی نرم انگار خیلی بهم برمیخوره انگار یه چیزی تو وجودم میگه اگه مردی انجام بده یه همچین چیزی
بعد با خودم انگار یه رقابتی ایجاد میکنم که حالا که اینجور شد میرم انجامش میدم هر کجا احساس کنم که ترسو شدم جسارت ندارم هی اون چیز درونی من به من میگه ببین دیدی ترسیدی اگر مردی برو انجامش بده
بعد این یه انرژی در من ایجاد میکنه آزاد میکنه که خیلی میرم تو دل یه سری کارهایی که بقیه انجامش نمیدن یا میترسن انجامش بدن
پیشنهاد میکنم این ویژگی رو در خودتون ایجاد کنید که بهتون بربخوره یعنی بربخوره که اگر تو دل ترسهاتون نرید اگر پیشرفت نکنید بهتون بربخوره
یعنی همچین ویژگی رو من دوست دارم داشته باشید خیلی به من کمک میکنه این نباشه که هیچ غلطی تو زندگیمون نکنیم بهمون هم بر نخوره مثل سیب زمینی باشیم
نه هیچ وقت من اینجوری نبودم،
تقسیم کار با خدا :
خدا که همه کارهامون را انجام میده گفتم بهتون اگر ما باورهای مناسبی داشته باشیم یه سری ایدهها به ما الهام میشه که اون کارها یه کاریه که وقتی انجامش میدی به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارن انجام میدن تو رو پیش میبره در هر صورت تو یه کاری انجام میدی ولی اون کاره مثل این میمونه که بقیه دارن با قاشق زمین رو میکنن بعد خدا بهت میگه که میتونی بیل مکانیکی هم برداری یا یه لودر هم برداری بعد تو باید اون لودر رو برداری اون دندهها رو بزنی ولی با یه بار بیل زدن تو زمین به اندازه چند صد هزار قاشق میتونی خاک بکنی یه همچین چیزی رابطه همکاری با خداونده
خدا یه چیزی رو میگه یه کاری رو میگه انجام بده یه حسی رو در تو بیدار میکنه یه الهامی بهت میگه انجام بده که وقتی انجامش میدی نتیجهاش خیلی بزرگتر از کارهایی هست که بقیه به صورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درونشون دریافت نمیکنن، یه همچین چیزی من برداشت میکنم از همکاری خدا با ما،
در مورد ترک اعتیاد:
اعتیاد هم همونه من همون که گفتم که بر بخوره بهمون
مثلاً احساس ضعف کنیم بربخوره بگم مردش هستم نمیذارم اینجوری بشه
من هیچ وقت با اینکه توی زندگیم یه سال تو خیابونها خوابیدم یه پسری اومد سراغم تو کار مواد بود، میگفت من رزمنده ام، جبهه بودم بعد رفت توی این فضا که میدونم برات مشکل پیش اومده بیا من کمکت میکنم و از این صحبتها و همون موقع که احساس کردم که داره میره سراغ این داستانها میره سراغ یه کاری که برمیگرده به مواد همون موقع من قاطی کردم گفتم برو تا نزدم لشت نکردم اون موقع هم زمان قدی و غرور من بود با اینکه اون 10 سال از من بزرگتر بود ولی به خودم گفتم که ببین اینکه من به خاطر این شرایطی که الان هست برم سراغ مواد این از ضعفمه این از بدبختی منه
نمیخوام آدم بدبختی باشم برمیخوره به من که آدم بدبختی باشم به همین دلیل توی اون شرایط من حتی یک بار امتحان هم نکردم
نه تنها سراغش نرفتم با اینکه حساب کنید آدم تو خیابون زندگی کنه چه اتفاقی میفته حتی امتحان هم نکردم ببینم چه مزهای داره چون گفتم این امتحانش هم ضعف منو نشون میده یعنی من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم یه همچین حسی رو اگر آدم در خودش ایجاد کنه خیلی جاها بهش کمک میکنه حسی که بهش بربخوره از اینکه آدم ضعیفی باشه بربخوره از اینکه آدم بدبختی باشه
چطور به دوتا شغلی که علاقه داریم سراغ کدومشون بریم؟
ترکیب جفتشون رو پیدا کنید
خیلی از شغلهایی که الان هست و خیلی هم موفقه قبلاً وجود نداشته
ترکیب دو تا هنر با هم دوتا هنر به ظاهر بیربط، ترکیبشون رو پیدا کنید ببینید که توی اون دوتا علاقه رو اگه با هم ترکیب کنید چه چیزی از توش میتونی خلق کنی،
نظرتون در مورد فارکس چیه؟
من هیچ نظری ندارم
نه در مورد بورس نظری دارم نه در مورد فارکس نظر دارم نه نمیفهمم چی میگن
من یه قاعدهای دارم همون بحث عشق و علاقه است که بهتون گفتم هدف من از زندگی پول نیست هیچکس هم با این داستانها فارکس و بورس و اینا پولدار نشده
هدف لذت بردن از زندگیه برای من،
وقتی که لذت ببرم از زندگی باورهام در مورد ثروت خوب باشه ثروت وارد زندگی میشود لاجرم،
سلام دوست همفرکانسم
خیلی ممنون ازکامنت قشنگت
میخواستم نکات این فایلو بنویسم وقت لازم رو نداشتم گفتم کاش متن کاملشم داشتم یبار دیگه مرور میکردم تامطالب خوب توذهنم بمونه که هدایت شدم به کامنت شما وبسیار لذت بردم
سیوش میکنم تاداشته باشم
بی نهایت ممنون ازشما
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم
امروز هم مثل روزای دیگه به این فایل گوش دادم و نت برداری کردم و تمرکز کردم و اما اونچیزی که دلم میخاد اینجا بنویسم در مورد این فایل نیست
شکرگزاری روزانه ی من است نمیدونم چرا ولی دلم میگوید و میخاهد اینجا ثبتش کنم و من انجامش میدهم
خداوندا سپاسگزارم برای تک تک لحظاتی که هستی و من حضورت را احساس میکنم و باعث دلگرمی من شده ای
خداوندا سپاسگزارم برای اینکه من همین متن بالا را با درک نوشتم با درک حضورت در خانه ی قلبم
خداوندا سپاسگزارم برای حضورت در خانه ی قلبم که موجب آرامش من شده است
خداوندا سپاسگزارم برای هدایت هایت برای الهاماتت که عمل میکنم حالم بهتر و بهتر میشود
خداوندا سپاسگزارم که هر لحظه مراقبم هستی ازمن حمایت میکنی
خداوندا سپاسگزارم سلامتی من شده ای آرامش من شده ای دلیل حال خوب من هستی
خداوندا سپاسگزارم برای زندگی که بمن عطا کرده ای که دور از همه ی عزیزانم زندگی میکنم در آرامش
خداوندا سپاسگزارم در این زندگی آسایش دارم آرامش دارم اختیار دارم بزرگی دارم مقام دارم حس خوب دارم
خداوندا سپاسگزارم در این زندگی هر روز در حال پیشرفت و رشد هستم
خداوندا سپاسگزارم همسر خوبی دارم که آزادی در همه زمینه های زندگیم دارم
خداوندا سپاسگزارم فرزندان صالح که رفتارهای نیک دارن بمن عطا کردی
خداوندا سپاسگزارم هدایتم کردی برای سلامتی بیشتر به باشگاه بسیار عالی با انرژی بسیار بالا
خداوندا سپاسگزارم که منو در مداری قرار دادی دوستان خوب و هم فرکانس در مسیرم قرار گرفتن
خداوندا سپاسگزارم برای رزق و برکت زندگی ام که بمن عطا کرده ای
خداوندا سپاسگزارم هدایتم کردی برای مسیری که بهش عشق دارم و از انجامش لذت میبرم
خداوندا سپاسگزارم برای آگاهی که بمن عطا کردی که میتوانم بد یا خوب زندگی را تشخیص بدهم
خداوندا سپاسگزارم برای سلامتی عزیزانم سلامتی همسر و فرزندانم سلامتی پدر و مادر عزیزم
خداوندا سپاسگزارم من زنده هستم فرزندانم زنده هستن در کنارم هستن همسرم زنده ست زیر یک سقف هستیم پدر و مادرم زنده هستن سایشون بالای سرم است
خداوندا سپاسگزارم برای پیشرفت و رشد عزیزانم در درس در مسیر علاقه شون
خداوندا سپاسگزارم برای آب برق گازی که راحت هرروز و هرلحظه در اختیار دارم
خداوندا سپاسگزارم برای بارانی بی نظیری که چند روز حسابی سوپرایزمون کرد
خداوندا سپاسگزارم برای آرامش و امنیت و صلح جهانی که در دنیا برقرار شده
خداوندا سپاسگزارم هرشب با آرامش و امنیت سرم را روی بالشت میزارم و هرصبح با آرامش و در امنیت از خواب بیدار میشم
خداوندا سپاسگزارم شهرم کشورم و جهان در امنیت و ارامش هستن
خداوندا سپاسگزارم برای نعمت و فراوانی که در جهانیان قرار داده ای
خداوندا سپاسگزارم برای این صفحه ای که در اختیارم قرار داده ای که بنویسم
خداوندا سپاسگزارم برای استادان عزیزم که سبب خیر و پیشرفت من و هزاران و میلیون ها نفر شده اند
خداوندا سپاسگزارم از حضورم در این سایت
استادان عزیزم بی نهایت دوستتون دارم
سپاسگزارم از شما بیکران
الهی صدها هزاران بار تو را شکر
به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی
گام پانزدهم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”
سلام به دوستان عزیزم در این پروژه هدایتی
زندگی آگاهانه یعنی اینکه من برای تک تک رفتارهام دلیل و منطق داشته باشم و بدونم پشت هر رفتارم چه منطق و باوری هست؟ پشت هر جمله و واکنشم چه منطق و باوری هست؟ و آگاهانه این منطق ها رو مدیریت کنم، اصلا بشینم با خودم خلوت کنم یسری رفتارهای جدیدی که هنوز ثبات پیدا نکردن اما میدونم که باید در شخصیتم ایجاد بشن رو منطق محکم براش پیدا کنم و قدم به قدم ازش هر روز استفاده کنم تا بخشی از شخصیتم بشه مثلا همین قاطعانه و محکم “نه گفتن” به یکسری درخواست ها که این روزا چقدر نقش پر رنگ و تأثیرگذارش رو نه تنها در زندگیم بلکه در شخصیتم می بینم
یکسری رفتارها رو هم اگر می بینم درش قوی هستم بازم منطق هاش رو برای خودم یادآوری کنم.. چرا باید تون صدای محکم و قاطعی داشته باشم؟ چرا محکم بودن فیزیک بدنم مهمه؟ چرا باید در اولین فرصت بر اساس اولویت ها کارهام رو جلو ببرم و تیک انجام شون رو بزنم؟ چرا حرکت و اقدام عملی به محض وضوح ایده اهمیت داره؟ چرا هدفگذاری قبل از اتمام کامل یک پروژه اهمیت داره؟ چرا اجرای قوانین در عمل مهمه و.. من حقیقتش تا حالا با خودم یکبار خلوت نکردم برای همچین پرسش و پاسخی،، انقدر ریز عمیق نمی شدم که دلیل و منطق های محکمی برای ذهنم بیارم تا اصلا ایجاد اهرم رنج و لذت کنه برای نوع عملکرد و شیوه ای که باید بهش متعهد باشم اما وقتی در این جلسه این کلید بی نظیر رو از استاد شنیدم انگار اولین بار بود که شنیده باشم با خودم گفتم همییننه!
چند نفر مگه توی جهان دلیل رفتار ها و واکنش ها و گفتار شون رو می دونن؟ چند نفر مگه توی جهان انقدر دارن دیتیلی روی شخصیت شون کار می کنند؟ چند نفر میان با خودشون وقت بزارن ساعت ها گفتگو کنند با خودشون تا به این همه ‘چرا؟’ جواب بدن و مهم تر از همه صادق و روراست باشن با خودشون که جواب واقعی بدن که چرا برخلاف چیزی که می دونن درسته دارن رفتار می کنند؟ چند نفر توی جهان هست که اصلا این کار رو انقدر جدی بگیره و عامل تعیین کننده بدونه برای به شناخت رسیدن بهتر از خودش و ایجاد یک شخصیت با ثبات و محکم در آینده؟
جواب شاید یک دهم یک درصد باشه! اینطور مواقع هست که میگم هرکس این کار رو انجام داده و میده قطعا حق طبیعیش نتایج متفاوت از اون 99درصد هست،، همین که استاد میگن
“اگر می خوای متفاوت از اکثریت جامعه نتیجه بگیری باید متفاوت از اونها عمل کنی”
همینجا دوست دارم این تعهد رو به خودم بدم که زمانی رو برای خودم خالی بگذارم فقط برای جواب دادن به این ‘چرا’ ها،، و منطق های محکم پیدا کردن برای هر رفتارم
اهرم رنج و لذت درباره انجام کار درست،، یکی از تغییرات واضحی که هر وقت دارم روی خودم کار می کنم و در این مسیر ادامه میدم اینه که ذهنم ناخودآگاه متوجه میشه که از چه حواشی باید دوری کنه و اصل و اساس قضیه چیه که باید سفت بهش بچسبه.. یعنی وقتی روی همچین دورهای کار میکنم انگار با هر قدم و هر گام این اهرم قوی تر میشه،، شاخک هام قوی تر و حساس تر میشه،، فیلتر ورودی هام سختگیرانه تر میشه و خیلی هوشیارانه تر عمل می کنم انگار این گام ها همینطور دارن منطق های قوی ایجاد می کنند برای ذهنم تا متعهد باشم روی کنترل ورودی ها و این جهت دهی به اقدام عملی منتهی میشه که در راستای ورودی درست بوده؛
یکی از نکته های کلیدی برای من در این فایل این موضوع بود که اگر اون کاری رو که 100درصد عاشقشم رو پیدا نکردم، به این معنی نیست که یه جا بشینم هیچ کاری نکنم و فقط فکر کنم بلکه اون کار رو پیدا کنم!! چون قطعا توی موقعیت فعلیم یه کارهایی هست که دوست دارم انجام بدم، اون کار ها رو برم با اشتیاق انجام بدم برم عمل کنم برم یاد بگیرم و قدم بردارم نه اینکه یه جا بشینم فکر کنم چه کاری میتونه کاری باشه که تا آخر عمر حاضرم انجامش بدم! کمالگرایی رو کنار بزارم و از مسیر لذت ببرم، توی این موقعیت با همین کاری که میدونم فعلا دوست دارم انجامش بدم جلو برم تا قدم های بعد برام واضح بشن،، نکته اینجاست که انقدر شک نکنم انقدر بهانه نیارم که نه چون این همون کار نیست و هنوز پیداش نکردم و مطمئن نیستم ازش پس دیگه بشینم یه جا!! نکته اینه که به جای شک و تردید مسیرم رو ادامه بدم، همین جایی که هستم با همین علاقه فعلی که دارم ادامه بدم اما ساکن و راکد نباشم،، شاید یه بازه زمانی علاقه من این باشه، زمان دیگه علاقه من تغییر کنه و ظرفم از انجام اون کار پر بشه و بخوام یه تجربه جدید داشته باشم اصلا اشکال نداره!! اتفاقا به خودم بگم اون قدم ها و اون علایق و زمان و انرژی که براشون گذاشتن باعث شدن تا به قدم بعد هدایت بشم تا یکسری پله ها و تکامل رو طی کنم که وقتی به اون علاقه اصلی میرسم و برام واضح میشه اصلا متوجه بشم که تمام اون قدم های قبل لازمه رسیدن به این نقطه بوده و از تجربه هاش استفاده کنم و کلی نگاه خلاقانه و از زاویه دیگه ای رو بهم بده که شاید کسی در اون حوزه نداشته باشه!!
پرورش جسارت درونی،، من عاااشق گوش دادن و صحبت کردن و مثال آوردن درباره این قسمت فایل یا بهتره کلی بگم “جسارت و شجاعت” هستم..
هروقت درباره این موضوع فکر میکنم یا که عملکردهای خودم در این راستا رو به یاد میارم دلم قرص میشه، اعتماد به خودم و خودباوریم بیشتر میشه برای حرکت کردن برای بیشتر عمل کردن و نتیجه گرفتن برای اینکه بگم ‘من این کار رو انجام دادم‘ نه که ‘می خوام این کار رو انجام بدم!!’
به نظرم یکی از کارهایی که در بهبود و بازسازی عزتنفس نقش داره آماده کردن لیستی از ‘انجام دادم’ هاست چون هربار یادآوری اونها درواقع جسارت در حرکت کردن بهمون رو یادآور میشه که من این کار رو انجام دادم و بعد این نتیجه ها رو گرفتم،، یکی از ویژگی های شخصیتی که هم در خودم و هم در بقیه عاشقشم همین جسارت هست، همین ایمان و حرکت کردن هست که استاد شما واقعا در این زمینه فوقالعاده عمل کردید و می کنید چقدر تحسین می کنم وقتی در سریال ها نمودش رو می بینم؛ چون از ویژگی هایی هست که در وجودم همینطور دارم قوی ترش می کنم و مثال هااا دارم از دوران کودکیم تا به الان از این جسارت و پاداش هایی که جهان در پاسخ بهم داده
خیلی دوست داشتم اینجا به خودم یادآوری کنم که این جسارت درونی دقیقا مثل تمام چیز های دیگه ای که استاد اینجا درموردشون صحبت کردید هست یعنی از پیشرفت ها و قدم های کوچیک اما مستمر.. جسارت هایی در انجام کارهای کوچیکی که شاید هیییچ ربطی به کارهای بزرگی که قراره در آینده انجام بدم ندارند اما اما لازمه رسیدن به قدم های بعدی، گذر و شجاعت نشون دادن برای ورود به دل ترس های فعلیم هست؛ اگر من از همین حالا با همین کارهای کوچیک که باید جسارت به خرج بدم برای انجام دادن شون بهم بر نخوره و بگم ‘خب حالا یه بار که چیزی نیست’ یا بهانه هایی از این دست بیارم که ‘باید منتظر طی شدن تکاملم بشم’ یا ‘بشینم یه جا فقط روی باورهام کار کنم و فایل گوش بدم و در نتیجش هییچ اقدامی نکنم’ همین کوچولو کوچولوها باعث میشن که اولا هیچ وقت به کارهای بزرگ تر فکر نکنم و نرسم و دوم به فرض محال که رسیدم خب مثل قبلی ها بهم بر نمی خوره انجام ندادنش!! و این یک یادآوری حیاتیِ که اهمیت قدم های کوچیک اما مستمر رو در هر کاری حتی این جسارت ها به خودم یادآوری کنم و در عمل بیشتر ازش استفاده کنم
استاد به زودی زود میام نتایج قشنگی که درباره این موضوع گرفتم رو داخل دوره عزتنفس با عشق می نویسم؛ خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
سلام و درود خدمت همه عزیزان همراه
حال و احواااال؟
گام 15
من تازه شغلی که عاشقشمو دوسش دارمو پیدا کردم (فارکس)
نظر هیچکسی هم برام اهمیت نداره چون به قول استاد حال خودم باهاش کوکه کوکه ..
هنوز به سود مستمر نرسیدم ولی از نشستن پشت چارت و تحلیل و دنبال موقعیت مناسب گشتن دارم لذت می برم … این بازی ترید خیلی هماهنگه با روحیاتم … اوایل صرفا برای پول و درآمد واردش شدم ولی الان علاوه بر منبع درآمد بهش به عنوان درس های زندگی و آگاهی در تموم جنبه های زندگی نگاه می کنم …
خیلی از جواب منطقی استاد در مورد فارکس خوشم اومد که گفتن نظری ندارم و هر کسی می دونه با عشق و علاقش … منطقی و هوشمندانه ترین پاسخی که ازش لذت بردم
من شغل مورد علاقمو پیدا کردم …بیزینس ترید…بازار مالی … عاشقشم و ساعت ها پشت سیستم کامپیوتر برای آموزش و تحلیل تایم میزارم همراه با لذت فراوووون …
ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کارمه
به شرایط مثبت و خوب کسب و کارم توجه می کنم تا تماما از شغلم در همه جنبه هاش لذت ببرم .
اگر از محل ضعف سراغ برنامه ای برم قطعا شکست می خورم.
من گاها توی شغلم روی رفتار درست مسلط نیستم .. باید بهم بر بخوره که چرا نمی تونم روی رفتارم مسلط باشم؟
من یقین دارم کم کم از این مرحله عبور می کنم …
آرزوی موفقیت برای همه عزیزان
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادعزیزم و مریم جان نازنین وهمه دوستان عزیزم
ردپای من درگام پانزدهم :
خداروشکر می کنم که پانزده روز در این مسیر زیبا هستم و ردپایی برای خودم گذاشتم و توجه کردم به قانون و با این کامنت نویسی وتکرارقانون خودم را دارم عادت می دهم به دیدن وشنیدن نکات مثبت
من امروز ازین فایل فهمیدم که اگر من بدنبال ثروت هستم به دنبال هرچیزی که هستم اول ازهمه باید خودم رو پیداکنم و حالمو خوب نگه دارم و به چیزی که عاشقشم توجه کنم ودر همون مسیر قدم بزارم با توکل بخدای بزرگم واعتماد به نفس دیگه بعدش نتایج برای من خواهد آمد.
روزهای میشه که توزندگیم نکات غیرمثبت بیشتر از نکات مثبت هست ولی همیشه در زندگیمان حتی اگر 99 در صد اتفاق منفی باشه یک درصد اتفاق مثبت هست دیگه هراتفاقی بیفته همینکه زنده ایم وهنوز فرصت زندگی داریم همون نکته مثبت هست باید به همون توجه کنم برای همون خوشحال وسپاسگزار باشم،
درمورد سلامتی واقعا خدای من این برای بار چندمه که جوابهای سوالات تو سرم توسط استاد در یک فایل که همون روز گوش میکنم داده میشه ،من چندوقته درمورد سلامتیم تو یه زمینه خیلی درگیرم هرجا دنبال راه حلشم هرچیزی رو دارم امتحان میکنم میگم آره من چون فلان دکتر نرفتم خوب نشده یا فلان غذارو نخوردم خوب نمیشه یا فلان کارونکردم خیلی ذهنم درگیره والان خدا اززبان استاد تو این فایل بمن گفت که عزیزم باید آروم باشی بدنت خودش همه چیزرو حل میکنه واقعا از وقتی که تو سایتم یه نکته مثبت در من اینه که خیلی راحت به خواب میرم شبها وخیلی راحت صبحها زودتر ازقبل بیدار میشم در صورتیکه قبلا تا نصف شب انقد تو اکسپلور اینستاگرام میچرخیدم که خوابم ببره واقعا خداروشکر می کنم ومطمنم اگر اروم باشم وقانون تکامل رو باورکنم بزودی بدنم مشکلشو حل خواهد کرد
در مورد مدیتیشن من همیشه میگفتم من باید حتما یه جای ساکت باشم تا یه حرکتای خاصی بزنم اون میشه مدیتیشن ولی الان استاد واقعا عاشقتونم چشم منو باز کردین من درواقع هرروز دارم مدیتیشن میکنم هروقت که کاری میکنم که حالم خوبه وافکارم خوبه در حال مدیتیشنم مثلا امروز چنتا قلمه ای که از گلهام زده بودمو کاشتم ،لاک زدم به ناخونام و حسابی نگاشون میکنم و حالم خوبه مدیتیشن کردم خدایا شکرت که دارم آسون میشم برای آسونی ها همه چیز عالیه.
درمورد عزاداری من قبلا اصلا اینجمله حضرت زینب رو درک نمیکردم صرفا یه دیالوگ میدیدمش واصلا عمیق نشده بودم توش در حالی که من اونموقع ها تمام مراسم مذهبیو شرکت میکردم به سروصورت خودم میزدم همه روضه ها و داستانها رو درمورد ائمه از بر بودم ولی حالم که خوب نبود هیچ همش تضاد همش تضاد تااینکه الان تازه میفهمم اون حرف یعنی چی یعنی تمرکز به نکات مثبت یعنی عشق یعنی اگر حسین کشته شد برای عشقش براش لذت بخش بود واسه همونه که نامش موندگار شده چون به الهامات قلبیش گوش کرد چون آرزوش بود چون به هدفش ایمان داشت پس عزاداری من چه فایده داره اتفاقا باید تحسینش کنیم وتوجه کنیم به نکات مثبتش خدایا شکرت که انقد الگو برای اجرای قانون ازقدیم تاالان داریم ،
نکته کلیدی برای هرکس اینه که رگ خواب خودشو پیداکنه بنظرم ببینم چجوری میتونم خودمو به چالش بکشم چجوری خودمو میتونم به حرکت دربیارم اینهمه دنبال رگ خواب بقیه بودم برام کار انجام بدن چرا دنبال رگ خواب خودم نباشم ،عزیزم خود عزیزمن تواین پونزده روزی که اینجام فهمیدمکه عزیزم همه چیز خودمنم خودمن و توکل به خدای من ،خدایا ازت میخوام این مسیررو برم خدایا ازت میخوام همینطور به بهترینها هدایتم کنی خدایا دوستت دارم.
عزیزانم عاشقتونم وبراتون بهترینها رو میخوام .
سلام
قلب جایگاه فهمه
امروز این قسمت را که داشتم گوش میدادم به یاد الهامی که خدا 4 ماه پیش بهم کرده بود افتادم که برای پیدا کردن مسیر درست،شغل درست ،آدم درست و و و نمیتونی با فکر کردن و حتی مشورت کردن به نتیجه برسی چون اصلا ذهن برای چیز دیگه ای ساخته شده و توانایی نشان دادن مسیر درست را و حتی تفکیکش را نداره چیزی که خلافشو به ما گفتن که ما با عقلمون (ذهن) تصمیم میگیریم.
امروز که استاد اخر موضوع چگونگی پیدا کردن شغل مورد علاقه گفتن خودت میفهمی که این همونه که میخای تا اخر عمر انجامش بدی ؛ یه چیزی توی وجودم پیچید که
عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ لَا یَفْقَهُونَ عینا این البته ایه کاملش اینه( عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ)
و اومدم یه سرچ ریشه ای برای فقه تو قران کردم و دیدم از این واژه فقط برای قلب استفاده شده
و مفهموشم همون فهم و فهمیدن هست
و دوباره بهم گفت که برای فهمیدن که جایگاهش قلب هست باید بری و تجربه کنی و باید عمل کنی تا بفهمی و هدایت هارم بازهم با قلبت بفهمی با قلبت باید تصمیم بگیری قلبته که مسیر درست رو میفهمه از مسیر نادرست قربون قلبم بشم
همون مثال پیدا کردن کشور مناسب برای مهاجرت و فرد مناسب برای ازدواج که تویدوره ی عشق و مودت میگن.
پس دیگه نگرانی و وایی حالا چه فکری کنم و فلان ایده چه جوری به ذهنم برسه و از صغری و کبری مشاوره گرفتن و تشویش فکری و توی حالت مزخرف شک و دودلی بودن رو نداره باید بری و تجربه کنی باید عمل کنی بعد بهت گفته میشه و میفهمی قلبت هدایتو دریافت میکنه
همین دیگه تا همین جا اومد
اهان اینم درمورد قسمتی که دوستمون پرسید چرا من توی کار کردن روی خودم نوسانیم و استاد گفتن اهرم رنج و لذت درواقع اینو هم توی جلسه ی 5 کشف و هم جلسه یک قدم اول استاد توضیح دادن و الهامی که به منم شد و جوری که برا خودم بیشتر باز کردم این بود که ذهن به صورت طبیعی دوست داره به بدی ها تمرکز کنه اما مسیر درست عمس این یعنی توجه به خوبی هاست پس باید دلیل منطقی و قانع کننده و fact واضحی باشه تا ذهن من به جای کار راحتی که برای اون ساخته شده و طبیعتشه بیاد این کار که دقیقا برعکس ذاتش هست رو انجام بده برای همین هرحظه باید یاداوری کنی به خودت که. این نعمات الان نتیجه ی چه مسیریه (لذت)و اینکه خدا هرکز قوانینشو تغییر نمیده(ثبات مسیر) اینکه گوشزد کنم به خودم اگه روی خودم کار نکنم چه بلاهایی قرار سرم بیاد(رنج) به یاد بیارم وقتی رو خودم کار کردم چی شد وقتی کار نکردم چی شد و اینجوری اهرم رنج و لذت قوی تر میشه
مثلا من برای باور عدم وابستگی که برای من با اختلاف در صدر تمام باورا قرار داره یعنی همون عدم توخید و شرک ورزیدن و دیدن نعمت خدا از بنده هاش یا شرایط و نفهمیدن منشا و علت این نعمات وووو همه ی اینایی که گفتم با صد برابر بیشترش و با ده هاا مثال از زندگی خودم که هزار بار در روز به خودم میکم دارم کاری میکنم که بدم بیاد از وابستگی که ذهنم بفهمه که نبااااید این ویژگیو داشته باشه و در نتیجه ی این کار که همون کار کردن روی باوراشت هدایت دارم میشم قدم به قدم به یه سری اعمال که شاید لازمه قلبمم فهم کنه این قائم به ذات بودن رو اخساس و لذتشو بچشه و باز هم اهرم لذت قوی تر بشه
البته درمورد وابستگی یا هر باوری بنظر باز هم ما شاخه به شاخه فرق میکنیم مثلا من اتفاقا توی تنهایی بیرون رفتن و سفر و حتی کارای ماشین و خودم و کارای اداریو خریددوووو رو انجام دادن مستقلم حتی مثلا دوستم بنزین نمیزنه و یا حتی مادر خودم و به مسیولای پمپ بنزین میدن که اینکارو کنه من خودم اینکارو حتی برای مادرمم و خودم انجام میدم حتی تعمیرگاه بردن و و و یا دنبال حتی کارای تصادف جای جدید رفتن وووو اما شاید باورتون نشه توی هدیه دادن و یا دور رختن وسایلایی که دیگه نیازی بهشون ندارم ضعیفم اینم ریشه اش مادرم هست و مثالای دیگه میگم ادم هی خودشو دقیق تر بشناسه میتونی خیلی دقیق تر نقطه زنی کنه و نتایج راحت تر بزرگتر میشن
قرار بود تا همون جا باشه اما اینهمه بازم اومد البته شایدم خواستم به رخ ذهنم و حتی بقیه رو خودم کار کردنمو بکشم چه اشکالی داره
سلام بر عزیزانم در این مکان مقدس
گام پانزدهم :
هدف از زندگی لذت بردن و حال خوب داشتن در همه ی شرایط است و در نتیجه به طور طبیعی ثروت وارد زندگی ما می شود.
ثروت نتیجه ی طبیعی رفتن در مسیر درست و انجام کار مورد علاقه است.
شغل یعنی عشق چیزی که در آن احساس خستگی نکنم و در آن خلاق باشم.
من به قدرت سیستم ایمنی بدنم و خدای درونم ایمان دارم.
استرس نگرانی و غم عامل اغلب بیماری ها است .
مدیتیشن یعنی ذهنم را آرام کنم پس هر کاری انجام دهم که ذهنم را آرام و خالی بکند مدیتیشن است .
اگر در موردی احساس ضعف و بدبختی می کنم باید به من بر بخورد تا به دنبال ماهر شدن در آن مورد بروم.
سپاسگزارم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها ،سپاسگزار مهربان پروردگارم هستم که این تعهد رو در من به وجود آورد تا در مسیر بهبود دائمیم ثابت قدم باشم
آگاهی های این فایل ارزشمند:
-کنترل کانون توجه مهمترین وظیفه ی زندگی ماست
فایل « سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت گیر » بسیار زیبا این موضوع رو توضیح داده و میشه به کمک این فایل ارزشمند اصل رو از فرع تشخیص داد و راحت تر کنترل کانون توجه رو بدست گرفت
«سهل گیری نه به عنوان بی خیالی بلکه به معنای نادیده گرفتن چیزی که ارزش توجه کردن ندارد»
این جمله برای من بسیار منطقی و قابل درک هست که خیلی بهم کمک کرده
-توضیحاتی راجب مدتیشن : اصل رو درک کنم و کاری رو انجام بدم که بهم آرامش میده کاری که ذهنم درگیری نداشته باشه و این میشه مدتیشن.
-انجام عمل به ایده ها منو به تصاعد میرسونه ، بهم برخوره اگر پیشرفت نکنم و وارد ترس هام نشم .
اگر من باور مناسب داشته باشم یه سری ایده ها بهم الهام میشه که انجامش برام تصاعد ایجاد میکنه
-هدف, لذت بردن از زندگیِ ،اگر لذت ببرم پول هم،لاجرم وارد زندگیم میشود
چقدر سعادتمند هستم که فهمیدم اصل ، ماندن مدت زمان بیشتری در احساس خوبه و هدف لذت بردن از زندگیِ
سپاسگزارم مهربان پروردگارم و سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی های توحیدی و زندگی ساز رو دراختیارمون قرارمیدین.
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
سلام
جلسه پانزدهم خانه تکانی ذهن:
.کل کاری که باید انجام بدم اینه که بتونم ذهنم رو کنترل کنم و به چیزهایی توجه کنم که بهم احساس خوب میده و در نهایت هدایت میشم به افراد و شرایطی که من و به خواسته هام نزدیکتر میکنه.
.من باید شغلم علاقه م باشه و باید به شغلم به عنوان عشقم نگاه کنم و توش خلاقیت داشته باشم.
.ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کار هست.
.ما توی هر شرایطی باید فقط خوبی ها رو ببینیم و در شرایط به ظاهر منفی، روی خوبی ها تمرکز کنم تا جو غالب اطرافم، کم کم مثبت بشه.
.من اعتقادی به عزاداری برای امام حسین ندارم خود حضرت زینب که تو اون واقعه بوده گفته جز زیبایی ندیدم پس چرا من با گذشت این همه سال بیام بزنم تو سر خودم!!!
.نگاهت رو از هر چیزی که از گذشتگان اومده بکش بیرون و یکم منطقی درمورد قضایا فکر کن. برای هر کاری که انجام میدی باید دلیل داشته باشی نه فقط دنباله رو یه سری رفتار و افکار گذشتگان باشیم….
.آگاهانه تصمیم بگیرید که چه سبک زندگی رو دوست دارید و چه سبک زندگی داشته باشید.
.نکته کلیدی برای کنترل ذهن نیست و یک مسیر هست که باید شروع کنی و ادامه بدی و تکامل رو طی کنی.
.فشار ذهنی، استرس، نگرانی، استرس و اضطراب دلیل تمام بیماری های بشره.
.سعی کن راحت بگیری و به سیستم ایمنی بدنت ایمان داشته باش. مقاومت رو بذار کنار و در آرامش اجازه بده که بدن خودش رو آروم کنه.
.اهرم رنج و لذت کمک میکنه تو تمرینات تعهد داشته باشید.
.نگران تغییر مسیر نباشید به هر چیزی که یه ذره علاقه دارید، برید داخلش بعدا هدایت میشید. وقتی هم به چیزی که عشقته میرسی، خودت میفهمی خودشه.
. مدیتیشن یعنی خودت رو آزاد کنی و به چیزی فکر نکنی و رها باشی. هر کاری که بتونید انجام بدید تا ذهن تون درگیری نداشته باشه، میشه مدیتیشن. دنبال روش خاصی نباش.
.چطور جسور باشیم؟ خودت رو در معرض چالش بذار و با خودت رقابت بذار که بری تو ترسات. بهت بر بخوره که تو دل ترسات نری و پیشرفت نکنی.
.خدا همه کارها رو انجام میده. اگه باورهای درستی داشته باشیم، یکسری ایده ها بهمون گفته میشه که اون کارها رو اگه انجام بدی، اندازه صد تا کار دیگه نتیجه داره.
.بهت بر بخوره که اعتیاد به هر چیزی داشته باشی چه مواد مخدر چه عادت خاصی.
.به خاطر شرایط و ضعفت نباید سراغ مواد و هر کاری بری. بهت بر بخوره که بدبخت باشی. حتی یک بار هم امتحانش نکن. امتحانش هم ضعف تو رو نشون میده.
.علاقه به دو شغل؟ چیزی رو پیدا کن که ترکیب دو تاش باشه. ترکیب دو تا هنر ثروت خوبی میسازه.
.ترنر با نابینایی به ثروت رسید و عاشق ورق بازی و فقط پاسور بر میزنه. با همین کار به ظاهر ساده و خنده دار ثروت ساخته.
.هدف از زندگی نباید پول باشه هدفت باید لذت بردن باشه و اگه باورهای ثروت ساز داشته باشی، ثروت لاجرم وارد زندگیت میشه.