این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-20.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-08-14 09:38:012024-06-08 20:59:00می خواهی جزو کدام گروه باشی؟
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یک دسته ؛ آدمهایی هستند که هیچ وقت تغییر نمی کنند.
هرچقدر خداوند به آنها نشانه می دهد- هرچقدر پیغام می دهد- هرچقدر جهان به آنها می گوید که عوض شوند؛ عوض نمی شوند و طبق قانون ؛این افراد زیر چرخهای جهان که درحال حرکت است ؛ ازبین می روند.
قانون جهان : یا حرکت می کنی – یا تغییر می کنی – یااز بین میروی .
دسته دوم افرادی هستند که ؛ تنها زمانی تغییر می کنند که خیلی خیلی بهشان فشار واردشود. درواقع درحالت طبیعی یا با فشار کم تغییر نمی کنند.
دسته ی بعدی افرادی هستند که با کوچکترین نشانه هایی که باید تغییر کنند؛ تغییر می کنند. این افراد با اولین نشانه ویا فشار تغییر می کنند.
دسته ی چهارم که امیدوارم ما جزء این دسته باشیم ؛ افرادی هستند که قبل از اینکه مجبور شوند وقبل از اینکه به آنها فشاری وارد شود؛ آنها خودشان به دنبال تغییر و حرکت می روند . آنها افراد بسیار بسیار موفقی هستند.
مثال :
استاد عباس منش الگوی بسیار خوبی هستند . این آدم
زمان هایی درزندگی اش شروع به تغییر ومهاجرت کرده که درشرایط مالی خوبی بوده ( از قم به بندرعباس – ازبندرعباس به تهران – از تهران به آمریکا) درواقع در تله ی شریط عالی گیر نکرده واجازه نداده آن شرایط امن جلوی حرکت اش را بگیرد.
او باورهای خوبی در جهت رشد وحرکت روبه جلو دارد.
ما به دنیا آمدیم تا رشد کنیم – پیشرفت کنیم .
قبل از اینکه شرایط سخت شود( که مجبور شوی تغییر کنی ) خودت زودتر این کار را انجام بده . این کار باعث میشود که از زندگی ات لذت ببری و چیزهای زیادی یاد بگیری و پیشرفت میکنی و احساس غرور می کنی و درزمان مرگ حسرت نمیخوری .
یک سؤال کلیدی ؛ چه وقت باید تغییر کرد؟
زمانی که شرایط سخت است ؟ یا زمانی که همه چیز خوب است ؟ زمانی که همه چیز خوب است باید تغییر کرد.باید در این زمان آینده را پیش بینی کرد و حرکت کرد آنوقت هیچ وقت شرایط برایت سخت نمیشود که مجبور باشی تغییر کنی .
خودت بخواه که در شرایط خوب تغییر کنی بعد درقدم های بعدی شرایط ات خوب است چون اجازه ندادی که اوضاع زندگی ات آنقدر بد شود که مجبور باشی از صفر شروع کنی .
بنام خدایی که انقدر مهربان و بخشنده هست که ما بنده ها نمی تونیم حدی برای مهربونی و بخشندگیش متصور بشیم
سلام به استاد عزیزم که هر آنچه در این مسیر الهی کسب کرده بدون هیچ کم و کاستی در اختیار ما بچه های عباس منش قرار میده و یک سلام دیگه به دوستای گلم که برای رسیدن به مقصد به همدیگه کمک می کنیم.
این فایل جز نشونه روز من بود و چند وقتی هست که من فکر می کنم باید تغییر کنم و از دایره امن خودم بیام بیرون تا تجارب و الهامات بیشتری رو دریافت کنم.
تجربه من از تغییر شاید از بیرون که نگاه کنین تلخ باشه از نظر دیگران از نظر دیگرانی که قبلا برام مهم بودن ولی الان دیگه مهم نیستن شاید اگر این نظر رو قبلا داشتم تجربه تغییرم تلخ نمیشد.
من با یکسری باورهای محدودکننده و مخرب ازدواج سنتی کردم و هر روز این تلخی ها منو اذیت می کرد حتی در شیرین ترین روزهای زندگی یک زن مثل دوران نامزدی ولی انقدر این باورها در وجودم رخنه کرده بود که به هیچ وجه نمی تونستم به جدایی فکر کنم مثلا پیش خودم میگفتم اولش درست میشه بریم سر زندگی درست میشه بابام حواسش به زندگیم هست عشق بعدا تو زندگی بوجود میاد و هزاران باور مخرب دیگه هر روز نشونه ها رو میدیدم که باید تغییر کنم و زندگیمو عوض کنم ولی در مدارش نبودم میگفتم مردم چی میگن میگن فلانی یه دختر داره اونم جدا شده از همون حرفایی که همه میدونیم گفتم بچه دار شم شاید بخاط بچه سربراه باشه بازم فایده نداشت و با وجود بچه مشکلات زیادتر شد به گونه ای که دیگه دوست داشتم یک شب به همراه بچه ام از خونه برم بیرون و خودمو و بچه رو زیر ماشین بندازم نگم روزهای وحشتناکی بود ولی هیچ کس حتی پدر و مادرم که همسایه دیوار به دیوار من بودن از این موضوع اطلاعی نداشتن این مشکلات باعث بچه ام ازم دور بشه و مایل نباشه حتی بیاد خونه آخه من کارمندم و ساعت های زیادی رو پسرم پیش مادرم هست حتی بچه ام این محیط مسموم و سرد رو با وجود سن خیلی کمش درک میکرد ولی همه که منو از بیرون میدیدن به من و زندگیم و شرایطم غبطه میخوردن ولی نمیدونستن من چه جهنمی رو دارم تجربه می کنم و روز به روز خطا های طرف مقابلم بیشتر و بیشتر میشد بی مسئولیت هاش بی اهمیتی هاش و کلا قید زندگ زده بود و میدونست به قول خودش من بخاطر آبروی خانواده ام جدا نمیشم این فکر باعث شد که حتی تا مرز خیانت پیش بره اینجا بود که زیر چک و لگدهای دنیا داشتم له میشدم و به خودم اومدم و گفتم زندگی به چه قیمتی اون به من و شرایط من محتاج نه من و طی یک صبح تا عصر تصمیم به جدایی گرفتم و طرف مقابلم باورش نمیشد روزهای سختی بود سختیشم بخاطر خودم بود نشونه ها رو درک نکردم و همش اون راه اشتباه ادامه میدادم شاید باورتون نشه پروسه جدایی من چیزی حدود یک ماه و نیم بیشتر طول نکشید چیزی که برای خیلی چندین سال طول میکشه من خواسته ام جدایی بود و با تمام وجود این خواسته را از خدا طلب میکردم و خدا به نحو شایسته ای جوابمو داد بعد جدایی بهترین اتفاق زندگیم افتاد و اون آشنایی با استاد و این سایت الهی خداروشکر میکنم اگر به اون روند قبلی ادامه میدادم هیچ وقت به مسیر الهی هدایت نمیشدم و هر روز بیشتر از خدا دور میشدم و به خدا شرک میورزیدم.همیشه میگم اگر تجارب الان داشتم خیلی زودتر این تصمیم مهم میگرفتم تا انقدر ضربه نخورم باز هم خدا رو شکر الان حال دلم خوب و دارم نشونه های تغییر دریافت می کنم و نمیذارم مثل دفعه قبل عرصه بهم تنگ بشه خودمو میسپارم به خدا و نشونه هار ور دریافت می کنم و با آغوش باز پذیرای تغییرات هستم.دوستان برای همگی از خدای مهربونم سلامتی و آرامش طلب می کنم.
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و تمامی دوستان انرژی مثبت سایت
فایل رو من تحت عنوان نشانه ی روزانه گرفتم ..
استاد فرمودن از تغییراتی که داشتین و نتیجه هاتون بگین ..
من میخام از قبل اینکه با استاد و سایت و کلا آگاهی هاو فایلهای آشنا بشم بگم..
من فرزند روستا هستم بعد ازدواج هم در روستا زندگی میکردم شوهرم بیکاربود و محصل ..و درآمدی نداشتیم ..مجبور بود برای پدرش کار کنه و ما فرزندی داشتیم که در بدو تولد عارضه ای داشت مجبور بودیم هر هفته او را به شهر ببریم برای درمان و درمانش هم پروسه داشت و ادامه دار…
ما هیچ حمایت مالی نمیشدیم و من اصلا از شرایطی که داشتیم راضی نبودم منظورم کاری بود ..
خیلی دوست داشتم مستقل باشیم و از احساس وابستگی بی نهایت بی زار بودم…
تا جایی که روآوردم به یه کتاب که آیه هایی رو معرفی میکرد و که اگه این ختم و این ذکر رو بگی این اتفاق میفته…
من اصلا آدم خرافه ای نیستم ولی به خدا به شدت اعتقاد دارم…
خلاصه که یه جا تو کتاب نوشته بود اگه سوره ی یوسف رو با سیب و زعفرون بنویسی و سه روز توخونه نگه داری و…..
از اونجایی که خیلی دلم میخاست از اون شرایط رها بشم انجام دادم ..بعد یه هفته از سمت خواهر زاده ام تلفنی داشتم و از شوهرم خاست که بره شهر و شروع به کار کنه ..(استاد عزیز من نمیدونم این حرفهای من از چه باور هایی نشات میگرفته اونو به عهده شما میزارم اگر دید گاه اشتباهی دارم لطفا برام توضیح بدین )
….خیلی باورها رو الان که فاصله زمانی گرفتیم و یکم آگاهی هام زیاد شده میفهمم..اینکه خیلی ها اونجا با ما مخالفت کردن و دیدگاهشون این بود که آب باریکه در خونه بهتر اززندگی تو غربت وووووو
شوهرم هم زیاد تمایل نداشت ولی به هرحال ما هجرت کردیم …
اوایل خیلی برامون مشکل بود چون از لحاظ احساسی خیلی وابسته بودیم ..الان مدت ۱۰ سال حدودا میگذره و ما اونجا به لطف خدا تونستیم یه سری هدف هامون رو تیک بزنیم…
از اونجایی که معیار اکثر آدمها برای رشد پول هست خب ما رشد مالی زیادی نداشتیم ..ولی ما محتاج هیچکس هم نشدیم در صورتی که اگه تو شرایط قبلی میموندیم باید برای نون شبمون وابسته میبودیم..خداروهزار بار شکر
رشد ما چی بود دوتا آدم وابسته الان روی پای خودشون ایستادن و خیلی از لحاظ شخصی رشد داشتیم کلی پخته تر و شجاعتر و مستقلتر شدیم ۳ تا بچه داریم…
الان که به گذشته نگاه میکنم این مسیر رشد ما بوده
ولی قبل آشنایی و آگاهی از قانون تکامل همیشه س بدی داشتم و خودم رو اصلا آدم موفقی نمیدونستم ..
الان هم چند ماهی هست که برای رشد از اون کار که به قول دوستان سایت خیلی خانواده پسند بود اومدیم بیرون و تجارت خودمون رو استارت زدیم و تا الان هم کلی اشتباه داشتیم ولی دنیا دنیا هم چیز یاد گرفتیم …
استاد واقعا از شما سپاسگزارم بابت نگرشی که انتقال میدین ..
و بی نهایت خداروسپاسگزارم که من رو هدایت کرد به این آگاهی ها
و همچنین تمامی همراهان سایت از بودن در جمع شماها خیلی مفتخر و خوشحالم
وقتی شروع به نوشتن کردم واقعا نمیدونستم چی بنویسم ولی چون دوست داشتم بنویسم گفتم خدایا من شروع میکنم تو کمکم کن ..
اولش نظرم این بود که کامنت بنویسم شاید به درد یه نفر بخوره ولی در ادامه خودم به درک یه سری چیزها رسیدم و دیدگاهم تغییر کرد که شاید من هدایت شدم تا بنویسم و وقتی نوشتم خودم به یکسری درک رسیدم که تا حالا از اون جهت بهش نگاه نکرده بودم … میگم یعنی شاید برای خودم نوشتم…
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی..
دم همگی گرم
در پناه الله مهربان شادباشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
عزیزم بسیار از کامنت زیبات خوشحال شدم و لذت بردم….ممنونم ازت که برامون نوشتی….
تو بنده خوب خدایی….قدر خودتو بدون عزیزم….من فقط یه مطلب بگم در جواب سوالی که گفتی اگر دیدگاه اشتباهی دارم بهم بگین…میخوام بهت بگم اون سوره…اون راهی که تو بهش هدایت شدی قطعا از سمت خداوند بوده….
همین که تونستی زندگیتو از اون شرایط به اینجا برسونی این خودش یک الگوی بسیار خوب و ارزشمنده برای ذهنت….که ازش در بقیه مراحل زندگیت و برای پیشرفت و حرکت رو به جلو استفاده کنی….عزیزم تو دیدگاه اشتباهی نداری….ما باید تمام سعیمونو به کار بگیریم که فقط و فقط روی خدا و قدرتی که بهمون داده حساب کنیم….خداوند قدرت خلق زندگیمونو بهمون داده….من عاشقتم عزیزم….امیدوارم کلی اتفاقات خوب و رویایی برات بیافته….مراقب زیباییهات باش عزیزم😘😍😍😘
من دردفترکارم بودم وشرایط خوب بودوافزایش درامدداشتم وهمه به من احترام میزاشتن ومن رودوست داشتن وحتی به من میگفتن ازاینجانروولی من دیدم که باموندن دراینجااینده خوبی ندارم وگفتم برم تودل ترس هام وباادموهای جدیداشنابشم وشغل جدیدوپیشرفت کنم وحرکت کنم واین کاروکردم خداروشکر
ویک مورداین که من خط خیلی بدی داشتم واصلاخونده نمیشدولی هنوزمشکلی برای من ایجادنمیکردولی به خودم گفتم بایدخطموخوب کنم وخوش خط بشم ورفتم چندتادفترچه تمرین خط گرفتم وتمرین کردم والان خوش خط ترشدم
ودرموردمجبورشدن برای تغییرمن یک مدت زمانی خیلی چاق شدم وطوری شده بودکه نمیتونستم بشینم وخیلی اذیت میشدم وتصمیم گرفتم که لاغرکنم ورفتم دکترلاغری ویک برنامه دادبهم واندامم خوب شدواون مشکلات ازبین رفت
ویکی دیگه همین اشنایی بااستادعزیزم بوددربرج ۷سال۹۹که من ازلحاظ روحی خیلی داغون بودم ودرامدنداشتم البته اینوبگم که من قبل از اشنایی بااستادفایل های اساتیددیگه روگوش میکردم وکتاب های موفقیت میخوندم ولی هیچ تاثیری نداشت وحالم خوب نبودحتی سمینارهای موفقیت میرفتم((( چون جهان بدجورچکولقدبه من زده بود))) همش یادمه ازخدامبخواستم هدایتم کنه وموقع اذون که میشدمیگفتم خدایاکمکم کن که به لطف الله به این سایت الهی هدایت شدم وبه قول استادازهمون روزهای اول نشانه هارودیدم واولینش ارامش واحساس خوبم بودخدایاشکرت
اینهاروگفتم که بدونیدکه باعمل کردن به حرفدهای استادواموزه های سایت میشه بهدجایی که حتی خارج ازتصوراتمون هست میتونیم برسیم
باتعهدوعمل
که ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است
امیدوارم که همه ماجزواون یک درصدی باشیم که قبل ازاین که جهان مارومجبوربه تغییرکنه تغییرکنیم وگول شرایط ایده ال خودمون رونخوریم
از خداوند سپاسگذارم که امروز هدایت شدم به این فایل استاد در مورد تعقیر صحبت کردین واقعا چقد جالب بود این فایل منم الان خداروشکر سه سال و 2ماه پاک هستم وقتی به لطف خداوند مواد ترک کردم با داشته هام ترک کردم و کارم ازاد بود ودوسال از شهرستان اومدم تهران و تو یه شرکت کارگرم اما گذشته کاسب بودم و درامدم خوب بود ولی اومدم تهران و دنبال تعقیراتی بودم تا اینکه باسایت شما اشنا شدم خیلی خوشحالم که با سایت شما اشنا شدم و خودمو پیدا کنم از خداوند میخوام کمکم کنه محصولات بخرم و خیلی خیلی تعقیر کنم و به ارزوهام برسم از شما سپاسگذارم استاد عزیز بابت همه چیز شکرگذارم
چند وقتی هست بعد از اینکه سیگار رو ترک کردم نیاز بود تا دوستای اطرافم رو هم تغییر بدم
تقریبا این کارو هم کردم یعنی دوستای قبلیم خیلی هاشون خود به خود حذف شدن ولی یه نفر مونده
و من انگار نمیخوام اون بره
یه نفری که میدونم و مطئنم وقتی تمرکزم رو از روش بردارم اون وقت جهان پاداش های زیادی به عنوان روابط با انسان های بهتری بهم میده ، انسان هایی که میتونم ازشون چیز های بیشتری یاد بگیرم ، انسان هایی که میتونم آرامش بیشتری رو باهاشون تجربه کنم و بودن کنار اون فرد داره باعث ضرر خوردن به من میشه چون اون سیگار میکشه و من نمیکشم و گاهی اوقات این موجب میشه که من از روند خودم دور بشم و چند نخ سیگار کنار اون بکشم
و مهدی یادت باشه که اگر تغییر نکنی زیر چرخدنده های جهان به مرور له خواهی شد
اینو یادت باشه که هیچ چیز ثابت نمیمونه
یا داره به سمت بهبود میره یا به سمت نابودی
یادت باشه نتایج امروزت بابت تصمیمات گذشتت بوده و نتایج آیندت بابت تصمیمات امروزت خواهد بود.
سپاسگزارم از خداوند بابت هدایت من به این فایل
خداوندی که هزاران بار به من گفته که مهدی وقتشه آدمای دورت رو عوض کنی و من کامل گوش نکردم مهدی باید تمرکزت رو از اون فرد برداری
انصافا وقتی پیش این فرد هستم آرامش زیادی دارم ولی میدونم پنیرم تموم شده این احساس رو دارم
و مهدی اگر تغییر نکنی اگر تغییر نکنی باید با تمام اون رویاهایی که داری خداحافظی کنی
یه مثال دیگه ای که بخوام بزنم در مورد ترک کردن سیگار هست
من حدود 4 سال بود که سیگار میکشیدم و خب نشستم با خودم فکر کردم و گفتم مهدی تا کی میخوایی ادامه بدی اخه توی ذهنم بود که بعدا ترک میکنم
به خودم گفتم ادامه ی این داستان فقط بیماری و سرطان و آدمای بیخود و خلاصه فقط بدیه و بدیه
به خودم گفتم اگه ترک کنی روند بدنت روبه سلامتی میره ، آدمای دور و برت عوض میشن ، انرژیت میره بالاتر و خلاصه هرچقدر فکر کردن دیدم ترک کردنش فقط سوده و سوده و سود
پس ترکش کردم و فقط سود بود سود بود و سود
از اینکه همیشه ماشینم تمیز میمونه و خاکستر سیگار توش نیست
تا ریه هایی که دیگه در معرض سرطان نیست و میتونم یه نفس راحت بکشم تا اخر عمرم
خدایا شکرت
خدایا کمکم کن که در زمان درست بتونم تغییر کنم
یه مورد دیگه ای که باید تغییر کنم و بهتر بشم در مورد آگهی بازرگانی هست
من باید این تمرین رو بیشتر و بیشتر انجام بدم و حداقل باید هر روز برای یک نفرم که شده اجراش کنم که خدامیدونه که این تمرین چقدر زندگی منو میتونه زیر رو کنه
و اگر تغییر نکنم فقط به سمت بد تر شدن میره و ثابت نمیمونه
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
از خودم میخوام بگم از تغییراتی که تو زندگیم انجام دادم از حرکتهایی که برای بهتر کردن اوضاع انجام دادم
بچه که بودم همیشه دوست داشتم جیبم پول باشه و متکی به کسی نباشم بابت همین طرز فکرم تابستون که میشد بستنی یا باقلبا میفروختم دوست داشتم همیشه فعالیت داشته باشم و برای خودم پول بسازم با کارگری تو بازار شروع کردم و هر لحظه تو ذهنم این بود که یعنی من باید تا آخر عمرم کارگری کنم چیزی که اصلا قبول نمیکردم یه روز یه ایده ای به ذهنم اومد و از کارفرمام درخواست کردم که از جنساش بده ببرم برای فروش در صورتی که من کار داشتم ولی نمیخواستم به همون منوال پیش برم دوست داشتم برای خودم کار کنم که بعد یک سال من برای خودم یه تولید کننده شدم و جنسامو خودم تولید میکردم و میفروختم بنا به دلایلی ( اطلاع از قانون نداشتن ونشتی های انرژی باورهای محدود کننده و….) تو کارم خللی ایجاد شد و من وارد یه شرکت شدم ولی این انگیزه و ذوق و شوق در من بود برای محکم شدن جای پام که دوباره شروع کنم باز از کارگری تو شرکت استارت زدم یه روز کتاب ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگ و خوندم و داستان ماهی سیاه کوچولو از این قرار بود که میخواست از برکه در بیاد و وارد دریا بعد اقیانوس بشه و تجربه کنه و یاد بگیره از تو برکه موندن خسته شده بود و میخواست جهان بیرون از برکه رو تجربه کنه با خوندن این کتاب تلنگوری به من زده شد که باید حرکت کرد بعد از مدتی بخاطر مشکلات مالی و اعتراض کردن من مستقیم از کارفرمای خودم که باعث اخراجم از شرکت شد،با هزارتومان پول تو جیبم از شرکت اخراج شدم که بعد از سه سال چنان تحولی تو زندگیم ایجاد کردم که اصلا ربطی به قبلم نداشتم چون کامنتشو گذاشتم نیاز به توضیح بیشتر ندارم فقط اصل و میگم که هم برای خودم یادآوری بشه و هم تمرین استاد و انجام داده باشم و چگونگی وارد شدنم به سایت زمانی که تغییر و در شخصیتم ایجاد کردم و حرکت کردم و همیشه با توکل به خداوند متعال پیش میرفتم هدایت شدم به این سایت زیبا و استاد عزیزم این سوال و همیشه از خودم میپرسم که چطور از این بهتر و چکار کنم که درآمدم بیشتر بشه چیزی که تو بگراند گوشیم برای خودم نوشتم تا همیشه جلوی چشمام باشه و من حرکت میکنم و ساکن نیستم و خودم و سپردم به خدای خودم با آموزهای استاد پیش میرم و میدونم که اوضاع از این که هست خییییییییلی بهتر هم میتونه باشه فقط باید در مسیر درست حرکت کنم و این حرکت مستمر باشه و باورام و قوی تر کنم بیشتر اعتمادم به خدای خودم باشه چیزهایی که گفتم زمانی اقدام میکردم که در حال کار کردن و پول در آوردن بودم ولی میخواستم از اینی که هست بهتر باشه و الان در کنار شما عزیزان قرار دارم و فقط فکرم برای پیشرفته برای خوشبختی برای خیر دنیا و آخرت ام این آگاهی یایی که از استادم یاد میگیرم من به خوشبختی رسیدم همین دونستن قانون آفرینش مهمترین نکته ای بود که من باید میدونستم و خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم بابت زمان حالی که دارم آرامشی که دارم احساس خوبی که دارم چقدر عاشقانه خودم دوست دارم چقدر به خودم افتخار میکنم بابت جایگاهی که الان دارم زندگی پر از طلاتم و طوفانی قبل من الان به آرامش رسیده و چقدر خدا منو دوست داشته که با استاد عباس منش آشنام کرده تا مسیرم و با به راهنمای خوب و عالی طی کنم منکه تو مسیر درست بودم تا هدایت شدم به سمت استاد حالا با استاد دست به دست هم پیش میرم و برای بهتر شدن اوضاع باید بیشتر روی خودم کار کنم مسیر مسیره درستیه من باید خودمو با اون هماهنگ کنم این فایل از نشانه های امروزم بود که از خدا خواستم هدایتم کنه و این فایل برام اومد آیا برای بهتر شدنم نیست من پس در مسیر درست هستم خدا در لحظه با من حرف میزنه
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به این فایل
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به این سایت
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به استاد عزیزم
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به دوستان هم فرکانسم خدایا شکرت بابت همه چیز در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
استاد من تا قبل از آشنایی با شما در بعضی مسائل جزو گروه دوم بودم ،یعنی زمانی که خیلی تحت فشار میرفتم بیدار میشدم و تغییر میکردم ولی در بعضی از مسائل جزو گروه سوم بودم یعنی با کوچکترین نشانه ها تغییر میکردم واصلا تحمل فشار وسختی رو نداشتم مخصوصا در مورد وضعیت جسمانی ،سریعا واکنش نشون میدادم وسعی در تغییر شرایط میکردم.
بعداز آشنایی با شما و استفاده کردن از آموزشهای شما هدف مهم زندگیم تغیرات اساسی در شخصیت ورفتارهام شده تا بتوانم جزو گروه چهارم باشم ،یعنی قبل ازمجبورشدن وفشار آمدن تغییر کنم وموقعی که همه چیز خوب است تغییرات را اعمال نمایم و حرکتهای روبه جلو انجام دهم و همواره در حال کسب نتایج عالی وپایدار باشم.
به قول شما نباید هیچ وقت گول شرایط ایده آل رابخوریم،وبه یاد داشته باشیم که توانایی اخذ تصمیمات صحیح و سریع ،تنها توانایی است که به مسیر تکاملی رشدمان سرعت میبخشد.
به عنوان مثال من 3سال پیش احساس کردم که شادابی جسمی واون قدرت بدنی وچالاکی که قبلاً تجربه میکردم را دیگر ندارم و سریع تصمیم به یک تغییرات اساسی برای بهبود شرایط جسمی خود گرفتم که معجزه خداوند در زندگیم رخ داد و همزمانی شروع دوره قانون سلامتی ودرخواست من از خداوند برای هدایت شدن به سمت سلامتی اتفاق افتاد واین دوره بی نظیر بر روی سایت بالا آمد ومن از این اتفاق شوکه شدم و بلافاصله با تهیه دوره شروع به تغییرات اساسی در نوع تغذیه و رفتار با جسمم کردم.ونتایج فوقالعاده بود.
یا در مورد بیزینس و نوع نگرشم به پول وثروت تشنه تغییرات ویادگیری های مداوم هستم تا بتوانم همواره نتایج پایداری را تجربه نمایم.
خداوندرا بی نهایت سپاسگزار هستم که در این مسیر رشد وتغیرات روبه رشد قرار گرفتم.
وبا تمام وجود وتعهد بالا در این مسیر در حال حرکت هستم.
من وقتی قبلا از این جور فایلها که در مورد تغییر و حرکت کردن صحبت میکردید، به شدت استرس میگرفتم
چرا؟
چون من خودم آگاهانه یا ناخودآگاه در روند تغییر بودم و هستم و اینکه میگفتید باید حرکت کنید،تغییر کنید ناخودآگاه بهم احساس اضطراب میداد
چون من داشتم کم و بیش تغییراتی و حرکت هایی میکردم و وقتی با اون فایلها برخورد میکردم فکر میکردم که تغییر یه چیز بزرگیه ،خیلی سخته ،باید زجر بکشی،
پس به همین علت خیلی این فایلها رو گوش نمیدادم چون میترسیدم
اما الان میبینم نه
دارم تغییر میکنم،اصلا چیز غیر قابل هضم نیست
سخت نیست،حرکت حتما نباید فیزیکی باشه
اگر خودت قبل تضاد ها حرکت کنی،همه چیز راحته
مثل اینکه من خب قبلا درامدی نداشتم،اما الان به امید و با هدایت های خدا مکان زندگیمون عوض شده (از روستا اومدیم شهر)
کارم تغییر کرده
درآمد دارم
کارم رو دوست دارم
اینا همشون تغییراتی بوده که یا من آگاهانه انجامشون دادم
یا جهان خود به خود واسم شرایطشو فراهم کرد
من همیشه از بچگی رویای زندگی عالی رو داشتم
ماشین خوب ،سفر های خوب،خونه های خوب،کشور خوب
درسته هنوز هم اون اهداف رودارم
اما هرچقدر که بیشتر پیش میرم خیلی اروم اروم خواسته هام محقق میشن
و من در مسیر تغییر هستم ،
اونقدر تغییر تو ذهنم بزرگ بود که تو 16 سالگی تنهایی پاشدم رفتم تهران برای کار کردن ،بدون اینکه حتی یکبار تهرانو دیده باشم یا حتی یک اشنایی داشته باشم که شب رو پیشش بمونم
چون من اماده نبودم ،فکر میکردم اگر من جایی جدید و بزرگ برم زودتر رشد میکنم و تغییییر یعنی این،
هدایتگر من به مسیر کسانی که به آنها نعمت را تمام کرده
خدایا شکرت برای یک روز زیبایی دیگه و برای آگاهی
من جزو کدام دسته هستم ؟🤔جای بسی فکر داره اول که شنیدم یه مروری به گذشته خودم کردم دیدم ازکجا تغییر کردم ؟خوب گذشته من به یه سری تضاد برخورد کردم و بعداز دریافت هدایت خدا تغییرات شروع شد میشه گفت جزو دسته سوم بودم اما حالا چی ؟چون استاد میگن هرروز باید تغییر کنی و گول شرایط عالی رو نخوری الان چطور دارم تغییر میکنم فکر میکنم الان هم تا باتضاد ها برخورد نکنم تغییر نمیکنم تا بدهی و قرص ها انبار نشد من نگاهی به خودم نکردم اما تصمیم گرفتم از این به بعد جزو دسته چهارم باشم یعنی قبل از اینکه جهان منو وارد کنه خودم تغییر کنم و سعی کنم هرروز روی خودم کار کنم و از وقتی این تصمیم رو گرفتم خدا هم به آسونی داره کمکم میکنه هرروی که میام تو سایت با فایلی یا کامنت دوستی حال منو دگرگون میکنه و باعث میشه اون روز بیشتر روی خودم کار کنم و اون روز سعی کنم پیشرفت کنم و این روند رو دوست دارم البته هنوز هم بعد از تقریبا سه سال ذهن من کلی مقاومت داره هنوز هم نجوا ها آنقدر زیاده که باید همش کنترل کنم اما به خودم گفتم قبل از اینکه زیر چرخ ها جهان به بشیم باید رشد کنیم پیشرفت کنیم چون من به دنیا اومدم که موفق باشم من به دنیا اومدم که خوشبخت باشم و خوب زندگی کنم پس هرروز از خودم باید بپرسم امروز چطور میتونم بهتر شادتر ثروتمندتر زندگی کنم امروز چطور میتونم پول سازتر و راحتر باشه کسب و کارم و این درجهت رشدحرکت کردن و تکامل رو طی کردن برای من لذت بخشه و این یعنی زندگی
استاد از تکاملی که طی کردن واین تکامل باعث رشد بیشترشون شد حرف زدن که ازقم تا بندرعباس و تهران و آمریکا و اینکه هرگز نباید به حتی شرایط ایده آل قانع شد وهرروز بهتر از دیروز بود و همین باعث میشه که جهان پیشرفت کنه یه باور غلطی که من توی گوش دادن به این فایل پیدا کردم این بود که من همیشه شنیده بودم ثروتمندان حریصن و هرچی بیشتر پول دارن بازم کاری میکنن کن پول بیشتری بدست بیارن اما تو این فایل چقدر قشنگ استاد توضیح دادن که این یعنی حرکت یعنی رشد و اگر درجا بزنی زیر چرخ جهان له میشی و این اصلا حرص زدن نیست این کمک به پیشرفت جهانه و خیلی هم مورد پسند خداست چون خدا مارو خلق کرده که دستان او باشیم برروی زمین برای رشد و پیشرفت برای گسترش جهان برای گسترش خداوند پس من امروز حرکت میکنم و رشد میکنم چون خدا میخاد که ازطریق من خودشو گسترش بده و جهان رو رشد بده استاد سپاسگزارم و عاشقانه دوسستون دارم در پناه الله یکتا شاد وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت
بنام فرمانروای کل جهان
سلام
آدمها چهار دسته هستند.
یک دسته ؛ آدمهایی هستند که هیچ وقت تغییر نمی کنند.
هرچقدر خداوند به آنها نشانه می دهد- هرچقدر پیغام می دهد- هرچقدر جهان به آنها می گوید که عوض شوند؛ عوض نمی شوند و طبق قانون ؛این افراد زیر چرخهای جهان که درحال حرکت است ؛ ازبین می روند.
قانون جهان : یا حرکت می کنی – یا تغییر می کنی – یااز بین میروی .
دسته دوم افرادی هستند که ؛ تنها زمانی تغییر می کنند که خیلی خیلی بهشان فشار واردشود. درواقع درحالت طبیعی یا با فشار کم تغییر نمی کنند.
دسته ی بعدی افرادی هستند که با کوچکترین نشانه هایی که باید تغییر کنند؛ تغییر می کنند. این افراد با اولین نشانه ویا فشار تغییر می کنند.
دسته ی چهارم که امیدوارم ما جزء این دسته باشیم ؛ افرادی هستند که قبل از اینکه مجبور شوند وقبل از اینکه به آنها فشاری وارد شود؛ آنها خودشان به دنبال تغییر و حرکت می روند . آنها افراد بسیار بسیار موفقی هستند.
مثال :
استاد عباس منش الگوی بسیار خوبی هستند . این آدم
زمان هایی درزندگی اش شروع به تغییر ومهاجرت کرده که درشرایط مالی خوبی بوده ( از قم به بندرعباس – ازبندرعباس به تهران – از تهران به آمریکا) درواقع در تله ی شریط عالی گیر نکرده واجازه نداده آن شرایط امن جلوی حرکت اش را بگیرد.
او باورهای خوبی در جهت رشد وحرکت روبه جلو دارد.
ما به دنیا آمدیم تا رشد کنیم – پیشرفت کنیم .
قبل از اینکه شرایط سخت شود( که مجبور شوی تغییر کنی ) خودت زودتر این کار را انجام بده . این کار باعث میشود که از زندگی ات لذت ببری و چیزهای زیادی یاد بگیری و پیشرفت میکنی و احساس غرور می کنی و درزمان مرگ حسرت نمیخوری .
یک سؤال کلیدی ؛ چه وقت باید تغییر کرد؟
زمانی که شرایط سخت است ؟ یا زمانی که همه چیز خوب است ؟ زمانی که همه چیز خوب است باید تغییر کرد.باید در این زمان آینده را پیش بینی کرد و حرکت کرد آنوقت هیچ وقت شرایط برایت سخت نمیشود که مجبور باشی تغییر کنی .
خودت بخواه که در شرایط خوب تغییر کنی بعد درقدم های بعدی شرایط ات خوب است چون اجازه ندادی که اوضاع زندگی ات آنقدر بد شود که مجبور باشی از صفر شروع کنی .
همیشه باید به دنبال بهبود باشم .
بنام خدایی که انقدر مهربان و بخشنده هست که ما بنده ها نمی تونیم حدی برای مهربونی و بخشندگیش متصور بشیم
سلام به استاد عزیزم که هر آنچه در این مسیر الهی کسب کرده بدون هیچ کم و کاستی در اختیار ما بچه های عباس منش قرار میده و یک سلام دیگه به دوستای گلم که برای رسیدن به مقصد به همدیگه کمک می کنیم.
این فایل جز نشونه روز من بود و چند وقتی هست که من فکر می کنم باید تغییر کنم و از دایره امن خودم بیام بیرون تا تجارب و الهامات بیشتری رو دریافت کنم.
تجربه من از تغییر شاید از بیرون که نگاه کنین تلخ باشه از نظر دیگران از نظر دیگرانی که قبلا برام مهم بودن ولی الان دیگه مهم نیستن شاید اگر این نظر رو قبلا داشتم تجربه تغییرم تلخ نمیشد.
من با یکسری باورهای محدودکننده و مخرب ازدواج سنتی کردم و هر روز این تلخی ها منو اذیت می کرد حتی در شیرین ترین روزهای زندگی یک زن مثل دوران نامزدی ولی انقدر این باورها در وجودم رخنه کرده بود که به هیچ وجه نمی تونستم به جدایی فکر کنم مثلا پیش خودم میگفتم اولش درست میشه بریم سر زندگی درست میشه بابام حواسش به زندگیم هست عشق بعدا تو زندگی بوجود میاد و هزاران باور مخرب دیگه هر روز نشونه ها رو میدیدم که باید تغییر کنم و زندگیمو عوض کنم ولی در مدارش نبودم میگفتم مردم چی میگن میگن فلانی یه دختر داره اونم جدا شده از همون حرفایی که همه میدونیم گفتم بچه دار شم شاید بخاط بچه سربراه باشه بازم فایده نداشت و با وجود بچه مشکلات زیادتر شد به گونه ای که دیگه دوست داشتم یک شب به همراه بچه ام از خونه برم بیرون و خودمو و بچه رو زیر ماشین بندازم نگم روزهای وحشتناکی بود ولی هیچ کس حتی پدر و مادرم که همسایه دیوار به دیوار من بودن از این موضوع اطلاعی نداشتن این مشکلات باعث بچه ام ازم دور بشه و مایل نباشه حتی بیاد خونه آخه من کارمندم و ساعت های زیادی رو پسرم پیش مادرم هست حتی بچه ام این محیط مسموم و سرد رو با وجود سن خیلی کمش درک میکرد ولی همه که منو از بیرون میدیدن به من و زندگیم و شرایطم غبطه میخوردن ولی نمیدونستن من چه جهنمی رو دارم تجربه می کنم و روز به روز خطا های طرف مقابلم بیشتر و بیشتر میشد بی مسئولیت هاش بی اهمیتی هاش و کلا قید زندگ زده بود و میدونست به قول خودش من بخاطر آبروی خانواده ام جدا نمیشم این فکر باعث شد که حتی تا مرز خیانت پیش بره اینجا بود که زیر چک و لگدهای دنیا داشتم له میشدم و به خودم اومدم و گفتم زندگی به چه قیمتی اون به من و شرایط من محتاج نه من و طی یک صبح تا عصر تصمیم به جدایی گرفتم و طرف مقابلم باورش نمیشد روزهای سختی بود سختیشم بخاطر خودم بود نشونه ها رو درک نکردم و همش اون راه اشتباه ادامه میدادم شاید باورتون نشه پروسه جدایی من چیزی حدود یک ماه و نیم بیشتر طول نکشید چیزی که برای خیلی چندین سال طول میکشه من خواسته ام جدایی بود و با تمام وجود این خواسته را از خدا طلب میکردم و خدا به نحو شایسته ای جوابمو داد بعد جدایی بهترین اتفاق زندگیم افتاد و اون آشنایی با استاد و این سایت الهی خداروشکر میکنم اگر به اون روند قبلی ادامه میدادم هیچ وقت به مسیر الهی هدایت نمیشدم و هر روز بیشتر از خدا دور میشدم و به خدا شرک میورزیدم.همیشه میگم اگر تجارب الان داشتم خیلی زودتر این تصمیم مهم میگرفتم تا انقدر ضربه نخورم باز هم خدا رو شکر الان حال دلم خوب و دارم نشونه های تغییر دریافت می کنم و نمیذارم مثل دفعه قبل عرصه بهم تنگ بشه خودمو میسپارم به خدا و نشونه هار ور دریافت می کنم و با آغوش باز پذیرای تغییرات هستم.دوستان برای همگی از خدای مهربونم سلامتی و آرامش طلب می کنم.
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و تمامی دوستان انرژی مثبت سایت
فایل رو من تحت عنوان نشانه ی روزانه گرفتم ..
استاد فرمودن از تغییراتی که داشتین و نتیجه هاتون بگین ..
من میخام از قبل اینکه با استاد و سایت و کلا آگاهی هاو فایلهای آشنا بشم بگم..
من فرزند روستا هستم بعد ازدواج هم در روستا زندگی میکردم شوهرم بیکاربود و محصل ..و درآمدی نداشتیم ..مجبور بود برای پدرش کار کنه و ما فرزندی داشتیم که در بدو تولد عارضه ای داشت مجبور بودیم هر هفته او را به شهر ببریم برای درمان و درمانش هم پروسه داشت و ادامه دار…
ما هیچ حمایت مالی نمیشدیم و من اصلا از شرایطی که داشتیم راضی نبودم منظورم کاری بود ..
خیلی دوست داشتم مستقل باشیم و از احساس وابستگی بی نهایت بی زار بودم…
تا جایی که روآوردم به یه کتاب که آیه هایی رو معرفی میکرد و که اگه این ختم و این ذکر رو بگی این اتفاق میفته…
من اصلا آدم خرافه ای نیستم ولی به خدا به شدت اعتقاد دارم…
خلاصه که یه جا تو کتاب نوشته بود اگه سوره ی یوسف رو با سیب و زعفرون بنویسی و سه روز توخونه نگه داری و…..
از اونجایی که خیلی دلم میخاست از اون شرایط رها بشم انجام دادم ..بعد یه هفته از سمت خواهر زاده ام تلفنی داشتم و از شوهرم خاست که بره شهر و شروع به کار کنه ..(استاد عزیز من نمیدونم این حرفهای من از چه باور هایی نشات میگرفته اونو به عهده شما میزارم اگر دید گاه اشتباهی دارم لطفا برام توضیح بدین )
….خیلی باورها رو الان که فاصله زمانی گرفتیم و یکم آگاهی هام زیاد شده میفهمم..اینکه خیلی ها اونجا با ما مخالفت کردن و دیدگاهشون این بود که آب باریکه در خونه بهتر اززندگی تو غربت وووووو
شوهرم هم زیاد تمایل نداشت ولی به هرحال ما هجرت کردیم …
اوایل خیلی برامون مشکل بود چون از لحاظ احساسی خیلی وابسته بودیم ..الان مدت ۱۰ سال حدودا میگذره و ما اونجا به لطف خدا تونستیم یه سری هدف هامون رو تیک بزنیم…
از اونجایی که معیار اکثر آدمها برای رشد پول هست خب ما رشد مالی زیادی نداشتیم ..ولی ما محتاج هیچکس هم نشدیم در صورتی که اگه تو شرایط قبلی میموندیم باید برای نون شبمون وابسته میبودیم..خداروهزار بار شکر
رشد ما چی بود دوتا آدم وابسته الان روی پای خودشون ایستادن و خیلی از لحاظ شخصی رشد داشتیم کلی پخته تر و شجاعتر و مستقلتر شدیم ۳ تا بچه داریم…
الان که به گذشته نگاه میکنم این مسیر رشد ما بوده
ولی قبل آشنایی و آگاهی از قانون تکامل همیشه س بدی داشتم و خودم رو اصلا آدم موفقی نمیدونستم ..
الان هم چند ماهی هست که برای رشد از اون کار که به قول دوستان سایت خیلی خانواده پسند بود اومدیم بیرون و تجارت خودمون رو استارت زدیم و تا الان هم کلی اشتباه داشتیم ولی دنیا دنیا هم چیز یاد گرفتیم …
استاد واقعا از شما سپاسگزارم بابت نگرشی که انتقال میدین ..
و بی نهایت خداروسپاسگزارم که من رو هدایت کرد به این آگاهی ها
و همچنین تمامی همراهان سایت از بودن در جمع شماها خیلی مفتخر و خوشحالم
وقتی شروع به نوشتن کردم واقعا نمیدونستم چی بنویسم ولی چون دوست داشتم بنویسم گفتم خدایا من شروع میکنم تو کمکم کن ..
اولش نظرم این بود که کامنت بنویسم شاید به درد یه نفر بخوره ولی در ادامه خودم به درک یه سری چیزها رسیدم و دیدگاهم تغییر کرد که شاید من هدایت شدم تا بنویسم و وقتی نوشتم خودم به یکسری درک رسیدم که تا حالا از اون جهت بهش نگاه نکرده بودم … میگم یعنی شاید برای خودم نوشتم…
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی..
دم همگی گرم
در پناه الله مهربان شادباشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام و درود دوست نازنینم….شقایق…گل همیشه عاشق….
عزیزم بسیار از کامنت زیبات خوشحال شدم و لذت بردم….ممنونم ازت که برامون نوشتی….
تو بنده خوب خدایی….قدر خودتو بدون عزیزم….من فقط یه مطلب بگم در جواب سوالی که گفتی اگر دیدگاه اشتباهی دارم بهم بگین…میخوام بهت بگم اون سوره…اون راهی که تو بهش هدایت شدی قطعا از سمت خداوند بوده….
همین که تونستی زندگیتو از اون شرایط به اینجا برسونی این خودش یک الگوی بسیار خوب و ارزشمنده برای ذهنت….که ازش در بقیه مراحل زندگیت و برای پیشرفت و حرکت رو به جلو استفاده کنی….عزیزم تو دیدگاه اشتباهی نداری….ما باید تمام سعیمونو به کار بگیریم که فقط و فقط روی خدا و قدرتی که بهمون داده حساب کنیم….خداوند قدرت خلق زندگیمونو بهمون داده….من عاشقتم عزیزم….امیدوارم کلی اتفاقات خوب و رویایی برات بیافته….مراقب زیباییهات باش عزیزم😘😍😍😘
با سلام به دوست عزیزم حمیده خانوم اسماعیلی
از روزی که من اون کامنت رو گذاشتم یه فاصله زمانی افتاده و من الان دوباره مرور میکردم و کامنت شما عزیز رو دیدم..
ممنون از شما عزیزم چقدر خوشحال شدم از لطف و محبت شما
خداروشکر میکنم و باعث افتخارم هست که دوستانی فوق العاده مثل شما پیدا کردم
وممنون از استاد عزیز که وجودشون باعث این حضور شده
امضائ خدا پای تمام آرزوهاتون
باسلام خدمت دوستان عزیزم
قبل ازاینکه مجبوربشی تغییرکنی تغییرکن
من دردفترکارم بودم وشرایط خوب بودوافزایش درامدداشتم وهمه به من احترام میزاشتن ومن رودوست داشتن وحتی به من میگفتن ازاینجانروولی من دیدم که باموندن دراینجااینده خوبی ندارم وگفتم برم تودل ترس هام وباادموهای جدیداشنابشم وشغل جدیدوپیشرفت کنم وحرکت کنم واین کاروکردم خداروشکر
ویک مورداین که من خط خیلی بدی داشتم واصلاخونده نمیشدولی هنوزمشکلی برای من ایجادنمیکردولی به خودم گفتم بایدخطموخوب کنم وخوش خط بشم ورفتم چندتادفترچه تمرین خط گرفتم وتمرین کردم والان خوش خط ترشدم
ودرموردمجبورشدن برای تغییرمن یک مدت زمانی خیلی چاق شدم وطوری شده بودکه نمیتونستم بشینم وخیلی اذیت میشدم وتصمیم گرفتم که لاغرکنم ورفتم دکترلاغری ویک برنامه دادبهم واندامم خوب شدواون مشکلات ازبین رفت
ویکی دیگه همین اشنایی بااستادعزیزم بوددربرج ۷سال۹۹که من ازلحاظ روحی خیلی داغون بودم ودرامدنداشتم البته اینوبگم که من قبل از اشنایی بااستادفایل های اساتیددیگه روگوش میکردم وکتاب های موفقیت میخوندم ولی هیچ تاثیری نداشت وحالم خوب نبودحتی سمینارهای موفقیت میرفتم((( چون جهان بدجورچکولقدبه من زده بود))) همش یادمه ازخدامبخواستم هدایتم کنه وموقع اذون که میشدمیگفتم خدایاکمکم کن که به لطف الله به این سایت الهی هدایت شدم وبه قول استادازهمون روزهای اول نشانه هارودیدم واولینش ارامش واحساس خوبم بودخدایاشکرت
اینهاروگفتم که بدونیدکه باعمل کردن به حرفدهای استادواموزه های سایت میشه بهدجایی که حتی خارج ازتصوراتمون هست میتونیم برسیم
باتعهدوعمل
که ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است
امیدوارم که همه ماجزواون یک درصدی باشیم که قبل ازاین که جهان مارومجبوربه تغییرکنه تغییرکنیم وگول شرایط ایده ال خودمون رونخوریم
درپناه الله یکتاباشید
احمدفردوسی
۱۴۰۱/۲/۷
به نام خداوند یکتا
از خداوند سپاسگذارم که امروز هدایت شدم به این فایل استاد در مورد تعقیر صحبت کردین واقعا چقد جالب بود این فایل منم الان خداروشکر سه سال و 2ماه پاک هستم وقتی به لطف خداوند مواد ترک کردم با داشته هام ترک کردم و کارم ازاد بود ودوسال از شهرستان اومدم تهران و تو یه شرکت کارگرم اما گذشته کاسب بودم و درامدم خوب بود ولی اومدم تهران و دنبال تعقیراتی بودم تا اینکه باسایت شما اشنا شدم خیلی خوشحالم که با سایت شما اشنا شدم و خودمو پیدا کنم از خداوند میخوام کمکم کنه محصولات بخرم و خیلی خیلی تعقیر کنم و به ارزوهام برسم از شما سپاسگذارم استاد عزیز بابت همه چیز شکرگذارم
سلام به استاد عزیزم و دوستای بینظیرم
یه حسی بهم گفت که بیام و این فایل رو ببینم
و چقدر من بهش نیاز داشتم
چند وقتی هست بعد از اینکه سیگار رو ترک کردم نیاز بود تا دوستای اطرافم رو هم تغییر بدم
تقریبا این کارو هم کردم یعنی دوستای قبلیم خیلی هاشون خود به خود حذف شدن ولی یه نفر مونده
و من انگار نمیخوام اون بره
یه نفری که میدونم و مطئنم وقتی تمرکزم رو از روش بردارم اون وقت جهان پاداش های زیادی به عنوان روابط با انسان های بهتری بهم میده ، انسان هایی که میتونم ازشون چیز های بیشتری یاد بگیرم ، انسان هایی که میتونم آرامش بیشتری رو باهاشون تجربه کنم و بودن کنار اون فرد داره باعث ضرر خوردن به من میشه چون اون سیگار میکشه و من نمیکشم و گاهی اوقات این موجب میشه که من از روند خودم دور بشم و چند نخ سیگار کنار اون بکشم
و مهدی یادت باشه که اگر تغییر نکنی زیر چرخدنده های جهان به مرور له خواهی شد
اینو یادت باشه که هیچ چیز ثابت نمیمونه
یا داره به سمت بهبود میره یا به سمت نابودی
یادت باشه نتایج امروزت بابت تصمیمات گذشتت بوده و نتایج آیندت بابت تصمیمات امروزت خواهد بود.
سپاسگزارم از خداوند بابت هدایت من به این فایل
خداوندی که هزاران بار به من گفته که مهدی وقتشه آدمای دورت رو عوض کنی و من کامل گوش نکردم مهدی باید تمرکزت رو از اون فرد برداری
انصافا وقتی پیش این فرد هستم آرامش زیادی دارم ولی میدونم پنیرم تموم شده این احساس رو دارم
و مهدی اگر تغییر نکنی اگر تغییر نکنی باید با تمام اون رویاهایی که داری خداحافظی کنی
یه مثال دیگه ای که بخوام بزنم در مورد ترک کردن سیگار هست
من حدود 4 سال بود که سیگار میکشیدم و خب نشستم با خودم فکر کردم و گفتم مهدی تا کی میخوایی ادامه بدی اخه توی ذهنم بود که بعدا ترک میکنم
به خودم گفتم ادامه ی این داستان فقط بیماری و سرطان و آدمای بیخود و خلاصه فقط بدیه و بدیه
به خودم گفتم اگه ترک کنی روند بدنت روبه سلامتی میره ، آدمای دور و برت عوض میشن ، انرژیت میره بالاتر و خلاصه هرچقدر فکر کردن دیدم ترک کردنش فقط سوده و سوده و سود
پس ترکش کردم و فقط سود بود سود بود و سود
از اینکه همیشه ماشینم تمیز میمونه و خاکستر سیگار توش نیست
تا ریه هایی که دیگه در معرض سرطان نیست و میتونم یه نفس راحت بکشم تا اخر عمرم
خدایا شکرت
خدایا کمکم کن که در زمان درست بتونم تغییر کنم
یه مورد دیگه ای که باید تغییر کنم و بهتر بشم در مورد آگهی بازرگانی هست
من باید این تمرین رو بیشتر و بیشتر انجام بدم و حداقل باید هر روز برای یک نفرم که شده اجراش کنم که خدامیدونه که این تمرین چقدر زندگی منو میتونه زیر رو کنه
و اگر تغییر نکنم فقط به سمت بد تر شدن میره و ثابت نمیمونه
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
از خودم میخوام بگم از تغییراتی که تو زندگیم انجام دادم از حرکتهایی که برای بهتر کردن اوضاع انجام دادم
بچه که بودم همیشه دوست داشتم جیبم پول باشه و متکی به کسی نباشم بابت همین طرز فکرم تابستون که میشد بستنی یا باقلبا میفروختم دوست داشتم همیشه فعالیت داشته باشم و برای خودم پول بسازم با کارگری تو بازار شروع کردم و هر لحظه تو ذهنم این بود که یعنی من باید تا آخر عمرم کارگری کنم چیزی که اصلا قبول نمیکردم یه روز یه ایده ای به ذهنم اومد و از کارفرمام درخواست کردم که از جنساش بده ببرم برای فروش در صورتی که من کار داشتم ولی نمیخواستم به همون منوال پیش برم دوست داشتم برای خودم کار کنم که بعد یک سال من برای خودم یه تولید کننده شدم و جنسامو خودم تولید میکردم و میفروختم بنا به دلایلی ( اطلاع از قانون نداشتن ونشتی های انرژی باورهای محدود کننده و….) تو کارم خللی ایجاد شد و من وارد یه شرکت شدم ولی این انگیزه و ذوق و شوق در من بود برای محکم شدن جای پام که دوباره شروع کنم باز از کارگری تو شرکت استارت زدم یه روز کتاب ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگ و خوندم و داستان ماهی سیاه کوچولو از این قرار بود که میخواست از برکه در بیاد و وارد دریا بعد اقیانوس بشه و تجربه کنه و یاد بگیره از تو برکه موندن خسته شده بود و میخواست جهان بیرون از برکه رو تجربه کنه با خوندن این کتاب تلنگوری به من زده شد که باید حرکت کرد بعد از مدتی بخاطر مشکلات مالی و اعتراض کردن من مستقیم از کارفرمای خودم که باعث اخراجم از شرکت شد،با هزارتومان پول تو جیبم از شرکت اخراج شدم که بعد از سه سال چنان تحولی تو زندگیم ایجاد کردم که اصلا ربطی به قبلم نداشتم چون کامنتشو گذاشتم نیاز به توضیح بیشتر ندارم فقط اصل و میگم که هم برای خودم یادآوری بشه و هم تمرین استاد و انجام داده باشم و چگونگی وارد شدنم به سایت زمانی که تغییر و در شخصیتم ایجاد کردم و حرکت کردم و همیشه با توکل به خداوند متعال پیش میرفتم هدایت شدم به این سایت زیبا و استاد عزیزم این سوال و همیشه از خودم میپرسم که چطور از این بهتر و چکار کنم که درآمدم بیشتر بشه چیزی که تو بگراند گوشیم برای خودم نوشتم تا همیشه جلوی چشمام باشه و من حرکت میکنم و ساکن نیستم و خودم و سپردم به خدای خودم با آموزهای استاد پیش میرم و میدونم که اوضاع از این که هست خییییییییلی بهتر هم میتونه باشه فقط باید در مسیر درست حرکت کنم و این حرکت مستمر باشه و باورام و قوی تر کنم بیشتر اعتمادم به خدای خودم باشه چیزهایی که گفتم زمانی اقدام میکردم که در حال کار کردن و پول در آوردن بودم ولی میخواستم از اینی که هست بهتر باشه و الان در کنار شما عزیزان قرار دارم و فقط فکرم برای پیشرفته برای خوشبختی برای خیر دنیا و آخرت ام این آگاهی یایی که از استادم یاد میگیرم من به خوشبختی رسیدم همین دونستن قانون آفرینش مهمترین نکته ای بود که من باید میدونستم و خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم بابت زمان حالی که دارم آرامشی که دارم احساس خوبی که دارم چقدر عاشقانه خودم دوست دارم چقدر به خودم افتخار میکنم بابت جایگاهی که الان دارم زندگی پر از طلاتم و طوفانی قبل من الان به آرامش رسیده و چقدر خدا منو دوست داشته که با استاد عباس منش آشنام کرده تا مسیرم و با به راهنمای خوب و عالی طی کنم منکه تو مسیر درست بودم تا هدایت شدم به سمت استاد حالا با استاد دست به دست هم پیش میرم و برای بهتر شدن اوضاع باید بیشتر روی خودم کار کنم مسیر مسیره درستیه من باید خودمو با اون هماهنگ کنم این فایل از نشانه های امروزم بود که از خدا خواستم هدایتم کنه و این فایل برام اومد آیا برای بهتر شدنم نیست من پس در مسیر درست هستم خدا در لحظه با من حرف میزنه
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به این فایل
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به این سایت
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به استاد عزیزم
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتم به دوستان هم فرکانسم خدایا شکرت بابت همه چیز در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
به نام خداوندبخشنده و مهربان
سلام
میخواهی جزو کدام گروه باشی؟
استاد من تا قبل از آشنایی با شما در بعضی مسائل جزو گروه دوم بودم ،یعنی زمانی که خیلی تحت فشار میرفتم بیدار میشدم و تغییر میکردم ولی در بعضی از مسائل جزو گروه سوم بودم یعنی با کوچکترین نشانه ها تغییر میکردم واصلا تحمل فشار وسختی رو نداشتم مخصوصا در مورد وضعیت جسمانی ،سریعا واکنش نشون میدادم وسعی در تغییر شرایط میکردم.
بعداز آشنایی با شما و استفاده کردن از آموزشهای شما هدف مهم زندگیم تغیرات اساسی در شخصیت ورفتارهام شده تا بتوانم جزو گروه چهارم باشم ،یعنی قبل ازمجبورشدن وفشار آمدن تغییر کنم وموقعی که همه چیز خوب است تغییرات را اعمال نمایم و حرکتهای روبه جلو انجام دهم و همواره در حال کسب نتایج عالی وپایدار باشم.
به قول شما نباید هیچ وقت گول شرایط ایده آل رابخوریم،وبه یاد داشته باشیم که توانایی اخذ تصمیمات صحیح و سریع ،تنها توانایی است که به مسیر تکاملی رشدمان سرعت میبخشد.
به عنوان مثال من 3سال پیش احساس کردم که شادابی جسمی واون قدرت بدنی وچالاکی که قبلاً تجربه میکردم را دیگر ندارم و سریع تصمیم به یک تغییرات اساسی برای بهبود شرایط جسمی خود گرفتم که معجزه خداوند در زندگیم رخ داد و همزمانی شروع دوره قانون سلامتی ودرخواست من از خداوند برای هدایت شدن به سمت سلامتی اتفاق افتاد واین دوره بی نظیر بر روی سایت بالا آمد ومن از این اتفاق شوکه شدم و بلافاصله با تهیه دوره شروع به تغییرات اساسی در نوع تغذیه و رفتار با جسمم کردم.ونتایج فوقالعاده بود.
یا در مورد بیزینس و نوع نگرشم به پول وثروت تشنه تغییرات ویادگیری های مداوم هستم تا بتوانم همواره نتایج پایداری را تجربه نمایم.
خداوندرا بی نهایت سپاسگزار هستم که در این مسیر رشد وتغیرات روبه رشد قرار گرفتم.
وبا تمام وجود وتعهد بالا در این مسیر در حال حرکت هستم.
به امید دیدار شما استاد عزیز..
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته گُل
ودوستان گرامی
چه قدر پس زمینه زیبایی بود
در مورد تغییر صحبت کردید استاد،
من وقتی قبلا از این جور فایلها که در مورد تغییر و حرکت کردن صحبت میکردید، به شدت استرس میگرفتم
چرا؟
چون من خودم آگاهانه یا ناخودآگاه در روند تغییر بودم و هستم و اینکه میگفتید باید حرکت کنید،تغییر کنید ناخودآگاه بهم احساس اضطراب میداد
چون من داشتم کم و بیش تغییراتی و حرکت هایی میکردم و وقتی با اون فایلها برخورد میکردم فکر میکردم که تغییر یه چیز بزرگیه ،خیلی سخته ،باید زجر بکشی،
پس به همین علت خیلی این فایلها رو گوش نمیدادم چون میترسیدم
اما الان میبینم نه
دارم تغییر میکنم،اصلا چیز غیر قابل هضم نیست
سخت نیست،حرکت حتما نباید فیزیکی باشه
اگر خودت قبل تضاد ها حرکت کنی،همه چیز راحته
مثل اینکه من خب قبلا درامدی نداشتم،اما الان به امید و با هدایت های خدا مکان زندگیمون عوض شده (از روستا اومدیم شهر)
کارم تغییر کرده
درآمد دارم
کارم رو دوست دارم
اینا همشون تغییراتی بوده که یا من آگاهانه انجامشون دادم
یا جهان خود به خود واسم شرایطشو فراهم کرد
من همیشه از بچگی رویای زندگی عالی رو داشتم
ماشین خوب ،سفر های خوب،خونه های خوب،کشور خوب
درسته هنوز هم اون اهداف رودارم
اما هرچقدر که بیشتر پیش میرم خیلی اروم اروم خواسته هام محقق میشن
و من در مسیر تغییر هستم ،
اونقدر تغییر تو ذهنم بزرگ بود که تو 16 سالگی تنهایی پاشدم رفتم تهران برای کار کردن ،بدون اینکه حتی یکبار تهرانو دیده باشم یا حتی یک اشنایی داشته باشم که شب رو پیشش بمونم
چون من اماده نبودم ،فکر میکردم اگر من جایی جدید و بزرگ برم زودتر رشد میکنم و تغییییر یعنی این،
اما نه،
تغییر میتونه از حالت راه رفتنت شروع بشه
تا برسه به جاهای بزرگتر مثل مهاجرت
من عامل حرکت رو در خودم دارم
اما با باور های نادرست
که انشالله از پس این اروم اروم برمیام
سپاسگزارم از تمام دوستان و همراهان گرامی.
به نام خداوند بخشنده مهربان
هدایتگر من به مسیر کسانی که به آنها نعمت را تمام کرده
خدایا شکرت برای یک روز زیبایی دیگه و برای آگاهی
من جزو کدام دسته هستم ؟🤔جای بسی فکر داره اول که شنیدم یه مروری به گذشته خودم کردم دیدم ازکجا تغییر کردم ؟خوب گذشته من به یه سری تضاد برخورد کردم و بعداز دریافت هدایت خدا تغییرات شروع شد میشه گفت جزو دسته سوم بودم اما حالا چی ؟چون استاد میگن هرروز باید تغییر کنی و گول شرایط عالی رو نخوری الان چطور دارم تغییر میکنم فکر میکنم الان هم تا باتضاد ها برخورد نکنم تغییر نمیکنم تا بدهی و قرص ها انبار نشد من نگاهی به خودم نکردم اما تصمیم گرفتم از این به بعد جزو دسته چهارم باشم یعنی قبل از اینکه جهان منو وارد کنه خودم تغییر کنم و سعی کنم هرروز روی خودم کار کنم و از وقتی این تصمیم رو گرفتم خدا هم به آسونی داره کمکم میکنه هرروی که میام تو سایت با فایلی یا کامنت دوستی حال منو دگرگون میکنه و باعث میشه اون روز بیشتر روی خودم کار کنم و اون روز سعی کنم پیشرفت کنم و این روند رو دوست دارم البته هنوز هم بعد از تقریبا سه سال ذهن من کلی مقاومت داره هنوز هم نجوا ها آنقدر زیاده که باید همش کنترل کنم اما به خودم گفتم قبل از اینکه زیر چرخ ها جهان به بشیم باید رشد کنیم پیشرفت کنیم چون من به دنیا اومدم که موفق باشم من به دنیا اومدم که خوشبخت باشم و خوب زندگی کنم پس هرروز از خودم باید بپرسم امروز چطور میتونم بهتر شادتر ثروتمندتر زندگی کنم امروز چطور میتونم پول سازتر و راحتر باشه کسب و کارم و این درجهت رشدحرکت کردن و تکامل رو طی کردن برای من لذت بخشه و این یعنی زندگی
استاد از تکاملی که طی کردن واین تکامل باعث رشد بیشترشون شد حرف زدن که ازقم تا بندرعباس و تهران و آمریکا و اینکه هرگز نباید به حتی شرایط ایده آل قانع شد وهرروز بهتر از دیروز بود و همین باعث میشه که جهان پیشرفت کنه یه باور غلطی که من توی گوش دادن به این فایل پیدا کردم این بود که من همیشه شنیده بودم ثروتمندان حریصن و هرچی بیشتر پول دارن بازم کاری میکنن کن پول بیشتری بدست بیارن اما تو این فایل چقدر قشنگ استاد توضیح دادن که این یعنی حرکت یعنی رشد و اگر درجا بزنی زیر چرخ جهان له میشی و این اصلا حرص زدن نیست این کمک به پیشرفت جهانه و خیلی هم مورد پسند خداست چون خدا مارو خلق کرده که دستان او باشیم برروی زمین برای رشد و پیشرفت برای گسترش جهان برای گسترش خداوند پس من امروز حرکت میکنم و رشد میکنم چون خدا میخاد که ازطریق من خودشو گسترش بده و جهان رو رشد بده استاد سپاسگزارم و عاشقانه دوسستون دارم در پناه الله یکتا شاد وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت