غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    • -
      رضا عطارروشن گفته:
      مدت عضویت: 4118 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی خوشحالم که امروز به جمع ما اومدی

      ضمن خوش آمد گویی به شما دوست عزیز

      برای شما ارزوی موفقیت روزافزون دارم

      و پیشنهاد میکنم به شکل ویژه مطالب این سایت و آموزه های استاد عزیز رو پیگیری بفرمایید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  1. -
    علی نیسی گفته:
    مدت عضویت: 3886 روز

    به نام الله رب العالمین

    وقتی با ایمان حرکت کردم و هر روز باورهای جدید و درستی رو به ذهنم واردکردم، کم کم شاهد یه سری تغییرات شدم و اونم این بود که پاداش ایمان به الله این بود که افرادی که قبلا دکمه های خشم، ترس، عصبانیت، غرور، ناامیدی، وسوسه و غیره ی منو بلد بودن و دراصل با فشار دادن هرکدوم از این دکمه ها منو تحت اختیار و کنترل خودشون درمیاوردن، مثلا علی امروز عصبانی باشه پس بزار این دکمشو فشار بدیم، و یا … کم کم با کنترل دقیق و ریز به ریز و کار کردن اساسی و اصولی بر قوانین قرآنی الان دیگه کسی که بخواد اعصاب منو خورد کنه اعصاب خودش خورد میشه، کسی که بخواد ناراحتم کنه در نهایت خودش ناراحت میشه و تازه بعداز ناراحتیش متحیراز ایمانی که دارم ازم می خواد که راهنماییش کنم و کلی ازم عذرخواهی می کنه، اینقدر راحت و آسوده و با آرامش درحال زندگی هستم که هر روز صبح که از خواب بیدار میشم از خودم میپرسم اگه جایی غیراز اینجایی که هستی بودی خوشحالتر بودی اگه جوابم خیر باشه یعنی همه چی عالیه و اگه بله باشه پس از همون لحظه شروع میکنم به گردگیری و پاکسازی مغزم

    همه چی در زندگی من خوب و عالیست، پس بزن برییییییم

    با آرزوی بهترین ها از الله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1076 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد عزیزم.

    از دیروز چند بار این فایل رو گوش دادم وخیلی بهش فکر کردم.

    ودیدم چقدر توی زندگی خودم براش مثال دارم.

    همین دیشب یه چیز نامناسب خوردم ودچار حالت تهوع شدم در عرض چند ثانیه.

    وروزهایی بود که مدام اخبار دنبال می کردم با همه از بدبختی ها وبیماریهام حرف می زدم ومدام غرغر وناله می کردم وسالها بعد نتیجه اش رو در یک زندگی پراز مشکل دیدم .

    ویک روز واقعا خسته شدم واز خدا رهایی خواستم ایمان خواستم ارامش خواستم وخداوند من رو هدایت کرد پیش اومدم وتکاملم داشت طی می شد تا پیج استاد رو پیدا کردم واینجا بود که خدا رو ارامش رو وهمه چیزهای خوب دنیا رو پیدا کردم.

    وحالا می دونم هر روز که به سایت بیام هر فایل توجیدی که گوش بدم نتیجش رو روزهای بعد توی زندگیم به شکل شادی وخوشبختی می بینم.

    وهر روز که دور بشم نتیجش استرس واضطراب ونگرانی برام می شه.

    حالا که با گوش دادن به فایلهای استاد وعمل کردن تا حدودی نتیجه ها گرفتم وکار مورد علاقم رو پیدا کردم وعاشقش هستم می دونم که با اینکه وقتم کامل پر شده باید وقت بزارم برای این آگاهیها اگر دور بشم نتیجهام از دست می ره وبه قول استاد این کار کردن روی خودم باید هر روز باشد وهمیشه تا آخر عمرم.

    از خدا دوباره می خوام بهم ایمان وارامش بده ومی خوام توی این مسیر ثابت قدم باشم.

    خدایا شکرت.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 567 روز

    بنام خداییکه هر چه دارم از آن اوست

    و اما نشانه ی امروز من

    من در ابتدای ازدواجم حدود 25 سال قبل سال اول چیزی نداشتیم اما سال دوم به بعد وارد امکانات رفاهی عالی شدم بهترین خانه شغل همسرم خریدهای عالی و مارک مسافرت تفریح پسری زیبا و باهوش خدا بهمون داد و متاسفانه اومدم از هم نشینهام و اطرافیانم تقلید کردم و شروع به توجه کردن به عیبهای همسرم نداشته هایم گریه های پسرم و هزار چیز منفی جور میکردم و مینالیدم با جاریم که تو یک شهرک با هم‌زندگی میکردیم اونقدر ادامه دادم به منفی گرایی و گوش دادن به چرندیات ذهن بیمار جاریم و فامیل و قانون رو بلد نبودم پسرم نا آرامتر و نا آرامتر شد جوریکه اول دبستان بهش قرص ریتالین میدادم شوهرم کارشو از دست داد خونمونو از دست دادیم آواره شدم تو یک اتاق 3 در 4 و بعدشم تویک زیر زمین اونقدر توجه کردم تا 20 سال از زندگیم‌گذشت و زندگیم از هم‌پاشید و بعدش با دوتا بچه هر روز بیشتر توجه کردم به منفیها و مدام چک و لگد میخوردم تا اینکه شغلمو از دست دادم ماشینمو از دست دادم پسرم رفت تهران و ما رو ترک کرد و از اون دسته ادمها شدم که بقول استاد تا جنازه مو تو جوب پیدا نکنن انگار دست بردار نبودم و دیگه رسیدم به نقطه مرگ و نا امیدی که از خدا کمک خواستمو این سایت رو جلوم گذاشت با اینکه 5 سال پیش یکی استاد رو بهم معرفی کرد اما چون هم مدار نبودم اصلا متوجه حرفهای استاد نمیشدم و الان یکساله تو سایتم و با توجه به اون روند دردناک گذشته م به لطف الله روز به روز حال درونیم داره بهتر میشه جوریکه اطرافیان میگن تو با این اوضاع و شرایطتت چطور حالت خوبه مگه میشه ؟؟بله میشه مواظب غذای روح باشی و سلامت روحتو خودت حفظ کنی منتظر دست دیگران نمونی و مهمترین چیز هم نشین خودتو ،خودت انتخاب کنی درگیر رودربایستی و خجالت نشی که سقوط رو تجربه میکنی مثل اون قورباغه در آب کم‌کم میپزی جوریکه خودتم متوجه نمیشی باید کنترل ذهن کرد و مواظب روابطمون باشیم و ورودیهای مناسب بخصوص فایلهای توحیدی استاد رو پیشنهاد میدم گوش بدیم چون تمام آسیبها بخاطر شرک به خداست ایمان که داشته باشی با امید به بهتر شدن اوضاع حرکت میکنی اما شرک تو رو به خوردن غذای نامناسب همون افکار منفی میبره چه بخواهی چه نخواهی

    واقعا خدا رو سپاس که این فایل منو آگاهتر کرد

    خدایا سپاسگزارم ،سپاسگزارم ،سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    لطیف حنضلی گفته:
    مدت عضویت: 4252 روز

    سلام و صبح به خیر خدمت استاد عباس منش و همه ی دوستان

    تشکر میکنم از فایل های زیبای شما استاد امیدوارم که عاقبت به خیر باشید . من مدتی است که از فایل های رایگان شما استفاده می کنم و خیلی مفید و سودمند می باشند . باز هم تشکر میکنم ، به نظرم قران واقعا می تونه یک چراغ روشن توی همه ی مقاطع زندگیمان باشد . به امید بهترین لحظات برای همه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آینا راداکبری گفته:
      مدت عضویت: 3670 روز

      سلام

      شاد باشید خدایا شکر

      فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَهً»؛ یونس (10)، آیه 92٫؛

      «پس امروز تو را با بدنت نجات مى دهیم تا براى کسانى که از پى تو مى آیند عبرتى باشد».

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مهندس شارقي گفته:
    مدت عضویت: 3841 روز

    درون هریک از ما یک «سیزیف» خفته وجود دارد!

    سیزیف در افسانه های یونان باستان، داستان جالب توجهی دارد. افسانه سیزیف درباره کسی است که به خاطر خطاهای نابخشودنی که مرتکب شده است، خدایان او را محکوم کرده بودند که دائما سنگی را به بالای کوهی بغلتاند، تا جائیکه سنگ بخاطر وزنش به پایین می‌افتاد آنها به دلائلی فکر می‌کردند که تنبیه وحشتناک تری از کار عبث و بی امید وجود ندارد…

    اما درباره سیزیف گفته شده که همواره در وحشت و ولع رسیدن به نقطه هدف بوده است و هرگز از وضعیت موجود خود لذت نمی برده است.

    1- باید بیاموزیم در لحظه زندگی کنیم. درون هریک از ما سیزیف می گوید به لحظه فکر نکن! دغدغه ات رسیدن به نوک قله باشد. غافل از اینکه ممکن است رسیدن به قله، سرنوشتی شبیه به سیزیف(بازگشت به عقب) داشته باشیم.

    2- ویژگی هایی مانند فاش کردن راز دیگران، خیانت و دروغ می تواند سرنوشت تلخی مانند سیزیف در افسانه رقم بزند. باید یادمان بماند بار کج هرگز به منزل نمی رسد.

    3- یادمان باشد زندگی هیچ از ما ابدی نیست. از آن مهم تر اینکه زندگی یک سفر است. از سفر زندگی لذت ببریم.

    و هربار که این نکات از خاطرمان رفت بدانیم ممکن است سیزیف درون ما در حال بیدار شدن است!

    تقدیم به همه دوستانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      آینا راداکبری گفته:
      مدت عضویت: 3670 روز

      سلام تشکر عالی بود به اطلاعاتم اضافه شد خدای شکرت

      برخی از مختصات و ویژگیهای انسان عبارت اند از:

      • انسان دارای «من»، «خود» و شخصیت است؛

      • انسان آگاهی به «من» دارد؛

      • در انسان، گرایش به خدا وجود دارد و به وسیله آن می تواند خالق خود را درک کند و به پرستش او و راز و نیاز با او بپردازد؛

      • انسان نیروی عقل و اندیشه دارد و به مدد آن می تواند حقایق را درک کند؛

      • انسان دارای اختیار است و با آزادی اراده می تواند دست به انتخاب بزند، او موجودی انتخابگر است؛

      • در انسان، میل به کمال وجود دارد و او می کوشد تا خود را از آنچه هست برتر و والاتر کند؛

      • انسان می تواند برای خود آرمان انتخاب کند و در مسیر رسیدن به آن تا پای جان بکوشد؛

      • انسان پرسشگر از هدف خلقت خویش است؛

      • انسان موجودی است که می تواند مراقب اعمال خود باشد؛

      • انسان دارای متجاوز از 100 نوع هیجان و احساس و عاطفه است؛

      • انسان در هر موقعیتی که قرار گیرد توانایی شروع کردن از صفر را دارد، به این معنی که می تواند مانند دکارت و غزالی اندوخته های فکری و دریافتهای خود را نادیده بگیرد و از ابتدا شروع کند؛

      • انسان محصول خانواده و اجتماع است؛ ولی با رشد و رسیدن به کمال، می تواند خانواده و محیط و اجتماع خود را دگرگون بسازد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    به نام خداوند وهاب

    سلام

    من فهمیدم زندگی نظم داره اصول داره باید هوشیار باشیم آگاهیت ببری بالا عاشق خودت باشی عاشق خداوند باشی

    چرا سالها وقت خودم با تلویزیون پر میکردم غافل بودم

    خدارو شکر دو ساله فهمیدم

    بخدا هر وقت همسرم تلویزیون روشن میکنه به من میگه نگاه کن یک لحظه چششم به اون صحنه می افته شب خوابش می بینم می دونم برام سم هست

    همسرم میگه تو ترسو هستی خیلی اخباری هست حالم بهم می خوره و هیچ چیزی قبول نداره ولی من که می دونم خودمو با چیزهای سرگرم میکنم

    میگم آره تو راست میگی من ترسو هستم

    میگه باید خبر از همه جا داشته باشی…

    مثلا روی غذا حساسه ولی میگه شبها خواب ندارم برام طلسم شده نمی دونه این همه اخبار می بینه شده بی خوابی….

    به من میگه تو در جا خوابت میبره

    راستش من بشمار سه خوابم

    خدارو شکر شبها با شکرگزاری می خوابم صبح ها همین طور ولی ایشان اینها رو نه بلده نه قبول داره

    قانون فرکانس همینه دیگه باید غذای روح بدیم نود ونه درصد ماروح هستیم یک درصد جسم

    حال خوب اتفاق خوب خواب خوب چرا ما شبها روح های بزرگ نمی بینیم؟ چرا نمی دونیم روح ما کجا ها میره؟ برای این که آگاهی نداریم همش میگیم چی بخوریم هنوز صبحانه تمام نشده می گیم نهار چی بخوریم نهار نخوردیم می گیم شام چی بخوریم

    چرا به فکر روح مون نیستیم؟ چرا وقتمون توی فضای مجازی صرف میکنیم؟ چرا با هر کسی میگردیم ؟چرا شماره موبایلمون به هر کسی میدیم؟

    چرا مراقبه نداریم ؟چرا قربون صدقه خودمون نمی ریم؟ همش منم منم میکنیم

    می گیم من بدبخت من فلان ….

    باید توجه همون بزاریم روی زیبابینی روی افکار مثبت روی فراوانی کنترل ذهن ورودی خروجی های ذهن دیگران تحسین کنیم قضاوت نکنیم سرمون توی کار خودمون باشه مسیر درست بریم

    ما یک قدم برداریم جهان هستی صد قدم برامون برامون بر می داره

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سید جواد همتی گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    به نام خدا که به شدت کافیست

    به شرط ایمان و پاکی دل

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان و تمام دوستانم

    امروز اومدم درکم رو بنویسم به امید هدایت پروردگار

    کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی

    کنترل ذهن رابطه مستقیمی با ورودی های ذهن داره

    خدا روشاکر هستم به اندازه ای که از ابتدای ورود در این مسیر و دریافت این آگاهی ها سعیمو کردم و از خداوند کمک گرفتم که یاری ام کنه تا بتونم ورودی هام رو کنترل کنم تا ذهنم رو بهتر بتونم مدیریت کنم و استاد تمام چیزی که در این مدت درک کردم که چقدر همه چیز به هم ربط داره و اگر من ورودی هام رو کنترل نمیکنم ذهنم رو کنترل نمیکنم و کانون توجه ام را کنترل نمیکنم و حداقل اینه که سعیمو برای انجام تمریناتم و منطقی صحبت کردن با ذهنم انجام نمیدم چون هنوز به این اندازه نپذیرفتم و‌درک نکردم که چیزی در بیرون نیست که باعث نتایج حتی کوچک در زندگی من می‌شود باور نکردم هنوز که چقدر در طول شبانه روز و هر ثانیه این ذهن من داره از ورودی هایی که میبینم میشنوم و برایم باور میسازد تغذیه می‌کند و قدرت و انرژی رو دارم در چیزهایی از بیرون بر زندگی ام حاکم میکنم تا تغیر میسر بشه و سخت در اشتباهم و خدا روشکر میکنم و اعتبار همه ایمانی که برای تغیر در مسیر ورودی هایم و کنترل ذهنم و باورهایم در زندگی ام انجام میدهم را به خداوند میدهم که همیشه و هر لحظه با من و همراه منه و عاشق منه

    استاد وقتی این داستان کلی کنترل ذهن رو درک کردم به همون اندازه شروع در مسیر رشد تکاملی این داستان داشتم نمیتونم بگم کجای این داستان هستم و چقدر عمل میکنم اما رفتارم و اعمالم و کارهایی که در ذهنم و درونم باعث انجام بعضی از کارها و انجام ندادن بعضی کارها شد را مینویسم باشد که بیندیشم و هدایت خداوند را بیشتر دریافت کنم

    از زمانی که تصمیم به گرفتم ورودی هایم را کنترل کنم دیگه تلویزیون رو تماشا نمیکنم خداروشکر دیگه به همون اندازه کمی که توی شبکه های اجتماعی بودم دیگه نیستم و اگر هم زمانی برای کار واردش بشم خدا روشکر خیلی بهم کمک کرده سعی کردم از خداوند هدایت بخوام تا در روزمره اگر ارتباطی با جهان اطرافم دارم ورودی های مناسبی بگیرم و اگر جایی هست که باید نباشم خودش هدایتم کنه تا ورودی ذهنم را کنترل کنم و اگر جایی ورودی نامناسبی بود از صحبت ها حرف ها عمل ها آگاهانه آن مکان را ترک کنم خدا روشکر میکنم و سپاسگزارم سعی کردم نشینم با هر کسی صحبت کنم درد دل نکنم سفره دلم رو باز نکنم و هر چی میرسم بگم و اعراض کنم از حوادث و اتفاقاتی که میبینم و میشنوم خداروشکر در اکثر مواقع و طول شبانه روز فایل ها رو گوش کنم و درباره خودم فکر کنم درباره زندگیم و تمریناتم رو انجام بدم و بیشتر روی خودم کار کنم و با این کار ورودی های مناسبی به ذهنم بدم در سایت فعال باشم با کامنت خوندن و کامنت نوشتن ورودی های مناسبی به ذهنم بدم سعی میکنم با خودم بیشتر صحبت کنم فکر کنم درباره همه چیز و بررسی کنم و از خداوند هدایت بخوام تا ورودی مناسب رو برای کارهایی که میخوام انجام بدم باورهایی که میخوام بسازم به سمتم بفرسته خدا روشکر

    و درک دیگه ای که از موضوع ورودی ذهن دارم اینه که اولین قدم برای همه چیز است برای کنترل ذهن برای باور سازی برای رشد موفقیت حتی برای احساس ارزشمندی و لیاقت و رشد آن در وجود من اولین قدم و مهم‌ترین قدم است که تعهد و جسارت میخواهم در مسیر تغیر زندگی و در واضح شدن و رسیدن به خواسته ها واقعا خیلی مهمه و از خداوند همین جا درخواست میکنم که مرا به ورودی های مناسب هدایت کنه و کمکم کنه در این مسیر تا آگاهانه بتونم ورودی های مناسبی به ذهنم بدم

    و یه تجربه خیلی خوبی که دارم از کنترل ورودی هایم اینه که همیشه استاد می‌گیرد شاید اول راه کمی سخت باشه باید حواستون باشه و آگاهانه بعضی مارا رو انجام بدید و بعضی کارا رو انجام ندید و باید آنقدر تکرار بشه تا جز ناخودآگاه کار درست رو انجام بدید و چقدر من درونن اینگونه هستم یعنی تا یه چیزی گفته میشه و یا چیزی میبینم یا میشنوم به عنوان ورودی برای خودم سریع ذهنم شروع میکنه مثل یه سیستم آنالیز میکنه میگه این چیه الان برات خوبه چه باوری بهت میده داره بهت کمک میکنه یا نه داره از مسیر دورت میکنه خدا روشکر گزارم که درونم این رو می‌خواد تا همه چیز رو با قوانین بدون تغیر تطابق بده و درستی یا نادرستی آن رو ثابت کنه البته برای خودم و تصمیم بعدی و اقدام بعدی که یا اعراض از اون ورودی هست یا بیشتر شنیدن و در مدار قرار گرفتنش هست رو میگیره خدا رو سپاسگزارم و از شما استاد عزیزم ممنونم که آگاهی رو به من دادید تا هر بار ایمان قلبی بیشتری باور درونی و قلبی بیشتری درک کنم و بدانم چقدر این موضوع مهمه و داره همه اتفاقات رو رقم میزنه خدا روسپاسگزارم که در این مسیر که بی نهایت نعمت و آگاهی و قوانین خداوند در آن قرار دارد قرار گرفتم خدا روشکر به خاطر درک این قوانین و جسارتی که در وجود من قرار داده تا عمل کنم خدا روشکر که همیشه نتایج عمل به این قوانین ملموس و واضح هست خدا روسپاسگزارم و از شما هم ممنونم استاد عزیزم سپاسگزارم

    پس یادم باشه که در این مسیر تکاملی هستم

    کنترل ورودی =کنترل ذهن =تغیر باور ها =کنترل زندگی

    امید وارم به لطف رب که در این مسیر باشم و متعهد باشم و عمل کنم و هدایت او را دریافت کنم

    براتون بهترین ورودی ها رو آرزو دارم در تمام جنبه های زندگیتون

    دوستتون دارم در پناه تنها فرمانروای جهان شاد و سالم و موفق و پیروز باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1355 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر درست و صراط مستقیم که نشانه اش احساس خوب من است و اتفاقات مثبت زندگیم

    غذای روح چگونه تامین می‌شود ؟؟؟

    من یک موجود فرکانسی در یک جهان فرکانسی هستم

    من یک موجودی هستم که در جهانی پا گذاشتم که کارش ثابت کردن افکار و باورهای من به خودمه

    من قبل از پا گذاشتن در این دنیای مادی فاقد ذهن بودم وهمان اگاهی بودم (خوده خداوند)

    اما با ورود به دنیای فیزیکی من دارای ذهن شدم .

    ذهنی که به عنوان یک وسیله در اختیار من قرار گرفته تا به وسیله‌ی اون بتونم خلق کنم هر آن چیزی که میخواهم

    و از طرفی خاصیت این جهان دو قطبی بودن اونه و من با برخورد با تضادها خواسته هامو میشناسم و به سمتش حرکت میکنم و این خیلی فوق العادس که خداوند به شیطان اجازه وسوسه کردن و گمراه کردن داده

    این خیلی فوق‌العادس که خداوند به انسان قدرت اختیار داده

    این خیلی فوق العادس که خداوند نعمت احساسات داده که بزرگترین نعمت ما احساسات و عواطف وجودی ماست

    و ما میتونیم به وسیله ی احساسات تشخیص بدیم که در مسیر روح هستیم و آیا ذهنمون رو داریم طوری پرورش میدیم که مثل روح فکر کنه که همه چیز رو ممکن می‌دونه یا نه ؟؟؟

    وقتی که این آگاهی هارو مرور میکنیم ،میبنیم که در نظام آفرینش خداوند همه چیز روی حساب و کتاب و برنامس و همه چیز دقیقه و هیچ نقصی توش‌ نیست

    فک کن که ما چیزی به نام احساس بد نداشتیم و از این جی پی اس محروم بودیم

    چی میشد ؟؟؟

    مثل این میمونه که ما حس لامسه نداشته باشیم و دستمونو بکنیم تو آتیش ، خب میسوزه و از بین می‌ره و اصلا هم ما حسی نداریم که دستمون رو بکشیم بیرون ،

    خب پس ما دارای دو وجه هستیم

    روح ما که همان خداونده و از هیچ عامل بیرونی تاثیر نمیگیره

    و ذهن ما که همواره در معرض ورودی های مختلفه و حاصل ورودی های هر لحظه‌ی ماست و خیلی راحت تحت تأثیر ورودی قرار میگیره که بهش میدیم

    اما داستان اینه که ما صاحب این ذهن هستیم

    ما آگاهی برتریم

    ما ذهن نیستیم بلکه ناظر بر ذهن هستیم

    و این ذهن فقط یک وسیله در اختیار ماست

    که میتونیم هر شکلی که می‌خوایم ازش استفاده کنیم

    احساسی که در هر لحظه داریم نشون میده که چقدر ذهن ما با روح ما هماهنگ یا ناهماهنگه

    یعنی اگر در هر لحظه احساس خوبی داریم (عشق ،شادی ،شوروشوق ،امید ،ایمان ،توکل ،)یعنی ما همون نگاهی رو به اتفاقات اون لحظه داریم یا به زندگی داریم که روح ما همون خداوند و منبع جهان هستی داره و ما دقیقا داریم از زاویه خداوند به موضوعات نگاه میکنیم

    ،

    اما اگر احساس بدی داریم (ترس ،غم ،نامیدی و…)به این معناست که بین ذهن ما روح ما یک شکاف رخ داده و ما فاصله گرفتیم از نگاهی که خداوند به اتفاقات داره و ما باید داشته باشیم ،و‌اصلا هم مهم نیست که چقدر دلایل منطقی داریم برای اینکه حالمون بد باشه یا بترسیم یا در کل احساس بد داشته باشیم ،چون جهان فقط بازتاب میده به ما بدون قضاوت ،

    چه اتفاقی رخ میده که ما فاصله میگیریم از فرکانس منبع ؟؟؟

    شاید به این دلیل باشه که ما فراموش کاریم

    و یادمون می‌ره که جهان هستی داره با کانون توجه ما کار می‌کنه ،با کانون توجه هر لحظه ی ما و این ماییم که هر لحظه تصمیم میگیریم که چه خوراکی به ذهن بدیم

    برمی‌گردم به قبل آشنایی با قانون که ذهن من و تمام وقت من پر شده بود از آهنگای نامناسب و مزخرف وفضای مجازی و روابط ناسالم و الان که فکرش رو میکنم میتونم دقیقا ارتباط بین اون افکار و باورها و آدمهایی که باهاشون برخورد میکردم و آدمهایی که با اونها وارد رابطه میشدم رو ببینم ،چون جهان داشت دقیق به اون فرکانس ها پاسخ میداد

    یعنی من یک آهنگی رو گوش میدادم که راجب خیانت میخوند و میرفتم تو مدارش و دقیقا مثل آب خوردن بهم خیانت میشد و من باورم میشد که بله درست فک کردم و فلانی مثلا داره به من خیانت می‌کنه ،در صورتی که من پیشگویی نکردم بلکه با کانون توجهم اون آدم و اون اتفاق رو رقم زدن برای خودم ،با تجسم و‌احساس بد فراوان اون اتفاق رو رقم زدم ،

    ارتباط بین اون آهنگا و دنیای سیاهی که داشتم رو میتونم الان درک کنم ،

    ارتباط بین حمایت گر بودن و جذب آدمایی که به حمایت و محبت محتاج بودن رو درک میکنم و اینها هیچ کدوم در زندگی من نمی اومد اگر که من وارد مدارشون نمی‌شدم با کانون توجه خودم ،

    دیدید میگن که نیمه ی گمشده و فلان ؟؟؟

    یا اصن این دوتا ساخته شدن برا هم یا راجب نمی‌دونم روح‌های آشنا و فلان و فلان و فلان

    هزارتا بحث فلسفی حرف میرنن؟؟؟؟

    اصن کسی که درک کنه که جهان داره با افکارش رقم میخوره و زندگی همینجوری شانسی رقم نمیخوره ،اصن دنبال این چیزا نیست ،

    کدوم نیمه گمشده ؟؟؟ وقتی که من در فرکانس مناسب قرار داشته باشم ،همه ی اون افرادی که در اون فرکانس قرار دارن ،همشون نیمه ی گمشده برا من حساب میشن برای مثلا رابطه عاطفی و بستگی داره که من با توجه به سلیقم و انتخاب ویژگی های طرف مقابل و تجسماتم به سمت کدوم هدایت بشم و اون شخص هم با توجه به خواسته هایی که از یک رابطه داره یا از شخصی که میخواد باهاش وارد رابطه بشه

    به سمت من هدایت بشه و این رابطه شکل بگیره ،

    یعنی می‌خوام اینو بگم که تمام اون گذشته میتونست متفاوت باشه اگر که من متفاوت فکر میکردم و متفاوت عمل میکردم

    تمام اون آدمهای سمی میتونستن بخشی از زندگی من نباشن ،اگر که من با باورهای سمی و دادن ورودی نامناسب توی مدارشون نمی‌رفتم ،

    پس کانون توجه من واقعا قدرت داره ،خیلیم قدرت داره ،چه مثبت چه منفی خلق می‌کنه و خداوند هم اصن احساساتی نمیشه که اگر هزار بار به من خیانت بشه و من تا مرز نابودی پیش برم ،چون خداوند کاری نداره به زندگی که خودم دارم خلق میکنم و اصن دخالت نمیکنه تو‌ خلق هایی که دارم و اصن قضاوت نمیکنه منو

    وقتی که من روی خودم کار کردم و فهمیدم که من دارم خلق میکنم با کانون توجهم

    وقتی که با برخورد با اون تضادها من فهمیدم که چی می‌خوام

    از یک رابطه آرامش و لذت بیشتر کنارهم و هم فرکانس بودن و بودن با یک فرد یکتا پرست

    از زندگی بودن در کنار عزیزانی که هم فرکانس منن و لذت بردن از کنار همدیگه بودن

    آزادی مالی و مکانی و زمانی

    و بعد همون‌طور که در جهت منفی ماشالله اون همه افتخارات داشتم

    حالا بیام و در جهت مثبتش به کار بگیرم و به اندازه ای که میتونم الگوهای مناسب برای این خواسته هام پیدا کنم و تایید و تحسین کنم و به الهامات و هدایت هام عمل کنم و کانون توجهم رو از روی هر آن چیزی که مغایرت داره با این خوسته هام بردارم و در کل به خواسته هام توجه کنم نه ناخواسته هام ،من به این خواسته ها میرسم

    پس بزرگترین چیزی که می‌تونه از من گرفته بشه به عنوان یک چیز ارزشمند ،اون کانون توجه منه و کانون تمرکز منه ،و‌دقیقا با گشتن توی فضای مجازی و اکسپلور من این اجازه رو میدم که روزانه هزاران فایل مختلف و پرونده مختلف توی ذهنم باز بشه ،یعنی از بین رفتن تمرکز ،

    یعنی چنان قدرت تمرکز انسان در این مدتی که

    این فضاهای مجازی باب شده اومده پایین که طرف نهایتش میتونه یک فیلم یک‌ دیقه ای ببینه و بیشتر بشه ،بشه دو دیقه رد می‌کنه ، یعنی طرف اصن نمیتونه یه اندازه یه دقیقه تمرکز کنه ، خب این شخص همه چیزش رو از دست داده و دقیقا داره غذایی رو به روحش میده که پر از کرم و سوسک و ات واشغاله برای ذهن ،

    خیلی هام میان میگن که شمارو می‌خوام تو ماتریکس نگه دارن و حکومت میکنن و فلان و فلان ،

    در صورتی که همش مزخرفه

    آقا اگه من تلویزیون روشن نکنم ،کی چاقو زیره گلوی من می‌زاره که نه باید نگاه کنی ؟؟؟

    من اخبار نگاه نکنم ،کی چاقو می‌زاره رو گردنم که اخبار ببین؟؟؟

    خیلی ها میگن که این فیلم‌ها برنامه ریزیت می‌کنه برای فقر و این اخبار داره توجه تو رو می‌زاره روی جنگ و فلان و اینطوری داره نابودن می‌کنه !!!!!

    آقا درست قبول همه اینا

    ولی کی‌ تصمیم میگیره که تلویزیون روشن کنه ؟؟؟

    اصن قبول می‌خوام با تلویزیون و برنامه هاش حکومت کنن به ما و مارو فقیر نگه دارن

    خب به قول قرآن چرا من بجنگم با این موضوع ؟؟؟وقتی میتونم اعراض کنم و توجهم رو بزارم روی چیزی که به من احساس بهتری میده و از اون جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه ؟؟؟

    اتفاقا همین یه ساعت پیش رفتم برا خودم چایی بریزم که رو شبکه اخبار بود و تو همین فاصله کوتاه شنیدم که اخبار میگف تو مقدماتی المپیک به برنامه‌ای به پیامبر خدا مسیح اهانت کردن تو برنامه زنده و بوکسور آمریکایی اندرو تیت خواستار تحریم این مسابقات شد و اومده بودن تو خیابون و داشتن اعتراض میکردن ،

    درصورتی که بابا اصن لزومی نداره به چیزی که ناجالبه توجه کنی ،چون‌با توجه داریم به یک موضوع جالب یا ناجالب قدرت میدیم ،

    اعتراض ،اعتراض بیشتر میاره و این یک قانونه

    که به هر چی توجه کنی از اساس اون وارد زندگیت میشه .

    درکل پس هر آن چیزی که در گذشته وارد زندگیم شده ،

    تمام‌ آدم های خوب و بدی که باهاشون برخورد داشتم ،تمام بدهی ها و قضاوت ها و همه و همه به خاطر کانون توجه من رقم خورده و طبق قانون رخ داده

    اتفاقا یه کامنتی از یه دوستی زیر همین فایل خوندم که نوشته بود من چندین سال چندتا اخبار رو دنبال میکردم که زندگی تو ایران ید نشون میدادن و سخت و من تمام اون سالها با هر کسی برخورد میکردم یا پولمو میخورد یا کارو تحوسل میدادم و نصفه نیمه پولم به دستم میرسید با کلی خواهش و تازه بدو بیراه شنیدن به خاطر پول خودم ،

    خب بعد تغییر و آشنایی با قانون و برداشتن توجه از روی اون ناخ‌واسته ها تجربه زندگی این شخص عوض شده و تجربه زندگی همه‌ی ما

    آیا خداوند عوض شد ؟؟؟

    آیا قوانین عوض شد ؟؟؟

    نه فقط و فقط نگاه ما تغییر کرد

    باور ما تغییر کرد

    قانون توجه رو جدی گرفتیم و سعی کردیم اعراض کنیم از ناخواسته و جهان هزاران قدم برا ما برداشت

    آیا این شرایطی که توش‌ هستیم ،حالا هر شرایطی ،ایا خداوند میخواد برامون ؟؟؟

    خیر ما می‌خوایم که شرایط این باشه !!! چطوری با کانون توجه خودمون

    .

    خدایا به ما کمک کن تا با تعهد بیشتر هرروز روی این قانون کار کنیم و توجه خودمون رو بزاریم روی خواسته هامون

    خدایا کمک کن تا از هر آن چیزی که حاشیس و مارو دور می‌کنه و‌حواس مارو پرت می‌کنه از خواسته هامون دوری کنیم

    خدایا کمک کن تا بهای خواسته هامونو بتونیم با جون و دل پرداخت کنیم و‌همواره در جهت دادن ورودی مناسب به ذهن باشیم و همواره درجهت هماهنگ کردن ذهن و روح بکوشیم

    و فاصله فرکانسی بین ما و خواسته هامونو یا احساس خوب پر کنیم

    خدایا اسانمان کن برای اسانی ها

    خدایا بهترین ها را در دنیا و آخرت به ما بده

    خدایا سپاس گزاریم بابت اجابت دعاهای هر لحظه‌ی ما

    سپاس گزاریم بابت اجابت این دعاها

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 980 روز

    بنام تنها فرمانروای هر دو جهان

    بنام ربّ

    بنام خداوندی که بهتر از خودم از درون من آگاه است

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    روز شمار تحول زندگی من/ روز هفتم.

    قبل اینکه این فایل را گوش بدم اجازه دادم بخودم که درد دل های یکی از نزدیکانم را گوش بدم و ذهنم اینجوری گولم زد که بابا این که اشکالی نداره آدم نزدیک زندگیت است بتو نیاز داره نیاز داره که تو بشنوی و درکش کنی و به این بهانه آگاهی های نامناسبی را وارد ذهنم کردم اما خدارو شکر میکنم که به محض گوش دادن فایل متوجه اشتباهم شدم

    جهان کاری نداره چقدر من دلیل منطقی و جامعه پسند دارم که ورودی های نامناسب به ذهنم بدم و احساسم را بد کنم جهان فقط و فقط طبق سازکار خودش پیش میره

    ورودی های نامناسب= احساس بد= اتفاقات بد

    راستش از وقتی روی خودم کار میکنم سعی میکنم ورودی های نامناسب به ذهنم ندم تقریبا استفاده از شبکه های اجتماعی را تا 90 درصد کاهش دادم

    اما امشب متوجه شدم من یه جاهای بخودم اجازه میدم که غر بزنم، یه جاهای بخودم حق میدم از مشکلاتم حرف بزنم و یه جاهای به یه بهانه های ذهنم گولم میزنه و میرم سمت ورودی های نامناسب

    که خداراشکر مچشو گرفتم امشب

    از امشب بخودم قول میدم که بی نهایت وسواس بخرج بدم برای ورودی های ذهنم، و هیچ استثنایی هم برای ذهنم نزارم که مثلا بگه خوب این خبر بد خیلی همه جا پخش است حالا تو هم یه ذره توجه کنی اشکال نداره دیگه…. یا مثلا این آدم نزدیک زندگیت است برای این استثنا قائل شو و حرف های منفی اش را درد دل هایش را گوش بده اینکه بجز تو کسیو نداره…. و هزاران روشی که شیطان بلده مارو وسوسه کنه برای خارج شدن از مسیر درست.

    خدایا حالا که لطف تو شامل حالم شده و به راه راست هدایت شدم من را به این راه ثابت قدم نگه دار آمیـن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: