تسلیم بودن در برابر خداوند - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تسلیم بودن در برابر خداوند
    382MB
    59 دقیقه
  • فایل صوتی تسلیم بودن در برابر خداوند
    57MB
    59 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

934 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3664 روز

    خدایا من به هر خیری که از طرف تو به من برسد محتاجم

    سلام و درود بر استاد عباس‌منش عزیز

    صبح روز جمعه بمحض اینکه خواستم وارد سایت بشوم با پیام:

    challenges.cloudflare.com را لغو کنید

    روبرو شدم و این علامت قرمز رنگ مانع ورود من به سایت می‌شد و هرچقدر تلاش کردم موفق به ورود نشدم و از آنجائیکه من هرروز بایستی به سایت سر بزنم و از آگاهی‌های اون بهره‌مند بشوم ابتدا احساسم بد شد از اینکه امروز که روز تعطیل است و فرصت مناسبی هست برای بودن در سایت را به این شکل از دست دادم

    ابتدا شروع کردم به سرچ کردن خطای مذکور در اینترنت ولی راه‌حلی بدست نیاوردم،

    به یکی از همکارانم که در زمینه کامپیوتر تخصص دارد هم پیام دادم که باهاش تماس بگیرم ولی جواب نداد

    بعد یاد صحبت‌های استاد افتادم که میفرمودند هروقت به چالشی برمی‌خوردند یا کاری برای ایشان بسختی پیش می‌رفت، اون کار را رها می‌کردند و بسراغ تفریح و خوشگذرانی میرفتند و به‌یاد یکی از قسمت‌های سریال سفربه دور آمریکا افتادم که استاد قصد داشتند پله ورودی آر‌ وی را عوض کنند و وقتی نصب شد برعکس کار می‌کرد ولی کار را رها کردند و به دنبال تفریح و خوشگذرانی رفته و فردا صبح با هدایت خداوند شروع کرده و یکنفر که در این کار تخصص داشت به کمک ایشان آمده و براحتی کار نصب پله ورودی را انجام دادند

    من هم گفتم حالا که با لب‌تاپ نمیشه به سایت وارد شوم با گوشی موبایلم وارد میشوم و شروع کردم به خواندن کامنت‌ها

    وقتی دیدم که با موبایلم توانستم وارد سایت بشوم فهمیدم که مشکل از مرورگر من می‌باشد و بالاخره میتوانم با هدایت خداوند مشکل را حل کنم

    بعدازظهر همکارم با من تماس گرفت و مشکل را برای او مطرح کردم ولی او هم متوجه ایراد کار نشد و راهنمایی‌های وی کارساز نشد

    من هم دیدم که کار بسختی در حال انجام شدن است بخداوند گفتم خدایا من به این خواسته چسبیده‌ام و برای همین این کار به این سختی و دشواری در حال پیش رفتن است که الهامی دریافت کردم که می‌گفت تو رها کن و فعلا از مرورگرهای دیگر استفاده کن تا من بموقع بهت بگم چکار کنی

    من هم رها کردم و بسراغ مرورگر دیگری رفتم و براحتی وارد سایت شدم

    در آخر شب که میخواستم کامپیوتر را خاموش کنم یک حسی بهم گفت به فلان شخص زنگ بزن اون میتونه براحتی کمک کرده و این مشکل را حل کنه و من یک پیام دادم و بلافاصله بهم زنگ زد و مشکل را گفته و از پشت تلفن با چندگزینه که انجام دادم این مشکل حل شد و مجدد توانستم با همان مرورگر همیشگی وارد سایت بشوم

    این یک یادآوری بود برای من که هروقت رها کردم و کارها را بدستان توانمند خداوند سپردم او براحتی برای من کارها را به سرانجام خواهد رساند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    شمیسا عرب گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    استاد عزیزم نوری

    دوستان عزیزم اینقد خوشحالم اینقد حس خوب دارم که فقط به خودم گفتم شمیسا یکی از فایلای بهشتیه استادو باز میکنی و میای واسه دوستات مینویسی :

    دوست عزیزم نمیدونم کجای راهی ولی اگه داری این پیامو میخونی و دنبال نشونه بودی بیا تا بت بگم خدا چیکار کرده واسم

    اگه تضاد دیدی به هیچ وجه ممکن نا امید نشوووو

    به هیچ وجه خدا میخواد بهتر خواستتو درکش کنی

    روی باورای توحیدیتون تا میتونید کار کنید هرروز روح ما نیاز داره تا سیراب بشه از عشق

    ما لایق این عشقیم لایق مهر خداییم

    دوستان هرجایی که هستید بدونید بی حکمت نیست بخدا وصل بشید میبینید چطور‌مسیر رو‌براتون چیده بودههه

    باور داشته باشید که اگه واقعا قلبی از خدا بخواید میده به خودش قسم که بهتریناشو میده

    فقط صبر داشته باشید تکاملتونو طی کنید و باورتونو از دست ندید

    من یه دخترم تو بازاری بین رقبای مرد کار میکنم که هیچ اعتباری از خودم نداشتم

    خدا هزاران دسته باورتون نمیشه واسم معرف فرستاد واسم کساییو میفرسته که بهم کمک میکنن بدون درخواستی

    همین امشب خودم هنوزم باورم نمیشه به کسی که ماه پیش رفتم واسش کار کنم پیشنهاد همکاری دادم

    کی منو میشناخت کی واسم موقعیتای پیشرفت میسازه

    خوشحالم که شمارو دارم دوستان توحیدیه من که میتونم خوشحالیمو باتون به اشتراک بزارم ممنونم بابت پیامایی که میزارید

    بیاید بهم قول بدیم اگه حتی کوچکترین نشونه دیدیم بیایم بنویسیم ،خوندن یه جمله از خود شما

    تو همین کامنتا منو‌از‌ درگیریای ذهنی و ناامیدی نجات داد

    یادمه اولین روزی که وارد سایت شدم دکتر بهم گفت نتیجه آزمایشت خوب نیست و مشکوک به سرطانی

    دوستان مریضی من حتی خیر بود و بس

    الان مگه دیگه به مریضی توجهی میکنم اصلا

    استاد بین حرفاش یادمه یه جمله گفت مینویسم که باشه جمله اخرم

    میبینی بین تمام نا امیدیات یه سو سو نور کوچیک هست که میگه میشه

    اون نور خداست فقط کافیه جا نزنید و باورش کنید

    22:22 شب

    22بهمن 1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2837 روز

    سلام و هزاران سلام به استاد عزیزم

    استاد توحیدی چقدر تحسینتون میکنم استاد

    چقدر شکرگزارم برای وجودتون

    برای این مسیر برای این مدار برای این اگاهی ها

    خدایا شکرت:)

    امروز توسط عزیزدلم هدایت شدم به این فایل و نشستم با عشق دو ساعت پای این اگاهی ها

    و خااصه برداری و نوت برداری از حرفای شما

    فقط میتونم بگم استاد جقدر ما نااگاهیم

    خودمو میگم….

    چقدر فکز میکنیم حالیمونه

    چقدر فکز میکنیم همه چیو میدونیم

    خدایاااااا خداااااای بزرگم

    امروز باهام حرف زدی اونم چه حرفایی

    گفتی قبل از اینکه به چالش های بزرگتری بخوری

    اینقد از پیش خودت تصمیم نگیر

    گفتی خودتو بسپر به من

    گفتی تسلیم باش

    کفتی از مریم یاد بگیر چطور تسلیم شد و موسی و‌سپرد به دست اب

    گفتی از عباسمنش یاد بگیر چطور ایمقد به من وصل شد

    گفتی از ابراهیم یاد بگیر که او موحد بود و مشرک نبود

    تو گفته ها داشتی با من

    ان منم که باید گوش بسپرم و وحی منزلی بدونم و تلاش کنم تا بتونم به تو‌وصل بشم

    به قول استاد

    چه زمانی به فکز میوفتیم تا ازش کمک بخوایم و‌ ازش هدایت بخوایم ؟!؟؟

    زمانی کع به مشکلی خوردیم

    یا هر کاری کردیم جواب نداده

    یا اتفاقی برامون پیش میاد که از توانایی ما خارجه و اون موقع است که بهش میگیم

    هدایتمون کن که چیکار کنیم

    یادمه توی یه فایلی بود که استاده جان گفتن:

    چرا از همون‌ اولش ازش هدایت نخوایم که

    بعدش بریم دورامونو بزنیم

    همه کارارو‌بکنیم

    بعد به فکر این بیوفتیم که ما هیچی نمیدونیم

    واقعا دارم به این موضوع فکر میکنم

    چه کوخی دزون ماست

    با چه افکاری میریم جلو

    با چه باوری

    همون اول ازش هدایت نمیخوایم

    بعدش که همه کارامونو‌کردیم و همه دورامونو زدیم

    برمیگردیم به خودش میگیم

    کمکمون کن بگو چیکار کنیم

    نمیگم‌ادم یه دنده ای هستم یا خیلی لجبازم

    اما از وقتی که فهمیدم باید تسلیم باشم

    تلاش میکنم بتونم ذره ای تسلیم باشم اونم اگه درکش کنم

    یه داستانی میگم از خودم وقتی که تسلیم بودنمو نشون‌دادم و‌نتیجش چقدز شیرین بود :::/:::

    (حدود سه سال پیش میشه که من توی دفتری کار میکردم و در واقع یه جورایی شریک تجاری مدیر دفتر بوذم

    و توی تمام داستانای اداریش منو و امضاهای من بود و خب دفتر هم مربوط به بازارهای مالی میشد

    یه مدتی توی این بازارها فعال بودم و کار میکردم

    خداروشکر به اندازه ای که فعالیت داشتم

    رشد خوبی هم کردم

    چند ماه بعد از فعالیت با اون اقا

    حس عجیبی بهم گفت برو بهش بگو من دیگه نمیخوام باهات کار کنم

    از اون حسایی بود که استاد میگه خیلی قویه

    جوری که دست خودم‌ نبود

    صبح بیداز میشدم باهام حزف میزد

    شب میخواستم بخوابم بازم باهام حرف میزد

    طوری که یه جاهایی اعصابمو‌خورد میکزد و میگفتک خدایاااا خب اگه بگم نمیخوام کار کنم

    چطوری دیگه درامد‌داشته باشم

    و هزارتا منطق داشتم برای اینکه از اون کار نیام بیرون…..

    یه روز صبح یود داشتم پیاده روی میکزدم تا دفتز

    معمولا هر روز صبح ساعت 6 بیداز میشدم تا 7 پیاده برسم دفتر تا باز کنم دفترو

    چون گفتم هم شریک تجاری محسوب میشدم

    هم مشاور اونجا

    و اسمم هم توی لیست هییت مدیره بود

    همون روز بود که داشتم راه میرفتم اشوبی توی دلم افتاد و هیچ‌وقت یادم نمیره اون احساسو

    یه طور عیجبی بودم بهم ریخته بودم

    کفتم خدایا چیکار کنم

    کفت استفاء

    گفتم خدایااااا پوووول چییییی

    گفت بهت میدم

    گفتم خدایااااا پشت سرم چی حزف میزنند

    گفت به تو‌ربطی نداره

    گفتم خدایاااا مامان و بابام چی‌میگن بهم

    گفت اونشم به تو‌ربطی نداره

    گفتم خدایاااا میخوام باورت کنم

    گفت هر چی میگم گوش کن ایمانتو نشون‌بده

    گفتم چششششم

    وقتی رسیذم دفتر یه حس ارامش وصف ناپذیری داشتم

    درو باز کردم هنوز هیچکس نرسیده بود

    رفتم توی اتاقم پشت میزم نشستم

    سرمو‌گزاشتم رو میز و بهش گفتم خدایا به امید خودت میرم جلو

    دفتزمو باز کردم داشتم مینوشتم که اون اقا اومد

    براش داستان و‌تعریف کردم و گفتم دیگه میخوام روی پای خودم‌بایستم و دوس‌‌ دارم تنها کار کنم

    ایشون هم موافقت کزد و‌ الا نیوورد

    اومدم بیرون از دفتر هر آن جیزی که لازم بود و گزاشتم و‌ وسایل خودمو جمع کردم اومدم بیرون

    چند ماه بعدش دقیق خاطرم نیست چند ماه

    خبر رسید که اون اقارو گرفتن

    چون حجم عظیمی اژ پولهای مردم دستش بوده و‌بالا کشیده و به مردم نداده

    از اونجایی که من برای ایشون کار میکردم پولی دستش نداشتم

    وقتی این موضوع و‌فهمیدم

    سجذه شکر رفتم و گفتم الله و‌اکبر

    ببین تو چیزی‌و میدونستی که من هرگز بهش فکر هم نمیکزدم

    تایمی که من ایشون کار میکزدم روی سرش قسم میخوردن چون بس که کارش درست بود

    بعدش بنده خدا کم‌ اورد و دیگه نتونست پولای مردمو بده

    حزف از چندین میلیارد پول بود

    یه روزی از همین‌روزا بود که باهام‌تماس گرفته بودن که خانم کردی شما هم پاتون‌گیره

    چون جز هییت مدیره هستین

    منم گفتم هر کاری که نکردین‌برین‌ بکنید

    چون من مدت هاست‌نیستم

    و به خدا گفتم خدایا تو‌خودت منو کشوندی بیرون

    تو‌هدایتم کزدی

    از اینجا به بعدشم تو هدایتم میکنی

    من هیچی نیستم

    در مقابلت

    هدایت اولش قشنگ نبود چون من بیکار میشدم دیگه درامد نداشتم بالاخره یه درصدی برای اون اقا کاز میکردم و بهم ماهانه درامد میداد

    اولش قشنگ نبود و با هزارتا ترس باید میزاشتمش کنار اما حسم قوی تر از اون ترسها بود

    و‌ به من وعده فزونی و‌ ثروت داد

    چند هفته اول منتظر این بودم ببینم‌ حکمتش چی بوده خیلی کنجکاو شده بودم

    چرا بهم گفت بیام بیرون

    اما اولش نفهمیدم

    دقیقا بعد از چند ماه بود که فهمیدم داستان از چه قرار بوده

    و چه حکمتی داشته

    الان که حرف میزنم از این داستان دقیقا سه ساله داره میگذره

    و معلوم نبود اگه ادامه میدادم

    چه بلایی سرم میومد

    وقتی این فایل و‌دیدم عجیب بهم گفته شد بیام بنویسم و به خودم یاداوری کنم که چه اتفاقایی برات افتاده

    و ایمانم قوی تر بشه

    خدایا تنها تورا میپزستم و

    تنها از تو یاری میجوییم

    من و به راه راست هدایت کن

    راه انانی که بهشون نعمت داده ای

    نه انانی که غضب کرده ای و نه گمراهان

    عاشششقتم استاده جان

    عاششششقتم خدای بزرگم

    دوستون دارم بچه هاااا:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    Masihan گفته:
    مدت عضویت: 2456 روز

    سلام ب استاد و دوستان عزیزم

    وای خدای من باورم نمیشه من این کامنتو دارم ساعت یک رب به چهار صبح مینویسم من ساعت 12 شب قبل از خواب داشتم با خدا صحبت میکردم و کمک میخواستم هدایت میخاستم.اومدم تو سایت فایل هدایتمو دیدم یکم جون گرفتم ولی همچنان کامل حس ارامشی ک بایدو نگرفتم خوابیدم دو ساعت بعد انگار یکی بیدارم کرد ک قطعا خدا بود .من همونجوری خوابالو داشتم با خدا درباره اینکه خدایا تسلیمم تو بگو چیکار کنم تو هدایتم کن من به هرخیری ک از تو ب من برسه نیازمندم و…تو همین حین بود ک دوباره وارد سایت شدم و وقتی این فایلو دیدم واقعا قلبم اروم گرفت انگار ک خود خدا کارو زندگیشو ول کرده ک به حرف من گوش بده و دیدم ک خداوند ب محض تسلیم شدن هدایت میکنه

    و این فایل انقدر زیبا انقدر معنوی و این قدر مناسب حال من بود ک زبونم قاصره از گفتنش

    خدایا شکرت ک صدامو شنیدی عجزو ناتوانیم رو دیدی و حرفایی رو از زبون یکی از بهترین دستات بهم زدی ک در مناسب ترین زمان باید میشنیدم

    واقعا شکرت خدا

    استاد واقعا ممنونم ازت

    خدایا دستم رو همواره تو دستت نگه دار هدایتم کن من خودمو به تو میسپارم به تو ک اگاه ترینی قوی ترینی عادل ترینی عاقل ترینی و بلد همه راههای جهانی خدایا فقط به تو توکل میکنم خداوندا زندگی منو شفا بده منو هدایت کن به بهترین راحت ترین لذت بخش ترین و معنوی ترین و ارام بخش ترین مسیرها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    ■گفت وگو با خدا

    خدایا شکرت که هستی شکرت که هنوز فرصت زندگی بر روی زمین را دارم, شکرت که اجازه دادی باشم و ببینم و بیاموزم و جبران کنم. شکرت که انسان‌هایی را سر راهم قرار دادی تا هر کدام به نوعی درسی به من بیاموزند و به رشد من یاری رسانند. خدای من شکرت برای تک‌تک نعماتی که زبانم عاجز است از بیانشان شکرت در هر لحظه و هر نفس, شکرت در هر قدم و هر حرکت, شکرت که بهترین‌ها را برایمان فراهم می‌کنی… میسپارم به تو لحظه‌های امروزم را و هر چه آسمان قلبم را ابری کرده است. میسپارم به تو آنچه را نمی‌دانم و نمی‌توانم, خودت در آغوشت بگیرم که تنها معبودم تویی و تنها آگاه بر هر آنچه می‌گذرد و هر آنچه در پیش است….

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم. و خانم شایسته مهربانم سلاااامم.

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■ (یادداشت های شخصی) :

    ■ خلاصه‌ای جامع‌با تأکید بر باورهای توحیدی، وبا نگاهی ظریف به قانون جذب و اشاره به مفهوم مومنتوم ازفایل تسلیم بودن دربرابر خداوند:

    ●تسلیم، جوهره‌ی توحید و زمینه‌ساز مومنتوم:

    تسلیم به عنوان اصلی‌ترین رکن توحید و یگانه‌پرستی مطرح می‌شود. تسلیم واقعی، ریشه در این باور دارد که تنها خداوند، خالق، مدبر و مالک هستی است. اوست که بر تمام امور آگاه و تواناست و هدایت او، کامل‌ترین و بی‌نقص‌ترین راه برای رسیدن به سعادت است.

    ● نفی شرک و خودخواهی: تسلیم، نفی هرگونه شرک و تکیه بر غیر خداست. وقتی انسان تسلیم خداوند می‌شود، از وابستگی به قدرت‌ها و عوامل ظاهری رها می‌شود و تنها به او توکل می‌کند. همچنین، تسلیم باعث می‌شود انسان از خودخواهی و خودرأیی دست بکشد و اراده‌ی الهی را بر خواسته‌های شخصی خود مقدم بدارد.

    ●پذیرش اراده الهی و مومنتوم هدایت: تسلیم، پذیرش اراده‌ی الهی در تمام جوانب زندگی است. این بدان معناست که حتی در مواجهه با سختی‌ها و ناملایمات، انسان باور دارد که حکمتی در کار است و خداوند بهترین‌ها را برای او رقم می‌زند. این پذیرش، زمینه‌ساز مومنتوم هدایت الهی می‌شود. وقتی انسان در مسیر اراده‌ی الهی قرار می‌گیرد، هدایت‌های او به صورت پیوسته و فزاینده به او می‌رسد و او را به سوی اهدافش سوق می‌دهد.

    ● دریافت هدایت و فرکانس مثبت: تسلیم، زمینه‌ساز دریافت هدایت‌های الهی است. وقتی انسان از خودخواهی و خودرأیی دست می‌کشد، گوش جانش برای شنیدن ندای حق باز می‌شود. این حالت روحی، فرکانس مثبتی را به جهان هستی ارسال می‌کند و طبق قانون جذب، اتفاقات و شرایط مثبت را به زندگی انسان جذب می‌کند.

    ●● ارتباط با قانون جذب و مومنتوم:

    ● ایمان و باور، موتور محرک مومنتوم: قانون جذب بر اهمیت ایمان و باور به خواسته‌ها تأکید دارد. تسلیم بودن به خداوند، قوی‌ترین نوع ایمان و باور است. وقتی انسان به خداوند اعتماد می‌کند، با تمام وجود باور دارد که خواسته‌هایش به بهترین شکل محقق می‌شوند. این ایمان و باور، موتور محرک مومنتوم هدایت الهی است.

    ● رها کردن کنترل و جریان مومنتوم: یکی از اصول قانون جذب، رها کردن کنترل و سپردن امور به کائنات است. تسلیم بودن به خداوند، دقیقاً همین مفهوم را در قالب توحید بیان می‌کند. وقتی انسان کنترل امور را به خداوند می‌سپارد، در واقع در جریان مومنتوم هدایت الهی قرار می‌گیرد و به سوی اهدافش هدایت می‌شود.

    ● عمل به هدایت‌ها، تقویت مومنتوم: برای تقویت مومنتوم هدایت الهی، باید به هدایت‌هایی که دریافت می‌کنیم عمل کنیم. هر قدمی که در مسیر اراده‌ی الهی برمی‌داریم، مومنتوم را قوی‌تر می‌کند و ما را به اهدافمان نزدیک‌تر می‌کند.

    ●●داستان‌ها با نگاه توحیدی و مومنتوم:

    ● داستان خانه متروکه: هدایت الهی، استاد را را به مکانی می‌کشاند که در ظاهر هیچ جذابیتی ندارد. اما در واقع، خداوند از این طریق، دو انسان را از گمراهی نجات می‌دهد. این داستان، نمونه‌ای از تدبیر الهی در امور ظاهراً بی‌اهمیت و تقویت مومنتوم هدایت با عمل به آن است.

    ● داستان بندرعباس: نجات استاد از انفجار مهیب، نشان‌دهنده‌ی قدرت الهی در حفظ جان انسان‌ها است. خداوند، حتی در شرایطی که تمام عوامل مادی بر ضد انسان هستند، می‌تواند او را از خطر حفظ کند. این نجات، نتیجه‌ی مومنتوم هدایتی است که استاد با تسلیم بودن به دست آورده است.

    ●داستان تندخوانی: موفقیت ناگهانی استاد در زمینه‌ی تندخوانی، نمونه‌ای از فضل و رحمت الهی و مومنتوم ایجاد شده در مسیر تسلیم است. خداوند، از راه‌هایی که حتی به ذهن انسان خطور نمی‌کند، نعمت‌های خود را به او ارزانی می‌دارد.

    ●●تأکید بر باورهای توحیدی و مومنتوم:

    ● یگانگی خداوند و مومنتوم توحید: در تمام داستان‌ها، تأکید بر یگانگی خداوند و نفی هرگونه شرک است. مومنتوم توحید، با تسلیم به خداوند و عمل به اراده‌ی او تقویت می‌شود.

    ● علم و قدرت الهی و مومنتوم هدایت: استادبارها به علم و قدرت بی‌انتهای خداوند اشاره می‌کند. مومنتوم هدایت، با اعتماد به علم و قدرت الهی و پیروی از هدایت‌های او شکل می‌گیرد.

    * تدبیر الهی و مومنتوم رحمت: داستان‌ها، نمونه‌هایی از تدبیر الهی در امور مختلف زندگی هستند. مومنتوم رحمت، با پذیرش تدبیر الهی و شکرگزاری در برابر نعمت‌های او تقویت می‌شود.

    ●●پیام نهایی:

    تسلیم بودن به خداوند، کلید گشایش تمام درهای رحمت و برکت و ایجاد مومنتوم در مسیر هدایت است. با توکل به او و رها کردن کنترل امور، می‌توان به آرامش، سعادت و نتایج شگفت‌انگیزی در زندگی دست یافت.

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■ سپاسگزاری:

    ● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیم‌بنشینم.

    ● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم

    ꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید. ꧁꧂

    خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدار خود ارزشمندی بیشتر ودر مدار ثروت و موفقیت و آگاهی بیشتر قرار بگیرم.آمین یا رب العالمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    ملیحه مهارتی گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    لبَّیک اللّهمّ لبَّیک

    لبَّیک لا شریک لک لبَّیک

    إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک

    لا شریک لک لبَّیک.

    الحمد لله على ما هدانا

    و له الشکر على ما اولانا

    خدایا چه عیدی شد امروز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان هم مسیرم

    نمیدونم چطور بگم و از کجا شروع کنم ، خدایا هدایتم کن به نوشتن آنچه در قلبم میجوشه و منو غرق در لذت و شعف کرده

    شب پیش بود که من توحید عملی 10 ، 9 و 8 رو دیدم و باتوحید عملی 10 کلی اشک ریختم و پر شدم از آگاهای های ناب توحیدی ش

    دیشب از خواب از خدا خواستم بهم کمک کنه و هدایتم کنه که بنده ی توحیدی تری براش باشم .

    قبل از اینکه خوابم ببره با خودم گفتم صبح پا میشم دوباره توحید عملی 10 رو میبینم ، مطالب و آگاهی های این فایل رو بیشتر از چیزی که تا الان دیدم و تکرار کردم باید ببینم تا بشینه تو عمق وجودم .

    اما چه میدونستم که خدا برنامه ی دیگه ای برام داره .

    صبح امروز قبل از شروع پیاده روی رفتم رو صفحه ی اول سایت که اسم این فایل بهم چشمک زد : ” تسلیم بودن در برابر خداوند؟!”

    خیلی سریع متوجه شدم این همون لایو استاد هست که چند روز پیش تو اینستاگرام داشتن و من از دستش داده بودم و کلی م بابتش ناراحت شدم .

    زمان درست دیدنش حتما همین امروز بود.

    استاد شما حرف میزدی و من اشک میریختم ، خدا دونه دونه داشت به سوالاتم که تو این چند روز ازش پرسیده بودم جواب میداد. حتی همین الانم که دارم مینویسم اشکم بند نمیاد .

    خدایا شکرت که امروز رو روز عید من قرار دادی ، خدایا شکرت که من رو در جمع هدایت شدگان وارد کردی.

    کارم از این به بعد فقط بندگی توئه و بس .

    تو بگو و من اطاعت کنم ، خدایا کمک کن تکاملم رو در این مسیر قدم به قدم طی کنم .

    منو با چیزی بیشتر از ظرفیت و ایمانم امتحان نکن که من بنده ی ضعیف توام «یا لطیفُ إرحَم عَبدَکَ الضّعیفَ».

    استاد مثال هایی که از هدایت خودتون زدین ، جایی که اعتماد کردین و بعد متوجه علتش شدین دقیقا یادم آورد هرجا که منم به صدای خدای درونم اعتماد کردم و اقدام کردم خیر بزرگی وارد زندگیم شده و کارها عالی پیش رفته و آسان شدم برای آسانی ها

    چقدر مزه ش شیرینه ، اینکه از سر راه خودت کنار بری و بزاری خدا وارد میدان بشه اون قادر مطلق …اون فرمانروا …. شاه کل جهان

    خدایا من تسلیمم ، من اجازه میدم تو بشینی پشت فرمون زندگی من … منم از تماشای منظره ها لذت میبرم .

    هنوز یادمه 6 ماه پیش ، تو پیاده روی تمرین قانون سلامتی ، خیلی خیلی واضح شنیدم صدات رو ، که برای اولین بار باهام حرف زدی و گفتی : ” صبور باش و از مسیر لذت ببر . ”

    هرچی بیشتر تو این مسیر جلو میام بیشتر میفهمم که کل داستان لذت بردن از مسیره . چقدر خوب کارا رو تقسیم کردی بین خودم و خودت

    من فقط حالم خوب باشه و از مسیر لذت ببرم و تسلیم باشم و تو ما بقی کارها رو انجام بدی ؟ !

    خدای بی نظیر من …

    صدهزار مرتبه شکرگزارم که امروز آگاهای های این فایل رو دریافت کردم . استاد از شما ممنونم که پیام آور این آگاهی ها شدین.

    قدردان شما هستم و از خدا براتون بهترین نعمتها و برکات رو آرزو میکنم.

    در پناه خدا :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    سارا دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    سلام آقای عباسمنش،من حدودا سه سال میشه که با برنامه های شما آشنا شدم و چقدررر به زندگیم کمک کرده از همه نظر…من روند سه ساله ی شمارو دنبال کردم،از تغییر سبک زندگیتون تا تناسب اندام و… البته تا جایی که خودتون نشون دادید که قطعا بخش کوچیکی از زندگی شمارو ما میتونیم ببینیم..

    اما چیزی که اخیرا متوجه ش شدم و میخواستم بهتون بگم اینه که؛ جنس صحبت های شما با قبل خییییلی فرق کرده.. اون اشتیاقی که قبلا داشتید انگار که دیگه نیست! طوری که قبلا درباره ی رسیدن به خواسته ها صحبت می‌کردید خیلی پر شور تر بود.. یکی از جملاتی که داخل این لایو گفتید این بود که؛ شما یه خواسته ای داری و میخوای با رسیدن بهش خوشحال بشی، اما شاید خدا، خوشحالی بزرگتر و بهتری رو بهت بده و برات در نظر گرفته باشه! این با جمله های همیشگیتون که میگفتید:خدا یه سیستمه و هیچی برای ما نمیخواد و این ما هستیم که می‌خوایم و خدا تایید میکنه، خدا فقط تایید میکنه و… ، تناقض داره!

    و داخل یکی دیگه از فایل هاتون برای مهاجرت گفتید که رفتید داخل یه دفتر مهاجرتی و اون شخصی بهتون گفت؛ آمریکاااااا که دیگه اصلا نمیشه! و شما هم گفتید که یه اخلاقی دارید که هرکسی بگه این دیگه غوووول آخره، من میخوام همون غول آخرو داشته باشم( یه همچین چیزی). اما تو فایل های دیگه حتی اینجا گفتید که:اصرار نکنید روی یه خواسته! اما من مطمعنم این اصرار شما برای موفقیت بوده که شمارو اینقدر موفق و خوشبخت کرده … اما احساس میکنم الان که همه چیز دارید( از نظر مالی و فیزیکی، به قول خودتون احساس خوب رو هم که با راننده تاکسی بودن داشتید)، کمی از اون شور و اشتیاقتون کم شده.. و جنس حرفاتون متفاوت شده…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      Smaeil rostami گفته:
      مدت عضویت: 879 روز

      سلام خانم دهقانی عزیز همسفر محترمم ؛ هر چند مخاطب سوال شما خود استاد بودند و نه کاربران سایت اما از سر شب یه حسی به من میگه براتون بنویسم ، چون که یک‌ زمانی خودم این حالت های شما رو‌تجربه کردم ببینید خواهر گلم حرفهای استاد عباسمتش تناقضی ندارند ( این رو اینجا اضافه کنم که به شخصه هرگز کسی رو بت نمیکنم و احدی جز خدا رو عاری از خطا نمیدونم ) ولی ببینید بسته به موقعیت کلام و مسیر یک‌ صحبت، نوع حرف زدن ها ممکنه گاهی متناقض به نظر برسند کلیت صحبت های آقای عباسمنش که باعث سوال شما شده یا کلا قانون جذب اینکه که شما بسته به مدار و قدرت باورت هر هدفی رو طلب کن ولی بهش وابسته نباش یعنی تو ببین یک خواسته رو برای چه میخواید و چرا میخوایدش و چه احساسی پشت داشتن و رسیدن به اون خواسته هاست که شما میخواید تجربش کنید خوب مشخصش کن و اون احساس رو بخواه ولی دست کائنات( خدا ) رو باز بزارید برا ی تحقق خواسته تون چه بسا اون آرزو ، هدف ، خواسته یا هر چیز که در ذهن شماست از طریقی کاملا متفاوت به شما برسه مثلا از طریق فردی متفاوت از اون که در ذهن شماست یا شغل یا موقعیت یا …. و این تسلیم بودنه .

      سالهاست که دقیق شدم چه در زندگی خودم و چه در زندگی دیگران میبینم چه آرزوهایی که داشتم و دیگران داشتد ولی خدا خیلی کاملتر و بزرگتر و بهترشو عطا کرده‌ شاد و سربلند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هاشم داداشی گفته:
      مدت عضویت: 1688 روز

      سلام دوست عزیزم سارا

      سارا جان ممنونم از کامنتی که نوشتی خواستم یاد آوری کنم که من جایی نشنیدم که استاد بگه خدا برای ما نمی‌خواد خداوند خیر مطلقه و اون از ما خیلی بیشتر دوست داره که ما خوشبخت بشیم چون هر چقدر ما خوشبختی رو تو زندگیمون داشته باشیم بیشتر به خدا نزدیکتر میشیم و اینکه ما خالق زندگی خود هستیم ما چطور میتونیم زندگی خودمون و خلق کنیم با موندن در احساس خوب وقتی ما حال خوبی داشته باشیم به طبع در مسیر راستی قرار گرفتیم و سمت خودمون و خوب انجام میدم و بقیه کارا رو می‌سپاریم به خدا اون خوب بلد خدایی خودش و پس نتیجه میگیریم که خدا برای ما همه چیز میخواد ولی ما در مسیر کدوم چیز هستیم همون و خدا برای ما فراهم می‌کنه منظور استاد اینکه خدا خیلی بهتر از ما می‌تونه پازل زندگیمون و بچینه مثلاً استاد خواسته شون پرداخت بدهی بوده ولی وقتی استاد در مسیر درستی بوده خداوند هزاران برابر بهش داده چون خداوند قادر مطلق وقتی تو کار خدایی انجام میدید و در مسیر راستی قرار میگیری خداوند خدایی می‌کنه برات اگه دقت کرده باشید استاد گفتند من با خانواده نخود آب‌پز می‌کرده و می‌خورده یعنی حتی اون روغنم نرفته از کسی بگیره و بگه وقتی حقوق گرفتم بهت میدم هر چی داشته با همون مدارا کرده این حرکت استاد برای من دانشجو یه درس می‌تونه باشه اینکه فقط به خدا دل ببندیم آیا ما و من هم همین طور هستیم اگه بگم آره دروغ گفتم

      جمله دوم استاد وقتی که طرف گفته آمریکا نمیشه استاد از این جمله یه اهرمی درست کرده برای پیشرفت و انگیزه ای شده و اینکه چون با قانون آگاهی داشته با خیال راحت گفته اگه میگه نمیشه من میگم میشه و اجراش میکنم و رفته چون قانون و میدونستم که خییییلی ها نمیدونن سپاس از کامنتی که نوشتی تا من هم نظر خودمو بگم عاشقانه دوستون دارم و بهترینها رو از درگاه خداوند متعال خواهانم چون لایق بهترینها هستید هر کجا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید…

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سامان بایرامی گفته:
      مدت عضویت: 1505 روز

      بنام خداوند بخشنده مهربان که هرچه دارم از اوست..

      دوست عزیز با درود خدمت شما

      پیشنهاد میکنم فایل دلیل سرقت پیکان دنده آرژانتینی استاد رو از تو سایت پیدا کنید و ببینید متوجه منظور استاد میشید

      یه پیشنهاد دیگه اینکه زیاد به فرعیات اهمیت ندید اصل رو بچسبید.

      براتون آرزوی موفقیت روز افزون را از رب العالمین خواستارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سید مصطفی گفته:
      مدت عضویت: 2633 روز

      سلام

      من فکر میکنم وقتی استاد میگن به خواسته ها نچسبید بخاطر اینه که هر چه خواسته ما و نحوه تحقق اون با جزئیات بیشتری باشه در واقع بحای اینکه ما هدف را در نظر بگیریم چگونگی رسیدن به هدف رو مدنظر میگیریم و این یعنی استرس و … پس ما هر لحظه ممکنه بیشتر از اون هدف دور بشیم چون به اون هدف چسبیدیم و زمان و نحوه تحقق اون هدف رو میخایم به سبک خودمون رقم بزنیم و این اشتباهه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      بهمن جمعی گفته:
      مدت عضویت: 3344 روز

      سلام دوست عزیز, من یه جایی هم تو گذشته این توضیح رو دادم، اینکه از چه تریبونی در مورد یه موضوع صحبت میشه خیلی مهم هسته. ما وقتی داریم برای شکافتن یه موضوع یه مثالی می‌زنیم اون مثال برای توضیح اون جنبه از موضوع مورد بحث هستش و نمیشه به موضوعات دیگه تعمیم داد. متاسفانه در تفسیر آیات و احادیث هم این اشکال بزرگ وجود داره که مفسرین دین میان در مورد همین آیات مثل، مثلا حجاب که در یه مکان و زمان خاص در مورد یه موضوعی خاص نازل و یا گفته شده به صورت یک اصل کلی تفسیر می‌کنن و به همه چی تعمیم میدن.

      در مورد همیندموضوعی که می‌گید استاد میگن با رسیدن به هدف نمیشه خوشحال شد و به احساس خوب رسید بلکه با احساس خوب و خوشحالی هست که میشه به هدف رسید.

      و در مورد دومی مصمم بودن برای رسین به هدف با چسبیدن به هدف فرق داره. و اینکه هدف استاد امریکا نبوده بلکه رفتن به کشوری بوده که احساس آزادی همه جانبه داشته باشه . نمی‌دونم یه چی گفتم که آگاهی آن رو باهاتون به اشتراک بزارم براتون آرزوی موفقیت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      امیرحسین گفته:
      مدت عضویت: 1490 روز

      سلام دوست عزیزم، من هم مثل شما تقریبا 1 یا 2 ساله که به سخنان استاد عباسمنش گوش میکنم و طی این سال ها سعی کردم که صحبت هایی که ایشون میکنن رو درک کنم نه اینکه فقط بشنوم … خیلی فرق داره که یک حرفی رو بشنوی … یا اینکه بعد از شنیدن اونقدر تامل و تفکر کنی و بعد در زندگی در عمل به درک واقعی برسی من سعی کردم توی این یکی دوسال به درک واقعی برسم البته با امتحان کردن و تفکر کردن …

      و چیزی که درک کردم احساس اطمینان و آرامشی هست که توی این فایل استاد داره ازش تعریف میکنه

      چسبیدن به خواسته گاها احساس کمبود و احساس ترس و نگرانی رو به آدم میده اما واقعا هیچ چیز فوق العاده تر از احساس رهایی نیست …

      زمانی که شما به رهایی و احساس متکی بودن به نیرویی که اسمش الله هست میرسی کارها سریع تر … بهتر … راحت تر … و عالی تر انجام میشه …

      و سخن شما رو تایید میکنم بابت اینکه بله استاد با قبل خیلیییی فرق کرده من از صدای استاد آرامش رو دریافت میکنم، رهایی رو دریافت میکنم اون پختگی روح رو حس میکنم و امیدوارم که بتونیم ماهم به این حالت برسیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1015 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 30 مرداد رو با عشق مینویسم

    خودت با باور هات زندگیت رو رقم میزنی

    من دیروز واقعا نمیدونستم چی بگم ،بگم معجزه ،بگم همزمانی ولی چرا میشه گفت

    عدالت و قانون ثابت خدا

    وقتی تو رد پام نوشتم که رفتم تا تو بانک شهر حساب باز کنم، یادم رفت این موضوع رو بنویسم ،امروز بهم یادآوری شد تا بنویسمش ، وقتی داشتم فرم پر میکردم ، گفتم عدد کارتم حتما 74 داره

    یه جورایی مطمئن بودم که داره

    چون عدد 74 عددیه که بین من و خداست و انقدر برام به شکلای مختلف تکرار میشه و نشونه میده بهم که هر وقت ازش درخواستی دارم بیشتر وقتا با عدد 74 نشونه رو تایید میکنه

    وقتی دیدم پیامک بانک اومده شماره سپرده ام 74 داشت خندیدم گفتم آره این منم که با افکار و باور هام زندگیمو رقم میزنم

    بعد گفتم وقتی کارتمو دادن دستم صد در صد 74 داره

    وقتی یک ساعت بعدش رفتم تا کارتمو از شهر نت بگیرم ، سریع نگاه کردم به شماره کارتم دیدم 74 نداره گفتم نه امکان نداره من اطمینان داشتم که داره

    و یهویی چشمم به شماره شبا افتاد 74 داشت و یه اطلاعات دیگه اش هم ..74 داشت

    من تو خیابون مثل دیوونه ها داشتم میخندیدم

    میگفتم ببین طیبه وقتی این تکرار عدد که باور داری به تکرارش ، هر روز هم خدا به شیوه های مختلف نشونت میده ، پس اگر سعیتو بکنی و باور های دیگه ات رو هم هر روز ادامه دار و مستمر تکرار کنی ،صد در صد رخ میدن

    و مثل این عدد که حتی تو شماره شناسنامه ام هم هست و فقط تکرار میشه

    و حتی تو گواهینامه رانندگیم هم هست و تکرار شده

    پس این برای تو یه نشونه هست که باور داشته باشی که اگر با یه جهاد اکبر هر روز رو سعی کنی تا رفتارهایی رو داشته باشی که لایق باشی برای عشق

    لایق باشی برای ثروت

    لایق باشی برای سلامتی و آرامش و شادی و ….

    باید از این به بعد، سعی کنی کارایی انجام بدی که لیاقتتو نشون بدی که لایق دریافتشون هستی

    این روزا من وقتی ظرف میشورم و آشپزخونه مونو مرتب میکنم یا اتاق پر از رنگ و نقاشیمو تمیز میکنم بارها و بارها میگم ،من لایق ثروتم و این لیاقت رو با انجام دادن عملی کارهایی که در راستای خواسته ام هست رو ،نشون میدم

    امروز صبح بیدار شدم و چند تا ظرف، مامانم گذاشته بود رو ظرف شویی وقتی دیدمش گفتم من لایق ثروت هستم یه لحظه گفتم بذار برم بعد میام میشورم

    انگار خدا قشنگ داشت باهام صحبت میکرد میگفت وقتی میگی لایق ثروتم پس باید تا دیدی حتی یه لیوان تو ظرف شوییه سریع بشوری و بری اتاقت و کارای نقاشیتو ادامه بدی

    برای لایق بودن باید نشون بدی که لایقی

    و من سریع چند تا ظرفو شستم و رفتم سر کارنقاشیم

    بعد که کارت بانک رو گرفتم خیلی خوشحال بودم که کارت بانکیم همون عددی رو بین عدداش داشت که من میخواستم

    حتی یادمه فکر کنم سال 1400 بود

    داداشم گفت طیبه ،گواهینامه رانندگیت رو بیار و میخوام ماشین ثبتنام کنم آخه تو خوش شانسی و هرچی ثبتنام میکنی سریع به اسمت در میاد

    من از بچگی طبق گفته دیگران همه اش فکر میکردم خوش شانسم که هر جا مسابقه شرکت میکنم برنده میشم

    ولی وقتی آگاه شدم دیدم نه ، باوری بود که قدرتمند بود و من انقدر باورم عمیق بود که میگفتم من خوش شانسم و هر جا ثبتنام کنم اسمم در میاد

    یا دوبار تو فاصله کم بین روز پدر و مادر از جاهای مختلف اسمم برای سفر مشهد تو بهترین هتل رر اومد و خانوادگی رفتیم

    اون روز داداشم گفت ثبتنام میکنم ،اسمت در میاد من میدونم تو خوش شانسی

    حتی اطرافیانمم به این باور رسیده بودن که من خوش شانسم

    نگو اصلا به شانس ربطی نداشت

    به باور عمیق و فرکانسی که ارسال میکردن مربوط بود

    بعد داداشم اسممو برای قرعه کشی ماشین ایران خودرو نوشت اسم خودشم نوشت

    بعد چند روز دید اولین نفر ماشین به اسم من در اومده بین 3500 نفری که اسم نوشتن به اسم من در اومده که بین چند نفر محدود بود اسم من و به اسم خودش دوباره در نیومده

    من اونموقع خیلی خوشحال بودم و از نا آگاهی میگفتم خوش شانسم و کیف میکردم

    ولی الان که آگاهم دارم درک میکنم که به هرچی باور عمیق داشته باشی ،بگی موجود باش موجود میشه

    یادمه یه مسابقه اینستاگرامی بود و نقاشی ارسال کرده بودم و تعداد لایک بیشتر برای هر پست 3 میلیون میدادن

    من اون روزا خیلی به پیجای مختلف نقاشیمو فرستادم تا لایک کنن ، و انقدر برای دریافت پول مسابقه تلاش میکردم و مطمئن بودم ، که هر روز هم میگفتم من لیاقت این پولو دارم و با پول مسابقه که دریافت میکنم یه گوشی میخرم

    یهویی یاد حرف استاد عباس منش افتادم که میگفت برای خواسته تون صد در صد اطمینان داشته باشید که بهش میرسید

    الان که فکر میکنم خواسته هایی که صد در صد اطمینان داشتم به راحتی بهشون رسیدم

    که الان همون گوشی دستمه و دارم باهاش رد پامو میذارم

    یادمه اون سال فکر کنم سال 1400 بود شهریور ماه ،من مطمئن بودم که اون مبلغ مسابقه رو دریافت میکنم

    و 3 تا اثر فرستادم و دو تا اثر نقاشیم لایک بالایی داشت و 6 میلیون واریز کردن به حسابم و من رفتم گوشی خریدم

    الان که دارم فکر میکنم من برای خرید گوشی و برنده شدن تو اون مسابقه تمام تلاشمو کردم و مطمئن بودم صد در صد که دارمش

    یاد حرف استاد عباس منش میفتم که میگفت برای هدفت تلاش کن هرچی که لازمه انجام بدی قدم بردار مطمئن باش که بهت داده میشه

    وقتی مرور میکنم وقتایی رو که من به این شکل با تلاش و با باور قوی به خواسته هام رسیدم ،به خودم میگم طیبه تو میتونی برای خواسته های دیگه ات هم همین کارارو انجام بدی

    مثلا

    در خواست تو فروش نقاشیاته ،فروش تابلوهایی که خدا بهت الهام کرد ، یا خریدن مداد رنگی فابر کاستل 60 رنگ و خریدن رنگ روغن و بوم و قلمو و دفتر بوم و خودکار رنگی برای دوره خودکار رنگی و رفتن به کلاس رنگ‌روغن طبیعت و عشق و شادی و سلامتی و آرامش و خیلی چیزای دیگه

    پس باید تلاش کنی تا باوراتو قدرتمند کنی و هر روز برای خودت بگی و الگوهارو به یادت بیاری و مهم تر اینکه کارهایی انجام بدی که لایقش بشی

    لایق دریافتش

    مثل اون سالا که ، با اینکه از قانون هیچ اطلاعی نداشتی ولی تلاش کردی و هی تو چند روز به پیجای مختلف پیام میدادی و درخواست میکردی تا نقاشیتو لایک کنن و این تلاش تو باعث شد برنده بشی و 6 میلیون بهت واریز کنن

    استاد عباس منش که میگفت عین قانون جاذبه هست

    یه چیزی رو بندازی زمین باید بیفته زمین

    و وقتی روی باورهات کار میکنی باید نتیجه رو ببینی

    پس من با عشق این مسیر رو ادامه میدم

    پس برای بقیه خواسته هاتم باید تلاش کنی طیبه

    تمرکز داشته باشی و برای مهارت نقاشیت زمان بذاری و پیشرفت کنی تا به خواسته هات برسی

    چقدر من خوشحالم از اینکه خدا هر لحظه کمکم میکنه

    امروز 30 مرداد ماه رد پای من با کلی عشق هست

    امروز از صبح تا غروب نشستم پای تمرین رنگ روغنم

    جالبتر اینکه من از وقتی وارد این سایت پر از آگاهی شدم دیگه هیچی مثل قبل نیست

    چرا ؟؟؟

    چون من هر وقت میشینم پای نقاشی و ساعت ها میگذره بر خلاف قبل ، الان وقتی کارم تموم میشه بدنم بسیار آرام و سبک هست و انگار ورزش کردم خیلی خیلی آرام واقعا نمیشه توصیفش کنم

    یه معجزه اش هم این بوده که بدنم خود به خود خودشو ترمیم کرده

    استخوان کتفم همیشه درد داشت و حتی قسمت پشت گردنم که انقدر گردنمو خم کرده بودم درد میکرد و یه برآمدگی از ستون فقراتم دیده میشد و یه وقتایی شدید درد میکرد و چون زیاد نقاشی کشیده بودم درد میکرد و بهم گفته بودن باید ورزش کنی تا بیفته جای خودش ،استخوان کتف چپت

    نا گفته نماند که مچ دستم هم همیشه درد داشت وقتی داشتم نقاشی کارای ریز انجام میدادم و مانع از ادامه دادن در مسیر نقاشی شد و من 7 سال متوقف شدم به خاطر درد دستم

    که الان که فکر میکنم دستم درد نمیکرد

    این افکارم بود که انقدر قدرت گرفته بود که به صورت درد در مچ دستم ،کتفم و استخوان پشت گردنم شده بود و باور غلط و مخربی که داشتم و از همه شنیده بودم که اگر زیاد کار کنی و نقاشی بکشی بدنت درد میکنه استخوان هات تغییر شکل میدن و کلی باورهای غلط دیگه

    من تو این یکسال که شروع کردم از سایت پر از آگاهی عباس منش ، رفته رفته که تصمیم گرفتم مثل استاد عباس منش با خدا حرف زدم

    موقع نقاشی هی میشنیدم که صاف بشین من انجام میدم نقاشیتو ،تو کمرتو صاف کن و باقی کارارو به من بسپر

    بارها شده بود خم میشدم و میشنیدم یه صدایی میگفت صاف بشین من برات انجام میدم نقاشیتو

    و من هی به این صدا چشم میگفتم و سعی میکردم صاف بشینم

    تا این که این چند ماه رو متوجه شدم نشستن من موقع نقاشی کشیدن کاملا متفاوت تر از قبل شده و من صاف میشینم و با خدا صحبت میکنم و به فایلای استاد یا به صدای ضبط شده خودم گوش میدم و خدا نقاشیامو رنگ میکنه

    این یعنی چی ؟؟؟ این یعنی معجزه عمل کردن به قوانین خاص و ناب خدا

    و استخوان کتف من به طرز عجیبی صاف شده

    همه اش کار خداست

    من دو سه روزه که با اون فایلی که خدا هدایتم کرد و دیدم و یه دکتر خارجی میگفت که بدن ما قدرت اینو داره که ترمیم کنه خودش رو ،

    هر روز سعی میکنم به خودم تکرار کنم

    حتی میگفت بدن اینجوریه که حتی بدون دخالت ما خودش خودش رو ترمیم میکنه

    این خبر بسیار خوبی برای من بود و این بود که انگار یه راز خیلی بزرگ رو متوجه شدم و الان که دارم مینویسم میبینم که آره درسته

    بدن من بدون ورزش کردن ترمیم کرده خودشو ، استخوان کتف و مچ دستم و ستون فقرات پشت گردنم دیگه خوب خوب شدن

    حتی یادمه تا نقاشی میکشیدم چشمم درد میکرد و انگار میخواست از جاش کنده بشه

    الان هیچ اثری از اینا نیست و کاملا سلامتم و بی نهایت خدا رو سپاسگزارم

    و حدیدا برای قدرتمند کردن این باور محدودم که هر بار به طور تکرار شونده به یه قسمت از اعضای بدنم فکر میکردم و وقتی دردی حس میکردم سریع میترسیدم و هزاران فکر میومد سراغم

    تا اینکه خدا در 5 روز متوالی یه فایل الگوهای تکرار شونده قسمت 5 رو بهم نشون داد و هی گفت گوش بده و بعد متوجه این باور شدم و الان چند روره که دارم به صدایی که ضبط کردم از خودم و باور قدرتمند کننده اش رو نوشتم

    دارم با عشق گوش میدم هر روز

    من قبلا به دیوار تکیه میدادم استخوان کتفم میخورد به دیوار و عین میخ انگار میزدن به بدنم و درد میکرد

    چند روز پیش وایساده بودم و تکیه داده بودم به دیوار متوجه شدم که کمر من و کتفم کاملا چسبیده به دیوار و دیگه مثل قبل نیست و راحت میتونم تکیه بدم

    و وقتی دقت کردم دیدم که صاف شده

    واقعا برای کسی که قوانین رو ندونه بخوای بگی باورش نمیشه که حتی من تو این یکسال درست و حسابی ورزش نکردم که هیچ ،حتی دو سه برابر هم بیشتر از قبل دارم کار میکنم

    بیشتر از قبل برای افزایش مهارتم در نقاشی دارم تلاش میکنم و براش زمان میذارم و تمرین میکنم

    حتی پیاده رویم بیشتر از قبل شده و چیزای سنگینی که قبلا بلند میکردم و سریع مچ دستم درد میکرد ،الان دیگه قوی شده و خیلی راحت میتونم وسیله سنگین بردارم

    تو این 10 ماهی که تو این سایت پر از عشق هستم ، تنها کاری که کردم موقع کار با خدا صحبت کردم و سعی کردم تمرکزمو به خدا و یاد خدا بدم تا کارامو انجام بده

    خیلی خوشحالم ،البته این حس رو هم دارم و خدا بهم فهمونده این روزا ، که برای اینکه لایق سلامتی باشم باید در عمل نشون بدم به خدا که ورزش کنم روزانه حداقل 5 دقیقه و اگر بتونم بیشترش کنم

    و یا اینکه تغذیه ام رو اصلاح کنم که خداروشکر میکنم چند ماه شد فکر کنم از سال جدید من دیگه کیک و پفک و چیپس وآبمیوه و خوراکی های کارخانه ای نمیخورم

    حتی اگر کسی کنارم چیپس یا پفک و یا بیسگوییت کاکائویی بخوره دلم نمیخواد و دهنم آب نمیفته

    دیگه میلم به غذاهای مضر از بین رفته

    و همه این ها تغییراتی هست که امروز متوجهش شدم که خودش یه دستاورد خیلی بزرگه برای 10 ماهی که از آموزه های استاد دارم استفاده میکنم و از فایلای رایگان گوش میدم

    حتی خدا بهم فهموند که برای اینکه لایق عشق باشم باید چیز هایی که در راستای خواسته ام هست رو عملا انجام بدم

    تا بهم داده بشن

    چقدر خوشحالم که هر بار درکم از موضوعات بیشتر و بیشتر میشه

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2150 روز

    به نام خداوندی که هرچه دارم از اوست

    سلام استاد عزیزم چند وقته که کامنت نذاشتم اون هم دلیل داره به خاطر اینکه خیلی کمال گرا بودم و همیشه برای فایل‌ها تا کامنت نمی‌ذاشتم به فایل بعدی نمی‌رفتم بعد وقتی که نمی‌تونستم کامنت بزارم باعث توقفم می‌شد الان فایل‌ها رو گوش میدم تفکر می‌کنم و زمانی که احساس کردم آماده‌ام برای کامنت گذاشتن، کامنت میزارم الان احساس کردم زمانشه استاد دوره 12 قدمو دارم میرم و الان قدم هفتم چقدر زیبا برای هر قدمم پولش می‌رسه چقدر زیبا هدایت میشم به آسونی‌ها چقدر زیبا همه چیز کنار هم قرار می‌گیره تا من خواسته خودمو تجربه کنم این روزا این روزا با هدایت رابطه نزدیکی پیدا کردم خیلی اتفاقی همکارم بابت فیلم ملت عشق که تو سینما اکران می‌شد چند بار بهم گفته بود مربوط به داستان شمس و مولاناست حقیقت نمی‌دونم تنبلی یا هرچی یا بهانه نمی‌دونم باعث می‌شد که اوکی نشه و این دفعه گفتم بلیط بگیر میریم خودش نتونست بیاد ولی با یکی دیگه از همکاران رفتیم و حسابی کیف کردیم وقتی که مولانا با شمس ملاقات می‌کنه وقتی که اون حرف‌های قشنگ اون معنویت‌ها تو وجودم سرازیر می‌شد اشک می‌ریختم و ذوق می‌کردم اون شب تمام ذهنمو درگیر کرده بود روز بعد تو استوری یک فایل خیلی قشنگ یه شعر خیلی قشنگ که مرتبط با این فایله رو دریافت کردم یه شعر از مولانا

    هر لحظه که تسلیمم،در کارگه تقدیر

    آرام‌تر از آهو، بی‌باکترم از شیر

    هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر

    رنج از پی رنج آید،زنجیر پی زنجیر

    واقعا همینطوره استاد هر وقت هدایت رو می‌گین وقتی تسلیم می‌شین وقتی هدایت رو می‌پذیریم و می‌گیم فرمانبردارم سرورم و اون موقع انجام میدیم چقدر شجاعتر میشیم ،چقدر آرومتر میشیم،اما زمانی که خودمون دنبال ایده ها و راه حل ها میریم گره ها و مشکلات هستن که پیش میان، آخه دید ما وسع نیست ،همه شرایط رو نمی دونیم خ است که از بالا تمام مسیرها رو میدونه و به زیبایی هدایت میکنه .همون شعری که شما زیاد تکرار میکنید

    که تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس

    که راه خود بگویدت که چون باید کرد

    وقتی خدا بخواد آدم رو آماده کنه برای کاری وقتی بخواد مثل شما که می‌خوای یه فایلو ضبط کنی منتظر هدایتش می‌شینی و اون زمانی که بهترین زمانه اون وقت ماحصل این فایل میشه یه فایلی که با روان آدم بازی می‌کنه باور کن استاد این روزا وقتی فایلاتونو گوش می‌کنم وقتی می‌بینم چقدر حرفا اینقدر زیبا از پی هم میان چقدر به هم مرتبطن و چقدر قفل و زنجیر شدن این کلمات به هم که انگار نقصی درش وجود نداره شکی نمی‌کنم که وصل الهامه . شکر خداوندی رو به جا میارم که اینقدر زیبا این الهامات رو به وسیله شما به من می‌رسونه خدا را شکر می‌کنم به خاطر داشتن حضور شما به قول شما شاید شما هم نه یک نفر دیگه برای هر تقاضایی در این دنیا راه های زیادی وجود داره

    استاد عزیزم چقدر دوره 12 قدم فوق العاده است همه جوانب وجود من رو در بر می‌گیره از عزت نفس گرفته تا توجه و ظلم و ترس و … انگار به تمام جوانب یک شخصیت برای رشد توجه شده و من فوق العاده با عشق این دوره رو گوش میدم همیشه دنبال این بودم و الان دارم تجربه‌اش می‌کنم همه چیز دست به دست هم داده که این آگاهی‌ها رو من دریافت کنم پس جایی برای تحمل نیست جایی برای توجیه و نشدن وجود نداره این منم که باید قدم بردارم این منم که باید حرکت کنم جایی برای توقف وجود نداره بهانه‌ای برای توقف وجود نداره

    وقتی که آرومم وقتی که آرامم اونجاست که صدای خداوند رو می‌شنوم اونجاست که هدایتشو دریافت می‌کنم فقط باید آروم باشم .

    بین دانلودی و محصولات تفاوتی نمی‌بینم همشون ارزشمندن و مملو از آگاهی

    استاد عزیزم من زهرایی هستم که با دیروزم خیلی فرق کرده قوی‌تر شدم عزت نفسم بالاتر رفته تجربیات خوبی پیدا کردم و ایمانم قوی‌تر و کامل‌تر شده من می‌خوام با اون زهرایی که از دیروز مثل یویو مسیر موفقیت رو طی می‌کرد به یک مسیر رو به صعود و پیشرفت برای همیشه داشته باشم

    به معنای واقعی زندگی کنم یعنی زندگی با همون تجربه‌ای که شما داشتین و تعریف کردید، حس خوب در لحظه بودن نه در گذشته و حسرت‌ها و از دست دادن‌ها و نه نگران آینده بودن.

    استاد عزیزم برای تمام آگاهی‌ها که چقدر زیبا از روی یک تفکر درست بدون تعصب و با منطق قوی بیان میشه سپاسگزارم خوشحالم که دریافت کننده این آگاهی‌ها هستم و شما را تحسین می‌کنم برای تفکر عمیقتون برای تعهد و پایبند بودنتون به قوانین به قول خودتون اون خط قرمز هایی که تعریف کردید.

    اتفاقات قشنگی برام افتاده

    ماشین دنده اتوماتیمونو تحویل دادن با توجه به خانواده خودم و همسرم این یک شرایط برای موفقیته که کسی نداشته

    سرویس طلا گرفتم که خیلی وقته می‌خواستم داشته باشمش

    تو کارم که ارائه نرم‌افزارهای مالی و اداری تحت وب پرزنت اتوماسیون خودم دارم انجام میدم و هر چند چهار باری که تا الان انجام دادم تحسین رو دریافت کرده .

    هدایت خدا رو خیلی واضح‌تر و شفاف‌تر دریافت می‌کنم و هر بار خودم مستقیم باهاش حرف می‌زنم و دریافت می‌کنم و جواب میدم چشم انجامش میدم هر هدایتی که باشه.

    کلی اتفاقای قشنگ دیگه هم افتاده که حتماً به لطف خدا فایل‌های 12 قدمو که از اول دوباره می‌خوام مرور بکنم برای همه به لطف خدا کامنت می‌ذارم البته برای زمانم باید بتونم باورهای درستو بسازم تا بتونم اون زمان عالی رو و آزادی زمانی عالی رو داشته باشم حتماً هیچ توجیهی برای نداشتن زمان و وقت وجود نداره

    ممنونتونم استاد دوستتون دارم مریم عزیزم دوست دارم و همیشه در پناه خداوند سالم شاد سرزنده و درجه باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    سلام استاد مهربانم که چون پیامبری هستی ک پیام الهی برامون میاری

    الله محافظتون باشه ک جهان به شما خیلی نیاز داره

    استاد جانم لایو تسلیم رو من رو سایت دیدم

    و بارها و بارها و بارها گوش دادم و نکته بردای کردم

    عجب فایلی بود.و عجیب به جانم نشست

    منو شگفت زده کرد.هدایتهایش رو شنیدم.دریافت کردم.و شروع کردم ب اجرایی کردنش.و درست در زمانی بود ک انگار این فایل رو برای من گذاشته بودین.

    استادجانم من هر روز و هر روز در شکرگزاری های مکتوب روزانه ام از وجود پر برکت شما و سایت پرنور الهی تون سپاسگزار خالقم هستم.

    هر چه بیشتر از حضورم در سایت میگذره

    بیشتر و بهتر و آسانتر آگاهیها رو دریافت میکنم و اثرات فوق العاده ای میبینم

    استاد جانم چقد قشنگ توو این فایل تسلیم رو روان و آسان بیان کردین.شما فوق العاده هستین در این که آگاهی ها رو چه قشنگ تزریق میکنین در رگهامون.

    من با جان دل مشتاقم دوره شکرگزاری تون آماده بشه و سریع تهیه کنم چون بی نهایت بهش نیاز دارم.

    استادجانم با گوش دادن فایل تسلیم بقدری سیر آگاهی های ناب سرازیر جانم شده نمیدونم چجوری بیانش کنم نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم

    نمیدونم از کجای تاثیراتی ک توو زندگیم گذاشتین شروع کنم.

    نمیدونم چجوری بگم از وقتی باهاتون اشنا شدم چرخ زندگیم چقد روانتر شده

    استاد جانم شما گفتین اگر یه آدمی هستی ک میخوای کنترل همه چی رو بدست بگیری خیلی زندگی سختی داری

    دقیقا اینو برای من گفتین.من آدم سختگیری بودم ک میخواستم همه چی منظم و دقیق و عالی و تحت کنترلم باشه.و حتی نمیدونستم این یه مشکل هست ک مشکلاتی رو داره برام درست میکنه.اما با آگاهی های سایت شما.با شرکت در دوره لیاقت.من تونستم خیلی چیزارو یاد بگیرم

    خیلی چیزا رو بهبود بدم

    و الان دارم میفهمم چقد سخت زندگی میکردم.چقد مشکلات داشتم ولی با اشنایی با آگاهی هایی ک بهمون آموزش دادین چقد چرخ زندگیم روون تر شده

    الحمدلله رب العالمین بابت وجودتون.خیلی تایم کم دارم واسه کامنت نوشتن ولی هربار ک میام بنویسم نمیدونم از کدوم تاثیراتی ک توو زندگیم داشتین بنویسم.

    امروز میخام از تاثیرات این فایل تسلیم بنویسم که یه نقشه ی مسیر یاب الهی رو من از آگاهی های این فایل آموختم و نقشه رو برای خودم مرسوم کردمو بخودم عهد بستم مو ب مو اجراییش کنم

    که یه شب ساعت سه و پنجاه و سه دقیقه دم دمای صبح بود که خداوند بیدارم کرد

    گفت برو دفترتو بیار

    هر چی گفتم بنویس.منم چون قرص کولداکس سرماخوردگی خورده بودم خیلی گیج بودم در حالیکه پلک هام میفتاد با همون گیجی اون گفت و من نوشتم.اون گفت و من نوشتم

    گفت لطیف تو ک اهدافت اینقد قشنگه تو ک میخای ب آگاهی برسی یادت نره صیقلی شدن ریاضت می طلبد.

    قدم ب قدم خودم بهت میگم.نوشتم خدایا قدم اولت رو برداشتم دومی چیه من هیچی نمیدونم؟گفت آزاد و رها باش.اینقد دست و پا نزن.خودم میرسونمت.

    انگار یکی پرسید خب چی میخای؟نوشتم میخوام به خضوع و خشوع خودت برسم.

    همه اینا رو با خطی خرچنگ قورباغه نوشتم در حالت خواب و بیداری که آخراش دیگه خط خطی شده بود و خوابم رفته بود.

    صبح ک بیدار شدم یه حس فوق العاده داشتم.انگار خداوند یه نقشه بهم داده و گفته اینجوری برو تا منو ببینی

    سریع قلم کاغذو برداشتم و نوشتم ک چیکار کنم و از کجا شروع کنم

    و این شد نقشه ی مسیر یاب من از طرف خداوند.وبدست شما. طبق فایل تسلیم…

    1-در طول روز حواست به منِ ذهنی و منِ واقعیت باشه

    2-اجازه بده خداوند هدایتت کنه و تو تسلیم حقیقی باش

    3-منتظر معجزه نباش همین قدم به قدم های کوچک .ریز ریز.مسیر داره برات هموار میشه.باید قدمهای کوچیکو ببینی و شکرگزار باشی تا مسیر تکاملت طی بشه

    4-استاد جانم

    چقد قشنگ گفتی آاااااقا من باید بپذیرم که هیچی حالیم نیس

    این جمله تون به جانم نشست

    من باید ب این درجه برسم تا هدایتها رو دریافت کنم

    5-مدارت که بالا رفت.فرکانس عالی شدی سیگنالهای هدایتی خداوند رو راحت تر دریافت میکنی

    6-نشانه ی تسلیم اینه ک قلبت آرامه و حالت اتکا و اعتماد داری

    7-نشانه ی هدایت اینه که سوالی در ذهنت پیش نمیاد.شکی به دلت راه نمیده.یجورایی قلبت تاییدیه رو میده

    8-خب کی ب اینا میرسی

    درجه ب درجه به تناسب بالاتر رفتن مدار و درجه ی تکاملت این مسیرها روانتر . راحت تر دریافت میکنی

    (توو پرانتز بگم که من از هر فایل استاد فقط ب اندازه ی مدارخودم .اندازه ی فرکانسی خودم میتونم نتیجه و هدایت و نشانه دریافت کنم.و خیلی هایی ک مدار بالاتری دارن نتایج بزرگتری میگیرن)

    9-تمرین در این مسیر.تکرار جملات تاکیدی ک خودم بهش نیاز دارم. و درخواست کردن از خداوند.طلب کمک کردن از خودش

    10- و دیدن نتایج ها حتی نتایج های بسیار کوچیک خیلی کمکت میکنه لطیف

    عاشقتونم

    بازم میام با بقیه ی نتایج ها و تاثیراتی ک از آگاهی های استادجانم گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: