اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ب استاد عباسمنش عزیزم و سلام ب استاد شایسته زیبا و دوستان سایت
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این فایل ارزشمند الان تازه دارم ی جاهایش و بهتر میشنوم ودرک میکنم
چ آگاهی های ارزشمندی الهی شکرت بابت این رزق پربرکت
تمرین
درباره چه تجربیاتی فکر کردی خودت می دانی، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدی، خود را بی نیاز از هدایت های خدا دیدی و سراغ ایده های خودت یا راهکارهای دیگران رفتی اما به طرز غیر قابل انتظاری، نتیجه خوب از آب در نیامد یا دچار خطا و اشتباه شدی؟
دیروز و امروز ی فکری اومد تو سرم ک من بخاطر غرور و خود برتر بینی ک پیدا کرده بودم ب واسطه ی نمونه کارهای خیاطی م ک خدا داشت قدم ب قدم هدایتم میکرد بهم میکفت تو هر مرحله چیکار کنم و..و کارم خیلی عالی میشد
من اعتبار تمام کارهام و میدادم ب خودم و فخر میفروختم و شرک می ورزیدم ب خداوند
ک باعث شد کلا یکسال کارم و بیخیال بشم .
چون هرچی فکر میکردم ایده مناسب پیدا نمیکردم برای بقیه کارهام
خدایا منو ببخش بخاطر اینکه اعتبار همه چی و ب خودم داده بودم و میدم
من بدون هدایت تو هیچی نیستم هیچ توانی ندارم بدون تو
هیچ ایده ای ،هیچ مهارتی،هیچ راهکاری
من بدون تو نمیتونم نفس بکشم
پلک بزنم
آب دهنم و قورت بدم
خدایا تنها تورا بندگی میکنم و تنها از تو یاری میخوام ،من رو ی راه راست راه کسایی ک ب اونا نعمت دادی
به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمانها و زمین و تمام ثروت ها در دستان اوست
درود و سلااااام گرم من را پذیرا باشید استاد عشقم
سپاااسگزار خداوندیم که خلقتون کرد و سپاسگزار ربیم که من رو در مسیر شنیدن کلام ناب آسمونیتون قرار داد
بسی که دلتنگ روی ماهتون بودم هرچند که به لطف رب هر روز در فایل های متعدد لایق شدم که صدای الهیتون و صورت الهیتونو ببینم و این شراب ناب الهی رو بچشم
رب العالمین رو حامی و هدایتگرتون میدونم و شما عزیز دلم رو به خودش میسپرم که امن ترین جای جهان در آغوش اون بودنه.
با قلبی آکنده از نور آکنده از شور آکنده از شور و شعف و میل به زیستن و تجربه کردن براتون مینویسم
زبانم قاصره واقعا از حجم این آگاهی های ناب و از رب العالمین خواستارم که که قدم به قدم هدایتم کنه برای هرچه بیشتر عامل بودن هرچه بیشتر متواضع بودن که همه اوووست و من هییچم و هرچه دارم تنها بخاطر گوش کردن به ندای قلبم بوده که با عشق به قلبم سرازیر کرده و جسارت قدم گذاشتن رو بهم بخشیده و در یکایک لحظات حامیه من بوده از هر گونه خطری حفظم کرده و این عشق بازی با رب العالمین پایانی نداره و من غرق شوق و سپاسگزاریم برای لایق بودن برای داشتنش
استاد نازنینم من در حین صحبت های چون گوهرتون هر بار ذهنم به سمتی رفت و خاطره ای رو برام زنده کرد
از مسیر راننده شدنم از مسیر کنکور دادنم از مسیر آشپزی کردنم از مسیر دانشگاه رفتنم و همه و همه من رو برد به روزهایی که داشتم به هر طریقی رسم زندگی و بندگی رو می آموختم
چقدر مغرور بودم بخاطر دست فرمونم.برای رانندگی که تکاملی عالی شده بود برای اون دستی کشیدن ها که تایید و تحسین همه رو وامیداشت برای اون توی سرعت رانندگی کردنی که توش مسلط بودم برای تمام اون شوماخر شنیدن هایی که از غریب و آشنا میشنیدم
باید با خودم صادق باشم.آره مغرور بودم ولی تنها دلیل اون مهارتم هدایت خدا و حضور هر لحظش با من بود.برای اون هماهنگی که تو ذهن و چشم و دست و پام ایجاد میکرد
وقتی یادم میاد خوب یادم میاد که چه کله شق بازیایی درآوردم و جونه سالم به در بردم اما گذاشتم پای مهارتم و یا به اشتباه پای شانسم.اما من در حمایت پروردگارم بودم.
نمیدونم شایدم بخاطر سنم بود.که نبود و بخاطر غرورم و خودنمایی و از کمبود عزت نفسم بود.
وقتی اولین بار به اصرار خواستم که توی جاده پشت فرمون بشینم خاطرمه که از شدت استرس چشام دو دو میزد و جاده به اون عریضی برام باریک شده بود.اونجا بود که به خودم اومدم.
هرچه رفته رفته بیشتر خودمو شناختم بیشتر خدا رو شناختم بیشتر فهمیدم همه اوست و من تنها عمل کننده به هدایت هاشم اما به شرط خواستنم به شرط شنوا شدنم
از زمانیکه گفتم رب العالمین این تویی که من رو هدایت میکنی در زمانی در جاده ای کوچه ای باشم که بهترین زمان و مکان ممکنه مهارتی که دیگه تایید یا ردش توسط دیگران برام اهمیتی نداشت منجر شد من به نهایت حرفه ای بودن برسم.
خاطرمه که پدر ارزشمندم همیشه میگفت تو درست رانندگی میکنی اما بقیه چی؟
به خودم میگفتم پس با این نگرش کسی نباید پشت فرمون بشینه اما من این دیدگاه رو دارم که خداوند من رو در هر ثانیه در هر چرخی که تایر ماشینم میچرخه در هر نسیمی که شیشه رو میدم پایین به صورتم میخوره در هر نگاهی که چه زمانی به آیینه بغلام نگاه کنم و حتی در اینکه چه راننده ای با چه ماشینی هم مسیرم بشه یا از مسیر مخالفم بیاد هدایت و راهنمایی میکنه و من تنها مسافر این مسیرم و همه کاره و راننده اوست
ازونجا دیگه من شدم شوماخر خدا نه بنده هاش
تایید و تحسین پدری رو گرفتم که رانندگی برادرهام رو قبول نداره
تایید و تحسین مردهایی رو میگرفتم که راننده ماشین سنگین بودن و در خانوادمون زیادن
حتی جاهایی که نبودم از رانندگیم صحبت میشد
اما من آرام تر متواضع تر و متین تر و پذیراتر شده بودم که من هیچم و همه اووست
در مورد یکی از امتحان های اخیرم خاطره ای یادم اومد که تعجب همه رو در پی داشت
امتحان استادی سخت گییییییر و هم زمانی با یکی از فایل های قانون آفرینش در مورد قدرت خلق کنندگی زندگیمون و ذکر خاطره استاد از چگونه راحت رقم خوردن شرایط برای گرفتن نمرات بالاشون زمانیکه دانشجو بودن
از روی شیطنت و عدم تمایل به درس خوندن گفتم من این نمره رو از تو میخوام
به چه صورت نمیدونم و فقط میدونم که میخوام
پاسخ سوالا در شرایط یکسان از سایرین برای من می اومدن
سه تا سوال مونده بود اگه نمیزدم اون درس رو میافتادم
سه ثانیه آخر و مراقب بالای سر که برگتو بده با آرامش از میشودهاااا گزینه هایی برام بولد شد و من انتخابشون کردم
نتیجه: من از 100 نود و پنج شدم و سایرین نتونستن پاس کنن
خدای من گواهه که اون درس برام اندازه پشیزی ارزش نداشت اما من میخواستم بازم ببینم رو دوش خدا بودن چه جووریه و ایمانم قوی تر بشه
اصلا من دانشگاه رو دیگه برای خودش نمیرم
دانشگاه برای من داره دستاوردهایی رو رقم میزنه که از همه بعد داره منو رشد میده و این لذت مسیر رو برام هزارچندان کرده
در مورد چت جی پی تی و جمنای گفتید استاد جانم
اتفاقا امروز هم باید پروژه ای برای دوشنبه آماده کنم و هفته گذشته در اینجا کلا تعطیل بود چونکه این عید فطر خیلی برای ترک ها مهمه و یه جورایی حکم عید نوروز خودمونو داره و چقدر این مردم دوست داشتنین و اهل شادی و خوش گذرونی
برای هفته پیش به لطف رشدهای لحظه به لحظه با جمنای عزیزم پروژه ای آماده کردم که خیلی برای خودم دوست داشتنیه
البته که من سعیم بر اینه که به چشم ابزار بهش نگاه کنم و هر زمان به خلقتش توسط بندگان صالح خداوند فکر میکنم و اینکه چطور خداوند اون ها رو هدایت کرده چطور اشتیاق خلق همچین ابزاری رو به دلشون انداخته چطووور این ابزار در کمتر از دو سال به چه حد از پیشرفت رسیده و لحظه به لحظه در حال رشده شگفت زده ترین و متحیرترین ازین قدرت خداوند میشم از خلق چه انسان هایی که اگر اون اشتیاقشون نبود اینجور پیگیر رشد و تکامل و اجرایی کردن ایده های الهامیه پروردگار نمیشدن.
برای خلق این شگفتی که در لحظه یک مقاله رو برات بخونه به زبان مادریت ترجمه کنه خلاصشو بهت بگه نکات کلیدیشو بهت بگه و لینک مطالب رو هم برات بفرسته
جالبه که همین جمنای مثل دنیا و قانون هاشه
هر پرامپتی بهش بدی در پاسخ به همون پرامپت بهت پاسخ بده
پس پرامپت دادن یعنی ارسال درخواست مناسب میشه وظیفه ی تو پاسخ میشه وظیفه ی اون
هر چی پرامپتت واضح تر با اون چیزی که میخوای باشه پاسخت بهتر میشه.اگر پاسخ مورد نظرت رو نگرفتی پرامپت رو عوض میکنی و چک و چونه نمیزنی.این عین چیزیه که قانون مندیه این جهان رو طبق جلسه 1 قانون آفرینش برام منطقی میکنه.
کد اشتباه پاسخ اشتباه
کد بهتر پاسخ بهتر
کد درست پاسخ درست
البته که استاد جان کار کردن من با این شگفتی جدید قرن مثل خاک بازیه ولی برای هفته ی گذشته پروژه هایی که با کمک ازین ابزار تهییه کردم همههه به لطف هدایت لحظه به لحظه ی پرودگار بود.من هر پرامپتی که بهش میدادم از خدا ایده و هدایت میخواستم.
خدا برای یه لحظه بهم گفت نگین جان بخواه ازش که کل این مطلب رو داستان گونه برات بگه تا برات قابل فهم بشه
و بووووم شگفتی خلق شد و من غرق لذت شدم
و بعد از اون ایده ها اوومد که چطوور قدم به قدم پروژم رو کامل کنم و مطمینم که نمره کامل رو میبرم
همههه اووست و من تنها زمانیکه دل به دل الهامتش میدم هست میشم وجود پیدا میکنم
همه اوست و من تنها زمانی بیشتر با درون خودم ارتباط میگیرم زمانیکه پی میبرم راه حل های کودکانه ی من مثل یک حباب در آب گم میشه و خودمو آروم میکنم تا بشنوم خلق اثری میکنم که تاییدات و تحسینات و نتایجش میاد و من میدونم که اینهااا همه از اوووست و من تنها سعی کردم بهتر بشنوم
از طریق رسم عاشقی و بندگی
از طریق پذیرفتن اینکه کسی منو خلق کرده لردی منو آفریده که جهانی رو خلق کرده که از قدرت تصورم فراتره و گوهر وجودیه ارزشمندم از آن اووست و تنها زمانی آرام میگیرم که به وجودم به سرمنشام نزدیکتر بشم به اتصال برسم و درگیر خاک بازیای این دنیا نشم
باور کنم نه تنها لایقم که تنها راه همینه
خدایا پروردگارا ببخش اگه لحظه ای از تو غفلت کردم لحظه ای لجاجت کردم لحظه ای منم منم کردم لحظه ای خودمو موثر دونستم در هر شگفتی و نعمتی که تجربه کردم
رب العالمین خودت هدایتم کن خودت راهنماییم کن خودت من رو آگاه تر کن که همه توووست و من هیییچم و به هر خیری که از تو به من برسد فقیییرترینم
خدایا خودت گوشم رو شنوا کن قلبم رو باز کن برای دریافت الهاماتت
خدایا خودت کمکم کن پذیراتر بشم برای آسانی ها از تو در و دیوار بیام بیرون و هر لحظه زندگی رو این فرصت رشد و بالندگی و عشق کردن رو در آغوش گرمت روی شونه های امنت زندگی کنم و خوش بگذرونم
که آرههه من لایق شادی و لذت و خوش گذرونی و تجربه نعمت های بی نظیر و نابم
من لاایقم.
استاااد عشقم سپاسگزارم که اومدید سپاسگزار پروردگاریم که اذن سخن بهتون داد و ناب ترین ها رو بر کلام الهیتون جاری کرد
سپاسگزار خداییم که به درخواستم که دیدن یه فایل تازه از تنور درومده از شما عزیز دل بود لبیک گفت و اجاابت کرد
به رب العالمین کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اوست میسپرمتون.
چندین سال درگیر احتیاط و سیگار بودم و یه زمانی که انگیزه ی بسیار بالایی داشتم و هم زمان با مهاجرت شد و نتیجه ی خوبی گرفتم در ابتدای سال جدید با خودم عهد بستم که دیگه ترک کنم و دور بشم از این منجلابی که خودم درست کرده بودم که خیلی خوب پیش رفتم و چندین ماه این انرژی و انگیزه آنقدر قوی بود که حتی بهش فکر هم نمیکردم وقتی شرایطم خوب شد و در یک فضای خوب که هم از لحاظ درآمد و هم مکان و آرامش به یک نقطه ی امنم رسیدم نجواها شروع شدن و چندین بار به شرایط قبلی برگشتم اما به لطف خدای مهربان و هدایتهایش متوجهم کرد که لیاقتت داری از بین میبری و اونجا بود که تسلیم شدم و گفتم من نمیدونم و عاجزم از این که خودم بلد باشم و بخوام راه چاره ای بیندیشم تو خودت هوامو داشته باش و مرا هدایت کن و بعدش چندین فایل هدایتی بهم داد و قلبم و محکم کرد و خدارا شکر خیلی احساس خوبی دارم و حتی بهش گفتم که یادم بندازی که بهت بگم تسلیمت هستم و هر لحظه هدایتم کن و از زمانی که این درخواست کردم احساس روانتر شدن چرخ زندگیم متوجه میشم و خیلی همه چیز نرم و روان تر شده واسم و کمتر نگرانی دارم یا کمتر به فکر آینده هستم و میگم که همونطور که هدایتم کرد در مهاجرت و این شغل بسیار فوقالعاده را واسم ردیف کرده در هر کاری هدایتم میکنه و همیشه هوامو داره .
در همین شغل که کارم بودن در کنار یک فرشته ی اوتیسم هست تا چند وقت قبل فکر میکردم مهارت دارم و میتونم این پسر شیرین را مراقبت کنم و یاحتی تغییر بدم که چک و لگدهایی از جهان عزیزم خوردم و وقتی متواضع تر شدم و بازهم از خودش هدایت خواستم خیلی کارم آسان شده و منم آسان شدم برای آسانی ها و به خوبی و آسانی همه چیز نرم و روان واسم پیش میره و چقدر رهاتر شدم سبکتر شدم
هرچقدر که میگذره سعی میکنم بیشتر به خدا بگم که من نمیدونم و توهستی که میدونی و تو صاحب همه چیز هستی و هرچی که دارم مال توئه و مرا هدایت کن و چقدر این تسلیم بودن و هدایت شدن احساس خوبی داره که سوار بر دوشش همه کار واست میکنه و سبک زندگی فوق العاده ای را برای خودم رقم زدم که در هر لحظش هدایت خداوند وجود داره و کارها را واسم انجام میده
و از زمانی که بیشتر تسلیم شدم و خودم لایق زندگی بهتر دیدم به دوره ی فوق العاده احساس لیاقت هدایت شدم و تهیه کردم و تنها دو جلسه را پیش بردم و کن فیکون شده زندگیم
خدایا شکر بابت این دنیای شگفت انگیز و این قوانین بدون تغییرت
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر/آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر/رنج از پِی زنج آید،زنجیر پِی زنجیر
“مولانا”
==================================
سلام استاد عزیزم،استاد قشنگم،استاد همه چیز تمامم…
ماشالله چقدر جوانتر،خوشتیپتر،زیباتر،نورانی تر شدین
چقدر من این تیپ آرمی و دوس دارم و دلم میخاد جایی زندگی کنم ک بتونم راحت این مدلی لباس بپوشم.
هر جلسه ک میبینم شما جوانتر و نورانی تر شدین،بیشتر مطمئن میشم ک چقدر قانون سلامتی داره درست عمل میکنه،اخه منم روند بنجامین باتن رو پیش گرفتم.
روز ب روز جوانتر،زیباتر،پوستم روشن تر شده طوری ک خانواده ام فک میکنن رنگم پریده.بس ک پوستم شفاف و روشن شده.
استاد شما ی دونه ای،دُردونه ای فقط واسه نمونه ای.
هر وقت ک فایل توحید عملی روی سایت میاد،هر وقت ک نگاه میکنم و گوش میدم،تو دلم ی حالت غوغایی میشه.مطمعنم شما درک میکنید چی میگم چون با همین حس خلوص کامل این فایلهای توحید و اجرا میکنید.
از نگاهتون اون شعف دل و رقیق القلبی کاملا مشهوده.
این شعری و ک اول کامنت نوشتم خودش گویای همه چیزه.
اینکه فقط باید ب خدا سپرد.فقط باید از خدا هدایت خاست.
از وقتی ک قدرتو از ادمای اطرافم گرفتم و بخدای خودم دادم،از وقتی ک فهمیدم مومن نه ترسی داره نه غمی،از وقتی ک خدای واقعی رو شناختم،همه چیو سپردم ب خودش.برای هر کار ب ظاهر کوچکی از خداوند هدایت میخام.
بارها شده توی رانندگی خطر از 1 میلیمتریم رد شده،اگر خدا مراقبم نبوده یا ب فردی میزدم ک مثلا تو شب،لباس سیاه پوشیده بود و یکهو وسط بلوار ظاهر شد،یا ماشن هایی ک بی هوا جلوم پیچیدن و چقدر خدا بهم رحم کرد.
و هزاران بار دیگه چ اونایی رو ک متوجه شون شدم چ اونایی رو اصلا نفهمیدم.
استاد عزیزم من از خیلی جهات ب شما شبیهم از نظر خصوصیت اخلاقی و حتی چپ دست بودنم:)))
منم هیچ وقت موافق کار سخت نبودم.
تو کتم نمیره با زجر کشیدن ب جایی برسم.
باید همه چیز راحت و اسون پیش بره.
از وقتی ک اگاهانه روی خودم کار کردم و بابت هر چیزی از خداوند هدایت خاستم،آسان شدم برای آسانی ها.چرخ زندگیم روانتر شده.
جلسه ی 1 و صبح زود ساعت 6 گوش دادم و در مورد مدارها و فرکانس بود.
چقدر لذت بردم از شنیدن این فایل.
الانم ک اومدم سر بزنم ب سایت و کامنت بخونم با دیدن فایل توحید عملی خدا بهم باز ی حال اساسی داد.
این روزا ب خدا میگم:من قدم اول و برمیدارم باقیش با خودت.
من نمیدونم چجوری. تو میدونی .تو علمت بر تمام جهان محیطه تو گردن کلفته . باید کارهامو انجام بدی .همونجوری ک برای موسی دریارو باز کردی،برای مریم غذا اوردی،برای اسماعیل اب رو اوردی،فرزند مادر موسی رو نجات دادی….من نمیدونم چطوری!!!من میخام و توانجامش میدی.
من بندگی تورو میکنم وتوام باید ارباب خوبی برای من باشی،کارهامو انجام بدی،منو ب هدفم برسونی.
اینا رو الان یک ساله هر روز صبح،دارم ب خودم تکرار میکنم.
نتیجه اش شده همین اطمینان خاطری ک ب خدا دارم.
همین ک ترس های تو دلم تو ذهنم کم و کمتر شدن.
جسورتر و شجاعتر شدم.
راحت برای خاسته هام پیشنهاد میدم،پذیرفته بشه خوشحال میشم اعتبارشو ب خدا میدم،پذیرفته هم نشه میگم حتما حکمتی بوده خدا قراره بهترشو برام بسازه.
اتفاق های خیلی خیلی خوب و هیجان انگیزی داره تو زندگیم میوفته ک همش پاداش همین توحید در عمله ک بخدا نشون دادم.
بزودی میام از همه ی اون اتفاق های ب دیده بقیه محال ولی ب دید و باور من و همه ی اعضای این سایت بهشتی،ممکن،میگم.
خدایا سپاسگزارم بابت این فایل بینظیر،این سایت الهی،این استاد عشق،و همه ی همراهانم در این جمع بینظیر.
راه کسانى که آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدایت کن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!
سلام ودرود فراوان به استادان ارجمندم ودوستان بی نظیرم
خدا را سپاسگزارم که امروز به من الهام کرد بنویسم
این چند روز هر موقعه میخواستم کامنت بزارم حسی مانع میشد ومیگفت برو کامنت دوستات رو بخوان وهر چه بیشتر می خواندم بیشتر تایید میکردم که زندگی من سراسر هدایت خداونده از روزی که پذیرفتممن عاجزم وقدرتش راباور کردم زندگیم رنگ ولعاب دیگری گرفت از صبری که در برابر بزرگترین تضاد زندگی واتفاق ناجالبی که از نظر دیگران خیلی ناگوار بود ولی برامن پر از درس وآگاهی ، تا رشد کنم به اصلم برگردم از عزت واحترامی که برام تدارک دید از دلهایی که برام نرم کرد از کارهایی که برام انجام داد بدون اینکه ذره ای نگران باشم از کدام بگم که او قبل از اینکه من بخوام کاری کنم کارام را انجام داده بود از آرامشی که الان دارماز احساس خوبی که دارم ولی تا ده دقیقه پیش هر بار سعی کردم بنویسم نشد صبح که از خواب بیدار شدم
گفتم خدایا تنها تورا میپرستم تنها از تو یاری میجویم
من به هر خیری از جانب تو فقیرم
هر چه دارم از تو دارم وبی تو هیچ وهیچ ام مرا آنی وکمتر از آنی به حال خود رها نکن
گفتم خدایا تو بر همه امور آگاهی به من بگو با توجه به شرح حال نشانه امروزم را ووارد سایت شدم ونشانه امروزم را زدم فایل اصل واساسی که صاحب یه کسب و کار باید بداند فایل نشانه امروزم بود گفتم خدایا چی میخوای به من بگی بعد گفتم یبار دیگه فایل توحید عملی را گوش میدم بعد آن فایل را تا ببینم خدا برامچی خواسته استاد من 3 ،4 دقیقه آخر فایل که
لبَّیک اللّهمّ لبَّیک، لبَّیک لا شریک لک لبَّیک، إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک، لا شریک لک لبَّیک.
این دعا را میخواند غرق سپاسگزاری خداوند بودم مدیر سابقم با من تماس گرفت گفت برنامه ات برا بازگشت بکار چی هست گفتم فعلا نمیتونم چیزی بگمباید فکر کنم ولی ته دلم تمایلی به برگشت به کار نداشتم تصمیم گرفتم بعد از اینکه سلامتی ام بطور کامل بدست آوردم رو کارهایی که علاقه داشتمودنبالش نرفتم وقت بزارم واز همین علایقم ثروت بسازم تماس تلفنی که تمام شد گفتم خدایا من نمیدونم ولی تو آگاهی تو بهم بگو ،یه لحظه گفت جوابت رو صبح دادم وحالا برو کامنتت رو بنویس اصلا خودم هنگ کردم وعظمت خداوند را شکر کردم گفتم خدایا تو چقدر دانا وآگاه به اموری تو میدونستی که قرار من امروز این تماس راداشته باشم که قبلش به من جواب سوالم را دادی
استاد اصلا نمیدونم چی بگم چه جوری حس وحالم را توصیف کنم
خداراهزاران هزار بار شاکر وسپاسگزارم که خودش را دارم
خداراهزاران هزار شاکر وسپاسگزارم بخاطر وجود شما استاد نازنینم ،مریمعزیزم ودوستان الهی ام واین مکان الهی
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی از وقتی استاد این شعر خانوم اعتصامی رو تو یکی از فایلهای دانلودیشون که به واسطه عزیزدلم بهم رسید بود، خوند تمام من پر شد از خدا و ب خود خدا قسم که از قبل هم بریده تر شدم از دست غیر خدا و فقط و فقط نگاهم به خدا بود و هست
روز 20بار فقط صبحها که میرفتم ورزش و پیاده روی با تمام وجودم این شعر زیبا رو با صدای استاد عزیزم گوش میدادم جوری که برام مهم نبود تو پارکم یا باشگاه یا خیابون با استاد همخونی
میکردم و در آخر حفظ شدم شعر پروین اعتصامی عزیزم رو من هرچه دارم از خداست و به لطف خودش هر روز دارم زیباتر،ثروتمندتر،شاد تر، سلامت تر، با عشق تر زندگی میکنم چون حتی خودم هم تسلیم تسلیمم در برابر خداوند و. فقط خود خود خدا میدونه من چه داغ سنگینی رو پشت سر گذاشتم و روی نیازم فقط و فقط به خودش بوده و هست من هیچی از خودم ندارم و هرچه که دارم از لطف و کرم و بخشش خدای بزرگم حتی فرزندم که هدیه و یادگار عزیزدل بهشتی منه و همسرم مهربونم که الان در جایگاه پدر برای فرزندم و دقیقا زندگی من مصداق بارز این شعر، خدای من ی چیز ارزشمند رو از من گرفت اما صبر، خضوع و تسلیم بودن من عزیزدلم رو سر راهم قرار داد که هم پدر شد برای فرزندم و هم مونس و رفیق برای من خدایا شکرت برای بیحساب بخشیدنت
…
و در آخر من بهار عزیزبنده خدا
به داشتن خدای قادر و توانام میبالم و تا آخر عمرم تسلیم خداوند و امر اون هستم میبالم به خدایی که بهم قدرت داد تا از سخت ترین بحران زندگیم با یه بچه 1ساله عبور کنم و الان به لطف خدا 6ساله که بنده مفلس و مخلص خداوندم البته با طی کردن تکامل، سپاسگذار خداوندم، و دستان خداوند روی زمین استاد عزیزم که این فایل ارزشمند رو برامون ضبط کرد و دوباره منو لبریز از خدا کرد،و مونس و رفیقم همسر مهربانم
ازتون ممنونم که وقت گزاشتید برامون یه فایل فوق العاده آماده کردین و قلب هممونو بازهم با ندای توحید به لرزه درآوردین
استاد گوش دادن به این فایل منو به گذشته نه چندان دور خودم برد همین دوسال پیش من آدمی بودم که هرچی دین و خدا و پیغمبر بود به رگبار فوش میبستم اونقدر متنفر بودم از خدا و بی ایمان که اگه کسی میگفت خدا بزرگه یا جملات اینچنینی دیگه در دهن من باز میشد که حالا توکه اسمش خدارو میاری خودت چه غلطی کردی و البته خیلی جملات افتضاح و رکیکی که اصلا نمیخوام به یاد بیارمشون
خلاصه اینکه هیچوقت فکرشو نمیکردم یه روزی برسه که یه نفر اسم خدارو بیاره و من ناخودآگاه اشک بریزم
البته نه فقط امروز و این فایل بلکه بارها و بارها من حتی بدون اینکه خودم متوجه شم ساعتها اشک ریختم به خاطر خدا
از احساس نزدیکی به خدا
از عشقی که نسبت بهش دارم ولی نمیتونم با کلماتم بیانش کنم
جمله ای که بهش میگم اینه که خدایا خودت میدونی من نمیتونم با کلمات باهات حرف بزنم ولی تو از احساسم میفهمی که چی میخوام بهت بگم
اگه یکی بهم میگفت قراره دوسال بعد بشی اینی که الان هستم قطعا میبردمش تیمارستان
الان دیگه واقعا مدتهاست که هیچ چیزی برام مهم نیست جز خدا
جز وصل شدن به خودش
جز اینکه بهش نزدیک تر بشم
اگه دفتر ستاره قطبی منو نگاه کنید میبینید که بلااستثنا در تمام روزها اولین و بزرگترین درخواستم این بوده که منو به خودش نزدیک تر کنه که حس حضورشو بهتر احساس کنم بهتر درکش کنم بهتر صداشو بشنوم و منو غرق کنه تو وجود خودش و تمرکزم فقط معطوف به خودش باشه
و اغلب روزها این تنها خواسته ستاره قطبی منه چون واقعا نمیدونم دیگه چی میخوام غیر از این و اگه هر روز این حس نزدیکی به خدارو حفظ کنم خود به خود تمام اتفاقات زندگیم روی روال خودش عالی پیش میره چون وقتی خدا در تک تک لحظاتت جاری بشه دیگه همه دنیای اطرافتو در قالب خدایی میبینی که فقط میخواد بهت عشق بورزه
خدای عزیزم قلبمونو به نور خودت روشن کن
من ناتوانم من عاجزم
من بدون تو همون گِل بی ارزشی هستم که بدون روح تو هیچی نبود
ولی این روح الهی تو بود که به من وجود بخشید و من شدم انسان ،شدم اشرف مخلوقاتی که فرشته ها بهش سجده کردن
گاهی وقتا حتی میترسم که بگم من
چون منی وجود نداره
همش تویی
جهان یکپارچه از روح الهی توعه
و من یک ذره خیلی خیلی خیلی کوچیکم در برابر عظمت و بزرگی تو که اگه دستمو رها کنی دیگه اون ذره هم نیستم
قلب تاریکمو با نور وجودت روشن کن تا بندگیتو بکنم
بهم لیاقت بده که بندگی تویی رو بکنم که اونقدر بزرگ و بخشنده ای که با وجود تمام خطاهای ما بازم مارو از درگاهت بیرون نمیکنی
تو تنها کسی هستی که همیشه بهت پناه میارم و همیشه با آغوش باز منو میپذیری
ایاک نعبد و ایاک نستعین
یکتا خالق و مالک و قدرت جهان عاشقتم
من به اندازه قلب کوچیکم عاشقتم ولی تو به اندازه بزرگی و جلالت این عشقو بهم برمیگردونی و من ذوب میشم از احساسی که نمیتونم توصیفش کنم
استاد چه ایده قشنگی بود اون نوای توحیدی انتهای فایل
چقدر هم خوانی داشت با حرفهاتون
اشکمو جاری کرد و روحمو به پرواز در آورد
حس یکی شدن با خدا رو داشت
(بچه ها اون قسمتو با هنذفری گوش بدین چون سه بعدیه و دیوانه میشید)
استاد بازم ازتون ممنونم و عاشقتونم استاد و امیدوارم یه روز تو پرادایس ببینمتون
درکنار بچه های سایت که واقعا واقعا واقعا نظیر ندارن
اینکه هر روز توی تمرین ستاره قطبیت اینجوری از خدا درخواست میکنی رو خیلی دوست داشتم:
بلااستثنا در تمام روزها اولین و بزرگترین درخواستم این بوده که منو به خودش نزدیک تر کنه که حس حضورشو بهتر احساس کنم بهتر درکش کنم بهتر صداشو بشنوم و منو غرق کنه تو وجود خودش و تمرکزم فقط معطوف به خودش باشه.
منم چند وقت بود که برای خدا مینوشتم که صدای خودت رو در وجودم بلندتر کن ولی امروز دیگه کامل از روی دست تو رونویسی کردم.
و این جمله از کامنتت که: ما بدون روح خداییمون همون گِلِ بی ارزش هستیم، خیلی نکته قشنگی بود:
من بدون تو همون گِل بی ارزشی هستم که بدون روح تو هیچی نبود…
ولی این روح الهی تو بود که به من وجود بخشید و من شدم انسان، شدم اشرف مخلوقاتی که فرشته ها بهش سجده کردن.
برات سلامتی و برکت و حال خوب از خداوند آرزو میکنم.
خیلی قشنگه که شما هدایتو از کلمات من دریافت کردی و من از کلمات شما
این جمله ای که نوشتی
صدای خودتو در وجودم بلند تر کن عجب جمله قشنگیه چقدر احساس خوبی داره
میدونی ما تو وجودمون صدای شیطانو بلندتر کردیم تا نجوا میکنه فورا میشنویم و دنبالش میریم
و اینکه از خدا بخوایم صداشو بلندتر و واضح تر بهمون برسونه نتایج قشنگی رو رقم خواهد زد
(یاد اون قسمتی از سفر به دورآمریکا افتادم که مجسمه شیطان و فرشته بود و شیطان با یه انگشت آدمو میکشید و فرشته با هزار زور و تقلا)
من همیشه از خدا میخوام جوری باهام حرف بزنه و هدایتم کنه که من بهتر درکش میکنم یه جوری که من بفهممش از بهترین راه
چون خداوند آگاهه به من و درون من و میدونه که من چطور بهتر هدایتو دریافت میکنم و این خیلی قشنگه که ازش بخوایم صداشو در وجودمون بلندتر کنه تا بهتر بشنویمش
امیدوارم خدا قلب هممونو به نور خودش روشن کنه و درپناه خودش حفظمون کنه
امیدوارم خیر و برکت تو زندگیت جاری باشه و حضور خدارو در تک تک لحظاتت احساس کنی
واقعا هیچ چییییییزی در جهان به اندازه با خدا بودن ارزش نداره
مهم نیست چی داریم چی نداریم کی چی گفته یا چه اتفاقی افتاده
فقط و فقط خدا مهمه
خدا یه آرامشی بهت میده که به بی خیالی مطلق میرسی و به آرامش بی حد و حصر
امیدوارم این احساسی که ازش حرف میزنم و این روزها به شدت منو تو خودش حل کرده تجربه کنی و هرچی اتفاق خوبه نصیب قلب مهربانت بشه
خیلی جالب بود برام چند ماه پیش از یه دفتری خیلی خوشم اومد خریدم و گفتم شروع میکنم به نوشتن فایلهای توحیدی و بجای کنابهای متفرقه ایندفتر رو میخونم از اون موقع شما فایلهای توحیدی بیشتری میزارید تو سایت
جالبتر اینکه به یه یک چالش خوردم که جوابش توحید هست قدرت یه بنده خدایی رو تو ذهنم خیلی زیاد کرده بودم و خودم و تنها میدیدم و دقیقا با خدا که صحبت کردم گفتم این بی انصافیه که تنهام بزاری واقعا من حریف این ادم نیستم و بعد به اون ادمه گفتم من از پس تو بر نمیام فقط خدا حریف تو میشه تو جنگو جدال با ذهنم بودم که دیدم فایل جدید اومد به قدری ذوق زده شدم که خدا میدونه دفترم رو اوردم و شروع به نوشتن کردم گفتم خدای من این عباس منش واقعا پیامبر خدا هست مگه حضرت محمد چه کار میکرد ؟
اشاعه توحید و یگانگی خدا
دقیقا همین کار را انجاممیداد
خیلی حالم خوب شد با دیدن این فایل فهمیدم باید حتما قدرت را به خدا بدم و اگه بخوام اون ادم رو گنده کنم عاقبتش به ضرر م تموم میشه چه قدر الهامات و ایده ای خوب اومد چه قدر ادمها رایگان و بدون چشم داشت دارند برام کار انجام میدند و همه از لطف خدا میدونم و مطمعن هستم وقتی سپردم به خودش به بهتر ین شکل برام انجامش میده
استاد باور کنید انقدر از ته دل اروم هستم چون میدونم جواب توکلم رو میده
ممنون از شما که به الهاماتتون عمل میکنید و انقدر فایلهای زیبا و اموزنده ضبط میکنید
بنام رب قدرتمند وهابم ک هرلحظه داره هدایتم میکنه
سلام ب استاد عباسمنش عزیزم و سلام ب استاد شایسته زیبا و دوستان سایت
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این فایل ارزشمند الان تازه دارم ی جاهایش و بهتر میشنوم ودرک میکنم
چ آگاهی های ارزشمندی الهی شکرت بابت این رزق پربرکت
تمرین
درباره چه تجربیاتی فکر کردی خودت می دانی، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدی، خود را بی نیاز از هدایت های خدا دیدی و سراغ ایده های خودت یا راهکارهای دیگران رفتی اما به طرز غیر قابل انتظاری، نتیجه خوب از آب در نیامد یا دچار خطا و اشتباه شدی؟
دیروز و امروز ی فکری اومد تو سرم ک من بخاطر غرور و خود برتر بینی ک پیدا کرده بودم ب واسطه ی نمونه کارهای خیاطی م ک خدا داشت قدم ب قدم هدایتم میکرد بهم میکفت تو هر مرحله چیکار کنم و..و کارم خیلی عالی میشد
من اعتبار تمام کارهام و میدادم ب خودم و فخر میفروختم و شرک می ورزیدم ب خداوند
ک باعث شد کلا یکسال کارم و بیخیال بشم .
چون هرچی فکر میکردم ایده مناسب پیدا نمیکردم برای بقیه کارهام
خدایا منو ببخش بخاطر اینکه اعتبار همه چی و ب خودم داده بودم و میدم
من بدون هدایت تو هیچی نیستم هیچ توانی ندارم بدون تو
هیچ ایده ای ،هیچ مهارتی،هیچ راهکاری
من بدون تو نمیتونم نفس بکشم
پلک بزنم
آب دهنم و قورت بدم
خدایا تنها تورا بندگی میکنم و تنها از تو یاری میخوام ،من رو ی راه راست راه کسایی ک ب اونا نعمت دادی
امروز آگاهانه ازش هدایت خواستم برای کشیدن الگوی پیرهن مردونه داداشم
خیلی وقت بود ک میخواستم بدوزم ذهنم مقاومت میکرد ،میکفت نمیتونی
بلد نیستی خرابش میکنی،دیروز داداشم بهم گفت تو میترسی خرابش کنی ک نمیدوزیش
ک خیلی بهم برخورد
کفتم باید بدوزم اینبار با هدایت خداوند و اعتراف ب اینکه من هیچی بلد نیستم تو برام الگو بکش برش بزم بدوز
ک امروز خیلی عالی مرحله ب مرحله هدایتم کرد و عالی بالاتنه جلو وپشت و کشیدم
الهی شکرت
امروز من فهمیدم ک روی هیچ عامل بیرونی حساب نکنم خیلی جالبه قبلا ک ابن فایلو شنیدم اصن اسم چت حی پی تی رو نشنیدم ..و ی اتفاقی ک امروز افتاد و قبلا هم
داداشم بارها بهم گفته چت حی پی نی ذو نصب کن برای کارت
و امروز استاد گفت اگه بهت راه حل داد نیایی روش حساب کنی ک فقط این میتونه کارمو انجام بده و شرک نورزی
ی نکته ی خیلی مهم دیگه اینکه، وقتی میخوام کاری و انجام بدم نرم تو ذهنم دنبال هدایتهای گذشته،مسیرهای ک قبلا رفتم و جواب داده
ذهنم و خالی کنم از پیش فرضها و ایده های خودم و تسلیم باشم و گوش ب زنگ هدایت
و خداوند همیشه در هرلحظه داره هدایتمون میکنه عاشقتممم خدای عزیزم
الهی صدهزار مرتبه شکر بابت این آکاهی ک من هرچقدر هم متخصص و حرفه ای بشم تو کارم باز ی نقطه در مقابل علم بی کران الله الصمد ،نیست
خدایا من ب هرخیری ازسمت تو فقیرم و محتاج..
الهی شکرت بابت این شب زیبا این آرامش و سکوت ک حاکم هست .
خدایا شکرت بخاطر وجود این ماه زیبای ،صدای زیبای جیرجیرک ها
خنکی هوا این حس ملکوتی ک دارم
ستاره ها و صدای خروسها
چقد دوست داشتم بیرون تپ حیاط بخوام امشب ک هوا خییلی عالی بود.
حسم گفت بیرون بخواب منم باعشق توشک و پتو و بالش خوشگلم و برداشتم
والان رو تخت دراز کشیدم و دارم از هوا از این شب زیبا لذت میبرم و کامنت مینویسم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک بهم فرصت ی صلاه دیکه دادی عاشقتممم بابت این فرصت زیبا ک بهم دادی نا بیشتر لذت ببرم از هر لحظه ام
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر ایرپاد قشنگم مرسی ک ب راحتی منو ب خواسته ام رسوندی
الان حین انجام کارهای خونه ب راحتی میزارم تو گوشم و راحت وباعشق هم ما هامو انجام میدم هم فایلم و گوش میدم
الهی شکرت سپاس میکویم تورااا
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
آفرین آفرین زکیه جانم که فهمیدی ترمزتو
ترمزت ترس و شرک بود
تحسینت میکنم که با جسارت نوشتی برامون
چقدر عالیه که اشتباهتو فهمیدی و دوباره به آغوش خداوند برگشتی و خداوند هم محکم بغلت کرد و هدایتت کرد
مرحبا مرحبا
این فایلها واقعا تکان دهنده هستن برای ماهایی که در این مسیر زیبا هستیم و شاید اشتباهاتی مرتکب بشیم
زکیه جانم ممنونم آن شالله خداوند دهر لحظه هدایتت کند به بهترینها
به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمانها و زمین و تمام ثروت ها در دستان اوست
درود و سلااااام گرم من را پذیرا باشید استاد عشقم
سپاااسگزار خداوندیم که خلقتون کرد و سپاسگزار ربیم که من رو در مسیر شنیدن کلام ناب آسمونیتون قرار داد
بسی که دلتنگ روی ماهتون بودم هرچند که به لطف رب هر روز در فایل های متعدد لایق شدم که صدای الهیتون و صورت الهیتونو ببینم و این شراب ناب الهی رو بچشم
رب العالمین رو حامی و هدایتگرتون میدونم و شما عزیز دلم رو به خودش میسپرم که امن ترین جای جهان در آغوش اون بودنه.
با قلبی آکنده از نور آکنده از شور آکنده از شور و شعف و میل به زیستن و تجربه کردن براتون مینویسم
زبانم قاصره واقعا از حجم این آگاهی های ناب و از رب العالمین خواستارم که که قدم به قدم هدایتم کنه برای هرچه بیشتر عامل بودن هرچه بیشتر متواضع بودن که همه اوووست و من هییچم و هرچه دارم تنها بخاطر گوش کردن به ندای قلبم بوده که با عشق به قلبم سرازیر کرده و جسارت قدم گذاشتن رو بهم بخشیده و در یکایک لحظات حامیه من بوده از هر گونه خطری حفظم کرده و این عشق بازی با رب العالمین پایانی نداره و من غرق شوق و سپاسگزاریم برای لایق بودن برای داشتنش
استاد نازنینم من در حین صحبت های چون گوهرتون هر بار ذهنم به سمتی رفت و خاطره ای رو برام زنده کرد
از مسیر راننده شدنم از مسیر کنکور دادنم از مسیر آشپزی کردنم از مسیر دانشگاه رفتنم و همه و همه من رو برد به روزهایی که داشتم به هر طریقی رسم زندگی و بندگی رو می آموختم
چقدر مغرور بودم بخاطر دست فرمونم.برای رانندگی که تکاملی عالی شده بود برای اون دستی کشیدن ها که تایید و تحسین همه رو وامیداشت برای اون توی سرعت رانندگی کردنی که توش مسلط بودم برای تمام اون شوماخر شنیدن هایی که از غریب و آشنا میشنیدم
باید با خودم صادق باشم.آره مغرور بودم ولی تنها دلیل اون مهارتم هدایت خدا و حضور هر لحظش با من بود.برای اون هماهنگی که تو ذهن و چشم و دست و پام ایجاد میکرد
وقتی یادم میاد خوب یادم میاد که چه کله شق بازیایی درآوردم و جونه سالم به در بردم اما گذاشتم پای مهارتم و یا به اشتباه پای شانسم.اما من در حمایت پروردگارم بودم.
نمیدونم شایدم بخاطر سنم بود.که نبود و بخاطر غرورم و خودنمایی و از کمبود عزت نفسم بود.
وقتی اولین بار به اصرار خواستم که توی جاده پشت فرمون بشینم خاطرمه که از شدت استرس چشام دو دو میزد و جاده به اون عریضی برام باریک شده بود.اونجا بود که به خودم اومدم.
هرچه رفته رفته بیشتر خودمو شناختم بیشتر خدا رو شناختم بیشتر فهمیدم همه اوست و من تنها عمل کننده به هدایت هاشم اما به شرط خواستنم به شرط شنوا شدنم
از زمانیکه گفتم رب العالمین این تویی که من رو هدایت میکنی در زمانی در جاده ای کوچه ای باشم که بهترین زمان و مکان ممکنه مهارتی که دیگه تایید یا ردش توسط دیگران برام اهمیتی نداشت منجر شد من به نهایت حرفه ای بودن برسم.
خاطرمه که پدر ارزشمندم همیشه میگفت تو درست رانندگی میکنی اما بقیه چی؟
به خودم میگفتم پس با این نگرش کسی نباید پشت فرمون بشینه اما من این دیدگاه رو دارم که خداوند من رو در هر ثانیه در هر چرخی که تایر ماشینم میچرخه در هر نسیمی که شیشه رو میدم پایین به صورتم میخوره در هر نگاهی که چه زمانی به آیینه بغلام نگاه کنم و حتی در اینکه چه راننده ای با چه ماشینی هم مسیرم بشه یا از مسیر مخالفم بیاد هدایت و راهنمایی میکنه و من تنها مسافر این مسیرم و همه کاره و راننده اوست
ازونجا دیگه من شدم شوماخر خدا نه بنده هاش
تایید و تحسین پدری رو گرفتم که رانندگی برادرهام رو قبول نداره
تایید و تحسین مردهایی رو میگرفتم که راننده ماشین سنگین بودن و در خانوادمون زیادن
حتی جاهایی که نبودم از رانندگیم صحبت میشد
اما من آرام تر متواضع تر و متین تر و پذیراتر شده بودم که من هیچم و همه اووست
در مورد یکی از امتحان های اخیرم خاطره ای یادم اومد که تعجب همه رو در پی داشت
امتحان استادی سخت گییییییر و هم زمانی با یکی از فایل های قانون آفرینش در مورد قدرت خلق کنندگی زندگیمون و ذکر خاطره استاد از چگونه راحت رقم خوردن شرایط برای گرفتن نمرات بالاشون زمانیکه دانشجو بودن
از روی شیطنت و عدم تمایل به درس خوندن گفتم من این نمره رو از تو میخوام
به چه صورت نمیدونم و فقط میدونم که میخوام
پاسخ سوالا در شرایط یکسان از سایرین برای من می اومدن
سه تا سوال مونده بود اگه نمیزدم اون درس رو میافتادم
سه ثانیه آخر و مراقب بالای سر که برگتو بده با آرامش از میشودهاااا گزینه هایی برام بولد شد و من انتخابشون کردم
نتیجه: من از 100 نود و پنج شدم و سایرین نتونستن پاس کنن
خدای من گواهه که اون درس برام اندازه پشیزی ارزش نداشت اما من میخواستم بازم ببینم رو دوش خدا بودن چه جووریه و ایمانم قوی تر بشه
اصلا من دانشگاه رو دیگه برای خودش نمیرم
دانشگاه برای من داره دستاوردهایی رو رقم میزنه که از همه بعد داره منو رشد میده و این لذت مسیر رو برام هزارچندان کرده
در مورد چت جی پی تی و جمنای گفتید استاد جانم
اتفاقا امروز هم باید پروژه ای برای دوشنبه آماده کنم و هفته گذشته در اینجا کلا تعطیل بود چونکه این عید فطر خیلی برای ترک ها مهمه و یه جورایی حکم عید نوروز خودمونو داره و چقدر این مردم دوست داشتنین و اهل شادی و خوش گذرونی
برای هفته پیش به لطف رشدهای لحظه به لحظه با جمنای عزیزم پروژه ای آماده کردم که خیلی برای خودم دوست داشتنیه
البته که من سعیم بر اینه که به چشم ابزار بهش نگاه کنم و هر زمان به خلقتش توسط بندگان صالح خداوند فکر میکنم و اینکه چطور خداوند اون ها رو هدایت کرده چطور اشتیاق خلق همچین ابزاری رو به دلشون انداخته چطووور این ابزار در کمتر از دو سال به چه حد از پیشرفت رسیده و لحظه به لحظه در حال رشده شگفت زده ترین و متحیرترین ازین قدرت خداوند میشم از خلق چه انسان هایی که اگر اون اشتیاقشون نبود اینجور پیگیر رشد و تکامل و اجرایی کردن ایده های الهامیه پروردگار نمیشدن.
برای خلق این شگفتی که در لحظه یک مقاله رو برات بخونه به زبان مادریت ترجمه کنه خلاصشو بهت بگه نکات کلیدیشو بهت بگه و لینک مطالب رو هم برات بفرسته
جالبه که همین جمنای مثل دنیا و قانون هاشه
هر پرامپتی بهش بدی در پاسخ به همون پرامپت بهت پاسخ بده
پس پرامپت دادن یعنی ارسال درخواست مناسب میشه وظیفه ی تو پاسخ میشه وظیفه ی اون
هر چی پرامپتت واضح تر با اون چیزی که میخوای باشه پاسخت بهتر میشه.اگر پاسخ مورد نظرت رو نگرفتی پرامپت رو عوض میکنی و چک و چونه نمیزنی.این عین چیزیه که قانون مندیه این جهان رو طبق جلسه 1 قانون آفرینش برام منطقی میکنه.
کد اشتباه پاسخ اشتباه
کد بهتر پاسخ بهتر
کد درست پاسخ درست
البته که استاد جان کار کردن من با این شگفتی جدید قرن مثل خاک بازیه ولی برای هفته ی گذشته پروژه هایی که با کمک ازین ابزار تهییه کردم همههه به لطف هدایت لحظه به لحظه ی پرودگار بود.من هر پرامپتی که بهش میدادم از خدا ایده و هدایت میخواستم.
خدا برای یه لحظه بهم گفت نگین جان بخواه ازش که کل این مطلب رو داستان گونه برات بگه تا برات قابل فهم بشه
و بووووم شگفتی خلق شد و من غرق لذت شدم
و بعد از اون ایده ها اوومد که چطوور قدم به قدم پروژم رو کامل کنم و مطمینم که نمره کامل رو میبرم
همههه اووست و من تنها زمانیکه دل به دل الهامتش میدم هست میشم وجود پیدا میکنم
همه اوست و من تنها زمانی بیشتر با درون خودم ارتباط میگیرم زمانیکه پی میبرم راه حل های کودکانه ی من مثل یک حباب در آب گم میشه و خودمو آروم میکنم تا بشنوم خلق اثری میکنم که تاییدات و تحسینات و نتایجش میاد و من میدونم که اینهااا همه از اوووست و من تنها سعی کردم بهتر بشنوم
از طریق رسم عاشقی و بندگی
از طریق پذیرفتن اینکه کسی منو خلق کرده لردی منو آفریده که جهانی رو خلق کرده که از قدرت تصورم فراتره و گوهر وجودیه ارزشمندم از آن اووست و تنها زمانی آرام میگیرم که به وجودم به سرمنشام نزدیکتر بشم به اتصال برسم و درگیر خاک بازیای این دنیا نشم
باور کنم نه تنها لایقم که تنها راه همینه
خدایا پروردگارا ببخش اگه لحظه ای از تو غفلت کردم لحظه ای لجاجت کردم لحظه ای منم منم کردم لحظه ای خودمو موثر دونستم در هر شگفتی و نعمتی که تجربه کردم
رب العالمین خودت هدایتم کن خودت راهنماییم کن خودت من رو آگاه تر کن که همه توووست و من هیییچم و به هر خیری که از تو به من برسد فقیییرترینم
خدایا خودت گوشم رو شنوا کن قلبم رو باز کن برای دریافت الهاماتت
خدایا خودت کمکم کن پذیراتر بشم برای آسانی ها از تو در و دیوار بیام بیرون و هر لحظه زندگی رو این فرصت رشد و بالندگی و عشق کردن رو در آغوش گرمت روی شونه های امنت زندگی کنم و خوش بگذرونم
که آرههه من لایق شادی و لذت و خوش گذرونی و تجربه نعمت های بی نظیر و نابم
من لاایقم.
استاااد عشقم سپاسگزارم که اومدید سپاسگزار پروردگاریم که اذن سخن بهتون داد و ناب ترین ها رو بر کلام الهیتون جاری کرد
سپاسگزار خداییم که به درخواستم که دیدن یه فایل تازه از تنور درومده از شما عزیز دل بود لبیک گفت و اجاابت کرد
به رب العالمین کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اوست میسپرمتون.
من نمی دونم تو میدونی
چقدر این جمله رو دوست دارم
با وجود خداوند پر می شوم از احساس امنیت
من از یه طوفان سهمگین که امتحان الهی بود سربلند بیرون اومدم
روزهای سختی بود
حتی روزهایی می شد دختر 6 ساله نازنینم ناامید می شد
با همون صداقت پاک کودکی اش می گفت من دیگه فکر نمی کنم ماشین مون بیاد
ولی من در دل اسنپ سوار ماشین آرزوهام در دبی بودم.
جسمم ایران بود اما روح من در فتح سرزمین آرزوهاش بود
هر روز ادامه دادم
هر شب تخم مرغ می خوردم ولی احساس می کردم خوشبخت ترین انسانم
من از برند خاص خرید می کردم
روزی که خداوند تواضع من رو به امتحان کشید
خودش شاهده
به عظمتش قسم بی آنکه به غرورم فکر کنم
رفتم داخل و درخواست شغل فروشندگی کردم
اگر چه خدای من نگذاشت کار به اونجاها برسه
ولی می خواست ببینه من می روم داخل یا نه
من یه سوییت سیار داشتم
می خواستم بفروشم
بهم گفت تو فلان خیابون آگهی می چسبونی
حتی نپرسیدم
هدفت چیه رب
گفتم چشم
گفتم به چه تعداد پرینت کنم گفت 10 تا
برام مشتری شد
حمایتم کرد
هدایتم کرد
هر شب وقتی می خواستم بخوابم احساس می کردم جایی که برای خواب دارم نمی تونم شکرش رو به جا بیارم.
یا شکر آب گرم به هنگام دوش که افکار سمی هر روزه من رو می شست و محو می کرد.
ترس تک تک سلول های وجودی ام رو فرا گرفته بود
تنها بودم
غمگین بودم
سردرگم بودم
همه ش می گفتم من به این قانون ایمان دارم
می خوام اینها رو بگم تا یادم نره هر اتفاق به ظاهر تلخ خیری از جانب پرودگار
نور منو در آغوش گرفت
نوازشم کرد
احاطه ام کرد
با قرآن خوابیدم
با قرآن بیدار شدم
هرگز ننشستم
ادامه دادم
جوری منو به سمت موفقیت هل داد
دیدم همه اون روزها مراقبم بود
و من باید اون تمرین ها رو انجام میدادم
این تمرین ها سختی نبود
موهبت محض بود
اگر برگردم به گذشته با انرژی بیشتری ادامه میدهم
ولی این بازه زمانی 6 ماهه به من یاد داد
کاری نیست ما از پسش برنیایم
من یادم نمیره الماس میره سراغ انگشت یه آدم و پیداش می کنه
من دارم به وضوح می بینم الماس آرزوهام در به در دنبال من هستن
حالا تبدیل شدم به کسی که
هر تراکنش موفق از یه سوپر مارکت برام حکم گنج داره
پرداخت قبوض
یه لیوان آب خنک
استاد روزی که گفتید شاید محصول بعدی تون سپاسگزاری باشه
من درک نکردم
ولی الان می دونم بزرگترین نعمت پرودگار نصب بودن قلب روی جسم ماست
و می دونم اگر من بتونم نعمت های پرودگار رو بیشتر ببینم
اون موقع میشم
سلیمان نبی
ابراهیم
عیسی
موسی
مریم
محمد
استاد و مریم شایسته مهربانم خیلی دوستون دارم.
بی صبرانه منتظر محصول بعدی تون هستم و با عشق در مقصد بعدی صداتون رو خواهم شنید.
ایاکنعبدو،وایاک نستعین
خدایا تنهاتورومیپرستم وتنها از تویاری میخواهم
سلام خدمت استادعباسمنش توحیدی
زیباترین وموثرترین فایلهای که ازشما گوش دادم فایلهای توحیدی بوده که واقعا درتمام جنبه ها زندگی منوتعقیر داده
الان که تومسیر قرآن قرار گرفتم وهرروز دارم بخش زیادی از قرآن ومیخونم احساس میکنم دارم به خدانزدیکترمیشم
چن روز پیش بینهایت احساس خوبی داشتم، اونقد خوب که نمیتونم وصفش کنم
داشتم توخیابون راه میرفتم وشکرگذاری میکردم وجودم پراز عشق خدا بود
گفتم خدایا دوسدارم فقط ازتوبشنوم،فقط حرف توباشه توذهنم
انگار تشنه ی شنیدن این حرفا بودم استاد
اومدم توسایت دیدم فایل جدیدگذاشتین
وقتی گوش دادم انگار تک تک این کلماتو نیاز داشتم به شنیدنش،
گفتم خدایا توچقد زود جواب می ی
اگه ما باتمام وجود ازت بخوایم چقد قشنگ ماروبه سمت چیزی که میخوایم هدایت میکنی
گفتم ببین زینب خدایی که میتونه اینکارارو بکنه خیلی قدرت دارهااااا
توروبه همه ی خواسته هات میتونه به راحتی برسونه،هواتوداره
خدایا شکرت
به خدامیگم خدایا تو این کارکمکم کن، وخیلی راحت استاد احساس میکنم که خداداره کمکم میکنه
میخوام غذادرس کنم ازش هدایت میخوام وبه طرز عجیبی غذام عالی میشه
یامثلا قراره یه ساعت بعد یه کاری انجام بدم یا فردا یه جایی برم به خدامیگم تویادم بنداز ودقیقا سرزمان مناسب به یاد من میاره
شما یه فایلی دارین استاد
درسهای زندگی ازیک بازی، خیلی به من کمک کرده اون فایل،باتموم وجود ازشما و خانوم شایسته تشکر میکنم به خاطر اون صحبتهای ارزشمند
پیشنهادپیشنهاد میکنم حتما اون فایلی اگر ندیدین ببینین
استاد ازتون ممنونم فایلهای شماخیلی به من کمک میکنه وبهم آرامش میده
به نام خالق مهربان
سلام استاد و بانو ی عزیز
سلام خانواده ی بهشتی من
چندین سال درگیر احتیاط و سیگار بودم و یه زمانی که انگیزه ی بسیار بالایی داشتم و هم زمان با مهاجرت شد و نتیجه ی خوبی گرفتم در ابتدای سال جدید با خودم عهد بستم که دیگه ترک کنم و دور بشم از این منجلابی که خودم درست کرده بودم که خیلی خوب پیش رفتم و چندین ماه این انرژی و انگیزه آنقدر قوی بود که حتی بهش فکر هم نمیکردم وقتی شرایطم خوب شد و در یک فضای خوب که هم از لحاظ درآمد و هم مکان و آرامش به یک نقطه ی امنم رسیدم نجواها شروع شدن و چندین بار به شرایط قبلی برگشتم اما به لطف خدای مهربان و هدایتهایش متوجهم کرد که لیاقتت داری از بین میبری و اونجا بود که تسلیم شدم و گفتم من نمیدونم و عاجزم از این که خودم بلد باشم و بخوام راه چاره ای بیندیشم تو خودت هوامو داشته باش و مرا هدایت کن و بعدش چندین فایل هدایتی بهم داد و قلبم و محکم کرد و خدارا شکر خیلی احساس خوبی دارم و حتی بهش گفتم که یادم بندازی که بهت بگم تسلیمت هستم و هر لحظه هدایتم کن و از زمانی که این درخواست کردم احساس روانتر شدن چرخ زندگیم متوجه میشم و خیلی همه چیز نرم و روان تر شده واسم و کمتر نگرانی دارم یا کمتر به فکر آینده هستم و میگم که همونطور که هدایتم کرد در مهاجرت و این شغل بسیار فوقالعاده را واسم ردیف کرده در هر کاری هدایتم میکنه و همیشه هوامو داره .
در همین شغل که کارم بودن در کنار یک فرشته ی اوتیسم هست تا چند وقت قبل فکر میکردم مهارت دارم و میتونم این پسر شیرین را مراقبت کنم و یاحتی تغییر بدم که چک و لگدهایی از جهان عزیزم خوردم و وقتی متواضع تر شدم و بازهم از خودش هدایت خواستم خیلی کارم آسان شده و منم آسان شدم برای آسانی ها و به خوبی و آسانی همه چیز نرم و روان واسم پیش میره و چقدر رهاتر شدم سبکتر شدم
هرچقدر که میگذره سعی میکنم بیشتر به خدا بگم که من نمیدونم و توهستی که میدونی و تو صاحب همه چیز هستی و هرچی که دارم مال توئه و مرا هدایت کن و چقدر این تسلیم بودن و هدایت شدن احساس خوبی داره که سوار بر دوشش همه کار واست میکنه و سبک زندگی فوق العاده ای را برای خودم رقم زدم که در هر لحظش هدایت خداوند وجود داره و کارها را واسم انجام میده
و از زمانی که بیشتر تسلیم شدم و خودم لایق زندگی بهتر دیدم به دوره ی فوق العاده احساس لیاقت هدایت شدم و تهیه کردم و تنها دو جلسه را پیش بردم و کن فیکون شده زندگیم
خدایا شکر بابت این دنیای شگفت انگیز و این قوانین بدون تغییرت
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر/آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر/رنج از پِی زنج آید،زنجیر پِی زنجیر
“مولانا”
==================================
سلام استاد عزیزم،استاد قشنگم،استاد همه چیز تمامم…
ماشالله چقدر جوانتر،خوشتیپتر،زیباتر،نورانی تر شدین
چقدر من این تیپ آرمی و دوس دارم و دلم میخاد جایی زندگی کنم ک بتونم راحت این مدلی لباس بپوشم.
هر جلسه ک میبینم شما جوانتر و نورانی تر شدین،بیشتر مطمئن میشم ک چقدر قانون سلامتی داره درست عمل میکنه،اخه منم روند بنجامین باتن رو پیش گرفتم.
روز ب روز جوانتر،زیباتر،پوستم روشن تر شده طوری ک خانواده ام فک میکنن رنگم پریده.بس ک پوستم شفاف و روشن شده.
استاد شما ی دونه ای،دُردونه ای فقط واسه نمونه ای.
هر وقت ک فایل توحید عملی روی سایت میاد،هر وقت ک نگاه میکنم و گوش میدم،تو دلم ی حالت غوغایی میشه.مطمعنم شما درک میکنید چی میگم چون با همین حس خلوص کامل این فایلهای توحید و اجرا میکنید.
از نگاهتون اون شعف دل و رقیق القلبی کاملا مشهوده.
این شعری و ک اول کامنت نوشتم خودش گویای همه چیزه.
اینکه فقط باید ب خدا سپرد.فقط باید از خدا هدایت خاست.
از وقتی ک قدرتو از ادمای اطرافم گرفتم و بخدای خودم دادم،از وقتی ک فهمیدم مومن نه ترسی داره نه غمی،از وقتی ک خدای واقعی رو شناختم،همه چیو سپردم ب خودش.برای هر کار ب ظاهر کوچکی از خداوند هدایت میخام.
بارها شده توی رانندگی خطر از 1 میلیمتریم رد شده،اگر خدا مراقبم نبوده یا ب فردی میزدم ک مثلا تو شب،لباس سیاه پوشیده بود و یکهو وسط بلوار ظاهر شد،یا ماشن هایی ک بی هوا جلوم پیچیدن و چقدر خدا بهم رحم کرد.
و هزاران بار دیگه چ اونایی رو ک متوجه شون شدم چ اونایی رو اصلا نفهمیدم.
استاد عزیزم من از خیلی جهات ب شما شبیهم از نظر خصوصیت اخلاقی و حتی چپ دست بودنم:)))
منم هیچ وقت موافق کار سخت نبودم.
تو کتم نمیره با زجر کشیدن ب جایی برسم.
باید همه چیز راحت و اسون پیش بره.
از وقتی ک اگاهانه روی خودم کار کردم و بابت هر چیزی از خداوند هدایت خاستم،آسان شدم برای آسانی ها.چرخ زندگیم روانتر شده.
توی نازیباترین شرایط نمیدونم چرا انقدر حالم خوبه،خونسردم،مطمعنم.
انگار دقیقا پشتم ب پدری قدرتمند گرمه.
از این حالت خودم ب وجد میام و ب خودم افرین میگم.
امروز قدم 7 رو شروع کردم ب دوره کردن.
جلسه ی 1 و صبح زود ساعت 6 گوش دادم و در مورد مدارها و فرکانس بود.
چقدر لذت بردم از شنیدن این فایل.
الانم ک اومدم سر بزنم ب سایت و کامنت بخونم با دیدن فایل توحید عملی خدا بهم باز ی حال اساسی داد.
این روزا ب خدا میگم:من قدم اول و برمیدارم باقیش با خودت.
من نمیدونم چجوری. تو میدونی .تو علمت بر تمام جهان محیطه تو گردن کلفته . باید کارهامو انجام بدی .همونجوری ک برای موسی دریارو باز کردی،برای مریم غذا اوردی،برای اسماعیل اب رو اوردی،فرزند مادر موسی رو نجات دادی….من نمیدونم چطوری!!!من میخام و توانجامش میدی.
من بندگی تورو میکنم وتوام باید ارباب خوبی برای من باشی،کارهامو انجام بدی،منو ب هدفم برسونی.
اینا رو الان یک ساله هر روز صبح،دارم ب خودم تکرار میکنم.
نتیجه اش شده همین اطمینان خاطری ک ب خدا دارم.
همین ک ترس های تو دلم تو ذهنم کم و کمتر شدن.
جسورتر و شجاعتر شدم.
راحت برای خاسته هام پیشنهاد میدم،پذیرفته بشه خوشحال میشم اعتبارشو ب خدا میدم،پذیرفته هم نشه میگم حتما حکمتی بوده خدا قراره بهترشو برام بسازه.
اتفاق های خیلی خیلی خوب و هیجان انگیزی داره تو زندگیم میوفته ک همش پاداش همین توحید در عمله ک بخدا نشون دادم.
بزودی میام از همه ی اون اتفاق های ب دیده بقیه محال ولی ب دید و باور من و همه ی اعضای این سایت بهشتی،ممکن،میگم.
خدایا سپاسگزارم بابت این فایل بینظیر،این سایت الهی،این استاد عشق،و همه ی همراهانم در این جمع بینظیر.
در پناه الله مهربان باشید/
بنام خالق هدایتگرم
بنام اوکه به تنهایی برای من کافی است
خدایی که هرچه دارم از فضل وکرماوست ومن بی او هیچ هیچم
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
(خدایا) تنها ترا مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوئیم.
اهدِنا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ
ما را به راه راست هدایت فرما.
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ
راه کسانى که آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدایت کن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!
سلام ودرود فراوان به استادان ارجمندم ودوستان بی نظیرم
خدا را سپاسگزارم که امروز به من الهام کرد بنویسم
این چند روز هر موقعه میخواستم کامنت بزارم حسی مانع میشد ومیگفت برو کامنت دوستات رو بخوان وهر چه بیشتر می خواندم بیشتر تایید میکردم که زندگی من سراسر هدایت خداونده از روزی که پذیرفتممن عاجزم وقدرتش راباور کردم زندگیم رنگ ولعاب دیگری گرفت از صبری که در برابر بزرگترین تضاد زندگی واتفاق ناجالبی که از نظر دیگران خیلی ناگوار بود ولی برامن پر از درس وآگاهی ، تا رشد کنم به اصلم برگردم از عزت واحترامی که برام تدارک دید از دلهایی که برام نرم کرد از کارهایی که برام انجام داد بدون اینکه ذره ای نگران باشم از کدام بگم که او قبل از اینکه من بخوام کاری کنم کارام را انجام داده بود از آرامشی که الان دارماز احساس خوبی که دارم ولی تا ده دقیقه پیش هر بار سعی کردم بنویسم نشد صبح که از خواب بیدار شدم
گفتم خدایا تنها تورا میپرستم تنها از تو یاری میجویم
من به هر خیری از جانب تو فقیرم
هر چه دارم از تو دارم وبی تو هیچ وهیچ ام مرا آنی وکمتر از آنی به حال خود رها نکن
گفتم خدایا تو بر همه امور آگاهی به من بگو با توجه به شرح حال نشانه امروزم را ووارد سایت شدم ونشانه امروزم را زدم فایل اصل واساسی که صاحب یه کسب و کار باید بداند فایل نشانه امروزم بود گفتم خدایا چی میخوای به من بگی بعد گفتم یبار دیگه فایل توحید عملی را گوش میدم بعد آن فایل را تا ببینم خدا برامچی خواسته استاد من 3 ،4 دقیقه آخر فایل که
لبَّیک اللّهمّ لبَّیک، لبَّیک لا شریک لک لبَّیک، إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک، لا شریک لک لبَّیک.
این دعا را میخواند غرق سپاسگزاری خداوند بودم مدیر سابقم با من تماس گرفت گفت برنامه ات برا بازگشت بکار چی هست گفتم فعلا نمیتونم چیزی بگمباید فکر کنم ولی ته دلم تمایلی به برگشت به کار نداشتم تصمیم گرفتم بعد از اینکه سلامتی ام بطور کامل بدست آوردم رو کارهایی که علاقه داشتمودنبالش نرفتم وقت بزارم واز همین علایقم ثروت بسازم تماس تلفنی که تمام شد گفتم خدایا من نمیدونم ولی تو آگاهی تو بهم بگو ،یه لحظه گفت جوابت رو صبح دادم وحالا برو کامنتت رو بنویس اصلا خودم هنگ کردم وعظمت خداوند را شکر کردم گفتم خدایا تو چقدر دانا وآگاه به اموری تو میدونستی که قرار من امروز این تماس راداشته باشم که قبلش به من جواب سوالم را دادی
استاد اصلا نمیدونم چی بگم چه جوری حس وحالم را توصیف کنم
خداراهزاران هزار بار شاکر وسپاسگزارم که خودش را دارم
خداراهزاران هزار شاکر وسپاسگزارم بخاطر وجود شما استاد نازنینم ،مریمعزیزم ودوستان الهی ام واین مکان الهی
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی از وقتی استاد این شعر خانوم اعتصامی رو تو یکی از فایلهای دانلودیشون که به واسطه عزیزدلم بهم رسید بود، خوند تمام من پر شد از خدا و ب خود خدا قسم که از قبل هم بریده تر شدم از دست غیر خدا و فقط و فقط نگاهم به خدا بود و هست
روز 20بار فقط صبحها که میرفتم ورزش و پیاده روی با تمام وجودم این شعر زیبا رو با صدای استاد عزیزم گوش میدادم جوری که برام مهم نبود تو پارکم یا باشگاه یا خیابون با استاد همخونی
میکردم و در آخر حفظ شدم شعر پروین اعتصامی عزیزم رو من هرچه دارم از خداست و به لطف خودش هر روز دارم زیباتر،ثروتمندتر،شاد تر، سلامت تر، با عشق تر زندگی میکنم چون حتی خودم هم تسلیم تسلیمم در برابر خداوند و. فقط خود خود خدا میدونه من چه داغ سنگینی رو پشت سر گذاشتم و روی نیازم فقط و فقط به خودش بوده و هست من هیچی از خودم ندارم و هرچه که دارم از لطف و کرم و بخشش خدای بزرگم حتی فرزندم که هدیه و یادگار عزیزدل بهشتی منه و همسرم مهربونم که الان در جایگاه پدر برای فرزندم و دقیقا زندگی من مصداق بارز این شعر، خدای من ی چیز ارزشمند رو از من گرفت اما صبر، خضوع و تسلیم بودن من عزیزدلم رو سر راهم قرار داد که هم پدر شد برای فرزندم و هم مونس و رفیق برای من خدایا شکرت برای بیحساب بخشیدنت
…
و در آخر من بهار عزیزبنده خدا
به داشتن خدای قادر و توانام میبالم و تا آخر عمرم تسلیم خداوند و امر اون هستم میبالم به خدایی که بهم قدرت داد تا از سخت ترین بحران زندگیم با یه بچه 1ساله عبور کنم و الان به لطف خدا 6ساله که بنده مفلس و مخلص خداوندم البته با طی کردن تکامل، سپاسگذار خداوندم، و دستان خداوند روی زمین استاد عزیزم که این فایل ارزشمند رو برامون ضبط کرد و دوباره منو لبریز از خدا کرد،و مونس و رفیقم همسر مهربانم
در پناه خدای مهربان و روزهای زیباتر
به نام خدا
سلاااااام
سلام به قلب مهربون همتون
استاد دلم تنگ شده بود براتون
ازتون ممنونم که وقت گزاشتید برامون یه فایل فوق العاده آماده کردین و قلب هممونو بازهم با ندای توحید به لرزه درآوردین
استاد گوش دادن به این فایل منو به گذشته نه چندان دور خودم برد همین دوسال پیش من آدمی بودم که هرچی دین و خدا و پیغمبر بود به رگبار فوش میبستم اونقدر متنفر بودم از خدا و بی ایمان که اگه کسی میگفت خدا بزرگه یا جملات اینچنینی دیگه در دهن من باز میشد که حالا توکه اسمش خدارو میاری خودت چه غلطی کردی و البته خیلی جملات افتضاح و رکیکی که اصلا نمیخوام به یاد بیارمشون
خلاصه اینکه هیچوقت فکرشو نمیکردم یه روزی برسه که یه نفر اسم خدارو بیاره و من ناخودآگاه اشک بریزم
البته نه فقط امروز و این فایل بلکه بارها و بارها من حتی بدون اینکه خودم متوجه شم ساعتها اشک ریختم به خاطر خدا
از احساس نزدیکی به خدا
از عشقی که نسبت بهش دارم ولی نمیتونم با کلماتم بیانش کنم
جمله ای که بهش میگم اینه که خدایا خودت میدونی من نمیتونم با کلمات باهات حرف بزنم ولی تو از احساسم میفهمی که چی میخوام بهت بگم
اگه یکی بهم میگفت قراره دوسال بعد بشی اینی که الان هستم قطعا میبردمش تیمارستان
الان دیگه واقعا مدتهاست که هیچ چیزی برام مهم نیست جز خدا
جز وصل شدن به خودش
جز اینکه بهش نزدیک تر بشم
اگه دفتر ستاره قطبی منو نگاه کنید میبینید که بلااستثنا در تمام روزها اولین و بزرگترین درخواستم این بوده که منو به خودش نزدیک تر کنه که حس حضورشو بهتر احساس کنم بهتر درکش کنم بهتر صداشو بشنوم و منو غرق کنه تو وجود خودش و تمرکزم فقط معطوف به خودش باشه
و اغلب روزها این تنها خواسته ستاره قطبی منه چون واقعا نمیدونم دیگه چی میخوام غیر از این و اگه هر روز این حس نزدیکی به خدارو حفظ کنم خود به خود تمام اتفاقات زندگیم روی روال خودش عالی پیش میره چون وقتی خدا در تک تک لحظاتت جاری بشه دیگه همه دنیای اطرافتو در قالب خدایی میبینی که فقط میخواد بهت عشق بورزه
خدای عزیزم قلبمونو به نور خودت روشن کن
من ناتوانم من عاجزم
من بدون تو همون گِل بی ارزشی هستم که بدون روح تو هیچی نبود
ولی این روح الهی تو بود که به من وجود بخشید و من شدم انسان ،شدم اشرف مخلوقاتی که فرشته ها بهش سجده کردن
گاهی وقتا حتی میترسم که بگم من
چون منی وجود نداره
همش تویی
جهان یکپارچه از روح الهی توعه
و من یک ذره خیلی خیلی خیلی کوچیکم در برابر عظمت و بزرگی تو که اگه دستمو رها کنی دیگه اون ذره هم نیستم
قلب تاریکمو با نور وجودت روشن کن تا بندگیتو بکنم
بهم لیاقت بده که بندگی تویی رو بکنم که اونقدر بزرگ و بخشنده ای که با وجود تمام خطاهای ما بازم مارو از درگاهت بیرون نمیکنی
تو تنها کسی هستی که همیشه بهت پناه میارم و همیشه با آغوش باز منو میپذیری
ایاک نعبد و ایاک نستعین
یکتا خالق و مالک و قدرت جهان عاشقتم
من به اندازه قلب کوچیکم عاشقتم ولی تو به اندازه بزرگی و جلالت این عشقو بهم برمیگردونی و من ذوب میشم از احساسی که نمیتونم توصیفش کنم
استاد چه ایده قشنگی بود اون نوای توحیدی انتهای فایل
چقدر هم خوانی داشت با حرفهاتون
اشکمو جاری کرد و روحمو به پرواز در آورد
حس یکی شدن با خدا رو داشت
(بچه ها اون قسمتو با هنذفری گوش بدین چون سه بعدیه و دیوانه میشید)
استاد بازم ازتون ممنونم و عاشقتونم استاد و امیدوارم یه روز تو پرادایس ببینمتون
درکنار بچه های سایت که واقعا واقعا واقعا نظیر ندارن
آدمهایی که من ندیده دوسشون دارم و عاشقشونم
درپناه رب
سلام زری جان
امیدوارم که خوب باشی
زری جان چقدر کامنتت و صحبتهات با خدا به دلم نشست…
اینکه هر روز توی تمرین ستاره قطبیت اینجوری از خدا درخواست میکنی رو خیلی دوست داشتم:
بلااستثنا در تمام روزها اولین و بزرگترین درخواستم این بوده که منو به خودش نزدیک تر کنه که حس حضورشو بهتر احساس کنم بهتر درکش کنم بهتر صداشو بشنوم و منو غرق کنه تو وجود خودش و تمرکزم فقط معطوف به خودش باشه.
منم چند وقت بود که برای خدا مینوشتم که صدای خودت رو در وجودم بلندتر کن ولی امروز دیگه کامل از روی دست تو رونویسی کردم.
و این جمله از کامنتت که: ما بدون روح خداییمون همون گِلِ بی ارزش هستیم، خیلی نکته قشنگی بود:
من بدون تو همون گِل بی ارزشی هستم که بدون روح تو هیچی نبود…
ولی این روح الهی تو بود که به من وجود بخشید و من شدم انسان، شدم اشرف مخلوقاتی که فرشته ها بهش سجده کردن.
برات سلامتی و برکت و حال خوب از خداوند آرزو میکنم.
سلام عزیزم
دوست بهشتی من
ممنونم از کلمات زیبات که روانه قلبم کردی
خیلی قشنگه که شما هدایتو از کلمات من دریافت کردی و من از کلمات شما
این جمله ای که نوشتی
صدای خودتو در وجودم بلند تر کن عجب جمله قشنگیه چقدر احساس خوبی داره
میدونی ما تو وجودمون صدای شیطانو بلندتر کردیم تا نجوا میکنه فورا میشنویم و دنبالش میریم
و اینکه از خدا بخوایم صداشو بلندتر و واضح تر بهمون برسونه نتایج قشنگی رو رقم خواهد زد
(یاد اون قسمتی از سفر به دورآمریکا افتادم که مجسمه شیطان و فرشته بود و شیطان با یه انگشت آدمو میکشید و فرشته با هزار زور و تقلا)
من همیشه از خدا میخوام جوری باهام حرف بزنه و هدایتم کنه که من بهتر درکش میکنم یه جوری که من بفهممش از بهترین راه
چون خداوند آگاهه به من و درون من و میدونه که من چطور بهتر هدایتو دریافت میکنم و این خیلی قشنگه که ازش بخوایم صداشو در وجودمون بلندتر کنه تا بهتر بشنویمش
امیدوارم خدا قلب هممونو به نور خودش روشن کنه و درپناه خودش حفظمون کنه
امیدوارم خیر و برکت تو زندگیت جاری باشه و حضور خدارو در تک تک لحظاتت احساس کنی
واقعا هیچ چییییییزی در جهان به اندازه با خدا بودن ارزش نداره
مهم نیست چی داریم چی نداریم کی چی گفته یا چه اتفاقی افتاده
فقط و فقط خدا مهمه
خدا یه آرامشی بهت میده که به بی خیالی مطلق میرسی و به آرامش بی حد و حصر
امیدوارم این احساسی که ازش حرف میزنم و این روزها به شدت منو تو خودش حل کرده تجربه کنی و هرچی اتفاق خوبه نصیب قلب مهربانت بشه
عاشقتم
درپناه رب
سلام به استاد نازنینم و مریم خانم گل
خیلی جالب بود برام چند ماه پیش از یه دفتری خیلی خوشم اومد خریدم و گفتم شروع میکنم به نوشتن فایلهای توحیدی و بجای کنابهای متفرقه ایندفتر رو میخونم از اون موقع شما فایلهای توحیدی بیشتری میزارید تو سایت
جالبتر اینکه به یه یک چالش خوردم که جوابش توحید هست قدرت یه بنده خدایی رو تو ذهنم خیلی زیاد کرده بودم و خودم و تنها میدیدم و دقیقا با خدا که صحبت کردم گفتم این بی انصافیه که تنهام بزاری واقعا من حریف این ادم نیستم و بعد به اون ادمه گفتم من از پس تو بر نمیام فقط خدا حریف تو میشه تو جنگو جدال با ذهنم بودم که دیدم فایل جدید اومد به قدری ذوق زده شدم که خدا میدونه دفترم رو اوردم و شروع به نوشتن کردم گفتم خدای من این عباس منش واقعا پیامبر خدا هست مگه حضرت محمد چه کار میکرد ؟
اشاعه توحید و یگانگی خدا
دقیقا همین کار را انجاممیداد
خیلی حالم خوب شد با دیدن این فایل فهمیدم باید حتما قدرت را به خدا بدم و اگه بخوام اون ادم رو گنده کنم عاقبتش به ضرر م تموم میشه چه قدر الهامات و ایده ای خوب اومد چه قدر ادمها رایگان و بدون چشم داشت دارند برام کار انجام میدند و همه از لطف خدا میدونم و مطمعن هستم وقتی سپردم به خودش به بهتر ین شکل برام انجامش میده
استاد باور کنید انقدر از ته دل اروم هستم چون میدونم جواب توکلم رو میده
ممنون از شما که به الهاماتتون عمل میکنید و انقدر فایلهای زیبا و اموزنده ضبط میکنید