این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-11 04:03:052025-11-30 11:17:30توحید عملی | قسمت ۱۰
1227نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به خانم شایسته عزیز وهمه دوستان فوق العاده سایت.
استاد این فایل بی نظیر بود انقدر درمن تحولی ایجاد کرد
که برای اولین بار قول دادم به خودم هم هروز این فایل گوش کنم وهم تمام کامنتهای عالی بچها رو بخونم تا دیشب تمام کردم. وچقدلذت بردم گریه کردم با کامنت بچها وچقددرس گرفتم باورم قوی ترشد سپاسگزارم از تمام دوستان عزیزدرپناه خدا موفق باشید
دقیقا استاد روزی که این فایل اومد روی سایت روز قبلش من منتظر پولی بودم البته حقوقم که دیگه صاحب کار کارش تمام شده بود بهانه اورد فعلا چندروز نیا بعد چند روز گفت کلا نمی خوام همون موقع تو دلم گفتم حتما برای من خیریتی هست.
ولی برای تصویه حساب حقوق امروز فردا می کرد ومن هم پول لازم بودم روزی که قرار بود واریز کنه تا ظهر خبری نشد پیام دادم جواب نداد تا غروب زنگ زدم بهش واقعا کنترل ذهن برام سخت شده بود خواستم که انجام بده باز دیدم داره بازی در میاره گفت هرساعتی دلم بخواد میزنم یکم بحث کردم وقطع کردم اون لحظه اشکم جاری شد چون شرایط سخت بود برام یکم با خدا حرف زدم آروم تر شدم گفتم برم دوش بگیرم بیام قران بخونم یه چند روزی بود حسم می گفت قران شروع کن اومدم شروع کردم به قران خوندن دقیقا نزدیک تمام شدن سوره بقره بود اروم شده بودم دیدم پیام اومد بعد که تمام شد نگاه کردم واریز کرده بود وچقدر از خدای خودم تشکر کردم و واقعا تو ارام هستی خداوند دست بکار میشه وبه خودم قول دادم هرروز یه سوره قران بخونم وقتی صبح از خواب بلند شدم دیدم این فایل اومده خیلی خوشحال شدم وسریع نشستم گوش کردن انقدر غرق این فایل بودم بعدش نشستم فکرکردم یاد روز قبل افتادم که اگر روی خدا حساب می کردم و ارامش زودتر از خدا می خواستم انقدر بهم نمی ریختم واز اون روز خیلی تغییر کرده زندگیم بیشتر خدا رو پیدا کردم سعی میکنم هرچه بهم میگه انجام بدم وازش ایمان وارامش صبر خواستم و3روز که خیلی اتفاقهای عالی برام رخ میده خدا رو شکر چقدر حالم خوبه ولذت می برم و مدام تکرار می کنم که خدایا هرآنچه دارم از توست توبهم دادی صدای نجواگر ذهنم را خاموش کن صدای خودت را بلندتر تا واضح بشنوم وعمل کنم من به توفقیرو محتاجم.
استاد واقعا ازتون سپاسگزارم بخاطر این سایت خداگونه وزیبا که حال ادم واقعا دگرگون میشه خدا همیشه بهتون عزت وسلامتی شادی بده پایدار باشی
ازتون سپاسگزارم که صدای خداوند شدید برای من . ازتون سپاسگزارم که من را با تنها قدرت عالمیان آشنا کردید . ازتون سپاسگزارم که قدم به قدم به من آموختید و من چقدر گمراه بودم . چقدر روی عقل نداشته ی خودم حساب میکردم و چقدر ظالم و زیانکار بودم .
من از یک دورانی به بعد نقش خداوند در زندگیم کم رنگ و کم رنگ تر شد . و چشمم به دنبال مردم دنیا و زیورها و بیهودگی ها بود . و به طور کلی خدای خودم رو فراموش کردم و زندگیم به هم ریخته و خراب شد .
و همش از خودم میپرسیدم چرا ؟ چرا هرچه تلاش میکنم نمیرسم ؟
و پاسخ رو در سخنان ارزشمند شما پیدا کردم . من بنده خوبی نبودم . به جای حساب کردن روی خدا چشمم به مردم بود .
استاد عزیزم ازتون سپاسگزارم که کلامتون روشنگر راه من شده . هر لحظه . شما من رو با خداوندی آشنا کردید که میگوید :
و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودى خوار و رسوا به دوزخ درآیند.
و چه زیبا به من نزدیک شده و من رو لایق همصحبتی خودش کرده .
تنها او را میپرستم و تنها از او یاری میخواهم .
استاد جان . در این چند روز دچار تضاد شدیدی شدم که میدانم برای من فقط و فقط سود هست و سود .
ابتدا قلبم خیلی سنگین بود و از شدت غم نمیتونستم حتی نفس بکشم . ولی با یاری خداوند تونستم از جام بلند بشم و برم پیاده روی . ( با توجه به فایل نشانه ام که هدایت شدم به فایل صحبت شما با آقا هادی ترابی و ایشون از فایلهای توحید عملی گفتند من تصمیم گرفتم که فایلها رو گوش کنم و کار کنم روش )
دیروز هدایت شدم به این فایل با گوش دادن به این آگاهی ها مثل آبی که بر روی آتش بریزند ، آتش برایم گلستان شد . به طرز جادویی حالم دگرگون شد . قلبم سبک شد . انگار روی ابرها بودم . و معجزات شروع شد . وقتی که فقط از او خواستم کمکم کند ( خدایا من نمیدانم و نمیتوانم ) و پاسخ داد صبر کن . درستش میکنم برات . و من باور کردم .به طرز معجزه آسایی قلبم بسیار روشن و آرام هست . معجزات پشت سر هم داره برام رقم میخوره . یکی از اون معجزات پیدا شدن کارت بانکیم به صورت معجزه آسا بود . من از خداوند خواستم و پاسخ داد . خیلی خوشحالم .
خداوند رو هزاران بار شکر میکنم که قدم در این راه گذاشتم . داشتم از خداوند میپرسیدم که دیر هست و پاسخ داد از همین جا شروع کن که خداوند میتونه تمام دیر شدن ها رو خودش جبران کنه .
استاد عزیزم باز هم ممنونم ازتون بابت امکان کامنت در سایت . از دوستان عزیزم هم تشکر میکنم که تجربه های ارزشمندشون رو به اشتراک میگذارند .
مثل یک تشنه که آب رو بهش نشون میدن و هر چقدر که آب میخوری سیر نمیشی
چه هوایی چه طلوعی جانم
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم میدانم
به خدایی که دلش پروانست
وبه مرغان مهاجر هر سال
راه را میگوید
وبه باران گفتست
باغها تشنه شدند
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی جانم…….
چنین کنید تا ببینید که خداوند برسر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
مگر از زندگی چه می خواهی که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پیش یک کامنت گذاشتم و یک خاطره هم گفتم خدمت شما خانواده عزیززم و این سوال رو هم کردم که :
چطوری خداوند با ما حرف میزنه ؟
چطوری اینقدر واضح میگه که استاد متوجه شدن و دقیقا میرن سهام یک شرکتی را میخرن ؟
و اینکه ما چه تمرینی را انجام بدیم که تکامل مون را طی کنیم که اینقدر شفاف و واضح خداوند با ما هم حرف بزنه؟
اینها سوالاتی بود که داشتم
دیروز برای چندمین بار فایل را گوش دادم و متوجه شدم که استاد میگن، من چندین بار امتحان کردم، و جواب گرفتم فقط بخاطر اینکه ایمانم قوی بشه و حالا برای من و بقیه دوستان که بخواهیم صدای خداوند و الهامات را بشنویم، باید چند باور و چند تا قدم عملی برداریم
باور داشته باشیم که خداوند جواب می دهد خیلی مهمه من خیلی مشکل دارم توی این مسئله که دارم حلش می کنم به امید خدا ، که آقا شما اول باور بکن که خدا جواب می دهد مثل همون داستانی هست که طرف رفته بود پیش امام رضا که من یک بچه میخوام امام رضا گفته بود اول برو زن بگیر بعد بیا درخواست کن، ما هم باید باور داشته باشیم که جواب می دهد این رو باید خیلی کار کنم
قدم دومی که همه مون باید برداریم تمرین کردن و امتحان اینکه خداوند در هر زمان و لحظه داره به ما حرف میزنه و مارو هدایت میکنه
حالا داستان از اینجا شروع شد که یک اتفاقی دو روز پیش برام افتاد و نیم ساعت پیش جواب گرفتم که باور کنید عجیب خداوند جواب می دهد و ایمانم را قوی تر کرد .
و اما داستان : من 53 سال سنم هست و بازنشسته ام، پنج سال پیش دعوت به همکاری شدم در یک شرکت معتبر که در حوزه مس کار می کرد چون تجربه خوبی داشتم توی این زمینه و رفتم مشغول بکار شدم
دو روز پیش از یک شرکت دیگه بهم پیشنهاد دادند که برم و انجا کار کنم و این شرکت در شهر استاد، قم هست و حدود هزار کیلومتر با شهر خودم فاصله داره، من دو تا از خواهرام در قم زندگی می کنند و به آنجا زیاد مسافرت میکنم شهر بسیار خوبیه و دوستش دارم و وقتی بهم پیشنهاد شد از یک طرف خوشحال شدم و از یک طرفم باید این زندگی پنجاه سال ساخته شده در شهرم رو رها کنم و یک کسب و کار جدید هم راه انداختم در حوزه آشپزی و آن رو هم باید تعطیل کنم و کلا دو دل شدم که برم یا نه ؟
طبق فرمایشات استاد در این فایل، آمدم و گفتم چرا نپرسم از اصلش، وقتی خداوند هست و تمام جوابها رو میدونه چکاریه خوب ازش بپرس و یک قدم عملی هم هست و آقا شروع کردم از دیروز از خداوند پرسیدم و گفتم چه کنم خدا برم یا همین جا بمونه، فقط از خداوند خواستم که با صدای بلند بگه، یواشو حرف نزه، گفتم خدایا یواش که میگی من نمیفهمم ( از بس نجوا دارم ) بلند بگو جیغ بزن که بفمهمم، و اما بچه ها چی بگم بهتون از این صدا رساتر و بلندتر بعید میدونم بشه گفت،
نیم ساعت پیش یکی از همکارای قبلیم که الانم با هم همکار بودیم و از اینجا رفت زنگ زد بهم گفت که من رفتم و مدیر عامل فلان شرکت شدم و تو دوست نداری بیا اینجا و شروع بکار بکنی و کمک بدیم بهم این شرکت تازه شروع به فعالیت کرده و نیاز به تجربه آدمهای داره که بتونه کارخانه اش رو راه اندازی کنه، اولش فکر کردم که حتما آن نفری که به من زنگ زده از طرف ایشون ( وقتی که باور محدودکننده داشته باشی نمیخوای قبول کنی دنبال راههای سخت و صعب العبوری هستی که ذهنت داره و قبول نداری که بقول استاد خداوند راحت ترین ، ساده ترین و سریعترین راه رو برای رسیدن ما به خواسته هامون برامون پیشنهاد میده، و نمی پذیریم ، ) واسطه شده و ازش پرسیدم فلانی این حرف به شما زده گفت نه، اصلا آن خبر نداره که من آمدم اینجا، خیلی برام باور نکردنی بود که اینقدر واضح خداوند میاد و تلفن میزنه بهت و میگه، حالا من قبول کنم برم یا نه آن مهم نیست، مهم اینکه خوشگل خداوند کارش را انجام میده اگر ما سوال کنیم و باور داشته باشین که خداوند جواب میدهد آنم چه جوابی ، ازش میپرسیم،
اینقدر ذوق داشته که سریع بیام براتون بنویسم که حد نداره، از بس که از خدا سوال نکردم و درخواست نکردم، برام عجیب بود که جواب گرفتم در صورتیکه بقول استاد لاجرم اتفاق می افتد و شما جواب می گیرید .
دوستان سوال کنید ازش، درخواست داشته باشین ازش و باور کنیم که می شود
ممنون از کامنتی که گذاشتید و کاملا مشخصه که مثل فامیل تون توحیدی هستین به لطف خدا
شما درست می فرمایید واقعا کم لذت می بریم و هنوز هم خیلی جا لذت نمی بریم یا کم می بریم ، بنظر من نکته مثبتش اینکه متوجه شدیم که زندگیمون دست خودمونه و می تونیم لذت ببریم و از بدنه جامعه جدا بشیم، خطا میریم اما با آگاهی این اتفاق می افته و میدونیم و باور داریم که همه چیز دست خودمونه، و البته کیفیت زندگی مهمه که چکار کنیم لذت بیشتری ببریم از این دنیا پر از نعمت و زیبایی و آدمهای خوبی مثل شما
همه ما ها از این دست خاطرات داریم و اگر با ذره بین به اتفاقات زندگیمون نگاه کنیم حتما هست، من خودم را میگم خانم یکتاپرست، نجوا اجازه نمیده که من صدای الهامات خداوند را بشنم و اینکه وقتی خیلی روی درخواستم پافشاری میکنم صداش برام واضح میشه، خداوندی که هر لحظه داره با ما حرف میزنه
امیدوارم همه ما ها که در این مسیر قرار گرفتیم با آگاهی های که استاد عزیزمون بهم میگه بتونیم هر روز و هر لحظه خدایی تر بشیم
فایلهای توحیدی رو من همیشه با اشک گوش میدم. با اشکهام زنگار قلبم شسته میشه و قلبمو صیقل میدن. تمام وجودم به لرزه در میاد از این آگاهی های ناب. یه حس اوج گرفتن بهم دست میده که فکر میکنم الان میتونم پرواز کنم. اونقدر انرژیم بالا میره که فکر میکنم تمام دنیا رو میتونم تسخیر کنم. به نظرم اگه این حس چند دقیقه بیشتر طول بکشه جسمم دووم نیاره از اینهمه قدرت روحی م. دَمتون طلا استاد
من تجارب زیادی دارم از اینکه خدا همیشه دستمو گرفته و تا خود آرزوم برده.
یک نمونش مهاجرتم هست. یکسالی میشد که قصد مهاجرت به شهری که برادرهام ساکنش هستن رو داشتم. پدرم به من قول داده بود که حتما خودش منود میاره اینجایی که الان هستم.اینم بگم تو خانواده ما دختر حق نداره تنها به شهر دیگه ای سفر کنه. روزها گذشت و دو هفته موندن به تاریخ سفر پدرم منصرف شد. و من موندم با هزار امید که اگه خدا دستم رو نمیگرفت به یاس تبدیل میشدن. اصلا نمیدونستم چیکار کنم که دل پدرم نرم بشه که باهام بیاد یا حداقل بگذاره خودم بیام. به خدا سپردم و نگذاشتم نجواهای ذهنم قوی بشن. یک حس شکرگزاری و حس نزدیکی به خداوند، حس اطمینان ، حسی که خدا کنارمه مواظبمه ، همراهمه، حسی لذت بخش از اینکه خدا پشتمو خالی نمیکنه حتی اگه پدرم پشتمو خالی کنه رو داشتم و مطمئن بودم خدا منو میرسونه به خواستم. چند روزی به همین منوال گذشت تا فهمیدم شوهر خواهرم به همراه مادرشون که خیلی خانم نیکنام و خوبی هست قصد سفر به همان شهر را دارند. اونقدر خوبن که پدرم اصلا نتونست مخالفت کنه که منمباهاشون بیام اینجا . وضع مالی شوهر خواهرم خیلی خوبه و این سفر آنقدر راحت و زیبا بود که بی اغراق اگه با پدرم میومدم مجبور بودم شرایط رو تحمل کنم. ولی با فرستادن این دو دست الله مهربانم در کمال آسایش و راحتی خواستم انجام شد.و بماند که الان چقدر وقت دارم برای حال خوب خودم. و توی این شهر چقدر امکانات زیادی رو برای راحتی و آسایش و پیشرفت من فراهم کرده الله من
خدایا شکرت.
یه مورد دیگم پایان نامم بود که کسی که خیلی ازش توقع داشتم توی راهنمایی و سرچ موضوعات ولی اون به قولش عمل نکرد من از اون ناامید شدم ولی امیدم به خدا بود. از الله کمک خواستم و جوابمو داد. طی دو روز با کمک دوست عزیزم با یک فرد متخصص برخوردم. یک نفری که دست خدا بود و بدون هیچ چشمداشتی بامن همکاری کرد و دفاع پایان نامم به بهترین شکلش انجام شد.
زمانهایی هم بوده که روی خودم حساب کردم و منم منم کردم، و ضرب ش رو هم دیدم.
یادمه سال اول بعد از تموم شدن درسم، یه کاری پیدا کردم که حقوقش تقریبا 10 میلیون بود نسبت به اون زمان و شرایط مالی خانوادم پول خوبی بود. مصاحبه کردم و قرار شد فردا برم سر کار. موقعیتش مناسب، رئیسش انسانی شریف و یک عالمه خوووبی دیگه.اون ب این نجواها ی ذهنم خواب رو از چشمام گرفته بودن . نجواها میگفتن، عجب آدم خوبیم من. به سختی درس خوندم، فارغ التحصیل شدم. الان کار میکنم. برای درمان خواهرم، برای کمک خرج خونه، برای خرید وسایل خونه برای مادرم. خانوادم باید به من افتخار کنن و از این به بعد باید بیشتر به من احترام بگذارن. ووووو
تا اینکه فردا بهم زنگ زدن و در کمال ناباوری گفتن که با اینکه همه شرایط اکی بوده ولی یه مشکلی پیش اومده که نمیتونن با من قرار دادببندن و گوشی رو قطع کردن و تمام
میخام صدها بار این فایلو گوش کنم و صد ها مورد از این داستانهای زندگیمو برای خودم به یاد بیارم تا اینطوری اون هشداری که همش به استاد داده میشه در اینموردبرای من هم باشه. چون هزاران بار ضربه خوردم از منم منم. ولی باز یادم میره. خوش به سعادتتون استاد که خداوند اینقدر واضح بهتون هشدار میده، هرچند خودتون هم مواظبین. و این به خاطر هماهنگی تون هست. ممنونم که این فایلهای ارزشمند رو رایگان در اختیار مون میگذارین.
الهی از صمیم قلبم سپاس گزارم بابت احساس رشد و بهبودی که در شخصیتم و باورهام دارم .
الهی صد هزار مرتبه شکرت که دراجرای قانون در عمل هر بار دارم بهتر و بهتر میشوم و با هر باری که به قلبم و به ارامش قلبم گوش میکنم و نتایج رو خداوند رقم میزنه دفعه ی بعد این کار برام راحتتر و ساکت کردن ذهنم با این منطق ها اسونتر میشه
الهی سپاس گزارم بابت قوانین ثابت و بدون تغییرت و مسیری که نشونم دادی و فقط کارم اینه که هربار توی این مسیر بهتر و بهتر بشم
اومدم بنویسم و دوباره قانون رو تکرار کنم و این تکرارها برام شیرینه چون هر بار که مینویسم کمی بهتر درک میکنم اهمیت قانون رو و به اندازه ای که درک میکنم کمی بیشتر عمل میکنم و نتایج میاد و من حس میکنم که دارم بهتر و بهتر میشم و این برام از میلیون ها دلار باارزشه ،چون درمسیر ساختن ذهنی هستم که قراره میلیاردها میلیارد ثروت در تمام ابعاد بهم بده در تمام ابعاد
قانون خداوند چیه ؟؟؟
تکرار و تکرار و تکرار
تکرار باورهای خوب نسبت به خداوند
یادآوری وعده های خداوند و نیات خداوند نسبت به من
یاد اوری تمام پیامبران و اسطوره هایی که ذهنشون روتونستن کنترل کنن و خدا سمت خودش رو عالی انجام داده و این ها ایمان و باور میسازه
اینکه خدا به من نزدیکه
خدا از رگ گردن به من نزدیکتره
خدا هر لحظه در حال هدایت منه
خدا بیشتر از من میخواهد که من به خوایته هام برسم
خداوند دوس داره که نیازهای منو برطرف کنه
خداوند نیازی نداره که من با زجر به خواسته هام برسم ،بلکه مکانیزم خداوند اینه که به نوع نگاهی که بهش دارم به باوری که نسبت بهش دارم داره پاسخ میده ،اگر من باورم این باشه که با زجر کشیدن باید لایق شوم ،خداوند بدون قضاوت منو درمسیری قرار میده که زجر بکشم تا لایق شم ،چون به انتخاب من احترام میزاره
و اگر که من باورم این باشه که خداوند منو افریده و گفته که هر که از هدایت من پیروی کند نه ترسی براوست و نه غمی
اگر باورم این باشه که خداوند بر خودش وظیفه دونسته که منو هدایت کنه
اگر باورم این باشه که من فرکانس هامو درست میکنم و خداوند وظیفشه که کاره منو انجام بده
اگر باورم این باشه که من اومدم تا از انجام کار مورد علاقم لذت ببرم
اگر باورم این باشه که من لایق افریده شدم
اگر به غیر از خداوند به کسی متوسل نشم
اونوخ خداوند تمام این باورهارو به من ثابت میکنه ، خداوند عشق میکنه از اینکه من اجازه بدم کارهای منو انجام بده
خداوند عشق میکنه از اینکه من خوشبخت باشم
و باز هم من باید از یک قانون ساده پیروی کنم
فقط و فقط ذهنت رو کنترل کن و ارومش کن در هر شرایطی و بدون که خداوند در زمان مناسبش از راه میرسه ،هدایت خداوند از کنار تو رد نخواهد شد ،خداوند جوری هدایتت میکنه که تو میفهمیش ،خداوند جوری باهات ارتباط میگیره که تو میفهمیش ،
خداوند همه رو داره توی مسیرهایی که دوس دارن در هر لحظه هدایت میکنه
اتفاقا استاد دیشب توی یوتیوب دو ویدیو دیدم هدایتی از دوتا از رپرای معروف ایران
محمد رضا شایع و حسین تُهی که با علی ضیا باهاشون مصاحبه میکرد ، خیلی نکات برای یاداوری قانون بود و توحید و هدایت خداوند
دوتاشون اذعان داشتن که اون شعرهایی که نوشتن و خوندن که خیلی ترکونده و ترند شده همه الهامی بوده ، میگفتن مثلا ما یه موزیکی رو خیلی روش کار میکنیم و به خیال خودمون میگیم که ما دیگه با این ترکوندیم و میگه میدیم بیرون و هیچ اتفاق خاصیم نمی افته ،ولی میگفتن اون شعری که خودش اصن میاد و مینویسیم خیلی جواب میده ،
حسین ُتهی حتی راجب فرکانس و مدار حتی حرف زد و گفت که من بد کسی رو نمیخوام هیچوقت و با تمام وجودم از موفقیت بقیه خوشحال میشم و میگف یکدزدی بزرگ ازم شد که من از خداوند سپاس گزاری کردم و گفتم حتما خیری توش بوده و میگف از خدا براشون طلب هدایت کردم و گفتم اون بنده خداها هم حتما گرفتار هزارتا مشکل بودن که دست به چنین کاری زدن و میگفت استاد بعد این موضوع یک اتفاقای مالی عالی برام افتاد هم کاری و از هر لحاظ برام بهتر شد ، خیلی قانون و میدونست حس میکردم ، حسین تُهی جزو اولین اشخاصیه که رپ رو توی ایران جا انداختن و به قول خودشون نسل صفر رپایرانن و اونام الگویی نداشتن که کسی توی ایران قبل اونا باشه که توی این سبک موسیقی کار کنه ولی میگف من عشقشو داشتم و از 11سالگی رویاپردازی میکردم وحرفای قشنگی میزد ،میگف اصن نیاید برید دنبال پول ،پولخودش میاد و حتی به اون اصل مهم تمرکز اشاره کرد که من تمرکزم روی فقط این کاره ، استاد فک کنم اصن عباس منشی بود
میگف بالای چندین اهنگ مختلف که با بهترین خواننده های دنیا باهم خوندیم و امادس همه چیشون و مجوز پخش و همه رو گرفتم و میگفت ولی من اعتماد دارم به این که زمانش باید برسه و میگف یه وقتایی دیر کردن به معنای دیر شدم واقعا نیست و میگف من اعتماد دارم و از حسم کمک میگیرم و اون میگه و حتی میگف یکی از بهترین اهنگام به نام :خدایا مرسی که به اهنگ شادیم هست
میگف بعد یه کنسرت خوب با بچه ها اومدیم و با حال خوی رفتم توی بالکن و داشم منظره رو نگاه میکردم و یه ملودی پخش بود که اصن میگف کل این اهنگ بالای فک کنم گف 50درثد این اهنگ رو همونجا به من گفته شد و و همینجوری اومد و من ضبط کردم حتی ریتمش خودش میومد ، واین یکی از بهترین اهنگاشه
اصن لذت بردم از این مصاحبه
اینا داره نشون میده که توحید اصله
داره نشون میده هدایت هر لحظس از جانب خدایی که عالم مطلقه و از همه چیز خبر داره
حسین تُهی میگف خیلی سعی میکنم که به خدا نزدیک تر باشم چون خیلی از اونایی که الان زندانن و بیمارستان میگف اگه اون اشخاص توی زندان اگر قبل اینکه اون کار و انجام بدن خدارو ناظر میدیدن شاید این کار و نمیکردن و میگف ایمان به خدا باعث شد که توی مسیرم از خیلی چیزها دور باشم
خدایی که هیچ چیزی رو از قبل برای هیچ موجودی مقدر نکرده و با توجه به نیاز هر موجودی این جهان را خلق و گسترش داده با عدالت . هیچ فرش قرمزی برای هیچ موجودی پهن نشده که تو میروی و فلان اتفاقات رو تجربه میکنی .
همه چیز برمیگرده به نیاز های به ما اعتماد ما به این نیرو
همه چیز بر میگرده که چه چیزی را در درونمان پرورش میدهیم با کانون توجهمان .
و چه چیزی میخواهیم از این نیرویی که پاسخ میدهد به درخواست درخواست کننده .
و ما طبق ایمانی که به این انرژی داریم ذهنمان را کنترل میکنیم تقوا پیشه میکنیم و دریافت میکنیم
، این انرژی بی نیاز است .
بی نیاز به این که به او ایمان داشته باشیم یا نه .
خوشحال نمیشود از ایمان ما .
ناراحت نمیشود از بی ایمانی ما .
ما هستیم که باور کنیم این نیرو را و آبشخور کل نعمت هارا که خداوند است . این به ما کمک میکند و خداوند بی نیاز است و جهان رشد میکند نیازی ندارد که ما باور کنیم یا نکنیم .
یک فردی که معتاده به خودش ضربه میزنه نه به جهان اتفاقا جهان مسیر رشد و گسترشش رو ادامه میده و اعتیاد اون گسترش هایی رو در جهان ایجاد کرده دکتر های متخصص کمپ ها بیمارستان ها و…. اون فرد باعث عذاب خودش شده خدا که عذاب ندیده .
جهان که نابود نشده هر اتفاقی برای جهان خوبه و به رشد و گسترشش کمک میکند .
اینا باور هایی بودند که بعد از دیدن فایل خدا بهم گفت، نوشتم تا رد پایی باشه بعداً ببینم چقدر رشد کردم .
سلام به بهترین استادی که خداوند به من و به همه عزیزان این سایت معرفی کرد
بله استاد باید بریم سراصل مطلب
اصل مطلب همان اصل که این سایت اختصاص به اون داره
اصلی که همه ما باید با آن زندگی کنیم
اصلی که زندگی مارو میسازه
اصلی که با آن به ارامش و احساس خوب می رسیم ،اصلی که مارو به سمت سلامتی و ثروت میبره
اصلی که با ان خیالممون همیشه راحته
من زندگی مو براساس این اصل که توحید و خداونده ساختم ،این اصل رو از این سایت یاد گرفتم
هر چند همیشه ته قلبم دنبال همچین اصلی میگشتم و هر لحظه هم خداوند کمکم میکرد ،از اون جایی که کلاس پنجم بودم و از خداوند نمره عالی میخواستم
ولی هرچی بزرگتر که میشدم ،ذهنم با کلی باورهای محدود کننده محاصره میشد و من اون باورها رو واقعیت زندگیم میدانستم
تا این که به یک جای امنی مثل این سایت هدایت شدم ،و با این سایت و این اصل زندگیمو هر لحظه از هر نظر پربار تر شد
من این روزا همزمان روی دوره کشف قوانین زندگی و دوره دوازده قدم دارم کار میکنم
و از خداوند خواستم منو هدایت کنه به یک مدار بالاتر ،هرچند الان خیلی احساسم خوبه ،ارامش تو زندگیم و وجودم حکم فرماست ،واز نظر مالی هم وضعیتم نسبتا خوبه ولی دوست داشتم خداوند منو هدایت کنه به درامد بیشتر ،فروش بیشتر ،خیلی فکر میکردم ،خیلی می نوشتم ولی نمی دونستم که چه جوری باید از خدا بخوام
امروز این فایل رو گوش دادم ،به یاد اوردم که هر چی تا حالا دارم و داشته ام تک تکش از خدا بوده ،منم مثل شما سعی میکنم در برابر خداوند متواضع باشم ،ولی باید خداوند این ایه رو دوباره به ما یادآوری کنه ،لازمه ی هر انسان مومنی ست که این ایه باید یادآوری بشه
ما رمیت اذا رمیت ولکن الله رمی
بارها بارها یاداوری توحید ،یاداوری اینکه خداونده که هر لحظه کمکون میکنه لازمه
این یاداوری سوخت حرکت ماست ،سوختی ست برای رفتن به مدار بالا
اگه این سوخت نباشه کم کم ما به سمت پایین و پایین تر نزول میکنیم
ممنونم از خداوند ،و ممنونم از شما استاد توحیدی
بله من این سوخت برای ادامه لازم داشتم
لازم داشتم یه سر به اصل توحیدی برگردم و یه تلنگر بهم بخوره که بیدار بشم و با قدرت زیاد دوباره به مسیر اصلی برگردم
اسناد واقعا شما تکین مثل شما هنوز پیدا نکردم .واقعا حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
و این حکایت شما و این سایت و اعضای سایته
استاد جونم باور کنید تشنه این فایل بودم
چقد دلم برای این حرفهاتون تنگ شده بود انگار از دل من حرف میزدید
استاد جونم اگه بخوام داستان زندگیمو بگم خیلی طول میکشه و اینجا جاش نیس اما انشاله بلطف خداوند مهربونم بزودی میام و براتون میگم که چکار کردم و چه اتفاقاتی برام افتاده
اما با کمک فایلهای شما خیلی تغییر و تحول تو زندگیم بوجود اومده
که شامل مهاجرت از کرمان به کیش و از کیش به تهران بوده که الان یکماهه اومدیم تهران با همسرم که اونم عاشق و شیفته شماست و دو تا پسرم
دومین اتفاق زندگیم کار تجارت رو استارت زدم و تمام امیدم در این مسیر زیبا بخداوند است و بس
وبقول شما پا روی ترسهام گذاشتم
استاد جونم هر روز بخودم یادآوری میکنم که اموزشهای شما رو گوش کنم چون در همه جنبه های زندگیم کمکم کردن
میخوام بهمه بچه ها خصوصا اونهاییکه تازه وارد هستن بگم با قدرت ادامه بدین
میخام بگم گوش دادن به فایلهای شما رو مثل کار واجب روزانه بدونن و هر روز تکرار کنن که تکرار داعم این صحبتها باعث تغییر باورها میشه و بعد بومممممممممممممممممم
اتفاقات خوب و معجزات خداوند رقم میخوره
استاد عزیزم تمام تلاشم رو برای دیدار شما از نزدیک انجام میدم
میخام بیام و از موفقیتهای زندگیم ساعتها براتون توضیح بدم
خدای زیباترازبرگ گلم،شکرت برای پیداکردن به این زیبایی
روح و روانم غرق آرامش میشود وقتی یادت می افتم ،یادتمام خوبی هایت ،یادتمام نعمت هایم،یادتمام لطف هایی که تابه حال برایم انجام داده ای وهمیشه شامل حالم خواهدشد
وقتی به یادت هستم وکنارم حست میکنم نه غمی از گذشته یادم میاد نه ترس آینده رودارم سبک بال ازادورهامیشم ازهمه چیز چون میدانم همه کارهایم رابه زیبایی،زیباترازان چه تجسم می توانم بکنم برایم درست میکنی
اما،امان ازفراموشی وغفلت
انسانم وفراموش کار ومنم منم هایم
اما تلاش میکنم آگاهانه ،باتمرکز ،باکنترل ذهنم هرروز بهتراز روز قبل به یادت باشم ای مهربان ترین مهربانان که بیشتر از من مشتاقی به من
خدای قشنگم حالا که یادم دادی حلاوت و شیرینی حضورت راهدایتم کن هر لحظه یادت باشم و لحظه ای بی حضورت برمن نگذره
استادتوحیدیم ،ازخداوندبرایتان عمرباعزت آرزومندم که این گونه زیبا ماروباخدااشنا کردیدو سرمستمان کردید
بنام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام به بهترین وزیباترین استاد دنیا
سلام به خانم شایسته عزیز وهمه دوستان فوق العاده سایت.
استاد این فایل بی نظیر بود انقدر درمن تحولی ایجاد کرد
که برای اولین بار قول دادم به خودم هم هروز این فایل گوش کنم وهم تمام کامنتهای عالی بچها رو بخونم تا دیشب تمام کردم. وچقدلذت بردم گریه کردم با کامنت بچها وچقددرس گرفتم باورم قوی ترشد سپاسگزارم از تمام دوستان عزیزدرپناه خدا موفق باشید
دقیقا استاد روزی که این فایل اومد روی سایت روز قبلش من منتظر پولی بودم البته حقوقم که دیگه صاحب کار کارش تمام شده بود بهانه اورد فعلا چندروز نیا بعد چند روز گفت کلا نمی خوام همون موقع تو دلم گفتم حتما برای من خیریتی هست.
ولی برای تصویه حساب حقوق امروز فردا می کرد ومن هم پول لازم بودم روزی که قرار بود واریز کنه تا ظهر خبری نشد پیام دادم جواب نداد تا غروب زنگ زدم بهش واقعا کنترل ذهن برام سخت شده بود خواستم که انجام بده باز دیدم داره بازی در میاره گفت هرساعتی دلم بخواد میزنم یکم بحث کردم وقطع کردم اون لحظه اشکم جاری شد چون شرایط سخت بود برام یکم با خدا حرف زدم آروم تر شدم گفتم برم دوش بگیرم بیام قران بخونم یه چند روزی بود حسم می گفت قران شروع کن اومدم شروع کردم به قران خوندن دقیقا نزدیک تمام شدن سوره بقره بود اروم شده بودم دیدم پیام اومد بعد که تمام شد نگاه کردم واریز کرده بود وچقدر از خدای خودم تشکر کردم و واقعا تو ارام هستی خداوند دست بکار میشه وبه خودم قول دادم هرروز یه سوره قران بخونم وقتی صبح از خواب بلند شدم دیدم این فایل اومده خیلی خوشحال شدم وسریع نشستم گوش کردن انقدر غرق این فایل بودم بعدش نشستم فکرکردم یاد روز قبل افتادم که اگر روی خدا حساب می کردم و ارامش زودتر از خدا می خواستم انقدر بهم نمی ریختم واز اون روز خیلی تغییر کرده زندگیم بیشتر خدا رو پیدا کردم سعی میکنم هرچه بهم میگه انجام بدم وازش ایمان وارامش صبر خواستم و3روز که خیلی اتفاقهای عالی برام رخ میده خدا رو شکر چقدر حالم خوبه ولذت می برم و مدام تکرار می کنم که خدایا هرآنچه دارم از توست توبهم دادی صدای نجواگر ذهنم را خاموش کن صدای خودت را بلندتر تا واضح بشنوم وعمل کنم من به توفقیرو محتاجم.
استاد واقعا ازتون سپاسگزارم بخاطر این سایت خداگونه وزیبا که حال ادم واقعا دگرگون میشه خدا همیشه بهتون عزت وسلامتی شادی بده پایدار باشی
به نام خداوند بخشنده ی مهربانم
استاد جانم چه کرده است این فایل با من
استاد جانم همه چیز هم اوست . همه چیز توحید هست .
ازتون سپاسگزارم که صدای خداوند شدید برای من . ازتون سپاسگزارم که من را با تنها قدرت عالمیان آشنا کردید . ازتون سپاسگزارم که قدم به قدم به من آموختید و من چقدر گمراه بودم . چقدر روی عقل نداشته ی خودم حساب میکردم و چقدر ظالم و زیانکار بودم .
من از یک دورانی به بعد نقش خداوند در زندگیم کم رنگ و کم رنگ تر شد . و چشمم به دنبال مردم دنیا و زیورها و بیهودگی ها بود . و به طور کلی خدای خودم رو فراموش کردم و زندگیم به هم ریخته و خراب شد .
و همش از خودم میپرسیدم چرا ؟ چرا هرچه تلاش میکنم نمیرسم ؟
و پاسخ رو در سخنان ارزشمند شما پیدا کردم . من بنده خوبی نبودم . به جای حساب کردن روی خدا چشمم به مردم بود .
استاد عزیزم ازتون سپاسگزارم که کلامتون روشنگر راه من شده . هر لحظه . شما من رو با خداوندی آشنا کردید که میگوید :
وَقَالَ رَبُّکُمُ ٱدْعُونِیٓ أَسْتَجِبْ لَکُمْۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ(6٠)
و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودى خوار و رسوا به دوزخ درآیند.
و چه زیبا به من نزدیک شده و من رو لایق همصحبتی خودش کرده .
تنها او را میپرستم و تنها از او یاری میخواهم .
استاد جان . در این چند روز دچار تضاد شدیدی شدم که میدانم برای من فقط و فقط سود هست و سود .
ابتدا قلبم خیلی سنگین بود و از شدت غم نمیتونستم حتی نفس بکشم . ولی با یاری خداوند تونستم از جام بلند بشم و برم پیاده روی . ( با توجه به فایل نشانه ام که هدایت شدم به فایل صحبت شما با آقا هادی ترابی و ایشون از فایلهای توحید عملی گفتند من تصمیم گرفتم که فایلها رو گوش کنم و کار کنم روش )
دیروز هدایت شدم به این فایل با گوش دادن به این آگاهی ها مثل آبی که بر روی آتش بریزند ، آتش برایم گلستان شد . به طرز جادویی حالم دگرگون شد . قلبم سبک شد . انگار روی ابرها بودم . و معجزات شروع شد . وقتی که فقط از او خواستم کمکم کند ( خدایا من نمیدانم و نمیتوانم ) و پاسخ داد صبر کن . درستش میکنم برات . و من باور کردم .به طرز معجزه آسایی قلبم بسیار روشن و آرام هست . معجزات پشت سر هم داره برام رقم میخوره . یکی از اون معجزات پیدا شدن کارت بانکیم به صورت معجزه آسا بود . من از خداوند خواستم و پاسخ داد . خیلی خوشحالم .
خداوند رو هزاران بار شکر میکنم که قدم در این راه گذاشتم . داشتم از خداوند میپرسیدم که دیر هست و پاسخ داد از همین جا شروع کن که خداوند میتونه تمام دیر شدن ها رو خودش جبران کنه .
استاد عزیزم باز هم ممنونم ازتون بابت امکان کامنت در سایت . از دوستان عزیزم هم تشکر میکنم که تجربه های ارزشمندشون رو به اشتراک میگذارند .
از عشق که میگی
دیونم میکنی
استاد این سومین کامنتمه روی این فایل
وقتی از خدا و از توحید میگید من دیوااانه میشم
مثل یک تشنه که آب رو بهش نشون میدن و هر چقدر که آب میخوری سیر نمیشی
چه هوایی چه طلوعی جانم
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم میدانم
به خدایی که دلش پروانست
وبه مرغان مهاجر هر سال
راه را میگوید
وبه باران گفتست
باغها تشنه شدند
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی جانم…….
چنین کنید تا ببینید که خداوند برسر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان مینشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
مگر از زندگی چه می خواهی که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام خدمت استاد عزیزززم
چند روز پیش یک کامنت گذاشتم و یک خاطره هم گفتم خدمت شما خانواده عزیززم و این سوال رو هم کردم که :
چطوری خداوند با ما حرف میزنه ؟
چطوری اینقدر واضح میگه که استاد متوجه شدن و دقیقا میرن سهام یک شرکتی را میخرن ؟
و اینکه ما چه تمرینی را انجام بدیم که تکامل مون را طی کنیم که اینقدر شفاف و واضح خداوند با ما هم حرف بزنه؟
اینها سوالاتی بود که داشتم
دیروز برای چندمین بار فایل را گوش دادم و متوجه شدم که استاد میگن، من چندین بار امتحان کردم، و جواب گرفتم فقط بخاطر اینکه ایمانم قوی بشه و حالا برای من و بقیه دوستان که بخواهیم صدای خداوند و الهامات را بشنویم، باید چند باور و چند تا قدم عملی برداریم
باور داشته باشیم که خداوند جواب می دهد خیلی مهمه من خیلی مشکل دارم توی این مسئله که دارم حلش می کنم به امید خدا ، که آقا شما اول باور بکن که خدا جواب می دهد مثل همون داستانی هست که طرف رفته بود پیش امام رضا که من یک بچه میخوام امام رضا گفته بود اول برو زن بگیر بعد بیا درخواست کن، ما هم باید باور داشته باشیم که جواب می دهد این رو باید خیلی کار کنم
قدم دومی که همه مون باید برداریم تمرین کردن و امتحان اینکه خداوند در هر زمان و لحظه داره به ما حرف میزنه و مارو هدایت میکنه
حالا داستان از اینجا شروع شد که یک اتفاقی دو روز پیش برام افتاد و نیم ساعت پیش جواب گرفتم که باور کنید عجیب خداوند جواب می دهد و ایمانم را قوی تر کرد .
و اما داستان : من 53 سال سنم هست و بازنشسته ام، پنج سال پیش دعوت به همکاری شدم در یک شرکت معتبر که در حوزه مس کار می کرد چون تجربه خوبی داشتم توی این زمینه و رفتم مشغول بکار شدم
دو روز پیش از یک شرکت دیگه بهم پیشنهاد دادند که برم و انجا کار کنم و این شرکت در شهر استاد، قم هست و حدود هزار کیلومتر با شهر خودم فاصله داره، من دو تا از خواهرام در قم زندگی می کنند و به آنجا زیاد مسافرت میکنم شهر بسیار خوبیه و دوستش دارم و وقتی بهم پیشنهاد شد از یک طرف خوشحال شدم و از یک طرفم باید این زندگی پنجاه سال ساخته شده در شهرم رو رها کنم و یک کسب و کار جدید هم راه انداختم در حوزه آشپزی و آن رو هم باید تعطیل کنم و کلا دو دل شدم که برم یا نه ؟
طبق فرمایشات استاد در این فایل، آمدم و گفتم چرا نپرسم از اصلش، وقتی خداوند هست و تمام جوابها رو میدونه چکاریه خوب ازش بپرس و یک قدم عملی هم هست و آقا شروع کردم از دیروز از خداوند پرسیدم و گفتم چه کنم خدا برم یا همین جا بمونه، فقط از خداوند خواستم که با صدای بلند بگه، یواشو حرف نزه، گفتم خدایا یواش که میگی من نمیفهمم ( از بس نجوا دارم ) بلند بگو جیغ بزن که بفمهمم، و اما بچه ها چی بگم بهتون از این صدا رساتر و بلندتر بعید میدونم بشه گفت،
نیم ساعت پیش یکی از همکارای قبلیم که الانم با هم همکار بودیم و از اینجا رفت زنگ زد بهم گفت که من رفتم و مدیر عامل فلان شرکت شدم و تو دوست نداری بیا اینجا و شروع بکار بکنی و کمک بدیم بهم این شرکت تازه شروع به فعالیت کرده و نیاز به تجربه آدمهای داره که بتونه کارخانه اش رو راه اندازی کنه، اولش فکر کردم که حتما آن نفری که به من زنگ زده از طرف ایشون ( وقتی که باور محدودکننده داشته باشی نمیخوای قبول کنی دنبال راههای سخت و صعب العبوری هستی که ذهنت داره و قبول نداری که بقول استاد خداوند راحت ترین ، ساده ترین و سریعترین راه رو برای رسیدن ما به خواسته هامون برامون پیشنهاد میده، و نمی پذیریم ، ) واسطه شده و ازش پرسیدم فلانی این حرف به شما زده گفت نه، اصلا آن خبر نداره که من آمدم اینجا، خیلی برام باور نکردنی بود که اینقدر واضح خداوند میاد و تلفن میزنه بهت و میگه، حالا من قبول کنم برم یا نه آن مهم نیست، مهم اینکه خوشگل خداوند کارش را انجام میده اگر ما سوال کنیم و باور داشته باشین که خداوند جواب میدهد آنم چه جوابی ، ازش میپرسیم،
اینقدر ذوق داشته که سریع بیام براتون بنویسم که حد نداره، از بس که از خدا سوال نکردم و درخواست نکردم، برام عجیب بود که جواب گرفتم در صورتیکه بقول استاد لاجرم اتفاق می افتد و شما جواب می گیرید .
دوستان سوال کنید ازش، درخواست داشته باشین ازش و باور کنیم که می شود
در پناه حق
خدایا
چیکار داری میکنی با ما؟؟؟
استاد میان برای قسمت بعدی ذهنیت محدود کننده فایل ضبط کنن
ذهنش و قفل میکنی قلبش و باز نمیکنی نمیاری به زبونش حالش و خوب نمیکنی تا بفهمه اون چیزی که خودش میخواد و اراده کرده نگه
اون چیزی که تو میخوای و اراده کردی بگه
چرا؟؟؟؟؟
چون صدها نفر مثل من و دوستان دیگه الان، و هزاران نفر دیگه بعدها به چنین حرفهایی نیاز دارن
تو
نیاز ما بنده هات در آینده رو هم میدونی
و از الان داری برای خوب کردن حال بنده هات پلن می چینی
بقول اون شبان که موسی دیده بود:
الهی
دستکت بوسم خدای من
تو کجایی تا شوم من چاکرت؟؟
آقای اسدی چه کرد تجربه شما با دل ما
من از شما کوچیکترم
ولی همش فکر میکنم پیر شدم برای لذت بردن از نعمت های خدا
همش فکر میکردم چه فایده؟ 20 ساله که نمیشم بتونم لذت ببرم از داشته هام
هر چی داشته باشم پیری رو چیکار کنم؟؟
خدا رو شکر که حالم انقدر خوب شد بعد از روزها حال بد و…
سلام بر خانم یکتاپرست عزیز
ممنون از کامنتی که گذاشتید و کاملا مشخصه که مثل فامیل تون توحیدی هستین به لطف خدا
شما درست می فرمایید واقعا کم لذت می بریم و هنوز هم خیلی جا لذت نمی بریم یا کم می بریم ، بنظر من نکته مثبتش اینکه متوجه شدیم که زندگیمون دست خودمونه و می تونیم لذت ببریم و از بدنه جامعه جدا بشیم، خطا میریم اما با آگاهی این اتفاق می افته و میدونیم و باور داریم که همه چیز دست خودمونه، و البته کیفیت زندگی مهمه که چکار کنیم لذت بیشتری ببریم از این دنیا پر از نعمت و زیبایی و آدمهای خوبی مثل شما
همه ما ها از این دست خاطرات داریم و اگر با ذره بین به اتفاقات زندگیمون نگاه کنیم حتما هست، من خودم را میگم خانم یکتاپرست، نجوا اجازه نمیده که من صدای الهامات خداوند را بشنم و اینکه وقتی خیلی روی درخواستم پافشاری میکنم صداش برام واضح میشه، خداوندی که هر لحظه داره با ما حرف میزنه
امیدوارم همه ما ها که در این مسیر قرار گرفتیم با آگاهی های که استاد عزیزمون بهم میگه بتونیم هر روز و هر لحظه خدایی تر بشیم
موفق و پیروز باشین
به نام خداوند هدایتگر
فایلهای توحیدی رو من همیشه با اشک گوش میدم. با اشکهام زنگار قلبم شسته میشه و قلبمو صیقل میدن. تمام وجودم به لرزه در میاد از این آگاهی های ناب. یه حس اوج گرفتن بهم دست میده که فکر میکنم الان میتونم پرواز کنم. اونقدر انرژیم بالا میره که فکر میکنم تمام دنیا رو میتونم تسخیر کنم. به نظرم اگه این حس چند دقیقه بیشتر طول بکشه جسمم دووم نیاره از اینهمه قدرت روحی م. دَمتون طلا استاد
من تجارب زیادی دارم از اینکه خدا همیشه دستمو گرفته و تا خود آرزوم برده.
یک نمونش مهاجرتم هست. یکسالی میشد که قصد مهاجرت به شهری که برادرهام ساکنش هستن رو داشتم. پدرم به من قول داده بود که حتما خودش منود میاره اینجایی که الان هستم.اینم بگم تو خانواده ما دختر حق نداره تنها به شهر دیگه ای سفر کنه. روزها گذشت و دو هفته موندن به تاریخ سفر پدرم منصرف شد. و من موندم با هزار امید که اگه خدا دستم رو نمیگرفت به یاس تبدیل میشدن. اصلا نمیدونستم چیکار کنم که دل پدرم نرم بشه که باهام بیاد یا حداقل بگذاره خودم بیام. به خدا سپردم و نگذاشتم نجواهای ذهنم قوی بشن. یک حس شکرگزاری و حس نزدیکی به خداوند، حس اطمینان ، حسی که خدا کنارمه مواظبمه ، همراهمه، حسی لذت بخش از اینکه خدا پشتمو خالی نمیکنه حتی اگه پدرم پشتمو خالی کنه رو داشتم و مطمئن بودم خدا منو میرسونه به خواستم. چند روزی به همین منوال گذشت تا فهمیدم شوهر خواهرم به همراه مادرشون که خیلی خانم نیکنام و خوبی هست قصد سفر به همان شهر را دارند. اونقدر خوبن که پدرم اصلا نتونست مخالفت کنه که منمباهاشون بیام اینجا . وضع مالی شوهر خواهرم خیلی خوبه و این سفر آنقدر راحت و زیبا بود که بی اغراق اگه با پدرم میومدم مجبور بودم شرایط رو تحمل کنم. ولی با فرستادن این دو دست الله مهربانم در کمال آسایش و راحتی خواستم انجام شد.و بماند که الان چقدر وقت دارم برای حال خوب خودم. و توی این شهر چقدر امکانات زیادی رو برای راحتی و آسایش و پیشرفت من فراهم کرده الله من
خدایا شکرت.
یه مورد دیگم پایان نامم بود که کسی که خیلی ازش توقع داشتم توی راهنمایی و سرچ موضوعات ولی اون به قولش عمل نکرد من از اون ناامید شدم ولی امیدم به خدا بود. از الله کمک خواستم و جوابمو داد. طی دو روز با کمک دوست عزیزم با یک فرد متخصص برخوردم. یک نفری که دست خدا بود و بدون هیچ چشمداشتی بامن همکاری کرد و دفاع پایان نامم به بهترین شکلش انجام شد.
زمانهایی هم بوده که روی خودم حساب کردم و منم منم کردم، و ضرب ش رو هم دیدم.
یادمه سال اول بعد از تموم شدن درسم، یه کاری پیدا کردم که حقوقش تقریبا 10 میلیون بود نسبت به اون زمان و شرایط مالی خانوادم پول خوبی بود. مصاحبه کردم و قرار شد فردا برم سر کار. موقعیتش مناسب، رئیسش انسانی شریف و یک عالمه خوووبی دیگه.اون ب این نجواها ی ذهنم خواب رو از چشمام گرفته بودن . نجواها میگفتن، عجب آدم خوبیم من. به سختی درس خوندم، فارغ التحصیل شدم. الان کار میکنم. برای درمان خواهرم، برای کمک خرج خونه، برای خرید وسایل خونه برای مادرم. خانوادم باید به من افتخار کنن و از این به بعد باید بیشتر به من احترام بگذارن. ووووو
تا اینکه فردا بهم زنگ زدن و در کمال ناباوری گفتن که با اینکه همه شرایط اکی بوده ولی یه مشکلی پیش اومده که نمیتونن با من قرار دادببندن و گوشی رو قطع کردن و تمام
میخام صدها بار این فایلو گوش کنم و صد ها مورد از این داستانهای زندگیمو برای خودم به یاد بیارم تا اینطوری اون هشداری که همش به استاد داده میشه در اینموردبرای من هم باشه. چون هزاران بار ضربه خوردم از منم منم. ولی باز یادم میره. خوش به سعادتتون استاد که خداوند اینقدر واضح بهتون هشدار میده، هرچند خودتون هم مواظبین. و این به خاطر هماهنگی تون هست. ممنونم که این فایلهای ارزشمند رو رایگان در اختیار مون میگذارین.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزارم خداوندم بابت حضور در فضای این اگاهی ها
الهی از صمیم قلبم سپاس گزارم بابت احساس رشد و بهبودی که در شخصیتم و باورهام دارم .
الهی صد هزار مرتبه شکرت که دراجرای قانون در عمل هر بار دارم بهتر و بهتر میشوم و با هر باری که به قلبم و به ارامش قلبم گوش میکنم و نتایج رو خداوند رقم میزنه دفعه ی بعد این کار برام راحتتر و ساکت کردن ذهنم با این منطق ها اسونتر میشه
الهی سپاس گزارم بابت قوانین ثابت و بدون تغییرت و مسیری که نشونم دادی و فقط کارم اینه که هربار توی این مسیر بهتر و بهتر بشم
اومدم بنویسم و دوباره قانون رو تکرار کنم و این تکرارها برام شیرینه چون هر بار که مینویسم کمی بهتر درک میکنم اهمیت قانون رو و به اندازه ای که درک میکنم کمی بیشتر عمل میکنم و نتایج میاد و من حس میکنم که دارم بهتر و بهتر میشم و این برام از میلیون ها دلار باارزشه ،چون درمسیر ساختن ذهنی هستم که قراره میلیاردها میلیارد ثروت در تمام ابعاد بهم بده در تمام ابعاد
قانون خداوند چیه ؟؟؟
تکرار و تکرار و تکرار
تکرار باورهای خوب نسبت به خداوند
یادآوری وعده های خداوند و نیات خداوند نسبت به من
یاد اوری تمام پیامبران و اسطوره هایی که ذهنشون روتونستن کنترل کنن و خدا سمت خودش رو عالی انجام داده و این ها ایمان و باور میسازه
اینکه خدا به من نزدیکه
خدا از رگ گردن به من نزدیکتره
خدا هر لحظه در حال هدایت منه
خدا بیشتر از من میخواهد که من به خوایته هام برسم
خداوند دوس داره که نیازهای منو برطرف کنه
خداوند نیازی نداره که من با زجر به خواسته هام برسم ،بلکه مکانیزم خداوند اینه که به نوع نگاهی که بهش دارم به باوری که نسبت بهش دارم داره پاسخ میده ،اگر من باورم این باشه که با زجر کشیدن باید لایق شوم ،خداوند بدون قضاوت منو درمسیری قرار میده که زجر بکشم تا لایق شم ،چون به انتخاب من احترام میزاره
و اگر که من باورم این باشه که خداوند منو افریده و گفته که هر که از هدایت من پیروی کند نه ترسی براوست و نه غمی
اگر باورم این باشه که خداوند بر خودش وظیفه دونسته که منو هدایت کنه
اگر باورم این باشه که من فرکانس هامو درست میکنم و خداوند وظیفشه که کاره منو انجام بده
اگر باورم این باشه که من اومدم تا از انجام کار مورد علاقم لذت ببرم
اگر باورم این باشه که من لایق افریده شدم
اگر به غیر از خداوند به کسی متوسل نشم
اونوخ خداوند تمام این باورهارو به من ثابت میکنه ، خداوند عشق میکنه از اینکه من اجازه بدم کارهای منو انجام بده
خداوند عشق میکنه از اینکه من خوشبخت باشم
و باز هم من باید از یک قانون ساده پیروی کنم
فقط و فقط ذهنت رو کنترل کن و ارومش کن در هر شرایطی و بدون که خداوند در زمان مناسبش از راه میرسه ،هدایت خداوند از کنار تو رد نخواهد شد ،خداوند جوری هدایتت میکنه که تو میفهمیش ،خداوند جوری باهات ارتباط میگیره که تو میفهمیش ،
خداوند همه رو داره توی مسیرهایی که دوس دارن در هر لحظه هدایت میکنه
اتفاقا استاد دیشب توی یوتیوب دو ویدیو دیدم هدایتی از دوتا از رپرای معروف ایران
محمد رضا شایع و حسین تُهی که با علی ضیا باهاشون مصاحبه میکرد ، خیلی نکات برای یاداوری قانون بود و توحید و هدایت خداوند
دوتاشون اذعان داشتن که اون شعرهایی که نوشتن و خوندن که خیلی ترکونده و ترند شده همه الهامی بوده ، میگفتن مثلا ما یه موزیکی رو خیلی روش کار میکنیم و به خیال خودمون میگیم که ما دیگه با این ترکوندیم و میگه میدیم بیرون و هیچ اتفاق خاصیم نمی افته ،ولی میگفتن اون شعری که خودش اصن میاد و مینویسیم خیلی جواب میده ،
حسین ُتهی حتی راجب فرکانس و مدار حتی حرف زد و گفت که من بد کسی رو نمیخوام هیچوقت و با تمام وجودم از موفقیت بقیه خوشحال میشم و میگف یکدزدی بزرگ ازم شد که من از خداوند سپاس گزاری کردم و گفتم حتما خیری توش بوده و میگف از خدا براشون طلب هدایت کردم و گفتم اون بنده خداها هم حتما گرفتار هزارتا مشکل بودن که دست به چنین کاری زدن و میگفت استاد بعد این موضوع یک اتفاقای مالی عالی برام افتاد هم کاری و از هر لحاظ برام بهتر شد ، خیلی قانون و میدونست حس میکردم ، حسین تُهی جزو اولین اشخاصیه که رپ رو توی ایران جا انداختن و به قول خودشون نسل صفر رپایرانن و اونام الگویی نداشتن که کسی توی ایران قبل اونا باشه که توی این سبک موسیقی کار کنه ولی میگف من عشقشو داشتم و از 11سالگی رویاپردازی میکردم وحرفای قشنگی میزد ،میگف اصن نیاید برید دنبال پول ،پولخودش میاد و حتی به اون اصل مهم تمرکز اشاره کرد که من تمرکزم روی فقط این کاره ، استاد فک کنم اصن عباس منشی بود
میگف بالای چندین اهنگ مختلف که با بهترین خواننده های دنیا باهم خوندیم و امادس همه چیشون و مجوز پخش و همه رو گرفتم و میگفت ولی من اعتماد دارم به این که زمانش باید برسه و میگف یه وقتایی دیر کردن به معنای دیر شدم واقعا نیست و میگف من اعتماد دارم و از حسم کمک میگیرم و اون میگه و حتی میگف یکی از بهترین اهنگام به نام :خدایا مرسی که به اهنگ شادیم هست
میگف بعد یه کنسرت خوب با بچه ها اومدیم و با حال خوی رفتم توی بالکن و داشم منظره رو نگاه میکردم و یه ملودی پخش بود که اصن میگف کل این اهنگ بالای فک کنم گف 50درثد این اهنگ رو همونجا به من گفته شد و و همینجوری اومد و من ضبط کردم حتی ریتمش خودش میومد ، واین یکی از بهترین اهنگاشه
اصن لذت بردم از این مصاحبه
اینا داره نشون میده که توحید اصله
داره نشون میده هدایت هر لحظس از جانب خدایی که عالم مطلقه و از همه چیز خبر داره
حسین تُهی میگف خیلی سعی میکنم که به خدا نزدیک تر باشم چون خیلی از اونایی که الان زندانن و بیمارستان میگف اگه اون اشخاص توی زندان اگر قبل اینکه اون کار و انجام بدن خدارو ناظر میدیدن شاید این کار و نمیکردن و میگف ایمان به خدا باعث شد که توی مسیرم از خیلی چیزها دور باشم
عشق کردم با این مصاحبه و این حجم از حال خوب
الهی شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا .
با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد .
خدایا بانام تو آغاز میکنم که تو هدایتگری .
خدایی که به نیاز ها پاسخ میدهد .
خدایی که هیچ چیزی رو از قبل برای هیچ موجودی مقدر نکرده و با توجه به نیاز هر موجودی این جهان را خلق و گسترش داده با عدالت . هیچ فرش قرمزی برای هیچ موجودی پهن نشده که تو میروی و فلان اتفاقات رو تجربه میکنی .
همه چیز برمیگرده به نیاز های به ما اعتماد ما به این نیرو
همه چیز بر میگرده که چه چیزی را در درونمان پرورش میدهیم با کانون توجهمان .
و چه چیزی میخواهیم از این نیرویی که پاسخ میدهد به درخواست درخواست کننده .
و ما طبق ایمانی که به این انرژی داریم ذهنمان را کنترل میکنیم تقوا پیشه میکنیم و دریافت میکنیم
، این انرژی بی نیاز است .
بی نیاز به این که به او ایمان داشته باشیم یا نه .
خوشحال نمیشود از ایمان ما .
ناراحت نمیشود از بی ایمانی ما .
ما هستیم که باور کنیم این نیرو را و آبشخور کل نعمت هارا که خداوند است . این به ما کمک میکند و خداوند بی نیاز است و جهان رشد میکند نیازی ندارد که ما باور کنیم یا نکنیم .
یک فردی که معتاده به خودش ضربه میزنه نه به جهان اتفاقا جهان مسیر رشد و گسترشش رو ادامه میده و اعتیاد اون گسترش هایی رو در جهان ایجاد کرده دکتر های متخصص کمپ ها بیمارستان ها و…. اون فرد باعث عذاب خودش شده خدا که عذاب ندیده .
جهان که نابود نشده هر اتفاقی برای جهان خوبه و به رشد و گسترشش کمک میکند .
اینا باور هایی بودند که بعد از دیدن فایل خدا بهم گفت، نوشتم تا رد پایی باشه بعداً ببینم چقدر رشد کردم .
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید .
عالی بود هیچ فرش قرمزی برای هیچ کس پهن نشده
ما باید اعتماد کنیم و ایمان داشته باشیم تا در زمان و مکان مناسبش قرار بگیریم
ما باید به چیزی که نمیبنمش و لمسش نمیکنیم اعتماد کنیم و خودمونو به جریان هدایت رها کنیم
وخدای که هر چه دارم از آن اوست و مرا هر دقیقه هدایت میکند
چه آگاهی نابی رو خداوند فرمود…
هر معتادی باعث گسترش جهان میشود و هر دزدی باعث گسترش پلیس و هر ناامنی باعث امنیت و هر سرعت غیر مجازی سرعت گیر و هر کمبودی یک گسترشی رو ایجاد میکنه…
یعنی حتی اگر راه اشتباه هم بریم باز جهان گسترش پیدا میکنه،یعنی با هر حرکتی که ما یا حتی موجودات و یا گیاهان میکنند جهان رشد میکنه و گسترش پیدا میکنه…
پناه میبرم به تنها قدرت جهان
سلام به بهترین استادی که خداوند به من و به همه عزیزان این سایت معرفی کرد
بله استاد باید بریم سراصل مطلب
اصل مطلب همان اصل که این سایت اختصاص به اون داره
اصلی که همه ما باید با آن زندگی کنیم
اصلی که زندگی مارو میسازه
اصلی که با آن به ارامش و احساس خوب می رسیم ،اصلی که مارو به سمت سلامتی و ثروت میبره
اصلی که با ان خیالممون همیشه راحته
من زندگی مو براساس این اصل که توحید و خداونده ساختم ،این اصل رو از این سایت یاد گرفتم
هر چند همیشه ته قلبم دنبال همچین اصلی میگشتم و هر لحظه هم خداوند کمکم میکرد ،از اون جایی که کلاس پنجم بودم و از خداوند نمره عالی میخواستم
ولی هرچی بزرگتر که میشدم ،ذهنم با کلی باورهای محدود کننده محاصره میشد و من اون باورها رو واقعیت زندگیم میدانستم
تا این که به یک جای امنی مثل این سایت هدایت شدم ،و با این سایت و این اصل زندگیمو هر لحظه از هر نظر پربار تر شد
من این روزا همزمان روی دوره کشف قوانین زندگی و دوره دوازده قدم دارم کار میکنم
و از خداوند خواستم منو هدایت کنه به یک مدار بالاتر ،هرچند الان خیلی احساسم خوبه ،ارامش تو زندگیم و وجودم حکم فرماست ،واز نظر مالی هم وضعیتم نسبتا خوبه ولی دوست داشتم خداوند منو هدایت کنه به درامد بیشتر ،فروش بیشتر ،خیلی فکر میکردم ،خیلی می نوشتم ولی نمی دونستم که چه جوری باید از خدا بخوام
امروز این فایل رو گوش دادم ،به یاد اوردم که هر چی تا حالا دارم و داشته ام تک تکش از خدا بوده ،منم مثل شما سعی میکنم در برابر خداوند متواضع باشم ،ولی باید خداوند این ایه رو دوباره به ما یادآوری کنه ،لازمه ی هر انسان مومنی ست که این ایه باید یادآوری بشه
ما رمیت اذا رمیت ولکن الله رمی
بارها بارها یاداوری توحید ،یاداوری اینکه خداونده که هر لحظه کمکون میکنه لازمه
این یاداوری سوخت حرکت ماست ،سوختی ست برای رفتن به مدار بالا
اگه این سوخت نباشه کم کم ما به سمت پایین و پایین تر نزول میکنیم
ممنونم از خداوند ،و ممنونم از شما استاد توحیدی
بله من این سوخت برای ادامه لازم داشتم
لازم داشتم یه سر به اصل توحیدی برگردم و یه تلنگر بهم بخوره که بیدار بشم و با قدرت زیاد دوباره به مسیر اصلی برگردم
بنام خداوند مهربان
بنام خدایی که هر آنچه داریم از لطف و کرم اوست
استاد عزیزم سلام
امیدوارم سراسر وجودتون غرق در سلامتی و شادی باشه
یه سلام هم بدم به خانم شایسته نازنین
و بچه های این سایت خدایی
امیدوارم که همگی در صحت و سلامت کامل بسر ببرید
اسناد واقعا شما تکین مثل شما هنوز پیدا نکردم .واقعا حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
و این حکایت شما و این سایت و اعضای سایته
استاد جونم باور کنید تشنه این فایل بودم
چقد دلم برای این حرفهاتون تنگ شده بود انگار از دل من حرف میزدید
استاد جونم اگه بخوام داستان زندگیمو بگم خیلی طول میکشه و اینجا جاش نیس اما انشاله بلطف خداوند مهربونم بزودی میام و براتون میگم که چکار کردم و چه اتفاقاتی برام افتاده
اما با کمک فایلهای شما خیلی تغییر و تحول تو زندگیم بوجود اومده
که شامل مهاجرت از کرمان به کیش و از کیش به تهران بوده که الان یکماهه اومدیم تهران با همسرم که اونم عاشق و شیفته شماست و دو تا پسرم
دومین اتفاق زندگیم کار تجارت رو استارت زدم و تمام امیدم در این مسیر زیبا بخداوند است و بس
وبقول شما پا روی ترسهام گذاشتم
استاد جونم هر روز بخودم یادآوری میکنم که اموزشهای شما رو گوش کنم چون در همه جنبه های زندگیم کمکم کردن
میخوام بهمه بچه ها خصوصا اونهاییکه تازه وارد هستن بگم با قدرت ادامه بدین
میخام بگم گوش دادن به فایلهای شما رو مثل کار واجب روزانه بدونن و هر روز تکرار کنن که تکرار داعم این صحبتها باعث تغییر باورها میشه و بعد بومممممممممممممممممم
اتفاقات خوب و معجزات خداوند رقم میخوره
استاد عزیزم تمام تلاشم رو برای دیدار شما از نزدیک انجام میدم
میخام بیام و از موفقیتهای زندگیم ساعتها براتون توضیح بدم
در پایان بگم خدا شما رو برای همه ماها حفظ کنه
که جه نعمت بزرگی برای ما و تو زندگی ما هستین
استاد عاشقتونم
درسمت توام
دلم باران،دستم باران ،دهانم باران،چشمم باران
روزم رابابندگی توپاگشامیکنم
هراذانی که می وزد
پنجره هاباز می شوند
یادتوکوران میکند
هراسم توراصدامی زنم
ماه دردهانم هزارتکه می شود
کاش من همه بودم باهمه دهان ها تورا صدا می زدم
کفش های ماه رابه پا کرده ام
دوباره عازم توام
زندگی باتوست
زندگی همین حالاست .
خدای زیباترازبرگ گلم،شکرت برای پیداکردن به این زیبایی
روح و روانم غرق آرامش میشود وقتی یادت می افتم ،یادتمام خوبی هایت ،یادتمام نعمت هایم،یادتمام لطف هایی که تابه حال برایم انجام داده ای وهمیشه شامل حالم خواهدشد
وقتی به یادت هستم وکنارم حست میکنم نه غمی از گذشته یادم میاد نه ترس آینده رودارم سبک بال ازادورهامیشم ازهمه چیز چون میدانم همه کارهایم رابه زیبایی،زیباترازان چه تجسم می توانم بکنم برایم درست میکنی
اما،امان ازفراموشی وغفلت
انسانم وفراموش کار ومنم منم هایم
اما تلاش میکنم آگاهانه ،باتمرکز ،باکنترل ذهنم هرروز بهتراز روز قبل به یادت باشم ای مهربان ترین مهربانان که بیشتر از من مشتاقی به من
خدای قشنگم حالا که یادم دادی حلاوت و شیرینی حضورت راهدایتم کن هر لحظه یادت باشم و لحظه ای بی حضورت برمن نگذره
استادتوحیدیم ،ازخداوندبرایتان عمرباعزت آرزومندم که این گونه زیبا ماروباخدااشنا کردیدو سرمستمان کردید