چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 58 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    495MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    61MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1205 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه و علی دوست داشتنی گفته:
    مدت عضویت: 2462 روز

    سلام خدمت علی اقای بزرگوار خیلی از خوندن کامنتهاتون لذت میبرم مرد بزرگ.

    دقیقا گذاشتین دست روی دل من و یکی از بزرگترین ترمزهای منم جبران کردن هست و عدم

    پذیرش موهبت های الهی.

    من هنوز نتونستم با ادم های اطرافم ارتباط های گرم و صمیمی برقرار کنم وقتی در درون خودم میگردم همش برمیگرده به احساس عدم لیاقت و اینکه من نباید چیزی رایگان و مفتی بدستم برسه و من باید براش بها بپردازم و اگرم کسی از روی عشق و محبت چیزی به من میده با بی میلی قبول میکنم و اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که حالا چجوری جبرانش کنم یا اگه کسی کمکم میکنه انگار دینی به گردنم داره و خودم رو به اب و اتیش میزنم که براش جبرانم کنم و همین باعث شده اگه کسی چیزی به من بده اگه در توانم بود جبرانش کنم و اگرم نبود ذهنم میگه تو در حد اون ادم نیستی نمیتونی کمکش رو جبران کنی و احساس میکنم میرم زیردست اون ادم و باید بخاطر این کمکی که کرده باج بدم و هرکاری از من بخواد انجام بدم و کمکش رو قبول نمیکنم در صورتی که اشتباه بزرگم همینجاست که من هم باید روحیه پذیرش داشته باشم و اگه کسی خواست کمکم کنه بگم ممنونم نه اینکه روابط رو قطع کنم اونو اولا خدا فرستاده برا کمک به من، و من در ابتدا باید سپاسگذار خداوند باشم که کمک برام فرستاد و از اون ادمه هم تشکر کنم و بدونم که اون هیچ دینی به گردن من نداره و اون دوست داشته و از روی عشق و محبت بدون هیچ انتظاری از من کمکم کرده و خودش از این کمکی که کرده احساس خیلی خوبی داره وقتی من در پی جبرانش بر نیام اون ادمه بیشتر تشویق میشه و دوست داره که کمکم کنه و اگرم از اون ادمایی هست که از روی دلسوزی کمک میکنه و خودش رو فدا میکنه اگر من در پی جبرانش بر نیام دیگه کمک نمیکنه و از زندگیم میره بیرون چه از این بهتر تر.

    پس همه ادم ها هم مثا خود من هستن وقتی من از روی عشق و محبت کمک میکنم و برای دل خودم نه از روی دلسوزی چقدر خوشحال میشم که طرف کمکم رو میپذیره و هنوز تشکرم میکنه و هنوز دوست دارم بیشتر بهش بدم و بقیه رو هم مثل خودم تصور کنم.

    ممنونم دوست عزیزم که این ترمز بزرگ رو یاداوری کردین و باعث شدین بعد از مدت ها دست به قلم بشم و بنویسم. ایشالاه که موفق هستین و موفق تر باشین و در پناه الله یکتا هر جا هستید شاد سلامت و پیروز میدان باشید و بر این ترمزم غلبه کنیم انشاالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    حسام دلجو گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    سلام به استاد جان

    هدف برای مهاجرت به دوبی دارم

    بی نهایت افراد هستند که به هدفشون رسیدن

    باورهای متضاد= همیشه یاده صحبت شما میفتم وقتی ذهنم گیر میده به فعالیت فیزیکی که گفتین فعالیت فیزیکی تورو پولدار نمیکنه بلکه فقط مسیره تو به مسیر توجه نکن اون باوری که در ذهنت میسازی داره کار میکنه

    به وضعیت الان توجه نکن وضعیت الان هر چی هست برای فرکانس های قبلیته

    باورهای همسو که باید در خودم ایجاد کنم

    اون کاری درسته که پس از ساختن باور درست به تو الهام می شود

    الهامات زمانی میاد که حالت خوب باشه آماده دریافت باشی خوشحال باشی خنده روی لبت باشه

    باید به سادگی باشه نه با زجر و تقلا

    تنها یک قدرت وجود داره اون قدرت خداست و در این جهان قدرتو داده به افکارت تو هستی انتخاب می کنی

    بی نهایت راه وجود داره ذهنتو باز بزار و گیر نده به یک مسیر اماده باش مسیر کلا تغییر کنه

    و در اخر نه مال دنیا برای تو میمونه نه مال دنیا برای تو اما تا لحظه ای که نفس می کشی یعنی زنده ای یعنی میتونی درخواست کنی و نعمت های بیشتری تجربه کنی و عمق تجربه نعمت ها هست که با خودت می بری پس خدارو شکر کن بابت این فرصتی که بهت داده

    و حرکت کن و حرکت کن و حرکت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    حسین شیهکی گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    سلام استاد جان سلام

    این سومین کامنتی هست که دارم روی این فایل میزارم و هر چقدر ذهنم می‌گفت کافیه قلبم می گفت فقط انجامش بده..

    سوال اینه که چجوری با سرعت هر چه تموم تر میتونیم به خواسته هامون برسیم و افرادی که خیلی راحت تر از ما دارن این کار را انجام میدن چه ویژگی متفاوتی دارند؟

    یادم میاد وقتی تازه میخواستم تو یوتیوب شروع به فعالیت کنم آدم هایی را می دیدم که چند تا کانال داشتند و از صبح تا آخر شب روی اون کار می کردند و از طرفی آدم هایی هم بودند که خیلی به قول شما سوت زنان و با لذت فقط با یک دهم کار اون ها نتیجه می‌گرفتن!

    اولش خیلی باور هام خوب نبود و از طرفی دوست داشتم خیلی هم زود به درآمد برسم، اون بخشی از آموزش ها که به نفع من بود را یاد می گرفتم و تو بقیه موارد کار خودم را انجام میدادم تا کانال اول شکست خورد،

    بعد از یکسال فهمیدم که اصلا بهش علاقه نداشتم و فقط به خاطر درآمد انجامش میدادم. این جا بود که اولین درس مهم تو کسب و کار را یاد گرفتم.

    هدف ما لذت بردن از زندگیمون هست نه فقط کسب درآمد و اگر دنبال علایق خودت باشی ثروت خودش به عنوان پاداش اون لذت بردن وارد زندگیت میشه…

    کانال دوم را زدم و به این فکر کردم که چه ویژگی تو من هست که بیشتر از همه دوستش دارم و از بچگی به خاطر علایق خودم دنبالش کردم..

    یادم اومد از بچگی اندام خوبی داشتم و مدام ورزش میکردم..

    حتی شکم 6 تکه و اندامی که بقیه تو رویاشون می بینند را هم خیلی زود بدست آورده بودم اون هم با لذت چون عاشق ورزش کردن بودن نه با رژیم سخت یا حتی ساعت ها دویدن…

    یه کانالی زدم در مورد ورزش هایی که خودم همیشه تو خونه انجام میدادم و نتایجی که گرفته بودم و نتیجه باور کردنی نبود فقط ظرف 3 ماه به اندازه یکسال کانال قبلی رشد کردم…

    اول از همه چون بازی درآمد زایی تو یوتیوب را خوب یاد گرفته بودم و بعد چون عاشق کاری بودم که انجامش میدادم..

    همین جوری که رفتیم جلو تر باور غلط بعدی خودش را نشون داد، ذهنم می گفت ایران جای خوبی برای پول درآوردن نیست و باید از ایران بری..

    این قضیه مصادف شد با اون اتفاقات ایران تو چند ماه پیش و من راهی نداشتم به جز اینکه برم سربازی..

    چون میخواستم از ایران برم و از طرفی وقتی رفتم سربازی تموم اون نتایج هم نابود شد..

    زمانبندی کرده بودم که تو تایمی که نیستم ویدیو ها خودشون آپلود بشن و من کارم را انجام بدم ولی مگه غیر از اینه که تا وقتی باور های غلط داشته باشیم تلاش فیزیکی دیگه معنی زیادی نمیده..

    برگشتم از سربازی و دوباره شروع کردم به فعالیت ولی این بار نه به لین خاطر که از جایی که هستم فرار کنم، بلکه فقط میخوام لذت ببرم و زمانی که خودش آماده بشه مهاجرت کنم..

    باور هام را در مورد مهاجرت عوض کنم چون اگه با باور های غلط مهاجرت کنم احتمالا کشور بعدی هم قراره بد تر از الان باشه..

    باور هام را عوض کنم چون برای کسی که باور های محدود کننده و شرک داره همه جا پر از مسائل نا خواسته میشه..

    مرسی بابت سایت بی نظیر تون و از خانم شایسته هم سپاس گزارم به خاطر اینکه همیشه بهترین دانشجوی این اگاهی ها بودن و خیلی وقت ها تموم نقاط قوت و ضعف خودم را با نگاه کردن بهشون بهتر درک می کنم،

    اینکه چقدر خوب به قانون عمل می کنند بی نهایت تحسین بر انگیزه و ممنونم که خدا همه ما را تا این نقطه هدایت کرده..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    شهربانو گفته:
    مدت عضویت: 1627 روز

    سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی که همیشه آرامش و متانتشون و احترام در کلامشون نسبت به استاد من و تحت تاثیر قرار میده و تحسین میکنمشون و سعی در الگویردعری از ایشون در زندگی زناشویی خودم هستم ‍️.

    من سریال زندگی در بهشت و شروع کردم به دیدنش و یه مدت طولانی هست که از محصولات دانلودی پیج و ابن فایلها استفاده میکنم و هررووووز شکرگزاری و درخواستهامو مینویسم و با خدای خودم درارتباطم و هرروز نشونه هایی از درست بودن مسیرم در زندگی کاری و شخصی و روابط با همسرم دارم میبینم خدارو صدها هزار مرتبه شکر.

    این فایل استاد و چندین بار صوتیشو کوش کردم و من و به فکر واداشت واقعاااا چرا به بعضی از خواسته هامون هنوز نمیرسیم با وجود تمرکز و حس خوب داشتن نسبت به اون خوایته.

    من دوچیز هست که بهش نرسیدم هنوز والان که بهش فکر میکنم با توجه به سخنان استاد حتماااااااا یکسری ترمزهایی در باورهام دارم

    مثال میرنم :من مدرس فرانسه هستم و علی رغم زندگی در شهری کوچک در شمال ایران بسیار از لحاظ کاری و داشتن شاگرد خصوصی نسبت به قبل خودم و باقی همکارانم بهترم خدارو شکر ولی…

    با اینکه آرزومه رفتن به فرانسه و دیدن زیباییهاش و علی رغم دوستان فرانسوی که له واسطه شغلم پیدا مردم هنوز موفق نسدم برم منظورم حتی برای سفر هست

    در صورتی که همکارانم اغلب به راحتی حتی برای اقامت رفتن فرانسه

    نمیدونم دقیقاااااا چه باور منفی دارم راجع به رفتن به فرانسه شاید اینکه نه مگه به این راحتیاست؟ویزاشدن سخته ،حتماااااا هم خودت هم همسرت باید حساب بانکی جداگانه پرپول داشته باشین ،بار اول که رو شاخشه رد شدن در ویزا تازه بری اونحا میدونی یورو چنده الان؟خییییلی پول میخواد تازه بچه رو مه نباید ببری اینجوری راحت تر ممکنه ویزا شین جون میدونن برمیگردی و…..ده ها دلیل دگ که علی رغم میل شدیدم به سفر به فرانسه باعث شده از ترس حتی یکبار هم سرچ نکنم راجع بهش و حتی قدم از قدم ورندارم …

    و یک هدف دگ که شاید اینجا کنی رو نشه بگم ولی میگم چون دوست دارم جواب دوستان و بدونم و مرسم جون و

    اینکه من باوجود رسیدگی به ظاهر خودم و ورزش کردن و به روز بودن و اینکه همه اطرافیان ازم نعریف میکنن خداروشکر ولی برای همسرم انگار دگ جذابیت ندارم یا شاید خیلی خیلی کمرنگ شده ،تعریفی ازم نمیکنه رابطه زناسویی مون به شدتتتتت سرد شده مخصوصا بعد از بدنیا اومدن پسرمون که الان 5سالشه و خداروشکر که داریمش معجزه خداست تو زندگیمون ،ولی علی رغم محبت من نسبت به همسرم ایشون زیاد ترغیب به رابطه و تعریف و تمجدید نیستن قبلنا بودنااااا ولی الان چند سالی خیر ،با اینکه من برای بهتر شدن رابطه مون چه جنسی چه احترام و …کتاب زیاد میخونم حرفهای استاد و بکار میگیرم خواسته امو همیشه مینویسم و از خدا میخوام،مشاوره قبلنا رفتم دکتر ،…ولی نتیجه نگرفتم و به قول استاد بهتر که نشد هیچ بدتر هم شد

    البته همسرم بسیار شخص محترم ،خوش خرج ،خوش مشرب،عاشق پسرمون و من هست و تو فامیل ارج و قرب داره خداروشکر و تا رمانی که من خوب و خوش برخورد باشم باهاشون با من رفتارش از لحاظ رفتاری عرض میکنم عالیه ولی کافیه گله کنم یا شکایت از اینهمههههه فاصله بین رابطمون ،شروع میکنه به کج خلقی و …و میگه همینی که هست ،من همینم،مگه ما جوونیم مثل قبل(ما 34و36ساله ایم البته)و 14سال از ازدواجون میگذره ،من برای اینکه دعوا نشه و همه چی اذوم باشه خونه ارامش داشته باشه چیزی نمیگم و ختی درخواست هم نمیکنم کاری که فبلنا زیاد انجام میدادم و به گریه و ناراحتی ختم میشد متاسفانه

    واینم بگم از بابت همسرم کاملاااااااااا و صددرصد مطمعنم و بهش اعتماد داذم و میدونم که سرد مزاج شده و مشکل جسمی داره که مگ چون کار دارم و مشغله فکرم درگیره و …

    حالا باورهای من نمیدونم واقعااااااااا چه ترمزی دارم چخ باور منفی ایی داذم که علی رغم اینهم تلاشم و کار کردن روی خودم این تیکه از زندگی میلنگه

    شابد از قبل این باور و داشتم بابا زندگی عادی میشه از ابرا میان پایین زن و سوهر بعد چند سال ،دگ اون کشش و میل اولیه به هیچ عنوان بین زوج ها نیست دلشونو میزنه رابطه داستن با همدگ ،چه خبره حالا دگ

    مردا خسته میشن از بدن زنسون ،میل دارن زنای دگ و تجربه داشته باسن باهاسون …..

    نمیدونم چه کنم باورهام درست شه با اینکه تو فکرم همیشه به خودم میگم نه چه ربطی داره ،اینهمه زن و شوهرن که سه تا چهار تا بچه دارن ،مثلا فلانی و ببین بچه تولش 13سالشه و هنوز با ذوق از رابطه با سوهرش حرف میزنه ،اینهمه دوستام اطرافم ،….

    ولی درست نشد باور منفی بزرگم نمیدونم چیه بخدا

    زندگیمو و همیرمو و پسرمو عاشقانه دویت دارم

    و دلم میخواد حل شه همه جی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    معصومه خالق گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته گلم وگروه تحقیقاتی عباسمنش وهمه بچه های سایت

    بعداز تشکر وسپاس فراوان از همتون عرض کنم که من چند ساله که آرزوم اینه که خونمون رو عوض کنیم وخونه ای بزرگتر وبهتر تویه محله بهتر از هر جهت بریم ولی شاید 8 ساله هر کار می‌کنیم نمیشه ، انقدر که هر روز همه چیز چند برابر گرون میشه شب میخوابیم صبح پا میشیم میبینم قیمتا ده برابر بالا رفته ولی ما درامدمون تغییر نکرده ، با 3تا بچه ،خیلی زرنگ باشیم هزینه کلاس وخوراک بچه ها رو بدیم

    البته تواین مدت که تو سایت شما بودم حالم خیلی بهتره وتوکل وامید م به خداست ومطمئنم ما روهدایت میکنه به سمت خواسته هامون

    من قبلا کار نمیکردم ولی ازوقتی تصمیم گرفتم تغییر کنم شروع کردم که حرکت کنم واز رانندگی شروع کردم وهرچی درمیارم فقط خرج آموزش دیدن میکنم هم از محصولات شما خریداری کردم وهم رو انرژی درمانی کارمیکنم که خیلی بهش علاقه دارم

    البته فکر میکنم یکی از ترمزام اینه که چون کسی این انرژی رو نمیبینه باورش نمیکنه و بابتش هم پول نمیدن واین سردم کرده ولی دکترا چون دارو میدن ومدرک دکترا دارن راحت پول درمیارن

    یه هدف دیگه ام اینه که لاغر بشم وبه وزن ایده آلم برسم ، بارها هزینه کردم دکتر رفتم ورزش کردم ولاغر هم شدم ولی وقتی رژیم رو رها کردم دوباره چاق شدم

    چون هزینه گوشت ومرغ و ماهی خیلی بالا ر فته وماهم که 5نفریم امروز همه اینا رو می‌خریم چندروز دیگه تموم میشه همسرم هم چون دیابت وبیماری قلبی داره خیلی نمیخوام روش فشار باشه چون زوداسترس میگیره براش خوب نیست

    خلاصه که استاد من خیلی باید رو باورام کار کنم

    برادرم که 4 سال از من کوچیکتره خداروشکر تونسته یه خونه بزرگتر بخره والحمد الله مسافرت‌های خیلی خوبی داخل وخارج از کشور هم میرن وگردش وتفریح عالی دارن ومهمونیهای خیلی خوبی هم میگیرن به لطف خدا ولی ما هیچ کدوم اینارو هم نداریم با اینکه خیلی دارم رو باورم کار میکنم خیلی کُند پیش میرم ، دیشب تصمیم گرفتم همه حقوق این ماهم رو بدم ودوره کشف قوانین زندگی رو بخرم بلکه به امید الله یکتا وبا کمک آموزش‌های استاد قانون رو یادبگیرم وبهش عمل کنم وهدایت بشم به ثروت

    البته از وقتی با آموزش‌های استاد جلو میرم همسرم دستو دلبازتر شده درمورد من وماهانه مقداری پول بهم میده جدای از خرج خونه که فقط برای خودم هزینه کنم وخداروشکر میکنم که رابطم باهمسرم هم خیلی بهتر شده

    برای همه شما آرزوی سلامتی موفقیت وثروت میکنم در دنیا وآخرت شادپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    احمد محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 2167 روز

    بنام خدا،

    من هنوز این دوره رو خریداری نکردم،اما تازه بعد از2سال فهمیدم منظورتون در مورد باور چیه،وتغیر دادنش یعنی چی،من حتی الان یکسال دارم باورهای که شما یادم دادید در دوره12قدم رو تکرار میکنم اما میفهمیدم داره نتیجه ایجاد میکنه اما قانونش رو درک نکرده بودم،نمیدونستم چجوری داره اتفاق میفته،باورهای خوب داشته باورهای غلط رو پاک میکرده

    من فهمیدم که

    قانون دنیا اینکه به هر چی باور دارم طبق همون باور وارد زندگیم میشه،یعنی نتیجه ای که الان دارم،چیزی جدا از باورهام نیست،

    الان یکم تنبلیم امد به خودم گفتم ای بابا یعنی بعد از این همه سال و بدو بدو حالا تازه باید بیام دونه به دونه باورهای خرابمو پیدا کنم و برعکسش کنم و تکرارش کنم تا باورهای جدید جایگزین شه،

    راستش آره،امر خواسته ای دوست داری بهش برسی راحش همین هست ولا غیر،

    واقعا اگر کسی بهت بگه راهی جز این برای خوشبخت شدن در دنیا نیست،میخوای چکار کنی،تا کی میخوای سگ دو بزنی،پس بشین سر مکتب کسیکه این راه هارو رفته،و تجربه کرده و الان نتیجه دستشه،نه کسای که فقط بلدن فک بزنن،هیچ غلطی تو زندگیش نکرده ادعاشون مال خر رو پاره میکنن،

    در مورد سوال 1

    چه هدفی داری که با تلاش زیاد بهش نرسیدی؟؟؟

    من واقعا تنها آرزوم و هدفم اینکه از لحاظ مالی آزادی داشته باشم،و سالهاست که همه مدل زحمت کشیدم اما نشد،اما الان نمیدونم چجوری ولی هر وقت رو برنامه شما کار میکنم،به لطف خدا همه چیز روون تر و بهتر پیش میره

    سوال2

    چه کسی رو سراغ داری که با تلاس کمتر در مدت زمان کمتر به خواسته مشابه تو رسیده؟؟؟

    راستش من هر چی فکر کردم کسی رو پیدا نکردم،الگو های من همشون سالهاست دارن تو شغل هاشون زحمت میکشن اون صبح تاشب تا الان به خواسته های مالیشون رسیدن،شاید بخاطر همین که من همچین الگوی ندیدم خودمم زود به خواستم نرسیدم تا حالا،وگرنه مطمانا کسای هستن

    که کمتر از من زحمت کشیدن و به ثروت و نعنت رسیدن،الان که فکر میکنم یک نفر امد به ذهنم پسرعمم خدای تو3سال اخیر عجیب مال و اموالش زیاد شد بعدش هم که ارث براش رسید بعدش تو بانک برنده شد بعدش پدر خانمش کمکش کرد،داداش بهش کمک،کرد کلا از درو دیوار براش بارید،نکته مشابه اون با من اینکه بی نهایت سپاسگذار بودیم،

    سوال3

    چه باورهای مخرب و ترمز رو میتونی در ذهنت شناسای کنی،که فکر میکنی مانع به خواستت نرسیدن؟؟؟

    نمیدونم شاید،باور دارم که تنها راه پولدار شدن مغازه دار شدن هست،چون پدر دوستام اقوام همه کاسبن ولی خودم کارمندم،چون قبلا تو کاسبی شکست خوردم و الان چون پولی ندارم برای شروع دوباره و راه اندازی کسب و کار میگم وقتش نیست،

    شاید باور دارم با کار کارمندی آدم هیچی نمیشه،آخرش باید یه پولی جور کنم بیام کاسبی راه بندازم

    شاید باور دارم کلا دیگه من تن کار کردن خیلی زیاد نیستم نه حوصلشو دارم نه زانو و کمر درد و و فلان

    نمیدونم راستش

    اما،باورهای خوب هم دارم که مطمانم راهی وجود داره که من به آزادی مالی برسم

    مطمانم فرصت ها بی نهایت هستن

    هر اتفاقی میتونه بیفته از طرف خدا که زندگیم ورق بخوره این امکان پذیره

    باور دارم خودمو میبینم روزی که رشد کردم دارم میشمارم پول درشت

    باور دارم خداوند از هر طریقی خودش صلاح میدونه ثروت و نعنت رو وارد زندگیم میکنه،حالا چه با کارمندی چه با کاسبی،از راه درستش طبیعی ساده راحت منو به نعمت هاش میرسونه مثل این همه ادم که دارن نعمت های این جهان رو تجربه میکنن و سپاسگذارن

    من هدف دارم هدفم به درامد3برابر یا بیشتر شدن کارم هست،تلاشی خواستی براش نمیکنم از لحاظ فیزیکی اما واقعا ذهنی خوبم هر ایده هم به ذهنم پیاده میشه انجام میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  7. -
    آرام و علی گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    به نام الله یکتا

    با عرض سلام و خدا قوت به استاد عزیزم، خانم شایسته مهربونم و تمام دوستان هم فرکانسی ام

    یک سوال داشتم و ممنون میشم که اگر کسی میدونه جواب سوال من رو بده و و راهنمایی کنه.

    سوالم این هست که: واقعا ما چطوری میتونیم بفهمیم که چه باورهای محدود کننده و ترمزهای ذهنی داریم؟ یا به قول استاد پاشنه آشیل ما چیه؟

    چون هر باور محدود کننده و ترمزهای ذهنی رو اینجا میبینم پیش خودم میگم: خب منکه اینطوری فکر نمی کنم و این ترمزهای ذهنی رو ندارم در زندگیم و کارم (به عنوان مدیر فروش).

    ولی حتما ته ذهنم، همون باورها یکی از باورهای محدود کننده من و همچنین ترمزهای ذهنی من باشه ولی خودم خبر ندارم و متوجه نمیشم و در کل به آنها آگاهی ندارم و مخفی هستن.

    ممنون میشم از استاد گرامی، خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام جواب سوال من رو بدن و راهنمایی کنن.

    پیشاپیش متشکرم از لطف و محبت عزیزان دلم، در پناه الله یکتا همیشه سلامت، شاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      مجتبی گفته:
      مدت عضویت: 4247 روز

      به نام خدا

      سلام علی جان ، امیدوارم حالت عالی باشه ؛ یه تمرینی که میتونه برای کشف ترمزهات بهت کمک کنه اینه که وقتی خواسته ها یا آرزوهات رو تو ذهنت تجسم میکنی ، همون موقع چی میاد تو ذهنت و میگه تو به این دلیل نمیتونی ؟؟

      چون ما وقتی خواسته هامون رو تجسم میکنیم ممکنه چند ثانیه خوب بریم جلو و صحنه های قشنگ از اون خواسته رو داریم تجسم میکنیم ، بعد یهو یچیزی یه نجوایی تو ذهنمون میاد میگه نه بابا تو لایقش نیستی ، نه بابا اینقدر هم رسیدن بهش راحت نیست ، نه بابا از سن تو گذشته و ….

      اون نجوایی که وسط تجسم کردن خواسته هات میاد ، دقیقا همون ترمزهایی هستن که داری و باید روشون کار کنی ؛

      امیدوارم مفید باشه برات دوست من ، یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        آرام و علی گفته:
        مدت عضویت: 1183 روز

        با عرض سلام و خدا قوت خدمت مجتبی عزیزم

        خیلی خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و زحمت کشیدید به سوال بنده جواب دادید و همچنین بسیار متشکرم بابت توضیحات و راهنماییتون.

        امیدوارم باز هم از نظرات و تجربیات دوست گرامی ام بتونم استفاده کرده و نیز در اسرع وقت دوره کشف قوانین زندگی استاد بزرگوارم رو بخرم.

        باور دارم که من خالق شرایط تمام جنبه های زندگی ام و کارم هستم، چون من جانشین خداوند رب العالمین در زمین هستم.

        باز هم سپاسگزارم مجتبی جان، در پناه الله یکتا همیشه سلامت، شاد و ثروتمند باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سیدحبیب حافظان گفته:
      مدت عضویت: 2297 روز

      سلام دوست عزیز

      به نظر من تا قوانین رو نشناسی ، ترمزهاتو هم نمیتونی پیدا کنی.

      تا وقتی گام اول رو در مسیر خواسته هات برنداری و ماشین آرزوها و رویاهات حرکت نکنه , ترمز خودشو نشون نمیده

      گام اول شناخت مسیریه که قراره توش حرکت کنی(شناخت و تعیین اهدافت)

      گام دوم ابزار و ماشینیه که قراره به کمک اون تو این مسیر حرکت کنی (قوانین و هدایت و الهامات خداوند)

      گام سوم اعتماد به مالک و خالقت که هم راهو ساخته و هم مرکب رسیدن به مقصدتو

      تا زمانی که درگیر ذهن استدلالی و نجواهای اون هستیم قطعا به بیراهه میریم

      دستگاه قلبتو روشن کن تا هدایت های الهی رو دریافت کنی(پارازیت های ذهن نمیزارن صدای بیسیم خدارو بشنوی)

      تو همین مسیر و در کنار همین دوستان بمون

      این مکان مقدس اینقدر چراغ داره که راهو ببینی

      با آرزوی موفقیت علی جان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        آرام و علی گفته:
        مدت عضویت: 1183 روز

        با عرض سلام و خدا قوت خدمت سید حبیب عزیزم

        خیلی خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و زحمت کشیدید به سوال بنده جواب دادید و همچنین بسیار متشکرم بابت توضیحات و راهنماییتون.

        امیدوارم باز هم از نظرات و تجربیات دوست گرامی ام بتونم استفاده کرده و نیز در اسرع وقت دوره کشف قوانین زندگی استاد بزرگوارم رو بخرم.

        باور دارم که من خالق شرایط تمام جنبه های زندگی ام و کارم هستم، چون من جانشین خداوند رب العالمین در زمین هستم.

        باز هم سپاسگزارم سید جان، در پناه الله یکتا همیشه سلامت، شاد و ثروتمند باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    همیشه بهار گفته:
    مدت عضویت: 2323 روز

    سلام خدمت شما استادعباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربان

    تشکر میکنم از صحبت های زیبای شما که همیشه برای من در زندگی مثل یک چراغ روشن بودید و هستید

    استاد یک سوال دارم اگر ما هدفی داشته باشیم ولی بهش نرسیم ممکنه چون اون هدف و اون خواسته مناسب ما نیست یا باعث پیشرفتی که میخوایم نمیشه پس ما بهش نمیرسیم؟ یعنی ممکنه این نرسیدن شاید مسیر و یا هدف را اشتباه انتخاب کردیم؟ یک مثال میزنم :مثلا من فکر میکنم برای پیشرفتم وارتباط داشتن در جامعه و داشتن درامد باید برم دانشگاه و درس بخونم اماشرایط جور نمیشه مثل اجازه ندادن خانواده برای تحصیل، اجبار خانواده برای ازدواج ،بچه کوچیک داشتن و …. و تلاش من بی فایده شده ایا این نشون میده من کلا مسیر را اشتباه انتخاب کردم و یجورایی میخواد خداوند به من نشون بده مسیر اشتباه هست و این راه تو نیست یا اینکه مسیر درسته فقط ترمز هایی دارم که ندیدم و بهشون توجه نکردم؟

    ممنونم که وقت میزارید و کامنت ها را با عشق میخونید

    شما بینظیرید و همیشه یک الگو برای من بودید سپاسگزارم

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    فردین محبی سرشت گفته:
    مدت عضویت: 2096 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان نازنین

    آقا من تقریبا 7 سالی هست که قصد دارم درامد بالایی داشته باشم و به لحاظ مالی پیشرفت کنم یه برهه هایی پیشرفت های داشتم اما واقعا قابل توجه نبوده حدود 1 سال و نیم هستش که در حوضه ی اموزش کار می کنم که تقریبا در خوشبینانه ترین حالت درامد بخور و نمیر دارم. علارقم هدف گذاری و تلاشی و که داشتم هیچی به هیچی. پیشرفتی هم اگر هست به شدت کمه

    الگودر این زمینه که بسیار زیاد دارم که تو چند ماه درامد خوب و حدود 1 سال درامد خیلی خوب رو تجربه کردن.

    بریم سراغ این ترمز ها،آقا من با وجود علم به قانون برای این هدف باور لیاقتمو خیلی بهتر کردم ،

    باور درسر داشتن ثروتمندان هم خدایی خیلی بهتر شده

    باور فراوانی هم کار کردم

    الگوهای موفق هم در این زمینه زیاد دیدم

    با تمام اینا تقریبا درآمدم تغییر خاصی نداشت

    یه ترمزی که چند ماهی هست پیدا شده و کمو بیش روش کار کردم

    چسبیدن به خواسته و ترس و نگرانی هست

    آقا من خیلی به خواسته هام می چسبم تمام لذتمو وابسته به خواسته می کنم و همین طرز فکر ترس و نگرانی که خدایا اگه نشه چی؟ هم اضافه کنی می شه یک ترکیب کشنده.

    یه چند هفته ای هست که جدی دارم رو این ترمز کار می کنم،با تلاش هایی که انجام دادم یه چند روز رها تر بودم که یکی دوتا نشانه ی گنده دیدم که باور چسبیدنه نزاشت بشه ولی خوب در حدی خوب بود که اگه اوکی می شد با یک پروژه به اندازه ی دوماه و نیم درامد داشتم.

    شواهد که نشون می ده ترمز اصلی همینه چون قبلا هم وقتی رها تر بودم خواسته ها راحت تر و سریع تر می اومد.

    به امید خدا روش کار می کنم.

    اگه در این باره نظری پیشنهادی برام داشتین ممنون می شم راهنماییم کنین.

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2092 روز

    سلاااام، عاشقتونم️

    دو روزی هست که شدیداً دارم به موضوع این قسمت فکر میکنم.

    دیروز برای تمدید گواهینامه م سر از یک بیمارستان در آوردم که در مرکز شهرمان است، یک جای خیلی شلوغ.

    هوا به شدت گرم بود و من هم بایستی زودی به سر کارم برمیگشتم . این ها داشت استرس وارد میکرد و حالم را اسیدی میکرد.

    یک مرتبه مچ خودم را گرفتم و سریع شروع کردم با خدا گپ زدن و گفتم: ببین خدا جون، فرمون دست خودت ، همه چی رو ردیف کن! بعد کولر ماشین رو تا آخر باز کردم و شروع کردم به لذت بردن.

    ده قیقه بعد، کنار خیابان، یک جای پارک باور نکردنی روبروی بیمارستان پیدا کردم.

    رفتم داخل بیمارستان. همه جا وحشتناک شلوغ بود. پرسان پرسان رسیدم به مسئول پذیرش مربوطه.

    گفتم سلام. بعد پرونده ام را نشان دادم و گفتم: چکار کنم؟

    جواب داد: شکر خدا رو کن که بازارش کساده و دست توش کمه! کلا کاری که دست توش کمه، سرمایه گذاری توش ، به نفعه!!

    پرونده توی دستم، هاج و واج نگاه میکردم…و به این فکر میکردم که چقدر در طول زندگیم، به خاطر خواسته های کوچک و بدیهی، به خاطر پیدا کردن جاپارکهای زندگیم،سراغ کاسبیهای خز شده و مزخرفی رفتم که تو بازار اشباع شده بودند و صف خرید برای اخذ نمایندگی داشتند…و دریغ از اینکه یک جای پارک برایم ردیف کنند!

    خوش بخت و خوش شانس و پولدار باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: