این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-11 04:03:052025-11-30 11:17:30توحید عملی | قسمت ۱۰
1227نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد از وقتی که با شما وآموزه های شما آشنا شدم کلمه توحید هم درک کردم ومعنی واقعی توحید رو فهمیدم
سپاسگزار خداوندم هستم که تو این مسیر قرارم داد تا با خوبان نرم نرم قدم بردارم وتکاملم رو بگذرونم وبه اینجایی که الآن هستم برسم جایی که کاملا درک کنم تمام آنچه را که دارم وبدست خواهم آورد،تمام اتفاقات خوب زندگیم تنها به خاطر درک توحید وتسلیم بودن در برابر خداوندم بوده وهست.
استادجایی که به خودم مغرور شدم وهیچ وقت هم فراموش نمیکنم برا زمان قبل از آشناییم با آموزههای شماست،سال 87زمان گرفتن گواهینامه
استادوقتی امتحان عملی توآموزشگاه میخواستم بدم همه استرس داشتن من نفر اول نشستم پشت فرمون و اینقدر عالی بدون هیچ استرس وهیچ اشتباهی رانندگی کردم که سرهنگ کنار دستم همونجا تو ماشین بهم گفت آفرین ورو کرد به چند نفر بعد که صندلی عقب نشسته بودن برا امتحان گفت به این میگن رانندگی.اینجا استاد من به خودم مغرور شدم وروز امتحان اصلی با ذوق وشوق با انرژی بدون هیچ استرسی رفتم برا امتحان اینجا هم استاد نفر اول نشستم اما استاد اتفاقی که افتاد موقعی که سرهنگ گفت پل برو همینطور که دنده عقب گرفتم رفتم تو کوچه برا پل یه پیکان وانت از عقب اومد دست گذاشت روی بوق اینجا کاملا تمرکزم رو از دست دادم وپل رفتن رو خراب کردم وخلاصه سرهنگ قبولم نکرد وبرام یک ساعت آموزشی زد که باعث تعجب همه حتی مربیم شد،اون روزواینقدر گریه کردم.استاد الان میفهم دلیل رد شدنم چی بود.
از وقتی که با شما آشنا شدم هرچقدر درکم نسبت به توحید(خداوندم)بیشترشدبه همون اندازه نتیجه گرفتم وخداروشکر هر لحظه ایمانم به خداوندم بیشتر میشه وسپاسگزارتر میشم وکاملا درک میکنم هرآنچه در زندگیم اتفاق می افته وهرخیری بهم میرسه لطف پروردگارم هستش وتمام سعیم وتلاشم رو میکنم تا اصل واساس توحید رو در زندگیم پایه گذاری کنم،وخداروشکر تا جایی که بهش عمل کردم نتیجه هم گرفتم.
استاد اینقدر این فایل های توحید عملی تون به دلم میشینه اینقدر رابطتون با خداوند رو دوست دارم،اینقدر وقتی دارین در مورد خداوند وکلمه توحید صحبت میکنید لذت میبرم وتحسینتون میکنم واز خداوند میخام تا منم به این درک برسم ودچار وسوسه های ذهنیم نشم.
سپاسگزارم استاد بخاطرتمام آموزه هاتون و وقت وزمانی که میزارین تا مارو هم با این مسیر الهی آشنا کنید درپناه الله مهربان شاد وسالم باشید.
سلام و خدا قوت براستاد عباسمنش و تمامی اعضای این سایت الهی…
همیشه وقتی من یکی از محصولات سایت استاد عباسمنش را خریداری میکردم،یک اتفاق خوب تا چند روز بعد از استفاده از آن محصول برای من رخ میداد…
اما این فایل هدیه ای استاد عباسمنش آنقدر سرشار از آگاهی بود که صبح روز 22بهمن من این فایل را دانلود کرده و تماشا کردم و فردای آن روز هدایت شدم به دریاچه ای روزیه سمنان ودرکنار آن دریاچه یک مسیر پیاده روی بود و من هدست درگوش برای اولین بار وارد آن مسیر پیاده روی شدم و 2بار فایل صوتی توحید عملی قسمت10را گوش کردم و از ورزش کردن و کوهنوردی در این مکان لذت بردم…
وقتی که در رودخانه پاشویی میکردم و وقتی که در آن مسیر کوهپایه ای پیاده روی میکردم مدام خداوند متعال را برای ساخت این طبیعت زیبا شکرگزاری میکردم و قدرت خداوند متعال را میدیدم…
واقعاً وقتی که کسی در مسیر درست قرار دارد هراتفاقی که برای او رخ میدهد به رشد و پیشرفت او کمک میکند،مانند داستان کوکاکولا که استاد توزیع دادن که طمع جدید برای نوشابه ابداع کردن و مردم تظاهرات کردند که ما همان طمع اورجینال را میخواهیم،وهمین طبلیغ بزرگی برای شرکت کوکاکولا شد که باعث شد که شرکت پپسی بگویید که شرکت کوکاکولا از قصد این کار را انجام داده است
یا خود استاد عباسمنش که بارها دیگران به استاد میگفتند که شما از قصد یک سری کارها را انجام میدهید که کلی در آینده به نفع شما میشود
استاد در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم،به نحو احسن توزیع دادن معنا و مفهوم آیه کل خیرن ما وقع را،که هر اتفاقی،حتی به ظاهر اتفاق بدی که برای مومنان رخ میدهد در آینده به نفع آنها خواهد شد و مومن واقعی باید همیشه احساس خود را خوب نگه دارد…
این یه دلنوشته ست که در ساعت 5:25 صبح عملیاتی میشود… توی تاریکی پیش از طلوع. خودم هستم و خدا… هیچ فریادرسی غیر خدا نیست.
نکته همینه. تو این شرایط، توی فشار و تاریکی مطلق، معمولأ کمکهاش رو بیشتر برای خودم بولد میکنم، وگرنه اون، منبع مهر و محبت مطلق هستش که در هر شرایطی، کار خودش رو میکنه. جز مهر ورزیدن، کار دیگه ای ازش برنمیاد! جز دلگرم کردن، جز عشق ورزیدن!
توی تاریکی این صبح تاریک، قدرتمندترینم! چون اسم مهربان و قدرتمند او رو اول صبحی خوندم! اصلا فایل دانلود شده را هم ندیدم و نشنیدم. بعدا میشنوم و دوباره مینویسم.چه مبارک سحری!
اصلا جدیدا برام یه بازی لذتبخش شده. تا همه چیز گندش درمیاد و به مو نزدیک میشه، سرم رو میبرم سمت آسمون و میگم: به من چه؟ خودت درستش کن!
و…. درستش میکنه!
مچ خودم رو در حالی گرفته م که تنبلی و بیعاری پیشه کرده ام و اون، تنهام نمیذاره، حتی یه لحظه….یه لحظه!
چه بازی لذت بخشی یه، فرار به دامان پدرم، تمام هستیم که منبع خوبی و لطف هست.
انس و الفت با شما…با تک تک شماها، پولدار بودن یا بی پول بودنم، کارآ بودن یا ناکارامدیم، همه ش بازی های لذتبخشی یه که با روشن شدن آسمان، کلید میخوره و شروع میشه.
چه خوب که اینجا به این مساله ایمان آوردم و حالا دیگر استرس و نگرانی ندارم، چون بابامو دارم!
خیلی خوشبختم که در خوشی و ناخوشی، چنین راه فراری رو برای خودم متصور هستم، همیشه و در اکنون.
امروز، با احساسی فراتر ازهر زمان دیگر، خدایم را میخوانم وایمان دارم که درهای اجابتش به طرز شگفت انگیزی به رویم باز میشود.
خدایا شکرت بابت وجودت که هر لحظه ودقیقه وثانیه در زندگیم حضور داری…
از شدت خستگی چشامو به زور باز نگه داشته بودم، از پنج صبح سرپا بودم و مسیر طولانی رانندگی کرده بودم و ساعت نه شب میخواستم فقط زود برسم خونه و استراحت کنم.
فایل های استاد تو ماشین پخش بود و من محو شنیدن و تو حال خودم بودم که خطر خیلی بزرگی از بیخ گوشم رد شددددد، یخ کردم از اتفاقی که نزدیک بود بیفته، خدا شاهده که همون لحظه بدون ثانیه ای درنگ با صدای بلند گفتم خدایا ممنونممممم میدونم که تو جمعش کردی، تو این خطر و ازم دور کردی.در حال شکرگزاری بودم که موقع پارک کردن ماشین، باز یه اتفاق و به خیر گذشتنش به طرز عجیب…..
منی که از شدت خستگی فقط میخواستم برسم خونه و یه چیزی بخورم و بخوابم، تا ساعت ها بیدار موندم و داشتم فقط به اتفاقاتی که نزدیک بود بیفته و خداوند ازم محافظت کرد و مراقبم بود فکر میکردم.
و فایل توحیدی استاد و سخنانی که انگار مهر تاییدی بود بر اتفاقات دیشب……
خدایا سپاسگزارم که انقدرررر واضح و روشن باهامون حرف میزنی، ممنون که بهمون تلنگر میزنی تا یادمون بیاد که تویی که هر لحظه و هر ثانیه کنارمون هستی و اتفاق هات زندگیمونو به نفع و صلاح ما رقم میزنی.
خدایا سپاسگزارم که بیادم آوردی روزهایی که فقط رها کردم به خودت سپردم و چقدر عالی کارها و به نفع من پیش بردی طوری که اگه سالها تلاش میکردم با ذهن منطقی خودم نمیتونستم حتی یه قدم از اتفاقات رخ داده رو پیش بینی کنم.
سپاسگزارم که بیادم آوردی که من باید سمت خودمو انجام بدم و نگران باقی کارها نباشم، ایمانمو با احساس خوبم نشون بدم و مطمئن باشم هر آنچه قراره پیش بیاد به نفع منه.
دوست خوبم تو احساستو خوب کن و عالی باش، خدایی که قدرتمندترین قدرتمندانه وظیفه ی خودشو خوب بلده، نگران چیزی نباش……..
سلام به استاد عزیز مریم جون و تمامی دوستان خوبم در این سایت توحیدی
سپاسگزارم استاد برای این فایل عالی که باعث شد بیام در موردش بنویسم که چطور خداوند منو هدایت کرد واینم بگم واقعا این بهترین فایلی بود که الان میتونستم بهش گوش بدم و آگاهی ها شو به اندازه ی ظرف خودم دریافت کنم و مطمئنم که اگه صد بار دیگه هم گوش کنم هر بار آگاهی های جدیدی نسبت به دفعه قبل دریافت میکنم
برم سر اصل مطلب که همین دیروز خدا چطور منو هدایت کرد البته از چند روز پیش شروع شد که من تصمیم داشتم یخچال فریزر خونه رو عوض کنم ویه مدل جدیدتر با کیفیت بالاتر بخرم که مجبور نباشم هر چند ماه یک بار برفک فریزر و تمیز کنم خوب قبل از خرید باید اون یخچال فریزر قبلی رو ردش میکردم تا جا برای مدل جدید تر داشته باشم هم اینکه یه مبلغی کم بود از پولم وبا فروش یخچال اونم حل میشد برا همین آگهی فروش گذاشتم تا یخچال و بفروشم همون روز اول چندتا مشتری اومد ولی چون تخفیف میخواستن ومنم قیمت و خیلی پایین گذاشته بودم موافقت نکردم و گفتم اصلا زیر این قیمت نمیفروشم بعد دوسه روز یه مشتری دیگه اومد وخیلی هم یخچال ها رو پسند کرد و قرار شد بیعانه واریز کنه و بیاد بعد تعطیلی 22 بهمن یعنی فردا ببره اما وقت پرداخت بیعانه گفت من ندارم و باید این قیمت بدین یعنی دو ملیون زیر قیمت اولش من کلی حالم گرفته شد و گفتم نه و مشتری هم گفت اگه نظرتون عوض شد بهش خبر بدیم همون جا بعد از اینکه آرومتر شدم رفتم سراغ قرآن گفتم اگه تو قرآن به آیه در مورد انفاق اومد من میفروشم به همین قیمت و خداوند هم منو هدایت میکنه به یه خرید خوب ودقیقا همین شد معنی آیه در مورد انفاق بود و همون موقع تماس گرفتم بیعانه رو واریز کنه و با قیمت که میخواست بیاد یخچال و ببره
حالا از معجزه ی دیروز بگم براتون از خدا هدایت خواستم..اول رفتم اون یخچال که مد نظرم بود و دیدم و قرار شد شب با همسرم بریم بخریمش ، وقت برگشتن یه کوچه رو اشتباه پیچیدم داخل و رفتم تا از یه جا که راحت باشه دور بزنم همون جا مغازه لوازم خانگی دیدم گفتم حتما هدایت بوده رفتم داخل مغازه و برند یخچال که می خواستم بخرم و نداشت ولی از یه مارک دیگه کلی تعریف کرد و شماره تماس داد که اگه خواستم بهش زنگ بزنم برامون سفارش بده تشکر کردم اومدم بیرون رفتم سمت یه فروشگاه دیگه تا اگه این برند و داشت که خیلی فروشنده تعریف کرد و از نزدیک ببینم این فروشگاه جدید اون یخچال فریزر و داشت و قیمت داد 62 میلیون اونم چون از قبل داشتیم والان قیمت بالاتره گفتم باشه اومدم بیرون که در موردش تحقیق کنم چون من کلا یه برند دیگه رو از اول میخواستم بخرم زدم تو گوگل نمایندگی کارخانه شمارش بالا اومد زنگ زدم اونم گفت قیمت آخر بهتون میدم 55 میلیون ولی الان باز افزایش قیمت داریم این و بخوای همین هفته این قیمت …
دیگه قیمتش دستم اومد و گفتم بزار رضایت مشتریان و ببینم تو گوگل اگه اوکی بود همین و میخرم اونجا یه شماره دیدم گذاشته که بازم قیمتش پایین تر بود اولش گفتم شاید الکی باشه بعد زنگ زدم بهش و دیدم بنده خدا میگه چون تو بازار چک داره کل قیمتهاشو پایین میده وگفت دقیقا همون یخچال فریزر و میده 43 میلیون تومان و بعد از اینکه سفارش بدم میاره درب خونه و اونجا هم باید تسویه کنم اولش چون شک داشتم که راست میگه یا نه خوب برام باورش سخت بود که این همه تفاوت قیمت اصلا نمیشه بهش گفتم که نمیتونم بهتون اعتماد کنم چون این این یخچال فریزر قیمتش خیلی بالاتره اونم بنده خدا کلی بهم توضیح داد ومن و مجاب کرد که داره راست میگه ودیشب کل کارها رو اینترنتی انجام دادیم و قراره فردا برسه دستمون …
بعد نشستم با خودم فکر کردم که چطور خدا هدایت کرد که این همه کار ها انجام بشه و من یه یخچال فریزر با برند خیلی خوب که وقتی در موردش خوندم همه رضایت داشتن اونم با قیمتی خیلی پایین تر بخرم یعنی شهر خودمون که قیمت گرفتم تا قیمتی که خریدم 19 میلیون تفاوت قیمت… و به دلم افتاد چون اون یخچال قبلی رو با بنده خدا راه اومدم و بهش تخفیف دادم و از خدا هدایت خواستم اونم برام کلی تخفیف گرفت بدون اینکه من کاری کنم
درست همینه که خداوند تمام کارها رو انجام میده و همه ی ما توی تک تک روزهای زندگی مون که توکل داشتم میتونیم رد پای خدا رو تو زندگی پیدا کنیم….
استاد ازتون سپاسگزارم برای این آگاهی های ارزنده و ناب توحیدی
کامنتت خوندم و جالب بود از هدایت خداگفتین و اون ایه انفاق که چقدرواضح ازش نشونه دریافت کردین و تحسینت میکنم که به این نشونه عمل کردی وایمانت را نشون دادی عزیزم و از طرفی دیگه خدا هم
براتون جبران کرد .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی تون در بهترین مدارها قراربگیره ان شاالله.
خیلی خوشحالم که کامنت منو خوندین ،برام کامنت گذاشتین سپاسگزارم که برای من دعای خیر کردین ، منم برای شما بهترین ها رو آرزو میکنم امیدوارم همیشه شاد ،سلامت و ثروتمند باشید
خدا رو شکر میکنم برای این هدایت که خیلی واضح و روشن بود وتونستم درک کنم و انجام بدم وحالا که یخچال فریزر جدید رسید دستمون خیلی خوشحالم که بدون هیچ زحمتی فقط با هدایت الله تونستم 19 میلیون زیر قیمت دقیقا همون یخچال فریزر و داشته باشم و هر بار که چشمم بهش میفته ایمانم به اینکه خداوند همیشه ما رو هدایت میکنه بیشتر و بیشتر بشه
خودت الهام کردی بیا بنویس منم با احساسی عالی و سرشار از آرامش و اطمینان بهت اومدم بنویسم و به تو نیروی هدایتگرم نیرویی که همیشه باهام بودی همیشه اجابت کردی هر انچیزی که خواستم رو اعتماد دارم.
این فایل و آگاهی های خالص و نابش انگار بار سنگینی رو از روی دوشم برداشت و سبک بالم کرد و منو به آرامش رسوندو من رو تسلیم کرد و باعث شد به بی فکری خود اعتراف کنم اونقدر داشت این غرور من رو غرق در خودش میکرد که اصلا حواسم نبود و چقدر احساس سردرگمی به من داد
الان واقعا درک میکنم که زندگی بدون هدایت های خداوند سراسر گمراهی و سردرگمی هست
حالا انگار تسلیم شدم تا خدا بهم بگه چیکار کنم احساس میکنم معنای نگرانی در زندگی من کمرنگ تر شده خیالم راحت تر شده و این آرامش تنها از تسلیم بودن میتونست به ارمغان بیاد
چقدر من به خودم ظلم کردم و لجبازی کردم با نیروی هدایت و اجازه ندادم در زندگیم جریان پیدا کنه ،اما بگذریم اون روزا گذشت و تبدیل به درسی شد برای من و الان طعم شیرین هدایت رو دارم کم کم میچشم
اینکه نیازی نیست روی عقل خودم حساب باز کنم و نباید هم اینکار رو بکنم بلکه عقل تنها وسیله ایی هست برای پیروی از الهامات قلب و باید در جهت با قلب حرکت کنه
قبل از اینکه این آگاهی هارو به وسیله این فایل و بعدش صحبت با خدای خودم درک کنم هرروز رو با سیلی از گمراهی و افکار پراکنده شروع میکردم ،هعی تصمیم عوض میکردم و اخر سر هم راضی نمیشدم و دوباره سعی میکردم با نگرانی و دلهره تصمیمات جدیدی رو بگیرم که این احساسات نشان از عدم تسلیم میده
اما وای از اون روز زیبایی که آدم تسلیم میشه و میگه خدایا فرمون دست خودت _من خیالم راحته چون تسلیم علم بیکران تو هستم –
حتی این کامنت رو هم اصلا برنامه نداشتم بنویسم همین 5 دقیقه قبل فکرشو نمیکردم درحال نوشتن این آگاهی ها بشم و باز اول صبح خودم رو بخوام با فرکانس تسلیم شروع کنم .
من که تصمیم گرفتم یادآوری این اصل که همه چی از ان خودشه و همه کارهارو اون داره میکنه رو هم بسپارم به خودش و بهش میگم خدایا حتی یاداوری اش رو هم خودت بهم یاداوری کن و چقدر آدم وقتی به این درجه از تسلیم میرسه خیالش راحت میشه.
دقیقااا اصلی ترین نیاز من این روزا تسلیم شدن بود داشتم دیوانه میشدم از بس که روی خودم حساب باز کرده بودم و به هیچ نتیجه ایی نمیرسیدم دقیقا احساسی که نیاز داشتم همین آرامش بعد از تسلیم بودن بود همین متواضع شدن در برابر خدایی بود که هرچی دارم از اوست.
خدایا من با تمام وجودم خواستار خیر تو هستم و به هرخیری که از تو به من برسه فقیرم.
الله مهربان من که چیزی نمیدونم سپردم دست خودت و خیال تخت هرچی بگی میگم چشم خدایا خودت شهامت عمل به الهاماتی که میکنی رو بهم بده اینم از خودت میخوام همه چیو توی این مسیر از خودت میخوام من نمیدونم من در برابر قدرت تو ناتوان ِ ناتوان هستم
تا اینجا هرچی زور زدم و به خودم فشار آوردم نتیجشو دیدم از الان به بعد میخوام برم توی حال و هوای تسلیم میخوام اجازه بدم هدایتت تمام زندگیم رو تمام انتخاباتم رو و تمام افکارم رو در بر بگیره
ای خدای هدایتگرم زندگی با هدایت های تو همش خیال راحتیه دیگه هیچ نگرانی نداره دوست دارم اینقدر منو تسلیم خودت کنی که به درجه ایی برسم که نه ترسی در وجودم باشه و نه غمی و روی دوش تو بشینم و لذت ببرم از این مسیر زندگی از این بازی قشنگ زندگی که اومدم در اون لذت ببرم .
خدایا تا الان نمیدونم چطوری زندگی کردم اما دوست دارم از الان به بعد تنها از خودت یاری بخوام ، فقط خودت رو بپرستم
میخوام بهت وابسته بشم خودت هرلحظه بهم الهام کن و بهم یادآوری کن که حواسم به این موضوع باشه
چقدر وقت مناسبی این فایل روی سایت قرار گرفت و چقدر نیاز این روز های من بود
احساس میکردم دارم روز به روز کلافه تر میشم از حسب باز کردن روی عقل خودم و خدامیدونه اون مسیر به کجا ختم میشد
اما خدایا میدونی چیه؟ الان خیالم راحته ،الان ارومم ،اشک چشمام هم تاییدی بر این موضوع شده ،،حالم خوبه چون تورو دارم چون دارم روز به روز صدات رو واضخ تر میشنوم درسته که اینم یک مسیر تکاملی داره برای خودش اما هر قدم از این تکامل هم لذتبخش و سرشار از عشقه خدایا الان دیگه راحتتر باهات صحبت میکنم راحتتر ازت درخواست میکنم و میدونم که میشنوی میدونم کنارمی همینجایی درون منی همه کارارو داری خودت میکنی .
نمیدونم واقعا ارزش این حس چقدره اما ازت ممنونم ازت ممنونم که من رو لایق دریافت این آگاهی ها کردی
ازت ممنونم که الان ساعت 4:15 صبح اول روزم منو نشوندی پای نوشتن برای خودت و خودت داری همه کارارو میکنی انگار قشنگ روی دوشت دارم از اون بالا نگاه میکنم و لذت میبرم ،نمیدونم چطوری داره کلمات میاد خدایا ازت سپاسگزارم
من با این فایل با تو آشتی کردم از موقعی که این آگاهی هارو دریافت کردم روزی نبوده باهاش توی دفترم صحبت نکنم قشنک رفتارام رو بررسی میکنم میبینم خودش داره همه کارارو میکنه.
تو دانایی ،تو وهابی ، تو رزاقی ، تو رحیمی …
خدایا وجودم رو پر کن از توحید ،از تسلیم ، از ایمان
میخوام خیالم هرروز راحتتر باشه ،میخوام روز به روز مقاومت هایی که جلوی ورود سیل نعمات های تو که هر لحظه جاری هست رو گرفته با کمک خودت بردارم خودت برشون دار تو بگو چیکار کنم من تسلیم تو هستم.
خدایا امروز میخوام بیشتر بچشم این طعم شیرین هدایتت رو کار من اینه تسلیم باشم و خیالم راحت باشه تو کار خودتو بلدی
سلام به استاد عزیز و موحدم وسلام به خانم شایسته ی عزیز و دوست داشتنی
و سلام به همه ی اعضای خانواده ی عباس منش
استاد عزیزم چگونه خداراسپاس بگویم برای وجود شما؟
چگونه اورا سپاس گویم برای صحبتهایی که از جانتان برمیآید و برعمق جانمان می نشیند؟
چگونه سپاس گویم اورا که حرفهای ویژه و خاص وعاشقانه اش را از طریق شما نازنین به ماها میرساند؟
چگونه ،چگونه….
خدایاشکرت برای اینکه بار دیگر کلمات نابت رابرعمق جانمان نشاندی و مارامتوجه حضور پررنگ خودت درلحظه لحظه های زندگیمان کردی،
به ما یادآوری کردی که اگر مادربندگی صادق باشیم و راه را درست برویم خودت هستی که امورمان را تکفل میفرمایی و همه چیز به بهترین وجه پیش میرود.
به ما گفتی که با همه ی الطافی که به ماداشته ای و بارها و بارها کمکمان کرده ای ،فراموش نکنیم که این تو بوده ای که مارایاری کرده ای و نه خودمان و البته این یادآوری نه برای منت نهادن برسر بنده ات بوده بلکه برای اینکه به ما یاد آوری کنی که هیچوقت تنها نیستیم و بلکه همه کاره ی عالم و فرمانفرمای هستی مارادرآغوش گرفته.
استاد جان باز هم از خدابرای بودنتان و برای آشنایی من باشما وازشما برای اینهمه خوب بودنتون و فایلهای ناب و بی نظیرتون سپاسگزارم و براتون سلامتی و سربلندی و موفقیت روزافزون طلب میکنم.
نمی تونم سپاسگزار شما نباشم. باید سپاسگزار قلبی بود که تسلیم شده.
دلم می خواد ساعتها بشینم و به یه چشمه یا رودخونه نگاه کنم و از صدای جوش و خروش آب لذت ببرم. چون نعمتهای زندگیمو میاره جلوی چشمم.
همیشه از قدیم وقتی کنار رودخونه های پرآب خوزستان پرنعمت و قشنگم می رفتم، چه کارون، چه دز، چه اروند و حتی باریکترین رودها و چشمه ها، می نشستم و زل میزدم به جریان آب.
و آرامش، آرامش، آرامش….
و فروتنی، و سپاسگزاری….
تو دلم می جوشید.
نمی دونم چرا صحبتمو از اینجا شروع کردم ولی حتما جاش درسته.
الان می بینم این روح الهی من بوده که پیوندش رو با منبع خیر حفظ کرده بوده.
این خود خدا بوده که منو می نشونده پاس سفره احساس عمیق شادی و روحمو تغذیه می کرده.
این من نبودم.
استاد امروز از صبح با اتفاقات روزمره ای بیدار شدم که چندان خوشایندم نبود. با عجله و خواب ناکافی و خلاصه احساس ناجالب.
ولی یک ساعت بعد از بیداری وقتی کارهای بچه ها رو رتق و فتق کردم به خودم اومدم و دیدم احساس بد منو کشونده به دلتنگی برای مادرم و بغض و افکار سلسله وار ناراحت کننده.
یهو یادم اومدم که باید سکان رو دست بگیرم و کشتی رو به راه درست هدایت کنم.
گفتم هیچوقت برای تمرین ستاره قطبی دیر نیست. از همین الان حسم رو خوب می کنم که تا آخر شبم خراب نشه.
اولش گفتم خوب، به فرض اینکه فلان فکر در مورد مامان و نحوه فوتش درست باشه، آیا کمکی به تو میکنه؟ دونستن جواب اون سوال دردی ازت دوا میکنه یا احساست رو بهتر میکنه؟ نه.
پس تمومش کن و به اصل بپرداز، نه حاشیه.
خوب یک مرحله بالا اومدم و بهتر شدم.
بعدش گفتم خودت می دونی ایجاد حال خوب از سپاسگزاری بابت داشته ها شروع میشه. پس بسم الله….
شروع کردم به سپاسگزاری و به چند دقیقه نکشیده بود که سعیده شد همون سعیده همیشگی. شاد و سرحال و قدردان و امیدوار…
بعدش در مرحله سوم گفتم خدایا من می دونم باید صدای استاد توی گوشم باشه که حالم عالی بشه و درس امروزم رو بگیرم، صبح که موقع صبحانه فایل شماره 11 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو گوش داده بودم ولی الان یه چیز دیگه می خواستم.
در جا قلبم گفت: “توحید عملی شماره 10”
گفتم چشم.
گوش دادم و دلمو کاملا سپردم.
جواب اومد: فروتنی، تسلیم، توحید
فکر کردم و فهمیدم که دارم چه خطایی می کنم.
من مدتیه که زندگیم به لطف خدا خیلی تغییرات مثبتی کرده و در کنار من همسرم هم داره تغییر میکنه.
اما اشکال اینجاست که من کردیت این تغییرات رو دارم به خودم میدم.
ته ذهنم این بوده که من باعث این رشد شدم. من باعث تغییرات همسرم شدم.
من زندگی رو گلستان کردم.
من باعث ورود نعمتهای بیشتر به زندگیمون شدم.
من، من، من.
این من رو بارها از زبون خودم شنیدم ولی حواسم نبوده، امروز به خاطر آوردم کجاها من من کردم.
در صورتیکه من نبودم که نعمت و ثروت آوردم.
من فقط کمی از سر راه خدا رفتم کنار.
من یکم منیت خودمو شکستم، نشکستم، ترک انداختم روش، حتی ترک هم نه، فقط کمی خش انداختم روش.
مگه کم تلاش کردم به طرق مختلف فایلهای 12 قدم رو به گوشش برسونم یا به خورد ذهنش بدم؟ نشد.
ولی زمانیکه خودش توسط خدای خودش هدایت شد خواست احساس لیاقت رو گوش بده و داد. خواست قانون سلامتی رو گوش بده و داره مصرانه گوش میده. بدون اینکه من ازش بخوام یا حتی بپرسم الان جلسه چندی.
منی که فکر می کردم مثل همه عمرم که آدم فروتن و قدرشناسی بودم، الان هم دارم در مقابل خدا فروتنی می کنم، فهمیدم نه، یک لایه عمیقتر که میشم می بینم دارم منم منم می کنم در محضر رب تمام کهکشانها.
مگه واسش کاری داره که کاری کنه من بتونم یه جزیره خصوصی و جت شخصی و کشتی کروز واسه خودم داشته باشم؟ پس چرا ندارم؟ چون من هنوز سر راه وایسادم. چون من بلد نیستم ازش بخوام. چون من باورم نشده که خدا میتونه بهم بده.
پس این منم منم ها چیه؟
خود خدا بود که همین نیم ساعت پیش با گوش دادن به صحبتهای استاد در این فایل، به یادم آورد زمانیکه دبستان بودم یه روز به خدا گفتم خدایا ازت ممنونم که منو باهوش آفریدی که همیشه شاگرد اول مدرسه باشم. چقدر خوبه که من درسهامو زود یاد می گیرم و همیشه نمره هام بیسته.
به یاد آوردم که من از بچگی در ذات خودم سپاسگزار بودم، به قول استاد اگر مغزی دارم این مغز رو کی به من به رایگان داده؟ کی داره تغذیه و ترمیمش میکنه هر روز و هر ثانیه؟
مگه من دارم هزینه و زحمت تعمیر و نگهداریشو پرداخت می کنم؟ اگر هم غذایی می خورم که باعث حفظ کارکرد مغزم میشه چون خدا نعمت گرسنگی رو بهم بخشیده تا بتونم غذایی بخورم که باعث نگهداری و بقای بدنم بشه. مگه من مواد مغذی رو با گردش خون به مغزم می رسونم؟
مگه من اتصالات مغزیم رو کنترل می کنم؟
پس چرا تا الان داشتم فکر می کردم چون من چهارتا تمرین انجام دادم زندگیم پرنعمت تر شد؟
نه من نعمت ها رو نساختم. من فقط به خودم کمک کردم در حد نعمتها رشد کنم. نعمتها وجود داشتند، من به اندازه دریافتشون qualified نشده بودم. به قول استاد من در مدار دریافتشون نبودم.
من فقط کمی جابجا شدم که بتونم توی بازی وسطی یه توپ بگیرم.
من همسرمو تغییر ندادم که همش تو دلم دارم پزشو میدم و حتی اینجا و چند جای دیگه به زبون هم آوردمش.
خود خدا بوده که به درخواست ابراهیم پاسخ داده. شاید من وسیله بودم ولی اصل کاری من نبودم، خدا بوده.
این شرک مخفی امروز برام عیان شد و دلیلش هم کمک خود خود خدا بود.
چون صبح برای تنظیم شدن در جهت ستاره قطبیم ازش درخواست کردم و گفتم: خدایا به امروزم نعمت و برکت ببار و یک درس مهم بهم بده. کمکم کن از آموزشهای استاد یه چیز مهم یاد بگیرم.
و چند ثانیه بعدش بهم گفت برو توحید عملی 10 رو گوش بده. و من درجا play کردم.
این همونه که استاد میگه در خواب دیدم که خدا گفته برو فلان سهم رو بخر در صورتیکه من نمی دونستم اصلا اون سهم چی هست.
منم یادم نبود فایل توحید عملی 10 در مورد چی بود. فقط می دونستم باید گوشش بدم.
ولی خدا می دونست من نیاز دارم یه منیت و تکبری رو پیدا کنم و بشکنمش و اون موضوع با این فایل و این جملات استاد قراره اتفاق بیفته.
ای خدااااااا من در مقابل علم و حلم و عظمت تو هیییییییچی نیستم. هرآنچه هست از توست.از آنِ توست. به تو برمی گرده و سندش در مالکیت توست.
هر خیری به من رسیده تو رسوندی و هر شری از من دفع شده تو دفعش کردی.
هر کاری کردم که به نفعم شده تو منو هدایت کردی و هروقت رومو به سمت تو برگردوندم خطاهام رو نادیده گرفتی و بیش از درخواستم بهم عطا کردی.
قصور منو ببخش و کمکم کن از سر راهت برم کنار، تیرگیهام رو در آب زلال بخشندگیت بشویم و شفاف تر بشم تا بتونم نور تو رو بیشتر و بیشتر منعکس کنم. من از خودم نوری ندارم بلکه این نور توست که اگر زلال بشم از من عبور میکنه و منو درخشان میکنه.
الهی صبر و توکلم رو بر خودت بیشتر کن. و کمک کن متواضع تر و خاشعتر به درگاهت باشم.
پارسال همین موقع ها روز هایی بود که درهای معجزه آسایی از طرف پروردگار به رویم باز شد ک لطفی بود از طرف او ک فهمیدم که هیچی از خدایی که فقط ورد زبانم بود ننیدانستم
کل شهر تهران رو برای پیداکردن جایی برای کارمون گشتیم اما مسئولین فقط دور میزدن مارو
دنبال شیرینی دادن به این و آن بودیم در حالی که مایی که با توکل بر خودش کار رو شروع کرده بودیم فک میکردیم هیچ قدرتی نداره و ما باید اینطوری کارمونو پیش ببریم و چیزهایی که از خداوند گفتن فقط برای داستان هاس
جایی که تسلیمش شدیم و به لطف خودش به خودش پناه بردیم بالاترین مقامات رو مامور کار ما کرد جوری که اونهایی که میگفتن کاری براتون نمیتونیم انجام بدیم فقط سر خم میکردند و امضا میکردن
هر جایی ک میرفتم اوضاع و مشکلات به راحتی حل میشد همه چی بر وفق مراد بود
این داستان غروری در من ایجاد کرد ک نه دیگر خدارا میشناختم نه بنده های خوبش رو کس راهم آمده بودن به لطف خودش
کم کم در سراشیبی قرار .رفتم تا ته دره رفتم از همه طرف پس کله ای ک خوبه مشت و لگد میخوردم
جوری که ب جان خودم از جام نمیتونستم بلند شم انگار فلج شده بودم بدون اغراق
اینجای داستان بود که فهمیدم من بدون اون هیچم هیچ بدون قدرت اون حتی یک سانت هم نمیتونم دستمو بالا بیارم چه برسه به این که بخام موفقیت کسب کنم
تا جایی پیش رفتم ک الان که درخواست های قبلیمو میخونم توشون نوشته های آرزوی مرگ برا خودم رو میخوندم ک الان شرمسار میشم از پیشگاه خودش
تا خودکشی پیش رفتم اما به لطف خودش دستمو به سمتش دراز کردم تا بعد یکسال تونستم به لطف خودش به اون شرایط آرمانی برگردم و حالم عالی باشد
همه چی رو از دست دادم ی رابطه عالیییی کار عالییی درآمد عالییی همه چی
ولی دوباره خودش بهم لطف کرد و گفت تو که تونستی پس ی بار دیگه هم میتونی پس بلند شو آروم آروم
امروز به این باور و حقیقت محض رسیده ام که هیچم هیچ در مقابلش بدون اغراق
همه کارهامو هماهنگی هارو اون انجام میده
مهربونی و لطف آدم ها بهم
ایده هایی که میاد
من بدون اون نابودم نابود
الان هم تسلیمشم و ازش خواسته ام به راه مستقیم هدایتم کنه و مطمئنم این فایل هم لطف خودشه برای هدایتم
این همون راه مستقیما
راه تواضع
راه یکتاپرستی
استاد ممنونم
تمام تلاشم اینه که این روزا شاگرد خوبی برای شما و در مکتب الهی باشم
سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم سلام دوستان معنوی و توحیدی
وسخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ان فی ذلک لابات لقوم یعقلون
سوره نحل آیه 12
وهم شب و روزو خورشید و ماه را برای زندگی شما در گردون مسخر ساخت و ستارگان آسمان را به فرمان خویش مسخر کرد در این کار آیت و نشانههای قدرت خدا برای اهل خرد پدیدار است.
الله و اکبر
استاد عزیزم سپاسسسسسگزارم بابت تهیه این فایل زیبا و توحید ی
خدای من جان جانانم چه قدر به موقع داری تمام کارها را برایم انجام میدهی
چقدر به وقت معین من را آگاه و هوشیار میکنی
خدایا شکرت
استاد این چند روز که فایل اومده روسایت نمیدونی چه حالی شدم
چقدر جهان خداوند دقیق و کامل است
خدایا شکرت که مرا همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت و شرایط عالی قرار دادی
استاد این روزها تمام اتفاقات پر از خیر و برکت خدا در زندگی ام شده
هر لحظه بهش میگم خدایا من هیچی نمیدانم و هیچی نیستم هر آن
ه دارم ازان توست
خدایا قدرت تویی عشق مطلق تویی دانا و توانا و حکیم و قادر و غفور و رحیم تویی روح پاک تویی رئوف و مهربان ترین مهربانان تویی ای جان جانانم سپاسسسسسگزارم
من هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است
الخیر و فی ما وقع
تمام زندگی ام را گرفته
خدایا شکرت
استاد حال دلم دگرگون شده به هرآنچه که در اطرافم درونم بیرونم آسمان و زمین بنگرم خدارا میبینم
خودش شاهده که کریدیت تمام کارهام رو بخدا داده ام میدانم که هم خودم وهم تمام بارهام رو بدوش گرفته
خدایا شکرت
خدایا از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم و محتاجم
خدایا هر لحظه تو مرا هدایت کرده ای
نشستم تویی برخاستند تویی بالا تویی پایین تویی چپ و راست تویی تمام نفسهایم دم وبازدهایم با قدرت تو برمی آید و فرو می رود
خدایا شکرت
خدایا شکرت که با هر کار هنری که انجام میدهم با نام میاد تو آغاز میکنم و میگم تویی که داری برام میکشی تویی ظرف هارو برام آماده میکنی تویی مشتری میشی سفارش میشی حساب بانکی ام شدی خدایا همه کاره ام تویی
اگر غذای سالم برای سلامتی ام درست میکنم خودت همه جوره مواظبشی و بهترین و خوشمزه ترین فرارو برام آماده میکنی که خودم وعزیرانم با عشق نوش جان کنیم
اگر تمیزی میکنم انرژی و تمیزی تمام کارهایم را بتو داده ام
خودت تمام خانه را برام منظم و مرتب کرده ای
خودت بهم گفتی در نظم دادن به خانه دقت کن منم گفتم چشم و خودت تمام کارها رو انجام دادی
خدایا شکرت
اگر بازی پینگ پنگ میکنیم خودت ضربه هامو داری بهتر میکنی خودت داری بهم امتیاز میدی و یاد گیری کامل تویی
خدایا شکرت بخاطر توانایی های که در وجودم قرار داده ای
خدایا شکرت که حتی حمام رفتنم هم کاره توست که مرا از هر گونه آلودگی پاک کرده ای با آب پاک و روان مرا هر بار شستشو میدهی قلبم را سرشار از نور خودت کرده ای
خدایا شکرت که نور آسمان ها وزمین هستی
مالک اصلی تویی هر آنچه را خلق کردهای پاره ای از وجود پاک تو هستند تو در همه چی قرار داری
جهان را سراسر انرژی و عشق الهی است
خدایا شکرت که من در مقالات متواضع و فروتن و تسلیم هستم در مقابلت خدایا هوش و قدرت و توانایی ام تو هستی
من بدون تو هیچ ام
خدایا من به هر خیری از تو برسه فقیرم
خدایا تو دانایی تو سمیع و بصیر و توانا هستی تو غفورو رحیم ورحمانی
هر آنچه دارم از آن توست و از تو به من رسیده
عزتم آبروم عشقم سلامتی ام روابطم محبتم مهربانی ام صداقتم راستی و درستی همگی ام مال اوست معنویت و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرتم هم از آن توست
خدایا من بدون تو هیچی نیستم
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هرچه خواهی کن
خدایا تمام اجزای بدنم که بدرستی کار میکنند همگی کار توست
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تو نانی به کف آری و به غفلت مخوری
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای عزت و احترامی که در من قرار داده ای و همه برای من عزت و احترام قائل هستند
استاد یه مورد که دوروز پیش تو باشگاه استادمون گفت الهام یه شماره بگو تا بچه ها با نظم بعدش بیان حرکات ژیمناستیک انجام بدن
منم گفتم به نام نامی الله شماره 5
حالا شماره پنجمون که کلاس دوم ابتدایی و چند روز پیش که مسابقه داشتن بچه ها وسط مسابقه بلند شد بی اجازه و اومد وسط زمین و تورهای مسابقه ناراحت شدن و چندتا توصیه کردند و در آخر تشویقش کردم رفت از جایی که باید با اجازه بلند شه و وسط زمین نباشه رفت نشست
حالا همون شاگرد که من با شماره انتخابش کردم دوباره همون کار رو تو باشگاه بازهم تکرار کرد و کسی حواسش نبود یه لحظه من من اومد تو ذهنم و گفتم از همینجا تو باشگاه خودمون نظم رو رعایت کنیم که تو مسابقات بهتر عمل کنیم و مربی باشگاه خیلی از این یاد آوری موضوع خوشحال شد و بچه ها دیگه سعی میکردن با نظم بهتری به کارشون ادامه بدن و من چقدر گفتم خدایا شکرت من یه لحظه مثله برق اومد تو کلامم تو بودی بهم یاد آوری کردی گفتی خدایا شکرت
و چقدر بچه ها با من راحتن و دلشون برام تنگ میشه و دوست دارن کنارم باشن
خدایا شکرت که هر لحظه مرا هدایت و حمایت میکنی من اعتماد دارم
کلام اطرافیانم تو هستی
هر کاری میخوام انجام بدم از تو میپرسم
یه مدت بود روستا نرفته بودم تا خواسته در قلبم شکل گرفت دوروز پیش سریع نشونش اومد و عمه ام زنگ زد و گفت میخوام برم مشهد همون لحظه گفتم خدایا این تویی که داری بهم میگی امروز برو روستا خونه مادرت منم گفتم چشم با بچه ها جمع کردیم رفتیم یه شب موندیم و تجربه عالی بود و سرتاسر برام برکت خدا شد . چقدر شکرگذار این خدای خوبم هستم هر چه قدر شکر گذاری کنم بازم کمه
خدایا شکرت
همه کاره ام تویی و هر قدم در پیشرفتم در کارهایم تویی که تکاملی مرا رشد میدهی
خدایا شکرت کمکم کن تا خوب زندگی کنم و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنم
خدایا شکرت که تمام عزیزانم هم با تغییر من تغییر کرده اند
همسرم و فرزندانم در کنارشون هر لحظه به لطف خدا دارم لذت میبرم
با تنهایی های خودم لذت میبرم
خدایا شکرت که من دریافت کننده الهامات الهی ات هستم
خدایا شکرت که من هرروز بهتر از روز قبلم هستم
خدایا شکرت که خیلی جاها به مو رسیده ولی پاره نکردی قوی ترم کرده ای
قدرت تویی به من هم قدرت داده ای جان جانانم سپاسسسسسگزارم
تمام کارها رو تو داری برام انجام میدهی
قلبم پر از الهامات الهی شده خدایا شکرت
الان هر مسیر ی که میرم از خودت میپرسم و درسترین مکان و زمان بوده برام
خدایا شکرت
جهان بر پایه خیر ونیکی است خدا منبع اصلی خیر است
خیر و نیکی ها از طرف خداست
شر و بدی از طرف خودمونه
خدا همیشه هست من باید دریافت کننده خوبی باشم
خدایا شکرت که درهای نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی و روابط عالی و معنویت و سلامتی و رزق بیحساب و سعادت دنیا و آخرت را به زندگی ام سرازیر کرده ای
مارمیت اذ رمیت
خدایا همه کاره ام تویی
هرکاری که مرا به سمت خواسته هام میبره در اولویت است مهم منم که در راه خدا باشم
الان شاید خیلی ها دوست نداشته باشن بهم میگن تو جمع هامون نیستی ولی خب من گوش ها و چشمهایم را در راستای خداوند قرار داده ام و در همه کس و همه چیز تو را میبینم خدا یا شکررررررت
بینهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سپاسگزارم استاد توحیدی که کلام خدارا برکت کردی در زندگی ما و آرامش الهی را به زندگیمان هدیه دادی
خدایا شکرت که منبع اصلی عشق و محبت تویی و گیرایی مرا بالا بردی از نشانه ها و ایده ها و الهاماتت
خدایا شکرت که با تو در هماهنگی عالی هستم و چرخ زندگی ام روانتر شده همه کاره ام تویی
به نام خداوندم
سلام به استادم ومریم جانم وتمام دوستانم
استاد از وقتی که با شما وآموزه های شما آشنا شدم کلمه توحید هم درک کردم ومعنی واقعی توحید رو فهمیدم
سپاسگزار خداوندم هستم که تو این مسیر قرارم داد تا با خوبان نرم نرم قدم بردارم وتکاملم رو بگذرونم وبه اینجایی که الآن هستم برسم جایی که کاملا درک کنم تمام آنچه را که دارم وبدست خواهم آورد،تمام اتفاقات خوب زندگیم تنها به خاطر درک توحید وتسلیم بودن در برابر خداوندم بوده وهست.
استادجایی که به خودم مغرور شدم وهیچ وقت هم فراموش نمیکنم برا زمان قبل از آشناییم با آموزههای شماست،سال 87زمان گرفتن گواهینامه
استادوقتی امتحان عملی توآموزشگاه میخواستم بدم همه استرس داشتن من نفر اول نشستم پشت فرمون و اینقدر عالی بدون هیچ استرس وهیچ اشتباهی رانندگی کردم که سرهنگ کنار دستم همونجا تو ماشین بهم گفت آفرین ورو کرد به چند نفر بعد که صندلی عقب نشسته بودن برا امتحان گفت به این میگن رانندگی.اینجا استاد من به خودم مغرور شدم وروز امتحان اصلی با ذوق وشوق با انرژی بدون هیچ استرسی رفتم برا امتحان اینجا هم استاد نفر اول نشستم اما استاد اتفاقی که افتاد موقعی که سرهنگ گفت پل برو همینطور که دنده عقب گرفتم رفتم تو کوچه برا پل یه پیکان وانت از عقب اومد دست گذاشت روی بوق اینجا کاملا تمرکزم رو از دست دادم وپل رفتن رو خراب کردم وخلاصه سرهنگ قبولم نکرد وبرام یک ساعت آموزشی زد که باعث تعجب همه حتی مربیم شد،اون روزواینقدر گریه کردم.استاد الان میفهم دلیل رد شدنم چی بود.
از وقتی که با شما آشنا شدم هرچقدر درکم نسبت به توحید(خداوندم)بیشترشدبه همون اندازه نتیجه گرفتم وخداروشکر هر لحظه ایمانم به خداوندم بیشتر میشه وسپاسگزارتر میشم وکاملا درک میکنم هرآنچه در زندگیم اتفاق می افته وهرخیری بهم میرسه لطف پروردگارم هستش وتمام سعیم وتلاشم رو میکنم تا اصل واساس توحید رو در زندگیم پایه گذاری کنم،وخداروشکر تا جایی که بهش عمل کردم نتیجه هم گرفتم.
استاد اینقدر این فایل های توحید عملی تون به دلم میشینه اینقدر رابطتون با خداوند رو دوست دارم،اینقدر وقتی دارین در مورد خداوند وکلمه توحید صحبت میکنید لذت میبرم وتحسینتون میکنم واز خداوند میخام تا منم به این درک برسم ودچار وسوسه های ذهنیم نشم.
سپاسگزارم استاد بخاطرتمام آموزه هاتون و وقت وزمانی که میزارین تا مارو هم با این مسیر الهی آشنا کنید درپناه الله مهربان شاد وسالم باشید.
سلام و خدا قوت براستاد عباسمنش و تمامی اعضای این سایت الهی…
همیشه وقتی من یکی از محصولات سایت استاد عباسمنش را خریداری میکردم،یک اتفاق خوب تا چند روز بعد از استفاده از آن محصول برای من رخ میداد…
اما این فایل هدیه ای استاد عباسمنش آنقدر سرشار از آگاهی بود که صبح روز 22بهمن من این فایل را دانلود کرده و تماشا کردم و فردای آن روز هدایت شدم به دریاچه ای روزیه سمنان ودرکنار آن دریاچه یک مسیر پیاده روی بود و من هدست درگوش برای اولین بار وارد آن مسیر پیاده روی شدم و 2بار فایل صوتی توحید عملی قسمت10را گوش کردم و از ورزش کردن و کوهنوردی در این مکان لذت بردم…
وقتی که در رودخانه پاشویی میکردم و وقتی که در آن مسیر کوهپایه ای پیاده روی میکردم مدام خداوند متعال را برای ساخت این طبیعت زیبا شکرگزاری میکردم و قدرت خداوند متعال را میدیدم…
واقعاً وقتی که کسی در مسیر درست قرار دارد هراتفاقی که برای او رخ میدهد به رشد و پیشرفت او کمک میکند،مانند داستان کوکاکولا که استاد توزیع دادن که طمع جدید برای نوشابه ابداع کردن و مردم تظاهرات کردند که ما همان طمع اورجینال را میخواهیم،وهمین طبلیغ بزرگی برای شرکت کوکاکولا شد که باعث شد که شرکت پپسی بگویید که شرکت کوکاکولا از قصد این کار را انجام داده است
یا خود استاد عباسمنش که بارها دیگران به استاد میگفتند که شما از قصد یک سری کارها را انجام میدهید که کلی در آینده به نفع شما میشود
استاد در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم،به نحو احسن توزیع دادن معنا و مفهوم آیه کل خیرن ما وقع را،که هر اتفاقی،حتی به ظاهر اتفاق بدی که برای مومنان رخ میدهد در آینده به نفع آنها خواهد شد و مومن واقعی باید همیشه احساس خود را خوب نگه دارد…
خدانگهدار
سلام به رفقای عزیزم
این یه دلنوشته ست که در ساعت 5:25 صبح عملیاتی میشود… توی تاریکی پیش از طلوع. خودم هستم و خدا… هیچ فریادرسی غیر خدا نیست.
نکته همینه. تو این شرایط، توی فشار و تاریکی مطلق، معمولأ کمکهاش رو بیشتر برای خودم بولد میکنم، وگرنه اون، منبع مهر و محبت مطلق هستش که در هر شرایطی، کار خودش رو میکنه. جز مهر ورزیدن، کار دیگه ای ازش برنمیاد! جز دلگرم کردن، جز عشق ورزیدن!
توی تاریکی این صبح تاریک، قدرتمندترینم! چون اسم مهربان و قدرتمند او رو اول صبحی خوندم! اصلا فایل دانلود شده را هم ندیدم و نشنیدم. بعدا میشنوم و دوباره مینویسم.چه مبارک سحری!
اصلا جدیدا برام یه بازی لذتبخش شده. تا همه چیز گندش درمیاد و به مو نزدیک میشه، سرم رو میبرم سمت آسمون و میگم: به من چه؟ خودت درستش کن!
و…. درستش میکنه!
مچ خودم رو در حالی گرفته م که تنبلی و بیعاری پیشه کرده ام و اون، تنهام نمیذاره، حتی یه لحظه….یه لحظه!
چه بازی لذت بخشی یه، فرار به دامان پدرم، تمام هستیم که منبع خوبی و لطف هست.
انس و الفت با شما…با تک تک شماها، پولدار بودن یا بی پول بودنم، کارآ بودن یا ناکارامدیم، همه ش بازی های لذتبخشی یه که با روشن شدن آسمان، کلید میخوره و شروع میشه.
چه خوب که اینجا به این مساله ایمان آوردم و حالا دیگر استرس و نگرانی ندارم، چون بابامو دارم!
خیلی خوشبختم که در خوشی و ناخوشی، چنین راه فراری رو برای خودم متصور هستم، همیشه و در اکنون.
امروز، با احساسی فراتر ازهر زمان دیگر، خدایم را میخوانم وایمان دارم که درهای اجابتش به طرز شگفت انگیزی به رویم باز میشود.
خدایا شکرت بابت وجودت که هر لحظه ودقیقه وثانیه در زندگیم حضور داری…
از شدت خستگی چشامو به زور باز نگه داشته بودم، از پنج صبح سرپا بودم و مسیر طولانی رانندگی کرده بودم و ساعت نه شب میخواستم فقط زود برسم خونه و استراحت کنم.
فایل های استاد تو ماشین پخش بود و من محو شنیدن و تو حال خودم بودم که خطر خیلی بزرگی از بیخ گوشم رد شددددد، یخ کردم از اتفاقی که نزدیک بود بیفته، خدا شاهده که همون لحظه بدون ثانیه ای درنگ با صدای بلند گفتم خدایا ممنونممممم میدونم که تو جمعش کردی، تو این خطر و ازم دور کردی.در حال شکرگزاری بودم که موقع پارک کردن ماشین، باز یه اتفاق و به خیر گذشتنش به طرز عجیب…..
منی که از شدت خستگی فقط میخواستم برسم خونه و یه چیزی بخورم و بخوابم، تا ساعت ها بیدار موندم و داشتم فقط به اتفاقاتی که نزدیک بود بیفته و خداوند ازم محافظت کرد و مراقبم بود فکر میکردم.
و فایل توحیدی استاد و سخنانی که انگار مهر تاییدی بود بر اتفاقات دیشب……
خدایا سپاسگزارم که انقدرررر واضح و روشن باهامون حرف میزنی، ممنون که بهمون تلنگر میزنی تا یادمون بیاد که تویی که هر لحظه و هر ثانیه کنارمون هستی و اتفاق هات زندگیمونو به نفع و صلاح ما رقم میزنی.
خدایا سپاسگزارم که بیادم آوردی روزهایی که فقط رها کردم به خودت سپردم و چقدر عالی کارها و به نفع من پیش بردی طوری که اگه سالها تلاش میکردم با ذهن منطقی خودم نمیتونستم حتی یه قدم از اتفاقات رخ داده رو پیش بینی کنم.
سپاسگزارم که بیادم آوردی که من باید سمت خودمو انجام بدم و نگران باقی کارها نباشم، ایمانمو با احساس خوبم نشون بدم و مطمئن باشم هر آنچه قراره پیش بیاد به نفع منه.
دوست خوبم تو احساستو خوب کن و عالی باش، خدایی که قدرتمندترین قدرتمندانه وظیفه ی خودشو خوب بلده، نگران چیزی نباش……..
به نام الله هدایتگرم
سلام به استاد عزیز مریم جون و تمامی دوستان خوبم در این سایت توحیدی
سپاسگزارم استاد برای این فایل عالی که باعث شد بیام در موردش بنویسم که چطور خداوند منو هدایت کرد واینم بگم واقعا این بهترین فایلی بود که الان میتونستم بهش گوش بدم و آگاهی ها شو به اندازه ی ظرف خودم دریافت کنم و مطمئنم که اگه صد بار دیگه هم گوش کنم هر بار آگاهی های جدیدی نسبت به دفعه قبل دریافت میکنم
برم سر اصل مطلب که همین دیروز خدا چطور منو هدایت کرد البته از چند روز پیش شروع شد که من تصمیم داشتم یخچال فریزر خونه رو عوض کنم ویه مدل جدیدتر با کیفیت بالاتر بخرم که مجبور نباشم هر چند ماه یک بار برفک فریزر و تمیز کنم خوب قبل از خرید باید اون یخچال فریزر قبلی رو ردش میکردم تا جا برای مدل جدید تر داشته باشم هم اینکه یه مبلغی کم بود از پولم وبا فروش یخچال اونم حل میشد برا همین آگهی فروش گذاشتم تا یخچال و بفروشم همون روز اول چندتا مشتری اومد ولی چون تخفیف میخواستن ومنم قیمت و خیلی پایین گذاشته بودم موافقت نکردم و گفتم اصلا زیر این قیمت نمیفروشم بعد دوسه روز یه مشتری دیگه اومد وخیلی هم یخچال ها رو پسند کرد و قرار شد بیعانه واریز کنه و بیاد بعد تعطیلی 22 بهمن یعنی فردا ببره اما وقت پرداخت بیعانه گفت من ندارم و باید این قیمت بدین یعنی دو ملیون زیر قیمت اولش من کلی حالم گرفته شد و گفتم نه و مشتری هم گفت اگه نظرتون عوض شد بهش خبر بدیم همون جا بعد از اینکه آرومتر شدم رفتم سراغ قرآن گفتم اگه تو قرآن به آیه در مورد انفاق اومد من میفروشم به همین قیمت و خداوند هم منو هدایت میکنه به یه خرید خوب ودقیقا همین شد معنی آیه در مورد انفاق بود و همون موقع تماس گرفتم بیعانه رو واریز کنه و با قیمت که میخواست بیاد یخچال و ببره
حالا از معجزه ی دیروز بگم براتون از خدا هدایت خواستم..اول رفتم اون یخچال که مد نظرم بود و دیدم و قرار شد شب با همسرم بریم بخریمش ، وقت برگشتن یه کوچه رو اشتباه پیچیدم داخل و رفتم تا از یه جا که راحت باشه دور بزنم همون جا مغازه لوازم خانگی دیدم گفتم حتما هدایت بوده رفتم داخل مغازه و برند یخچال که می خواستم بخرم و نداشت ولی از یه مارک دیگه کلی تعریف کرد و شماره تماس داد که اگه خواستم بهش زنگ بزنم برامون سفارش بده تشکر کردم اومدم بیرون رفتم سمت یه فروشگاه دیگه تا اگه این برند و داشت که خیلی فروشنده تعریف کرد و از نزدیک ببینم این فروشگاه جدید اون یخچال فریزر و داشت و قیمت داد 62 میلیون اونم چون از قبل داشتیم والان قیمت بالاتره گفتم باشه اومدم بیرون که در موردش تحقیق کنم چون من کلا یه برند دیگه رو از اول میخواستم بخرم زدم تو گوگل نمایندگی کارخانه شمارش بالا اومد زنگ زدم اونم گفت قیمت آخر بهتون میدم 55 میلیون ولی الان باز افزایش قیمت داریم این و بخوای همین هفته این قیمت …
دیگه قیمتش دستم اومد و گفتم بزار رضایت مشتریان و ببینم تو گوگل اگه اوکی بود همین و میخرم اونجا یه شماره دیدم گذاشته که بازم قیمتش پایین تر بود اولش گفتم شاید الکی باشه بعد زنگ زدم بهش و دیدم بنده خدا میگه چون تو بازار چک داره کل قیمتهاشو پایین میده وگفت دقیقا همون یخچال فریزر و میده 43 میلیون تومان و بعد از اینکه سفارش بدم میاره درب خونه و اونجا هم باید تسویه کنم اولش چون شک داشتم که راست میگه یا نه خوب برام باورش سخت بود که این همه تفاوت قیمت اصلا نمیشه بهش گفتم که نمیتونم بهتون اعتماد کنم چون این این یخچال فریزر قیمتش خیلی بالاتره اونم بنده خدا کلی بهم توضیح داد ومن و مجاب کرد که داره راست میگه ودیشب کل کارها رو اینترنتی انجام دادیم و قراره فردا برسه دستمون …
بعد نشستم با خودم فکر کردم که چطور خدا هدایت کرد که این همه کار ها انجام بشه و من یه یخچال فریزر با برند خیلی خوب که وقتی در موردش خوندم همه رضایت داشتن اونم با قیمتی خیلی پایین تر بخرم یعنی شهر خودمون که قیمت گرفتم تا قیمتی که خریدم 19 میلیون تفاوت قیمت… و به دلم افتاد چون اون یخچال قبلی رو با بنده خدا راه اومدم و بهش تخفیف دادم و از خدا هدایت خواستم اونم برام کلی تخفیف گرفت بدون اینکه من کاری کنم
درست همینه که خداوند تمام کارها رو انجام میده و همه ی ما توی تک تک روزهای زندگی مون که توکل داشتم میتونیم رد پای خدا رو تو زندگی پیدا کنیم….
استاد ازتون سپاسگزارم برای این آگاهی های ارزنده و ناب توحیدی
سلام به مریم عزیزم
کامنتت خوندم و جالب بود از هدایت خداگفتین و اون ایه انفاق که چقدرواضح ازش نشونه دریافت کردین و تحسینت میکنم که به این نشونه عمل کردی وایمانت را نشون دادی عزیزم و از طرفی دیگه خدا هم
براتون جبران کرد .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی تون در بهترین مدارها قراربگیره ان شاالله.
به نام الله هدایتگرم
سلام دوست خوبم
خیلی خوشحالم که کامنت منو خوندین ،برام کامنت گذاشتین سپاسگزارم که برای من دعای خیر کردین ، منم برای شما بهترین ها رو آرزو میکنم امیدوارم همیشه شاد ،سلامت و ثروتمند باشید
خدا رو شکر میکنم برای این هدایت که خیلی واضح و روشن بود وتونستم درک کنم و انجام بدم وحالا که یخچال فریزر جدید رسید دستمون خیلی خوشحالم که بدون هیچ زحمتی فقط با هدایت الله تونستم 19 میلیون زیر قیمت دقیقا همون یخچال فریزر و داشته باشم و هر بار که چشمم بهش میفته ایمانم به اینکه خداوند همیشه ما رو هدایت میکنه بیشتر و بیشتر بشه
خدایا سپاسگزارم
به نام خدای مهربان
خدایا من به هر خیری که از تو برسه فقیرم
خودت الهام کردی بیا بنویس منم با احساسی عالی و سرشار از آرامش و اطمینان بهت اومدم بنویسم و به تو نیروی هدایتگرم نیرویی که همیشه باهام بودی همیشه اجابت کردی هر انچیزی که خواستم رو اعتماد دارم.
این فایل و آگاهی های خالص و نابش انگار بار سنگینی رو از روی دوشم برداشت و سبک بالم کرد و منو به آرامش رسوندو من رو تسلیم کرد و باعث شد به بی فکری خود اعتراف کنم اونقدر داشت این غرور من رو غرق در خودش میکرد که اصلا حواسم نبود و چقدر احساس سردرگمی به من داد
الان واقعا درک میکنم که زندگی بدون هدایت های خداوند سراسر گمراهی و سردرگمی هست
حالا انگار تسلیم شدم تا خدا بهم بگه چیکار کنم احساس میکنم معنای نگرانی در زندگی من کمرنگ تر شده خیالم راحت تر شده و این آرامش تنها از تسلیم بودن میتونست به ارمغان بیاد
چقدر من به خودم ظلم کردم و لجبازی کردم با نیروی هدایت و اجازه ندادم در زندگیم جریان پیدا کنه ،اما بگذریم اون روزا گذشت و تبدیل به درسی شد برای من و الان طعم شیرین هدایت رو دارم کم کم میچشم
اینکه نیازی نیست روی عقل خودم حساب باز کنم و نباید هم اینکار رو بکنم بلکه عقل تنها وسیله ایی هست برای پیروی از الهامات قلب و باید در جهت با قلب حرکت کنه
قبل از اینکه این آگاهی هارو به وسیله این فایل و بعدش صحبت با خدای خودم درک کنم هرروز رو با سیلی از گمراهی و افکار پراکنده شروع میکردم ،هعی تصمیم عوض میکردم و اخر سر هم راضی نمیشدم و دوباره سعی میکردم با نگرانی و دلهره تصمیمات جدیدی رو بگیرم که این احساسات نشان از عدم تسلیم میده
اما وای از اون روز زیبایی که آدم تسلیم میشه و میگه خدایا فرمون دست خودت _من خیالم راحته چون تسلیم علم بیکران تو هستم –
حتی این کامنت رو هم اصلا برنامه نداشتم بنویسم همین 5 دقیقه قبل فکرشو نمیکردم درحال نوشتن این آگاهی ها بشم و باز اول صبح خودم رو بخوام با فرکانس تسلیم شروع کنم .
من که تصمیم گرفتم یادآوری این اصل که همه چی از ان خودشه و همه کارهارو اون داره میکنه رو هم بسپارم به خودش و بهش میگم خدایا حتی یاداوری اش رو هم خودت بهم یاداوری کن و چقدر آدم وقتی به این درجه از تسلیم میرسه خیالش راحت میشه.
دقیقااا اصلی ترین نیاز من این روزا تسلیم شدن بود داشتم دیوانه میشدم از بس که روی خودم حساب باز کرده بودم و به هیچ نتیجه ایی نمیرسیدم دقیقا احساسی که نیاز داشتم همین آرامش بعد از تسلیم بودن بود همین متواضع شدن در برابر خدایی بود که هرچی دارم از اوست.
خدایا من با تمام وجودم خواستار خیر تو هستم و به هرخیری که از تو به من برسه فقیرم.
الله مهربان من که چیزی نمیدونم سپردم دست خودت و خیال تخت هرچی بگی میگم چشم خدایا خودت شهامت عمل به الهاماتی که میکنی رو بهم بده اینم از خودت میخوام همه چیو توی این مسیر از خودت میخوام من نمیدونم من در برابر قدرت تو ناتوان ِ ناتوان هستم
تا اینجا هرچی زور زدم و به خودم فشار آوردم نتیجشو دیدم از الان به بعد میخوام برم توی حال و هوای تسلیم میخوام اجازه بدم هدایتت تمام زندگیم رو تمام انتخاباتم رو و تمام افکارم رو در بر بگیره
ای خدای هدایتگرم زندگی با هدایت های تو همش خیال راحتیه دیگه هیچ نگرانی نداره دوست دارم اینقدر منو تسلیم خودت کنی که به درجه ایی برسم که نه ترسی در وجودم باشه و نه غمی و روی دوش تو بشینم و لذت ببرم از این مسیر زندگی از این بازی قشنگ زندگی که اومدم در اون لذت ببرم .
خدایا تا الان نمیدونم چطوری زندگی کردم اما دوست دارم از الان به بعد تنها از خودت یاری بخوام ، فقط خودت رو بپرستم
میخوام بهت وابسته بشم خودت هرلحظه بهم الهام کن و بهم یادآوری کن که حواسم به این موضوع باشه
چقدر وقت مناسبی این فایل روی سایت قرار گرفت و چقدر نیاز این روز های من بود
احساس میکردم دارم روز به روز کلافه تر میشم از حسب باز کردن روی عقل خودم و خدامیدونه اون مسیر به کجا ختم میشد
اما خدایا میدونی چیه؟ الان خیالم راحته ،الان ارومم ،اشک چشمام هم تاییدی بر این موضوع شده ،،حالم خوبه چون تورو دارم چون دارم روز به روز صدات رو واضخ تر میشنوم درسته که اینم یک مسیر تکاملی داره برای خودش اما هر قدم از این تکامل هم لذتبخش و سرشار از عشقه خدایا الان دیگه راحتتر باهات صحبت میکنم راحتتر ازت درخواست میکنم و میدونم که میشنوی میدونم کنارمی همینجایی درون منی همه کارارو داری خودت میکنی .
نمیدونم واقعا ارزش این حس چقدره اما ازت ممنونم ازت ممنونم که من رو لایق دریافت این آگاهی ها کردی
ازت ممنونم که الان ساعت 4:15 صبح اول روزم منو نشوندی پای نوشتن برای خودت و خودت داری همه کارارو میکنی انگار قشنگ روی دوشت دارم از اون بالا نگاه میکنم و لذت میبرم ،نمیدونم چطوری داره کلمات میاد خدایا ازت سپاسگزارم
من با این فایل با تو آشتی کردم از موقعی که این آگاهی هارو دریافت کردم روزی نبوده باهاش توی دفترم صحبت نکنم قشنک رفتارام رو بررسی میکنم میبینم خودش داره همه کارارو میکنه.
تو دانایی ،تو وهابی ، تو رزاقی ، تو رحیمی …
خدایا وجودم رو پر کن از توحید ،از تسلیم ، از ایمان
میخوام خیالم هرروز راحتتر باشه ،میخوام روز به روز مقاومت هایی که جلوی ورود سیل نعمات های تو که هر لحظه جاری هست رو گرفته با کمک خودت بردارم خودت برشون دار تو بگو چیکار کنم من تسلیم تو هستم.
خدایا امروز میخوام بیشتر بچشم این طعم شیرین هدایتت رو کار من اینه تسلیم باشم و خیالم راحت باشه تو کار خودتو بلدی
رب جهان ازت سپاسگزارم …
سلام به استاد عزیز و موحدم وسلام به خانم شایسته ی عزیز و دوست داشتنی
و سلام به همه ی اعضای خانواده ی عباس منش
استاد عزیزم چگونه خداراسپاس بگویم برای وجود شما؟
چگونه اورا سپاس گویم برای صحبتهایی که از جانتان برمیآید و برعمق جانمان می نشیند؟
چگونه سپاس گویم اورا که حرفهای ویژه و خاص وعاشقانه اش را از طریق شما نازنین به ماها میرساند؟
چگونه ،چگونه….
خدایاشکرت برای اینکه بار دیگر کلمات نابت رابرعمق جانمان نشاندی و مارامتوجه حضور پررنگ خودت درلحظه لحظه های زندگیمان کردی،
به ما یادآوری کردی که اگر مادربندگی صادق باشیم و راه را درست برویم خودت هستی که امورمان را تکفل میفرمایی و همه چیز به بهترین وجه پیش میرود.
به ما گفتی که با همه ی الطافی که به ماداشته ای و بارها و بارها کمکمان کرده ای ،فراموش نکنیم که این تو بوده ای که مارایاری کرده ای و نه خودمان و البته این یادآوری نه برای منت نهادن برسر بنده ات بوده بلکه برای اینکه به ما یاد آوری کنی که هیچوقت تنها نیستیم و بلکه همه کاره ی عالم و فرمانفرمای هستی مارادرآغوش گرفته.
استاد جان باز هم از خدابرای بودنتان و برای آشنایی من باشما وازشما برای اینهمه خوب بودنتون و فایلهای ناب و بی نظیرتون سپاسگزارم و براتون سلامتی و سربلندی و موفقیت روزافزون طلب میکنم.
به نام خدای مهربان
«خدایا هر آنچه دارم از آنِ توست»
سلام، ارادت، و عشق بیکران….
استاد من عاشقتونم.
نمیتونم نگم.
نمی تونم سپاسگزار شما نباشم. باید سپاسگزار قلبی بود که تسلیم شده.
دلم می خواد ساعتها بشینم و به یه چشمه یا رودخونه نگاه کنم و از صدای جوش و خروش آب لذت ببرم. چون نعمتهای زندگیمو میاره جلوی چشمم.
همیشه از قدیم وقتی کنار رودخونه های پرآب خوزستان پرنعمت و قشنگم می رفتم، چه کارون، چه دز، چه اروند و حتی باریکترین رودها و چشمه ها، می نشستم و زل میزدم به جریان آب.
و آرامش، آرامش، آرامش….
و فروتنی، و سپاسگزاری….
تو دلم می جوشید.
نمی دونم چرا صحبتمو از اینجا شروع کردم ولی حتما جاش درسته.
الان می بینم این روح الهی من بوده که پیوندش رو با منبع خیر حفظ کرده بوده.
این خود خدا بوده که منو می نشونده پاس سفره احساس عمیق شادی و روحمو تغذیه می کرده.
این من نبودم.
استاد امروز از صبح با اتفاقات روزمره ای بیدار شدم که چندان خوشایندم نبود. با عجله و خواب ناکافی و خلاصه احساس ناجالب.
ولی یک ساعت بعد از بیداری وقتی کارهای بچه ها رو رتق و فتق کردم به خودم اومدم و دیدم احساس بد منو کشونده به دلتنگی برای مادرم و بغض و افکار سلسله وار ناراحت کننده.
یهو یادم اومدم که باید سکان رو دست بگیرم و کشتی رو به راه درست هدایت کنم.
گفتم هیچوقت برای تمرین ستاره قطبی دیر نیست. از همین الان حسم رو خوب می کنم که تا آخر شبم خراب نشه.
اولش گفتم خوب، به فرض اینکه فلان فکر در مورد مامان و نحوه فوتش درست باشه، آیا کمکی به تو میکنه؟ دونستن جواب اون سوال دردی ازت دوا میکنه یا احساست رو بهتر میکنه؟ نه.
پس تمومش کن و به اصل بپرداز، نه حاشیه.
خوب یک مرحله بالا اومدم و بهتر شدم.
بعدش گفتم خودت می دونی ایجاد حال خوب از سپاسگزاری بابت داشته ها شروع میشه. پس بسم الله….
شروع کردم به سپاسگزاری و به چند دقیقه نکشیده بود که سعیده شد همون سعیده همیشگی. شاد و سرحال و قدردان و امیدوار…
بعدش در مرحله سوم گفتم خدایا من می دونم باید صدای استاد توی گوشم باشه که حالم عالی بشه و درس امروزم رو بگیرم، صبح که موقع صبحانه فایل شماره 11 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو گوش داده بودم ولی الان یه چیز دیگه می خواستم.
در جا قلبم گفت: “توحید عملی شماره 10”
گفتم چشم.
گوش دادم و دلمو کاملا سپردم.
جواب اومد: فروتنی، تسلیم، توحید
فکر کردم و فهمیدم که دارم چه خطایی می کنم.
من مدتیه که زندگیم به لطف خدا خیلی تغییرات مثبتی کرده و در کنار من همسرم هم داره تغییر میکنه.
اما اشکال اینجاست که من کردیت این تغییرات رو دارم به خودم میدم.
ته ذهنم این بوده که من باعث این رشد شدم. من باعث تغییرات همسرم شدم.
من زندگی رو گلستان کردم.
من باعث ورود نعمتهای بیشتر به زندگیمون شدم.
من، من، من.
این من رو بارها از زبون خودم شنیدم ولی حواسم نبوده، امروز به خاطر آوردم کجاها من من کردم.
در صورتیکه من نبودم که نعمت و ثروت آوردم.
من فقط کمی از سر راه خدا رفتم کنار.
من یکم منیت خودمو شکستم، نشکستم، ترک انداختم روش، حتی ترک هم نه، فقط کمی خش انداختم روش.
همین.
همه چیز کار خودش بوده.
من کی باشم که همسرم رو هدایت کنم؟
خدا خودش هدایتش کرده، اونم زمانیکه ابراهیم خودش خواسته.
مگه کم تلاش کردم به طرق مختلف فایلهای 12 قدم رو به گوشش برسونم یا به خورد ذهنش بدم؟ نشد.
ولی زمانیکه خودش توسط خدای خودش هدایت شد خواست احساس لیاقت رو گوش بده و داد. خواست قانون سلامتی رو گوش بده و داره مصرانه گوش میده. بدون اینکه من ازش بخوام یا حتی بپرسم الان جلسه چندی.
منی که فکر می کردم مثل همه عمرم که آدم فروتن و قدرشناسی بودم، الان هم دارم در مقابل خدا فروتنی می کنم، فهمیدم نه، یک لایه عمیقتر که میشم می بینم دارم منم منم می کنم در محضر رب تمام کهکشانها.
مگه واسش کاری داره که کاری کنه من بتونم یه جزیره خصوصی و جت شخصی و کشتی کروز واسه خودم داشته باشم؟ پس چرا ندارم؟ چون من هنوز سر راه وایسادم. چون من بلد نیستم ازش بخوام. چون من باورم نشده که خدا میتونه بهم بده.
پس این منم منم ها چیه؟
خود خدا بود که همین نیم ساعت پیش با گوش دادن به صحبتهای استاد در این فایل، به یادم آورد زمانیکه دبستان بودم یه روز به خدا گفتم خدایا ازت ممنونم که منو باهوش آفریدی که همیشه شاگرد اول مدرسه باشم. چقدر خوبه که من درسهامو زود یاد می گیرم و همیشه نمره هام بیسته.
به یاد آوردم که من از بچگی در ذات خودم سپاسگزار بودم، به قول استاد اگر مغزی دارم این مغز رو کی به من به رایگان داده؟ کی داره تغذیه و ترمیمش میکنه هر روز و هر ثانیه؟
مگه من دارم هزینه و زحمت تعمیر و نگهداریشو پرداخت می کنم؟ اگر هم غذایی می خورم که باعث حفظ کارکرد مغزم میشه چون خدا نعمت گرسنگی رو بهم بخشیده تا بتونم غذایی بخورم که باعث نگهداری و بقای بدنم بشه. مگه من مواد مغذی رو با گردش خون به مغزم می رسونم؟
مگه من اتصالات مغزیم رو کنترل می کنم؟
پس چرا تا الان داشتم فکر می کردم چون من چهارتا تمرین انجام دادم زندگیم پرنعمت تر شد؟
نه من نعمت ها رو نساختم. من فقط به خودم کمک کردم در حد نعمتها رشد کنم. نعمتها وجود داشتند، من به اندازه دریافتشون qualified نشده بودم. به قول استاد من در مدار دریافتشون نبودم.
من فقط کمی جابجا شدم که بتونم توی بازی وسطی یه توپ بگیرم.
من همسرمو تغییر ندادم که همش تو دلم دارم پزشو میدم و حتی اینجا و چند جای دیگه به زبون هم آوردمش.
خود خدا بوده که به درخواست ابراهیم پاسخ داده. شاید من وسیله بودم ولی اصل کاری من نبودم، خدا بوده.
این شرک مخفی امروز برام عیان شد و دلیلش هم کمک خود خود خدا بود.
چون صبح برای تنظیم شدن در جهت ستاره قطبیم ازش درخواست کردم و گفتم: خدایا به امروزم نعمت و برکت ببار و یک درس مهم بهم بده. کمکم کن از آموزشهای استاد یه چیز مهم یاد بگیرم.
و چند ثانیه بعدش بهم گفت برو توحید عملی 10 رو گوش بده. و من درجا play کردم.
این همونه که استاد میگه در خواب دیدم که خدا گفته برو فلان سهم رو بخر در صورتیکه من نمی دونستم اصلا اون سهم چی هست.
منم یادم نبود فایل توحید عملی 10 در مورد چی بود. فقط می دونستم باید گوشش بدم.
ولی خدا می دونست من نیاز دارم یه منیت و تکبری رو پیدا کنم و بشکنمش و اون موضوع با این فایل و این جملات استاد قراره اتفاق بیفته.
ای خدااااااا من در مقابل علم و حلم و عظمت تو هیییییییچی نیستم. هرآنچه هست از توست.از آنِ توست. به تو برمی گرده و سندش در مالکیت توست.
هر خیری به من رسیده تو رسوندی و هر شری از من دفع شده تو دفعش کردی.
هر کاری کردم که به نفعم شده تو منو هدایت کردی و هروقت رومو به سمت تو برگردوندم خطاهام رو نادیده گرفتی و بیش از درخواستم بهم عطا کردی.
قصور منو ببخش و کمکم کن از سر راهت برم کنار، تیرگیهام رو در آب زلال بخشندگیت بشویم و شفاف تر بشم تا بتونم نور تو رو بیشتر و بیشتر منعکس کنم. من از خودم نوری ندارم بلکه این نور توست که اگر زلال بشم از من عبور میکنه و منو درخشان میکنه.
الهی صبر و توکلم رو بر خودت بیشتر کن. و کمک کن متواضع تر و خاشعتر به درگاهت باشم.
الهی شکرت
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت منومیخونند
پارسال همین موقع ها روز هایی بود که درهای معجزه آسایی از طرف پروردگار به رویم باز شد ک لطفی بود از طرف او ک فهمیدم که هیچی از خدایی که فقط ورد زبانم بود ننیدانستم
کل شهر تهران رو برای پیداکردن جایی برای کارمون گشتیم اما مسئولین فقط دور میزدن مارو
دنبال شیرینی دادن به این و آن بودیم در حالی که مایی که با توکل بر خودش کار رو شروع کرده بودیم فک میکردیم هیچ قدرتی نداره و ما باید اینطوری کارمونو پیش ببریم و چیزهایی که از خداوند گفتن فقط برای داستان هاس
جایی که تسلیمش شدیم و به لطف خودش به خودش پناه بردیم بالاترین مقامات رو مامور کار ما کرد جوری که اونهایی که میگفتن کاری براتون نمیتونیم انجام بدیم فقط سر خم میکردند و امضا میکردن
هر جایی ک میرفتم اوضاع و مشکلات به راحتی حل میشد همه چی بر وفق مراد بود
این داستان غروری در من ایجاد کرد ک نه دیگر خدارا میشناختم نه بنده های خوبش رو کس راهم آمده بودن به لطف خودش
کم کم در سراشیبی قرار .رفتم تا ته دره رفتم از همه طرف پس کله ای ک خوبه مشت و لگد میخوردم
جوری که ب جان خودم از جام نمیتونستم بلند شم انگار فلج شده بودم بدون اغراق
اینجای داستان بود که فهمیدم من بدون اون هیچم هیچ بدون قدرت اون حتی یک سانت هم نمیتونم دستمو بالا بیارم چه برسه به این که بخام موفقیت کسب کنم
تا جایی پیش رفتم ک الان که درخواست های قبلیمو میخونم توشون نوشته های آرزوی مرگ برا خودم رو میخوندم ک الان شرمسار میشم از پیشگاه خودش
تا خودکشی پیش رفتم اما به لطف خودش دستمو به سمتش دراز کردم تا بعد یکسال تونستم به لطف خودش به اون شرایط آرمانی برگردم و حالم عالی باشد
همه چی رو از دست دادم ی رابطه عالیییی کار عالییی درآمد عالییی همه چی
ولی دوباره خودش بهم لطف کرد و گفت تو که تونستی پس ی بار دیگه هم میتونی پس بلند شو آروم آروم
امروز به این باور و حقیقت محض رسیده ام که هیچم هیچ در مقابلش بدون اغراق
همه کارهامو هماهنگی هارو اون انجام میده
مهربونی و لطف آدم ها بهم
ایده هایی که میاد
من بدون اون نابودم نابود
الان هم تسلیمشم و ازش خواسته ام به راه مستقیم هدایتم کنه و مطمئنم این فایل هم لطف خودشه برای هدایتم
این همون راه مستقیما
راه تواضع
راه یکتاپرستی
استاد ممنونم
تمام تلاشم اینه که این روزا شاگرد خوبی برای شما و در مکتب الهی باشم
یا الله
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم
سلام خدا جونم
سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم سلام دوستان معنوی و توحیدی
وسخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ان فی ذلک لابات لقوم یعقلون
سوره نحل آیه 12
وهم شب و روزو خورشید و ماه را برای زندگی شما در گردون مسخر ساخت و ستارگان آسمان را به فرمان خویش مسخر کرد در این کار آیت و نشانههای قدرت خدا برای اهل خرد پدیدار است.
الله و اکبر
استاد عزیزم سپاسسسسسگزارم بابت تهیه این فایل زیبا و توحید ی
خدای من جان جانانم چه قدر به موقع داری تمام کارها را برایم انجام میدهی
چقدر به وقت معین من را آگاه و هوشیار میکنی
خدایا شکرت
استاد این چند روز که فایل اومده روسایت نمیدونی چه حالی شدم
چقدر جهان خداوند دقیق و کامل است
خدایا شکرت که مرا همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت و شرایط عالی قرار دادی
استاد این روزها تمام اتفاقات پر از خیر و برکت خدا در زندگی ام شده
هر لحظه بهش میگم خدایا من هیچی نمیدانم و هیچی نیستم هر آن
ه دارم ازان توست
خدایا قدرت تویی عشق مطلق تویی دانا و توانا و حکیم و قادر و غفور و رحیم تویی روح پاک تویی رئوف و مهربان ترین مهربانان تویی ای جان جانانم سپاسسسسسگزارم
من هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است
الخیر و فی ما وقع
تمام زندگی ام را گرفته
خدایا شکرت
استاد حال دلم دگرگون شده به هرآنچه که در اطرافم درونم بیرونم آسمان و زمین بنگرم خدارا میبینم
خودش شاهده که کریدیت تمام کارهام رو بخدا داده ام میدانم که هم خودم وهم تمام بارهام رو بدوش گرفته
خدایا شکرت
خدایا از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم و محتاجم
خدایا هر لحظه تو مرا هدایت کرده ای
نشستم تویی برخاستند تویی بالا تویی پایین تویی چپ و راست تویی تمام نفسهایم دم وبازدهایم با قدرت تو برمی آید و فرو می رود
خدایا شکرت
خدایا شکرت که با هر کار هنری که انجام میدهم با نام میاد تو آغاز میکنم و میگم تویی که داری برام میکشی تویی ظرف هارو برام آماده میکنی تویی مشتری میشی سفارش میشی حساب بانکی ام شدی خدایا همه کاره ام تویی
اگر غذای سالم برای سلامتی ام درست میکنم خودت همه جوره مواظبشی و بهترین و خوشمزه ترین فرارو برام آماده میکنی که خودم وعزیرانم با عشق نوش جان کنیم
اگر تمیزی میکنم انرژی و تمیزی تمام کارهایم را بتو داده ام
خودت تمام خانه را برام منظم و مرتب کرده ای
خودت بهم گفتی در نظم دادن به خانه دقت کن منم گفتم چشم و خودت تمام کارها رو انجام دادی
خدایا شکرت
اگر بازی پینگ پنگ میکنیم خودت ضربه هامو داری بهتر میکنی خودت داری بهم امتیاز میدی و یاد گیری کامل تویی
خدایا شکرت بخاطر توانایی های که در وجودم قرار داده ای
خدایا شکرت که حتی حمام رفتنم هم کاره توست که مرا از هر گونه آلودگی پاک کرده ای با آب پاک و روان مرا هر بار شستشو میدهی قلبم را سرشار از نور خودت کرده ای
خدایا شکرت که نور آسمان ها وزمین هستی
مالک اصلی تویی هر آنچه را خلق کردهای پاره ای از وجود پاک تو هستند تو در همه چی قرار داری
جهان را سراسر انرژی و عشق الهی است
خدایا شکرت که من در مقالات متواضع و فروتن و تسلیم هستم در مقابلت خدایا هوش و قدرت و توانایی ام تو هستی
من بدون تو هیچ ام
خدایا من به هر خیری از تو برسه فقیرم
خدایا تو دانایی تو سمیع و بصیر و توانا هستی تو غفورو رحیم ورحمانی
هر آنچه دارم از آن توست و از تو به من رسیده
عزتم آبروم عشقم سلامتی ام روابطم محبتم مهربانی ام صداقتم راستی و درستی همگی ام مال اوست معنویت و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرتم هم از آن توست
خدایا من بدون تو هیچی نیستم
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هرچه خواهی کن
خدایا تمام اجزای بدنم که بدرستی کار میکنند همگی کار توست
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تو نانی به کف آری و به غفلت مخوری
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای عزت و احترامی که در من قرار داده ای و همه برای من عزت و احترام قائل هستند
استاد یه مورد که دوروز پیش تو باشگاه استادمون گفت الهام یه شماره بگو تا بچه ها با نظم بعدش بیان حرکات ژیمناستیک انجام بدن
منم گفتم به نام نامی الله شماره 5
حالا شماره پنجمون که کلاس دوم ابتدایی و چند روز پیش که مسابقه داشتن بچه ها وسط مسابقه بلند شد بی اجازه و اومد وسط زمین و تورهای مسابقه ناراحت شدن و چندتا توصیه کردند و در آخر تشویقش کردم رفت از جایی که باید با اجازه بلند شه و وسط زمین نباشه رفت نشست
حالا همون شاگرد که من با شماره انتخابش کردم دوباره همون کار رو تو باشگاه بازهم تکرار کرد و کسی حواسش نبود یه لحظه من من اومد تو ذهنم و گفتم از همینجا تو باشگاه خودمون نظم رو رعایت کنیم که تو مسابقات بهتر عمل کنیم و مربی باشگاه خیلی از این یاد آوری موضوع خوشحال شد و بچه ها دیگه سعی میکردن با نظم بهتری به کارشون ادامه بدن و من چقدر گفتم خدایا شکرت من یه لحظه مثله برق اومد تو کلامم تو بودی بهم یاد آوری کردی گفتی خدایا شکرت
و چقدر بچه ها با من راحتن و دلشون برام تنگ میشه و دوست دارن کنارم باشن
خدایا شکرت که هر لحظه مرا هدایت و حمایت میکنی من اعتماد دارم
کلام اطرافیانم تو هستی
هر کاری میخوام انجام بدم از تو میپرسم
یه مدت بود روستا نرفته بودم تا خواسته در قلبم شکل گرفت دوروز پیش سریع نشونش اومد و عمه ام زنگ زد و گفت میخوام برم مشهد همون لحظه گفتم خدایا این تویی که داری بهم میگی امروز برو روستا خونه مادرت منم گفتم چشم با بچه ها جمع کردیم رفتیم یه شب موندیم و تجربه عالی بود و سرتاسر برام برکت خدا شد . چقدر شکرگذار این خدای خوبم هستم هر چه قدر شکر گذاری کنم بازم کمه
خدایا شکرت
همه کاره ام تویی و هر قدم در پیشرفتم در کارهایم تویی که تکاملی مرا رشد میدهی
خدایا شکرت کمکم کن تا خوب زندگی کنم و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنم
خدایا شکرت که تمام عزیزانم هم با تغییر من تغییر کرده اند
همسرم و فرزندانم در کنارشون هر لحظه به لطف خدا دارم لذت میبرم
با تنهایی های خودم لذت میبرم
خدایا شکرت که من دریافت کننده الهامات الهی ات هستم
خدایا شکرت که من هرروز بهتر از روز قبلم هستم
خدایا شکرت که خیلی جاها به مو رسیده ولی پاره نکردی قوی ترم کرده ای
قدرت تویی به من هم قدرت داده ای جان جانانم سپاسسسسسگزارم
تمام کارها رو تو داری برام انجام میدهی
قلبم پر از الهامات الهی شده خدایا شکرت
الان هر مسیر ی که میرم از خودت میپرسم و درسترین مکان و زمان بوده برام
خدایا شکرت
جهان بر پایه خیر ونیکی است خدا منبع اصلی خیر است
خیر و نیکی ها از طرف خداست
شر و بدی از طرف خودمونه
خدا همیشه هست من باید دریافت کننده خوبی باشم
خدایا شکرت که درهای نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی و روابط عالی و معنویت و سلامتی و رزق بیحساب و سعادت دنیا و آخرت را به زندگی ام سرازیر کرده ای
مارمیت اذ رمیت
خدایا همه کاره ام تویی
هرکاری که مرا به سمت خواسته هام میبره در اولویت است مهم منم که در راه خدا باشم
الان شاید خیلی ها دوست نداشته باشن بهم میگن تو جمع هامون نیستی ولی خب من گوش ها و چشمهایم را در راستای خداوند قرار داده ام و در همه کس و همه چیز تو را میبینم خدا یا شکررررررت
بینهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سپاسگزارم استاد توحیدی که کلام خدارا برکت کردی در زندگی ما و آرامش الهی را به زندگیمان هدیه دادی
خدایا شکرت که منبع اصلی عشق و محبت تویی و گیرایی مرا بالا بردی از نشانه ها و ایده ها و الهاماتت
خدایا شکرت که با تو در هماهنگی عالی هستم و چرخ زندگی ام روانتر شده همه کاره ام تویی