داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1 - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    نکاتی که از این فایل ارزشمند دریافت کردیم:

    -با داشتن باورها و افکار مناسب شرایط اتفاقات افراد ایده ها به سمت ما برای تحقق اهدافمان هدایت می شوند

    -خداوند همواره در حال هدایت ما به سمت خواسته هایمان است

    -هنگام درخواست از خداوند به نشانه های الهی توجه کرده و به الهامات خود عمل کنیم

    -خداوند تمام کارها را به آسانی با داشتن باورهای مناسب برای ما انجام می دهد

    -همه ی ما هر لحظه در حال هدایتیم و هر لحظه آن را فراموش می کنیم

    -با توجه به اتفاقات مثبت رخ داده شده برایمان هدایت های الهی را مرتبا به خود یاد آوری کنیم

    -در مورد هدایت ها ی خداوند مرتبا با خودمان و دیگران صحبت کنیم

    -به میزانی که به خداوند ایمان و باور داشته باشیم به همان میزان مشمول دریافت هدایت های خداوند می شویم

    -با داشتن باورهای مناسب بر روی شانه های خداوند نشسته و او ما را به بهترین و آسانترین مسیرها هدایت می کند

    -با ایجاد باورهای توحیدی مشمول لطف و رحمت الهی قرار می گیریم

    -متناسب با باورها و افکارمان در مدارهای متفاوتی قرار داشته و به محض تغییر آنها به مدارهای بالاتر هدایت می شویم و در مدارهای بالاتر نعمت سلامتی ثروت روابط خوب بیشتری قرار دارد

    -رحمت و مهربانی بی حد خداوند برای تمام افراد است اما تنها کسانی آن را دریافت می کنند که با باورها و افکار مناسب در مدار مناسب قرار گیرند

    -بی نهایت مثال نتایج و اتفاقات در تجربیات گذشته ی زندگی خود از هدایت ها هم زمانی ها لطف و مهربانی خداوند مشاهده می کنیم

    -به اندازه ای که قلب خود را باز کرده به خداوند ایمان و باور داشته باشیم اتفاقات را قضاوت نکرده به نشانه ها الهی توجه داشته به ایده های الهام شده عمل می کنیم و مشمول هدایت های خداوند می شویم

    -به جای حساب کردن بر عقل و منطق بر هدایت های خداوند و قلب خود حساب کنیم

    -تجربیات نامناسب منطق و عقل ما جلوی هدایت های خداوند را می گیرند

    -عمل کردن به ایده های الهامی خداوند نتایج بسیار بزرگ و متفاوت از سایرین برای ما در بر دارد

    -با در نظر گرفتن هدایت های خداوند نیاز نیست کار خاصی انجام شود

    -اجازه دهیم خداوند کارها را برای ما انجام دهد

    -اجازه ی ما: داشتن ایمان داشتن توکل و باور به این است که ما همواره در حال هدایت توسط خداوند هستیم

    -با هیچ منطق و علمی نمی توانیم دلیل رخ دادن اتفاقات را متوجه شویم در آینده با بررسی مجدد آنها درک می کنیم این اتفاق به ظاهر بد تا چه اندازه برای ما خیر و خوبی به همراه داشته و تحقق اهدافمان بدون وجود آنها امکان پذیر نبوده است

    -به محض تعهد به تحقق اهداف توسط خداوند به مسیر چگونگی آن هدایت می شویم

    -به چگونگی از چه طریق و چه زمانی برای تحقق اهداف خود فکر نکنیم با داشتن باورهای مناسب به سمت تحقق اهداف خود هدایت می شویم

    -قدم های اولیه برای تحقق اهداف با داشتن افکار و باورهای مناسب به ما گفته خواهد شد

    -خداوند همواره با ما از هزاران طریق صحبت می کند با داشتن باورها و افکار نامناسب هدایت های او را درک نمی کنیم

    -برای فهم آیات قرآن توجه کنیم: قرآن کتابی است که پیامبر متناسب با باورها و افکار خود درک کرده است

    -خداوند هر لحظه در حال هدایت ماست اما هر فرد با توجه به شرایط خود و مداری که در آن قرار دارد آن را درک می کند

    -خداوند آگاهی کل و مطلق است ما با توجه به مدار خود آگاهی های الهی را دریافت می کنیم نه بیشتر

    -مهم ترین عامل تحقق اهداف رعایت قانون تمرکز است اگر مسیر کنونی ما با اهدافی که برای خود تعیین کرده ایم هم جهت نیست آن را متوقف کنیم

    -هدف اصلی مان را بهبود و رشد شخصیت و بزرگ شدن ظرف وجودیمان قرار دهیم

    -اهداف ما باید تمام تجارب عالی را همزمان با هم در بر گیرند

    -هدف خود را به تنها موفق شدن در یک بعد خاص مانند مسائل مالی معطوف نکنیم

    -از خداوند درخواست داشتن موفقیت در تمام حوزه ها از سلامتی گرفته تا ثروت را تقاضا کنیم

    -همواره از خداوند درخواست های زیاد داشته باشیم

    -تجربیات زندگی ما باید وسیع گسترده و در تمام ابعاد ممکن باشد

    -سعی کنیم در تمام ابعاد ظرف وجودی خود را وسیع و گسترده کنیم

    -اگر قصد تحقق اهداف خود را داریم در ابتدا باید مسیرهای نا هم جهت با خواسته هایمان را حذف کنیم

    -اگر قصد تحقق اهداف خود را داشته اما تمرکز ما بر سایر حوزه ها معطوف باشد به آنها دست نمیابیم

    -ایده های الهامی خداوند ممکن است غیر منطقی به نظر برسد

    -برای گسترش کسب و کار خود قانون تکامل را درک و رعایت کنیم

    -به جای همواره به دنبال ثروت بیشتر بودن خود را تجربه کنیم مهاجرت کنیم ابعاد وسیع تر از وجود خود را یافته و درک کنیم

    -اولویت اصلی خود را آزادی قرار دهیم

    -برای تحقق اهدافمان باید آمادگی لازم را پیش از تحقق و دریافت آنها با حذف مسائل نامرتبط ایجاد کنیم

    -اگر قصد تحقق اهداف مان را داریم باید کانون توجه خود را تنها به سوی هدف خود معطوف کنیم

    -به هر چیزی توجه کنیم به همان سمت هدایت می شویم

    -تحقق اهداف نیازمند و مستلزم تمرکز 100 درصد بر روی آنهاست

    -با قدرت و تعهد 100 درصد اقدام به تحقق اهداف خود کنیم

    -برای تحقق اهدافمان اطلاعات و ورودی های ناهم جهت را به طور کامل حذف کنیم

    -با کار کردن مداوم بر روی باورها و افکارمان به محض خارج شدن از مسیر خداوند ما را هدایت کرده و به مسیر اصلی باز می گردیم

    -خداوند قدم به قدم ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند

    -با داشتن تجارب متفاوت می توانیم به خواسته های واقعی خود بهتر و بیشتر پی ببریم

    -با داشتن باورهای مناسب خداوند ما را به آزادی زمانی مکانی و مالی هدایت می کند

    -هدایت های الهی از زبان افراد مختلف به ما گفته خواهد شد

    -اگر به ایده های الهامی خداوند ایمان و باور داشته باشیم همان لحظه با دریافت کوچکترین نشانه ها به آنها عمل می کنیم

    -مواجه شدن با چالش ها و تضادها با داشتن افکار و باورهای مناسب در نهایت به نفع ما تمام می شود

    -کسی که به خداوند توکل کند خداوند برای او کافی است

    -توحید به معنای باج ندادن به افراد شرک نورزیدن و باور به این است که افراد کوچکترین تاثیری در اتفاقات و نتایج زندگی ما ندارند هر اتفاق به ظاهر بد در نهایت به نفع ماست

    -زمانی که اتفاقات به ظاهر نامناسب را کنار هم قرار می دهیم مشاهده می کنیم تمام آنها در نهایت برای تحقق اهدافمان و به نفع ما رخ داده است

    -با داشتن باورها و افکار مناسب اتفاقات ناخواسته در راستای تحقق اهداف ماست

    -هنگام مواجه شدن با تضادها باید باور داشته باشیم آنها به نفع ما تمام می شوند تا بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم

    -باور داشته باشیم خداوند که شرایط زندگی کنونی ما را در تمام حوزه ها متحول کرده می تواند اتفاقات آینده ی زندگی ما را نیز متحول و دگرگون کند

    -از تک تک لحظات خود لذت ببریم با توکل و ایمان به خداوند اجازه دهیم ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت کند

    -اتفاقات به ظاهر بد با تغییر نگاه از زاویه ی متفاوت به ما انگیزه برای رشد و پیشرفت بیشتر می دهد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 396 روز

    به نام خدای عاشق

    خدایی که عشق را آفرید ومن را به عشقِ خودش زنده کرد.

    خدای بخشنده ی فراوانی،مهربان وعاشق

    سلام استادجانم وخانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانِ جان ودلم دراین سایتِ توحیدی ومقدس.

    داستانِ هدایت

    مواد لازم:

    1.یک عدد بطری حاوی موادشوینده

    2.سوالِ یک عزیز(موردِ رحمت خدا قرار گرفتی ؟ یا خودت ساختی؟)

    طرز تهیه:

    همین که استاد بطری حاوی موادشوینده را دربیرون از خانه دید باخودش گفت اومده بیرون تامن همراهم ببرم وداستان هدایت از اینجا شروع می شود

    که

    یک روزی یک جایی استادجانم درحال رشد وگسترش وتوسعه ی کارش بود کاری که ماهیانه بالای 30 میلیارد درماه درآمد خالص داشت بعد یک دفعه ده روز مانده به خرید ویژه ،سایت بنا بدلایلی بسته می شود حالا استاد چکار میکنه؟

    با باور وایمان وتوکل به خدا می گوید:

    الخیروفی ماوقع

    درهراتفاق به ظاهر بد ،خیری نهفته است.

    اینجا بود که داستان مهاجرت استاد شروع می شود.

    عدوشود سبب خیر اگر خدا خواهد.

    یک نفراومد که به خیال خودش به استاد جانم

    ضربه بزند نه تنها ضربه نزد بلکه باعث به پرواز درآوردن استاد ورسیدن به اهداف وخواسته هایش شد.

    حالا استاد درجریان مهاجرت بنا بدلایلی کارت بانکی اش که تمام پولِ خرید خانه وماشین درآن بود ،مسدود می شود

    حالا استاد چکار کرد؟

    گوش به هدایت وعمل

    خانم شایسته جانم گفت این نشانه خداست که بریم آمریکا(برای رفتن نیاز به کارت بانکی نداریم)

    حالا در جریان رفتن به آمریکا چه اشخاصی وسیله ی هدایت ازطرف خدا می شوند که استاد به راحتی در فلوریدا اقامت بگیرند وسالیان سال به خوبی وخوشی زندگی کنند.

    من داستانِ هدایت را خیلی خلاصه گفتم ولی این داستان اینقدر شنیدنش جذاب وشیرین است که هر چی گوش دادم سیر نشدم.

    خدایا شکرت بابت باران رحمتت که برمن وهمه ی عزیزانم دراین سایت می باری وما را بااین آگاهی ها هرروز تازه تر وخوشحال تر می کنی.

    خدایا شکرت بابت وجود استاد جانم وخانم شایسته جانم درزمان زندگی وحیاتم.

    خدایا شکرت بابت داستانِ هدایت که باعث شد من هم ایمان وباورم بیشتر و ظرف ذهنی ام بزرگتر بشه واز چشمه ی زلال هدایت بنوشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    م امیری گفته:
    مدت عضویت: 2703 روز

    سلام و درود بر استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنیی

    امروز صبح فایل«هدایت الهی1 » رو گوش میدادم

    وقتی استاد هر چی میگفتن باز ارجاع میدادن به جاهایی که هدایت شدن، باز میدیدن و می‌دیدم که همه چی توسط هدایت شکل گرفته، سکوت کردم

    داستان این فایل هم از این اینجا نشات گرفته بود که یکی از دوستان تو اینستاگرام از استاد پرسیده بودن شما چطور با این سن به این همه درک و آگاهی رسیدین، انگار که 900 سال سن دارین

    و هی استاد از هدایت میگفتن از اینکه همه چی هدایت بود

    آشنایی با افراد، خرید ملک، فایل های که میذارن روی سایت و….

    و این داستان برام من غریب بود

    دیدم من که زندگیم هموار نیس

    منی که زندگیم پر از کمبوده

    منی که تو هر سه ضلع سلامی/ثروت و ارتباطات موندم چقددد نامأنوسم با موضوع هدایت

    مسیله نامأنوسی من با هدایت مثل زمانی بود وارد سایت استاد شده بودم و همه چی برام گنگ و نامأنوس بود…

    فراوانی: چند روز پیش به ساختمان های شهر نگاه کردم که خدا می‌دونه چندتا هست بعد بخودم گفتم خدایا شکرت بابت این فراوانی

    باز بخودم گفتم کدوم فراوانی؟

    اینها که هر کدوم برای یه نفره، پس فراوانی نیس!!

    متوجه شدم 2 بازوی اساسی دارم که عضله هاشو ضعیفه مثل اون زمان که از گچ در میاری میبینی لاغر و ضعیف و نحیف شدن، دقیقا عین 2 تا دستام

    بنام عضله درخواست و عمل به هدایت/ و عضله باور به فراوانی

    که خدا رو شکر امروز متوجه شدم در این وضعیت هستن و باید تو لیست کارهای جهاد اکبر بذارمشون

    از احساس امروز می‌نویسم:

    خدایا من 8 الی 9 ساله ازدواج کردم و اکثر مواقع احساس کردم اگر بخوام پیشرفت کنم باید تنها باشم

    باید بدون همسر و بچه باشم

    هی تو ذهنم تداعی میشه اگه جدا شیم من رشد بهتری دارم

    بهتر بگم خیلی از مواقع حسم اینه که نرسیدن ها، نشدن ها، رو بدلیل حضور همسر و فرزند و کلا ازدواجم می‌دونم

    مثال میزنم که بعد ها بهتر متوجه منظورم بشم

    مثل فردی هستم که مثلاً تو روستا زندگی می‌کنه و کارش فروش هست

    فروش نداره، میگه چون تو روستا هستم، مشتری نمیاد میگه چون تو روستام، نت نداره میگه چون تو روستام، یعنی کل مسایلش بدلیل تو روستا بودنش هست بهمون دلیل دست به تغییر از سمت خودش نمیزنه، روی ارتباطاتش کار نمیکنه،روی ایمانش کار نمیکنه و…

    تا اینکه دیشب بخودم گفتم مگه تو یکی از خواسته هات از خداوند رابطه و ارتباطات بهتر نیس؟ خب اگه آره ازدواج و داشتن

    حال خوب هم یکی از ایتم های ارتباطات بهتر هست چرا چیزی که داری رو قدر نمیدونی که بعد بخوای دنبالش بدویی؟!

    سلام و درود بر استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنیی

    امروز صبح فایل«هدایت الهی1 » رو گوش میدادم

    وقتی استاد هر چی میگفتن باز ارجاع میدادن به جاهایی که هدایت شدن، باز میدیدن و می‌دیدم که همه چی توسط هدایت شکل گرفته، سکوت کردم

    داستان این فایل هم از این اینجا نشات گرفته بود که یکی از دوستان تو اینستاگرام از استاد پرسیده بودن شما چطور با این سن به این همه درک و آگاهی رسیدین، انگار که 900 سال سن دارین

    و هی استاد از هدایت میگفتن از اینکه همه چی هدایت بود

    آشنایی با افراد، خرید ملک، فایل های که میذارن روی سایت و….

    و این داستان برام من غریب بود

    دیدم من که زندگیم هموار نیس

    منی که زندگیم پر از کمبوده

    منی که تو هر سه ضلع سلامی/ثروت و ارتباطات موندم چقددد نامأنوسم با موضوع هدایت

    مسیله نامأنوسی من با هدایت مثل زمانی بود وارد سایت استاد شده بودم و همه چی برام گنگ و نامأنوس بود…

    فراوانی: چند روز پیش به ساختمان های شهر نگاه کردم که خدا می‌دونه چندتا هست بعد بخودم گفتم خدایا شکرت بابت این فراوانی

    باز بخودم گفتم کدوم فراوانی؟

    اینها که هر کدوم برای یه نفره، پس فراوانی نیس!!

    متوجه شدم 2 بازوی اساسی دارم که عضله هاشو ضعیفه مثل اون زمان که از گچ در میاری میبینی لاغر و ضعیف و نحیف شدن، دقیقا عین 2 تا دستام

    بنام عضله درخواست و عمل به هدایت/ و عضله باور به فراوانی

    که خدا رو شکر امروز متوجه شدم در این وضعیت هستن و باید تو لیست کارهای جهاد اکبر بذارمشون

    از احساس امروز می‌نویسم:

    خدایا من 8 الی 9 ساله ازدواج کردم و اکثر مواقع احساس کردم اگر بخوام پیشرفت کنم باید تنها باشم

    باید بدون همسر و بچه باشم

    هی تو ذهنم تداعی میشه اگه جدا شیم من رشد بهتری دارم

    بهتر بگم خیلی از مواقع حسم اینه که نرسیدن ها، نشدن ها، رو بدلیل حضور همسر و فرزند و کلا ازدواجم می‌دونم

    مثال میزنم که بعد ها بهتر متوجه منظورم بشم

    مثل فردی هستم که مثلاً تو روستا زندگی می‌کنه و کارش فروش هست

    فروش نداره، میگه چون تو روستا هستم، مشتری نمیاد میگه چون تو روستام، نت نداره میگه چون تو روستام، یعنی کل مسایلش بدلیل تو روستا بودنش هست بهمون دلیل دست به تغییر از سمت خودش نمیزنه، روی ارتباطاتش کار نمیکنه،روی ایمانش کار نمیکنه و…

    تا اینکه دیشب بخودم گفتم مگه تو یکی از خواسته هات از خداوند رابطه و ارتباطات بهتر نیس؟ خب اگه آره ازدواج و داشتن

    حال خوب هم یکی از ایتم های ارتباطات بهتر هست چرا چیزی که داری رو قدر نمیدونی که بعد بخوای دنبالش بدویی؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    سلام بر همه عزیزان

    روزشمار 123 روز سوم فصل پنجم

    همیشه عالی ترین فایل ها و در زمان درست و بجا دسته بندی میشه انگار فقط برای من یکنفر

    خدایا شکرت

    این فایل و خیلی دوسش دارم حالت داستان طور مثال های واقعی و میشه حتی گفت قرانی از زندگیتون که برامون قانون و توحید خیلی خیلی بهتر جا میندازه

    نکاتی که برداشت کردم

    « تو زندگیتون خودتون و به جریان اللهی بسپارید»

    « برای هدایت ها و نشانه ها از طرف خداوند ذوق کنید و تاییدش کنید( اشاره پیام استاد به عزیز دلشون در رابطه با هدایتی دیدن بطری)»

    «اگه به این اعتقاد داشته باشی که خدا هر لحظه هدایتت میکنه خدا داره اینکار و انجام میده ما باید مقاومتمون و از تجربیات گذشته و منطق های اشتباه قبلمون کنار بزاریم و اجازه بدیم خدا هدایتتمون کنه»

    «سعی کن ظرفتو بزرگتر کنی (روحتو) فقط این نباشه بخوای پول روی پول بیاری»

    «خدا اگه کسی رو بخواد بالا ببره هیچ کس و هیچ عامل دیگه ای نمیتونه اونو پایین بکشه (داستان سایت و عدو شود سبب خیر) »

    بارها تو کامنتهام تا جایی که یادم بوده هدایت ها و‌نشانه های خداوند و نوشتم اگه هم اینجا نبوده تو دفترم راجع بهش نوشتم و وقتی خودمو به جریان اللهی سپردم بهترین تجربه ها بهترین لحظه ها رو تجربه کردم و داشتم

    خدایا شکرت ممنونم ازتون استاد عزیزم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فاطمه نامی گفته:
    مدت عضویت: 117 روز

    «استاد عزیز،

    من در مسیر زندگی دستاوردهای زیادی داشته‌ام؛ کسی هستم که بعد از 17 سال ترک تحصیل توانستم دوباره به دانشگاه برگردم و لیسانس بگیرم، معلم شوم، کتاب بنویسم، درآمد داشته باشم و قدم‌های بزرگی در مسیر رشد شخصی و اجتماعی بردارم. این‌ها همه برای من نشانه‌هایی از لطف و هدایت الهی بوده‌اند.

    اما امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ام که قلبم پر از آرزو و در عین حال پر از نگرانی است. من برای تاسیس مدرسه‌ای تلاش کردم، اما به دلیل نداشتن سرمایه و فراهم نشدن وام، ملکی را که انتخاب کرده بودم از دست دادم. حالا تنها 6 ماه دیگر فرصت دارم تا مجوز مدرسه‌ام باطل نشود. این زمان کوتاه برایم مثل یک آزمون بزرگ است: آیا می‌توانم در این فرصت مدرسه را راه‌اندازی کنم؟ آیا خداوند مرا در این مسیر هدایت خواهد کرد؟ و من چه ایمانی باید نشان دهم تا این هدایت را دریافت کنم؟

    گاهی با خودم فکر می‌کنم شاید اگر بیشتر ایمان داشتم، اگر ترس را کنار می‌گذاشتم و حتی با فروش طلا یا قرض گرفتن قدمی برمی‌داشتم، خداوند باقی مسیر را برایم هموار می‌کرد. اما من عقب کشیدم و امروز با حسرتی سنگین مانده‌ام. در این میان، شنیدن فایل‌های شما برایم مثل نوری در تاریکی است؛ هر بار که سخنانتان را می‌شنوم، امید و انگیزه در دل من زنده می‌شود، اما در عمل حرکتی نمی‌کنم. روزها می‌گذرد و من در خانه می‌مانم، ناامیدتر می‌شوم، بیشتر غذا می‌خورم و انگیزه‌ام کمتر می‌شود.

    استاد عزیز، این پیام را نوشتم تا صادقانه بگویم در چه وضعیتی هستم. من موفقیت‌های بزرگی داشته‌ام و می‌دانم توانایی ساختن مدرسه را هم دارم، اما اکنون به راهنمایی نیاز دارم. می‌خواهم بدانم در این فرصت کوتاه چگونه می‌توانم ایمانم را نشان دهم تا هدایت الهی شامل حالم شود. می‌خواهم یاد بگیرم چگونه از این حالت رکود بیرون بیایم و دوباره به مسیر ایمان و تلاش بازگردم.

    از شما سپاسگزارم که با تجربه‌ها و سخنانتان چراغی برای دل‌های مشتاق هستید. امیدوارم این پیام را به‌عنوان صدای یک شاگرد مشتاق بپذیرید که هنوز امید دارد، هنوز ایمان دارد، و تنها به راهنمایی نیاز دارد تا دوباره برخیزد و مدرسه‌ای را که آرزویش را داشته، به حقیقت تبدیل کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امید گفته:
    مدت عضویت: 3862 روز

    سلام استاد واقعا ممنون

    عجب فایلی شد و کلی ازش استفاده خواهیم کرد و به نظرم میشه گفت توحید عملی ۷ بود

    اینکه میگید در تمامی دوره ها در خصوص موفقیت ؛ که موفق شدن آسان است و اینکه تقلا نکنیم واقعا همینطوره

    ما واقعا احتیاج داریم که یادآوری کنیم با خودمون هدایت هایی که همیشه بوده برای همه ما و اول ذوق زده شدیم و بعدش دیگه عادی شده برامون و احتیاج داریم بشنویم این هدایت ها از شما و دوستان سایت و ….

    وعلیرعم اینکه قانون میگه اگر تمرکز کنیم و بخواهیم بشنویم و ببنیم هدایت الهی رو تو مدارش قرار میگیریم

    یه پیشنهاد : 🤩🤩🤩

    به نظرم صفحه یا آیکونی را در سایت اضافه کنید که همه ما بیایم صرفا نکات مربوط به هدایت الهی را اونجا درج کنیم و انگیزه بگیریم و این مسیله توحیدی و این که اگر توکل کنیم به خدا کار ها انجام میشه و چطور انجام شده کار را ببنیم و در رو اونجا به اشتراک بزاریم و ایده بگیریم ( می دونم که در سایت قسمتی وجود داره که چطور هدایت شدیم به سایت یا نشانه‌ی من برای واضح‌ شدن قدم بعدی‌ام ) 😇😇😇😇😇😇😇😇😇😇

    بابت این که انقدر با جزییات کامل تعریف کردید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهرا فخرآیی گفته:
    مدت عضویت: 2119 روز

    سلام براستاد عزیز و تمامی همراهان دراین مسیر… من امروز سرکاربودم و دیدم شما فایل رو گذاشتید من حتی دلم طاقت نمیاورد ک برسم خونه و کلیپ رو ببینم سرکار حتی ۵ دقیقه ک میتونستم هنذفری رو روشن میکردم و گوش میدادم .چقد لذت بردم از مسیر زندگیتون گفتید و برای من واضح تر شد که چطوری باید به نشانه هام توجه کنم به اینک اصلا شاید من درتمام زندگیم درحال هدایت بودم و اسمش رو میذاشتم حس ششم قوی من،! این حس درمن موقع هایی بیشتره که وسیله ای رو جایی جابذارم .. یجور هدایت یه صدایی درمن میگ یه چیزی رو جا گذاشتی و اون لحظه نمیدونم چیه اما چنددقیقه بعد دقیقا متوجه میشم ک بله حسم درست بوده . ازخدای بزرگ ممنونم که با زبان و شیوه ی خودش باما حرف میزنه ازش ممنونم ک عاشقانه مراقب ماست و ما به اندازه ای که بهش نزدیکیم زبانش رو بهتر متوجه میشیم و اینکه استاد جسارت شما در پاسخ به هدایت ها واقعا تحسین آمیزه واقعا کار بزرگیه وقتی همه چیز عالیه و داره عالی تر میشه خودت رو به هدایت بسپری واین فرق آدمهای معمولی و موفقه. من درتاریکی محض باشما آشنا شدم حالم الان عالیه و این حال عالی میشه پیش زمینه ی همه چیز خوب ، خدا به همه ی ما این سطح از ایمان و درک رو عنایت کنه خداوند به همه ی ما از قدرت جسارت و پشتکار خودش عطاکنه خستگی ناپذیر و مطیعش باشیم …. استاد بی صبرانه منتظر جلسه ۲ هستیم …. درپناه خداوند باشید همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    الهه سجاد گفته:
    مدت عضویت: 3812 روز

    سلام و ادب خدمت استاد توحیدی

    و سلام خدمت خانم شایسته یار مهربان

    و سلام خدمت همه ی عزیزان

    ✋✋✋🌹

    واقعاً این که آدم نشانه‌ها را ببینه و پیغام خدا رو بگیره و هدایت خداوند را دریافت کنه و بفهمتش واقعا خیلی مهمه. از کارهای ریز گرفته تا کارهای درشت و اساسی.

    دوست دارم هدایتی که بلافاصله بعد از دیدن کامل فایل استاد در مورد هدایت ایشون به مایع شوینده در مورد خودِ من اتفاق افتاد رو تعریف کنم تا هم توی ذهن خودم ماندگار بشه و به قول استاد یادم نره و هم شاید به دوستان کمک کنه:

    من هم مثل استاد جدیدا” خیلی سعی میکنم در مورد اتفاقات روزمره با خودم حرف بزنم و قوانین را برای خودم توضیح بدم و یادآوری کنم. گاهی اوقات هم صدام رو ضبط می کنم و بعد به طور مکرر گوش می‌کنم به این دلیل که باورشون کنم .

    امروز بعد از دیدن و شنیدن فایل استاد با هندزفری مشغول شنیدن وویس های خودم شدم و همزمان اومدم سراغ کارهای آشپزخانه. وولوم صدای من در وویسی که انتخاب کرده بودم خیلی کوتاه بود و چون سروصدای ظرفها به محیط اضافه میشد با خودم گفتم که بذار کمی صداشو بلندتر کنم. همینطور که موبایل توی جیبم بود، دکمه افزایش صدا را فشار دادم که صدا زیاد بشه اما هیچ تغییری نمیکرد. چندین مرتبه این کارو کردم ولی نمیشد. تعجب کردم؛ نمی فهمیدم اشکال از کجاست که صدا زیاد نمیشه . بعد گوشی رو آوردم بیرون ، رفتم توی قسمت موزیک دوباره دکمه رو فشار دادم بازهم اضافه نشد . بعد پیام داد که اگه صدا را بلند کنیم به گوش آسیب میرسونه . پیامشو لغو کردم و صدا رو زیاد کردم و دوباره گذاشتم  توی جیبم و شروع کردم به کار کردن.

    بگو بعد چی شد؟ بلافاصله در عرض چند ثانیه رفت روی وویس بعدی. صدای حرف زدنم توی وویس بعدی این قدر زیاد بود که سه متر پریدم تو هوا .

    به خودم گفتم: دیدی! دیدی حواست به هدایت خداوند نبود! دیدی مقاومت داشتی!

    خدا نمی خواست تو صدای اونو زیاد کنی ولی تو اصرار کردی!

    و خدا به همین سادگی به آدم میگه که چکار بکن یا چکار نکن .

    واقعا توی جزئی ترین چیزها هم خداوند ما را هدایت می‌کنه …  و اما اینکه کارها برامون آسان و سریع و روان بشه به این بستگی داره که ما چقدر حواسمون به پیغامهای خدا هست؟؟

    خدا همیشه هست

    پیامبر اکرم میفرمایند: برترین ایمان این است که بدانی خداوند همه جا با توست.

    جالبه این حدیث را هم بعد از دیدن پست هدایت الهی استاد و اتفاقی که توضیح دادم، خداوند جلوی چشم من قرار داد. و باز هم نشانه

    نشانه ها یکی پس از دیگری

    نشانه ها هر لحظه

    نشانه ها همه جا

    👌👌👌

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    JUST GOD گفته:
    مدت عضویت: 2109 روز

    😘به نام خداوند هدایتگر 😘

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز که باعث شدن که فایلی به این زیبایی ضبط بشه و ما هم کلی درکمون از قانون بالا بره.خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    استاد جان باور کن شما بارها در مورد هدایت توی تمام فایل هاتون صحبت کردین و توی خود همین فایل که رب هر لحظه در حال هدایت ماست ولی ما چونکه همش نگاهمون به منطق و ذهن منطقیمونه در مدارش نیستیم که هدایت رب رو دریافت کنیم.و چقد زیبا بود این جمله تون که گفتین من خودم رو به جریان هدایت الهی سپردم و همین جمله رو که گفتین انگار ی پرده از ذهن منطقی من برداشته شد که بابا اصل هدایت ربه و ناخودآگاه این آیه قران اومد تو ذهنم (🤲ما را به راه راست هدایت فرما. راه آنان که به آنها نعمت دادی نه راه کسانی که بر آنها غضب کردی نه گمراهان🤲).

    خدایا شکرت به خاطر وجود استاد نازنینم که چقد داستان هدایت رو عالی درک کردن و دستی از دستان خدا شدن که ما هم درک کنیم توحید و یگانگی خداوند رو.

    چقد خوب مفهوم شرک و مشرک بودن رو برای ما جا انداخته که هر لحظه مراقب باشیم که روی هیچ کسی حساب باز نکنیم و اگرم کسی اومد به ما کمکی کرد بدونیم اون دستی از دستان خدا بوده.

    خدایا ممنونم بابت بودن در کلاس درس توحید و خودشناسی و درک هدایت الهی.

    استاد نازنیم و بانو مریم شایسته و تمام دوستانی که واسه این سایت زحمت میکشین از همتون ممنونم.در پناه رب و تنها قدرت جهان شادو سالم باشین🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سارا اقايي گفته:
    مدت عضویت: 2507 روز

    سلام استاده جان

    باایمان ترین بنده خداوند

    استاد همینجوری که تعریف میکنی من 4 ستون بدنم میلرزه

    وااای استاد از کجااین همه ایمان پیدا کردی

    تو چیکا کردی باخودت که به این درجه از ایمان رسیدی

    بخداازین همه چیزایی که تعریف کردی من هنوز که از خوندن این مطالب گذشته توی شوکم

    به خدا مغزم هنگ کرده

    باور کنید پیغمبرم انقد دل وجرات نداشته و به خدای خودش ایمان نداشته

    من مطمینم

    استاد چجوری بدون هیچ الگویی به این حد رسیدی

    وااای ما چقد خوشبختیم که تورو داریم خدایا شکرت

    ما الگویی چون شمارو داریم وبازم پاهامون یه جاهایی میلرزه ولی تو چیکار کردی

    خدایا ازت ممنونیم بابت داشتن همچین استادی خدایا شکرت

    استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل عالیت

    بی صبرانه منتظر ادامه فایل هستم

    چقدر دوست داشتنی هستید استاد بزرگوارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: