این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
زمانی که حافظ تو دلم بود، هر وقت داشتم تو دفترم سپاس گزاری مینوشتم و حافظ تکون میخورد، همونجا تو دفترم قلب های رنگی میکشیدم و رنگشون میکردم.
هم میخواستم اینطوری تعداد تکون هاشو متوجه بشم،
هم اینطوری دفترم خیلی شاد و رنگی رنگی شد.
امروز رفتم همه ی دفترهامو از کشوی تختمون اوردم تا پیدا کنم اون دفترها رو از میونشون و ببینم و کیف کنم.
دفترها رو شماره گذاری کردم، دفتر فعلی میشه جلد 30 از این مجموعه ی تمرکز بر نکات مثبت و سپاس گزاری و داشته ها و درس ها و …
نگاه کردم دیدم جلد اول از فروردین 1402 شروع شده.
دفترهای قبلی رو نگه نداشتم و از این تاریخ به بعد دفترها رو آرشیو کردم مثل یه گنجینه ی حس خوب و نکات مثبت و سپاس گزاری.
البته میشه برای یاداوریِ حس های خوبم، پیشرفتهام و سرگذشتم هم به این دفترها رجوع کنم.
یه ایده ی باحالی اومد وقتی داشتم بر اساس شماره مجدد مرتبشون میکردم.
اینکه 10 جلد 10 جلد دفترهامو با رُبان بسته بندی کردم و بستم.
الان 3 دسته دفتر مرتب و منظم دارم.
خودم کلی کیف کردم از مرتب بودنشون.
همه ی این 30 جلد دفتر، طراحی جلدهای بی نظیر و قشنگی دارن.
دونه دونه شون رو با عشق و شادی خریدم.
من عاشق دفتر هستم و هر بار با کلی عشق رفتم دفتر خریدم.
دیدنِ جلد دفترها هم شادم کرد امروز.
یادمه دوران بارداری یه دفتر خریدم پسرونه با عکس ماشین، به نیتِ حافظ که پسر بود تو دلم و با عشق توش نوشتم از قشنگی هام.
دفترهام همیشه مرتب و خوش خط و قشنگن.
این دفتر آخری ها با اثارِ خط خطی های حافظ جون مزیّن شدن.
یه وقتایی تا میاد حسم بگه ای وای دفترهامو خط خطی کرده، میگم:
الهی شکر این خط خطی ها یعنی من یه پسر کوچولوی قشنگ دارم که داره با مداد و دفتر اشنا میشه.
گاهی خط خطی هاشو پاک میکنم، گاهی هم هیچی.
تازه امروز خلاقیت به خرج دادم و تمام خط خطی هاشو با مداد رنگی، رنگی رنگی کردم و روش برگ های رنگارنگ کشیدم.
یادمه وقتی معلم هنر دبستان پسرانه هم بودم، به شاگردهام میگفتم هر وقت دیدین یه چیزی تو دفترتون خراب شد، همونو با مداد رنگی خوشگلش کنین، تبدیلش کنین به قشنگی.
مثلا یه قلبی، گلی چیزی بهش اضافه کنین تا از حالت قبلی خارج بشه و بعد قشنگ هم بشه.
من با اتود مینویسم همیشه.
با اتود خیلی ریز و خوش خط مینویسم.
کلا دست خطم ریز هست و بسیار زیبا.
الهی شکر برای دست خط قشنگم.
به حافظ یه دفتر نقاشی مجزا دادم تا بتونم خودم راحت تر تو دفترم بنویسم.
الانم مدتیه بابایی حافظ هم مرتب تو دفترش مینویسه.
امروز دیدم 3 تایی مشغولیم تو دفترهای خودمون.
البته حافظ بیشتر علاقه داره تو دفتر من و بابایی خط خطی کنه :)
الهی شکر برای وجود و حضورش.
برای سلامتیش.
برای دلبری هاش.
برای خط خطی کردن دفترهامون.
خدایا حافظش باش، مرسی.
حافظِ همه باش.
حافظ همه ی بچه ها و مامان باباهاشون و خانواده هاشون و همه باش.
امروز، ستاره قطبی از خداوند ارامش و صلح درونی و بیرونی خواستم، اجابت شد.
الحمدالله.
الهی شکر چند شبه باد میاد و هوا رو بسیار خنک کرده.
الانم داره باد میاد.
من صدای باد و صدای برگهای درختان موقع باد رو خیلی دوست دارم.
الحمدالله.
امروز بارها و بارها فایل 17 لایو رو شنیدم و کیف کردم.
مرجع بسیار عالی برای کنترل ذهن و سپاس گزاری.
الهی شکر که سر راهم اومد این فایل ارزشمند و نفیس.
الحمدالله.
امروز کامنت خوندم و نوشتم.
برای سعیده جانم (رضایی) و نفیسه جانم نوشتم.
مدتیه دلم براشون تنگ شده و امروز زمانش فراهم شد تا با عشق کامنت بنویسم براشون.
الحمدالله.
یه چیزی امروز برام بولد شد:
یادآوری
اینکه یه عالمه نکته یاد گرفتم، یادم میره، یاداوری میشه برام و مجدد رعایتشون میکنم.
قبلا افسوس میخوردم که چرا یادم میره که بعدش یاداوری بشه بهم.
یه حس کمبود و ناخوشایند.
ولی امروز گفتم به خودم یاداوری یه نعمته، یه روزی.
خیلی خوبه که یاداوری میشه بهم.
هر چیزی.
موضوعش فرق نمیکنه.
اینکه از یه طریقی (صحبتی، کامنتی، فیلمی، متنی، صدایی و …) یه چیزی که رعایت و توجه بهش مهمه، بهم یاداوری میشه، فوق العاده است.
نعمته.
روزی غیر حسابه.
برکته.
چون میتونست یاداوری نشه و همچنان تو غفلت یا ناآگاهی و فراموشی بمونم.
پس عالیه که یاداوری میشه بهم.
الهی شکر.
یاد کامنت یکی از بچه های سایت افتادم:
اینکه کنترل ذهن میکرد و اگه چیزی یادش میرفت یا اشتباهی رخ میداد، با کنترل ذهن میگفت اشکال نداره، الان که یادم اومده، الان که فهمیدم درستش میکنم، بدون حس بد، بدون سرزنش کردن و احساس گناه و عذاب وجدان دادن به خود و دیگری.
الحمدالله.
امروز چند بار گفتم خیره.
گفتن و درکِ حقیقیِ الخیر فی ماوقع یه نعمته.
یه روزی محسوب میشه.
چون ممکنه ادم تو مدارش نباشه و نتونه کنترل ذهن کنه.
نتونه با فکر خوب به یه ماجرا نگاه کنه.
الهی شکر برای تمام لحظاتی که باورم نسبت به الخیر فی ماوقع قلبی و محکمه و با ایمان میگم و عمل میکنم بهش.
سلام به روی بهشتی سمانه جانم و اون شیرینی قند عسل تو بغلش
که وقتی تو عکس ها می خنده شکر از لباش می چکه
اینجا اضافه کنم
نوشتن زیبایی های زندگی سمانه جان هر روز تو این صفحه رزق است
دسترسی و همیشگی به سایت و کامنت ها رزقه
خوندن و نوشتن کامنت رزقه
آخه خیلی دلم تنگ شده بود برای کامنت هات
هر روز چک می کردم ببینم اومدی بنویسی از زیبایی های امروزت
بعد دیدم برای فایل حفظ آرامش تو شرایط جنگی سه تا کامنت نوشتی! من نخوندم!
دلم برای حال و هوای پرشور بچه ها تو سایت تنگ شده بود
ممنونم که این تکه زیبا از کامنت فاطمه جان را نوشتی لذت بردم
ممنونم برام کامنت گذاشتی و این چیزی که تاکید کردی(( از خدا بپرسم)) دقیقا چیزیه که خودم احتیاج دارم بیشتر بهش برسم
دونستن تا عمل کردن مثل تئوری و عملی یک کار است همونقدر توفیر دارد.
اما مهم تداوم است
مهم بهبود های کوچک و دائمیه
مهم انتظار مثبت داشتنه
مهم امید داشتنه
خودم هم خیلی متزلزل می شوم اما میدونم دائم باید بگم بنویسم تکرار کنم تا براثر تداومِ تکرار تبدیل بشود به یک باور اون وقت می فهمم تو شرایطِ مثل قبل، واکنش من ،رفتار من ،مثلِ قبل دیگر نیست
راستش این مسئله های اخیر که تو کشور بوجود اومد دو سه روز منو از لحاظ احساسی بهم ریخت ولی بعدش به خودم مسلط شدم و به خودم گفتم هر اتفاقی بخواهد پیش بیاد من نمی تونم جلوش را بگیرم
پس آرام باش و به خدااعتماد کن
بنده ها هر زجری میکِشن از بی ایمانیشونه
توقع ندارم لول ایمانیم یکهو صد بشود اما مطمئنم تا آخر عمر باید روش کار کنم
راستی خوب کردی حافظ را چلوندی اونم غشغش خندید باز بچلونش(:
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی و دوستان عزیزم.. ازتون ممنونم بابت حس وحال عالی که با وجود شما دارم.. من از زمانی که یادمه عاشق طبیعت و تفریح و گشت و گذاربودم.. الان که خیلی بیشتر شده.. خیلی اوقات برنامه ی تفریح که میذاریم همون اول کار میگم خدایا همه چیز رو به خودت میسپارم.. مکانی که تو برام درنظر گرفتی.. آرامش اونجارو.. زیبایی هاشووووو.. وخدا شاهده جایی هدایت میشیم که واقعا بینظیره.. همیشه به همه چیز به دید عالی و زیبایی تمام وکمال مینگرم و همه ی زیبایی ها رو جلوه ای از وجود خدا میبینم.. عاشق اینم که کل جهان هستی رو ببینم و مطمئن هستم که خداوند منو به تمام این زیبایی ها هدایت میکنه وازش لحظه به لحظه بابت وجود همیشگی ش در زندگیم سپاسگزارم.. استاد عزیز بینهایت دوستون دارم، و مطمعنم یه روز حتما توفیق دیدن شما نصیبم میشه..
سلام.
زمانی که حافظ تو دلم بود، هر وقت داشتم تو دفترم سپاس گزاری مینوشتم و حافظ تکون میخورد، همونجا تو دفترم قلب های رنگی میکشیدم و رنگشون میکردم.
هم میخواستم اینطوری تعداد تکون هاشو متوجه بشم،
هم اینطوری دفترم خیلی شاد و رنگی رنگی شد.
امروز رفتم همه ی دفترهامو از کشوی تختمون اوردم تا پیدا کنم اون دفترها رو از میونشون و ببینم و کیف کنم.
دفترها رو شماره گذاری کردم، دفتر فعلی میشه جلد 30 از این مجموعه ی تمرکز بر نکات مثبت و سپاس گزاری و داشته ها و درس ها و …
نگاه کردم دیدم جلد اول از فروردین 1402 شروع شده.
دفترهای قبلی رو نگه نداشتم و از این تاریخ به بعد دفترها رو آرشیو کردم مثل یه گنجینه ی حس خوب و نکات مثبت و سپاس گزاری.
البته میشه برای یاداوریِ حس های خوبم، پیشرفتهام و سرگذشتم هم به این دفترها رجوع کنم.
یه ایده ی باحالی اومد وقتی داشتم بر اساس شماره مجدد مرتبشون میکردم.
اینکه 10 جلد 10 جلد دفترهامو با رُبان بسته بندی کردم و بستم.
الان 3 دسته دفتر مرتب و منظم دارم.
خودم کلی کیف کردم از مرتب بودنشون.
همه ی این 30 جلد دفتر، طراحی جلدهای بی نظیر و قشنگی دارن.
دونه دونه شون رو با عشق و شادی خریدم.
من عاشق دفتر هستم و هر بار با کلی عشق رفتم دفتر خریدم.
دیدنِ جلد دفترها هم شادم کرد امروز.
یادمه دوران بارداری یه دفتر خریدم پسرونه با عکس ماشین، به نیتِ حافظ که پسر بود تو دلم و با عشق توش نوشتم از قشنگی هام.
دفترهام همیشه مرتب و خوش خط و قشنگن.
این دفتر آخری ها با اثارِ خط خطی های حافظ جون مزیّن شدن.
یه وقتایی تا میاد حسم بگه ای وای دفترهامو خط خطی کرده، میگم:
الهی شکر این خط خطی ها یعنی من یه پسر کوچولوی قشنگ دارم که داره با مداد و دفتر اشنا میشه.
گاهی خط خطی هاشو پاک میکنم، گاهی هم هیچی.
تازه امروز خلاقیت به خرج دادم و تمام خط خطی هاشو با مداد رنگی، رنگی رنگی کردم و روش برگ های رنگارنگ کشیدم.
یادمه وقتی معلم هنر دبستان پسرانه هم بودم، به شاگردهام میگفتم هر وقت دیدین یه چیزی تو دفترتون خراب شد، همونو با مداد رنگی خوشگلش کنین، تبدیلش کنین به قشنگی.
مثلا یه قلبی، گلی چیزی بهش اضافه کنین تا از حالت قبلی خارج بشه و بعد قشنگ هم بشه.
من با اتود مینویسم همیشه.
با اتود خیلی ریز و خوش خط مینویسم.
کلا دست خطم ریز هست و بسیار زیبا.
الهی شکر برای دست خط قشنگم.
به حافظ یه دفتر نقاشی مجزا دادم تا بتونم خودم راحت تر تو دفترم بنویسم.
الانم مدتیه بابایی حافظ هم مرتب تو دفترش مینویسه.
امروز دیدم 3 تایی مشغولیم تو دفترهای خودمون.
البته حافظ بیشتر علاقه داره تو دفتر من و بابایی خط خطی کنه :)
الهی شکر برای وجود و حضورش.
برای سلامتیش.
برای دلبری هاش.
برای خط خطی کردن دفترهامون.
خدایا حافظش باش، مرسی.
حافظِ همه باش.
حافظ همه ی بچه ها و مامان باباهاشون و خانواده هاشون و همه باش.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
الهی شکرت برای سلامتی، امنیت و آرامشمون.
امروز، ستاره قطبی از خداوند ارامش و صلح درونی و بیرونی خواستم، اجابت شد.
الحمدالله.
الهی شکر چند شبه باد میاد و هوا رو بسیار خنک کرده.
الانم داره باد میاد.
من صدای باد و صدای برگهای درختان موقع باد رو خیلی دوست دارم.
الحمدالله.
امروز بارها و بارها فایل 17 لایو رو شنیدم و کیف کردم.
مرجع بسیار عالی برای کنترل ذهن و سپاس گزاری.
الهی شکر که سر راهم اومد این فایل ارزشمند و نفیس.
الحمدالله.
امروز کامنت خوندم و نوشتم.
برای سعیده جانم (رضایی) و نفیسه جانم نوشتم.
مدتیه دلم براشون تنگ شده و امروز زمانش فراهم شد تا با عشق کامنت بنویسم براشون.
الحمدالله.
یه چیزی امروز برام بولد شد:
یادآوری
اینکه یه عالمه نکته یاد گرفتم، یادم میره، یاداوری میشه برام و مجدد رعایتشون میکنم.
قبلا افسوس میخوردم که چرا یادم میره که بعدش یاداوری بشه بهم.
یه حس کمبود و ناخوشایند.
ولی امروز گفتم به خودم یاداوری یه نعمته، یه روزی.
خیلی خوبه که یاداوری میشه بهم.
هر چیزی.
موضوعش فرق نمیکنه.
اینکه از یه طریقی (صحبتی، کامنتی، فیلمی، متنی، صدایی و …) یه چیزی که رعایت و توجه بهش مهمه، بهم یاداوری میشه، فوق العاده است.
نعمته.
روزی غیر حسابه.
برکته.
چون میتونست یاداوری نشه و همچنان تو غفلت یا ناآگاهی و فراموشی بمونم.
پس عالیه که یاداوری میشه بهم.
الهی شکر.
یاد کامنت یکی از بچه های سایت افتادم:
اینکه کنترل ذهن میکرد و اگه چیزی یادش میرفت یا اشتباهی رخ میداد، با کنترل ذهن میگفت اشکال نداره، الان که یادم اومده، الان که فهمیدم درستش میکنم، بدون حس بد، بدون سرزنش کردن و احساس گناه و عذاب وجدان دادن به خود و دیگری.
الحمدالله.
امروز چند بار گفتم خیره.
گفتن و درکِ حقیقیِ الخیر فی ماوقع یه نعمته.
یه روزی محسوب میشه.
چون ممکنه ادم تو مدارش نباشه و نتونه کنترل ذهن کنه.
نتونه با فکر خوب به یه ماجرا نگاه کنه.
الهی شکر برای تمام لحظاتی که باورم نسبت به الخیر فی ماوقع قلبی و محکمه و با ایمان میگم و عمل میکنم بهش.
الحمدالله.
سمانه جانِ جانانم
مرسی که هر روز و هر لحظه تلاش میکنی برای بهبودت.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
– الحمدالله برای بادِ خوب و خنکی که امشب میاد و هوا رو بسیار خنک کرده.
ممنونم از کولر طبیعیِ خداوند.
– کامنتهای جلسه 15 دوره هم جهت با جریان خداوند رو الان خوندم.
ممنونم از همه ی دوستانی که تو کلِ سایت کامنتهای زیبا و کاربردی و الهام بخش مینویسن.
– خداوندا
ازت ممنونم
برای سکوت و ارامش و امنیتِ شب.
برای خوابِ خوب.
برای سلامتی.
برای دونه به دونه ی نعمت هامون.
– کامنت فاطمه جان (محرمی) تو جلسه 15 دوره هم جهت فوق العاده بود.
اینکه همیشه با نگاهی سپاس گزار از نعمت ها، رزق ها، مینویسه.
برای تشکر ازش و تاکیید به جمله های قشنگش، اینجا تکرارشون می کنم:
《خدای من شکررررت که یادم انداختی
روزهای آروم رزقه
تردد آدمها توی کوچه رزقه
بودن آدمها توخونه هاشون رزقه
گلهای تو بالکن خونه ها رزقه
بوی غذایی که از خونه ها میاد رزقه
سروصدای بازی بچه ها توکوچه رزقه
مهمونی و دورهمی خونواده ها رزقه
مسافرت رفتن آدمها رزقه
خرید کردن آدمها رزقه
احوال پرسی و گفتگو کردن رزقه
وجود وحضور تک تک آدمها رزقه …
خدایا شکرت که یادم انداختی
ذات خوب ، مهربونی ، صداقت
همش برکته واز جنس خودته..》
فاطمه جان، ممنونم واسه نوشتن و یاداوریِ این رزق ها، هم به خودت، هم به من، هم به همه.
– از خوندنِ کامنت سمیه جان (زمانی) هم بسیار لذت بردم.
– به خودم گفتم تو چرا پاسخ برای خود بچه ها نمینویسی مستقیم؟
اوقاتی که حرفی برای نوشتن ندارم و فقط میخوام از بچه ها تشکر کنم، اینجا اسمشون رو میارم.
اینجا برای من صفحه ی سپاس گزاری هست.
صفحه توجه به نکات مثبت، زیبایی ها، داشته ها، درس هاست.
اینجا دفترچه و ردّپاهای لحظات من هست.
الهی شکر برای این کنجِ امن و دنج.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام به روی بهشتی سمانه جانم و اون شیرینی قند عسل تو بغلش
که وقتی تو عکس ها می خنده شکر از لباش می چکه
اینجا اضافه کنم
نوشتن زیبایی های زندگی سمانه جان هر روز تو این صفحه رزق است
دسترسی و همیشگی به سایت و کامنت ها رزقه
خوندن و نوشتن کامنت رزقه
آخه خیلی دلم تنگ شده بود برای کامنت هات
هر روز چک می کردم ببینم اومدی بنویسی از زیبایی های امروزت
بعد دیدم برای فایل حفظ آرامش تو شرایط جنگی سه تا کامنت نوشتی! من نخوندم!
دلم برای حال و هوای پرشور بچه ها تو سایت تنگ شده بود
ممنونم که این تکه زیبا از کامنت فاطمه جان را نوشتی لذت بردم
ممنونم برام کامنت گذاشتی و این چیزی که تاکید کردی(( از خدا بپرسم)) دقیقا چیزیه که خودم احتیاج دارم بیشتر بهش برسم
دونستن تا عمل کردن مثل تئوری و عملی یک کار است همونقدر توفیر دارد.
اما مهم تداوم است
مهم بهبود های کوچک و دائمیه
مهم انتظار مثبت داشتنه
مهم امید داشتنه
خودم هم خیلی متزلزل می شوم اما میدونم دائم باید بگم بنویسم تکرار کنم تا براثر تداومِ تکرار تبدیل بشود به یک باور اون وقت می فهمم تو شرایطِ مثل قبل، واکنش من ،رفتار من ،مثلِ قبل دیگر نیست
راستش این مسئله های اخیر که تو کشور بوجود اومد دو سه روز منو از لحاظ احساسی بهم ریخت ولی بعدش به خودم مسلط شدم و به خودم گفتم هر اتفاقی بخواهد پیش بیاد من نمی تونم جلوش را بگیرم
پس آرام باش و به خدااعتماد کن
بنده ها هر زجری میکِشن از بی ایمانیشونه
توقع ندارم لول ایمانیم یکهو صد بشود اما مطمئنم تا آخر عمر باید روش کار کنم
راستی خوب کردی حافظ را چلوندی اونم غشغش خندید باز بچلونش(:
دعا می کنم کودک درونت شاداب و فعال بیرونت باشد.
همونجور که خودت همیشه مینویسی
خدا حفظت کند
در پناهش آرام و شاد و ثروتمند باشی
بوس به لپای جفتتون
سلام.
قسمت 15 دوره هم جهت با جریان خداوند در بهترین زمان، به عنوانِ راهنما، برام اومد.
امروز شنیدمش و دیدم چیزیه که من بهش نیاز داشتم و دارم تو افکار ذهنیم.
شروع کردم به نوشتن برای خودم.
بی سانسور و شفاف، که سمانه ببین چه رفتاری کردی که فلان رفتار رو دیدی.
ببینی چی فرستادی که فلان چیز رو دریافت کردی.
مسیولیتِ شرایطِ فعلیتو بپذیر.
و به قول فایل 15 انتخاب نکن که قربانی باشی.
ببین چطوری میتونی خلق کنی، همونطوری که خواسته ی خودته، بی توجه به شرایط فعلی.
این صحبتهای درونی رو تو دفتر جداگانه ای مینویسم که بعدش پاره میکنم صفحات رو و دور میریزم.
تو دفتر سپاس گزاری، نمیتونم صحبتهای درونی رو بنویسم، چون لابه لای حرف زدن با خودم نمیخوام دچار سانسور بشم.
دفتر سپاس گزاری فقط نکات مثبت و زیبایی و داشته ها مطرح میشه.
درس هامم اونجا مینویسم.
یه چیزی که در مورد خودم شفاف تر شده برام، مسیله ی واکنش دادنم هست.
چه مثبت چه منفی.
گاهی تعادل رو رعایت نمیکنم.
اول شلوغش میکنم بعد که فروکش کرد احساساتم، میگم خب دفعه بعد اینطوری عمل نکن.
قرار نیست من تبدیل شم به یه دختر بدون واکنش.
قراره چیزی که هستم رو تعدیل کنم، کاهشش بدم، به اعتدال نزدیک تر شم.
قراره از لحاظ شخصیتی اول بپذیرم چی هستم.
قوت و ضعف هام چین.
بعد ضعف هامو بهبود بدم.
قوت هامم تقویت کنم.
دوست دارم بشینم پای دفتر و هر چی از خودم میدونم رو شفاف بنویسم.
ببینم چند چندم با خودم و زندگیم.
اینکه چی هستم، چه شرایطی دارم، چی فکر میکنم، چی میخوام.
به دور از افکار محدود کننده و نجواهای کمبود و نتوانستن ها و ضعف ها.
الهی شکر که تونستم امروز با خودم صحبت کنم.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
– 1900 امین روز عضویتم در سایت مبارک.
اعداد رُند برام جذاب هستن.
– یه کامنت نوشتم برای امروز که پرید.
الانم داشتم مینوشتم، ولی دیدم دلی نیست پاکش کردم.
اگه نوشتنی باشه، حتما نوشته میشه.
الان ساعت 23:23 دقیقه 9 تیر 1404 هست.
– امشب خانوادگی رفتیم دسته دیدیم.
حافظ با دقت و کنجکاوی تماش میکرد.
ازش عکس و فیلم یادگاری گرفتم.
– هلالِ ماه بسیار زیباست.
دو شبه دارم میبینمش و لذت میبرم.
– گرما خیلی روی سیستم عصبی ادم تاثیر میذاره.
خدا رو بی نهایت شکر برای کولر، برای باد.
برای آب خنک.
برای یخ قالبی.
برای یخچال.
برای دوش.
برای خنکی.
برای نسیم.
و برای آرامش و امنیت و سلامتی و ثروت.
– یه نکته مثبت و بهبود تو سایت دیدم امروز:
قسمت عقل کل، کادر سرچ، وقتی یه کلمه نوشته میشه لیست پیشنهادی با اون کلمه میاد.
عین سرچِ گوگل.
خیلی کیف کردم از اصافه شدن این آپشن به امکانات سایت.
مچکرم از تیم حرفه ای و تلاشگر و خلاقِ گروه تحقیقاتی استاد عباس منش.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
امروز خورشت فسنجون مامانم رو نوش جان کردم.
فوق العاده خوشمزه شده بود.
الهی شکر برای این نعمت با دستپختِ مامان جانم.
تنش سلامت.
دلش خوش و شاداب.
الهی شکر برای نعمت هایی که امروز وارد زندگیمون شد.
الهی شکر برای سلامتیِ همه مون.
الهی شکر برای امنیت مون.
الهی شکر برای آرامش مون.
الهی شکر برای خوابِ خوبِ عصر.
الهی شکر برای هدیه های مامانم.
الهی شکر برای آلبالو هامون.
الهی شکر برای ترشی آلبالو که امروز ایده اش اومد و درست کردم.
الهی شکر برای دمنوشِ آلبالو که درست کردم و نوش جان کردیم.
الهی شکر برای سلامتیِ قند عسلم،
برای رشد و تکاملش،
الحمدالله برای وجود نازنین و قشنگش.
الهی شکر که امروز با مامانم حافظ عسلی رو بردیم سه چرخه سواری.
الهی شکر برای کولرمون که هوای خونه رو خنک و مطبوع میکنه.
الهی شکر برای توفیق و سعادتِ سپاس گزاری.
الهی شکر برای نعمتِ سپاس گزاری.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
امشب با حافظ و همسرم رفتیم بیرون خرید.
قسمتیشو من انجام دادم، قسمتیشو همسرم و هر بار یکی مون پیش حافظ تو ماشین میموند.
اخری من پیشش بودم.
تا باباش بیاد نشوندمش رو پام، روبه روی خودم.
بهش میگفتم اصلِ توجه به نکات مثبت (فکر کنم تکه کلام فاطمه جانِ محرمی باشه که به بچه ها میگه) و ماچ بارونش میکردم.
حافظ هم غش غش میخندید.
به عبارتی حسابی چلوندمش.
یعنی خداوکیلی بچه ها خیلی معصوم و پاک و خالصن.
خوشحالم که خدا یه دونه از این قشنگها هم به من و همسرم هدیه کرده.
میره و میاد میبینمش که راه میره، کنجکاوی و کاوش میکنه، صدای پاش میاد، چهار دست و پا میاد، هر لحظه اش سپاس گزار خدا هستم.
آقا قشنگه دندون بالا و پایینش دراومده و دلبری میکنه.
خدایا حافظ همه باش، حافظِ حافظ کوچولوی منم باش.
وای عاشقشم.
امروز دونه به دونه ماکارانی ها رو میذاشت دهنش.
من کیف میکنم میبینم.
قاشق رو کرد تو ماست بخوره، برعکس گرفت و فقط خودشو ماست مالی کرد.
یعنی کیف میکنم استقلالشو میبینم.
امروز عصر بردمش سه چرخه سواری، کیف کردیم.
الهی شکرت که حافظ شیر مادر میخوره، غذا میخوره، آب میخوره، میوه میخوره، آب میوه میخوره، نون میخوره، بستنی میخوره.
خوشحالم که هر چی ما میخوریم حافط هم میتونه بخوره.
البته بهش فست فود، شکلات، بستنی شکلاتی، چای نمیدم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی و دوستان عزیزم.. ازتون ممنونم بابت حس وحال عالی که با وجود شما دارم.. من از زمانی که یادمه عاشق طبیعت و تفریح و گشت و گذاربودم.. الان که خیلی بیشتر شده.. خیلی اوقات برنامه ی تفریح که میذاریم همون اول کار میگم خدایا همه چیز رو به خودت میسپارم.. مکانی که تو برام درنظر گرفتی.. آرامش اونجارو.. زیبایی هاشووووو.. وخدا شاهده جایی هدایت میشیم که واقعا بینظیره.. همیشه به همه چیز به دید عالی و زیبایی تمام وکمال مینگرم و همه ی زیبایی ها رو جلوه ای از وجود خدا میبینم.. عاشق اینم که کل جهان هستی رو ببینم و مطمئن هستم که خداوند منو به تمام این زیبایی ها هدایت میکنه وازش لحظه به لحظه بابت وجود همیشگی ش در زندگیم سپاسگزارم.. استاد عزیز بینهایت دوستون دارم، و مطمعنم یه روز حتما توفیق دیدن شما نصیبم میشه..
سلام.
از 4 تیر که مجدد تونستم وارد سایت بشم، هر روز دایره آبیِ عزیز رو دیدم و پاسخِ زیبای دوستانم رو خوندم و لذت بردم.
خدا رو شکر برای وصالِ مجدد با سایت عزیزم و فایلهای استاد و کامنتهای نازنین سایت.
یه هفته عدم دسترسی به سایت باعث قطع شدن اتصالم با سایت نشد.
فایلهای موبایلم رو شنیدم.
با همسرم هم اشتراکی فایل شنیدیم.
مشق هامم تو دفترم پابرجا بودن پر قدرت تر، عمیق تر.
نوشتن بهم حس سبکبالی میده.
برای من نوشتن، مراقبه است.
خلوت با درونمه.
الحمدالله برای هر ثانیه ای که مشغولِ نوشتنم.
این سایت، یکی از هدیه های قشنگ زندگیمه.
هر چیزی که مربوط به سایته، برام زیباست.
یکی از نکته مثبتِ حینِ عدم دسترسی به سایت برای من این بود که با خانم فرهادیِ عزیز تلفنی صحبت کردم.
قبلش حس کردم شاید اشغال باشه خط.
ولی در فاصله کوتاه چند بوق مشغول گفتگو با ایشون شدم.
خانم فرهادی که تا قبل از اون و طی این سالها فقط اسمشون رو شنیده بودم، و اون تماس اولین مواجهه ی حقیقیِ من با ایشون بود که برقرار شد.
یه چیزی میگم شاید خنده دار به نظر برسه.
شنیدن صدای ایشون انگار بوی استاد و مریم جون رو برای من زنده کرد.
انگار که تونسته باشم با استاد و مریم جون صحبت کنم.
انقدر نزدیک و دلچسب.
خب اینم شیرینیِ مضاعفِ 4 تیر بود برام.
بعدشم که دیدم همون روز سایت بالا اومد و نورِ علی نور شد.
انقدر اون لحظه ذوق کردم که حد نداره.
و باعث شد بیشتر قدردانِ حضورِ سایت و استاد و کامنتها تو زندگیم باشم.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
این ایام چند تا فیلم خوب دیدم و لذت بردم.
الهی شکر برای فرصت و امکانِ دیدنِ فیلم.
برای نهار غذای محبوب حافظ عسلی رو پختم، ماکارانی جان.
موقع اماده کردن قسمت سس ماکارانی تشکر کردم برای پیاز، روغن، گوشت چرخکرده، رب، نمک، قارچ و فلفل.
الهی شکر برای تک تک مواد غذایی مون تو کابینت ها، یخچال و فریزر.
الحمدالله برای فراوانیِ برکت در این لحظه.
اینکه بعدا چی میشه، متعلق به الان نیست.
الان فقط باید شاکرِ این لحظه و داشته های الانم باشم.
در اکنون زندگی کنم و بابت تک تکِ داشته ها و نعمتهام تشکر قلبی بکنم.
الان کارهامو انجام دادم و اومدم بشینم و کمی استراحت کنم.
الهی شکر برای دندون های قند عسلم.
برای شیر خوردن قند عسلم.
برای بازی کردن هاش.
برای کاوشگری هاش.
برای اینکه انقدر قشنگ نون میخوره.
انقدر قشنگ انگور کوچولوها رو خودش میذاره دهنش.
انقدر قشنگ با ماشین هاش بازی میکنه.
خدایا شکرت برای پاهای کوچولوش که تو خونه مون راه میره.
الهی شکرت برای خنده های قشنگش.