پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رونیا داودی گفته:
    مدت عضویت: 2218 روز

    سلام استاد جان و مریم نازنین و دوست داشتنی

    و سلام به دوستان فوق العاده سایت

    اول از همه با وجود اینکه سفر ایران رو کنسل کردید اما حس کردم اومدید و درسارو دادید و رفتید، حتی با نیومدنتون💞

    درک ارزشمندی که امشب از خوندن کامنت چند تا از دوستان در رابطه با تجربه همزمانی پیدا کردم نکته جالبی بود که دلم میخواد اول توضیح بدم و باعث شد بنویسم…

    شما با مطرح کردن این پرسش و به تفکر انداختن بچه ها و دست به کامنت شدنشون ، باعث شدید به صورت عملی بچه ها این قانون رو در جنبه های زندگیشون پیدا کنند و به جای حرفهای زیبا و ارزشمندی که شاید خیلی وقتها عملی نمیشه، بچه های سایت به صورت عینی از زیبایی‌های درک قوانین همزمانی به صورت عملی در زندگیشون صحبت کنن.( حکایت ایمانی که عمل نیاورد….)

    خیلی وقتها حرفهای زیبایی میشنویم از دوستانی که دنبال کننده این مباحث هستن اما در عمل فقط با تضادها از سمتشون روبرو میشیم که کم نیستن این روزها و متعجب از واکنشهای افرادی که ظاهراً در مسیر قوانین خوب الهی هستن اما اصلا شباهتی به صحبتهایی که ازشون شنیدیم ندارن.

    البته مسئله و تله ای که خیلی راحت توش میوفتیم از جمله خود من در گذشته که تصور میکردم چون قوانین رو می‌دونم پس دارم عمل میکنم در حالی که نتایج چیز دیگه ای رو نشون میداد( همون حکایت آبمیوه گیری که سیب رو میندازیم توش و توقع آب هویج داریم)

    و یکی از مراقبتهای همیشگی خودم از خودم از زمانی که متوجه این اشتباه ذهنی شدم، اینه که حرفی که میزنم آیا الان دارم خودم عمل میکنم؟

    با این سوال دو تا اتفاق میوفته. یکی اینکه مراقب کلامم هستم که شبیه اعمالم باشه و به این شکل اعمالمو دائم خودم رصد میکنم و دوم سکوت موقعی که خودم هنوز به تکامل اون موضوع نرسیده باشم.

    چقدر به قول شما زود از قشر و عموم جامعه کنده میشیم اگر متعهد به کار کردن روی خودمون باشیم چون با دنیای معلولان مسابقه دادن اصلا سخت نیست و نیاز به تلاش و انرژی عجیبی نداره.

    و چقدر خوشحال و سپاسگزارم که در مسیر زیبای آرامش و موفقیت و سعادت هستم به لطف خدا.

    استاد جان از صبح که این فایل رو دیدم فقط خدا می‌دونه چقدر لذت بردم از لحظات بی نظیر این فایل و مرور بارها و بارها توی ذهنم.

    شما یک سوال مطرح کردید در پایان فایل اما تا جواب سوال برسم باید حالا حالاها از نکات ارزشمند فایل بنویسم

    از حس شوخ طبعی شما برای جا زدن شنهای زیبا جای برف😅

    تا حس عمیق و دلنشین و قابل انتقال شما و مریم جان از اون فضای خاص و پرانرژی و به قول شما روحانی که واقعا حس میشد

    از شنهایی که حین صحبت توی مشتتون آهسته آهسته کف صحرا می‌ریخت تاااا اون خانمی که با لباس بلند و قرمز و دستانی که سمت آسمون ،حس زیبایی روی تپه گرفته بود،

    از مریم عزیزی که اگر نکته سنجی توام با عشقش نبود شاید این همه زیبایی رو در کنارتون یکجا نمی دیدیم تا اینقدر خودتون بودن و در صلح بودن با خودتون.

    واقعاً چقدر به خودتون نزدیک هستید💞

    از آرامش و سکوت و توجهی که مریم جان حین صحبت با شما داره تا انرژی و نگرش تحسین برانگیزی که در مداری قرار داده خودش رو که همسفر و فرد تاثیرگذاری در مسیر زیبای رسالت و زندگی خود شما قرار گرفته.

    چقدر لذت بخشه اینقدر روی خودت کار کنی و در مدار مناسبی قرار بدی خودتو که همنشین لحظاتت امثال مریم و استاد باشه.

    اون هم مداری پایدار و زیبا

    خیلی حرف دارم از حس و درکم از این فایل بی نظیر که اینقدر فرکانس متفاوتی داره که هم از حال و هوای استاد و مریم مشخصه هم کامنت های زیبای بچه ها و هم خودم که دست به کامنت شدم😍

    پدیده همزمانی مثل شهود دقیقا چیزیه که در تمام زندگی هممون وجود داره فقط باید ببینیمش و بهش توجه کنیم تا قدرت بگیره.

    در واقع از پیروی شهود ، همزمانی ایجاد و قابل فهم میشه.

    و چقدر زیبا توی یکی از فایلهاتون گفتید شهود واسه همه وجود داره ، به اندازه ای که بهش عمل میکنیم مارو متفاوت می‌کنه.💞

    به نظرم شهود و همزمانی و تسلیم و پذیرش و اقدام و ایمان به خیریت فارق از هر نتیجه ای، دقیقا مثل زنجیر متصلی هست که اگر یک جاش حذف بشه دیگه اون قدرت و نتیجه رو نداره.

    و مهمتر از همه تسلیم نتیچه شدن بدون چون و چرا و آرامش و اطمینان قلبی باعث میشه مرور زمان چراییش رو هم برامون روشن کنه.

    مثل روشن شدن علت کنسلی سفر شما به ایران در همین مدت کوتاه.

    و چقدر اطمینان میده این حرف مریم جان که مهم نیست چقدر تو دلت بخواد کجا باشی و چی رو تجربه کنی، جهان اجازه نمیده تو جایی قدم بذاری که هم فرکانست نیست و بالعکس.

    چقدر استفاده از این قانون حس خوبی داره

    پس کافیه من در فرکانس مناسبی باشم تا در شرایط درست و با انسانهای درست و در جای درست قرار بگیرم

    به جرات استفاده از این قانون و باورم بهش ، در چند سال اخیر باعث تحولات بی نظیری در زندگیم شده که عبور از شرایطهای ناخواسته رو برام آرامتر و آسانتر و زیباتر کرد و هر روز نتایج بی نظیری در زندگیم شاهد هستم که لحظه لحظه شاهد همزمانی های جذاب و پر از هیجانی برای من بوده….

    خیلی این فایل حرف توشه

    خیلی…

    ممنون به خاطر این فایل بی نظیر

    دوستون دارم و امیدوارم به زودی زود در بهترین زمان و بهترین شرایط از نزدیک ببینمتون 💞

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      جواد بایرامی گفته:
      مدت عضویت: 2217 روز

      سلام و درود خدمت همه دوستان بزرگوار و سرکار خانم داودی عزیز

      امیدوارم هر روز نسبت به روز قبل حال همگی بهتر و بهتر باشه و در مسیر نعمت ها و زیبایی ها حرکت کنیم.

      یک موضوع خیلی درست و مهمی در کامنت شما دیدم که دقیقا من هم در این تله افتاده بودم.

      بحث عمل به آگاهی ها و آموزش ها.

      در اوایل دوره ۱۲ قدم خودم اصلا توجه خاصی به انجام تمرین ستاره قطبی و توجه به زیبایی ها نداشتم . و دنبال نکات خاص و جادویی در این دوره بودم .

      ولی هر چقدر جلوتر رفتم و تکامل رو طی کردم ، متوجه شدم که چرا استاد به قانون اصلی جهان اصرار دارند و تمام آموزش های دیگر بر پایه این قانون است.

      مدت زمان تکامل هر شخصی با دیگری متفاوت هست و هر چقدر بیشتر زمان بگذاریم و متعهد باشیم و آموزش های استاد رو فصل الخطاب بدونیم و تمرین کنیم ، این تکامل بهتر و زودتر طی میشه.

      من زیاد اهل کامنت خواندن و کامنت گذاشتن نبودم . وقتی که جلسه آخر دوره ۱۲ قدم رو با دقت چندین بار نگاه کردم متوجه شدم که کار من تازه شروع شده و فکر می کردم با رسیدن به جلسه آخر دوره قرار هست که اتفاق خاصی بیوفته و زندگی من متحول بشه . اما اشتباه یا همون تله ای که فرمودید دقیقا برای من همین جا بود. \\\\ عمل کردن \\\\

      استاد دقیقا اشاره کردند که ۱۲ قدم که هیچ ، ۲۰۱۲ قدم هم بگذره ولی تا زمانی که من شروع به تغییر شخصیت و تمرین و عمل کردن نکنم ، اتفاق خاصی نمیوفته . و من اطمینان کردم به حرف استاد و شروع کردم از جلسه اول قدم اول دوباره تکرار و تکرار و تمرین .

      دقیقا ۱۲ ماه هست که از جلسه اول دوباره شروع کردم و این آموزش ها به خصوص ستاره قطبی که اصل اساس هست رو جدی گرفتم. و خیلی خیلی خدا رو شکرگزارم زندگی من روان تر شد و اتفاقات خوب تک تک رخ دادند.

      الهامات و هدایت ها و هم زمانی ها از زمانی شروع می شوند که احساس خوب و آرامش در درون ما به وجود می آیند .

      زمانی ما به احساس خوب و معنوی و رهایی می رسیم ، هدایت ها دریافت می شوند.

      به نظر من مهمترین و اصلی ترین ابزار دریافت هدایت و رخ دادن هم زمانی ها، انجام دقیق و منظم و جدی تمرین ستاره قطبی هست.

      با احترام به نظر شما در مورد حرفهای زیبا و ارزشمند دوستان که بعضا عمل نمی شود ، به نظر من همین توجه به زیبایی ها و تکرار آنها در کامنت ها و انرژی مثبت و جملات زیبای دوستان چه در مورد سریال سفر به دور آمریکای استاد و بانو شایسته و چه در مورد زیبایی های اطراف زندگی خود دوستان ، می تونه مرحله ای از سیر تکامل آن دسته از دوستان باشه .

      شاید بعضی دوستان مثل من در طی کردن تکامل خودشان مقداری تاخیر دارند یا درجا می زنند و یک مقدار دیرتر عمل می کنند ، ولی باید از یک جا شروع کرد .

      همین توجه کردن به زیبایی های این سایت بی نظیر و اعراض از اتفاقات ناخواسته های جامعه و شرایط کنونی ایران ، می تونه به تک تک ما کمک کنه و هر کامنت و جمله زیبا می تونه یک نوری رو در دل یک دوستی روشن کنه و هدایت کننده باشه.

      چند تا از کامنت های شخص خودم در سال گذشته سرشار از گلایه و ایراد و نارضایتی از عدم نتیجه گیری بود ، ولی هر چقدر کامنت های زیبا این سایت رو بیشتر خوندم و تمرکز کردم بر زیبایی های نظرات و تجارب دوستان ، تازه فهمیدم چرا استاد اینقدر به مشارکت در کامنت ها تاکید می کنند.

      البته تذکر شما در مورد عمل کردن به آموزشها کاملا درست و بسیار مهم هست و زمانی که به این مرحله برسیم نتایج خلق می شوند و تغییرات مثبت و بهبود رو مشاهده و تجربه میکنیم. و تا زمانی که به این مرحله یعنی عمل کردن نرسیم ، نمی تونیم نتیجه ای رو مشاهده کنیم و احتمال به تله افتادن و ادامه ندادند بسیار زیاد میشه. و دقیقا فاصله بین موفقیت و عدم موفقیت همین تله ای هست که فرمودید و رد شدن از این تله فقط با عمل کردن دقیق و منظم و مکرر آموزش ها اتفاق می افتد.

      من خودم به دلیل تضادها و مشکلات زیادی که در زندگی زناشویی با همسرم داشتم زمان زیادی رو تلف کردم و دیرتر به نتایج دلخواه دست پیدا کردم.

      ولی دقیقا و دقیقا از زمانی که عمل کردن واقعی رو شروع کردم ، به جای انرژی دادن به مشکلات همسرم به نکات مثبت ایشان تمرکز کردم ، در مرحله اول احساسم از بد بودن به معمولی بودن تغییر کرد . و با تکرار و تکرار بیشتر احساسم از معمولی بودن به بهتر شدن و بهبود رابطه با همسرم منجر شد.

      🙏 من که ۱۲ ماه پیش قصد جدایی از همسرم و داشتم و درخواست طلاق داده بودم و یک رابطه بسیار بسیار بدی رو داشتم ، الان به لطف الله مهربان و دل سپردن به آموزشهای استاد عزیزم ، یک رابطه عالی رو با لیلای عزیزم (همسرم) دارم و هر روز به خودم و ایشان یادآوری می کنم که دلایل رسیدن به این حال خوب و رابطه عالی چی بوده تا فراموش نکنم!!!

      🙏 در همین ۱۲ ماه بدهی های بسیار زیادی رو داشتم من جمله هزینه مدرسه غیر انتفاعی مدارس دخترم و پسرم ، بدهی به دوستان و همکارانم که همگی به لطف خدا پرداخت شد. کاملا مثل یک معجزه

      🙏 در همین مدت در محل کارم شرایط بسیار بسیار عالی با آزادی زمانی و ارتقا شغلی برایم فراهم شد.

      🙏 خودم و همسرم بعد از ۵ سال مصرف مداوم قرص آرام بخش سرترالین رو براحتی کنار گذاشتیم.

      🙏 دختر ۱۰ سالم و پسر ۷ سالم در این مدت چقدر حال روحی خوبی پیدا کردند و مشکل نگهداری آنها در زمانی هایی که من و همسرم در محل کار هستیم به لطف و هدایت خدا حل شد و خدا یک شجاعتی عجیبی در وجود بچه هام ایجاد کرد که هر دو در منزل تنها منتظر ما می مانند و نیاز به کمک پدر و مادرم کاملا رفع شد.

      🙏 ماشین دوم رو خدا به ما عنایت کرد و همسرم که بدون ماشین بود و هزینه زیادی بابت اسنپ پرداخت می شد رو در آخر هر ماه سیو می کنیم.

      🙏یک مورد دادگاهی داشتم که به لطف خدا کاملا به نفع من پایان یافت .

      🙏 فراهم شدن یک آپارتمان اجاره ای بسیار عالی و خوش آب و هوا با درختان بسیار بلند و زیبا در دو طرف ساختمان و ویوو عالی کوههای البرز و آبشار تهران و همسایه های بسیار بسیار نازنین و با شخصیت و شدیدا مهربان و فرهیخته.

      🙏پرداخت تمام هزینه و اجاره منزل سر وقت و مرتب و به موقع ( در حالی که سال قبل درهمین زمان ، چند ماه اجاره معوق و کلی بدهی داشتم)

      🙏کم کردن ۱۴ کیلو وزن در طی سه ماه گذشته و کاهش وزن از ۱۱۴ به ۱۰۰ کیلو (البته این رو از قانون سلامتی استاد تقلب کردم . در قسمتی که استاد و خانم شایسته در سفر به هاوایی در کشتی بودند و لحظه ای که برای میل کردن قهوه (صبحانه) به سلف کشتی رفتند به قسمت نان های بسیار خوشمزه رسیدند و یک نکته ریز از دوره قانون سلامت رو مطرح کردند و من همون نکته ریز رو اجرایی کردم و فقط و فقط نان رو حذف کردم😉🙏)

      و کلی احساس خوب دیگه که همه اینها رو زمانی تجربه کردم که عمل کردن به قوانین و آموزش ها رو انجام دادم و در تله نیوفتادم .

      ممنون از اشاره بسیار دقیق و خوب و ارزشمند شما که باعث شد من این کامنت رو بنویسم.

      انشاالله همگی در پناه خدا سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم.

      🙏🌹🙏💐🙏

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        رونیا داودی گفته:
        مدت عضویت: 2218 روز

        سلام و سپاس از شما جناب بایرامی گرامی

        ممنون از کامنت زیبا و پر از خبرهای خوشی که از زندگیتون دادید.

        الان متوجه میشم چرا استاد تأکید دارن کامنت ها رو بخونیم و کامنت بذاریم.

        چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم اینقدر نتیجه خلق کردید بعد از عمل به قوانین، هم به شما هم به همسرتون تبریک میگم که تونستید تغیرات بسیار بزرگی در تمام ابعاد زندگیتون ایجاد کنید.

        منم به چند نکته از نکات ارزشمند کامنتتون اشاره کنم.

        در اینکه همه ما روند تکاملیمون رو سیر میکنیم شکی نیست و به قول استاد ما تا آخر عمرمون باید برای بهتر شدن تلاش کنیم و روی خودمون کار کنیم.

        اما استاد حرف فوق العاده ای میزنن که برای من خیلی تاثیرگذار بود:

        طی کردن تکامل صرفاً به معنای زمان زیاد صرف کردن نیست. یعنی من میتونم در موضوع خاصی از همون ابتدا به قول استاد آگاهی ها و تمرینها رو مثل وحی منزل بدونم و بهش بی کم و کاست عمل کنم و شاهد زیباییها باشم و تکاملمو و تغییر مدارمو سریع تر طی کنم (نه جهش کنم) یعنی به یک مدار بالاتر و پایدار برسم و ادامه بدم، و یا اسیر تله ی خب دیگه فهمیدمو برم دوباره زندگیمو کنم و نتایج باز کم و زیاد بشه ، بیوفتم.

        و نکته جالب اینه که اصولاً این جور مواقع یه حرف مشترک میزنیم هممون وقتی نتایج دلخواهمون نیست، 😅

        همه میگیم ما که داریم رو خودمون کار میکنیم و کلی فایل گوش میدیم پس چرا نتایج دلخواه ما نیست و نتایج میاد ولی پایدار نیست؟!

        غافل از اینکه گوش دادن به فایلها و لذت بردن از آگاهی ها یک طرف و عمل کردن لیزری و دقیق اون آگاهی ها در لحظه لحظه اقداماتمون یک طرف……

        البته که به قول استاد و جمله طلایشون که در یکی از فایلهای توحیدی میگن، درک قوانین هم تکامل میخواد…

        که البته درک قوانین از تمرین و عمل به قوانین ایجاد میشه و نه فقط شنیدن فایل و خوندن کامنت و موقع اجرای عملیش در زندگیمون قوانین رو جدی نگیریم.

        که باز به قول استاد اگر ما بتونیم عمل به قوانین و جدیت خودمون در تمرینها رو در زندگیمون پیاده کنیم. دیگه نیاز نیست تکامل خودمون رو با چک و لگد از جهان هستی سپری کنیم.

        دیگه اگر برای طی کردن تکاملمون زمان هم نیاز باشه اون زمان با لذت بیشتر و دیدن نتایج بیشتر سپری میشه.

        دیگه فکر نمی‌کنیم چرا قانون برای ما نتیجه نمیده….

        و دیگه فکر نمیکنم من که خیلی خوب متوجه قوانین شدم پس کو نتایجم….

        دیگه نمیگم من که دارم روی خودم کار میکنم پس کو…

        اگر بپذیرم قانون یکیه و برای همه کار می‌کنه اولین اتفاقی که میوفته رفتن توی نقطه پذیرشه و دیگه مسئولیت خواسته و ناخواسته زندگیمون رو به عهده میگیرم و حداقل اتفاقی که میوفته اینه که موقع روبرو شدن با ناخواسته دیگه دنبال دلیلش بیرون از خودم نمیگردم. بلکه با خودم فکر میکنم کجا از قانون به نفع خودم استفاده نکردم؟ و الان چطور از قانون برای ایجاد نتایج دلخواهم استفاده کنم؟

        یک نکته ارزشمند دیگه توی کامنتتون این بود که بعد از قدم ۱۲ منتظر تحول توی زندگیتون بودید….

        دقیقا من شاهد معجزات زیادی از تمرین ستاره قطبی بودم اما مثل شما دنبال آگاهی ها و اتفاقات عجیب بودم و تمرینات رو به اندازه ای که جدی می‌گرفتم نتیجه می‌گرفتم و باز متوقف میشدم و دنبال آگاهی های بیشتر بودم به طوری که هنوز چند قدم رو نگرفته بودم رفتم سراغ فایل عزت نفس و…..

        توقع داشتم دیگه قانون خودش بره برای من نتایج رو رقم بزنه😅

        غافل از اینکه اگر من به همون آگاهی های جلسات مثل نفس کشیدن عمل میکردم و نتایج رو پله ای برای تصدیق قانون میکردم، دیگه نیاز نبود دنبال چیزی بگردم و فایلهای دیگه استاد رو برای تکرار و تمرین و تمرکز روی زیباییها و ایمان ساختن میدیدم، نه اینکه بگم برم ببینم توی این فایل چی پیدا میکنم شاید کلیدش اینجا باشه😅

        در واقع استاد اصل مطلب و قوانین رو در تمام فایلها بیان میکنن ما دنبال چیز دیگه میگردیم🤦

        اصل یکیه و دیگه من اگر میرم فایل عزت نفس رو میگیرم برای این باشه که متمرکز روی عزت نفس کار کنم نه دنبال چیز عجیبی بگردم.

        اگر میرم فایل ثروت رو میگیرم برای این باشه که همون اصل رو از استاد یاد بگیرم چطوری هدفمند در ثروتسازی کاربردیش کنم نه دنبال چیز عجیبی بگردم و از آگاهی ها و تمرینهای فوق العاده اون فایلها به راحتی عبور کنم….

        و چقدر تمام فایلهای استاد بی نظیره که حتما از نتایجم از فایلهای عزت نفس و ثروت ۲ و توحیدی خواهم گفت.

        و چقدر هوشمندانه جناب بایرام از فایل دانلودی استاد نکته آموزشی برای سلامتیتون استخراج کردید و استفاده کردید. و باز عمل به اون نکته به شما نتیجه داده.

        باز هم ممنون و سپاسگزارم از کامنتتون و برای شما و همسر و فرزندانتون بهترینها رو آرزو میکنم و امیدوارم هر لحظه زندگیتون شاهد نتایج دلخواهتون باشید.🙏

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          جواد بایرامی گفته:
          مدت عضویت: 2217 روز

          به نام خداوند بخشنده مهربان

          و به نام خداوند اجابت کننده سریع

          خانم داودی عزیز سلام و درود فراوان

          سپاسگزارم از کامنت شما و نکات بسیار ارزشمند شما.

          دقیقا موافق نکته اول شما هستم

          تکامل به تهعد و جدیت و وقت گذاشتن و عمل کردن ما بستگی دارد نه اینکه زمان زیادی رو صرف کنیم. ممنون از یادآوری بسیار دقیق شما.

          نکته طلایی استاد در تمام دوره ها این بوده که یک اصل داریم و این اصل رو در تمام دوره ها متناسب با نکات اون دوره پیاده سازی می کنیم.

          به هر چیزی توجه کنیم از اصل و اساس اون موضوع رو به زندگی دعوت می کنیم و تجربه می کنیم.

          خانم داودی ، هر چقدر در طول روز بیشتر به زیبایی های دمِ دستی توجه می کنم ، نتایج خوبی رو در زمینه هایی که کار می کنم تجربه می کنم.

          به فرض ،

          اگه روی ثروت کار می کنم ، نتایج این زمینه دلخواه من میشه

          یا اگر روزی عزت نفس کار می کنم ،‌نتایج همسان با این درخواست های من رقم می خوره

          یا اگر روی جسم و تناسب اندام و سلامتی کار می کنم ، چون در طول روز تمرکز به زیبایی های کوچک و بزرگِ پیرامون خودم دارم و ورودی ها رو از صبح تا زمان خوابیدن کنترل می کنم ، نتایج این زمینه هم دلخواه من میشه.

          ممنون از نقطه نظرهای عالی و با محبت شما

          با آرزوی بهترین ها برای شما و تک تک عزیزان

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    میلاد آمای گفته:
    مدت عضویت: 2467 روز

    ⚜️قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾

    گفتیم: همگی از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوی من “هدایتی” برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند⚜️

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    بنام خداوند هدایت کننده😍

    .

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته که راهنمای ما هستید در این مسیر زیبا و بهشتی😍

    .

    چقد زیبا بود این کویر سفید و شن های روان و زیبا که انرژی روحانی و ملکوتیش واقعا چشم و دل هر بیننده ای رو با خودش میبره اونجا🤗

    خوشا به سعادتون که از نزدیک اونجا رو دیدید و برامون فایل آماده کردید😍

    واقعا بینهایت زیبا بود و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که امروز صبح منو از خواب بیدار کرد گفت برو تو سایت یه فایل جدید اومده و رفتم دیدم کلی ذوق کردم😍😍

    و زدم دانلود بشه و بعد شروع کردم دیدنش

    اصلا این هدایت هیچ وقت تمومی نداره

    هر لحظه که درمسیر گمراهی میخوای بری خدا میاد بهت میگه آرام باش و بذار من هدایتت کنم و بشین روی شانه های من🤗

    چقد لطف خداوند به ما زیاده😍🤗

    هدایت همه چیزه👌

    .

    یادمه وقتی اولین بار از شما مبحث هدایت رو شنیدم در چند سال پیش نمیتونستم بپذیرم یا قبول کنم که من دارم هدایت میشم و خیلی سنگین بود برام

    ولی الان خیلی راحت میفهمم و درک میکنم چون خیلی جاها کارهامو گذاشتم خدا انجام بده و به هدایت هاش دل بستم و راه ذهنمو بر مسیر بستم و خدا دست بکار شد و منو هدایت کرد به بهترین مسیر و مکان و زمان و الان که نگاه میکنم به مسیر میگم این بهترین مسیر بود واقعا👌

    خداروشکر 🙏

    .

    استاد جان وقتی گفتی در مورد هدایت های زندگیمون بنویسیم

    اومدم گلچین کنم هدایت هامو ولی دیدم واقعا همه چی رو داره خودش هدایت میکنه حتی همین تایپ کردن رو که داره به من میگه و با انگشتانم دارم توی گوشی تاییپ میکنم این هدایته👌

    صبح که منو از خواب بیدار کرده هدایته👌

    منو سوار ماشین میکنه میبره به محل کارم و افراد جلو راه من قرار میده هدایته👌

    آب خوردن هدایته👌

    صحبت کردن هدایته👌

    همش هدایته در هر لحظه

    ولی

    میخوام هدایت های اخیر رو بگم که خیلی ملموس بوده و نتیجه بخش

    یادمه قبل از همین اتفاقات اخیر ایران

    من با باور های اون موقع هدایت شدم به تولید محتوا و ضبط توی اینستاگرام با یکی ازهمکارانم و حتی 4 تا فایل ضبط کردم و گذاشتم توی پیج و پیج داشت خوب رشد میکرد حتی مشتری ملک هم داشتم

    ولی بعد از گذشته یه هفته یه شب خوابیدم و نزدیکای صبح بودش که توی خواب و بیداری یه صدای واضحی بهم گفت پیج اینستاگرام رو ببند و جمع کن

    و من گفتم چرا آخه؟

    گفت جمع کن بعد میفهمی دلیلش رو

    و من باز گوش ندادم

    دوباره فردا شبش قوی تر بهم گفت و من باز گفتم خب دلیلش رو بگو

    و بهم گفت آیا تو بهم اعتماد نداری وقتی میگم یه کاری رو انجام نده؟؟

    گفتم چرا دارم،

    گفت پس جمع کن و صفحه رو ببند و دلیلش رو توی روزای آینده میفهمی

    .

    .

    .

    خلاصه بعد از مدتی یهو زد این اتفاقات توی ایران رخ داد و اینترنت قطع شد و فیلتر شدن اینستاگرام

    و من یه لحظه یادم اومد اون صدای واضح خداوند توی خواب و بیداری رو و دلیلش منطقی شد برام و به خدا گفتم برای همین بود گفتی ببندم؟

    گفت اره

    چون هیچ ثباتی نداشت و توجه تو رو به ناخواسته ها میبرد و بیا روی سایتت وقت بذار و محتوا آماده کن و من هدایتت میکنم👌🤗

    و الان که به این مسیر نگاه میکنم میبینم که واقعا اگه پیج رو ادامه میدادم شاید الان دلسرد میشدم و از مسیر دور میشدم ولی خدا هدایتم کرد

    .

    .

    .

    هدایت بعدی، توی همین مسیری شغلیم که هستم یادمه توی بحبوبحه سال 98 بود ( افزایش قیمت بنزین، بیماری پندمیک ، ورشسکته مالیم، همزمان دانشگاه رفتن و شغل املاک)

    باز توی اون زمان فقط صدای خدا بود که منو هدایت کرد گفت همه چی رو بذار کنار و بچسب به شغلت و با تمرکز برو جلو و هر چی رو که میخوای توی این مسیر بهت میدم و یواش یواش برو جلو

    و یادم میاد اون روزا واقعا چه اوضاع نابسامانی بود و برام همش درس داشت و توی چه مدار پایینی بودم ولی الان چرخ زندگیم روان تر شده و حالم عالی تره و پول همیشه تو حسابمه

    اون موقع فکر رهایی از بدهی بود

    ولی الان فکر گسترش کسب و کار املاک و ایده هایی که بهم میگه

    و

    حتی هدایت بعدیش که الان چند روزه داره میگه

    خرید روانشناسی ثروت 3 هستش که میگه بخرش و با این دوره کسب و کارت رو رونق بده و الهامات رو جدی بگیر و من هدایتت میکنم👌👌

    ( اینجا از دوستانی که این دوره روانشناسی ثروت 3 رو خریدن و توی کسب و کارشون استفاده کردن میخوام از نتایجشون برام بنویسن و از قبل خرید این دوره و بعد از خرید این دوره و تفاوت ها رو بگن برام تا هم برای من الگو عالی بشه و ذهنم پذیرشش بیشتر بشه و هم ردپایی بمونه برای دوستان دیگه ، پیشاپیش بخاطره پاسخ به این درخواستم از شما رفقای عزیزم سپاسگزارم🤗😍🙏)

    .

    .

    در کل اگه هر کدوم از ما بیاییم هدایت هامونو بنویسیم واقعا تمومی نداره

    چون این جریان هدایت همه چیزه و دائمیه👌👌

    .

    .

    یه سری بزنیم به آیات هدایت تا ایمانمون رو به هدایت هاش بیشتر کنه😍

    ⚜️اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    ما را به راه راست هدایت فرما

    ⚜️وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَىٰ

    و همان که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود

    ⚜️إِنَّ عَلَیۡنَا لَلۡهُدَىٰ

    به یقین هدایت کردن بر ماست

    ⚜️ذَٰلِکَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِۚ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ

    این آخرین حدّ آگاهى آنهاست؛ پروردگار تو کسانى را که از راه او گمراه شده اند بهتر مى شناسد، و هدایت یافتگان را از همه بهتر مى شناسد!

    ⚜️إِنۡ هِیَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّیۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُکُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ

    اینها فقط نامهایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته اید (نامهایى بى محتوا و اسمهایى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده؛ آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پیروى مى کنند در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است!

    ⚜️فَرِیقًا هَدَىٰ وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیۡهِمُ ٱلضَّلَٰلَهُۚ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُواْ ٱلشَّیَٰطِینَ أَوۡلِیَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَیَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ

    جمعى را هدایت کرده؛ و جمعى گمراهى بر آنها مسلّم شده است آنها شیاطین را به جاى خداوند، اولیاى خود انتخاب کردند؛ و گمان مى کنند هدایت یافته اند!

    ⚜️وَلَقَدۡ جِئۡنَٰهُم بِکِتَٰبٖ فَصَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ عِلۡمٍ هُدٗى وَرَحۡمَهٗ لِّقَوۡمٖ یُؤۡمِنُونَ

    ما کتابى براى آنها آوردیم که آن را با آگاهى شرح دادیم؛ که مایۀ هدایت و رحمت براى جمعیّتى است که ایمان مى آورند

    ⚜️مَن یَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِیۖ وَمَن یُضۡلِلۡ فَأُوْلَـٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ

    آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعى) اوست؛ و کسانى را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعى) آنها هستند!

    ⚜️وَإِن تَدۡعُوهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا یَسۡمَعُواْۖ وَتَرَىٰهُمۡ یَنظُرُونَ إِلَیۡکَ وَهُمۡ لَا یُبۡصِرُونَ (١٩٨)

    و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنانتان را نمى شنوند! و آنها را مى بینى (که با چشمهاى مصنوعیشان) به تو نگاه مى کنند، اما در حقیقت نمى بینند!»

    ( چقد من این آیه رو دوست دارم و قشنگ داره بحث مدار ها رو میگه که نیازی نیس به کسی که توی مسیر حق نیس باهاش صحبت کنی و بخواهی نصیحت کنی و باهاش حرف بزنی چون کور و کر و لال هستن و فرکانس تو رو نمیگیرنو مثل آب در هاونگ کوبیدنه👌)

    ⚜️وَکَذَٰلِکَ جَعَلۡنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِینَۗ وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ هَادِیٗا وَنَصِیرٗا

    (آرى،) این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از مجرمان قرار دادیم؛ امّا (براى تو) همین بس که پروردگارت هادى و یاور (تو) باشد!

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    خدایا سپاسگزارم ازت که در هر لحظه بهم میگی کدوم مسیر برام بهتره با باور هام😍🙏

    إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ (۵)

    (پروردگارا!) تنها تو را مى پرستیم؛ و تنها از تو یارى مى جوییم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  3. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 3511 روز

    سلام و صد سلام به همگی

    چقدر زیبا مریم جان میگن: ” وقتی با یک جایی هم مدار نباشی، مهم نیست چقدر دوست داری بری اونجا، جهان اجازه نمیده که بری!

    دنیا، دنیای هم مداریست، تو جایی هستی که با آن هم مدار هستی. ”

    استاد میدونین این فایلی که الان، امروز اینجا آپلود کردین مثل بمب بود برای من، یک بمب روشنایی که یوهو میترکه و مسیر درست رو نشون میده.

    و انگار قبلش خیلی از ماها در تاریکی بودیم

    شما به عنوان تمرین گفتین که از هدایت ها و همزمانی ها بنویسیم

    چه همزمانی بهتر از اینکه امروز ۲۸ آبان از خواب بیدار شی و همچین فایل انگیز شی و ترغیب کننده رو ببینی

    فایلی که به من کلی جهت داد از جمله اینکه یک شبکه اجتماعی که هر لحظه اخبار منفی رو منتشر میکنه رو همین الان از گوشیم پاک کردم

    یک هدایت و هم زمانی جالب دیگه که اتفاق افتاد دوره پندمیک بود که همه با توجه به شرایط باید در خانه قرنطینه میماندند.

    و ما گفتیم چه فرصتی بهتر از این!

    همگی، ۴ نفرمان، در خانه زمان آزاد داریم و نباید سر کار میرفتیم پس تصمیم گرفتیم به بازسازی بخشی از منزل

    دقیقا در بازه زمانی که ۹۵ درصد مردم جهان از این پندمیک و در خانه نشینی دچار افسردگی و افکار منفی بودند ، ما یک تغییر و تحول بزرگ و زیبا در خانه دادیم

    جالب اینجا بود اون دو تا متخصصی که اومدن و زحمت بازسازی منزل رو کشیدن هم با ما هم فرکانس بودن و کلا از اخبار منفی بیماری و پندمیک به دور بودن

    همینه که استاد میگن: “در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی رو کشید و سرد، سرد”

    پس نگار، امروز یادم میمونه که هیچ کس از جنگیدن به صلح نمیرسه

    از جنگیدن فقط به جنگ و درگیری بیشتر میرسی

    تمام!

    استاد و مریم نازنین، سپاسگزارم که ما رو با White Sand National Park آشنا کردین و

    خدا رو شکر که در فرکانس دیدن این حجم از زیبایی ها هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  4. -
    جمال گفته:
    مدت عضویت: 1780 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى ﴿۱﴾ وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى ﴿۲﴾ وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَى ﴿۳﴾ انَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿۴﴾ فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿۶﴾ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿۷﴾ وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿۸﴾ وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿۹﴾ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿۱۰﴾ وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى ﴿۱۱﴾ إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى ﴿۱۲﴾ وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَهَ وَالْأُولَى ﴿۱۳﴾ فَأَنْذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى ﴿۱۴﴾ لَا یَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿۱۵﴾ الَّذِی کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۱۶﴾ وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿۱۷﴾ الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّى ﴿۱۸﴾ وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزَى ﴿۱۹﴾ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى ﴿۲۰﴾ وَلَسَوْفَ یَرْضَى ﴿۲۱﴾

    —————————————————————————

    سلام استاد جونم، به تعداد همون شنهای سفید صحرایی که هستید دوستون دارم، دوست دارم که چه عرض کنم عاااااااشقتم، اصلا یه چیزی بیشتر از عشقی شما، با اون عزیز دلِ زیباتون که شدین دست خداوند مهربان برای هدایتم.🥰❤️🙏

    این چهارمین باره که این فایل رو دیدم، البته یبارم صوتیش رو تو خواب گوش دادم، از همون اول فایل که شما شروع کردین به صحبت کردن، من همش این سوره لیل رو داشتم تو ذهنم مرور میکردم، چقدر شما این “وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى” کننده این سوره اید، چقدر ” فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى” این سوره اید، و خداوند چه عالی وفای به عهد میکنه و “إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى” بودنش رو براتون هر روز کامل و کاملتر میکنه.🙏❤️

    گاها تو عقل کل بعضی از دوستان میپرسن که کسی الگویی در مورد فلان موضوع سراغ داره، بگین ماهم ایمانمون قوی تر شه؛ بابا الگویه چی میخوای تو، ثروتمندی، سعادتمندی، عشق و عاشقی، تندرستی، آزادی؟؟؟؟ چی میخوای؟ بیا اینم استاد، الگوی تمام عیار توحید و خداپرستی، اینم ورژن جدید ابراهیم، موسی و هرکسی که ندیدی و میخوای ببینیش، استاد همین که هستی خودش یک دنیا نعمته.💜💜

    خداروشکر بخاطر ذره ذره این کائنات که هر ذره اش نعمته، هدایته، نشانه اس، الهی شکرت🙏❤️

    استاد از وقتی فایل سوره لیل رو توی ۱۲قدم گوش دادم همش دارم تجربه اش میکنم، الگوها خودشو نشون میده، نشانه ها میان، و کم کم درک میکنم اینکه میگین ما باید این آگاهیها رو زندگی کنیم ینی چی، اصلا ما باید قرآن رو زندگی کنیم.

    دیروز صبح که فایل رو دانلود کردم و دیدمش فرصت نشد کامنت بزارم، با پسرم رفتیم کوه، برگشتیم رفتیم سونا، برگشتیم خونه استراحت کردیم و خلاصه شب خواستیم بریم بیرون رستورانی جایی شام بخریم که جمعه مون رو عالی تمومش کنیم، فقط فرصت میشد که من تکرار و تکرار این فایل رو گوش بدم.

    و تجربه دیشبم، شد کامنت این فایل برای من، دیشب عصر با خانوم و پسرام در اومدیم که بریم رستوران غذا بخوریم، از اونجایی که جریانات اعتراضی مردم هنوز ادامه داره، ناخواسته حوالی ولیعصر تبریز ما وسط معرکه شعارها و بوق ماشینها و همهمه ماموران ضد شورش گیرافتادیم، که نگم بهتون چه وضعی بود😨😖، چون ذهنم چند وقتیه با سوره لیل و آموزشهای گرانبها و نابتون مشغوله من اتوماتیک وار ، جوری که انگار میدونستم که باید چی بخوام، شیشه ها رو دادم بالا و درهای ماشین رو قفل کردم و از خدا هدایت خواستم و پیچیدم به یه کوچه، پسرم خیلی ترسیده بود، هی میگفت بابا کجا میری، اینجا به کدوم ور راه داره و …، من خیلی آروم بودم، و همسرمم که بهم اعتماد داره و میدونه بیگدار به آب نمیزنم اونم آروم بود و فقط گهگاهی به پسرم میگفت، آروم باش خدا خودش کمکمون میکنه از این وضعیت خلاص شیم، سرتون رو درد نیارم که ما از اون هیاهو با چندتا کوچه پس کوچه خارج شدیم و چون خونه مون همون طرفای ولیعصره دیگه سخت بود برگشتن، من گفتم: “بریم ببینیم حالا چی پیش میاد”، تهِ دلم این بود که خدا خودش هدایتمون میکنه به بهترین جا، همینطور که میگشتیم و کم کم داشتیم از شهر میرفتیم بیرون من گفتم بیاین بریم … (یه رستورانی هست وسط یک باغ که پرورش ماهی میکنن و خیلی جای مجلل و عالیه و انواع کباب و ماهی و سرویس غذای خیلی حرفه ایی دارن البته ۴۰کیلومتر خارج از شهره و ما معمولا تابستونا زیاد میریم) همسرم گفت نه بابا خیلی دوره و نمیخواد، من گفتم بخدا هدایت شدیما به این مسیر، برگردیم که اون شلوغی هنوز تموم نشده ، بریم دیگه، من ناخودآگاه افتادم همین مسیری که منتهی میشه به اونجا، خلاصه رفتیم و رسیدیم باع دیدیم واااااو چقدر شلوغه انگار همه بودن به جز ما، جوّش یکم متفاوت تر شده بود، دیگه خانومای بدون روسری که کم کم داره عادی میشه، ولی اینجا داشتن میرقصیدن، چون همیشه موسیقی اونجا برقراره و باندهای بزرگ آدمو به وجد میاره که برقصه😅، خلاصه ما نشستیم و چند نفری اومدن احوالپرسی و خوش آمد گویی و سفارش نداده همونی که ما سفارش میدادیم رو آوردن (سینی سلطانی ۳نفره)، خیلی عجیب بود، همسرم گفت ینی اینا اینقد رو مشتریا شناخت دارن که میدونن چی میخوان، بهرحال با وجود مشکوک بودن کارشون ما از غذا و جو و محیط و بزن و برقص لذت بردیم، اومدن جم کردن و بساط چایی آوردن با سماور هیزمی کوچولو و استکان و نبات به تعداد و گذاشتن اونجا و رفتن، دیگه اینکارشون واقعا جای تعجب داشت که بابا ماکه دیگه اینو سفارش ندادیم داشتیم میرفتیم، چون باید زودتر برمیگشتیم که پسرم زودتر بخوابه صبح قراده بره مدرسه، گفتیم عیب نداره اینم حالشو میبریم، بقول آب نطلبیده مراده، چاییمونم خوردیم ، جاتون خالی چقدر چسبید، فقط تنها چیزی که ازمون پرسیدن این بود که قلیون چندتا بیاریم که من گفتم ما قلیون نمیکشیم، مابقی رو خودشون آوردن بدون هیچ سوالی، خلاصه خیلی حال کردیم رفتیم با اردکها بازی کردیم و گفتیم و خندیدیم، اومدیم که بریم صندوق حساب کنیم بریم سوار ماشین شیم، (صندوق توی یه اتاقیه تو ورودی باغ) دیدیم اتاق بسته اس، از یکی از پرسنل پرسیدم که دوستمون کجاس ما حساب کنیم، گفت امروز تعطیله، باغ رو رزرو کردن مهمونای آقای فلانی هستن فقط 😳، واااااا، مهمونای آقای فلانی؟؟؟ پس ما اینجا چیکار میکنیم؟

    همین صحبتها بود یه خانومی اومد گفت، واااا دارین تشریف میبرین؟ چرا زود؟ خوش نگذشت؟ من گفتم بهش واقعیتش من فلانی ام و اصلا شمارو نمیشناسم، طبق عادتی که همیشه میومدیم اینجا غذا میخوردیم، اومدیم رفتیم تو و کسی هم چیزی نگفت و مام بخیال اینکه دیگه روال عادیه، داشتیم حسابمون رو میدادیم که بریم، متوجه شدیم باغ رو رزرو کردن، خانومه خیلی خوشحال شد و همسرشم اومد ، خیلی مهربون و گشاده رو که خیلی هم عالی شما مهمونای خاصه مایید تشریف بیارین الان کیک میخوایم بیاریم، حالا هستیم، من گفتم ممنون، اگه این صندوق بیاد حسابمونو میدیم و میریم و…

    خلاصه اینکه اصلا نذاشتن پول بدیم که شما مهمونین و اصلا نمیزارم پول بدین، تا دم ماشین بدرقه مون کردن، به پسر کوچیکم که تو بغل مامانش خواب بود یدونه هم غذا دادن که بیاریم خونه، مارو راه انداختن.

    ما همگی از این اتفاق و این محبت و رفتار عالی اونا تو شک بودیم که خدایا چی شد، چطوری شد، این دیگه چجورشه، رفتیم خوردیم، حال کردیم، پول ندادیم که هیچ غذا هم دادن که بیاریم، دیر وقت بود ساعت داشت میشد ۱ صبح، همه خسته بودیم، خوشبختانه همه تو ماشین خوابیدن، و من راحت تونستم تا خونه اشک بریزم و خدارو شکر کنم، که خدایا ینی در این حد زود جواب میدی؟؟

    یاد سوره لیل، یاد حرفهای شما تو این فایل، یاد حرف خودم که تو وسط اون گیروداد ولیعصر گفتم خدا خودش هدایت میکنه😭😭😭🙏🙏🙏

    خدایا شکرت، خدایا هزاران هزار بار شکر.

    اینکه من برخلاف معمول که فایل رو میدیدم و کامنت میزاشتم ولی اینبار گویا ننوشتم که این اتفاق بیوفته تا اینو بیام کامنت بزارم.

    خدایا شکرت، بخاطر تمام نعمتهات🙏🙏❤️❤️❤️

    صبح ها من بیدار میشم، پسرمو بیدار میکنم، صبحونه میدم و خودم میبرشم مدرسه، امروز که بیدارش کردم، اولین حرفش میدونین چی بود؟؟

    قبل از اینکه سلام و صبح بخیر بگیم به هم، چشاشو که باز کرد گفت: “بابا دیدی خدا دیشب چیکار کرد؟”

    عاشقتونم

    موفق و پیروز باشید

    ❤️🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2544 روز

      سلام آقا کمال عزیز

      امیدوارم همین الان که داری کامنت من را می خوانید حال دلتون عالی باشه

      این سومین باریه که تو این چند وقت دارم این کامنت شما را می خوانم

      واقعا عالی نوشتید

      هر بار که این که دل نوشته‌ی شما را می خوانم حال دلم عالی میشه

      مرسی مرررررسی ️

      چقدر خداوند زیبا و شگفت ت

      انگیز هدایتتون کرده

      خدا رو صد هزار مرتبه شکر

      به خاطر کامنت زیبا و آموزنده ای که نوشتید بی نهایت سپاسگزارم ️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا رحمتی گفته:
      مدت عضویت: 1023 روز

      سلام جمال عزیز کرده ی خدا ،امیدوارم حالت بهتر از همیشه باشه دوست عزیزم امروز باز با خوندن کامنتتون اشکم در اومد چقدر خوب خداروشناختی چقدر خوب افسار ذهنتو دادی دست خدا نوش جونت این غذای بهشتی این مهمانی خدا

      میزبان خدا بودن باید خیلی شیرین باشه باید خیلی لذت بخش باشه نوووووش جونتون این لذت و این طعم چای بهشتی…

      دلممممم رفت برا حرف پسر گلتون “بابا دیدی خدا دیشب چیکار کرد؟؟”همین حرف و میخام همین حس و میخام اقا جمال الان ک دارم مینویسم تو پذیرایی نشستم و خانوادمم هستن بااینحال فقط دارم گریه میکنم انقدر ک حرفتون تاثثیر گذار و خواستنی بوده برام دلم میخاد خدا رو بشناسمش رفاقتشو تجربه کنم

      خیلی دوستون دارم خیلی حال و هواتو خواستارم خیلی فرکانستون عشقه عشق نااااااب امیدوارم همیشه شاد و باخدا باشی

      به دستای پر مهر خدا میسپارمت مرد توحیدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1739 روز

      بنام رب قادر

      اشک ما رو درآوردی برادر

      من همیشه صبح ها برای خدا مینویسم شکرت که امروزم افتخار دارم سر خوان کرم تو مهمانم

      بله همه مهمانشیم

      و الحق خوب میزبانیه

      به شرط ایمان

      و تبریک میگم ایمانتونو

      خدا بیافزاید بر شما و بر ما

      الهی شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ثريا حشمتي گفته:
      مدت عضویت: 2092 روز

      سلام

      دوست هم فرکانس

      و تقریبا هم شهری

      منم اهل شبستر هستم خیلی خوشال شدم از تبریز نوشته بودید

      حس نزدیکی بیشتری به شما کردم

      خییییلی با عشق ولذت کامنتتون رو خوندم

      خیلی جالب و تاثیر گذار بود

      ممنون که تایپ کردید

      تا ایمانمون بیشتر بشه

      از دل اون اغتشاش برسی به یه ضیافت

      این ینی هدایت الله وجز این نیروی برتر

      کسی انققدر زیبا نتونسته و نمیتونه که

      این پلن هارو بریزه

      اسون بشید برای اسانی ها

      امین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سارا رکنی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    سلام استاد مهربونم و مریم جون عزیز

    اول از همه دوست دارم از مریم جون تشکر کنم که اینقدر زیبا وقتی فیلم ها رو میگیرن توی سفر به دور آمریکا مثلا، شروع میکنن به توصیف کردن اون صحنه با پنج تا حسشون و باعث میشن من بتونم به بهترین شکل خودم رو اونجا تصور کنم. و بارها اتفاق افتاده که به خیلی از جاهایی هدایت شدم که گفتم چقدر آشناست و متوجه شدم شبیه به جاهایی بوده که توی ویدیوهای شما من با دقت نگاه کردم و حسشون کردم.

    استاد عزیزم من با کنترل ورودی هام و اجرا کردن تمام چیزهایی که شما میگین دارم روز به روز و لحظه به لحظه معجزه میبینم توی زندگیم توی همه ی جنبه ها. اولش میترسیدم از این همه چیزای خوب بزرگی که برام اتفاق می افتاد و با خودم می گفتم مگه میشه ولی هر چی که گذشت و نتایج خوب تکرار شدن من آروم شدم و اطمینانم بیشتر شد و الان فقط با کنترل ذهنم و شکرگزاری و هر روز گوش کردن به فایل های شما دارم فقط لذت میبرم از مسیر.

    این دومین باری بود که این فایل رو داشتم گوش میکردم ازتون ولی این بار برام متفاوت بود چون این هدایتی که ازش صحبت میکنین منو یاد یه ماجرای هدایتی از خودم انداخت که دوست دارم برای شما و بچه ها بگمش.

    آخرشب بود حدود ساعت یازده و ربع که ماشین من و دوستم درست وسط میدون سیمون بلیوار خاموش شد. دوستم سعی کرد ماشین رو درست کنه و روشنش کنه ولی فایده نداشت. از اونجایی که من هم کامل کنترل ذهن و فرکانس هامو توی دست داشتم سریع ذهنمو کنترل کردم و چشمامو بستمو با خودم گفتم: ( من در هماهنگی کامل با دنیا و فرکانس های مثبت قرار دارم و خدایا می دونم که تو الان یه نفرو برای ما میفرستی که ماشین رو برامون درست کنه! اینقدر می دونم کارت درسته که حتی یه مکانیک می فرستی!) این نکته رو بگم که این جمله ی آخر رو برای تو دهنی زدن به نجوای منفی توی ذهنم گفتم که همون موقع داشت می گفت برو بابا این وقت شب ساعت یازده و ربع؟! کمک!؟

    استاد اگه بدونین چه اتفاقی افتاد! چشمامو باز کردم و دیدم یه مکانیک با لباس مکانیکی اش رو به رومون وایساده و کاپوت ماشین رو زده بالا! اصلا من داشتم از خوشحالی روانییییی می شدم. همش به آقاهه می گفتم شما رو خدا رسونده و من از خدا خواستم شما اومدین. حالا اون چطوری اومده بود و همزمانی کجا بود؟ ماجرا اینجوری بود که توی میدون سیمون بلیوار یه وانتی ایستاده بود و انجیر می فروخت و من خیلی دلم انجیر میخواست ولی به هیچ کسی هم نگفته بودم. نگو که این آقای مکانیکی داشته با خانمش و دو تا دخترش بر میگشته خونه. درست همزمان با موقعی که ماشین ما خراب شده بوده ایستاده بوده تا انجیر بخره از ماشین وانتی که ما رو دیده بوده و به خانمش گفته بوده گناه دارن برم کمکشون کنم این وقت شب کسی رو پیدا نمی کنن.

    من برای تشکر پیاده شدم که با خانمشون صحبت کنم و باورتون نمیشه که یه سبد انجیر دستشون بود و چندین بار به من اصرار کردن که از انجیر بردارم و من یه انجیر برداشتم. دیگه واقعا از خوشحالی نمی دونستم چیکار کنم چون همین چند دقیقه ی پیش دلم انجیر خواسته بود! ماشین خراب شده بود ولی من به جای اینکه مثل بقیه ناراحت باشم از شادی داشتم ذوق مرگ میشدم! در ادامه خانمشون گفت که همسر من مکانیک سیار است و بعد با دو تا دخترش اسنپ گرفتن و رفتن خونه. آقای مکانیک هم موند و به ما کمک کرد ماشین رو تا دم خونه اشون بکسل کنیم تا درستش کنن.

    خیلی آقای خوش انرژی و صبوری بود و تازه ما رو هم رسوند خونه با ماشین خودش. اینقدر همه چیز خوب بود که من و دوستم باورمون نمیشد و نجواهای منفی داشت بهمون حمله میکرد میگفت مگه میشه که همه چیز اینقدر خوب باشه و کلیدتون دستشه و مغازه نداره اگه اتفاقی بیفته دستتون به جایی بند نیست. ولی الان وقت اجرا کردن به صحبت های استاد عباسمنش بود و ما اومدیم سعی کردیم این ماجرا رو از زاویه ی دیگه ای نگاه کنیم! : اینکه ما در فرکانس خوبی هستیم و معلومه که آدم های خوب سر راهمون قرار میگیرن! اینقدر آدم میتونه تو فرکانس خوبی باشه که حتی یه فرد مکانیک بیاد ماشینش رو شبانه درست کنه که طرف صبح زود با ماشین خودش بره سر کار!

    البته که ما وقتی رسیدیم خونه و بهش زنگ زدیم تلفنش رو جواب نمیداد و اینکه دزدگیر ماشین یه جوری بود که حتما باید قطعش میکردیم و همین ها هم باعث شدن به نجواهای منفی دامن زده بشه و ما یکی از دوستامونو بفرستیم که چک کنه که آقای مکانیک داره کارشو انجام میده یا نه. صبح که بیدار شدیم دیدیم چهار صبح پیام داده بوده که ماشین درست شده و میتونین بیاین ببرینش. من عاشق این هم زمانی انجیر خریدن آقای مکانیک و خرابی ماشینمون شدم و اینکه طبق گفته ی شما فقط و فقط خدا میتونه اینقدر زیبا چیزها رو بچینه.

    ولی هنوز تموم نشده!

    ما فردا شب دوباره رفتیم بیرون برای پیاده روی همون ساعت یازده و موقع برگشت ساعت دوازده و ربع من وانتی که انجیر می فروخت رو دیدم ولی با این تفاوت که این بار به دوستم گفتم بیا بریم انجیر بخریم و کنار وانت نگه داشتیم. عجیب بود که ماشین وانت انجیر فروش تا این ساعت مونده بود. یه ماشین دیگه هم دقیقا پشت وانت پارک کرده بود. من می خواستم پیاده بشم که سبد انجیر رو خودم انتخاب کنم و این سیمی که باهاش باطری به باطری میکنن جلوی پای من بود و به پای من گیر کرد و یکمیش افتاد بیرون. از اونجایی که دوستم آدم مرتبی است پیاده شد تا برش داره بذارتش صندوق عقب و در همون حالی که داشت سیم رو جمع میکرد اون فروشنده ی انجیر اومد جلو و گفت آقا میشه خواهش کنم این سیمو بدین بدم این بنده خدا ماشین جلویی؟ از سر شب تا الان منتظراین سیم است و دخترش توی خونه منتظرشه و همش زنگش می زنه میگه بابا کجایی چرا نمیای؟

    من و دوستم خشک شدیم و زل زدیم بهم و دیدیم حتی اینکه پای من بخوره به این سیم بیفته بیرون هم دلیل داشته و یه همزمانی بوده! راننده ی اون ماشینی که بهش سیم دادیم از خوشحالی چشماش برق میزد و همون حرفی که من دیشب به آقای مکانیکی زده بودم رو به ما گفت: ( شما رو خدا رسونده!) باطریش شارژ شد، سوار ماشینش شد و خوشحال رفت و من به آقای انجیر فروش گفتم که این انجیر فروختن شما اینجا داره باعث همزمانی ها میشه و ماجرای دیشب رو هم براش تعریف کردم و باورش نمیشد!

    یعنی استاد عزیزم آدم وقتی تجربه اش میکنه بیشتر بهش می چسبه و درک می کنه این زیبایی هایی رو که شما ازش صحبت می کنین رو! یه عالمه خداروشکر که داریمتونو هر روز به حرفا و آگاهی هایی که برامون میگین گوش میکنیم! و تشکر از شما که روح بزرگی دارین!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1684 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 177

    زمانی که این فایل و دیدم و وقتی شنیدم که استاد قرار بود به ایران بیاد ولی هدایت خداوند اجازه نداده بود وارد جایی بشه که هم فرکانس استاد نیست چقدر من خوشحال شدم چون خیلی دوست دارم استاد و با نتایجم ملاقات کنم خیلی دوست دارم به استادم بگم که من الگوی انگیزه بخشی شدم با نتایجی که گرفتم منی که از قهقرای مسیری که توش بودم و نتیجه اش برام کاملا واضح بود تصمیم به تغییر گرفتم و خدا می‌دونه اگه من اون مسیر معیوب و که اکثریت جامعه داخلش هستند ادامه میدادم کجای داستان زندگیم قرار داشتم داستانی از هدایت خداوند و که به خودم اتفاق افتاد و براتون میگم برج سه امسال کولر ماشین مو سرویس کردم و برای تقویت کمپرسور یه رله تقویتی بهش زدم وقتی ماشین و روشن کردم استارت نخورد باطری ساز گفت باطری ضعیفه باید عوض بشه گفتم حالا که روشن شد وقتی باهاش راه برم تقویت میشه دیگه خاموش نمیکنه داشتم میومدم غرفم پنجشنبه بود آخرای مسیر بودم خوابم گرفت زدم کنار اتوبان خوابیدم وقتی بیدار شدم که راه بیفتم هر چی استارت زدم ماشین روشن نشد یاد حرف باطری ساز افتادم بهم ریختم و پیش خودم گفتم حالا چکار کنم پیاده شدم کنار وایسادم یه وانتی اومد کنار وایساد رفتم ازش کمک خواستم تا حول بده ماشین روشن بشه و ماشین روشن نشد یه امداد و دیدم که اومد به سمتم گفت چی شده گفتم روشن نمیشه اومد باطری به باطری کرد و ماشین روشن شد گفت برو اولین باطری فروشی نشون بده باطریش ضعیفه باید تعویض بشه رفتم و باطری و نشون دادم و تعویض کردم یه دفعه پیش خودم گفتم وقتی من در مسیر درست دارم حرکت میکنم هر اتفاقی برام رخ میده به نفع منه اگه هم ظاهر ناخوشایندی باشه اگه اون لحظه من خوابم نمی‌برد و کنار نمیزدم و مستقیم میرفتم پارکینگ شب موقع برگشت به خونه وقتی ماشین روشن نمیشد من چکار باید میکردم چون آخر هفته بود من تا شنبه باید ماشینم پارکینگ میموند و من کلی هزینه میکردم برای رفت و آمدم تازه باطری ساز هم یه هزینه ایاب و زهاب می‌گرفت تا بیاد باطری رو عوض کنه چقدر من باید اذیت میشدم تو زل گرما برم و بیام ولی هدایت خداوند این بود که من در اون لحظه حرف باطری ساز یادم بره و بزنم کنار و اون اتفاق برام رخ بده تا من دیگه اینهمه اذیت نشم و خدا دستان خودشو برام بفرسته تا بیان به کمک من و من تو اون زمان برم باطری ماشین و عوض کنم که به اینهمه چالش برنخورم واقعا خدا چققققققدر منو دوسم داره و هوامو داره این اتفاقات از زمانی که من روی خودم کار میکنم و سعی من بر اینه که در مسیر درست حرکت کنم برام رخ میده و خیلی هدایت‌های دیگه از هدایت کردنش به چه جنسایی برای غرفم بگیرم که مشتری میاد دنبال همون چیزی که خریدم جالب اصلا نمی نویسم که چی کم دارم هر چی بهم میگه رو به فروشنده میگم بزاره کنار و الان دیگه من جنس انباری ندارم هر چی میاد میفروشم این چیزهایی که برامون اتفاق می‌افته رو باید به خودمون یاد آوری کنیم و باورمون و قوی کنیم که خداوند همه جا ما رو هدایت می‌کنه فقط باید بهش ایمان و اطمینان داشته باشیم رد پای امروزم خدایا بینهایت سپاسگزارم بابت امروزم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2065 روز

    به نام خدایی که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد🌹🌸

    چقدر مات و مبهوت عکس این قسمت از فایل شدم😍

    چقدر انرژی اینجا بالا بود ، اینقدر بالا که از دریچه دوربین شما و صفحه گوشی خودم قابل لمس بود🤗

    واقعا جون میده در چنین فضایی با خدای خودت صحبت کنی و از ته قلب بگی که

    (إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ)

    خدا فقط تو

    و آن قلمی را که خدا به آن قسم خورده را در دستت بگیری و به آن صاحب قلم بگویی که

    ای گرداننده ماه و خورشید و زمین و…. ؛ قلم را برای من بر گردش در بیاور

    و او بگوید و تو بنویسی

    و یک جایی به خود بیایی و از خود بپرسی که من کجا رفته بودم؟؟؟

    و خدا در جواب تو بگوید:

    تو را به معراج بردم تا بر یقین و ایمانت بیفزایم

    همانگونه که محمد را به معراج بردم تا نشانه هایم را به او نشان دهم

    (سُبۡحَـٰنَ ٱلَّذِیۤ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَیۡلࣰا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِی بَـٰرَکۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِیَهُۥ مِنۡ ءَایَـٰتِنَاۤۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡبَصِیرُ)

    [سوره اﻹسراء ۱]

    همانگونه که ابراهیم را به معراج بردم تا ملکوت آسمان ها و زمین را به او نشان دهم و…

    (وَکَذَ ٰ⁠لِکَ نُرِیۤ إِبۡرَ ٰ⁠هِیمَ مَلَکُوتَ ٱلسَّمَـٰوَ ٰ⁠تِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلِیَکُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِینَ)

    [سوره اﻷنعام ۷۵]

    واقعا خوشا بحال شما که چنین موقعیتی را تجربه کردین و خوشا بحال ما که با دیدن و توجه به این هدیه زیبای شما ، بزودی زود چنین تجربه ای را از نزدیک تجربه میکنیم

    اما از هدایت بگویم

    تصور بکن اگر یک مشاور متخصص و با تجربه و همه فن حریف ، همواره در کنار تو باشد

    تصورش خیلی قشنگه چونکه میدانی او همه چیز را میداند و تو را راهنمایی میکند و از مواجهه با هیچ شرایطی ترس و نگرانی نداری زیرا که دلت به وجود او گرم است

    تصورش قشنگه چه برسه به اینکه در واقعیت اینجوری باشه

    اگر در واقعیت اینجوری باشه که دیگه نور علی نور است😍

    آره والا ، باید از خود بپرسیم که

    (وَمَا لَنَاۤ أَلَّا نَتَوَکَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا سُبُلَنَا)

    [سوره إبراهیم ۱۲]

    چرا به او دل نبندیم در حالیکه او راه را به ما نشان داده است؟؟؟

    او همه کاره است

    او همه چیز میشود ، همه کس را…

    و در عین حال همواره همراه ماست

    (وَهُوَ مَعَکُمۡ أَیۡنَ مَا کُنتُمۡ)

    [سوره الحدید ۴]

    و برای هم صحبتی با او نیاز به وقت ملاقات نداریم زیرا که او نزدیک است و تمام وقت در اختیار ماست

    (فَإِنِّی قَرِیبٌ)

    [سوره البقره ۱۸۶]

    و عاشقانه منتظر است تا به سمت او برویم تا مدیر برنامه هایمان شود…

    (إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُتَوَکِّلِینَ)

    [سوره آل عمران ۱۵۹]

    و تنها حق الزحمه مشاوره دادنش را اعتماد به خودش دانسته است ؛ به قول یکی از بزرگمردان تاریخ حضرت جواد علیه السلام

    الثقه بالله ثمنٌ لکل غالٍ و سلمٌ إلى کل عالٍ

    اعتماد به خدا بهای رسیدن به هر چیز گرانبها و پلکان رسیدن به هر مقام عالی است.

    چقدر این آگاهی ها دل نشین است و چه زیبا میشود که این آگاهی ها جزئی از شخصیتمان شود…

    اما یک خاطره از خود بگویم

    یادمه سال ۹۸ که دانشجو بودم و تازه ازدواج کرده بودم ، من و همسرم تصمیم گرفتیم در چارچوب برنامه ازدواج دانشجویی یه سفر دو نفره به مشهد برویم ولی تاریخ دو روزه ای که برای این سفر ارائه شده بود با شرایط من که در تهران دانشجو بودم و خانمم که کرمان بود ، جور نمی آمد

    خلاصه من خیلی دلم میخواست برم و توی ذهنم برنامه میریختم و میدیدم که نمیشد

    از طرفی اطرافیانم هم هر کسی نظری میداد که تصمیم گیری را برایم سخت میکرد

    خلاصه در همان حال و هوا بودم که در زیر سایه دیواری تکیه داده بودم و یک لحظه به خود آمدم و با نهایت عجز و ناتوانی ام به خدا گفتم

    خدایا دوست دارم این مسافرت را برم ولی دیگه برام مهم نیست ؛ هر چی تو برام بچینی من به آن راضی ام.

    و رها کردم

    و در همان لحظه آرامشی عجیب به قلب من نشست که دیگر بعد از آن اصلا به این موضوع توجهی هم نمیکردم

    خلاصه چند روز بعد دقیقا دو روز قبل از تاریخ ارائه شده توسط آن نهاد مربوطه ، یک اتفاقی افتاد که کل ایران تعطیل شد و آن اتفاق شهید شدن یکی از افسران ایران آقای قاسم سلیمانی بود

    و بعد از این اتفاق و تعطیلی کل کشور خدا به من اشاره کرد که حالا بلند شو و برو😇😇

    و ما اقدام کردیم و رفتیم و در آنجا به ما خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و بجای دو روز ، چهار روز در آنجا بودیم و این سفر تبدیل به یکی از بهترین سفرهای ما شد ؛ مخصوصا که اولین سفر دو نفره من و همسرم بود🥰

    الان که نگاه میکنم به آن روزی که واقعا رها کردم یاد این آیه قرآن میفتم که موسی حیران و متحیر به دختران شعیب آب داد و زیر سایه ای رفت و به خدا گفت:

    (فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰۤ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَاۤ أَنزَلۡتَ إِلَیَّ مِنۡ خَیۡرࣲ فَقِیرࣱ)

    [سوره القصص ۲۴]

    نکته جالب اینجاست که منم زیر سایه دیوار بودم و عاجز بودم از همه تدبیرهای خودم…

    و در پایان میخواهم بگویم که باید زمزمه لب های مان این دو بیتی زیبا از مولوی باشد که میگوید:

    هر بار که تسلیمم در کارگه تقدیر

    آرامتر از آهو ؛ بی باکتر از شیرم

    هر بار که میکوشم در کار کنم تدبیر

    رنج از پی رنج آید ؛ زنجیر پی زنجیر

    استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار ؛ سپاسگزارم از شما بابت به اشتراک گزاری این همه زیبایی🌹😇🌸🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  8. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3151 روز

    سلام به مکتب خانه ای که برعکس زمان بچگیمون بجای فرارکردن ازش بلکه هرروز مشتاق تر به سمتش هستیم،،

    سلام به مدیری که گوش بفرمان قوانین کردی وآموزگاری که مریم جان مانند معلم زمان تحصیل مون دراین فایل مثل جلسه ای از یکی از روزهای هفته سرکلاس همش روی تخته نوشتی،توضیح دادی گوش دادیم و نوشته هارو خط بری کردیم و نکات مهم رو که بارنگ قرمز نوشته بودی زیرشون خطکشی کردیم تا توجه بیشتری به اصل داشته باشیم وتکرار کنیم،،

    استاد عزیز ممنون ازاین فایلهای شیوه استفاده ازامکانات چقدر باعث ساده تر کردن استفاده از آگاهی هارو بهمون میده و باعث میشه کارهارو به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنیم و هرروز سردرگمی های کمتری تجربه کنیم وهمین خودش توضیح واضحی از قانون تکامل دراینجا،،

    چقدر این بخش چگونه فکرخداررابخوانیم بخش باارزشی ست که باید خواند ودرموردشون فکرکرد وبهتر خداوند وقوانینش رو آموخت،این بخش هم شد یکی از اعضای مهم جستجوهای سریع ومهم تمرینات،،

    اگه باورکنی تنها ظالم کانون توجه خودت است دگه بدنبال ظالمی بیرون ازخودت نیستی،…آره وقتی فکرت درآرامش وشادی باشه دگه هیچ چیز عذابی روتجربه نمیکنی چقدر قوانین رو میشه ساده بیان کرد،،

    اون قسمتی که نوشته قرآن تنها راه هدایت الهی نیست بلکه یادآوری باارزش است واقعا هم همینطوره چونکه هنوز بیشتر جمعیت جهان قرآن رو هنوز ازش خبرندارند پس خداوند اونهارو از بی نهایت مسیردیگه ای هدایت میکنه،،

    استاد ازاینکه باوردارید هرکسی باید به کاری که علاقه داره فقط همون رو انجام بده تا پیشرفت کنه وبه همه چیزدرزندگیش برسه آره تعریف من ازاین باور عشق وعلاقه اینه که هرکسی که کارمورد علاقه شو انجام میده بلکه اون کانال وسیگنالی ست که ازطریق اون میتونه قویترین ارتباط رو باخود اصلش و خداوند برقرار کند چونکه هرکسی زبان خودش را باخدایش دارد،،

    حالا این آموزه های شما هم همین رو داره نشون میده که راه ارتباط برقرار کردن باخدایت روقویترین سیگنال شما به خداونده که هرروز کیفیت و تکامل این فایلها و روند داره زیباتر وسریعترمیشه،،

    اون قسمتی که نوشته وقتی باورهات تغییر میکنه تازه میفهمی که خداوند ازقبل به سمتت دست دراز کرده بود،،من اینو اینگونه تشبیه اش میکنم مثل پیامها، فایلها، نوشته ها،عکسها یی و…است که از قبل بهت ارسال شده ان اما اصلا بهشون دسترسی نداری فقط کافیه داده همراه گوشیتو روشن کنی بلافاصله درتلگرام یا……دریافتشون میکنی،،

    اون قسمت ازمتن نوشته خداوند دریا رت برشما رام کرد و کشتی ها را دراون به حرکت دراورد تا شمادرطلب معاش باشید باشد که سپاسگذار باشید واین نشانه ایست برای کسانی که تفکر میکنند،،چقدر به خودم و وجود این خانواده افتخارمیکنم که جزو همون تفکرکننده هاییم،،

    مریم جان درک این بخش رو به ساخت عضله ای چند منظوره تشبیه کردی میخوام بگم منم که ورزشکارم میفهمم مانند تمرین اسکات هست وقتی انجامش میدی چونکه باپا هست چندین عضله دیگر رو هم درگیر میکنه و چقدر قوانین زیبا وبی نقص خداوند رومیشه ستایش کرد ببین تمرین اسکات هم مانند فنداسیون هر ساختمانی ست که پایه و اساس اصلی اش است،،

    دنیای مادی را گذرا دانستن ونچسبیدن به هیچ چیز کلید اجرای توحید عملی است،،آره وقتی هیچ چیز نامناسبی رو وارد ذهنمون نمیکنیم ودیگران رو میبخشیم و به هرچیز زیبایی درزندگی نمیچسبیم مانند وقتی آهنگی زیبا گوش میدیم که بیشترازاون آهنگی نمیتونه بهمون حس خوبی بده اما بعدازمدتی اهنگی زیباتر از اون هم دوباره میشنویم و آدمها،فیلمها،عکسها،غذا،استعداد،تکنولوژی،لباس،خونه و……

    امیدوارم اونقدر حرفه ای ومهارت کسب کنیم که هرزمان خواسته درزندگیمون رخ نمیده مانند کارایی وسیستم گوشی بفهمیم که ماباید بهایش که همون بسته اینترنتی و روشن کردن داده همراه گوشی باعث میشه سریع جریانات نامحدود اینترنت رو دریافت کرد،،

    همتونو به بهترین وسریعترین سیگنال زندگی آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3310 روز

      به نام تنها عشق

      سلام سجاد عزیز

      خیلی عالی حرف میزنی پسر تو فوق‌العاده ای .

      اصلا از طرز حرف زدنتون و بیان کردن عباراتی که به کار میبرین خیلی خوشم میاد عالی دم خدای درونت گرم.

      خیلی حرفهای متفاوتی زدی سپاسکزارم برامون باز نوشت خدای درون زیبات .

      براتون عمق بی انتهای خوشبختی هارو آرزو دارم شاد و سبز باشید ???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        سجاد طبسی نژاد گفته:
        مدت عضویت: 3151 روز

        به نام خداوندی که زیباتر اون چیزی وجود نداره و به همین دلیل هم یه عالمه افراد بسیار زیبا اینجا جمع شده ان سلام طیبه جان همیشه گفتم والان هم میگم یکی از اون کسانی که وقتی کامنتی ازش میبینم یه احساس انرژی فوق العاده ای بهم داده میشه شماهستی باتمام وجودم بهتون افتخار میکنم و همچنین بقیه دوستان عزیزم کامنت هاتم هیچ زمان نمیتونم از دست بدم امیدوارم همیشه سرشاراز نشاط و پیشرفت باشی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حامد ولایتی (Mr.Havel) گفته:
    مدت عضویت: 2249 روز

    «به نام رب قدرتمند و مهربانم»

    استاد عزیزم سلام

    خانم شایسته عزیز سلام

    آدم‌های خوب سلام

    این اولین باریه که اینقدر ذوق و شوق دارم برای نوشتن کامنت و چه ستاره قطبی زیبایی شد امروز…

    خدایا هزاران بار شکر 🙏

    ::: ایاک نعبد و ایاک نستعین ، اهدنا الصراط المستقیم :::

    باید بگم که این ۶۹ دقیقه حقیقتاً خودش یک دوره آموزشی ارزشمند در سطح حرفه ایه که اول باید مقدماتی رو گذرونده باشی تا خیلی از مفاهیم ارزشمند این یک ساعت و ۹ دقیقه را خوب بفهمی…

    💎💎💎

    (البته هر چند بار که این فایل تکرار بشه قطعاً نکات قابل توجه زیادی رو میتونی ازش دریافت کنی)

    چقدر به جا بود این فایل و چه همزمانی خوشگلی، خدایا شکرت 👌🙏

    قبل از اینکه این فایل رو پلی کنیم، میخواستم یه کار مهم دیگه انجام بدم، بهم الهام شد که حتماً این فایل رو نگاه کنم، هرچند قبل از اینکه فایل رو باز کنم فکر میکردم تایمش حدود بیست دقیقه تا نیم ساعت باشه، اما با اینکه بیشتر از یک ساعت بود اما باید این فایل رو میدیدم و باز هم خداروشکر 🙏

    ✅ کمی از همزمانی ها بگم براتون؛

    میتونم بگم هر شب با شنیدن صدای استاد در فایل های صوتی دوره ۱۲ قدم یا دوره توحید عملی یا دوره های دیگه می خوابیم (گوشی بالا سر خودم و همسرم هست و در اتاق بچه ها هم، گوشی دخترم که خودش یکی از اعضای فعال سایته 😘)،

    »» بارها پیش اومده که صبح توی یک تایم خاص بیدار شدم اونم با صدای استاد و در لحظه ای که باید یک حرفی رو میشنیدم…

    👈 همین امروز هم ساعت ۶ و ربع با این صدا بیدار شدم که خانم شایسته داشت در تایید حرف استاد میگفت:

    «طبیعی اینه که من به خواسته هام برسم فقط باید مقاومت هام رو بردارم»

    چقدر بجا و عالی بود، خدایا شکرت 🙏

    👈 همزمانی بعدی زمانی بود که من توی بورس سهام خریدم (البته با ثبت‌نام در دوره آموزشی) و به لطف خدا در زمان مناسب پولم رو بیرون کشیدم و تونستم با سودی که کردم، یک ماشین عالی و غیرقابل تصور برای خودم و برای بقیه، بخرم و در واقع خدا هدایتم کرد و بعد از اینکه من پولم رو از بورس بیرون کشیدم اوضاع بورس نابسامان شد.

    👈 همزمانی دیگه ای که می خوام بگم مهاجرت مون به ترکیه است.

    سال گذشته مدتی مدیر روابط عمومی یکی از آژانس ها بودم قرار بود یک تور گروهی وان برگزار کنیم که بهانه ای میشد به ترکیه برم و یک تجربه تور گروهی خارجی داشته باشم. اما تعداد به حدنصاب نرسید و تور اوکی نشد. بعد بهم الهام شد که یه سفر به استانبول برم، با هدف کسب تجربه بیشتر در زمینه گردشگری، اومدم و موندگار شدم و بعد هم خونواده م اومدند.

    (اون موقعی که من اومدم، تازه قدم اول رو خریده بودیم…)

    👌👌👌

    به قول استاد:

    «خیلی وقت ها در گذشته شاید قانون رو نمیدونستیم، اما ناآگاهانه فرکانسهایی میفرستادیم و جهان بر اساس قانونش کار میکنه»

    👇

    وقتی با جایی هم مدار نباشی، حتی اگه خودت بخوای بری اونجا، جهان اجازه نمیده و برعکس.

    این موضوع در مورد افراد هم کاملاً صادقه و جهان طبق قانون کار میکنه؛

    «وقتی با افراد باهم هم مدار نباشن، قطعاً جهان مسیرشون رو عوض میکنه و دو نفر از هم جدا میشن».

    و الان میفهمم که چرا با این همه اسرار خانواده و دوستان، زندگی گذشته ام باقی نموند و جدا شدیم (۱۰ _ ۱۱ سال پیش)،

    👈 و چه همزمانی زیبایی که به لطف خدا، فقط چند روز قبل از اینکه زمان حضانت فرزندم به من برسه، ازدواج مجددم با شخصی فوق العاده و مادری عالی برای فرزندم اوکی شد، خدایا شکرت 🙏

    »»» گرم گرمی را کشید و سرد سرد…

    و جالب اینکه صددرصد آشنایی مون لطف خدا بود

    👈 و این هم یک همزمانی دیگه؛

    جریان اینه که من و شریک کاریم برای سفر کاری به تبریز وارد قطار شدیم و در کوپه ای نشستیم که همسر الانم هم در آن کوپه بود و ایشون به مقصد تهران در قطار بود، و اون هفته استثنائاً کلاس دانشگاه شون یک روز جابجا شده بود و این همزمانی باعث آشنایی ما شد و الان به لطف خداوند، یک خانواده پنج نفره و عالی هستیم که از زندگی لذت می‌بریم…

    خدایا شکرت 🙏

    و قطعاً صدها و صدها همزمانی دیگه ای که شاید اصلاً ما یادمون نیاد.

    این فایل واقعاً برام ارزشمند بود و قطعاً صوتیش رو دانلود می کنم و بارها و بارها مثل جلسات آموزشی بهش گوش می کنم

    👌👌👌

    💎💎💎

    و حالا خلاصه‌ای از درس های فوق العاده ارزشمندی که در این فایل عنوان شد:

    »» وقتی من با خودم در صلح باشم، وقتی من روی خودم کار می کنم، وقتی من روی باورهام کار می کنم، وقتی خدا رو قبول دارم به عنوان رب، قطعاً هدایت میشم به سمت دریافت خواسته‌هام و نیازی نیست کار فیزیکی خاصی انجام بدم (البته دوستان هم فرکانسی مطمئنا میدونند منظورم هیچ اقدامی نکردن نیست…)، فقط و فقط باید احساسم رو خوب نگه دارم و سعی کنم از لحظه لحظه زندگی لذت ببرم.

    ⛔ اما یک مورد مهم:

    شیطان کار خودش رو میکنه و دائم توی ذهنت نجوا و وِزوِز میکنه و میخواد تمرکزت رو بذاره روی ناخوبی ها، اما باید این رو بدونی که؛ نجواها کارشون اینه، اونا هستند چون باید باشند اما تو نباید بهشون توجه کنی، با اعراض کردن از نجواها و یا اینکه فکت های گذشته رو بهش نشون بدی میتونی قدرتشون رو بگیری.

    باید با توجه و تمرکز روی خوبی ها و زیبایی ها و داشته های زندگیت و تقویت ایمانت، این رو دائم به خودت یادآوری کنی که؛ «خدای من قوی تره و رب العالمینه، من خودم رو به خدا میسپارم و هرچی پیش بیاد، به نفع منه و در جهت رسیدن به خواسته هامه».

    (بعد از شنیدن اون جلسه ارزشمند در دوره ۱۲ قدم که استاد درباره نجواهای شیطانی صحبت میکنه، خود من دارم همین کار رو انجام میدم و به نجواها میگم؛ اوکی، تو کارت اینه که بخوای حالمو بگیری، منم دستتو خوندم، تو حرفتو بزن منم کارمو می کنم بیشتر به خوبی ها توجه میکنم و مطمئنم خدا حواسش بهم هست…)

    »» باید دائم درباره چیزهایی که میخوام داشته باشم، فکر کنم و با خودم یا با هم فرکانسی هام صحبت کنم.

    »» مواظب ورودی های ذهنم باشم.

    خانم شایسته عزیز چه نکته جالبی رو یادآوری کرد که استاد میگفته و میگه:

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل کانون توجه و افکار مستمر ماست»

    👌👌👌

    درباره جذابیت نقطه به نقطه سفر کردن استاد این نکته رو هم بگم من الان مدتیه سفر زندگیم رو نقطه به نقطه طی میکنم و سعی میکنم در لحظه زندگی کنم که به لطف خداوند و این آگاهی ها، آرامش زیادی هم دارم. توجه نمیکنم به وضعیت مالی الانم، بلکه توجه میکنم به اینکه:

    «روزی من از جانب خدا می آید، من صاحب کیف جادویی جانم که همیشه پُر پُر است»

    و خودم گاهی تعجب می کنم که چقدر زندگی رَوون تر میشه چقدر این چرخ دنده ها روغنکاری میشن وقتی تو خودت رو به خدا وصل کنی و نگران هیچ چیزی نباشی و ایمان داشته باشی که خدا کارها رو جفت و جور میکنه.

    »» چقدر خوب بود اون فایل پرواز با هواپیما، چقدر کیف کردیم وقتی اون همه زیبایی و هیجان رو دیدیم و اینکه گفتید همزمانی مساعد بودن شرایط آب و هوایی و مساعد بودن هواپیما برای پرواز خوب، عالی بود.

    ✅ با اجازه استاد عزیزم می خوام یک حدس بزنم در مورد این که گفتید توی اون تایم یه سری اتفاقات افتاده:

    😉😉😉

    👈 حدس من اینه که؛ استاد عزیز خودشون خلبانی کردند و این موضوع رو توی فایل های بعدی می بینیم که استاد عباس منش در حال خلبانی کردن بر فراز آسمان با یک تجربه فوق العاده عالی و صحنه های پر از زیبایی…

    😍😍😍

    🛩️🛩️🛩️

    (البته بگم اونجایی هم که گفتید برنامه سفر خارجی داشتید، من ذهنم دقیقا رفت سمت سفرتون به ایران، بعد همسرم گفت شاید دوبی و بعد داستان رو تعریف کردید…)

    به هر حال این اتفاقات هرچی که هست قطعاً جذابه و مشتاقانه منتظریم که این اتفاقات زیبا رو هم ببینیم.

    »» مورد بعدی بحث آب گرم ترما پلیس بود که برای خود ما هم خیلی جالب بود که چقدر اونجا خلوت بود و این که گفتید خیلی از امریکایی ها هم اونجا رو نمیشناسند و من اینطوری برداشت میکنم که؛

    آدم هایی که فرکانس‌های خاصی دارند به اونجا هدایت میشن، مثل استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز

    و ما هم از خدا خواستیم که فرکانس مون برسه به اون جایی که بیایم و این همه زیبایی رو از نزدیک ببینیم (و قطعا خدا خواسته ما رو هم اجابت میکند، به شرط اعتقاد…)

    خدایا شکرت 🙏

    »» چه تجربه شیرین و پر هیجانی که از شیب تپه بری بالا اونم با ماشینی عالی و هیولا 😉 و استاد عزیز، موقعی داشتین تعریف میکردین، اینو من کاملا حس کردم کلی کیف کردم…

    »» یه مورد جالب دیگه:

    درباره اینکه استاد گفتند برسیم به جایی که در هر لحظه از خدا هدایت بخواهیم؛

    👈 دیشب داشتم با همسرم تخته بازی میکردم، قرار شد سه دست بازی کنیم. خوب کُری خوندن ها که طبیعیه و چاشنی بازی.

    من هم مطمئن که من میبرم و همسرم مطمئن که ایشون میبره. اتفاقی که افتاد این بود که دو تا بازی اول رو همسرم بُرد 😔 و من هم مطمئنم که بازی سوم را میبرم 😏 اما یک لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم که بُردهایی که توی بازی های قبلی داشتم تمام کِردیت و اعتبارش رو به خودم داده بودم و این دو تا بازی رو که باختم، فقط و فقط روی خودم و مهارت و مغزم حساب کرده بودم!!!

    یهو تلنگری بهم زده شد و به خودم اومدم، تو دلم گفتم: خدایا خودت بازی کن، خودت ببر، دمت گرم…

    و اتفاقی که افتاد بازی سوم رو بُردم 🙃

    نکته ش اینجاست:

    پس وقتی که من حتی توی یک بازی نمیتونم رو خودم و مغزم حساب کنم و اگه به خدا توکل کنم، خدا برام بازی رو انجام میده و به بهترین شکل هم میبره، قطعاً توی هر کاری میتونم به خدا توکل کنم و از اون بخوام که کارم رو انجام بده و مطمئن باشم که «خدا، خداییش رو بلده…»

    ✅ خدایا قلبم را باز کن و گوشم رو شنوا کن تا هدایت های هر لحظه تو را خیلی واضح دریافت کنم

    ✅ خدایا من روی شونه تو میشینم، تو منو ببر به بهترینها

    ✅ خدایا فرمون زندگیم به دست تو، ما را به جاهای خوب ببر، به جایی که با آرامش و شادی از زندگی لذت ببریم

    👈 و قطعاً خدا جواب خواسته های من رو میده وقتی که من به اون ایمان داشته باشم.

    »» خدا میگه: تو فقط ایمان بیار، بقیه کارها با من

    »» وقتی خودت رو به خداوند بسپاری، زندگی خیلی خیلی رَوون میشه

    با توجه به آموزش هایی که از استاد عزیزم دیدم و آگاهی هایی که دریافت کردم، هر موفقیتی که تو زندگیم کسب کردم، اصلاً و اصلاً نمی تونم اعتبارش رو به مغز و منطق و فکر خودم بدم و قطعاً همش هدایت خداوند بی نهایته،

    همون خدایی که میگه درخواست کن من درخواست تو رو اجابت می کنم اگر ایمان داشته باشی…

    ✅ و قانون معجزه وارانه:

    «تمرکز بر روی مثبت ها فارغ از قانون دولتها و ملتها و کشورها و … تو رو به سمت زیبایی ها، مثبت‌ها و خواسته‌هات میبره»

    چقدر این قانون برای من خوب کار کرده و مطمئنم هر چقدر ایمانم رو تقویت کنم، کارکرد این قانون برام واضح تر میشه و تبدیل به فکت میشه در زندگیم.

    »» اینکه دولت ها و کشورها و حکومت ها چه قانونی میزارند اصلا به من ربطی نداره وقتی که من سعی می کنم طبق قوانین خداوند و جهان هستی زندگی کنم…

    ✅ خدایا، ما را درپناه خودت و قوانین عادلانه و مهربانانه ات، به خوشی ها و ثروت ها و فراوانی ها هدایت بفرما

    ::: ایاک نعبد و ایاک نستعین ، اهدنا الصراط المستقیم :::

    و چه حُسن ختام قشنگی

    😍😍😍

    تصاویر فوق العاده زیبا همراه با این کلام که:

    «ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی…»

    به به

    استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم 🙏

    خدایا شکرت 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      محمد فتحی گفته:
      مدت عضویت: 4133 روز

      به نام خدای شادی آفرین

      سلام حامد جان، چقدر از خواندن کامنت زیبا، ارزشمند، دقیق، با جزییات، ساده، شیوا و جذاب و قدرتمندت لذت بردم واقعا.

      چقدر دقیق اموجی ها را به کار بردی که باعث درک بهتر و لذت بیشتر بردن از خواندن کامنت و ماندن در احساس خوب شده، واقعا تحسینت میکنم از صمیم قلبم و بهت میگم چقدر دوست دارم چقدر عاشقتم فوق العاده ای

      خداروشکر میکنم که هم مسیریم و با ذهنت با ایمانت چه اتفاقات فوق العاده ای را ساختی شکر خدا و چه همزمانی هایی را تعریف کردی از مهاجرتت به ترکیه و ازدواجی که داشتی، حسم بود که بنویسم برای شما.

      امیدوارم که هر جایی هستی؛

      شادترین، سرحال ترین، باانگیزه ترین، مصمم ترین و ثروتمندترین باشی. ❤️‍🔥

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نسیم زمانی گفته:
      مدت عضویت: 1931 روز

      سلام به دوست عزیز و هم فرکانسی جناب ولایتی عزیز… تا اسم شما رو دیدم یه لحظه اسم زهرا جان تو ذهنم اومد گفتم کامنت رو بخونم ببینم شاید پدر ایشون باشین هم از کامنتتون خیلی لذت بردم و استفاده کردم و خواستم ازتون تشکر کنم، هم اینکه بابت این دختر گل و یه جورایی نمونه و استثنایی بهتون تبریک بگم

      خیلی لذت میبرم و استفاده میکنم از کامنتاش، و این فهم و درک و هدایت الهی تو این سن واقعا جای تبریک و تحسین داره،

      و اینکه سه نفری تو این فرکانس هستین و با هم فایل ها رو میبینین خیلی قشنگه و خیلیم میتونه موثرتر باشه، خدا رو هزار مرتبه شکر

      از خدا میخوام روز به روز موفق تر و خوشحال تر و سلامت تر و ثروتمند تر بشین همگی شما خانواده ی دوست داشتنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حامد ولایتی (Mr.Havel) گفته:
        مدت عضویت: 2249 روز

        درود بر شما بانو

        ممنونم از لطف و محبت شما

        بله وجود خانواده لطف و عنایت خداوند مهربونه که گاهی قدر نعمت‌های خدادادی رو نمی‌دونیم تا زمانی که داریم شون.

        البته که به لطف وجود استاد و آگاهی‌های نابی که در اختیارمون گذاشتند، فهمیدیم که هر کدوم از ما اعضای خانواده، با وجود نزدیکی و اصطلاحا همخونی که داریم، اما در دنیای منحصر به فرد و در مدار فرکانسی خودمون هستیم. ولی به هرحال نمیشه داشتن خانواده ای عزیز و همراه و همفرکانس رو نادیده گرفت و همه ش لطف و عنایت خداست.

        امیدوارم شما بانو هم همراه با گل پسرتون و خواهرا و پدر و مادر عزیزتون روز به روز بهتر و بهتر باشید از هر لحاظ و به خواسته هاتون برسید.

        باز هم سپاسگزارم

        در پناه حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          نسیم زمانی گفته:
          مدت عضویت: 1931 روز

          بسیار ممنونم جناب ولایتی از پاسخ زیباتون

          به چه نکات قشنگ و عمیقی هم اشاره کردین… واقعا بعضی وقتا انقدر نعمتها برامون عادی میشن که قدرشون رو نمیدونیم، به نظرم برای اینکه ارزش هرچیزی هر نعمت ساده ای رو به خودمون یادآوری کنیم همیشه باید تو ذهنمون بیاریم که اگر این نبود… چی میشد، یا اگر از الان به بعد دیگه نباشه، ازمون بگیرنش… فکر کنم اونموقع خییییلی بیشتر قدر و ارزشش رو درک کنیم.

          و ممنون از دعای زیباتون در حق من و خانواده م که ظریف به همه شون اشاره کردین :) سپاسگزارم و انشالا دو چندان در مورد خودتون اجابت بشه.

          در پناه خدا باشیم همه مون.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    به نام خدایی ک خودش رو اینجوری معرفی میکنه:«و چون بندگان من از تو درباره‌ام بپرسند، بگو من نزدیکم؛ دعای دعا کننده را پاسخ می‌دهم، هرگاه مرا بخواند.»

    انقدر این باورهای مذهبی از سن کم روی من اثر گذاشت ک نفهمیدم چجوری وقتی 9 سالم بود حافظ قرآن بودم

    در حالتی ک معنی سوره ی حمدم نمیدونستم

    فک میکردم خدا قراره اون دنیا ازم ،از بقره و نبآ امتحان بگیره

    اگه قبول شم بهشتی میشم …

    فک میکردم خدا فقط تو مسجد ها هست هرچقدر بیشتر گریه کنی بیشتر نگاهت میکنه

    هرچقدر با زجه و ناله های بیشتری ازش درخواست کنی سریعتر درخواست هاتو پاسخ میده

    سالی یبار شب های قدر باید بری تا صبح ب گناهانت اعتراف کنی تا شاید تورو ببخشه

    این بود خدایی ک 26 سال باهاش زندگی کردم دریغ از یه اتفاق خوب یه نتیجه ی قشنگ …..

    فکر میکردم هرچقدر قانع ترم فقیر ترم اون دنیا بهشت بیشتری ب من میدن

    چقدر این طرز فکر داغون بود مثل همون گاری با چرخ های زنگ زده و صد تن بار

    حالا دیگه دنبال خدا تو مراسم ها و مسجد ها نمیگردم

    فایل چگونه فکر خدارا بخوانیم پلی میکنم

    ب آرامش و همفرکانسی باهاش میرسم

    دستم و روی قلبم میزارم

    میگم میدونم نزدیکی میدونم داری میشنوی

    من عاشقتم

    دیگه با گریه ازش نمیخام با قدرت ازش میخام اونم بهم میگه هرچقدرررر احساست بهتر باشه هرچقدر بیشتر شاد باشی بیشتر بخندی ببینم داری قشنگ لذت میبری ببینم نگاهت ب داشته هاته بهت بیشتر میدم

    پاداش هاااای دنیا و آخرت برای توعععع

    خدایی ک تو 12 قدم شناختم بهم میگه کل دنیارو مسخر تو کردم هرچی میخای بهت میدم ب اندازه ی باورت میدم

    تو با سلیمان و داوود برای من فرقی نداری …

    این بخش 12 قدم برام مثل یه دفترچه ی راهنماست تا یاد بگیرم چجوری از این نعمت زندگی باید استفاده کنم تا بهره ی بیشتری ببرم

    خدایی ک شناختم بهم میگه اگه کار اشتباهی کردی با منم راجبش حرف نزن

    بدون تو انسانی و کامل نیستی

    اومدی تجربه کنی

    ازش درس بگیر و دیگه بهش فکر نکن

    خدایی ک شناختم بهم میگه تو مسئول زندگی کسی نیستی

    تو بخوای هم نمیتونی باعث بدبختی یا خوشبختی کسی بشی

    من عادلم و ته عدالتم اینه قدرت زندگی هرکسی رو ب افکار خودش دادم

    این خدایی ک شناختم هولم داده سمت زیبایی ها

    سمت شادی ها سمت فراوانی هااا

    میگه منتظرتم این نعمت هارو کنار خودم برات گذاشتم خواسته هات پیش منه

    نگرانشون نباش فقط تا میتونی از مسیر لذت ببر

    و بیا بغل خودم

    هرجا ک تو مسیر گیر کردی فقط کافیه صدام کنی با قلبت دارم باهات حرف میزنم

    فقط کافیه آروم باشی تا صدامو بشنوی

    من همیشه حواسم بهت هست هیچوقت تورو رها نکردم

    خیالم راحته از وقتی ک این خدارو شناختم

    بهم میگه من خواسته هاتو میدونم راه رسیدنشم میدونم

    تو برو لذت ببر چیکار داری چجوری ب خواسته هات میرسی ،تو فقط ب من اعتماد کن

    درست تو زمان مناسب خواسته هات وارد زندگیت میشن

    خدایی ک شناختم بهم یاد داده تنها منبع همه چیزای خوب خودشه

    کافیه فقط بیشتز و بیشتز ب منبع وصل بشم

    ب اندازه ی اتصالم میتونم از هرچیز خوبی ک میخام داشته باشم

    خدایی ک شناختم آرامش و برام جایگزین نگرانی کرده

    عشق بی قید و شرط رو جایگزین توقع داشتن کرده

    فراوانی رو جایگزین کمبود کرده

    خدایی ک شناختم بهم میگه

    من برای تو همه چیز میشم

    من برای تو کافی هستم

    با خدا باش و پادشاهی کن ….

    تا حالا فکر میکردم با خدا هستم

    اما دستشو ول کرده بودم و حیران میگشتم دور خودم

    حالا دستشو محکم گرفتم و داره برام شاهکار میکنه….

    روی دوشش نشستم و منو میبره سمت نعمت هاااا سمت زیبایی هااااا

    من هیچکاری تو زندگیم نمیکنم فقط همراه شدم با جریان هدایتش و لذت میبرم از با خدا بودن …

    قشنگترین لحظه هام وقتاییه ک با تمام وجودم بهش متصل میشم

    آرامشی ک تو این مدت با 12 قدم و این بخش قرآنی تجربه کردم

    ب خدا قسم تو کل زندگیم حتی روزهایی ک خوشحال بودم این جنس از احساس خالص و باز شدن قلبم و سبک شدنم رو حس نکرده بودم

    اما الان بارها و بارها دارم تجربه اش میکنم و این جنس احساس بزرگترین دستاورد و شیرین ترین تجربه ی منه ….

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: