live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2598 روز

    سلام بر استاد عزیز و گرانقدر که زندگی همه ی انسانهایی که به ایشان اعتماد کرده اند رامتحول کرده است

    در مورد سوال مسابقه به نظر من استاد ابتدا به خداوند اعتماد کرده و با عزم و اراده ی راسخ از قوانین جهان هستی استفاده کرده اند و تنها به خود و خدای خود متکی بوده و هستند و فقط بر زیبایی ها و نکات مثبت هر اتفاق تمرکز کرده اند تا به چنین موفقیت عظیمی دست یافته اند

    ایشان عزت نفس خود را افزایش داده اند و به نجواهای بی ربط اطراف بی توجه بوده اند..قلب پاک و مهربان ایشان راهنمای مسیر بوده است

    مررررررسی خدایا مررررررسی استاد جان????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 111 رای:
  2. -
    میلاد صمیمی گفته:
    مدت عضویت: 4040 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    دوستان عزیز و استاد عباس منش گرامی سلام.

    پیش از هر چیز امیدوارم که تمامی دوستان عزیز در این جمع صمیمی بتوانند به حقیقت موفقیت و شادی و لذت در این دنیا و در پی آن سعادت در آخرت دست یابند که این موفقیت و شادی را در متن زیر خدمت دوستان و استاد عزیز توضیح خواهم داد.

    البته امیدوارم با نوشتن این مطالب ابتدا خودم توجه بیشتری به آن کرده و این نوشته ابتدا خودم را بیشتر متوجه این موضوع کند که اصل و اساس موفقیت پایدار چیست و اصل و فرع را به خودم یادآور شوم.

    دوستان عزیز چند سالی است که با آموزش های استاد همراه هستم، نتایج زندگی ام بسیار عالی و دلپذیر است. احساس آرامش عمیقی در وجودم رخنه کرده که در هیچ کدام از اطرافیانم نمونه آن را هم ندیده ام.

    استاد می گوید که من بعضی اوقات عصبانی می شوم و داد و بیداد هم می کنم ( البته شدتش را فقط خود استاد می دانند قضاوت نمیکنم ?) اما به لطف خدا سالهاست من همان بعضی اوقات را هم عصبانی نشده ام.

    کار به جایی رسیده که برخی اوقات گمان می کنم که مبادا من مشکلی دارم!!!?

    همیشه دوست داشتم که با همسری کاملا هم فرکانس با خودم ازدواج کنم و همیشه جلسه نهم دوره قانون آفرینش (خدایش بیامرزد) را بسیار زیاد گوش می دادم.

    ازدواج رویایی ام برایم قابل باور تر از هر موفقیت دیگری به خصوص موفقیت مالی ام بود. به همین دلیل هم همیشه ناخودآگاه زمان بیشتری برای موفقیت در روابط و بخصوص ازدواج می گذاشتم.

    واقعا باید خلاصه بگویم که به لطف خداوند ازدواجی ورای تصوراتم صورت گرفت که در وصف آن تنها باید بگویم که در لحظه لحظه زندگی ام عشق و احساس متقابل موج میزند.

    در لحظه لحظه زندگی ام پیش رفت و تعالی در حال رقم خوردن است. نمیگویم که تمام زندگی ام بدون چالش است، نه، اتفاقا من و همسرم در حال تجربه چالش هایی هستیم که شاید کسی و خودمان هم فکرش را نمی کردیم، اما وقتی انسان دیدش نسبت به چالش ها تغییر می کند و آنها را بدبختی و قهر خداوند نمی بیند و به این درک می رسد که هر چالش در درون خود درسی ارزشمند نهفته دارد که تنها به قول قرآن راسخون در علم یا صاحبان عقل و خرد آنها را متوجه می شوند و بخاطرشان صمیمانه از خداوند سپاسگزار هستند، آن وقت به همان مرحله می رسند که زندگیشان با وجود چالش ها سراسر آرامش و عشق خواهد بود.

    اما درک خداوند و سیستم جهان هستی او مهمترین موضوع در زندگی ماست. وقتی انسان شروع به شناخت خداوند می کند، خداوند آرام آرام او را رشد می دهد. تجربه شخصی من می گوید در مسیر رسیدن به موفقیت هیچ وقت عجله نکنید. به قول خداوند در قرآن انسان به ذاته عجول است.

    همین آیه نشان میدهد که عجله به هیچ عنوان به ما کمکی نمی کند. به تعدادی از افراد که می توانند برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای عجله نکنند و آرام آرام در این مسیر پیش روند، افراد موفق وجود دارند.

    استاد عباس منش هم جزو همین دسته از افراد هستند. خودشان می گفتند که زمانی که برای برگزاری سمینارها و موفق شدن عجله داشتم هر روز بدهکار تر می شدم. اما زمانی که فهمیدم موفقیت یک روند تکاملی است و باید آرام آرام درسهایم را بیاموزم اوضاع خیلی بهتر شد.

    شناخت خدا و قوانین جهان هستی او هم مانند سایر موفقیت ها نیاز به آموختن درس های هر مرحله دارد.

    از چهر سال پیش تا امروز از زمین تا آسمان درکم از خداوند تغییر کرده و باید بگویم مهمترین دستاوردم در این زمینه احساس تکیه بر نیرویی است که هیچگاه مرا تنها نمی گذارد و مدیریت زندگی من از دستش خارج نمی شود. نگران نیستم. با اینکه میدانم باید برای مصارف شخصی و خانواده ام پول بیشتری بدست بیاورم اما میدانم که در زمان مناسب همه را به دستم می رساند. بخشیدن درآمدم در راه او با عشق شاید یکی از بزرگترین دستاوردهایم در راه شناخت خودش باشد.

    تا چند سال پیش حتی بخشیدن ده درصد از درآمدم برایم امری بسیار رنج آور بود، اما اکنون گاهی اوقات نیمی از آن را هم با عشق، نه با توقع، در مسیرش می بخشم و از این کار احساس بسیار خوبی دارم.

    همه این ها با قدم برداشتن در مسیر آموزش های استاد شروع شد و مسیرهای هم فرکانس خودش را هم جذب کرد. افرادی در مسیر زندگی ام قرار گرفتند که مانند استاد عباس منش و حتی در برخی جنبه ها درس هایی علاوه بر آموزش های استاد عباس منش را به من آموختند. می خواهم بگویم عشق به یادگیری عشق بیشتر می آورد.

    وقتی موفقیت را از خدا طلب می کنیم، افراد متفاوتی بر سر راهمان قرار می گیرند. بعضی از دوستان عامل نتیجه نگرفتن هایشان را از استاد سوال می کردند اما باید بداند که کاهلی از خودمان است. استاد کم نگذاشته اند.

    “گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست”

    صاحب خانه خداست، نه استاد عباس منش و نه هیچ شخص دیگر.

    به نظر من مهمترین اصل موفقیت استاد عباس منش این است که فطرت انسان ها را نشانه گرفته است و هیچ کس نمی تواند در مقابل فطرت خودش صادق نباشد. استاد با دل های ما کار می کند، نه با گوش هایمان. دل، فطرت، قلب همگی همان خداوند درون ماست.

    هر کسب و کاری که صادقانه و با کیفیت کار کند پیروز است و این جزو قوانین ثابت خداوند است. اما فهمیدن این قانون بسیار ساده دلی می خواهد به وسعت یک اقیانوس.

    هر چه بیشتر روی خودمان کار کنیم، خسته نشویم، عجله نکنیم، و به این اصل ساده ایمان داشته باشیم، دلمان دریایی تر خواهد شد.

    استاد عباس منش عزیز و دوستان عزیزم در خانواده محترم عباس منش، برای همگی شما آرزوی موفقیت دارم.

    در پناه الله یکتا باشید انشالله…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 97 رای:
    • -
      Aida گفته:
      مدت عضویت: 3549 روز

      سلام اقای صمیمی عزیز

      من ی پیامی برای خانوم شبیز نوشتم که متوجه شدم نیستن تو سایت. نمیدونن شمابه ایمیل ایشون سرمیزنید یانه… گفتم اینجا برای شماا بزارم.

      سلام خانم شخیز مهربان

      مطمئنا منو میشناسید، من از تضادهایی ک اون موقع درجریانش بودین، بیرون اومدم و خیلی خیلی رشد کردم و زیباترین درسهای ممکن رو گرفتم که هیچ استاد و محصول و دوره ای ، جز خداوند قادر نبود اونهارو به من یاد بده. بزرگترینش این بود که به خودم رسیدم و دارای خودم شدم، بگذریم….

      ی مدتی هست که بخاطر کارهای خودم، فرصت فعالیت در سایت ندارم.

      من الان ازین کامنت شما سردر آودرم. خیلی اتفاقی درعین حال ب نظرم هدایت گونه….

      من حدود ی سالونیم میشه که تا کسی تو سایت ازم سوال نکنه جوابی نمیدم. اخیرا هم که اصلا ب همون کسایی ک ازم سوال میکنن فرصت نمیکنم جوابی بنویسم…

      کامنت شمارو که خوندم ی سری حرفا اومد تو ذهنم و وقتی خواستم صفحه رو ببندم نیرویی ازم میخواست براتون بنویسم. اولش مقاومت داشتم(بخصوص چون مخاطب سوالتون خود استاد بود)…

      ولی وقتی ب جریان هدایت خودم به این سوال، نگاه کردم، احساس کردم این کاریه که خدا ازم میخواد انجام بدم. من فقط برای خدایی ک ازم خواسته مینویسم.

      ۲تا موضوع رو میخواستم بهتون بگم.

      یکی باور امتهان خداوند. به نظرم شما این ترمز رو دارین که :

      خداوند حتما میخواد شمارو امتهان کنه و شما باید نشون بدین که چقدر تسلیمش هستین و تحمل کنید تا ازین امتهان سربلند بیرون بیاید. / یا این ترمز که خدا ی سری از بنده هاش رو که خیلی دوست داره امتهان میکنه تا ببینه تحمل میکنن یا نه. اگر تحمل کنن و صبور باشن پس خیلی خدارو دوست داشتن، ماها خیلی شنیدیم ک باید ادمارو بخاطر خودشون دوست داشته باشیم ن کارایی ک واسه ما میکنن و این رو اگر ب خداهم تعمیم بدیم بجای قدرت مارو ضعیف میکنه. بجای باور قدرتمندکننده میشه ترمز/ ادمارو باید بخاطر خودشون بخوایم و دوس داشته باشیم ن کارایی ک واس ما میکنن اما جریان خدا فرق داره. چون خدا ادم نیست. خدا همه چیزه. خدایی ک ما قسمتی ازون هستیم نیازی ب امتهان ما نداره.

      درسته همچین ایه ای در قران اومده ولی من هنوز قران رو نخوندم و بعضی از چیزاشو قبول نکردم. واز خدا خواستم منو ب درست ترین راه ممکن هدایت کنه و تمام ابهاماتیم ک در مورد قران دارم براش نوشتم چون میدونم هیچکسی جز خودش نمیتونه بهم پاسخ بده.

      این تیکه اخر رو برای این گفتم ک بگم من هیچوقت این باور رو نپذیرفتم و نداشتم و ندارم ک خدا بخواد منو امتهان کنه. اگر همه چیز حاصل فرکانسای خودمه این برخلاف قوانین ثایت خداونده ک بخواد امتهان کنه. یعنی چیزی خارج از فرکانسای من رو بهم برگردونه. اگر امتهانی هست فرکانس خودمه. و امااا ازونجایی ک من خالقم پس این قدرت رو دارم این فرکانس رو تغییر بدم و ازون ب اصطلاح”امتهان” بیرون بیام. اگر بخوام فکر کنم این امتهان خداونده و تسلیم بشم و تلاشی برای تغییر فرکانسم نکنم و بگم باید صبر ایوب داشته باشم خدا درست میکنه، این ب نظرم خودش شرکه! یعنی خدا تواین مورد قدرت تغییر این فرکانسای بیماریزا رو ب من نداده.

      در هر دوحالت شرکه. چه فکر کنیم من فرکانسی نداشتم و امتهان خداست . چ فکر کنیم فرکانس خودم بوده ولی خدا داره امتهان میکنه باید صبور باشم!

      هردوش هم بر خلاف قوانین فرکانسه هم بر خلاف عدل خداوند.

      خدا چ نیازی داره مارو امتهان کنه؟ خدایی ک من و شما قسمتی ازون هستیم چه نیازی داره بخواد دوس داشتن مارو با این چیزا بسنجه؟ مث این میمونه من دستمو بزنم ناکار کنم بعد بگم دستم نباید زحمی بشه اگر منو دوس داره!! دستم باید مقاوم باشه بیمار نشه زخم نشه تا ثابت کنه منو دوست داره. در مقیاس انسان و خدا این مثال یعنی خدا ب من بیماری داده(به منی که قسمتی از خودشم) بعد منتظره من درد نکشم رنج نکشم و لبخند بزنم و بعد بگه افرین این بندم چقدر منو دوس داره.

      خداااا هر چی برای من بخواد در واقع برای خودش خواسته. خدا اگر من رو از چیزی منع کنه یعنی خودش رو ازون چیز منع کرده. خدا اگر منو بیمار کنه(با هر دلیل و هدفی ، یکیش امتهان کردن) یعنی خودشو بیمار کرده. چون خدا قسمتی از منه. چووووووون خدا چیزی خارج از من نیست که!!

      مگر خدا ب خودش اسیب میزنه؟ مگر خدا میتونه به خودش سلامتی نده؟ اگر خدا شمارو بیمار کنه یعنی خودشو کرده. اگر خدا بهتون سلامتی نده یعنی خودشو سالم نکرده.

      ی مدتیه دارم فکر میکنم ب این موضوع که بعضیا: همونجور ک قبلا قدرت رو ب عوامل بیرونی میدادن، بعد اشنایی با قانون هم این دفعه هم اومدن قدرت رو ب ی عامل بیرونی دادن اما اینبار ب چیزی به اسم خدا ک خیلی قدرتمندتر از قبل تو ذهنشون ساختن. یعنی بازم از خودشون سلب مسئولیت کردن، با توجیه قدرت دادن ب ی نیروی برتر ب اسم خدا که اون همه کارست. و منتظررررررررررررن اونکاری کنه!! همون باورهای توحیدی ک همه دارن تو سایت ازش دم میزنن و خدا خدا میکنن و نتیجه خاصیم نمیبینن. چون بازم دارن راهو اشتباه میرن. چقدر این فایل اخر استاد عالی بود و چه نکته مهمی گفت : اگر میگم باور توحیدی ، نه که این باور همه کارهارو کرده باشه، من ی خدای درست در درونم ساختم و بعد بقیه باورهای درستم رو روی این رابطه ی درست با خدا چیدم…. خیلی قشنگ گفتن. و ب نظمر تلنگر خیلی اساسی بود برای کسایی ک هی دارن از توحید میگن از اشک و تپش قلبشون برای این خدا ولی همون ترمزهاااا همون توجهات بد همون احساسات بد هم ارتعاشات بد رو دارن میفرستن… خب خیلی این حرف قشنگه ک ادمااا بدونن ی قدرتی هست همه کارهارو میکنه. اما وقتی خودشون رو ازین قدرت جدا میکنن و هی درخواست میکنن و هی منتظررررررن ،این فاجعست و دارن راهو اشتباه میرن، خیلی موارد تو سایت دیدم ک دارن خودشون رو با این باور توحیدی گول میزنن ،نه اون باورهای لازم رو ایجاد میکنن نه اون قدمهایی ک باید بردارن… و زندگیشون هیچ تفاوتی با قبل نداره جزاینکه این بار ب ی خدای قدرتمندتر چنگ زدن و چشم ب اسمون دوختن…

      وقتی خدا قسمتی از منه و من خالق هستم ایا اصلا درخواست و منتظر موندن معنی داره؟

      شما خیلی خوب خدارو باور کردین و باورهای خوبی هم روی این خدا چیدید و تو کارو روابط و وضعیت مالیتون نتیجه گرفتین. شاید فکر میکردین همه ش بخاطر توحید و ایمان ب خدا بوده! من به شخصه یعید میدونم کسی فقط با ایمان و توحید بتونه ب همه چی برسه. مگر اینو درک کرده باشه که اون خدا اون ایمان اون توحید باید در درون خودش باشه، ن در بیرون از خودش، ن در خدایی بیرون از خودش…درسته که ریشه اکثر باورها ب خداوند و قدرتش و عطمتش و ثروتش و بخشندگیش میرسه، اما این همه ماجرا نیس. و من فکر میکنم شما توی رابطه ای ک با این خدای قدرتمند دارین، اون ترمزی ک گفتمو دارین.

      نمیدونم ایا کسی میتونه این درکی ک اخیرا من از توحید و ایمان بدست اوردم رو درک کنه یا نه… این چیزی فرارتر از توکله، فراتراز ایمانه، فراتر از درخواسته، این یکی شدن با خدایی ک در درون مااااست ن قدرت برتری ک در بیرون ماست! البته ادعایی ندارم ک من دیگه رو این دیدگاه استیبل شدم… این چیزیه ک اخیرا بهش رسیدم که مصادف با این سوال هم شد…

      و موضوع دوم. طبق تجربه خودم استفاده از قانون برای سلامتی ، با بقیه خواسته ها فرق داره. صرفا پای باورها در میان نیس. موضوع سلامتی خیلی خیلی به بحث ارتعاش بیماری و توجه و احساس بستگی داره. ارتباط تنگاتگی دارن اینا

      ی وقتی هست یکی بخاطر باورهای مخربی که داشته بیمار میشه. به فرض حتی اگر باورهاشم درست بشه، ازونجاییکه سلولها برنامه ریزی ارتعاشی شدن برای بیماری، بیمار میمونن. این خیلی نکته مهمیه. من خیلی درین مورد صحبت کردم تو کامنتام. اما همه فوکوسشون فقط بر باوره. یعنی وقتی از من میپرسن در مورد سلامتیم همه انتظار دارن من ۴تا باور بهشون بگم. در حالیکه بحث بیماریها فراتر از باورهاس. وقتی جسم بیمار میشه بر اثر هر دلیلی، حتی با وجود از بین رفتن اون دلیل، بازم بیماری تو بدنش میمونه، بخاطر برنامه ریزی ارتعاشی سلولهاس که توسط ذهن میشه اینو تغییر داد.

      بحث سلامتی اصلااا ب درست کردن ۴تا باور یا خوندن ۴تا جمله تاکیدی نیس.اونکاری ک همه دنبالشن!! خداروشکر خدای عزیزم کاربرد قانون در مورد سلامتیو طوری بهم یاد داد ک فکر نمیکنم کسی مث من یادش گرفته باشه.

      ی وقتیم یکی هست ممکنه هیچ ترمز خاصی نداشته باشه. اما بخاطر احساسات منفی و خشم و کینه و ترس و استرس بیمار بشه یاااا اینکه نه هیچکدوم اینا نه، بخاطر توجه شدیدش ب بیماری بیمار شده . یعنی در شرایط و موقعیت و اتفاقاتی قرار گرفته ک ذهنش دائما دچار ارتعاش بیماری شده….

      توی پروفایل من، توی قسمت دیدگاههای اعصای حانواده در مورد من، دوتا کامنت برای بچه هایی ک ازم راهنمایی خواسته بودن نوشتم. ب اسم کامنت شماره ۳۲و ۳۳. اگر از پایین صفحه خود کامنتای منو بشمارید میشه شماره ۳۲ و ۳۳. واس همینم اولش شماره زدم که هرکسی ازم پرسید راهنماییش کنم.

      البته تو یکی از سوالات عقل کل هم اخیرا بنابردرخواست دوستان گذاشتم.

      من تجربیات خودم رو در استفاده از قانون تاجایی ک میشد اونجا نوشتم.

      اگر دوست داشتین ازونها استفاده کنید.

      اگر درین صحبتها جسارتی دیدین بر من ببخشید. من صرفا برای خدایی نوشتم که ازم خواست.

      براتون ارزوی سلامتی دارم.

      و اینکه گفتین کاش بچه ها بدونن هیچ ثروتی بالاتر از سلامتی نیس من این جمله رو با تمام گوشت و پوست و استخونم درک میکنم و لمس میکنم. براتون این ثروت زیبارو ارزو میکنم.

      ایشالا بزودی زود با همتی که دارین با خبر سلامتی کاملتون کل سایت رو پر کنید. ??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
      • -
        ابراهیم گفته:
        مدت عضویت: 1724 روز

        سلام دوست هم فرکانسی

        قبل از نوشتن اگر برداشت من اشتباه بوده میتونی منو ببخشی

        فقط در مورد قسمت اول میخام بگم،باور توحیدی یعنی ما یک خدای احد باور داریم که همه چی رو خلق کرده و همه چی هم می‌تواند خلق کند،او رب العالمین است والله .حالا به نظرم شما که داری برای خود اله میسازی و دقیقا به دلیل وجود قوانین ممکنه جواب بگیری و اعتبار اون رو بدی به اله که ساختی.استاد در یه دوره ای که یادم نیست هم در مورد هندوها،بت پرستها ژاپن،تایلند و غیره صحبت کردند و گفتند که اتفاقا اونا هم جواب می‌گیرند از بت پرستیشان. حال از اونور قضیه که شما فرمودین که خیلی ها از توحید حرف می‌زنند و جواب نمی‌گیرند به نظرم توحید در زبان و بیان دارند وهنوز تبدیل به عمل نشده است.

        به هر حال هر کس تا به رب العالمین یقین و ایمان نیاورد یک کمبودی حس می‌کند و به دنبال یافتنش می‌گردد و به محض یافتنش دیگه هیچ احتیاجی به هیچ چیز ندارد .

        در مورد دوستی صحبت کردی و سلامتی رو براش آرزو کردی ،منم آرزوی سلامتی دارم برای ایشان ،موضوع رو نمیدونم اما میدونم رب العالمینی هست که به شرط ایمان و باور بهش ،هر کاری برات انجام میده،ازش بخواه و ایمان بیار

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        روشنایی صبح گفته:
        مدت عضویت: 1545 روز

        سلام خانم عزیز . من مدتیه روی سلامتیم کار میکنم فقط فکر میکردم باید باورای سلامتیو کار کنم اما الان با صحبت های شما گیج شدم یه مقداری میشه لطف کنین بگین برای رسیدن به راه رفتن دوباره باید چکار کنم ؟چجوری خودمو بشناسم چجوری تمرکزموبزارم رو سلامتی کامنت 32و 33 رو خوندم ولی در مورد خودشناسی و دست برداشتن از ناراحتی چیزی نکفتین.من 9 ساله که اسیب نخاعی شدم و از نعمت راه رفتن محروم شدم و قبول میکنم به خاطر فرکانس شدید کمبود احساس لیاقت در برابر ادما و دوست نداشتن خودم باعث شدم بدنم ایست بزنه از ادامه اون زندگیم تا به خودم بیام و زندگی جدیدی شروع کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      علی حیدری گفته:
      مدت عضویت: 3477 روز

      میلاد جان سلام

      صبح جمعست و منم کلی کار دارم اما نشستم و دارم کامنت بچه ها رو میخونم چون حس میکنم این باورهایی که تو این کامنتا هست از کار فیزیکی بیشتر برام نتایج رو رقم میزنه

      مثل همیشه کامنتت عالی بود

      منی که در جریان ازدواجت هستم میدونم که چقدر این نتیجه برات بزرگه و چه لذتی داره که انسان زندگی رویایی مدنظرش رو خلق کنه و همیشه برای خودت و همسرت بهترین ها رو آرزو میکنم

      راجع به عجله کردن درست میگی، من هم همیشه عجله دارم و شاید یکی از پاشنه های آشیلم همین عجله باشه که باعث میشه از لحظه حال لذت کافی رو نبرم

      و واقعا شعری که نوشتی جواب تمام بهونه گیری های خوده منه که هی به خدا میگم پس چرا اون رابطه خوبه نمیاد، پس چرا اون موفقیت مالیه نمیاد و…

      “گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست”

      ممنونم از کامنت تاثیرگذارت میلاد جان

      برات بهترین ها رو ارزو میکنم

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      فریبا گفته:
      مدت عضویت: 3432 روز

      سلام آقای صمیمی

      ممنونم از شما ، نه تنها در راه موفقیت و خودسازی پیش می روید بلکه همه ی سعی و تلاش تون را می کنید تا دیگران را هم راهنمایی کنید٫

      همه ی ما بعد از آشنایی با استاد با چالش هایی مواجه می شویم ولی مهم این است : دیگه اون آدم سابق که به خاطر مشکلات درجا بزنیم نیستیم چون به این درک رسیدیم : خدای من از مشکلاتم بزرگتر است٫

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اشکان اردشیری گفته:
      مدت عضویت: 2931 روز

      سلام ودرود خدمت دوست عزیز آقا میلاد

      هر چقدر آدم در نوشتن تنبل باشه وکلا با نوشتن زیاد میانه خوبی نداشته باشد ولی نتونستم متن به این زیبایی رو بخونم و از نویسنده اش تشکر نکنم از انصاف بدور است که یک بنده خوب خدا یه همچین متن زیبایی بنویسد و یا از سایت استاد عباس منش که این امکان را بوجود آوردن سپاسگزاری نکند آقا میلاد محبوب از صمیم قلب ازتون تشکر میکنم دوست دارم در آینده بسیار نزدیک دو برابر همچین متن که حاوی موفقیتهایت باشد را برایمان بنویسین لازم میدونم از تمام دوستانی که وقت گذاشتن و مطالبی نوشتن تشکر کنم آرزوی موفقیت برای همه دوستان و استاد وهمسر نازنین شان را از خداوند متعال خواهانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    بهرام محمد علیزاد گفته:
    مدت عضویت: 3030 روز

    با سلام به استاد عزیزم و گروه تحقیقاتی و دوستان گرامی دیدگاه های سایت ٫ به نظر بنده در کسب و کار مهمترین آیتم که خیلی مهمه ایمان داشتن به کار خود به محصول خود و خدمت خودمونه ٫ یعنی وقتی من خدمتی را انجام میدم که ارزش آن خیلی بالاتر از مبلغ آن می باشد پس خیالم راحته که کار من بی نقص و فراتر از حد انتظار مشتریه این باعث میشه مشتری متوجه بشه که بیشتر از اون مبلغ خدمت دریافت کرده این مثال رو در نحوه کار استاد نیز میتوان یافت استاد محصولی را ارائه میده و همه مون دیدیم که ارزشش بیشتر از اون مبلغ خریدش هست این خودش بهترین و عالی ترین تبلیغه چون وقتی فقط با تبلیغ کالایی فروش میره چه بسا این آخرین خرید مشتری باشه ولی وقتی بدون تبلیغ و با رضایت و اطمینان از با ارزش بودن خدمت یا کالا باشه مشتری براش هست ٫

    دومین مطلب مهم اینه که رزق وروزی باید خودش بیاد دنبال ما ٫ یعنی جهان به اینصورت کار میکنه که ما فقط باید در مسیر درست باشیم نه از بدی بازار و رقیب که مربوط میشه به آینده بترسیم و نه از وضعیت قبلمان که چگونه بودیم و چگونه پیش خواهیم رفت ٫ فقط به خدا توکل کردن و درخواست هدایت باشه و باور داشته باشیم که اون تنها منبع رزقه و اون میتونه جریانی از ثروت رو به کسب و کارمون بده کلی از کارهامون حله ٫

    خداوند بارها در قران اشاره کرده که فقط نگاه توحیدی داشته باشید و از زندگی لذت ببرید خواسته هایتان توسط جهان انجام میگیره و جهان به فرکانسهای شما پاسخ میده ٫ وقتی من نتایج و اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم تکنیک ها و فرمولهای بازار و کسب و کار و غیره بطور ۱۰۰ درصد ناکارامد میشه ٫ چون هیچ اتفاقی از بیرون بر کار و زندگی ما تاثیر نمیگذاره ٫ و اونی که دنبال این تکنیکها و فرمولها میره اعتقاد به عوامل بیرونی داره و این یعنی دور بودن از درک قوانین جهان ٫

    اینقدر این مطلب منو به خودم مشغول کرده که وقتی منو خداوند یکی هستیم و اون خدای واحد در خدمت منه واقعا کدوم فرمول و تکنیکی هست که باید شرکت خاصی و یا فرد خاصی اون رو برام توضیح بده و آموزش بده که از دست خدا بر نیاد ٫ تا حالا به این فکر کردیم ٫

    اگر اصول را رعایت کرده و به آن تعهد داشته باشیم مشتری رو خدا می فرسته ٫

    جوابم به سوال مسابقه اینه که ما جواب باور هامون رو میگیریم و چون استاد به بازاریابی و تبلیغات اعتقادی نداره و ایمان داره خداوند کسانی رو که در مدارش هستند وارد کارش میکنه دیگر نگران تبلیغات نیست و جهان داره این باور ارزشمند ایشون رو بهش ثابت میکنه ٫ ولی کسانی که در قید تبلیغات و تکنیک های فروش هستند در دنیایی پر استرس و ناراحتی و شک غرق شده اند ٫ و فکر میکنند معیارهای ذهنی و ساختگی میتونه راه گشا باشه ٫

    به طور مثال بنده میخواستم سایتی رو بزنم وقتی در پی شرکتهای طراحی سایت بودم اینقدر این سایتها ویژگیهای خاصی رو به طراحی و زیبایی و محتوا گفتند که حتی بعضی هاشون پیشنهاد یک جلسه خصوصی به مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ تومان را داشتند برای یک ساعت مشاوره و کلی هزینه طراحی و ٫٫٫ که تازه آخرش با توضیحات اونها تضمینی برای موفق بودن نبود ٫ یعنی در این جور مواقع ناخواسته میریم به سمت تایید دیگران و تکنیک دیگران و شرکتها که این ما رو از مسیر دور کرده و هزینه های گزافی رو بر روی دستمان میگذارد و تضمینی برای آن نیست ولی خداوند متعال این تضمین رو داده که وقتی به من توکل میکنید من شما را نا امید نمی گذارم و شما در این شرایط هیچ ترس و غمی نخواهید داشت ٫ پس به دامن او چنگ بزنیم تا با دلی آرام و مطمئن پیروز باشیم ٫

    یادم میاد تو شهرستان ارومیه وقتی پمپ آب چاه باغ پدر خانمم خراب شد و رفتیم برای تعمیر همه یک نفر رو معرفی میکردند وقتی به اون تعمیر گاه رسیدیم فرد تعمیر کار ناشنوا و لال بود وقتی میخواستی توضیح بدی مشکل چیه توجهی نداشت سریع دست به کار میشد و مشکل رو رفع میکرد من تا زمان تعمیر این پمپ بیرون مغازه از وضعیت کسب و کار ایشون پرسیدم چون مغازه خیلی بزرگ بود و فقط تنها ایشون اونجا رو اداره میکرد و همه میگفتند حتی از شهرستانها هم برای تعمیر میایند سراغ ایشون ٫ نه تبلیغی و نه سایتی و نه صحبتی و شنیدنی و نه موبایلی از ایشون ٫ فقط کار خوبش مشتری براش میاورد و حتما باور به خداوند و ایمان داشتن به خودش بود که این نتیجه رو داشت ٫ واقعا نمونه عینی جالبی بود ٫

    یه مطلبی هم که یادم رفت این بود که وقتی ما هزینه تبلیغ نداریم مجبور هستیم کالای با کیفیت ارائه کنیم چون امکان داره ما کلی کالا و خدمت را با اهرم تبلیغ و تکنیک بفروشیم و مشتری ناراضی باشه ولی وقتی بدون تبلیغ و تکنیک های بازاریابی باشه رضایت از محصول و ارزشمندی آن خیلی بالاتر میره و این اصولی تره ٫ فقط قصدمون فروش نباشه هدف ارائه خدمت باشه که رضایت در آن بسیار با ارزشه ٫

    خیلی متشکرم از استاد عزیزم که تمامی کسب و کارش با باورهاشه انشا الله بنده و دوستان نیز بتوانند با یادگیری و تکامل به این از حد باورها برسیم ٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 100 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3321 روز

      یاحق یا قیوم

      ای زنده و پاینده

      دوست عزیز الهی نظرارزشمند شما و تجربیات ونمونه های عینی به من نیز این را یاد آوری کرد که یک دست نیرومند ویک قدرت عظیم در جریان است واو ن داره همه کارها رو انجام میده یه مدیر ویه کار بلد یه مدبر وکارشناس که از عالم به علوم کیهان است .

      وقتی به اون متصل باشیم به همون عظتمش سوگند که این جزئیات پیش پا افتاده مثل تبلیغ و علم بازار یابی و …. برامون میشه یه شوخی یه بازی مهیج .

      همه چیز تو وجودمون هست بی نهایت آگاهی من به اندازه ی اون باورم میتونم از این دریا بردارم اینجا میرسم به سطل وجودیم سطل هم با باورها بزرگ میشه .

      باورهامون با ایمان وعمل وتکرار ایجاد میشه .هرچی فکر میکنم سر وته قضیه زندگی من یه چیزه خدا وقدرتش و ایجاد توحید در وجودم .

      یعنی این هر بار درست بشه من بالاتر میرم با تکرار وتمرین با ایمان با عمل که میشه نتیجه ها .

      کار نکنم لازم میام پایین به همون نرمی واهستگی .

      خدایا دست ایمانمون رو بگیر تا رو سفید پیشت سجده کنیم .

      اهدنا اصراط المستقیم .

      سپاسگزارم دوست خوب من برای پخش آگاهی ارزشمند .

      ????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    یزدان نظری گفته:
    مدت عضویت: 2944 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز

    میخوام در مورد چیزی صحبت کنم که یهویی، وسط فیلم، به قلبم افتاد. حتم دارم برای اولین باره که به چنین درکی میرسم و تا به حالا اصلا با چنین دیدگاهی بهش نگاه نکرده بودم!

    با شنیدنش به قدری احساسم دگرگون شد و به قدری ته قلبم آسوده شد که به الهی بودن این درک شک ندارم!

    قضیه از این قراره که …

    وسط فیلم داشتم به صحبتای شما که در مورد ارزش محصولات و قیمت اونا بود گوش میدادم، یهو یه حسی درونم گفت استاد عباس منش بهترین گزینه برای سرمایه گذاری مالیه!

    اخه ما آدما وقتی یه پولی داریم، هزاران هزار راه مختلف رو امتحان میکنیم تا یه راه مناسب برای سرمایه گذاری انجام بدیم. تو فکر اینیم اون مقدار پولی که داریم رو کجا بذاریم تا در بهترین حالت ممکن و خوشبینانه ترین حالت ممکن دو برابرش کنیم! مثلا دو تومن رو سه تومن کنیم… چهارتومن رو شیش تومن کنیم … . اینا همه کارهایی که ما ادما انجام میدیم تا اون مقدار پولی که داریم رو یه خورده بیشتر کنیم! اونم با هزار جور ریسک و ترس و تحقیق و پرس و جو و خرید و فروش و …

    البته تعجبی هم نداره چون هرکاری که بر اساس عقل و منطق محض و دو دوتا چهارتا کردن انجام بشه، همین مکافات و پروسه پر از دردسر رو داره!

    اما خدای عزیزم…

    خدای الهام بخشم …

    خدای هدایتگرم …

    وسط فیلم چیزی بهم گفت که قسم میخورم به احساس آرامش و اطمینان اون ایده ای که بهم داد!

    بهم گفت میدونی بهترین سرمایه گزاری که پولت رو بیشتر کنه همین محصولاته!

    باورم نمیشه! پولی که اینجا سرمایه گزاری میکنم رو میتونم تا آخر عمرم، با سود چندین برابری برداشت کنم!!

    اگه هزینه یه سهم یا دوره ای بیشتره، قطعا سود دهیش خیلی بیشتره!

    مگه میشه؟! خدای من باورم نمیشه!

    تک تک دوره های استاد مثل سهام سرمایه گزاریه! تو هر سهامی رو با هر قیمتی بخری، تا ااااااخر عمرت میتونی به صورت مستمر سودش رو بگیری… ولی چه سودی؟! نه سود اندک بازار بورس! سودی چندین برابر اون مبلغی که سرمایه گزاری کردی رو میتونی برداشت کنی! میفهمی یعنی چی؟!

    البته به شرط اینکه به اندازه یک شغل هروز روی این سهامت کارکنی! زمان بزاری و برلی ارتقاء و درک رموزش زمان بزاری و تمرین کنی و عمل کنی …

    حالا نکته قشنگ ترش اینجاس که نه تنها تا اخرر یه سود مستمر و بدون سقف بهت میده بلکه تمااااام ابعاد زندگیت رو میسازه! نه تنها ثروت برداشت میکنی، بلکه هزاران هزار برابر به احساس خوب، توحید، ایمان، روابط و خوشبختی تو زندگیت میرسی!

    تو بهم بگو کدوم روش سرمایه گزاری عقلانی رو سراغ داری که تا آخر عمر، سود بدون سقف و مستمر بهت بده و تمام جنبه های زندگیت رو تا آخر عمرت دگرگون کنه!!

    کدوم راه حل منطقی و عقلانی رو سراغ داری آخه!؟

    به همین خاطره استاد میگن الهامات، همیشه بهترین راه حال ها رو بهت میگه که میتونه تو رو به بهترین نحو و بهترین راه و اساسی ترین و اصولی ترین راه پیشرفت بده! راه که چه عرض کنم… شاهراه! شاهراه قوانین! شاهراهی که ریشه ای ترین و اصولی ترین راه برای زندگی کردن در این جهان قانون مند هست و توی این راه، به هر آنچه که مدنظرت هست. فراتر از حد تصورت میرسی!

    وای خدای من باورم نمیشه …

    چه سرمایه گزاری پر سودی رو نشونم دادی! خدایا شکرت …. شکرت که اولین درامد زندگیم رو، سال قبل سرمایه گذاری در همین سهام استاد عباس منش کردم و تا آخر عمرم ازش استفاده میکنم. با این نگرش امروزی که پیدا کردم، حتم دارم از همون سرمایه گزاری پارسالم، میتونم بهترینا رو برداشت کنم. چون الان نگرشم نسبت بهش عوض شد! باورم عوض شد! مگه غیر اینه زندگی ما رو باورامون میسازه؟ خب من تا الان به این دوره فقط به چشم یک دوره آموزشی نگاه میکردم نه یک سرمایه گزاری که میتونه زندگیم رو متوحل کنه! میتونم تا آخر عمرم ازش سود پول بگیرم! پول! آره خوده پول! حس میکنم الان وقت برداشت سودم رسیده! چون الان فهمیدم چقدر باید زمان و انرژی بذارم تا سود بده! سود پولی بده!

    خدای من باورم نمیشه!

    بینهایت ازت ممنونم که بهترین راه ممکن رو برای سرمایه گزاری بهم پیشنهاد دادی!

    چراکه خیلی وقته ذهن انسانی من در تلاش برای پیدا کردن یه راه مناسب سرمایه گزاری برای ثروتمند شدنه در صورتی که الان فهمیدم اولا راهش این نیست! دوما بهترین سرمایه گزاری که مطمئن ترینه و طبق قانون بدون نقص خداوند منو تا آخر عمر به سود میرسونه همینه! هم سود مالی و خوشبختی!

    بینهایت ممنونم ازت خداوندم

    به قدری حس و حالم خوبه که بیشتر از این نمیتونم بنویسم.

    فقط میدونم هرکی با این دید به دوره ها نگاه کنه، قطعا سودش رو برداشت میکنه!

    مهم نیست دوره ای رو خریدی یا نه …

    مهم نیست چه دوره هایی رو خریدی …

    مهم اینه از زمانی که با این دیدگاه و باور به محصولات نگاه کنی، از اون زمان پروسه سوددهی شروع میشه .

    چون وقتی چنین باوری نسبت به دوره ها داشتی باشی، برای ارتقاء سهامت، به اندازه شغلت هروز زمان میذاری و به اندازه ای که زمان میزاری سود بدون سقفش رو برداشت میکنی!

    موفق باشی دوست عزیزم

    امیدوارم تو این راه به سود کلان برسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 94 رای:
    • -
      امیر گفته:
      مدت عضویت: 2914 روز

      سلام آقا یزدان..توو این روزها که همه جا حرف بورسه این دیدگاه و این طزر نگاه به دوره های استاد بی نظیر بود.. این روزها خیلی وسوسه میشم علی رغم اینکه به یادگیری بورس علاقه ای ندارم برم و با تقلا هم که شده بورس رو یاد بگیرم و سود بیشتری بکنم..اما الان فهمیدم همین الان که دوره های کشف قوانین زندگی، عزت نفس و دوازده قدم رو دارم یعنی توو بهترین شرکتهای بورسی سهامدار هستم..و باید فقط رشد این سه تا شرکت رو هر روز و هر روز رصد کنم تا به قول شما یک سود بالا و مستمر رو دریافت کنم..

      بسیار سپاسگزارم از این کامنتی که گذاشتی و چراغهای زیادی رو در ذهنم روشن کردی..

      انشاالله همیشه پُر سود باشی..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2241 روز

      سلام دوست عزیز هم فرکانسی ام. درک عالی شما رو از این فایل کوتاه ولی ارزشمند تحسین می کنم. خدای مهربون رو شاکرم که با دستان توانای شما این آگاهی ها به من منتقل شد. خدای من دیشب داشتم فکر می کردم تو این یکساله که با استاد آشنا شدم چقدر دوره خریدم، چقدر قدرت خریدم بهتر شده واینکه کیفیت زندگیم خیلی بهتر از قبل شده. وقتی آیات حجاب رو گوش کردم تصمیم گرفتم طلاهام رو از دستم خارج کنم آخه من با خودم عهد کردم کلام استاد رو وحی منزل بدونم، الان که هدایت شدم به این فایل وکامنت زیبای شما تصمیم گرفتم تمام دوره های استاد رو بخرم چه سرمایه گذاری از این بهتر وپرسودتر. به نظرم داشتم یه حلقه تو دست نه سود دنیایی داره ونه آخرتی ولی داشتن دوره جهان بینی توحیدی هزاران برابر مال وسعادت رو وارد زندگیم می کنه. خدایا بی نهایت سپاسگزارم بابت آگاهی هایی که به قلب دوستانم جاری می کنی تا امثال من هم بهره ببرند. عاشقانه دوستتون دارم. بهترینها رو براتون آرزو دارم. 😍😘😘😘

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        یزدان نظری گفته:
        مدت عضویت: 2944 روز

        سلام خانم خوش قلب،

        خوشحالم اینجا میبینمتون ….

        بببین دوست عزیز، اصل و اساس قانون یکیه! زیربنای قانون تمامی دوره ها و فایل های استاد عباس منش یکسانه! استاد جزء معدود اساتیدی هستن که هیچ تفاوتی بین آگاهی های فایل های رایگان با آگاهی های فایل های محصولاتشون قائل نمیشن و بارها دیدم در فایل های رایگان نکاتی رو بیان کردن که داخل محصولاتشون هم همونا رو گفتن!

        اینا رو گفتم که باور کنین و باورتون نسبت به فایلای رایگان عوض بشه.

        تنها دلیل رایگان بودن برخی فایل ها، امکان شروع افراد تازه وارد و نتیجه گرفتن اوناست نه به دلیل کم ارزش بودن فایلها. قطعا ارزش هر فایل به تنهایی، از ارزش هر قسمت محصولات کم نداره !

        بر فرض مثال خوده من، با اینکه دوره فوق العاده کشف قوانین رو خداوند بهم هدیه داد اما در حال حاضر حس میکنم باید قانون رو ریشه ای تر و پایه ای تر بیاموزم تا به مرحله درک بیشتر برسم! به همین خاطر الان دارم روی کتاب رویاهایی که رویا نیستند کار میکنم و هرروز فایلای رایگان استاد رو بیشتر از محصولات دنبال میکنم‌! چون تا به درک نرسم هیج نتیجه ای رخ نمیده!

        پیشنهاد من برای شما اینه که …

        سهامی از بین سهامی سایت استاد تهیه کنید که نسبت با باقی سهام، قیمت کمتری داشته باشه.

        یعنی محصولی از محصولات رو تهیه کنید که ارزون تر باشه و براتون قابل تهیه باشه.

        برای مثال کتاب های فوق العاده ی رویاهایی که رویا نیستند، با هزینه خیلی ناچیزی رو سایته که شما میتونین هر فصل رو جداگانه تهیه کنین و بعد از تمام انجام تمرینات و درک اون فصل، سراغ فصل های بعدی برید.

        باید اعتراف کنم که خوده من همین چند روز پیش کتابا رو کامل تهیه کردم و پرینت گرفتم و الان مشغول مطالعه همونا هستم! و در اوج تعجب دارم میبینم که استاد مطالبی رو به وضوح بیان کردن که در دوره کشف قوانین بیان کردن!

        میخوام بهتون بگم این محصول هم قیمت مناسبی داره، هم ارزش محتوایی خیلی بالایی داره و هم به شما کمک میکنه ساختن نسخه جدیدی از خودتون رو از پایه شروع کنید چون قوانین به صورت پایه ای در این کتاب شرح داده شده.

        اگر متعهد بشید که هر فصل از این کتاب رو کلمه به کلمه بخونید و چندین بار تکرار کنید تا به درک برسید، و بعد از درک تمام مطالب رو به کار بببرید، قول میدم که با سودی که از این سهام برداشت میکنید، میتونید دوره های بعدی رو تهیه کنید.

        اما زمانی به سود دهی میرسه که به اندازه شغلتون، به اندازه یادگیری یه زبان جدید براش زمان و انرژی بزلرید و به صورت مستمر کار کنید.

        پس باورتون رو نسبت به فایلای رایگان عوض کنید و باور داشته باشید که استاد عباس منش در داخل محصولات هیچ حرف عجیب و غریب و هیچ رمز و رازی نمیگن که قرار باشه تو فایلای رایگان نگن!

        یادتون باشه اگه با فایلای رایگان نتیجه نگیرین، اگه با کتابی که معرفی کردم نتیجه نگیرین، با تهیه محصولات هم هیچ نتیجه ی متفاوتی دیده نمیشه.

        منتظر خبرای خوبتون هستم

        آرزوی درک لحظه ای قوانین رو براتون دارم.

        بدرود

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
        • -
          مرضیه خوش قلب گفته:
          مدت عضویت: 2315 روز

          سلام دوست عزیز.ممنونم ازتون

          به لطف خدا من متوجه شدم که باید حتی توی خرید دوره ها هم تکاملم رو طی کنم و از کوچک به بزرگ برسم برای همین بعد از خوندن پیامتون متوجه شدم که باید از خرید کتاب شروع کنم و الان قسمت دومش رو تهیه کردم ممنونم ازتون 🌷

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سید کاظم فلاح گفته:
    مدت عضویت: 3638 روز

    به نام خدا

    وقتی به این آیه از سوره انعام رسیدم به همه چهارچوب های ذهنیم شک کردم :

    وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

    و اگر اکثر کسانی را که در روی زمین هستند اطاعت کنی تو را از راه خدا گمراه می‏کنند، آنها تنها از گمان و تخمین و حدس پیروی می‏کنند!

    راستش این سوال زمانی یکی از درگیری های ذهنی من هم بود. اما از وقتی که به سراغ قرآن رفتم و به صورت جدی شروع به مطالعه قرآن کردم دیدگاهم به زندگی به قدری تغییر کرد که نه تنها پاسخ سوالم را گرفتم بلکه تمام چهارچوب هایی که از قبل در ذهن من ساخته شده بود شکسته شد. تمام چهارچوب هایی که میگفتند اگر میخواهی موفق شوی باید از قوانین، علوم و اصول متداولی که در جامعه رواج دارد و متخصصین از آن صحبت میکنند پیروی کنی!!

    خُب میدانیم که تمام این چهارچوب ها و قوانین که در ذهن ما شکل گرفته ” نظر ” انسانهاست!! انسانها بر اساس عقل و منطق و تجربه خود نشسته اند و یک سری قوانین برای موفقیت در کسب و کار ساخته اند. عقل و منطق و تجربه اکثریت انسانها ها هم چیزی جز دیده ها و شنیده هایشان که با باورهای مخرب خودشان و اطرافیانشان در هم آمیخته شده نیست!

    از طرف دیگر میدانیم که همه افراد به یک شکل از این قوانین نتیجه نمیگیرند!! یعنی یک نفر با تبلیغات جواب میگیرد و یک نفر با همان تبلیغات جواب نمیگیرد!! و نمونه های آن به قدری زیاد است که نیاز به مثال زدن نیست!!

    اما وقتی به سراغ قرآن میروی میبینی قرآن از اصل دیگری برای موفقیت صحبت میکند. قرآن هیچ چیز را پیچیده و سخت نکرده. حرف از هیچ تخصص و روش خاصی نزده . حرف از هیچ هزینه اضافی و جان کندی نمیزند.

    قران تنها درباره یک اصل برای رسیدن به موفقیت صحبت میکند. اصلی که تمام انسانها به راحتی به آن دسترسی دارند. قرآن در تک تک آیاتش فقط درباره ” ایمان به خدا ” صحبت میکند.

    اما وقتی با آگاهی از قوانین جهان هستی به سراغ قرآن میروی خداوند را متفاوت درک میکنی. تازه متوجه میشوی که خداوند آن موجود مقدس و غیر طبیعی که در آسمان ها زندگی میکند نیست!

    تازه میفهمی که :

    خداوند خودِ قانون است. قانونی که به افکارت پاسخ میدهد و آنچه را که باور میکنی در زندگی ات به تو نشان میدهد.

    خداوند انرژیی است جهان و تمام وجوداتش را خلق کرده و بدون هیچ محدودیتی از حالتی به حالت دیگر و از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.

    خداوند نظام و سیستمی خارج از تصور ماست که تمام جهان را مدیریت میکند

    او قدرتی است که به قول قرآن ” وسعت آگاهی پروردگارم همه چیز را در برگرفته، آیا متذکر و بیدار نمیشوید؟ ”

    او نیرویی است که به قول قرآن ” خداوند میداند و شما نمیدانید ”

    او نیرویی است که به قول قرآن ” خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد میرساند و تو نمیتوانی سخن خود را به گوش آنها که در قبرها خفته‏ اند برسانی ”

    کم کم متوجه میشوی در این جهان واقعا چه خبر است و تمام فکر و ذکرت باید چه باشد!

    تمام فکر و ذکرت باید آن اصلی باشد که کل قرآن درباره آن اصل صحبت میکند و آن ایمان به این قدرت است.

    زیرا که این قدرت خود تبلیغات است

    این قدرت خود اینترنت مارکتینگ است

    این قدرت از تمام دلها آگاه است ، این قدرت تک تک سلولهای بدن انسانهاست، این نیرو تمام حالات و احساسات است

    تمام ارتباطات است، تمام همزمانی هاست، تمام ایده ها و هیجانات و اشتیاق ها و نیاز هاست.

    همه چیز است.

    نمیخوام بگم تبلیغات و علوم بازاریابی بد است ها !! میخواهم بگویم وقتی اصل ماجرا را فراموش کنیم و به فرع بچسبیم شکست میخوریم. یعنی وقتی خدا را از ذهنت خارج میکنی و فقط متوسل به تبلیغات و علوم بازاریابی میشوی شکست میخوری. به قول قرآن سوره لیل :

    قسم به شب

    قسم به روز

    قسم به آن کس که مونت و مذکر را آفرید

    آن کس که پاداش نیک الهی را باور کند

    ما او را در مسیر آسانی قرار میدهیم

    و کسی که بخل ورزد و از این طریق بی نیازی طلبد

    ما به زودی او را در مسیر دشواری قرار می‏دهیم

    مسلما هدایت کردن بر ماست

    عباس منش تصمیم گرفت که اولویت را بگذارد باور کردن و ایمان داشتن به این نیرو . نیرویی قدرتمند که قسم خورده که هدایت کردن کار اوست. من نیز همین تصمیم را گرفتم زیرا فهمیدم این انرژی ( خدا ) فاصله بین ما و خواسته هایمان است. یعنی مگر غیر از این است که ما برای رسیدن به خواسته هایمان به کلی اتفاقات و ایده ها و شرایط و احساسات و فکر ها و سرمایه ها و انسانها و …. نیاز داریم؟ خوب تمام اینها خود آن انرژی یعنی خداوند هستند.

    نمیدونم چجوری بگم

    اگه واقعا برات مهمه برو قرآن رو بخون خودت میفهمی

    به قول قران : خداوند همه کارها را میکند

    وقتی قران را میخوانی میبینی که این نیرو در وجود تو و در اختیار توست.!!

    خُب پُر واضح است که هر کس بفهمد چنین نیرویی در اختیار دارد کل کارو زندگی اش را ول میکند و سعی میکند کار کردن با این نیرو را یاد بگیرد و آن را بهتر بفهمد.

    تفاوت استاد عباس منش با دیگران همین است. عباس منش از قرآن فهمید که تنها راحت موفقیت” ایمان به قدرتی فراتر از عقل و منطق و استدلال و راهکارهای بشری است”. قدرتی که همه کار بلد است بکند و در درون اوست و در اختیار اوست. پس سعی کرد که او را بفهمد و ایمانش را به آن نیرو بیشتر کند. چیزی که همان نیرو میخواهد. همین

    به من ( خدا ) ایمان داشت باش تا زندگی ات در دنیا و آخرت بهشت شود

    وقتی که این را بفهمی دیگر تبلیغات و مارکتینک و کوفت و درد برایت بی معنی میشود.

    من هم همین کار را میکنم.

    فقط از خدا میخوام که بهم کمک کنه بتونم ایمان به خودش و درک خودش رو همیشه اولویت زندگیم قرار بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 100 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3409 روز

      چقدر این جملات عارفانه و خالصانه و توحیدی و زیبا بود خیلی از خوندن جوابت لذت بردم عزیزدلم به خصوص این بخش خیلی خوووووووب بود:

      “تمام فکر و ذکرت باید آن اصلی باشد که کل قرآن درباره آن اصل صحبت میکند و آن ایمان به این قدرت است.

      زیرا که این قدرت خود تبلیغات است. این قدرت خود اینترنت مارکتینگ است

      این قدرت از تمام دلها آگاه است ، این قدرت تک تک سلولهای بدن انسانهاست، این نیرو تمام حالات و احساسات است

      تمام ارتباطات است، تمام همزمانی هاست، تمام ایده ها و هیجانات و اشتیاق ها و نیاز هاست.

      همه چیز است.”

      اصل موضوع دقیقا همینه و با باور کردن همین اصل که خدا همه چیزه و همه چیز میشود همه کس را، دیگه هیچ خواسته ای دور و غیرممکن نیست. اون نیرو چنان هدایتت میکنه که از راحت ترین راه و روش هایی که هیچ منطق و عقلی نمیتونه بپذیره به هرانچه که در ارزویش هستی برسی

      بهت تبریک میگم که با قدرت روی فهم قرآن تمرکز کردی و هر روز درک و بینش بیشتری از ایات الهی پیدا میکنی.

      ازت ممنونم که این درک و بینش باارزش و عمیق و فوق العاده ات رو با ما درمیون گذاشتی و خیلی ساده و روان و قابل فهم توضیحش دادی واقعا عالی بود ????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        Only god گفته:
        مدت عضویت: 3046 روز

        سلام اقا کاظم فوق العاده بود کامنتت احساسم دگرگون شد اصلا دیوانه شدم چقدر این اگاهی ها نابو خالصه یعنی عمل کردن به یک درصد این اگاهی ها معجزه میکنه تو زندگیامون بقول داداش گلم علی حیدری اعتبار این صحبتا ماله خداست و شما فقط دستی شدی از جانب بی نهایت دستان رب مهربان که این اگاهی هارو به ما منتقل کنی اقا کاظم با این کامنتت حسابی بی خوابم کردی الان تو بالکون دراز کشیدم فقط به اسمون نگاه میکنم خیلی حسه خوبی دارم خیلی ازت ممنونم داداش گلم

        خدایا میخوام سعی کنم بهت وصل شم کمکم کن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی حیدری گفته:
      مدت عضویت: 3477 روز

      سید کاظم نمیخوام الکی تعریف کنم، میخوام از ته دل بگم

      همیشه کامنتات تکونم میده، همیشه

      فوق العاده بود پسر

      مخصوصا آیه ای که از سوره انعام نوشتی، و امروز حتما باید برم بخونمش

      چقدر حس خوبیه اگر بتونیم باور کنیم تمام اتفاقات تحت کنترل خودمونه و ما بعنوان نماینده ای از خدا خالق 100 درصد زندگی خودمون هستیم

      بی شک اعتبار همین حرفا و همه این کامنتای خوب روی سایت مال خداست. اعتبار حرفای استاد هم با خداست

      خداوند همه چیز میشود همه کس را

      واقعا

      ممنونم از حس خوبی که بخاطر کامنتت گرفتم

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      افرا عبدالهیان گفته:
      مدت عضویت: 3207 روز

      سلام جناب فلاح

      تبریک و تحسین میگم رشد الهی و درک عالی شمارو از جهان هستی همیشه کامنتهای شمارو پیگیری میکنم و از دیدگاههای شما نسبت ب قوانین کیهانی استفاده میکنم و لذت میبرم. همین دیروز چندین بار سوره لیل رو مرور کردم و لخاطر تغییر فرکانسم تعبیرو درک بهتری نسبت ب قبل ازش داشتم اما الان که در پست شما دوباره خوندم انگار که خداوند درک بهتری از این ایاتش ب من بخشید.

      ارزوی بهترین هر چیز رو در جهان هستی برای شما و همسرتون و همه اعضای خانواده الهی م در این سایت و برای استاد عباس منش و عزیزانشون دارم.

      در پناه الله شاد و سعادتمند و اگاه و ثروتمند باشیم همگی. ???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      راحله گفته:
      مدت عضویت: 3190 روز

      دوست خوب و عالی و الهی و هم فرکانسی من شما بی نظیری ، من خیلی تاثیر میگیرم از کامنتهای شما و این عالی بود ، خدا میدونه اشک ریختم کاش بقول قران “ای کسانی که ایمان اورده اید ، ایمان بیاورید ” بشیم .و بتونیم در عمل توکل کنیم ممنون جناب فلاح

      در پناه رب یکتا شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        سید کاظم فلاح گفته:
        مدت عضویت: 3638 روز

        خانم یگانه سلام.

        از تعریف شما سپاسگزارم. این که تاثیر میگیرید به خاطر کامنتهای من نیست. به خاطر دل پاک و قلب هدایت پذیره خودتونه. ایناهم که حرفای ما نیست. حرف خداست . خدارو شکر که تونستم دستی باشم از جانب خداوند تا این متن رو بنویسم.

        شاد و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پارسا فریور گفته:
      مدت عضویت: 2820 روز

      سلام آقای فلاح

      بازهم اومدم تو سایت و دیدگاهتون رو دیدم دلم نیومد نخونم

      وقتی خوندم ایمانم رو بشتر کرد

      عشق و علاقم به خوندن قرآن رو بیشتر کرد

      انرژی مثبتم رو بیشتر کرد

      و مطمئنم برای بقیه هم همینطور بوده

      خیلی خوشحالم با شما دوست مثبت اندیش و ثروتمندم هم فرکانسم

      خیلی حس خوبیه

      انشالله هرجای این جهان خداوند که هستید حال دلتون عالی باشه

      ثروتمند و سلامت و در کمال آرامش باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهـــرا گفته:
      مدت عضویت: 3033 روز

      عالی بود عاااااالی

      بهترین پاسخی که خوندم! در کنار پاسخ اقای حیدری‌٫٫٫٫

      مخصوصا اونجا که سوره لیل رو مثال زدید٫٫٫٫ چقدر جالب راحتی و سختی رو داره نشون میده توی یه سوره!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      راضیه صالحی گفته:
      مدت عضویت: 4147 روز

      جناب فلاح سلام

      کامنت های شما همیشه بی نظیره، ممنون ک آگاهی هاتون رو به اشتراک میذارید، این کامنت شما جنسش توحید بود و من به شدت عاشق این موضوع هستم، ممنون که یاد آوری کردید

      من هم تصمیم گرفتم که اولویتم ایمان به این نیروی برتر باشه

      من ایمانمو قوی میکنم و بقیش دیگه با من نیست

      با خودشه……….

      سپاس

      ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سید کاظم فلاح گفته:
        مدت عضویت: 3638 روز

        خانم صالحی سلام

        این لطف شما رو میرسونه . من فقط حرفی که به ذهنم زده میشه رو مینویسم

        توحید اصله زندگیه. تمام هدفمون تو زندگی این باید باشه که توحیدی باشیم

        اگر همه اولویت های گذشترو کنار بگذاریم و فقط در جستجوی فهم بهتر خدا باشیم جوری خودشو بهمون میشناسونه که عقل از کلمون میپره . تصمیم درستی گرفتین

        ممنون از کامنت پر مهرتون موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3321 روز

      به نام خالق هدایتگر

      دوست عزیز آقای فلاح مهربان

      خیلی خوشحالم به دیدگاه شما رسیدم وخداروشکر که این چنین ادامه میدهید و از حرف شما خیلی خوشم آمد که گفتین :

      (خُب پُر واضح است که هر کس بفهمد چنین نیرویی در اختیار دارد کل کارو زندگی اش را ول میکند و سعی میکند کار کردن با این نیرو را یاد بگیرد و آن را بهتر بفهمد.)????

      واقعااا وقتی دل ب خدا بسپاریم و بخواهیم هدایت بشیم میشیم .در این جا من محور وکانون اتفاقات هستم و اتصالم باید به خدا همیشگی باشه یه چیزی مثل شنا کردن ماهی اگه از آب بیرون بره میمیره .

      سپاسگزارم برای پخش آگاهی .

      دیدگاه همسر دلبندتان راهم خواندم .

      خدایم حافظ هر دویشان شما باشد .شااادی عشق وارامش وثروت توشه ی هر لحظه ی زندگی تان .

      در پناه امن وامان الهی ???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        سید کاظم فلاح گفته:
        مدت عضویت: 3638 روز

        خانم مرادی سلام

        اولا که ممنون به خاطر پیام قشنگ و پر مهرتون

        بعد بگم که واقعا از صمیم قلب به اون جمله اعتقاد پیدا کردم. یعنی کارو زندگی من صبح تا شب شده فقط درک بهتر اون نیرو . و جالبه بهتون بگم با سرعت باور نکردنی دارم بهتر و بهتر درکش میکنم

        شب اولی که تصمیم گرفتم رو باور توحیدی کار کنم رو قشنگ یادمه. رفتم پشت پنجره و به آسمون نگاه کردم و به خدا فکر کردم. حدود 1 سال از اون شب میگذره اما اصلا تغییرات باورنکردنیه. درکی که الان دارم با اون موقع قابل قیاس نیست. الان هر باوری رو به راحتی با نگاه توحیدی تقویت میکنم.

        از خدا میخوام بهمون توفیق بده تا هر روز بهتر درکش کنیم

        قطعا این بهترین مسیر زندگیه که هممون در اون هستیم.

        راستی حتما کتاب راز ثروت والاس وتلز رو بخونید. دیوااانه میکنه آدمو .

        شادو ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      پوریا محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2729 روز

      سید کاظم عزیز و دوست داشتنی سلام

      چه آیه ای و چه دلیلی آوردی

      اصلا حجت تمام شد

      به نظرم از همین یک آیه میشه تمام سوالات رو جواب داد.

      چقدر قشنگ گفتی

      اصل ایمان به خدا و لاغیر

      آفرین و احسنت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محمد مردانی گفته:
      مدت عضویت: 3423 روز

      سلام سید جان باریکلا ماشالله چه دیدگاه خوبی چقدر حالم خوب شد باهاش خدایاشکرت اون نکته ای که از سوره ی لیل نوشتی کارو تموم کرد لپ مطلبو گفت من خودم قبلا این سوررو خونده بودم حالا عجیبی بهم دست داد مرسی که دوباره یاد اوری کردی بهم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1291 روز

      سید جان یه چیز دیگه رفتم دوباره کامتتتو بخونم که خیلی بهم حال داد اومد به ذهنم تا مهر تایید بزنه به حرف قرآن و اون قسمت منطقی ذهنو خاموش کنه که حرف شما حرف قرآن کاملاااااا صحیحه بخاطر اینکه الان اگه همه اصل اون قانونی باشه که آدما درست کردن قانون فن بیان،قانون زبان بدن،قانون تبلیغات،مارکتینگ ووووو

      خوب گیریم اینا درست باشه اونی که سواد نداره اونی که کامپیوتر بلد نیست زبان بدن و نمیدونه فن بیان نداره انگلیسی بلد نیست از قانون اختصاصی تجارت چیزی نمیدونه اون حق نداره پولدار بشه اون حق نداره از نعمتهای خدا استفاده کنه پس عدل الهی چی میشه کجاست اگه اونارو اصل بدونیم پس به خدا نباید بعنوان رزاق بودن ایمان داشته باشیم یعنی راه کسب روزی رو خدا برامون خیلی راحت کرده یعنی گذاشته وظیفه خودش ما با دخالت کردن در کار خداست که همه برنامه هارو بهم میزنیم و به چالش میوفتیم و بعد میشینیم از خدا و زمین وآسمون گله میکنیم یعنی قدیما که تجارت میلیاردی برقرار بود نه سازمان تبلیغاتی نه کامپیوتری نه هیچی چیجوری پول در میاوردن الانم دقیقا میشه همینجوری پول در آورد فقط طبق آیه ای که آوردین از سوره انعام اگه به فکر آدما اصلو به فرعیات ندیم میشه مثل آب خوردن پول در آورد من که دارم کاملاااااا بهش عمل میکنم و دارم عملمو با باورهای الهی اصلاح میسازم و بوی موفقیت و بقول استاد به مشامم میرسه بوی پول و استشمام میکنم خدایا شکررر رت برای کتابی که برای هدایت ما فرستادی الهی شکررررت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1291 روز

      سلام و درود بر دوست خدا

      سیدجون تمام کامنت هات بینظیره تمام حرفات دلگرم کنندست اصلا اسمتو که میبینم میگم آخ جون قراره الان با حرفاش حالم دگرگون بشه خیلی جنس حرفات زیبا و الهی است باعث روشنیه نور برای عبور از تاریکی اصلا سوره لیل و شمس که میخونم حالم دگرگون میشه واقعا خلاصه و بسیاااااار مفید خدا حرفشو زد ولی تاربکی درون نمیزاره نور به این زیبایی رو ببینبم و چقد زیبا توکل و معنی کردی سرتاسر کامنتت از توحید و توکل و باور قدرتمندانه الهی هست که چقد برام واضح و روشن قدرت خدارو معرفی کردی که امروز با خوندن چندتا کامنت از شما و همسر گلت خیلی چیزا برام روشن شد که چگونه میتونم چاله چوله های زندگیمو هموار سازم طوری که اذیت نشم خدایا شکرررررت برای وجود این دوستان توحیدی ام که چقد زمانهایی که حال خوب میخوایم اینا بما باعشق حال خوبو تزریق میکنن با حرفاشون 4سال پیش کامنت نوشتی تا امروز برام تو این لحظات بحرانی مالی حال خوب بسازی تا دلم قرص و محکم بشه به خدای قشنگمم

      خدایااااااا توحید توحید توحید همه چی توحید اصل توحید اگه با حال خوب همه چیو بسپاریم به خدا مطمعنن همه چیو براحتی برامون رله میکنه چقد این روزها دارم ایمان جذب میکنم خدایا شکررررررت که الان اینجام میدونم با آموزه های قبلیم نمیتونستم عمراااااا این روزها رو سپری کنم خداجونم خوب به موقع نجاتم دادی

      سید کاظم جوووووون دمتگرررررررم کولاکی کولاااااااک

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    بيژنِ😁عزيز گفته:
    مدت عضویت: 3445 روز

    بنام خدای مهربان، سلام بر استاد گرامی و اعضای صمیمی عباسمنش

    ساعت ۱:۳۳ نیمه شب ۲۰۲۰/۱۰/۲۰

    یک

    نیرویی من را اورد که بیام سایت و هدایتم کرد به این لایو و جواب دادن به این سوال پر ماجرا.

    جواب سوال:می دونید چرا استاد عباسمنش با اینکه هیچ کدام از کارهای درج شده در سوال بالا انجام نمی دهند ولی بازم موفقترند توی همه ضمینه ها؟

    زیرا ایشان وصل اند به نیرویی که خالق همه جهان است با کنترل ذهن با درخدمت گرفتن اون نیروی هدایتگری که نه تنها وعده هدایت مارا داده است بلکه تمام کون را هدایت میکند.توجه داشته باشید که نه فقط کهکشان راه شیری من جمله زمین ما که در ان قرار دارد و من جمله مارا هدایت می کند بلکه کار هدایت ملیاردها و شاید بینهایت کهکشانهایی را برعهده دارد که در کل هستی وجود دارد تا اینجا این امر برکسی پوشیده نیست و دانشمندان و علم انرا اثبات کرده اند که همه اینها توسط نیرویی خلق و در حال هدایتند.

    اما ما بعنوان انسان که تنها مخلوق دست این نیرو هستیم که اختیار داشته و راه هدایت یا گمراهی را بدست خودمان سپرده است.

    پس تا الان به این نتیجه رسیدیم که ما بعنوان یک انسان دارای قدرت خلق زندگی مان را دار‌یم که البته نمی توان این موضوع را به همین راحتی باور کرد که حتما مخالفهای زیادی هست یعنی بیشتر از ۹۹۹۹۹۹۹٪ از ادما اینو باور وقبول ندارند که اگر داشتند که بحثی نداشتیم ما و اگر داشتند که همه ادما زندگیشون همونی می شد که می خواستند.

    وتفاوت هم از همینجا شروع می شود و گر نه همه ما در خلقت به یک اندازه از نعمتهای خداوند برخورداریم و اینکه یکی بگه اگه من درفلان کشور یا فلان سن یا در فلان خانواده به دنیا امده بودم یا در فلان عصر یا …..اینا همه اش ترمز های ذهنی ادما میباشند تا مارا قانع کنند.

    زیرا برای هر سوالی ما باید جواب منطقی داشته باشیم که ذهنمان را قانع کنیم وگر نه سرشت ادمی اینجور هست که تا قانع نشود ارام نمی گیرد.

    موضوع همینجاست که استاد عباس منش بینهایت بودن خود را باور کرده است نه اینکه فقط حرفش را میزند ایشان ذهن نجواگرش را خاموش کرده است و همیشه میکند ، نه اینکه یک بار برای همیشه نه، ایشان همیشه برای همیشه این کار را انجام می دهند.

    در تمام زمینه ها نه فقط در مورد پول و ثروت بلکه در مواردی مانند سلامتی که مشخص است ایشان سالیان دراز است که حتی یک عدد قرص هم نخورده اند یا در زمینه روابط که دارای یک رابطه بدون وابستگی با عزیز دلشون هستند و همچنین پسرشون مایک عزیز که عمق خلوص این روابط را می توان در سریالهای زندگی در بهشت یا سفر به دور امریکا و غیره میتوان بوضوح دید.

    ایشان خودشان را به انرژی ای وصل کرده اند و البته میکنند و باید هم به صورت مضارع و دایمی باشد چون این خاصیت جهان هستی می باشد که باید همیشه روی خودش کار کند و در حال ارسال فرکانسهای دلخواهش باشد وگر نه اینطور نیست که به حدی از خلوص فرکانسی رسید دیگه بگوید بس خلاص من دیگه نمی خواهم و توی این مدار ثابت می مانم ، برای ثابت ماندن در یک مدار مشخص نیز نیاز هست به روی خود کار کردن چه بسا اگر این کار را نکنه به مدارهای پایین تر و اتفاقات نادلخواه هدایت خواهد شد والبته که این عین عدالت الهی می باشد.

    استاد عباسمنش بارها در دوره هایش منجمله مصاحبه ای که با مدیر فنی عزیز که اخیرا برروی سایت قرار گرفته ، تاکید دارند که شما روی خودتان کار بکنید خدا کار خودشو به بهترین نحو انجام می دهد. ایشان در این فایل صوتی بازم یاداور می شود به خودشان و به همه ما که من روی خودم کار می کنم جهان کار اوردن مشتری را برایم انجام می دهد ، جهان ادمهایی را وارد زندگی ام می کند که بهم سود می رسانند. نیازی نیست ایشان یا هر کس دیگه ای که روی خودش کار می کند خودش را به سختی و تنگناه بیندازد که مثلا در این زمینه برایش مشتری بیاید یا اینکه در لایو بازدیدکننده داشته باشد یا اینکه سئوی سایتش بالا رود یا اینکه محصولاتش بفروش برسد یا اینکه تبلیغی داشته باشد برای جلب ادمای بیشتری به …. به همه چیز به سایتش به کانال تلگرامش به اینستگرامش.

    خب معلومه کسی که خودش را به این نیروی هدایتگر درونی اش سپرد دیگه هیچ نیازی ندارد که به عوامل بیرونی چشم بدوزد. برود علم بازاریایی را بیاموزد ویا چی و چی و چی در حالی که حتی سواد دانشگاهی انچنانی هم ندارند و حتی مدرکش را هم از دانشگاه بندرعباس نگرفتند.

    می دونید چرا؟ چون ایشان پی به نیرویی بردند که هم مدرک شد براش هم عزیز دل شد براش هم ثروت شد براش هم سلامتی شد براش هم روابطی عالی شد براش والخ .

    لازم به ذکر هست که استاد هیچ وقت نه در فایلهای محصولات و‌نه در فایلهای دانلودی منکر داشتن مدارک تحصیلی یا تبلیغ کردن و یا هیچ گونه فعالیت برای جلب مشتری برای کسب و کاری نشده اند، ایشان فقط سعی دارند ان خدایی که خودشان شناختند را به دیگران نیز معرفی کنند ، ایشان سعی دارند که اصل را از فرع معرفی کنند و به قول انیشتین(فکر کنم) اصل اینه ما بتوانیم چگونه فکر خدا را بخوانیم ما بقی دیتیل(جزئیات) است.

    استاد عباسمنش چقدر راحت توحید رادر عمل خودشان در زندگی عمل می کنند و به ما هم سعی دارند که بیاموزند خب معلومه که شخصی که تا این حد توحید در عمل داره می تواند شرایط زندگی خود را انطور که بخواهد خلق کند بودن وابستگی به عوامل بیرونی .

    البته که نه فقط استاد عباس منش بلکه هر فرد دیگه ای هم تا این حد مواظب ورودیهای ذهنش باشد و باورهای توحیدی بسازد و حتی اگر بیشتر از ایشان روی خودش کار کند حتی می تواند بهتر از ایشان خلاق زندگی خودش باشد و موفقتر نیز شودو این دنیای مادی یا صر یا یک نیست و یک چیزی هست بین صفر و یک .

    در این دنیای مادی هیچ کس به کمال نمی رسد . هیچ درجه ای برای کمال وجود نداره همیشه بازم جا هست برای پیشرفت نه اینکه بگویی دیگه فلانی توی فلان مثلا در اینجا کسب و کار، به فلان درجه از موفقیت رسیده است و دیگر جایی برای من نیست ، نه برای تو در همون نوع از کسب و کار بینهایت جا برای پیشرف است همانطور که برای اون هم‌هست در همون‌ کسب وکار.

    استاد عباس منش خودش را سپرده به جریان هدایتی که هیچ نهایتی برایش تصور نمی کند و نمی گذارد که ذهن نجواگر محدودبین منطق گرا او را محدود به زمان و مکان معین ومحدود‌ کند .

    ایشان همیشه و در هر لحظه و در هر مورد حتی یه قول خودش حتی در گذر از عرض خیابان نیز از ان جریان هدایتگر کمک می خواهد که از کدام طرف برود؟و‌نتیجه هم‌مشخص است .کسی که تا این حد روی خدا و این جریان هدایتگر حساب کند و عکسش ذهن منطقی اش را به همان اندازه دخیل نداند نتیجه اش هم این می شود که می بینید.

    دوستان هم‌خانواده‌ای عزیز؛ به اندازه ای که این نیروی هدایتگر که خدا در وجود تک‌تک ما نهاده است ، به همان اندازه و‌نه بیشتر، اگر ازش کمک بطلبیم والبته به فرامینش عمل کنیم ،به همان اندازه نیز در تمام جنبه های زندگی پیشرفت خواهیم کرد .« ادعونی ، استجب لکم»

    ما به اندازه ایمانمان ، به اندازه باورمان از این نیروی هدایتگر بهرهمند خواهیم بود و هر کس نام باورهایش را خواهد خورد.

    تو باورش کن اون بی نیازت میکند از هر نوع فعالیت فیزیکی . دستانی از بینهایت دستانش را هدایت می کند به زندگی ات که انها کارهایت را انجام می دهند، تبلیغ می کنند برایت ، مشتری می اورند برایت .

    تو به الهاماتش عمل کن مثل استاد عباس منش ، تو‌ به ایده ای که بهت وحی می شود عمل کن مثل استاد عباس منش نگو‌ این چیه ، حالا که چی ، ایده های خداوندی را کوچک‌و نا کارامد ندان، نگو حالا که چی گیرم که با اجرای این ایده کوچک مثلا تغییر کوچک در چیدمان مغازه ات چند تا مشتری هم زیادتر شدند و در کل فروش ماهیانه ام هم چند صد تومانی نیز بیشتر شد، من زیاد شدن چند ملیونی ماهیانه در فروش ام می خواستم که چی؟

    تو قدر دان باش تو سپاسگذار باش تو شکر گذار همون اضافه شدن اندک فروشت باش پله پله ایده های بزرگتر بهت الهام خواهد شد.

    تو با رب العالمین داری معامله می کنی. در سنت خدا هیچ تغییر و تحولی نیست ای انسان .

    اینا را اول از همه به قول استاد عزیزم که خیلی دوستش دارم به خودم گفتم و فی الثانی به دوستان هم خانواده ای عزیزم.

    این کامنتم هدایت خداوند بود که پس از چرتی خواب بیدارم کرد و کشوندم به سایت و به این فایل و این کامنت .

    به قول استاد همه چیز همینجوره ، همه چیز هدایتیه . همه ما هدایت می شویم از زیر اتم های بدنمان تا بینهایت کهکشانهایی که در جهان لامتناهی هستی وجود دارد.

    باورتون میشه بچه ها این‌کامنت دقیقا دوساعت طول کشید؟ساعت ۱:۳۲ تا الان که دقیقا ۳:۳۵ هست؟ دقیقا دو ساعت و دو دقیقه خدا یا شکرت ،عجب سایت با شکوهی عجب سایت راحتی 😌

    شاد ، ثروتمند ، سلامت و سعادتمند باشید در دنیا و اخرت 🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 102 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1724 روز

      بیژن عزیز سپاسگزارم

      چقدر به زیبایی کل آموزه های استاد رو بیان کردید و اصول رو به ما گوشزد کردید،2 ساعت طول کشید تا کامنت رو نوشتید و رد پا گذاشتید و خداوند هدایتان کرد تا من وما هم چند سال بعد استفاده کنیم،سپاسگزارم از شما و استاد .

      شکرگزار خدا هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      علیرضا نقدیان گفته:
      مدت عضویت: 2035 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      واقعا ممنونم از شما که دو ساعت وقت گذاشتید و این کامنت رو نوشتید.

      واقعا نباید به این دقت کنیم که کی چگونه و از کجا چه چیزی به ما میرسه باید ایمان داشته باشیم که میرسه و خداوند دوستداره ما ثرتمند بشیم تنها چیزی که مانع ما هست خودمون هستیم .

      ممنون که به خوبی این موضوعات رو بیان کردید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهراابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 2634 روز

      سلام دوست عزیزم واقعا عالی بود خداوند مرا به این فایل هدایت کرد حالا داستانش طولانی میشه همین رو بگم که بهم میگفت کامنتها رو بخون والان داشتم کامنت زیبای شما رو میخوندم دقیقا احساس میکردم خدا داره باهام صحبت میکنه الله اکبر خدااااااااااااااااایا عاشقتم و عاشق این هم صحبتی باهاتم چون من لایقم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    سیدعلی خوشدل گفته:
    مدت عضویت: 2957 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم ، خانواده محترمشون و تمام رفقای هم فرکانسی خودم ، امیدوارم حال دلتون خوب باشه و همیشه برقرار باشین

    دوست دارم داستان خودم رو بگم براتون که بی شک جواب همین سواله من به شدت گذشته عجیب و غریبی دارم و از بچگی فقط دنبال علاقم بودم و برعکس همه که می گفتن نقد رو بچسب نسیه رو ول کن من نسیه رو می چسبیدم نقد رو ول می کردم :)

    اما داستان من : ( داستانم رو سریع میرم جلو چون می خوام برسم نقطه عطف زندگیم و جواب سوال مسابقه )

    من تو یک خانواده سوپر مذهبی با پدری که هیچ وقت بدون وضو جایی نمیره یا ختی نمی خوابه بزرگ شدم از همون بچگی هرجا می رفتم به من میگفتن پسر آقای خوشدل و نمونه ای بودم از یک انسان محافظه کار به تمام معنا

    من با همین فرمون رفتم جلو و جلو تا رسیدم به اول دبیرستان ( فقط یه گوشه از شخصیتم رو بهتون بگم که به دلیل اینکه به شدت آدم منطق گرایی هستم و بی دلیل و مدرک چیزی رو قبول نمی کنم جوری به خرافه های مختلف اعتقاد آورده بودم که اگر تو همون دوران دبیرستان من اگر دختری از رو به روم رد میشد کلا میرفتم اونور خیابون خدایی نکرده چشم تو چشم نامحرم نشم!! )

    ##

    من با اینکه همیشه قرآن می خوندم و مسابقات مختلف قرآن شرکت می کردم و مقام میاوردم و از طرفی هم نتنها نماز خوندنم ترک نمیشد بلکه انواع تعقیباتش رو دنبال می کردم ولی تو زندگیم یه خللی داشتم !! اونم اینکه به وضع زندگیمون که نگاه می کردم خیلی دور از اون چیزی بود که از موفقیت و خوشبختی میشنیدم و به خودم می قبولوندم که آره علی اونایی که پولدارن همشون دزدن بابا ، اصلا پول چرک کف دسته و یه سری باورهای دیگه که هممون شنیدیم

    ####

    من توی دوران دبیرستان با اینکه اوضاع درسیم بی نهایت خوب بود و مدرسه خیلی خوبی درس می خوندم به کامپیوتر علاقه مند شدم ، روانی وار ! جوری که من سوم دبیرستان که رفقام برای کنکور روزی 15 ساعت درس می خوندن من تا روزی 22 ساعت درگیر کدنویسی و … بودم

    هرچی بیشتر میرفتم جلو فقط بیشتر به زور باورهای قدیمی و یه جوری از ترس آقای خوشدل (پدر عزیزم) نماز و قرآن می خوندم

    یه جورایی خسته شدم بودم که تو زندگیم هیچ احساس خوشبختی ندارم و همش دچار مشکلات مختلف هستم و توی اون سن باید بیماری معده داشته باشم ، دیگه خودم رو کلا باخته بودم و توی سن 17 سالگی تن داده بودم به قرص های سنگین معده و بعضی وقتا جوری این درد اذیتم می کرد که میزد به کمر و پهلو هام و 2،3 روز من رو زمین گیر می کرد

    #####

    دوران شیرین دبیرستان تمام شد و وارد دانشگاه شدم به دلیل اینکه خیلی کامپیوتر کار کرده بودم تو همون سن و سال و اواخر دوران دبیرستان پروژه های کوچیک برنامه نویسی میگرفتم یه سایت موزیک هم داشتم که یواشکی دور از چشم بابام ازش پول درمیاوردم :)

    من به قدری سر این ارتباط با جنس مخالف مشکل داشتم که اولا کلا سرم تو دانشگاه پایین بود و دوما هیچ وقت نمیرفتم تمرین حل کنم چون کلاسا مختلط بود :

    گذشت و گذشت تا اینکه من با یه شرکتی به صورت دورکاری شروع به فعالیت کردم و انگاری شدم مسئول بخش طراحی سایتشون البته در کنارش جست و گریز سئو هم کار می کردم ( که می خوام تهش بگم چرا سایت استاد عباس منش انقدر ورودی داره و قوانین سئو زیر سوال نرفته )

    من متاسفانه به دلیل مشکلا باوری که داشتم درآمدم حدود 700 تومن در ماه بود که بعضی وقتا هم نبود ولی خب به شکل بی نهایت عجیبی سر یه مدت کوتاه خرج میشد و چون دوست داشتم مستقل باشم همیشه هشتم گرویه نهم بود !

    من با اشخاص مختلفی همکاری کردم و تجربه های زیادی کسب کردم تا اینکه حدود یک سال و اندی پیش با یک دوست جدیدی آشنا شدم که ایشون کلا برخوردش با بقیه مشتریا فرق داشت، انگار کلا نگاهش به زندگی یه جور دیگه بود ، به لطف خدا بنا به عادی که با همه مشتریام دوست میشم با این بنده خدا هم دوست شدیم و گفتم آقا تو کلا تفکراتت فرق داره میشه یکم توضیح بدی داستان چیه من با اینکه بعضی جاها بدقولی کردم ولی کلا اصلا تو یه جور دیگه برخورد کردی و ندیدم عصبی بشی ! که خروجی این رفاقت آشنایی با سایت استاد عباس منش در حدود یکسال پیش بود یعنی همون تاریخ عضویتم

    ######

    من انگار با دنیای جدیدی آشنا شدم و همون اول که اومدم داخل سایت دیدم یا خدا قیمت دوره های سایت چه قدر زیاده !!! بنا به عادتی که بله منطقا این بنده خدا یک نوندونی درست کرده بی خیال سایت شدم و سایت رو بستم تا اینکه تو مهرماه گفتم آقا تو برو فایل های رایگان بنده خدارو شروع کن ببین چی میگه شاید حرف راست بزنه ( خدا اینجا دعوت کرده منو به بهشتش ) منم با فایل حزن در قرآن شروع کردم ! پسر 180 درجه با تفکرات من فرق داشت!!!! انقدر برام عجیب بود که کلا چند بار فایل رو هی گوش دادم که ببینم اینطوری که استاد داره قرآن رو میبینه چرا من تا حالا ندیدم !

    خلاصه من دیگه فایل های رایگان رو شروع کردم و فک کنم روزی 10 12 ساعت فقط فایل هارو گوش میدادم و میکس های مختلفی که بچه ها ساخته بودن رو تکرار می کردم و هر روز ایمانم قوی تر میشد ! تا اینکه رسیدم به نقطه عطف زندگیم.

    ############

    با این رفیق گلم که صحبت می کردیم فهمیدم مشکل کار من تو درآمد کم عزت نفسه و باید حلش کنم و یکی از درمان های اصلی تو مورد من مشکل بدهی بود !

    منم گفتم خب پس بیا تستش کنیم ولی انتظار نداشتم خدا منو با یک چالش و تعارض خیلی بزرگ و مدید تست کنه.

    من طبق تعهدی که قرار بود به خود بدم روی کاغذ نوشته بودم و امضا کرده بودم که من باید تا یکسال دیگر درآمدم 3 برابر افزایش پیدا کند یعنی ماهی 2 میلیون تومان ( مهر 97 – هنوز کاغذش تو کیف پولمه )

    آقا رسید 8 آبان 97 و اصلا میگی خود خدا اومده بود کنارم به من ایمان راسخ اعطا کرده بود مثل این شوالیه تو فیلم ها :))

    ######

    من صبح سه شنبه تعطیل بود از خدا خواستم که خدایا بهم نشون بده این راه درسته که وارد مسیرت شدم ، اینم بگم که من با خدای خودم عاشقانه نامه نگاری می کردم هر روز

    12 آبان شد من 5 هزار تومن ته حسابم بود و می خواستم برم شرکتی که تازه مشغول به کار بودم ماهی 700 تومن می گرفتم ، حقوقمون رو هم 1 هر برج میرختن

    رفتم در یخچال رو باز کنم صبحانه بخورم ، دیدم اع ! یخچال خالیه ! متعجب هرچی خونه رو سرچ کردم چیزی پیدا نکردم صبحانه بخورم 5 تومنم بیشتر پول نداشتم هرچیزی می خریدم اونو از دست میدادم :) شاید بپرسین چرا قرض نکردی پول؟ چون چند روز قبلش نوشته بودم تو نامه که من از هیچ کس پول نباید قرض بگیرم حتی پدر مادرم و باید خدا کار من رو درست کنه

    آقا منم گفتم مهم نیست علی خدا خودش ردیف می کنه ( البته بگم ایمانم 50 50 بود یعنی رو فاز تست کردن روش جدید زندگیم بودم ) منم برای بهینه کردن هزینه رفتم سوار اتوبوس شدم تو حال خودم بودم داشتام پادکست های استاد رو گوش میدادم که یهو ! همکارم بهم پیامک داد آقای خوشدل من صبحانه کوکو درست کردم نون هم گرفتم چیزی نخورین بیاین باهم صبحانه بخوریم !

    انقدر خوشحال شدم که حد نداشت ! آقا رسیدم شرکت و جاتون خالی یه صبحانه مشتی زدم ، ظهر شد گشنم شدش ( من ماشالله روزی 5 وعده اصلی و 3 4 تا میان وعده دارم ) می خواستم به رفیقم بگم اقا بیا غذا بگیر از حسابم که بهم طلب کاری کم کن ولی گفتم : آهای علی آقا یادت باشه چه قولی دادی ها رو به انسان ها نمیندازی منم گفتم علی الله رفتم از تو یخچال پنیر برداشتم و قبل اینکه بچه ها غذا بخورن سریع از باقیمونده نون صبح خودم رو سیر کردم و رفتم سر کارم و بعدازظهر زودتر اومدم با اتوبوس سمت خونه ، آقا چشمتون روز بد نبینه رسیدم خونه دیدم هیچکی خونه نیست ، منم گشنه هیچی هم تو یخچال نداریم

    بعد رو به آسمون کردم گفتم حاجاقا اساسی می خوای مارو تست کنی ها ، تو ته دنیا پایتم منم برای اینکه گشنگی اذیتم نکنه زودتر فک کنم حدود ساعت 7 اینا خوابیدم تا حداقل صبحانه زودتر بیدار شم با خانواده بخورم ( اینم بگم پدر و مادر چون فرهنگی هستن خوب صبح زود از خونه میرن بیرون دیگه و بقیه هم مدرسه ان !) ساعتای 11:30 شب زنگ در خورد و خواهرم اومد گفت علی بیا برات غذا آوردیم گفتن برای تو غذا بیاریم : حالا اون بنده خدایی که گفته بود غذا برای فلانی ببرین و اصلا من ندیده بودمش ! بعد گفتم ای جااااان داره جواب میده

    #####

    ایمانم قوی تر شد و دیدم نه واقعا داره کار میکنه این روش خخخ

    آقا من 15 آبان پولم کلا تمام شد دیگه یه 450 تک تومنی ته حسابم بود که حتی نمی تونستم من کارت خالیم رو شارژ کنم ، کلا این 3 روز تا 15 آبان با همین روش من غذا می خوردم و خدارو مشتی شکر می کردم ( واقعا کیف می کردم ها ! حتی به پدر مادر نمی گفتم پول بدین سر اون تعهده )

    من دیدم هیچ جوره نمیشه رفت شرکت ، بعد یه چیزی گفت علی برو ایستگاه اتوبوس خدا بزرگه یه چیزی میشه دیگه بعد اونجا هم یاد گرفته بودم که اون نجوایی که حس خوب بهت میده رو بهش عمل کن دیگه رفتم سمت ایستگاه اتوبوس با من کارت خالی ، نشسته بودم رو صندلی که یهو گوشیم گفت : دینگ دینگ ، باز کردم دیدم اع ! 50 هزار تومن برام پول ریختن ، بعد فهمیدم رفیقی که اگر می کشتیش بدیهش رو نمیداد خودش برام پول زده بود و عذرخواهی کرده بود!

    ##########

    تو همین حال و هوا بودم که من کارت رو شارژ کردم و سوار اتوبوس شدم برم شرکت یهو یادم اومد بعله !! 40 هزار تومن بدهی دارم ! خب طبق قولم باید بدهی رو می ریختم حالا فک می کنین به کی بدهکار بودم ؟ به کسی که ما همیشه آخرین نفر بدهیش رو میدیم و کسی نبود جز مادرم !!!! آقا شیطون آی وسوسه میکرد، میگفت علی ولش کن این مامانته اون تعهده شامل این نمیشه منم گفتم علی باید بری تا تهش ، آقا 40 تومن رو برای مامانم واریز کردم ته حسابم 5 تومن موند رفتم شرکت و صبحانه رو یک بیسکوییت تو شرکت بود با همون سر و تهش رو هم آوردم و ناهار یکی از رفقام خودش برام غذا گرفت و گفت از حسابمون کم می کنه ( ازش طلب داشتم دیگه )

    آقا منم برای اینکه باز عصر نشه و گشنشم نشه رفتم خونه ساعت 3:30 رسیدم خونه ، رفتم تو تخت و در اتاق رو قفل کردم کسی نفهمه ، شروع کردم به گریه کردن گفتم خدایا نمی خوای یه مشتری برسونی؟ یه نامه 2 برگه ای نوشتم اینو بگم تو این مدت همش منتظر بودم از طریق تلگرام یک نفر بهم پیام بده ، هر 1 دقیقه تلگرام رو چک می کردم

    بعد یاد یه فایل استفاد افتادم که گفته بودن هیچوقت دنبال چگونگی نباشین و دستان خدارو نبندین !!! آقا هم این اومد تو ذهنم یکی زدم تو پیشونیم گفتم: اع اع علی دیدی دلیلش چی بود؟ تو دستای خدارو بستی ، انقدر خوشحال بودم که حد نداشت ( به مرحله حس خوب رسیدم ) گرفتم خوابیدم جوری که قشنگ اشک صورتم رو سیاه کرده بود

    ساعت 7:25 از خواب بیدار شدم پاهام رو گذاشتم رو زمین شد 7:26 ، تلفن زنگ خورد !!!!!!

    کسی که 3 سال باهش صحبتی نداشتم درخواست پروژه داد و گفت خیلی عجله دارم ، 500 هزار تومن برام هزینه پروژه رو ریخت ، من انقدر خوشحال شدم و سجده شکر کردم که خدایا دمت گرم ، ببخشید که دستات رو بسته بودم که ناگهان یه چیزی اومد تو ذهنم ( خخخ ) ، بعله علی آقای 480 هزار تومن به پدر گرامیشون بدهکار بودن :)))

    آقا منم سریع تا قبل نجواهای شیطان پول بابام رو براشون کارت به کارت کردم و با الباقی پول نرم افزار قرآنی جامع تفاسیر نور رو خریدم و باز خالی شد حسابم

    همین قدر بهتون بگم که من تا 25 آبان 1397 ، 10 میلیون تومن پول درآوردم از روش هایی که اصلااااااا به ذهن هیچ جنی نمیرسه و من تو همون آبان یه پروژه رو 3 بار فقط کپی زدم !!

    درحال حاضر به لطف خدا مدیریت بخش فنی همون شرکتی که توش بودم رو و یک شرکت دیگه هم بعنوان مدیر فنی دارم مشغول میشم و در عرض کمتر از 4 ماه نزدیک 30 میلیون تومن پول درآوردم که خدا میدونه قرار تهش چه اتفاقایی بیفته

    مشکل معدم حل شد و سلامتیم رو به دست آوردم و تعاملم با جنس مخالف خیلی بهبود پیدا کرد و زندگی بی نظیری دارم چون خدارو دارم ….

    ########################

    اما جواب سوال :

    دوست عزیزی که این سوال رو پرسیدین من فقط و فقط با تجربه به شهود به این رسیدم که ثروت و نعمت در دنیا بی نهایت فراوان وجود داره که راه رسیدن بهش خیلی مشخصه و اونم احساس خوبه

    کی احساس خوب ایجاد میشه زمانی که شما صددرصد ایمان داشته باشی به منبع لایذالی که همین ثروت و نعمت رو ایجاد کرده

    چرا استاد و دوستان ما بدون تبلیغ و خیلی کارها حتی خودم که حتی سایت نزدم پروژه هام رو توش بزارم درحالی که همه مشتریام معجزه آسا مشتریم شدن انقدر ورودی دارن ؟

    دلیلش اینه که ایمان همه چیزه !!! و ما با این فانوس روشنایی به موهبت قرار گیری در زمان و مکان مناسب قرار میگیرم

    ——————

    سوال پرسیدن استاد که سئو نداره سایتشون!

    در جواب باید بگم سئو حداقل 90 درصدش محتوا هست و گوگل یا موتورهای جستجو دیگه اومدن روش هایی گذاشتن که کاربران سایت ها استفاده بیشتری ببرن و سایت استاد که دنیای سئو و محتواست و توی خیلی از کلمات اوله سایت ایشون و این همون روشیه که من برای سئو تمام سایت های مشتریام پیش رو گرفتم و معجزه آسا جواب میده.

    —————–

    اینکه تبلیغ بکنیم یا نه؟ از ابزار استفاده بکنیم یا نه؟

    در جواب باید بگم شما ایمان داشته باشید ، کسی که سیستم رو ساخته خودش بهتون میگه که فلان کار رو انجام بدین ، فلان سایت رو بزنین و …

    چشم باز می کنید میبیند اوووووه ، شما 1000 برابر رقباتون جلوترین و همه در تعجبن

    و درنهایت اینو بگم که بزرگترین مشکل ما اینه که فکر می کنیم می دونیم ! برای همین به دانسته هامون تو زمینه چگونگی کارها عمل می کنیم ( من بهش میگم باگ اطلاعات ) پس هرچه کمتر تو چونگی بدونیم و بیشتر رو این تمرکز کنیم که فقط از کار خودمون لذت ببریم و تکامل رو به درستی طی کنیم و خوشبتخی که فقط عاملی درونیست رو بهش تکیه کنیم بقیه شرایط وظیفه دنیاست که برای ما ایجادش کنه مثل ثروت ، نعمت و …..

    تشکر که به داستان خوشگلم گوش دادین

    در پناه یگانه صاحب اختیار کل کیهان که برگی بدون اذن اون بر روی زمین نمیریزه ، شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادتمند دردنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 99 رای:
    • -
      سمیه رازگردانی گفته:
      مدت عضویت: 2871 روز

      بنام الله یکتا

      سلام خدمت برادر خوبم آقای خوشدل

      با تک تک جملاتتون اشک ریختم، اینقدر حضور خداوندا توی قلبم حس کردم که گفتم ایمان یعنی این، یعن تعهد به آنچه که می دانی، اونجاها که می گفتید چگونه غذاهای شما آماده میشد انقلابی بس بزرگ در قلبم ایجاد شد، اونجاها که تعهد کردید و با جیب خالی، قرض های عزیزانتون را دادید اونجا بود که گفتم ایمان یعنی این

      اونجا که با نداشتن هیچ چیز، زودتر به رختخواب می رفتید و خداوند روزی شما را از غیب می فرستاد گفتم عمل به ایمان یعنی و آنجا که نتایج آمد گفتم مؤمنان کسانی هستند که بر خداوند توکل می کنند و خداوند به آنها از جایی روزی می دهد که گمان نمی برند و این پاداش تقوا و ایمان بخداست

      خیلی خیلی خوشحالم بخاطر گرفتن نتایج خوب در زندگیتون و مسرور بخاطر این ایمان

      درس های بزرگ از قصه زندگی شما گرفتم

      قصه زندگی اتان پر از نور الهی

      شاد و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مجید حسینی دارینی گفته:
      مدت عضویت: 2228 روز

      سلام علی جان

      واقعا داستان زندگیت جالب،زیبا،شنیدنی وپر از نکته وسراسر ایمان وعمل به قوانینه.

      من چند وقتی بود که از خداوند خواسته بودم که من راهنمایی کنه ببینیم کجای کارم مشکل دارم و کجای باورهام مشکل داره و با اینکه دوره ثروت یک رو خیلی گوش داده بودم وخیلی روش کارکرده بودم و نشانه های خیلی خوبی هم دیده بودم و این نشانه ها وارد کسب وکارم هم شده بود ولی اون جهش مالی هنوز برام اتفاق نیفتاده ،،،تا اینکه خیلی اتفاقی به داستان وکامنتهای زیبات ،علی جان رسیدم والان تازه متوجه شدم بابا

      من تو قدم اول که همون ایمان به خدا و باور به خداست مشکل دارم و هنوز نتونستم کلاس اول رو بگذرونم ،سریع رفتم کلاس سوم و چهارم نشستم ومیبینم یه جای کار گیر داره

      وتازه متوجه شدم من هنوز باید تو همون کلاس اول بمونم تا بتونم تو اولین قدم خداوند رو باور کنم ویهش ایمان بیارم

      چونکه حال خوب ،وتمامی باورهایی که استاد میگن رو ما میتونیم تو قالب همین باور به خداوند وتوحیدی زندگی کردن بیاریم..خلاصه که شمارو کردم سرلوحه زندگیم والگو مسیرم ومیخوام همین مسیر شما وهمون ایمان شما تو قرض نگرفتن و معامله کردن با خدا وسوار شدن روی شونه های خدا رو در پیش بگیرم

      امیدوارم موفق بشم و دوباره باهات تماس بگیرم واز این مسیر زیبا بهت بگم

      دوست دارم علی جان وبازم از این کامنت های زیبا وسراسر امید وانگیزه بخش برامون بزار پسر دوست داشتنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مریم یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 3244 روز

      واااای.چقدر لذت بردم از این دیدگاه.چی میتونم بگم واقعا؟ جز اینکه همه چیزهایی ک الان تو زنذگیتون بهش رسیدید گوارای وجودتان.از دوستی با خدا لذت ببر علی جان و از خدا میخوام ک این سعادت و نصیب من هم بکنه . در پناه الله یکتا شادو سلامت باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مرجان ابوترابی گفته:
      مدت عضویت: 2154 روز

      سلام آقای خوشدل واقعا داستانتون خوشگل بود و لذت بردم. من از کامنتی که برای فایل ریشه جذب ناخواسته‌ها گذاشتید و بیشترین امتیاز رو گرفته با شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم که از اولین کامنتی که توی سایت گذاشتید مطالعه کنم و روند تکاملیتون رو ببینم و لذت ببرم.

      الهی که برکت در کل زندگیتون جاری باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    پروژه خانه تکانی ذهن | گام سیزدهم

    خداروشکر که یک گام دیگه از پروژه متحول کننده خانه تکانی ذهن رو برداشتیم صحبت از نتایج این پروژه خیلی زوده اما در همین دوازده گام در زندگی من داره یه اتفاقاتی میفته که نشون میده پروژه داره کار خودش رو می‌کنه و من هم صحبت کردن درباره نتایج رو به انتهای دوره موکول میکنم…

    اما درباره این فایل بسیار مهم که خیلی آگاهی داره و من چندین و چند بار گوشش دادم یعنی تشخیص اصل از فرع درباره نتایج در چند روز اخیر اتفاقات جالبی برام افتاده:

    دیشب یه مصاحبه دیدم از یک دختر موفق اهوازی که در 19 سالگی به درآمد +دو میلیارد رسیده بود مصاحبه و سوالات بی هدف مجری پر بود از مسائل حاشیه ای که باعث شده بود اون دختر خانم هم به حاشیه کشیده بشه و نتونست اونطور که باید و شاید درباره نتایجش صحبت کنه و از اونجا که من هم تشنه شنیدن این موفقیت ها هستم خیلی منتظر بودم که بگه چطور با اینکه شهرستانی هست به این درآمد رسیده یا با این سن کم چطور اونقدر موفق شده اما مصاحبه کاملا حاشیه ای و پیش پا افتاده بود اما من شاگرد استاد عباس منش هستم و استاد به من یاد داده که مثل یک شکارچی ماهر در کمین نکات مثبت بشینم و اون ها رو شکار کنم بنابراین بیخیال مصاحبه شدم اما بیخیال شکار نشدم و رفتم دنبال تحقیق کردن درباره این دختر خانم موفق و کل زندگیش رو زیر و رو کردم و نکات مثبتش رو کشیدم بیرون قبلش بگم که ایشون اینستاگرام رو آموزش میدن

    ایشون در بحث خودباوری خیلی خودش رو قبول داشت و می‌گفت من با مهارتم هر طور که بخوام و درهر پلتفرمی میتونم پول بسازم و این کار رو هم در سایت و تلگرام و اینستاگرام انجام داده بود…

    ایشون از قدرت تجسم بسیار استفاده می‌کنه و یک سمینار 1500 نفری در تهران برگزار کرده بود که می‌گفت هرشب با این آرزو که روزی روی استیج برم شب ها سر بر بالین میگذاشتم

    یا یه سفری رفته بود دبی و قبل از سوارشدن به هواپیما می‌گفت این لحظه رو هزاران بار تجسم کردم

    در بحث باور فراوانی می‌گفت اونقدر توی دنیا فراوانی هست که من اصلا نگران نیستم که آیا مشتری هست یا نیست چون هر روز و هر لحظه و از بی نهایت راه میشه پول ساخت…

    ایشون در عمل و در ناخودآگاه اصل رو از فرع خیلی خوب تشخیص داده بودند اما نمیدنستن که دلیل نتایج شون چیه چه در مصاحبه چه در سایت و پیج اینستاگرامی شون دائما از تبلیغات به عنوان سکوی پرتاب خودشون صحبت میکردند و به بقیه آموزش میدادند اما غافل از اینکه دلیل نتایج بسیار بزرگ این خانم همون تجسم ها همون احساس خود ارزشمندی ها همون باور فراوانی ها و همون باورهای توحیدی بود….

    کاری که استاد عباس منش به خوبی در زندگیش انجام داده و داره به وضوح آموزش میده به این دلیل هیچ جای دنیا چه در بحث آموزش چه در بحث نتیجه کسی به گرد پای استاد هم نمی‌رسه

    حالا که من استادی به این خوبی دارم که اینقدر واضح داره اصل رو از فرع تشخیص و به من یاد میده کجا دنبال چی میگردم؟؟؟

    همه چی همین جاست فقط من باید به ایده هام عمل کنم چطوری؟

    با ایجاد احساس خود ارزشمندی

    با ایجاد باور فراوانی

    با ایجاد باورهای توحیدی

    با عمل به ایده هایی که بعد از ساختن این باور ها به من الهام میشه اونوقت براحتی پول و ثروت و نعمت و سلامتی و در یک کلام خوشبختی وارد زندگی من میشه…

    صحبتی از استاد زلزله ای در افکار من ایجاد کرده

    «پول نتیجه است هدف نیست

    پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»

    به این معنی که اگر میخوای تو هم (خودم رو میگم) به درآمد بالا برسی نباید پول رو هدف خودت قرار بدی بلکه باید هدف تو ایجاد یک شخصیت پولساز ایجاد یک شخصیتی که خودش رو باور داره و ایجاد یک شخصیتی که باور توحیدی داره باشه و نتیجه ساختن این شخصیت پول و نعمت است …

    این یعنی تشخیص اصل از فرع…

    یه روزی به دلیل تضادهای سختی که داشتم آرزوی درآمد و پول بالا رو کردم و چون تلاش کردم هم بهش رسیدم اما دیدم از یه جایی به بعد دیگه انگیزه ندارم که اون مبلغ رو بیشتر کنم انگار دیگه ظرفم پر شده بود و دیگه برای افزایش درآمدم تلاشی نکردم و طبق قانون بدون تغییر خداوند در این دنیا دو راه بیشتر وجود نداره یا تو در حال پیشرفت و صعودی یا در حال پسرفت و سقوط حالت سومی وجود نداره و من هم چون هرروز به‌دنبال بهبود نبودم از مسیر خارج شدم…

    الان درک کردم که آقا به هرحال تو خالقی تو قدرت تغییر زندگیت رو داری اگر هدفت رو پول بزاری بهش می‌رسی اما اگه ظرفت بزرگ نباشه اگه شخصیتت رو تغییر نداده باشی اون پول برات خوشبختی نمیاره بنابراین با پروژه خانه تکانی ذهن من به یک درک عالی رسیدم اون هم اینکه :

    «پول نتیجه است هدف نیست

    پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»

    و من از امروز تصمیم گرفتم که یک شخصیت پولساز یک شخصیت توحیدی یک شخصیت با باور خود ارزشمندی بسازم و این هدف بزرگ و جدید من هست که اگر به خوبی از پسش بربیام نتیجه قطعا پول و نعمت و خوشبختی است این قانون بدون تغییر خداوند است و هرگز تغییر نمیکنه و این یعنی تشخیص اصل از فرع که نتایج را به دنبال دارد…

    ممنونم از استاد شایسته عزیز بابت این پروژه زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 112 رای:
    • -
      تقی گفته:
      مدت عضویت: 1333 روز

      سلام دوست عزیزم

      چه دیدگاه فوق العاده قشنگی داری نسبت به مسائل

      چقد ذوق کردم وقتی زحمت کشیدی رفتی نکات مثبت اون خانم موفق رو بیرون کشیدی و ثبت کردی و با ما در میون گذاشتی

      واقعا لذت بردم

      و سپاسگزارم ازت بابت آگاهی نابتون بابت دیدگاه قشنگتون که در اختیار ما هم قرار دادید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4288 روز

    سلام.یجایی استاد گفتن که درواقع کاری که میکنن در اشاعه ی توحید ، خیلی بیشتر از علایق دیگه بهشون احساس خوبی میداد.گفتن که به املاک هم خیلی علاقه داشتن.هرچند که کار در زمینه ی املاک خیلی بیشتر ممکن بود باعث موفقیتشون بشه از لحاظ مالی ، اما ممکن بود جنبه های دیگه ی روحی شون رو ارضا نمیکرد.این کاری که میکنن که اساسش همون قولی بود که به خودشون وقتی توی بندرعباس بودن دادن ، همون روزی که همون روزی که استعفا داده بودن ، اتفاق آتشسوزی توی مخازن محل کارشون افتاده بود.و همکارانشون فوت کرده بودن.. اونجا استاد یعالمه در مورد این زندگی دوباره و اهدافشون تصمیمای قطعی گرفتن و درخواستشون از خدا این بود .. اشاعه ی توحید.و این هدف رو خیلی عاشقانه دنبال ککردن.و واقعا دوستش داشتن.توی یه فایل دیگه میگفتن که وقتی توی سمینار هستن یا.. اصلا یکذره هم خسته نمیشن.. به محض اینکه پاشونو میزارن از سالن بیرون تازه متوجه درد شدید پاشون میشن..این همون کاریه که استاد با تمام وجود عاشقشن.. و یکذره هم ازش خسته نمیشن.

    نتیجه ی عشق به کاری که انجام میدی بهترین نتیجه هستش.چون بالاترین احساس خوب رو در حین انجامش داری.

    اون چیزی که بزرگترین تفاوت ها رو در کسب و کار ها ایجاد میکنه عشقه.استاد به صورت 24 ساعته دارن روی همین موضوع کار میکنن.. تفریحشون هم همین کاره .. کارشون تفریحشونه .. تمام مدت زمانی که دارن رو صرف همین کاری میکنن که بالاترین احساس خوب رو بهشون میده.هر کسی با این همه تمرکز و عشق کار کنه نتایج خوب سراغش میان.چون در مدار بهترین اتفاقات بواسطه ی اون احساس خوب قرار میگیری.

    حالا اگه چنین فردی سبک شخصی خودش رو هم داشته باشه و نخواد عجله کنه .. خب از همون جایی که هست شروع میکنه و رشد میکنه دیگه. چه نیازی به تبلغات هست؟!

    فک کنید که یه نفر عاشقانه کارش رو انجام بده و لذت ببره.براش هم مهم نباشه که حتما بخواد زود و تند رشد کنه اونم با سرعتی که امادگیش رو از لحاظ تکاملی نداره.. که این خودش ناشی از نداشتن سبک شخصیه توی زندگی فرد.خب همون جایی که هست و همون ایده های کوچکی که هست بهترین ایده ها و راههاست برای اینکه بخواد مسیر تکاملش رو توی کارش طی کنه دیگه.شما کارت رو با عشق انجام میدی .. بعد یه ایده ی خوب میاد .. ایده ای که با شرایط حال حاضرت میخونه .. و اگه تو باور داشته باشی که از کاری که عاشقش هستی هم میتونی پول بسازی و باور های محدودی هم درباره ثروت نداشته باشی و احساس لیاقت هم داشته باشی در باره ی کسب ثروت و آسایش و.. این ایده ها همیشه به ذهنت میرسه ، اما به همون سرعت آهسته وپیوسته پیش میری .. یدونه کارت میشه دوتا کار در ماه .. خداروشکر میکنی و کارت رو با علاقه ی بهتری انجام میدی .. هم لذت میبری و هم رشد میکنی .. اگه نخوای عجله کنی ، تکامل سریعترین راه پیشرفت تو هستش .. وچنین مسیر رشدی به موقعش به نقطه ی تصاعدی رشد هم میرسه و اتفاقات خوب همون موقعی که تو اماده اش هستی برات میافته درحالیکه تو داری لذت میبری.

    اینکه ناامید نشی .. نگی برای من جواب نمیده .. پس کی موفقیت حاصل میشه ..وبدونی چه باورهای مناسب تری میتونی داشته باشی تا کسب و کار موفق تری هم داشته باشی .. بااهمیت هستن.

    ولی واقعا اینکه بدونی وقتی احساس خوبی داری .. نشانه ی بودن در مسیر صحیحه و تصمیمات رو هم در همین احساس خوب در مورد کارت بگیری بنظر من طبیعی هستش که تو موفق بشی .. طبیعی هستش که تو رشد کنی .. طبیعی هستش که هرروز رشد کنی .. بدون اینکه نگران باشی ..

    همچنان که تو با علاقه و احساس خوب کار میکنی .. جهان هم از این کارت بخوبی و شایستگی استقبال میکنه.به شرطی که در مواقع مختلف یاد بگیری که از کنترل ذهن استفاده کنی که متوقف نشی .. نزاری نجواهای شیطانی که کمبود رو به تو گوشزد میکنن احساست رو بد کنه.همیشه توی هرکسب و کاری موضوع کنترل ذهن وجود داره.پله ی بعدی در هر کسب و کاری ، نیازمنده رشده ، و رشد نیازمند کنترل ذهن هستش ، چون برای رشد کردن باید مشکلی رو حل کنی که لازمه ی رشد تو هستش ..اما وقتی توی مسیر کاری که عاشقش هستی قدم برمیداری ، اونقدر لذت اینکار زیاد هستش که انگیزه برای حل کردن مشکلاتی که منجر به رشد میشن پیدا میکنی.اما همه ی اونها نیاز به کنترل ذهن داره.

    ضمن اینکه باید سعی کنی کنترل کنی ورودی های ذهنت رو.اینکار رو تمام کسب و کارهای موفق بخوبی انجام میدن.من ندیدم کسب و کاری که همیشه ناله و نگرانی باشه توش و موفق باشه.اینم باعث ایجاد تفاوت در نتیجه میشه ، اینکه یاد بگیری که متفاوت فکر کنی و متفاوت عمل کنی تا نتایج متفاوت بگیری.

    اما نتایج استاد از اینکه تبلیغاتی هم نمیکنند ، واقعا به گفته ی خودشون هم مبحث توحیده.اینکه قدرت واقعی همه ی کائنات رو دست خداوند بدونی ، و باور کنی که اون قدرت که بدون اذن او یک برگ از درخت نمی افته ، میتونه ثروت رو وارد زندگیت بکنه ، از چه راهی؟ هرجوری که دوست داره ، هرجوری که شگفت انگیز و زیبا باشه ، نه با زحمت و زور زدن های ما .

    جواب تفاوت در شیوه ی نگاه استاد نسبت به تبلیغات ، یا شرکت های دیگه ای مانند استاد ، مثل تسلا در همین موضوعه.که ما وظیفه ی خودمون رو انجام میدیم ، و اونقدر مطمئن هستیم که بواسطه ی تفاوت عظیمی که با قدرت اراده ی خودمون ایجاد میکنیم ، جهان رو بیشتر و بیشتر گسترده میکنیم و جهان بصورت یک سیستم کاملا واضح از این نوع پیشرفت حمایت میکنه.همه ی اونهایی که کسب و کار متفاوتی خلق میکنند که جلودار همه ی تغییرات بزرگ تاریخ هستند ، اینو میدونن که اگه سهم خودشون رو عالی انجام بدن ، نیازی به جلب توجه کسی ندارن ، جای خودشون رو باز میکنن ، چنین باوری همیشه باعث میشه طرف بهترین خودش رو ارائه بده در هر لحظه ، مثل استاد.بالاترین کیفیت ها رو ارائه بده و فقط هم کاری رو که با تمام وجود دوست داره انجامش بده دنبال کنه.

    ما اشتباهی فکر میکنیم که چه چیزی الان پول توشه بریم دنبالش.. خیلی ازین انتخابها کردیم.. کدوم رشته الان پول توشه ، اونو انتخاب کنیم .. کدوم ایده الان پول درمیاره اونو انجام بدیم.. احساس میکنم یجور باور کمبود توی این نوع انتخاب ها هست.باور اینه که یسری کسب و کارها پول میسازن ، و یسری های دیگه کمبود توشون هست.ضمن اینکه برای کسب ثروت باید بریم و کسب و کار خوبی انتخاب کنیم.. نه که بریم و کاری رو بکنیم که تمام وجودمون فریادش میزنه.به همین خاطر کسب و کارهایی که برمبنای اون عشق درونی خلق شده اند همیشه متفاوت ترین و پیش رو ترین های تاریخ بوده اند.چون نوع کسب و کار نیست که پول میسازه ، احساس تو نسبت به اونه که موفقیت رو خلق میکنه.. علاقه و اشتیاق ما به انجام دادن یک کار به نظرم پیغام هدایت خداونده به اینکه اگه دنبال خلق ارزشی ، و دوست داری از زندگیت لذت ببری ، اون مسیر رو برو .. و ما اکثرا اینکارو نمیکنیم. شاید صدها فروشگاه اینترنتی آنلاین در یک برهه ای که مد شده بود شروع به کار کردن .. اما فقط اونایی که عاشق اون کار بودن دوام آوردن .. که نه تفاوت ایجاد کردن! مثل دیجی کالا در ایران /

    ممنونم استاد عزیزم بخاطر این سوالات بینظیر..

    واقعا چالشی که در اعماق ذهن آدم ایجاد میکنه و ادم از هر زاویه ای به موضوع نگاه میکنه تا به وضوح برسه ، بالاترین و با ارزشترین هدیه ی شما به ما در این سوالات باشه ، لازم نیست پاسخ خوبی بدیم بخاطر جایزه ی سوال.. لازمه که بخوبی باورهامون رو زیرو رو کنیم برای رسیدن به درک بالاتری از قوانین و خودمون … برای رفتن به مدارهای بالاتری که نتیجه اش رسیدن به ثروت های بی اندازه ی خداونده.اون جایی که صراط الذین انعمت علیهم هستش.این خیلی ارزشش والاتر هستش..

    الان که مسابقه تموم شده احساس بهتری دارم برای پاسخ به این سوال .. الان احساس میکنم انگیزه هام خالص تر بود برای فهمیدن خودم.برای درک آگاهی هایی که شما با طرح این سوال در سایت قصد داشتین بهش نزدیکتر بشیم.

    ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 115 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 2700 روز

      سلام دوباره

      اصلا نمیدونم چطور بگم؟؟ این کامنت برا من بود یه کتاب بود میشه خط به خط شو ریشه ای دنبال کرد و کلی آگاهی ازش بیرون کشید خدااای من صد هزار مرتبه شکرت هدایت که بهش ایمان آوردم اینه ها آره همینه خوده خودشه اصلا من اسکرین شات گرفتم که سریع دسترسی پیدا کنم به این نشانه ی شیرین امروزم 😀

      لذتی ک بردم آگاهی ای ک چشیدم از خدا میخام هزاران برابرشو تجربه کنید نامحدود..😊

      دست مریزاد سپاسگذاررررررررم دوست بی نظیر در پناه الله یکتا زیر سایه پر مهرش ثروتمند و سعادتمند باشید🌸🌸🌸🌸

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      بهروز جلیلی گفته:
      مدت عضویت: 3349 روز

      بنام خالق هستی

      سلام به سر پرست گروه و به اعضای گروه.

      دوست گرامی واقعا جواب شما عالی است.البته انکار فقط نشتید فقط وفقط به من تذکر میدهید جواب سوال ام را میدهید.

      اول صبح واخر شب فقط جواب تورا دیدم و خواندم و دوباره خواندم دوباره خواندم احساس خوب همراه اشک شوق در وجودم حکم فرما شد.

      از جواب ونظر شما بسیار استفاده کردم.از شما واز خالق شما سپاسگزارم.نمی توانم احساس ام را با کلمات بنویسم.شاید بعدآ توانستم

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ثریا پوریا گفته:
      مدت عضویت: 2661 روز

      سلام دوست گرامی. بسیار لذت بردم از خوندن کامنت شما. دقیقا مطالبی که در ذهن من بود رو شما بیان کردین.همه صحبتاتون کامل و درست بود. موفق باشید با آرزوی جذب های عالی برای شما و همه اعضا در این خانواده گرم و صمیمی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    Amir گفته:
    مدت عضویت: 2912 روز

    سلام به همگی🌷🌷🌷

    راستش من این مسابقه یادمه اما یادم نیس اونموقع براش کامنت گذاشتم یا نه. ولی الان دوست دارم جواب بدم دوباره به این سوال چرا که جواب دادن به این سوالاته خوب بیشتر از اینکه به دیگران کمک کنه بخودم کمک میکنه تا مفهوم درونی این قوانین بهتر و بیشتر جا بیفته برام.

    بنظر من دلیل موفقیت استاد عباسمنش و نتایج متفاوت قابل توجهی که تو این زمینه گرفتن رو میشه به چند عامل اساسی ربط داد، که من فکر میکنم مهمترین و پایه ای ترنیشون تقویت و تمرین نگاه توحیدی بوده و این نگاه توحیدی هر قدر که قویتر شده در این آدم اولا وابستگیش به عوامل بیرونی مثل تبلیغات کمتر و کمتر شده و به صفر رسیده دوما نتایجش بزرگتر شده و باید این واقعیت رو در ذهن لحاظ کرد که نگاه توحیدی یه چیز محدود یا ثابت نیست که آدم بره یجایی بهش دست پیدا کنه و بعد همه چی حل بشه نه، باور و نگاه توحیدی یه اقیانوس بی انتهاست که به میزانی که ما باورش میکنیم و ظرف وجودیمونو براش بزرگتر میکنیم بما خدمت و کمک میکنه.

    شاید بگین خب باور توحیدی چه ربطی داره به موفق شدن آدما؟ و این بیشتر یه نگاه کلی و مذهبیه و همه بنوعی دارنش دیگه چون اکثر آدما بخدا اعتقاد دارن و این میشه همون توحید…

    اما باید بگم که نههه. باور داشتن به خدا به معنی نگاه توحیدی نیست چرا که شما میتونید به یه خدای علیل و ذلیل که هیچ جا هیچ قدرتی برای کمک به شما نداره و حتی شاید عقده ای و سادیستیکم هست باور داشته باشین و همم میتونین به یک خدایی که قادر مطلقه، عاشق ماست، همیشه در حال هدایت ماست، عاشق موفقیت و ثروتمند شدن ماست و در هر لحظه تمام دنیا رو، تمام دولتها و قوانین جهانی رو اگر لازم باشه بسیج میکنه و تغییر میده تا خواسته های مارو بما بده و تمام قد این وجود قدر قدرت پشت ماست و از ما در هر کاری و کسب و کاری حمایت تام میکنه، باور داشته باشین.

    در هردو حالت شما به خدا باور دارین اما یکی شما رو به سمت بدبخت، فقر و ذلالت خواهد برد و دیگری براتون بهشت خواهد ساخت. پس نگاه توحیدی بنظر من بیشتر برمیگرده به تعریف خداوند و البته که اولین قدم پذیرش وجود همچین نیروئیه. و بعد از اینه که باید شروع کرد به قدرت دادن به باورهای درست و قوی در مورد این خدا و بنوعی دست خدا رو بازتر کرد برای کمک بما. چون به میزان باور ما دست خدا بازه برای کمک، هدایت و حمایت از ما.

    برای مثال شما یه کار اداری داری و اتفاقا با رئیس اون اداره از قبل مشکل داری یا چه میدونم تهدیدت کرده که عمرا نمیذاره کارت انجام بشه، شما چیکار میکنی؟ چه ریکشنی نشون میدی به این تهدید؟ بیخیال کارت میشی و میگی که بابا رئیس گفته نمیذارم و همه چی ام که دست اونه تو این اداره پس اصلا نباید نزدیک اون اداره بشم بعدم ناله و نفرین طرف که خدا ذلیلش کنه خدا فلان بلاها رو سر خودش و خونوادش بیاره که نمیذاره من کارم انجام شه. یا نه لبخند میزنی و با خودت میگی اون خدایی که من دارم مالک همه چیه و قدرت همه چی ام دست اونه، کار منم بنحو احسن انجام میشه و اگه حتی لازم باشه بدست همون رئیسه انجام میشه چرا که همه کس دست و همه چیز دست خداوندن حتی اون رئیس اخمو.

    حالا این مثال رو میشه به ابعاد کوچیکتر یا بزرگتر هم تعمیم داد، داستان یکیه.

    یه مثال از استاد بخام بزنم مهاجرت ایشون به آمریکاست، مگه دولت امریکا راهو برا ایرانیا نبسته بود؟ پس چرا استاد الان امریکاست؟ چون استاد قدرت رو در ذهنش به خدا داده و نه به دولت آمریکا که خیلیا تو دنیا این دولت رو خدای کره زمین میدونن و زندگیشون و بدبختی و خوشبختیشونو تو دست این دولت میدونن.

    عامل بعدی مهم و کلیدی عزت نفس و داشتن احساس لیاقته. ما هر چقدرم نگاه توحیدی داشته باشیم اما خودمونو لایق داشتن نعمتها ندونیم باز هم در واقع دست خدا رو میبندیم برای دادن نعمتها بهمون. چرا که فرکانسهاست که داره کار میکنه و عدم احساس لیاقت یعنی تولید این فرکانس که من اون نعمتو نمیخام، از من دورش کن خدایا. بخاطر همینه که من وقتی تونستم عشق خداوند بخودمو احساس کنم که خودم شروع کردم به دوست داشتن خودم و عاشق خودم شدن.

    و این ویژگی ای هست که میشه در زندگی استاد بوضوح دید که این آدم احساس لیاقت بالا و عشق خالصی نسبت بخودش داره و چون درونش از عشق پره با هرکسی مواجه میشه بهش از این عشق میبخشه و از این عشق بی پایان نثارش میکنه.

    چون آدما در برخوردهاشون باهم اون چیزی که درون خودشون دارن رو میریزن بیرون. یکی که پر از خشمه خشم میریزه بیرون و یکی که پر از عشق و محبته، عشق ئ محبت میریزه بیرون.

    دلیل بعدی تعهد بالا برای انجام این آگاهی ها در زندگی روزمره هست. برای مثال توجه تعمدی به زیبایی ها و تمرکز بر نکات مثبت، تمرین کنترل ذهن در شرایط به ظاهر ناجالب، ساختن باورهای قدرتمند کننده و منطقی کردنشون برای ذهن و غیره همه مثالهایی هستن از آگاهی هایی که استاد ازشون نه تنها دم میزنه بلکه قبل از دم زدن متعهدانه در زندگی بهشون عمل میکنه. چون فهیدن یه اصل یچیزه و تمرین کردن و پیاده کردنش در زندگی واقعی یچیز دیگه. بقول استاد باید شخصیته تغییر کنه نه حرفا و ادا اطوارها.

    حالا میشه در مورد تک تک این موارد کلی جزئی تر و ریزتر حرف زد و باز کرد مسئله رو که اینجا مجالش نیست.

    آخرین عامل که بنظر من تفاوت ایجاد کرده و میکنه طرز نگرش استاد به جهان و زندگیه. این نگاه که آزادی بالاترین اولویت برای ایشونه و مریم خانم عزیز خیلی مفصل در موردش نوشتن یا نچسبیدن و هویت نگرفتن از داشته هاشون و لذت بردن و گذشتن از هر تجربه و دارائی ای و مهمتر از همه «لذت بردن از زندگی» اصلیترین رسالته انسانه در ذهن استاد.

    در جواب سوال دوستمون که هر کسب و کاری یسری استانداردها داره که باید شخص انجامشون بده تا موفق بشه میتونم این جواب رو بدم که تامین پیش نیازهای اون کار رو میشه با داشتن باور توحیدی قدرتمندتر بعهده خدا گذاشت و فقط اون بخشی از کار که مربوط به لذت بردنه بعهده گرفت. مثل تبلیغات که میشه بخدا سپرد و خداوند با بینهایت ابزار قدرتمندی که داره برای شما تبلیغ کنه و مشتری هارو بسمتتون بیاره و شما از کاری که از انجامش لذت میبرید لذت ببرید که در این مثال برای استاد میشه تولید محصول و فایل و گذاشتنشون رو سایت و نشر این آگاهی ها.

    همیشه خوشحال باشید👋🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 112 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1724 روز

      چقدر جامع و کامل توضیح دادید،سپاسگزارم از شما

      باور توحیدی وتوحید عملی و بعد هدایت وبعد باورها و عذت نفس و تمرینات همگی در جای خود مهم هستند و اصل همان باور توحیدی که به هدایت و عمل منجر می‌شود اصل است

      سپاسگزار دوست هم فرکانسی ام هستم که دوباره ب من گوشزد کرد و کامل توضیح داد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: