اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام نامی دوست که هرچه دارم از اوست سلام به استاد و مریم جان عزیز و تمام دوستانم در این جا
دیروز به صورت رندوم داشتم فایلها رو گوش میکردم که رسیدم به این فایل به ذهنم رسید چقدر خوب میشد کامنت های این قسمت رو میخواندم. یادم رفت تا این که امروز هدایت شدم به داستان آشنایی شهزاد عزیز و بعد کامنتش در این قسمت به یاد من آورد که همچین درخواستی داشتم و در این لحظات به این سمت هدایت شدم. خدارو صد هزار مرتبه شکر همین خواسته باعث گذاشتن این رد پا و یادآوری شد.
خیلی این ماشین دوکابین ها رو دوست دارم گل سرسبدش ماشین هیولای شماست استاد. الان جوری شده از هر خیابان و کوچه که میگذرم سر راهم کم کم یکی میبینم و کلی ذوق میکنم درست در زمانی رسیدم که این ماشین ها اینجا بودن جالبه برام بعدشم اطرافم پروانه های خوشگل و زیبا میبینم در چرخش هستند پروانه هایی که از دیدشون سیرنمیشم و نشونه ای از طرف خدا می دونم تو این یک ماه به جرعت میتوانم بگم روزی نبوده که این دوتا نشونه رو نبینم خدایا شکرت.
هم زمانی دیگه قبلا همیشه زود میرفتم که از مترو جانمونم اما چند وقت قبل خواب میگفتم خداجونم خودت فردا من رو به مقصد برسون کاری کن به موقع برسم فرداش که می رفتم مترو دقیقا هم زمان با ورود من میرسید. اگر در درحال بسته شدن بود آدم ها دستشون جلو نگه میداشتن و از بسته شدنش جلو گیری میکردند و من با خیال راحت سوار مترو میشدم.
تو فصل امتحان ها یک دفعه دیر حرکت کردم از مترو تا دانشگاه پیاده نیم ساعت راه بود و تاکسی هم نبود و دقیقا نیم ساعت تا شروع امتحان مونده بود تا این که خداجونم هدایتم کرد از یک پراید مشکی که گوشه خیابون پارک کرده بود بپرسم من رو میرسونه؟ اولش بنده خدا گفت نه اصلا کارش این نیست. تشکر کردم اومدم جلوتر پنج دقیقه نشد همون ماشین اومد جلو تر سوارم کرد و دقیقا جلوی در دانشگاه پیاده ام کرد بدون دریافت هیچ کرایهای و من یک ربع زودتر رسیدم اگر تاکسی میخواستم بگیرم باید یه مسافتی رو تو ظهر گرما پیاده میرفتم به لطف الله این طور نشد. مشابه این اتفاق یک هفته پیش برام افتاد کلا به لطف خدا همیشه این جور آدم ها زیاد سرراهم قرار میگیرند و کارم رو راه میندازند انگار فقط اومدن کار من رو درست کنند و برند. خداجونم متشکرم.
یک هم زمانی دیگه تو امتحان هام زیاد رخ داد اما یکیش که از همه بیشتر بولد بود. برای یکی از امتحان هام باید 15 نمایشنامه رو میخواندم که در طول ترم گفته شده بود و من 8 تاش رو خوانده بودم و چندتا هم اصلا پیدا نکرده بودم که بخواهم بخوانم حالا این وسط از طریق بچه ها نمایشنامه دشمن مردم به دستم رسیده بود به طرز عجیبی من کامل و باحوصله این نمایشنامه و تحلیل هایی که در کلاس شده بود خواندم و مابقی نمایشنامه رو به این شکل نرسیدم بخوانم نتیجه سوالات امتحان از این نمایشنامه و مطالبی که من خوانده بودم بود همون دقیقه گفتم ببین خدا چقدر قشنگ هدایتم کرد به سمت مسیر درست و راحت خداجونم شکرت.
دبیرستان که بودم فکر میکردم باید به شدت و باسختی درس خواند برای این که نمره های عالی بگیری ولی هیچ وقت با تلاش های فراوان نتیجه دلخواهم به دست نیاوردم و سر استرس و بی دقتی نمره هام کمتر از اون چه که می خواستم میشد. اما الان میبینم این طور نیست این هم از فایل های شما که از خاطراتتون و نحوه قبولی در دانشگاه گفتید متوجه شدم ( با این که بعد یک وقفه چندساله اونم رشتهای که هیچ ربطی به رشته قبلی خودم نداره( تجربی) دارم تو دانشگاه درس میخوانم ( ادبیات نمایشی).)
یک مثال دیگه درس جامعه شناسی که بچه ها به شدت ازش واهمه داشتن و درس سختی میدونستن
از استاد کمک میخواستن برای همین دوتا انتخاب داشتیم یا سوال ها رو جواب بدیم بدون انتظار هیچ ارفاقی از استاد و مثال هایی جدای از مثال های کتاب بزنیم یا این که دوتا نمایشنامه برای اجرای پنج دقیقه ای همون سرجلسه امتحان بر اساس موضوعات داده شده مثل پادفرهنگ و موضوعاتی این چنینی که تدریس شده بنویسیم اولش تصمیم داشتم بیخیال سوالها بشم و نمایشنامه ای با موضوعات داده شد رو بنویسم کلی هم روی این ایده کارکردم باخودم گفتم یک چالش جالبه صبح که بیدارشدم یکی دوساعت مونده بود حاضر بشم برم امتحان بدهم انگار خدا بهم گفت حالا بشین یک نگاه به کتاب و جزوه ای که استاد داده بنداز اگر سر جلسه امتحان دیدی سوال ها آسون هست اون رو بده. کلاً یک ساعت خواندم. خلاصه من با همون یک ساعت صبح خواندن جزوه معدود افرادی شدم که جامعه شناسی رو خیلی راحت بیست گرفتم. این درحالی بود که من چهار جلسه در کلاس ها نتوانستم شرکت کنم و اصلا تا اون موقع فرصت نکرده بودم به کتاب نگاه کنم.
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای تک تک این هدایت هاش برای حال خوب الانم. در پناه الله یکتا آسان باشید برای آسانی ها. یاحق
سلام به استاد ارجمندم ومریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام
خداراسپاسگزارم بخاطر این لحظه سپاسگزارم که به من فرصت نوشتن داد
هدایتهای خداوند همیشه بوده وهمیشه هست به شرط اینکه ما هوشیار باشیم اگر در مسیر درست باشیم هدایتها مارا به نعمت بیشتر ،سلامتی وخوشبختی می رساند واگر مسیر نادرست با باورهای مخرب باشیم ما را به مرز نابودی میکشاند
برام جالب بود وقتی کامنت قبلی که برروی این فایل گذاشتم خواندم دیدم ایندفعه هم روز قبل از اینکه این فایل به عنوان روز شمار روی سایت قرار بگیره من همچین تجربه ای را داشتم
روز قبلش صاحبخانه مجلس روضه خوانی داشت وبه من گفت حتما بیا منم اصلا تمایلی به رفتن نداشتم گفتم نه ولی ایشون اصرار کرد بعداز ظهر متوجه شدم پسرش از همسرم سوال کرد خاله فهیمه نمیاد روضه همسرم هم گفت نه ومن خداروشکر کردم که تا حدودی همسرم به افکار وعقایدم آشناست واحترام میگذاره ونشستم وسریال زندگی در بهشت قسمت 9 گوش دادم وکامنت نوشتم تا کلا تمرکزم از آن فضا بیاد بیرون
یه همزمانی زیبایی هم برام داشت من دیروز بشدت دستم درد میکرد وکلا بهم ریخته بودم گفتم خدایا خسته شدم ولی از کرم ولطفت نا امید نیستم گفتم خودت گفتی از من بخواه کمکت میکنم یعنی میخوای جوابم را ندی ،من که به هرخیری از جانب تو فقیر ومحتاجم ،من که به تو هیچ هیچم بعد خوابم برد وقتی بیدار شدم گفتگوی خودم با خدا یادم آمد گفتم من نمیدونم تو میدونی گفت مگه دکتر فیزیوتراپی بهت نگفت درد نشانه خوبی است ویعنی بهبودی بیشتر من حواسم هست تو فراموش کردی همان جا خداروشکر کردم به خاطر این الهام وهدایتش که آنقدر احساسم عالی شد که حد نداشت وتمام موارد ستاره قطبی دیروزم معجزه وار تیک خورد
استاد این هدایت خداست که به من میگه فردا ناهار چی درست کنم ومیگم من نمیتونم که میگه من هستم
در کنار این هدایتها تقسیم کار با خداوند معجزه میکنه تمام کارها را او انجام میده تو فقط نظاره گری
خدا را سپاسگزارم که به لطف خودش وآموزه های شما استاد عزیزمکنترل ذهنم در بسیاری از موارد وحتی ناجالب ترین شرایط خیلی خیلی عالی شده
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
چقدر ماندن در این مسیر دید ما نسبت به زندگی اتفاقات را تغییر میدهد
در مورد نرفتن به مجلس روضه نوشتید منم دیگه مثل گذشته به این مجالس نمیروم سالهای گذشته ماه محرم وصفر چقدر وقتم را دراین مجالس میگذراندم
فکر میکردم هر چه غمگین تر باشم هر چه بیشتر گریه کنم ارج وقربم بالاتر میره و زودتر حاجت میگیرم
خودتان میدانید شهر یزد یه شهر مذهبی هست ومرتب مجلس عزاداری برگزار میشه تا دوسال پیش دهه اول محرم جای من حسینیه محله وشرکت در انواع مجالس بود ولی از وقتی با قانون آشنا شدم خدارا شکر هدایت شدم ومسیرم را تغییر دادم چقدر این مسیر الهی وآرامش بخشه خدارا سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم
خواهر خوبم برای درد دستتان به نظرم ورزش یوگا انجام بدهید من خودم چون کارم در آزمایشگاه هست درد دست بودم که با رفتن به کلاس یوگا خیلی بهتر شدم
خواهر خوبم برایت در این مسیر موفقیت بیشتر آرزومندم امیدوارم در کنار همسرت زندگی شاد وسالمی داشته باشی در پناه حق باشید
درسته منیژه جان ،اینکه در گذشته ما فکر میکردیم هر چه غمگین تر باشیم وبیشتر گریه کنیم وبه اصطلاح که خیلی ها این باور مخرب را دارند که هرچه در این دنیا زجر بکشید در آن دنیا خوشحال تریم اینا باورهای مخربی بود که از بچه گی تو ذهن ما فرو کردند خداروشکر که از اول ذهنم نسبت به این مسائل بشدت مقاومت داشت وقتی به لطف خدا به این مسیر زیبا هدایت شدم میتونم بگم یجورایی خیالم راحت شدومتوجه شدم برا رسیدن به خواسته هام نیاز به گریه زاری نیست وخداوند مرا هدایت میکند
دوست نازنینم ،شگفتا که چه قلب مهربان وروح بزرگی دارید عزیزم ممنون از محبت شما وراهنمایی که فرمودید
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
راستش منم اولش گول خوردم گفتم wow چه برفی اومده ولی بعدش که استاد گفتند برف نیست گفتم خدای من این سرزمین چقدر شگفتی داره که ما داریم میبینیم و یه عالمه شگفتی دیگه هست که هنوز ندیدیم و این یه انگیزه هست تا نشونه هارو دنبال کنیم و به مسیر های زیبا و جاهای توحیدی هدایت بشیم
واقعا بی نظیر بود ….
به این فکر میکردم که خارج از این خونه گرم و نرمی که اعضای خانواده هم فرکانسی عباسمنش داریم.. چقدر مردم دارن روی بیرون از خود حساب میکنند در صورتی که مننن هستم که همه امور رو رقم میزنم …
شاید بعضی اوقات غرق بشیم در هیاهو و یادمون بره که بابا این فقط بازیه هاااااا
ما اومدیم که فقط عشق و صفا کنیمممم
چرا دسته رو میدی دست مغزی که بلد نیست بازیئ و از آخر ۶ تا بخوری از دنیا تا حساب کار دستت بیاد .. خب از همون اول با اهلش یازی کن با خرد لاینتناهیههه با احساس خوبهه … اون تورو میشناسه اون وقتی تو مغزت شکل نگرفته بود ..میدوسنت همه چیزو…..
یادمون میره لذت ببریم….
استاد جون این پدیده همزمانی اصلا حجت رو بر من تموم کرده کههه آقا تو فقط لب تر بکننن جوری جهان رو مسخر تو میکنم که مات و مبهوت بشی ؛ چطوری این پازلای روزگار جای درستش قرار میگیره..
واقعا دارم یاد میگیرم و هی روی باورهام کار میکنم که محمد حسین تویی که گام به گام مسیرو مشخص میکنی اگر چیزی بدست اوردی بما کسب ایدیهم هست .. اگر طیق خواسته تو پیش نرفت بخدا الخیر فی ما الوقع هست پس نگران نباش به قول استاد نجنگ که سیستم سرش درد میکنه جنگ هارو بزاره تو مسیرت ولی اگه آزاد بود و سپاس گزارانه لذت برد از زیبایی ها یکی یکی خواسته ها تیک میخوره و عاملی برای خواسته های درخشان دیگس…
پس بیایم صاف بایستیم و سرو بالا بگیریم و حال کنیم که خداوند پشت ماست…
بندگی خیلی حس خوبیه اونم خدایی که به قول استاد تورو روی دوشش میگیره و به جاهایی که دوس داری میبرتت و نشونه شو در اختیارت میزاره فقط ما باید دستمونو بزاریم تو دستای خدا باید لبخند بزنیم باید عشق کنیم که داریم هدایت میشیم و اینا همش پاداش ایمان آورندهاست..
الهی سپاس گزارم برای این فایل هدایتی بی نظیر که هرچی بنویسم کمه در توصیفش
من که از وقتی با این آگاهی های ارزشمند آشنا شدم دوباره متولد شدم و امروز دقیقا تولد یکسالگیم هستش همین الان فهمیدمممم :))) بال در اوردم…
خدارو شکر اول هفته واول صبحم رو با این فایل الهی وپر از هدایت رب العالمین شروع کردم.
چقدر لذتبخشه که آدم زندگیش با هدایت باشه عقلش رو بزار کنار وبرای هر کاری از خدا هدایت بخواهد مثل وقتی که می ریم وکاری رو از متخصصش می پرسیم ماشینمون رو پیش مکانیک خودمون پیش دکتر خونمون رو به بنا وحالا زندگیمون رو به خدا می سپاریم وچه کسی متخصص تر از خدایی که جهان رو خلق کرده خدایی که زیر وبم ما وجهان رو می دونه وقتی ازش هدایت بخواهیم و پیرو نشانه ها باشیم مطمئنا بهترین اتفاق می یفته وخیر در آنچه عمل می کنیم هست.
استاد تحسینتون می کنم وچقدر ارزو می کنم نزدیک بشم به شما که زندگیتون سراسر خداست اصلا دارید با خدا زندگی می کنید با هم خدا می گه شما عمل می کنید وهیچ چیزی رو از خودتون نمی دونید وهمه چیز امتیازش به خدا برمی گرده.
واین سفر که دیگه هیچ همش با هدایت خیلی دلم می خواد اینجوری باشم ولی هنوز راه بسیار دارم من برای یه سفری که می خوام پسرم رو ببرم یک ماه هست به زمانش وچطوری برم فکر می کنم چقدر شما فکرتون آزاده چقدر رها هستید .
من بزرگترین هدایتی که خدا کرد وگوش دادم اومدن به سایت وموند وادامه دادن بود اوایل که اومدم بعضی قسمتها که دریا وخانمها که لباس نداشتند نشون می دادید به دلیل عقاید مذهبی خشک وسفت وسختم نگاه نمی کردم وبعضی وقتها فکر می کردم دارم گناه می کنم وذهنم می گفت خارج بشم از سایت ودیگه برنگردم اما یه صدایی همش بهم می گفت اینجا همون جاست که دنبالش بودی وگوش کردم وادامه دادم وحالا دیگه با هیچ چیزش مقاومت ندارم خدارو شکر.
وقتی داشتم کلید اجرای توحید در عمل رو کار می کردم هدایتهام هم بیشتر بود حتی در مورد دانلود کردن فایلها چون بعضی هاش رو تو گوشیم ذخیره می کنم می پرسیدم کدوم فایل ویک بارش خیلی جالب بود دستم روی دانلود خورد ودانلود شد چون من بیشتر آنلاین می بینم ومن اونبار یقین کردم که اون فایل برای اون روز من بوده وروزهای دیگه.
یا در مورد داستان زندگی افراد تو پروفایلشون در مورد یک نفر داشتم کامنتش رو می خوندم اما موقع رد کردن کامنت به بالا دستم به پروفایل خورد گفتم همین رو باید بخونم وچقدر هم بهم کمک کرد.
این روزها وقتی می خوام بیرون برم برای کاری می گم خدایا هر چی خیره پیش بیاره می سپارم به تو آدمهای خوش اخلاق واتفاقات خوب بیفته اون روز توی بانک کارمند بانک انقدر با حوصله وخوش خلق برخورد کرد که باورم نمی شد انگار فقط من مراجعه کنندش بودم به خودم گفتم اینا همش هدایت خداست.
در مورد غذا هم می پرسم چی بپزم وهر چی گفت عمل می کنم.
منم دوست دارم در مورد همزمانی هایی که برام پیش اومده براتون بنویسم
استاد من سال ۲۰۱۹ مهاجرت کردم به چین و یکسال اونجا بودم و قصد داشتم کاملا اونجا زندگی کنم برای همیشه و دیگه به ایران برنگردم و بعد از چین مهاجرت های بعدی مو برم و بعد از چند ماهی یک سری نشونه ها اومد که برگردم به ایران که اولش من یکم مقاومت کردم و بعدش خودم رو رها کردم با اینکه من خیلی هزینه کردم بودم اونجا دفتر و شرکت و کلی هزینه ویزا و اقامت کرده بودم ولی نشونه خیلی واضع بود برام چون قبلش از خدا خواسته بودم که به من راه رو نشون بده با اینکه راه رو بهم نشون داد من مقاومت میکردم چون با عقل خودم که حساب میکردم و بعدش خودمو سپردم بهش و من بلیط یک طرفه گرفته بودم و اصلا قصد برگشت به ایران رو نداشتم همون موقع یکی از دوستام که بهم پیشنهاد داد که اگر میخوایی برات بلیط برگشت به ایران بگیرم و گفتش من اشنا دارم با اینکه دوستی بود که فقط چند روزی اونجا با من آشنا شده بود و تازه بود ، همینطوری بهش گفتم که بپرس ببین چنده بلیط اش چون بلیط یکطرفه قیمت اش نسبت به بلیط های اوپن دوطرفه بیشتره و دیدم مبلغ بلیطه که برام پرسیده بود خیلی پایین بود و بعدش توی ۳ روز مقاومت تصمیم گرفتم که برگردم به ایران
و میخواستم بگم یک همزمانی این بود که دوستم بهم پیشنهاد بلیط داد و بعدش همون موقع پرواز بود و هم قیمت پایین و هم اینکه زمانی که من از چین به ایران برگشتم دقیقا ۱ ماه نگذشت که این بیماری شروع شد و کل چین تعطیل شد به مدت چند سال که همش تعطیله و اصلا من الان که بهش فک میکنم میگم چقدر من الکی داشتم مقاومت میکردم با آینکه من با مهاجرت خیلی اوکی بودم نه ترسی از تنهایی و نه غربت داشتم همه چیزم اوکی بود چون من توی ایران ام که هستم شهر خودم نمیمونم با اینکه مجردم و تنهام خیلی توی حرکتم حتی با بیزینسی که دارم فقط اون چیزی که میخواستم توی چین باشه اون نبود و بخاطر همین گفتم از چین برمیگردم به ایران و ۲/۳ سالی توی ایران میمونم و دوباره مهاجرت میکنم به یک کشور دیگه
و این همزمانی و هم مداری واقعا برای من اتفاق افتاد و کاملا میفهمم وقتی که شما دارید از هم مدار بودن و هم زمانی صحبت میکنید دوست داشتم این تجربه مو کامنت کنم یکم خلاصه وار نوشتم چون خیلی یادم نمونده بود
استاد هدف ام مهاجرت کلی هست به کشوری که بتونم توش هم زندگی کنم و هم کار کنم و خودمم بیشتر دوست دارم فلوریدا باشم جایی که شما هستید چون آب و هوا و سرسبزی برام خیلی مهمه که شما همیشه توی فایل هاتون از آب و هوا و سرسبزی های زیبای فلوریدا میگید حتی اسم مغازه مو فلوریدا گذاشتم چون لباس فروشی هستش و بهش میاد و هم اینکه منو یاد هدفم میندازه هر لحظه ایی که اسمشو میشنوم و من الان توی جزیره قشم زندگی میکنم تنهام هستم و تمام مهاجرت هامم تنهایی بوده در حال حاضر مغازه دارم اینجا توی کار پوشاک عمده هستم و دوست دارم توی آینده خیلی نزدیک برنامه مهاجرت خودم رو انجام بدم و براتون کامنت کنم
چقدر خوبه که من الان توی این فضا هستم و واقعا خداروشکر میکنم بابت این فضای خوبی که فراهم کردین برامون و هم اینکه دقیقا فایل سفر به دور امریکا واقعا واقعا به موقع بود و اینم میشه گفت خودش همزمانی برای بچه هایی که الان نیاز دارن که توجه شون بیاد به روی زیبایی ها استاد عزیزم تشکر ❤️😘❤️
هدایت های خداوند در زندگی من بینهاااایت زیاد بوده ولی این دفعه میخام در مورد گرفتن گواهینامه ام در کشور آلمان بهتون بگم و با مرور این تجربه من ایمان خودم و عزیزی که به کامنت من هدایت میشه هم قوی تر بشه و بتونیم قدم های بزرگتری رو در زندگیمون برداریم با توکل به خدای مهربان.
من به خاطر تضاد هایی که بهش در کشور آلمان برخورد کردم و تجربه هایی هم که دوست داشتم داشته باشم شون خیلی دوست داشتم خودم گواهینامه رانندگی مو بگیرم و مستقل از همسرم خودم هر جا دوست داشتم برم
دوتا بچه کوچیک هم داشتم که مهدکودک میرفتن
این موضوع رو با همسرم در میون گذاشتم و با مخالفت بینهایت شدیدی ازش مواجه شوم که میگفت الان وقت اش نیست بزار شرایط مون یکم خوب بشه و از این حرفا چون اون زمان تو دوره آموزشی کاری بود و میگفت بزار دوره ام تموم بشه
ولی یه ندایی در قلب من میگفت برو شروع کن
اینم بگم استاد مهربانم که در خانواده همسرم و خانواده خودم من اولین زنی بودم که اقدام به گرفتن گواهینامه کرده بود
با تمام تضاد هایی که بود مخالفت های همسرم و بودن دو کودک خردسال ام
یک روز دیگه توکل به خدا کردم و گفتم اشکال نداره من اگه دارم روی خودم کار میکنم و همش میگم ایمان و توکل
پس کو کجاست اگه میگم ایمان دارم باید پا روی ترس هام بزارم و با وجود تضاد ها اقدام کنم
و با وجودی که کل دارایی ما در اون زمان ۵۰ یورو بود رفتم و گفتم من حرکت میکنم خدای من دل همسرم رو نرم میکنه و هزینه شو هم برام جور میکنه
داخل اینترنت گشتم دنبال آموزشگاه ها و یکی در دو کیلومتری خونه مون بود و بهش زنگ زدم و گفتم چی مدارکی نیاز هست اگه که بخام خودم رو ثبت نام کنم و اون ها گفتن و من مدارک رو حاضر کردم و شب که همسرم اومد خونه گفتم میای باهم بریم تا همین آموزشگاه ببینیم چی میگه گفت باز شروع کردی الان بیخیال شو و بعد و من با کنترل ذهنم سعی کردم به نکات مثبت همسرم توجه کنم و آرامش ام رو حفظ کنم و گفتم حالا بیا بریم ببینیم اصلا شرایط اش چطوری هست و سوار ماشین شدیم و رفتیم و خداروشکر با هدایت الله مهربانم ظرف ۵ دقیقا ثبت نام ام انجام شد و میدونستم که همسرم هنوز هم مقاومت داره و این رو در رفتار هاش هر روز میدیدم ولی من گفتم اگه من ایمان دارم به خدای خودم باید بتونم بهش ایمانم رو درسته هنوز دری باز نشده ولی میدونم که اگه من حرکت کنم خدای من هدایتم میکنه پشتیبانم خواهد بود و تنهام نمیزاره
گفتم استاد نازنینم که تمام زندگی ما در اون زمان ۵۰ یورو بود و هزینه گواهینامه در کشور ایمان تقریبا دور و بر ۳۰۰۰ یورو بود ولی گفتم اشکال نداره میرم جلو جور میشه و من باید ایمان عملی مو به خدای خودم ثابت کنم
گواهینامه آلمان اینطور هست که ۱۴۰۰ تا سوال داخل یک برنامه هست و تو باید همه این هارو بخونی درک کنی و بفهمیشون و هر روز مرور کنی و بعد روز امتحان از بین این ۱۴۰۰ تا سوال ۳۰ تا میاد که باید بری جواب بدی
با عشق و شادی من تمام سوال هارو میخوندم و از تک تک پیشرفت هایی که میکردم لذت میبردم و اصلا خسته نمیشدم و ادامه میدادم مینوشتم میخوندم و حتی بو عشق بعضی شب ها تا صبح بیدار بودم و فایل های آموزشی شو گوش میدادم و میدیدم
به لطف خدا رفتم چهار ده جلسه تئوری شو در آموزشگاه و ساعت های رانندگی مو هم انجام دادم
و امتحان تئوری مو در اولین بار در حالی که خیلی از بچه های آلمانی که بامن همون روز امتحان داشتند رد شدند با توکل به خدای مهربانم من همون دفعه اول قبول شدم امتحان عملی مو هم همینطور و با همکاری خدای مهربانم و ایمان و توکل با موفقیت گرفتم اش هرینه شو بگم بهتون
بخاطر بارش ژاله در آلمان بیمه ماشین مون دقیقا ۳۰۰۰ یورو به حساب مون واریز کرد و من اون لحظه از خوشحالی اشک میریختم که خدای من تو چطور کارهارو برای من داری جور میکنی و از جایی که گمانش رو هم نمیکنم لطف تو شامل حال من میکنی
و بینهایت در رحمت دیگه هم از جانب خدای مهربان برامون باز شد
من میدونستم که مخالفت همسرم و شرایط سخت مالی ام در اون زمان امتحان خداوند بود که آیا تو که اینقدر داری ادعا میکنی که من دارم روی خودم کار میکنم میتونی اقدام هم بکنی
و این یک جایی بود که من باید ایمانم رو به خدای خودم نشون میدادم مثل موسی که وقتی از چیزی خبر نداشت و اون ندای قلبی،اش بهش گفت برو به سمت دریا با ایمان به ندای قلبی اش رفت و انجام اش داد اینطور نبود که وعده هارو اول خدا بهش نشون بده و بعش بگه وقتی بری دریا باز نیشه و تو نجات یافته ای
نه !
هیچی نمیدونست و وقتی اقرام کرد و اعتماد کرد دریا براش شکافته شد حتی زمانی که همه قوم اش کفتند ما دیگه نابود شدیم فرعونیان الان مارو قتل عام میکنند در اون زمان گفت نه خدای من با منه و من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بعد دریا به روش با ایمان ایمان اش باز شد
فقط ممکن بود موسی هم اون زمان که لشکر فرعونیان رو دیده یود میترسید و شک میکرد که خدو بتونه کمک اش کنه ولی در بدترین شرایط ایمان شو حفظ کرد و بعد از نجات یافتگان شد .
همینطور وقتی مادر موسی نمیدونست چه اتفاقی میخاد با طفل نوزاد لش در دل دریای بزرگ بیفته به ندای قلب اش اعتماد کرد و رها کرد فرزند جگر گوشه شو و بعد خداوند رسوندنش در خونه فرعون و در ناز و نعمت بزرگ اش کرد و من هم گفتم باید ایمانم رو به شکل عملی به خدای خودم نشون بدم
و به لطف خدا این کار انجام شد
و اینم بگم وقتی من گواهینامه ام رو گرفتم همسرم خییییلی خوشحال شد و گفت چقدر خوب و من بهت افتخار میکنم که استقامت کردی و الان به همه دوستان و خانواده اش میگه خانم من گواهینامه شو با موفقیت گرفت با افتخار. هم میگه
میدونم این یک امتحان الهی برای مهک زدن ایمان من بود و خداروشکر با موفقیت انجام شد
و الان با حس خوب و لذت یک ماشین شخصی در اختیارم هست و هر جا که دوست دارم میرم و از این آزادی که دارم بینهایت لذت میبرم
و یک چیز جالب اینکه از روزی من گرفتم خانم های فامیل مون هم چند تا رفتن واقدام کردند و من خیلی از این بابت لدت میبرم
چقدر این مسیر عالی بود چقدر بزرگ شدم چقدر زیبا خدای من هدایت ام کرد و در ها رو یکی پس از دیگری برام باز کرد
واقعا اولش سخت بود که بتونم ذهنم رو کنترل کنم ودر مسیر بمونم ولی وقتی قدم برداشتم و حرکت کردم و خدای من هم همراهی ام کرد دیدم خیلی هم مسیر لدت بخشی است و کلی باهاش بزرگ شدم و رشد کردم
و بعد وقتی به اون هدفم رسیدن گفتم من میخام مدرک پایان تحصیلی مو در یکی از مدرسه های آلمان بگیرم رفتم و خداروشکر اون رو هم پارسال گرفتم و الان یک انرژی بینهایت قوی از رسیدن به این اهدافم گرفتم که میخام فقط در همین مسیر رشد پیشرفت و ادامه دادن و توسعه و گسترش خودم حرکت کنم و دیگه هیچ چیزی نمیتونه جلوم رو بگیره و نگه ام داره
خدارو هزاران هزار مرتبه شکر میکنم کا در این مسیر هستم و این زندگی لوق العاده رو دارم تجربه میکنم
از شما هم استاد مهربانم بینهایت سپاسگزارم که هستید و وجود شما مایه خیر و برکت و گسترش این جهان عظیم است حس خوبی که در تک تک ثانیه های فایل رو داشتید با تمام وجودم درک میکنم میدونم چه غوغایی در وجودتون هست چقدر قلب بود باز بود در لین فایل و گشودگی در قلب تون احساس میکردید من هم تجربه کردم این احساس رو بعضی وقت ها اینقدر حسم خوب میشه که بی اختیار میزنم زیر گریه و یک گشودگی و باز شدگی و گسترشی در قلبم حس میکنم که اصلا نمیتونم توصیف اش کنم خدای مهربانم ازت بینهایت سپاسگزارم
چقدرتحسینت کردم عزیزم برای این شجاعتت برای ایمانت برای این اراده پولادینت👏👏تبریک میگم صمیمانه تمام نتایجی روکه باایمان وتلاشت به یاری خداوندگرفتی عزیزم، وقتی نوشته هاتومیخوندم اشک ازچشمام جاری شد، برای اون ایمانی که بخرج دادی، برای توحیدی که دروجودت ساختی، احسنت به شمادوست عزیزم، برات آرزوی روزهایی سرشارازمعجزه که نتیجه اش زیبایی وشادی لذت باشه درزندگیت میکنم ازدرگاه رب بی همتا🙏
انشالله بازم نتایج فوق العاده ات روبخونم اینجا… 🙏❤️😘
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته فوق العاده خداروشکر میکنم برای وجودتون….
شاید یکم بی ربط باشه دیدگاهی که میخوام بنویسم با موضوع این فایلی که ضبط شده اما ایمان دارم و باور دارم این کامنت تاثیر بسیار زیادی در زندگی دوستان عزیزم داره و اگر استاد این فایل رو تایید کردن پس حتما با من موافق هستن…
استاد عزیزم مدتی هست که من بدهی مالی دارم و با توجه به اینکه شما گفته بودید بدهی مالیتون رو در اسرع وقت پرداخت کنید تا انسان خلاقتری بشید تا تمرکز بالاتری داشته باشید من هم ایدهای مختلفی در ذهنم اومد برای تسویه حساب کامل این بدهی و اتفاقی که افتاد ایده فروش یکی از ملک های مادرم به ذهنم رسید و مادرمم با من موافق شد که هم با فروش این ملک بدهی من داده بشه و هم ساخت و ساز ملکی دیگه برای مادرم…..
امروز من تصمیم گرفتم از نیشابور برم نهبندان و مدتی کنار مادرم باشم که این ملک رو بفروش برسونیم امااااا نشانه های واضح خداوند برام اومد که نرو و نه امد ….من هم ازونجایی که از شما یاد گرفتم به نشانه ها توجه کنم و شاخک هام رو بدم بالا بگم داستان چیه خدا میخواد چیو رو بهم بگه ….و اومدم در سایت کلی فایل های دانلودی شما رو هدایتی پلی میکردم و از هر ویدیویی که میدیدم خدا یه چیز بهم میگفت ….و میخوام تمام اون موارد رو اینجا بهتون بگم تا خیلی از هم فرکانسی های من که در شرایط من هستن از طریق این کامنت هدایت شوند.
مهدی این وام و بدهیتو باید خودت پرداخت کنی…
مهدی این وام دوستت هست تو باید مهارت هاتو باورهاتو افزایش بدی تا انسان قویتری بشی و این تضاد دوستت هست…
مهدی تو برای پرداخت این وام باید درآمدتو افزایش بدی ….
مهدی اگر دارایی از خودت داری اره اون رو بفروش وامت رو پرداخت کن ….
مهدی دارایی مادرت دارایی پدرت و هر کسی دیگه رو بفروشی به تو کمک نمیکنه…
مهدی تو باید از خودت قربانی بدی نه از کسی دیگه…
مهدی یکی از دلایلی که1 سال داری روی خودت کار میکنی و اموزش میبینی و مهارت هاتو رشد دادی همین وامت بوده این وام بهت استمرار داده…
مهدی تو باید تکاملی وامت رو پرداخت کنی و درسشو برداری و هرگز دیگه وام نگیری …
مهدی تو باید بزرگتر از وامت بشی نه وامت بزرگتر از تو …
مهدی تمام تلاشتو بکن مهارت هاتو رشد بده باورهاتو تقویت کن و 10 ها و 100 ها برابر درامدتو رشد بده تا این وام بشه بخش کوچکی از درامدت.
مهدی حتی الان بهت اطرافیانت زنگ زدن و گفتن شماره کارت بده تا بدهیتو ما بدیم و هر وقت داشتی بده تو قبول نکن چون یک تله هست.
مهدی استاد عباسمنش میگه اگر میخواین بچه هاتون رشد کنن از بچه هاتون حمایت نکنید .
مهدی استاد عباسمنش میگه اگر هر ایده و یا پیشنهادی به شما شد که یهویی میخواد درآمدت رو افزایش بده و یا یهویی بدهیتو پرداخت کنی اون تله هست و فاصله بگیر.
استاد عزیزم بعد از گذشت 3 هفته که داشتم معامله میکردم با ابلیس و پشت نجواهام راه میرفتم خداوند بهم همچیز رو گفت دقیقا زمانی که من داشتم اقدام میکردم .
البته خداوند همواره داشته در این مدت بهم میگفته مشکل از گیرنده بوده نه از فرستنده …
خداروشکر میکنم شما رو خدا سر راه من قرار داده تا با ابلیس معامله نکنم با فرمانروانی کیهان معامله کنم چون شیطان قدرتی نداره ما به شیطان قدرت میدیم و دعوتش رو میپذیریم اون هیچ قدرتی نداره ..
خداوند همچیز میشود همکس را به شرط ایمان و به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
شکرت برای نعمت زندگی که بهم عطا کردی تا بتونم زیبایی ها و حس های قشنگ رو تجربه
تا بتونم همواره رشد کنم و لذت ببرم از زیبایی نعمت های بیکرانت
خدایا شکرت برای توانایی شکر گزاری خدایا کمک کن بیشتر قدرشناس نعمت های فراوانی که در زندگیم هست باشم
خدایا شکرت برای هدایتی که همیشه همراهمه
خدایا شکرت به خاطر سلامتی و احساس خوبی که دارم
خدایا شکرت برای ارامشی که دارم
خدایا شکرت برای سلامتی و وجود خانوادم و همسرم
خدایا ایمانمو قوی کن کمکم کن عملگرا باشم
همه ی ما باورهای محدود کننده ی زیادی داریم و پیداکردن این باورها زمان میخواد تکامل میخواد باید جهاد اکبر داشته باشیم و همه ی تمرکزمون روی پیدا کردن باورهای مخرب و اصلاح اونها و ایجاد باورهای درست و قدرتمند کننده باشه باورهایی که به خوشبختی و لذت و ثروتمند شدن و ارامش بیشترمون کمک کنه
خدایا بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم ی نشونه میخوام که دلم قرص شه خودت اگاهی به احوال این روزهام امین
خدااایا خودت هنگام خوندن کامنت مریم جان بهم الهام کردی پاسخ بدم
خدایا تو میدانی هدایتم کن به آنچه باید بنویسم
مریم جان مطمین باش و ایمان داشته باش خدا به هر آنچه بر دل هاست آگاهه فقط کافیه ایمان داشته باشیم
باور کنیم که خدا بر همه چی عااالمه و قادره
این جنس از باور وقتی بوجود میاد که انگیزه داشته باشی عشق در وجود خودت لبریز بشه که فقط زیبایی ببینی
مثلا امروز در روابطت یه زیبایی ببینی و اونا تحسین کنی با عشق و از درون خودت براش ذوق کنی ببین خدا برات تا یک ساعت نشده زیبایی از همون جنس را برات میزاره مثلا ثروت میخواهی باید توجهت را ببری به فراوانی ها میری داخل سوپر مارکتی فقط ببین چقدر از هر چیزی فراوانه چه قدر تنوع زیاده چقدر ایده در طرح و بسته بندی هاست و اینکه همواره جهان در حال رشد و پیشرفته
خدااا شاهده این جنس نگاه فقط برامون زیبایی بیشتر فراوانی بیشتر عشق بیشتر سلامتی و سعادتمندی را میاره که البته لازمش جهادی اکبره
چرا جهاد اکبر چون ذهن در حال نجوا کردنه و ما میتونیم با باورهای توحیدی با منطق های قرآنی اونا ساکتش کنیم و تکاملمون را در راه رسیدن به ایمان فعال طی کنیم که البته
جهاد در راه خدا برا رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بی نهایت لذت بخش و شیرینه
بانو جااااان این دلنوشته ای از سمت خدا بود برات بوسیله دستان خدا
خدااایا شکر که منم با نوشتن این دلنوشته برای وجود نازنینت قلبم بازتر شد
عزیزم در پناه یگانه الله همواره شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشی
الهی شکرت برای هدایت شدن به این مکان زیبا، واقعا زیبا و رویایی😍
الهی شکر که اعتبار این همه زیبایی متعلق به خداوندی است که همیشه هادی است. و تنها کسانی هدایت می شوند که خودشان این درخواست را به خدا داده اند تا هدایت شوند.
سبک بال خودمان را به تو سپرده ایم و تنها از تو یاری می جوییم و هدایت طلب میکنیم.🙏❤️
استاد هدایت درست در زمانی انجام می شود که واقعا از اعماق وجود به هدایت کردن خدا شکی نداشته باشیم، تسلیم و کاملا بهش ایمان داشته باشیم.
هدایت هم فراتر از هر قانون و تبصره و زمان و مکان است.
من هم میخواستم یکی از داستان های هدایتم توی کارم رو بگم که واقعا وقتی بهش فکر میکنم به بزرگی خدا و هدایت پروردگار پی میبرم.
کار من ویزیتوری هست و چند ماه پیش برای کار به یکی از استان های شمالی کشور سفر کردم، و توی اون شهر هیچ فروشی نداشتم و خلاصه آخرین مغازه که رفتم فقط ی شماره از من گرفت و گفت که رئیسم اینجا نیست و بشون میگم.
نامید نشدم و گفتم خدایا شهر بعدی رو تو انتخاب کن تا برم. راه افتادم و صد کیلومتری رو طی کردم. همه مغازه های مربوطه شهر جدید رو ویزیت کردم و باز هم خبری نشد. باز هم ناامید نشدم و گفتم عیب نداره، خدا هدایتم میکنه و حتما اتفاقات خوبی میفته.
مغازه ای توی یه کوچه بود که زیاد از ظاهرش برای وقت ویزیت گذاشتن مناسب نبود. اما ی چیزی از ته دلم گفت برو عیبی نداره فوقش نمیشه دیگه.
رفتم داخل و جنس دستم بود، دیدم دو نفر دارن میخندن، اولش گفتم خدایا چشونه.🙄
یکی از اونا گفت تو کجا بودی، تو رو خدا رسوند، من مدتهاست دنبال این جنس بودم و اتفاقا همین الان با دوستم داشتیم عکس همین محصول رو میدیدیم که تو از راه رسیدی!
این شخص همون کسی بود که شهر قبلی رفته بودم و رئیسی بود که شماره م رو به شاگردش دادم!
خودش میگفت واقعا شوکه شدم چجوری تو اینجا اومدی و منی که چند سال هست این شهر نیومده بودم، اتفاقی اومدم به دوستم سر بزنم که تو از راه رسیدی.!! 😄( تو دلم گفتم خدای من خدای نشدن ها و خدای هدایتگر هست و هیچ چیز اتفاقی نیست!)
و استاد عزیزم بعد از این جریان ، این شخص که انسانی عالی و بی نظیر و بسیار ثروتمند هست و از بهترین مشتری های من شده که شکر خدا سود های خوبی به من رسونده.
استاد عزیزم همه ما از این هدایت ها زیاد تجربه کردیم ولی چون زیاد بهش توجه نکردیم و تحسین و تاییدش نکردیم شاید کم رنگ تر شده.
اما من بعد از این جریان همیشه خودم رو مثل تکه چوبی روی آب رودخانه، خودم رو بهش سپردم و تسلیمم و گفتم هر جا خواستی منو ببر قطعا تو بهترین هدایتگر هستی.
الهی شکر برای این فایل عالی که گذاشتین و مجدد این هدایت برام یاد آوری شد.
این کامنت رو با حسی عالی دارم توی پارک نزدیک منزلمون توی ی روز تعطیل در هوای آفتابی و بعد از باران ( به قول شما افتر رین🤩) دارم می نویسم.🌞🌄
این پارک فوق العاده است و خیلی دوسش دارم و همیشه زیباییهاش رو تحسین میکنم و لذت میبرم.
میخوام بگم که زیبایی ها همه جا هست کافیه بری دنبالش و بخای ببینیش. منم توی کمتر از ۲دقیقه به این مکان زیبا میام و ازش لذت میبرم.
الهی شکر برای وجود شما و تشکر میکنم بخاطر این فایلهای زیبایی که برای خودتون و ما تهیه میکنید.❤️🙏🌍
از شدت که ذوقی دارم نتونستم بزارم فایل کامل گوش بدم بعد کامنت بزارم
وای استاد یکی از واضح ترین هدایت هایی که شدم برای سال ۹۹ هست و از بس مرور میکنمش انگار همین دیروز بود.
من سال ۹۷ یک خانمی شرکتی رو تاسیس کرده بودم که اینم کاملا هدایتی بود مثل (جور شدن سرمایه) اونم توی سن ۲۰ سالگی و اون موقع من سرمایه گذاشته بودم و توی دو سال هیچ سودی برای من نداشت و من فقط به این دلخوش بودم که حداقل باشم توی شرکت اگر منحل شد من پول اصلی خودمو بردارم. اخر شهریور ۹۹ از کسی که اصلا ایران زندگی نمیکرد به من پیشنهاد کار شد من کلا ایشون ۲یا۳ بار دیدم اونم داخل همین شرکت خودمون ایشون چند بار به من این پیشنهاد دادن و من نشنیده میگرفتم که یهو با خودم گفتم خدایا کامل هدایتم کن که باید چیکار کنم من اگر از اینجا برم این سرمایم چی میشه تقریبا تمام کارای شرکت من میکردم چی میشه من برم؟ نرم ؟
از خدا سر صبح هدایت خواستم و منتظر موندم اگر قراره پیشنهاد اون فرد قبول کنم بهم بگه،ساعت ۹ صبح اینا شد من رفتم بیرون از شرکت که چایی بگیرم(کسایی که توی ایران زندگی میکنند میدونند ۱ فروشگاه هایی هست به نام افق کوروش اینا اون زمان یه تبلیغاتی رو یه صورت صوتی پخش میکردند راجب مزایا خودشون قرعه کشی هاشون) باورتون نمیشه من پامو گذاشتم اونجا این صدا پخش شد که بدو بدو از آروزهات جا نمونی انگار برق منو گرفت جنس صدایی که پخش میشد جنسی بود که به من گفت چیکار کنم.
به محض اینکه رسیدم رفتم توی اتاق به شریکم گفتم من دارم میرم و توی اون مدت هرکس خواست منو سست کنه انگار روی برف چیزی مینوشت فکر میکردم که جنگ و دعوا بشه ولی نشد به بهترین شکل ممکن من رفتم از شرکتی که با کلی ارزو توی سن ۲۰ سالگی تاسیسش کرده بودم
خلاصه من اومدم جایی که الان کار میکنم باورتون میشه توی ۳ ماه اول پولی که بدست اوردم قد سرمایه ای بود که گذاشته بودم توی شرکت خودم و با اولین حقوقم یکی از دوره های استاد عباس منش خریدم
جالب تر اینکه من بسیار شخصیت صادق و راست گویی دارم چیزی که دقیقا این شرکت بهش نیاز داشت و من اینجا رشد کردم
حس کارمندی به هیج وجه ندارم اینجا از گوشت و خون منه انگار چیزی که خواسته بودم ولی اول نمیدونستم اینو و خدا با بهترین جمله منو هدایت کرد*بدو بدو جا نمونی از آرزو هات
به نام نامی دوست که هرچه دارم از اوست سلام به استاد و مریم جان عزیز و تمام دوستانم در این جا
دیروز به صورت رندوم داشتم فایلها رو گوش میکردم که رسیدم به این فایل به ذهنم رسید چقدر خوب میشد کامنت های این قسمت رو میخواندم. یادم رفت تا این که امروز هدایت شدم به داستان آشنایی شهزاد عزیز و بعد کامنتش در این قسمت به یاد من آورد که همچین درخواستی داشتم و در این لحظات به این سمت هدایت شدم. خدارو صد هزار مرتبه شکر همین خواسته باعث گذاشتن این رد پا و یادآوری شد.
خیلی این ماشین دوکابین ها رو دوست دارم گل سرسبدش ماشین هیولای شماست استاد. الان جوری شده از هر خیابان و کوچه که میگذرم سر راهم کم کم یکی میبینم و کلی ذوق میکنم درست در زمانی رسیدم که این ماشین ها اینجا بودن جالبه برام بعدشم اطرافم پروانه های خوشگل و زیبا میبینم در چرخش هستند پروانه هایی که از دیدشون سیرنمیشم و نشونه ای از طرف خدا می دونم تو این یک ماه به جرعت میتوانم بگم روزی نبوده که این دوتا نشونه رو نبینم خدایا شکرت.
هم زمانی دیگه قبلا همیشه زود میرفتم که از مترو جانمونم اما چند وقت قبل خواب میگفتم خداجونم خودت فردا من رو به مقصد برسون کاری کن به موقع برسم فرداش که می رفتم مترو دقیقا هم زمان با ورود من میرسید. اگر در درحال بسته شدن بود آدم ها دستشون جلو نگه میداشتن و از بسته شدنش جلو گیری میکردند و من با خیال راحت سوار مترو میشدم.
تو فصل امتحان ها یک دفعه دیر حرکت کردم از مترو تا دانشگاه پیاده نیم ساعت راه بود و تاکسی هم نبود و دقیقا نیم ساعت تا شروع امتحان مونده بود تا این که خداجونم هدایتم کرد از یک پراید مشکی که گوشه خیابون پارک کرده بود بپرسم من رو میرسونه؟ اولش بنده خدا گفت نه اصلا کارش این نیست. تشکر کردم اومدم جلوتر پنج دقیقه نشد همون ماشین اومد جلو تر سوارم کرد و دقیقا جلوی در دانشگاه پیاده ام کرد بدون دریافت هیچ کرایهای و من یک ربع زودتر رسیدم اگر تاکسی میخواستم بگیرم باید یه مسافتی رو تو ظهر گرما پیاده میرفتم به لطف الله این طور نشد. مشابه این اتفاق یک هفته پیش برام افتاد کلا به لطف خدا همیشه این جور آدم ها زیاد سرراهم قرار میگیرند و کارم رو راه میندازند انگار فقط اومدن کار من رو درست کنند و برند. خداجونم متشکرم.
یک هم زمانی دیگه تو امتحان هام زیاد رخ داد اما یکیش که از همه بیشتر بولد بود. برای یکی از امتحان هام باید 15 نمایشنامه رو میخواندم که در طول ترم گفته شده بود و من 8 تاش رو خوانده بودم و چندتا هم اصلا پیدا نکرده بودم که بخواهم بخوانم حالا این وسط از طریق بچه ها نمایشنامه دشمن مردم به دستم رسیده بود به طرز عجیبی من کامل و باحوصله این نمایشنامه و تحلیل هایی که در کلاس شده بود خواندم و مابقی نمایشنامه رو به این شکل نرسیدم بخوانم نتیجه سوالات امتحان از این نمایشنامه و مطالبی که من خوانده بودم بود همون دقیقه گفتم ببین خدا چقدر قشنگ هدایتم کرد به سمت مسیر درست و راحت خداجونم شکرت.
دبیرستان که بودم فکر میکردم باید به شدت و باسختی درس خواند برای این که نمره های عالی بگیری ولی هیچ وقت با تلاش های فراوان نتیجه دلخواهم به دست نیاوردم و سر استرس و بی دقتی نمره هام کمتر از اون چه که می خواستم میشد. اما الان میبینم این طور نیست این هم از فایل های شما که از خاطراتتون و نحوه قبولی در دانشگاه گفتید متوجه شدم ( با این که بعد یک وقفه چندساله اونم رشتهای که هیچ ربطی به رشته قبلی خودم نداره( تجربی) دارم تو دانشگاه درس میخوانم ( ادبیات نمایشی).)
یک مثال دیگه درس جامعه شناسی که بچه ها به شدت ازش واهمه داشتن و درس سختی میدونستن
از استاد کمک میخواستن برای همین دوتا انتخاب داشتیم یا سوال ها رو جواب بدیم بدون انتظار هیچ ارفاقی از استاد و مثال هایی جدای از مثال های کتاب بزنیم یا این که دوتا نمایشنامه برای اجرای پنج دقیقه ای همون سرجلسه امتحان بر اساس موضوعات داده شده مثل پادفرهنگ و موضوعاتی این چنینی که تدریس شده بنویسیم اولش تصمیم داشتم بیخیال سوالها بشم و نمایشنامه ای با موضوعات داده شد رو بنویسم کلی هم روی این ایده کارکردم باخودم گفتم یک چالش جالبه صبح که بیدارشدم یکی دوساعت مونده بود حاضر بشم برم امتحان بدهم انگار خدا بهم گفت حالا بشین یک نگاه به کتاب و جزوه ای که استاد داده بنداز اگر سر جلسه امتحان دیدی سوال ها آسون هست اون رو بده. کلاً یک ساعت خواندم. خلاصه من با همون یک ساعت صبح خواندن جزوه معدود افرادی شدم که جامعه شناسی رو خیلی راحت بیست گرفتم. این درحالی بود که من چهار جلسه در کلاس ها نتوانستم شرکت کنم و اصلا تا اون موقع فرصت نکرده بودم به کتاب نگاه کنم.
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای تک تک این هدایت هاش برای حال خوب الانم. در پناه الله یکتا آسان باشید برای آسانی ها. یاحق
بنام خداوندی که بشدت کافی است
سلام به استاد ارجمندم ومریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام
خداراسپاسگزارم بخاطر این لحظه سپاسگزارم که به من فرصت نوشتن داد
هدایتهای خداوند همیشه بوده وهمیشه هست به شرط اینکه ما هوشیار باشیم اگر در مسیر درست باشیم هدایتها مارا به نعمت بیشتر ،سلامتی وخوشبختی می رساند واگر مسیر نادرست با باورهای مخرب باشیم ما را به مرز نابودی میکشاند
برام جالب بود وقتی کامنت قبلی که برروی این فایل گذاشتم خواندم دیدم ایندفعه هم روز قبل از اینکه این فایل به عنوان روز شمار روی سایت قرار بگیره من همچین تجربه ای را داشتم
روز قبلش صاحبخانه مجلس روضه خوانی داشت وبه من گفت حتما بیا منم اصلا تمایلی به رفتن نداشتم گفتم نه ولی ایشون اصرار کرد بعداز ظهر متوجه شدم پسرش از همسرم سوال کرد خاله فهیمه نمیاد روضه همسرم هم گفت نه ومن خداروشکر کردم که تا حدودی همسرم به افکار وعقایدم آشناست واحترام میگذاره ونشستم وسریال زندگی در بهشت قسمت 9 گوش دادم وکامنت نوشتم تا کلا تمرکزم از آن فضا بیاد بیرون
یه همزمانی زیبایی هم برام داشت من دیروز بشدت دستم درد میکرد وکلا بهم ریخته بودم گفتم خدایا خسته شدم ولی از کرم ولطفت نا امید نیستم گفتم خودت گفتی از من بخواه کمکت میکنم یعنی میخوای جوابم را ندی ،من که به هرخیری از جانب تو فقیر ومحتاجم ،من که به تو هیچ هیچم بعد خوابم برد وقتی بیدار شدم گفتگوی خودم با خدا یادم آمد گفتم من نمیدونم تو میدونی گفت مگه دکتر فیزیوتراپی بهت نگفت درد نشانه خوبی است ویعنی بهبودی بیشتر من حواسم هست تو فراموش کردی همان جا خداروشکر کردم به خاطر این الهام وهدایتش که آنقدر احساسم عالی شد که حد نداشت وتمام موارد ستاره قطبی دیروزم معجزه وار تیک خورد
استاد این هدایت خداست که به من میگه فردا ناهار چی درست کنم ومیگم من نمیتونم که میگه من هستم
در کنار این هدایتها تقسیم کار با خداوند معجزه میکنه تمام کارها را او انجام میده تو فقط نظاره گری
خدا را سپاسگزارم که به لطف خودش وآموزه های شما استاد عزیزمکنترل ذهنم در بسیاری از موارد وحتی ناجالب ترین شرایط خیلی خیلی عالی شده
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
به نام خدا
سلام خواهر خوبم خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت
لذت بردم از خواندن دیدگاهت
چقدر ماندن در این مسیر دید ما نسبت به زندگی اتفاقات را تغییر میدهد
در مورد نرفتن به مجلس روضه نوشتید منم دیگه مثل گذشته به این مجالس نمیروم سالهای گذشته ماه محرم وصفر چقدر وقتم را دراین مجالس میگذراندم
فکر میکردم هر چه غمگین تر باشم هر چه بیشتر گریه کنم ارج وقربم بالاتر میره و زودتر حاجت میگیرم
خودتان میدانید شهر یزد یه شهر مذهبی هست ومرتب مجلس عزاداری برگزار میشه تا دوسال پیش دهه اول محرم جای من حسینیه محله وشرکت در انواع مجالس بود ولی از وقتی با قانون آشنا شدم خدارا شکر هدایت شدم ومسیرم را تغییر دادم چقدر این مسیر الهی وآرامش بخشه خدارا سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم
خواهر خوبم برای درد دستتان به نظرم ورزش یوگا انجام بدهید من خودم چون کارم در آزمایشگاه هست درد دست بودم که با رفتن به کلاس یوگا خیلی بهتر شدم
خواهر خوبم برایت در این مسیر موفقیت بیشتر آرزومندم امیدوارم در کنار همسرت زندگی شاد وسالمی داشته باشی در پناه حق باشید
بنام الله
سلام ودرود فراوان به دوست عزیزم
درسته منیژه جان ،اینکه در گذشته ما فکر میکردیم هر چه غمگین تر باشیم وبیشتر گریه کنیم وبه اصطلاح که خیلی ها این باور مخرب را دارند که هرچه در این دنیا زجر بکشید در آن دنیا خوشحال تریم اینا باورهای مخربی بود که از بچه گی تو ذهن ما فرو کردند خداروشکر که از اول ذهنم نسبت به این مسائل بشدت مقاومت داشت وقتی به لطف خدا به این مسیر زیبا هدایت شدم میتونم بگم یجورایی خیالم راحت شدومتوجه شدم برا رسیدن به خواسته هام نیاز به گریه زاری نیست وخداوند مرا هدایت میکند
دوست نازنینم ،شگفتا که چه قلب مهربان وروح بزرگی دارید عزیزم ممنون از محبت شما وراهنمایی که فرمودید
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
به نام خداوند نشانه ها ..
سلام خدمت خانواده بزرگ و هم فرکانس خودم…
راستش منم اولش گول خوردم گفتم wow چه برفی اومده ولی بعدش که استاد گفتند برف نیست گفتم خدای من این سرزمین چقدر شگفتی داره که ما داریم میبینیم و یه عالمه شگفتی دیگه هست که هنوز ندیدیم و این یه انگیزه هست تا نشونه هارو دنبال کنیم و به مسیر های زیبا و جاهای توحیدی هدایت بشیم
واقعا بی نظیر بود ….
به این فکر میکردم که خارج از این خونه گرم و نرمی که اعضای خانواده هم فرکانسی عباسمنش داریم.. چقدر مردم دارن روی بیرون از خود حساب میکنند در صورتی که مننن هستم که همه امور رو رقم میزنم …
شاید بعضی اوقات غرق بشیم در هیاهو و یادمون بره که بابا این فقط بازیه هاااااا
ما اومدیم که فقط عشق و صفا کنیمممم
چرا دسته رو میدی دست مغزی که بلد نیست بازیئ و از آخر ۶ تا بخوری از دنیا تا حساب کار دستت بیاد .. خب از همون اول با اهلش یازی کن با خرد لاینتناهیههه با احساس خوبهه … اون تورو میشناسه اون وقتی تو مغزت شکل نگرفته بود ..میدوسنت همه چیزو…..
یادمون میره لذت ببریم….
استاد جون این پدیده همزمانی اصلا حجت رو بر من تموم کرده کههه آقا تو فقط لب تر بکننن جوری جهان رو مسخر تو میکنم که مات و مبهوت بشی ؛ چطوری این پازلای روزگار جای درستش قرار میگیره..
واقعا دارم یاد میگیرم و هی روی باورهام کار میکنم که محمد حسین تویی که گام به گام مسیرو مشخص میکنی اگر چیزی بدست اوردی بما کسب ایدیهم هست .. اگر طیق خواسته تو پیش نرفت بخدا الخیر فی ما الوقع هست پس نگران نباش به قول استاد نجنگ که سیستم سرش درد میکنه جنگ هارو بزاره تو مسیرت ولی اگه آزاد بود و سپاس گزارانه لذت برد از زیبایی ها یکی یکی خواسته ها تیک میخوره و عاملی برای خواسته های درخشان دیگس…
پس بیایم صاف بایستیم و سرو بالا بگیریم و حال کنیم که خداوند پشت ماست…
بندگی خیلی حس خوبیه اونم خدایی که به قول استاد تورو روی دوشش میگیره و به جاهایی که دوس داری میبرتت و نشونه شو در اختیارت میزاره فقط ما باید دستمونو بزاریم تو دستای خدا باید لبخند بزنیم باید عشق کنیم که داریم هدایت میشیم و اینا همش پاداش ایمان آورندهاست..
الهی سپاس گزارم برای این فایل هدایتی بی نظیر که هرچی بنویسم کمه در توصیفش
من که از وقتی با این آگاهی های ارزشمند آشنا شدم دوباره متولد شدم و امروز دقیقا تولد یکسالگیم هستش همین الان فهمیدمممم :))) بال در اوردم…
ممنونم که دیدگاه منو خوندین … دوستون دارم
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد ومریم جان ودوستانم.
کلید:جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.
فایل:پیروی از هدایت الهی وپدیده همزمانی.
خدارو شکر اول هفته واول صبحم رو با این فایل الهی وپر از هدایت رب العالمین شروع کردم.
چقدر لذتبخشه که آدم زندگیش با هدایت باشه عقلش رو بزار کنار وبرای هر کاری از خدا هدایت بخواهد مثل وقتی که می ریم وکاری رو از متخصصش می پرسیم ماشینمون رو پیش مکانیک خودمون پیش دکتر خونمون رو به بنا وحالا زندگیمون رو به خدا می سپاریم وچه کسی متخصص تر از خدایی که جهان رو خلق کرده خدایی که زیر وبم ما وجهان رو می دونه وقتی ازش هدایت بخواهیم و پیرو نشانه ها باشیم مطمئنا بهترین اتفاق می یفته وخیر در آنچه عمل می کنیم هست.
استاد تحسینتون می کنم وچقدر ارزو می کنم نزدیک بشم به شما که زندگیتون سراسر خداست اصلا دارید با خدا زندگی می کنید با هم خدا می گه شما عمل می کنید وهیچ چیزی رو از خودتون نمی دونید وهمه چیز امتیازش به خدا برمی گرده.
واین سفر که دیگه هیچ همش با هدایت خیلی دلم می خواد اینجوری باشم ولی هنوز راه بسیار دارم من برای یه سفری که می خوام پسرم رو ببرم یک ماه هست به زمانش وچطوری برم فکر می کنم چقدر شما فکرتون آزاده چقدر رها هستید .
من بزرگترین هدایتی که خدا کرد وگوش دادم اومدن به سایت وموند وادامه دادن بود اوایل که اومدم بعضی قسمتها که دریا وخانمها که لباس نداشتند نشون می دادید به دلیل عقاید مذهبی خشک وسفت وسختم نگاه نمی کردم وبعضی وقتها فکر می کردم دارم گناه می کنم وذهنم می گفت خارج بشم از سایت ودیگه برنگردم اما یه صدایی همش بهم می گفت اینجا همون جاست که دنبالش بودی وگوش کردم وادامه دادم وحالا دیگه با هیچ چیزش مقاومت ندارم خدارو شکر.
وقتی داشتم کلید اجرای توحید در عمل رو کار می کردم هدایتهام هم بیشتر بود حتی در مورد دانلود کردن فایلها چون بعضی هاش رو تو گوشیم ذخیره می کنم می پرسیدم کدوم فایل ویک بارش خیلی جالب بود دستم روی دانلود خورد ودانلود شد چون من بیشتر آنلاین می بینم ومن اونبار یقین کردم که اون فایل برای اون روز من بوده وروزهای دیگه.
یا در مورد داستان زندگی افراد تو پروفایلشون در مورد یک نفر داشتم کامنتش رو می خوندم اما موقع رد کردن کامنت به بالا دستم به پروفایل خورد گفتم همین رو باید بخونم وچقدر هم بهم کمک کرد.
این روزها وقتی می خوام بیرون برم برای کاری می گم خدایا هر چی خیره پیش بیاره می سپارم به تو آدمهای خوش اخلاق واتفاقات خوب بیفته اون روز توی بانک کارمند بانک انقدر با حوصله وخوش خلق برخورد کرد که باورم نمی شد انگار فقط من مراجعه کنندش بودم به خودم گفتم اینا همش هدایت خداست.
در مورد غذا هم می پرسم چی بپزم وهر چی گفت عمل می کنم.
البته هنوز خیلی عالی نشدم ولی به خودم امیدوارم.
استاد متشکرم.
در پناه خدا.
سلام به استاد عزیز و مریم جان
منم دوست دارم در مورد همزمانی هایی که برام پیش اومده براتون بنویسم
استاد من سال ۲۰۱۹ مهاجرت کردم به چین و یکسال اونجا بودم و قصد داشتم کاملا اونجا زندگی کنم برای همیشه و دیگه به ایران برنگردم و بعد از چین مهاجرت های بعدی مو برم و بعد از چند ماهی یک سری نشونه ها اومد که برگردم به ایران که اولش من یکم مقاومت کردم و بعدش خودم رو رها کردم با اینکه من خیلی هزینه کردم بودم اونجا دفتر و شرکت و کلی هزینه ویزا و اقامت کرده بودم ولی نشونه خیلی واضع بود برام چون قبلش از خدا خواسته بودم که به من راه رو نشون بده با اینکه راه رو بهم نشون داد من مقاومت میکردم چون با عقل خودم که حساب میکردم و بعدش خودمو سپردم بهش و من بلیط یک طرفه گرفته بودم و اصلا قصد برگشت به ایران رو نداشتم همون موقع یکی از دوستام که بهم پیشنهاد داد که اگر میخوایی برات بلیط برگشت به ایران بگیرم و گفتش من اشنا دارم با اینکه دوستی بود که فقط چند روزی اونجا با من آشنا شده بود و تازه بود ، همینطوری بهش گفتم که بپرس ببین چنده بلیط اش چون بلیط یکطرفه قیمت اش نسبت به بلیط های اوپن دوطرفه بیشتره و دیدم مبلغ بلیطه که برام پرسیده بود خیلی پایین بود و بعدش توی ۳ روز مقاومت تصمیم گرفتم که برگردم به ایران
و میخواستم بگم یک همزمانی این بود که دوستم بهم پیشنهاد بلیط داد و بعدش همون موقع پرواز بود و هم قیمت پایین و هم اینکه زمانی که من از چین به ایران برگشتم دقیقا ۱ ماه نگذشت که این بیماری شروع شد و کل چین تعطیل شد به مدت چند سال که همش تعطیله و اصلا من الان که بهش فک میکنم میگم چقدر من الکی داشتم مقاومت میکردم با آینکه من با مهاجرت خیلی اوکی بودم نه ترسی از تنهایی و نه غربت داشتم همه چیزم اوکی بود چون من توی ایران ام که هستم شهر خودم نمیمونم با اینکه مجردم و تنهام خیلی توی حرکتم حتی با بیزینسی که دارم فقط اون چیزی که میخواستم توی چین باشه اون نبود و بخاطر همین گفتم از چین برمیگردم به ایران و ۲/۳ سالی توی ایران میمونم و دوباره مهاجرت میکنم به یک کشور دیگه
و این همزمانی و هم مداری واقعا برای من اتفاق افتاد و کاملا میفهمم وقتی که شما دارید از هم مدار بودن و هم زمانی صحبت میکنید دوست داشتم این تجربه مو کامنت کنم یکم خلاصه وار نوشتم چون خیلی یادم نمونده بود
استاد هدف ام مهاجرت کلی هست به کشوری که بتونم توش هم زندگی کنم و هم کار کنم و خودمم بیشتر دوست دارم فلوریدا باشم جایی که شما هستید چون آب و هوا و سرسبزی برام خیلی مهمه که شما همیشه توی فایل هاتون از آب و هوا و سرسبزی های زیبای فلوریدا میگید حتی اسم مغازه مو فلوریدا گذاشتم چون لباس فروشی هستش و بهش میاد و هم اینکه منو یاد هدفم میندازه هر لحظه ایی که اسمشو میشنوم و من الان توی جزیره قشم زندگی میکنم تنهام هستم و تمام مهاجرت هامم تنهایی بوده در حال حاضر مغازه دارم اینجا توی کار پوشاک عمده هستم و دوست دارم توی آینده خیلی نزدیک برنامه مهاجرت خودم رو انجام بدم و براتون کامنت کنم
چقدر خوبه که من الان توی این فضا هستم و واقعا خداروشکر میکنم بابت این فضای خوبی که فراهم کردین برامون و هم اینکه دقیقا فایل سفر به دور امریکا واقعا واقعا به موقع بود و اینم میشه گفت خودش همزمانی برای بچه هایی که الان نیاز دارن که توجه شون بیاد به روی زیبایی ها استاد عزیزم تشکر ❤️😘❤️
به زودی خبرهای خوبی رو از من میشنوید 🙏🏽❤️❤️❤️🙏🏽
سلام استاد. نازنین من
من از هدایت و تسلیم شدن بگم
هدایت های خداوند در زندگی من بینهاااایت زیاد بوده ولی این دفعه میخام در مورد گرفتن گواهینامه ام در کشور آلمان بهتون بگم و با مرور این تجربه من ایمان خودم و عزیزی که به کامنت من هدایت میشه هم قوی تر بشه و بتونیم قدم های بزرگتری رو در زندگیمون برداریم با توکل به خدای مهربان.
من به خاطر تضاد هایی که بهش در کشور آلمان برخورد کردم و تجربه هایی هم که دوست داشتم داشته باشم شون خیلی دوست داشتم خودم گواهینامه رانندگی مو بگیرم و مستقل از همسرم خودم هر جا دوست داشتم برم
دوتا بچه کوچیک هم داشتم که مهدکودک میرفتن
این موضوع رو با همسرم در میون گذاشتم و با مخالفت بینهایت شدیدی ازش مواجه شوم که میگفت الان وقت اش نیست بزار شرایط مون یکم خوب بشه و از این حرفا چون اون زمان تو دوره آموزشی کاری بود و میگفت بزار دوره ام تموم بشه
ولی یه ندایی در قلب من میگفت برو شروع کن
اینم بگم استاد مهربانم که در خانواده همسرم و خانواده خودم من اولین زنی بودم که اقدام به گرفتن گواهینامه کرده بود
با تمام تضاد هایی که بود مخالفت های همسرم و بودن دو کودک خردسال ام
یک روز دیگه توکل به خدا کردم و گفتم اشکال نداره من اگه دارم روی خودم کار میکنم و همش میگم ایمان و توکل
پس کو کجاست اگه میگم ایمان دارم باید پا روی ترس هام بزارم و با وجود تضاد ها اقدام کنم
و با وجودی که کل دارایی ما در اون زمان ۵۰ یورو بود رفتم و گفتم من حرکت میکنم خدای من دل همسرم رو نرم میکنه و هزینه شو هم برام جور میکنه
داخل اینترنت گشتم دنبال آموزشگاه ها و یکی در دو کیلومتری خونه مون بود و بهش زنگ زدم و گفتم چی مدارکی نیاز هست اگه که بخام خودم رو ثبت نام کنم و اون ها گفتن و من مدارک رو حاضر کردم و شب که همسرم اومد خونه گفتم میای باهم بریم تا همین آموزشگاه ببینیم چی میگه گفت باز شروع کردی الان بیخیال شو و بعد و من با کنترل ذهنم سعی کردم به نکات مثبت همسرم توجه کنم و آرامش ام رو حفظ کنم و گفتم حالا بیا بریم ببینیم اصلا شرایط اش چطوری هست و سوار ماشین شدیم و رفتیم و خداروشکر با هدایت الله مهربانم ظرف ۵ دقیقا ثبت نام ام انجام شد و میدونستم که همسرم هنوز هم مقاومت داره و این رو در رفتار هاش هر روز میدیدم ولی من گفتم اگه من ایمان دارم به خدای خودم باید بتونم بهش ایمانم رو درسته هنوز دری باز نشده ولی میدونم که اگه من حرکت کنم خدای من هدایتم میکنه پشتیبانم خواهد بود و تنهام نمیزاره
گفتم استاد نازنینم که تمام زندگی ما در اون زمان ۵۰ یورو بود و هزینه گواهینامه در کشور ایمان تقریبا دور و بر ۳۰۰۰ یورو بود ولی گفتم اشکال نداره میرم جلو جور میشه و من باید ایمان عملی مو به خدای خودم ثابت کنم
گواهینامه آلمان اینطور هست که ۱۴۰۰ تا سوال داخل یک برنامه هست و تو باید همه این هارو بخونی درک کنی و بفهمیشون و هر روز مرور کنی و بعد روز امتحان از بین این ۱۴۰۰ تا سوال ۳۰ تا میاد که باید بری جواب بدی
با عشق و شادی من تمام سوال هارو میخوندم و از تک تک پیشرفت هایی که میکردم لذت میبردم و اصلا خسته نمیشدم و ادامه میدادم مینوشتم میخوندم و حتی بو عشق بعضی شب ها تا صبح بیدار بودم و فایل های آموزشی شو گوش میدادم و میدیدم
به لطف خدا رفتم چهار ده جلسه تئوری شو در آموزشگاه و ساعت های رانندگی مو هم انجام دادم
و امتحان تئوری مو در اولین بار در حالی که خیلی از بچه های آلمانی که بامن همون روز امتحان داشتند رد شدند با توکل به خدای مهربانم من همون دفعه اول قبول شدم امتحان عملی مو هم همینطور و با همکاری خدای مهربانم و ایمان و توکل با موفقیت گرفتم اش هرینه شو بگم بهتون
بخاطر بارش ژاله در آلمان بیمه ماشین مون دقیقا ۳۰۰۰ یورو به حساب مون واریز کرد و من اون لحظه از خوشحالی اشک میریختم که خدای من تو چطور کارهارو برای من داری جور میکنی و از جایی که گمانش رو هم نمیکنم لطف تو شامل حال من میکنی
و بینهایت در رحمت دیگه هم از جانب خدای مهربان برامون باز شد
من میدونستم که مخالفت همسرم و شرایط سخت مالی ام در اون زمان امتحان خداوند بود که آیا تو که اینقدر داری ادعا میکنی که من دارم روی خودم کار میکنم میتونی اقدام هم بکنی
و این یک جایی بود که من باید ایمانم رو به خدای خودم نشون میدادم مثل موسی که وقتی از چیزی خبر نداشت و اون ندای قلبی،اش بهش گفت برو به سمت دریا با ایمان به ندای قلبی اش رفت و انجام اش داد اینطور نبود که وعده هارو اول خدا بهش نشون بده و بعش بگه وقتی بری دریا باز نیشه و تو نجات یافته ای
نه !
هیچی نمیدونست و وقتی اقرام کرد و اعتماد کرد دریا براش شکافته شد حتی زمانی که همه قوم اش کفتند ما دیگه نابود شدیم فرعونیان الان مارو قتل عام میکنند در اون زمان گفت نه خدای من با منه و من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بعد دریا به روش با ایمان ایمان اش باز شد
فقط ممکن بود موسی هم اون زمان که لشکر فرعونیان رو دیده یود میترسید و شک میکرد که خدو بتونه کمک اش کنه ولی در بدترین شرایط ایمان شو حفظ کرد و بعد از نجات یافتگان شد .
همینطور وقتی مادر موسی نمیدونست چه اتفاقی میخاد با طفل نوزاد لش در دل دریای بزرگ بیفته به ندای قلب اش اعتماد کرد و رها کرد فرزند جگر گوشه شو و بعد خداوند رسوندنش در خونه فرعون و در ناز و نعمت بزرگ اش کرد و من هم گفتم باید ایمانم رو به شکل عملی به خدای خودم نشون بدم
و به لطف خدا این کار انجام شد
و اینم بگم وقتی من گواهینامه ام رو گرفتم همسرم خییییلی خوشحال شد و گفت چقدر خوب و من بهت افتخار میکنم که استقامت کردی و الان به همه دوستان و خانواده اش میگه خانم من گواهینامه شو با موفقیت گرفت با افتخار. هم میگه
میدونم این یک امتحان الهی برای مهک زدن ایمان من بود و خداروشکر با موفقیت انجام شد
و الان با حس خوب و لذت یک ماشین شخصی در اختیارم هست و هر جا که دوست دارم میرم و از این آزادی که دارم بینهایت لذت میبرم
و یک چیز جالب اینکه از روزی من گرفتم خانم های فامیل مون هم چند تا رفتن واقدام کردند و من خیلی از این بابت لدت میبرم
چقدر این مسیر عالی بود چقدر بزرگ شدم چقدر زیبا خدای من هدایت ام کرد و در ها رو یکی پس از دیگری برام باز کرد
واقعا اولش سخت بود که بتونم ذهنم رو کنترل کنم ودر مسیر بمونم ولی وقتی قدم برداشتم و حرکت کردم و خدای من هم همراهی ام کرد دیدم خیلی هم مسیر لدت بخشی است و کلی باهاش بزرگ شدم و رشد کردم
و بعد وقتی به اون هدفم رسیدن گفتم من میخام مدرک پایان تحصیلی مو در یکی از مدرسه های آلمان بگیرم رفتم و خداروشکر اون رو هم پارسال گرفتم و الان یک انرژی بینهایت قوی از رسیدن به این اهدافم گرفتم که میخام فقط در همین مسیر رشد پیشرفت و ادامه دادن و توسعه و گسترش خودم حرکت کنم و دیگه هیچ چیزی نمیتونه جلوم رو بگیره و نگه ام داره
خدارو هزاران هزار مرتبه شکر میکنم کا در این مسیر هستم و این زندگی لوق العاده رو دارم تجربه میکنم
از شما هم استاد مهربانم بینهایت سپاسگزارم که هستید و وجود شما مایه خیر و برکت و گسترش این جهان عظیم است حس خوبی که در تک تک ثانیه های فایل رو داشتید با تمام وجودم درک میکنم میدونم چه غوغایی در وجودتون هست چقدر قلب بود باز بود در لین فایل و گشودگی در قلب تون احساس میکردید من هم تجربه کردم این احساس رو بعضی وقت ها اینقدر حسم خوب میشه که بی اختیار میزنم زیر گریه و یک گشودگی و باز شدگی و گسترشی در قلبم حس میکنم که اصلا نمیتونم توصیف اش کنم خدای مهربانم ازت بینهایت سپاسگزارم
درودبرسیمای عزیز🌹
چقدرتحسینت کردم عزیزم برای این شجاعتت برای ایمانت برای این اراده پولادینت👏👏تبریک میگم صمیمانه تمام نتایجی روکه باایمان وتلاشت به یاری خداوندگرفتی عزیزم، وقتی نوشته هاتومیخوندم اشک ازچشمام جاری شد، برای اون ایمانی که بخرج دادی، برای توحیدی که دروجودت ساختی، احسنت به شمادوست عزیزم، برات آرزوی روزهایی سرشارازمعجزه که نتیجه اش زیبایی وشادی لذت باشه درزندگیت میکنم ازدرگاه رب بی همتا🙏
انشالله بازم نتایج فوق العاده ات روبخونم اینجا… 🙏❤️😘
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته فوق العاده خداروشکر میکنم برای وجودتون….
شاید یکم بی ربط باشه دیدگاهی که میخوام بنویسم با موضوع این فایلی که ضبط شده اما ایمان دارم و باور دارم این کامنت تاثیر بسیار زیادی در زندگی دوستان عزیزم داره و اگر استاد این فایل رو تایید کردن پس حتما با من موافق هستن…
استاد عزیزم مدتی هست که من بدهی مالی دارم و با توجه به اینکه شما گفته بودید بدهی مالیتون رو در اسرع وقت پرداخت کنید تا انسان خلاقتری بشید تا تمرکز بالاتری داشته باشید من هم ایدهای مختلفی در ذهنم اومد برای تسویه حساب کامل این بدهی و اتفاقی که افتاد ایده فروش یکی از ملک های مادرم به ذهنم رسید و مادرمم با من موافق شد که هم با فروش این ملک بدهی من داده بشه و هم ساخت و ساز ملکی دیگه برای مادرم…..
امروز من تصمیم گرفتم از نیشابور برم نهبندان و مدتی کنار مادرم باشم که این ملک رو بفروش برسونیم امااااا نشانه های واضح خداوند برام اومد که نرو و نه امد ….من هم ازونجایی که از شما یاد گرفتم به نشانه ها توجه کنم و شاخک هام رو بدم بالا بگم داستان چیه خدا میخواد چیو رو بهم بگه ….و اومدم در سایت کلی فایل های دانلودی شما رو هدایتی پلی میکردم و از هر ویدیویی که میدیدم خدا یه چیز بهم میگفت ….و میخوام تمام اون موارد رو اینجا بهتون بگم تا خیلی از هم فرکانسی های من که در شرایط من هستن از طریق این کامنت هدایت شوند.
مهدی این وام و بدهیتو باید خودت پرداخت کنی…
مهدی این وام دوستت هست تو باید مهارت هاتو باورهاتو افزایش بدی تا انسان قویتری بشی و این تضاد دوستت هست…
مهدی تو برای پرداخت این وام باید درآمدتو افزایش بدی ….
مهدی اگر دارایی از خودت داری اره اون رو بفروش وامت رو پرداخت کن ….
مهدی دارایی مادرت دارایی پدرت و هر کسی دیگه رو بفروشی به تو کمک نمیکنه…
مهدی تو باید از خودت قربانی بدی نه از کسی دیگه…
مهدی یکی از دلایلی که1 سال داری روی خودت کار میکنی و اموزش میبینی و مهارت هاتو رشد دادی همین وامت بوده این وام بهت استمرار داده…
مهدی تو باید تکاملی وامت رو پرداخت کنی و درسشو برداری و هرگز دیگه وام نگیری …
مهدی تو باید بزرگتر از وامت بشی نه وامت بزرگتر از تو …
مهدی تمام تلاشتو بکن مهارت هاتو رشد بده باورهاتو تقویت کن و 10 ها و 100 ها برابر درامدتو رشد بده تا این وام بشه بخش کوچکی از درامدت.
مهدی حتی الان بهت اطرافیانت زنگ زدن و گفتن شماره کارت بده تا بدهیتو ما بدیم و هر وقت داشتی بده تو قبول نکن چون یک تله هست.
مهدی استاد عباسمنش میگه اگر میخواین بچه هاتون رشد کنن از بچه هاتون حمایت نکنید .
مهدی حامی تو خدای تو هست و مهارت ها و صداقت تو .
مهدی استاد عباسمنش میگه تکاملی درامدت رشد میکنه پس بدهیتم تکاملی پرداخت میشه عجله نکن .
مهدی استاد عباسمنش میگه اگر هر ایده و یا پیشنهادی به شما شد که یهویی میخواد درآمدت رو افزایش بده و یا یهویی بدهیتو پرداخت کنی اون تله هست و فاصله بگیر.
استاد عزیزم بعد از گذشت 3 هفته که داشتم معامله میکردم با ابلیس و پشت نجواهام راه میرفتم خداوند بهم همچیز رو گفت دقیقا زمانی که من داشتم اقدام میکردم .
البته خداوند همواره داشته در این مدت بهم میگفته مشکل از گیرنده بوده نه از فرستنده …
خداروشکر میکنم شما رو خدا سر راه من قرار داده تا با ابلیس معامله نکنم با فرمانروانی کیهان معامله کنم چون شیطان قدرتی نداره ما به شیطان قدرت میدیم و دعوتش رو میپذیریم اون هیچ قدرتی نداره ..
خداوند همچیز میشود همکس را به شرط ایمان و به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
به نام ارامش دهنده قلبها
تعهد 201
خدای مهربانم
شکرت برای نعمت زندگی که بهم عطا کردی تا بتونم زیبایی ها و حس های قشنگ رو تجربه
تا بتونم همواره رشد کنم و لذت ببرم از زیبایی نعمت های بیکرانت
خدایا شکرت برای توانایی شکر گزاری خدایا کمک کن بیشتر قدرشناس نعمت های فراوانی که در زندگیم هست باشم
خدایا شکرت برای هدایتی که همیشه همراهمه
خدایا شکرت به خاطر سلامتی و احساس خوبی که دارم
خدایا شکرت برای ارامشی که دارم
خدایا شکرت برای سلامتی و وجود خانوادم و همسرم
خدایا ایمانمو قوی کن کمکم کن عملگرا باشم
همه ی ما باورهای محدود کننده ی زیادی داریم و پیداکردن این باورها زمان میخواد تکامل میخواد باید جهاد اکبر داشته باشیم و همه ی تمرکزمون روی پیدا کردن باورهای مخرب و اصلاح اونها و ایجاد باورهای درست و قدرتمند کننده باشه باورهایی که به خوشبختی و لذت و ثروتمند شدن و ارامش بیشترمون کمک کنه
خدایا بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم ی نشونه میخوام که دلم قرص شه خودت اگاهی به احوال این روزهام امین
سلام به دوست عزیزم مریم جان
خداااایا من هر آنچه دارم از تو دارم
خدااایا خودت هنگام خوندن کامنت مریم جان بهم الهام کردی پاسخ بدم
خدایا تو میدانی هدایتم کن به آنچه باید بنویسم
مریم جان مطمین باش و ایمان داشته باش خدا به هر آنچه بر دل هاست آگاهه فقط کافیه ایمان داشته باشیم
باور کنیم که خدا بر همه چی عااالمه و قادره
این جنس از باور وقتی بوجود میاد که انگیزه داشته باشی عشق در وجود خودت لبریز بشه که فقط زیبایی ببینی
مثلا امروز در روابطت یه زیبایی ببینی و اونا تحسین کنی با عشق و از درون خودت براش ذوق کنی ببین خدا برات تا یک ساعت نشده زیبایی از همون جنس را برات میزاره مثلا ثروت میخواهی باید توجهت را ببری به فراوانی ها میری داخل سوپر مارکتی فقط ببین چقدر از هر چیزی فراوانه چه قدر تنوع زیاده چقدر ایده در طرح و بسته بندی هاست و اینکه همواره جهان در حال رشد و پیشرفته
خدااا شاهده این جنس نگاه فقط برامون زیبایی بیشتر فراوانی بیشتر عشق بیشتر سلامتی و سعادتمندی را میاره که البته لازمش جهادی اکبره
چرا جهاد اکبر چون ذهن در حال نجوا کردنه و ما میتونیم با باورهای توحیدی با منطق های قرآنی اونا ساکتش کنیم و تکاملمون را در راه رسیدن به ایمان فعال طی کنیم که البته
جهاد در راه خدا برا رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بی نهایت لذت بخش و شیرینه
بانو جااااان این دلنوشته ای از سمت خدا بود برات بوسیله دستان خدا
خدااایا شکر که منم با نوشتن این دلنوشته برای وجود نازنینت قلبم بازتر شد
عزیزم در پناه یگانه الله همواره شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشی
به نام خدای هادی
درود بر شما عزیزان و همه دوستان عزیزم.
الهی شکرت برای هدایت شدن به این مکان زیبا، واقعا زیبا و رویایی😍
الهی شکر که اعتبار این همه زیبایی متعلق به خداوندی است که همیشه هادی است. و تنها کسانی هدایت می شوند که خودشان این درخواست را به خدا داده اند تا هدایت شوند.
سبک بال خودمان را به تو سپرده ایم و تنها از تو یاری می جوییم و هدایت طلب میکنیم.🙏❤️
استاد هدایت درست در زمانی انجام می شود که واقعا از اعماق وجود به هدایت کردن خدا شکی نداشته باشیم، تسلیم و کاملا بهش ایمان داشته باشیم.
هدایت هم فراتر از هر قانون و تبصره و زمان و مکان است.
من هم میخواستم یکی از داستان های هدایتم توی کارم رو بگم که واقعا وقتی بهش فکر میکنم به بزرگی خدا و هدایت پروردگار پی میبرم.
کار من ویزیتوری هست و چند ماه پیش برای کار به یکی از استان های شمالی کشور سفر کردم، و توی اون شهر هیچ فروشی نداشتم و خلاصه آخرین مغازه که رفتم فقط ی شماره از من گرفت و گفت که رئیسم اینجا نیست و بشون میگم.
نامید نشدم و گفتم خدایا شهر بعدی رو تو انتخاب کن تا برم. راه افتادم و صد کیلومتری رو طی کردم. همه مغازه های مربوطه شهر جدید رو ویزیت کردم و باز هم خبری نشد. باز هم ناامید نشدم و گفتم عیب نداره، خدا هدایتم میکنه و حتما اتفاقات خوبی میفته.
مغازه ای توی یه کوچه بود که زیاد از ظاهرش برای وقت ویزیت گذاشتن مناسب نبود. اما ی چیزی از ته دلم گفت برو عیبی نداره فوقش نمیشه دیگه.
رفتم داخل و جنس دستم بود، دیدم دو نفر دارن میخندن، اولش گفتم خدایا چشونه.🙄
یکی از اونا گفت تو کجا بودی، تو رو خدا رسوند، من مدتهاست دنبال این جنس بودم و اتفاقا همین الان با دوستم داشتیم عکس همین محصول رو میدیدیم که تو از راه رسیدی!
این شخص همون کسی بود که شهر قبلی رفته بودم و رئیسی بود که شماره م رو به شاگردش دادم!
خودش میگفت واقعا شوکه شدم چجوری تو اینجا اومدی و منی که چند سال هست این شهر نیومده بودم، اتفاقی اومدم به دوستم سر بزنم که تو از راه رسیدی.!! 😄( تو دلم گفتم خدای من خدای نشدن ها و خدای هدایتگر هست و هیچ چیز اتفاقی نیست!)
و استاد عزیزم بعد از این جریان ، این شخص که انسانی عالی و بی نظیر و بسیار ثروتمند هست و از بهترین مشتری های من شده که شکر خدا سود های خوبی به من رسونده.
استاد عزیزم همه ما از این هدایت ها زیاد تجربه کردیم ولی چون زیاد بهش توجه نکردیم و تحسین و تاییدش نکردیم شاید کم رنگ تر شده.
اما من بعد از این جریان همیشه خودم رو مثل تکه چوبی روی آب رودخانه، خودم رو بهش سپردم و تسلیمم و گفتم هر جا خواستی منو ببر قطعا تو بهترین هدایتگر هستی.
الهی شکر برای این فایل عالی که گذاشتین و مجدد این هدایت برام یاد آوری شد.
این کامنت رو با حسی عالی دارم توی پارک نزدیک منزلمون توی ی روز تعطیل در هوای آفتابی و بعد از باران ( به قول شما افتر رین🤩) دارم می نویسم.🌞🌄
این پارک فوق العاده است و خیلی دوسش دارم و همیشه زیباییهاش رو تحسین میکنم و لذت میبرم.
میخوام بگم که زیبایی ها همه جا هست کافیه بری دنبالش و بخای ببینیش. منم توی کمتر از ۲دقیقه به این مکان زیبا میام و ازش لذت میبرم.
الهی شکر برای وجود شما و تشکر میکنم بخاطر این فایلهای زیبایی که برای خودتون و ما تهیه میکنید.❤️🙏🌍
منتظر دیدن زیبایی های بیشتر از آمریکا هستیم.
در پناه خداوند هادی.
از شدت که ذوقی دارم نتونستم بزارم فایل کامل گوش بدم بعد کامنت بزارم
وای استاد یکی از واضح ترین هدایت هایی که شدم برای سال ۹۹ هست و از بس مرور میکنمش انگار همین دیروز بود.
من سال ۹۷ یک خانمی شرکتی رو تاسیس کرده بودم که اینم کاملا هدایتی بود مثل (جور شدن سرمایه) اونم توی سن ۲۰ سالگی و اون موقع من سرمایه گذاشته بودم و توی دو سال هیچ سودی برای من نداشت و من فقط به این دلخوش بودم که حداقل باشم توی شرکت اگر منحل شد من پول اصلی خودمو بردارم. اخر شهریور ۹۹ از کسی که اصلا ایران زندگی نمیکرد به من پیشنهاد کار شد من کلا ایشون ۲یا۳ بار دیدم اونم داخل همین شرکت خودمون ایشون چند بار به من این پیشنهاد دادن و من نشنیده میگرفتم که یهو با خودم گفتم خدایا کامل هدایتم کن که باید چیکار کنم من اگر از اینجا برم این سرمایم چی میشه تقریبا تمام کارای شرکت من میکردم چی میشه من برم؟ نرم ؟
از خدا سر صبح هدایت خواستم و منتظر موندم اگر قراره پیشنهاد اون فرد قبول کنم بهم بگه،ساعت ۹ صبح اینا شد من رفتم بیرون از شرکت که چایی بگیرم(کسایی که توی ایران زندگی میکنند میدونند ۱ فروشگاه هایی هست به نام افق کوروش اینا اون زمان یه تبلیغاتی رو یه صورت صوتی پخش میکردند راجب مزایا خودشون قرعه کشی هاشون) باورتون نمیشه من پامو گذاشتم اونجا این صدا پخش شد که بدو بدو از آروزهات جا نمونی انگار برق منو گرفت جنس صدایی که پخش میشد جنسی بود که به من گفت چیکار کنم.
به محض اینکه رسیدم رفتم توی اتاق به شریکم گفتم من دارم میرم و توی اون مدت هرکس خواست منو سست کنه انگار روی برف چیزی مینوشت فکر میکردم که جنگ و دعوا بشه ولی نشد به بهترین شکل ممکن من رفتم از شرکتی که با کلی ارزو توی سن ۲۰ سالگی تاسیسش کرده بودم
خلاصه من اومدم جایی که الان کار میکنم باورتون میشه توی ۳ ماه اول پولی که بدست اوردم قد سرمایه ای بود که گذاشته بودم توی شرکت خودم و با اولین حقوقم یکی از دوره های استاد عباس منش خریدم
جالب تر اینکه من بسیار شخصیت صادق و راست گویی دارم چیزی که دقیقا این شرکت بهش نیاز داشت و من اینجا رشد کردم
حس کارمندی به هیج وجه ندارم اینجا از گوشت و خون منه انگار چیزی که خواسته بودم ولی اول نمیدونستم اینو و خدا با بهترین جمله منو هدایت کرد*بدو بدو جا نمونی از آرزو هات