توحید عملی | قسمت ۱۰ - صفحه 69 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1227 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شهلا ابراهیم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2682 روز

    یا احد و یا واحد

    خدایا به من هم بگو تا توحیدی ترین جملات زندگیم را در این کامنت بنویسم ، خدایا کمکم کن تا قشنگ ترین و زیباترین و عاشقانه ترین جملات را بنویسم، من می خوام از یک جلد قرآنی که مهریه من بود و پعد از حدود 22 سال به لطف و یاری خودت در عید نوروز سال 1403 به دستم رسید و من بی نهایت سپاسگزار تو یگانه معبود لاشریکم هستم برای این بزرگترین و باارزش ترین دارایی زندگیم که به من برگرداندی و من به لطف و یاری بی پایان خودت ، این بازگشت را بازگشت خیر و برکت و لطف و رحمت و هدایت و حمایت و فرصت بی نهایت از جانب خودت به نفس به نفس زندگیم می دانم، به تعداد تمام ذرات هستی تراشکر به وسعت همه لطف و کرمت ترا شکر به پهنای رحمتت ترا شکر به بزرگی عظمتت ترا شکر از ازل تا ابد لحظه به لحظه ترا شکر برای این لطف و فضل بی پایان خودت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    خانم موفق گفته:
    مدت عضویت: 1734 روز

    وسلام استاد عزیز و دوستان همراهم

    همین چند ساعت پیش بود که گوشت رو داخل چرخ گوشت ربختم هرکاری کردم چرخ گوشت کار نمیکرد و بارها قطعات رو باز کردم و دوباره گذاشتم اما انگار نه انگار .

    و حین جداسازی قطعات انگشتم به تیغه خورد و کمی زخمی شد . رفتم داخل کشو چسب گرفتم حین برگشت یهو گفتم خدایا من که کاره ای نیستم تو برام درستش کن . درسته من یادم رفت همون اول اعتبار رو به تو بدم و روی خودم حساب بازکردم اما من بدون تو که هیچی نیستم .

    برگشتم دوباره سر چرخ گوشت . دوباره قطعه رو درآوردم و سرجاش گذاشتم روشن کردم باورتان نمیشه خدا شاهده من تا الان ندیدم چرخ گوشتمان اینطوری گوشت رو باسرعت و هیولاوار چرخ کنه .

    من گفتم دیدی کار خدا رو . چه بهتره همون اول هر کار بادم باشه کار رو به خدا بسپارم نه به خودم .

    خدا هرلحظه آنلاین هست و برای برقراری ارتباط باهاش من احتیاج به منشی و واسطه ندارم .

    من برای برقراری ارتباط باهاش احتیاج با نت و هزینه های نت ندارم .

    من برای برفراری باهاش نیاز به گرفتن وقت قبلی و حق ویزیت ندارم

    برای برقراری ارتباط باهاش شب و روز نداره وهمیشه در دسترسه .

    برای برقراری ارتباط لازم نیست ازجام پاشم ومطبش برم مطبش تو دل من هست

    بهترین دکتر وبهترین مشاوره ای که ردخور نداره و تا بهبودی کامل کارات باهاته .

    راز دار . امینه . روی حرفش میشه حساب کرد .

    کافیه فقط ازش درخواست کنم و بهش اعتماد کنم .

    مثل همیشه خدا روشاکرم بابت هدایتم به این سایت توحیدی و تشکر از استاد عالیقدر بابت آموزشهای توحیدی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 889 روز

    سلام بر پیامبر امروزمان استاد عباس منش و خانم شایسته عزیزم و تک تک مسافرین این سفر بی نظیر

    فکر کنم اولین کامنت سایت هستم

    من روزانه هزاااااار بار اینجام

    این سایت شده مکان ارامش و تقرب ب سمت الله

    الان اومدم از نتایج خودم بگم ک چقددددد تغییر کردم.چقددددددد آروم شدم.اتفاقی ک این ماه افتاد برامون اگه قبل اشنا شدنم با سایت استاد بود اصلا امکان نداشت من اینقد عالی پیش برم و اینقد عالی آرامشم حفظ بشه

    اتفاقی بود ک اولین بار توی عمرم برام افتاد.اولین باری ک بعد چهل سال زندگی آبرومند و سالم و صادقانه ام افتادو کاملا حق خوری بود.کاملا ظلم بود.اما من با این اتفاق متوجه شدم اینقد تغییر کردم

    ما توو یه فروشی ک داشتیم خریدار کاملا غیر منتظره ازمون شکایت کرد و ما رو کیلومترها کشید دادگاه منطقه خودشون و این یک ماه ک من منتظر ابلاغیه دادگاه بودم خدای رحمن و رحیم من شاهده ک ذره ای استرس ب من وارد نشد.و همونجوری ک استاد گفتن بخودم گفتم ببینم با این چالش چجوری میتونم کنار بیام.فقط از همون ابتدا گفتم خدای من استاد عباس منش میگه بخودت بسپارم و دیگه نگران نباشم.منم فقط تو را وکیل و قاضی و حامی و ولی خودم میدونم.وخودت توی دادگاه زبون من باش.وکیل من باش.تا یادم میومد فلان تاریخ باید برم فلان شهر برای رسیدگی شکایت فقط میگفتم حسبی الله نعم الوکیل.خداشاهده همه چی رو دادم دست خودش و در آرامش رفتم دادگاه و تا گفتم جناب قاضی جسارتا ایشون دروغ تحویل محضر شما دادن فورا همون دقیقه اول شاکی گفت بله من دروغ گفتم و رضایت میدم.به همین راحتی همه چی تموم شد.چقد خوبه کار رو ب کاردان سپرد.چقد خوبه در تمام مراحل اینقد قوی توکل کرد ب خودش.و فقط و فقط این آرامش و این توکل رو مدیون اموزش های خوبتون هستم استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2768 روز

    الهی به امید تو…

    سلام استاد نازنینم و سلام به تمام اعضای خونواده صمیمی عباسمنش، امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه، سپاس گذار خداوندم که دوباره این فرصت رو بهم داد تا بتونم یه کامنت دیگه توی این سایت روحانی بنویسم،

    خیلی لذت بردم استاد عزیزم از این فایل دقیقا انگار خدا داره منو راهنمایی می‌کنه به سمت بهبود، داره بهم میگه علیرضا تو این اشکال رو داری تو رابطه با من مثل دوتا دوست صمیمی و اگه این قسمت درست کنی خیلی بازخورد بهتری رو تجربه میکنی،

    من سالهاست که دارم روی این موضع کار میکنم ولی هنوز نتونستم توش ماهر بشم، اوایل سال جاری یه تایمی رو خیلی خوب رفتم جلو و سعی میکردم نشونه هارو ببینم و بهشون عمل کنم خیلی احساس خوبی داشت و انگار همچی روی قلتک بود و چرخ زندگیم روغن کاری شده بود ولی از یه جایی دیگه نکردم اون کارو و روی خدا حساب نکردم و با کله خودم میرفتم جلو، احساس آرامشم کم شده بود و ذهن دیگر موضوعات روز مره شده بود، سعی میکردم تا خودم رو بکشم بیرون از هجوم اون همه نجوا و تا حدودی موفق هم بودم ولی خیلی انرژی میزاشتم و این طبیعی نبود برام، تا اینکه شما این فایل گذاشتید و انگار خدا داشت صحبت می‌کرد و در من جاری میشد،

    الان که شما از این زاویه گفتید دیدم که من چقدر دچار این موضع بودم و فکر میکردم که باید خودم راهکار برای این مسائل پیدا کنم، خودم باید تشخیص بدم که و کجا واکنش نشون بدم و این من هستم که باید بر همه چیز ناظر باشم حواسم به باشه که…

    تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی… واقعا استاد چقدر این موضع رو میشه اینجا درک که منظور خدا از اون حجاب چیه،

    یا اونجایی که میگه آنها کوران و کران و گنگها هستند،

    وقتی دچار منیت میشم این جوری میشه که فکر کنم خودم ته بچه زرنگام و این منم که دارم همچی رو مدیریت میکنم،

    خدایا گناهانی که باعث غرور و منیت در من میشه رو از من بشور، الهی آمین…

    من از بچگی این ویژگی رو داشتم و این پاشنه آشیل من هست که خودم رو مسئول می‌دونم توی بیشتر موارد حتی جاهایی که به من ربطی نداره،

    یادمه وقتی بچه بودم خیلی علاقه داشتم جوجه رنگی بخرم و اون بزرگش کنم ولی هیچ موقع این اتفاق نیفتاد و هیچ جوجه ای رو بزرگ نتونستم بکنم، یادمه یکی با یکی از دوستام هم زمان جوجه خریدیم و مال اون رشد کرد و بزرگ شد ولی جوجه من رشد نمی‌کرد و همینجور کوچیک مونده بود با اینکه من خیلی بیشتر مراقب جوجه ام بودم به اصلاح غذاهای مفید تری رو بهش میدادم، خونه مناسبی داشت و همجوره اوکی بود، هیچ موقع اون موضوع یادم نمیره الان که بهش فکر میکنم میبینم که چقدر من فکر میکردم که خدام و من دارم اون جوجه رو بزرگ میکنم…

    فرعون درون من حکم فرما بود، در مورد بچه های خودمم همینجوری هستم و فرزندانی ظریف دارم و نسبت به هم سن و سالهاشون جسته کوچیکتری دارن، کودکی خود من هم به همین شکل بود و تا سن 14،15 سالگی جسته کوچکی داشتم و به یک باره به قول معروف استخون ترکوندم،

    چند وقتی هست که در مورد بچه ها دارم روی خودم کار میکنم که بزارم روی پای خودشون بایستن و خودم رو مسئول اونا ندونم اوضاع یکم بهتر شده نسبت به قبل ولی در مورد خودم این طور عمل نکردم و ذهنم از این موضوع که من خودم رو مسئول تمام اتفاقات و شرایط زندگیم می‌دونم داشت استفاده میکرد تا توی این موضع بتونه منو از مسیر درست خارج کنه، واقعا اگر حواسمون به شیطان نباشه میتونه از راهایی که فکرشم نمی‌کنیم وارد بشه و مارو منحرف کنه،

    اول سال دوتا جوجه خونگی گرفتم و به یاد اون روزا و آرزوی دیرینه ام گفتم بزار یبار دیگه امتحان کنم، الان اون جوجه ها تبدیل به مرغایی شدن که دارن روزی یک تخم میکنن و ما تقریبا توی تخم مرغ خودکفا شدیم به لطف خدای مهربان،

    اما در مورد این جوجه ها دیگه مثل بچگیم عمل نکردم، رفتم دان مخصوص خودشون رو براشون گرفتم و گذاشتم روی پای خودشون بایستن و سپردمشون به همون خدایی که ازش درخواستشون کردم، نحوه خرید این جوجه هام هدایتی بود که خداوند خیلی جادویی سر راهم گذاشتشون،

    توی شغلم و موتور سواریم که انجام میدم من خیلی تسلیم خداوندم و در اکثر موارد کارها به بهترین شکل پیش می‌ره، همه چی خیلی جادویی جور میشه و هدایت میشم به بهترین مسیرها ولی وقتی که دچار غرور میشم به چشم خودم میبینم که همچی چپه میشه مخصوصا وقتی که دارم سعی میکنم به کسی چیزیو ثابت کنم و بگم نه شما اشتباه میکنید اینطوری که من میگم یا فکر میکنم درسته…

    امیدوارم خداوند یاریم کنه تا بتونم دچار این عادت نشم و در مقابلش سر تعظیم به فرود بیارم، امیدوارم بتونم درست بشنوم و اطاعت کنم…

    استاد عزیزم بازم ازتون سپاس گذارم بابت تمام این لطفی که به ما دارین، امیدوارم هرکجا که هستین در نهایت آرامش باشید با مریم جان…

    بهترین هارو برای همگی تون از خداوند یکتا آرزو میکنم و عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1531 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عزیز ، ممنو از این همه لطف و مهربونیتون

    ممنون از خداوند که شما رو آفرید ،خدارا هزاران مرتبه شکر

    کجا خدا درها رو واسم باز کرد اگه بخوام راست و دقیق بگم همیشه …

    هرلحظه داره واسم در باز میکنه و میگه بیا اینم راه درست و صحیح .

    ولی دقیقا الان بخوام بگم نشستم جایی که همیشه و الان چندین ساله که ارزوشو دارم توی این مکان کار کنم ،

    نشستم توی بهترین کافی شاپ شهرم و دارم واستون تایپ میکنم ، این چند وقته تمام تلاشمو کردم و تمام وقتمو سعی کردم بذارم روی خودم و روی خودم کار کنم و همش تلاش کردم وقت تلف نکنم ،

    سعی کردم قوی باشم و هرموقع حالم داشت به هم میریخت سریعا یکی از فایل های استاد و صحبت های استاد و توی ذهنم مرور میکردم و تکرار ،

    و این شد نتیجه خدا جانم گفت بیا عزیزم این در واست باز کردم برو ،یاد یگیر برو اتجام بده برو بهترین جا ببینم چیکار میکنی منم اومدم و دارم یاد میگیرم و سعی میکنم فقط مثبت باشم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مهتاب تهمتن گفته:
    مدت عضویت: 2765 روز

    سلام ای جانه جانه جانه جان اینقدر. این فایل برای من تکون دهنده بود که های های گریه کردم ، فکر میکردم خیلی مراقبم فکر میکردم خیلی حواسم هست ، فکر میکردم خیلی شاکرم اما یهو متوجه شدم که شرک خفی داشتم ازش اطلاع نداشتم ، وحشت کردم ازش و چقدر به موقع بود از یه طرف از این شرک خفی ترسیدم از یه طرف چنان منقلب شدم که خدا من رو هر روز به راه صحیح هدایت می‌کنه نمیزاره در

    ناآگاهی بمونم و این قلبم رو تکون داد چقدر حواسش هست چقدر ما مورد مرحمت و لطفش هستیم و بعد یادمون می‌ره خدایا بابت هدایتت سپاسگزارم استاد جان برای وجود پر از نور و برکتت سپاسگزارم و برای همه این آگاهی ها سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و دوستان همفرکانسیم

    خدای من باورم نمیشه که چقدر به موقع من به شنیدن این فایل هدایت شدم.چقدر این روزها به خودم افتخار می کردم که یه سری کارهای سخت و نشدنی رو که حتی آقایون به راحتی نمیتونن از پسش بر بیان من که مادر خانواده ام و حمایت همسرم رو هم ندارم به تنهایی انجامش دادم.و به قول استاد اعتبارش رو به خودم می دادم. و بدم نمی یومد که جلو این و اون بازگو کنم و تحسین اونارو برای خودم بخرم.من طی دو سال پیش خونه م رو کامل بازسازی کردم.پسر بزرگم رو داماد کردم و همین اخیرا برا پسر دومییم ماشین خریدم و پس انداز نسبتا خوبی هم دارم همه اینا رو که مرور می کردم سرتا پا غرور میشدم و فکر میکردم از توانمندی خودمه خدا روشکر که این تلنگر به موقع به من خورد و متوجه شدم که اگر خدا نمیخواست و کمکم نمی کرد هیچکدوم ازین اتفاقها نمی افتاد.متشکرم خدای مهربانم بابت این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 2053 روز

    سلام و عرض عشق به عزیزان

    استاد جان از روزی که این فایل رو گذاشتید من هروز چندبار بهش گوش دادم و فقط لذت بردم و آرامش گرفتم. از همون روز اول اینقدر اتفاقات خوب جدید برام افتاده که اصلا باورم نمیشه. هر اتفاق خوبی که پیش میاد، بازم گوش میدم که یادم نره اینا از طرف خداست ها کار خودت نیست به خودت مغرور نشی!

    استاد اون تمثیلی که از خدا گفتید توی ذهنتون دارید خیییییلی خیلی برای من قدرت و عظمت خدا رو بهتر جا انداخت. خیلی به دلم نشست و هر دفعه با خودم مرورش میکنم که یادت نره خدا از همه چی بزرگتره از همه چی، خدا همه کار رو میتونه انجام بده همه کاری.

    اتفاقاتی برام افتاده که شاید روزی آرزوم بود. خواستم بگم که اتفاقات کوچیکی هستن ولی خیلی خوبن، اما نمیشه بگم کوچیک! اینا قبلا برای من رخ نمی داد. دقیقا مفهوم آسان شدن برای آسانی هارو بهم میرسونه. اتفاقا باید همین هارو بزرگ ببینم و همش بگم دیدی شد زهره دیدی شد! اینطوری تکاملمو دارم طی می کنم. خدایا شکرت. دلم میخواد این فایل توحید عملی 10 هر ثانیه توی گوشم تکرار بشه. مدام جلوی چشمم باشه. تا هیچوقت فراموش نکنم. تا توی ذهنم حک بشه. این صحبت ها فوق العاده است. باید هزار بار دیگه بهش گوش بدم. استاد واقعا ازتون سپاسگزارم و خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم. خداوندا خودت کمکم کن موحد باشم کمکم کن هروز درکم از توحید بالاتر بره. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    به نام رب العالمین

    سلام استاد عزیزم مریم جان و دوستان خوبم انشاالله هر کجا هستید حال دلتون خوب باشه انشاالله

    خدا رو شاکرم که توفیق گوش دادن به این آگاهی ها رو به من عطا فرمود انشاالله با عمل بهش سپاسگزار خواهم بود انشاالله خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    توحید عملی قسمت 10

    خداوند خیره مطلقه هر خیری به ما میرسه به واسطه رحمت و هدایت پروردگاره و هر شری به ما میرسه از عملکرد خودمونه به اندازه ای که در برابر خداوند متواضع هستیم به اندازه ای که تسلیم هستیم به همون اندازه خدا کارها رو برامون انجام میده ایده ها رو میاره الهامات رو می‌شنویم و به همون اندازه خوشبختی، سلامتی و ثروت رو تجربه میکنیم‌ هر چقدر در مقابل خداوند متواضع تر باشیم کارها رو در مقیاس بزرگتر برامون انجام میدهد

    سعی کنیم تسلیم باشیم و در مسیر درست حرکت کنیم ایمان داشته باشیم هر نعمتی رو خدا به موقع در زمان درست مکان درست موقعی که ما آماده باشیم به ما عطا میکنه و اگه به خواسته ای نرسیدیم از بی ایمانی ماست چون رحمت خداوند همواره هست و همیشگیه و جریان داره ،این ما هستیم که با باورهایی که داریم انتخاب میکنیم در مسیر درست و رو به منبع حرکت کنیم(با داشتن باورهای توحیدی) یا بهش پشت کنیم و ازش دور بشیم(با داشتن باورهای محدود کننده و شرک آمیز)…

    همه تواناییها، مهارتها، داشته های ما از کوچک و بزرگ از آن خداست چون خود ما از آن خداییم نمی‌تونیم خودمون رو جدای خدا بدونیم که بعد بگیم من این کار رو کردم یا این مال منه یا این کار منه

    اعتبار تمام پیشرفتهای ما از آن خداست چون خدا همه کار ها رو می‌کنه همه موضوعات رو با هم به شکلی عالی راحت و ساده چفت می‌کنه که نتیجه درست بشه و هیچ نیروی دیگری در جهان این قدرت رو نداره

    وظیفه ما حرکت در مسیر درسته بقیه کارها توسط خدا خود به خود انجام میشه. کی؟ وقتی که ما تسلیم بشیم وقتی در مسیر درست حرکت کنیم و هدایت رو عمل کنیم وقتی نخوایم با اطلاعات قبلیِ ذهنمون که محدوده که شرک آلوده حرکت کنیم

    اگه باور درست داشته باشیم خداوند رو تنها منبع قدرت بدونیم و قانونش رو درک کنیم به همون اندازه یاد میگیریم تسلیم بودن رو و تواضع رو در برابرش به همون اندازه آگاهی ها رو می‌شنویم و عمل میکنیم

    همین تواضع داشتن در برابر خداوند هم رحمت بزرگی از طرف خداونده برا بندگان خاصش انشاالله بتونیم هر بار خاشعتر بشیم تسلیمتر بشیم انشاالله

    1- کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؟؟

    وقتی با شما آشنا شدم خیلی دوست داشتم دوره ها رو خودم بخرم و توانش رو نداشتم و از خود خدا خواستم که برام تهیه اش کن من نمیتونم و درها باز شد و خدا خیلی راحت برام خریدش

    چند سال پیش که گواهی نامه ام رو میخواستم بگیرم روز امتحان بچه ها از سختگیری سرهنگ حرف میزدن ولی من میگفتم مگه دست سرهنگه دست خداست با خودم میگفتم اتفاقا قلب من میگه سرهنگ خیلی آدم خوبیه ،می‌دیدم بعضیا التماس دعا داشتن از بقیه یا زنگ میزدن به مامانشون و من با خودم میگفتم خدایا دل من میگه تو همه چی هستی فقط باید از تو بخوام من نمی دونم چطوری ولی می‌دونم میتونی برام انجامش بدی کمکم کن آرامم کن میخوام راحت بشه برام و قبول بشم و شرایط به گونه ای عالی پیش رفت که من خیلی راحت قبول شدم که اگه همه جهان هم جمع میشدن نمیتونستن آنقدر قشنگ همه چی رو کنار هم بچینند برخورد سرهنگ خیلی عالی بود حتی قبل حرکت تلفنش زنگ خورد 5 دقیقه باهاش صحبت کرد همه چی به گونه ای پیش رفت که من آرام بشم و در یه جو دوستانه امتحان بدهم و راحت قبول بشم هر بار اون روز یادم میاد صدای بلندی می‌شنوم که میگه تو کاری نکردی خدا انجامش داد

    دخترم بسیار عالی هست همیشه هر کجا بوده همه مدرسه معلمان باشگاه بچه ها دوستش دارن و تحسینش میکنن هم مهارتی هم شخصیتی که چقدر فهیم و عالیه قبل اینکه با خودم بگم دختـر مــنه من درست تربیتش کردم خدا محکم میگه نه از منه از خداست این هدیه منه از منه فکر نکن تو کاری کردی خدا همه کارها رو انجام داد و من ساکت میشم و قلبم میگه درسته من کاری نکردم خدایا اگه به ظاهر هم من کاری کردم چون تو الهام کردی به من چون تو کمک کردی چه رفتاری داشته باشم و تویی که هر لحظه همراهشی و داری هدایتش می‌کنی نه من …

    2- کجاها خداوند بی دریغ به شما کمک کرده و مسائل تان را حل کرده به گونه ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟

    قبل آشنایی با قانون خیلی راحت خداوند به ما یه خانه عالی با شرایط عالی داد در بهترین نقطه شهر بعد من همش فکر کردم من چه کار کردم(باور احساس عدم لیاقت) یا پیش خودم فکر کردم چقدر خوبم که این اتفاق افتاد (غرور)و به سال نکشید نه تنها اون خونه بلکه سه برابر ارزش اون خونه رو هم از دست دادیم… اما باز هم خداوند لطفش رو شامل حال ما کرد و یه خونه ای با شرایط خوبی در بهترین خیابان شهر برامون فراهم کرد خدایا شکرت

    3- در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟

    قبل آشنایی با شما میرفتم کلاس طراحی و طرحها رو دقیق مثل خودش در می آوردم طراحی چهره مدل مینشت طراحیش میکردیم و من چهره اش رو قشنگ شبیه خودش در میاوردم و تحسین میشدم خوب قبلش من کلاسی نرفته بودم و فکر کردم چقدر مـــن عالیم و قشنگ میتونم بکشم نتیجه این شد که مسئله مالی پیش اومد که نتونم ادامه بدم و به استادم گفتم نمیتونم دیگه بیام البته نگفتم چرا ولی خودش اومد گفت لازم نیست الان هزینه اش رو پرداخت کنی بیا من بهت آموزش میدم و هر موقع تونستی پرداختش کن این هم لطف خدا بود ولی من اون موقع فکر کردم نمیتونم به کسی بدهکار باشم و هم خجالت می‌کشیدم هزینه ندم و برم سر کلاس و نرفتم.

    استاد حالا که فکر میکنم میبینم واقعاً آدم در موقعیت سخته که بیشتر حواسش به خداست و از خدا راهنمایی میخواد و این هم دقیقا به خاطر غروره که فراموش می‌کنه دلیل پیشرفتش رو البته من اون موقع متوجه نبودم دلیل اتفاقات رو و زیاد به نقش خداوند در موفقیت ها و مهارتهام حواسم نبود اما وقتی قانون رو درک کردم ، تمام اتفاقات زندگیم رو چرایشو متوجه شدم و میشم

    الان که یکم قوانین رو درک کردم هدایت رو بیشتر از قبل متوجه میشم در تصمیماتم در انجام کارهام و فکر میکنم هر چی هدایت رو و بیشتر درک میکنم بیشتر متوجه میشم همه چی رو خدا داره انجام میده بیشتر تسلیم میشم هر چند نمیتونم کتمان کنم که بعضی مواقع هم فراموش میکنم

    موقع بیرون رفتن از خونه شده گفته وسیله ای رو بردارم و بعد متوجه شدم چقدر نیاز بوده یا خودش به من میگه که چکار کنم غذا خوشمزه تر بشه و بدون اینکه بچشم غذا رو بپزم به من میگه برو مهمونی یا نرو شده حتی دعوت شدم و گفتم میام ولی موقع رفتن به من گفته نرو و گوش دادم حتی بهم میگه چرا میگم نرو و همش امید میده و درس میده بهم و منو رشد میده ،یا میگه زنگ بزن یا نزن بارها به من زنگ زدن نشنیدم بعد متوجه شدم که باید برنمیداشتم حتی یه موقع های به خدا میگم باید این زنگ رو بزنم و قبل اینکه بخوام زنگ بزنم طرف خودش زنگ میزنه یا مثلاً میام داخل سایت با نشان هدایت خیلی قشنگ هدایت میشم به همون موضوعی که لازم دارم بعد شده بعضی مواقع در همون صفحه هدایت به یه فایل دیگه هدایت شدم که قشنگ لازم داشتم اون رو هم بشنوم

    البته جاهایی هم بوده که هدایت رو گوش نکردم و گفتم خودم می‌دونم به خاطر نجواها و باورهای محدود کننده و بعد متوجه اشتباهم شدم

    حالا می‌دونم اگه نعمتی نمیاد در زندگیم خودم جلوشو گرفتم باید تسلیم باشم باید صدای قلبم رو گوش کنم باید فقط همراه بشم با این جریان اون خودش منو می‌بره مگه من چیو می‌دونم مگه من میتونم که با ذهن خودم می‌خوام جلو برم ولی خداوند هم مسیر رو می‌دونه هم توانایی داره هم عالمه هم آگاهه از مسیرم ،پس آگاهانه باید خودم رو بهش بسپارم

    هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

    آرامتر از آهو بی باک تر از شیرم

    هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر

    رنج از پی رنج آید زنجیر پیِ زنجیر

    استاد عزیزم بسیار بسیار سپاسگزارم از توضیحات و آگاهی های این جلسه انشاالله با عمل به آگاهی هاش سپاسگزار خواهم بود انشاالله خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد عزیزم مریم جان و دوستان خوبم دوستتون دارم انشاالله در پناه رب العالمین شاد سلامت موفق ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید انشاالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    سودابه گفته:
    مدت عضویت: 2808 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سپاسگزار خداوند هستم و همه هدایت هایش

    سپاس از شما و همه خانواده بزرگ همراه و صمیمی

    و خوشحالم از اینکه به ندای قلبم پاسخ میدهم و آگاهی دارم که در برابر او

    که سمیع است و بصیر و عالم و قادر

    جز به نعماتش و وحدانیتش زبان به سخن نگشایم.

    دیروز بخوبی از عهده مدیریت ذهنم برآمدم اگر جمعی بود که شکایت میکردند و جزییاتی را بزرگ جلوه میدادند همراهی و تایید میکردم بعد که تنها میشدم بخودم میگفتم خوب جکار میکردم ؟ دیروز براحتی ترک کردم جمع رو بدون عذاب وجدان و در ذهنم نعمات خداوند را میشمردم و سپاسگزاری میکردم.

    و در مورد فردی که هربار میگفتم من دیگر دخالتی نمیکنم و اجازه میدهم زندگیش را خود با انتخاب هایش ببرد ولی هربار دلسوزی و رحم و شفقت مادرانه مانع میشد ولی باز در چند روز گذشته بخوبی از عهده مدیریت احساسم و بعد اعمالم برآمدم و جلوی کارهای بیهوده تکراری گذشته که نه تنها اوضاع رو بهتر نکرده بود بلکه حاصلی به بارآورده که نماد اندیشه های مخرب من بود.

    از اینکه قدم در راه تغییر گذاشته ام و بلطف الله و کلامی که به من اموخته

    ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین

    به حقیقت گناهان را می بینم و اسرافی که در کارها کرده ام با هر سخن و عملی به من نشان داده میشود

    این رفتار و این عمل حاصل اسراف در کارهایت بوده بواسطه گناه و ظلمی که در حق خود کرده ای

    بارها برگشتی ولی هر بار عهد را شکستی

    و خود از این عدم ثبات به تنگ امده ای

    و این بار هر لحطه درخواست کردم

    مرا ثابت قدم بدار

    و بر گروه کافران که مرا هر دم به کمبودها و شرک یادآور میشوند پیروز فرما

    دیشب با مرور روزی که گذشت آثار اجابت دعایم را دیدم

    در ارامش و اطمینان سخن گفتم و عمل کردم

    و سپاسگزار خداوند هستم

    که بلطفش هدایت شدم بر این قدرت و دانایی

    و تحت کنترلم هستند سخنان و اعمالم

    و بلطف هدایتش و تربیت ذهنم هر لحظه در این مسیر بهتر و بهتر میشوم خدایا شکرت

    یک ماه اخیر مدت زمان بیشتری رو در این دانشگاه بزرگ میخوانم و می نویسم و سعی میکنم در روز بخاطر بیاورم قدرت و نعمات از کیست و من رزق و روزی ام را مدیون بخشندگی کدام قدرت هستم.

    در پناه الله یکتا سلامت شاد ثروتمند و سعادتمند و موفق و پیروز باشیم

    صدای باران این نعمت بینظیر پروردگاه همراهم بود در لحظات نگارش.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: