اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه دوست دارم 6 اکتبر که روز جهانی کوچ هست رو به استاد عباس منش عزیزم تبریک بگم. دست شما رو به گرمی می فشارم و از صمیم قلبم ازتون تشکر می کنم برای تمام آموزش های بی نظیرتون که زندگی آدمهای زیادی رو تغییر دادید.
از شما سپاسگذارم که با آموزش هاتون به من کمک کردید تا درد تلخ ناکامی هام رو به طعم شیرین تغییر، مبدل کنم.
استاد من از اون دسته افرادی بودم که هیچ کدوم از موفقیت هام رو به چشمم نمی دیدم.همه اش میگفتم حالا مگه چقدر بزرگه که هی بخوام بگم.
باورتون نمیشه که من هی می آمدم کامنت بچه ها رو میخوندم و میدیدم از یه چیزیشون تعریف کردن یا یک موفقیتشون رو عنوان میکردن که به نظر من خیلی اون کار کوچیک می اومد و به خودم می گفتم اینا چطور روشون میشه بیان این چیزای کوچیک رو عنوان کنن به عنوان دست آوردشون.
و الان فهمیدم این نقص درون منه
این آینه وجود منه که انقدر غبار گرفته که همه چیو کثیف میبینه
یواش یواش فهمیدم این اونجاییه که من مشکل دارم و باید تراپی بشم
توی دوره احساس لیاقت توی همین سه تا فایلی که شما آپلود کردید ، دریایی از آگاهی به من دادید….منی که بیشتر محصولات شما رو دارم بی نهایت فایل از شما گوش کردم…..این فایل های این محصول رو حتما باید در تمرکز صد درصد گوش بدم
انگار تازه با شما آشنا شدم
انگار ذهن من مثل یک کویر تشنه ست و این آگاهی ها آبی هست برای این کویر
چندین بار این فایل هارو تا حالا گوش دادم و هر بار وسطش پاز کردم و رو به آسمون گفتم خدایا این جواب کدوم کار خیرم بوده که الان دارم این آگاهی هارو میشنوم….
شما توی دوازده قدم از اینکه در جای درست و در زمان درست قرار بگیریم توضیح دادید….الان با این محصول ، من کاملا دارم درک میکنم در زمان درست و مکان درست یعنی چی….. انگار این محصول فقط برای منه…
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم
خدا را شکر میکنم که مهمترین محصول احساس لیاقت را ارزش قائل هستم و جهان هم پاسخ میدهد به افکار ما و این کار کردن باعث میشود زندگی ما در تمام ابعاد تغییر کند
یکی از نشانههای عدم لیاقت این است که احساس خود کم بینی و توجه به اشتباهاتمان یا نقصهایمان را داشته باشیم و توجه کنیم و این تمرکز کردن به آنچه دوست نداریم اتفاق بیفتد مثلاً اگر اشتباهات را مرور کنم تو ذهنم تمرکز دیگر ندارم اگر من به هر دلیل تجربه ناخوشایند داشته باشم آن یک مورد اگر توجه کنم احساس لیاقت نمیتوانم نمیکنم من هر موقع در هر مهارتی انجام ندادم این سرزنش و تحسین نکردن خودم اشتباهات خودم را پررنگتر میکنم
افکار عادت میشود که تمرکز کنم به واسطه کانون توجه خودم که واکنش نشان میدهد و باید سعی کنم تمرکز روی نکات مثبت برود و خودم را تحسین کنم و نباید افکار را روی اون نکات منفی قرار دهم این دوره احساس لیاقت حتماً در تمام ابعاد میتواند تغییر کند زندگی من را و جریان ثروت وارد زندگی من شود
استاد از شما سپاسگزارم بابت آگاهی و درک محصول دوره احساس لیاقت که برای ما به اشتراک گذاشتی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
من همیشه روی عزت نفس کار میکردم یعنی دو ساله و هیچ وقت کنارش نذاشتم چون پاشنه آشیل من این حوزه بود و میدونستم که اگه در این قسمت تغییر کنم نتایج بهتری میگیرم
و حدودا در زمانیکه حس میکردم که احساس لیاقت رو اونجوری که باید در درونم ندارمش این دوره بوجود اومد.. خداروشکر
همین چند مدت خیلی تغییرات در اطرافم می بینم که بهتر از قبل شده شرایط… خیلی خوب شده بود همه چیز ، اما الان یه «جنس» متفاوتی شده که من بیشتر خوشم میاد .. بخصوص رفتار اطرافیان… خیلی واضحا احترام و ارزش بیشتری رو دریافت میکنم .. با خودم میگم تازه 2 جلسه گذشته.. ببین وقتی دوره به اتمام برسه چقدر من جهش زدم .. واقعا خوشحالم
*نشانه های عدم احساس لیاقت:
1-افراد استعدادها و تواناییهاشون رو ارزشمند نمی دونن. اما شکست ها و ایراداتشون رو خیلی بولد میکنن
من دقیقا همین بودم.. اصلا یه وضع روحی اسفباری رو برای خودم ایجاد کرده بودم بخصوص طی یک سال.. نمیدونم چرا ولی به مرز افسردگی شاید داشتم می رسیدم و خداروشکر که با این سایت آشنا شدم و تونستم تغییرش بدم .. البته با دوره احساس لیاقت قطعا بهتر میشم چون تمرکز گذاشتم روی توانایی ها و پیشرفت هام
*کسیکه احساس لیاقت داره توانایی ها و قابلیت هاش رو پررنگ تر از ناتوانایی ها و نقاط ضعفش می بینه
وقتی این افکار، تبدیل میشه به «افکار غالب» در این صورت «عادت» میکنیم که در موقعیت های مختلف تمرکز بذاریم روی نکات منفی و نامناسب و کمبود
و در این مرحله به دلیل جنس فرکانسی، جهان از این موارد بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه
*ما در این دوره یاد میگیریم که تمرکز رو بذاریم روی پیشرفت ها ، بهبودها و نقاط قوت کارمون .. یعنی اگه 90% خوب عملکرد داشتیم ، تمرکز بذاریم روی این 90%…. نه روی 10% ای که به اون خوبی نبوده
به این ترتیب ، به دلیل «جنس» فرکانسی که «آگاهانه» گذاشتیم روی نکات مثبت و پیشرفتها، جهان از این موارد بیشتر برامون پیش میاره
واقعا تحسین برانگیزه که دارید مستمر روی یک دوره کار می کنید تا بنای زندگی تون رو بر پایه عزت نفس بسازید
1-افراد استعدادها و تواناییهاشون رو ارزشمند نمی دونن. اما شکست ها و ایراداتشون رو خیلی بولد میکنن
این جمله ایی که نوشتید واقعا اصلی ترین موضوع مباحث استاده که و برای منی که هنوز دوره رو تهیه نکردم پیام واضحی بود که منم بیام برای خودم بولد کنم توانایی هامو اینطوری می تونم با احساس لیاقت بیشتری پیش برم و زندگی زیبا تری برای خودم خلق کنم
شکرخدانزدیک به6سال است که خدادوستم داشت ومنو به مسیرزیبای تغیرهدایت کردواستادعباسمنش گرانقدرراسرراهم قرارداد
درمدت که بهترین سالهای زندگی من میباشد دربیشترحوزه ها ازجمله سلامتی، ارامش،توحید، روابط عاطفی، احساس خوب،مالی نتایجی فراترازانتظار بدست اوردم وطعم واقعی زندگی راچشیده ام
اماعدم احساس لیاقت همچنان پاشنه اشیل من است هرچندبه نظرخودم دراین حوزه هم پیشرفت داشته ام اماراضی کننده نیست واعتقاددارم هنوز خیلی کاردارم وباید عملیات جهاد اکبررااغازکنم
ودرهمین جادرحضوراستادعباسمنش استادشایسته وهمه دوستان بهشتی ام درسایت عباسمنش تعهدمیدم بیش ازگذشته دراین حوزه روی خودم کارکنم واین سه موضوع اساسی وحیاتی که سرفصل احساس لیاقت است رااویزه گوشم کنم
• به اندازهای که من خود را لایق ثروت میدانم، ثروت نیز من را لایق همنشینی میداند
• به اندازه که من خودم را لایق احترام میدانم، به همان اندازه احترام را دریافت میکنم؛
• به اندازهای که من خودم را لایق تجربه زندگیای روان میدانم، به همان اندازه مسیر زندگی برایم هموار میشود و برای تجربه خوشبختی، آسان میشوم.
” علایم عدم احساس لیاقت ” ازاخرین تجربه خودم که مدت یکماه با آن درگیربودم بنویسم مثل همیشه دست یاری به سوی خداوندمنان درازمیکنم وازاوطلب یاری وکمک میکنم تاانچه درقلبم بوده وهست باادبیاتی ساده اما روشن وروان به رشته تحریردراورم
الهی به امیدتو
روزچهارشنبه 21/3/1404 واحداپارتمانی مون درکرمان رابایک قطعه زمین مناسب معامله کردم ومبایع نامه دربنگاه املاک تنظیم شد
باموافقت طرفین
روزجمعه 23/3/1404 کشورعزیزمان ایران موردحمله دشمن قرارگرفت تاقبل ازاین اتفاق احساس من نسبت به این معامله خوب ومثبت بود چونکه همان زمینی که مدنظرم بودودنبالش بودم خدابرام جورش کرد
روزیکشنبه 25/3/1404براساس توافقی که داشتیم قراربراین بود به منظور تسریع درامور وانجام مراحل اداری زمین درشهرداری تاتاریخ انتقال قطعی اسناد که یکماه بود خریدار به اینجانب وکالت محضری دهد عازم کرمان شدم
اماامااما چشمتان بدنبیند نزدیکای بنگاه که رسیدم یک مرتبه نجواها شروع به فعالیت کردند ودرکسری ازثانیه منومغلوب کردند آخه مردحسابی مگه نمی بینی جنگ شده کدوم آدم عاقل تواین موقعیت خونه شو می فروشه وزمین میخره اصلا وابدااین کارونکن بروبگو آقا من میخوام دو هفته ای بگذره ببینم اوضاع کشورچطوری پیش میره؟!!!
بله دوستان نجواها کارخودشو کرد تاثیر عوامل بیرونی ،سپردن قدرت به غیرخدا،
ترس ازعوامل بیرونی، عدم ایمان به خداوندقادروتوانا،عدم توکل به خدا
من خیلی سریع تسلیم شدم رسیدم بنگاه خریدارهم طبق تعهدی که داده بود آمد
گفتم آقا جنگ شده من درخواست دارم فعلا دست نگه داریم حداقل دوهفته تاببینم اوضاع مملکت چی میشه
خریدارومدیربنگاه گفتنداقای ابراهیمی این چه حرفیه؟!!!
شمامبایع نامه امضاکردین مگرالکی است کشورقانون داره
گفتم من فعلا نمیتونم توکل نمی کنم همین
خریدارباناراحتی گفت هروقت خواستین خبربده تامن بیام برای وکالت محضری اگرقصدفسخ دارید من فسخ نمی کنم وبنگاه راترک کرد
من هم به مدیر بنگاه گفتم تا 21/4/1404 که تاریخ قطعی انتقال اسنادهست به من فرصت بدین وبنگاه راترک کردم
ازآن روز به بعد نجواها درهرلحظه قوی ترمیشدند ومنو تحت فشارمیگذاشتند که این معامله به نفع تونیست واین درحالی بود که من واقعا زمین رادوست داشتم اما احساسم خوب نبود دچاریک پارادوکس ودوگانگی عجیبی شده بودم خودمو قانع میکردم که ببین این اتفاق جنگ یک نشونه است که معامله روفسخ کنی
روزها وشبها میگذشت دوسه شبی بی خواب شدم یه روزحالم خوب بود روزبعدحالم بدبود
با همه این اوصاف سایت رارهانکردم فایل گوش میکردم کامنت می خوندم جمله تاکید تکرارمیکردم
تااینکه روز جمعه 13/4/1404 تصمیم گرفتیم دوسه روزتعطیلی تاسوعا وعاشورا بریم به شهرلاله زاربردسیر که ازسردترین نقاط استان کرمان است ظهربه اتفاق خانواده وداماد گلم رفتیم کرمان تابعداظهربادیگرپسرم عازم لاله زاربشیم باخودم گفتم حال که کرمان هستیم بهتره که باخانواده بریم زمین روببینند البته همسرم قبلا دیده بود رسیدم سرزمین دامادگلم گفت محل زمین که خیلی خوبه وخوش محل است اماعرض زمین خیلی کم است( ابعادزمین 7مترعرض28مترطول موقعیت شرقی غربی) بهتراست بایکی دومهندس طراح صحبت کنین که ایامیشه نقشه دلخواه راپیاده کردیاخیر؟
خوب نظرش منطقی بود من اصلا به این موضوع فکرنکرده بودم سرشب رسیدیم لاله زار رفتیم خونه ای که دادش گلم زودترازمارفته بودند وکرایه کرده بودند مستقرشدیم اب هواعالی بود همه چی فوق العاده بودازهوای 45 درجه رسیدیم به هوای 25 درجه
قراربودبرادرخانم گلم که پسرخاله هم هستندایشان مهندس عمران ومعماری هست باخانواده به ماملحق شوند گفتم فرصت عالی است که بامهندس راجع به زمین مشورت کنم امانیامدند وهمسرم بامهندس تماس گرفت که چرانیامدند؟ من ازفرصت استفاده کردم وبعدازاتمام صحبت همسرم بامهندس شروع به صحبت کردم راجع به معامله وزمین ونظرشو خواستم ازانجایکه مهندس درکارش بسیارخبره است ووسواس داره اماهمیشه بدبینانه ترین حالت ممکن روبرات به تصویرمیکشه وتوضیح میده آنهم ازسردلسوزی است که میخادبهترین مشاوره روبده
خوب درموردزمین گفت نه اصلا معامله خوبی نیست چونکه اولا عرض زمین کم است دوما شرقی وغربی است ونقشه دلخواه به هیچ عنوان قابل طراحی نیست اتاقهای ته زمین نورکافی ندارند عملا تاریک خانه است
وبرای سرمایه گذاری هم مناسب نیست بهتراست فسخ کنی
آقا تماس که قطع شدانگاردنیاروسرم خراب شد گفتم عجب کلاهی سرم رفته
عدم احساس لیاقت
عدم احساس خودارزشمندی
دنبال تاییددیگران بودن
ایاکاری انجام دادم درست است یاخیر؟
خلاصه نجواها قدرت بیشتری گرفتند
نگفتم معامله خوبی نیست حالا باورکردی
شنیدی مهندس چی گفت
حالا تصمیم بگیر
نتیجه تمرکز چندروزاخیرمن که ناشی ازباورکمبود ترس وبی ایمانی و تمرکز برروی ناخواسته هابود به من برگشت وجهان براساس فرکانسهای من پاسخ داد وثابت کردکه دارم درست فکرمیکنم
اقاروزبعدعلیرغم تعطیلی تاسوعا به یکی ازنیروهای املاک زنگ زدم وگفتم من قصدفسخ دارم این موضوع رابه خریداراعلام کنید نجواها جشن گرفته بودند موفق شده بودندتامراازیک تصمیم بزرگ وپاگذاشتن روی ترسهام منصرف کنند
انگارباری ازروی دوشم برداشته شده بود
تعطیلات تمام شدومابرگشتیم رفسنجان روزدو شنبه بعدازتعطیلات تاسوعا وعاشورا بامدیربنگاه تماس گرفتم وگفتم جلسه ای باخریدارهماهنگ کنه تابرای فسخ اقدام کنیم ایشان صحبت کردند وگفت خریداربه هیچ عنوان تمایلی به فسخ نداره امابااین اوصاف عصرچهارشنبه بیاید
ظهرچهارشنبه که میخواستم برم کرمان رفتم سایت ونشانه امروز من
فایل راگوش کردم هرچند توپلی لیستم بودوقبلا بارهاگوش کرده بودم شروع به خوندن کامتهای منتخب کردم اولین کامنت منتخب کامنت سعیده جان شهریاری بود که درکامنتش این آیه نورانی قرآن آمده بود
جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.
این آیه قرآن دلم راقرص کرد به همسرنازنینم گفتم ببین خدادیگه چطوربایدباماصحبت کنه؟!!!
همسرنازنینم که باهم دراین مسیرالهی هستیم گفت قلب من آرام است ومطمئن هستم هرچه به صلاح ماباشدهمان اتفاق خواهد افتاد
منهم به جای اینکه تمرکزم رابزارم روی فسخ درتمرین ستاره قطبی ام نوشتم
” خدایا من هیچی نمیدانم خودت مدیریت کن تااین معامله نتیجه و سرانجام خوبی برای من داشته باشد اگربنا برفسخ هست انجام بشه اگربه نفع وبه صلاح طرفین است معامله قطعی بشه خودت مدیریت کن وراه رابه من نشون بده”
ازاین لحظه بود یواش یواش به آرامش ذهنی میرسیدم
خیالم راحترمیشد
توکلم به خدابیشترمیشد دلم قرص شد
البته ناگفته نمانددراین مدت کامنتهای دوستان بهشتی ام ازجمله رضاخا ن عطارروشن، سیدعلی خان خوشدل، علی خان ابودردایی ، محسن خان توحیدی، حمید خان امیری، رسول خان خانکی، ابراهیم خان خسروی، علی خان احمدی، اسدالله خان زرگوشی، سعیده جان شهریاری، لیلا جان بشارتی، فاطمه جان سلیمی، فاطمه جان حاتمی ( فاطمه ورسول)، رضوان جان یوسفی، شهرزادجان
وسایردوستان عزیزم که حضورذهن ندارم
الهام بخش من بود مخصوصا کامنتهای قرآنی این عزیزان که واقعا آبی است براتش
ودرهمین جا ازهمه دوستان بهشتی ام درسایت تشکرمیکنم وازدرگاه خداوندبهترین هابراشون ارزودارم
ازاین لحظه بااحساس خوب شروع به جملات تاکیدی کردم وسعی کردم انتظارات مثبت رادرذهنم بپرورانم
* خداوندنورنجات من است ازچه هراسان شوم
* خداوندنورنجات من است ازکه بترسم
* خدایامن خودم رامیسپارم دست توتافارغ رهاشوم هرآنچه خوب است برای من انجام بده
* من درنورخداگام برمیدارم وتحت حمایت الهی هستم
* من درپناه امن الهی هستم
* من درپناه خداوندهستم
* من دردستان امن خداوندهستم واوهرگزمنو تنها نمی گذارد
* خداونددرهرلحظه درحال هدایت من اس
* این موضوع حتما یه راه حل ساده ای دارد وباوردارم حتما خدا منو هدایت میکنه
* خداونداازت هدایت میخوام ازت میخوام منو به راه حل آسان هدایت کنی
* خداونداازت میخوام کمکم کنی تا با توانایی هام بتونم این چالش رو حل کنم وپشت سر بزارم
* خداونداین معامله رابرای من انجام داده پس بهترین معامله است
* این معامله سرانجام خوشی برای من خواهدداشت من مطمئن هستم
اماادامه ماجراساعت 6عصررسیدم بنگاه دوستمون آمد گفتم میخوام فسخ کنم ایشان گفت من به هیچ عنوان فسخ نمیکنم هرچه قانون گفت وبنگاه راترک کرد
به مدیربنگاه گفتم مسله جنگ بهانه بودزمین ایشان مشکل ساخت وطراحی نقشه داره گفت چطورمگر؟ مشکل چیست؟
گفتم زمین شرقی غربی است واتاقهای ته زمین نورکافی ندارند ومشکل سازمیشود
ایشان بلافاصله گفت آقای ابراهیمی دارین اشتباه میکنبن شمابایددرب به ساختمان بسازید وحیات شماته زمین واقع میشود بخاطراینکه هوای ساختمان زمین پشت زمین شماگرفته نشودشهرداری اجازه ساخت به شمانمیدهد که بخواهید جلوزمین حیاط بدهید
آقا این حرفوکه شنیدم ازتعجب دهانم بازموند باخودم گفتم این مسله اینفدرساده بوده و من ازش بی اطلاع بودم گفتم اگراین موضوع اوکی باشه من مشکلی برای معامله ندارم وفسخ نمیکنم
قرارشدروزشنبه بریم شهرداری استعلام بگیریم
شب بلافاصله رفتیم پیش یکی ازدوستان امیرمحمد که دکتری فیزیک است وبه عنوان پیمانکارومدیراجرایی پروژه های ساختمانی درشهرکرمان فعالیت میکند ماجرارا شرح دادیم ایشان درکمترازده دقیقه اطلاعات جامعی ازاجرای نقشه دلخواه زیربنای مفید صورت هزینه وغیره
دراختیارماگذاشت وگفت اگرشهرداری به شمامجوزساحت درب به ساختمان همان شمال جنوبی بده عالیه حتی درغیراینصورت شمامیتونین ته زمین حیاط خلوت بدین ونوربرای اتاقهای ته زمین تامین میشود باتوجه به اینکه ایشان اشراف کاملی برشهرکرمان واجرای پروژه های ساخت سازدارد گفت بهترین معامله را انجام دادین مطمئن باشید
خوب طبیعتا من خیلی خوشحال شدم
مهندس قبلی نظرش منفی بود من ناراحت شدم
مهندس دومی نظرش مثبت بود من خوشحال شدم
این نشان ازعدم لیاقت من است
این نشان ازعدم خود ارزشمندی من است
این نشان ازگرفتن تاییددیگران است
این نشان میده من هنوزدراین حوزه خیلی کاردارم
خوشحالم که نقطه ضعفم راشناختم وبه آن پی بردم
خوشحالم که یکی ازترمزهای اصلی ذهنم راشناختم وبه آن پی بردم
خوشحالم که پاشنه اشیلم راشناختم وبه آن پی بردم
به همسرنازنینم گفتم عشقم درسته نزدیک به 6ساله خدادوستمون داشت وبه این مسیرالهی هدایت شدیم من شخصا راضی هستم دراین مدت نتایجی گرفتم که فراترازانتظارم بوده معنی واقعی زندگی کردن رااحساس کردم
موفق شدم بیماری 20 ساله سردردمیگرن وافسردگی ام رادرمان کنم 6 سال است که به پزشک مراجعه نکردم آرامش دارم خواب راحت دارم بدون مصرف قرص خواب آور روابط عاطفی ام عالی ترشده تمام وامها وقرض هامون راپرداخت کردیم شکرخدابدون وام وبدون بدهی زندگی راحتی داریم بچه هامون خوشبخت هستن به خواسته هاشون رسیدن ودرحال رسیدن هستند همه مون سالم وتندرست هستیم دراین 6سال ازدایره امنم خارج شدم دست به کارهای بزرگی زدم که قبلا
به مغزم خطورنمیکرد خونه قدیمی سازمون رافروختیم کرمان آپارتمان خریدیم ازمحله قدیم مهاجرت کردیم به خونه نوسازجدیمون
وحالاهم خدایکی ازارزوهای چندین ساله منوبراورده کرده خریدزمین مناسب درکرمان
که زمینه ساخت وسازدرشهرکرمان که ازاهدفم میباشد رافراهم کرده
بله دوستان شکرخداروزشنبه همین هفته رفتیم کرمان ابتدارفتیم شهرداری برای استعلام کارشناسان شهرداری گفتند مبنای اصلی ساخت وسازشمالی جنوبی است امااگرزمینهایی که قابلیت ساخت وسازشمالی وجنوبی راندارند ملاک الگوی منطقه ومحله خواهدبود وازانجایکه آنجا هنوزساخت سازی انجام نشده وشمااولین نفرهستین پس شماالگوی منطقه میشین وحق انتخاب داریدبرای ساخت وساز به شکل دلخواه
سپس معامله قطعی شداسنادمنتقل شد ومابعه التفاوت خونه هم به حسابم واریزشد کارهای اداری زمین درحال انجام است کارمندشهرداری آمده برای بازدید زمین وفیلم ازمحل باتوضیحات تهیه کرده وگفته است به احتمال خیلی خیلی زیادشمابایددرب به ساختمان به اصطلاح شمالی جنوبی بسازید شهرداری این مجوزرابه شماخواهدداد همان چیزی که مامیخواهیم
خدایاشکرت که ازاین آزمون الهی سربلندبیرون آمدم
خدایاشکرت که ازاین تضاددرسش راگرفتم
خدایاشکرت که برنجواهای ذهن غلبه کردم
خدایاشکرت که درمسیردرست هستم
خدایاشکرت که درهرلحظه درحال هدایت من هستی
استادعزیزم بسیارتابسیارتشکرمیکنم ازشماوسپاسگزارتان هستم معتقدم که دوره هم جهت باجریان خداوندخیلی به من کمک کرد
سلام و ارادت خدمت شما .خوشحالم دوست عزیز که به مدد خدا در حال حاضر و با هدایت الله به حال خوب رسیدیدکامنت تاثیر گزار و خوبی بود به شخصه خیلی استفاده کردم آرزوی پیشرفت و شادی و ثروت روز افزون برای شما دارم دستان یاری گر و مهربان خداوند همراه هر لحظه ی شما انشاالله.یا حق
خدای من فقط منتظرم فردا قرارداد خونه رو بنویسن و من بیام کل داستان رو برای دوستام بگم
بخدا اینقدر شگفت انگیزه که مطمعنم شماهم کلییی ذوق میکنید
.
دیشب قسمت 1 علائم احساس لیاقت رو نوت برداری کردم
باورم نمیشه فقد با گوش دادن و نوشتن فایلهاتون اینقدر من تغییر کردم
بخدا ی حسی دارم
خیلییی قشنگه
حسی ک انگار اون بذر احساس لیاقت و خود ارزشی داره کاشته میشه
وای خدای من فرشته دوروزه داره براخودش ادمایی ک تونستن یکسری چیزایی رو داشته باشن ک خوبه میشینه و تحسینشون میکنه
اصلن همین کار باعث شده که احساس لیاقتم بیشتر بره بالا
اخ جونم قراره چه اتفاقاتی بیوفته خدامیدونه
50هزار امروز رفت رو پول دوره احساس لیاقت(:
خدایا شکرت خیلی خوبه تاالان 1/6 هزینه دوره به شکل معجزه آسا وارد زندگیم شده
باقیشم جور میشه چه غم و ترس و طمعی داشته باشم؟
فردا میخام برم ی گل کوجولو بخرم برای تاقچه پنجره خوشگل اتاقم که رو به بالکنه
.
اینقدر حالم خوبه اینقدر زیباست اینجا
اینقدر اتفاقات خوبی داره میوفته که لعلک ترضی شدم(:
استاد تو دوره دوازده قدم ی جمله خیلی قشنگی گفتین ک الان وقتشه خیلی بیشتر به اون جمله عمل کنم
گفتید(یدونه اتفاق خوب میوفته، شما توجه میکنی بهش بعد ازون اتفاقات خوب بیشتر میوفته تو زندگیت بعد باز شما توجهت رو نکات مثبت و اتفاقات مثبته بعد باز هعی اتفاقات بهتر دیگه ای میوفته و همینجوری …….)
بهتون قول میدم میام و قضیه مهاجرت و معجزاتی که افتاد رو براتون بنویسم
خدایا خیلییییییی خداییییییی
خداجونم شکرت واقعن شکرت
خیلی دوستت دارم خیلی شکرت
برم امشب قسمت 2 علائم احساس عدم لیاقت رو نوت برداری کنم و بهتر درک کنم
از دیروز چندبار گوش دادم این فایل رو و یکی از بزرگترین نشونه هام تو وجودم همینه ک باید برطرفش کنم با تمام وجود
خدایا شکرت برای اینکه ضعف هام رو پیدا میکنم و برطرفشون میکنم
ازت میخام اگر امکانش هست آسان شدن تو برای آسانی ها رو در مسیر مهاجرتت تعریف میکنی .
اینجوری هم خودت باورت قوی میشه که تو بنده لایقی هستی که قراره برای همه خواسته هات آسان بشی و مهاجرت یکی از اون خواسته هابود که تو براش آسان شدی ،هم من که توی مسیر مهاجرتم باور پذیر تر میشع برام که آقا میشه خیلی راحت و آسان مهاجرت کرد .
خیلی خوشحالم بابت این قانون های ساده و لذت بخش که بیااام برا قشنگی ها زیبایی ها کارهایی که خیلی راحت لذت بخش اوکیه خودمو تشویق کنم
نکاتی که یاد گرفتم
من خودم میتونم بگم ارزشمند یا نیستم
ما همه مون ارزشمندیم
ما جهانمون پرر از زیبایی لذته
من همین امروز خیلی راحت ناهارم جور شد خیلی خوشمزه بود باهم همسری کلی عشق داشتیم
کلی تیپم قشنگ بود کلی زیبام کلی لحظه هام لذت بخشن
کلی لحظه هارو یاد بود ارزشمندم و کلی لذت بردم و شادی به قلبم دریافت کردم کلی درسهای خفن گرفتم اینکه دیروز مهمونی بودیم من دونفرو دیدم یکی اینکه یه نفر کلی سالم شاد قرار بره مسافرت داره کارهاشو میکنه ثروتمند همه چی غرق در نعمت ولی توی مهمونی یه بچه جلوش شیرینی نگرفت و کل مهمومنی کل شادی کل ارامش عشق بهم خورد و عصبانی چرا مردم نفهمن چقد این بچه بیشعوره چقدد ناراحت چقد عصبانی ولی یه نفره دیگه دیدم خیلی شاده کلی لذت میبره کلی احترام داره ککلی طلا گوشی ثروت داره و مننن چیزی که دوس دارم شاد باشم بخاطر عشق توی زندگیم خوشحال باشم به خاطر کلی صورت زیبام یام کلی هیکل جادوییم کلی لذت کلی رشد کلی فایل های ارامش بخش و شاد اهنگ های شادی که گوش میدم خونه زیبا ققصر رویایی که دارم خداجون به خاطر این بهشت سپاسگزارم
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
واقعا احساس لیاقت بسیار در سرنوشت ما تاثیرگذاره. این احساس می تونه به صورت کامل فرکانس های ما رو تحت پوشش قرار بده. ذهن ما بر اساس فرکانس هایی که ارسال می کنه، داره زندگی مارو رقم می زنه. هر چیزی که در زندگیمون ایجاد میشه به واسطه افکار و فرکانس هاییه که می فرستم. اما این فرکانس ها خودش بر روی یک بستری ارسال میشه که برای هر کس فرق می کنه. یکی از اون بخش های بسیار مهم که بستر ارسال فرکانس ها رو می سازه، احساس لیاقته. من اگه احساس لیاقت داشته باشم، فرکانس هایی رو میفرستم که بسیار متفاوت از زمانیه که احساس لیاقت ندارم. در فایل قسمت دوم احساس لیاقت استاد موضوع خیلی جالبی رو بیان کردن. این که ما نمی تونیم موفقیت هامونو ببینیم و همه تمرکزمون روی شکست هامونه. این پاشنه آشیل بزرگیه وقتی که ما نیاز داریم اتفاقات خوبی رو توی زندگیمون داشته باشیم.
به شخصه خیلی این احساس عدم لیاقت رو من در وجود خودم دارم. انگار وقتی یه کار ثابت رو دیگران انجام میدن، برای من ارزش بیشتری داره تا وقتی که خودم دقیقا همون کارو انجام میدم. و الان که این فایل رو دیدم فهمیدم که این نکته ایه که باید خیلی روش کار کنم.
من باید یاد بگیرم حتی اگه از 20، نمره 1 رو هم گرفتم، بجای تمرکز بر 19 نمره ای که گرفته نشده، همه ذهنمو بذارم روی اون 1 نمره ای که کسب شده. و از راه توجه بر اون، آروم آروم و طی روند تکاملی اون 1 رو به نمرات بیشتر برسونم. دقیقا در همه زمینه های زندگی هم این موضوع صادقه. به عنوان مثال من همیشه به دانش آموزان خودم وقتی که برای مسیر کنکور شروع به کار می کنن میگم، در ابتدای کار شما ضعیف عمل می کنین! ممکنه اشتباهات زیادی در تست ها داشته باشین و این طبیعیه. باید آهسته آهسته پیشرفت کنین. ایراداتتونو بپذیرین. روشون کار کنین و کم کم سعی کنین که این پیشرفت هارو بیشتر و بیشتر داشته باشین.
و این موضوع دقیقا در مورد خود من هم باید اتفاق بیفته. من نباید اینقدر نسبت به خودم سخت گیر باشم. باید سعی کنم پیشرفت های اندکمو ببینم. براشون ارزش قائل باشم و احساس لیاقتمو بیشتر و بیشتر کنم.
خیلی ممنونم از استاد عباس بخاطر این فایل فوق العاده. در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.
بنام خالقم رفیقم، که 90 روز منو حمایت کرد ، 90 روز منو از گمراهی به نور هدایت کرد..
منو عاشقانه نوازش کرد…
منو دلبرانه با زیبایی ها خودم و دنیا و جهان و بنده ها آشنا کرد….
خدایی که توی این دو هفته که حال درستی نداشتم..نشونه هاشو ، هدایتش رو، عشقش رو ازم نگرفت و همون روزای اول که داشتم سقوط میکردم توی فرکانس بیماری و…..
معجزه وار بهم نشون داد که فقط روی من حساب کن ،من وکیلت میشم ..ذکر من یادت نره ..من همه چیز میشم برات و بمبببببب رو ترکوند توی محل کارم و من رااااخت شدم از حس خفگی که از دوستی زیاد با همکاران منفی و ناسپاسی که هرروز از همسر و خونه و ….. مینالیدن…
خب این نتیجه فرکانس خودم بود اما وقتی از خدا خواستم منو ازشون جدا کنه ..معجزه وار توی همون اول مهر …منو نجات داد…
همون خدا زمانی که داشتم سفسطه میگردم که آیا دوره لیاقت رو بخرم یا نه..نشونه فرستاد که فرزانه حتما بخرش…
خریدمش و هر روز حس اینکه من سر این کلاس نشستم، فقط حس داشتن این دوره به من احساس لیاقت داره و هر روز احساس لیاقت توی ذهنم تصویر میندازه که لیاقت داری…
نمیدونم چی بگم خدا جونم..اما توی کامنت های جلسه دو احساس لیاقت خانم معرفت کامنت بی نهایت پر مغز و معنایی نوشتن که:
با آیه های نور تو مزین شده بود…
اونجایی که یه آیه رو ذکر کردن و گفتن خدا هرکس رو هدایت کرد دیگه از اول تا آخرش حامی و نگهبانش هست…
خدا جونم خاستم بگم آره ، درست میگی ، من این حامی و نگهبان بودنت وکیل بودنت رو این دو هفته دیدم و حس کردم و نشونم دادی.
خدایا حتی تو حال بدم توی فرکانس های بدی که بخاطر حال بدم توشون غرق بودم هم نشانه ها رو فرستادی …دیدم دست حمایتگرت رو…
ایمان دارم که هر لحظه بامنی…
ایمان دارم که کنارمی ..
-ایمان دارم هرچی باشم هرچی هستم هرکاری کنم ، تو کنارمی تو منو میبینی تو میخوای من بالااااا برم تو میخوای من پر پرواز بگیرم به سمت نور تو..تو میخوای من به اون حس لیاقت و ارزشمندی که به واسطه دمیدن نور خودت از لحظه خلق من ، توی کالبد من دمیدی برسم…*
تو میخوای من به درک این برسم که لایق همه قشنگی های زندگی هستم…
خدا جونم سپاسگزارمت..عجب خدایی هستی…
دمت گرممممممممممم
داشتم فایل رو میدیدم …که در مورد این بود ما هزاران خوبی داریم ولی در عمل اونقدر ناسپاس هستیم اونقدر وسعت دید ما کم و ناچیز هست که بجای اینکه چشماموم رو خوب بشوریم و شروع به دیدن این خوبی ها و این نعمت ها کنیم میایم توجهمون رو میزاریم روی کمبود ها روی نقص ها روی عیب ها و زشتی ها!!!!!
خودم رو میبینم که هیچ مشکلی توی زندگیم ندارم…
چه ظاهری چه باطنی چه خانوادگی …چه اجتمایی…
اما همین چند روز پیش سر هیچ و پوچ داشتم ناسپاسی میکردم به خودم به جهان به خدا!!!
آخه چرا فرزانه؟؟؟؟؟؟ چرا توجه نمیکنی به اینکه شغل راحتی داری!!؟؟
به این خدایی که هر لحظه هدایتش رو به سمتت روانه کرده و آسون آسون معجزه ها رو توی زندگیت فرستاده!!!
90 روز گذشته از وقتی وارد این مسیر زیبا شدم..خودم رو متعهد کردم به این مسیر، بعضی بچه ها میگن که وقتی وارد سایت شدن نمیتونستن کامنت بزارن…
اما خودم رو میبنیم که از همون اول کامنت گذاشتم ، از خودم ردپا گذاشتم تا بدونم کی بودم!!!!
به خودم افتخار میکنم ، تحسین میکنم خودم رو..که اینهمه متعهد هستم …ایمان دارم این ریشه های محکمی که دارم خلق میکنم یه روز خیلی زود ،ثمر میده !!
میدونم که به این مسیر تعهد بستم میدونم دیگه کوتاه نمیام …میدونم که بهش عشق دارم میدونم که معتادش شدم و دیگه راه برگشتی نیست!!!
توی این 90 روز اونقدر نتیجه ریز و ودرشت زیادی دیدم الان که دارم مینویسم یکی یکی دارن از ذهنم میگذرن و الله یکتا رو گواه میگیرم که چقدر آسون شدم برای اسونی ها….خودش میدونه از چیا میگم !!!
میدونم هنوز که باید و شاید نشده ولی به خودم افتخار میکنم که توی 90 روز اینقدر تونستم شخصیتم رو بهبود بدم..مهمتر از همه خدای مهربونم رو پیدا کنم و نورش رو هر لحظه توی زندگیم ببینم ..
و کنار بهترین بنده های خدا باشم و هر روز نقطه های آبی که ازشون دریافت میکنم قلبم رو نوازش میکنه…و چقدر سپاسگزارم از همه شما عزیزانم که با نوشتن کامنت های پر از آگاهی روشنی بخش مسیر بقیه عزیزان میشید..
عاشقتونم دوستای خوبم
پس فرزانه چرا اینهمه خوبی و زیبایی رو نمیبینی عزیزدلم !!!؟؟؟
به اینکه این چهره زیبا رو داری ؟؟؟؟!
به این موهای قشنگی که داری
به این خونه ای که مستقلا داری توش زندگی میکنی؟؟؟
به خانواده ای که هر وقت بخوای هرکمکی بتونن بهت میکنن؟؟؟
به حساب پر پولی که داری!!!!!
به قلب پر از محبتی که داری !!؛
به خاستگاران زیادی که داری
به همکاران خوبی که داری
به دانش آموزان ناااازی که داری
به لطف و محبت و عشقی که از زمین و زمان داری میگیری!!!!
به اینکه هرچی بخوای راحت بدست میاری!!
حتی به احترام زیادی که پارتنرت بهت میزاشت!!!
واقعا فرزانه خیلی خوشبختی چرا ناسپاسی؟؟؟؟؟؟؟؟
پروردگارا! به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی،تا تغییر دهم آنچه را که می توانم
و بینشی تا تفاوت این دو را بدانم؛ مرا فهم ده، تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند
خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که بربیهودگیش، سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم، اما آن چنان که تو دوست داری
دوستان عزیزم ، شما لایق همه قشنگی هایی هستین که پروردگار خلق کرده…
استاد واقعا سپاسگذارم برای این دوره ای فوق العاده واین فایل های هدیه که در اختیار ما میذارید
از وقتی که دوره رو گذاشتید روی سایت واین فایل هارو اماده کردید به وضوح نشانه های احساس عدم لیاقت رو تو وجود خودم پیدا کردم ..
عدم لیاقت پاشنه اشیل منه از اونجا که بارها وبارها خودمو کنکاش کردم وبرگشتم به بچگیم و به خانواده م وپدر و مادرم وبه وضوح دیدم که این احساس عدم لیاقت از کجا اب میخوره
روزهایی که خودمو به درو دیوار میزدم که یه تایید از پدرم بگیرم وتشویق بشم واحساس ارزشمندی داشته باشم وهیچ وقت اون تشویق وتحسین رو نشنیدم
ودر قبالش مقایسه شدم با اطرافیانم ودوستام با اینکه همیشه از همشون بهتر بودم هیچ وقت دیده نشد وهمیشه مرغ همسایه غاز بود نه برای من بلکه برای کل خانواده م
بزرگترین سوال من تا قبل اینکه با استاد اشنا شدم این بود که چرا پدرم با این همه استعداد وتوانایی جای درستش نیست
چرا هرکی پدرم رو میبینه میگه تو این همه دانش رو از کجا اوردی واونم که به جای اینکه این احساس لیاقت تو جودش باشه وخودش وخانواده ش تو اولویت باشندحرف مردم وعموهام واطرافیانش تو اولویت بودند وبیرون ادم بزرگی بود اما برای خودش وخانواده ش هیچ وقت ارزش قائل نبود
که درک کنه که خودش وخانواده ش از همه مهم ترند ومادرم هم از اون بدتر
قانونه دیگه کبوتر با کبوتر باز با باز
قصدم این نیست احساس قربانی بودن داشته باشم که چرا خانواده م اینطور نبودن اما میخوام اینو بگم که چقدر این احساس عدم لیاقت ظربه زد به منو خواهرهام و برادرم که هنوزم که هنوزه اثار این خرابه ها چجوریه
امروز توی تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم نشانه های واضحی برای عدم احساس لیاقت خواستم که بیشتر درکش کنم وتغییر ش بدم
تو مسیر که داشتم میومدم سر کار یه دختر خانومی رو دیدم با یه پسره صحبت میکرد تو همون حالتی که داشتم رد میشدم پسره میگفت من عکس همه دوستای دخترم تو گوشیمه دخترم گفت عکس فلانی چرا نیست عکس فلانی هست دوسش داری دختره گریه میکرد وحرف میزد ومیگفت اون ازمن بهتره من یه لحضه برگشتم نگاشون کردم
نمیخوام اساس یک رابطه رو به ظاهر تطبیق بدم
اما دختره خیلی سرتر از پسره بود خیلی سرتر خیلی خوشکل بود من پیش خودم گفتم اخه چرا بخاطر این گریه میکنه که یادم افتاد این احساس عدم لیاقت چیکار که با ادما نمیکنه این نشانه ی واضحی برای امروز من بود
که همیشه روی احساس لیاقتم کار کنم تاروزی که زنده هستم
چون به قول استاد این اموزش ها فارغ از اینکه چقدر کمک میکنه بهتر زندگی کنیم چند برابرش جلوگیری میکنه از ضررهاواتفاقات تلخی که اگر این اموزش ها نبود وارد زندگیمون میشد
وقتی فایلهای استاد گوش میدم بیشتر برام واضح تر میشه که “توجه به نکات مثبت “یه اصل مهم در قانون هست ،
ایجاد و داشتن احساس لیاقت هم میشه زیر مجموعه توجه به نکات مثبت وقتی من در توانایی ها و استعداد هام توجه میکنم به نکات مثبت و اونا رو قوت و قدرت میدم باعث میشه احساس لیاقتم بالاتر بره ،
وقتی من در تدریس هایی که انجام میدم ، در برخوردهایی که با آدمها دارم بیام نکات مثبتم ببینم و هی خودمو محکوم نکنم که ببین باید بهتر از این می بودی ، باید این روش تدریس به کار می بردی ، نباید زود خسته بشی ، تو مدیریت کلاست باید قویتر باشه و…. تو چرا جواب این آدم دادی ، تو چرا صدات در دفاع از حقت بالا بردی ، تو عجولی، تو زود جوش میاری ، تو تو تو …
از وقتی یادم میاد در حال محکوم کردن خودمم ، بابا وقتی یا مجرم محکوم میکنند یک بار بهش حکم میدن و تمام میشه ، ولی توو از اول زندگی به خاطر اشتباهات خیلی کوچیک که الان برات مسخره هم شدن داری هر روز خودتو محکوم میکنی واقعا بس نیست
واقعا با محکوم کردن خودمون همه چی گل و بلبل میشه یا اصلاح میشیم، وقتی این روند ادامه دار میشه عزت نفس و احساس لیاقت، در ما کم رنگ و کم رنگتر میشه و باعث میشه همون اشتباه دوباره و دوباره تکرار کنیم و هر روز با هر تقلا بیشتر تو این باتلاق فرو میریم.
من در رابطه عاطفی که داشتم چند ماه پیش ضربه بزرگی خوردم و هرچی بالا و پایین میکنم می بینم بیشتر به خاطر عدم احساس لیاقتم بوده و تمرکز به نداشته ها ، اول رابطه همه چی اوکی بود و خوب، ولی کم کم مقایسه ها و توجه به نکات منفی چه در خودم و چه در طرف مقابل باعث بوجود آمدن تضاد شد .
عدم احساس لیاقت به اینجا ختم نشد و شروع دوباره اش زمانی بود که خودم همه چی تموم کردم ولی افکار منفی و نجواها باعث شد ،توجهم بره روی اینکه چی نداشتم و چه نقص هایی داشتم که رابطه ام به این شکل پیش رفت و هزارتا سوال دیگه که جواب بهشون منتهی می شد به اینکه روز به روز احساس لیاقتم از دست دادم به طوریکه دیگه به ازدواج فکر نمیکنم و حتی دیگه عشق و زندگی مشترک برام کم رنگ شده
در صورتی که وقتی به خودم و توانایی هام فکر میکنم به خودم میگم ،مریم تو آدمی هستی که رفیق های 20ساله داری که عاشقانه تو رو دوست دارند توکسی هستی که هر سال که میری برای تدریس قلبت پیش شاگرادت جامیزاری و عاشقانه تو رو دوست دارند ، هنوز که هنوزه شاگردای سال اول تدریست باهات در ارتباط اند ، هنوز که هنوزه رفیق های دوران مدرسه و دانشگاهت داری و دوست دارند با تو وقت بگذرانند و از صحبت هات لذت ببرند ، تو همون آدمی هستی که صداقت و وفاداری داری اولویت زندگیته ، تو همونی هستی که در هنر و تدریس استعداد های عالی داری تو همونی هستی که دوسال پشت سر هم معلم نمونه شدی تو همونی هستی که مدیرهای متوسطه و ابتدایی دنبالت هستن که بری مدرسه اونها تدریس کنی .. تو همونی هستی که بین کارمندای بنیاد بهترین عملکرد داشتی هم از لحاظ اخلاقی و هم کاری که چندین و چند بار درخواست همکاری بهت دادند، تو همونی هستی که کارهای حسابداری به نحو احسنت انجام میدادی که بعد دو سال مجدد بهت پیشنهاد کار عالی دادند … تو همونی هستی که با بزرگتر ها، بزرگی و با کوچکترها، کوچک هستی و عاشقانه باهاشون صحبت میکنی… تو همونی هستی که شاگردای سال قبلت امسال با اینکه معلمشون نیستی هر صبح دم در مدرسه به استقبالت میان … تو همونی هستی که کار سیستمی و نرم افزاری بهتر از همه همکارات بلدی و چقدر حرفه ای تدریسات انجام میدی …
مهمتر از همه تو همونی هستی که دانشجوی استاد عباسمنش هستی ، وقتی میری دفتر آموزشگاه همه درمورد گرونی و نداری و نداشته های زندگیش می نالن، ولی تو میگی خدایا شکرت به عنوان معلم اینجا هستم ، خدایا شکرت سالم هستم ، خدایاشکرت چقدر امروز کلاسم پر انرژی بود، خدایا شکرت امروز شکرگزاریهای شاگردام متنوع بود و…
درسته من در رابطه ام اشتباه کردم و مسؤلیت اونو هم قبول میکنم ولی من خالق زندگی خودم هستم من قدرت اینو دارم که بتونم زندگیمو هر طور که دوست دارم بسازم من از اشتباهاتم درسم میگیرم و میگذرم. من فهمیدم که باید در هر جنبه ای ، سلامتی ، عشق ، ثروت، احساس خوب .. فقط و فقط توجهم به نکات مثبت باشه این می تونه برام احساس خوب بیاره و احساس ارزشمندی و خیال آسوده بیاره
یادگرفتم زندگیو زندگی کنم نه زنده مانی ، از لحظه به لحظه زندگیم لذت ببرم
استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این آگاهی های ارزشمند و بی نظیر که در اختیارمون قرار میدهید.
ما هم با عمل به این آگاهی های ناب بتونیم انسان ارزشمندی از خودمون بسازیم
خدایا به همه ما قدرت درک و فهم آموزه های استاد که منشا همه آنها خودت هستی عطا بفرما.
خدایا خودت پشت و پناه استاد عزیزمون و خانم شایسته زیبامون باش ازتون بی نهایت سپاسگزارم.
به نام خدای هدایتگرم
استاد زیبایی ها سلام
اول از همه دوست دارم 6 اکتبر که روز جهانی کوچ هست رو به استاد عباس منش عزیزم تبریک بگم. دست شما رو به گرمی می فشارم و از صمیم قلبم ازتون تشکر می کنم برای تمام آموزش های بی نظیرتون که زندگی آدمهای زیادی رو تغییر دادید.
از شما سپاسگذارم که با آموزش هاتون به من کمک کردید تا درد تلخ ناکامی هام رو به طعم شیرین تغییر، مبدل کنم.
استاد من از اون دسته افرادی بودم که هیچ کدوم از موفقیت هام رو به چشمم نمی دیدم.همه اش میگفتم حالا مگه چقدر بزرگه که هی بخوام بگم.
باورتون نمیشه که من هی می آمدم کامنت بچه ها رو میخوندم و میدیدم از یه چیزیشون تعریف کردن یا یک موفقیتشون رو عنوان میکردن که به نظر من خیلی اون کار کوچیک می اومد و به خودم می گفتم اینا چطور روشون میشه بیان این چیزای کوچیک رو عنوان کنن به عنوان دست آوردشون.
و الان فهمیدم این نقص درون منه
این آینه وجود منه که انقدر غبار گرفته که همه چیو کثیف میبینه
یواش یواش فهمیدم این اونجاییه که من مشکل دارم و باید تراپی بشم
توی دوره احساس لیاقت توی همین سه تا فایلی که شما آپلود کردید ، دریایی از آگاهی به من دادید….منی که بیشتر محصولات شما رو دارم بی نهایت فایل از شما گوش کردم…..این فایل های این محصول رو حتما باید در تمرکز صد درصد گوش بدم
انگار تازه با شما آشنا شدم
انگار ذهن من مثل یک کویر تشنه ست و این آگاهی ها آبی هست برای این کویر
چندین بار این فایل هارو تا حالا گوش دادم و هر بار وسطش پاز کردم و رو به آسمون گفتم خدایا این جواب کدوم کار خیرم بوده که الان دارم این آگاهی هارو میشنوم….
شما توی دوازده قدم از اینکه در جای درست و در زمان درست قرار بگیریم توضیح دادید….الان با این محصول ، من کاملا دارم درک میکنم در زمان درست و مکان درست یعنی چی….. انگار این محصول فقط برای منه…
بیش از هر محصولی ، خوشحالم از خرید این محصول
سپاس بی کران از شما
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم
خدا را شکر میکنم که مهمترین محصول احساس لیاقت را ارزش قائل هستم و جهان هم پاسخ میدهد به افکار ما و این کار کردن باعث میشود زندگی ما در تمام ابعاد تغییر کند
یکی از نشانههای عدم لیاقت این است که احساس خود کم بینی و توجه به اشتباهاتمان یا نقصهایمان را داشته باشیم و توجه کنیم و این تمرکز کردن به آنچه دوست نداریم اتفاق بیفتد مثلاً اگر اشتباهات را مرور کنم تو ذهنم تمرکز دیگر ندارم اگر من به هر دلیل تجربه ناخوشایند داشته باشم آن یک مورد اگر توجه کنم احساس لیاقت نمیتوانم نمیکنم من هر موقع در هر مهارتی انجام ندادم این سرزنش و تحسین نکردن خودم اشتباهات خودم را پررنگتر میکنم
افکار عادت میشود که تمرکز کنم به واسطه کانون توجه خودم که واکنش نشان میدهد و باید سعی کنم تمرکز روی نکات مثبت برود و خودم را تحسین کنم و نباید افکار را روی اون نکات منفی قرار دهم این دوره احساس لیاقت حتماً در تمام ابعاد میتواند تغییر کند زندگی من را و جریان ثروت وارد زندگی من شود
استاد از شما سپاسگزارم بابت آگاهی و درک محصول دوره احساس لیاقت که برای ما به اشتراک گذاشتی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
من همیشه روی عزت نفس کار میکردم یعنی دو ساله و هیچ وقت کنارش نذاشتم چون پاشنه آشیل من این حوزه بود و میدونستم که اگه در این قسمت تغییر کنم نتایج بهتری میگیرم
و حدودا در زمانیکه حس میکردم که احساس لیاقت رو اونجوری که باید در درونم ندارمش این دوره بوجود اومد.. خداروشکر
همین چند مدت خیلی تغییرات در اطرافم می بینم که بهتر از قبل شده شرایط… خیلی خوب شده بود همه چیز ، اما الان یه «جنس» متفاوتی شده که من بیشتر خوشم میاد .. بخصوص رفتار اطرافیان… خیلی واضحا احترام و ارزش بیشتری رو دریافت میکنم .. با خودم میگم تازه 2 جلسه گذشته.. ببین وقتی دوره به اتمام برسه چقدر من جهش زدم .. واقعا خوشحالم
*نشانه های عدم احساس لیاقت:
1-افراد استعدادها و تواناییهاشون رو ارزشمند نمی دونن. اما شکست ها و ایراداتشون رو خیلی بولد میکنن
من دقیقا همین بودم.. اصلا یه وضع روحی اسفباری رو برای خودم ایجاد کرده بودم بخصوص طی یک سال.. نمیدونم چرا ولی به مرز افسردگی شاید داشتم می رسیدم و خداروشکر که با این سایت آشنا شدم و تونستم تغییرش بدم .. البته با دوره احساس لیاقت قطعا بهتر میشم چون تمرکز گذاشتم روی توانایی ها و پیشرفت هام
*کسیکه احساس لیاقت داره توانایی ها و قابلیت هاش رو پررنگ تر از ناتوانایی ها و نقاط ضعفش می بینه
وقتی این افکار، تبدیل میشه به «افکار غالب» در این صورت «عادت» میکنیم که در موقعیت های مختلف تمرکز بذاریم روی نکات منفی و نامناسب و کمبود
و در این مرحله به دلیل جنس فرکانسی، جهان از این موارد بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه
*ما در این دوره یاد میگیریم که تمرکز رو بذاریم روی پیشرفت ها ، بهبودها و نقاط قوت کارمون .. یعنی اگه 90% خوب عملکرد داشتیم ، تمرکز بذاریم روی این 90%…. نه روی 10% ای که به اون خوبی نبوده
به این ترتیب ، به دلیل «جنس» فرکانسی که «آگاهانه» گذاشتیم روی نکات مثبت و پیشرفتها، جهان از این موارد بیشتر برامون پیش میاره
در پناه الله یکتا
سلام به Sorur خانم عزیز و مهربان
خیلی ممنون بابت کامنتی که برامون گذاشتید
واقعا تحسین برانگیزه که دارید مستمر روی یک دوره کار می کنید تا بنای زندگی تون رو بر پایه عزت نفس بسازید
1-افراد استعدادها و تواناییهاشون رو ارزشمند نمی دونن. اما شکست ها و ایراداتشون رو خیلی بولد میکنن
این جمله ایی که نوشتید واقعا اصلی ترین موضوع مباحث استاده که و برای منی که هنوز دوره رو تهیه نکردم پیام واضحی بود که منم بیام برای خودم بولد کنم توانایی هامو اینطوری می تونم با احساس لیاقت بیشتری پیش برم و زندگی زیبا تری برای خودم خلق کنم
خیلی ممنون که با کامنت زیباتون منو هدایت کردید
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندبخشاینده وبخشایشگر
خدایا.. حالم عالیست ﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ، ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ، ﺑﻪ تو ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ تو ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍهی ﺍﺯ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺨشی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ من ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ.. فقط کافیست بسویت قدم بردارم
پس قدم بسوی نور برداریم
سلام وصدسلام وهزاران درود خدمت استادعباسمنش استادشایسته ودوستان بهشتی ام درخانواده توحیدی وصمیمی عباسمنش
موضوع کامنت: احساس عدم لیاقت
شکرخدانزدیک به6سال است که خدادوستم داشت ومنو به مسیرزیبای تغیرهدایت کردواستادعباسمنش گرانقدرراسرراهم قرارداد
درمدت که بهترین سالهای زندگی من میباشد دربیشترحوزه ها ازجمله سلامتی، ارامش،توحید، روابط عاطفی، احساس خوب،مالی نتایجی فراترازانتظار بدست اوردم وطعم واقعی زندگی راچشیده ام
اماعدم احساس لیاقت همچنان پاشنه اشیل من است هرچندبه نظرخودم دراین حوزه هم پیشرفت داشته ام اماراضی کننده نیست واعتقاددارم هنوز خیلی کاردارم وباید عملیات جهاد اکبررااغازکنم
ودرهمین جادرحضوراستادعباسمنش استادشایسته وهمه دوستان بهشتی ام درسایت عباسمنش تعهدمیدم بیش ازگذشته دراین حوزه روی خودم کارکنم واین سه موضوع اساسی وحیاتی که سرفصل احساس لیاقت است رااویزه گوشم کنم
• به اندازهای که من خود را لایق ثروت میدانم، ثروت نیز من را لایق همنشینی میداند
• به اندازه که من خودم را لایق احترام میدانم، به همان اندازه احترام را دریافت میکنم؛
• به اندازهای که من خودم را لایق تجربه زندگیای روان میدانم، به همان اندازه مسیر زندگی برایم هموار میشود و برای تجربه خوشبختی، آسان میشوم.
استادعباسمنش عزیز دوستان نازنینم دراینجا ودرابطه باموضوع فایل
” علایم عدم احساس لیاقت ” ازاخرین تجربه خودم که مدت یکماه با آن درگیربودم بنویسم مثل همیشه دست یاری به سوی خداوندمنان درازمیکنم وازاوطلب یاری وکمک میکنم تاانچه درقلبم بوده وهست باادبیاتی ساده اما روشن وروان به رشته تحریردراورم
الهی به امیدتو
روزچهارشنبه 21/3/1404 واحداپارتمانی مون درکرمان رابایک قطعه زمین مناسب معامله کردم ومبایع نامه دربنگاه املاک تنظیم شد
باموافقت طرفین
روزجمعه 23/3/1404 کشورعزیزمان ایران موردحمله دشمن قرارگرفت تاقبل ازاین اتفاق احساس من نسبت به این معامله خوب ومثبت بود چونکه همان زمینی که مدنظرم بودودنبالش بودم خدابرام جورش کرد
روزیکشنبه 25/3/1404براساس توافقی که داشتیم قراربراین بود به منظور تسریع درامور وانجام مراحل اداری زمین درشهرداری تاتاریخ انتقال قطعی اسناد که یکماه بود خریدار به اینجانب وکالت محضری دهد عازم کرمان شدم
اماامااما چشمتان بدنبیند نزدیکای بنگاه که رسیدم یک مرتبه نجواها شروع به فعالیت کردند ودرکسری ازثانیه منومغلوب کردند آخه مردحسابی مگه نمی بینی جنگ شده کدوم آدم عاقل تواین موقعیت خونه شو می فروشه وزمین میخره اصلا وابدااین کارونکن بروبگو آقا من میخوام دو هفته ای بگذره ببینم اوضاع کشورچطوری پیش میره؟!!!
بله دوستان نجواها کارخودشو کرد تاثیر عوامل بیرونی ،سپردن قدرت به غیرخدا،
ترس ازعوامل بیرونی، عدم ایمان به خداوندقادروتوانا،عدم توکل به خدا
من خیلی سریع تسلیم شدم رسیدم بنگاه خریدارهم طبق تعهدی که داده بود آمد
گفتم آقا جنگ شده من درخواست دارم فعلا دست نگه داریم حداقل دوهفته تاببینم اوضاع مملکت چی میشه
خریدارومدیربنگاه گفتنداقای ابراهیمی این چه حرفیه؟!!!
شمامبایع نامه امضاکردین مگرالکی است کشورقانون داره
گفتم من فعلا نمیتونم توکل نمی کنم همین
خریدارباناراحتی گفت هروقت خواستین خبربده تامن بیام برای وکالت محضری اگرقصدفسخ دارید من فسخ نمی کنم وبنگاه راترک کرد
من هم به مدیر بنگاه گفتم تا 21/4/1404 که تاریخ قطعی انتقال اسنادهست به من فرصت بدین وبنگاه راترک کردم
ازآن روز به بعد نجواها درهرلحظه قوی ترمیشدند ومنو تحت فشارمیگذاشتند که این معامله به نفع تونیست واین درحالی بود که من واقعا زمین رادوست داشتم اما احساسم خوب نبود دچاریک پارادوکس ودوگانگی عجیبی شده بودم خودمو قانع میکردم که ببین این اتفاق جنگ یک نشونه است که معامله روفسخ کنی
روزها وشبها میگذشت دوسه شبی بی خواب شدم یه روزحالم خوب بود روزبعدحالم بدبود
با همه این اوصاف سایت رارهانکردم فایل گوش میکردم کامنت می خوندم جمله تاکید تکرارمیکردم
تااینکه روز جمعه 13/4/1404 تصمیم گرفتیم دوسه روزتعطیلی تاسوعا وعاشورا بریم به شهرلاله زاربردسیر که ازسردترین نقاط استان کرمان است ظهربه اتفاق خانواده وداماد گلم رفتیم کرمان تابعداظهربادیگرپسرم عازم لاله زاربشیم باخودم گفتم حال که کرمان هستیم بهتره که باخانواده بریم زمین روببینند البته همسرم قبلا دیده بود رسیدم سرزمین دامادگلم گفت محل زمین که خیلی خوبه وخوش محل است اماعرض زمین خیلی کم است( ابعادزمین 7مترعرض28مترطول موقعیت شرقی غربی) بهتراست بایکی دومهندس طراح صحبت کنین که ایامیشه نقشه دلخواه راپیاده کردیاخیر؟
خوب نظرش منطقی بود من اصلا به این موضوع فکرنکرده بودم سرشب رسیدیم لاله زار رفتیم خونه ای که دادش گلم زودترازمارفته بودند وکرایه کرده بودند مستقرشدیم اب هواعالی بود همه چی فوق العاده بودازهوای 45 درجه رسیدیم به هوای 25 درجه
قراربودبرادرخانم گلم که پسرخاله هم هستندایشان مهندس عمران ومعماری هست باخانواده به ماملحق شوند گفتم فرصت عالی است که بامهندس راجع به زمین مشورت کنم امانیامدند وهمسرم بامهندس تماس گرفت که چرانیامدند؟ من ازفرصت استفاده کردم وبعدازاتمام صحبت همسرم بامهندس شروع به صحبت کردم راجع به معامله وزمین ونظرشو خواستم ازانجایکه مهندس درکارش بسیارخبره است ووسواس داره اماهمیشه بدبینانه ترین حالت ممکن روبرات به تصویرمیکشه وتوضیح میده آنهم ازسردلسوزی است که میخادبهترین مشاوره روبده
خوب درموردزمین گفت نه اصلا معامله خوبی نیست چونکه اولا عرض زمین کم است دوما شرقی وغربی است ونقشه دلخواه به هیچ عنوان قابل طراحی نیست اتاقهای ته زمین نورکافی ندارند عملا تاریک خانه است
وبرای سرمایه گذاری هم مناسب نیست بهتراست فسخ کنی
آقا تماس که قطع شدانگاردنیاروسرم خراب شد گفتم عجب کلاهی سرم رفته
عدم احساس لیاقت
عدم احساس خودارزشمندی
دنبال تاییددیگران بودن
ایاکاری انجام دادم درست است یاخیر؟
خلاصه نجواها قدرت بیشتری گرفتند
نگفتم معامله خوبی نیست حالا باورکردی
شنیدی مهندس چی گفت
حالا تصمیم بگیر
نتیجه تمرکز چندروزاخیرمن که ناشی ازباورکمبود ترس وبی ایمانی و تمرکز برروی ناخواسته هابود به من برگشت وجهان براساس فرکانسهای من پاسخ داد وثابت کردکه دارم درست فکرمیکنم
اقاروزبعدعلیرغم تعطیلی تاسوعا به یکی ازنیروهای املاک زنگ زدم وگفتم من قصدفسخ دارم این موضوع رابه خریداراعلام کنید نجواها جشن گرفته بودند موفق شده بودندتامراازیک تصمیم بزرگ وپاگذاشتن روی ترسهام منصرف کنند
انگارباری ازروی دوشم برداشته شده بود
تعطیلات تمام شدومابرگشتیم رفسنجان روزدو شنبه بعدازتعطیلات تاسوعا وعاشورا بامدیربنگاه تماس گرفتم وگفتم جلسه ای باخریدارهماهنگ کنه تابرای فسخ اقدام کنیم ایشان صحبت کردند وگفت خریداربه هیچ عنوان تمایلی به فسخ نداره امابااین اوصاف عصرچهارشنبه بیاید
ظهرچهارشنبه که میخواستم برم کرمان رفتم سایت ونشانه امروز من
فایل ذهنیت قدرتمندکننده درمقابل ذهنیت محدودکننده2 برام بازشد
فایل راگوش کردم هرچند توپلی لیستم بودوقبلا بارهاگوش کرده بودم شروع به خوندن کامتهای منتخب کردم اولین کامنت منتخب کامنت سعیده جان شهریاری بود که درکامنتش این آیه نورانی قرآن آمده بود
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(216 بقره)
جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.
این آیه قرآن دلم راقرص کرد به همسرنازنینم گفتم ببین خدادیگه چطوربایدباماصحبت کنه؟!!!
همسرنازنینم که باهم دراین مسیرالهی هستیم گفت قلب من آرام است ومطمئن هستم هرچه به صلاح ماباشدهمان اتفاق خواهد افتاد
منهم به جای اینکه تمرکزم رابزارم روی فسخ درتمرین ستاره قطبی ام نوشتم
” خدایا من هیچی نمیدانم خودت مدیریت کن تااین معامله نتیجه و سرانجام خوبی برای من داشته باشد اگربنا برفسخ هست انجام بشه اگربه نفع وبه صلاح طرفین است معامله قطعی بشه خودت مدیریت کن وراه رابه من نشون بده”
ازاین لحظه بود یواش یواش به آرامش ذهنی میرسیدم
خیالم راحترمیشد
توکلم به خدابیشترمیشد دلم قرص شد
البته ناگفته نمانددراین مدت کامنتهای دوستان بهشتی ام ازجمله رضاخا ن عطارروشن، سیدعلی خان خوشدل، علی خان ابودردایی ، محسن خان توحیدی، حمید خان امیری، رسول خان خانکی، ابراهیم خان خسروی، علی خان احمدی، اسدالله خان زرگوشی، سعیده جان شهریاری، لیلا جان بشارتی، فاطمه جان سلیمی، فاطمه جان حاتمی ( فاطمه ورسول)، رضوان جان یوسفی، شهرزادجان
وسایردوستان عزیزم که حضورذهن ندارم
الهام بخش من بود مخصوصا کامنتهای قرآنی این عزیزان که واقعا آبی است براتش
ودرهمین جا ازهمه دوستان بهشتی ام درسایت تشکرمیکنم وازدرگاه خداوندبهترین هابراشون ارزودارم
ازاین لحظه بااحساس خوب شروع به جملات تاکیدی کردم وسعی کردم انتظارات مثبت رادرذهنم بپرورانم
* خداوندنورنجات من است ازچه هراسان شوم
* خداوندنورنجات من است ازکه بترسم
* خدایامن خودم رامیسپارم دست توتافارغ رهاشوم هرآنچه خوب است برای من انجام بده
* من درنورخداگام برمیدارم وتحت حمایت الهی هستم
* من درپناه امن الهی هستم
* من درپناه خداوندهستم
* من دردستان امن خداوندهستم واوهرگزمنو تنها نمی گذارد
* خداونددرهرلحظه درحال هدایت من اس
* این موضوع حتما یه راه حل ساده ای دارد وباوردارم حتما خدا منو هدایت میکنه
* خداونداازت هدایت میخوام ازت میخوام منو به راه حل آسان هدایت کنی
* خداونداازت میخوام کمکم کنی تا با توانایی هام بتونم این چالش رو حل کنم وپشت سر بزارم
* خداونداین معامله رابرای من انجام داده پس بهترین معامله است
* این معامله سرانجام خوشی برای من خواهدداشت من مطمئن هستم
اماادامه ماجراساعت 6عصررسیدم بنگاه دوستمون آمد گفتم میخوام فسخ کنم ایشان گفت من به هیچ عنوان فسخ نمیکنم هرچه قانون گفت وبنگاه راترک کرد
به مدیربنگاه گفتم مسله جنگ بهانه بودزمین ایشان مشکل ساخت وطراحی نقشه داره گفت چطورمگر؟ مشکل چیست؟
گفتم زمین شرقی غربی است واتاقهای ته زمین نورکافی ندارند ومشکل سازمیشود
ایشان بلافاصله گفت آقای ابراهیمی دارین اشتباه میکنبن شمابایددرب به ساختمان بسازید وحیات شماته زمین واقع میشود بخاطراینکه هوای ساختمان زمین پشت زمین شماگرفته نشودشهرداری اجازه ساخت به شمانمیدهد که بخواهید جلوزمین حیاط بدهید
آقا این حرفوکه شنیدم ازتعجب دهانم بازموند باخودم گفتم این مسله اینفدرساده بوده و من ازش بی اطلاع بودم گفتم اگراین موضوع اوکی باشه من مشکلی برای معامله ندارم وفسخ نمیکنم
قرارشدروزشنبه بریم شهرداری استعلام بگیریم
شب بلافاصله رفتیم پیش یکی ازدوستان امیرمحمد که دکتری فیزیک است وبه عنوان پیمانکارومدیراجرایی پروژه های ساختمانی درشهرکرمان فعالیت میکند ماجرارا شرح دادیم ایشان درکمترازده دقیقه اطلاعات جامعی ازاجرای نقشه دلخواه زیربنای مفید صورت هزینه وغیره
دراختیارماگذاشت وگفت اگرشهرداری به شمامجوزساحت درب به ساختمان همان شمال جنوبی بده عالیه حتی درغیراینصورت شمامیتونین ته زمین حیاط خلوت بدین ونوربرای اتاقهای ته زمین تامین میشود باتوجه به اینکه ایشان اشراف کاملی برشهرکرمان واجرای پروژه های ساخت سازدارد گفت بهترین معامله را انجام دادین مطمئن باشید
خوب طبیعتا من خیلی خوشحال شدم
مهندس قبلی نظرش منفی بود من ناراحت شدم
مهندس دومی نظرش مثبت بود من خوشحال شدم
این نشان ازعدم لیاقت من است
این نشان ازعدم خود ارزشمندی من است
این نشان ازگرفتن تاییددیگران است
این نشان میده من هنوزدراین حوزه خیلی کاردارم
خوشحالم که نقطه ضعفم راشناختم وبه آن پی بردم
خوشحالم که یکی ازترمزهای اصلی ذهنم راشناختم وبه آن پی بردم
خوشحالم که پاشنه اشیلم راشناختم وبه آن پی بردم
به همسرنازنینم گفتم عشقم درسته نزدیک به 6ساله خدادوستمون داشت وبه این مسیرالهی هدایت شدیم من شخصا راضی هستم دراین مدت نتایجی گرفتم که فراترازانتظارم بوده معنی واقعی زندگی کردن رااحساس کردم
خوشبختی واقعی را احساس کردم
شادبودن ودرلحظه زندگی کردن رااحساس کردم
لذت بردن اززیبایی ها ولذت بردن اززندگی رالمس کردم واحساس کردم
موفق شدم بیماری 20 ساله سردردمیگرن وافسردگی ام رادرمان کنم 6 سال است که به پزشک مراجعه نکردم آرامش دارم خواب راحت دارم بدون مصرف قرص خواب آور روابط عاطفی ام عالی ترشده تمام وامها وقرض هامون راپرداخت کردیم شکرخدابدون وام وبدون بدهی زندگی راحتی داریم بچه هامون خوشبخت هستن به خواسته هاشون رسیدن ودرحال رسیدن هستند همه مون سالم وتندرست هستیم دراین 6سال ازدایره امنم خارج شدم دست به کارهای بزرگی زدم که قبلا
به مغزم خطورنمیکرد خونه قدیمی سازمون رافروختیم کرمان آپارتمان خریدیم ازمحله قدیم مهاجرت کردیم به خونه نوسازجدیمون
وحالاهم خدایکی ازارزوهای چندین ساله منوبراورده کرده خریدزمین مناسب درکرمان
که زمینه ساخت وسازدرشهرکرمان که ازاهدفم میباشد رافراهم کرده
پس ببین درمسیردرستی هستیم بایدایمانم رانشان بدم بایدبه خداثابت کنم که رشدکردم تغیرکردم شجاع ترشدم جسارت کارهای بزرگ رادارم بایداین غول اخررابشکنم وبرنجواها غلبه کنم بایدثابت کنم اصغردیگری شدم بایداین معامله راانجام بدم
بله دوستان شکرخداروزشنبه همین هفته رفتیم کرمان ابتدارفتیم شهرداری برای استعلام کارشناسان شهرداری گفتند مبنای اصلی ساخت وسازشمالی جنوبی است امااگرزمینهایی که قابلیت ساخت وسازشمالی وجنوبی راندارند ملاک الگوی منطقه ومحله خواهدبود وازانجایکه آنجا هنوزساخت سازی انجام نشده وشمااولین نفرهستین پس شماالگوی منطقه میشین وحق انتخاب داریدبرای ساخت وساز به شکل دلخواه
سپس معامله قطعی شداسنادمنتقل شد ومابعه التفاوت خونه هم به حسابم واریزشد کارهای اداری زمین درحال انجام است کارمندشهرداری آمده برای بازدید زمین وفیلم ازمحل باتوضیحات تهیه کرده وگفته است به احتمال خیلی خیلی زیادشمابایددرب به ساختمان به اصطلاح شمالی جنوبی بسازید شهرداری این مجوزرابه شماخواهدداد همان چیزی که مامیخواهیم
خدایاشکرت که ازاین آزمون الهی سربلندبیرون آمدم
خدایاشکرت که ازاین تضاددرسش راگرفتم
خدایاشکرت که برنجواهای ذهن غلبه کردم
خدایاشکرت که درمسیردرست هستم
خدایاشکرت که درهرلحظه درحال هدایت من هستی
استادعزیزم بسیارتابسیارتشکرمیکنم ازشماوسپاسگزارتان هستم معتقدم که دوره هم جهت باجریان خداوندخیلی به من کمک کرد
تادرودی دیگربدرود
اراتمنداصغرابراهیمی بیست پنجم تیرماه 1404
سلام و ارادت خدمت شما .خوشحالم دوست عزیز که به مدد خدا در حال حاضر و با هدایت الله به حال خوب رسیدیدکامنت تاثیر گزار و خوبی بود به شخصه خیلی استفاده کردم آرزوی پیشرفت و شادی و ثروت روز افزون برای شما دارم دستان یاری گر و مهربان خداوند همراه هر لحظه ی شما انشاالله.یا حق
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد یکی یدونه من
سلام دوستای عزیزم
.
استاد یادتونه میگفتم میخام مهاجرت کنم؟
آره میخام مهاجرت کنم و 99درصد کارها انجامشده
.
خدای من فقط منتظرم فردا قرارداد خونه رو بنویسن و من بیام کل داستان رو برای دوستام بگم
بخدا اینقدر شگفت انگیزه که مطمعنم شماهم کلییی ذوق میکنید
.
دیشب قسمت 1 علائم احساس لیاقت رو نوت برداری کردم
باورم نمیشه فقد با گوش دادن و نوشتن فایلهاتون اینقدر من تغییر کردم
بخدا ی حسی دارم
خیلییی قشنگه
حسی ک انگار اون بذر احساس لیاقت و خود ارزشی داره کاشته میشه
وای خدای من فرشته دوروزه داره براخودش ادمایی ک تونستن یکسری چیزایی رو داشته باشن ک خوبه میشینه و تحسینشون میکنه
اصلن همین کار باعث شده که احساس لیاقتم بیشتر بره بالا
اخ جونم قراره چه اتفاقاتی بیوفته خدامیدونه
50هزار امروز رفت رو پول دوره احساس لیاقت(:
خدایا شکرت خیلی خوبه تاالان 1/6 هزینه دوره به شکل معجزه آسا وارد زندگیم شده
باقیشم جور میشه چه غم و ترس و طمعی داشته باشم؟
فردا میخام برم ی گل کوجولو بخرم برای تاقچه پنجره خوشگل اتاقم که رو به بالکنه
.
اینقدر حالم خوبه اینقدر زیباست اینجا
اینقدر اتفاقات خوبی داره میوفته که لعلک ترضی شدم(:
استاد تو دوره دوازده قدم ی جمله خیلی قشنگی گفتین ک الان وقتشه خیلی بیشتر به اون جمله عمل کنم
گفتید(یدونه اتفاق خوب میوفته، شما توجه میکنی بهش بعد ازون اتفاقات خوب بیشتر میوفته تو زندگیت بعد باز شما توجهت رو نکات مثبت و اتفاقات مثبته بعد باز هعی اتفاقات بهتر دیگه ای میوفته و همینجوری …….)
بهتون قول میدم میام و قضیه مهاجرت و معجزاتی که افتاد رو براتون بنویسم
خدایا خیلییییییی خداییییییی
خداجونم شکرت واقعن شکرت
خیلی دوستت دارم خیلی شکرت
برم امشب قسمت 2 علائم احساس عدم لیاقت رو نوت برداری کنم و بهتر درک کنم
از دیروز چندبار گوش دادم این فایل رو و یکی از بزرگترین نشونه هام تو وجودم همینه ک باید برطرفش کنم با تمام وجود
خدایا شکرت برای اینکه ضعف هام رو پیدا میکنم و برطرفشون میکنم
من بنده شایسته و لایق خداوندم
خدایا شکرت
استاد عزیزم قربونت بشم عاشقتم
مرسی برای حضورت
سلام به دوست عزیزم
فرشته زیبا ،منم در مسیر مهاجرت هستم.
ازت میخام اگر امکانش هست آسان شدن تو برای آسانی ها رو در مسیر مهاجرتت تعریف میکنی .
اینجوری هم خودت باورت قوی میشه که تو بنده لایقی هستی که قراره برای همه خواسته هات آسان بشی و مهاجرت یکی از اون خواسته هابود که تو براش آسان شدی ،هم من که توی مسیر مهاجرتم باور پذیر تر میشع برام که آقا میشه خیلی راحت و آسان مهاجرت کرد .
با عشق و احترام
به نام فرمانرواییی اسمان و زمین
خیلی خوشحالم بابت این قانون های ساده و لذت بخش که بیااام برا قشنگی ها زیبایی ها کارهایی که خیلی راحت لذت بخش اوکیه خودمو تشویق کنم
نکاتی که یاد گرفتم
من خودم میتونم بگم ارزشمند یا نیستم
ما همه مون ارزشمندیم
ما جهانمون پرر از زیبایی لذته
من همین امروز خیلی راحت ناهارم جور شد خیلی خوشمزه بود باهم همسری کلی عشق داشتیم
کلی تیپم قشنگ بود کلی زیبام کلی لحظه هام لذت بخشن
کلی لحظه هارو یاد بود ارزشمندم و کلی لذت بردم و شادی به قلبم دریافت کردم کلی درسهای خفن گرفتم اینکه دیروز مهمونی بودیم من دونفرو دیدم یکی اینکه یه نفر کلی سالم شاد قرار بره مسافرت داره کارهاشو میکنه ثروتمند همه چی غرق در نعمت ولی توی مهمونی یه بچه جلوش شیرینی نگرفت و کل مهمومنی کل شادی کل ارامش عشق بهم خورد و عصبانی چرا مردم نفهمن چقد این بچه بیشعوره چقدد ناراحت چقد عصبانی ولی یه نفره دیگه دیدم خیلی شاده کلی لذت میبره کلی احترام داره ککلی طلا گوشی ثروت داره و مننن چیزی که دوس دارم شاد باشم بخاطر عشق توی زندگیم خوشحال باشم به خاطر کلی صورت زیبام یام کلی هیکل جادوییم کلی لذت کلی رشد کلی فایل های ارامش بخش و شاد اهنگ های شادی که گوش میدم خونه زیبا ققصر رویایی که دارم خداجون به خاطر این بهشت سپاسگزارم
و خدایی که در این نزدیکی است…
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
واقعا احساس لیاقت بسیار در سرنوشت ما تاثیرگذاره. این احساس می تونه به صورت کامل فرکانس های ما رو تحت پوشش قرار بده. ذهن ما بر اساس فرکانس هایی که ارسال می کنه، داره زندگی مارو رقم می زنه. هر چیزی که در زندگیمون ایجاد میشه به واسطه افکار و فرکانس هاییه که می فرستم. اما این فرکانس ها خودش بر روی یک بستری ارسال میشه که برای هر کس فرق می کنه. یکی از اون بخش های بسیار مهم که بستر ارسال فرکانس ها رو می سازه، احساس لیاقته. من اگه احساس لیاقت داشته باشم، فرکانس هایی رو میفرستم که بسیار متفاوت از زمانیه که احساس لیاقت ندارم. در فایل قسمت دوم احساس لیاقت استاد موضوع خیلی جالبی رو بیان کردن. این که ما نمی تونیم موفقیت هامونو ببینیم و همه تمرکزمون روی شکست هامونه. این پاشنه آشیل بزرگیه وقتی که ما نیاز داریم اتفاقات خوبی رو توی زندگیمون داشته باشیم.
به شخصه خیلی این احساس عدم لیاقت رو من در وجود خودم دارم. انگار وقتی یه کار ثابت رو دیگران انجام میدن، برای من ارزش بیشتری داره تا وقتی که خودم دقیقا همون کارو انجام میدم. و الان که این فایل رو دیدم فهمیدم که این نکته ایه که باید خیلی روش کار کنم.
من باید یاد بگیرم حتی اگه از 20، نمره 1 رو هم گرفتم، بجای تمرکز بر 19 نمره ای که گرفته نشده، همه ذهنمو بذارم روی اون 1 نمره ای که کسب شده. و از راه توجه بر اون، آروم آروم و طی روند تکاملی اون 1 رو به نمرات بیشتر برسونم. دقیقا در همه زمینه های زندگی هم این موضوع صادقه. به عنوان مثال من همیشه به دانش آموزان خودم وقتی که برای مسیر کنکور شروع به کار می کنن میگم، در ابتدای کار شما ضعیف عمل می کنین! ممکنه اشتباهات زیادی در تست ها داشته باشین و این طبیعیه. باید آهسته آهسته پیشرفت کنین. ایراداتتونو بپذیرین. روشون کار کنین و کم کم سعی کنین که این پیشرفت هارو بیشتر و بیشتر داشته باشین.
و این موضوع دقیقا در مورد خود من هم باید اتفاق بیفته. من نباید اینقدر نسبت به خودم سخت گیر باشم. باید سعی کنم پیشرفت های اندکمو ببینم. براشون ارزش قائل باشم و احساس لیاقتمو بیشتر و بیشتر کنم.
خیلی ممنونم از استاد عباس بخاطر این فایل فوق العاده. در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.
خدانگهدار
1402/7/19
21:20
بنام یکتا پررودگاااارم…
بنام او که از ازل مارو لایق آفرید..
بنام او که منو لایق این مسیر توحیدی قرار داد…
بنام پروردگار بزرگی که هرچه دارم از اوست…
بنام خالقم رفیقم، که 90 روز منو حمایت کرد ، 90 روز منو از گمراهی به نور هدایت کرد..
منو عاشقانه نوازش کرد…
منو دلبرانه با زیبایی ها خودم و دنیا و جهان و بنده ها آشنا کرد….
خدایی که توی این دو هفته که حال درستی نداشتم..نشونه هاشو ، هدایتش رو، عشقش رو ازم نگرفت و همون روزای اول که داشتم سقوط میکردم توی فرکانس بیماری و…..
معجزه وار بهم نشون داد که فقط روی من حساب کن ،من وکیلت میشم ..ذکر من یادت نره ..من همه چیز میشم برات و بمبببببب رو ترکوند توی محل کارم و من رااااخت شدم از حس خفگی که از دوستی زیاد با همکاران منفی و ناسپاسی که هرروز از همسر و خونه و ….. مینالیدن…
خب این نتیجه فرکانس خودم بود اما وقتی از خدا خواستم منو ازشون جدا کنه ..معجزه وار توی همون اول مهر …منو نجات داد…
خدایا عجب رفیقی هستی ، عجب وکیلی هستی ، عاشقتم … سپاسگزارم ازت پروردگار…
همون خدا زمانی که داشتم سفسطه میگردم که آیا دوره لیاقت رو بخرم یا نه..نشونه فرستاد که فرزانه حتما بخرش…
خریدمش و هر روز حس اینکه من سر این کلاس نشستم، فقط حس داشتن این دوره به من احساس لیاقت داره و هر روز احساس لیاقت توی ذهنم تصویر میندازه که لیاقت داری…
نمیدونم چی بگم خدا جونم..اما توی کامنت های جلسه دو احساس لیاقت خانم معرفت کامنت بی نهایت پر مغز و معنایی نوشتن که:
با آیه های نور تو مزین شده بود…
اونجایی که یه آیه رو ذکر کردن و گفتن خدا هرکس رو هدایت کرد دیگه از اول تا آخرش حامی و نگهبانش هست…
خدا جونم خاستم بگم آره ، درست میگی ، من این حامی و نگهبان بودنت وکیل بودنت رو این دو هفته دیدم و حس کردم و نشونم دادی.
خدایا حتی تو حال بدم توی فرکانس های بدی که بخاطر حال بدم توشون غرق بودم هم نشانه ها رو فرستادی …دیدم دست حمایتگرت رو…
ایمان دارم که هر لحظه بامنی…
ایمان دارم که کنارمی ..
-ایمان دارم هرچی باشم هرچی هستم هرکاری کنم ، تو کنارمی تو منو میبینی تو میخوای من بالااااا برم تو میخوای من پر پرواز بگیرم به سمت نور تو..تو میخوای من به اون حس لیاقت و ارزشمندی که به واسطه دمیدن نور خودت از لحظه خلق من ، توی کالبد من دمیدی برسم…*
تو میخوای من به درک این برسم که لایق همه قشنگی های زندگی هستم…
خدا جونم سپاسگزارمت..عجب خدایی هستی…
دمت گرممممممممممم
داشتم فایل رو میدیدم …که در مورد این بود ما هزاران خوبی داریم ولی در عمل اونقدر ناسپاس هستیم اونقدر وسعت دید ما کم و ناچیز هست که بجای اینکه چشماموم رو خوب بشوریم و شروع به دیدن این خوبی ها و این نعمت ها کنیم میایم توجهمون رو میزاریم روی کمبود ها روی نقص ها روی عیب ها و زشتی ها!!!!!
خودم رو میبینم که هیچ مشکلی توی زندگیم ندارم…
چه ظاهری چه باطنی چه خانوادگی …چه اجتمایی…
اما همین چند روز پیش سر هیچ و پوچ داشتم ناسپاسی میکردم به خودم به جهان به خدا!!!
آخه چرا فرزانه؟؟؟؟؟؟ چرا توجه نمیکنی به اینکه شغل راحتی داری!!؟؟
به این خدایی که هر لحظه هدایتش رو به سمتت روانه کرده و آسون آسون معجزه ها رو توی زندگیت فرستاده!!!
90 روز گذشته از وقتی وارد این مسیر زیبا شدم..خودم رو متعهد کردم به این مسیر، بعضی بچه ها میگن که وقتی وارد سایت شدن نمیتونستن کامنت بزارن…
اما خودم رو میبنیم که از همون اول کامنت گذاشتم ، از خودم ردپا گذاشتم تا بدونم کی بودم!!!!
به خودم افتخار میکنم ، تحسین میکنم خودم رو..که اینهمه متعهد هستم …ایمان دارم این ریشه های محکمی که دارم خلق میکنم یه روز خیلی زود ،ثمر میده !!
میدونم که به این مسیر تعهد بستم میدونم دیگه کوتاه نمیام …میدونم که بهش عشق دارم میدونم که معتادش شدم و دیگه راه برگشتی نیست!!!
توی این 90 روز اونقدر نتیجه ریز و ودرشت زیادی دیدم الان که دارم مینویسم یکی یکی دارن از ذهنم میگذرن و الله یکتا رو گواه میگیرم که چقدر آسون شدم برای اسونی ها….خودش میدونه از چیا میگم !!!
میدونم هنوز که باید و شاید نشده ولی به خودم افتخار میکنم که توی 90 روز اینقدر تونستم شخصیتم رو بهبود بدم..مهمتر از همه خدای مهربونم رو پیدا کنم و نورش رو هر لحظه توی زندگیم ببینم ..
و کنار بهترین بنده های خدا باشم و هر روز نقطه های آبی که ازشون دریافت میکنم قلبم رو نوازش میکنه…و چقدر سپاسگزارم از همه شما عزیزانم که با نوشتن کامنت های پر از آگاهی روشنی بخش مسیر بقیه عزیزان میشید..
عاشقتونم دوستای خوبم
پس فرزانه چرا اینهمه خوبی و زیبایی رو نمیبینی عزیزدلم !!!؟؟؟
به اینکه این چهره زیبا رو داری ؟؟؟؟!
به این موهای قشنگی که داری
به این خونه ای که مستقلا داری توش زندگی میکنی؟؟؟
به خانواده ای که هر وقت بخوای هرکمکی بتونن بهت میکنن؟؟؟
به حساب پر پولی که داری!!!!!
به قلب پر از محبتی که داری !!؛
به خاستگاران زیادی که داری
به همکاران خوبی که داری
به دانش آموزان ناااازی که داری
به لطف و محبت و عشقی که از زمین و زمان داری میگیری!!!!
به اینکه هرچی بخوای راحت بدست میاری!!
حتی به احترام زیادی که پارتنرت بهت میزاشت!!!
واقعا فرزانه خیلی خوشبختی چرا ناسپاسی؟؟؟؟؟؟؟؟
پروردگارا! به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی،تا تغییر دهم آنچه را که می توانم
و بینشی تا تفاوت این دو را بدانم؛ مرا فهم ده، تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند
خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که بربیهودگیش، سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم، اما آن چنان که تو دوست داری
دوستان عزیزم ، شما لایق همه قشنگی هایی هستین که پروردگار خلق کرده…
دوستتون دارم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته نازنین
وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
استاد واقعا سپاسگذارم برای این دوره ای فوق العاده واین فایل های هدیه که در اختیار ما میذارید
از وقتی که دوره رو گذاشتید روی سایت واین فایل هارو اماده کردید به وضوح نشانه های احساس عدم لیاقت رو تو وجود خودم پیدا کردم ..
عدم لیاقت پاشنه اشیل منه از اونجا که بارها وبارها خودمو کنکاش کردم وبرگشتم به بچگیم و به خانواده م وپدر و مادرم وبه وضوح دیدم که این احساس عدم لیاقت از کجا اب میخوره
روزهایی که خودمو به درو دیوار میزدم که یه تایید از پدرم بگیرم وتشویق بشم واحساس ارزشمندی داشته باشم وهیچ وقت اون تشویق وتحسین رو نشنیدم
ودر قبالش مقایسه شدم با اطرافیانم ودوستام با اینکه همیشه از همشون بهتر بودم هیچ وقت دیده نشد وهمیشه مرغ همسایه غاز بود نه برای من بلکه برای کل خانواده م
بزرگترین سوال من تا قبل اینکه با استاد اشنا شدم این بود که چرا پدرم با این همه استعداد وتوانایی جای درستش نیست
چرا هرکی پدرم رو میبینه میگه تو این همه دانش رو از کجا اوردی واونم که به جای اینکه این احساس لیاقت تو جودش باشه وخودش وخانواده ش تو اولویت باشندحرف مردم وعموهام واطرافیانش تو اولویت بودند وبیرون ادم بزرگی بود اما برای خودش وخانواده ش هیچ وقت ارزش قائل نبود
که درک کنه که خودش وخانواده ش از همه مهم ترند ومادرم هم از اون بدتر
قانونه دیگه کبوتر با کبوتر باز با باز
قصدم این نیست احساس قربانی بودن داشته باشم که چرا خانواده م اینطور نبودن اما میخوام اینو بگم که چقدر این احساس عدم لیاقت ظربه زد به منو خواهرهام و برادرم که هنوزم که هنوزه اثار این خرابه ها چجوریه
امروز توی تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم نشانه های واضحی برای عدم احساس لیاقت خواستم که بیشتر درکش کنم وتغییر ش بدم
تو مسیر که داشتم میومدم سر کار یه دختر خانومی رو دیدم با یه پسره صحبت میکرد تو همون حالتی که داشتم رد میشدم پسره میگفت من عکس همه دوستای دخترم تو گوشیمه دخترم گفت عکس فلانی چرا نیست عکس فلانی هست دوسش داری دختره گریه میکرد وحرف میزد ومیگفت اون ازمن بهتره من یه لحضه برگشتم نگاشون کردم
نمیخوام اساس یک رابطه رو به ظاهر تطبیق بدم
اما دختره خیلی سرتر از پسره بود خیلی سرتر خیلی خوشکل بود من پیش خودم گفتم اخه چرا بخاطر این گریه میکنه که یادم افتاد این احساس عدم لیاقت چیکار که با ادما نمیکنه این نشانه ی واضحی برای امروز من بود
که همیشه روی احساس لیاقتم کار کنم تاروزی که زنده هستم
چون به قول استاد این اموزش ها فارغ از اینکه چقدر کمک میکنه بهتر زندگی کنیم چند برابرش جلوگیری میکنه از ضررهاواتفاقات تلخی که اگر این اموزش ها نبود وارد زندگیمون میشد
امیدوارم که همه به به اوج لیاقت های خودمون برسیم
در پناه حق
به نام خدای بخشنده بخشایشگر
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
الهی که نور و عشق الهی بر قلب پاکتون
الهی به امید تو
وقتی فایلهای استاد گوش میدم بیشتر برام واضح تر میشه که “توجه به نکات مثبت “یه اصل مهم در قانون هست ،
ایجاد و داشتن احساس لیاقت هم میشه زیر مجموعه توجه به نکات مثبت وقتی من در توانایی ها و استعداد هام توجه میکنم به نکات مثبت و اونا رو قوت و قدرت میدم باعث میشه احساس لیاقتم بالاتر بره ،
وقتی من در تدریس هایی که انجام میدم ، در برخوردهایی که با آدمها دارم بیام نکات مثبتم ببینم و هی خودمو محکوم نکنم که ببین باید بهتر از این می بودی ، باید این روش تدریس به کار می بردی ، نباید زود خسته بشی ، تو مدیریت کلاست باید قویتر باشه و…. تو چرا جواب این آدم دادی ، تو چرا صدات در دفاع از حقت بالا بردی ، تو عجولی، تو زود جوش میاری ، تو تو تو …
از وقتی یادم میاد در حال محکوم کردن خودمم ، بابا وقتی یا مجرم محکوم میکنند یک بار بهش حکم میدن و تمام میشه ، ولی توو از اول زندگی به خاطر اشتباهات خیلی کوچیک که الان برات مسخره هم شدن داری هر روز خودتو محکوم میکنی واقعا بس نیست
واقعا با محکوم کردن خودمون همه چی گل و بلبل میشه یا اصلاح میشیم، وقتی این روند ادامه دار میشه عزت نفس و احساس لیاقت، در ما کم رنگ و کم رنگتر میشه و باعث میشه همون اشتباه دوباره و دوباره تکرار کنیم و هر روز با هر تقلا بیشتر تو این باتلاق فرو میریم.
من در رابطه عاطفی که داشتم چند ماه پیش ضربه بزرگی خوردم و هرچی بالا و پایین میکنم می بینم بیشتر به خاطر عدم احساس لیاقتم بوده و تمرکز به نداشته ها ، اول رابطه همه چی اوکی بود و خوب، ولی کم کم مقایسه ها و توجه به نکات منفی چه در خودم و چه در طرف مقابل باعث بوجود آمدن تضاد شد .
عدم احساس لیاقت به اینجا ختم نشد و شروع دوباره اش زمانی بود که خودم همه چی تموم کردم ولی افکار منفی و نجواها باعث شد ،توجهم بره روی اینکه چی نداشتم و چه نقص هایی داشتم که رابطه ام به این شکل پیش رفت و هزارتا سوال دیگه که جواب بهشون منتهی می شد به اینکه روز به روز احساس لیاقتم از دست دادم به طوریکه دیگه به ازدواج فکر نمیکنم و حتی دیگه عشق و زندگی مشترک برام کم رنگ شده
در صورتی که وقتی به خودم و توانایی هام فکر میکنم به خودم میگم ،مریم تو آدمی هستی که رفیق های 20ساله داری که عاشقانه تو رو دوست دارند توکسی هستی که هر سال که میری برای تدریس قلبت پیش شاگرادت جامیزاری و عاشقانه تو رو دوست دارند ، هنوز که هنوزه شاگردای سال اول تدریست باهات در ارتباط اند ، هنوز که هنوزه رفیق های دوران مدرسه و دانشگاهت داری و دوست دارند با تو وقت بگذرانند و از صحبت هات لذت ببرند ، تو همون آدمی هستی که صداقت و وفاداری داری اولویت زندگیته ، تو همونی هستی که در هنر و تدریس استعداد های عالی داری تو همونی هستی که دوسال پشت سر هم معلم نمونه شدی تو همونی هستی که مدیرهای متوسطه و ابتدایی دنبالت هستن که بری مدرسه اونها تدریس کنی .. تو همونی هستی که بین کارمندای بنیاد بهترین عملکرد داشتی هم از لحاظ اخلاقی و هم کاری که چندین و چند بار درخواست همکاری بهت دادند، تو همونی هستی که کارهای حسابداری به نحو احسنت انجام میدادی که بعد دو سال مجدد بهت پیشنهاد کار عالی دادند … تو همونی هستی که با بزرگتر ها، بزرگی و با کوچکترها، کوچک هستی و عاشقانه باهاشون صحبت میکنی… تو همونی هستی که شاگردای سال قبلت امسال با اینکه معلمشون نیستی هر صبح دم در مدرسه به استقبالت میان … تو همونی هستی که کار سیستمی و نرم افزاری بهتر از همه همکارات بلدی و چقدر حرفه ای تدریسات انجام میدی …
مهمتر از همه تو همونی هستی که دانشجوی استاد عباسمنش هستی ، وقتی میری دفتر آموزشگاه همه درمورد گرونی و نداری و نداشته های زندگیش می نالن، ولی تو میگی خدایا شکرت به عنوان معلم اینجا هستم ، خدایا شکرت سالم هستم ، خدایاشکرت چقدر امروز کلاسم پر انرژی بود، خدایا شکرت امروز شکرگزاریهای شاگردام متنوع بود و…
درسته من در رابطه ام اشتباه کردم و مسؤلیت اونو هم قبول میکنم ولی من خالق زندگی خودم هستم من قدرت اینو دارم که بتونم زندگیمو هر طور که دوست دارم بسازم من از اشتباهاتم درسم میگیرم و میگذرم. من فهمیدم که باید در هر جنبه ای ، سلامتی ، عشق ، ثروت، احساس خوب .. فقط و فقط توجهم به نکات مثبت باشه این می تونه برام احساس خوب بیاره و احساس ارزشمندی و خیال آسوده بیاره
یادگرفتم زندگیو زندگی کنم نه زنده مانی ، از لحظه به لحظه زندگیم لذت ببرم
استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این آگاهی های ارزشمند و بی نظیر که در اختیارمون قرار میدهید.
ما هم با عمل به این آگاهی های ناب بتونیم انسان ارزشمندی از خودمون بسازیم
خدایا به همه ما قدرت درک و فهم آموزه های استاد که منشا همه آنها خودت هستی عطا بفرما.
خدایا خودت پشت و پناه استاد عزیزمون و خانم شایسته زیبامون باش ازتون بی نهایت سپاسگزارم.
خیلی دوستون دارم