اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آنچه از این فایل درک کردم این هست که همانطور که غذای لذیذ و سالم به خودمون میدیم و غذای نامناسب و کثیف را نمیخوریم در خصوص غذایی که ذهن و روحمان میدهیم هم اهمیت و ارزش قائل باشیم. به جای دنبال کردن مطالب چرت و پرت و اخبارهای نامناسب، بیاییم به خودمون ورودی های مناسب و زیبا بدهیم و کانون توجه خودمان را بر روی خوبی ها زیبایی ها و مطالبی قرار بدهیم که به پیشرفت و رشد ما کمک میکند. گوش دادن به موزیک نامناسب، خواندن کتاب نامناسب، گوش دادن به اخبار نامناسب، گوش دادن به حرف های بیهوده، در شبکه های اجتماعی مضر بودن که ورودی نامناسب میدهد کار اشتباهی هست و به جای آن باید مستندهای مناسب، موزیک های شاد و مناسب با محتوای ارزنده، خواندن اخبارهای مناسب و مثبت مانند اخبار تکنولوژی که به پیشرفت ما کمک میکند را باید جایگزین کنیم، هر روز محتواهایی را دنبال کنیم که چیز مثبتی به ما اضافه میکند نه ترس و نگرانی و غم و خشم ایجاد کند. در هر لحظه باید ببینیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم، توجه به ثروت یا فقر؟ توجه به سلامتی یا بیماری؟ توجه به اتفاقات خوب یا اتفاقات بد؟ توجه به جنگ و نازیبایی یا امنیت و زیبایی؟ توجه به انچه حس خوب میدهد یا انچه نگرانی و احساس بد ایجاد میکند؟ با آدم هایی ارتباط داریم که حس مثبت و اطلاعات مناسب میدهند یا آدم هایی که اطلاعات نازیبا و نامناسب میدهند؟ آدمی که حال مثبت منتقل میکند یا حال بد؟ افکار مثبت را در ذهنمان پرورش میدهیم یا افکار منفی؟ تفسیرمان از اتفاقات مثبت است یا تفسیر منفی داریم؟
دلیلی که کانون توجه را باید مدیریت کنیم این است که افکار و توجه ما آینده ی ما را میسازد و اگر افکار و توجه مثبت داشته باشیم آینده زیبایی را برای خودمان ایجاد میکنیم.
سلام خدمت جناب استاد عزیز و دست اندکارانی که بدون منت این فایلها رو زحمت میکشند و برای ما تهیه میکنند خداقوت میگم بهتون و انشاالله که بتونم با راه و روش شما که چیزی نیست جز خداشناسی ، انسانیت و توکل به خالقی که تا این لحظه هرجور بوده برامون احتیاجات و بایدهای زندگیمونو اونجور که خواهانش بودیم بهمون رسونده بیشتر اشنا بشم و مطمئنم که با راه کارهای شما استاد عزیز این شدنیه . با تشکر از زحمات شما
با سلام به استادعزیزم .گروه وخانواده صمیمی عباسمنش..من همیشه وهمه جا افتخار میکنم که جزء این خانواده مهربون ودوست داشتنی هستم….واقعا هر وقت به فایلهاتون گوش میکنم یا نظرات دوستان عزیز رو در مورد مسابقه ها واکثر فایلها مطالعه میکنم..انرژی میگیرم وریکاوری میشم…وبه احساس ارمش درونی میرسم.وسعی میکنم.این احساسم رو ارمشم رو شادیم رو به دیگران ..دوستانم..مشتریان دوست داشتنی ام منتقل کنم.وهمیشه برای اینکه اینجام وبه اون لحظه ای که چه جوری وارد سایت شدم..وبه موفقیتهای دست پیدا کردم…خداوند رو سپاس گزارم..وبرای تمام دوستانم واستادعزیزم ودستندرکاران سایت عباس منش ارزوی موفقیتهای روز افزون..سلامتی وشادابی در کنار خانواده عزیزشون رو دارم…از همتون سپاسگزارم برای تمام راهنماییهاتون…ثروتمند باشین.
دیدن ماشینهای لوکس وساختمانهای زیبای تازه ساز با معماری های زیبا …..وسپاس گذاری ولذت بردن از همه آن چیزهایی که دارم وتمرکز بر فراوانی نعمتها …….ازوقتی به وسیله
دیدن این فایل فهمیدم که باید همانطوری که
مراقب غذای جسمم هستم باید مراقب روح هم ازطریق کنترل ورودی های ذهنم باشم
حتی باخوردن یه سیب سعی می کنم باهر گازی
که می زنم باتمام وجودم تمام تمرکزم روی این
لحظه باشه وازخوردنش لذت می برم و شکرگزار خداوند هستم بابت نعمتهایش
وقتی به پیاده روی میروم برای سلامتی جسمم
تمام حواس وتمرکز من به طبیعت اطرافم هست وبه رنگهای زیبایی که دراین فصل طبیعت به خودش گرفته وبه خودم میگم چرا
تابه حال من متوجه این همه قشنگی دراطرافم
نبودم وواقعا درلحظه زندگی کردن و تمرکز بر
نکات مثبت وفراوانی نعمتها وتماشای همه
چیزهای خوب واینکه چطور مراقب غذای روحمان باشیم راباید آنقدر انجام داد تا به شکل یه عادت خوب ومثبت تبدیل بشه
چه زیبا نوشتید… من هم به این فکر کردم که قبلترها اصلا به زیباییهای اطرافم توجهی نمیکردم، میدیدم اما بخاطرشون سپاسگزار نبودم،بیتفاوت بودم…ولی الان آگاهانه سعی میکنم برای هرآنچه در اطرافم هست سپاسگزار باشم و دوست دارم که جزء عادتهایم شود طوریکه ناخودآگاه و به صورت پیشفرض همیشه شاکر باشم
اقای عباس منش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی من اشنایی با شما و گروه تحقیقاتی عباس منش میباشد
همیشه با فایلها و برنامه هاتون به ما انرژی خیلی زیادی میدهید و مارو به سمت خوبی ها هدایت می کنید
اقای عباس منش از وقتی با شما اشنا شدم بزرگترین نعمتی که برای من و هم برای خانواده ام به وجود اومده آرامش است
آسودگی از ثروتمند شدن
احساس اطمینان به خداوند و قوانین ثابتش
داشتن روابط خوب
گله و شکایت نکردن
خوشحال بودن
امید داشتن
زندگی ام جوری شده که لحظه لحظه اش پر شده از معجزه و لذت از دنیا و نعمتهای خداوند. وقتی که چشممو باز میکنم یاد حرفهای و صحبتهای شما می افتم . تمرینهای ایجاد باور شده جزئی از عادت های من . از انجام تمیرنات همیشه احساس فوق العاده ای به من دست میدهد
امید وارم هر لحظه زندگی خودتان و خانواده تان پر از لذت ، سلامتی ، خوشبختی، ثروت ، نعمت وآرامش باشد .
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و تمامی عزیزان همراه ???
سپاس گزاری خداوندی هستم که منو هدایت کرد به سمت بهترینها ، به تقوی ، به حال خوب ، به آرامش ، به زیباییها ، به آگاهی ، به هماهنگی با خودم ، به نزدیک شدن به خودش و به وصل شدن .
از اینکه خودمو با چند سال قبلم مقایسه میکنم کاملا تغییر مدار و آگاهیم رو حس میکنم ، گاهی برام عجیبه که این همه تغییر فقط با کار کردن رو باورهام ایجاد شده ، آخه خیلی به نظر ساده ست ولی یه تعهد میخواد که پایبندش باشی و همت کار هم به همین جاشه. همت میخواد که تمرکزت رو خوبیها رو زیباییها و رو نکات مثبت هر موضوعی باشه و شکرگزارشون باشی ، همت میخواد که به الهاماتت عمل کنی و شجاعت به خرج بدی و ایمانت رو با هر مسئله ای به چالش بکشی و بخوای قویتر و بیشترش کنی ، انجام دادن تمام کارهای عالی مثل قضاوت نکردن ، غیبت نکردن ، شکرگزار بودن و ….. همتی میخواد که تو رو به حال خوب به فرکانس عالی و به شرایط متحیر کننده برسونه ، تمام خوبیها تو دنیا و آخرت بها داره که خواهانش باید پرداختش کنه .
واسه این اراده و آزادی که خداوند برای خلق تک تک ثانیه هام بهم داده اگه به اندازه تمام عمرم تو این دنیا سپاس گزاری کنم باز هم کمه ولی اینقدر فضلش گسترده و بی انتهاست که متحیر بخشندگی و رحمت و مهربانیش هستم.
بی انتها سپاس گزارم که منو به اینجا هدایت کرد که هر روز یه آگاهی جدید برام داره و منو به خودش نزدیکتر و نزدیکتر میکنه .
روز به روز ایمانم به اینکه خالق زندگیم هستم بیشتر میشه و انگار باور این موضوع هم به تکامل نیاز داره ! دیگه هیچ رفتاری ، ورود نعمتی یا تماس شخصی ، یا شنیدن خبری منو متعجب نمیکنه ، عوضش به خودم رجوع میکنم و دلیلش رو سریع میفهمم و چقدر این فوق العاده ست .
استاد عزیزم سپاس گزارم از اینکه هستی و ادامه میدی و هر روز هر روز به دنبال بهتر شدنی ، الحق جایگاهی که هستی برازنده ی شماست .
من بعضی اسم ها را در سایت میبینم برای اولین بارااست یا شاید من هنوز برخورد نکردم با انها به هر حال نامتان زیباست سانیای عزیز مطمئنا درونی زیباتر دارید .
خیلی مطالبی که نوشتید را دوست داشتم و لذت بردم که همه ی ما آمده آیم تا عوض شویم وتغییر دهیم خود را .اگر خودمان روی خودمان کار کنیم و بخواهیم که تغییر کنیم .
دلم میخواهد بیشتر عمل کنم تا حرف بزنم دلم ایمان بیشتر با عمل میخواهد نه حرف همه حرف زدن را خوب بلدیم اما پای عمل ….
خدایا ایمانم را با تمام استوار کن ودر مسیر هدایت شدگانت قرارم بده ونعمت داده هایت .
سپاسگزارم از همسفر عشقی چون شما ..در پناه خدای قدرت وثروت
از وقتی که کامنت ها و نظرات شما رو تو سایت خوندم وبا شما آشنا شدم خیلی لذت بردم و مهر و محبتم رو نسبت به شما به هستی ارسال کردم و ایمان داشتم که جواب میده حتی اگه منو نشناسین ! با دیدن پاسخ شما ایمانم قویتر شد و مهرم بیشتر .
بعد از صحبت های استاد عباسمنش ، با خودم صحبت کردم ، متوجه موضوع خیلی مهمی شدم ، من در این 7 ماهی که روی باورهام دارم کار میکنم ، به نظرم سعی ام رو کردم کنترل ورودی کنم و خداروشکر اتاقم هم جوری هست در خونه که کلا ورودیش از قسمت اصلی ساختمان خونه جدا هست یه اتاقی داریم ته پارکینگه و سرویس بهداشتی و ایناش هم جدا هست فقط حیاط مشترک هست.
این چند ماه رو که مرور کردم متوجه شدم که 7 ماهه دست به کنترل تلویزیون نزدم
و در طول شبانه روز فقط برای غذا خوردن میرم پیش خانواده و هررررر بار که رفتم تلویزیون روشنه و یا اخبار داره پخش میشه یا فیلم های غمگین که اکثرا هم سریال های ایرانی هست و من یادمه اون اوایل با اینکه تصمیمم رو گرفته بودم و عزمم رو جزم کرده بودم به هیچ عنوان تلویزیون نگاه نکنم و همیشه پشتم رو به تلویزیون میکردم که حتی اگر صداش رو میشنوم تصویر رو حداقل نبینم خخخخخخخخخ
و توی اون تایم کم مثلا نیم ساعته تا غذام رو میخوردم با خانواده صحبت میکردم تماما باورهای محدودکننده بینشون رد و بدل میشد و من سعی میکردم یا توجه نکنم یا سوال حافظه ای بپرسم
پدرم میگفت امریکا تحریما رو باز آورده ایندفه قوی تر ، مادر میگفت گوشت و مرغ گرون شده زندگی برای مردم دیگه نمیچرخه چرخ زندگی مردم نمیچرخه
خلاصه هر کی به روش خودش آه ناله ای میکرد زمانی هم که ازین صحبتا نبود مثلا دیگه تحریم اینا تکراری شده بود و چن روزی خبر جدید نبود و اخبار و رسانه ها خبرای تکراری رو هی پخش میکردن برنامه ی خانواده تغییر میکرد ، پلن جدید دلسوزی بود !!! مثلا یکی از اقوام مشکلی براش پیش اومده بود ، مثلا بیمار شده بود ، ورشکست شده بود….
پدر شروع میکرد : بنده خدا مشکل براش پیش آمده…
بیمار شده دیدمش حالم گرفته شده ، مادر هم ادامه میداد : آخی دلم براش کباب شد
کبابه کباب ، منم شوخی میکردم میگفتم چی کبابه مامان ؟ شام کبابه ؟ میگفت نه پسرم دلم برای فلانی کباب شده …….
تا اینکه تصمیم گرفتم یه تدبیری بیاندیشم
هدفون میذاشتم موقه ای که میرفتم پیش خانواده
پدرم میگفت کم آهنگ گوش بده بچه ، این هدفونا اینقد توو مغز آدم بووم بووم میکنه آدمو روانی میکنه ، پسر فلانی سر همین هدفون گذاشتن زیاد سر از تیمارستان در آورد
بخاطر همین گوشی زیر لباسم بود یه گوشم که مثلا سمت دیوار بود کسی نمیدید هدفون داشت گوش دیگم رو قرض داده بودم به خانواده البته فقط ظاهری بود چون اون گوش آزاده چیزی دریافت نمیکرد تمرکز روی گوشی بود که هدفون توش بود
خلاصه خیلی ماجرا فان میشد
توی باشگاه هم هدفون خودم رو میذاشتم اصن آهنگ باشگاه رو گوش نمیدادم چون اغلب آهنگ های عاشقانه ، ازین عشقایی که به قول استاد عباسمنش بیماری روانی هست رو میذاشت ، همیشه برام سوال بود که ادم باید اینجا دمبل وزنه بزنه یا آهنگ غمگین گوش بده !!!! چن باری هم با مسئول باشگاه شوخی کردم گفتم تو که آهنگ فاز دار میگذاری یه دفه ای آهنگ داریوش بزار ورزشکار بره زیر وزنه دیگه نیاد بالا همونجا زیر وزنه بمونه
احساس میکنم من واقعا میخواستم تغییر کنم ، من با تمام وجودم میخواستم کنترل ورودی کنم و اصن به ورودی های منفی توجه نمیکردم و همین راز پیشرفت زیادم توی این 7 ماه بود ، همین راز به دست آوردن سلامتیم بود ، همین راز جهش من از بدترین شرایط از همه نظر به شرایطی که الان دارم و در صلح و آرامش دارم زندگی میکنم و راه برام باز شده چشام باز شده و هی روز به روز دارم بهتر میشم و به سمت کمال حرکت میکنم و چشمه ی الهامات خداوندگار انرژی منبع برام جاری هست و هر روز الهامات عالی دریافت میکنم و سپاسگزار خداوند هستم
نمیگم خیلی خوب تونستم روی این موضوع کنترل ورودی کار کنم اما سعی ام رو کردم و جهان هم واقعا بهم کمک میکنه ، الان شرایط جوری شده اتفاقات جوری رقم خورده که زمانیکه میرم پیش خانواده یا تلویزیون خاموشه یا داره یه مستندی چیزی پخش میکنه یا مسابقه ورزشی ، فوتبالی چیزی ، یا شرایط جوری برام مهیا شده که صبح ساعت 5:30 میرم باشگاه و تنها در سکوت تمرین میکنم عاااالی بعد تمرین هم 15 دقیقه تمرکز میکنم و علاوه بر ستاره قطبی که به محض بیدار شدن انجام میدم یه بار دیگه روزم رو خلق میکنم و ستاره قطبیه رو مرور میکنم در اون سکوت…
اینا نشانه هایی هست که بخاطر سعی ام در کنترل ورودی دریافت کردم ینی شرایطی برام پیش اومده که کمتر آگاهانه سعی میکنم کنترل ورودی کنم ، حدود 6 ماه چرا آگاهانه تلاش میکردم اما الان دیگه گذاشتمش روی اتوماتیک یه آجر گذاشتم روی گاز ماشین خوشبختی خودش میره ، خودمم حواسم بهش هست
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز هفتم سفرنامه روزشمار تحول زندگی من
چند روزی ارتباط من با سایت قطع شده بود و من نمی تونستم کامنت بزارم و روزشمار رو پیش ببرم به همین خاطر وقفه ای چند روزه در تمریناتم
و نوشتن کامنتم افتاد که البته به ایمیل استاد نامه نوشتم و راهنمایی خواستم که در لحظه جواب دادند و مشکلم حل شد خداروشکر…
این چند روزی که ارتباطم قطع شده بود کم و بیش روی خودم و روی این فایل کار میکردم و برام جالب بود یه صدایی هرروز درونم هشدار میداد که مراقب باش داری از مسیر خارج میشی خداروشکر این نشون میده که تا این ۷ جلسه خیلی خوب تونستم روی خودم کار کنم و اون صدای هشدار خیلی ارزشمنده قبل ترها هم این صدا بود ولی خیلی جدیش نمیگرفتم اما اینبار فرق داشت و خیلی مراقب بودم و هروقت آلارم میداد منم به آلارمش گوش میدادم و سریعا یه فایلی از استاد گوش میدادم که در مسیر بمونم تا ارتباطم با سایت برقرار بشه و بتونم روزشمار رو ادامه بدم…
خوب طبق قول و قرارم نتایجی که بعد از شروع این دوره زیبا وارد زندگیم شده رو مینویسم تا هم ردپا باشه هم قوت قلب هم توجه به نشانه ها تا اینجای کار یعنی روز هفتم که اومدم اصلا هیچ ربطی به قبل از شروع روز اول ندارم منی که قبل از شروع روز اول یک هزارتومانی برای خرید نون نداشتم(شاید باورتون نشه ولی واقعا نداشتم و منم مثل اون دوستی که در ۱۷ سالگی از خودش فیلم گرفت بعد مهاجرت کرد آمریکا و الان کلی موافقه قبل از شروع دوره از خودم فیلم گرفتم و گفتم که پول خرید نون ندارم و الان که فیلم رو میبینم خودمم باورم نمیشه )الان کلی مایحتاج خونه رو خریدم مبلغ قابل توجهی از بدهی هام رو دادم و ۳ میلیون هم توی حسابم پول دارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم…
اون کاری که توی کامنتای قبلی بهش اشاره کردم گفتم در حد پیشنهاده اونم اوکی شده و من الان سر همون کار دارم این کامنت رو مینویسم.
خداروشکر از در و دیوار داره نعمت وارد زندگی ام میشه کلی پول علاوه بر پولی که طبق قول و قرار باید بهم بدن به حسابم واریز میشه کلی هدیه دریافت میکنم روابطم خیلی خیلی عالی شده سلامتی و انرژی ام خیلی سطح بالایی داره و دارم لحظات بی نظیری رو تجربه میکنم الهی شکر الهی شکر…
اما در مورد این فایل زیبا واقعا چقدر مثال زیبایی زدید استاد که ورودی های ذهن رو با ورودی های غذایی مقایسه کردید آدم قشنگ متوجه میشه و الان به نظرم کار برای کنترل ذهن ساده تر میشه وقتی من هرلحظه به یاد بیارم که اگر مثلا این ورودی غمناک رو به ذهنم بدم باید منتظر عواقب بدش هم باشم چون من خودم بارها دچار مسمومیت غذایی شدم و از درد و رنج بعدش اگاهم میدونم که وقتی مسموم شدم حتی دیگه حاظر نبودم غذای مورد علاقه ام رو ببینم چه برسه به اینکه بخوام بخورم حتی بوی غذا آزارم میداد حتی نمی تونستم به عزیزترین آدم زندگی ام توجه کنم یعنی اونقدر حالم بد میشد که اگر منو توی بهشتم میزاشتن نمی تونستم به احساس عالی برسم حالا ورودی های نامناسب ذهن هم با من این کار رو خواهند کرد اگر من ورودی نامناسب به ذهنم بدم جهان هم طبق اساس همون ورودی ها نتیجه به من خواهد داد یعنی اگر بخاطر مشکلات مالی غمگین باشم نتیجه مشکلات مالی بیشتری خواهد بود مشکل مالی بیشتر یعنی مسمومیت بیشتر یعنی وقتی مثل زمانی که مسموم شدم و نمیتونم به غذای مورد علاقه ام توجه کنم الانم با مسمومیت ذهنی نمیتونم به ماشین یا زندگی مورد علاقه ام توجه کنم یعنی هروقت ماشین مورد علاقه ام رو توی خیابون ببینم به جای تبریک و تحسین و حال خوب با حسادت به صاحب ماشین حالم و احساسم بدتر میشه و چون اون داره و من ندارم ذهنم برای اروم کردنم شروع میکنه به باورسازی غلط که اون دزدی کرده یا پارتی داشته به این خاطره که اون داره و تو نداری و همینطور این باور غلط در من شکل میگیره و نتیجه اش میشه فقر بیشتر پس من باید خیلی مراقب ورودی های ذهنم باشم یه جمله از یه کتاب خوندم خیلی جالب بود نوشته بود:
《هروقت افکار منفی اومد سراغت سریع به خودت بگو این افکار منفی قطعا نتایج منفی برام به دنبال داره آیا من حاظرم عواقب و مسئولیت اون اتفاقات بد رو بپذیرم》من از این جمله در اهرم رنج و لذتم استفاده کردم و هروقت میخونمش واقعا من رو هوشیار میکنه و هروقت افکار منفی به سراغم میاد این جمله رو به خودم میگم و چنان میترسم که سریع خودم رو از اون افکار منفی خارج میکنم چون اصلا دلم نمیخواد دچار عواقب بدی که داره بشم و اینطور کم کم احساسم بهتر میشه که نتایجش رو تا این ۷ جلسه دارم میبینم و زندگی میکنم.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت این فایل زیبا و سراسر آگاهی
خدایا شکرت هفت روز فوق العاده با این دوره همراه شدم به لطف خدای خوبم و اعتراف میکنم استاد بعد سالها از سال 97که با این مسائل قانون جذب و اینا آشنا شدم انگار تازه تو این هفت روز دارم میگیرم مطلب رو انگار تازه اون دیوار بتنی تخریب شده و من حالا میفهمم که مشکل من با تمام تلاشهام با تمام دوره هایی که خریدم با عشق و خوندم و نوشتم ولی تاثیری نمیزاشتن تو زندگیم چی بوده
یه قانون ساده اون هم با تمام تلاشم برای مثبت اندیش بودن من تماااام تمرکزم رو جنبه های منفی همه چیز بود و واقعا ناآگاهانه، یعنی من که هفت سال این همه آگاهی ریختم تو ذهنم ولی در عمل نمیتونستم اجراش کنم فقط به خاطر اینکه همیشه ناخواسته و نکته منفی رو زودتر میدیدم و به لطف خدا از روز چهارم این دوره و فایل بسیار مهم( جهان مانند آیینه عمل میکند) یهویی حس کردم یه حفاظ یه دیوار از جلوم برداشته شد و نگاهم عوض شد به زندگی و از همون روز تو اون فایل استاد گفتن روزه توجه بر نکات مثبت بگیرید من امروز روز سوم هست و چقدرتو زندگی دقیق شدم نکته مثبت ببینم و واقعا به قدری تو این سه روز حالم عالی بوده آرامش درونی داشتم که تو تمام این سالها حس نکردم این آرامش رو و ایمان دارم که ثمره ی توجه به نکات مثبت زندگیم در همین لحظه ،توجه به زیبایی های اکنون زندگی باوجود کمی سختی و شرایط نادلخواهی که هست، تحسین زیبایی ها ی خودم و اطرافیانم و سپاس گزاری برای نعمت های الان زندگیم اول آرامش درون وبعد برکاتی هست که به زودی نتایجش رو براتون مینویسم
واقعا این دوره روزشمار معجزه است معجزه
ممنونم از مریم خانم پرتلاش زحمت کشیدن برای مقدمه های قشنگ من لذت میبرم و مینویسم و تا ننویسم مقدمه ها رو فایل رو گوش نمیدم
الهی شکرت
استاد تو همین چند روز که عهد کردم پیش خدا فقط قشنگی و نکات مثبت رو ببینم خدا رو گواه میگیرم زندگی فرق کرده رفتارم با پسر کوچیکم خیلی خوب شده در حالی که من فقط به نکات منفی تنبلی تو درساش توجه میکردم اونم بدتر همون تکرار میکرد اما من آگاهانه و آگاهانه توجه میکنم به قشنگی صورتش ،چال رو لپش ،تپل و خیلی مهربون به ویژگی های خوبش توجه میکنم و انگار پسرمم فرق کرده در حالیکه جهان آیینه است هر چی نشون بدی همون بقیه نشون میدن
میرم پیاده روی میگم فقط باید زیبایی ببینیم و خدا هم اجابت میکنه از نسیمی که میاد از نورخورشید که میتابه رو صورتت تو سرما از صدای پرنده ها از ماشینای خوشگلی که رد میشن و فراوانی جهان رو به رخ میکشن از برفی که تمام کوهها رو پوشیده و یه منظره ی رویایی شده، همه رو خدا بهت نشون میده.
اگه دوست عزیزی کامنت منو میخونه فقط و فقط توجه به نکات مثبت رو تمرکز بزارید روش و چند روز به قول استاد تمرین کنید بعد معجزه اش رو ببینید
از همون روزهای اولی که با استاد آشنا شدم متوجه اهمیت ورودی ها شدم و همونجا تصمیم گرفتم ورودیهام رو کنترل کنم. یه ویس با صدای خودم ضبط کردم ( هنوزم دارمش) و شبانه روز با هندزفری گوش میدادم. تلویزیون رو کامل گذاشتم کنار حتی فوتبال ها رو هم نمیبینم دیگه. به ندرت پیش میاد تلویزیون ببینم شاید در طول یکسال از انگشتهای یک دست هم تعدادش کمتر باشه. ولی چند وقت بود که خیلی وسواس گونه ورودی هام رو کنترل نمیکردم مول قبل. اما دقیقا 9 روز قبل یه دوره 21 روزه تمرکز بر نکات مثبت برای خودم طراحی کردم و هر شب متعهدانه مینویسمشون. اما با دو نفر ارتباط داشتم که اصلا ورودی های خوبی نمیگرفتم ازشون و از خدا هدایت خواستم. یه ناخواسته اومد که مجبور شدم ارتباطم رو 100٪ قطع کنم و الان دو روزه که هیچ ورودی ازشون ندارم. اولین نگاه مثبتی هم که به این ناخواسته داشتم این بود که خدا روشکر کردم که ورودی منفی نمیگیرم. گفتم دوز هم خودش دو روزه. و امیدوارم به لطف خدا که ادامه دار باشه و دیگه ورودی منفی نداشته باشم ازشون. الان برگشتم و کامنتی که تقریبا 3 سال قبل رو گذاشته بودم رو خوندم و دیدم من نسبت به اونموقع چقدددددددر تغییر کردم. از هر لحاظ. سپاسگزارتم استاد که واقعا زندگی رو برام شیرین کردی.
سلام
آنچه از این فایل درک کردم این هست که همانطور که غذای لذیذ و سالم به خودمون میدیم و غذای نامناسب و کثیف را نمیخوریم در خصوص غذایی که ذهن و روحمان میدهیم هم اهمیت و ارزش قائل باشیم. به جای دنبال کردن مطالب چرت و پرت و اخبارهای نامناسب، بیاییم به خودمون ورودی های مناسب و زیبا بدهیم و کانون توجه خودمان را بر روی خوبی ها زیبایی ها و مطالبی قرار بدهیم که به پیشرفت و رشد ما کمک میکند. گوش دادن به موزیک نامناسب، خواندن کتاب نامناسب، گوش دادن به اخبار نامناسب، گوش دادن به حرف های بیهوده، در شبکه های اجتماعی مضر بودن که ورودی نامناسب میدهد کار اشتباهی هست و به جای آن باید مستندهای مناسب، موزیک های شاد و مناسب با محتوای ارزنده، خواندن اخبارهای مناسب و مثبت مانند اخبار تکنولوژی که به پیشرفت ما کمک میکند را باید جایگزین کنیم، هر روز محتواهایی را دنبال کنیم که چیز مثبتی به ما اضافه میکند نه ترس و نگرانی و غم و خشم ایجاد کند. در هر لحظه باید ببینیم داریم به چه چیزی توجه میکنیم، توجه به ثروت یا فقر؟ توجه به سلامتی یا بیماری؟ توجه به اتفاقات خوب یا اتفاقات بد؟ توجه به جنگ و نازیبایی یا امنیت و زیبایی؟ توجه به انچه حس خوب میدهد یا انچه نگرانی و احساس بد ایجاد میکند؟ با آدم هایی ارتباط داریم که حس مثبت و اطلاعات مناسب میدهند یا آدم هایی که اطلاعات نازیبا و نامناسب میدهند؟ آدمی که حال مثبت منتقل میکند یا حال بد؟ افکار مثبت را در ذهنمان پرورش میدهیم یا افکار منفی؟ تفسیرمان از اتفاقات مثبت است یا تفسیر منفی داریم؟
دلیلی که کانون توجه را باید مدیریت کنیم این است که افکار و توجه ما آینده ی ما را میسازد و اگر افکار و توجه مثبت داشته باشیم آینده زیبایی را برای خودمان ایجاد میکنیم.
سپاسگزارم
سلام خدمت جناب استاد عزیز و دست اندکارانی که بدون منت این فایلها رو زحمت میکشند و برای ما تهیه میکنند خداقوت میگم بهتون و انشاالله که بتونم با راه و روش شما که چیزی نیست جز خداشناسی ، انسانیت و توکل به خالقی که تا این لحظه هرجور بوده برامون احتیاجات و بایدهای زندگیمونو اونجور که خواهانش بودیم بهمون رسونده بیشتر اشنا بشم و مطمئنم که با راه کارهای شما استاد عزیز این شدنیه . با تشکر از زحمات شما
با سلام به استادعزیزم .گروه وخانواده صمیمی عباسمنش..من همیشه وهمه جا افتخار میکنم که جزء این خانواده مهربون ودوست داشتنی هستم….واقعا هر وقت به فایلهاتون گوش میکنم یا نظرات دوستان عزیز رو در مورد مسابقه ها واکثر فایلها مطالعه میکنم..انرژی میگیرم وریکاوری میشم…وبه احساس ارمش درونی میرسم.وسعی میکنم.این احساسم رو ارمشم رو شادیم رو به دیگران ..دوستانم..مشتریان دوست داشتنی ام منتقل کنم.وهمیشه برای اینکه اینجام وبه اون لحظه ای که چه جوری وارد سایت شدم..وبه موفقیتهای دست پیدا کردم…خداوند رو سپاس گزارم..وبرای تمام دوستانم واستادعزیزم ودستندرکاران سایت عباس منش ارزوی موفقیتهای روز افزون..سلامتی وشادابی در کنار خانواده عزیزشون رو دارم…از همتون سپاسگزارم برای تمام راهنماییهاتون…ثروتمند باشین.
سلام ودرود استاد عباس منش وهمراهان عزیز
برای من تامین غذای روح یعنی دیدن زیباییهای
جهان مثل تماشای طلوع آفتاب زیبا در شروع
یک روز زیبا…دیدن غروب آفتاب درپایان یک
روز زیبا …..تماشای زیباییهای چهره فرزندم و
دیدن ماشینهای لوکس وساختمانهای زیبای تازه ساز با معماری های زیبا …..وسپاس گذاری ولذت بردن از همه آن چیزهایی که دارم وتمرکز بر فراوانی نعمتها …….ازوقتی به وسیله
دیدن این فایل فهمیدم که باید همانطوری که
مراقب غذای جسمم هستم باید مراقب روح هم ازطریق کنترل ورودی های ذهنم باشم
حتی باخوردن یه سیب سعی می کنم باهر گازی
که می زنم باتمام وجودم تمام تمرکزم روی این
لحظه باشه وازخوردنش لذت می برم و شکرگزار خداوند هستم بابت نعمتهایش
وقتی به پیاده روی میروم برای سلامتی جسمم
تمام حواس وتمرکز من به طبیعت اطرافم هست وبه رنگهای زیبایی که دراین فصل طبیعت به خودش گرفته وبه خودم میگم چرا
تابه حال من متوجه این همه قشنگی دراطرافم
نبودم وواقعا درلحظه زندگی کردن و تمرکز بر
نکات مثبت وفراوانی نعمتها وتماشای همه
چیزهای خوب واینکه چطور مراقب غذای روحمان باشیم راباید آنقدر انجام داد تا به شکل یه عادت خوب ومثبت تبدیل بشه
???سلام بانو???
چه زیبا نوشتید… من هم به این فکر کردم که قبلترها اصلا به زیباییهای اطرافم توجهی نمیکردم، میدیدم اما بخاطرشون سپاسگزار نبودم،بیتفاوت بودم…ولی الان آگاهانه سعی میکنم برای هرآنچه در اطرافم هست سپاسگزار باشم و دوست دارم که جزء عادتهایم شود طوریکه ناخودآگاه و به صورت پیشفرض همیشه شاکر باشم
موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز و دیگر دوستان
اقای عباس منش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی من اشنایی با شما و گروه تحقیقاتی عباس منش میباشد
همیشه با فایلها و برنامه هاتون به ما انرژی خیلی زیادی میدهید و مارو به سمت خوبی ها هدایت می کنید
اقای عباس منش از وقتی با شما اشنا شدم بزرگترین نعمتی که برای من و هم برای خانواده ام به وجود اومده آرامش است
آسودگی از ثروتمند شدن
احساس اطمینان به خداوند و قوانین ثابتش
داشتن روابط خوب
گله و شکایت نکردن
خوشحال بودن
امید داشتن
زندگی ام جوری شده که لحظه لحظه اش پر شده از معجزه و لذت از دنیا و نعمتهای خداوند. وقتی که چشممو باز میکنم یاد حرفهای و صحبتهای شما می افتم . تمرینهای ایجاد باور شده جزئی از عادت های من . از انجام تمیرنات همیشه احساس فوق العاده ای به من دست میدهد
امید وارم هر لحظه زندگی خودتان و خانواده تان پر از لذت ، سلامتی ، خوشبختی، ثروت ، نعمت وآرامش باشد .
خدانگه دار
سلام
خدارا شکر
همیشه موفق و شاد باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و تمامی عزیزان همراه ???
سپاس گزاری خداوندی هستم که منو هدایت کرد به سمت بهترینها ، به تقوی ، به حال خوب ، به آرامش ، به زیباییها ، به آگاهی ، به هماهنگی با خودم ، به نزدیک شدن به خودش و به وصل شدن .
از اینکه خودمو با چند سال قبلم مقایسه میکنم کاملا تغییر مدار و آگاهیم رو حس میکنم ، گاهی برام عجیبه که این همه تغییر فقط با کار کردن رو باورهام ایجاد شده ، آخه خیلی به نظر ساده ست ولی یه تعهد میخواد که پایبندش باشی و همت کار هم به همین جاشه. همت میخواد که تمرکزت رو خوبیها رو زیباییها و رو نکات مثبت هر موضوعی باشه و شکرگزارشون باشی ، همت میخواد که به الهاماتت عمل کنی و شجاعت به خرج بدی و ایمانت رو با هر مسئله ای به چالش بکشی و بخوای قویتر و بیشترش کنی ، انجام دادن تمام کارهای عالی مثل قضاوت نکردن ، غیبت نکردن ، شکرگزار بودن و ….. همتی میخواد که تو رو به حال خوب به فرکانس عالی و به شرایط متحیر کننده برسونه ، تمام خوبیها تو دنیا و آخرت بها داره که خواهانش باید پرداختش کنه .
واسه این اراده و آزادی که خداوند برای خلق تک تک ثانیه هام بهم داده اگه به اندازه تمام عمرم تو این دنیا سپاس گزاری کنم باز هم کمه ولی اینقدر فضلش گسترده و بی انتهاست که متحیر بخشندگی و رحمت و مهربانیش هستم.
بی انتها سپاس گزارم که منو به اینجا هدایت کرد که هر روز یه آگاهی جدید برام داره و منو به خودش نزدیکتر و نزدیکتر میکنه .
روز به روز ایمانم به اینکه خالق زندگیم هستم بیشتر میشه و انگار باور این موضوع هم به تکامل نیاز داره ! دیگه هیچ رفتاری ، ورود نعمتی یا تماس شخصی ، یا شنیدن خبری منو متعجب نمیکنه ، عوضش به خودم رجوع میکنم و دلیلش رو سریع میفهمم و چقدر این فوق العاده ست .
استاد عزیزم سپاس گزارم از اینکه هستی و ادامه میدی و هر روز هر روز به دنبال بهتر شدنی ، الحق جایگاهی که هستی برازنده ی شماست .
در پناه خدای خوبیها شاد و سلامت و سعادتمند باشید.
به نام خدای عشق و مهر
من بعضی اسم ها را در سایت میبینم برای اولین بارااست یا شاید من هنوز برخورد نکردم با انها به هر حال نامتان زیباست سانیای عزیز مطمئنا درونی زیباتر دارید .
خیلی مطالبی که نوشتید را دوست داشتم و لذت بردم که همه ی ما آمده آیم تا عوض شویم وتغییر دهیم خود را .اگر خودمان روی خودمان کار کنیم و بخواهیم که تغییر کنیم .
دلم میخواهد بیشتر عمل کنم تا حرف بزنم دلم ایمان بیشتر با عمل میخواهد نه حرف همه حرف زدن را خوب بلدیم اما پای عمل ….
خدایا ایمانم را با تمام استوار کن ودر مسیر هدایت شدگانت قرارم بده ونعمت داده هایت .
سپاسگزارم از همسفر عشقی چون شما ..در پناه خدای قدرت وثروت
سلام طیبه خانم عزیزم
از وقتی که کامنت ها و نظرات شما رو تو سایت خوندم وبا شما آشنا شدم خیلی لذت بردم و مهر و محبتم رو نسبت به شما به هستی ارسال کردم و ایمان داشتم که جواب میده حتی اگه منو نشناسین ! با دیدن پاسخ شما ایمانم قویتر شد و مهرم بیشتر .
براتون آرزوی عالیترین ها رو دارم دوست مهربانم
سلام دوستان
گنج هفتم هم دریافت کردم
الهی شکرت….
بعد از صحبت های استاد عباسمنش ، با خودم صحبت کردم ، متوجه موضوع خیلی مهمی شدم ، من در این 7 ماهی که روی باورهام دارم کار میکنم ، به نظرم سعی ام رو کردم کنترل ورودی کنم و خداروشکر اتاقم هم جوری هست در خونه که کلا ورودیش از قسمت اصلی ساختمان خونه جدا هست یه اتاقی داریم ته پارکینگه و سرویس بهداشتی و ایناش هم جدا هست فقط حیاط مشترک هست.
این چند ماه رو که مرور کردم متوجه شدم که 7 ماهه دست به کنترل تلویزیون نزدم
و در طول شبانه روز فقط برای غذا خوردن میرم پیش خانواده و هررررر بار که رفتم تلویزیون روشنه و یا اخبار داره پخش میشه یا فیلم های غمگین که اکثرا هم سریال های ایرانی هست و من یادمه اون اوایل با اینکه تصمیمم رو گرفته بودم و عزمم رو جزم کرده بودم به هیچ عنوان تلویزیون نگاه نکنم و همیشه پشتم رو به تلویزیون میکردم که حتی اگر صداش رو میشنوم تصویر رو حداقل نبینم خخخخخخخخخ
و توی اون تایم کم مثلا نیم ساعته تا غذام رو میخوردم با خانواده صحبت میکردم تماما باورهای محدودکننده بینشون رد و بدل میشد و من سعی میکردم یا توجه نکنم یا سوال حافظه ای بپرسم
پدرم میگفت امریکا تحریما رو باز آورده ایندفه قوی تر ، مادر میگفت گوشت و مرغ گرون شده زندگی برای مردم دیگه نمیچرخه چرخ زندگی مردم نمیچرخه
خلاصه هر کی به روش خودش آه ناله ای میکرد زمانی هم که ازین صحبتا نبود مثلا دیگه تحریم اینا تکراری شده بود و چن روزی خبر جدید نبود و اخبار و رسانه ها خبرای تکراری رو هی پخش میکردن برنامه ی خانواده تغییر میکرد ، پلن جدید دلسوزی بود !!! مثلا یکی از اقوام مشکلی براش پیش اومده بود ، مثلا بیمار شده بود ، ورشکست شده بود….
پدر شروع میکرد : بنده خدا مشکل براش پیش آمده…
بیمار شده دیدمش حالم گرفته شده ، مادر هم ادامه میداد : آخی دلم براش کباب شد
کبابه کباب ، منم شوخی میکردم میگفتم چی کبابه مامان ؟ شام کبابه ؟ میگفت نه پسرم دلم برای فلانی کباب شده …….
تا اینکه تصمیم گرفتم یه تدبیری بیاندیشم
هدفون میذاشتم موقه ای که میرفتم پیش خانواده
پدرم میگفت کم آهنگ گوش بده بچه ، این هدفونا اینقد توو مغز آدم بووم بووم میکنه آدمو روانی میکنه ، پسر فلانی سر همین هدفون گذاشتن زیاد سر از تیمارستان در آورد
بخاطر همین گوشی زیر لباسم بود یه گوشم که مثلا سمت دیوار بود کسی نمیدید هدفون داشت گوش دیگم رو قرض داده بودم به خانواده البته فقط ظاهری بود چون اون گوش آزاده چیزی دریافت نمیکرد تمرکز روی گوشی بود که هدفون توش بود
خلاصه خیلی ماجرا فان میشد
توی باشگاه هم هدفون خودم رو میذاشتم اصن آهنگ باشگاه رو گوش نمیدادم چون اغلب آهنگ های عاشقانه ، ازین عشقایی که به قول استاد عباسمنش بیماری روانی هست رو میذاشت ، همیشه برام سوال بود که ادم باید اینجا دمبل وزنه بزنه یا آهنگ غمگین گوش بده !!!! چن باری هم با مسئول باشگاه شوخی کردم گفتم تو که آهنگ فاز دار میگذاری یه دفه ای آهنگ داریوش بزار ورزشکار بره زیر وزنه دیگه نیاد بالا همونجا زیر وزنه بمونه
احساس میکنم من واقعا میخواستم تغییر کنم ، من با تمام وجودم میخواستم کنترل ورودی کنم و اصن به ورودی های منفی توجه نمیکردم و همین راز پیشرفت زیادم توی این 7 ماه بود ، همین راز به دست آوردن سلامتیم بود ، همین راز جهش من از بدترین شرایط از همه نظر به شرایطی که الان دارم و در صلح و آرامش دارم زندگی میکنم و راه برام باز شده چشام باز شده و هی روز به روز دارم بهتر میشم و به سمت کمال حرکت میکنم و چشمه ی الهامات خداوندگار انرژی منبع برام جاری هست و هر روز الهامات عالی دریافت میکنم و سپاسگزار خداوند هستم
نمیگم خیلی خوب تونستم روی این موضوع کنترل ورودی کار کنم اما سعی ام رو کردم و جهان هم واقعا بهم کمک میکنه ، الان شرایط جوری شده اتفاقات جوری رقم خورده که زمانیکه میرم پیش خانواده یا تلویزیون خاموشه یا داره یه مستندی چیزی پخش میکنه یا مسابقه ورزشی ، فوتبالی چیزی ، یا شرایط جوری برام مهیا شده که صبح ساعت 5:30 میرم باشگاه و تنها در سکوت تمرین میکنم عاااالی بعد تمرین هم 15 دقیقه تمرکز میکنم و علاوه بر ستاره قطبی که به محض بیدار شدن انجام میدم یه بار دیگه روزم رو خلق میکنم و ستاره قطبیه رو مرور میکنم در اون سکوت…
اینا نشانه هایی هست که بخاطر سعی ام در کنترل ورودی دریافت کردم ینی شرایطی برام پیش اومده که کمتر آگاهانه سعی میکنم کنترل ورودی کنم ، حدود 6 ماه چرا آگاهانه تلاش میکردم اما الان دیگه گذاشتمش روی اتوماتیک یه آجر گذاشتم روی گاز ماشین خوشبختی خودش میره ، خودمم حواسم بهش هست
دوستتون دارم ، ایام به کام دوستان ، به درود…
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
روز هفتم سفرنامه روزشمار تحول زندگی من
چند روزی ارتباط من با سایت قطع شده بود و من نمی تونستم کامنت بزارم و روزشمار رو پیش ببرم به همین خاطر وقفه ای چند روزه در تمریناتم
و نوشتن کامنتم افتاد که البته به ایمیل استاد نامه نوشتم و راهنمایی خواستم که در لحظه جواب دادند و مشکلم حل شد خداروشکر…
این چند روزی که ارتباطم قطع شده بود کم و بیش روی خودم و روی این فایل کار میکردم و برام جالب بود یه صدایی هرروز درونم هشدار میداد که مراقب باش داری از مسیر خارج میشی خداروشکر این نشون میده که تا این ۷ جلسه خیلی خوب تونستم روی خودم کار کنم و اون صدای هشدار خیلی ارزشمنده قبل ترها هم این صدا بود ولی خیلی جدیش نمیگرفتم اما اینبار فرق داشت و خیلی مراقب بودم و هروقت آلارم میداد منم به آلارمش گوش میدادم و سریعا یه فایلی از استاد گوش میدادم که در مسیر بمونم تا ارتباطم با سایت برقرار بشه و بتونم روزشمار رو ادامه بدم…
خوب طبق قول و قرارم نتایجی که بعد از شروع این دوره زیبا وارد زندگیم شده رو مینویسم تا هم ردپا باشه هم قوت قلب هم توجه به نشانه ها تا اینجای کار یعنی روز هفتم که اومدم اصلا هیچ ربطی به قبل از شروع روز اول ندارم منی که قبل از شروع روز اول یک هزارتومانی برای خرید نون نداشتم(شاید باورتون نشه ولی واقعا نداشتم و منم مثل اون دوستی که در ۱۷ سالگی از خودش فیلم گرفت بعد مهاجرت کرد آمریکا و الان کلی موافقه قبل از شروع دوره از خودم فیلم گرفتم و گفتم که پول خرید نون ندارم و الان که فیلم رو میبینم خودمم باورم نمیشه )الان کلی مایحتاج خونه رو خریدم مبلغ قابل توجهی از بدهی هام رو دادم و ۳ میلیون هم توی حسابم پول دارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم…
اون کاری که توی کامنتای قبلی بهش اشاره کردم گفتم در حد پیشنهاده اونم اوکی شده و من الان سر همون کار دارم این کامنت رو مینویسم.
خداروشکر از در و دیوار داره نعمت وارد زندگی ام میشه کلی پول علاوه بر پولی که طبق قول و قرار باید بهم بدن به حسابم واریز میشه کلی هدیه دریافت میکنم روابطم خیلی خیلی عالی شده سلامتی و انرژی ام خیلی سطح بالایی داره و دارم لحظات بی نظیری رو تجربه میکنم الهی شکر الهی شکر…
اما در مورد این فایل زیبا واقعا چقدر مثال زیبایی زدید استاد که ورودی های ذهن رو با ورودی های غذایی مقایسه کردید آدم قشنگ متوجه میشه و الان به نظرم کار برای کنترل ذهن ساده تر میشه وقتی من هرلحظه به یاد بیارم که اگر مثلا این ورودی غمناک رو به ذهنم بدم باید منتظر عواقب بدش هم باشم چون من خودم بارها دچار مسمومیت غذایی شدم و از درد و رنج بعدش اگاهم میدونم که وقتی مسموم شدم حتی دیگه حاظر نبودم غذای مورد علاقه ام رو ببینم چه برسه به اینکه بخوام بخورم حتی بوی غذا آزارم میداد حتی نمی تونستم به عزیزترین آدم زندگی ام توجه کنم یعنی اونقدر حالم بد میشد که اگر منو توی بهشتم میزاشتن نمی تونستم به احساس عالی برسم حالا ورودی های نامناسب ذهن هم با من این کار رو خواهند کرد اگر من ورودی نامناسب به ذهنم بدم جهان هم طبق اساس همون ورودی ها نتیجه به من خواهد داد یعنی اگر بخاطر مشکلات مالی غمگین باشم نتیجه مشکلات مالی بیشتری خواهد بود مشکل مالی بیشتر یعنی مسمومیت بیشتر یعنی وقتی مثل زمانی که مسموم شدم و نمیتونم به غذای مورد علاقه ام توجه کنم الانم با مسمومیت ذهنی نمیتونم به ماشین یا زندگی مورد علاقه ام توجه کنم یعنی هروقت ماشین مورد علاقه ام رو توی خیابون ببینم به جای تبریک و تحسین و حال خوب با حسادت به صاحب ماشین حالم و احساسم بدتر میشه و چون اون داره و من ندارم ذهنم برای اروم کردنم شروع میکنه به باورسازی غلط که اون دزدی کرده یا پارتی داشته به این خاطره که اون داره و تو نداری و همینطور این باور غلط در من شکل میگیره و نتیجه اش میشه فقر بیشتر پس من باید خیلی مراقب ورودی های ذهنم باشم یه جمله از یه کتاب خوندم خیلی جالب بود نوشته بود:
《هروقت افکار منفی اومد سراغت سریع به خودت بگو این افکار منفی قطعا نتایج منفی برام به دنبال داره آیا من حاظرم عواقب و مسئولیت اون اتفاقات بد رو بپذیرم》من از این جمله در اهرم رنج و لذتم استفاده کردم و هروقت میخونمش واقعا من رو هوشیار میکنه و هروقت افکار منفی به سراغم میاد این جمله رو به خودم میگم و چنان میترسم که سریع خودم رو از اون افکار منفی خارج میکنم چون اصلا دلم نمیخواد دچار عواقب بدی که داره بشم و اینطور کم کم احساسم بهتر میشه که نتایجش رو تا این ۷ جلسه دارم میبینم و زندگی میکنم.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت این فایل زیبا و سراسر آگاهی
ممنونم خانم شایسته نازنین
خدایا سپاسگزارم ❤❤❤
سلام بر استاد عزیزم
روز هفتم دوره ی روزشمار تحول زندگی من
خدایا شکرت هفت روز فوق العاده با این دوره همراه شدم به لطف خدای خوبم و اعتراف میکنم استاد بعد سالها از سال 97که با این مسائل قانون جذب و اینا آشنا شدم انگار تازه تو این هفت روز دارم میگیرم مطلب رو انگار تازه اون دیوار بتنی تخریب شده و من حالا میفهمم که مشکل من با تمام تلاشهام با تمام دوره هایی که خریدم با عشق و خوندم و نوشتم ولی تاثیری نمیزاشتن تو زندگیم چی بوده
یه قانون ساده اون هم با تمام تلاشم برای مثبت اندیش بودن من تماااام تمرکزم رو جنبه های منفی همه چیز بود و واقعا ناآگاهانه، یعنی من که هفت سال این همه آگاهی ریختم تو ذهنم ولی در عمل نمیتونستم اجراش کنم فقط به خاطر اینکه همیشه ناخواسته و نکته منفی رو زودتر میدیدم و به لطف خدا از روز چهارم این دوره و فایل بسیار مهم( جهان مانند آیینه عمل میکند) یهویی حس کردم یه حفاظ یه دیوار از جلوم برداشته شد و نگاهم عوض شد به زندگی و از همون روز تو اون فایل استاد گفتن روزه توجه بر نکات مثبت بگیرید من امروز روز سوم هست و چقدرتو زندگی دقیق شدم نکته مثبت ببینم و واقعا به قدری تو این سه روز حالم عالی بوده آرامش درونی داشتم که تو تمام این سالها حس نکردم این آرامش رو و ایمان دارم که ثمره ی توجه به نکات مثبت زندگیم در همین لحظه ،توجه به زیبایی های اکنون زندگی باوجود کمی سختی و شرایط نادلخواهی که هست، تحسین زیبایی ها ی خودم و اطرافیانم و سپاس گزاری برای نعمت های الان زندگیم اول آرامش درون وبعد برکاتی هست که به زودی نتایجش رو براتون مینویسم
واقعا این دوره روزشمار معجزه است معجزه
ممنونم از مریم خانم پرتلاش زحمت کشیدن برای مقدمه های قشنگ من لذت میبرم و مینویسم و تا ننویسم مقدمه ها رو فایل رو گوش نمیدم
الهی شکرت
استاد تو همین چند روز که عهد کردم پیش خدا فقط قشنگی و نکات مثبت رو ببینم خدا رو گواه میگیرم زندگی فرق کرده رفتارم با پسر کوچیکم خیلی خوب شده در حالی که من فقط به نکات منفی تنبلی تو درساش توجه میکردم اونم بدتر همون تکرار میکرد اما من آگاهانه و آگاهانه توجه میکنم به قشنگی صورتش ،چال رو لپش ،تپل و خیلی مهربون به ویژگی های خوبش توجه میکنم و انگار پسرمم فرق کرده در حالیکه جهان آیینه است هر چی نشون بدی همون بقیه نشون میدن
میرم پیاده روی میگم فقط باید زیبایی ببینیم و خدا هم اجابت میکنه از نسیمی که میاد از نورخورشید که میتابه رو صورتت تو سرما از صدای پرنده ها از ماشینای خوشگلی که رد میشن و فراوانی جهان رو به رخ میکشن از برفی که تمام کوهها رو پوشیده و یه منظره ی رویایی شده، همه رو خدا بهت نشون میده.
اگه دوست عزیزی کامنت منو میخونه فقط و فقط توجه به نکات مثبت رو تمرکز بزارید روش و چند روز به قول استاد تمرین کنید بعد معجزه اش رو ببینید
خدایا شکرت.
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به نازنین استادم و همه دوستان
از همون روزهای اولی که با استاد آشنا شدم متوجه اهمیت ورودی ها شدم و همونجا تصمیم گرفتم ورودیهام رو کنترل کنم. یه ویس با صدای خودم ضبط کردم ( هنوزم دارمش) و شبانه روز با هندزفری گوش میدادم. تلویزیون رو کامل گذاشتم کنار حتی فوتبال ها رو هم نمیبینم دیگه. به ندرت پیش میاد تلویزیون ببینم شاید در طول یکسال از انگشتهای یک دست هم تعدادش کمتر باشه. ولی چند وقت بود که خیلی وسواس گونه ورودی هام رو کنترل نمیکردم مول قبل. اما دقیقا 9 روز قبل یه دوره 21 روزه تمرکز بر نکات مثبت برای خودم طراحی کردم و هر شب متعهدانه مینویسمشون. اما با دو نفر ارتباط داشتم که اصلا ورودی های خوبی نمیگرفتم ازشون و از خدا هدایت خواستم. یه ناخواسته اومد که مجبور شدم ارتباطم رو 100٪ قطع کنم و الان دو روزه که هیچ ورودی ازشون ندارم. اولین نگاه مثبتی هم که به این ناخواسته داشتم این بود که خدا روشکر کردم که ورودی منفی نمیگیرم. گفتم دوز هم خودش دو روزه. و امیدوارم به لطف خدا که ادامه دار باشه و دیگه ورودی منفی نداشته باشم ازشون. الان برگشتم و کامنتی که تقریبا 3 سال قبل رو گذاشته بودم رو خوندم و دیدم من نسبت به اونموقع چقدددددددر تغییر کردم. از هر لحاظ. سپاسگزارتم استاد که واقعا زندگی رو برام شیرین کردی.
خداروشکر
شاد و خوشبخت باشید