تغییر شخصیت، جهادی اکبر لازم دارد - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

445 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 453 روز

    درود

    روز نود و هشتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد

    خب من این فایل رو دیروز دیدم اما کامنتش موند برای امروز ،

    پاشنه آشیل من همیشه در ترس از عدم سلامتی بوده ،

    ترس برای من در موارد دیگه غیر از این مورد اصلا جدی نبوده،

    من آدمی بودم که همیشه از تغییر مکان تغییر شغل تغییر محل زندگی لذت می‌بردم

    آدمی بودم عاشق ترسناکترین وسیله ی شهربازی ، اینکه تجربه کنم و لذت ببرم

    عاشق این بودم که کوه برم ،

    بام شهر برم و از اون ارتفاع زیاد لذت ببرم

    عاشق این بودم که مهاجرت کنم و لذت ببرم

    عاشق این بودم با سرعت بالا رانندگی کنم

    عاشق این بودم که با سرعت بالا دوچرخه سواری کنم

    اما اما اما …

    عدم اعتماد به جسم و روحم باعث شد که من سلامتیمو از دست بدم

    همیشه میترسیدم اینکه

    نکنه اینجوری بشم

    نکنه. اونجوری بشم

    این نقطه ضعف بزرگ من بوده همیشه

    و اینقدر این ترس ادامه پیدا کرد

    که بخاطر عدم سلامتی من تمام اون لذت ها رو از دست دادم

    رانندگی با سرعت بالا ، سوار شدن وسیله مهیج شهربازی ، کوهنوردی ، بام شهر، سفر کردن ، پیاده روی ، تغییر محل زندگی …

    یعنی عدم سلامتی باعث شد از تمام لذت ها محروم بشم

    و هیچوقت نمی‌دونستم که خودم مسببش بودم

    و حالا که در این سایت فهمیدم افکار خودم این اتفاقات رو واسم رقم زده ، واقعا نیاز دارم به جهادی اکبر برای تغییر

    چون گاهی روزها مثل همین هفته من در دوره عود هستم و اونقدر بخاطر فشارها فرکانسم پایین اومده که دوروز طول کشید خودمو جمع و جور کنم و گریه نکنم و دوباره حواسم رو برگردونم به سایت

    و کانون توجهم که نگو

    واقعا سخت شد توجه به نکات مثبت

    ولی دیروز توی عقل کل، یکی از عزیزان نوشته بود که استاد در دوره 12 قدم یک جمله گفتن در مورد سلامتی که گفتند : خودش خوب میشه ، این جمله لااقل فعلا روم تاثیر گذاشت و از دیروز مدام میگم خودش خوب میشه

    امیدوارم بتونم خودم بیشتر جمع و جور کنم چون معتقدم کسانیکه به این سایت هدایت میشن ، قراره که تغییر کنند ، بیخود به اینجا هدایت نشدند

    و اینکه خوندم باید ایمان داشته باشیم که این تکرار باورها و کنترل ذهن ، جواب میده

    . این کار کردن روی ذهن رو بدون نام امیدی ادامه بدیم

    واقعا به قول استاد نیاز هست به شخم زدن ذهن

    من لیاقتش رو دارم فقط تعهد میخواد ، تعهد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ثمین گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    سلام به همگی

    امروز هیجده روز از خریداری قدم اولم میگذره. حسابی تمام توانم رو گذاشتم که تغییر کنم که رشد کنم. هر فایل رو بارها میبینم و تازه هر دفعه یه چیز جدید کشف میکنم.

    چند روزیه گیر دادم به ستاره قطبی

    و اینکه چطور درستتر انجام بدم که واقعا جواب بگیرم صرف نوشتن و سیاه کردن و نتیجه نگرفتن نباشه. امروز هدایت شدم به این قسمت

    اول یه کم از خودم بگم

    من حسابی غرق شده بودم توی یک حال فوق العاده بد عضو این سایت شدم استرس و اضطراب شدید و سلامتی که حسابی داشت از دستم میرفت. امیدم کلا از بین رفته بود وصیتم رو کرده بودم و بچه هامو به دست خواهرم سپرده بودم. روزا کلی قرص و دارو میخوردم و بیماری کرونا و آسم خفیف سرفه ها و استرسهای شدید منو تا بیمارستان کشوند. میدیدم خیلی راحت زندگی از دستم میره.

    اتفاقی کلیپی از استاد عباسمنش دیدم کورسوی امیدم پیدا شد یه نور

    روزا تا شب تمام مدت هدست توی گوشم بود و تمام فایلهای رایگان رو گوش میدادم. هر دفعه یه فایل جدید یه نکته ی جدید

    تا به امروز که رسیدم به باور سلامتی

    من سلامتی رو میخوام اما از کرونا ترسیدم از صبح هزار تا داروی گیاهی ردیف میکنم چندین ماهه حتی برای خرید از خونه بیرون نمیرم.پسرم حتی توی حیاط هم نمیره. باورم شده توی جنگ گیر افتادم هر روز مطالب سایتا رو پیگیری میکردم. طب سنتی و طب پزشکی هر دو در تضادن و آدمها راحت میمیرن.

    پس قدم اول ساختن باور درست

    ۱_ خداوند حافظ و نگهبان من و خانوادمه

    ۲_تا خدا نخواد برگی از درخت نمیفته

    ۳_من با آبلیمو و عسل و غرغره آب نمک پیشگیری میکنم مابقی دست خداست.

    ۴_دیگه پیگیری مطالب پزشکی نمیکنم.

    ۵_هر روز صبح توی تمرین ستاره ی قطبی تاکید میکنم سلامتم و تمام سلولهای بدنم درست و بجا کار میکنن.

    ۶_من با یاد خدا در آرامش کامل هستم.

    …..

    امیدوارم تا خرید قدم بعدی بتونم پیشرفت بیشتری داشته باشم.

    اگر دوستان توضیح بیشتری یا نکته ای داشتن ممنون میشم پیام بگذارن.

    ارادتمند ثمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1688 روز

      بنام خداوند مهربان

      سلام به دوست موحد و ارزشمندم

      تایید میکنم هدایت پروردگار قدرتمندمونو.

      او هدایت میکند کسی رو که ازش هدایت بخواد

      او ثابت میکند خودشو به کسی که ازش درخواست کنه

      تبریک میگم برای هدایتتون به این جمع توحیدی ، به جایی که یاد حضرتش در میان هست

      الهی شکر

      و برای جهاد اکبری که را انداختین.

      در پناه فرمانروای کائنات غرق نعمت و برکت باشه زندگیتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    علیرضا جلالی گفته:
    مدت عضویت: 2287 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار خدا رو شکر میکنم که در مسیر توحید و مسیر خودشناسی و شناخت بهتر خودم این فایل رو گوش میکنم.

    تغییر شخصیت با تلاش فراوان و اراده محکم .واقعا جهاداکبر میخواهد .من فکر میکنم اصلا یکی از مصداقهای باهوش بودن و به قول مردم زرنگ بودن همین شناخت نقاط ضعف و چگونگی تغییر شخصیت هست و البته که همانطور که استاد گفتند باید منبع آشغال ها را پیدا کنم نه اینکه اونها رو زیر مبل قایم کنیم.

    اشغالی که من در رفتارم و شخصیتم دارم قدرت نه گفتن هست که منبعش همون اعتماد به نفس هست.برای من واقعا اعتماد به نفس ریشه بسیاری از مشکلاتم بوده و ایراد شخصیتی هست که باید هنوز و هر روز کارکنم و تلاش کنم برای تغییر شخصیتم.

    من قدرت تغییر زندگی خودم رو دارم وتصمیم باید بگیرم برای تغییرات اساسی و بزرگتر.

    اگر استاد عباس منش تونسته پس من هم میتونم‌.

    تغییرات یک شبه نیست و زمان میبره چالش داره و تعهد میخواد و کنترل ورودی ها.

    جهان رو خلق کرده و خداوند گفته تو هر جوری میخوای اون رو شکل بده این هر جوری خیلی میتونه خیالم رو راحت کنه یعنی همه چیز دست خودم هست .

    یکی از علاقه مندی های من نجوم و ستاره ها و مخصوصا دیدن آسمان شب هست. مطالب جالبی درباره ارتباط نجوم و قوانین آفرینش پیداکردم شاید نتونم خیلی خوب توضیحش بدهم ولی درک خوبی به من داده از آفرینش و وجود انسان و قدرت باورها و..‌.که مخصوصا توی بحث اعتماد به نفس هم حس خوبی به من میده هم درک بهتر وزیباتری از جهان هستی میده .

    تا وقتی خودم رو درست نکنم تغییر بنیادین رخ نمیده تغییرات اساسی وقتی اتفاق میفته که من شروع کنم به تغییر خودم به پا گذاشتن روی ترسهام و نگرانی ها .

    دارم نزدیک میشم به خرید قدم اول دوازده قدم و خوشحالم که به زودی من هم به جمع دوستانم در دوازده قدم نزدیک میشوم .

    شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    هانیه زراعتگر گفته:
    مدت عضویت: 1416 روز

    به نام آن اقیانوس عشق و رحمت …

    اخرین روز از روز شماری تحول زندگی من …

    سلام به استاد عباس منش عزیزممم و خانم شایسته دوست داشتنی …

    چقدر خوشحالم که دارم براتون دیدگاه میزارم ، بقدری خوشحالم که چشمام از شادی پر از اشک شده ، نوشتن دیدگاه هم یکی از خواسته های من بود ، دلم میخواد اول از نحوه آشنایی خودم با استاد عباس منش و سایت ایشون بگم ؛ نمیدونم چرا ! اما حسم به من میگه که اول اینو بنویس بعد برو سراغ نتایج . پس من هم اینکار رو انجام میدم .

    دقیق نمیدونم از چه تاریخی شروع شد فقط میدونم اوایل پاییز 1401 بود ، همه چیز بعد ازدیدن فیلم راز اتفاق افتاد ، انگار پرده ای از جلو چشمانم برداشته شد ، زمانی که داشتم فیلم راز رو میدیدم یاد کفشی افتادم که چند روز پیشش خریده بودم ، مدل کفشم رو بار ها و بارها تصور کرده بودم که دارمش و همه جا ها رو برای خریدنش هم میگشتم و بالاخره خریدمش و بار ها و بارها اتفاق های مشابه دیگه ، البته اون زمان هنوز از قانون چیزی نمیدونستم و ناآگاهانه ازش استفاده میکردم ، از وقتی که یادم میاد قوه تخیل خوبی داشتم و همیشه برای خودم زندگی که میخواستم رو رویابافی میکردم ، برای همین دیدن فیلم راز و مطالب راز زیاد برام غیرقابل باور نبود

    بعد از فیلم راز کتاب جادو ، راز و قدرت راندا برن و چند کتاب دیگه که دقیقا اسمشون یادم نیست ، آشنا شدم و شروع به مطالعه کردم ، یادم میاد اون زمان کل اینستاگرام از زبان فارسی و غیر فارسی از پیر و جوون و بزرگ و کوچیک داشتن راجب قانون جذب حرف میزدن ، که ویدیو ها و حرف های استاد عباس منش هم بود ، همون اول با استاد آشنا نشدم یه روند تکاملی داشت ،از آموزه های اساتید زیادی استفاده کردم ولی همشون من رو به بیراهه کشیدن اعتقاد داشتن که گفتن یه سری از اعداد کنار هم شما رو به پول و خواسته میرسونه ، من هم انجام میدادم ولی هیچ پولی وارد زندگیم نمی شد و من رو دلسرد میکرد .

    در این بین با پیجی تو اینستا آشنا شدم که ادعا میکرد شخص شماست و حصولات شما رو میفروشد !!!!

    من هم دیده بودم که اساتید ( اسمشون رو نمیبرم ) فایل های خودشون رو تو اینستا تو پیج شخصی خودشون میفروشن ، و فکر کردم که این پیج هم به اصطلاح شما هستین ، با مبلغی بسیار ناچیز محصولات شما رو اون فرد که خودش رو مدیر فروش شما جا زده بود به من فروخت !!!

    من فقط ویدیو های 30 یا 40 ثانیه ای شما رو تو اینستا میدیدم و صدای شما بی نهایت من رو به خودش جذب میکرد

    وقتی محصولات شما رو خریدم به طور نامناسب از یه فرد کلاه بردار ، شروع کردم به گوش کردن ( من واقعا روحمم خبر نداشت که این فرد کلاه بردار است ، از استاد عباس منش عزیز عذرخواهی میکنم ) به غیر از احساس آرامش هیچ اتفاق خاصِ دیگه ای تو زندگیم نیفتاد حتی رفتم سرکار نه کارش و نه محیطش و نه کارفاش جالب نبود و اون کار بی نهایت برام تنفر آمیز بود حتی اگه اسم اون کار هم که میاد حالم یجوری میشه ، یک ماه تو اون کار بودم ولی هم خودم و هم کارفرما دیگه تمایل به ادامه همکاری نداشتیم و من از اون کار اومدم بیرون .

    برام خیلی عجیب بود که چرا انقدر تو فایل ها از سایت حرف میزدین و میگفتین که محصولات شما فقط تو سایت فروخته میشه ، پیش خودم گفتم این سایت چیه که انقدر استاد ازش حرف میزنه ، وقتی وارد سایت شدم یه حسی به من گفت اول قیمت محصولات رو ببین ، همینکار رو کردم وقتی با قیمت اصلی محصولات مواجه شدم فهمیدم که اون فرد کلاهبردار و خیلی سریع اون کانال تلگرامی رو که محصولات شما رو میفروخت و خود فایل ها رو هم خیلی سریع پاک کردم .

    ذهنم شروع کرده بود به ناسزا گفتن ولی سعی کردم با تغییر نگاهم احساسم رو خوب کنم و گفتم که اگر این فرد نبود من با استاد و سایت ایشون آشنا نمیشدم .

    عضو سایت شدم اولش نمیدونستم که باید چیکار کنم و از کجا شروع کنم برای همین از فایل های دانلودی استفاده کردم و بار ها و بارها اونارو گوش میدادم ، اما باز هم به غیر از احساس آرامش و سلامتی و نگران نبودن و ترس نداشتن نسبت به اینده ، از نظر مالی اتفاق خاصی نیفتاد .

    بعد با روز شمار تحول زندگی آشنا شدم و شروع کردم به دانلود و گوش کردن شابه روزی

    نمیدونم چرا ولی من نسبت به حرف های شما مخالفت نداشتم برام باور پذیز بود و خیلی راحت می پذیرفتم و قلبم میگفت درست میگه و کغزم یه سری از اتفاقت رو برام یاد آوری میکرد که حرف های شما درسته ، پاشنه آشیل نمیگم نداشتم ، داشتم ولی اونقدر عمیق نبودن که بخوام تلاش فراوان برای تغییر انجام بدم با 3 یا 4 روز کار کردن باور های خوب جایگزین میشدن و نمیدونم که این پذیرفتن راحت بدون مقاومت سخت خوبه یا بد ؟؟؟؟!!!!!

    شروع کردم به کنترل ورودی های ذهنم با دوستام قطع رابطه کردم و تلویزیون و فیلم و اخبار و حتی اهنگ هایی که یکدونه کلمه منفی داشت رو هم حذف کردم و سعی کردم اگاهانه به زندگی و اطرافم جوری نگاه کنم که احساس خوبی پیدا کنم تا بتونم ذهنم رو در مقابل نجواهای مزخرف و بی پایه و اساس مغز ، کنترل کنم .

    من تغییر کردم خودم این رو با همه وجودم احساس میکنم من دیگ اون دختر افسره و غمگین و نگران و کسی که میخواست خودش رو برای خانواده فدا کنه نبودم ، من شدم دختری که حتی با خوردن یک لیوان چای ، احساس خوب و سپاس گزاری و عاشق زندگی کردن !!!! چیزی که تا قبل از اون نبودم و همش فکر میکردم حتما باید پول خیلی زیادی داشت تا سپاس گزار بود ، نه !!! این هم نه !!! عجیبه !!! واقعا الان که دارم فکر میکنم نمیدونم قبلا به خاطر چی باید سپاس گزار میبودم !!! ولی الان که به خودم نگاه میکنم میبینم من حتی برای خوردن یه لیوان چای و یه لیوان آب خنک با همه وجودم سپاس گزارم . باید به خودم افتخار کنم و میکنم … درسته که هنوز پول و ثروت و خونه و ماشین از خودم ندارم ، ولی همینکه دیگه ترسی و نگرانی و دلهره ای نسبت به اینده ای که هنوز نیومده ندارم ، حالم خوبه و احساس آرامش و بدنی سالم دارم ، بازم خیلیه چیزی که حتی شاید خیلی از آدم های دیگ نداشته باشن … پول و ثروت هم وارد زندگیم میشه … همه چی به وقتش اتفاق میفته … به زمان بندی خدا اعتماد دارم …

    گفتم خدا … یادم رفت که از مهم ترین اتفاق زندگیم که پیدا کردن خدا بود بگم ….

    نمیشه گفت که کامل خدا رو میشناسم و ایمان کامل دارم به نظرم این یک دروغ محضه که یکی بگه به خدا ایمان کامل

    داره و کامل و خیلی خوب اون رو میشناسه ، ما آدم ها به اندازه درک و توان فهممون خدا رو میشناسیم ، البته این نظر من کاری به درست یا غلط بودنش هم ندارم .

    من با خدایی اشنا شدم و خدایی رو پیدا کردم که هیچ کسی تا به حال راجب به همچین خدایی به من نگفته بود ؟؟؟ واقعا چرا ؟؟؟ چرا کسی راجب به همچین خدایی که من الان باهاش آشنا شدم با من حرفی نزده بود ؟؟؟

    چقدر این خدایی که من پیداش کردم فوق العاده اس ، ارامشی که من الان دارم رو نمیدونم باید با چه کلمه ای توصیف کنم ، کلمات برای احساس من کافی نیستن

    چقدر از تنهاییم لذت میبرم ، چقدر این حس تنهایی شیرین و خوشمزه اس ، انقدر این حس تنهایی و وقت گذروندن با خودم و حرف زدن با خدای خودم لذت بخش و شیرین و دلچسبه که دلم میخواد تا آخر عمرم تو این تنهایی لذت بخش باشم .

    تغییر شخصیت من ….

    خب از نظر خودم که خیلی نسبت به قبل خوب شدم ولی از نظر مادرم نه …!!!

    من دیگه نماز نمیخونم و روزه نمیگیرم، من فقط نماز رو برای این میخوندم که مامانم میگفت اگه نماز نخونی و روزه نگیری میری ته ته ته جهنم … برای همین نماز میخوندم و روزه میگرفتم و این نماز و روزه هیچ احساس ارامشی به نمیداد و من فقط روز به روز احساس غم و ترس و احساس باری بر دوش بر من بیشتر می شد

    ولی از وقتی که اینکار رو نمیکنم ارامشی دارم که قابل مقایسه با اون زمان هایی که نماز میخوندم و روزه میگرفتم و افکار مذهبی مزخرف داشتم نبود و نیست . دیگه پای غیبت های مامانم نمیشینم و نمیزارم راجب مردم حرف بزنه و دیگه به چشم زخم و شانس اعتقاد و باوری ندارم و از همه مهمتر چون دیگ خودم رو فدای خانواده نمیکنم ، دختر بدی هستم و ازینکه همش میگم شما نمیتونید برای زندگی من تصمیم بگیرید ، عصبی میشن و دوست دارن که من عروسک خیمه شب بازی دست اونا باشم و هر چی اونا میگن بدون چون و چرا بگم باشه هر چی شما میگین … و این برای اونا پذیرفته نیست …

    ولی دیگه خودم رو اذیت نمیکنم ، خداوند قدرت خلق زندگیمو به خودم داده نه بقیه

    خانواده من آدم های درستی نیستند ، با اینکه مادرم فردی بسیار مذهبی ست و هر روز هم مریضه ، در تمام روز مریضه و داره از درد های الکی و بیخود ناله میکنه و چپ میره راست میاد میگه من مریضم و اینا ، پدرمم که آدمی بسیار منفی باف و عصبی و غیر منطقی که اصلا نمیتونی دو کلمه باهاش حرف بزنی ، اگه تو بهشت هم باشه یه ایرادی ازش میگیره و بد و بیراه میگه ، همه رو هم احمق و خنگ میدونه و فقط خوش رو علامع ده و همه اشتباه میکنن و فقط اون درست میگه ، ولی من دارم سعی میکنم با تغییر نگاهم به احساس خوب برسم و به اینا توجه نکنم و مراقب احساس و نجواهای ذهنم باشم گاهی اوقات خوب عمل میکنم و سعی میکنم که بیشتر مراقب نجوا ها باشم ، خانواده ام تنها افرادی هستن که هموز از زندگیم حذف نشدن و این رو هم میدونم که جهان خوش جدا میکنه و من فقط باید روی خودم کار کنم . و نسبت به رفتار های اونا بی توجه باشم

    وقتی که روی باورهام کار میکردم و میکنم الهاماتی در همون حد دریافت میکردم مثلا با گفتن جملات تاکیدی که میگفتم حسم میگفت حالا این جمله رو بنویس و اینجوری بگو یا میگفت الان صدای خودتو ضبط کن و … و ثاتیرش رو هم میدیدم …

    بعد از ازاینکه همه فایل های روز شمار تحول زندگی رو دانلود کردم و بار ها و بارها گوش میدادم و هنوز هم گوش میبدم تا صبح چشمام باز میشد هدفون میذاشتم تو گوشمم و شروع میکردم تا شب به گوش کردن فایل ها مینوشتم و گوش میدادم و صبح ها سپاس گزاری برای داشته ها و شب قبل خواب باز هم سپاس گزاری برای داشته و اتفاق های خوبی که در طور روز رخ داده ( هنوز نتوستم محصولات رو بخرم )

    الان به لطف و هدایت خداوند از بیکاری در اومدم که واقعا این بیکاری برام عذاب آور بود و نداشتن در امدی در ماه سخت که …. یکم اره بود ولی نه خیلی زیاد ، بیشتر رفتار های مادرم برام اذیت کننده و آزار دهنده بود این که میدید هدفون تو گوشمه و فایل گوش میدم و مینویسم کلی حرف های ازار دهنده و رفتار های ازاردهنده داشت میگفتم تمرین سپاس گزاری و مسخره میکرد و کنایه میزد

    از وقتی که اومدم سرکار و مشغول به کار شدم ، ( چقدر کارم خوب و عالیه هم محیطش هم کارفرما و همکارا ، همشون آدم هایی بسیار بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد و آدم هایی درست و کاری خیلی خوب و راحت …. )

    وقتی که مشغول به کار شدم رفتار مادرم باهام بهتر شده با حرف هاش آزارم نمیده … واقعا جای شکر و سپاس گزاری داره

    از اینکه با کار کردن روی خودم و قدم عملی برای خواسته ام برداشتم از خودم سپاس گزاری میکنم برام خیلی فوق العاده اس … اینکه مسیرم مسیره درستی هست قدرت و شوق و انگیزه بیشتری به من برای حرکت میده ….

    من تازه اول راهم باید قدم به قدم و تکاملی حرکت کنم و بقیه چیز هایی که میخوام تو زمان مناسب به طور طبیعی وارد زندگیم میشه

    خیلی حرف های دیگ هست که دلم میخواد بگم ولی تا همیجا هم خیلی طولانی شده … امیدوارم که حرف هام خسته کننده نباشه ، خیلی دوست داشتم که یه رد پایی از خودم بزارم …

    استاد عباس منش عزیزم … عاشقانه هم شما و هم خانم شایسته عزیز رو دوست دارم و با همه وجودم سپاس گزار شما هستم من هر روز به خاط شما از خدا سپاس گزاری میکنم

    بعد از آشنایی با شما من دارم زندگی میکنم تازه میفهمم که زندگی چیه

    از اینکه طولانی شد عذر میخوام ، سعی کردم خلاصه بگم تا زیاد نشه ولی انگار شد ، دلم میخواد انقدر اتفاق های عالی برام بیفته که همیشه بیام براتون بگم ….

    از اینکه با عشق میخونین سپاس گزارم … نمیدونم واقعا چی نوشتم

    بی نهایت سپاس گزارم ….

    ارزو و حرف زیبایی که بعد از پایان هر فایل میگین ، بهترین آرزو و حرفی که من تا حالا شنیدم ومن همون آرزو رو برای شما دارم

    هر کجا که هستین در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثرتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      کلاهبردار خدا و همه گفته:
      مدت عضویت: 2121 روز

      یلام دوست عزیزم

      از اونجایی که گفتی الا داری با خوردن چای احساس‌ خوب می کنی کلی درس گرفتم که چطور آدم‌ وقتی تغییر می کنه از همون جایی که هست حسش و لذتش از زندگی بالاتر می‌شه.

      ازونجایی که گفتی من دیگه خودمو برا کسی فدا نمی کنم هم کلی درس یاد گرفتم که بخش عظیمی از اون مال بهبود عزت نفس می‌شه.

      دمت گرم که با تغیراتت هم حال‌ خودت خوبه و هم حسای قشنگت درس می‌شه برا من مرسی عزیزم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1943 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگر به سمت خواسته ها

    سلام به استاد عزیز

    جهاد اکبری تغییر شخصیت واقعن الان حس میکنم تغیر باورها خیلی سخته

    قدم سوم دوازده قدم‌ که گنج بینظیری دوره دوازده قدم که هر روز کمک میکنه بهتر و بیشتر قوانین بشناسم و زندگی بهتر بشناسم

    =باید روی افکار و باورهامون بسیار کار کنیم تا تغییر کنن

    =باید منبعی که باعث ایراد های شخصیتمون میشه تغییر بدیم باید باورهای ایراد دارمون تغییر بدیم

    =تا وقتی باورهامونو درست نکنیم تغییر بنیادی در زندگمون رخ نمیده

    =باید بپذیریم که ایراد داریم باورهای غلط داریم و وقتی شروع کنیم به باور کردن اونها میتونیم تصمیم بگیریم و تغییرش بدیم

    =وقتی میبینیم افراد معتاد که کف جوب بودن هم تغییر کردن باور کنیم که میشود ما هم تغییر کنیم میتونم به ثروت نعمت بی پایان برسیم

    =باید ایرادهامون بپذیرم و روشون کار کنیم باید ایراد های شخصیتیمون تغییر بدیم

    =تمام اتفاغات زندگی مارو باورهامون رقم میزنن

    =در جهان همه چیز هست و ما به جهان شکل میدیم هر طوری که میخاییم شکل میدیم با کانون توجهمون شکل میدیم و جهان برای خودمون میسازیم

    =اتفاغات در زندگی ما زمانی می افته که باورهامونو تغییر بدیم

    =یک شبه نمیشه به همه چیز رسید باید قدم به قدم و تکاملی حرکت کنیم از مسیر لذت ببریم تا به خواسته هامون به آسانی برسیم

    سپاسگذارم برای این فایل و این نکات

    همیشه میگم کاش زودتر وارد دوره میشدم اینقد این دوره بی نظیر ولی از ی طرفی هم الان که در این دوره هستم بهترین زمان ممکن و اماده دریافت تمرین ها هستن و مطالب بهتر میفهمم خدایا شکرت بی نظیر این دوره خدایا شکرت برای بودن شما در زندگیم

    آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    پونه زرگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    استاد عزیزم سلام

    سلام به همه ی عزیزان در خانواده بزرگ و دوست داشتنی م

    تغییر شخصیت جهادی اکبر لازم داره واقعا

    مهمترین کاری که باید انجام داد،یه عمر با افکاری که توسط خانواده و دوستان و اطرافیان و اخبار و رسانه ها به خوردمون دادن،زندگی کردیم و باور کردیم زندگی همینه

    یه جاهایی شجاعت داشتیم و خواستیم متفاوت باشیم ولی باورهای درونی مون میگفتن نمیشه

    سمج بودیم و گفتیم باید بشه ،

    حالا در ظاهر باید میشد ولی درونمون هزار جور نجوا داشت …

    میخواستیم ارامش داشته باشیم،سلامتی داشته باشیم،ثروتمند باشیم کل دنیا رو بگردیم…

    خلاصه جوردرنمیومد

    یه سری کتاب ها، یه عده ادمهایی اومدن و گفتن بله میشه ولی نگفتن چجوری

    مثبت باش مثبت فکر کن تجسم کن

    باز هم جور درنمیومد

    یه جایی اینقدر این خواستنه قوی بود و ما هم عاجز که ای بابا چجوری اخه

    خدا خودش رو نشون داد و راه رو نشون داد

    البته و صد البته همیشه نشون میداد ولی ما تو باغ نبودیم

    اصلا تو مدارش نبودیم که درک کنیم

    استاد عباس منش رو خدا رسوند

    همیشه و همیشه

    تو همه ی فایل ها

    استاد میگن کنترل ورودی ها

    کنترل نجواهای ذهن

    حال خوب

    ما که عادت کرده بودیم یا بهتر بگم باور کرده بودیم ،خوب سخت بود کنترل کردن ذهن

    ولی تلاش کردیم و این تلاش نتیجه داد یه جاهایی

    این بود که باور کردیم که با تغییر باورها و به اندازه تغییر باورها جهان همراهی میکنه و این قشنگ بود

    این بود که مشتاق شدیم برای ادامه دادن

    خدایا ازت میخوام هدایتم کنی به راه درست

    خدایا شکرت برای قوانین ثابت جهان هستی

    خدایا شکرت برای خلق زندگی دلخواهمون

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  7. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1315 روز

    روز 98 ، فصل چهارم ، روز شمار تحول زندگی من:

    به نام خداوند جسورها، خدای قدرتمند و بی نیازم

    خدایی که انرژی بی نهایتی ست در دل

    همه چیز و همه کس.

    توی سفر به دور امریکا بارها بارها دیدم که شما و عزیزدلتون رفتین تو دل ترس‌هاتون و تو دل

    ناشناخته ها

    مثل اون قسمتی که شما به تنهایی رفتید موتور سواری

    و یا اون قسمتی که مریم جون سوار اسب شد و تور اسب سواری رو تجربه کرد.

    راستش و بخواهید استاد جان منم سالها پیش این ترس‌ها رو داشتم :

    از جن ،شب تنها بیرون موندن ،تنها تو خونه خوابیدن از قبرستون ،حیوانات ،ارتفاع ، قضاوت مردم ، غیبت مردم از من و حرف دیگران راجع به من، از مرگ پدر و مادر ،

    و دیگر عزیزان، از مرگ خودم، از چشم زخم طلسم بستن بخت و…

    از وقتی به صورت خیلی جدی فایلهای شما رو دیدم

    آگاهی ها رو شنیدم و یسری تمرینات که میگفتید

    رو نوشتم و انجام دادم رفتم تو دل خیلی از این ترس‌ها و اتفاقا چقدر موهبت های خوبی داشت و تجربه های جالبی بود.

    بعنوان مثال یکی از فایلهای دانلودی شما که راجع به چشم زخم بود رو گوش دادم: ترس از طلسم ، بستن بخت و چشمم بزنن یا کسی رو چشم بزنم از بین رفت

    این باور در دوران راهنمایی ام با من بود و این موضوع رو برای خودم حل اش کردم.

    خیلی وقتها آگاهی : درمان است.

    برای همین شما بارها و بارها گفتید که فایلها رو بیش از صد بار بشنوید. هر روز خودتو رو بمباران کنید از این ورودی های مناسب در سایت و اعراض کنیم از ناخواسته هامون

    چند شب تنها تو خونه خوابیدم حتی همین چند روز پیش به مدت 14 روز بدون برق تو خونه بودم شبها با هدلایت کارهامو انجام میدادم هر روز عصرها هم دو ساعت گوشی مو میبردم خونه خواهرم و شارژ میکردم

    اینطوری به تنهایی ،جن و تاریکی و خیلی ترس‌های دیگه غلبه کردم و بیشتر قدر دان حموم، برق ، آب گرم و روشنایی شدم.

    با باورهایی که از فایلهای شما یاد گرفتم ترس از مرگ عزیزانم ، تموم شدن روابط،مرگ خودم ، از خدا غلبه کردم و این ترس‌ها

    تبدیل به آرامش و حس خوب شد.

    من خدا رو با این سایت و استادم طوری دیگه شناختم

    خدایی که کلی باور اشتباه راجع بهش داشتم.

    برای ترس از ارتفاع کوهنوردی رو امتحان کردم

    و چند روز پیش هم رفتم بالای پل هوایی اما هنوز سقوط آزاد رو نتونستم تجربه کنم.

    از آب هنوز میترسم و شنا بلد نیستم ( تو برنامه هام هست)

    به سگ ها غذا میدادم که بتونم کمی نوازششون کنم

    اما هنوز از اسب سواری ، بقیه حیوانات و سگهایی که غذایی نمیتونم اون لحظه بهشون بدم میترسم.

    از رانندگی کردن میترسم

    ( که توی برنامه ام هست بهش غلبه کنم )

    ترس از دست دادن و تنهایی و بی دوست ‌همکار بودن

    رو هم با دوبار مهاجرت استانی ( خوزستان به اصفهان) و درون استانی ( فولادشهر- شاهین شهر)حل کردم.

    تمرین آگهی بازرگانی که در روزهای قبل خواستید از ما

    رو برای دو تا از هنرجویانم خوندم ( هنوز جای کار دارم)

    با غریبه ها نسبت به ده سال پیش راحتتر میتونم صحبت کنم

    وقتی فهمیدم من خالق زندگی خودم هستم

    دیگه از رفتن عزیزانم ،پدرم و دیگر آدم ها ناراحت نشدم و انتظارم رو از دیگران و عوامل بیرونی برای دریافت پول تو جیبی و خوشبخت کردنم و… به صفر رسوندم.

    وقتی قانون رو فهمیدم که من خالق شرایط زندگی خودم در تمام جنبه های زندگی ام بواسطه فرکانسهام و کانون توجهم هستم از خیلی جهات قدرتمند شدم من اون آدم ده سال پیش و حتی یکسال پیش نیستم

    در وجودم تحولات زیاد پ خاصی ایجاد شد آرام‌ترم ، همه چیز برام زیباتر شده

    و همیشه میگم من در بهترین زمان و مکان ممکن هستم.

    استاد من ازت بی نهایت سپاسگزارم و امیدوارم این پیام منو ببینید …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2187 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    تغییرات شخصیتی یکی دو روزه اتفاق نمیفته

    افکار و باورهای ما نیازمند زمان هست تا تغییر کنن ،همون جور که چندین سال طول کشیده ایجاد شده،حداقل چندین ماه نیاز داره تا درست بشه

    تا زمانی که خودمونا درست نکنیم،تا وقتی باورهامون را درست نکنیم،تا زمانی که داریم فرار میکنیم از ایرادهامون تا وقتی آشغال ها را میزاریم زیر مبل تغییر بنیادی در زندگیمون رخ نمیده

    هر بهانه ای که شما میارید برای اینکه یک تغییر مثبت تو زندگیت ایجاد نکنی،همون هست که باعث پیشرفتت نمی شه

    اگه مثل قبل فکر میکنی و مثل قبل عمل می کنی،مثل قبل نتیجه می گیری

    من خودم تا همین چند وقت پیش همه را مقصر بی پولی و بدبختی خودم میدونستم و فکر میکردم در حقم ظلم شده،آقا تا مظلوم نباشه ظالمی وجود نداره ما خودمون هستیم که با دست خودمون باعث بدبختی خودمون میشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2428 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به همه ی شما عزیزان ارزشمندم

    تغییر شخصیت جهادی اکبر میخواهد.

    ^ تغیرات شخصیتی یک روزه یا دو روزه اتفاق نمی افته.باید به همون شکلی که آرام آرام ایجاد شدن، آرام آرام اونا رو تغییر داد.قدم به قدم تغییر داد.

    دوره 12 قدم دوره ایی که من هنوز اندر خم کوچه ی اول و دومش هستم.

    خدا کمکم کنه در مدارش قرار بگیرم و درکم به قانون تکامل بیشتر بشه.

    واقعا درک .و عمل به قانون تکامل شده یک ترمز….

    ^ باید ترس ها رو برطرف کنیم نه اینکه خودمون رو محروم کنیم از مواهب زندگی. نباید این آشغال شخصیتی این ایراد شخصیتی ها رو برطرف کنم نه اینکه ببرمش اون آشغال رو زیر مبل.

    من ترس از شکست دارم و شاید شروع نمیکنم و تعلل میکنم.

    ^ قدم اول اینه که ایراد هامو بپذیرم.

    شــروع تغییرات زندگی استاد جان از اونجایی بود، که ایرادهای شخصیتی خودشون رو پذیرفتن.

    ^ من قدرت تغییر زندگی خودمو دارم، من قدرت تغییر شخصیت خودم رو دارم.

    ^هر بهانه ایی که میارید تا یک تغییر مثبتی در زندگی تون ایجاد کنید، این همونجایی هست که مقاومت دارید و باید تغییرش بدید.

    ^ باید اینو بیشتر درک کنم که تمام اتفاقات زندگی ام رو خودم دارم خلق میکنم.

    ^ما خدایی رو داریم و اون جهانی رو خلق کرده که در این جهانش همه چیز خوب و بد رو خلق کرده.در این جهان همه چی هست و تو انتخاب کن چی رو میخوای.و باید بدونی با افکارت داری اونا رو انتخاب میکنی. تو باید حواست باشه که هر لحظه چی رو داری انتخاب میکنی.

    ^ نذاشتم اینقدر افکار بد و نفرت ها و خشم ها،… توی ذهنم تلنبار بشه تا تبدیل بشه به درد…

    ^ متعهد بودن به کنترل ورودی هام

    ^ تصمیم قاطع گرفتن برای تغییر زندگی

    ^ اگر فکر میکنی یک شبه عوض میشیف سخت در اشتباهی. مگه یک شبه تو زبانت رو میتونی قوی کنی.نمیشه.

    ^ از قبل بیشتر لذت بردن.

    ^ از لحظه به لحظه ی زندگی درست استفاده کردن.

    خدایا شکرت که من همین الان قدم یک و قدم دو از دوره ی فوق العاده 12 قدم رو دارم.

    ^ بحث میزان پول نیست، موضوع احساس خوشبختی و رضایت و آراش هست.

    بیــا با من همین لحظه برقص و پایکوبی کن…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    بنام خالقم وهدایتگرم

    درود به استاد گرامی وخانم شایسته مهربان

    درود بهدخانواده بزرگ عباسمنشی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز راهم باری دیگر بمن این فرصت رادادی تا لذت ببرم از مسیر الهی که درونش قرارگرفتم وهمچنان دارم باطی کردن تکاملم بزرگ وبزرگتر میشوم

    استاد عزیزم بینهایت خداوند رابابت وجود شمادرزندگی ام سپاسگذارم که من راآگاه کردیداز وجودقوانین جهان هستی واینکه من خودم خالق زندگی خودمم

    خداروشاکرم بابت اینکه بمن لیاقت دادتابتوانم محصول گرانبهای دوازده قدم را خریداری بکنم ودرطی یکسال تکاملم راطی بکنم وهرروزم رابهتر ازروز قبلم بسازم ولذت ببرم از تمام نعمتهایی که بمن هدیه دادهدشد ازجانب پروردگارم

    وتا به امروز که قدم دوازدهمم راهم به پایان رساندم وحال کهدبه خودم نگاه میکنم به هیچ عنوان دیگه من اون آدم سال گذشته نیستم بلکه باافکاری روشن وقلبی بازودرکی بالا نسبت به تمامی مسائل پیرامونم

    من دیگه الان براحتی باهرکسی که همکلام میشم فقط ذهنم توجه داره به گفتارش وفقط کلمه به کلمه دارم ازطریق قوانین ذهنش رو میخونم ومیفهمم که چقدر بقول استاد عزیزم توی درودیوارهستند آدمهای اطرافم

    من دیگه خودم رابیشتر ازهرانسانی توی دنیادوست دارم وعاشق خودم هستم واولویت زندگیم خودم هستم

    چقدر احساس خوبی دارم وروحم لطیف شده که بمحض اینکه نام پروردگارم رومیشنوم ناخودآگاه اشک چشمانم سرازیر میشود مثل الان که دارم باقلبم مینویسم واشکم هم داره درمیاد

    چقدر لذتبخشه که خداوند در تک تک لحظات رندگیت کنارته ولمسش میکنی وحتی میتونی براحتی باهاش حرف بزنی ونیازی به هیچ انسان دیگه ای درزندگیت نداری

    چقدرزیباست که تا میخواهی ازش بهت داده میشود

    چقدرمهربونه خداوند که تمام جهان هستی رو براساس سیستم قدرتمندش قرارداده وهیچکسی نمیتونه حتی ذره ای بهت آسیب بزنه

    چقدر خوبه که من خالق زندگی خودمم وهرطوری که درست دارم میتونم زندگیمو برای خودم رقم بزنم والبته که نیاز داره به آموزش های تخصصی که من هم استادم رو دارم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،

    محصول دوازده قدم معجزه بزرگ زندگی من بود

    وهمچنان هم دارم به مسیرم ادامه میدهم وتا زنده هستم به خودم متعهد میشوم که از این مسیر الهی خارج نخواهم شد

    من دستاوردهای بزرگی رو توی این مسیر بدست آوردم

    وباورهای قدرتمندکننده ای رابرای خودم از طریق آموزه های استاد عزیزم ساختم

    خداوند راشاکرم که کسی رو در زندگی ام ودر رابطه عاطفی ام قرارداده که همیشه درکنارمه وپابه پای من دراین مسیر الهی قراردارد وانسانی خودساخته وهمپنان باخودوخدای خود درصلح است ودرآرامش کامل قراردارد واین بزرگترین وبهترین هدیه الهی بمن است

    استاد عزیزم بسیار فایلهای زیبایی داریدوهمچنان از خانم شایسته هم سپاسگذارم‌که از هرلحظه زیبایی های آمریکا تصویربرداری میکنندوبرایمان به اشتراک میگذاریدکه بادیدنسان انگیزه ودرخواست هادرذهنمون بوجود بیایدوبسار لذت میبرم ازدیدن زیبایی ها چونکه احساس میکنم منم درکنارتونم ودارم ازهمان فضا لذت میبرم

    وامیدروزیکه بتونم مهاجرت کنم به آمریکا وببینمتون

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    باآرزوی موفقیتهای روز افزون برای خانواده بزرگ وصمیمی ام

    استادومریم خانم عزیزانم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: