اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این صحبت هایی که شما دوست دارید بزنید روح من تشنه شنیدنش است
چقدر آرامش بخشه
چقدر قدرتمندانه است
چقدر دوست دارم این حرف ها را زندگی کنم
استاد این روزهای زندگی من روزهایی است که من برخی باورهای غلطم را اصلاح کردم و در عمق وجودم رسیدم به اون ناامنی به اون شرکه که شما یاد می کنید
من متوجه شدم که باورهای غلط ما ریشه اون شرکه واقعا
من در موقعیتش قرار گرفتم
شما به من یاد دادید که مسئول حال دیگران نیستم
مسئول زندگی دیگری نیستم
ارزشمندی من در اینها نیست
و من این باورها را ساختم و شرایط زندگیم تغییر کرد زندگی من خالی شد از آدم هایی که عمری مشغول مراقبت ازشون بودم من با خودم تنها شدم بعد دیدم استاد دیدم با تمام وجودم لمس کردم که من شرک داشتم من از تنهایی می ترسیدم من خودم را باور ندارم من علیرغم اینکه در پشت ماسک مراقبت از دیگران قائم شده بودم و احساس اقتدار می کردم ولی پر از ترس بودم ترس از دست دادن ترس تنهایی ترس طردشدن
من خودم را باور نداشتم
و الان استاد کار من شده ساختن باورهای توحیدی
استاد خواسته هام کمرنگ شده و خواسته اصلی من شده یکتاپرستی
این صحبت ها را دارم میارم تو زندگیم
الان امن تر شده ام
الان انگار قلبم محکم تر شده
استاد وقتی شما میگید همه چی توحیده الان بهتر متوجه میشم قبلا می گفتم خوب مگه من میگم خدا دوتاست من هم میگم یکیه ولی همش این نیست که
الان می فهمم وقتی میگید باور توحیدی یعنی قدرت درون منه نه در دست دیگری
یعنی من خالق سرنوشتم هستم
یعنی خدا هم با توجه به خواست من پاسخ میده
یعنی هیچ عاملی در بیرون تأثیرگذار نیست
ساختن این باورها و منطقی کردن آنها در ذهن تکامل می خواد
ولی من الان متوجه خطاهام میشم و می فهمم که وقتی با دیگری بحث می کنم چون اون را تأثیرگذار می بینم
وقتی درگیر دیگران میشم یعنی فکر می کنم من در زندگی دیگران تأثیر دارم
استاد شرک خیلی مخفیه
اصلا ما همه مشرکیم مگر خلافش ثابت بشه
استاد ولی همه ما مثالهایی داریم در زندگی که موحدانه عمل کردیم و با باورهای درست به آنچه خواستیم رسیدیم ولی اون را شانسی دونستیم اون را گفتیم خدا این دفعه خواست یا ربطش دادیم به دعا و نذر و قربونی – مشکل اینجاست که به قول شما هیچ وقت خودمون را قدرتمند نمی دونستیم چرا؟ چون یک دفعه میشد یک دفعه نمیشد
به هر حال همین که اول شرک را در وجودم پیدا کنم
همین که لحظاتی که مشرک میشم را کشف کنم
بعد ببینم که من قدرتمند هستم
و خداوند پاسخگو
به تدریج این باورها ساخته می شوند
استاد کاش یک دوره یکتاپرستی و توحید عملی درست می کردید
چرا با وجود اهمیت این مسئله هنوز دوره ای با این نام ندارید
سلامدوست عزیزم. اتفاقا استاد یه دوره داشتن به اسم جهان بینی توحیدی که قبلا بود رو سایت. فکر میکنم بعد دوره کشف قوانین زندگی که تمرکزش روی ترمزها که میشه همون باورهای شرک آلود دوره رو برداشتن. من اینطور فکر میکنم. معرفی دوره کشف قوانین رو ببینید. به نظرم خیلی مرتبط باشه با بحث توحید و یکتاپرستی.
استاد جون خیلی دوست دارم یکی از باور های بدی که جلوی منو از بچگی گرفته وهمیشه رو مخم بود همین مسله چشم زخم وسحر وجادو بود ووقتی اولین بار با سایت آشنا شدم وچشم زخم و دانلود کردم وگوش کردم احساس بسیار عجیبی داشتم فک میکردم یه وزنه چند کیلویی همون لحظه از دوشم برداشته شد اشک از چشام جاری شد و ان لحظه فهمیدم چقدر تا بحال به خودم زجر داده ام با این باور ؟خداراشکر میکنم که با این سایت آشنا شدم . وخیلی از باور های محدود کننده که جلوی منو گرفته بود وزندگی را برایم زهر کرده بود کشف کنم . استاد امروز میبینم که چطور زندگی دست خودمه چطور خلق میکنم زندگیم رو ودرک کرده ام که زندگیه من نه در دست اجنه هاست نه دردست امریکاست نه دردست فراماسون هاست ونه در دست شیطان است . خدایا شکرت بخاطر باور های خوبم .
استاد عزیز سالم وثروتمند باش واز خدا میخوام هرروز ثروتت رو زیاد تر کنه
به نام الله یکتا سلام درود خدمت استاد عزیزم. استاد شایسته ی عزیز. سلام خدمت. دوستان هم فرکانسی. سالروز میلاد خانم فاطمه ی زهرا را هم خدمت تک تک زنان سایت استاد عباسمنش تبریک عرض میکنم. همچنین خدمت. استاد عزیزم
امشب زمانی که همسرم با من بحثش شد. تغییرات رو احساس کردم. خدایا شکرت.
اصلا احساسم رو خراب نکردم همش صحبت های استاد تو گوشم پخش می شود. که میفرماید در هر شرایطی حال خود رو خراب نکنید
در میان بحث همش در درونم با خدا صحبت میکردم آخه امروز ازش درخواستی کردم. و شب ساعت 12 اون درخواست اجرا شد
خلاصه اصلا جواب همسرم رو ندادم جز چندتا کلمه اونم از حقم دفاع کردم طبق آموزه های استاد
بعد همسرم از خونه زد بیرون. منم در همون هین دفترم رو آوردم و روی خواسته هام. تمرکز کردم. و از خدا خواستم که خودش ریسمان رو به دست بگیره واقرار کردم که من ناتوانم. بعد شروع کردم به خوندن. سوره ی ناس 13 مرتبه همراه با معنی و 110 بار آیا کعنه بدو وایا کعنه نستعین و تمرکزم رو گذاشتم روی خواسته ام. و اصلا حالم رو بد نکردم. بعد از 1 ساعت همسرم با اینکه ساعت 12 نیم شب بود با یک دسته گل آمد و روز زن رو بهم تبریک گفتو آشتی کردیم میگفت گل فروشی باز بوده من کلی تعجب کردم و دوباره گفتم خواست خدا بوده ولی من درخواستی رو که از خداوند کرده بودم به طرز عجیبی زبانم باز شد و مخالفتم رو به ایشون اعلام کردم. و ایشون هم قبول کرد. اگر قبلا بود
انگار همسرم خدام بود و میترسیدم که از خونه بیرون نره و کسی خبر دار نشه. ولی به لطف خدا واموزه های استاد که از صبح تا شب در حال آموزش دیدن هستم. امشب. به ساده ترین شکل ممکن. تنها منبع جهان هستی یعنی الله را میپرستم و قدرت را به هیچ عامل بیرونی نمیدهم در یکی از نظرات یکی از دوستان از خداوند گفتند که از رگ گردن به ما نزدیک تره. من امروز از صبح همش باهاش حرف میزدم و بهش میگفتم از تو نزدیک تر به من هیچ کس نیست. و راحت ازش درخواست میکنم و جمله ی من لایق عالی ترین ها هستم رو باخودم تکرار میکنم
خدایا شکرت. خدایا شکرت. خدایا شکرت
بابت فرصت طلایی تغییر.
بابت باز شدن دریایی از ثروت. آرامش و...
خداوندا لحظه ای من را به حال خودم وامگذار
در پناه الله. یکتا به قول استاد عزیزم
استاد عزیزم. سپاسگزارم.
این فایل نشانه ی دیروز من 19 آذر مصادف با روز زن که فرداست یعنی 20 آذر
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان ارزشمندم.
استاد عزیزم چقدر زیبا روی مواردی از زندگی مون دست میزاری که واقعا ذهنمونو درگیر کرده. من فراموش کرده بودم فایل هایی رو که در مورد همین آدمها یی که انگار همه چیز این دنیا رو دارند برنامه ریزی میکنن دیده بودم و اونقدر این مطالب با توضیحات به هم چسبیده و قابل قبولی کنار هم قرار میگیرن که انگار چاره ای جز قبولش نداری آخه حرفی یا مطلبی هم در مورد ردش نداری بلافاصله بعد از قبول همچین موضوعی چیزی که به سراغت میاد دست بسته بودن ، بازم محکوم بودن به یه سری شرایط و یا سوال اینکه پس قدرت خدا کجاست ؟و یه عالمه تناقض که انگار کسی نیست جوابی بده آخه انگار همه این مسئله رو قبول کردن .از احساسات منفی که سراغت میاد دیگه نمیخوام بگم ولییییی اینجاست که وقتی استاد از قدرت خدا میگه و اینکه هیچ چیزی نیست که اراده ی تو رو بتونه محدود کنه ، سرشار میشم از قدرت و اینکه اینجا دیگه خدا کوچیک نشد. اینجا همون فکر درست ،همون باور درست که همیشه درست بوده و در اینجا نقض نشده همون باوری که میگه قدرت فقط و فقط از خداست .چقدر پذیرش اینطور تفکر حال خوبی به من میده و سرشار از قدرت و حال عالی میشم پس جایی که حس خوب دارم یعنی بهترین تصمیم و انتخاب رو گرفتم .چقدر با ندانستن قوانین خودمونو مجبور به پذیرش شرایط ناراحت کننده و سخت میکنیم.
چقدر عالیه که قوانین همیشگی و بدون تغییر و بدون حالت نقض هستند .
حالا میتونم شرایط کشورم رو بپذیرم چرا که ما همگی باعث ایجاد این شرایط شدیم اگه کشوری آزاد و ثروتمند و عالی میخوایم باید باورهامون رو عوض کنیم نه اینکه خودمونو محکوم به پذیرش شرایطی بکنیم مثل دلار و ریس جمهور آمریکا و دولت و …مشکل ما شرکه برام جالبه از بچگی از خدا و قدرت خدا مهربونی خدا شنیدم ولی در عمل حتی بزرگترها و آدمهای مومن رو دیدم که با حرفهاشون ،رفتارهایی متضاد رو نشون میدادن .چقدر خوشحالم که با واژه زیبای توحید عملی آشنا شدم .چقدر خوشبختم که هیچ کس رو در این لحظه مالک خودم نمیدونم جز خدایی که خالق منه و زندگیمو با تمام اختیار به خودم سپرده .چقدر خوشحال و خوشبختم.
خدای من تو رو عاشقانه دوستت دارم و میخوام عالیترین خودمو به این دنیا ارائه بدم با هدایت هر لحظه ی تو .
استاد عزیزم با تمام سلول های وجودم ، احساس خوش با شما بودن رو دارم تجربه میکنم ازتون سپاس گذارم و بهترین ها رو براتون می طلبم.
خانم شایسته ی مهربان چه مقالات ارزشمندی می نویسید که نشان از روح بلند و وسعت تفکری عظیم رو نشون میده ممنونتونم و براتون از این دریای عظیم، بصیرت و آگاهی میخوام .
دوستان ارزشمندم کامنتهاتون پر از عشق و حال خوبه پر از رنگ معرفت و در حال گسترش در اعماق وجود من با تمام وجودم ممنونتونم و سپاسگذار محبتتون .
سلام و درود خدمت استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان مهربانم
رد پای بیست و ششم در سفرم به درون
چه کسی مالک توست؟
کلید: باور کنیم که خداوند قدرت مطلق است
استاد عزیزم وقتی اونطور صادقانه می گید دوستدارم این حرفها را بزنم ،اشک تو چشمام جمع میشه و دوستدارم از همین جا بهتون بگم،،منم دوستدارم این حرفها را از زبان شما بشنوم..از زبان بنده ای که یگانگی خداوند را پذیرفته و تمام شرایط زندگی اش گویای همین امر است..
این فایل و فایل فقط روی خدا حساب کن رو نمیدونم چندین و چند بار گوش دادم و هر بار باز هم منقلب میشم، وجودم پر از توانستن میشه و یک حال خوشی رو تجربه میکنم.
از روزی که شنیدم تنها مالک من خداست نه دلار و دولت و فلان سازمان و …..و آگاهانه حواسم هست که عمل بکنم، به جرات میتونم بگم خیلی راحتر با آدمها حرف میزنم..آرامشم بیشتر شده و نگرانیها و استرسهام کمتر شده..اگه واسه موضوعی نجواهای شیطان بیاد و بخواد حالم رو بد کنه می سپارمش به خدا و با خودم میگم من خدایی دارم که هر لحظه عاشقانه منتظر من فقط لب تر کنم و بگم چی میخوام،اونوقت واسم کن فیکون میکنه.و خیلی خیلی حالم خوب میشه وقتی پارو را رها میکنم و میگذارم مالک و صاحب اختیارم هر جا دلش میخواد منو ببره..چون میدونم، به هر جا برد ساحل همونجاست.
خدایم را هر روز سپاسگزارم که در این غوغای زمانه و در اینهمه تشویش و نگرانی از هر جنسی و در هر جمعی من میتونم هر روز نخ اتصالم به خداوندم را ضخیم تر کنم و فقط از خودش بخوام و لاغیر..
امروز صبح وقتی بیدار شدم،دفتر و قلمم را برداشتم که طبق هر روز شکرگذاری کنم و خواسته هایم را به خدایم بگویم.وقتی بیدار شدم خیلی خوشحال بودم که یک فرصت دیگه دارم برای خلق،واقعا احساس قدرت میکنم که میتوانم در پناه خدای دانا و توانایم خلق کنم و او از من حمایت میکنه..هیچ حسی رو نمیشه جایگزین این احساس کرد..ی خیال راحتی عجیبی درونش نهفته است..واقعا احساس آرامش میکنم و همین را نتیجه فقط روی خودش حساب کردن میدانم..البته که هنوز کلی راه دارم ولی همین الان بهتر از قبلم شدم.
چند روز پیش کارفرمام میگفتن که دارن از ایران میرن و کارهاشون اوکی بشه برای همیشه مهاجرت میکنند..هیچی تو دلم نلرزید ،اونجا فهمیدم که دارم تغییر میکنم،اونجا فهمیدم خدا را تنها مالک و صاحب اختیارم میدانم..
سرشار از شوق براشون آرزوی بهترینها رو کردم و تو دلم به خودم گفتم حتما که خیره و خدا میخواد اتفاقهای قشنگتری رو واسم رقم بزنه.
استاد عزیزم من کسی بودم که اگر مشابه این اتفاق قبلا واسم می افتاد دیگه استرس و نگرانی رهایم نمیکرد و همه اش دل آشوب بودم که اگه بره و بمونه پس تکلیف من چی میشه؟ کجا برم سر کار؟ اگه بلافاصله کار گیرم نیاد خرج و مخارجم رو چکار کنم؟ و…… هزارتا اگر دیگه….
اما از وقتیکه افتخار شاگردی شمارا دارم ادمها واسم محترم هستند اما نه به این معنا که قدرتی داشته باشند..همه چیز را از خدایم میدانم به واسطه قدرتی که برای خلق کردن به من عطا کرده..
وقتی فقط خدارا مالک خودمون بدونیم زمین و آسمانش و هرآنچه میان انهاست را به تسخیر ما در میاره..اونوقته که ما میتونیم پادشاه اقلیمی باشیم که خودمون برای خودمون و با کمک باور به یگانه ربمون ساختیم..میتوانیم با آرامش و لذت قدم بزنیم بدون ترس از اینکه کسی ما را چشم بزند یا از ما سرقت کنه یا بخواد چوب لا چرخمون بگذاره..چون در عمل باور داریم که تنها مالک جهان هستی،تنها مالک ثروتها و خانه ها و کسب و کارها و دولتها و شرکتها و…….فقط خداست.
در حقیقت مالک اصلی خداست
این امانت چند روزی دست ماست
&&&&&
فقط
با خدا باش و پادشاهی کن
——————————
خدایا شکرررررررررررررررت که هستی و شکرررررت که من باور دارم به یگانه بودنت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که من را با خدایم،خدای واقعی و یگانه معبودم آشنا کردی..خدارا شکر میکنم که من را به این سرزمین توحیدی هدایت کرد
مریم جان شایسته،بسیار ممنونتون هستم که اسباب چتین سفر باور سازی را مهیا کردید
دوستان جآنم و همسفران عزیزم،سپاسگزارتون هستم برای کامنتهای ارزشمند و جواهرنشانتان
دوستون دارم
در پناه یگانه رب العالمین روز و روزگارتون عاااااالی
من این مدت خیلی کمتر وقت میکنم که نظراتم رو اینجابنویسم و میدونم که میدنید چقدر دلم برای شما دوستان خوبم تنگ شده.
استاد این فایل انقدر عالی بود که وقتی به آخرای فایل رسیدم چشمهام واقعا پر از اشک شده بود .
واقعا تمام قدرت جهان دست خداوند بزرگه .خداوند دوباره این چند وقت یکبار دیگه قدرتش رو به من نشون داد.واتفاق این روزای من به همین فایل مربوط میشه
من هدفی که بعد از شغلم انتخاب کردم خرید گوشی بود که دوست داشتم امامبلغش بالا بود و من پول کافی نداشتم ( البته اگر کمی صبر میکردم حتما جور میشد) ولی دوست داشتم زودتر گوشیمو عوض کنم وتصمیم گرفتم یه مدل پایین ترشو بخرم .
یادمه توی مسیر با خودم میگفتم چی میشد که من میتونستم همون گوشی رو بخرم بعد با خودم گفتم چطور وقتی که من نه پول کافی دارم و نه قیمت تغییر کرده بعد دوباره با خودم گفتم خدا هزار راه داره یه دفعه دیدی شد .وقتی وارد مغازه شدم اول قیمت گوشی که میخواستم رو دوباره پرسیدم وبعد گفتم که مدل پایین ترشو برام بیاره وگفتم که برای اون پول کافی ندارم .فروشنده گفت من یه مدل گوشی به شما معرفی میکنم با تمام امکانات همون گوشی ولی ظاهر زیباتر وتوضیح داد وگفت که اون گوشی به خاطر اینکه خیلی فروش داره قیمتش بالاست واین گوشی چون کمتر از یک ماهه وارد بازار شده فعلا قیمتش پایینتره و من با تخفیف خیلی عالی گوشی رو خریدم والعان طبق قولی که به خودم دادم دارم با گوشی جدیدم برای شما نظر میزارم وجالب اینکه من تصویر سازی میکردم که با اون گوشی که قصد خریدش رو داشتم براتون نظر میزارم واین گوشی که خریدم از لحاظ ظاهر کاملا شبیه همون گوشیه .خودمم تعجب کرده بودم که چرا این مدل رو ندیدم چون العان خیلی بیشتر از اون گوشی دوستش دارم و وقتی توی دلم به خودم گفتم خدااین قدرت رو داره به چیزی بهتر از اونی که میخواستم رسیدم دوستان وقتی ما به قدرت خدا توکل داشته باشیم خداوند گاهی خیلی بهتر از اون چیزی که ما میخوایم رو به ما عطا می کنه و من خیلی خوشحالم که خداوند دوباره این قدرتش رو به من نشون داد.
استاد عزیزم با تمام وجودم به خاطر فایل های خیلی عالی که برامون میزارید سپاسگزارم وبرای شما و همه دوستانم از خداوند آرزوی شادی و سلامتی بیشتر رو دارم .
خیلی خوشحال شدم واست و خدارو بابتش شکر کردم و تحسینت کردم که به بهتر از چیزی که میخواستی رسیدی
مخصوصا اون قسمتی که گفتی تصویرسازی میکردی که داری با گوشی جدیدت توی سایت کامنت میزاری خیلی برام الهامبخش بود، منم میخوام همینکارو کنم و تصویرسازی کنم که دارم با لپتاپ جدیدم که میخواستمش توی سایت کامنت میزارم😍
انشاالله همیشه به یاری خدا شاد و موفق و خوشبخت باشید
هیچکس و هیچ چیزی نمیتواند زندگی مرا به مخاطره بیاندازد و یا بمن آرامش بدهد جز خدا. حتی باورها و افکار واندیشه ها نیز که مهمترین چیز در رویدادن شرایط گوناگون زندگی من هستند، ابزاری بیش نیستند. باز پشت این ابزار نیز خدا ایستاده است. خداست که باورها و ذهنیات ما را در عالم ماده تجسم و واقعیت میبخشد. ما غالبا از حکومتها، قدرتهای سیاسی، جنگ، تروریست ها، زلزله، سیل، سونامی، حیوانات و امثال اینها و نهایتا مرگ ترسانده شده و میترسیم. اما بقول مولانا اینها همگی شیران علم هستند. «جملگی شیریم شیران علم، حمله مان از باد باشد دم بدم». از هیچکس واز هیچ چیزی جز خدا هیچ کاری برنمیآید. پشت همه افراد و همه اشیاء وهمه اتفاقات زندگی خدا ایستاده است. و این معنی این آیه از قرآن شریف است : لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در هر رویدادی محوریت خداست. و دقیقا ماموریت تمام پیامبران الهی روشن نمودن این موضوع بوده است که کارها جای دیگری انجام میشوند. کارها توسط قدرت بیکرانی که برای ما قابل رویت نیست انجام میشوند. این تغییر حالت و خواست بیمار از درد به درمان، و از بیماری به تندرستی است که بهبودی بیمار را منجر میشود نه دارو. و برآورنده این تغییر حالت کسی نیست جز خدا. خداوند سیستم وساختار وجودی انسان را بگونه ای ساخته است که آنچه که در ذهن انسان میگذرد در زندگیش بازتاب پیدا کند. آیا تا بحال برایتان رخ داده است که میل به چیزی کرده باشید و ساعتی بعد بدون اینکه شما برای آن چیزی کاری کرده باشید بدست تان رسیده باشد؟ و شما با خودتان گفته اید که ای کاش آرزوی چیز دیگری کرده بودم. مثلا بارها شده که من هوس خوردن یک خوراکی را کرده ام و چند دقیقه بعد یک نفر آشنا و حتی غریبه آمده و آن خوراکی را بمن تعارف کرده است.یادم میآید یکبار در خیابان خیلی زیاد هوس خوردن یک نوشابه را کردم، ولی با خودم گفتم اکنون وقتش را ندارم. چند دقیقه بعد دیدم کسی دست بروش شانه ام گذاشت و مهربانانه این جملات را گفت: سلام. ببخشید من این نوشابه بزرگ را گرفتم که بخورم ولی حالا میبینم که نمیتوانم به تنهایی آنرا بخورم با خودم گفتم حیف است که نیمی از آنرا بخورم و نیمی را دور بیاندازم، این بود که بدنبال کسی بودم که این نوشابه را با او بخورم، در بین جمعیت نگاه کردم و چشمم به شما افتاد. آیا افتخار میدهید با هم این نوشابه را بخوریم؟ در ضمن لیوان یکبار مصرف هم دارم». این اتفاق درست در همان محل دو بار دیگر برای من رخ داد. یکبار که آش رشته هوس کرده بودم و یکبار دیگر وقتی آجیل هوس کرده بودم. آیا شما فکر میکنید اینها اتفاقی روی میدهند و هیچگونه نظم و قانونی در روی دادن این اتفاقات در کار نیست!؟ اینها پیامهای بسیار بسیار مهمی هستند که خدا دارد بما میدهد. خدا دارد باین وسیله با ما صحبت میکند. بما میگوید من در کنار تو هستم، من با تو هستم، من دوستت دارم رفیق. هر کاری که تو بخواهی برایت میکنم. خداوند مرتبا دارد به بما پیغام میدهد اما اغلب مردم درس گرفتن از آنها را از دست میدهند. اینبار که اینگونه رویدادها برایتان رخ داد سعی کنید بیشتر در آن تامل کنید. من بجای شما باشم فریاد میزنم: خدا را دیدم خدا را دیدم. یادآوری این نکته ضروریست که انتهای کار «باور» نیست، انتهای کار خداست، که البته خود بی انتهاست.
استاد عزیزم و ارشمندم راهنمای عزیزم و دست خداوند برای راهنمایی ام سلام.
دوستان عزیزم سلام
و دوستان عزیز سایت سلام
نمیدونم چی بنویسم فقط میخوام بگم من که باور کردم حرفاتون رو استاد عزیز و ارزشمندم. خیلی این حرف ها رو تو فایلهای مختلف از شما شنیدم و تکرار شد و تکرار شد و تکرار شد تا بالاخره باورش کردم. نشونش هم اینه که این روزا خیلی بیشتر از گذشته باورش کردم. اصلا هر روز یه اتفاقی می افته که بیشتر باورش میکنم. دیگه من ب بسم الله رو بگم شا تا آخرشو میخونین… فقط باید از شما صمیمانه سپاسگزاری کنم و بگم ارزشمند ترین چیزی که تو زندگیم از شما آموختم و بعد از اشنایی با شما در من بوجود اومد باور خداوند بود… چی با اررزش تر از این؟ واقعا چی؟؟؟ موسی رفت تا آتش بیاورد ولی خداوند با او صحبت کرد…
وقتی نشسته بودم جلو لبتابم و شما رو نگاه میکردم یاد اتفاقی افتادم که همین دیشب تو مغازم برام اتفاق افتاد. یه مشتری اومد که قبلا هم اومده بود و یه سری دستنویس های قدیمی همراش بود که میخواست روشون کپی رنگی بگیره و میگفت اینا خیلی ارزشمنده و قدیمی و میخوام هدیه بدم به موزه دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با وجود اینکه خیلی ارزش داره و ازم میخرنش. میگفت خونوادم نسل اندر نسل دکترن و خیلی پولدار… یه شب دیگه که اومده بود مغازم میگفت که من توزندگیم خیلی پول داشتم و اصلا به جوانیم بدهکار نیستم و همه جای دنیا رفتم و تو بهترین هتل ها اقامت میکردم و 10 سال آمریکا بودم و درس خوندو و از این جور حرفا. صحبت کم کم به اینجا کشید که من تمام پول و سرمایم رو همین جوری نابود کردم و رفت پی کارش… چرا؟ میگفت فقط به خاطر اینکه یه کسی نبود که تو اون دوران منو راهنمایی کنه و حتی فقط بهم یاد بده این پول رو یه جوری سرمایه گزاری یه ملکی زمینی چیزی که برا حداقل بچه هات یه سرمایه ای بزاری. میگفت تمام عذاب وجدانم تو زندگی اینه که برا دخترم نمیتونم یه دهنه مغازه وا کنم که چون عاشق کارای هنری و گرافیکی هست برا خودش کار کنه. درسته این آدم خیلی باورای اشتباه مالی تو ذهنش داشته ولی نکته ای که توس صحبتاش واسه من داشت این بود که قدر استادتو بدون، استاد به این ارزشمندی تو این سن جوونی داری که داره نصیحتت میکنه. چه نعمت بزرگی داری… خدایا شکرت واسه تمام هدایتگریهات… خدایا شکرت واسه دوستای خوبی که دارم… خدایا شکرت واسه احساس خوبی که دارم… خدایا شکرت واسه این که هر روز چیزای بیشتری یادم میدی… دوستای عزیزم هر موقع که عمیقا احساس کردین که خواسته هاتون به شما داده خواهد شد و نگرانش نبودین یعنی خدا رو باور کردین. معنی رب رو باور کردین. من خودم در ابتدای راهم ولی میدونم که ماشینی که هلش دادم به سختی داره به تکانش میرسه. به لطف خداوند بزرگ…
آرزوی موفقیت روز افزون برای هممون از رب العالمین دارم… دوستتون دارم…
چقدر زیبا بود این جمله شما : «دوستای عزیزم هر موقع که عمیقا احساس کردین که خواسته هاتون به شما داده خواهد شد و نگرانش نبودین یعنی خدا رو باور کردین. معنی رب رو باور کردین»
چقدر خوشحالم که خدا دوستانی از جنس خودش به بنده عنایت کرده است.
برایت آرزو می کنم که لحظه لحظه زندگیت در خدا شاد و سربلند باشید.
البته که کامنتهای دوستان عزیز دیگه هم حس خوبی منتقل میکنه
این قسمت که میگید این حرف های استاد براتون در فایل های مختلف دیگه تکرار و تکرار شد تا شما باور کنید یادآوری میکنه که باور های ما یک شبه به وجود نیومدند که یک شبه از بین برن باید تکرار و مداوم باشه ورودی های مثبت دقیقا مثل همین حرف های استاد جان که بالاخره برای ماهم باور بشه و ذهن ما بپذیره که صد البته نیاز به تکامل داره باور کردنش
یعنی شده من چندین بار یک فایلی رو گوش دادم حتی شده دو سه بار پست سر هم ولی در هر سری به یک نکته ایی رسیدم که میگم وای آخه اینو که من چندبار گوش دادم انگار تازه داره به گوشم میخوره
و در نهایت قسمت آخر صحبتتون واقعا برام یک نشونه بود برام یک یادآوری
این جمله رو استاد جان گفتن که نشانه ایمان واقعی توکل واقعی همین هست که شما نگران نیستی هرموقع که دیدی نگران نیستی خوشحالی یعنی به خدا ایمان داری یعنی واقعا باورش کردی که همه کارهات رو خدا داره انجام میده
در یکی از فایل های استاد اصل و اساسی که صاحبان یک کسب و کار باید بدانند اگر درست گفته باشم اسمش رو استاد میگفتن هرموقع داری برای یه خواسته ات زور میزنی و تقلا میکنی که بهش برسی یعنی میخوای کارهات رو خودت انجام بدی نمبخوای خدا انجام بده برات بعد میگفتن من و خدا باهم تقسیم کار کردیم عشق و حال و لذت ها رو من میبرم و کارها رو خداوند میکنه ( خداوند خدایی میکنه و استاد بندگی ) و ما هم باید دقیقا همینجوری باشیم من خودم هم تقسیم کار کردم با خدای خودم گاهی یادم میره هی تقلا میکنم که درون قلبم حسم میگه مگه تو با من تقسیم کار نکرده بودی من کارها رو میکنم تو لذت ببر و یه آرامشی تمام وجودمو میگیره و واقعا رها میکنم و لذت میبرم و یجوری کارهام درست میشه و هدایت میشم که اصلا مات و مبهوت میمونم و ایمانم ، اعتمادم و توکلم به فرمانروای جهان بیشتر و بیشتر میشه
میگم خب من قرار بندگی کنم خدا هم خدایی دیگه پس این خواسته این هدفم رو بهش میرسم هدایت میشم تکاملو رو طی میکنم و میرسم میدونم که خدا در زمان درست و درمکان درست هدایتم میکنه و واقعا هدایتم کرده ها واقعا هدایت شده که فقط اشک میریختم آخه خدا چجوری چجوری اینقدر زمان بندیت درست و حرفه ایی
استاد عزیز و مهربانم بینهایت سپاسگذام خیلی عالی بود …لطفا از این نوع فایلها بیشتر تهیه کنید بسیار لذت بردم و کلی دعاتون کردم به خاطر این آگاهی های ارزشمندتون .امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشید…??
به نام خداوندی ک بی حساب می بخشاید اگر باورش کنم.
سلام ب استاد عزیز و دوستانم
استاد یادمه دقیقا 2 ماه قبل از اشنایی با شما من رفتم سمت بیراهه، همین خانواده روتشیلد یهودی به کل مغزم شست و شو داده شد، چون من شخصیت پیگیر و جوگیری دارم و وارد یک سری کلاس های بی مورد هم شدم و پیش رفتم و پیش رفتم.
ولی خدا چقد منو دوست داشت ک نذاشت پیش برم و جوری با یکی از دستانش پای من رو قطع کرد از اون کلاس های توهم زا. دستی ک انگار فقط برای همون وظیفه از پیش تعیین شده قرار بود با من آشنا بشه و حتی بعد از گذشت حدود 3 سال نه خبری نه هیچ.
واقعا وقتی ب برنامه ریزی خداوند فکر میکنم میفهمم ک چقدر بی عیب و نقصه کاراش.
و من رو یک راست اورد اینجا و ثبت نام در سایت انجام شد، خدا میخواست این شخصیت پیگیر و مسئول توی راه راستش قدم برداره و رشد کنه، میدونست من اگر راهی رو برم تا تهش هستم، همینطور ک تا الان شاید ب تعداد انگشتان دست روزی رو با مطالب شما سر نکرده باشم انشالله در آینده هم ادامه دار خواهد بود.
میخوام از یکی معجزاتی ک دیروز برام پیش اومده بگم براتون، من حدود 1/5 ماهه ک مغازه مو افتتاح کردم و دیروز صاحب مغازه تماس گرفتن با من و گفتن این ماه نمیخواد کرایه بدی، و من میگفتم برای چی عمو ؟ واقعا ؟ گفتن بله نمیخواد بدی. و قطع کردن. من صدای خدا رو شنیدم، معنی از تو حرکت از خدا برکت. همیشه وقتی تجارب دوستانم رو میخوندم از این جور معجزات میگفتم وااااو خدایا چه معجزه زیبایی کردی براشون. و این حرف برای اطرافیانم خیلی عجیبه و اسمش رو میزارن شانس و میگن چه آدم خوبیه، آره انسان شریف و محترمی هستن ولی چرا من با این انسان برخورد کردم؟ چرا ایشون ب من بخشیدن کرایه شون رو ؟ چون میدونم با مستاجر قبلی این برخورد رو نداشتن. این رو جایزه ای از سمت خدا میدونم، حالا ک نوشتم یادم افتاد چند روز پیش از خدا خواستم بهم هدیه بده گفتم دوست دارم هدیه دریافت کنم و چه زیبا بود هدیه اش.
و من عاشق این دلگرمی های خداوندم ک این نشانه هاش باعث ادامه مسیرم میشن.عاشقتم و منتظر معجزات بعدی ؛))
و شجاعت بعدی ک انجام دادم رفتن در دل کوه در تاریکی شب. اونجا ایستادم و ب کوه ها و آسمان پر ستاره و سکوت شب گوش دادم، ترس داشتم ولی ایستادم، اولین تجربه رو با ایمانی نیم بند انجام دادم ولی پله ای بود ک باید برمیداشتم برای اقدامات بزرگتر، میخواهم قله رو تا انتها برم انشالله برام آسون تره حالا ک فکرش رو میکنم چون من از پس نجواهای قبلش براومدم و تجربه شو دارم، همون خدایی ک تا الان از من محافظت کرده، همون خدایی ک توی روز از من محافظت کرده توی شب هم همون خداست.و تمام موجودات بنده او هستن، لشکریان آسمان و زمین از آن اوست. مینویسم از این تصمیم جدید هم…
استاد سپاسگزارم بابت نشان دادن قوانین و آسان شدن زندگی مان، قدردان تان هستم و با تعهد در این مسیر میمانم ب یاری خدا.
استاد من سلام
چقدر این صحبت هایی که شما دوست دارید بزنید روح من تشنه شنیدنش است
چقدر آرامش بخشه
چقدر قدرتمندانه است
چقدر دوست دارم این حرف ها را زندگی کنم
استاد این روزهای زندگی من روزهایی است که من برخی باورهای غلطم را اصلاح کردم و در عمق وجودم رسیدم به اون ناامنی به اون شرکه که شما یاد می کنید
من متوجه شدم که باورهای غلط ما ریشه اون شرکه واقعا
من در موقعیتش قرار گرفتم
شما به من یاد دادید که مسئول حال دیگران نیستم
مسئول زندگی دیگری نیستم
ارزشمندی من در اینها نیست
و من این باورها را ساختم و شرایط زندگیم تغییر کرد زندگی من خالی شد از آدم هایی که عمری مشغول مراقبت ازشون بودم من با خودم تنها شدم بعد دیدم استاد دیدم با تمام وجودم لمس کردم که من شرک داشتم من از تنهایی می ترسیدم من خودم را باور ندارم من علیرغم اینکه در پشت ماسک مراقبت از دیگران قائم شده بودم و احساس اقتدار می کردم ولی پر از ترس بودم ترس از دست دادن ترس تنهایی ترس طردشدن
من خودم را باور نداشتم
و الان استاد کار من شده ساختن باورهای توحیدی
استاد خواسته هام کمرنگ شده و خواسته اصلی من شده یکتاپرستی
این صحبت ها را دارم میارم تو زندگیم
الان امن تر شده ام
الان انگار قلبم محکم تر شده
استاد وقتی شما میگید همه چی توحیده الان بهتر متوجه میشم قبلا می گفتم خوب مگه من میگم خدا دوتاست من هم میگم یکیه ولی همش این نیست که
الان می فهمم وقتی میگید باور توحیدی یعنی قدرت درون منه نه در دست دیگری
یعنی من خالق سرنوشتم هستم
یعنی خدا هم با توجه به خواست من پاسخ میده
یعنی هیچ عاملی در بیرون تأثیرگذار نیست
ساختن این باورها و منطقی کردن آنها در ذهن تکامل می خواد
ولی من الان متوجه خطاهام میشم و می فهمم که وقتی با دیگری بحث می کنم چون اون را تأثیرگذار می بینم
وقتی درگیر دیگران میشم یعنی فکر می کنم من در زندگی دیگران تأثیر دارم
استاد شرک خیلی مخفیه
اصلا ما همه مشرکیم مگر خلافش ثابت بشه
استاد ولی همه ما مثالهایی داریم در زندگی که موحدانه عمل کردیم و با باورهای درست به آنچه خواستیم رسیدیم ولی اون را شانسی دونستیم اون را گفتیم خدا این دفعه خواست یا ربطش دادیم به دعا و نذر و قربونی – مشکل اینجاست که به قول شما هیچ وقت خودمون را قدرتمند نمی دونستیم چرا؟ چون یک دفعه میشد یک دفعه نمیشد
به هر حال همین که اول شرک را در وجودم پیدا کنم
همین که لحظاتی که مشرک میشم را کشف کنم
بعد ببینم که من قدرتمند هستم
و خداوند پاسخگو
به تدریج این باورها ساخته می شوند
استاد کاش یک دوره یکتاپرستی و توحید عملی درست می کردید
چرا با وجود اهمیت این مسئله هنوز دوره ای با این نام ندارید
استاد خوشحالم که اهمیت آن را متوجه شده ام
و در حال درک و عملی کردن آن هستم
سپاسگزارم
سلامدوست عزیزم. اتفاقا استاد یه دوره داشتن به اسم جهان بینی توحیدی که قبلا بود رو سایت. فکر میکنم بعد دوره کشف قوانین زندگی که تمرکزش روی ترمزها که میشه همون باورهای شرک آلود دوره رو برداشتن. من اینطور فکر میکنم. معرفی دوره کشف قوانین رو ببینید. به نظرم خیلی مرتبط باشه با بحث توحید و یکتاپرستی.
موفق باشید
سلام و درود دوست عزیز
متشکر از راهنمایی و توضیحات شما
اتفاقا این روزها به دوره فوق پیشرفته کشف قوانین زندگی هدایت شدم و درک جدیدی پیدا کردم خدا رو شکر
اگر نگم همه ولی بیشتر ترمزها ریشه در باورهای غیرتوحیدیذو نداشتن ایمان و توکل داره
بازهم متشکرم
موفق باشید دوست عزیزم
سلام استاد عزیز عاشقتم
استاد جون خیلی دوست دارم یکی از باور های بدی که جلوی منو از بچگی گرفته وهمیشه رو مخم بود همین مسله چشم زخم وسحر وجادو بود ووقتی اولین بار با سایت آشنا شدم وچشم زخم و دانلود کردم وگوش کردم احساس بسیار عجیبی داشتم فک میکردم یه وزنه چند کیلویی همون لحظه از دوشم برداشته شد اشک از چشام جاری شد و ان لحظه فهمیدم چقدر تا بحال به خودم زجر داده ام با این باور ؟خداراشکر میکنم که با این سایت آشنا شدم . وخیلی از باور های محدود کننده که جلوی منو گرفته بود وزندگی را برایم زهر کرده بود کشف کنم . استاد امروز میبینم که چطور زندگی دست خودمه چطور خلق میکنم زندگیم رو ودرک کرده ام که زندگیه من نه در دست اجنه هاست نه دردست امریکاست نه دردست فراماسون هاست ونه در دست شیطان است . خدایا شکرت بخاطر باور های خوبم .
استاد عزیز سالم وثروتمند باش واز خدا میخوام هرروز ثروتت رو زیاد تر کنه
به نام الله یکتا سلام درود خدمت استاد عزیزم. استاد شایسته ی عزیز. سلام خدمت. دوستان هم فرکانسی. سالروز میلاد خانم فاطمه ی زهرا را هم خدمت تک تک زنان سایت استاد عباسمنش تبریک عرض میکنم. همچنین خدمت. استاد عزیزم
امشب زمانی که همسرم با من بحثش شد. تغییرات رو احساس کردم. خدایا شکرت.
اصلا احساسم رو خراب نکردم همش صحبت های استاد تو گوشم پخش می شود. که میفرماید در هر شرایطی حال خود رو خراب نکنید
در میان بحث همش در درونم با خدا صحبت میکردم آخه امروز ازش درخواستی کردم. و شب ساعت 12 اون درخواست اجرا شد
خلاصه اصلا جواب همسرم رو ندادم جز چندتا کلمه اونم از حقم دفاع کردم طبق آموزه های استاد
بعد همسرم از خونه زد بیرون. منم در همون هین دفترم رو آوردم و روی خواسته هام. تمرکز کردم. و از خدا خواستم که خودش ریسمان رو به دست بگیره واقرار کردم که من ناتوانم. بعد شروع کردم به خوندن. سوره ی ناس 13 مرتبه همراه با معنی و 110 بار آیا کعنه بدو وایا کعنه نستعین و تمرکزم رو گذاشتم روی خواسته ام. و اصلا حالم رو بد نکردم. بعد از 1 ساعت همسرم با اینکه ساعت 12 نیم شب بود با یک دسته گل آمد و روز زن رو بهم تبریک گفتو آشتی کردیم میگفت گل فروشی باز بوده من کلی تعجب کردم و دوباره گفتم خواست خدا بوده ولی من درخواستی رو که از خداوند کرده بودم به طرز عجیبی زبانم باز شد و مخالفتم رو به ایشون اعلام کردم. و ایشون هم قبول کرد. اگر قبلا بود
انگار همسرم خدام بود و میترسیدم که از خونه بیرون نره و کسی خبر دار نشه. ولی به لطف خدا واموزه های استاد که از صبح تا شب در حال آموزش دیدن هستم. امشب. به ساده ترین شکل ممکن. تنها منبع جهان هستی یعنی الله را میپرستم و قدرت را به هیچ عامل بیرونی نمیدهم در یکی از نظرات یکی از دوستان از خداوند گفتند که از رگ گردن به ما نزدیک تره. من امروز از صبح همش باهاش حرف میزدم و بهش میگفتم از تو نزدیک تر به من هیچ کس نیست. و راحت ازش درخواست میکنم و جمله ی من لایق عالی ترین ها هستم رو باخودم تکرار میکنم
خدایا شکرت. خدایا شکرت. خدایا شکرت
بابت فرصت طلایی تغییر.
بابت باز شدن دریایی از ثروت. آرامش و...
خداوندا لحظه ای من را به حال خودم وامگذار
در پناه الله. یکتا به قول استاد عزیزم
استاد عزیزم. سپاسگزارم.
این فایل نشانه ی دیروز من 19 آذر مصادف با روز زن که فرداست یعنی 20 آذر
به نام مهربان ترین
روز ۲۶ام سفر
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان ارزشمندم.
استاد عزیزم چقدر زیبا روی مواردی از زندگی مون دست میزاری که واقعا ذهنمونو درگیر کرده. من فراموش کرده بودم فایل هایی رو که در مورد همین آدمها یی که انگار همه چیز این دنیا رو دارند برنامه ریزی میکنن دیده بودم و اونقدر این مطالب با توضیحات به هم چسبیده و قابل قبولی کنار هم قرار میگیرن که انگار چاره ای جز قبولش نداری آخه حرفی یا مطلبی هم در مورد ردش نداری بلافاصله بعد از قبول همچین موضوعی چیزی که به سراغت میاد دست بسته بودن ، بازم محکوم بودن به یه سری شرایط و یا سوال اینکه پس قدرت خدا کجاست ؟و یه عالمه تناقض که انگار کسی نیست جوابی بده آخه انگار همه این مسئله رو قبول کردن .از احساسات منفی که سراغت میاد دیگه نمیخوام بگم ولییییی اینجاست که وقتی استاد از قدرت خدا میگه و اینکه هیچ چیزی نیست که اراده ی تو رو بتونه محدود کنه ، سرشار میشم از قدرت و اینکه اینجا دیگه خدا کوچیک نشد. اینجا همون فکر درست ،همون باور درست که همیشه درست بوده و در اینجا نقض نشده همون باوری که میگه قدرت فقط و فقط از خداست .چقدر پذیرش اینطور تفکر حال خوبی به من میده و سرشار از قدرت و حال عالی میشم پس جایی که حس خوب دارم یعنی بهترین تصمیم و انتخاب رو گرفتم .چقدر با ندانستن قوانین خودمونو مجبور به پذیرش شرایط ناراحت کننده و سخت میکنیم.
چقدر عالیه که قوانین همیشگی و بدون تغییر و بدون حالت نقض هستند .
حالا میتونم شرایط کشورم رو بپذیرم چرا که ما همگی باعث ایجاد این شرایط شدیم اگه کشوری آزاد و ثروتمند و عالی میخوایم باید باورهامون رو عوض کنیم نه اینکه خودمونو محکوم به پذیرش شرایطی بکنیم مثل دلار و ریس جمهور آمریکا و دولت و …مشکل ما شرکه برام جالبه از بچگی از خدا و قدرت خدا مهربونی خدا شنیدم ولی در عمل حتی بزرگترها و آدمهای مومن رو دیدم که با حرفهاشون ،رفتارهایی متضاد رو نشون میدادن .چقدر خوشحالم که با واژه زیبای توحید عملی آشنا شدم .چقدر خوشبختم که هیچ کس رو در این لحظه مالک خودم نمیدونم جز خدایی که خالق منه و زندگیمو با تمام اختیار به خودم سپرده .چقدر خوشحال و خوشبختم.
خدای من تو رو عاشقانه دوستت دارم و میخوام عالیترین خودمو به این دنیا ارائه بدم با هدایت هر لحظه ی تو .
استاد عزیزم با تمام سلول های وجودم ، احساس خوش با شما بودن رو دارم تجربه میکنم ازتون سپاس گذارم و بهترین ها رو براتون می طلبم.
خانم شایسته ی مهربان چه مقالات ارزشمندی می نویسید که نشان از روح بلند و وسعت تفکری عظیم رو نشون میده ممنونتونم و براتون از این دریای عظیم، بصیرت و آگاهی میخوام .
دوستان ارزشمندم کامنتهاتون پر از عشق و حال خوبه پر از رنگ معرفت و در حال گسترش در اعماق وجود من با تمام وجودم ممنونتونم و سپاسگذار محبتتون .
دوستتون دارم.
به نام یگانه قدرت جهان هستی
سلام و درود خدمت استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان مهربانم
رد پای بیست و ششم در سفرم به درون
چه کسی مالک توست؟
کلید: باور کنیم که خداوند قدرت مطلق است
استاد عزیزم وقتی اونطور صادقانه می گید دوستدارم این حرفها را بزنم ،اشک تو چشمام جمع میشه و دوستدارم از همین جا بهتون بگم،،منم دوستدارم این حرفها را از زبان شما بشنوم..از زبان بنده ای که یگانگی خداوند را پذیرفته و تمام شرایط زندگی اش گویای همین امر است..
این فایل و فایل فقط روی خدا حساب کن رو نمیدونم چندین و چند بار گوش دادم و هر بار باز هم منقلب میشم، وجودم پر از توانستن میشه و یک حال خوشی رو تجربه میکنم.
از روزی که شنیدم تنها مالک من خداست نه دلار و دولت و فلان سازمان و …..و آگاهانه حواسم هست که عمل بکنم، به جرات میتونم بگم خیلی راحتر با آدمها حرف میزنم..آرامشم بیشتر شده و نگرانیها و استرسهام کمتر شده..اگه واسه موضوعی نجواهای شیطان بیاد و بخواد حالم رو بد کنه می سپارمش به خدا و با خودم میگم من خدایی دارم که هر لحظه عاشقانه منتظر من فقط لب تر کنم و بگم چی میخوام،اونوقت واسم کن فیکون میکنه.و خیلی خیلی حالم خوب میشه وقتی پارو را رها میکنم و میگذارم مالک و صاحب اختیارم هر جا دلش میخواد منو ببره..چون میدونم، به هر جا برد ساحل همونجاست.
خدایم را هر روز سپاسگزارم که در این غوغای زمانه و در اینهمه تشویش و نگرانی از هر جنسی و در هر جمعی من میتونم هر روز نخ اتصالم به خداوندم را ضخیم تر کنم و فقط از خودش بخوام و لاغیر..
امروز صبح وقتی بیدار شدم،دفتر و قلمم را برداشتم که طبق هر روز شکرگذاری کنم و خواسته هایم را به خدایم بگویم.وقتی بیدار شدم خیلی خوشحال بودم که یک فرصت دیگه دارم برای خلق،واقعا احساس قدرت میکنم که میتوانم در پناه خدای دانا و توانایم خلق کنم و او از من حمایت میکنه..هیچ حسی رو نمیشه جایگزین این احساس کرد..ی خیال راحتی عجیبی درونش نهفته است..واقعا احساس آرامش میکنم و همین را نتیجه فقط روی خودش حساب کردن میدانم..البته که هنوز کلی راه دارم ولی همین الان بهتر از قبلم شدم.
چند روز پیش کارفرمام میگفتن که دارن از ایران میرن و کارهاشون اوکی بشه برای همیشه مهاجرت میکنند..هیچی تو دلم نلرزید ،اونجا فهمیدم که دارم تغییر میکنم،اونجا فهمیدم خدا را تنها مالک و صاحب اختیارم میدانم..
سرشار از شوق براشون آرزوی بهترینها رو کردم و تو دلم به خودم گفتم حتما که خیره و خدا میخواد اتفاقهای قشنگتری رو واسم رقم بزنه.
استاد عزیزم من کسی بودم که اگر مشابه این اتفاق قبلا واسم می افتاد دیگه استرس و نگرانی رهایم نمیکرد و همه اش دل آشوب بودم که اگه بره و بمونه پس تکلیف من چی میشه؟ کجا برم سر کار؟ اگه بلافاصله کار گیرم نیاد خرج و مخارجم رو چکار کنم؟ و…… هزارتا اگر دیگه….
اما از وقتیکه افتخار شاگردی شمارا دارم ادمها واسم محترم هستند اما نه به این معنا که قدرتی داشته باشند..همه چیز را از خدایم میدانم به واسطه قدرتی که برای خلق کردن به من عطا کرده..
وقتی فقط خدارا مالک خودمون بدونیم زمین و آسمانش و هرآنچه میان انهاست را به تسخیر ما در میاره..اونوقته که ما میتونیم پادشاه اقلیمی باشیم که خودمون برای خودمون و با کمک باور به یگانه ربمون ساختیم..میتوانیم با آرامش و لذت قدم بزنیم بدون ترس از اینکه کسی ما را چشم بزند یا از ما سرقت کنه یا بخواد چوب لا چرخمون بگذاره..چون در عمل باور داریم که تنها مالک جهان هستی،تنها مالک ثروتها و خانه ها و کسب و کارها و دولتها و شرکتها و…….فقط خداست.
در حقیقت مالک اصلی خداست
این امانت چند روزی دست ماست
&&&&&
فقط
با خدا باش و پادشاهی کن
——————————
خدایا شکرررررررررررررررت که هستی و شکرررررت که من باور دارم به یگانه بودنت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که من را با خدایم،خدای واقعی و یگانه معبودم آشنا کردی..خدارا شکر میکنم که من را به این سرزمین توحیدی هدایت کرد
مریم جان شایسته،بسیار ممنونتون هستم که اسباب چتین سفر باور سازی را مهیا کردید
دوستان جآنم و همسفران عزیزم،سپاسگزارتون هستم برای کامنتهای ارزشمند و جواهرنشانتان
دوستون دارم
در پناه یگانه رب العالمین روز و روزگارتون عاااااالی
به نام خداوند وهاب .
سلاااااام به استاد عزیزودوستان خوبم .
من این مدت خیلی کمتر وقت میکنم که نظراتم رو اینجابنویسم و میدونم که میدنید چقدر دلم برای شما دوستان خوبم تنگ شده.
استاد این فایل انقدر عالی بود که وقتی به آخرای فایل رسیدم چشمهام واقعا پر از اشک شده بود .
واقعا تمام قدرت جهان دست خداوند بزرگه .خداوند دوباره این چند وقت یکبار دیگه قدرتش رو به من نشون داد.واتفاق این روزای من به همین فایل مربوط میشه
من هدفی که بعد از شغلم انتخاب کردم خرید گوشی بود که دوست داشتم امامبلغش بالا بود و من پول کافی نداشتم ( البته اگر کمی صبر میکردم حتما جور میشد) ولی دوست داشتم زودتر گوشیمو عوض کنم وتصمیم گرفتم یه مدل پایین ترشو بخرم .
یادمه توی مسیر با خودم میگفتم چی میشد که من میتونستم همون گوشی رو بخرم بعد با خودم گفتم چطور وقتی که من نه پول کافی دارم و نه قیمت تغییر کرده بعد دوباره با خودم گفتم خدا هزار راه داره یه دفعه دیدی شد .وقتی وارد مغازه شدم اول قیمت گوشی که میخواستم رو دوباره پرسیدم وبعد گفتم که مدل پایین ترشو برام بیاره وگفتم که برای اون پول کافی ندارم .فروشنده گفت من یه مدل گوشی به شما معرفی میکنم با تمام امکانات همون گوشی ولی ظاهر زیباتر وتوضیح داد وگفت که اون گوشی به خاطر اینکه خیلی فروش داره قیمتش بالاست واین گوشی چون کمتر از یک ماهه وارد بازار شده فعلا قیمتش پایینتره و من با تخفیف خیلی عالی گوشی رو خریدم والعان طبق قولی که به خودم دادم دارم با گوشی جدیدم برای شما نظر میزارم وجالب اینکه من تصویر سازی میکردم که با اون گوشی که قصد خریدش رو داشتم براتون نظر میزارم واین گوشی که خریدم از لحاظ ظاهر کاملا شبیه همون گوشیه .خودمم تعجب کرده بودم که چرا این مدل رو ندیدم چون العان خیلی بیشتر از اون گوشی دوستش دارم و وقتی توی دلم به خودم گفتم خدااین قدرت رو داره به چیزی بهتر از اونی که میخواستم رسیدم دوستان وقتی ما به قدرت خدا توکل داشته باشیم خداوند گاهی خیلی بهتر از اون چیزی که ما میخوایم رو به ما عطا می کنه و من خیلی خوشحالم که خداوند دوباره این قدرتش رو به من نشون داد.
استاد عزیزم با تمام وجودم به خاطر فایل های خیلی عالی که برامون میزارید سپاسگزارم وبرای شما و همه دوستانم از خداوند آرزوی شادی و سلامتی بیشتر رو دارم .
سلام دوست عزیز و همفرکانسیم
خیلی خوشحال شدم واست و خدارو بابتش شکر کردم و تحسینت کردم که به بهتر از چیزی که میخواستی رسیدی
مخصوصا اون قسمتی که گفتی تصویرسازی میکردی که داری با گوشی جدیدت توی سایت کامنت میزاری خیلی برام الهامبخش بود، منم میخوام همینکارو کنم و تصویرسازی کنم که دارم با لپتاپ جدیدم که میخواستمش توی سایت کامنت میزارم😍
انشاالله همیشه به یاری خدا شاد و موفق و خوشبخت باشید
خدایا صدهزار مرتبه شکرت🙏❤
موثری جز خدا نیست
هیچکس و هیچ چیزی نمیتواند زندگی مرا به مخاطره بیاندازد و یا بمن آرامش بدهد جز خدا. حتی باورها و افکار واندیشه ها نیز که مهمترین چیز در رویدادن شرایط گوناگون زندگی من هستند، ابزاری بیش نیستند. باز پشت این ابزار نیز خدا ایستاده است. خداست که باورها و ذهنیات ما را در عالم ماده تجسم و واقعیت میبخشد. ما غالبا از حکومتها، قدرتهای سیاسی، جنگ، تروریست ها، زلزله، سیل، سونامی، حیوانات و امثال اینها و نهایتا مرگ ترسانده شده و میترسیم. اما بقول مولانا اینها همگی شیران علم هستند. «جملگی شیریم شیران علم، حمله مان از باد باشد دم بدم». از هیچکس واز هیچ چیزی جز خدا هیچ کاری برنمیآید. پشت همه افراد و همه اشیاء وهمه اتفاقات زندگی خدا ایستاده است. و این معنی این آیه از قرآن شریف است : لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در هر رویدادی محوریت خداست. و دقیقا ماموریت تمام پیامبران الهی روشن نمودن این موضوع بوده است که کارها جای دیگری انجام میشوند. کارها توسط قدرت بیکرانی که برای ما قابل رویت نیست انجام میشوند. این تغییر حالت و خواست بیمار از درد به درمان، و از بیماری به تندرستی است که بهبودی بیمار را منجر میشود نه دارو. و برآورنده این تغییر حالت کسی نیست جز خدا. خداوند سیستم وساختار وجودی انسان را بگونه ای ساخته است که آنچه که در ذهن انسان میگذرد در زندگیش بازتاب پیدا کند. آیا تا بحال برایتان رخ داده است که میل به چیزی کرده باشید و ساعتی بعد بدون اینکه شما برای آن چیزی کاری کرده باشید بدست تان رسیده باشد؟ و شما با خودتان گفته اید که ای کاش آرزوی چیز دیگری کرده بودم. مثلا بارها شده که من هوس خوردن یک خوراکی را کرده ام و چند دقیقه بعد یک نفر آشنا و حتی غریبه آمده و آن خوراکی را بمن تعارف کرده است.یادم میآید یکبار در خیابان خیلی زیاد هوس خوردن یک نوشابه را کردم، ولی با خودم گفتم اکنون وقتش را ندارم. چند دقیقه بعد دیدم کسی دست بروش شانه ام گذاشت و مهربانانه این جملات را گفت: سلام. ببخشید من این نوشابه بزرگ را گرفتم که بخورم ولی حالا میبینم که نمیتوانم به تنهایی آنرا بخورم با خودم گفتم حیف است که نیمی از آنرا بخورم و نیمی را دور بیاندازم، این بود که بدنبال کسی بودم که این نوشابه را با او بخورم، در بین جمعیت نگاه کردم و چشمم به شما افتاد. آیا افتخار میدهید با هم این نوشابه را بخوریم؟ در ضمن لیوان یکبار مصرف هم دارم». این اتفاق درست در همان محل دو بار دیگر برای من رخ داد. یکبار که آش رشته هوس کرده بودم و یکبار دیگر وقتی آجیل هوس کرده بودم. آیا شما فکر میکنید اینها اتفاقی روی میدهند و هیچگونه نظم و قانونی در روی دادن این اتفاقات در کار نیست!؟ اینها پیامهای بسیار بسیار مهمی هستند که خدا دارد بما میدهد. خدا دارد باین وسیله با ما صحبت میکند. بما میگوید من در کنار تو هستم، من با تو هستم، من دوستت دارم رفیق. هر کاری که تو بخواهی برایت میکنم. خداوند مرتبا دارد به بما پیغام میدهد اما اغلب مردم درس گرفتن از آنها را از دست میدهند. اینبار که اینگونه رویدادها برایتان رخ داد سعی کنید بیشتر در آن تامل کنید. من بجای شما باشم فریاد میزنم: خدا را دیدم خدا را دیدم. یادآوری این نکته ضروریست که انتهای کار «باور» نیست، انتهای کار خداست، که البته خود بی انتهاست.
استاد عزیزم و ارشمندم راهنمای عزیزم و دست خداوند برای راهنمایی ام سلام.
دوستان عزیزم سلام
و دوستان عزیز سایت سلام
نمیدونم چی بنویسم فقط میخوام بگم من که باور کردم حرفاتون رو استاد عزیز و ارزشمندم. خیلی این حرف ها رو تو فایلهای مختلف از شما شنیدم و تکرار شد و تکرار شد و تکرار شد تا بالاخره باورش کردم. نشونش هم اینه که این روزا خیلی بیشتر از گذشته باورش کردم. اصلا هر روز یه اتفاقی می افته که بیشتر باورش میکنم. دیگه من ب بسم الله رو بگم شا تا آخرشو میخونین… فقط باید از شما صمیمانه سپاسگزاری کنم و بگم ارزشمند ترین چیزی که تو زندگیم از شما آموختم و بعد از اشنایی با شما در من بوجود اومد باور خداوند بود… چی با اررزش تر از این؟ واقعا چی؟؟؟ موسی رفت تا آتش بیاورد ولی خداوند با او صحبت کرد…
وقتی نشسته بودم جلو لبتابم و شما رو نگاه میکردم یاد اتفاقی افتادم که همین دیشب تو مغازم برام اتفاق افتاد. یه مشتری اومد که قبلا هم اومده بود و یه سری دستنویس های قدیمی همراش بود که میخواست روشون کپی رنگی بگیره و میگفت اینا خیلی ارزشمنده و قدیمی و میخوام هدیه بدم به موزه دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با وجود اینکه خیلی ارزش داره و ازم میخرنش. میگفت خونوادم نسل اندر نسل دکترن و خیلی پولدار… یه شب دیگه که اومده بود مغازم میگفت که من توزندگیم خیلی پول داشتم و اصلا به جوانیم بدهکار نیستم و همه جای دنیا رفتم و تو بهترین هتل ها اقامت میکردم و 10 سال آمریکا بودم و درس خوندو و از این جور حرفا. صحبت کم کم به اینجا کشید که من تمام پول و سرمایم رو همین جوری نابود کردم و رفت پی کارش… چرا؟ میگفت فقط به خاطر اینکه یه کسی نبود که تو اون دوران منو راهنمایی کنه و حتی فقط بهم یاد بده این پول رو یه جوری سرمایه گزاری یه ملکی زمینی چیزی که برا حداقل بچه هات یه سرمایه ای بزاری. میگفت تمام عذاب وجدانم تو زندگی اینه که برا دخترم نمیتونم یه دهنه مغازه وا کنم که چون عاشق کارای هنری و گرافیکی هست برا خودش کار کنه. درسته این آدم خیلی باورای اشتباه مالی تو ذهنش داشته ولی نکته ای که توس صحبتاش واسه من داشت این بود که قدر استادتو بدون، استاد به این ارزشمندی تو این سن جوونی داری که داره نصیحتت میکنه. چه نعمت بزرگی داری… خدایا شکرت واسه تمام هدایتگریهات… خدایا شکرت واسه دوستای خوبی که دارم… خدایا شکرت واسه احساس خوبی که دارم… خدایا شکرت واسه این که هر روز چیزای بیشتری یادم میدی… دوستای عزیزم هر موقع که عمیقا احساس کردین که خواسته هاتون به شما داده خواهد شد و نگرانش نبودین یعنی خدا رو باور کردین. معنی رب رو باور کردین. من خودم در ابتدای راهم ولی میدونم که ماشینی که هلش دادم به سختی داره به تکانش میرسه. به لطف خداوند بزرگ…
آرزوی موفقیت روز افزون برای هممون از رب العالمین دارم… دوستتون دارم…
سلام دوست خوبم جناب صمیمی
آقا خبری ازتون نیست دلتنگتون شدیم.
چقدر زیبا بود این جمله شما : «دوستای عزیزم هر موقع که عمیقا احساس کردین که خواسته هاتون به شما داده خواهد شد و نگرانش نبودین یعنی خدا رو باور کردین. معنی رب رو باور کردین»
چقدر خوشحالم که خدا دوستانی از جنس خودش به بنده عنایت کرده است.
برایت آرزو می کنم که لحظه لحظه زندگیت در خدا شاد و سربلند باشید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
به نام ابرقدرت مهربان
سلام به شما دوست عزیز
چقدر حس خوبی داشت کامنتتون
البته که کامنتهای دوستان عزیز دیگه هم حس خوبی منتقل میکنه
این قسمت که میگید این حرف های استاد براتون در فایل های مختلف دیگه تکرار و تکرار شد تا شما باور کنید یادآوری میکنه که باور های ما یک شبه به وجود نیومدند که یک شبه از بین برن باید تکرار و مداوم باشه ورودی های مثبت دقیقا مثل همین حرف های استاد جان که بالاخره برای ماهم باور بشه و ذهن ما بپذیره که صد البته نیاز به تکامل داره باور کردنش
یعنی شده من چندین بار یک فایلی رو گوش دادم حتی شده دو سه بار پست سر هم ولی در هر سری به یک نکته ایی رسیدم که میگم وای آخه اینو که من چندبار گوش دادم انگار تازه داره به گوشم میخوره
و در نهایت قسمت آخر صحبتتون واقعا برام یک نشونه بود برام یک یادآوری
این جمله رو استاد جان گفتن که نشانه ایمان واقعی توکل واقعی همین هست که شما نگران نیستی هرموقع که دیدی نگران نیستی خوشحالی یعنی به خدا ایمان داری یعنی واقعا باورش کردی که همه کارهات رو خدا داره انجام میده
در یکی از فایل های استاد اصل و اساسی که صاحبان یک کسب و کار باید بدانند اگر درست گفته باشم اسمش رو استاد میگفتن هرموقع داری برای یه خواسته ات زور میزنی و تقلا میکنی که بهش برسی یعنی میخوای کارهات رو خودت انجام بدی نمبخوای خدا انجام بده برات بعد میگفتن من و خدا باهم تقسیم کار کردیم عشق و حال و لذت ها رو من میبرم و کارها رو خداوند میکنه ( خداوند خدایی میکنه و استاد بندگی ) و ما هم باید دقیقا همینجوری باشیم من خودم هم تقسیم کار کردم با خدای خودم گاهی یادم میره هی تقلا میکنم که درون قلبم حسم میگه مگه تو با من تقسیم کار نکرده بودی من کارها رو میکنم تو لذت ببر و یه آرامشی تمام وجودمو میگیره و واقعا رها میکنم و لذت میبرم و یجوری کارهام درست میشه و هدایت میشم که اصلا مات و مبهوت میمونم و ایمانم ، اعتمادم و توکلم به فرمانروای جهان بیشتر و بیشتر میشه
میگم خب من قرار بندگی کنم خدا هم خدایی دیگه پس این خواسته این هدفم رو بهش میرسم هدایت میشم تکاملو رو طی میکنم و میرسم میدونم که خدا در زمان درست و درمکان درست هدایتم میکنه و واقعا هدایتم کرده ها واقعا هدایت شده که فقط اشک میریختم آخه خدا چجوری چجوری اینقدر زمان بندیت درست و حرفه ایی
خدایاشکرت خدایاشکرت
سلام
استاد عزیز و مهربانم بینهایت سپاسگذام خیلی عالی بود …لطفا از این نوع فایلها بیشتر تهیه کنید بسیار لذت بردم و کلی دعاتون کردم به خاطر این آگاهی های ارزشمندتون .امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشید…??
به نام خداوندی ک بی حساب می بخشاید اگر باورش کنم.
سلام ب استاد عزیز و دوستانم
استاد یادمه دقیقا 2 ماه قبل از اشنایی با شما من رفتم سمت بیراهه، همین خانواده روتشیلد یهودی به کل مغزم شست و شو داده شد، چون من شخصیت پیگیر و جوگیری دارم و وارد یک سری کلاس های بی مورد هم شدم و پیش رفتم و پیش رفتم.
ولی خدا چقد منو دوست داشت ک نذاشت پیش برم و جوری با یکی از دستانش پای من رو قطع کرد از اون کلاس های توهم زا. دستی ک انگار فقط برای همون وظیفه از پیش تعیین شده قرار بود با من آشنا بشه و حتی بعد از گذشت حدود 3 سال نه خبری نه هیچ.
واقعا وقتی ب برنامه ریزی خداوند فکر میکنم میفهمم ک چقدر بی عیب و نقصه کاراش.
و من رو یک راست اورد اینجا و ثبت نام در سایت انجام شد، خدا میخواست این شخصیت پیگیر و مسئول توی راه راستش قدم برداره و رشد کنه، میدونست من اگر راهی رو برم تا تهش هستم، همینطور ک تا الان شاید ب تعداد انگشتان دست روزی رو با مطالب شما سر نکرده باشم انشالله در آینده هم ادامه دار خواهد بود.
میخوام از یکی معجزاتی ک دیروز برام پیش اومده بگم براتون، من حدود 1/5 ماهه ک مغازه مو افتتاح کردم و دیروز صاحب مغازه تماس گرفتن با من و گفتن این ماه نمیخواد کرایه بدی، و من میگفتم برای چی عمو ؟ واقعا ؟ گفتن بله نمیخواد بدی. و قطع کردن. من صدای خدا رو شنیدم، معنی از تو حرکت از خدا برکت. همیشه وقتی تجارب دوستانم رو میخوندم از این جور معجزات میگفتم وااااو خدایا چه معجزه زیبایی کردی براشون. و این حرف برای اطرافیانم خیلی عجیبه و اسمش رو میزارن شانس و میگن چه آدم خوبیه، آره انسان شریف و محترمی هستن ولی چرا من با این انسان برخورد کردم؟ چرا ایشون ب من بخشیدن کرایه شون رو ؟ چون میدونم با مستاجر قبلی این برخورد رو نداشتن. این رو جایزه ای از سمت خدا میدونم، حالا ک نوشتم یادم افتاد چند روز پیش از خدا خواستم بهم هدیه بده گفتم دوست دارم هدیه دریافت کنم و چه زیبا بود هدیه اش.
و من عاشق این دلگرمی های خداوندم ک این نشانه هاش باعث ادامه مسیرم میشن.عاشقتم و منتظر معجزات بعدی ؛))
و شجاعت بعدی ک انجام دادم رفتن در دل کوه در تاریکی شب. اونجا ایستادم و ب کوه ها و آسمان پر ستاره و سکوت شب گوش دادم، ترس داشتم ولی ایستادم، اولین تجربه رو با ایمانی نیم بند انجام دادم ولی پله ای بود ک باید برمیداشتم برای اقدامات بزرگتر، میخواهم قله رو تا انتها برم انشالله برام آسون تره حالا ک فکرش رو میکنم چون من از پس نجواهای قبلش براومدم و تجربه شو دارم، همون خدایی ک تا الان از من محافظت کرده، همون خدایی ک توی روز از من محافظت کرده توی شب هم همون خداست.و تمام موجودات بنده او هستن، لشکریان آسمان و زمین از آن اوست. مینویسم از این تصمیم جدید هم…
استاد سپاسگزارم بابت نشان دادن قوانین و آسان شدن زندگی مان، قدردان تان هستم و با تعهد در این مسیر میمانم ب یاری خدا.