سریال زندگی در بهشت | قسمت 101 - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

533 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مینا _ از اتاقم تافلوریدا گفته:
    مدت عضویت: 2584 روز

    به نام خداوند وهاب

    سلام به رهروان راه حقیقت

    ادامه ی سوال پاسخ استاد و مریم عزیزم بریم به امید الله که یک ساعت اگاهی در انتظارمونه چقد ثروت به شما ازادی مالی و زمانی و مکانی داده که میتونید اینجوری برای خرید برید یه شهر دیگه در یک ایالت دیگه و این ثروت شما همچین میوه ی خوشمزه ایم به مامیده که شاهد دو ساعت گفت و گوی شما دو عشق باشیم 😍،بحث زیبای هدایت استاد واقعا عالی بود چون من خیلی کم روش کار میکردم میگفتم هنوز به اون فایلی نرسیدم که استاد اموزشش بده تا من نشانه رو بشناسم و همیشه برام جالب بود شما چطور نشانه رو میشناسید مثلا در سفر به دور امریکا مریم گفت امروز از خدا یه نشانه خواستم و الان این اهو نشانه ی امروزم بود و الان من بااین فایل خیلی بهتر درک کردم که هدایت بحدی شخصیه که استاد بیشتر ازاین اموزشش نمیده و ما باید خودمون نشانه رو درک کنیم مثلا من توی کامنت های قبلیم نوشتم که شبی بین انجام یک کار و نکردنش از خدا هدایت خواستم و یک ان یک برگ جعفری دیدم و فوری قلبم گفت این نشانه ی انجام دادن اون کاره و حالا کسیکه نمیدونه کارمن چی بود برگ جعفری براش هیچ معنی ای نداره همونطور که من از اهو به عنوان نشانه ی مریم سر در نیاوردم چقد این اموزش عالی بود که بحث طلب هدایت رو بیشتر و بیشتر روش کارکنم چون از اول شروع سریال زندگی در بهشت هدفم یادگیریه هدایت بود گرچه درسهای بسیار زیادی یاد گرفتم ولی اولین باره بحث هدایت انقد زیبا و آسان بر من بازشدهthank God

    تبدیل احساس بد به احساس خوب یک هنریه که باید انجامش بدیم و در واقع برای من اساسش برمیگرده به توانایی کنترل ذهن اینکه به محض قرار گرفتن در شرایط عجز و ناراحتی فورا کنترل ذهن کنیم و به خودمون زمان بدیم گاهی حتی همون لحظه نباید اصلا به راه حل هم فکر کرد چون من این تجربه رو در این یک ماهی که دارم کنترل ذهن میکنم داشتم که از موضوعی خیلی ناراحت بودم و داشتم دنبال راه حل میگشتم اما کارم اشتباه بود و درس بسیار بزرگی ازش گرفتم که اگر موضوعی خارج از توان کنترل ذهنم بود و نتونستم مغزمو کنترل کنم به هیچ وجه دنبال راه چاره نگردم اون لحظه بلکه بیام با یه چیزی که بهم حس خوبی میده وقت بگذرونم و دیدم اون لحظه من اصلا نمیتونم سریال زندگی در بهشت ببینم چون این سریال به مغزم احتیاج داره تا تجزیه تحلیلش کنه تا قانونهاشو دربیاره و ازش اموزش بگیره پس بهتره به شیوه ی گذشته کار کنم اونم دیدن یک فیلم سینماییه کمدیه که اصلا گذرم به مغزم نیفته ،من سه سال قبل که وارد این راه شدم با دیدن فیلم شروع کردم دقیقا نوروز سه سال قبل گوشیمو پر کردم از فیلم اون موقع هیچ فایل و کتابی نداشتم و استاد رو اصلا نمیشناختم ولی میدیدم وقتهایی که فیلم میبینم مشکلاتم یادم نیست در نتیجه گاهی روزی سه چهارتا فیلم نگاه میکردم و به مروز زمان دیدم حالم داره بهتر میشه در نتیجه الانم برای وقتهایی که ذهنم بشدت درگیره یه فیلم که صرفا خنده و وقت گذرانی باشه بهتره چون واقعا اون لحظه با سریال همفرکانس نیستم و بعد از اینکه یه فاصله ی زمانی طی شد و تونستم از مشکل یک فاصله بگیرم و ارومتر شدم صددرهزار جواب مشکلم رو در همون فایل سریال زندگی در بهشتی که باز میکنم پیدا میکنم .این روشیه که با سطح اگاهی و درک الانم و توانایی عضله ی کنترل ذهنم میتونم انجام بدم شاید بعدها که در کنترل ذهن قوی بشم بتونم خیلی زودتر با فایلهای سایت همفرکانس بشم ولی الان میتونم این اتصال رو در تضادهای کوچک سریع برقرار کنم برای تضادهای بزرگ هنوز قوی نشدم ولی هیچ نگرانی ندارم حتما تکاملم رو طی میکنم thank God

    استاد من خیلی خودمو با کلامم سرزنش میکردم مثلا وقتی کار بدی میکردم به خودم کلمات بد میگفتم و بعدها که قانون رو یاد گرفتم اگه جایی به قانون عمل نمیکردم خودمو سرزنش میکردم که چدا این همه رو خودت کار میکنی ولی اینجا انقد بد رفتار کردی ولی الان وقتی نتونستم کنترل ذهن کنم و درگیر شدم وقتی خودمو سرزنش میکنم که چرا کنترل ذهن نکردم نسبت به سرزنش کردنم میتونم خودمو کنترل کنم تا جاییکه الان دیگه از این بابت مشکلی ندارم شکر خدا و با منحرف کردن ذهنم دیگه کار به سرزنش نمیکشه ، در مورد دیگرانم من لابلای همین فایلها وقتی دست از راضی کردن بقیه برداشتم وقتی تصمیم گرفتم به سبک شخصی خودم احترام بذارم واقعا حساسیتم نسبت به این موضوع کم شده و دقیقا هم اتفاقی افتاد که من باید بین خواسته م به سبک شخصی خودم و خواسته ی اطرافیان برای زندگی به سبک شخصی خودشون یکیو انتخاب میکردم اونها سبک خودشونو انتخاب کرده بودن و برای منم برنامه ریزی کرده بودند و منم برای اولین بار سبک خودمو انتخاب کردم و طبق برنامه ریزی اونها پیش نرفتم و گرچه خیلی ناراحت شدن ولی من کنترل ذهن کردم شدید رفتم کار خودمو کردم و خیلی لذت بردم و وقتیم برگشتم اصلا به واکنش منفیشون توجه نکردم و کنترل ذهن کردم و در نهایت قضیه تموم شد و من بسیار خوشحال بودم که نگران سرزنش اونها نبودم که چرا مطابق برنامه ی ما پیش نرفتی😊thank God

    استاد داستانهایی که از جسارتت تعریف میکنی دیوانه کننده ن خدای من استاد سمینار با کت شلوار با پیک موتوری درگیر بشه و بخواد بزنتش واقعا در دل و قلب من شور عجیبی بپا کرد که ترس رو باید کشت ترس عینه یک غده ی سرطانیه که اگه زمانیکه کوچکه علاجش نکرد بزرگ میشه و زندگیتو درگیر میکنه و چیزی که خیلی برام جالبه اینه من داستانی بسیار مشابه اینو از یک استاد موفقیت در ایران شنیدم که خیلیم پرطرفداره و کتاب ترجمه میکنه و از این حرفها ولی ایشون میگفت وقتی کار به دعوا رسید و دیدم این شخص داره خودشو رو من خالی میکنه من با تمام توان فرار کردم و بعد مدتی که برگشتم دیدم اون ادم با یکی دیگه دعوا کرده زدن هم رو شل و پل کردن ولی من تمیز و مرتب و سالم اونجا وایستاده بودم چون فرار کردم و الان میفهمم چرا من از جنس حرفهای اون بنده خدا خوشم نمی اومد و چرا شما انقد به دل میشینی بحث دعوا نیست برای من خانم پیش نمیاد یکی تو خیابون جلومو بگیره بگه بیا دعوا کنیم برفرض مثال ولی همه مون ترسهایی داریم که باید بریم تو دلش باید پاکش کنیم و همین که شما میرید تو اروپا برای اولین بار ماشین میگیرید که حتی فرمونشم با ما همسو نیست ولی خودتون رانندگی میکنید میوه های همون درختهاییه که کاشتید و حالا نتیجه شو میبیند و این سلاح جسور بودن رو شما اونقد تقویت کردید که شده اهرم رسیدن به ارزوهاتون به کنجکاوی های مقدستون و این واقعا قابله تحسینه

    الان که فکرشو میکنم میبینم من یکبار این کارو کردم ترس خیلی بزرگی داشتم ولی قبل از انجام ادامه ی راهم روی اون ترس پاگذاشتم چون میگفتم من نمیتونم این راه رو شروع کنم با این ترس که نکنه یه روزی اتفاق بیفته و همون اول روش پا گذاشتم و در نتیجه زمانیکه بنا به باور غلطم اون اتفاق افتاد من ترسی تو دلم نبود چون قبلا ترس رو کشته بودم و اون اتفاق بد رو با عمل به قوانین بحدی عالی رفع کردم که شکرخدا هیچوقت تکرار نشده و ان شالله نخواهد شد چون من الان بسیار زیباتر قوانین رو میفهمم thank God

    چقد عالی اون شاگردتون رو تحسین میکنید و من چقد عاشق این رفتار خانم شایسته م که همیشه شمارو همراهی میکنه و هیچوقت دلگیر نمیشه که شما بااین شدت دارید از زیبایی خوبی و مودب بودن یه دخترخانم تعریف می کنید این یکی از مواردیه که من از پارسال که سفر به دور امریکا شروع شد خیلی روش کار کردم و الان نسبت به گذشته خیلی بهترم و وقتی همسرم میگه فلان خانم زیباست یا خوبه یا فلانی چه عروس زیباییه منم همراهیش میکنم و اصلا واکنش منفی در رفتار و نه در ذهنم رخ نمیده و اصلا ناراحت نیستم که چرا همسرم فلانی رو انقد زیبا میبینه و میگه خوش بحال همسرش شده بااین زن زیبا چون واقعا نسبت به قیافه و ظاهرم به صلح رسیدم با خودم و زیبایی رو سلیقه ای میدونم اینکه همسرم منو زیبا ببینه یا نبینه تاثیری در وجود من نداره گرچه در گذشته برام یک معضل بزرگ بود ولی الان نه و این از برکت وجوده مریم جانه که روز به روز داره بیشتر به من درس با خود در صلح بودن و تعریف درستر از رابطه ی عاشقانه رو میده thank God

    چقد این باور زیباست که هر اتفاقی بیفته هر تضادی پیش بیاد داره به کنجکاوی من بیشتر کمک میکنه و دارم تکاملمو طی میکنم این تضادها محل تولد خواسته های جدیدمه ، چقد بااین دیدگاه ادم از مشکلاتش بزرگتر میشه و به قول خودتون توکلش بر الله بیشتر میشه توحیدی تر میشه ،واقعا استاد تجربه کردن همه چی ادمو به شدت بزرگتر میکنه و چقد این دید به من کمک کرد که خودمو با مکان و کارهایی که باید بکنم نسنجم و خودمو کمتر از بقیه ندونم اگه کاری کردم بلکه به همه چی به چشم تجربه نگاه کنم و دست بردارم از کلیشه ای بودن از قضاوت مردم که چطور فلانی همچین کاری میکنه و من شرمنده بشم بلکه به همه چی به چشم فرصت به چشم یادگیری به چشم تجربه ای در راه بزرگ تر شدنم نگاه کنم و اگه رها باشم حتی اگه اون تجربه سخت هم باشه و من نخوام دیگه تکرار بشه تکرار نمیشه و برعکس و این رو من از زندگی در بهشت و دیدن شدت علاقه ی شما به تجربه های جدید یاد گرفتم و دیوانه ی این اموزش شدم thank God

    یاخدا بااین داستانی که از کلاس دوم راهنمایی و بازدید از کارخونه های یه شهر دیگه تعریف کردید استاد مرزهای جسور بودن رو جابجا کردید انگاری اصلا تو خونتون بوده این قضیه من یکبارم جرات نکردم یه اردو برم تو دانشگاه بدون مجوز چه برسه به همچین کارهایی واقعا تحسینتون میکنم thank God

    Thank you mary and seyed for recording this file for us

    از اتاقم تا فلوریدا راهی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    Asal rafiee گفته:
    مدت عضویت: 2007 روز

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و دوستان همفرکانسی خودم

    رمز پیشرفت انیشتین و درسهایی که من از این فایل ارزشمند گرفتم

    در پی تغییر شرایط محل کارم و جابه جایی که برام سبب خیر بود این روزها حسابی دنبال رشد و حرکت کردن و تغییر زندگی خودم هستم و مثل همیشه خدای عزیزم منو هدایت کردند به این فایل ارزشمند واقعا استاد جان تمام حرفهاتون رو باید با طلا نوشت تمام حرفهاتون وحی منزل است و این جمله توی گوش من مدام زنگ میزنه زمانی که شما بخواهید و حرکت کنید جهان پاسخ میدهد و جهان پاسخ داد و این فایل شد چراغ راه من …..

    قانون اول کنجکاوی

    من ادم کنجکاو و مطالعه گری نیستم و هر چیزی که میشنوم رو قبول میکنم خودم دنبال پیدا کردن راه حل های جدید نیستم به دنبال کشف کردن مسائل جدیدی نیستم که الان باید تغییرش بدم دیروز یه جمله ایی شنیدم که میگفت شما دانشگاه نمیایید که یه سری درس حفظ کنید و نهایتا نمره قبولی بگیرید شما به دانشگاه میایید که ادامه رو ان مبحث جدید باشید طرحی جدید مطلبی جدید و کشفی جدید داشته باشید و این جمله با این مبحث کنجکاوی بسیار مرتبط و برای من کارگشا خواهد بود ……

    چطور میتونم کنجکاوی رو توی وجود خودم تقویت کنم ؟

    با سوال پرسیدن از خودم از خداوند و از دیگران

    با تمرکز کردن روی یک موضوع پراکنده کار نکنم

    یه فیلم خیلی جالبی در مورد تمرکز و قدرتی که این تمرکز کردن داره دیده بودم که حتی فردی با ضریب هوشی فوق العاده پایین ولی با استفاده از قانون تمرکز به چه جایگاه عالی میتونه برسه (فارست گامپ )

    مبحث بعدی در مورد تجربه کردن و اشتباه کردن

    توی کارم خیلی خودمو تحت فشار میگذارم که تو اگر اشتباه کنی زیر سوال میری ولی الان نسبت به خودم ملایم تر برخورد میکنم و از اشتباه کردن نمیترسم حتی بخاطر این ترس اشتباه کردن وارد مباحث جدیدی نمیشدم که متاسفانه این درسو با چک و لگد یاد گرفتم و الان خیلی بهتر از قبل عمل میکنم

    تخیل بالاتر از دانش است

    من هر انچه که دارم از تخیل بوده و خدا رو شاکرم که تخیل بسیار قوی دارم ولی کم ازش استفاده میکنم

    استاد جانم اگاهی ها رو با تاکید بر روی یادگیری قوانین جهان تمام کردند و من وقتی میخاستم کامنتم رو بنویسم با دیدن جمله اول صفحه واقعا لذت بردم

    قبل از ارسال دیدگاه قوانین را مطالعه کنید خیلی جالب بود برام و بهم باز هم تاکید کرد که

    قانون رو یاد بگیر و بازی رو عالی بازی کن

    این فایل مثل همه فایل ها عالی و ارزشمند بود از شما استاد عزیزم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    گندم گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    سلام و درود بر استاد عباس منش عزیز و مریم جان

    مریم جان من چند ماهی با سایت و خانواده صمیمی عباس منش آشنا هستم و این دومین کامنت من هستش. مریم عزیز خیلی دوست داشتم و خیلی کنجکاو بودم روی ماهتونو ببینم، چون هیچ تصویری از شما توی ذهنم نداشتم و خواسته من در این فایل محقق شد. البته در فایل پاسخ به سوالات هم چهره مهربان و خندان و زیبای شمارو دیده بودم اما تصویر دورتر بود.

    مقالات فوق العاده ی شمارو که در سایت قرار داده بودید، با دقت خوندم و یادداشت برداری کردم و بارها مرور کردم و بازهم مرور میکنم. و فقط خداوند بزرگم شاهد احساس عجیب و حال خوب من بعد از مرور مقالات شما و دیدن فایل های ناب شماست.

    توی این فایل اولین چیزی که توجه منو به خودش جلب کرد و تحسینش کردم، رابطه فوق العاده شماست. سرشار از عشق و احترام و البته شناخت فوق العاده دقیق و زیبایی که نسبت به همدیگه دارید. زیباترین ها برای شما ❤️

    دومین موردی که خیلی دوست داشتم و توجهم رو جلب کرده بود، مسیری بود که درش درحال رانندگی بودید. و آسمون صافی که پشت سر شما مشخص بود.

    توجه کردم که خواسته من فقط به اندازه ایمانم به خداوند و عمل کردنم به قوانین از من فاصله داره. من آرزوی مهاجرت دارم و حتی در خواب هم چندین بار به آمریکا مهاجرت کردم.

    سومین نکته که خیلی به من انرژی بخشید، جسارت استاد بود، من از این نظر خیلی شبیه به استاد بودم و یادمه در بچگی کارهای عجیب زیادی کردم، اما به این دلیل که دختر بودم و بخاطر یکسری استانداردهایی که پدر و مادرم برای زندگیشون تعیین کرده بودند، شدیدا این جسارت و کنجکاوی من رو سرکوب کردند و باورهای منفی خودشون رو در ذهن من فرو کردند.

    اما امروز تصمیمات دیگری گرفتم و دیگه اجازه نمیدم زندگی من از هیچ فرد و عامل بیرونی تاثیر بگیره.

    صحبت های نابتون، حالمو خوب میکنه.

    سلامت، پرانرژی، شاداب، ثروتمند، قدرتمند و در حال رشد باشید و باشیم

    دوستتون دارم💖💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مهناز امینی گفته:
    مدت عضویت: 2154 روز

    سلام خدا جونم

    سلام دوستای گلم

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم خانم

    بینهایت خدا را سپاسگزارم که امروز این آگاهی ها رو قسمت و نصیب من کرد

    خدا رو بینهایت سپاسگزارم که در این لحظه عضوی از این سایت الهی و لایق شنیدن پیغام سروش هستم

    خدا را بینهایت سپاسگزارم که در این دانشگاه مقدس هم درس میخونم وهم تجربه کسب میکنم

    خدا رابینهایت سپاسگزارم که هرجمله ای که میشنوم داناتر وباشعورتر وبا تجربه تر میشوم

    خدارا بینهایت شکر که هر چه بیشتر این آگاهی ها را تجربه میکنم جرات وجسارت اشتباه کردن میابم

    وهر چه بیشتر جرات وجسارت می یابم کمتر اشتباه میکنم

    خدایا شکرت که برای حل مسایل بیرونی فقط وفقط یک ابزار احتیاج دارم وآن هم کار کردن روی باورم وبالا بردن مدارم وکنترل احساس وفرکانسهایم هست

    ابزاری که خداوندم عادلانه وسخاوتمندانه در اختیارم نهاده تا از خود انیشتین وعباس منش بسازم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    وحيد عباس گودرزي گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    درود و سلام

    عرض ادب فراوان

    ارادت قلبی ❣️ من را بپذیرید

    استاد ؛ من در جمله آخر شما جای دارم ، که فرمودید ، که آدم‌ها کارهای موفق خود را چه آگاهانه و چه نااگاهانه در مسیر انجام می‌دهند ، جالب این که من بدون شناخت از قوانین در مسیر کسب و‌کار و زندگیم بودم ……

    و الان که در دی ماه ۱۴۰۰ هستیم ، دقیقا یک ماه هست که با استاد عباسمنش آشنا شدم و از ماه مرداد با قانون کائنات به طور مختصر آشنا شدم ، و هر روز که بیشتر پیش میرم ، بیشتر به قوانین آشنا شدم که چقدر ساده از کنار شون گذشتم و چقدر زیاد اکثر آنان در زندگیم اجرا شدند ‌به نتیجه رسیدم ولی نمیدونستم که همان قانون فرکانس و فکر و تمرکز و کنجکاوی و پشتکار هستش ، خیلی خیلی خیلی برام جالب و زیباست ، و بسیار بسیار خوشحالم که الان هم دیر نیست که متوجه قوانین بازی شدم ، و‌جالب تر اون که من از سایت شما کمک و الهام گرفتم ، که من رو راهنمایی کنه که از کجا شروع کنم ، و‌ من رو. آورد به (قوانین انشتین ) ضمیر ناخودآگاه من آشنا بود با این قوانین ولی نه به صورت قانون ‌، بلکه صورت تجربی و‌حسی که بهم الهام می‌شد ولی نمیدونستم از کجا و‌چجور ؟؟

    من مستاسل مونده بودم که از کجا شروع کنم ، یه تیکه از عزت نفس ، دوره ۱۲ قدم‌ ، ثروت ۱ و ۲ و ۳ ،وووو………. که بر اساس حسم و‌نگاهم و قلبم من رو به ۱۰ قانون انشتین راهنمایی کرد ، که بهم بگه ، که همه چی قانون داره و اگر درست و‌دقیق در مدار قرار بگیری و با شناخت قوانین قدم به قدم پیش بری ، متوجه میشی که همه چی به قول استاد عالی عالی و‌همانطور که خدا میخواد ، پیش میره ……

    من معجزه تمرکز و نوشتن خواسته ها و فرکانس رو در اذر ما تجربه کردم . اینقدر خوب و عالی پیش رفت که واقعا معجزه بود . خدایا شکرت ، و سپاسگزارم که من را در این نسیر قرار داد سر فرصت توضیح خواهم داد و اینکه چطور در مدار استاد قرار گرفتم نیز ..،،،،..

    به قول استاد ، وقتی با قلبت پیش میری و کاملا به خدا اعتماد میکنی ، خودش تورو هدایت میکنه و مسیر درست را بهت نشون میده .

    از صمیم قلبم خدا را شاکرم

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    خدای من این فایل بینظیره قبلا هم دیده بودم لایکش کردم بره جز مورد علاقه هام اما نمیدونم کامنت گذاشتم یا نه نشانه امروزم بود و واقعا نکات طلایی توش بود اندازه یه قسمت از یه محصول ارزش داشت چ مادی چ معنوی واقعا نمیدونم چی باید بگم ….

    استاد بینظیر من ایمان و تو چشماتون میتونم ببینم نمیدونم اون زمان ک اون دعوا رو تک نفره انجام دادین نگاه توحیدی داشتین یا نه اما همین حس زیر بار نرفتن و نترسیدن ناخوداگاه انجام دادین و خداوند ب مسیرهای بهتر هدایتتون کرده و قدرت و اعتماد ب خودتون بیشتر شده من قبلا یادمه جسورتر بودم برای همین ناخواسته حستون و درک کردم نمیدونم دقیقا از چ زمانی ترس هام بیشتر شد اما یهو یادم اومد ندا یادته چقدر کارهایی انجام دادی ک شاید یک درصد دخترهای همسن و سالت انجام ندادن و الان اگه بخوای خودت مرور کنی هم جسارتت و دو چندان میکنه و باورت نمیشه شاید اون تو بودی ک اون کارها رو انجام دادی چ برسه ب اینکه بخوای برای یک نفر تعریفش کنی پس اگه تو تونستی ی دوره ای اون کارها رو انجام بدی الان براحتی و با تجربه تر از پسش برمیای اون موقع با ترس بیگانه بودی یعنی چون تو ذهنت ترس نبوده پس هیچ خطری به اصطلاح تهدیدت نمیکرده اینجا قانون تمرکز رو نکات مثبت و توجه به هرچیزی و بیادت بیار چون تمرکزت رو ترس نبوده و بهش فکر نمیکردی اتفاق هم نمیفتاده قانون👉👉

    اون زمان جای ترس و بدون اینکه بفهمی دادی ب ایمان نگاه توحیدی اعتماد به نیروی درونت 👉👉

    اون قسمت ک ب مریم جون گفتین شما کمال گرایی و خودت خودت و سرزنش نمیکنی اما ازینکه دیگران سرزنش کنن اذیت میشی انگار با من بودین میخکوب شدم اصلا کلی باید روی شناخت خودم کار میکردم ک این موضوع رو متوجه بشم اما خدای مهربون من از زبان نشانه ها با من صحبت کرد و بهم کمک کرد ببین الان ک داری رو عزت نفس کار میکنی از لابلای یه فایل دیگه هم بهم یادآور شد ک دیگران در تاثیرگذاری زندگی تو هیچ نقشی ندارن اونا فقط میتونن نظرشون و اعلام کنن و نظر اونا نباید توی خصوصی ترین لحظات زندگی تو تاثیرگزار باشه

    با احارام ب اونا نظرشون کوچیکترین تاثیری برای من نداره 😇☺ عااالی بهترین استاااد دنیایی مریم جونم مرسی بابت اشتراک این لحظات ناب با ما

    نگاه عاشقانه و تحسین وارتون ب استاد هم از دیدها پنهان نیست مرسی که عشق و تحسین هم داری یادمون میدی 😍 دوستتون دارم❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1202 روز

      به نام الله یکتا

      اگر این تحسین شدن توسط دیگران و این به به و چه چه از دیگران و یا نقد و انتقاد دیگران از ما رو بتونیم در ذهنمون کم رنگ کنیم به همون اندازه آرامش رو در زندگی خودمون پر رنگ میکنیم…

      تموم زندگیمون شدن مردم،حالا این مردم میتونه خانوادمون باشه و یا همسایمون و یا همکارمون و یا بقیه…

      در هر کاری ماسک میزنیم و میخوایم وانمود کنیم که خیلی خوبیم،خیلی وقتها بابت بیماری کمال‌گرایی مجبور شدیم کارهایی رو انجام بدیم که واقعا طاقت فرسا بوده و کمر شکن و چقدر خودمون رو توی زحمت انداختیم که در نهایت یه تشکر خشک و ساده هم ازمون نشده،چرا؟؟؟!!!؟؟

      چون وقتی تو برای خودت و وقتت ارزش قائل نیستی جهان به تو ثابت میکنه که با ارزش نیستی و آدمهایی رو و یا صفاتی رو از آدمها میبینی که تائید می‌کنند این نوع از احساس رو در تو…

      اما کسی که برای خودش و کارش و زحمتی که میکشه ارزش قائل هست و بیماری کمال‌گرایی رو کنار میذاره از بهبودهای کوچک زندگیش لذت میبره و احساس خوبی از خودش داره و جهان آدمها و شرایطی رو وارد زندگیش میکنه که احساس بهتری رو تجربه کنه….

      ترس از سرزنش شدن توسط دیگران به مراتب بدتر از سرزنش خود آدم به خودشه و چقدر خوبه که توحیدی عمل کنیم و سعی کنیم با خودمون در صلح باشیم

      اینا رو به خودم میگم تا به یاد خودم بندازم که حرف مردم باد هواست و تمرکزم روی خودم و بهبودهام باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    ایلیا میم رام الله گفته:
    مدت عضویت: 1797 روز

    🔹نسبیت عمومی🔹

    اکنون عصر #دانش است، پس بنابراین اجازه بدهید که در زبان دانش صحبت کنیم . نظریه #نسبیت_عمومی انیشتن ثابت می‌کند که #انرژی و #ماده، که پیش‌تر به عنوان جدای از یکدیگر تصور می‌شدند، در واقع یکی و یکسانند . انرژی ماده است، و ماده انرژی است. انرژی و ماده یکی هستند.

    واقعیت مسلم آنکه انرژی و ماده برابر هستند معنایش آن است هیچ چیز واقعاً آفریده یا نابود نمی‌شود. این آن چیزی است که #بودا درباره آن صحبت می‌کرد وقتی که او از هر دو ، هم از آفرینش و هم از نابودی صرف نظر کرد .

    او مثل آب و یخ است . آبی که به یخ #تبدیل می‌شود و برعکس آن، معنایش آن نیست که هردوی آن‌ها دچار نابودی می‌شوند . او فقط تغییری در شکل هیدروژن و اکسیژن است ، که خود آن‌ها هرگز #تغییر نمی‌کنند، درست مثل انرژی و ماده .

    اگر ماده را به “شکل” مقایسه کنیم و انرژی را به “بی‌شکل”، سوترای قلب همان چیز را به عنوان قانون نسبیت عمومی می‌گوید.

    شکل ، بی‌شکل است و بی‌شکل ، شکل است .

    نه‌ تنها در واژه‌ها ، بلکه در عالم فلسفه ، بلکه در #حقیقت، در #طبیعت، با روش‌های قابل اندازه‌گیری #علمی .

    این آن طریق میانه است! “

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    ب نام الله مهربان وهدایتگر ب سمت زیبایی شادی سلامتی و ثروت

    سلام ب استاد عزیز دوست داشتنی

    چقد این محیط زیباس چقد برگهای درختان زیباس

    انیشتن بزرگه و واقعن هم مشهور ترین ادم

    نکات مهمی که تونستم بفهم و نوشتم

    =همواره کنجکاو بمانید // ب همه چیز دقت کنیم و در مورد همه چیز سوال کنیم کنجاو بودن باعث پیشرفت ادم میشه و زندگی قشنگ تر میشه

    =بیشتر روی ی مسئله فکر کنید //توجه ب حل مسئله و حل یک موضوع و حرکت کردن و پیش رفتن برای هر مسیری که انتخاب کردیم

    =تمرکز روی نیروی حال برای یک هدف// وقتی نیروهامونو برای ی موضوع میزاریم قطعن اون موضوعرو حل میکنیم تمام ذکر فکرمون برای همون موضوع بزاریم تمرکز باعث قدرت میشه

    =تخیل مهم تر از دانش است//تخیل مهم ترین چیز برای کشف حقایق است تخیل بزاریم برای رسیدن ب ارزوهامون و با این کار قطعن ب این کار بسیار راحت میرسیم قدرت تخیل و تجسم عالی و لحظه رسیدن ب هدفمونو تخیل کنیم که رسیدیم ب اون هدف نقطه ی که رسیدیم تجسم کنیم نه مسیر اون راهو

    =باید از اشتباه کردن نترسید// واشتباه کردنم جزوی از تکامل جهانه و همه چیز با اشتباه کردن ب دست میاد و وقتی اشتباه میکنیم تجربه بدست میاریم و اشتباه کردن باعث میشه راه درست انتخاب کنیم

    =نگران اینده نباشیم و روزمونو خوب زندگی کنیم//نگران اینده بودن کمکمون نمیکنه و ما میتونیم با تجسم زیبا اینده زیبا رو بسازیم با هر سختی اسانی و نگران نباشیم حتی اگه مشکلی هم پیش بیاد جوابش باهاش میاد و اگه تمرکز داشته باشیم تمام جواب ها داده میشه نکته مهم وقتی در ارامش باشیم تمام راه حل ها بهمون گفته میشه راه حل همیشه در مشکل هست و ارامش داشته باشیم خدا بهمون میگه مسئله مشکل برای این میاد که ما حرکت کنیم

    =سعی نکنید موفق باشید سعی کنید با ارزش باشید // اگه با ارزش باشید موفقعیت خودش میاد استعداد هارو پیدا کنیم خودمونو رو با ارزش کنیم و موفقعیت خودش میاد هر چقد ارزشمند بشیم ثروتمند خودش میاداگه میخام موفق بشیم باید افکارت رفتارت باورها تغییرکنه تا نتایجت تغییر کنه واین کار نیاز با خواستن داره و حرکت کردن

    =دانش از تجربه میاد و تجربه از همه چیز مهم است// و با حرکت کردن میشه تجربه بدست اورد افراد موفق افرادین که تجربه کردن و حرکت کردن برزای اینکه پیشرفت با حرکت کرد و تجربه بدست اورد با ایمان و با مطالعه

    =برای برنده شدن اول قوانین بازی یاد بگیر//خداروشکر برای این قانون بدون تغییر خداوند ما در هر لحظه داریم افکار ب جهان میفرستیم و اون افکار شرایط مارو بوجود میاره فرکانس ها هستن که زندگی مارو میچینن شباهت های افراد موفق بگردیم پیدا کنیم و با اون قانون میشه پیشرفت کنیم

    خداروشکر برای بودن شما و این سایت زیبا

    خداروشکر برای این همه اتفاغات هم زمانی که ب عالی ترین شکل برای هم ساخته

    سپاسگذارم از شما و مریم عزیز برای این فایل زیبا

    آرزوی شادی سلامتی ثروت حال خوب وهدایت الله دارم براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مهربان آذین گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند ثروتمندان

    سلام استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی

    و تمام دوستانی که برای تغییر باور هاشون اقدام کردن

    نمی دونم از کجا شروع کنم و از کدوم یکی از تغییر ها و نتایج ریز و درشتم بگم ولی همه چی از اونجایی شروع شد که من

    فایل صوتی فقط الله رو باور داشته باش رو شنیدم من این فایل رو 5 سال پیش شنیدم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ولی استاد رو نمیشناختم و حتی اسمشون رو هم نمیدونستم

    من اون فایل رو طی 1 سال بالای 100 بار شنیدم شایدم خیلی خیلی بیشتر

    و بعد اینکه کتاب های شکرگزاری رو خوندم و در کانال ها و ایستاگرام به دنبال استاد عزیز میگشتم در واقع اون موقع اسمشون رو هم نمیدونستم

    بلاخره پیداشون کردم و شروع کردم به تغییر فقط میتونم بگم حالم خیلی خوبه هر چیزی که از دلم و ذهنم گذر میکنه اعتقاد و اعتماد راسخ دارم که پیامی از طرف خداوند مهربان و رهنما ست

    از استاد عزیزم واقعا ممنونم و دوست دارم ایشون رو در اغوش بگیرم و بگم واقعا ازتون سپاس گزارم که این مسیر رو برای ما که به دنبال صراط مستقیم هستیم هدایت میکنین

    از خداوند بی نیاز و هستی بخش خواستارم عشق ثروت و شادی در زندگیتون همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر و انشاالله از نتایج بیشترم براتون میگم

    هر روز در این سایت و در تمام جهان من پر از کد ها و الهاماتی شده که فقط و فقط هدایت و خوبیست و من رو به سمت عالی شدن هدایت میکنه

    بازم از شما سپاسگزارم و از خداوند براتون بهترین هارو میخوام

    خداوند فرمود من تمام جهان را برای انسان خلق کردم و انسان رو برای خودم

    عاشقتم خدایا

    ازت سپاسگزارم بابت چنین انسان های لایقی که افریدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    هدیه سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 1577 روز

    به نام خدا

    سلام سلام

    وای خدای من چقدر این قسمت فوق العاده بود اصلا نفهمیدم کی یک ساعت تموم شد

    چقدر تحسین میکنم شمارو وای خدای من خیلی خوبه آزاد و شجاع هرجا که دلتون میخواد میرید هر کاری که بهتون الهام میشه انجام میدید بدون هیچ ترسی محدودیتی شما به معنای واقعی دارید زندگی میکنید

    خیلی دوست دارم اینجوری باشم یادمه بچگی هام کار هایی میکردم که برای بقیع دوستام تعجب آور بود شجاع بودم بعد کم کم ترس ها اومدن دلیل ها و منطق ها و میگفتن این راهشه و ترسیدم هر وقت ریشه یابی میکنم گریم میگیره در بحث اعتماد به نفس در مورد ترس ولی من دیگه ایراد های شخصیتی در خودم رو تقصیر جامعه خانواده نمیندازم و این حس بد مورد ظلم واقع شدن رو ادامه نمیدم من با قانون جهان آشنا شدم و خدا هدایتم کرد که بهم بگه از هیچی نترس نگران نباش تردید نداشته باش و خدارو هزاران بار سپاس میگم که با شما آشنا شدم الگو میگیرم

    من امروز در برگ پنجم سفرنامه ام در مورد ترس نوشتم که چقدر میترسم و امروز این نشانه ی من شد چی از این واضح تر که خدا اینقدر عالی هدایت میکنه

    هزاران بار گوش میکنم تکرار میکنم

    خدایا شکرت خدایا شکرت احساس فوق العاده از اطمینان دارم که شما چطور نترسیدید و به دست آوردید آنچه که میخواهید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: