اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود بر استاد عزیزم ، مریم بانوی شایسته و مهربان و همه ی بچه های عزیز سایت
.
.
.
خدارو بارها شاکرم برای وجود این سایت عزیز و برای این آگاهی های بشدت حیات بخش و رشد دهنده
.
.
.
استاد عزیزم واقعا خداوند رو شاکرم به خاطر آشنا کردن من با شما و این مباحث عالی
.
.
.
چقدر ازین نشانه هایی که گفتین برای من آشنا بودن استاد عزیزم …
.
.
.
یادمه یکبار به یه نویسنده ایمیل زدم و نویسنده به ایمیل من جواب داد و من داشتم بال درمیاوردم چون خودم رو لایق پاسخ او نمیدیدم.
ولی چرا؟
واقعا چرا؟
فکر میکنم بدونم چرا
چون یادمه در اون زمان شهرت رو یه ارزش میدونستم.
نه در ظاهر ها نه حتی خودم شاید به زبان بازها منکر این قضیه میشدم حتی برای خودم ، ولی از درون برای شهرت ارزش و اعتبار قائل بودم یعنی بنظرم همین که یک آدم مشهور بود ارزش بیشتری از من داشت .برای همین هیچ وقت خودم رو لایق دیدن ، صحبت کردن و یا پاسخ گرفتن از یک آدم مشهور نمیدیدم.
خدارو شاکرم که الان تا حدی به این درک رسیدم که شهرت هم یه مسیره که ممکنه مسیر همه ی آدمها ازونطرف رد نشه آدمها میتونن مسیرهای مختلفی داشته باشن و این مسیر نیست که به آدم ارزش میده چیزی ک از خودش تو مسیر میسازه بهش ارزش میده و اینطوری مساله ی شهرت یکم تو ذهنم کمرنگ تر شد.
ولی این فقط به آدمهای مشهور ختم نمیشد من حتی به آدمهای معمولی ای که باهاشون در ارتباط بودم گاهی که پیام میدادم انتظار پاسخ ازشونو نداشتم!!
چرا؟
نمیدونم!
کی و کجا این احساس لیاقت از من گرفته شده بود …
چطور؟
که من حتی بدیهی ترین چیز مثل جواب یک پیام رو هم لطفی از طرف مقابلم میدیدم !
خداروشکر که شما استاد عزیزم ، استاد بخشنده و مومن و موحدم شما ای رجلی که از شهری اومدین و گفتین آره بابا این پیامبرا دارن راست میگن ، شما استاد عزیز … خداروشکر که خداوند مهربان و رحیم و رحمان برای چندمین بار از زبان شما بمن و بما یادآوری کرد که غلط زندگی میکردیم .غلط فکر میکردیم.درست چیز دیگه ایه .
درست اینه که من به هرکسی که پیام میدم اون بمن جواب بده بمن فیدبک بده.درست اینه که من به هرکسی محبت میکنم او محبت من رو بفهمه و درک کنه . درست اینه که من برای هر کسی که کار میکنم ارزش من و ارزش خلاقیت و مهارتهای من رو درک کنه ارزش مهارتهای نرم من رو درک کنه و به اندازه ی حقم بمن مزد و برای کارهای اضافه بر سازمانم بمن پاداش بده.
درست اینه.
درست ” و کرمنا بنی آدم …” عه
درست ” ان اکرمکم عند الله اتقکم …” عه
درست اینه که من قبل از بریده شدن بند نافم لایق بودم و زمانی که در من رو در اون مستطیل کوچیک قبر میذارن هم لایق از دنیا میرم و در تمام طول این مدت من موجودی هستم که لایق ثروث بی حساب ، احترام بی حساب ، عشق بی حساب ، معنویت بی حساب و تقرب بی حساب به خداوندم … من لایق رشد بی حسابم …
مگر نه اینکه ” … یرزق من یشاء بغیر حساب …”
…
استاد عزیزم ممنونم که بیدار میکنید ما رو با حرفاتون دوباره به یادمون میارید که چقدر لایقیم چقدر محترمیم …
چقدر آدمیم …
و چقدر کریمیم …
و چقدر …
انسانیم و ادعونی استجب لکم …
و چقدر این ادعونی استجب لکم احترام آمیزه
حتی یه ثم نداره
یعنی من اینور همیشه پشت خطم هیچ وقت قطع نمیکنم که لازم باشه تو دوباره شماره بگیری من همیشه تلفن دستمه که اگر لحظه ای خواسته ای داشتی در لحظه اجابت کنم
سپیده دوسداشتنی کامنت زیباتو خوندم و لذت بردم و ازت سپاسگزارم که این کامنت زیبا رو نوشتی که باعث بشه دست به قلم بشم
اخه چند وقت این فایلو دیدم ولی نمیدنم چرا نتونستم چیزی بنویسم خودم حدس میزنم بخاطر اینکه احساس عدم لیاقت پاشنه آشیل منه و هر وقت اومدی چیزی بنویسم ذهنم بهم گفت تو که عالی هستی و احساس لیاقت خوبه پس چیزی ننویس
ولی خودم میدونم که تا حدود زیادی این عدم لیاقت توی زندگی من داره نقش ایفا میکنه و باید ذهن خودمو بشکافم تا این نجواهای مخرب پاکسازی کنم
من قبل از آشنایی با استاد بشدت خود کم بین بودم با اینکه تو کار خودم بسیار ماهرم جوری که هر کس پیش من یه بار خدمات گرفتم دیوانه عملکردم میشد که چقدر ماهرانه میتونم در کمترین زمان بهترین خدمات بهش اراِیه بدم ولی این اواخر به دلیل ضادهای که بهش برخوردم این خود کم بینی بیشتر شد
من بسیار آدم عملگرا و خلاق توی کار خودم هستم و بسیار شجاعت دارم در برخورد با چیزهای جدید البته که با آموزشهای استاد این خصوصیات من دوچندان شده و کارهایی کردم که خودمم برام خیلی تعجب آور بود اما یکسره قضیه جلب توجه بود و نیاز به تایید شدن از طرف دیگران و اینم فقط از عدم احساس لیاقت میاد
چند وقت که متوجه شده بودم مسیری که دارم میرم ترمزهای توشه و اولین ترمز تایید شدن و جلب توجه بود پس تصمیم گرفتم روش کار کنم و هر چیزی که حس جلب توجه داشته باشه رو از خودم دور کردم
بطور مثال :
با لباسهای که کهنه شده بود ولی تمیز بود به محل کارم رفتم و این در صورتی بود که توی کل زندگیم اینطور عمل نکرده بودم یا حداقل به این وضوح انجام نداده بودم
اولش برام سخت بود ولی اینقدر تکرارش کردم که دیگه نگاه بقیه روم تاثیر نداره حتی یه جاهایی با کفشی میرفتم سرکار که یکم پاره شده بود و این موضوع برای منی که داشتم سمینار برگزار میکردم خیلی جای تعجب داشت برای خودم که چطور خودمو راضی کردم این کارو بکنم ولی اینقدر تکرارش کردم که دیگه برام مهم نبود بقیه چی میگن و وقتی راحت شدم باهاش و ازش گذشتم حس کردم باری از روی دوشم برداشته شده و بی خیالتر شدم و رهاتر شدم
همه این کارا رو کردم که به خودم یاداور بشم این خود من هستم که مهمم و نه نگاه دیگران
بزار دیگران هر چی دوسدارن بگن مگه مهمه
من به خودی خود بارزشم من آزاد آفریده شدم مثل پرندها که تو آسمون آبی آزادانه در حال پروازن و لذت میبرن از نعمات خدا استفاده میکنن و اصلا به کمبود حتی فکرم نمیکنن
زمینی که داره بدون هیچ انتظاری از ما بهمون نعمت میده
دریای که بدون هیچ منتی بهمون ماهی میده
خدایی که بدون هیچ منتی داره به ما زندگی میده نفس میده
خدایی که تمام نعماتشو مسخر ما کرده و همه انس جنس به سجده ما درآورده و از روح خودش در ما دمیده
و این یعنی من به خودی خود با ارزشم من یک تیکه از خدام و باید صفات خداوند در وجود خودم ببینم و پرورش بدم
صفاتی مثل ثروتمند بودن وهاب بودن زیبا بودن بخشنده بودن راستگو بودن وفا به عهد بودن دست دل باز بودن
من هیچ وقت نباید به کمتر از بهترین بودن قانع باشم در تمام ابعاد زندگیم چون بهترین بودن و از خود دیروزم بهتر بودن یعنی احساس لیاقت داشتن
سپیده عزیز خداوند ما همیشه پشت خط و منتظر زنگ ماست و هیچ وقت ما رو منتظر نمیزاره
“”درست اینه که من برای هر کسی که کار میکنم ارزش من و ارزش خلاقیت و مهارتهای من رو درک کنه ارزش مهارتهای نرم من رو درک کنه و به اندازه ی حقم بمن مزد و برای کارهای اضافه بر سازمانم بمن پاداش بده””
وایی خیلی این جملت عالیییییی بودد خیلی بهش نیاز داشتم
چون میخام برم و شروع کنم به دستیاری و همه میگن ن نمیشه نمیخان دستیار
سلام خدمت استادعزیز، مریم بانو و همه دوستان سایت توحیدی عباس منش،
من سعی و تلاش خودم رو میکنم که هروز از سایت استفاده کنم و فایل های استاد رو گوش میکنم و کتاب می خونم،مینویسم،کامنت میذارم و کار های که میتونه بهم کمک کنه تا بهتر و بیشتر با قوانین آشنا بشم رو دارم انجام میدم ولی قبل از گوش دادن به این فایل و قسمت قبل همه اش فکر میکردم یه چیزی کمه و یه جای کار میلنگه و این باور پنهان همش به من کمبود و ناکافی بودن و بی لیاقتی رو القا میکرد که به لطف هدایت پروردگار به این فایل ها هدایت شدم و متوجه شدم من همین الان هم عالی هستم،من هروز برای بهتر شدن زندگی ام تلاش میکنم حتی اگه قدم هام کوچیکه باشه خیلی ارزشمنده و همین که الان اینجا هستم و دارم با خواندن و نوشتن کامنت ها به رشد خودم و دوستانم کمک میکنم ارزشمنده و باید سیر تکاملی رو طی کنم و همین آگاهی هایی که به دست آوردم رو تکرار کنم ،گاهی وقتا خیلی ساده از کنارقوانین و این آگاهی ها عبور میکنم و اونا رو دست کم میگیرم و فکر میکنم یه راه عجیب و غریب باید پیدا کنم و هفت خان رستم رو رد کنم تا به خواسته هام برسم غافل از این که خیلی چیز ها رو میدونم و مطالب خوبی در دسترسی من برای یادگیری هست و عمل به دانسته ها خیلی مهمه و باور سادگی مطالب من رو از درک عمیق آنها دور میکنه که البته شیطان و نجوا هم بیکار نمیشینن و فهمیدم برای پیشرفت در درآمد و رسیدن به اهدافم باید احساس لیاقت رو در خودم افزایش بدم و تلاش ها و کار های که انجام میدم رو دست کم نگیرم و اونها رو ارزشمند بدونم تا به احساس خوب و حال خوب دست پیدا کنم و هدایت ها وایده ها رو برای رشد درآمد و اید ها ببینم چون باور بی لیاقتی و کمبود احساس بد در من ایجاد میکنه و احساس بد مانع دیدن نشانه ها و هدایت ها و رسیدن به جریان نعمات الهی میشه،وهمین طور من تلاش کردم و وقت گذاشتم و حرفه و مهارتی رو که دوست داشتم رو خیلی خوب یاد گرفتم اما خودم رو عمیقأ تحسین نمیکردم که تونستم اون مهارت رو یاد بگیرم و همش تو ذهنم میگفتم ای بابا چه فایده من که پول ندارم وسیله و سیستم مورد نظرم رو بخرم و از این حرفه پول بسازم ،حالا رفتم یاد گرفتم دیگه،و ذهنم روی کمبود و نبودن سیستم و امکانات مورد نظر بود ولی بعد از این فایل متوجه شدم باید برای حرفه ای که وقت گذاشتم و انرژی گذاشتم یاد گرفتم ارزش قائل باشم،و با این کار خدا به موقعش امکاناتشم میرسونه،
خدا جون شکرت برای حال خوبم توی این سایت ارزشمند و امیدوارم با کامنتم به دوستان کمک کرده باشم و صمیمانه از دوستانی که کامنت میذارن تشکر میکنم و حسابی ایده و انرژی میگیریم از کامنت های عالیتون، در پناه حق،
خداوند رو سپاسگزارم بمن فرصت داد تا راجع ب موضوع احساس لیاقت مندی صحبت کنم …
قبل از هرچیز یه تشکر ویژه از استاد عزیز کنم که همیشه دست روی موضوعاتی میذاره که برای موفقیت حیاتی اند…
تصویر ذهنی ما یکی از قویترین نیروهای درون ماست که منشا احساس لیاقت مندی و ارزشمندی ما از انجاست..
همانطور که میدونیم توجه ما بهر سمتی بره انرژیمون بهمون سمت میره اگر فردی همیشه تمام توجه خودش رو بر روی ناتواناییهای خودش میذاره یعنی از درون احساس لیاقت مندی نمیکنه و نتیجه میشه احساس بد و احساس بد مساویست با اتفاقات بد …( حتی احساس خوب و بد ما نیز ب احساس لیاقت مندی و ارزشمندی درون ما گره خورده )
نتایج زندگی ما بواسطه کانون توجه و تمرکز خود ما رقم میخوره ….محکوم ب شانس بد وجود خارجی نداره …نقطه شروع هر موفقیت از وجود احساس لیاقت مندی و ارزشمندی درون ماست که ناشی از تصور ذهنی ماست …ما میتونیم از تصوراتی که در ذهنمون داریم استفاده های عملی کنیم و انرا ب واقعیت تبدیل کنیم
ما چه زمانی میتونیم چیزی رو باور کنیم …؟ زمانیکه از درون احساس لیاقت مندی کنیم زمانیکه از درون احساس ارزشمندی کنیم
حالا سوال اینه ما چه زمانی میتونیم احساس لیاقت مندی کنیم ؟ ما با احساس لیاقت مندی و ارزشمندی افریده شدیم متاسفانه انرا نابود کردند..باورهای ما حاصل همان احساس لیاقت مندی و ارزشمندی ماست که با ان پا ب این دنیای مادی گذاشتیم
جهان با کسی پارتی بازی نمیکنه و با کسی هم خصومتی نداره انچه تو با توجه و احساست ب جهان ارسال میکنی همون رو تبدیل ب نتایج زندگیت میکنه اگه میبینی فردی با نصف تواناییهای تو یا حتی کمتر نتایج بهتری از تو گرفته ب این معناست که برای خودش احساس ارزشمندی میکنه یا احساس لیاقت مندی و ارزشمندی خودش رو که با ان ب این دنیا امده حفظ کرده همه ما با تواناییهای ذهنی برتر نسبت ب مخلوقات دیگه پا ب این دنیا گذاشتیم ..
اما ادمای ترسو و ضعیف از ترس مسخره شدن و مسائل دیگه ای انرا پنهان کردن…
اگه بخوام ( بطور کلی و در بسته ) از خودم مثال بزنم در گذشته انقدر بی اعتماد ب نفس بودم و انقدر از عدم احساس لیاقت مندی رنج میبردم که همیشه برای دیگران کلی هزینه میکردم تا عده ای همیشه دوروبر من باشن و از من تعریف کنن …تا بمن احساس لیاقت مندی بدند …تا منو تایید کنن و من اقدام ب کاری کنم
بعد از اینکه در مسیر خودشناسی قرار گرفتم فهمیدم چه مسیر اشتباهی رو میرفتم و چقدر زندگی مو نابود کردم
همون ادمهایی که براشون هزینه میکردم پشت سر من چه حرف و حدیثهایی که نمیزدن….
تمام انچه که ما در زندگی مان تجربه میکنیم بواسطه تصویریه که از کودکی درون ما شکل گرفته چه اگاهانه چه نااگاهانه
هر فردی با توجه ب تصویری که از خودش داره عمل میکنه بنابراین اگر هم بخواد و هر قدر هم که اگاهانه سعی کنه عملا نمیتونه کار دیگه ای بکنه …
کسی که از درون عدم احساس لیاقت مندی میکنه کسی که عدم احساس ارزشمندی میکنه حتی اگه بخت هم با اویار باشه راهی برای شکست پیدا میکنه …
تصویر ذهنی ما پایه و بنیادیه که تمامی شخصیت و رفتار و حتی کیفیت کارهای ما بر اساس ان شکل میگیره تمامی تجربه های ما تصاویر ذهنی مارو تایید و تقویت میکنه و بدین صورت دور بسته ای چه خوب چه بد اغاز میشه
کشف تصویر ذهنی یکی از مهمترین کشف روانشناسی در قرن حاضره ..هریک از ما دانسته یا ندانسته پیش طرح یا تصویری از ذهن خودمون رو یدک میکشیم البته ممکنه از ان اطلاع زیادی نداشته باشیم اما این تصویر ذهنیه و با تمام جزئیاتش وجود داره
تصویر ذهنی همان تصوریه که از خودمون داریم و بر اساس باورهایی که از خویش داریم ساخته شده اما بی انکه بدانیم اغلب این باورها در اثر تجربه های گذشته …موفقیت ها و شکست هایی که داشته ایم …حقارت ها …پیروزی ها …و رفتاری که سایرین ب خصوص در دوران کودکی با ما کرده اند شکل گرفته از مجموعه این تجربه هاست که در ذهن خود یک خویش ( یا یک تصوری از خویش ) میسازیم ….
وقتی باوری که از خویش داریم وارد این تصویر میشه حداقل برای خود ما هم شده حالت حقیقت پیدا میکنه و در درستی اش تردید نمیکنیم و انرا حقیقی میپنداریم و با توجه ب ان قدم بر میداریم
تمام اعمال …احساسات …رفتار …و حتی تواناییهای مان بر اساس این تصویر ذهنی شکل میگیره
اما ما اینجا بدنبال مقصر حادثه نمیگردیم ما اینجا امده ایم تا رشد کنیم تا تغییر کنیم تصویر ذهنی ما قابل تغییره…تجربه نشان داده برای تغییر تصویر ذهنی و شروع یک زندگی جدید هیچ وقت دیر نیست هیچ ربطی هم ب سن و سال نداره ما میتونیم در هر لحظه ای که بخوایم تغییر کنیم این توانایی درون ما قرار داده شده …
ما میتوانیم از قدرت تخیل مان برای تغییر این تصویر ذهنی کمک بگیریم…قوه تخیل ما بیش از انچه متوجه باشیم در زندگی ما نقش بزرگی بازی میکنه نمونه ان بیمارانی که تصویر ذهنی یک فرد شفا یافته رو درون خویش شکل دادند شفا گرفتن
بقول هنری فورد : چه فکر کنیم میتوانیم و چه فکر کنیم نمیتوانیم در هردو مورد درست گفته ایم
تصویر ذهنی امروز ما بر اساس تصاویر ذهنی که در گذشته از خود داشته ایم شکل گرفته در واقع حاصل تفسیر و ارزیابی ای ست که با توجه ب تجربه ی خودمون ایجاد کرده ایم حالا باید از همان روشی که در گذشته استفاده کردیم و تصویر ذهنی نامناسبی ساختیم برای ایجاد یک تصویر ذهنی خوب مقتدر و شایسته استفاده کنیم در حقیقت وقتی ما درون ذهن مان تخیل میکنیم در حال افریدن یک تجربه عملی هستیم که بزودی انرا در جهان بیرونی لمس خواهیم کرد
باید برای اینکار یک جای خلوت و مناسبی پیدا کنیم و هر روز شخصیتی که دوست داریم رو در خیال خود مون مجسم کنیم باید خودمان راانطور که میخواهیم تجسم کنیم ( البته استاد تمرینات انرا ب زیبایی در دوره ای که اماده میکنن توضیح خواهندداد )
همه چی بر میگرده ب تمرینی که انجام میدیم چه ذهنی چه عملی …برای پیروزی و موفقیت باید از درون احساس لیاقت مندی و ارزشمندی کرد و این ب ان معنا نیست که برای دوستانمان ارزش قائل نیستیم …یادمان باشد موفقیت همیشه نصیب کسانی میشود که جرات میکنن از درون برای خود احساس لیاقت مندی و ارزشمندی میکنن
همه چی ب ذهن خود ما بر میگرده …
در ذهنت چی میگذره ….؟
با تشکر از استاد عزیز که همیشه تمام مطالبش یکی از دیگری بهتر و عالی تره
به نام خدایی که ویژگیش بخشنده گی بی حد و حصر و بی دریغ هست و تمام جهان تحت سیطره قدرت خداونده و هدایت تمام مخلوقاتش رو بر خودش واجب کرده
سلام به استاد جانم و دوستان عزیزم
استاد جان تمرکز کردن روی تواناییها و مهارتها و داشتن احساس ارزشمندی و لیاقت درونی خودم تو کارم دقیقا نقطه شروع پیشرفت مالی من هست این موضوع رو بارها تو کارم متوجه شدم به محض اینکه کارم رو ارزشمند نمیدونم و به اون همه ارزشی که خلق کردم بی توجه ای میکنم و تمرکزم رو میزارم روی قسمتهایی که میتونستم بهتر انجامش بدم اما به دلایلی نشده این احساس بد که از نا مهربونی به خودم میاد ندید گرفتن مهارت و توانایی و اون همه تغییر و رشدی که ایجاد کردم هست ضربه میخوردم جهان با من نامهربونی میکنه مشتری کم میشه در حالی که مشتری من راضیه از کارم اما اون فرکانس کم بینی مهارتم یا تمرکزم روی نکات منفی کارم که در اون تایم و اون روز و لحظه بهترین کار بود و از پس کار به خوبی بر اومدم و در نهایت مشتری راضی بود باعث میشه دچار گفتگوی منفی ذهنی و مقایسه خودم با دیگران بشه و این فرکانس دقیقا زمانیه که من با دست خودم به راحتی نعمتها رو از خودم دور میکنم مشتری من کم میشه یا کار بعدی من اصلا راحت پیش نمیره و اصلا به خاطر توجه ام به نکات منفی کار خوب نمیشه و هیچ وقت با این تمرکز بر نقاط منفی کارم یاد نمیاد دفعه بعد کار بهتر شده باشه برعکس کاملا بدتر شده اما با این تکنیک توجه بر نکات مثبت کارم و تحسین مهارتم و رشد و تغییری که ایجاد کردم هربار کارم بدون نیاز به انجام کار خاص و پیچیده ای عالیتر شده کاملا درک کردم که باور لیاقت و ارزشمندی من به راحتی منو در مداری قرار میده که از انجام ساده ترین و راحترین کار نتیجه عالی شده و من باااااید یاد بگیرم که این توجه بر نقاط مثبت کارم و تحسین خودم رو بارها و بارها داشته باشم تمرکز کردن روی مهارتم منو به مدار لیاقت سوق میده راحت ثروتها جاری میشه تو زندگیم
هربار که اومدم با یه کار خاص و پیچیده بدون در نظر گرفتن اون همه ارزشمندی کارم در عین سادگی و راحتی که داشت زیبا پیش میرفت کاری انجام بدم نتیجه مد نظر ایجاد نمیشه چون به کار من بدون داشتن باور لیاقت و ارزشمندی جهان هیچ واکنش مثبتی نشون نمیده تو اون مدار بی لیاقتی هیچ چی جز کمبود و بی ارزش شمرده شدن کار و مهارتت نیست
این تمرکز بر اون همه نکته مثبتی که در زمینه مالی سلامتی و معنویت و رابطه زیبا که بی نهایت بیشتر از نکته منفیه کار راحتتری هست اما کارکرد ذهن نجوا گر هست اون کارش رو خیلی عالی انجام میده اما وظیفه من در مقابل این ذهن هماهنگ شدن با روحم هست دیدن اون همه دستاورد و موهبت و تمرکز و توجه و تحسین و سپاسگزاری هست تا طبق قانون توجه من به راحتی به نعمتهای بیشتری هدایت میشم من از درون خودم رو نعمتهام رو ارزشمند میبینم و جهان در مقابل این نوع نگاه و باور منو کرنش میکنه به راحتی و اسونی به رشد و پیشرفت بیشتر هدایت میشم اسون میشم برای اسونی ها
استاد این دوره احساس لیاقت تا همین جلسه دوم خدا میدونه که چقدر احساسم رو خوب کرده قلبم باز شده واقعا نگاهم به خودم بسیار زیباتر شده به راحتی پول از یه مسیر راحت با یه کار کم و راحت اومده تو زندگیم استاد ایمان دارم این تغییری که در وجودم ایجاد شده تازه با فقط دو جلسه از این فایلی که بهش گوش کردم و تغییر احساس و فرکانسم به سمت ارزشمندی بی قید و شرط دروازه ورود نعمتهای بی انتهای خداوند به راحتی به راحتی تو زندگیم هست خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که لایق شدم در این دوره بی نهایت ارزشمند باشم
استاد اموزشهاتون تو این دوره اگاهی خاص و ناب که انقدر عالی و تاثیر گزار ارائه میدید تاثیرش فراتر از درکی هست که الان دارم زبانم قاصر از سپاسگزاری شماست فقط با تمام وجودم میگم عااااااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم من قبلا تو عقل کل در مورد لیاقت سرچ کرده بودم و یه جایی اونایی که برام خوب بود یه جایی کپی کرده بودم، الان رفتم داشتم اونارو میخوندم و فقط همین سه چهار تای اولی شگفت زدم کرد از آگاهی های بچه ها و اینجا میذارم خودتون بخونید در طی این سال ها چه گنجی در عقل کل پنهان شده
لیاقت:
1-
بیاید یکمی هم از دریچه علم به این موضوع نگاه کنیم. همه میدونید که ما روزی اسپرم بودیم و از یه تک سلولی تکامل پیدا کردیم و به یه کلون بسییار منظم از بیلیون ها سلول تکامل یافتیم. حتی ما توی اون زمان هم از بقیه لایق تر بودیم( بقیه منظورم پنج نفر و پنجاه نفر نیست. صحبت من چیزی بین 20 تا 30 میلیون اسپرم در هر میلی لیتر از مایع هست). مغز من که سوت میکشه از این همه لیاقتی که خدا به ما داده.
حالا نمیدونم چی میشه که انسان ها خودشون رو لایق نعمت های دنیا نمیدونن؟!
آیا شما مردم به حس مشاهده نمکنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است برای شما مسخر کرده و نعمت های ظاهر و باطن
خود را برای شما فراوان فرموده؟ولی با وجود این برخی مردم از روی جهل و گمراهی و بیخبری از کتاب روشن در خدای متعال مجادله میکنند.
من نمیدونم دیگه خدا چجوری بگه که همه اینا برای شماست و شما لایق همش هستید
یه مثال بزنم
فرض کنید یه جشن برپا شده و تمام افراد برجسته از نظر شما در کل تاریخ در اون دعوت هستن. هرکسی که برای شما مهم است و احساس میکنید این فرد جایگاه خییلی بالایی دارد. از انبیا و افراد پارسا و اعمه گرفته تا فلاسفه آتن و هنرمندان دوره رونسانس و دانشمندان دوره اسلامی و محقیقن بعد از انقلاب صنعتی و عصر معاصر. همه و همه در این جشن دور هم جمع شده اند.
در این مهمانی برای پذیرایی از افراد یک میز چیده شده است که روی آن بینهایت خوراکی و به اندازه همه و حتی بیشتر از نیاز همه قرار داده شده است.
حال شما به این مهمانی دعوت شده اید و لیاقت پیدا کرده اید با همه این افراد در یک مجلس قرار بگیرید. ولی زمانی که به آن میز نگاه میکنید نجوا و باور هایتان در گوشتان زنگ میزنند که نهههه تو نباید به آن میز نزدیک شوی تو لیاقت استفاده ازآنها را نداری. حال آنکه شما در مهمانی بزرگان دعوت شده اید و در جهان لیاقتی بالاتر از این نیست آنوقت خود را لایق یک مشت خوراکی بی ارزش نمیدانید.
نیاز به گفتن ندارد که این مهمانی دنیا است و آن میز و محتوای آن نعمت های دنیا هستند.
چطور میشود وقتی به این عرصه پا گذاشته ایم و این خود بزرگترین نعمت است و صاحب ملک خود میگوید که هرچه در این خوان گسترده است برای تو آفریده ام و بقیه موجودات جهان از قبل تو از این خوان میخورنند آنگاه خود را لایق این سفر نمیدانیم ؟
من زندگی در این دنیای مادی را به مسابقه سخره نوردی تشبیه میکنم و نعمت های این دنیا را هم به ابزار سخره نوردی تشبیه میکنم.
قانون گزار بازی میگوید که شما میتوانید از هر ابزار ممکنه ای که به فکرتان خطور میکند میتوانید استفاده کنیم و هیچ محدودیتی برای شما وجود ندارد. اما عده کثیری خود را لایق این ابزار نمیدانند و میگویند ما باید دست خالی بالا برویم و با مشقت این سخره را فتح کنیم چون لایق راحتی و ابزار کار نیستیم.
حال آنکه مسول بازی فریاد میزند که این ها ( ابزار ها )را همه برای تو آفریده ام( قران )اصلا تو بیا از بالا بر و آسانسور و کیت پرواز استفاده کن همه این ها مجاز است و در دسترس. اما این افراد راه خود را میروند و همچنان بر ادعای خود که میگویند این بازی بسیار سخت است استوارند.
واقعا مثال سخره نوردی و مهمانی بی نظیر نبود؟ متاسفانه اسم دوستان رو تو نوتم ذخیره نکردم که بنویسم اینجا
2
دردنیا هیچ چیز معنا و شکل خاصی نداره و تو بهش شکل میدی. من کلا برای رفتن سر کارم از یه مسیر میرم. محل زندگیم هم فعلا همونه. و یه مدت تلاش کردم زیبایی هارو بیبینم. اولش ادا در میاوردم و تلقین میکردم
ولی بعد دیدم که نه همون خیابونای تکراری و همون محله های قبلی چقدر قشنگن. خیابونا همونن ولی من قشنگ میدیدمشون. همون خیابونارو قبلا کثیف و خراب میدیدم.
حالا تو خودت چطور میبینی. تو مثل اب زلالی و میتونی به خودت شکل بدی.
من قبلا فکر میکردم قد بلندم بده و این ماهیت رو بهش داده بودم ولی بعد نظرمو عوض کردم. ( ماهیت دیگه ای بهش دادم ) و حالا عاشق قدم هستم.
اصلا عاشق و شیفته خودمم. خودمو تو ایینه نبینم دلم براش تنگ میشه.
نه اینکه خیلی قیافم خاصه . نه.
به خاطر اینکه من دوس دارم اینجوری باشه و این ماهیتشو بهش دادم.
حالا شماهم نیاز نیس تغییر کنی. اگر رو خودت کار کنی و همون باور ها و نگرش بچها رو استفاده کنی میبینی همونی که قبلا بودی عالی بود.
تو نمی دیدیش.
امیدوارم موفق باشید
فعلا (◍•ᴗ•◍)
3-
دقیقا ماهیت هر چیزی رو ما بهش میدیم و همون نمود پیدا میکنه در زندگیمون
ماهیت خودمون رو خودمون تعیین میکنیم
میتونیم ماهیت زیبا به ظاهرمون بدیم
میتونیم ماهیت ارزشمند به خودمون بدیم
ماهیت خفن
میتونیم ماهیت ادم خوب و درستکار و قابل اعتماد بت خودمون بدیم
ماهیت دوست داشتنی و جذاب
ماهیت باهوش و با استعداد
ماهیت توانا
و ما همونی هستیم که خودمون تعیین میکنیم
نکته ی خیلی مهمی بود
4-
بدون هیچ دلیلی ما لایقیم لایق ثروت ها نعمت های این دنیا هستیم لایق بهترین اتفاق ها و شرایط و موقعیت ها هستیم دلیلی نمیخواد ویژگی ظاهری نمیخواد اهل جای خاصی بودن نمیخواد و… فقط تنها دلیل لایق بودن ما اینه که یکی از بنده های خدا هستیم و توسط خدا خلق شدیم اصلا لایق بودیم که خلق شدیم.
مثل اون دانشجویی که بدون هیج دلیل خاصی لایق استفاده از تمام امکانات(سلف .استخر.کلاس ها.بسیج. هیئت. انجمن اسلامی.وام های دانشجویی.کار دانشجویی و …) اون دانشگاه هست فقط به خاطر اینکه دانشجوی اونجاست و کارت دانشجویی اون دانشگاه رو داره فقط همین .اگر یکی استفاده نمیکنه چون خودش خودشو لایق نمیدونه…
طیق آیه قرآن و لقد کرمنا بنی آدم ما به فرزند آدم کرامت وارزش بخشیدیم…. گفته فرزند آدم نه شخص خاصی منم فکر کنم فرزند آدم باشم دیگه درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!فرزند چیز دیگه یا موجود دیگه ای نسیتم!!!!!!!!!!!! پس این لیاقت و ارزش به صورت ذاتی به من داده شده…
استاد جان وقتی تو سفر به دور امریکا شما گفتید که همچین دوره ای رو دارید آماده میکنید و میخواید تو سایت بزارید همونجا تو وجودم یه جرقه ای زده شد که من احتیاج دارم به همچین دوره ارزشمندی .
گذشت تا اینکه تو موضوعی به تضاد شدیدی برخوردم، اولین بار بود من تو اون موضوع آنقدر آشفته بودم و یه جورایی داشتم ناخودآگاه خودمو از بین میبردم . تقریبا همون روزا بود که شما معرفی این دوره رو رو سایت گذاشتید .(استاد جان چقدر از بچه ها به این نکته اشاره کردن همزمانی دوره با درخواست شون و نشون دهنده هماهنگی کامل شما با هدایت پروردگار است )
من دوره عزت نفس رو قبلا خریداری کرده بودم ولی خودم روش کار نکرده بودم و همسرم کامل دوره عزت نفس رو گذرونده بود . چون این دوره رو داشتم میگفتم اول عزت نفس رو کامل کنم تا بعد …
از طرفی هم قلبم ندای دریافت آگاهی های دوره ارزشمند احساس لیاقت رو فریاد میزد .
همونجا تو معرفی دوره احساس لیاقت و در قسمت توضیحات نوشته بودید که پیش نیاز دوره عزت نفس این دوره ست .( برام نشونه بود هدایت خدا بود )
با این حال رفتم تو سایت و به دنبال معرفی دوره عزت نفس و با فایل روی خودت سرمایه گذاری کن روبرو شدم و اون فایل رو بارها گوش دادم .
تو اون فایل و برای اون لحظه ی من ، صحبت های شما چند جمله طلایی و هدایت برام داشت :
* من بیشتر از هر چیزی رو خودم سرمایه گذاری کردم
* من اگه تصمیم گرفتم سریع بهش عمل کردم (بدترین کار اینه که تصمیم نگیری و تو برزخ بمونی ) .
من خیلی تو دوراهی ها گیر میکنم و تو تردیدها و نقطه ضعف منه و باید روش کار کنم و این جمله شما منو تکون داد که الان وجودت این دوره رو میخواد رو خودت سرمایه گذاری کن خودت رو قوی کن شخصیتت رو قوی کن . تو معرفی دوره هم گفتید اگه اتفاقی میفته بستگی به نگاه شما داره که چه برداشتی ازش بکنید میتونید نگاه بد و به اتفاقات بدش فکر کنید یا همون نقطه عطف زندگیتون بشه ، و این هم یه تلنگری در من شد و همه و همه درستی راه و تصمیم خرید دوره احساس لیاقت رو ثابت میکرد. که من به لطف خدا این دوره رو با نشونه هاش خریداری کردم و بسیار خوشحالم که تو این دوره ارزشمندم . از خدای مهربون میخوام منو هدایت کنه که به آگاهی های این دوره عمل کنم .
*(همانطور که من میگرن شدیدی داشتم و این بیماری نقطه عطف من به سمت دوره قانون سلامتی شد و الان حدوده 80 90 درصدش به لطف الله حل شده ، و استاد جان منتظرم نتایجم در دوره قانون سلامتی به اون استانداردهای بالایی که از شما یاد گرفتم برسه و اون ها رو تو دوره و برای شما ایمیل کنم .)
بخاطر تضادی که برام پیش اومده بود من بسیار به هم ریخته و آشفته بودم خیلی زیاد و وقتی معرفی 1 دوره رو گوش کردم و بعدش وقتی فقط یکبار اولین جلسه دوره احساس لیاقت رو گوش کردم اول پی بردم به مشکلم و متوجه دلایلش شدم . فهمیدم همه چیز منم ، منم با رفتارم ، با فکرم ، با توجهم دارم زندگیمو رقم میزنم و استاد جان یه احساس آرامشی منو فرا گرفت ، خیلی آروم شدم ، خیلی محکم شدم ، خیلی آسوده شدم ، خیلی ایمانم به خدا بیشتر شد ، خیلی خودم مهم شدم ،تو همین یکی دو روزه واکنشم نسبت به مسائلی که نشون میدادم کمتر شده ، استاد جان من فقط یکبار و فقط جلسه اول دوره احساس لیاقت رو گوش دادم و یه حسّ خاطر جمعی بهم دست داده. و دارم میبینم خدا داره چطور هدایت میکنه تماس هایی رو که نباید بشنوم رو نمیشنوم
خدایا سپاسگزارم بخاطر قوانینت که میتونیم با عمل به اونها راحت و آسوده زندگی کنیم .
استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ازتون سپاسگزارم بابت این دوره بی نظیر .
آقا چند روز پیش دیدم بی پولی داره اذیتم میکنه. ورودیهای مالییم به خاطر سورپرایزهای زیبا و لذت بخش زندگی، داره نحیف به نظر میاد و سورپرایزم کرده و هیکل این تورم عزیز هم روز به روز داره متورم تر میشه، خدا رو صدهزار بار شکر، به خاطر این زندگی معرکه و این هیکل زیبای تورم مهربان دوست داشتنی.
تمام تمرکز و تلاشم هم برای انتشاراتی معرکه مان، دارد صرف میشود، ولی دختر و پسرم هم احتیاجات خودشان رادارند و زندگیشان نمیشود معطل پروسه ی کارهای من بماند.
اینجور شد که به یاد وصایای استاد افتادم و گفتم: خب، چه جوری میتونم همینجوری از چیزایی که دارم پول بسازم؟
آقا رفتم وبه عنوان درآمد سوم، به شغل شریف رانندگی اسنپ مشغول شدم و....
دمش گررررم!فهمیدم اونهمه سال توی کارخانه صنعتی ما، با گفتن آقای مهندس، آقای مهندس، خرم کرده بودند! همین امروز، دو برابر آخرین حقوق روزانه ام در کارخانه کار کردم! خدا رو شکر!
حالا اینکه احساس لیاقتم چقدر زیر قالی مونده و بنده خدا خاک خورده، بماند .
امروز، حین کار، شمال و جنوب شهرمان را با ماشین عزیز فوق العاده ام، ماشین گجت!! ، طی کردم و از کثیف ترین محله ها تا لاکچری ترینها را رفتم و 17 فقره مسافرت جور واجور رفتم و دیدن آدمای بسیار متفاوت، چیزهای زیادی یادم داد.
یکی اینکه اول صبحی، هر کی رو از شمال شهر و جنوب شهر سوار کردم، از مراسم استعمال مواد مخدر دیشب بر میگشت!! همشون هم مهربون و لایت و بسیار دوست داشتنی بودند…چون بالا بودند!!
فکر کردم: چی باعث میشه آدمها اینجور به این مراسم آیینی برای رفتن به هپروت اینقدر اهمیت بدهند؟! چرا اینا نرفته بودن به شکم چرونی، مثلا؟! یا مشروب بوده، یا مواد، یا هردوشون دیگه!
خب احتیاج! ذهن احتیاج داره یه جوری مشغول بشه . یکی میره کلیسا، یکی نماز جمعه و ….یکی هم به قول سعیده فلورانس نایتینگل، مثه ماها ساکن غار حرا میشه…
هر چی فکر میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که هرچی خرج این روح و روان بکنی، بازم کمه!
چه خوبه یه اعتیاد مشتی واسه روح وروانت جور کنی، مدل بچه های این سایت: تمرکز بر نکات مثبت….اونوقت نشئه گی اونقدر بالاست که توپ هم نمیترکونتت! مثل امروز اول صبح که پسر مهربان کارگر افغانی که مسافر اولم بود، از ادا و اطوارم حین رسیدن به چراغهای راهنمایی که همه شان به درخواست من تا آخر سبز شدند، از خنده داشت بیهوش میشد و میگفت: آقا جان، چقدر شما راننده باحالی هستی، چطور اینکار را میکنی؟!!
اینگونه بود که فهمیدم هرآنچه از محصولات این سایت خریدم، نوش جونم! جنس عالی بوده و برای ابد معتادم کرده و تامام! به قول دوستان اهل عمل: جنس خوب موتوری بوده!! سالهاست دارم همین چند تا فایلی رو که خریدم رو هی نشخوار میکنم و هی نشخوار میکنم و مزه ش کم نشده.
خب، به زودی پولشو جور میکنم و منم میام تو مدار احساس لیاقت! حس میکنم این جنس، حسابی منو ببره بالا!
حرفای سید حسین عباسمنش، ردخور نداره، کسی که امروز هم به مسافرکشیش تو بندرعباس با پیکان دنده آرژانتینی اقتدا کردم!
علی آقای عزیز دقیقا شرایط زندگی من وجنابعالی به طرز عجیبی مشابهت داره
خدمتتون عرض میکنم
من کارمند بازنشسته
شماکارمندبازنشسته
من دارای حقوق ثابت بازنشستگی به عنوان درآمد اصلی
شماهم اشتباه نکنم کارمندبازنشسته باحقوق ثابت
من وخانواده ام دارای یک موسسه برای تقویت نیمکره راست بچه های 3تا12سال
به عنوان شغل دوم
شمادارای انتشاراتی به عنوان شغل دوم
شمادارای یک پسرودخترخوشکل ومامانی
من هم دارای یک دخترخوشکل که ازدواج کرده ودوپسرماه یکی درحال گذراندن خدمت مقدس سربازی بادرجه ستوان سه(ارشدحقوق محیط زیست دانشگاه شهیدبهشتی تهران) ودیگری پذیرفته شده دردانشگاه صنعتی امیرکبیرتهران بارتبه 1300درسالجاری
طرز فکرمن هم همینطوره چندین بارباهمسرعزیزم که باهم دراین مسیرزیباوالهی هستیم صحبت کردم البته با کمی تندی وبه صورت گلایه ازخداوند که این چه وضعیتی است آخه به قول شما این تورم خوشکل ومامانی امان همه روبریده واین ورودی مالی ما جواب هزینه های زندگی رونمیده باید فکری کنیم
تااینکه شب گذشته ساعت 11 شب هدایت شدم به کامنت زیبا وتاثیرگذارتون بعدازخوندن چندباره بلافاصله رفتم پیاده روی باخودم خیلی فکرکردم وصحبت کردم گفتم آقا دیگه چی میخواید خداباید چطوری بهت بگه بلند شو تکونی به خودت بده حرکت کن اگه 4ساله که به قول خودت دراین مسیرزیبا هستی پس کوعمل؟
استادچقدربایدتکرارکنه دادبزنه “ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است”
اینجابود که به خودم گفتم اگرکامنت علی اقاهدایت نیست ازطرف خدا؟ پس چیست؟
وازدیشب دارم به این موضوع فکرمیکنم وصبح امروزه به همسرم گفتم تصمیمم راگرفته ام ومیخوام برم اسنپ ایشون باتعجب گفت بری اسنپ؟ ول کن بابا دنبال یه کاربهترباش گفتم درحال حاضرتنها کاری که میتونم باداشته هام انجام بدم وپول بیشتری بسازم همینه هم برام سرگرمی است هم خدمتی ارائه می دهم وهم درآمدی دارم
ایشون مثالی برام زد ومتوجه شدم که نگران حرف مردم است که بگن ببین چه وضعی شده بخشدارسابق کشور داره رانندگی میکنه !!!
واما من تصمیم روگرفته ام اگرشاگردمکتب استادعباسمنش هستم حرف مردم هیچ اهمیتی برام نداره
توکل برخدافرداعازم تهران هستیم برای ثبت نام آرمین گلم دردانشگاه امیرکبیر وبعدازبرگشت میخواهم تصمیمم رو اجرایی کنم
به حول قوه الهی
درپایان بازم بی نهایت ازشمادوست عزیزم تشکرمیکنم وبهترینها رابراتون ارزودارم
بقیه ی تشابهات: کار انتشاراتی ما هم تمرکز داره بر گروه سنی 1 تا 12 سال!! البته فعلا.
خیلی خیلی خوشحال شدم از کامنت شما.
آقا دیروز خانمم میگفت: بزنم به تخته، دیگه اخمات تو هم نیست!
گفتم: آخه به خاطر کار جدید، دیگه افسار جیبم دست خودمه! حداقل فعلا با این پوله، یخچال رو تند و تند پر میکنم!
آقا امان از این حرف مردم! ولش کن…آی گفتی!
یه چیز دیگه: انقدر خسته میشم از این کاری که به نظرش نمیاوردم، حالا یک خواب عمیق عالی دارم شبها. خوابی که با 8 کیلومتر پیاده روی روزانه هم نصیبم نمیشد!
دیروز هم از صبح تا شب، هرچی مسافر بهم خورد، آدمهای باحال هم مداری بودند که فقط گل گفتیم و لذت بردیم. خیلی خوشحالم که چیزهایی که سید حسین عباسمنش یادم داده، حالا در پوزیشن یک راننده به مردم مهربان شهرم تسری میدم….شاید عشق و لذت و عاقبت به خیری، همین باشد!
خداوند بچه های عزیزتان را در پناه لطف خودش سالم و خوشبخت بدارد.
استاد عزیز از زمانیکه لایق دریافت هدایت خداوند شدم و وارد این مسیر شدم همیشه ی چیزی این وسط لنگ میزد از اونجا که بسیار شرایط نامساعدی داشتم در ابتدای راه که با 12 قدم بود فقط میخواستم تند تند جلسات رو تموم کنم تا به کلید طلایی گشایش برسم و غافل از اینکه طی این مسیر با لذت خودش کلید هست با شروع دوره تغییرات در من استارت خورد و با بهتر شدن شرایط و آرامشی که بدست آوردم دیدم هنوز ی جاهایی مشکل داره که با شروع دوره عزت نفس رسیدم به باور عدم لیاقت و ارزشمندی ، با استفاده از دوره شیوه حل مسائل دیدم جاهایی که نتیجه نگرفتم نشات از همین میگیره که خودمولایق ندونستم
از اونجاییکه که بنابر شرایط خانوادگی و شرایط زندگی هیچوقت کسی مشوق من نبود خودم همیشه دستاوردهامو تحسین کردم و سعی میکردم با بیادآوری اونها در زمانهای سخت بخودم امید وانرژی بدم ولی ی مشکلی بود و اونم که همیشه نیازمند به تایید افراد بودم و دوست داشتم پیش بقیه بگم و اونها بگن آفرین باریکلا که خدا روشکر این مورد تقریبا حل شده و خیلی خیلی کمتر بدنبال تایید دیگران هستم اما در روابط من همیشه خودم نالایق دونستم و نتیجه خوبی هم دریافت نکردم
و این دوره بسیار مورد نیاز من است بعد از جلسه سوم قدم اول و تاکید شما بر روی نکات مثبت کم کم ذهنم رو سعی میکردم معطوف کنم به نکات مثبت و هر جایی که اشتباه میکردم سعی میکردم از اون گذر کنم و با دوره عزت نفس یاد گرفتم اگر اشتباهی رخ میده به چشم ی گناهکار بخودم نگاه نکنم و خودمو سرزنش نکنم و بپذیرم که همه اشتباه میکنن و دست از کمال گرایی بردارم
و این دوره طلایی شاید قسمت بزرگ پازل زندگی من هست که میتونه مکملی باشه برای روند رشد من
در پناه الله یکتا شاد سلامت سعادتمنو ثروتمند باشید
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدا را صد هزار مرتبه شکر که من هم خودم را لایق داشتن این دوره بی نظیر دانستم واین دوره را به خودم هدیه دادم چراکه هر چی اتفاق دوربرم افتاده به خاطر عدم احساس لیاقت بوده اول همه تحسین می کنم استاد عزیزم را اینقدر خوشتیپ و خوشگل شدید ماشالله به این اندام قشنگ و جذاب همه رنگ های زیبا برازنده شماست چون که شما لایق بهترین زیبایی ها هستید
این مواردی که شما اشاره کردید را من دقیقا تجربه کردم در یه مهمونی بودیم ویه نفر خیلی برخورد بدی تو جمع با من کرد اون موقع انگار تمام دنیا سرم خراب شده هی خودم را سرزنش می کردم که چرا باید این برخورد با من بشه من که چیزی نگفت تا مدت ها این فکر مثل خوره به جون من افتاده بود و همش خودم را سرکوب میکردم که چرا این کارو را با من کرد ولی غافل از این که چقدر اون جا به من خوش گذشته بود ومن فقط تمرکزم روی اون ناز زیبایی بود واز جنس همون هم بیشتر وبیشتر جذب میکردم ولی الان به این آگاهی رسیدم که این از عدم احساس لیاقت میاد انشالله با کار کردن روی خودم می خوام جهادی اکبر روی شخصیت وتوانایی خودم داشته باشم تا یه انسان جدیدی با یه خصوصیات نو بسازم تا هم خودم خوب زندگی کنم وهم جهان را جای بهتری برای زندگی کنم انشالله
اگر تنها من به این قانون عمل کنم که جهان به واکنش های من جواب میدهد زندگی من گلستان میشود اگر من آگاهانه کانون توجهم را روی زیبا یی ها بگذارم لاجرم به زیبایی های بیشتری هدایت می شوم این قانون جهان هستی که به هرچیزی توجه کنی از جنس همان وارد زندگیمون میشود وسلام
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت نه راه گمراهان
چراغ آگاهی خیلی ظریفی توی ذهن من روشن کردید، از شما ممنونم که به هدایت تون گوش کردید و این کامنت رو نوشتید، خداروشکر میکنم که بهش هدایت شدم، این هم بخاطر اینه که الان دو روز هست دارم روی ارزش های شخصیتی م تمرکز میکنم خداروشکر
من تا حالا از این زاویه به ماجرایی که شما تعریف کردید فکر نکرده بودم، حالا میبینم واقعا منطقیه
خیلی جالبه، من تا حالا اینطوری بهش فکر نکرده بودم
یکی اینکه اصلا کسی نمیتونه روی وجه شخصیت من یا روی ارزش من یا روی لذتی که دوست دارم از یک لحظه ببرم تاثیر بذاره، پس اصلا اون برخورد بد معنایی نداره و دقیقا باید هیچ بدونمش و اجازه ندم که لحظه خوش مهمانی منو بهم بزنه
و یا اینکه با این روش که خودم رو اینقدر ارزشمند بدونم که اگر اگر موردی پیش اومد حتی به چرایی ها و یا چگونگی برخورد کردن باهاش هم فکر نکنم
باید اونقدر عالی روی خودم کار کنم که اصلا ناخودآگاه به این برخوردها اصلا توجه نکنم هرچند که طبق تجربیات م از قانون خدااااوندم، به محض اینکه تصمیم میگیرم و حتی یکبار انجام ش میدم یا حتی وقتی خیلی جدی تصمیم میگیرم که از این به بعد اینطور رفتار کنم، دیگه اصلا اون اتفاق یا نمیفته و یا اینکه اصلا دیگه تکرار نمیشه
به لطف خدا و قوانین ثابتش مدتهاست فاصله م با ادم ها و مهمانی و جمعهای دوستانه یا خانوادگی خیلی زیاد شده و من عاشقانه دارم تصفیه شدن کیفیت اطرافم رو تایید و سپاسگزاری میکنم.
از شما خیلی ممنونم که باعث شدید این آگاهی رو دریافت کنم و توی این مورد برخورد دیگران هم از این زاویه به احساس لیاقت خودم توجه کنم
سلام دوست عزیزم امیدوارم که حال دلتون عالی باشه خوشحال هستم که با این دوستان خوبی همراه و همقدم هستم انشالله که بتوانیم با شناسایی باورهای غلطی که سالهاست همراه ماست به احساس لیاقت برسیم که این باگ بزرگی در ذهن من است که باید به استاد یه بیل برداریم تمام ذهن را بریزیم بیرون تا به اون باور های غلط برسیم و روی آنها کار کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم
سلام و درود بر استاد عزیزم ، مریم بانوی شایسته و مهربان و همه ی بچه های عزیز سایت
.
.
.
خدارو بارها شاکرم برای وجود این سایت عزیز و برای این آگاهی های بشدت حیات بخش و رشد دهنده
.
.
.
استاد عزیزم واقعا خداوند رو شاکرم به خاطر آشنا کردن من با شما و این مباحث عالی
.
.
.
چقدر ازین نشانه هایی که گفتین برای من آشنا بودن استاد عزیزم …
.
.
.
یادمه یکبار به یه نویسنده ایمیل زدم و نویسنده به ایمیل من جواب داد و من داشتم بال درمیاوردم چون خودم رو لایق پاسخ او نمیدیدم.
ولی چرا؟
واقعا چرا؟
فکر میکنم بدونم چرا
چون یادمه در اون زمان شهرت رو یه ارزش میدونستم.
نه در ظاهر ها نه حتی خودم شاید به زبان بازها منکر این قضیه میشدم حتی برای خودم ، ولی از درون برای شهرت ارزش و اعتبار قائل بودم یعنی بنظرم همین که یک آدم مشهور بود ارزش بیشتری از من داشت .برای همین هیچ وقت خودم رو لایق دیدن ، صحبت کردن و یا پاسخ گرفتن از یک آدم مشهور نمیدیدم.
خدارو شاکرم که الان تا حدی به این درک رسیدم که شهرت هم یه مسیره که ممکنه مسیر همه ی آدمها ازونطرف رد نشه آدمها میتونن مسیرهای مختلفی داشته باشن و این مسیر نیست که به آدم ارزش میده چیزی ک از خودش تو مسیر میسازه بهش ارزش میده و اینطوری مساله ی شهرت یکم تو ذهنم کمرنگ تر شد.
ولی این فقط به آدمهای مشهور ختم نمیشد من حتی به آدمهای معمولی ای که باهاشون در ارتباط بودم گاهی که پیام میدادم انتظار پاسخ ازشونو نداشتم!!
چرا؟
نمیدونم!
کی و کجا این احساس لیاقت از من گرفته شده بود …
چطور؟
که من حتی بدیهی ترین چیز مثل جواب یک پیام رو هم لطفی از طرف مقابلم میدیدم !
خداروشکر که شما استاد عزیزم ، استاد بخشنده و مومن و موحدم شما ای رجلی که از شهری اومدین و گفتین آره بابا این پیامبرا دارن راست میگن ، شما استاد عزیز … خداروشکر که خداوند مهربان و رحیم و رحمان برای چندمین بار از زبان شما بمن و بما یادآوری کرد که غلط زندگی میکردیم .غلط فکر میکردیم.درست چیز دیگه ایه .
درست اینه که من به هرکسی که پیام میدم اون بمن جواب بده بمن فیدبک بده.درست اینه که من به هرکسی محبت میکنم او محبت من رو بفهمه و درک کنه . درست اینه که من برای هر کسی که کار میکنم ارزش من و ارزش خلاقیت و مهارتهای من رو درک کنه ارزش مهارتهای نرم من رو درک کنه و به اندازه ی حقم بمن مزد و برای کارهای اضافه بر سازمانم بمن پاداش بده.
درست اینه.
درست ” و کرمنا بنی آدم …” عه
درست ” ان اکرمکم عند الله اتقکم …” عه
درست اینه که من قبل از بریده شدن بند نافم لایق بودم و زمانی که در من رو در اون مستطیل کوچیک قبر میذارن هم لایق از دنیا میرم و در تمام طول این مدت من موجودی هستم که لایق ثروث بی حساب ، احترام بی حساب ، عشق بی حساب ، معنویت بی حساب و تقرب بی حساب به خداوندم … من لایق رشد بی حسابم …
مگر نه اینکه ” … یرزق من یشاء بغیر حساب …”
…
استاد عزیزم ممنونم که بیدار میکنید ما رو با حرفاتون دوباره به یادمون میارید که چقدر لایقیم چقدر محترمیم …
چقدر آدمیم …
و چقدر کریمیم …
و چقدر …
انسانیم و ادعونی استجب لکم …
و چقدر این ادعونی استجب لکم احترام آمیزه
حتی یه ثم نداره
یعنی من اینور همیشه پشت خطم هیچ وقت قطع نمیکنم که لازم باشه تو دوباره شماره بگیری من همیشه تلفن دستمه که اگر لحظه ای خواسته ای داشتی در لحظه اجابت کنم
چقدر ما محترمیم و لایق
الهی شکر …
ممنونم استاد عزیز
سلام به سپیده زیبا بین و زیبا رو
سپیده دوسداشتنی کامنت زیباتو خوندم و لذت بردم و ازت سپاسگزارم که این کامنت زیبا رو نوشتی که باعث بشه دست به قلم بشم
اخه چند وقت این فایلو دیدم ولی نمیدنم چرا نتونستم چیزی بنویسم خودم حدس میزنم بخاطر اینکه احساس عدم لیاقت پاشنه آشیل منه و هر وقت اومدی چیزی بنویسم ذهنم بهم گفت تو که عالی هستی و احساس لیاقت خوبه پس چیزی ننویس
ولی خودم میدونم که تا حدود زیادی این عدم لیاقت توی زندگی من داره نقش ایفا میکنه و باید ذهن خودمو بشکافم تا این نجواهای مخرب پاکسازی کنم
من قبل از آشنایی با استاد بشدت خود کم بین بودم با اینکه تو کار خودم بسیار ماهرم جوری که هر کس پیش من یه بار خدمات گرفتم دیوانه عملکردم میشد که چقدر ماهرانه میتونم در کمترین زمان بهترین خدمات بهش اراِیه بدم ولی این اواخر به دلیل ضادهای که بهش برخوردم این خود کم بینی بیشتر شد
من بسیار آدم عملگرا و خلاق توی کار خودم هستم و بسیار شجاعت دارم در برخورد با چیزهای جدید البته که با آموزشهای استاد این خصوصیات من دوچندان شده و کارهایی کردم که خودمم برام خیلی تعجب آور بود اما یکسره قضیه جلب توجه بود و نیاز به تایید شدن از طرف دیگران و اینم فقط از عدم احساس لیاقت میاد
چند وقت که متوجه شده بودم مسیری که دارم میرم ترمزهای توشه و اولین ترمز تایید شدن و جلب توجه بود پس تصمیم گرفتم روش کار کنم و هر چیزی که حس جلب توجه داشته باشه رو از خودم دور کردم
بطور مثال :
با لباسهای که کهنه شده بود ولی تمیز بود به محل کارم رفتم و این در صورتی بود که توی کل زندگیم اینطور عمل نکرده بودم یا حداقل به این وضوح انجام نداده بودم
اولش برام سخت بود ولی اینقدر تکرارش کردم که دیگه نگاه بقیه روم تاثیر نداره حتی یه جاهایی با کفشی میرفتم سرکار که یکم پاره شده بود و این موضوع برای منی که داشتم سمینار برگزار میکردم خیلی جای تعجب داشت برای خودم که چطور خودمو راضی کردم این کارو بکنم ولی اینقدر تکرارش کردم که دیگه برام مهم نبود بقیه چی میگن و وقتی راحت شدم باهاش و ازش گذشتم حس کردم باری از روی دوشم برداشته شده و بی خیالتر شدم و رهاتر شدم
همه این کارا رو کردم که به خودم یاداور بشم این خود من هستم که مهمم و نه نگاه دیگران
بزار دیگران هر چی دوسدارن بگن مگه مهمه
من به خودی خود بارزشم من آزاد آفریده شدم مثل پرندها که تو آسمون آبی آزادانه در حال پروازن و لذت میبرن از نعمات خدا استفاده میکنن و اصلا به کمبود حتی فکرم نمیکنن
زمینی که داره بدون هیچ انتظاری از ما بهمون نعمت میده
دریای که بدون هیچ منتی بهمون ماهی میده
خدایی که بدون هیچ منتی داره به ما زندگی میده نفس میده
خدایی که تمام نعماتشو مسخر ما کرده و همه انس جنس به سجده ما درآورده و از روح خودش در ما دمیده
و این یعنی من به خودی خود با ارزشم من یک تیکه از خدام و باید صفات خداوند در وجود خودم ببینم و پرورش بدم
صفاتی مثل ثروتمند بودن وهاب بودن زیبا بودن بخشنده بودن راستگو بودن وفا به عهد بودن دست دل باز بودن
من هیچ وقت نباید به کمتر از بهترین بودن قانع باشم در تمام ابعاد زندگیم چون بهترین بودن و از خود دیروزم بهتر بودن یعنی احساس لیاقت داشتن
سپیده عزیز خداوند ما همیشه پشت خط و منتظر زنگ ماست و هیچ وقت ما رو منتظر نمیزاره
ساسپزارم ازت دوست عیز و لیاقتمند من
در پناه الله یکتا شاد سربلند پیروز باشی
سلامخاهر گل من
سپیده عزیزم چقدر زیبا نوشتی
چقدر لذت بردم
چقدر حالمبهتر شد
“”درست اینه که من برای هر کسی که کار میکنم ارزش من و ارزش خلاقیت و مهارتهای من رو درک کنه ارزش مهارتهای نرم من رو درک کنه و به اندازه ی حقم بمن مزد و برای کارهای اضافه بر سازمانم بمن پاداش بده””
وایی خیلی این جملت عالیییییی بودد خیلی بهش نیاز داشتم
چون میخام برم و شروع کنم به دستیاری و همه میگن ن نمیشه نمیخان دستیار
خیلییییی مممنونم عزیزم
کلی استفاده میکنم و باورش رو میسازم
و دیگه ایزی ایزی تامام
خدایا شکرت برای تمام هدایتهات
مرسی دوست خوب من
سلام عزیزم
خداروشکررررر.
چقدرررر عاااالی
میخوان عزیزم … حتما بین این همه آدددددمی ک تو تخصص تو دارن کار میکنن کسایی هستن که دنبال دستیارن … و واقعا چرا اون دستیار تو نباشی؟
چرا؟
هیچ دلیلی وجود نداره …
هر جوابی برای این چرا از احساس عدم لیاقت میاد که کاملا نادرسته و غلط و ” انما النجوا من الشیطان لیحزن الذین ءامنوا …”
اما کور خونده چون : ” لیس بضارهم شیئا الا باذن الله …”
” و علی الله فلیتوکل المومنون”
برو و اصلا به پشتت نگاهم نکن جلو مسیر خیلی روشنه و تو لایق بهترین موقعیتها هستی
موفق باشی ، شاد و شجاع دختر ارزشمند و زیبا
سلام خدمت استادعزیز، مریم بانو و همه دوستان سایت توحیدی عباس منش،
من سعی و تلاش خودم رو میکنم که هروز از سایت استفاده کنم و فایل های استاد رو گوش میکنم و کتاب می خونم،مینویسم،کامنت میذارم و کار های که میتونه بهم کمک کنه تا بهتر و بیشتر با قوانین آشنا بشم رو دارم انجام میدم ولی قبل از گوش دادن به این فایل و قسمت قبل همه اش فکر میکردم یه چیزی کمه و یه جای کار میلنگه و این باور پنهان همش به من کمبود و ناکافی بودن و بی لیاقتی رو القا میکرد که به لطف هدایت پروردگار به این فایل ها هدایت شدم و متوجه شدم من همین الان هم عالی هستم،من هروز برای بهتر شدن زندگی ام تلاش میکنم حتی اگه قدم هام کوچیکه باشه خیلی ارزشمنده و همین که الان اینجا هستم و دارم با خواندن و نوشتن کامنت ها به رشد خودم و دوستانم کمک میکنم ارزشمنده و باید سیر تکاملی رو طی کنم و همین آگاهی هایی که به دست آوردم رو تکرار کنم ،گاهی وقتا خیلی ساده از کنارقوانین و این آگاهی ها عبور میکنم و اونا رو دست کم میگیرم و فکر میکنم یه راه عجیب و غریب باید پیدا کنم و هفت خان رستم رو رد کنم تا به خواسته هام برسم غافل از این که خیلی چیز ها رو میدونم و مطالب خوبی در دسترسی من برای یادگیری هست و عمل به دانسته ها خیلی مهمه و باور سادگی مطالب من رو از درک عمیق آنها دور میکنه که البته شیطان و نجوا هم بیکار نمیشینن و فهمیدم برای پیشرفت در درآمد و رسیدن به اهدافم باید احساس لیاقت رو در خودم افزایش بدم و تلاش ها و کار های که انجام میدم رو دست کم نگیرم و اونها رو ارزشمند بدونم تا به احساس خوب و حال خوب دست پیدا کنم و هدایت ها وایده ها رو برای رشد درآمد و اید ها ببینم چون باور بی لیاقتی و کمبود احساس بد در من ایجاد میکنه و احساس بد مانع دیدن نشانه ها و هدایت ها و رسیدن به جریان نعمات الهی میشه،وهمین طور من تلاش کردم و وقت گذاشتم و حرفه و مهارتی رو که دوست داشتم رو خیلی خوب یاد گرفتم اما خودم رو عمیقأ تحسین نمیکردم که تونستم اون مهارت رو یاد بگیرم و همش تو ذهنم میگفتم ای بابا چه فایده من که پول ندارم وسیله و سیستم مورد نظرم رو بخرم و از این حرفه پول بسازم ،حالا رفتم یاد گرفتم دیگه،و ذهنم روی کمبود و نبودن سیستم و امکانات مورد نظر بود ولی بعد از این فایل متوجه شدم باید برای حرفه ای که وقت گذاشتم و انرژی گذاشتم یاد گرفتم ارزش قائل باشم،و با این کار خدا به موقعش امکاناتشم میرسونه،
خدا جون شکرت برای حال خوبم توی این سایت ارزشمند و امیدوارم با کامنتم به دوستان کمک کرده باشم و صمیمانه از دوستانی که کامنت میذارن تشکر میکنم و حسابی ایده و انرژی میگیریم از کامنت های عالیتون، در پناه حق،
بنام خدای مهربان ….
سلام ب همه دوستان عزیز …
خداوند رو سپاسگزارم بمن فرصت داد تا راجع ب موضوع احساس لیاقت مندی صحبت کنم …
قبل از هرچیز یه تشکر ویژه از استاد عزیز کنم که همیشه دست روی موضوعاتی میذاره که برای موفقیت حیاتی اند…
تصویر ذهنی ما یکی از قویترین نیروهای درون ماست که منشا احساس لیاقت مندی و ارزشمندی ما از انجاست..
همانطور که میدونیم توجه ما بهر سمتی بره انرژیمون بهمون سمت میره اگر فردی همیشه تمام توجه خودش رو بر روی ناتواناییهای خودش میذاره یعنی از درون احساس لیاقت مندی نمیکنه و نتیجه میشه احساس بد و احساس بد مساویست با اتفاقات بد …( حتی احساس خوب و بد ما نیز ب احساس لیاقت مندی و ارزشمندی درون ما گره خورده )
نتایج زندگی ما بواسطه کانون توجه و تمرکز خود ما رقم میخوره ….محکوم ب شانس بد وجود خارجی نداره …نقطه شروع هر موفقیت از وجود احساس لیاقت مندی و ارزشمندی درون ماست که ناشی از تصور ذهنی ماست …ما میتونیم از تصوراتی که در ذهنمون داریم استفاده های عملی کنیم و انرا ب واقعیت تبدیل کنیم
ما چه زمانی میتونیم چیزی رو باور کنیم …؟ زمانیکه از درون احساس لیاقت مندی کنیم زمانیکه از درون احساس ارزشمندی کنیم
حالا سوال اینه ما چه زمانی میتونیم احساس لیاقت مندی کنیم ؟ ما با احساس لیاقت مندی و ارزشمندی افریده شدیم متاسفانه انرا نابود کردند..باورهای ما حاصل همان احساس لیاقت مندی و ارزشمندی ماست که با ان پا ب این دنیای مادی گذاشتیم
جهان با کسی پارتی بازی نمیکنه و با کسی هم خصومتی نداره انچه تو با توجه و احساست ب جهان ارسال میکنی همون رو تبدیل ب نتایج زندگیت میکنه اگه میبینی فردی با نصف تواناییهای تو یا حتی کمتر نتایج بهتری از تو گرفته ب این معناست که برای خودش احساس ارزشمندی میکنه یا احساس لیاقت مندی و ارزشمندی خودش رو که با ان ب این دنیا امده حفظ کرده همه ما با تواناییهای ذهنی برتر نسبت ب مخلوقات دیگه پا ب این دنیا گذاشتیم ..
اما ادمای ترسو و ضعیف از ترس مسخره شدن و مسائل دیگه ای انرا پنهان کردن…
اگه بخوام ( بطور کلی و در بسته ) از خودم مثال بزنم در گذشته انقدر بی اعتماد ب نفس بودم و انقدر از عدم احساس لیاقت مندی رنج میبردم که همیشه برای دیگران کلی هزینه میکردم تا عده ای همیشه دوروبر من باشن و از من تعریف کنن …تا بمن احساس لیاقت مندی بدند …تا منو تایید کنن و من اقدام ب کاری کنم
بعد از اینکه در مسیر خودشناسی قرار گرفتم فهمیدم چه مسیر اشتباهی رو میرفتم و چقدر زندگی مو نابود کردم
همون ادمهایی که براشون هزینه میکردم پشت سر من چه حرف و حدیثهایی که نمیزدن….
تمام انچه که ما در زندگی مان تجربه میکنیم بواسطه تصویریه که از کودکی درون ما شکل گرفته چه اگاهانه چه نااگاهانه
هر فردی با توجه ب تصویری که از خودش داره عمل میکنه بنابراین اگر هم بخواد و هر قدر هم که اگاهانه سعی کنه عملا نمیتونه کار دیگه ای بکنه …
کسی که از درون عدم احساس لیاقت مندی میکنه کسی که عدم احساس ارزشمندی میکنه حتی اگه بخت هم با اویار باشه راهی برای شکست پیدا میکنه …
تصویر ذهنی ما پایه و بنیادیه که تمامی شخصیت و رفتار و حتی کیفیت کارهای ما بر اساس ان شکل میگیره تمامی تجربه های ما تصاویر ذهنی مارو تایید و تقویت میکنه و بدین صورت دور بسته ای چه خوب چه بد اغاز میشه
کشف تصویر ذهنی یکی از مهمترین کشف روانشناسی در قرن حاضره ..هریک از ما دانسته یا ندانسته پیش طرح یا تصویری از ذهن خودمون رو یدک میکشیم البته ممکنه از ان اطلاع زیادی نداشته باشیم اما این تصویر ذهنیه و با تمام جزئیاتش وجود داره
تصویر ذهنی همان تصوریه که از خودمون داریم و بر اساس باورهایی که از خویش داریم ساخته شده اما بی انکه بدانیم اغلب این باورها در اثر تجربه های گذشته …موفقیت ها و شکست هایی که داشته ایم …حقارت ها …پیروزی ها …و رفتاری که سایرین ب خصوص در دوران کودکی با ما کرده اند شکل گرفته از مجموعه این تجربه هاست که در ذهن خود یک خویش ( یا یک تصوری از خویش ) میسازیم ….
وقتی باوری که از خویش داریم وارد این تصویر میشه حداقل برای خود ما هم شده حالت حقیقت پیدا میکنه و در درستی اش تردید نمیکنیم و انرا حقیقی میپنداریم و با توجه ب ان قدم بر میداریم
تمام اعمال …احساسات …رفتار …و حتی تواناییهای مان بر اساس این تصویر ذهنی شکل میگیره
اما ما اینجا بدنبال مقصر حادثه نمیگردیم ما اینجا امده ایم تا رشد کنیم تا تغییر کنیم تصویر ذهنی ما قابل تغییره…تجربه نشان داده برای تغییر تصویر ذهنی و شروع یک زندگی جدید هیچ وقت دیر نیست هیچ ربطی هم ب سن و سال نداره ما میتونیم در هر لحظه ای که بخوایم تغییر کنیم این توانایی درون ما قرار داده شده …
ما میتوانیم از قدرت تخیل مان برای تغییر این تصویر ذهنی کمک بگیریم…قوه تخیل ما بیش از انچه متوجه باشیم در زندگی ما نقش بزرگی بازی میکنه نمونه ان بیمارانی که تصویر ذهنی یک فرد شفا یافته رو درون خویش شکل دادند شفا گرفتن
بقول هنری فورد : چه فکر کنیم میتوانیم و چه فکر کنیم نمیتوانیم در هردو مورد درست گفته ایم
تصویر ذهنی امروز ما بر اساس تصاویر ذهنی که در گذشته از خود داشته ایم شکل گرفته در واقع حاصل تفسیر و ارزیابی ای ست که با توجه ب تجربه ی خودمون ایجاد کرده ایم حالا باید از همان روشی که در گذشته استفاده کردیم و تصویر ذهنی نامناسبی ساختیم برای ایجاد یک تصویر ذهنی خوب مقتدر و شایسته استفاده کنیم در حقیقت وقتی ما درون ذهن مان تخیل میکنیم در حال افریدن یک تجربه عملی هستیم که بزودی انرا در جهان بیرونی لمس خواهیم کرد
باید برای اینکار یک جای خلوت و مناسبی پیدا کنیم و هر روز شخصیتی که دوست داریم رو در خیال خود مون مجسم کنیم باید خودمان راانطور که میخواهیم تجسم کنیم ( البته استاد تمرینات انرا ب زیبایی در دوره ای که اماده میکنن توضیح خواهندداد )
همه چی بر میگرده ب تمرینی که انجام میدیم چه ذهنی چه عملی …برای پیروزی و موفقیت باید از درون احساس لیاقت مندی و ارزشمندی کرد و این ب ان معنا نیست که برای دوستانمان ارزش قائل نیستیم …یادمان باشد موفقیت همیشه نصیب کسانی میشود که جرات میکنن از درون برای خود احساس لیاقت مندی و ارزشمندی میکنن
همه چی ب ذهن خود ما بر میگرده …
در ذهنت چی میگذره ….؟
با تشکر از استاد عزیز که همیشه تمام مطالبش یکی از دیگری بهتر و عالی تره
ممنون …
به نام خدایی که ویژگیش بخشنده گی بی حد و حصر و بی دریغ هست و تمام جهان تحت سیطره قدرت خداونده و هدایت تمام مخلوقاتش رو بر خودش واجب کرده
سلام به استاد جانم و دوستان عزیزم
استاد جان تمرکز کردن روی تواناییها و مهارتها و داشتن احساس ارزشمندی و لیاقت درونی خودم تو کارم دقیقا نقطه شروع پیشرفت مالی من هست این موضوع رو بارها تو کارم متوجه شدم به محض اینکه کارم رو ارزشمند نمیدونم و به اون همه ارزشی که خلق کردم بی توجه ای میکنم و تمرکزم رو میزارم روی قسمتهایی که میتونستم بهتر انجامش بدم اما به دلایلی نشده این احساس بد که از نا مهربونی به خودم میاد ندید گرفتن مهارت و توانایی و اون همه تغییر و رشدی که ایجاد کردم هست ضربه میخوردم جهان با من نامهربونی میکنه مشتری کم میشه در حالی که مشتری من راضیه از کارم اما اون فرکانس کم بینی مهارتم یا تمرکزم روی نکات منفی کارم که در اون تایم و اون روز و لحظه بهترین کار بود و از پس کار به خوبی بر اومدم و در نهایت مشتری راضی بود باعث میشه دچار گفتگوی منفی ذهنی و مقایسه خودم با دیگران بشه و این فرکانس دقیقا زمانیه که من با دست خودم به راحتی نعمتها رو از خودم دور میکنم مشتری من کم میشه یا کار بعدی من اصلا راحت پیش نمیره و اصلا به خاطر توجه ام به نکات منفی کار خوب نمیشه و هیچ وقت با این تمرکز بر نقاط منفی کارم یاد نمیاد دفعه بعد کار بهتر شده باشه برعکس کاملا بدتر شده اما با این تکنیک توجه بر نکات مثبت کارم و تحسین مهارتم و رشد و تغییری که ایجاد کردم هربار کارم بدون نیاز به انجام کار خاص و پیچیده ای عالیتر شده کاملا درک کردم که باور لیاقت و ارزشمندی من به راحتی منو در مداری قرار میده که از انجام ساده ترین و راحترین کار نتیجه عالی شده و من باااااید یاد بگیرم که این توجه بر نقاط مثبت کارم و تحسین خودم رو بارها و بارها داشته باشم تمرکز کردن روی مهارتم منو به مدار لیاقت سوق میده راحت ثروتها جاری میشه تو زندگیم
هربار که اومدم با یه کار خاص و پیچیده بدون در نظر گرفتن اون همه ارزشمندی کارم در عین سادگی و راحتی که داشت زیبا پیش میرفت کاری انجام بدم نتیجه مد نظر ایجاد نمیشه چون به کار من بدون داشتن باور لیاقت و ارزشمندی جهان هیچ واکنش مثبتی نشون نمیده تو اون مدار بی لیاقتی هیچ چی جز کمبود و بی ارزش شمرده شدن کار و مهارتت نیست
این تمرکز بر اون همه نکته مثبتی که در زمینه مالی سلامتی و معنویت و رابطه زیبا که بی نهایت بیشتر از نکته منفیه کار راحتتری هست اما کارکرد ذهن نجوا گر هست اون کارش رو خیلی عالی انجام میده اما وظیفه من در مقابل این ذهن هماهنگ شدن با روحم هست دیدن اون همه دستاورد و موهبت و تمرکز و توجه و تحسین و سپاسگزاری هست تا طبق قانون توجه من به راحتی به نعمتهای بیشتری هدایت میشم من از درون خودم رو نعمتهام رو ارزشمند میبینم و جهان در مقابل این نوع نگاه و باور منو کرنش میکنه به راحتی و اسونی به رشد و پیشرفت بیشتر هدایت میشم اسون میشم برای اسونی ها
استاد این دوره احساس لیاقت تا همین جلسه دوم خدا میدونه که چقدر احساسم رو خوب کرده قلبم باز شده واقعا نگاهم به خودم بسیار زیباتر شده به راحتی پول از یه مسیر راحت با یه کار کم و راحت اومده تو زندگیم استاد ایمان دارم این تغییری که در وجودم ایجاد شده تازه با فقط دو جلسه از این فایلی که بهش گوش کردم و تغییر احساس و فرکانسم به سمت ارزشمندی بی قید و شرط دروازه ورود نعمتهای بی انتهای خداوند به راحتی به راحتی تو زندگیم هست خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که لایق شدم در این دوره بی نهایت ارزشمند باشم
استاد اموزشهاتون تو این دوره اگاهی خاص و ناب که انقدر عالی و تاثیر گزار ارائه میدید تاثیرش فراتر از درکی هست که الان دارم زبانم قاصر از سپاسگزاری شماست فقط با تمام وجودم میگم عااااااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم من قبلا تو عقل کل در مورد لیاقت سرچ کرده بودم و یه جایی اونایی که برام خوب بود یه جایی کپی کرده بودم، الان رفتم داشتم اونارو میخوندم و فقط همین سه چهار تای اولی شگفت زدم کرد از آگاهی های بچه ها و اینجا میذارم خودتون بخونید در طی این سال ها چه گنجی در عقل کل پنهان شده
لیاقت:
1-
بیاید یکمی هم از دریچه علم به این موضوع نگاه کنیم. همه میدونید که ما روزی اسپرم بودیم و از یه تک سلولی تکامل پیدا کردیم و به یه کلون بسییار منظم از بیلیون ها سلول تکامل یافتیم. حتی ما توی اون زمان هم از بقیه لایق تر بودیم( بقیه منظورم پنج نفر و پنجاه نفر نیست. صحبت من چیزی بین 20 تا 30 میلیون اسپرم در هر میلی لیتر از مایع هست). مغز من که سوت میکشه از این همه لیاقتی که خدا به ما داده.
حالا نمیدونم چی میشه که انسان ها خودشون رو لایق نعمت های دنیا نمیدونن؟!
اینجا میخوام گریزی به قرآن بزنم
خود شخص خداوند در آیه 20 سوره لقمان میفرماید :
“أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً ۗ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ
فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ”
این آیه اینگونه ترجمه میشود:
آیا شما مردم به حس مشاهده نمکنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است برای شما مسخر کرده و نعمت های ظاهر و باطن
خود را برای شما فراوان فرموده؟ولی با وجود این برخی مردم از روی جهل و گمراهی و بیخبری از کتاب روشن در خدای متعال مجادله میکنند.
من نمیدونم دیگه خدا چجوری بگه که همه اینا برای شماست و شما لایق همش هستید
یه مثال بزنم
فرض کنید یه جشن برپا شده و تمام افراد برجسته از نظر شما در کل تاریخ در اون دعوت هستن. هرکسی که برای شما مهم است و احساس میکنید این فرد جایگاه خییلی بالایی دارد. از انبیا و افراد پارسا و اعمه گرفته تا فلاسفه آتن و هنرمندان دوره رونسانس و دانشمندان دوره اسلامی و محقیقن بعد از انقلاب صنعتی و عصر معاصر. همه و همه در این جشن دور هم جمع شده اند.
در این مهمانی برای پذیرایی از افراد یک میز چیده شده است که روی آن بینهایت خوراکی و به اندازه همه و حتی بیشتر از نیاز همه قرار داده شده است.
حال شما به این مهمانی دعوت شده اید و لیاقت پیدا کرده اید با همه این افراد در یک مجلس قرار بگیرید. ولی زمانی که به آن میز نگاه میکنید نجوا و باور هایتان در گوشتان زنگ میزنند که نهههه تو نباید به آن میز نزدیک شوی تو لیاقت استفاده ازآنها را نداری. حال آنکه شما در مهمانی بزرگان دعوت شده اید و در جهان لیاقتی بالاتر از این نیست آنوقت خود را لایق یک مشت خوراکی بی ارزش نمیدانید.
نیاز به گفتن ندارد که این مهمانی دنیا است و آن میز و محتوای آن نعمت های دنیا هستند.
چطور میشود وقتی به این عرصه پا گذاشته ایم و این خود بزرگترین نعمت است و صاحب ملک خود میگوید که هرچه در این خوان گسترده است برای تو آفریده ام و بقیه موجودات جهان از قبل تو از این خوان میخورنند آنگاه خود را لایق این سفر نمیدانیم ؟
من زندگی در این دنیای مادی را به مسابقه سخره نوردی تشبیه میکنم و نعمت های این دنیا را هم به ابزار سخره نوردی تشبیه میکنم.
قانون گزار بازی میگوید که شما میتوانید از هر ابزار ممکنه ای که به فکرتان خطور میکند میتوانید استفاده کنیم و هیچ محدودیتی برای شما وجود ندارد. اما عده کثیری خود را لایق این ابزار نمیدانند و میگویند ما باید دست خالی بالا برویم و با مشقت این سخره را فتح کنیم چون لایق راحتی و ابزار کار نیستیم.
حال آنکه مسول بازی فریاد میزند که این ها ( ابزار ها )را همه برای تو آفریده ام( قران )اصلا تو بیا از بالا بر و آسانسور و کیت پرواز استفاده کن همه این ها مجاز است و در دسترس. اما این افراد راه خود را میروند و همچنان بر ادعای خود که میگویند این بازی بسیار سخت است استوارند.
واقعا مثال سخره نوردی و مهمانی بی نظیر نبود؟ متاسفانه اسم دوستان رو تو نوتم ذخیره نکردم که بنویسم اینجا
2
دردنیا هیچ چیز معنا و شکل خاصی نداره و تو بهش شکل میدی. من کلا برای رفتن سر کارم از یه مسیر میرم. محل زندگیم هم فعلا همونه. و یه مدت تلاش کردم زیبایی هارو بیبینم. اولش ادا در میاوردم و تلقین میکردم
ولی بعد دیدم که نه همون خیابونای تکراری و همون محله های قبلی چقدر قشنگن. خیابونا همونن ولی من قشنگ میدیدمشون. همون خیابونارو قبلا کثیف و خراب میدیدم.
حالا تو خودت چطور میبینی. تو مثل اب زلالی و میتونی به خودت شکل بدی.
من قبلا فکر میکردم قد بلندم بده و این ماهیت رو بهش داده بودم ولی بعد نظرمو عوض کردم. ( ماهیت دیگه ای بهش دادم ) و حالا عاشق قدم هستم.
اصلا عاشق و شیفته خودمم. خودمو تو ایینه نبینم دلم براش تنگ میشه.
نه اینکه خیلی قیافم خاصه . نه.
به خاطر اینکه من دوس دارم اینجوری باشه و این ماهیتشو بهش دادم.
حالا شماهم نیاز نیس تغییر کنی. اگر رو خودت کار کنی و همون باور ها و نگرش بچها رو استفاده کنی میبینی همونی که قبلا بودی عالی بود.
تو نمی دیدیش.
امیدوارم موفق باشید
فعلا (◍•ᴗ•◍)
3-
دقیقا ماهیت هر چیزی رو ما بهش میدیم و همون نمود پیدا میکنه در زندگیمون
ماهیت خودمون رو خودمون تعیین میکنیم
میتونیم ماهیت زیبا به ظاهرمون بدیم
میتونیم ماهیت ارزشمند به خودمون بدیم
ماهیت خفن
میتونیم ماهیت ادم خوب و درستکار و قابل اعتماد بت خودمون بدیم
ماهیت دوست داشتنی و جذاب
ماهیت باهوش و با استعداد
ماهیت توانا
و ما همونی هستیم که خودمون تعیین میکنیم
نکته ی خیلی مهمی بود
4-
بدون هیچ دلیلی ما لایقیم لایق ثروت ها نعمت های این دنیا هستیم لایق بهترین اتفاق ها و شرایط و موقعیت ها هستیم دلیلی نمیخواد ویژگی ظاهری نمیخواد اهل جای خاصی بودن نمیخواد و… فقط تنها دلیل لایق بودن ما اینه که یکی از بنده های خدا هستیم و توسط خدا خلق شدیم اصلا لایق بودیم که خلق شدیم.
مثل اون دانشجویی که بدون هیج دلیل خاصی لایق استفاده از تمام امکانات(سلف .استخر.کلاس ها.بسیج. هیئت. انجمن اسلامی.وام های دانشجویی.کار دانشجویی و …) اون دانشگاه هست فقط به خاطر اینکه دانشجوی اونجاست و کارت دانشجویی اون دانشگاه رو داره فقط همین .اگر یکی استفاده نمیکنه چون خودش خودشو لایق نمیدونه…
طیق آیه قرآن و لقد کرمنا بنی آدم ما به فرزند آدم کرامت وارزش بخشیدیم…. گفته فرزند آدم نه شخص خاصی منم فکر کنم فرزند آدم باشم دیگه درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!فرزند چیز دیگه یا موجود دیگه ای نسیتم!!!!!!!!!!!! پس این لیاقت و ارزش به صورت ذاتی به من داده شده…
الهی شکررت برای این آگاهی ها
سلام.
عالی بود.خیلی عالی بود.
واقعا حال کردم.
چقد وقت گذاشته بودین و با جزئیات و خوشگل نوشته بودین.
تاثیر گرفتم خفن.
واقعا ازتون سپاس گذارم.
حتما کامنت شما ذخیره میشه تا بارها بخونم تا یه وقت مطلبی از قلم نیفته.
من خیلی کامنت میخونم ولی با خیلیاشون ارتباط نمیگیرم ولی کامنت شما منا کشوند سمت خودش.
ایول به شما
سلام استاد عزیزم
این فایل نشانه روزم بود…
متوجه کج فهمی خودم از صحبتهای شما در مورد قانون شدم
مثلا اگر صحبت در مورد شناختن نقاط ضعف شخصیتی بوده واصلاح و هی بهتر شدنش ، من فقط قسمت اول رو انجام میدادم !
فقط شناسایی نقاط ضعف ، همش مرور کردنش با خودم حتی صحبت در موردش با افراد نزدیک ! و همش بابتش خودمو سرزنش کردن!
و انقدر از مسیر دور شده ام که به هر نقطه ضعفی همینجوری نگاه میکنم !
انگار که همواره خودم رو شماتت کنم …
اما از خداوند عزیزم میخام منو هدایت کنه به درک درست قانون و عمل درست به آن …
خدایا هدایتم کن به مسیر صراط مستقیم…
میخوام از این لحظه به بعد تلاش ذهنیم این باشه که نقاط قوت خودمو ببینم ، تحسین کنم خودمو
توانایی هامو لیست کنم …
و به احساس خوبی برسم
و نگران نقاط ضعف نباشم ! چون با نگرانی چیزی درست نمیشه
هدایتها رو زمانی میشنوم که آرام باشم…
رها باشم
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد …
خدایا کمکم کن در مسیر درست
واقعا سپاسگزارم برای صحبتهای ارزشمندتون استاد عزیزم
واقعا اینکه تمرکز من رو چه وجهی از موضوعاته خیلی مهمه
و واقعا تلاش ذهنی زیادی میخواد برای تغییر این رویه نادرست
به نام خدای مهربانم سلام به فاطمه جانم
تبریک میگم که یه قدم به مدار بالاتر رفتی احسنت عزیزم
چقدر خوب که نقاط ضعفتو شناختی و چه از این بهتر که فهمیدی چه باید کرد
که بری نقاط قوتتو تحسین کنی و روی بهبودشون بهتر کار کنی و نگرانی و استرس رو از خودت دور کنی
عالی بهت تبریک میگم
تلاش ذهنیتو ادامه مسیرت درسته و خداوند کنارته
بهترینها نصیبت چون لایقش هستی
به نام خدای مهربان
سلام به همگی
استاد جان وقتی تو سفر به دور امریکا شما گفتید که همچین دوره ای رو دارید آماده میکنید و میخواید تو سایت بزارید همونجا تو وجودم یه جرقه ای زده شد که من احتیاج دارم به همچین دوره ارزشمندی .
گذشت تا اینکه تو موضوعی به تضاد شدیدی برخوردم، اولین بار بود من تو اون موضوع آنقدر آشفته بودم و یه جورایی داشتم ناخودآگاه خودمو از بین میبردم . تقریبا همون روزا بود که شما معرفی این دوره رو رو سایت گذاشتید .(استاد جان چقدر از بچه ها به این نکته اشاره کردن همزمانی دوره با درخواست شون و نشون دهنده هماهنگی کامل شما با هدایت پروردگار است )
من دوره عزت نفس رو قبلا خریداری کرده بودم ولی خودم روش کار نکرده بودم و همسرم کامل دوره عزت نفس رو گذرونده بود . چون این دوره رو داشتم میگفتم اول عزت نفس رو کامل کنم تا بعد …
از طرفی هم قلبم ندای دریافت آگاهی های دوره ارزشمند احساس لیاقت رو فریاد میزد .
همونجا تو معرفی دوره احساس لیاقت و در قسمت توضیحات نوشته بودید که پیش نیاز دوره عزت نفس این دوره ست .( برام نشونه بود هدایت خدا بود )
با این حال رفتم تو سایت و به دنبال معرفی دوره عزت نفس و با فایل روی خودت سرمایه گذاری کن روبرو شدم و اون فایل رو بارها گوش دادم .
تو اون فایل و برای اون لحظه ی من ، صحبت های شما چند جمله طلایی و هدایت برام داشت :
* من بیشتر از هر چیزی رو خودم سرمایه گذاری کردم
* من اگه تصمیم گرفتم سریع بهش عمل کردم (بدترین کار اینه که تصمیم نگیری و تو برزخ بمونی ) .
من خیلی تو دوراهی ها گیر میکنم و تو تردیدها و نقطه ضعف منه و باید روش کار کنم و این جمله شما منو تکون داد که الان وجودت این دوره رو میخواد رو خودت سرمایه گذاری کن خودت رو قوی کن شخصیتت رو قوی کن . تو معرفی دوره هم گفتید اگه اتفاقی میفته بستگی به نگاه شما داره که چه برداشتی ازش بکنید میتونید نگاه بد و به اتفاقات بدش فکر کنید یا همون نقطه عطف زندگیتون بشه ، و این هم یه تلنگری در من شد و همه و همه درستی راه و تصمیم خرید دوره احساس لیاقت رو ثابت میکرد. که من به لطف خدا این دوره رو با نشونه هاش خریداری کردم و بسیار خوشحالم که تو این دوره ارزشمندم . از خدای مهربون میخوام منو هدایت کنه که به آگاهی های این دوره عمل کنم .
*(همانطور که من میگرن شدیدی داشتم و این بیماری نقطه عطف من به سمت دوره قانون سلامتی شد و الان حدوده 80 90 درصدش به لطف الله حل شده ، و استاد جان منتظرم نتایجم در دوره قانون سلامتی به اون استانداردهای بالایی که از شما یاد گرفتم برسه و اون ها رو تو دوره و برای شما ایمیل کنم .)
بخاطر تضادی که برام پیش اومده بود من بسیار به هم ریخته و آشفته بودم خیلی زیاد و وقتی معرفی 1 دوره رو گوش کردم و بعدش وقتی فقط یکبار اولین جلسه دوره احساس لیاقت رو گوش کردم اول پی بردم به مشکلم و متوجه دلایلش شدم . فهمیدم همه چیز منم ، منم با رفتارم ، با فکرم ، با توجهم دارم زندگیمو رقم میزنم و استاد جان یه احساس آرامشی منو فرا گرفت ، خیلی آروم شدم ، خیلی محکم شدم ، خیلی آسوده شدم ، خیلی ایمانم به خدا بیشتر شد ، خیلی خودم مهم شدم ،تو همین یکی دو روزه واکنشم نسبت به مسائلی که نشون میدادم کمتر شده ، استاد جان من فقط یکبار و فقط جلسه اول دوره احساس لیاقت رو گوش دادم و یه حسّ خاطر جمعی بهم دست داده. و دارم میبینم خدا داره چطور هدایت میکنه تماس هایی رو که نباید بشنوم رو نمیشنوم
خدایا سپاسگزارم بخاطر قوانینت که میتونیم با عمل به اونها راحت و آسوده زندگی کنیم .
استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ازتون سپاسگزارم بابت این دوره بی نظیر .
خدانگهدارتون باشه
سلام به رفقای عزیزم
آقا چند روز پیش دیدم بی پولی داره اذیتم میکنه. ورودیهای مالییم به خاطر سورپرایزهای زیبا و لذت بخش زندگی، داره نحیف به نظر میاد و سورپرایزم کرده و هیکل این تورم عزیز هم روز به روز داره متورم تر میشه، خدا رو صدهزار بار شکر، به خاطر این زندگی معرکه و این هیکل زیبای تورم مهربان دوست داشتنی.
تمام تمرکز و تلاشم هم برای انتشاراتی معرکه مان، دارد صرف میشود، ولی دختر و پسرم هم احتیاجات خودشان رادارند و زندگیشان نمیشود معطل پروسه ی کارهای من بماند.
اینجور شد که به یاد وصایای استاد افتادم و گفتم: خب، چه جوری میتونم همینجوری از چیزایی که دارم پول بسازم؟
آقا رفتم وبه عنوان درآمد سوم، به شغل شریف رانندگی اسنپ مشغول شدم و....
دمش گررررم!فهمیدم اونهمه سال توی کارخانه صنعتی ما، با گفتن آقای مهندس، آقای مهندس، خرم کرده بودند! همین امروز، دو برابر آخرین حقوق روزانه ام در کارخانه کار کردم! خدا رو شکر!
حالا اینکه احساس لیاقتم چقدر زیر قالی مونده و بنده خدا خاک خورده، بماند .
امروز، حین کار، شمال و جنوب شهرمان را با ماشین عزیز فوق العاده ام، ماشین گجت!! ، طی کردم و از کثیف ترین محله ها تا لاکچری ترینها را رفتم و 17 فقره مسافرت جور واجور رفتم و دیدن آدمای بسیار متفاوت، چیزهای زیادی یادم داد.
یکی اینکه اول صبحی، هر کی رو از شمال شهر و جنوب شهر سوار کردم، از مراسم استعمال مواد مخدر دیشب بر میگشت!! همشون هم مهربون و لایت و بسیار دوست داشتنی بودند…چون بالا بودند!!
فکر کردم: چی باعث میشه آدمها اینجور به این مراسم آیینی برای رفتن به هپروت اینقدر اهمیت بدهند؟! چرا اینا نرفته بودن به شکم چرونی، مثلا؟! یا مشروب بوده، یا مواد، یا هردوشون دیگه!
خب احتیاج! ذهن احتیاج داره یه جوری مشغول بشه . یکی میره کلیسا، یکی نماز جمعه و ….یکی هم به قول سعیده فلورانس نایتینگل، مثه ماها ساکن غار حرا میشه…
هر چی فکر میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که هرچی خرج این روح و روان بکنی، بازم کمه!
چه خوبه یه اعتیاد مشتی واسه روح وروانت جور کنی، مدل بچه های این سایت: تمرکز بر نکات مثبت….اونوقت نشئه گی اونقدر بالاست که توپ هم نمیترکونتت! مثل امروز اول صبح که پسر مهربان کارگر افغانی که مسافر اولم بود، از ادا و اطوارم حین رسیدن به چراغهای راهنمایی که همه شان به درخواست من تا آخر سبز شدند، از خنده داشت بیهوش میشد و میگفت: آقا جان، چقدر شما راننده باحالی هستی، چطور اینکار را میکنی؟!!
اینگونه بود که فهمیدم هرآنچه از محصولات این سایت خریدم، نوش جونم! جنس عالی بوده و برای ابد معتادم کرده و تامام! به قول دوستان اهل عمل: جنس خوب موتوری بوده!! سالهاست دارم همین چند تا فایلی رو که خریدم رو هی نشخوار میکنم و هی نشخوار میکنم و مزه ش کم نشده.
خب، به زودی پولشو جور میکنم و منم میام تو مدار احساس لیاقت! حس میکنم این جنس، حسابی منو ببره بالا!
حرفای سید حسین عباسمنش، ردخور نداره، کسی که امروز هم به مسافرکشیش تو بندرعباس با پیکان دنده آرژانتینی اقتدا کردم!
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید
بانام خدواند مهربان
وباسلام وعرض ارادت حضورشمادوست ویارهمراه جناب بردبارعزیز واساتیدگرانقدروسایردوستان نازنین
واقعا نمیدونم ازاین همزمانیها چی بگم
علی آقای عزیز دقیقا شرایط زندگی من وجنابعالی به طرز عجیبی مشابهت داره
خدمتتون عرض میکنم
من کارمند بازنشسته
شماکارمندبازنشسته
من دارای حقوق ثابت بازنشستگی به عنوان درآمد اصلی
شماهم اشتباه نکنم کارمندبازنشسته باحقوق ثابت
من وخانواده ام دارای یک موسسه برای تقویت نیمکره راست بچه های 3تا12سال
به عنوان شغل دوم
شمادارای انتشاراتی به عنوان شغل دوم
شمادارای یک پسرودخترخوشکل ومامانی
من هم دارای یک دخترخوشکل که ازدواج کرده ودوپسرماه یکی درحال گذراندن خدمت مقدس سربازی بادرجه ستوان سه(ارشدحقوق محیط زیست دانشگاه شهیدبهشتی تهران) ودیگری پذیرفته شده دردانشگاه صنعتی امیرکبیرتهران بارتبه 1300درسالجاری
طرز فکرمن هم همینطوره چندین بارباهمسرعزیزم که باهم دراین مسیرزیباوالهی هستیم صحبت کردم البته با کمی تندی وبه صورت گلایه ازخداوند که این چه وضعیتی است آخه به قول شما این تورم خوشکل ومامانی امان همه روبریده واین ورودی مالی ما جواب هزینه های زندگی رونمیده باید فکری کنیم
تااینکه شب گذشته ساعت 11 شب هدایت شدم به کامنت زیبا وتاثیرگذارتون بعدازخوندن چندباره بلافاصله رفتم پیاده روی باخودم خیلی فکرکردم وصحبت کردم گفتم آقا دیگه چی میخواید خداباید چطوری بهت بگه بلند شو تکونی به خودت بده حرکت کن اگه 4ساله که به قول خودت دراین مسیرزیبا هستی پس کوعمل؟
استادچقدربایدتکرارکنه دادبزنه “ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است”
اینجابود که به خودم گفتم اگرکامنت علی اقاهدایت نیست ازطرف خدا؟ پس چیست؟
وازدیشب دارم به این موضوع فکرمیکنم وصبح امروزه به همسرم گفتم تصمیمم راگرفته ام ومیخوام برم اسنپ ایشون باتعجب گفت بری اسنپ؟ ول کن بابا دنبال یه کاربهترباش گفتم درحال حاضرتنها کاری که میتونم باداشته هام انجام بدم وپول بیشتری بسازم همینه هم برام سرگرمی است هم خدمتی ارائه می دهم وهم درآمدی دارم
ایشون مثالی برام زد ومتوجه شدم که نگران حرف مردم است که بگن ببین چه وضعی شده بخشدارسابق کشور داره رانندگی میکنه !!!
واما من تصمیم روگرفته ام اگرشاگردمکتب استادعباسمنش هستم حرف مردم هیچ اهمیتی برام نداره
توکل برخدافرداعازم تهران هستیم برای ثبت نام آرمین گلم دردانشگاه امیرکبیر وبعدازبرگشت میخواهم تصمیمم رو اجرایی کنم
به حول قوه الهی
درپایان بازم بی نهایت ازشمادوست عزیزم تشکرمیکنم وبهترینها رابراتون ارزودارم
درپناه حق
سلام به آقای ابراهیمی عزیزم
آقا خیلی مخلصیم!
بقیه ی تشابهات: کار انتشاراتی ما هم تمرکز داره بر گروه سنی 1 تا 12 سال!! البته فعلا.
خیلی خیلی خوشحال شدم از کامنت شما.
آقا دیروز خانمم میگفت: بزنم به تخته، دیگه اخمات تو هم نیست!
گفتم: آخه به خاطر کار جدید، دیگه افسار جیبم دست خودمه! حداقل فعلا با این پوله، یخچال رو تند و تند پر میکنم!
آقا امان از این حرف مردم! ولش کن…آی گفتی!
یه چیز دیگه: انقدر خسته میشم از این کاری که به نظرش نمیاوردم، حالا یک خواب عمیق عالی دارم شبها. خوابی که با 8 کیلومتر پیاده روی روزانه هم نصیبم نمیشد!
دیروز هم از صبح تا شب، هرچی مسافر بهم خورد، آدمهای باحال هم مداری بودند که فقط گل گفتیم و لذت بردیم. خیلی خوشحالم که چیزهایی که سید حسین عباسمنش یادم داده، حالا در پوزیشن یک راننده به مردم مهربان شهرم تسری میدم….شاید عشق و لذت و عاقبت به خیری، همین باشد!
خداوند بچه های عزیزتان را در پناه لطف خودش سالم و خوشبخت بدارد.
خیلی خوشحالم کردید با کامنت معرکه تان.
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.
بنام الله یکتا
سلام استاد جانم
استاد عزیز از زمانیکه لایق دریافت هدایت خداوند شدم و وارد این مسیر شدم همیشه ی چیزی این وسط لنگ میزد از اونجا که بسیار شرایط نامساعدی داشتم در ابتدای راه که با 12 قدم بود فقط میخواستم تند تند جلسات رو تموم کنم تا به کلید طلایی گشایش برسم و غافل از اینکه طی این مسیر با لذت خودش کلید هست با شروع دوره تغییرات در من استارت خورد و با بهتر شدن شرایط و آرامشی که بدست آوردم دیدم هنوز ی جاهایی مشکل داره که با شروع دوره عزت نفس رسیدم به باور عدم لیاقت و ارزشمندی ، با استفاده از دوره شیوه حل مسائل دیدم جاهایی که نتیجه نگرفتم نشات از همین میگیره که خودمولایق ندونستم
از اونجاییکه که بنابر شرایط خانوادگی و شرایط زندگی هیچوقت کسی مشوق من نبود خودم همیشه دستاوردهامو تحسین کردم و سعی میکردم با بیادآوری اونها در زمانهای سخت بخودم امید وانرژی بدم ولی ی مشکلی بود و اونم که همیشه نیازمند به تایید افراد بودم و دوست داشتم پیش بقیه بگم و اونها بگن آفرین باریکلا که خدا روشکر این مورد تقریبا حل شده و خیلی خیلی کمتر بدنبال تایید دیگران هستم اما در روابط من همیشه خودم نالایق دونستم و نتیجه خوبی هم دریافت نکردم
و این دوره بسیار مورد نیاز من است بعد از جلسه سوم قدم اول و تاکید شما بر روی نکات مثبت کم کم ذهنم رو سعی میکردم معطوف کنم به نکات مثبت و هر جایی که اشتباه میکردم سعی میکردم از اون گذر کنم و با دوره عزت نفس یاد گرفتم اگر اشتباهی رخ میده به چشم ی گناهکار بخودم نگاه نکنم و خودمو سرزنش نکنم و بپذیرم که همه اشتباه میکنن و دست از کمال گرایی بردارم
و این دوره طلایی شاید قسمت بزرگ پازل زندگی من هست که میتونه مکملی باشه برای روند رشد من
در پناه الله یکتا شاد سلامت سعادتمنو ثروتمند باشید
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدا را صد هزار مرتبه شکر که من هم خودم را لایق داشتن این دوره بی نظیر دانستم واین دوره را به خودم هدیه دادم چراکه هر چی اتفاق دوربرم افتاده به خاطر عدم احساس لیاقت بوده اول همه تحسین می کنم استاد عزیزم را اینقدر خوشتیپ و خوشگل شدید ماشالله به این اندام قشنگ و جذاب همه رنگ های زیبا برازنده شماست چون که شما لایق بهترین زیبایی ها هستید
این مواردی که شما اشاره کردید را من دقیقا تجربه کردم در یه مهمونی بودیم ویه نفر خیلی برخورد بدی تو جمع با من کرد اون موقع انگار تمام دنیا سرم خراب شده هی خودم را سرزنش می کردم که چرا باید این برخورد با من بشه من که چیزی نگفت تا مدت ها این فکر مثل خوره به جون من افتاده بود و همش خودم را سرکوب میکردم که چرا این کارو را با من کرد ولی غافل از این که چقدر اون جا به من خوش گذشته بود ومن فقط تمرکزم روی اون ناز زیبایی بود واز جنس همون هم بیشتر وبیشتر جذب میکردم ولی الان به این آگاهی رسیدم که این از عدم احساس لیاقت میاد انشالله با کار کردن روی خودم می خوام جهادی اکبر روی شخصیت وتوانایی خودم داشته باشم تا یه انسان جدیدی با یه خصوصیات نو بسازم تا هم خودم خوب زندگی کنم وهم جهان را جای بهتری برای زندگی کنم انشالله
اگر تنها من به این قانون عمل کنم که جهان به واکنش های من جواب میدهد زندگی من گلستان میشود اگر من آگاهانه کانون توجهم را روی زیبا یی ها بگذارم لاجرم به زیبایی های بیشتری هدایت می شوم این قانون جهان هستی که به هرچیزی توجه کنی از جنس همان وارد زندگیمون میشود وسلام
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت نه راه گمراهان
دوستدار شما قربانی
دوست عزیزم
چقدر زیبا نوشتید
چراغ آگاهی خیلی ظریفی توی ذهن من روشن کردید، از شما ممنونم که به هدایت تون گوش کردید و این کامنت رو نوشتید، خداروشکر میکنم که بهش هدایت شدم، این هم بخاطر اینه که الان دو روز هست دارم روی ارزش های شخصیتی م تمرکز میکنم خداروشکر
من تا حالا از این زاویه به ماجرایی که شما تعریف کردید فکر نکرده بودم، حالا میبینم واقعا منطقیه
خیلی جالبه، من تا حالا اینطوری بهش فکر نکرده بودم
یکی اینکه اصلا کسی نمیتونه روی وجه شخصیت من یا روی ارزش من یا روی لذتی که دوست دارم از یک لحظه ببرم تاثیر بذاره، پس اصلا اون برخورد بد معنایی نداره و دقیقا باید هیچ بدونمش و اجازه ندم که لحظه خوش مهمانی منو بهم بزنه
و یا اینکه با این روش که خودم رو اینقدر ارزشمند بدونم که اگر اگر موردی پیش اومد حتی به چرایی ها و یا چگونگی برخورد کردن باهاش هم فکر نکنم
باید اونقدر عالی روی خودم کار کنم که اصلا ناخودآگاه به این برخوردها اصلا توجه نکنم هرچند که طبق تجربیات م از قانون خدااااوندم، به محض اینکه تصمیم میگیرم و حتی یکبار انجام ش میدم یا حتی وقتی خیلی جدی تصمیم میگیرم که از این به بعد اینطور رفتار کنم، دیگه اصلا اون اتفاق یا نمیفته و یا اینکه اصلا دیگه تکرار نمیشه
به لطف خدا و قوانین ثابتش مدتهاست فاصله م با ادم ها و مهمانی و جمعهای دوستانه یا خانوادگی خیلی زیاد شده و من عاشقانه دارم تصفیه شدن کیفیت اطرافم رو تایید و سپاسگزاری میکنم.
از شما خیلی ممنونم که باعث شدید این آگاهی رو دریافت کنم و توی این مورد برخورد دیگران هم از این زاویه به احساس لیاقت خودم توجه کنم
خدایا صد هزار بار شکرت
سلام دوست عزیزم امیدوارم که حال دلتون عالی باشه خوشحال هستم که با این دوستان خوبی همراه و همقدم هستم انشالله که بتوانیم با شناسایی باورهای غلطی که سالهاست همراه ماست به احساس لیاقت برسیم که این باگ بزرگی در ذهن من است که باید به استاد یه بیل برداریم تمام ذهن را بریزیم بیرون تا به اون باور های غلط برسیم و روی آنها کار کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم
انشالله هر کجا هستید شاد وخوشحال باشید