چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    510MB
    68 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    30MB
    68 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فریبا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2650 روز

    به نام خدایی که با منه

    مستانه محمدی

    سلام به استاد بی نظیرم و خانم شایسته دوست داشتنی

    واقعا ازتون ممنونم به خاطر این فایل بی نظیر، قشنگ با یه بیل افتادین تو مزرعه ذهن مون و من تونستم کلی باور مخرب رو پیدا کنم که تغییرش قراره کلی اتفاق خوب رو برام خلق کنه

    1.من لحاظ ظاهری آدم جذابی نیستم،آدم خوشگلی نیستم.

    درباره این موضوع من می‌تونم بگم با اینکه ظاهر واقعا  بی نهایت جذاب و خوشگلی دارم اما تا وقتی این موضوع رو خودم باور نکردم و با خودم تکرارش نکردم کسی این موضوع رو به من نگفت، اینکه چشمای قشنگی دارم رنگ پوست خیلی خوب، مدل صورتم که استخوانی، موهام، لبام، قدم، ابرو هام و…

    از روزی که من عاشق زیبایی خودم شدم، دیگران هم اون رو تایید می کنند و حتی گاهی اوقات به بعضی نکات ظاهر من توجه می‌کنند که من خودم قبلا بهش توجه نکرده بودم و من میام بابت اون نکته مثبت خدا رو شکر میکنم و تکرارش میکنم. تا زمانی که خودتون از خودتون تعریف نکنید زیبایی ها تون رو تحسین نکنید کسی نمیاد این کار رو بکنه، تو بعضی موارد مثلا میگن ملاک زیبایی دست، اینه که کشیده باشه، ولی  دست من کشیده نیست با این حال وقتی به این فکر میکنم که خدا با عشق نشسته این دست رو برام خلق کرده هزار بار عاشقش میشم، یه چیزی الان اومد تو ذهنم که شاید تو ذهن اونهایی هم که زیبا هستن این باشه که مثلا من رو به خاطر زیبایی م میخوان نه خودم.

    یادمه چند ماه پیش، یکی از آشنا هامون وقتی تازه وارد رابطه شده بودم بهم گفت اگه میخوایی باهات بمونه یا اگه رابطه خوب میخوایی یه ذره بیا به خودت برس، نمی دونم کاشت ناخن و لیفت مژه و ابرو و رنگ کردن موها، راستش من با هیچ کدوم از اینها مخالف نبودم اما قشنگ یادمه اون لحظه تو دلم به خودم گفتم من می دونم یه عالمه باورهای مخرب دارم اینا اولویت شون بیشتره خیلی خیلی بیشتر، و یه شکلی اومد تو ذهنم انگار که بخوام روی یه چیز بد (باورهای اشتباهم)رو بپوشنم و مخفی کنم (با زیبا کردن ظاهرم). آقا من ظاهرم رو یه ذره تغییر دادم و وارد یه رابطه داغون شدم و سریع تمومش کردم ، بعدش نشستم خیلی خوب رو خودم کار کردم روی احساس ارزشمندیم و وارد یه رابطه‌ی خیلی خوب شدم. (ارزش هاتون رو به ظاهرتون پیوند نزنید به رشد درونی‌ت پیوند بزنید،  به ویژگی های درونی که قابل بهبود پیوند بزنید ) زیبایی به ظاهر نیست زیبایی به درون منه، هر کسی به یه شکلی زیبا هست، و یه قیافه‌ی خاص نداریم که زیبا باشه، همه دنبال اون قیافه خاص نیستند(روی خود ارزشیت کار کن روی احترام به خودت کار کن، خودت رو دوست داشته باش)

    2.من توانایی خاصی ندارم، جذابیت خاصی ندارم.

    این نمونه رو به خوبی دیدم توی یکی از دوستام آقا نه مهندس نه دکتره نه هیچیه هیچی ولی بی نهایت برای خودش ارزش قائل، و رابطه‌ی بی نظیری رو هم داره.

    من برای این مورد تمرین 12 قدم رو انجام دادم وقتی اومدم توانایی‌های که داشتم رو نوشتم  هر روز میخونم اون توانایی هارو و بهش اضافه هم میکنم،خیلی خوب شدم  ولی ذهن نجواگرم هی میگه اینا که چیزی نیست.خیلیییی جای کار دارم برای این مورد.(چون استانداردهایی رو که جامعه برای یک فرد موفق تعریف کرده ندارم، نباید خودم در الگوهایی ببرم که جامعه به عنوان یک فرد موفق تعریف کرده) ارزشت رو مدرک های تحصیلی گره نزن

    3.همه‌ی خوبهارو بردن.

    من این رو از آشناها شنیدم که هر چی پسر خوب، پولدار رو بردن فقط موتور سوارها و فقیرها موندن برای ما.

    عه آقاا خودم نمونه‌ی یه دختر عالی که کسی هنوز نبردتش.

    میلیاردها آدم تو جهان هست که هر کدوم ویژگیهای یونیکی دارن، همیشه آدم های فوق‌العاده هست(در مورد آخرین رابطه‌م با اینکه ویژگیهای بی نظیری داشت اما من احساس کردم باید این رابطه تموم بشه، به یه دلایلی و بعد از اون دوستم همیشه بهم میگفت بهتر از این گیرت نمیاد دیگه، ولی واقعا یه چیزی بهم میگه که بهتر از این هم هست، اگه خدا این رو به سمتم هدایت کرد، بهترش رو هم هدایت میکنه)، همیشه موقعیت پولساز هست، همیشه ایده های بهتر است، همیشه هر روز فراوانی بیشتر و بیشتر میشه. اگه باور کمبود داشته باشی تلاش نمیکنی برای یه فرصت شغلی، اگه این آدم خوب بود،  خوب ترش هم میاد چون کلی انسان خوب توی دنیا هست که با خودشون در صلح هستند و عاشق این هستن که با دختری مثل من وارد رابطه بشن

    اگه باورت اینه که همه رو بردن، پیداش نمیکنی، نه اینکه نباشه ما هدایت نمی‌شیم به سمتش. وقتی فراوانی رو باور کنی هدایت میشی به سمتش. این همه آدم تو جهان هست مگه میشه تمام خوبها رفته باشن

    4_من لایق یه رابطه عاشقانه نیستم

    در این باره آخرین رابطه‌م یک انسان واقعا فوق‌العاده بود، و یه روزی که من داشتم فکر می‌کردم که خدای من، این آدم چقدر خوبه چقد عاشق منه این صدا رو شنیدم که این جوابت به درخواست خدایا می خوام عشقت رو بهم ببینم هستش و از طریق این آدم خدا تجلی پیدا کرد، ولی در رابطه قبل ترم هی این سوال تو ذهنم بود که ایا این ادم لایق منه، یا من لایق این آدم هستم، ولی در واقعیت من خودم رو لایق اون نمی دونستم و داشتم  ازش فرار می‌کردم که این خیلی خیلی بهتر از منه، و رابطه از هم پاشید.

    ولی حتی اگه سطحش هم بالاتر باشه، من در حال پیشرفتم، دارم روی خودم کار میکنم این مهمه، و من هم یه روزی می تونم به سطح اون از هر لحاظ برسم حتی بیشتر.

    تقریبا میشه گفت همه این باورهای مخرب پاشنه آشیل من بودن، و باید برای هر کدومشون باورها و الگوهای مناسب رو پیدا کنم و برای خودم تکرار کنم

    استاد مهربونم شما خودتون بهترین الگوی رابطه عاشقانه هستید خیلی ممنون بابت این فایل بی نظیر که واقعا بی نهایت ارزشمند بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سینا گفته:
      مدت عضویت: 1483 روز

      سلام فریبای عزیزم

      چقدررر زیبا و عالی درمورد هرکدوم از ترمزها مثال زدی و نمونه هایی اوردی از زندگی خودت و مثال هایی که داشتی برای هرکدوم بزنی

      خیلی کامنتت درس های ارزنده ایی داشت و باعث شد یک درجه فرکانس من خالص تر بشه چون میخوندم و تایید میکردم

      یک قسمتی از کامنتت رو خیلی دوست داشتم و یک لبخند خیلی قشنگی اومد رو لبم که گفتی:

      عه آقاا خودم نمونه‌ی یه دختر عالی که کسی هنوز نبردتش

      وای دختر چقدر قشنگ اینجا گفتی و تحسینت کردم بعدش منم همینطوری برای خودم منطقی کردم که اقا یک پسر خوبم منم که نبردنش..

      من توی باور های نامناسب برای روابط کلی پاشنه آشیل دارم که حسابیییی باید روشون کار کنم

      الان البته تمرکز من روی مبحث باور های مالی هستش اما هدایت شدم به این فایل و یکسری از کامنت های دوستان

      یکی از پاشنه های آشیل من توی بحث روابط همین موضوع عدم لیاقت هست وای که چه بلاها و چه احساساتی در من به وجود اورده

      حسابی کار رو در تمام ابعاد برام سخت کرده اما سعی میکنم حسم رو بد نکنم و خوشحال باشم که پیداش کردم و با فکر به اینکه اگر این ترمز رو بردارم چه اتفاقاتی میفته حسم رو خوب کنم

      مثلا همین امروز یک احساس بدی رو تجربه کردم که ریشه اش رو که پیدا کردم از عدم لیاقت میومد. و ریشه داره از بچگیم،، پدر و مادر و برادر بزرگترم و تجربیاتم همه یک جوری احساس عدم لیاقت رو به من تلقین کردن و این از همون موقع روی من مونده،، خودم رو حتی لایق پیشنهاد دادن به یکسری افراد نمیدونستم (و شایدم هنوزم همینه)

      اما وقتی که تعریف هایی که از خودت توی این کامنت کردی رو مطالعه کردم واقعااا لذت بردم از این احساس لیاقتی که در خودت ایجاد کردی و اومدم بهت تبریک بگم و یک حس قوی گفت که بیام کامنت بزارم برات

      خداروشکر میکنم بخاطر این آگاهی هایی که بهم گفته میشه درمورد ترمز ها و کار کردن روشون و خدایا شکرت که در این مسیر زیبا با این دوستان فوق العاده قرار گرفتم.

      خیلی وقت ها کمال گرایی منو از انجام تمارین، کار کردن روی باور ها و همه اینها باز داشته حتی با اینکه دوره کشف قوانین و تهیه کردم اما تمرین هاشو درست حسابی انجام ندادم و روی باور هام کار نکردم

      درصورتی که استاد توی جلسه اول میگن این دوره زندگی شمارو در تمام ابعاد تغییر میده اما انگار من، باور نکردم هنوز و برای خودم توضیح ندادم که سینا زندگی تو باید در تمام ابعاد تغییر کنه اومدی اینجا سر کلاس درس کدنویسی استاد تا کدنویسی خلق شرایط دلخواه رو یاد بگیری حالا میخوای اون شاگرد تنبله ته کلاس دنبال حاشیه باشی یا اصل رو بچسبی و تمرین کنی و نمره بیست رو دریافت کنی؟

      (این نوشته های کامنت همین الان بهم گفته شد و چقدر لذت بردم از این مثالی که زدم الان:)

      تا الان که دنبال حاشیه و کمال گرایی و اینا بودم که منو نگه داشت سرجای خودش تقریبا 4 ماه میشه که دوره رو دارم اما هنوز از جلسه 6 به بعد رو نگاه نکردم چون تمرین هاشو انجام ندادم بودم به صورت کامل و واقعا هم رضایتی نداشتم از نحوه کار کردنم، هعی برمیگشتم عقب اما باز تنبلی و تعویق انداختن کار ها که بلاخره فهمیدم بابا مشکل کار این کمالگرایی است که همش دنبال یک فرصت عالی برای گوش دادن فایل هاست، دنبال یک فرصت عالی برای انجام تمرین هاست.

      یادم شده بود اون ذوق و شوقی که برای تهیه این دوره داشتم رو

      به خودم باید بگم: سینا میدونی چندنفر آرزوی اینو دارن که مثل تو دوره کشف قوانین رو داشته باشن و صبح تا شبروی ترمز هاشون کار کنند اما توی فرکانسش قرار نگرفتن هنوز که دریافتش کنن؟

      از این گنج استفاده کن، تایمت رو سر چیزای بیهوده هدر نده،، واقعا هر یک ساعتی که پای دوره میزاری از هر تایم دیگه ایی برات ارزشمند تره..

      حتی میخوام یک روتین برای خودم درست کنم که هدفمند تر روزم رو سپری کنم و از مسیر خارج نشم و یک تعهد جانانه بدم برای اجرا این روتین…

      و تکرار بارها و بارها اموزش های همین دوره بجای از هرچیز یکبار دیدن و گذشتن

      میخوام شکل فکر کردن مغزم رو جوری تربیت کنم که ترمز سنج باشه و. بلافاصله یاد بگیره بعدش بشینه و قشنگ روی تک تک ترمز ها و باور هاش کار کنه

      حتی یادمه اوایل که ذوق و شوق داشتم چقدر منظم میومدم باور هارو دسته بندی میکردم تا روشون کار کنم و نثخیلی انگیزه داشتم برای کار کردن روی باور ها

      اما دو چیز انگار جلوی منو گرفت

      1.کمال گرایی که درموردش گفتم

      2. احساس عدم لیاقت

      این احساس عدم لیاقت هعی جلومو میگرفت و میگفت تو لایق داشتن نتیجه نیستی، اصلااا و اصلاا ذهنم نمیتونست باور کنه که میتونه موفق بشه(الانم همونه حتی ولی خیلییی بهتر شده خداروشکر) چقدرر سرعت خودم رو کند کرده بودم

      اما الان میخوام دیگه با بهبودگرایی و تمرکز بالا روی خودم کار کنم و لذت ببرم از این کار

      و خیلی دوست دارم یک اهرم لذت خیلی خوبی توی ذهنم بسازم از کار کردن روی باورها تا نخوام زور بزنم بلکه لذت ببرم از این کار و حالم خوب بشه باهاش

      و ذوق و شوق خودش باعث خلاقیت من توی اینکار بشه

      چون

      کشف هر ترمز و کار کردن روش=مجوز ورود صادر کردن برای کوهی از ثروت و نعمت

      اول که اومدم کامنت بنویسم فقط قرار شد یک دیدگاه برات باشه و یک تشکر و خداقوت حالا اینکه به اینجا چطوری کشید رو نمیدونم اما سبک کامنت هام همینه رها میکنم خودمو و خدا میگه و مینویسم هرچی بیاد و بگه رو مینویسم

      خدایا سپاسگزارم ازت

      چقدر همین کامنت نوشتن خودش کنترل ورودی هاست و حواس منو میاره سر جای خوب خودش

      امیدوارم همه ما احساس لیاقتمندی رو در خودمون به وجود بیاریم فقط صرف اینکه در این دنیای مادی به عنوان یک خالق پا گذاشتیم و بدون هیچ قید و شرط دیگری

      خدانگهدارت دوست خوبم!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فریبا محمدی گفته:
        مدت عضویت: 2650 روز

        مستانه محمدی”

        سلام سینا جان

        خیلی ممنون بابت دیدگاه قشنگت کلی درس داشت برام .

        راستش اولین بار که پاسخت رو دیدم کلی ذوق کردم، چون چند روز پیش از خدا تو ستاره قطبی خواستم که دوست‌های هم فرکانس پیدا کنم که به رشدم کمک کنه همون روز هدایت شدم به سایت و وقتی دیدگاه ها و پاسخ هایی که دوستان به اون دیدگاها داده بودند توی سایت دیدم اینکه چقد قشنگ به سوال بقیه جواب میدن یا پیشرفت بقیه چقد خوشحال شون میکنه یا همین که میان از پیشرفت‌ها و مسیری که طی کردن میگن دیدم، با خودم گفتم من چقد دوست بی نظیر داشتم و خودم خبر نداشتم برای همین تصمیم گرفتم تو سایت فعال تر بشم مسیری رشدم رو برای بقیه بگم تو پاسخ به دیدگاه فعال بشم، اگه دیدگاه شون کمکم کرده بهشون بگم و..‌. اینطوری هم خودم تمرکزم رو اصل میمونه هم ارتباطام قوی تر میشه و کلی مزیت دیگه

        روز بعدش هم پاسخ شما رو ،رو دیدگاهم دیدم گفتم به به قانون چقد خوب جواب میده، خواستم همون لحظه به دیدگاهت جواب بدم اما کمال‌گرایی من مانع از این کار شد که نه من میخوام یه پاسخ عالی بدم و این کار رو به عقب انداختم تا به امروز که دیگه گفتم بیام این کامنت رو برات بنویسم چون تصمیم گرفتم که کارهایی که به تعویق انداختم رو انجام بدم تا به جای مرور اونها تو ذهنم جا برای الهامات الهی باز بشه.

        تو بحث روابط راستش اولین بار که استاد تو 12 قدم گفت که آشغال هارو میزاریم زیر مبل و خودمون رو از لذت یه رابطه عاشقانه محروم میکنیم یه علامت سوال خیلیییی بزرگ رو سرم شکل گرفت، که لذتتت مگه رابطه عاشقانه لذت هم داره کلا یه چیز گنگ بود برام، چون تا اون زمان به خاطر باورهای اطرافیانم اجازه ورود به هیچ رابطه ای رو به خودم نداده بودم، چون گناه بود تو ذهنم، تو ذهنم بود که فقط یکی میاد با هم ازدواج میکنیم و خوشبخت میشم در حالی که تعریفی از خوشبختی تو رابطه عاشقانه نداشتم، البته تو فایل ها استاد گفته بود ویژگی های که دوست داری طرف مقابلت داشته باشه رو بنویس، اما من اونجا هم اومده بودم ایده ال هایی که جامعه تعریف کرده بود نوشته بودم نه چیزی که خودم دوست داشتم، خلاصه بعد یه مدت که یخ ذهنم یه ذره آب شد،به زور یکی از دوستام وقتی فهمید رابطه ای نداشتم منو با یه پسر آشنا کرد که با هم حرف بزنیم، تو این رابطه چون من برای خودم ارزش قائل نبودم، خودم رو دوست نداشتم و….طرف مقابلم هم همین طور بود برام، و بدون خبر از رابطه رفت بیرون،چون دوست داشتنی وجود نداشت از اون جایی که آدم وابسته و ضعیفی بودم خیلی خوب ازم سو استفاده کرد.

        بعدش من احساس بی ارزشی می کردم با خودم می گفتم حتما زیبا نیستم یا به خاطر

        اینه من توانایی خاصی نداشتم من جذاب نیستم و حتما لیاقتش رو نداشتم اون خیلی از من سرتر بود، بدجوری خورده بود تو ذوقم، واسه همین اومدم تو سایت اون موقع در مورد روابط کلی فایل گوش دادم از فایل های دوره عزت نفس تا فایل های رایگان نظرات بچه ها تو بخش عقل کل خیلی بهم کمک کرد یکی از بچه ها توی یکی از کامنت ها نوشته بود وقتی تو از خودت سو استفاده میکنی، برای خودت ارزش قائل نیستی دیگرانم ازت سو استفاده میکنند.

        من کلی رو خودم کار کردم، کلی باور خوب ساختم و هنوزم دارم بهتر و بهترش میکنم، من مسئولیت همه چی رو پذیرفتم و به خودم گفتم رفتار و حرفای بقیه با من نتیجه رفتاری که خودم با خودم دارم، دیگه فهمیدم از رابطه چی میخوام

        و نتیجه‌ی این کار کردن اومدن آدم های بی نظیر تو زندگیم بود و هر روز بهتر و بهتر می شدن، و من به وضوح دیدم، همون شبی که شروع کردم به نوشتن باورهای خوب، دقیقا فرداش یه پیشنهاد عالی داشتم، و آخرین رابطه‌م واقعا یه رابطه به دور از هرگونه وابستگی، که به رشد هم دیگه کمک می کردیم و حالمون کنار هم عالی بودو احساس ارزشمندیمون هر لحظه کنار هم بیشتر می شد و وقتی فهمیدیم مسیر مون با هم متفاوت بدون هیج دلخوری خیلی راحت از هم جدا شدیم. و این پروسه تغییر از اون رابطه ی داغون تا اون رابطه عاشقانه کمتر از 6 ماه بود نه هزار سال.

        به نظرم تمرکز آگاهانه روی نکات مثبت دیگران هر رابطه ای رو عالی میکنه وقتی کوچکترین حرکت مثبتی رو انجام داد بهش توجه کنی، یکی از تمرین های قشنگی که یکی از بچه ها انجام میداد این بود که هر روز صبح نکات مثبت 5 نفر که بیشترین ارتباط رو باهاشون داشت می نوشت، این تمرین واقعا عالیه

        الان که فکر میکنم مرور این مسیر نوشتنش هم برای خودم یادآوری بود که هر خواسته ی دیگه ای هم که دارم مسیرش شبیه همینه تمرکز بزارم روی باورهام و مثال الگوهای مناسب بیارم برای خودم

        واقعا خدا رو شکر میکنم توی این مسیر هستم و توی این جمع از دوستای فوق العاده قرار گرفتم

        دوست خوبم امیدوارم هر جا هستی حالت همیشه عالیه عالی باشه و هر لحظه‌ت پر از خدا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          سینا گفته:
          مدت عضویت: 1483 روز

          مستانهه عزیزمممم سلااممم

          وای که چقدرر به قول خودت:

          به به چقدر این قانون قشنگ عمل میکنهههه

          این حرفایی که زدی دقیقا حرفایی بود که نیاز داشتم بشنوم برای رابطه خودم و چقدرر این روزا دقیقا ازم وقت و انرژی گرفته بود و قانون رو انگاری یادم شده بود با اینکه همیشه برای خودم یاداوریش میکردم یادم شده بود به میزانی که من خودمو دوسداشته باشم و روی رابطم با خودم و خدا کار میکنم دیگران هم منو دوسدارن و من لایق یک رابطه عالی هستم.

          واقعا چقدر هدایت قشنگه همین دیشب یعنی دقیقا شبی که تو برام کامنت گذاشتی من درمورد این رابطه ام توی سایت کامنت گذاشتم و چقدررر واقعا کالبه که دقیقا امروز کامنت تو به دست من رسید و در فاصله کمتر از یک روز منتشر شد کامنت

          و چقدر بجا و درست هست باز دوباره این قانون که خداوند در بهترین زمان هدایت میکنه رو دارم درک میکنم

          فکر کن تقریبا یک ماه از نوشتن کامنت من برای تو میگذره چی میشه که تو تصمیم میگیری اون شبی جواب منو بدی که این اتفاقات میفته و منم دقیقا روزی کامنت تورو بگیرم که بیشترین نیاز رو بهش داشتم

          خلاصه بت بگم

          توی رابطه عاطفی که داشتم همه چیز عالی بود ما بدون وابستگی باهم بودیم و لذت و عشق رو تجربه میکردیم اما من از یک جا به بعد قانون یادم شد که لذت و حال خوبم رو به عوامل بیرون پیوند نزنم به صحبت کردن باهاش پیوند نزنم به دیدنش یا تماس گرفتنش پیوند نزنم

          و همین به تنهایی باعث میشد انچنان توی این چندروز اخیر اذیت بشم بخاطر وابستگی که ایجاد کردم انچنان حال بدی رو تجربه کنم که ناخوداگاه اتفاقاتی افتاد که اون قشنگی رابطه ما انگار توی ذهنم کمرنگ و کمرنگ تر شد اون حال خوب کمرنگ شد و واقا چقدر ازادیم گرفته میشد اون تایمی که من باید میزاشتم برای اهدافم و تمرکز کردن روی هدف هام رو گذاشتم روی یکسری مسائل بیهوده

          اما بزار درمورد امروز بهت بگم که چقدرر روز فوق العاده ایی بود..

          امروز به حالی بسیار خوب صبح بیدار شدم نم بارون زده بود و بسیار لذت میبردم از هوا اینقدر توجهم رو گذاشته بودم رو نکات مثبت که حسم نمیتونست اصلا خوب نباشه اما یکم باز دغدغه های فکری سراغم میومد چون کامل مسئله رو حل نکرده بودم درمورد رابطم و هنوز نمیدونستم این حس بد من و این مشکلات از کجا نشات میگیره خلاصه اتفاقاتی افتاد و هدایت هایی رخ داد که من فهمیدم وای! از مسیر خارج شدم من دارم کم کم وابسته میشه ب پیام دادن بهش چک کردنش، زنگ زدنش و همچنین میخواست یک تایمی رو اوکی کنه که ببینم و این دیدنِ رو انگار من به زور ایجاد کردم براش و میدونی باعث چی شده بود؟ اینکه هم فکر اون درگیر بشه از هدفاش دور بشه و هم فکر من و این خراب میکرد اوضاع رو

          همچنین من واقعا بهترین احساساتم رو زمانی دارم که احساس میکنم دارم روی هدف هام کار میکنم و پیشرفت میکنم و عاشق اینم که آزاد باشم توی این موضوع و نگرانی نداشته باشم که تمرکزم رو بهم بزنه

          خلاصه

          امروز خیلی حالم و اگاهانه خوب میکردم خلاصه اینقدر خوب کردم که اگاهی ها شروع به اومدن کردن قانون دوباره برام مرور شد توی فرکانس و حال بسیار عالی قرار گرفته بودم و این عالی بود و فهمیدم بابا من حس خوب درونیم رو به یکسری مسائل ربط دادم و برای خودم محدودیت درست کرده بودم

          و چقدر باعث شده بود تمرکزم بره و چقدر از هدفام دور بشم

          خلاصه این تضاد روابطی رو خیلی از خدا هدایت خواستم که حل بشه و چقدر دیدم قشنگ حلش کرد

          و میدونی ته همه این مسائل به چی میرسیدم؟

          احساس لیاقت

          ببین این موضوع خیلیی کلیدی هست و احساس لیاقت قشنگ داره برام مرور میشه

          خداروشکر این رابطه کاری کرده با من که قشنگ درونم و کنکاش کنم و ببینم ته ذهنم گیه و بازخورد بگیرم از رفتار ها و نتایجم همچنین چقدر این شخص احساس لیاقت داشت، هدفمند بود و باز همین باعث میشد بیشتر درس بگیرم از این رابطه

          و واقعا به میزانی که خودت رو لایق میدونی بقیه هم تورو لایق میدونن

          یعنی این جمله رو واقعا باید صد بار به خودم مرور کنم

          به میزانی که خودت را لایق بدانی بقیه هم تورو لایق میدانند

          و چقدر قانون جهان مهمه توی همه جنبه ها اشاره بشه

          خیلی قشنگ درمورد قانون توضیح دادی که به نکات مثبت طرف توجه کنیم و این خیلیی واقعا مهمه منم انجام میدم ..

          چقدر بیشتر مفهوم صلح درونی رو درک میکردم شاید قبلا فقط میشنیدمش اما الان درکش کردم و دیدم چقدر مهمه و اهمیت داره

          امروز خیلی قشنک مدار های احساسی رو طی کردم و الان درحالی دارم این کامنت رو برات مینویسم که توی حس عشق و رهایی و اشتیاق هستم

          درمورد رابطم بگم اینکه من بهش توضیح دادم که اقا ما دیگه نباید زور بزنیم که همو ببینیم اینطوری هم تو اذیت میشی هم من و بهش گفتم چقدر مهمه که ما هرکدوم به سمت هدف های خودمون باشیم..

          و کلی توضیح دیگه

          و ایشون خداروشکر اینقدر توی این مسائل درکش خوبه و حسابی درک میکنه این موضوعات رو و خودش هدف داره کلی ویژگی مثبت داره دقیقا میفهمه که نباید وابسته شد و خلاصه همه اینها

          و با خودم گفتم واقعا هم هرموقع احساس میکنیم که داره ازادیمون از هدف هامون از کارهامون گرفته میشه و محدودیت برای ما ایجاد میشه میتونیم خیلی راحت از هم جدا بشیم و لذت ببریم از زندگی خودمون

          وقتی استاد میگه تعهد توی رابطه درست نیست برای همینه دیگه چون یک جایی ما ادمیم تغییر میکنیم امکان داره طرز تفکرمون عوض شه حالا ما بیایم خودمون رو بزور نگه داریم تو رابطه که چی؟؟

          همچنین چقدر ایمان پیدا کردم به قانون که اگر من رو لیاقت خودم کار کنم یا ایشون میره و یکی بهترش میاد یا هم که همین رابطه بینهایت رشد میکنه و بهتر و بهتر میشه

          ((الان که دارم این کامنت رو مینویسم جایی نیستم که بتونم با تمرکز کامنت بزارم و امکان داره یکم کلماتم رو دقیق جمله بندی نکنم اما طبق اصل بهبود گرایی که متضاد هست با کمال گرایی من مینویسم و لذت میبرم اینم حسم گفت بگم))

          و چقدر واقعا امروز که یک ذره بیشر طعم صلح درونی رو چشیدم برام زیبا و لذت بخش بود و چقدر حالم با خودم خوب شده جقدر امیدوار تر شدم چقدز هدف هامو دوسدارم و اشتیاق دارم برم سمتشون که فرکانس اشتیاق یکی از بالاترین فرکانس هاست و همچنین خیلی عشق من نسبت به خداوند وخودم بیشتر شده

          یک چیز جالب بگم از اتفاقی که همین ی ساعت پیش افتاد

          من رفته بودم پیاده روی و داشتم لذت میبردم بعد این بار به طرز عجیبی این گربه ها از کنار من رد میشدن و من میدیدمشون اما اونا هیچ ترسی و هیچ چیزی که بخوان فرار کنن و گربه اخری هم به طرز عجیبی بهم نزدیک شد نشستم نازش کردم و اینقدررر باهام بازی کرد و اینقدرررر حالش با من خوب بود و من یادم نمیاد اینطوری با یک گربه ها که همیشه میترسیدن نزدیک بشم و بازی کنم و بعد فهمیدم دارم تغییر میکنم دارم عشق میدم به خدا و خدا هم داره با تمام اجزاش به من عشق میده و رها شدم و خودم رو لایق بهترین رابطه، بهترین درامد و بهترین عشق میدونم

          عاشقتممم مستانه عزیزمم که اینقدر قشنگگگ نوشتیییی

          بازم بنویس لذت میبرممم

          خدایاشکرت واقعا بخاطر این دوستانی که توی سایت داریم

          خدا یار و نگهدار و هدایتگرت دوست خوبم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    محبوبه استخری گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    سلام استاد جانم و مریم جان مهربان وسلام به همه بچه ها که فوق العاده هستید و اینقدر کامنتهای عالی رووقت میذارید و مینویسید

    چقدر این فایل باارزش بود خیلی منتظر بودم میگفتم خداکنه استاد بیان و درمورد قسمت یک صحبت کنن خداروشکر این روزها خداوند داره پاسخ میده به تمام درخواستهام

    من روی اون قسمت کامنت نذاشتم ولی تویی دفترم نوشتم چه خواسته های داشتم و چه تلاشی کردم ونرسیدم و چه باورهای مخربی دارم

    اول این فایل گفتم خداکنه استاد درمورد کامنت من صحبت کنه بعد گفتم تو که کامنت نذاشتی رو اون قسمت گفتم خوب درمورد موضوع من صحبت کنه همون روابط وخدا چقدر سریع پاسخ داد و اونقدر هیجان زده شدم وقتی شما درمورد رابطه عاشقانه صحبت کردید دیگه دیوانه شدم ازاینکه خداوند هرلحظه درحال اجابت دعاهای ماست و قلبم سرشار از هیجان شد فقط چند بار ازهیجان احساس کردم قلبم داره میزنه بیرون اونقد که احساسم فوق العاده شد چون من چندروزه که ازخداخواستم که خودت باورهای خوب وعالی رو درمورد روابط بمن بگو

    استاد عزیزم خیلی ممنون واقعا سپاسگزار شما هستم از اینکه هستید تا حالا هیچکس این حرفها رو بما نزده بود واقعا شما بی نظیرید من هرروز بابت وجود شما درزندگیم از خداوند مهربان وهدایتگر سپاسگزارم هزاران مرتبه سپاسگزارم بیشتر اوقات وقتی ازخداوند بابت شما سپاسگزاری میکنم قلبم چنان باز میشه واحساسم عالی میشه که حد نداره

    شما عالیترین الگو تو همه زمینه ها هستید برای من

    استاد تمام باورهای که درموردش صحبت کردید متاسفانه من دارم وتاالان که حدود 10 سال میشدکه من نتونستم وارد رابطه درستی بشم با تمام تلاش فراوان

    ولی نزدیک دوسالی هست که من وارد رابطه ای شدم که خیلی ارام وکند پیش میره وراضی کننده نیست بااینکه من یه کم روی باورهام کار کردم ولی خداوند همیشه اگر ما یه قدم برداریم صد قدم برامون برمیداره ادم خوب ومناسبی رو سرراه من قرار داد و من خیلی خیلی بزرگ شدم وتجربه کسب کردم و چقدر تونستم خودمو بهبود بدم و بفهمم چه افکار وباورهای رودارم

    ولی بازم نتیجه اون چیزی نیست که من میخام

    یه رابطه معمولی سطحی من نمیخوام

    من میخوام یه رابطه مثل شما و مریم جان تجربه کنم پراز احساس خوب احترام وازادی

    من به کمک الله و اموزهای شما میخوام که یک رابطه عالی و بی نظیر برای خودم خلق کنم چون من لایق بهترینها هستم من ارزشمندم من

    بایدعالی زندگی کنم خداوند در وجود منه پس من خیلی خیلی باارزشم

    استاد جانم حرفهای شما واقعا همیشه راهگشا بوده واین فایل چقدر برای من ارزشمنده برای منی که درک میکنم چون بااین تضاد سالها روبرو هستم و چقدر خواسته داشتن یک رابطه عاشقانه در من قوی هست خیلی این حرفها ارزشمنده خیلی من خودم یه سری باورها رو چندروز پیش نوشتم ولی شما تویی این فایل چیزهای رو گفتید باورهای مخربی رو گفتید که من تازه فهمیدم وای من هم دارم واصلا فکر نمیکردم که دارم بازم تشکر میکنم

    بزودی میام وازتغییراتم مینویسم واینکه یه رابطه عاشقانه برای خودم خلق کردم که هرروز بهتر وبهتر میشود

    بازم ممنونم استاد عزیزم شاد سلامت خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    سپیده فهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    سلام به همه

    خیلی مطالب مفید وخوبی بود استاد عزیزم ممنون ازت خدا بهتون انرژی بده.

    یه ترمز که هست خودم درموردش یه ایده بنظرم رسیده رو میخوام با بچه ها به اشتراک بزارم.

    اونم این ترمزه که پسر ودختر خوب وجود نداره!

    من باخودم اینو گفتم که وقتی دختری مثل خودم هست که اهل هیچ چیز مزخرفی نیس انقد مثبته هنرمند وانرژی مثبته البته که نقص دارمو دارم روشون کار میکنم حتما پسری مثل منم هس که شبیه خودمه از وقتی که اینارو به خودم گفتم دائم خواب کسیو میبینم که شبیه خودمه وتواینستا این طور آدمارو بیشتر میبینم مطمعنم آینده نزدیک باهاش آشنا میشم.

    اما درمورد ثروت هنوز ترمزمو پیدا نکردم وهرچی پیش میرم نتیجه ظعیفه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2169 روز

    مگه میشه اخه به همین راحتی

    اره چرا نشه

    چون ثروت خیلی زیاده

    و مردم به راحتی خرج میکنن

    مگه میشه به همین سادگی

    اره چرا نشه

    وقتی که محتوای من عالیه

    ارزشمنده

    ویدیوهایی که درست میکنم

    مطالبی که مینویسم

    دوره ای که آماده کردم

    محصولی که گزاشتم برای فروش

    و مردم هم ثروت زیادی دارن

    چرا نشه

    خیلیا اتفاقا دنبال

    فضای کاری من هستن

    دنبال آدمهایی مثل من هستن که از من خرید کنند

    تو نه مدرکی داری

    ایلان ماسک برای استخدام

    هیچ مدرکی نمیخواد

    این نشون میده که جهان با باورها کار میکنه

    اون میدونه که ربطی به مدرک نداره

    بلکه ربط بع شخصیت افراد داره

    من یه ویدیویی ازش دیدم که

    یکی سوالات استخدامش این بود که چه مسائلی رو در زندگیت حل کردی

    نه تاحالا به کسی فروختی

    خب ربطز نداره بالاخره باید از یه جایی شروع کرد

    مثلا من وقتی میخوام با مشتری حرف بزنم میگم دوتا از مشتری هام که خیلی ثروتمند هم بودن بهشون گفتم که من تاحالا با کسی کار نکردم اونام گفتن مشکلی نداره

    و بع راحتی ازم خرید کردن

    استاد عباسمنش هم از یه جایی شروع کرد

    ایلان ماسک هم از یه جایی شروع کرد

    همه از یه جایی شروع کردن

    نه تا حالا اموزش دادی

    اره ولی خیلی چیزا راجب آموزش دادن بلدم و میتونم اجرا کنم کامل نیست ولی کاراست

    خیلیا هستن حاظرن بها بپردازن و یاو بگیرن

    افراد دیگه اطلاعات بیشتری میزارن

    خب اولا هرکسی مشتری خودشو داره

    و قرار نیست من با کسی رقابت کنم

    دوما قرار نیست بهترین باشم

    سوما اتفاقا اطلاعات زیاد افراد رو گمراه میکنه. به حاشیه یکشونه بهتره که اطلاعات مفید و مختصر رو بدی همین کافیه

    مثل استاد عباسمنش

    افراد دیگ تعامل بیشتری دارن با مخاطب

    اصلا ربطی به تعامل و دوست شدن و رفیق شدن نداره

    الان استاد با کدوم یکی از دانشجوهاش تعامل داره دوسته

    همه به خاطر باورهاش به سمت آموزه هاش هدایت میشن

    و خداوند همه رو هدایت میکنه به سمت کسبوکام

    افراد دیگه میان جلوی دوربین

    ربطی نداره خیلی از فایل های استاد به حالت ویس هست خیلیم تاثیر گزاره

    من خیلیارو دیدم نه حرف میزنن نه مینویسن نه میان جلوی دوربین اما محتواشون بی نهایت فروش داره برای اینکه اونها باورهاشون متفاوته

    تو فقط کمی فالوور داری

    اشکال نداره اولا که یوایش یواش میره بالا

    دوما که قرار نیست بازدید زیاد باشه تا چند نفر ازت خرید کنن اصلا فکر بازدید زیاد رو از مغزت بکن بیرون

    قراره که روی فروش تمرکز کنی نه روی بازدید و فالوور و لایک

    آدم میتونه با همین مقدار کم هم کلی فروش داشته باشه

    ویدیو های معمولی میسازی

    استاد هم معمولی میسازه

    ربطی به معمولی و پیچیده نداره

    به باورها ربط داره

    حالا کی میاد از اینکارهایی که تو میگی انجام

    خیلیا هستن که دنبال این اطلاعات هستن

    و کاملا تسلیم واقعیت هستن

    و هرجی بگی میگن چشم

    الان دیگه خیلیا میدونن این مسائل رو

    این واقعیت هارو

    قرار نیست تو چیزی بفهمونی به کسی تو روی موج سواری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      گلابتون خوشبخت گفته:
      مدت عضویت: 3437 روز

      سلام هانیه جان انگار شما حرف دل من رو زدید معلومه که می‌خواهید تو سوال مدیا فعالیت کنید.

      -انقدر محتوای ویدئوهای من ارزشمنده که مخاطب های زیادی رو جذب میکنه

      -نرخ فروش به تعداد زیاد فالور نیست به باورهای منه

      -مطالب من بسیار تاثیرگذار ه در عین سادگی مخاطب خاص داره

      -نیاز نیست ویدئوها ی من پرفکت باشه چون باور من به ارزشمندی محتوای موثره

      -من و هرآنچه الان دارم برای هدفم کافی است فقط کافیه شروع کنم

      -شرایط الانم و همین کاری که الان دارم قسمتی از پازل برای رسیدن من به هدفه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    saji گفته:
    مدت عضویت: 1979 روز

    سلام به استاد عزیزم ، این اولین کامنت من بعد از مدت ها عضو بودن توی سایت هست، امروز با شنیدن این فایل به خودم گفتم باید دوباره شروع کنم ، شروعی دوباره برای بهبود بخشیدن به زندگیم .. من مدت هاست فایل های رایگان روی سایت رو میبینم ومیشنوم و استفاده میکنم اما هر بار این روند قطع میشه و من با اینکه میدونم تداوم نداشتن و کار نکردن روی خودم روی همه ی ابعاد زندگیم تاثیر میذاره بازهم اهمال کاری میکنم … اما شاید جالب باشه و برای دیگر اعضای این سایت ارزشمند هم اتفاق افتاده باشه که حتی به صورت مقطعی کار کردن و به کار گرفتن این آموزه ها بازهم نتیجه بخشه و واقعا به اندازه ای که کار کنی نتیجه میبینی و این ارتباط کاملا مستقیم هست . که در روزای آینده ای که به خودم قول دادم براتون تعریف کنم از رسیدن ها و درس هایی که تو این مسیر از این قوانین از استاد عباسمنش عزیزم یادگرفتم ..خواستم این تعهد رو همینجا اعلام کنم که هم خودم یادم بمونه و مهر تایید بزنم به تعهدم که شروع امروزم نتیجه ی بزرگی خواهد داشت . و برام جالب بود این جمله ی استاد که فرمودین قرار نیست نتیجه ی قبل رو بگیری ، من به خاطر ویژگی های قبلیم نتیجه های قبلی رو گرفتم و همیشه این ترمز من بوده که دیگه چیزی تغییر نمیکنه و من همون آدم خجالتی قبلی هستم همون آدم با همون ویژگی های قدیمیم! همیشه این گوشه ذهنم بوده !و امروز با شنبدنش قلبم آروم شد که “قرار نیست گذشته ی من تا آینده ادامه پیدا کنه”

    ممنونم استاد برای همه ی صحبت هاتون… من خوشحالم از اینکه اینجا هستم ..‌و این برای من بزرگترین و ارزشمندترین چیزی هست که قلبا مختص خودم میدونم تو این دنیا که میتونم بشنوم، درک کنم ، فکر کنم و عمل کنم بهش … این حرف ها و راه کارها سرمایه های من هستن .مچکرم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    به نام پروردگار نور و زیبایی

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوب هم فرکانسی

    خدایا شکر که فایل جدید استاد را برای خواسته ها و باورهای درست که ارزش زیادی برای درک من به وجود آورده‌اند داشته باشم

    اما باورهای درست برای خواسته ها نداشته باشیم تلاش های ما هم بیهوده است اما تغییر باورها در زمان آدم ها و ایده های مناسب هدایت می شویم به مسیرهای درست اما چیزی که ما به خواسته هایمان و به هر هدف های مان نمی رسیم این است که اول

    در کمبود عزت نفس می آید که خودش در مرحله اول این است که قبول نداریم برای هر هدفی واز وقتی محصول عزت نفس رو کار کردم سعی میکنم بهتر عمل کنم

    ترمز بعدی باورهایی که توانایی درونی داریم ولی استفاده نمی کنیم و انجام نمیدهیم این لازمه آن است که الگوهای مناسب پیدا کنیم برای هر باورهای مخربی که در وجودمان است

    باورهای نادرست بعدی این است که کمبود را در هر لحظه احساس می کنم و تجربه می کنم که هر چیزی که آن کار کمبود است و جهان هم ثابت می‌کند که آن کمبود وجود داره باور فراوانی چیزی است که در ذهن خودمان باید بپرورانیم

    و ترمز بعدی لیاقتی که من ندارم حالا چه با مسخره کردن دیگران نسبت به من و چه خودم را لیاقت ندونم جهان هم ثابت میکنه نسبت به باورهای خودم

    ترمز بعدی آدم های نامناسب را جذب خودم می کردم در کار یا در ثروت و باید یک الگوی مناسب برای جذب آدم های مناسب پیدا کنم

    و باور دیگه سن و سال بالا هست که من نمی توانم به هدفم که کار هست یا ثروت برسم و این در ثروت یک مقداری شدتش بیشتر است

    ترمز بعدی این است که باید بی نظیر باشم از همه چیز که من الان در کار کردن برای خواسته هام دارم

    و ترمز اینکه آدم درست در هیچ کجا پیدا نمیشه و این ترمز برای کار وروابط در من هست و همه کلاً کلاهبردار ند و قالتاق و نمی شود اعتماد به کسی تو این دور زمونه کرد این ترمز شدید در من الان هم هست زیاد است و با کمک استاد توانستم آن را شناسایی کنم واستاد چه جمله طلایی گفتید که باید برای رسیدن به خواسته هایمان با کنترل آدم های که نامناسب هستند دوری کنیم و ورودی های مثل شبکه های اجتماعی از آنها باید کناره گیری کنم

    من در روابط این مشکل رو استاد دارم با آدمهای پولدار این طرز فکر نامناسب سراغ من می‌آید که من چون پولدار نیستم نمی توانم ارتباط خوبی برقرار کنم و خودم را محدود می کنم

    و باورتنهایی که از ترس است چیزی که نمیخواستم با اجتماعی باشم با این باور نا مناسب در من وجود دارد موضوع بعدی که باور من این است که سرنوشت من و تقدیر من همین است و خالق زندگی خودم باید باشم

    و ترمز بعدی روابط با دیگران که من بلد نیستم برقرار کنم و این قابل یادگیری است که با تمرین باید انجام بدم و روی شخصیتم باید کار کنم

    باور بعدی که اگر من به ثروت برسم آزادی دیگر ندارم وبه دردسر می افتم و اگر برسم به اهدافم چون از نظر ثروت با کار کردن این ترمز باعث می شود من در مواردی که مثل ثروت و کار را بتوانم به آن برسد و اگر باورهای درست را که احساس آرامش است داشته باشم هدایت می شوند به موقعیت های بهتر

    واقعا سپاسگزارم استاد باور های خیلی زیادی رو پیدا کردم و امیدوارم بتوانم هر روز این ترمزها را کم رنگ تر کنم و الگوی مناسب برای این باورهای نادرست پیدا کنم

    همتون رو به خدای بزرگ و مهربان میسپارم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند باشید انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    Maryam.saraf گفته:
    مدت عضویت: 2542 روز

    سلام استاد عزیز ومریم بانو

    یعنی من‌از این فایل که قبلا هم گوش داده بودم به یه خود شناسی رسیدم که نمیدونم تاالان کجابوده

    بالاترین ترمز من اینه که

    واقعا اون احساس لیاقت را ندارم

    یعنی تو هرچیزی توی زندگیم نگاه کردم خیلیییی ذهنم احساس بی لیاقتی میکنه

    واقعا بزرگترین ترمزمه

    یعنی اون رابطه ی خوب هرروز بهتر میشه انگار به یه جایی که میرسه اون حسه میاد که میگه نه دیگه خیلی داره خوب میشه و اصلا احساس میکنم یه جای کار داره می لنگه که همه چیز انقد خوبه

    من حتی وقتایی که ارتباطم با خدا خوب میشه و لذتشو میبرم هم این فکر میاد که تو کجا و عشق بازی با خدا کجا

    تمام خواسته های من یا سر لیاقت به دست نیومده اگه اومده من هنوز بهش عادت نکردم

    خدا بهم یه ماشینی که عاشقشم رو به شکل معجزه اسا داد نمیدونم چرا همش فکر میکنم بقیه که از ما پول دار تر بودن ندارن ما چرا داریم؟

    رفتم سر کاری که ارزوشو داشتم

    هی میگم خدا این کارو جور کرد وگرنه من که لیاقتشو نداشتم

    من حتی خودمو لایق اینکه با لذت غذا بخورم و نترسم از چاق شدن نمیدونم

    من خودمو لایق دریافت هدیه نمیدونم

    من 10ساله توی یه خونه اجاره ای هستم حتی خودمو لایق جابجا شدن ورفتن به یه خونه بهتر وبزرگتر نمیدونم

    حتی لایق مادر خوبی بودن

    من هرجا میلنگم سر همینه بخدا

    انگار امروز درهای عجیبی به روی ذهنم باز شد

    عهد میبندم که از همین لحظه بگردم وراه های افزایش احساس لیاقتو پیدا کنم

    من اولی که قدم هاتون رو گذاشتین قدم یک ودو رو خریدم الان چند ساله اونارو تکرار میکنم احساس لیاقت که برم قدم سه رو ندارم

    هی میگم نه ببین اگر اینارو درک نکنی و بری که تو لایقش نیستی

    شگفت زدم بخدا

    من همسرم بارها برام هدیه و گل گرفته تو دلم میگفتم واییی اون اینهمه خوبه و داره منو تحمل میکنه واین کارا واقعا اضافیه

    بارها احساس کردم که بهش ظلم شده که من زنشم

    در حالی که خودش صد بار گفته هرکسی دیگه جای تو بود با شرایط من هزار بار رفته بود

    حتی سرکارمم یه مدت همه چیز فوق العاده بود بعد یهو گفتم نه من اینهمه لیاقت بازخوردای خوب و نتایج نیستم همین دو سه روز پیش یه چالش بزرگ برام بوجود اومد که حسابی دل سردم کرد

    من حتی خودمو لایق حقوق چندر قازی که سر اینهمه زحمت کشیدن میگیرم نمیدونم

    هرجا دعوت میشم برای کلاس گذاشتن همش رایگان و خیریه و ….

    یعنی تو ذهن من اینکه همه چیز سرجای خودش باشه مشکل داره و همیشه باید یه جای کار بلنگه تا اوکی باشه

    من حتی خودمو لایق اینکه کسی بهم کمک کنه یا کارامو برام انجام بده هم نمیدونم

    سر هر درخواستی یه عالمه عذرخواهی میکنم

    بعد جالبه که ظاهر من یه ادم فوق العاده با اعتماد به نفسه

    و هرجا میرم همه میگن تو که ماشالات باشه فلانی

    تو که دیگه مثلا کارو بارت ردیفه

    و واقعا خودم به خودم خندم میگیره

    اما به همین روز عزیز قسم میخورم که تا جایی که توانمه روی این موضوع کار کنم وبعدش به دیگران انتقالش بدم

    یک دنیا ممنونم از اینکه این فایلو برامون اماده کردین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      علی طهماسبی گفته:
      مدت عضویت: 777 روز

      سلام و درود

      شما تنها نیستید. من و قطعا خیلی های دیگه هم هستند که پاشنه آشیل دارند در کمبود احساس لیاقت و احساس ارزشمندی…

      نمیخواهم درد و دل کنم و شروع کنم از به گفتن از مشکلاتی که عدم احساس ارزشمندی برام رقم زده ولی ولی صرفا جهت اینکه من هم چند مثال زده باشم چند مورد رو مینویسم و بعد راه حل هایی که این لحظه دارم رو مینویسم .

      من شغلم ماساژ هست و کیفیت کارمم هم بالاست ولی درونی برای کارم ارزش قائل نیستم و با قیمتی پایین تر از همکارانم کار میکنم.وهمیشه 5_10 دقیقه بیشتر ماساژ میدم و یه جورایی اشنتیون میدم

      .

      من توی روابط عاطفیم بار هاشده که بگم وای این دختر چقدر خوبه … بد بخت گیر من افتاده

      در صورتی که ما عین دو تا فرشته داشتیم از وجود هم لذت میبردیم و دقیقا برای هم بودیم ولی این احساس وقتی در من اوج میگیره خیل خیلی زود رابطه نابود میشه

      .

      یا اینکه مثلا درونی انگاردوست دارم پول سخت بدست بیاد و وقتی راحت داره پیش میره حس میکنم یه چیزی ایراد داره یا این پول حلال نیست

      .

      و…. چندین مثال دیگه که همگی ثابت میکنن که من کمبود احساس ارزشمندی دارم و خودم رو لایق یه زندگی خوب و شرایط و روابط خوب و عالی و آسان نمیدونم.

      من 10 ساعت روی این فایل و فایل قسمت 1 کار کردم و مطمئنم این قوی ترین ترمز من هست

      من باتمام قدرت پام روی این ترمز هست.

      و اینجا جا داره که تبریک بگم به خودم و شما خانم سعادت که توانستیم مسئله رو ریشه یابی کنیم

      چون پیدا کردن ریشه مسئله خودش 50 درصد کاره!!!

      و ما توانستیم به افکارمون آگاه شویم.بخدا که کار هر کسی نیست که خودش خودش رو بشناسه

      الهی شکر . سپاسگذارم استاد دستت رو میبوسم .

      میماند 50 درصد مابقی که من باید سعی کنم خودم رو به احساس ارزشمندی بیشتر و احساس لیاقت بیشری برسونم

      استاد بشارت داد که اگر ترمز ها رو بردارید جرررییااانیییی از نعمت وارد زندگی تون میشود چون پاتون از قبل روی گاز بوده

      اما راه حل هایی که همین لحظه میدانم و وظیفه دارم که بهشون عمل کنم و حرکت کنم و ایمان بی عمل نباشم.و البته که خداوند هم وقتی حرکت و ایمان منو ببینه در های بیشتری رو برام باز میکنه و منو به راه ها هدایت میکنه تا به احساس ارزشمندی بیشتری برسم.

      استاد یه جمله داره که خیلی به من احساس قدرت میده:

      همین که شما متولد شدید و یک انسان هستید یعنی لیاقت تجربه ی همه ی نعمت ها رو دارید که متولد شدید.

      1_از این لحظه قیمت ماساژ من هم قیمت ماساژ دیگر همکاران خواهد بود و نه کمتر .

      2_میخوام از افراد درخواست های بیشتری داشته باشم

      3_ما در شهر ساری خانه داریم.میخوام چند روز برم اونجا و با خودم خلوت

      4_دیگه دنبال کفش های استوک تاناکورا نمیگردم

      5_اولویت خودم رو در خریدلباس راحت بودن اون لباس قرار بدم نه مد نه صلیقه فلان گروه

      6_فهرست کنم افتخارات زندگیم رو خدماتی که ارائه دادم شاگرد هایی که پرورش دادم مهارت هایی که دارم

      7_میخوام از عکس های بچگیم قاب کنم . تشکر کنم از خودم و از پروردگار که تا اینجا مسیر . 24 سال حرکت کردم.شده شکست بخورم شده افسرده بشم ولی خیلی زود برگشتم و همیشه حرکت کردم همیشه در هر شرایطی حرکت کردم.

      8_دیگه نباید خط قرمز هامو برای اینکه مبادا دیگران ناراحت بشن زیر پا بزارم . من باید خودم رو در اولویت بزارم و بتونم اونجایی که لازمه با احترام (نه) بگم.

      9_از چند رو بودن خسته شدم دوست دارم برای آرامشم با همه به یک شکل صحبت کنم .

      10_چند تا از جمله هایی که احساس قدرت میدن رو ضبط کنم و گوش کنم و از این طریق باور سازی کنم

      فکر میکنم وقتی این ده مورد بالا رو اجرایی کنم جهان هم تا حدودی احساس ارزشمندی بیشتری رو به من ثابت میکنه.

      مثلا یه رفتاری با من میشه

      یه نعمتی میاد

      اینجا من این نتایج رو نشون خودم میدم و تاکیدد میکنم برای خودم تا بیشتر باورم بشه که من خود ب خود همینجوری لیاقت تجربه نعمت ها رو دارم

      از شما در خواست میکنم که شما هم چند تا راه حل برای افزایش احساس ارزشمندی بنویسید تا من هم ایده بگیرم.

      سپاسگذارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        Maryam.saraf گفته:
        مدت عضویت: 2542 روز

        سلام دوست عزیز

        اول اینکه خیلی ممنونم وقت گذاشتین وکامنت بنده رو مطالعه کردین

        دوم اینکه ممنونم بخاطر پاسخ بسیار ارزشمندتون

        سوم‌اینکه باعث شدید دوباره با خواندن کامنت خودم احساسم بهتر بشه

        تو همین چند روزی که از این فایل گذشته و من مدام با خودم حرفایی رو‌تکرار کردم که باعث افزایش لیاقتم بشه چقدر نتایج شگفت انگیز برام بوجود اومده

        من هرروز توی دفترام نوشتم ونوشتم که طبیعی ترین حالت جهان برای بنده های خدا اینه که ادمها باید غرق نعمت و ثروت وفراوانی وعشق باشن واتفاقا هرجا نیستن یعنی یه جای کار میلنگه وغیر طبیعیه

        در حالیکه قبلش فکر میکردم طبیعیش اینه که باید یه جای کار بلنگه

        مگر نه اینکه قانون جهان اینه که ادمها هرجایی هستن دقیقا همونجایی که باید باشن هستن

        پس اینو هی به خودم یاد اوری میکنم تو اتفاقا لیاقتشو داری که انقد همسرت باهات خوب برخورد میکنه

        اتفاقا که تو از بس خودت خوبی باعث شدی خوبی های اون‌برانگیخته بشه

        اتفاقا از بس ارزشمندی اون همیشه برات هدیه خریده

        درمورد کارم مدام به خودگفتم اتفاقا تو واقعا شایسته این مقامی

        کی به اندازه تو تلاش میکنه؟

        کی اینهمه برای بالابردن مهارت هاش زمان میذاره؟

        کی انقد با مسئولیت داره کارمیکنه

        و جالب اینجاست دو سه روز نشد همون موضوعی که باعث چالش توی کارم بود تبدیل شد به فرصت

        یعنی چیزی که قرار بود‌از من گرفته بشه رو بهم گفتن قراره دو‌برابرش بکنند و شگفت زده شدم از اینهمه تاثیری که احساس لیاقت میتونه بهمون بده

        واتفاقا توی روابطمم قشنگ تغییراتی در طرف مقابلم میبینم که میگم اینا کجا بود تاحالا؟

        یا مثلا درمورد ارتباط با خدا میگم معلومه که من لایق عشق وعنایت خدا هستم وقتی دارم تمام تلاشمو میکنم تا بنده خوبی باشم اگر خدا عاشق من نباشه و اینهمه بهم لطف نداشته باشه یه جای کار میلنگه وگرنه الان که باید اینهمه حواسش بهم باشه

        سر موضوع تناسب اندام خیلی جای کار دارم یه جوری هست که نه نمیتونم خودمو همینطوری بپذیرم با اینکه خیلیا بهم میگن خیلی خوبی نه اینکه احساس لیاقت برای ا‌ون با لذت خوردن و متناسب شدن ومتناسب موندنه رو دارم اینم از خود خدا خواستم هدایتم کنه و شک ندارم در مسیرشم و هدایت میشم

        بازم ممنونم از وقتی که گذاشتین

        فکر میکنم هیچ چیز به اندازه خود گویی هایی که باخودمون داریم تاثیر گذارنیست وتوانایی کنترل ذهن به نحوی که خودگویی های ما بره سمت اینکه همه چیز سرجای خودشه واتفاقا این منم که لیاقت دارم بهترین هارو داشته باشم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          علی طهماسبی گفته:
          مدت عضویت: 777 روز

          سلام و درود

          ممنون از شما بخاطر این کامنت های عالی تون که باعث میشه که من همون لحظه که سایت برام ایمیل میزنه کل کار هامو بزارم کنار و بشینم و بنویسم و تفکر کنم.

          دقیقا منم مثل شما ، نتایج گرفتم و این منو شگفت زده کرده.

          میدونید آخه فقط سه روزه که گذشته از کامنت اولم روی این فایل!!!

          میدونید من چکار کردم، من یه دفتر چهل برگ گذاشتم برای کار کردن روی احساس ارزشمندی و لیاقت و به این شکل عمل کردم که نوشتم، علائم عدم احساس ارزشمندی و لیاقت در روابط، در شغلم، در رانندگی، در غذا خوردن، در زمین بسکتبال.

          بعدش مینوشتم رفتار هایی که ریشه اونا بخاطر عدم احساس لیاقت بوده.

          و بعد به چند تا مورد رسیدم که در همه ی این زمینه ها تکرار میشد یکی : رفتار حمایتگرانه ( همش به دنبال اینم که به افراد حال بدم)

          و یکی هم : ایثار

          مخصوصا ایثار و از خودگذشتگی.

          مثلا توی رانندگی من مسیر خوبو من جای پارک رو شده که بدم به یکی دیگه در حالی که نیاز داشتم خودم.

          یا توی غذا خوردن قسمت های خوب غذا رو میدادم به دیگران در حالی که میشد تقسیم کرد و همه یک اندازه داشته باشن

          توی بسکتبال من سخت ترین پست ها رو قبول میکردم،و بیشتر دوست داشتم که یه کاری کنم هم تیمیم گل بزنه. در صورتی که بسکتبال اینشکلی که همه باهم دفاع میکنن و همه باهم حمله میکنن

          و….

          کلی مورد دیگه که نوشتم و وقتی نوشتم و آگاه شدم خیلی احساسم خوب شد. چون آدم میفهمه این همون کار هایی که نباید انجام بده.

          دقیقا دیروز بود که دوتا مشتری جدید اووومد، روز جمعه تازه اونم توی این دوران تعطیلات و من به جشن تولد دعوت شدم

          و روابطم دقیقا به من احساس ارزشمندی میداد!

          یه جوری باهام رفتار میکردن که احساس لیاقت میداد بهم.

          آخر شب هم یه دوستی اومد منو سوار ماشینش کرد و رفتیم جنگل لویزان و اووون بود که به من حال داد و اون اومد دنبال من!

          سه سال میگذره از اینکه یه دوستی بیاد دنبال من چون همیشه این من بودم که میرفتم دنبال بقیه. و نمیدونید چقدر با اومدنش احساس ارزشمندی کردم.

          من یه کانال یوتیوب دارم. و ویدیویی که دیروز منتشر کردم دوبرابر بازدید گرفت! بازدیدی که در 30 روز گذشته بی سابقه بود!

          فوق العاده بود

          با سه روز کار کردن روی این موضوع ببینید چی شد!!!

          واقعا گاز و ترمزی که استاد میگه همینه. به محض اینکه ما یکم پامونو از روی ترمز برداشتیم ماشین حرکت کرد و یه نیم کلاچ گرفتیم انگار و سریع جهان پاسخ داد.

          مطب آخری که دوست دارم بنویسم اینه که صد در صد من و شما لیاقت نعمت هایی که الان داریم رو داشتیم که به ما داده شده. میدونید چرا؟

          چون خداوند اشتباه نمیکه (سبحان الله)

          چون قانون اشتباه نمیکنه.

          الهی شکر بابت تمام نعمت هایی که توی زندگی دارم.

          سپاسگزارم ازتون خانم سعادت

          من باز هم برمیگردم و این کامنتا رو ادامه میدم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1096 روز

      به نام الله یکتا

      من احساس میکنم شما با خودتون در صلح نیستین و همش دارین با خودتون می‌جنگید…

      انگار یک خشم و عصبانیت از خودت داری که از گذشته است و از نه نگفتن ها و رودربایستی هاست….

      آرام باش و توکل کن،تو همین الان فارغ از دستاوردهایی که داری و فارغ از خانواده و شغل و همسر و بچه و… بسیار ارزشمندی

      اگر برگردی به گذشته ات میبینی که تک تک نعمتهایی که الان داری یک روز برات آرزو بوده و الان با بدست آوردنشون عادی شده…

      به نظرم هر روز بشین و بنویس که چی میخواستی و چطور بهش رسیدی و توجه کن به اون نعمتهایی که داری و لذت ببر از وجودشون…

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محبوبه سما گفته:
    مدت عضویت: 1603 روز

    سلام به استاد توحیدی و مریم نازنینم

    وای استاد وای بازم مثل همیشه ناب ترین صحبت ها رو میکنید که اصلا انتظارشو نداشتم و این همزمانی برای من خیلی زیبا بود و خداروصد هزار مرتبه شکر که از طریق شما باهام صحبت میکنه.

    من تازه وارد دوره عشق و مودت شدم و در مورد روابط تصمیم گرفته بودم تمرکزی تر روش کار کنم و الان قسمت سه عشق و مودت رو کار میکنم . و خب چند روزی هم بودش که فایل جدید نذاشته بودین منم هی میومدم سر میزدم تا اینکه دیروز متوجه شدم این فایل رو گذاشتین همینکه دان کردم و دیدم گفتین روابط رو انتخاب کردین اصلا واقعا اشک توی چشام جمع شد و گفتم دقیقا دقیقا این همون چیزیه ک من نیاز داشتم به شنیدنش عاشقتم استاد عزیزم.

    بی نهایت این فایل زیبا و لذتبخش بود که هر چقدر گوشش میکنم بازم تشنه تر میشم و به ترمزهایی اشاره کردید که واقعا در درونم رخنه کرده بودند و اصلا متوجهشون نبودم .

    مثل اینکه رابطه رو شروع نکرده من به جدایی و رنجش فک میکردم به همین خاطر اصلا وارد رابطه نمیشدم.

    مثل اونکه دوس داشتم تنها باشم اما دلیلش فقط و فقط ترس از شروع رابطه بود.

    مثل اون بحث خیانت که متاسفانه ورودی ها بسیار روم تاثیر گذاشته بود و باز هم مانعی بزرگ برای انگیزه من بود که رابطه ای داشته باشم و خلاصه کلی ترمز پنهان که با صحبت های بی نظیرتون واسم خودشونو نشون دادن.

    میدونم که شاید الان هدفم روابط باشه ولی اطمینان دارم که خیلی روی رشد شخصیتم روی عملکردم روی ایمانم روی توکلم و … هم کلی نتیجه های عالی خواهم گرفت.و فقط محدود به روابط نمیشه.

    بی نهایت از شما و خدای قدرتمندم که از درون من آگاهه سپاسگزارم . خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      Nastaran گفته:
      مدت عضویت: 1403 روز

      سلام دوست عزیز

      کامنتون خیلی باحال بود

      واقعا راسته ادم فکر میکنه داره روی روابطش کار میکنه یا روی ثروتش کار میکنه یدفعه وقتی به خودش نگاه میکنه و نتیجه ای که به دست اورده فقط ثروت نیست

      در عین ثروت ، سلامتی روانی سلامتی جسمی

      اگاهی و دانش های فوق العاده

      ارتباطات عالی و کمک دهنده

      یا در عین روابطش ، ارتباطی عالی و‌فوق العاده با خدا ، ارتباطی عالی با خودت

      عشق به خودت

      عدم وابستگی به دیگران و حتی ثروت بسیار زیاد رو به دست میاره

      و این متعجبت میکنه

      واقعا روزی که تصمیم میگیری فلان چیز رو تغییر بدی و بهبود بدی

      و روزی که به نتیجه میرسی

      و روزهایی که داری به نتیجه نزدیک و نزدیکتر میشی

      وقتی نگاه میکنی به خودت

      دیگه فقط یه ادمی نیستی که میخوای روابطتتو تغییر بدی یا روابطش تغییر کرده

      در همه ی زمینه ها این تغییر اتفاق میوفته و این خیلی لذت میده که همچیو باهم به دست میاری

      مرسی از کامنتت که این نکته رو یاد اوری کرد

      سالم و شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محبوبه سما گفته:
        مدت عضویت: 1603 روز

        سلام نسترن عزیزم

        من هم از کامنتت لذت بردم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که باعث شده ما یک چنین قانون بی نظیری رو داشته باشیم که محکم قدم برداریم و اطمینان داریم چون وارد مسیر درست شدیم دیگه قراره بهترین ها برامون اتفاق بیفته و منتظر معجزات بیشتری هستیم .

        اره واقعا من حسمو خوب کردم خابم راحت شد . دنبال آرامش بودم به شغل خوب هدایت شدم و خلاصه همینطور ادامه داره و در پس هر تصمیم جدیدی که در مسیر قانون باشه مطمینا به اتفاقات قشنگ دیگه ای هدایت میشیم .

        موفق و شاد و ثروتمند باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2394 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام سلام سلام

    وای که چقدر همین صحبت های ابتدایی استاد جان برای من درس داشت. برای همین بروزرسانی و با کیفیت تر کردن دوره ها. برای ایده ها و راه حل های زیادی که به ذهن شون در مسیر این بهبود و بروزرسانی ایجاد شده….

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    بریم سراغ بحث ترمز و گاز

    سالهاست که استاد عباسمنش بزرگوار و عزیز دارند، در این حوزه کار میکنند که اگر باورهای درستی در مورد اهداف و خواسته هامون نداشته باشیم، اینکه چقدر تلاش میکنیم یا اینکه چقدر بدو بدو میکنیم مهم نیست. اون هسته اصلی باورهای ما، اون ریشه فکری ما از همه چیز مهم تره…

    اصلا این قضیه رو استاد عزیز در ایران جا انداختن که اولش هم یکسری از افراد مقاومت داشتند که اصلا باور چیه؟ باور اصلا تاثیری نداره و بعد وقتی هر چی بیشتر گذشت و رفتن کلی تلاش کردند متوجه شدند که اگر ما تغییر بنیادین در ذهن و مغزمون ایجاد نکنیم، تلاش های ما مثل دویدن روی تردمیل هست و به هیچ جایی نمیرسیم.

    یعنی وقتی شما باورهای درستی در مورد یک موضوعی در ذهن تون ایجاد کنید، “شما هدایت می شوید( این کلمه خیلی مهمه)” هـــدایـــــت می شـــویـد به ایده های مناسب، به افراد مناسب، در زمان مناسب، در مکان مناسب. که کار ی رو انجام می دهید، یک تلاشی رو میکنید که اون ایده ی مناسبی داره، در زمان مناسبیه، در مکان مناسبیه با آدم های مناسبیه که بعد اون موقع اون تلاش نتیجه اش فوق العاده است.

    تصور کنید آدمی رو که داره تلاش میکنه با ایده ی نامناسب، با آدم نامناسب ، در زمان نامناسب. مهم نیست که چقدر داره تلاش میکنه نتیجه دلخواهی شکل نمیگیره.

    که استاد جان این موضوع رو ثابت کردند. در زندگی و کار و … در همه ی زمینه ها در حوزه باور اومدن خودشون رو به عنوان مثال به عنوان یک شاهد، به عنوان یک “گواه” گرفتن.کارهایی رو کردند که باور عمومی بر این بود که امکان پذیر نیست.

    *مثـــــــــلا در بحث بیزنس ایشون اومدن یک سایتی رو راه اندازی کردند. همین سایت ABASMANESH.COM رو راه اندازی کردند. بدون هیچ تبلیغاتی کار کردن و باور همه این بود که برای گسترش کسب و کارت باید تبلیغ کنی استاد گفتن نه این باور درستی نیست.و اومدن باورهای جایگزینش رو ایجاد کردن و روی اونا کار کردن و نتیجه اش هم مشخصه که بزرگترین سایت موفقیت دنیاست بدون هیچ گونه تبلیغاتی.

    *یا مثـــــــلا در بحث نیروی انسانی باور اینه که اگر میخوای کسب و کارت رو گسترش بدی باید کارمندهای بیشتری داشته باشی. دفتر کار بزرگتری داشته باشی. خلاصه باید کلی هزینه کنی که استاد جان اومدن این باور رو تغییر دادند.بعد هدایت شدن به آدم های مناسب(به سه نفر فرشته) که کل این گروه تحقیقاتی عباسمنش رو کلا با همکاری سه نفر داره اینطوری پیش میره. این سه نفر هم که دارند کار میکنند هر سه در خونه دارند کار میکنند نه دفتری هست و نه در واقع هزینه های دیگه ایی هست. نه تعداد زیاد کارمند هست و همه این کارها به لطف الله یکتا داره انجام میشه. با باورهای درست و اونم به سادگی و آسانی

    و در حوزه های مختلف دیگه ایی هم استاد جان اومدن باورهاشون رو تغییر دادند.

    *در مورد مهاجرت هم همینطوره که هدایت شدند به بهترین کشور دنیا در زیباترین ایالتش در یکی از بهترین مناطق امریکا.در یک زندگی بسیار عالی، با آدم های فوق العاده در زمان مناسب . همه ی اینــها ، همه ی این تغییر باورها باعث شد تا هدایت شوند در زمان مناسب در مکان مناسب، با آدم های مناسب با ایده های مناسب و اون وقت بود که حرکت و تلاش ایشون جواب داد.وگرنه بقول خودشون، استاد جان هم تلاش های زیادی که به نتیجه نرسه زیاد داشتن.

    وای که چقدر زیبا گفتین استاد جان: اینکه از وقتی این قضیه رو متوجه شدین خیلی روی این موضوع اومدین کار کردین.هم روی خودتون هم توی برنامه ها. و سعی کردین این موضوع رو بازش کنید و بسطش بدین . و بفهمونید این قضیه رو اینکه:

    _ ما از بچگی بمباران شدیم با یکسری باورهای نامناسب.

    که از طریق خانواده، از طریق صدا و سیما و رسانه های جمعی، از طریق دوستان، از طریق معلم ها. یکسری باورها در ذهن ما به وجود اومده که یک شبه هم به وجود نیومده. به همین دلیل هم یک شبه هم از بین نمیره. که باعث شده در یکسری مسائل ما نتایج خوب نگیریم. هیچ کس هم نیست که همه ی باورهاش درب و داغون باشه یا همه ی باورهاش درست باشه.

    بعضی از ماها (به دلایل مختلف) در مورد بعضی موضوعات باورهای بهتری داریم بخاطر همین نتایج بهتری هم در اون موضوعات میگیریم.

    در مورد بعضی موضوعات باورهای نامناسبی داریم و نتیجه ایی هم نمیگیریم با اینکه داریم تلاش مون رو هم میکنیم.

    چقدر فایل قبلی ” چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته هایم نرسیده ام؟_ قسمت 1″رو باید بارها و بارها گوش کرد و مطالعه کرد تا این موضوع بیشتر و بهتر برامون جا بیفته.

    چقدر خوب شد کامنت هایی اومد و دوستان زیادی نوشتن و موضوعات خودشون رو به اشتراک گذاشتن و باعث شد استاد جان ترغیب بشن تا قسمت دوم اونو برامون ضبط کنن. واقعا سپاسگزارم ازتون دوستان ارزشمندم که باعث ضبط این فایل شدین و باعث ایجاد انگیزه و ترغیب کننده استاد شدین. برای تهیه و تولید این فایل پر از آگاهی و درس اونم بصورت هدیه .واقعا استاد جان از شما هم بارها سپاسگزارم برای این همه سخاوت و بزرگواری تون.

    سپاسگزارم از اینکه به ما کمک میکنید تا درک کنیم منظورتون رو از استعاره گاز و ترمز چیه. موضوعی که قطعا در دوره عالی و بینظیر” کشف قوانین زندگی” خیلی مفصل و جامع بازش کردین اما اینجا هم برای همه ی اونایی که در مدار دریافت این آگاهی هستند بصورت هدیه و با عشق در اختیار قرار میدین.واقعا سپاس استاد عزیز و گرانقدرمون.

    (استاد من در سفرم اما امروز رو کاملا و تمرکزی اختصاص دادم به دریافت هرچه بیشتر این فایل، اونم چند بار.)

    ===منظور از موضوع استعاره گاز و ترمز چیه؟

    منظور چیه که شما وقتی یک هدفی رو انتخاب کردی و داری حرکت میکنی و با باورهای نامناسبی که داری باعث میشی به هدفت نرسی یا باعث میشه خیلی در مسیر زجر بکشی یــــا باعث میشه زمان خیلی زیادی بگذره، با اینکه پیشرفت خاصی در مسیر رسیدن به هدفت نداشته باشی….

    در بین کامنت دوستان بحث و خواسته ی “پیدا کردن فرد مناسب برای داشتن یک ارتباط عاشقانه” زیاد تکرار شده بود که این خواسته رو به عنوان نمونه استاد جان انتخاب کردن و درباره اش صحبت کردند که همینطور که استاد جان گفتن فرق نمیکنه از مفهوم، concept و تصور کلی این مثال میتونیم استفاده کنیم برای هر خواسته ی دیگه ایی.

    در دوره کشف قوانین زندگی خیلی حرفه ایی تر و کامل تر دارند ری این موضوع کار میکنند. در دوره کشف قوانین زندگی این موضوع بیان میشه ما چطور اینقدر به قوانین جهان مسلط بشیم که مثل یک برنامه نویس کد بنویسیم برای رسیدن به اهداف مون و اجراش کنیم و اتفاق بیفته؟(عجب دوره اییه خدا وکیلی. یعنی دوستانی که خیلی خوب مسلط به دوره و قوانین و اجراش بشن تبدیل میشن به برنامه نویسان زندگی خودشون. خدایی خیلی باحاله منم میخوام برنامه نویس و کد نویس زندگی خودم باشم.)

    این فایل در راستای اون دوره فوق العاده آماده شده تا یک توضیحاتی در مورد “دوره کشف قوانین زندگی” باشه و قطعا به ما کمک میکنه استاد جان مثل هزاران مطلب دیگه ایی که توی گنجینه سایت هست و به ما کمک کردند و میکنند و خواهند کرد.بله به ما کمک میکنه برای درک بهتر اینکه جهان داره چطور عمل میکنه؟ اینکه چطور ما با باورهای نادرست خودمون جلوی پیشرفت خودمون رو میگیریم؟

    …………………………………………………………………………….

    افراد زیادی هستند که سال هاست تلاش زیادی کردند برای ازدواج و داشتن یک ارتبا ط عاشقانه و تلاش زیادی کردند. از وضعیت ظاهری تا مدرک تحصیلی و اندام شون و … خیلی روی خودشون کار کردند و تلاش زیادی کردند. اما به این خواسته نرسیدند.

    (خب چی میشه که ما یک خواسته ایی داریم اما چون باورهای نامناسب و یکسری ترمزها هست به اون خواسته نمیرسیم.)

    استعاره گاز و ترمز یک استعاره ساده و قابل فهمی هست که به ما کمک میکنه تا درک کنیم که اگر ما یک ماشینی رو سوار بشیم و ماشین رو روشن کنیم و بزنید روی دنده یک و پاتون رو روی ترمز نگه دارید و گاز بدید ماشین حرکت نمیکنه. ماشین داره بنزین مصرف میکنه، داره مستهلک میشه،داره بهش فشار میاد، صداشم داره درمیاد، زورم داره میزنه امــــــا راه نمیره. چــــــــــرا؟! به این دلیل که پای شما روی ترمزه همزمان که پای شما روی گازه روی ترمز هم هست.

    تا قتی که پای شما روی ترمزه مهم نیست که چقدر شما دوست دارید که حرکت کنید.ماشین حرکت نمیکنه. در مورد خواسته ها هم همینه تا وقتی که شما باورهای محدود کننده دارید مهم نیست که چقدر دوست دارید به خواسته تون برسید. حالا این خواسته میخوادروابط عاشقانه باشه

    میخواد موفقیت مالی باشه

    میخواد یک بیزنس موفق باشه

    میخواد یک اندام دلخواه باشه

    میخواد مهاجرت به یک کشور دلخواه باشه

    میخواد هر چی باشه …

    تا وقتی باورهای محدود کننده دارید مهم نیست که چقدر تلاش میکنید، چقدر دوست دارید تا به خواسته تون برسید این اتفاق نمی افته. این قانونشه…

    وقتی باورهاتون رو تغییر میدید، وقتی نگاه تون رو عوض میکنید شما هدایت میشوید به ایده های بهتر به راهکارهای بهتر، به آدم های بهتر در زمان بهتر، با شرایط بهتر، با موقعیت های بهتر که شما رو خیلی خیلی راحت تر به خواسته هاتون میرسونه بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید.

    ………………………………………..

    *شما یک خواسته ایی دارید و در مورد اون خواسته یکسری باورهای نامناسب از گذشتگان شما در ذهن شما هست. باید روی اونا کار کنید و اونا رو تغییر بدید.البته که تغییرش یک شبه نیست…

    در مورد موضوع و خواسته داشتن روابط عاشقانه و مناسب یکی از یزرگترین باورهای مخرب و ترمزها اینه که:

    1. من از نظر ظاهری آدم جذابی نیستم، ادم خوشگلی نیستم.(میتونه هم برای خانم ها باشه و هم برای آقایون)

    چون من از نظر ظاهری زیبا نیستند کسی منو نمیخواد.

    این باور از کجا میاد؟ این باور از کمبود عزت نفس و کمبود باور احساس لیاقت میاد. اینکه من اونی که هستم رو دوست ندارم، چهره ام رو دوست ندارم.و اینکه اینقدر عمل های زیبایی مثل عمل بینی، کاشت مو، پروتز و تزریق و … رایج و زیاد شده برای اینه که این باور خیلی قوی هست و افراد فکر میکنند که اگر فلان قیافه در لب و گونه و چونه و رنگ پوست و … داشته باشن اون وقته که من ارزشمند میشم، اون وقته که من ارزشمند میشم، اون وقته که یکی میاد سراغ من.چون اونی که هستن رو دوست ندارند و این باور خیلی قوی هست.

    به این فکر کنید که این رفتارها از کجا میاد؟ از اینجا میاد که من جذاب نیستم به این دلیل که جذاب نیستم، نمیتونم آدم مناسبی رو جذب خودم بکنم پس بیام اینقدر هزینه بکنم، بیام اینقدر جراحی کنم و … برا ی اینکه بتونم یک رابطه ایی رو تجربه کنم. برای اینکه جذاب بشم.که این کارها انتهایی ندارند برای اینکه افراد خودشون رو به روش های مختلف جذاب کنند اگر این باور در تو باشه که تو آدم جذابی نیستی و حتی اگر جراحی کنی و هزاران کار جورواجور برای جذاب شدنت انجام بدی و تغییر کنی اون باوره قوی تر از این تغییرات هست.

    باید این باور رو تغییر بدیم که زیبایی به ظاهر نیست، زیبایی به درون آدمه.

    یا این باور که فکر کنیم یک ظاهر خاصی هست که اون زیباست اشتباست. و همه ی افراد دنبال اون قیافه، اون اندام و…هستند برای اینکه ارتباط برقرار کنند اینم یک باور نادرست هست.

    باید بیایم روی این باور کار کنیم، بیایم فکر مون رو تغییر بدیم. چطور فکرمون رو تغییر یدیم؟ بیایم الگو هایی رو پیدا کنیم، افرادی رو پیدا کنیم که یک ارتباط عاشقانه ایجاد کردند وسال هاست دارند با هم با صلح و صفا زندگی میکنند که مثلا اون فرد نه رنگ چشم هاشو عوض کرده نه جراحی خاصی کرده، یک چهره معمولی و نرمال داره. و هیچکدوم از ویژگی های ظاهری که به عنوان ویژگی های زیبایی شناخته میشه هم نداره. برای خودش ارزش قائل هست، احساس لیاقت خوبی داره بیایم این فاکتورها رو ببینیم.

    اینکه چه فاکتورهایی در عمل داره کار میکنه. و چقدر فرد فوق العاده ایی وارد زندگیش شده.

    اگر این باور رو داری بیا روی خود ارزشمندی خودت کار کن. بیا روی عاشق خودت بودن کار کن. روی احترام به خودت کار کن با همین شکل و قیافه ایی که داری و بیا خودت رو دوست داشته باش. و میبینی اگر این باور بصورت بنیادین تغییر کنه با همون چهره، با همون اندام… روابط خیلی بهتری رو تجربه میکنی.آدم های خیلی بهتری وارد زندگیت میشن کی؟ وقتی تو خودت با خودت در صلح میشی. وقتی تو خودت رو دوست داری همونجوری که هستی.وقتی که ارزش های خودت رو به ظاهرت پیوند نمیزنی. به رشـــــــد درونــیـت پیوند میزنی. به ویژگی های درونی که قابل بهبوده پیوند میزنی نه به ظاهری که خداوند ما رو از قبل اینجوری خلق کرده.

    2. من توانایی خاصی ندارم، جذابیتی خاصی ندارم چیز خاصی بلد نیستم. مننه پزشک فلانی ام نه مهند س فلانی ام و …توانایی های عجیب و غریبی هم ندارم کی میخواد با من رابطه داشته باشه. بخاطر اینکه یک استاندارهایی رو که جامعه تعریف کرده که یک آدم موفق باید پزشک باشه یا فلان باشه ندارم بنابراین فردی رو هم پیدا نخواهم کرد تا باهاش رابطه ی خوب داشته باشم.

    این باور رو هم باید تغییر بدیم. چطور تغییر بدیم؟ الگوهایی رو پیدا کنیم که نه پزشک هستند نه وکیل و مهندس هستند شاید فقط یک کارمند ساده باشند که دارند یک رابطه عاشقانه و عالی رو تجربه میکنند.

    * توانایی های درونی خودمون رو باید افزایش بدیم، باور به توانایی های خودمون رو باید بیشتر کنیم. نباید خودمو رو در الگوهایی ببریم که جامعه به عنوان یک فرد موفق تعریف کرده.

    اگر تو در ذهن خودت برای خودت ارزش قائل باشی، جهان برای تو ارزش قائله.اگر تو در ذهن خودت برای خودت ارزش قائل نباشی فارغ از اینکه تو چقدر برا ی خودت مدرک جمع کردی، چقدر اعتبار جمع کردی تـــــــــو اعتماد بنفست پایینه. دیدیم آدم هایی رو که موفقیت های بزرگی رو کسب کردند بــازهــــم برای خودشون ارزش قائل نیستند. بازم خودشون رو کـــم میبینن.

    افرادی هستند با اینکه مدرک خاص یا مهارت خاصی ندارند اما همه دوست شون دارند.همه میخوان باهاش ارتباط داشته باشند. اما اینقدر در روابط شون اعتماد بنفس شون بالاست و در همه روابط سربلند و سربالا هستند و از روابط شون لذت میبرن. اینا از درون برای خودشون ارزش قائل هستند.

    3. آدم های درست و حسابی رفتند. همه پسرخوب ها رو گرفتند یا همه ی دختر خوب ها گرفتند.

    این باور ریشه در باور کمبود داره.

    این باور رو در مورد پول هم میشه بگید اینکه همه ی فرصت ها گرفته شده/ هر ایده پولسازی بوده قبلا یکی پیداش کرده و دارند روش کار میکنند./ همه ی زمین های خوب خریده شده./ همه ی موقعیت های خوب به تصرف افراد دیگه در اومده و چیزه دیگه ایی نیست.

    _ در جهان میلیاردها آدم وجود داره. که ویژگی های یونیک و واحدی دارند و هیچ وقت نیست که در جهان کمبود باشه.

    همیشه آدم فوق العاده هست.

    همیشه موقعیت پولساز هست.

    همیشه ایده های بهتر هست.

    همیشه فرصت برای خرید ملک های خوب هست.

    همیشه فراوانی داره بیشتر و بیشتر میشه، هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه.

    * اگر ذهن ما این باشه که هر چی خوب بوده ، هر چی به درد بخور بوده از قبل گرفته شده ما پیداش نمیکنیم، نه اینکه نباشد. ما هدایت نمیشویم به سمتش.

    استا جان کلمه هدایت رو استفاده میکنند چـــرا؟ به خاطر اینکه باورهای شما ،افکاری هست که داره به جهان ارسال میشه. جهان چیکار میکنه؟ جهان افکار شما رو convert میکنه ، تبدیل میکنه به شرایط و اتفاقات و وارد زندگی شما میکنه. به همین دلیل چیزی که شما باور میکنی چیزی هست که تجربه اش میکنی. و چیزی که تجربه میکنی باعث میشه که بیشتر باور کنی که باورهات درست بوده. یعنی میفتی توی سیکل معیوب. مخصوصا تو بحث باور فراوانی.

    در مورد اینکه باورت اینه دختر خوب یا پسر خوب کمه جهان میگه اینجوری فکر میکنی، منم بهت ثابت میکنم که درست فکر میکنی. و تو اون فضا رو میبینی. کمبودها رو میبینی. و بیشتر باور میکنی که دنیایی که توش هستی دنیای کمبوده.

    – وقتی باورت رو عوض میکنی به این باور که هر روز داره نعمت ها بیشتر میشه.

    – این همه آدم خوب در جهان هست، مگه میشه تمام آدم های خوب رفته باشن.اصلا منطقی نیست.

    اگر همچین تفکری باشه اصلا تلاشی برای رابطه نمیکنی، اصلا میگی چیزی نمونده که من بدستش بیارم. همه ی چیزای خوب از قبل گرفته شده، ایده های خوب گرفته شده. مثلا در مورد ملک اینکه همه ی زمین های خوب ساخته شده دیگه جایی زمین خوب نیست.

    استاد جان میگن:بزرگترین پاشنه ی آشیلم در مورد ثروت بحث باور فراوانیه. (استاد شما اینو بگین من چی بگم دوبل دوبل بزرگترین پاشنه آشیل) هر چقدر کار کنم بازم باید روی باور فراوانی کار کنم چون خیلی تو ذهن ما خیلی از کمبود خوندن.و باور کردیم. اما واقعیت این نیست.

    واقعیت اینه که:

    هر روز داره نعمت ها بیشتر میشه.

    هر روز داره فرصت ها بیشتر میشه.

    هر روز داره موقعیت ها بیشتر میشه.

    هر روز آدم های فوق العاده ایی هستند که میتونیم روابط فوق العاده ایی باهاشون داشته باشیم.هر روز هم دارند بیشتر میشن.

    هر وقت بتونی این باورها رو تغییر بدی. اون وقت آرام آرام به اندازه ایی که میتوانی باور کنی که دختر خوب و پسرخوب هست به همون اندازه میبینیش.

    حالا تو در مهمونی و خیابان میبینی که چقدر آدم های خوب و صادق زیاد هستند. درسته که هنوز وارد رابطه ات نشدن درسته که اینو توی مهمونی دیدی؛ تو خیابون دیدی، توی محل کار دیدی. همین که دیدیش نشون میده که داره تغییر میکنه که داری میبینیش. حالا اگر بیشتر تغییر کنی، بیشتر باور کنی توی روابط هم تجربه میکنی همچین موضوعی رو.

    4. من لایق یک ارتباط عاشقانه نیستم. من آدم مناسبی نیستم من ایراد دارم.

    این باور برمیگرده از بچگی از خانواده از مسخره شدن ها از مدرسه از معلمین و …

    دیدیم که افرادی وارد یک رابطه عالی شدن بعد یک مدتی به خودمون اومدیم گفتیم منو این همه خوشبختی محاله. بعدیک مدتی این رابطه عالی ترکیده و خراب شده.وقتی باور میکنی که لیاقت عشق رو نداری، لیاقت عشق رو نداری. این موضوع در مورد موضوعات مالی هم همینطوره. افرادی که به یک موفقیت مالی میرسن و کارش شکل میگیره و درامد خوبی رو داره بعد خیلی راحت داره پول میسازه بعد یکجایی به خودش میاد میگه آقا من خیلی راحت دارم پول میسازم. من لایق اینقدر راحتی و اینقدر ثروت نیستم. اینقدر بقیه دارند زجر میکشن و اینقدر دارم راحت پول میسازم. به محض اینکه این فکر تو ذهنش میاد و پرورشش میده کل اون موفقیت مالی از بین میره. کل اون شرایط از بین میره.

    شما باید خودتو لایق بدونی.که جهان افراد مناسب رو به سمتت هدایت کنه. که جهان موقعیت های مناسب رو به سمتت هدایت کنیاگر خودت از درون برای خودت ارزش قائل نباشی جهان هم بهت ثابت میکنه که آدم بی ارزشی هستی.این کاره جهانه.(جهان آینه ی باورهای ماست) چیو باور داری جهان همونو بهت عرضه میکنه.

    چه مثال قشنگ و به جایی زدین چیزی که قشنگ میتونیم درکش کنیم این از باورهای شماست استاد جان این فایل های ارزشمند و این منه ارزشمندی که با عشق مینویسم و دوستانی که با عشق میخونن چون ارزش این فایل ها رو میدونن و به اندازه درک و عمل مون از این آگاهی های ارزشمند نتیجه میگیریم.

    چه مثال قشنگی از خودتون زدین استاد جان اینکه اگر فکر کنید این حرف ها ارزش ندارن، شما هم همین برداشت رو میکنید حتی اگر به همین شکلی که فکر میکنم صحبت کنم.باورم این باشه که این حرف ها ارزش نداره و این فکر تو سرم باشه که من حرف هام ارزشی نداره، من لایق نیستم. این فرکانس رو ارسال میکنم. خیلی از شما ها دارید این فرکانــس روبــه جــهان ارســال میکنید. (فرکانس خود ارزشمندی، فرکانس لیاقت، فرکانس لایق بودن. یک کشفی هم تو نحوه صحبت های شما و شروع برخی فایل هاتون کردم هم یک کشف در خودم استاد جان) حتی اگر مخالفش صحبت کنید اینــــــــکه چــــــی میــــــــگید مهم نیست. اینکه چـه فرکانسی، چـه احساسی داری مهمه.

    سوال: چقدر این الگو رو دارید؟ چقدر این اتفاق براتون افتاده؟ که یک آدم فوق العاده ایی اومده بعد با خودت گفتی که این آدم خیلیکیفیتش از من بالاتره خیلی سطحش از من بالاتره و بعد جهان بهت ثابت کرده که دقیقا همینطوره و اون رابطه از هم پاشیده اونم به بدترین شکل ممکن…

    5. من همیشه ادم های نامناسب رو جذب میکنم.

    تو قسمت کامنت ها دوستان تجربه داشتند و گفتن که مثلا هرمردی که میاد سراغ من میبینم که متاهله.بعد میگین چه جوریه فقط مردهای متاهل به سمت من جذب میشن. پسر مجرد هست هیچکس سراغ من نمیاد. یا هرکسی میاد سراغ من میبینم که معتاده، سیگاریه یک مسئله ایی داره. با این تجربیات یواش یواش باور میکنه که من فقط آدم های نامناسب رو جذب میکنم. آدم میاد توی زندگیم اما آدم نامناسب میاد که نیومدنش خیلی بهتره. یا من فقط آدم های فقیر و مشکل دار رو جذب میکنم.

    این برمیگرده به باورهای بنیادین مون مثل احساس ترحم، احساس وابستگی، احساس لیاقت که چـــرا همچین آدم هایی رو جذب میکنی. که باید این الگو رو یکجایی بشکونی. باید بگی من بخاطر اون باورهای قبلی ویژگی های قبلیم اون ادم ها رو جذب کردم. اگر من فکرمو عوض کنم، اگر احساس لیاقتم و بیشتر کنم، اگر باور فراوانی رو در ذهنم بیشتر کنم. آدم هایی که وارد زندگی من میشن تغییر میکنن قرار نیست گذشته ی من ادامه پیدا کنه در آینده.

    -اون تجربیاتی که من در گذشته داشتم بخاطر اون آدمیه که من در گذشته بودم. بخاطر افکار و ویژگی هایی که من در گذشته داشتم.اگر من از الان خودمو تغییر بدم آیندمم تغییر میکنه، قرار نیست که همون اتفاقات گذشته دوباره برای من بیفته. اینا رو باید به خودت بگی اینا رو باید به یاد بیاری که وقتی تو تغییر میکنی جهان هم تغییر میکنه. جهان عین آینه است که با تغییر تو تغییر میکنه.

    6. تمام روابط آخرش به رنج و غصه و جدایی و ناراحتی ختم میشه.

    میگن چی شد که طلاق گرفتی میگه بخاطر اینکه ازدواج کردم. اگر ازدواج نمیکردم هیچ وقت طلاق نمی گرفتم.

    که این باز برمیگرده به شنیده های ما.

    که این باور تو روابط کاری هم هست اینکه همیشه آخرش بد میشه.

    بخاطر همینه که خیلی ها برای اینکه اون آخر بد رو تجربه نکنن اون اول خوب رو هم شروع نمیکنن.

    باید بارها و بارها به خودتون بگین من کجاها ترس دارم برای اینکه شاید بعدا این رابطه خراب بشه و غم و اندوهش بمونه، حتی خوشی اش هم تجربه نمیکنم. اگر در مسیر درست باشی این خوشی میتونه بیشتر و بیشتر بشه. اگر در مسیر غلط باشی این خوشی میتونه تبدیل بشه به رنج. نه بخاطر اینکه باید تبدیل بشه به رنج، نه بخاطر اینکه قانونشه که هر عشقی تبدیل بشه به نفرت و جدایی. نه بخاطر اینکه این قانونشه بخاطر اینکه ما مسیر رو اشتباه میریم.

    حــــــتی اگر ما مسیر رو اشتباه بریم و تبدیل بشه به غم و ناراحتی این وسط ما رشد میکنیم، ما چیز یاد میگیریم، ما پیشرفت میکنیم، ما بهبود میدیم خودمون رو. این سربالایی سرپایینی ها باعث میشه ما بهتر بشیم. تــــــو تـــجــربــــــه کسب میکنی در طول این مسیر…

    7. من برای یک رابطه عاشقانه خیلی جوان یا خیلی پیر هستم.

    یا اینکه سنی از ما گذشته..

    این برای موضوع بیزنس هم میتونه باشه که من خیلی پیرم تا کسب و کاری رو شروع کنم یا خیلی بچه ام تا شروع کنم.

    8. من باید پرفکت و بی نقص باشم تا یک رابطه رو شروع کنم.

    خیلی ها اینو به عنوان یک ویژگی مثبت نگاه میکنند.

    هیچ کس در این جهان بی نقص نیست.

    ما چیزی بنام کمال بی نهایت در این دنیا نداریم.

    هیچ انسانی هرگز در کره خاکی به دنیا نیومده و از دنیا نرفته که نقصی نداشته باشه.نه بوده نه هست و نه خواهد بود.این ویژگی جهان مادیه ما نقص داریم. برای اینکه باید پیشرفت کنیم. چیز کامل که نمیتونه پیشرفت کنه. نیاین خودتون رو محدود کنید که من باید پرفکت باشم. من باید بینظیر باشم تا یک آدم مناسب توی زندگیم بیاد. نـــــه اینطور نیست. تو خودتو با نقص های خودت بپذیر روشون کار کن بدون که این یک مسیر همیشگی برای پیشرفته. با خودت در صلح باش. خودتو لایق بدون با اونی که هستی. با کمی ها و زیادی هات. با نقص ها و نقاط قوتت. اون وقت ببین جهان چه آدم های فوق العاده ایی رو وارد زندگیت میکنه.

    9. افراد همیشه خیانت میکنن.

    طرف به فکر رابطه عاشقانه نمی افتاد چون تو ذهنش رفته که همه ی مردها خیانت کار هستند، همه ی زن ها خیانت کار هستند.چقدر این حرف ها تکرار شده، چقدر تو جمع دوستان تون این حرف ها زده شده. چون این باور رو دارید تجربه اش میکنید.این باور که “همه خیانت میکنن” باعث میشه وارد رابطه نشی. بعد این باور باعث میشه اگر وارد رابطه بشی هم ، هر لحظه بخوای موبایلش رو چک کنی.هر لحظه بخوای کنترلش کنی. تو کاری کنی که این اتفاق برات بیفته. تو کاری کنی… با باورهات با رفتارت، با ویژگی هات، با ترس هات،با شک هات، با کنترل کردنت ، طرف رو آسی کنی.

    این برای همه موضوعات میتونه باشه فلان بازاری ها دزد هستند، فلانی شهری ها فلان هستند…

    _اگر اینجوری فکر کنی جهان هم ثابت میکنه که درست فکر میکنی.اینجوری فکر میکنی هدایت میشی به آدمی که اینجوریه. کاری میکنی که اون آدمه رو اینجوری کنی. اینجوری فکر میکنی شما درست فکر میکنی.

    _ کی میبینی که آدم صالح زیاده، آدم سالم زیاده، دختر خوب پسر خوب زیاده؟ وقتی که باور کنی که هست. وقتی باورش کنی دنبالش میری وقتی دنبالش میری و باور داری پیداش میکنی.

    وقتی اجازه میدی این چرت و پرت ها رو بشنوی….چقدر استاد جان در مورد این موضوع صحبت کردند که ورودی هاتون رو کنترل کنید.چی داری میشنوی؟ شبکه های اجتماعی رو بالا پایین میکنی در مورد خیانت، صبح تا شب داری فایل گوش میکنی. نمیدونی چه بلایی سر خودت داری میاری. در مورد بدبختی درمورد بیماری داری نگاه میکنی. نمیدونی چه بلایی داری سرخودت میاری.

    یکی از دلایلی که من وارد شبکه های اجتماعی نشدم، هیچ وقت علاقه نداشتم.بــــــخاطر ایــنکــه میـــــــــــدونم مغز من داره چه جوری کار میکنه؟!…آنچه که میشنوه باور میکنه.

    یکی از دلایلی که من فقط با آدم های فوق العاده صحبت میکنم. یک مرزی برای خودم دارم. یک فیلتری برای خودم گذاشتم که چه آدم هایی باید وارد ارتباط با من بشن، چه برنامه هایی باید وارد مغز من بشه. اینه که میدونم افکتش چیه.میدونم چه تاثیری ممکنه روی ذهن من بذاره.چه تاثیری روی باورهای من میذاره. از وقتی من ورودی هامو کنترل کردم، باورهامو تونستم تغییر بدم. … راهـــــش اینه تو اول ببندی ذهنت رو بر رو چیزهایی که دوست نداری تجربه شون کنی.

    وقتی اجازه میدی کسی در مورد خیانتی که بهش شده بیاد با تو درد و دل کنه و تــــــــو اون گوشت رو بهش میدی، برای اینکه فکر میکنی داری بهش کمک میکنی تا خودت رو خالی کنه. نمیدونی که چه باری رو داری بهش اجازه میدی که روی تو خالی کنه. چه آینده ایی رو از خودت داری خراب میکنی و از خودت میگیری بخاطر این شنیده ها…

    باید بهای رسیدن به خواسته ها رو اینجوری بپردازی، با فیلتر کردن ورودی هات، با کنترل آدم هایی که باهاشون هستید.. اگر ادم های نامناسبی در زندگیتون هستن که در مورد چیزهای نامناسب صحبت میکنن.شروع کنید به قطع کردن. جهان آدم های مناسب با موضوعات مناسب وارد زندگیت میکنه.

    10. من آدم پولداری نیستم.

    من وضعم خوب نیست. ما تو یک خانواده فقیری هستیم. کی میاد با من باشه با همچین شرایط مالی. یا ما شهرستانی یا روستایی هستیم.کی میاد با من روستایی یا شهرستانی ارتباط برقرار کنه.

    ارزش ما به وجود ما وابسته است نه به مردک تحصیلی، نه به شرایط مالی مون. شما هر روز میتونی خودتو در شرایط مالی خودتو پیشرفت بدی.

    11. من بهتره تنها باشم.

    اینکه انتخاب کنی که تنها باشی هیچ ایرادی براش نیست. شما میتونید انتخاب کنید که تنها باشید. اما خیلی وقت ها این جمله از انتخاب نمیاد از ترس داره میاد.از اینکه تلاش کردی، یا خواستی و جواب رد گرفتی بعد میگی من خدم خواستم که تنها باشم.مثل کسی که کلی تلاش کرده به پول برسه و نرسیده بعد میگه من اصلا پول نمیخوام، پول چرک کف دسته.

    _ ما انسان ها بصورت بنیادین موجودات اجتماعی هستیم. نمیخوام بگم تنهایی بده ها. من خیلی موقع ها دوست دارم تنها باشم. خیلی موقع دوست دارم روی خودم کار کنم و تنها باشم کاملا این قضیه پذیرفتنی هست. اینکه این تنهایی از کجا داره نشات میگیره. از اینکه خواستی و نشده و الان چون خودتو میخوای راضی و قانع کنی اینو میگی که میخوام اصلا تنها باشم. یا نه خودت تصمیم گرفتی که تنها باشی.

    _ما موجودات اجتماعی هستیم و یک رابطه قشنگ و عاشقانه واقعا اضافه میکنه به زندگی انسان.واقعا اضافه میکنه.یک رابطه عاشقانه واقعا کیفیت زندگی رو میبره بالاتر.ولی این نباشه که تنها نبودن روبه عنوان یک سلاح یک مکانیزم دفاعی استفاده کنیم که میترسی یا برای اینکه تلاش کردی و نشده. یا بخاطر ترمزهایی که داری میگی میخوام تنها باشم.

    12. اصلا تو سرنوشت ما نوشته شده.

    عشق به ما نمیاد.اصلا من خودم اینجوری ام مادرمو خواهرم اینجوریه. ما عشق رو تجربه نکردیم

    در بحث تقدیر خیلی ها اعتقاد دارند که برامون یک چیزهایی مقدر شده. هیچ چیزی برای ما مقدر نشده. ما انسان هایی هستیم که با افکار و باورهامون داریم شرایط مون رو خلق میکنیم. ولی اگر باور داشته باشیم که بدبختی، بی پولی ، تنهایی مقدرر شده . جهان ثابت میکنه که آره مقدر شده. نه به این دلیل که مقدر شده به این دلیل که تو باور کردی که مقدر شده. تو باور کردی که تقدیرت اینه.

    _ هیج تقدیری وجود نداره.

    _ هیچ چیزی از قبل نوشته نشده.

    _ هیج خواسته ایی از طرف خداوند برای ما وجود نداره.خواسته ی خداوند اینه که ما به خواسته هامون برسیم.

    هائولا هئو لا کلا نمد

    خداوند میفرماید ما به همه کمک میکنیم. هرکسی بخواد بره بهشت ما کمکش میکنیم به سمت بهشت و هرکسی که هم بخواد بره جهنم هم کمکش میکنیم بره سمت جهنم.

    استاد جان چقدر قشنگ گفتین که تقدیری وجود نداره و من آنچه که بدست آوردم اگر قرار بود که به این چیزها فکر کنم به هیچکدوم ازاین خواسته ها نباید به وجود میومد. من بر خلاف تمام این باورهام حرکت کردم در زندگیم. ..

    _ من خالق زندگی ام هستم و آنچه که میخواهم رو خلق میکنم.

    13. من اصلا تو روابط خوب نیستم.بلد نیستم.

    اصلا بلد نیستم. اصلا بلد نیستم با یک دختر حرف بزنم بلد نیستم با یک پسر حرف بزنم. مثل اینکه بگیم من فلان کار رو بلد نیستم پس چرا برم انجام بدم.مگه ما تو شکم مادرمون چیزی بلد بودیم نوشتن و خوندن یاد داشتیم رفتیم مدرسه یاد گرفتیم. مگر قبل از به دنیا اومدن مون بلد بودیم چطور رابطه برقرار کنیم.؟ آدمم یا د میگیره. هر چیزی قابل یادگیری هست هیچکدوم مون توی همه چیز عالی نیستیم.

    مثال یادگرفتن ارتباط موثر برقرار کردن اونم در دانشگاه آزاد بندرعباس با چنان مهارتی تونستن اینقدردر ارتباط با افراد و اساتید و دانشجوها خوب عمل کنن و برانگیخته کنن و این مهارتی بود که یادگرفتن ،کلی شخصیت شون رو تغییر دادن.

    _ مهارتی که قابل یادگیری هست.

    14. اگر من وارد رابطه بشم آزادیمو از دست میدم.

    میگی چرا وارد رابطه نمیشی، میگه نه بابا ول کن دارم زندگیمو میکنم برم اونجا اسیر بشم. من آزادم برای خودم. چرا ینجوری فکر میکنیم چون فکر میکنیم که رابطه عاشقانه یعنی اسارت. یعنی کنترل شدن.

    در صورتی که رابطه واقعی درست ، رابطه ایی که هر فردی آزادی عمل خودش رو داره. علایق خودش رو داره. سلایق خودش رو داره. و هر دو نفر هم به سلایق همدیگه احترام میگذارن. ما باید تو رابطه باید یاد بگیریم با اینکه من با اینکه با شما تو رابطه هستم منم آزادی های خودمو دارم سلایق و علایق خودمو دارم. قرار نیست جفت مون به یک چیز علاقه داشته باشیم.یا منو مجبور کنی تا منم مثل شما فکر کنم و عمل کنم و برعکسش.

    15. اینکه من اگر خودمو باز کنم توی رابطه عاطفی و وجود خودمو بذارم حتما صدمه میبینم.

    16. اینکه برای یک رابطه باید کلی زحمت بکشی. آخرش هم معلوم نیست چی میشه.

    17. اینکه به مردم نمیشه بهشون اعتماد کرد در روابط.

    18. اگر بخوام وارد یک رابطه بشم باید کلا شخصیتم رو عوض کنم. یک ماسکی بزنم و از قالب خودم بیام بیرون.

    19. اینکه من نیاز دارم یکی دیگه منو کامل کنه.

    این باور بسیار بسیار محدود کننده ایی هست. شما کامل هستی اون فرد هم کامل هست. شما با هم دیگه از زندگیتون لذت میبرید.قرار نیست همدیگه رو کامل کنید. قراره با هم دیگه لذت ببرید. قرار نیست وابسته بشید.

    20. وارد رابطه بشم وابسته میشم. باید روی شخصیت مون کار کنیم روی احساس ارزشمندی مون کار کنیم.

    21. اینکه هیچ کسی منو نمیفهمه.

    22. من یکسری ویژگی ها دارم که هیچکس درکش نمیکنه .

    خدایا شکرت برای کامنت های زیبا و ترغیب کننده دوستان که باعث استاد هم چنان در و گوهرهایی رو برامون هدیه بدهند.

    حالا باید این ترمزها رو تعمیم بدیم به خواسته های دیگه که با تلاش فراوان بهشون نرسیدیم. کجا هست که من دارم تلاش میکنم، با تمام وجودم دارم میدوم ولی بخاطر ترمزهام حرکت نمیکنم. یا هدفم اینه که به سمت شرق برم ولی به خاطر باورهای نامناسبم دارم به سمت غرب میرم اونم با سرعت زیاد. و هرچقدر تلاش میکنم انرژی میذارم دارم از هدفم دورتر و دورتر میشم.

    در مورد تجربیات خودتون، در مورد موضوعاتی که در این فایل گفته شده بود صحبت کنید

    کجاها این باورها رو در مورد روابط داشتید؟ یا تعمیم بدید به موضوعات دیگه…

    چطور میخواید اینا رو تغییر بدید؟ یا چطور از این صحبت ها استفاد میکنید برای تغییرش؟

    کجاها باورهای مناسبی داشتید و نتایج مناسبی داد؟کجاها باورهای نامناسب داشتید و نتایج نامناسبی ایجاد کرد؟

    اینا رو بنویسید تا کمک کنیم به خودمون به دوستان مون.

    تا وقتی که ما اینا رو توی ذهن مون درست نکنیم تلاش کردن فایده ایی نداره.تلاش موقعی جواب میدهد که ما، در مسیر درست باشیم. با افکار و باورهای درست باشیم

    ما هدایت میشویم وقتی باورها وافکارمون درسته. که نشونه ی این افکار درست احساس آرامش بیشتره. وقتی به احساس آرامش میرسی یعنی داری روی خودت کار میکنی داری افکار بهتری ایجاد میکنی. و ما هدایت میشویم به آدم ها و موقعیت ها و شرایط بهتر…

    (صبح شروع کردم برای بار دوم شنیدن و نوشتن والان شبه…)خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    ناجیه گفته:
    مدت عضویت: 1294 روز

    بنام خالق مهربانم

    سلام استاد جان سلام دوست های عزیز

    امروز به خرید رفته بودم و از آنجایی که چندین روز است به دنبال الگو هایی هستم برای رفع ترمز زیبایی ظاهری نداشتن به چند مورد برخوردم

    امروز مه خیلی افراد چشم رنگی دیدم شاید حدود 15 نفر یا بیشتر پسر جوان، دختر خانم و خانم های مسن که خیلی هم چشم های زیبا و خوش رنگ داشتن و چندین پسر قد بلند و خوش چهره و واقعا خوش اندام اما جذب این آدما نشدم یعنی بهتر بگویم جذابیت خاصی نداشتن بر مه و احساس می‌کردم خیلی به دنبال جلب توجه بقیه هستن

    بازم به خود یادآوری کردم که جذابیت و زیبایی واقعا به ظاهر نیست یک آدم با اعتماد بنفس خیلییییی زیبا و جذاب بنظر میرسه آدمی که احساس ارزشمندی دارد و به دنبال جلب توجه و جلب تایید دیگران نیست چقدر جذاب است ما آدم هایی را دوست داشتنی و زیبا می‌بینیم که واقعا خودشان را دوست دارند و به خود خیلی احترام قائل هستند

    یعنی زیبایی ما به عزت نفس ما، اعتماد بنفس ما، میزان خودباوری ما و احساس لیاقتی که داریم وابسته است

    و باز هم اعتماد بنفس داشته باش

    اعتماد بنفس داشته باش

    اعتماد بنفس داشته باش

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: