این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تو دلِ این چالشِ سنگین، یه زیبایی هایی هست که دلم میخواد بنویسمشون.
به دوستام پیامک میدم و احوالپرسشون هستم، اونا هم همینطور و بهم عشق میدن.
دعای خیر میکنیم برای همدیگه.
یه شاگرد مجازی اوریگامی داشتم وقتی تو موسسه روشنا بودم، اسمش صبا جان هست، هنوزم بعد چند سال با خودش و مامان عزیزش هدا جان در ارتباطیم.
دیشب هدا جان بهم پیام دادن:
سمانه جان
اگر خواستید سفر کنید به شرق
خونه ی ما هست
همگی خوشحال میشیم.
دعوت و محبتشونو از پیام، کامل حس کردم و به جانم نفوذ کرد.
الهی شکرت برای دوستان نازنینم.
ادم های ناب و قشنگی که میفرستی تو زندگیم.
الحمدالله.
راستی فاطمه جان (محرمی) کیف کردم تو اون کامنتت خوندم اسم دفتر سپاس گزاری تو گذاشتی نعمت و روزی، و توش از هر چیز خوبی مینویسی با جزییات.
به یاد تو، گاهی تو دفتر سپاس گزاریم از دوستانِ سایت، دوستان و عزیزانم، مینویسم، شکر گزاری میکنم برای نکات مثبتشون و تحسینشون میکنم.
یاداوریِ این قسمت به لطف الله، برای تو هست تو ذهنم.
مثل همون قسمتی که گفتی وقتی کسی در رو برات باز میکنه و نگه میداره، میگی روزیِ غیر حسابته.
کامنت هات شیرینه، لطیفه، سرشار از حسِ فروتنی و خلوص و صلح درونیه.
مرحبا فاطمه جان.
تمام تلاشمو میکنم اخبار رو پیگیری نکنم و افتخار میکنم که الحمدالله پیگیرش نیستم.
مقدار کمی از اطراف به گوشم میرسه، ولی خودم به شدت مخالف پیگیری و صحبت کردن ازش هستم.
اعتقاد دارم به هر چی توجه نشون بدم، همونا میان تو زندگیم.
برای همین توجه میکنم زندگی کنم، کارهای زندگی رو انجام بدم، عشق کنم با حافظِ قشنگم، فیلم طنز میبینم، تو دفترم مینویسم، کارهای عقب مونده رو سازماندهی میکنم، تو خونه بهبود ایجاد میکنم، با عشق پیام میدم به عزیزانم و …
سلام.
الهی شکرت برای سپاس گزاری دلِ سیر، که الان تو دفترم نوشتم.
الان صدای اواز گنجشک قشنگ ها داره میاد.
برای من نشونه ی خیر هست.
این روزها دایم دارم میشنوم.
بهم امید میده.
چون برای من نشونه ی ارامش، امنیت، سلامتی، احساس خوب هست.
الحمدالله.
خدایا شکرت که میتونم بنویسم از احساسم، از زیبایی ها، از سپاس گزاری، از تحسین، از توجهم به نکات مثبت…
الهی شکر برای تحلیل های مکتوبم.
به قول سعیده جانم (شهریاری) اللهم آخیش.
مرحبا به سعیده جان برای این قلمِ شیرین، شیوا، نافذ و تو دل بروش.
چقدر مشتاقم کتابش چاپ بشه و بخرم و بخونم.
چقدر افتخار میکنم به دوستی باهاش.
و اینکه تو این سایت متولد شد نویسندگیش.
الهی شکرت.
دیشب طی گفتگو با همسرم، درس های خوبی مرور شد برام:
– ما نمیتونم دیگران رو قضاوت کنیم، چون تو شرایطشون نیستیم.
هیچوقت نمیتونیم قصاوتشون کنیم.
– وقتی روح ادمها رو میبینی، پی به وجود حقیقیشون میبری و حالت باهاشون خوب میشه.
دیگه کمتر ناراحت میشی از حرف یا رفتارشون.
چون پی به ذاتشون بردی تا حدودی.
– تمرکزمو بذارم روی تغییر و بهبود خودم، نه دیگران.
چون فایده ای نداره.
– توجه کنم به نکات مثبت پیرامونم.
– به هر چی توجه کنم، همون جنس رو دعوت میکنم به زندگیم.
– لازم نیست من تلاش کنم و انتقام بگیرم از یه رفتار بد، حرف نادرست، واکنش بد.
جهان خودش اینکار رو انجام میده.
– من باید احترام بذارم به شخصیت خودم.
همینطور به شخصیتِ دیگران.
الهی شکرت که مینویسم.
هم سبک میشم.
هم رها میشم.
هم شاد میشم.
هم سرشار میشم از آرامش.
هم خودشناسی میکنم با نوشتن.
همش سودِ و سودِ و سود.
الحمدالله.
همیشه و همیشه و همیشه تو دل سختی های یه چالش، یه عالمه درس و نکات مثبت و عشق و حس خوب، وجود داره.
دارم میبینم.
میگم و مینویسم تا عضله ی توجه به نکات مثبتم، قوی و قوی تر شه.
الهی شکرت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
به نام اللهِ قشنگم.
سلام.
میخوام تشکر کنم از بچه های قشنگ سایت که کامنتهاشونو خوندم و اینکه تمرکزشون روی نکات مثبت هست.
از سعیده جان شهریاری، فاطمه جان محرمی، فاطمه خانم سلیمی عزیزم، ناعمه جان احمدی، نفیسه جانم و سایر دوستان ممنونم برای کامنتهای قشنگشون.
برام خیلی جالب بود که دوستانم و شاگردهای خوب استاد چگونه از این روزهای خاص عبور میکنن، چی مینویسن تو کامنتها.
دوستان نازنینم توجهشون روی زیبایی ها و نکات مثبته، و دوری از اخبار.
افرین.
واقعا کنترل ذهن، تو این شرایط، مرحبا داره.
دارم روزها و شب هامو میگذرونم.
وقتی صدایی میاد و میترسم، به خودم میگم قدرت دست کیه؟
دست خداست.
نگران نباش.
وقتی میترسم برای امنیت، میگم خدا حافظمون هست.
این ایه محبوبم رو تکرار میکنم:
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
تو دلِ این چالشِ سنگین، یه زیبایی هایی هست که دلم میخواد بنویسمشون.
به دوستام پیامک میدم و احوالپرسشون هستم، اونا هم همینطور و بهم عشق میدن.
دعای خیر میکنیم برای همدیگه.
یه شاگرد مجازی اوریگامی داشتم وقتی تو موسسه روشنا بودم، اسمش صبا جان هست، هنوزم بعد چند سال با خودش و مامان عزیزش هدا جان در ارتباطیم.
دیشب هدا جان بهم پیام دادن:
سمانه جان
اگر خواستید سفر کنید به شرق
خونه ی ما هست
همگی خوشحال میشیم.
دعوت و محبتشونو از پیام، کامل حس کردم و به جانم نفوذ کرد.
الهی شکرت برای دوستان نازنینم.
ادم های ناب و قشنگی که میفرستی تو زندگیم.
الحمدالله.
راستی فاطمه جان (محرمی) کیف کردم تو اون کامنتت خوندم اسم دفتر سپاس گزاری تو گذاشتی نعمت و روزی، و توش از هر چیز خوبی مینویسی با جزییات.
به یاد تو، گاهی تو دفتر سپاس گزاریم از دوستانِ سایت، دوستان و عزیزانم، مینویسم، شکر گزاری میکنم برای نکات مثبتشون و تحسینشون میکنم.
یاداوریِ این قسمت به لطف الله، برای تو هست تو ذهنم.
مثل همون قسمتی که گفتی وقتی کسی در رو برات باز میکنه و نگه میداره، میگی روزیِ غیر حسابته.
کامنت هات شیرینه، لطیفه، سرشار از حسِ فروتنی و خلوص و صلح درونیه.
مرحبا فاطمه جان.
تمام تلاشمو میکنم اخبار رو پیگیری نکنم و افتخار میکنم که الحمدالله پیگیرش نیستم.
مقدار کمی از اطراف به گوشم میرسه، ولی خودم به شدت مخالف پیگیری و صحبت کردن ازش هستم.
اعتقاد دارم به هر چی توجه نشون بدم، همونا میان تو زندگیم.
برای همین توجه میکنم زندگی کنم، کارهای زندگی رو انجام بدم، عشق کنم با حافظِ قشنگم، فیلم طنز میبینم، تو دفترم مینویسم، کارهای عقب مونده رو سازماندهی میکنم، تو خونه بهبود ایجاد میکنم، با عشق پیام میدم به عزیزانم و …
الهی شکرت برای همه چیز.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااااااام سمانه جان قشنگ ونازنینم
سپاسگزارم از مهر ولطفت عزیزدلم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
خداروشکر بی نهایت شکر برای
دریافت امتیاز از استاد شایسته مهربونم
که رزق بی حسابه و پربرکتیه ..
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
خداروشکر برای حال خوبت رفیق جانم
خداروشکر برای تعهد وعملگراییت
خداروشکر برای هماهنگی ذهن وروحت
خداروشکر برای حافظ جااانم
و همسرعزیز و خانواده ی قشنگت
خداروشکر برای آرامش قلبی تون
خداروشکر برای دفتر سپاسگزاریت
خداروشکر برای نوشتن دونه به دونه ی
رزق های خوشگل والهی ت
خداروشکر برای توفیق سپاسگزاری کردنت عزیزدلم
خداروشکر برای کامنت نوشتنت
خداروشکر برای کامنت خوندنت
خداروشکر برای مهربونی ها و مادرانگی هات
خداروشکر برای دوست داشتن خودت
خداروشکر برای حضور پربرکتت در
دوره ی هم جهت با جریان خداوند
بهش میگم( موسیقی رویش)
آخههههه داره تو قلب مون عشق ومهربونی
جوونه میزنه به لطف خدا.
بی نهااااایت دوووست داررم
به قول ویکتورهوگو جانم :
دوست داشتن ، یگانه چیزی است که
می تواند ابدیت را فرا گیرد و سرشار سازد …
تاکید کنم که به نیابت از من :
زل بزن تو چشمای قشنگ حافظ جان
انقدری که خنده ش بگیره وبعد آروم ببوسش و بگو
خالهههههه عاشقتهههههه لبخند خداااااا…
خدا حفظ تون کنه عزیزدلم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام به فاطمه جانم.
چند روز پیش ایمیل اومد و متوجه شدم برام پاسخ نوشتی.
ذوق کردم.
ولی باز نمیشد.
خودمو ناراحت نکردم گفتم در بهترین زمان باز میشه سایت برام و کامنتت رو میخونم.
الان وقتش شد و بسیار خوشحالم.
ممنونم از کامنت زیبا و سراسر انرژی مثبتی که برام فرستادی.
مومنتوم مثبتت هر لحظه بیشتر و بیشتر و بیشتر بشه برات.
حدود 8 روز اگه اشتباه نکنم دسترسیم به سایت قطع شده بود.
خوشحالم الان اینجام.
وسطِ بهشتِ سایتِ نازنینم.
میخوام حقیقتی رو بگم.
هیچ وقت به اندازه ی این 8 روز که دسترسی به سایت نداشتم، متوجه نبودم چقدر این سایت رو دوست دارم و وجودش برام عزیزه و عاشقشم.
الحمدالله برای بازگشتم به سایت و گفتگو با دوستان و شنیدن فایلهای استاد نازنینم.
یه دل سیر حرف دارم از این روزها.
سر فرصت تو فایل جدید مینویسم.
خیلی خوشحالم و سپاس گزار که الان اینجام.
روی ماهتو میبوسم.
کنار خانواده عزیزت در پناه الله مهربان باشین همگی.
چند روز پیش فکر کردم شما و چند تا از بچه ها که اسمتون تو ایمیلم اومده چطور کامنت میذارین و از اعماق وجودم دلم خواست بتونم وارد سایت بشم.
این بود که ایده اومد به خانم فرهادی جانم زنگ بزنم و مشورت بگیرم.
الحمدالله که الان اینجام.
یه خوشحالی دیگه اینکه نوشتی برام خانم شایسته جانم به کامنتم ستاره دادن.
دیدم و بسیار خوشحال شدم.
الهی شکر برای همه ی خوشحالی های ریز و درشتِ زندگیم.
امروز چهارشنبه، چهارم ماه چهار سال 1404.
خیلی قشنگه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
کم کم مزه ها و بوها رو متوجه میشم.
خیلی خوشحال شدم.
امروز آلو خوردم و متوجه شیرینیش شدم.
الهی شکر.
با همسرم مرور و یاداوری میکنیم الان، دقیقا وقتشه که حواس و تمرکزمونو بذاریم روی نکات مثبت، زیبایی ها، داشته هامون.
اینطوری آروم تریم و زندگیمونو جلو میبریم.
مابقیش توکل به خدا.
الخیر فی ماوقع.
برای همه ارزوی سلامتی، امنیت، شادابی، رزق فراوان دارم.
الحمدالله برای سلامتی همه مون.
خداوندا خودت مثل همیشه حافظِ همه مون باش.
الان دیدم دایره ابی دارم، ذوق کردم.
پیام از رفیقِ نازنینم بود، نفیسه جان.
ماچ به روی ماهت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
تو دفترم سپاس گزاری نوشتم، الهی شکر.
چند قسمت برای خونه کار بهبود انجام دادم، الهی شکر.
نهار خوشمزه پختم، الهی شکر.
حافظ جانم رو حمام کردم، الهی شکر.
فیلم تماشا کردم، الهی شکر.
خوب خوابیدم، الهی شکر.
سلامت هستیم همگی، الهی شکر.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
طبقِ عادت، الان که شرایط فراهم شد اومدم تا از زیبایی های زندگیم بنویسم.
از اینکه به لطف خدا ذهنم رو امروز (با توجه به شرایط خاص کشور) تونستم مدیریت کنم.
اخبار ندیدم و پیگیری نکردم.
زندگی مو مثل هر روز جلو بردم.
خدایا ممنونم برای سلامتی، امنیت، روزی که هر لحظه بهمون میدی.
خدایا به کشور قشنگم ارامش، سعادت، ثروت، سلامتی فراوان بده.
خدایا توکلم هر لحظه به خودته.
همه مون رو در پناه خودت محفوظ بدار.
الهی آمین.
صدای اواز پرندگان میاد…
زندگی جاری هست.
خدایا به قلب همه مون ارامش بده.
الهی امین.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
زیبایی میتونه یه پیام کوچولوی سلام باشه با لحنی زیبا.
خدایا شکرت برای این همه تنوع و فراوانی در زیبایی و نکات مثبتِ پیرامونم.
صدای آوازِ زیبای گنجشک ها داره میاد.
چقدر سبک، رها، اروم، شاد و سرزنده هستن این صداها.
الهی شکر.
حس چشایی و بویایی ام هنوز برنگشته.
خودم خیلی خیلی بهترم، فقط زمان میخواد تا کامل خوب بشم.
این روزها، خیلی فکر میکنم که واقعا وقتی متوجهِ طعم ها نمیشی چه نعمتهایی رو درک نمیکنی.
اینکه داری غذا و خوراکی میخوری ولی برات فرقی نداره انگار که خیار کاملا بیمزه و بی بو داری میخوری.
سپاس گزارم برای تمام طعم های قشنگی که تو زندگیم تجربه کردم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام سمانه جانم
قلبم به شدت دوست دارد امروز برای دوستانم به نشان قدردانی بنویسم .
راستش چیزی ندارم برای نوشتن فقط میدونم باید بنویسم و اولین نفر سمانه جان را انتخاب کردم.
خیلی خوشحالم برات برای حال خوب این چند هفته ات که روی دور مومنتوم مثبت افتادی .
خوشحالم که بهتری .
انشالله همیشه تن درست و سلامت باشی.
از مدل سپاسگزاری از جاروبرقی هم خوشم اومد، یاد سپاسگزاری استاد از ماشینش افتادم.
تو فایل رابطه ثروت و معنویت از دوستی یک کامنتی خوندم که بهتر است دائم از خدا بپرسیم این و چکار کنم اون را چکار کنم
من خودم زیاد یادم نمیمونه از خدا بپرسم بعد یک ماجرایی از زندگی خودم یادم اومد که از خدا فقط درخواست را کردم و بعدش ، وقتی حالم حوب بود بهم داده شد .
بعد انگار این جرقه تو ذهنم زد که وقتی رو دور حال خوب باشی بخواهی نخواهی اتفاق خوب برات می افتد .
این که هی نگران باشم از خدا نپرسیدم! الان بهم گفت ؟نفهمیدم !چکار کنم؟
بیشتر حال خوبم را می گیرد .
بعد فهمیدم بهتر روش و سبک خودم را داشته باشم.
همینکه به زیبایی ها توجه کنم و حالم و احساسم را مثبت نگه دارم.
ازته دلم برات موندن تو مسیر زیبایی ها هم جهت با جریان خدا را می خواهم.
به نام خداوند بینهایت مهربان و هدایتگر
سلام
سلام ب استاد عزیزم و دوستی ک داری این کامتت رو میخونی
و سلام ب خودم ک بعدها میام و این ردپا رو میخونم…
امروز قرار بود با همسر و دخترم بریم اطراف قم بگردیم.
همسرم گفت امروز ک هستم و فرصت دارم بریم یه جایی بگردیم…
زیاد ذوق نکردم.چون این فصل دیگه توی قم خیلی نمیچسبه روزها آدم بره بیرون.
خلاصه کفت توی گوگل سرچ کن ببین کجا بریم بهتره.
منم سرچ کردم…
و کلی خورد تو ذوقم با این پیشنهاداتی ک گوگل بهم داد.
ک البته حق داشت بنده خدا.
حرم و جمکران و قبرستان شیخان! و چنتا کاروانسرا بهمون معرفی کرد!!!
منم ک چند روزه دلم هوای شمال کرده ب شدت افتادم رو دور منفی و حالم گرفته شد ک چرا ما محبوریم تو این قم خراب شده زندگی کنیم.
و نارضایتی وجودمو در بر گرفت…
یهو ب خودم اومدم دیدم وای خدای من این گلوله برفی مومنتوم منفی ب شددددت داره قدرت میگیره و اگه جلوشو نگیرم خرابی فجیعی ب بار میاره…
و دخترم و همسرم و همینطور خودم تا چندین روز درگیر حال منفی هستیم….
سریع تصمیم ب سکوت گرفتم…
و فقط تو ذهنم حرفای استاد رو مرور میکردم…
کمی اروم شدم.
اومدم سرگوشی
و از خدا هدایت خواستم
خیلی قشنگه ک هدایت شدم ب این فایل
یه لبخندی زدم
و گفتم خدایا دمت گرم
کنارمی
از رگ گردنم ب من نزدیکتری
میفهمی چمه
و از خودم ب من آگاه تری دورت بکردم…
خدای عزیزم زد تو خال…
بله اگه من نگاهم زیبا باشه همه چی قشنگه…
من تمرکزم روی چیه؟
روی نازیبایی ها؟
خب معلومه نتیجش….
خودم با دست خودم دارم شرایط رو برا خودم تلخ کنم…
دور و اطراف من پراز تعمته
پر از زیبایی هس
پر از محبت ها و نگاههای پاک یه مرد ب همسر و دخترش هس…
این وسط تنها مشکل نگاه راضیه بود.
میتونه ادامه پیدا کنه و میتونه عوض بشه…
بله…
مهم نیس من کجام
زیبایی همه جا هس
محله و شهر و کشورم میتونه زیباترین ها باشه اگر من آگاهانه تلاش کنم ک بر روی زیبایی ها تمرکز کنم.
چشمم رو گوشم رو زبانم رو به روی ناخاسته ها ببندم و زیبایی های اطرافم رو تحسین کنم تا از اون جنس رو ب زندگیم دعوت کنم…
سپاسگزار باشم
سپاسگزار خداوند…
سلام.
امروز یه جاروبرقیِ تپل کشیدم کل خونه رو.
به رسم سپاس گزاری از جاروبرقی مون، دسته و سر جاروبرقی و کیسه جاروبرقی رو بردم حمام حسابی شستم.
کیف کردم از پاکیزه شدنشون.
کیف کردم از توجه و رسیدگیِ خودم به جاروبرقی.
تمام مدتی که جاروبرقی می کشیدم حافظ دنبالم بود، با ارامش و سکوت میدید و پیگیری میکرد.
قبلش، اتاق خودمون رو گردگیری کردم و خاک ها پاک شدن از سطوح کتابخانه و میزتوالت.
حس تمیزی و نظم بسیار عالی و شعف انگیزه.
الهی شکر.
کنار تخت وسیله گذاشته بودم و پریز برق کور شده بود.
اونجا رو هم چیدمان مجدد کردم و پریز رو آزار کردم.
تک تک این اقدامات خوشحالم کرد و میکنه.
چون اطرافم که تمیز و مرتب میشه، انگار از درون تمیز میشم.
دیروز سرپوش چراغ حمام رو هم که مدتها باز نمیشد، به لطف الله باز کردم و چراغش رو عوض کردیم.
اینکه نور برگشت به حمام، اونم نکته مثبت برای من به حساب میاد و سپاس گزارم بابتش.
امروز فایل 246 سفر به دور امریکا رو دیدم و کیف کردم از اون همه قشنگیِ محیط، مشارکت در امور و …
استاد مچکرم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
به شناختِ ابعاد زیباتری از خودم رسیدم.
سمانه ای که از حرف بعضی آدم ها، نکات ناخوشایند برداشت میکرد برای خودش،
تلاش میکنه قضاوت نکنه و خودشو متوجه کنه که فلانی آدم خیرخواهی هست، ادم مهربونی هست و داره به خیر تو صحبت میکنه.
سمانه تو ذهنش مرور میکنه که فلانی حرف درستی میزنه، نخواه که با بدبینی و خصومت به حرفش فکر کنی.
و جالبه که هم حسم به خودم بهتره (با مجموعه ی توانایی ها یا ناتوانایی هام)، هم حسم به فلانی بهتره.
این شناخت از خود، این سبک فکر کردن در لحظه و اکنون با خود، این تغییر مسیر فکری،
برای من بسیار خوشایند و لذت بخشه.
چون از من شخصیت بهتری میسازه نسبت به قبلم.
الهی شکر.
امروز بسیار خوب بود، مثل دیروز، مثل روزهای پیش، مثل چند هفته ی اخیر…
حسابش از دستم در رفته.
کلی زیبایی تو روز و شب هام دارم تجربه میکنم.
چالش ها میان داخل لحظاتم.
با برخی هاشون آسون تر برخورد میکنم با برخی سخت.
اما دارم کیف میکنم از چیزهایی که خدا بهم نشون میده، میاره جلوی چشمم تا ببینم و بهتر درک کنم.
الهی شکر.
این مومنتوم مثبتی که تو دوره هم جهت با جریان خداوند ازش یاد شده، تو این چند هفته ی زندگیم جاری هست.
نمیدونم دقیقا چند روز هست، ولی میدونم هر روز باهامه، عضوی از لحظاتمه.
امروز تو گفتگو با خواهرم، حینِ دور دور، در مورد موضوعی صحبت کردیم که 4 سال پیگیرش بودن و به سلامتی امروز ختم به خیر شد.
یه درس بزرگ جلوی چشمم اومد.
درست لحظه ای که انگار با دیدن یه متن داشت نگران میشد برای سرانجام اون موضوع من بهش گفتم:
بگو خیره، برات خیر میشه.
تو نمیخوای چیزی بگی، خدا میذاره رو زبونت و میگی.
فرداش، ورق براش برگشت و کامل به خیر تبدیل شد.
اون لحظه که بهش میگفتم اون حرف هارو، به خودشم گفتم من نیستم که میگم فقط از زبون من خارج میشه.
حس میکنم گاهی فقط باید صبر و سکوت کرد.
تلاش رو انجام داد، و کنار کشید و نظاره گر بود.
خدا چیدمانش رو کرده،
فقط میخواد من اروم شم، سکوت کنم، فقط ناظر باشم و ببینم و لذت ببرم از چیدمانش.
انقدر درست
انقدر دقیق…
صبر…
سمانه با خودتم.
میدونم الان به موضوع x فکر میکنی.
اروم باش.
جلوی نجوا و گفتگوهای نازیبا و ناامیدی و ترس رو بگیر.
نادیده بگیرشون.
ببین خدا چه چیدمانی میکنه براتون.
به امید الله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
چند روز هست که کمی بیمار شدم.
جدا از کسلی و بی انرژی بودن و سردرد و عطسه و آبریزش فراوان بینی، یه نکته ی خیلی مهم رو متوجه شدم.
(لذت میبرم از تو دل چالش هام درس برداشت می کنم.)
دیروز متوجه شدم حسِ چشایی و بویاییم قطع شده.
خیلی برام عجیب بود.
اینکه همیشه پرزهای زبونم کمکم کردن مزه ها رو بفهمم، بینی م کمکم میکنه بوهارو استشمام کنم، ولی چون همیشگی هست بابتش تشکر نکردم…
الان هیچ مزه ای رو متوجه نمیشم.
کاملا خنثی.
میبینم دارم غذا میخورم، ولی هیچ طعمی متوجه نمیشم.
هیچ بویی رو متوجه نمیشم.
خدایا
برای تمام لحظاتی که مزه ها رو متوجه میشم، بوها رو متوجه میشم ازت سپاس گزارم.
الان هم سپاس گزارم چون بهم یاداوری کردی این نعمت رو همیشه دارم و باید بهتر ببینمش.
خدایا مچکرم برای پرزهای زبانم که طعم، شوری، شیرینی، تلخی، ترشی خوراکی ها رو متوجه میشه و بهم میگه و من لذت میبرم از خوراکی ها.
در نهایت این حقیقته که تو دلِ هر چالش یا ناخواسته، یا نازیبایی درس هایی نهفته است.
ممکنه یه چیزی در ظاهر خوشایند ادم نباشه، ولی باید دید درس پشتش چیه.
اومده چیو به من بگه و یاداوری کنه.
خدایا ازت ممنونم که خودِ سپاس گزاری رو هم بهم یاداوری میکنی.
ازت ممنونم برای محبتی که از عزیزانم دریافت میکنم.
الهی شکرت که مادر و خواهرام بهمون عشق دادن.
الهی شکرت برای محبت و عشق خانواده ی همسرم بهمون.
الهی شکرت که حافظ با اقاجون و مامان بزرگش با ماشین رفتن ددر و خرید از میدون و کلی بهش خوش گذشت و برگشت خونه، راحت لالا کرد.
خدایا شکرت برای حافظ.
حافظ، عزیز منه.
روزی بی نهایت بار سپاس گزارم از خدا برای حضور قشنگش تو زندگیم.
الهام عزیزم، از دوستان قشنگم در سایت نزدیک زایمانشه، ارزو و دعا میکنم در سلامتیِ کامل خودش و ترگل جانمون به دنیا بیاد و شاد و پر نشاط باشن.
الهی امین.
خیلی خوشحال میشم تو این صفحه، کامنتِ سایر اعضای سایت رو هم میخونم.
صبح دایره آبی رو دیدم با دو تا پاسخ.
خوشحال شدم.
الهی شکر.
تبریکِ ویژه:
ساعتِ سایت تو کامنتها درست شده.
الهی شکر.
فایل جدید، قسمت 246 سفر به دور امریکا اومد روی سایت.
الهی شکر.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت