غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرانقدرم آقای عباسمنش عزیز و مریم خانم عزیزم و دوستان هم مداری

    نگویم که در گذشته ام چه تغذیه های اشتباه ذهنی داشتم !

    از اولین روزهای آشنایی با استاد ، کارهای مثبتی که انجام دادم :

    اخبار و از زندگیم به کلی حذف کردم .

    آهنگهای غمگین و منفی رو گوش نمیدم .

    دیگه فیلم و سریال نمی بینم .

    به نکات منفی و صحنه های نادلخواه جامعه توجه نمیکنم.

    در مباحث اوضاع اقتصادی و جامعه شرکت نمی کنم .

    به مسائل و مشکلات زندگی ، با دید بهتری نگاه میکنم ، اول اینکه هر مسئله ایی قابل حل است .

    با دیدن تضاد هایم ، به خواسته هایم پی می برم و باورهای محدود کننده را شناسایی میکنم ، و با ساختن باورهای قدرتمند کننده، به احساس آرامش و خوب می رسم .

    به خاطرات تلخ گذشته توجه نمیکنم .

    با ایمان و توکل به خدا نگران آینده ام نیستم .

    به نکات مثبت افراد توجه میکنم .

    به هر چیزی با دید مثبت نگاه میکنم .

    احساسم را سریع خوب میکنم .

    با توجه به آموزه های این فایل آموزشی ارزشمند :

    تصمیم گرفتم یک ایستگاه بازرسی کنترل ورودیها بر ذهنم نصب کنم . که مثل پلیس ایست بازرسی ، ورودی های ذهنم و دقیق تر فیلتر کنم . مجوز عبور به هر ورودی را ندهم .

    تصمیم گرفتم یک اهرم رنج و لذت برای کنترل ورودی های ذهنم بسازم.

    با این اهرم :

    رنجی که از شنیدن درد ودل های دیگران ، دلسوزی کردن برای بقیه، تمرکز بر ناخواسته ها، شکوه و شکایت کردن

    وارد زندگیم میکنم ، و لذتی که از کنترل ورودیهای نامناسب، عائد زندگیم میشود را کنترل کنم .

    تصمیم گرفتم: همواره مراقب تغذیه ذهنم باشم .

    تصمیم گرفتم: با توجه به نکات مثبت : سپاسگزارتر باشم .شکرگزار تمام جنبه های زندگیم باشم .

    تصمیم گرفتم: زندگیم را آنطوری که دوست دارم بسازم .

    در پناه نور و عشق الهی باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 954 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام به همه دوستان سلام به استادم و سلام به همسفر های روزشمار زندگی

    من روز 7 هستم و ازین بابت خدا رو شاکرم چرا که 7 روز تو یه سفر درونی هستم و دارم کند و کاو میکنم

    من روزشمار رو یکبار از اول تا آخر رفتم و الان بعد مدتی دوباره شروع کردم چون میدونم همه چیز تکرار هست مثل نماز خود خدا هم نماز رو روزی 3 بار قرار داد اونم تکراری

    عاشق فایل هایی هستم که راجع به کنترل ورودی ذهن هست ، چون مهمترین وظیفه ما به عنوان یک انسان نه ساخت ثروته نه تشکیل خانواده نه …. اول و مهمترینش کنترل ذهن تقوا و یا خلق کردن جهانی هست که دوست داریم

    چرا غصه بخورم چرا شرایط الان ناراحتم کنه به خود عزیزم میگم صدف عزیزم الان اگه شرایطتت تو یک زمینه خوب نیست نه جای ترس داره نه جای غر و شکایت

    یادمه وقتی سنم پایین تر بود عاشق تضاد بودم عاشق این بودم که الان یه چیزی نداشته باشم و از نو بسازم

    چرا ؟ چون لذت خلق کردن از هیچ تو ذهنم پررنگ بود چون بارها تو ابعاد مختلف خلق کرده بودم چون با اراده بودم چون متعهد بودم چون باورم نسبت به الله این بود که هر چی من بخوام بهم میده اگه خودم ادامه بدهم هر جا قطع کنم نتیجه هم قطع میشه

    عاشق فایل هایی هستم که میگه توجه رو بزارین روی چیزی که می خواین ؟ چرا ؟ چون میگه همه چی دست منه … زمانی که یه نجوا پررنگ میشه که بهم میگه دست تو نیست یا کنترل کمی داری یا کنترل زیادی نداری من بهم میریزم

    مهمترین باور که نه مهمترین توجه به اصول و یه حقیقت اینه که من خالقم 100٪ زندگیمم . باید بگم 100٪ چون استاد هم گفته بود اگه بگی 99٪ زمانی که شرایط خوب پیش نره ذهنت میگه خالق نیستی و کلا زیر سوال میبره

    من باید به چه چیزهایی توجه کنم و به چه چیزهایی توجه نکنم اگه می خوام زندگیم دست خودم باشه نه دست عوامل بیرونی

    اولین چیز اینه که با باورهای درست و اگاهی به ناخواسته ها توجه نکنم مگه اینکه بخوام با دست خودم به خودم آسیب بزنم .

    اگه بتونم این کار رو انجام بدم بعدش می تونم جا رو خالی کنم تغذیه کردن به آنچه که نمی خوام رو متوقف کنم و شروع کنم به تغذیه انچه که می خوام و بعد یه مدت واسه تغییر ورودی ها تغییر افکار باورهام تغییر پیدا میکنه و من یه ادم دیگه با حس دیگه ای میشم

    چرا ؟ چون تونستم بما قدمت ایدیهم رو تغییر بدم

    این می تونه کار سختی باشه ولی ارزشش رو داره که همیشه انجام بدم الویتش از کارهای دیگه بیشتره چون این اصل هست و کار های فیزیکی از این حرکت من نشات میگیرن

    من تصمیم دارم و انجام میدم و متعهد هستم که تو این بازه ای که برای خودم تعیین کردم ایزوله باشم قطع کنم نامناسب ها رو و روی حرفه ام و آموزه های استاد تمرکز بزارم

    همونطور که استاد گفت یک بازه زمانی وجود داره از زمانی که شروع میکنم تا زمانی که نتیجه میاد تو اون بازه زمانی افراد با ایمان و اراده با افراد ضعیف و بی ایمان از هم جدا میشن و خدا می خواد ازین طریق افراد رو قوی و لایق چیزهای بهتر کنه

    می خوام که بمونم استوار و از خدا ثبات قدم می خوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    به نام خداوند حامی و هدایتگر

    درود بر استادم و خانم شایسته عزیز و همه دوستانم در این سایت توحیدی

    قدم‌های تکاملی من .قدم 7

    واقعا استاد عزیز مثال جالبی زدین ما برای غذای جسممون خیلی بیشتر ارزش قائل هستیم و همه چیز را با وسواس ی‌خوریم یا هیچگاه دوست نداریم در سطل آشغال دنبال غذا بگردیم چون تاثیرگذاری خوردن غذا انی است و زود متوجه می‌شویم، ولی در ورود ها و نتایج چون  فاصله زمانی وجود دارد  نمی‌توانیم ارتباط آن را پیدا کنیم و چه بسا هیچ وقت از این موضوع با خبر نمی‌شویم

    کسی که از این مسائل خبر و آگاهی ندارد مجبور است راه سخت در مسیر سنگلاخ را طی کند و عذاب بکشد ، برای همین این آگاهی‌ها خیلی ارزشمند است

    خدا را شکر که با شما استاد عزیز آشنا شدم که باعث شد بتوانم در مورد قوانین جهان هستی و نحوه کارکرد آن و ارتباط بین ورودی‌ها ذهن و اتفاقات زندگی بتوانم زندگیم را بفهمم

    وقتی که خودت را متعهد می‌کنی که رودی‌های درست به ذهنت بدهی و خیلی از ورودی‌های مخرب را حذف کنی خود به خود در این مسیر جلو می‌روی و نتایج و عشق علاقه تو  باعث می‌شود که مسیر برایت زیباتر  و همانطور که نتایج می‌آید علاقه تو بیشتر می‌شود طوری که دیگر علاقه‌ای نداری به مسیر قبلی برگردی چون طعم شیرین بودن در این مسیر را چشیده‌ای ولی کار بسیار سختی هست باورسازی و جهاد اکبر میطلبد

    نکته دیگر که من درک کردم این است که وقتی احساس ارزشمندی می‌کنی خود به خود خیلی از کارهای بی‌ارزش گذشته و آشغال را انجام نمی‌دهی چون ارزش خودت را بالاتر می‌دانی در تمام جنبه‌ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سارا نقدی گفته:
    مدت عضویت: 2604 روز

    به نام خدا

    روز هفتم روز شمار تحول زندگی

    بازم خوشحالم که امروزم تونستم متعهد بمونم

    دقیقا یاد روزایی که تو قانون سلامتی بودم افتادم چون همینقدر متعهد بود و نتایج خارق العاده گرفتم

    خب امروز خیلی خیلی روز زیبایی برام بود

    تقریبا هر روز یا ورودی مالی داشتم یا هزینه هام کم شده یا هدیه دریافت کردم هم من هم دخترم

    خیلی چیزا نیاز داشتم مثل لباس ورزشی برای باشگاه

    کتونی

    قرص برای موهام

    ولی همشونو به تعویق مینداختم و نمی خریدم

    ولی جالبه هر روز برای خودم خرید می کنم بدون اینکه مقاومتی داشته باشم

    من از اول این سفرنامه تصمیم گرفتم هر پول کوچیکی که وارد زندگیم میشه رو ببینم و تحسین کنم

    امروز همسرم 100هزارتومن پول نقد بمن داد

    2تومن هم به کارتم زد

    از خدا همون لحظه تشکر کردم و گفتم چقدررر قشنگ داری کارتو انجام میدی

    2روزی هست که خوندن این آیه آنچنان حس زیبایی در من به وجود میاره که انگاری دیگه به چیز دیگه ای نیاز ندارم

    قبلا گفتم همراه با روزشمار خوندن قران هم شروع کردم که باورامو قوی کنم

    وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

    و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!

    آلِ عِمْرَان آیه 432

    تمام صحبتهای استاد تمام آموزشهاش انگاری تو همین یک جمله خلاصه شده

    خدایا سپاسگزارم که قلبم حست می کنه

    که کنارم هستی و من میتونم با وجودت قدرت بگیرم با وجودت حرکت کنم

    خدایا سپاسگزارم که سلامتم و من میتونم هر روز باشگاه برم

    به تغذیه ام اهمیت بدم

    روز به روز پیشرفت در خودم ببینم

    دقیقا اگر همین کارو با روحم با ذهنم انجام بدم صد درد صد میتونم با سرعت زیاد به سمت خواسته هام برم

    اگر من تو قانون سلامتی یک روز در میون یا در روز فقط 1ساعت به قانون عمل می کردم

    ورودی غذاهامو خیلی کم کنترل میکردم قطعا نتیجه ی که الان گرفتمو ، نداشتم.

    یا مثل یو یو بودم 2روز انرژی بالا داشتم 3روز کسل بود و ورزش نمی کردم

    اما من تو قانون سلامتی که از 1 سال پیش شروع کردم تا به الان متعهدانه کنترل غذا داشتم ورزش کردم

    غذاهای طبق قانون خوردم

    و پیشرفت من کاملا صعودی بود

    هر روز من پیشرفت دیدم

    همیشه برام سوال بود چرا منی که تو قانون سلامتی انقدر سریع جواب گرفتم

    در همه ی جوانب، پس چرا تو مالی پیشرفتم صعودی نیس و انقدر لاک پشتی یا یویو مانندِ.

    جوابش فایل امروزه.

    آیا من همونقدر که تو اون دوره متعهد بودم در مورد ورودی ذهنم هم متعهد هستم؟؟

    معلومه که جوابش نه …..

    می دونم آره کنترل ذهن خییلی سخت تر از کنترل جسمِ

    ولی آیا من هر روز تکاملی تمرین کردم هر روز بهتر از دیروز ذره ای بهتر شدم

    بازم جوابش نه هست.

    خب اگر من نتیجه می گرفتم که جای تعجب داشت .

    من هر روز به خودم میگم امروز سپاسگزاریتو بیشتر کن

    می بینم بازم مثل دیروز و در بعضی مواقع حتی کمتر از دیروز انجامش دادم

    چرا؟؟

    واقعا دلیلش چیه؟

    آیا غیر از این که من باور نکردم که اینا جواب میده

    آیا من اهرم رنج و لذت رو رعایت نمی کنم

    به قول یکی از بچه ها میگفت من هر موقع احساسم بد میشه به خودم میگم آیا عواقب کار یا احساس بدت رو حاضری پرداخت کنی

    و از روی ترس از روی اینکه دچار اتفاق بد نشه سریع خودشو جمع و جور می کرد

    می خوام آگاهانه هر دفعه احساسمو خوب کنم.

    می خوام تکرار کنم موفقیت هایی که تو این مسیر به دست آوردم

    حتی شده روزی چندین بار تکرارش کنم

    خداروسپاسگزارم که منو با ابن قانون آشنا کرد با این سایت الهی آشنا کرد

    و من به یکی از خواسته های بزرگم وه چندین سال بود می خواستمش ، رسیدم

    چندین سال بود آرزو داشتم اندام خوب داشته باشم فکر می کردم نمیشه

    آرزو داشتم موهای پرپشت داشته باشم فکر می کردم نمیشه

    چقدرررر دارو خریدم و دکتر رفتم ولی فایده ای نداشت

    دوس داشتم کسب و کار خودمو داشته باشم که دارم

    دوس داشتم برند شخصی خودمو بزنم هر چند فکر میکنم زود شروع کردم ولی بالاخره انجامش دادم

    سایت زدم

    5 میلیون پول تو حسابم هست که مال خودمه و طبق تعهدم 2میلیون رو حق ندارم تحت هیچ شرایطی دست بزنم ( تعهدی که تو 12قدم دادم)

    شخصیتم تغییر کرد صبورتر شدم به خدا بیشتر از قبل توکل می کنم

    سعی می کنم هدایت ها رو بفهمم.

    روابطم با همسرم و دخترم بهتر شده

    این همه تغییر تو 1 سال آیا جای شکرگزاری نداره

    آیا جای خوشحالی نداره…

    خدایا خیلی خیلی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    بنام خداوندی که هرآنچه هست ازآن اوست

    سلام استادِ جان و خانم شایسته زیبا

    الله کلامم را جاری سازد

    چقدر به غذای روحمون اهمیت میدیم؟

    دوستان، همه ما میدونیم که بعد روحی ما، همون وجود خداست

    که هرآنچه که داریم و هرآنچه که میخواهیم داشته باشیم، ازآن اوست و در دست اوست..

    خب، آیا ما به خدای وجود خودمون چیزی میدیم که شایسته اون عظمت باشه؟

    چه آهنگی برای خدای وجودت پلی میکنی؟

    چشم های خدای درونت رو به سمت چه صحنه هایی میچرخونی و روی چه چیزهایی فکوس میکنی؟

    چه مطالبی برای خدای وجودت میخونی و مطلاعه میکنی؟

    چه فیلم هایی برای الله پلی میکنی؟

    چه دوستانی رو هم نشین الله بزرگ درونت میکنی؟ آیا دوستایی رو همنشین اون میکنید که شایسته او باشد؟

    چه افکاری رو برای خدای خودت مرور میکنی؟

    چه تخیلاتی رو برای خدای خودت مرور میکنی؟

    از همه مهم تر

    چه باورهایی رو به خورد خدای درونت میدی؟

    واقعا چه چیزی مهم تر از این؟

    چیزی که دونه به دونه لحظه های زندگیمون رو خلق میکنه، چی رو براش مناسب میدونیم؟

    البته که این خدای وجود، در اوج مهربانی و بزرگی، هرگز از قوانین و مشیت خود تقطیع نمیکنه

    و طبق قانون، هرآنچه که به اون بدهیم، همان را به ما میدهد

    پس بجای نفرت، به او عشق بدیم

    بجای ناسپاسی به او سپاسگذاری بدیم

    بجای ناامیدی به او امید بدیم

    بجای آهنگ های وایب منفی، به او آهنگ های خوش‌وایب بدیم

    بجای فضای مجازی و دیدن هر چرندیاتی، به او طبیعت، زیبایی، طلوع، غروب، صحنه های زیبا و جذاب بدیم

    بجای افکار منفی، به او فکر و تخیلات حیجان انگیز و زیبا بدیم

    بجای دوستانی مزخرف که از این وجود باارزش و قوانین این جهان ببخبرند، برای او، دوستانی که از وجود پرمهر او باخبر هستند، از قوانین او باخبر هستند و به او احترام میزارن و از قوانینش پیروی میکنند، پیدا کنیم و ارتباط بگیریم…

    اگر که عشق میخوایم

    اگر ثروت میخوایم

    اگر دوستان خوب میخواییم

    اگر زندگی پرخیرو برکت میخوایم

    اگر همسر ایده آل میخوایم

    اگر فرزند مناسب میخوایم

    اگر سلامتی میخوایم

    اگر اتفاقات عالی و تجاربی حیجان انگیز میخوایم

    اگر تفریح میخوایم

    و در یک کلام اگر احساس عالیه خوشبختی مخیواییم…

    انتخاب با خودِ ماست

    به قول مولانای جان:

    این جهان کوه است و فعل ما ندا 

    سوی ما آید نداها را صدا 

    فعل تو کان زاید از جان و تنت 

    همچو فرزندی بگیرد دامنت 

    پیش چشمت بگذاشتی شیشه کبود

    لاجرا، عالم کبودت مینمود

    پس تو را هر غم که پیش آید ز درد

    بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد

    در پناه قادرِ مطلق باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1568 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اغلب ما:

    هنگام غذا خوردن و انتخاب غذای مناسب به بسیاری از عوامل توجه کرده و با:

    دقت وسواس و بررسی فراوان غذای مورد نظر خود را انتخاب می کنیم

    اما:

    برای غذای روح خود: هیچ ارزشی قائل نیستیم

    مراقب ورودی های ذهن خود نیستیم:

    به چه آهنگی گوش می دهیم؟

    چه صدایی را می شنویم؟

    چه کتابی را مطالعه می کنیم؟

    چه فیلم یا سریالی را مشاهده می کنیم؟

    با چه افرادی صحبت می کنیم؟

    به چه چیزی توجه داریم؟

    قانون:

    به هر چیزی توجه کنیم:

    فرکانس مربوط به همان را به جهان هستی ارسال می کنیم

    جهان هستی :

    اتفاقات شرایط موقعیت ها افرادی را وارد زندگی ما می کند و برای ما به وجود می آورد که اساس و اصل آن همان فرکانس های ارسالی ماست

    و در واقع:

    زندگی ما را رقم می زند و ما حواسمان به آنها نیست

    دلیل اصلی توجه بیشتر ما به غذای جسم علی رغم مهم تر بودن غذای روح:

    این است که با خوردن غذای نامناسب:

    همان لحظه تاثیر آن را احساس می کنیم

    اما زمانی که ورودی های نامناسب به ذهن خود می دهیم:

    مدتی طول می کشد تا پاسخ آن را دریافت کنیم

    و به دلیل وجود این فاصله ی زمانی:

    متوجه تاثیر منفی و نامناسب ورودی ها نمی شویم

    زمانی که به موضوعات مناسب یا نامناسب توجه داریم:

    به تدریج در مدار آن قرار گرفته و از اصل و اساس آن را بیشتر دریافت خواهیم کرد

    ما نمی توانیم ارتباط بین:

    ورودی های ذهنی خود را با اتفاقات نامناسبی که برایمان رخ می دهد را به درستی درک کنیم

    چون:

    فاصله ی زمانی بسیار زیادی بین آنها وجود دارد

    به جای یافتن دلایل نامناسب و نسبت دادن آن به عوامل بیرونی:

    کانون توجه خود را کنترل کنیم

    همان گونه که:

    مراقب غذای جسم خود هستیم

    مراقب غذای ذهن خود باشیم

    بدانیم:

    تمام اتفاقات زندگی ما تنها و تنها به واسطه ی کانون توجه ماست

    خداوند بارها در قرآن فرموده:

    هر اتفاقی که در زندگی خود تجربه می کنید به خاطر چیزهایی است که از پیش فرستاده اید خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی کند

    اگر به دنبال موفقیت و پیشرفت هستیم:

    -باید با تمام وجود بر روی باورهای خود کار کنیم

    -تمام ورودی های منفی و نامناسب را کنار بگذاریم

    -تمام تمرکز خود را بر زیبایی ها نکات مثبت و چیزهایی قرار دهیم که به ما احساس قدرت می دهد

    متعهدانه :

    بر روی باورهای خود کار کنیم ورودی های ذهن خود را کنترل کنیم:

    هر آن چیزی که بخواهیم به ما داده خواهد شد

    تمام اتفاقات زندگی ما:

    *به واسطه ی کانون توجهمان رقم می خورد

    بنابراین :

    همان وسواسی که برای انتخاب غذای مناسب صرف می کنیم

    برای کنترل کانون توجه خود صرف کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زینب رستگارمقدم گفته:
    مدت عضویت: 976 روز

    امروز سه شنبه / 4شهریور ماه 1404

    سلام به استاد عزیز

    سلام به خانم شایسته

    سلام دوستان

    من بارها و بارها با گوش دادن فایل های استاد متعهد شده ام‌که ورودی هایم را کنترل کنم و این بار هم تعهد میدهم که از هر ورودی ای به ذهنم جلوگیری کنم به خصوص این روزها که زمزمه جنگ و اخبار کم آبی و بی برقی و …است.

    متعهد میشوم که از چک کردن اخبار ، صحبت کردن در مورد هرچیزی که برخلاف قانون فراوانی باشد ، رفت و آمد با آدم‌هایی که انرژی بسیار منفی ای دارند و …جلوگیری کنم و بیشتر روی قدرت سپاسگزاری ، شناخت انسان های موفق و ویژگی های آن ها ، توجه به نکات مثبت زندگی ام و بزرگ کردن ظرف وجودی ام کار کنم تا به اهدافم در زندگی نزدیک تر شوم و زندگی را زیباتر ببینم و تجربه کنم!

    خدایا بینهایت شکرت برای این روزهای عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3111 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا تنها تو را می پرستم

    و تنها از تو یاری می خواهم

    خدایا مرا هدایت کن به راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی .

    سلام

    داشتم به صحبتهای استاد گوش میکردم و یه لحظه به خودم گفتم :

    واقعاً چرا من اینقدر وسواس دارم به غذایی که میخورم و همیشه با کیفیت ترین مواد غذایی را برای خودم تهیه میکنم و یکی از اولویت‌های من همین کیفیت تغذیه منه .

    چرا در مورد غذای روح به این وسواسی نیستم ؟

    دلیل منطقی که استاد در فایل گفتن هم کاملا درست و بجاست .

    چون من تاثیر غذا را از نظر کیفیت سریع در جسمم احساس میکنم .

    سریع واکنش نشون میدم .

    ولی در مورد غذای روح ، تاثیر ورودی نامناسب نیاز به یک فاصله زمانی داره تا تاثیرش در زندگی رویت بشه

    تازه زمانی هم که در زندگی شرایط ناجالب رخ میده ما معمولاً میزاریم به حساب شانس و تاثیر عوامل بیرونی دیگه .

    وقتی من به طور صد درصد باور داشته باشم که :

    به هر چیزی توجه کنم ، همون وارد زندگیم میکنم.

    خیلی حواسم به کانون توجه و به غذایی که به ذهنم میدم ، هست .

    از خدا هدایت میخوام که منو هدایت کنه تا بتونم تمام وقتم و تمام تمرکزام بزارم روی آن چیزی که به من قدرت میده.

    توجه به آن چیزی که منو رشد میده .توجه به خواسته هایم .

    سپاسگزاری از نعمتهای زندگیم .

    چقدر دوره هم جهت با جریان خداوند داره به من

    در این مسیر کمک میکنه

    که کانون توجه ام را کنترل کنم و در مومنتوم مثبت باشم .

    وقعاً ارزش داره روی خودم کار کنم، این را الان دارم درک میکنم چون زندگی الان من هیچ ربطی به گذشته نداره و من هر روز دارم فضل جدیدی از زندگی را تجربه می‌کنم.

    استاد برای این فایل سپاسگزار شما هستم .

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    به نام خدا

    گام هفتم

    ما در مورد غذای جسممون بسیار وسواس به خرج می‌دیم ولی چرا در مورد ورودی‌های ذهنمون خیلی مراقب نیستیم که چه آهنگی گوش می‌کنیم چه صدایی رو می‌شنویم چه کتابی رو می‌خونیم چه فیلمی رو نگاه می‌کنیم چه سریال‌هایی رو می‌بینیم با چه آدم‌هایی صحبت می‌کنیم اصلاً داریم به چی توجه می‌کنیم به بیماری یا به سلامتی

    به فقر یا به ثروت

    خیلی راحت اخبار رو می‌شنویم اخباری که همش در مورد مشکلات و بدبختی و گرونی و معضلات جهان و جنگ و تروریسمه و اجازه میدیم که گوشمون به راحتی این ورودی‌ها رو دریافت کنه

    اصلا هم مراقب نیستیم و مراعات نمی‌کنیم

    وقتی ما به چیزی توجه میکنیم فرکانسی رو در مورد همون موضوع به جهان هستی ارسال می‌کنیم و جهان هستی اتفاقات شرایط و موقعیت‌هایی رو برامون به وجود میاره که اساسش همون فرکانس‌های ارسالی ماست، یعنی زندگی ما رو داره رقم می‌زنه

    ما وقتی یه غذایی که حتی خیلی تمیز باشه و به ذائقه ما خوش نیاد اگه اونو بخوریم همون لحظه تاثیرش رو احساس می‌کنیم چندشمون میشه و از اون غذا بدمون میاد

    و همون لحظه تاثیر اون انتخاب نامناسب رو یا غذای نامناسب رو می‌بینیم

    ولی وقتی که به یک موضوعی توجه می‌کنیم به یک موضوع نامناسب به مغزمون به ذهنمون میدیم ما همون موقع تاثیرش رو نمی‌بینیم هفته‌های بعد ماه‌های بعد تاثیرش رو می‌بینیم و چون یک فاصله زمانی بین زمانی هست که ما به موضوعات نامناسب فیلم‌های نامناسب اخبار نامناسب دیالوگ‌های نامناسب بحث‌های بیهوده با همدیگه وقتی این کارو می‌کنیم همون موقع که بلا سرمون نمیاد از اون آسمون بیفته توی سرمون نابود بشیم زمان می‌بره یواش یواش این کانون توجه ما اتفاقاتی مشابه با اونو میاره اخبار بیشتر رو وارد زندگیمون می‌کنه

    وقتی شما به یک موضوع نامناسب یا مناسب فرقی نمی‌کنه توجه می‌کنید خیلی زود توی مدارش قرار می‌گیرید و از در و دیوار اساس اون موضوع هی بیشتر و بیشتر به شما نشون داده میشه،

    و بعد از مدتی تاکید می‌کنم بعد از مدتی آثار عینیش رو در زندگیتون می‌تونید ببینید

    اما این فاصله زمانی باعث می‌شه خیلی از ما نتونیم ارتباط دقیق بین ورودی‌های ذهنمون و نتایج و اتفاقات و شرایط و بلاهایی که سرمون میاد رو درک کنیم چون فاصله زمانیش زیاده و خیلی از افراد میان تفاسیر مختلفی دارن چون فاصله‌اش زیاده

    مثلاً میگن شاید بدشانسیه شاید خدا خواسته شاید اینجوری بوده یعنی هزار تا ایده و دلیل دیگه براش دارن غیر از اون دلیل درست و اصلیش که تو خودت داری غذای نامناسب به ذهنت میدی تو داری توجهت رو به چیزای نامناسب میذاری تو داری هر روز یه مشت آشغال و چرت و پرت وارد مغزت می‌کنی به چیزهایی توجه می‌کنی که اصلاً نمی‌خوای نامناسبه احساست رو بد می‌کنه گریه‌ات رو در میاره اشکت رو در میاره ناراحتت می‌کنه اوقاتت رو تلخ می‌کنه و این فرکانس رو داری به جهان هستی ارسال می‌کنی و جهان هستی هم اتفاقات شرایط موقعیت‌ها افرادی رو برات میاره تو زندگیت که همسنگ و هم مدار با کانون توجه تو باشن

    پس از این به بعد سعی کنیم همونجور که مواظب غذامون هستیم مواظب باشیم چی رو داریم به ذهنمون میدیم چه خوراکی رو داریم به خودمون میدیم

    چه افکاری رو داریم در ذهنمون می‌سازیم چه باورهایی رو داریم در ذهنمون ایجاد می‌کنیم و بدونیم که تمام اتفاقات بدون استثنا در زندگی ما به واسطه آن چیزی است که داریم بهش توجه می‌کنیم

    خدا هم که این جهان رو خلق کرده این قوانین رو بر جهان وضع کرده خود خدا بارها به صدها شکل مختلف داره توی قرآن میگه که اونچه که بهش توجه می‌کنی اونچه که داری بهش فکر می‌کنی همون چیزیه که در زندگیت رخ میده چیزی که پیشاپیش به جهان هستی ارسال می‌کنی و تمام اتفاقاتی که توی زندگی شما میفته به خاطر آنچه است که خودتون انجام دادید و خداوند بر بندگانش ظلمی نداره

    سعی کنیم از شبکه‌های اجتماعی دوری کنیم این چیزهایی که توی شبکه‌های اجتماعی پخش میشه هر جمله‌اش داره انسان‌ها رو از موفقیت دور می‌کنه از خوشبختی سلامتی ثروت سعادت دور می‌کنه

    اما چون فاصله زمانی بین اتفاقاتی که وارد زندگی ما میفته و کانون توجه ماست خیلی از ما اونو درک نمی‌کنیم

    پس اگر می‌خواید پیشرفت کنید و موفق بشید باید تمام وجودتون رو بذارید برای این کار باید تمام تمرکزمون رو بذاریم روی توجه به نکات مثبت توجه به آنچه که به ما قدرت میده اجازه بدیم که کانون توجه شما به سمت خواسته‌هاتون بره اجازه بدید که باورهای مخرب و محدود کننده گذشته با تغییر افکار با تغییر کانون توجه اونا هم تغییر کنن و بعد زندگیتون رو نگاه کنید به خدا ارزشش رو داره هر چیزی رو که بخواهید به شما داده می‌شه، ما روزی 8 ساعت کار می‌کنیم برای اینکه بتونیم یه لقمه غذا داشته باشیم من به شما قول میدم که اگر بتونید روی باورهاتون کار کنید اگر روی کانون توجهتون کار کنید اگر متعهد باشید که چه افکاری رو به ذهنتون می‌دید، و به دنبال این باشید که افکار مناسبی که احساس بهتری به شما میده متعهد باشید که فقط اون افکار رو به ذهنتون بدید به شما قول میدم زندگی شما به سمتی میره به شرایطی میره که از در و دیوار ثروت و سلامتی و خوشبختی و سعادت وارد زندگیتون میشه بدون اینکه اصلاً بخواهید کار خاصی انجام بدید چون ساز و کار جهان اینه

    وقتی که تو میشی آهنربای عشق آهنربای دوست داشتن آهنربای خوش شانسی آهنربای موفقیت آهنربای ثروت انرژی‌هایی رو به سمت خودت جذب می‌کنی اتفاقاتی رو جذب می‌کنی شرایط و موقعیت‌هایی رو جذب می‌کنی که فقط عشق و زیبایی و ثروت و خوشبختیه

    پس براش زمان بزارید براش وقت بذارید براتون مهم باشه و بدونید که تمام اتفاقات رو داره کانون توجه من به وجود میاره من باید همون وسواسی که به غذا خوردن دارم در مورد کانون توجهم داشته باشم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: