عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1305 روز

    الا بذکر الله تطمئن قلوب

    سلام به روی ماه استاد شیرین تر از عسل و بانوی بینظیر پارادایس

    عجب منظره بینظیری ، اتفاقا دیروز ی جنگل جدید کشف کرده بودم و حدود 8 کیلومتر در فضای بینظیر و رویایی پیاده روی کردم و لذت بردم و لذت بردم

    خدایا شکرت

    در حین دیدن فایل داشتم مرور میکردم ببینم کجا ها بر اساس احساسات وتصمیمات اشتباه عمل کردم ؟؟

    یادم اومد سال 87 یا 88 وقتی متوجه رابطه شوهرم و دختر خاله ام شدم حدود 10 روز در حال مرگ بودم و به خاطر عدم آگاهی از قوانین چقدر به خودم ظلم کردم و بخاطر شِرک و ترس دوباره به زندگی با شوهرم ادامه دادم و مثل ی آدم احمق تصمیم گرفتم که بچه دار بشم تا زندگی ام و نگه دارم و فکر میکنم این احمقانه ترین تصمیم احساسی بود که گرفتم و اینکه با یک بچه یک ساله طلاق بگیرم و تصمیم احساسی بازم احمقانه ام این بود که زدم تو گوش دخترخاله ام و دهنم باز کردم و چشمام و بستم

    البته چند سال بعد به این درک رسیدم که برای عشق احترام قائل باشم و هم شوهرم و هم دختر خاله مو بخشیدم و براشون آرزوی خوشبختی کردم و اتفاقا سه تا دختر ناز دارن و با هم خیلی هم خوشبخت هستن ،خداروشکر

    سالهاست وقتی خیلی عصبانی میشم سکوت میکنم و راه میرم با خدا درد و دل میکردم که به برکت آشنایی با سایت بینظیر و یادگیری قوانین دیگه همش حالم عالیه و فقط در مورد خواسته هام با خدای مهربونم حرف میزنم

    بخدا که اینقدر ‌همه چی عالی پیش میره فقط سپاسگزارتر میشم هرلحظه

    هر سوالی میپرسم ،خداوند در لحظه اجابت میکنه گاها سوپرایز میشم از این همه سریع اجابه بودنِ خدای مهربونم

    ی مرور اجمالی به گذشته که کردم دیدم من بیشتر وقت ها در سکوت گریه کردم و البته با احساس قربانی بودن

    استاد ی تشکر ویژه ازتون دارم بابت دوره شیوه حل مسائل ، من ی ضعف های شخصیتی از خودم پیدا کردم که باورم نمیشد

    ترمزهایی رو در مورد روابط پیدا کردم که از هیجان پیدا کردنشون قلبم اومد تو دهنم

    بعضی وقتها تو آینه به خودم نگاه میکنم و میگم سارا خوابی یا بیدار ؟؟؟ چقدر همه چی عالیه

    استاد اینقدر زیاد حالم خوبه اینقدر زیاد اتفاقات بینظیر هر روز برام رخ میده که فقط محو تجربه کردنشون هستم ،الهی هزاران مرتبه شکر

    احساس میکنم خوشبخت ترین آدم روی زمینم ، احساس میکنم خداوند آسمان‌ها و زمین و برای من خلق کرده

    آخه مگه میشه با این احساس عصبانی هم شد ؟؟؟؟

    آخه مگه میشه با وجود این خدا،از چیزی هم ناراحت شد؟؟؟؟

    خداروهزاران بار شکر من که فوق العاده ام

    مریم جونم ،بانوی مهربون و شیرین سپاسگزارم از شما که با عشق فیلم برداری کردی

    قشنگم خدا پشت و پناهت باشه

    استاد جونم عاشقتم ،هزار ماشالا هر روز عالی تر میشین

    خیلی خوشبختم که هدایت شدم به راه کسانی که خداوند هدایتشون کرده

    الهی به عظمت و بزرگی و مهربانیت تک تک اعضای این خانواده رو شاد و راضی کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      شهلاحیدری گفته:
      مدت عضویت: 1503 روز

      سلام سارای زیباروی من،مهر بانو

      چقدر شما بی‌نظیر هستی

      من عاشق این همه حال خوبت هستم

      خودم تنهایی خریدار این حال خوبت هستم

      صداقت ،پاکی ،درستکاری ،ایمان واقعی،حال خوب،عشق ،امید،توکل و…همه چیز تو وجودنازنینت، موج میزنه،خدارو صد هزار بار سپاسگزارم وخوشحالم که دوستانی مثل شما بچه های سایت دارم…

      عاشقتم فرشته زمینی..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رضا عطارروشن گفته:
    مدت عضویت: 4046 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    خدا رو سپاسگزارم که هر وقت شما رو میبینم سرحال و خوشتیپ و خندان هستی

    من چند روزه دیگه تولد یک سالگیم رو جشن میگیرم

    و اسم سال اول زندگیم رو گذاشتم سال عباس منش

    من زندگی واقعی رو از یک سال پیش شروع کردم

    از وقتی که اولین فایل شما رو دیدم

    من میتوانم آینده مالی شما رو پیشگویی کنم

    از اون روز تا الان تغییراتی در رفتار و باورهای من ایجاد کردین که در طی 35 سال زندگی از آنها محروم بودم

    توان تشکر و جبران محبت شما رو ندارم

    فقط اینو بدونید که چند وقته از نصیحتها و رهنمودهای شما برای راهنمایی و هدایت دیگران استفاده میکنم و سهمی از دعای خیر آنها به شما خواهد رسید.

    آرزو میکنم تا زنده هستید آب تو دلت تکون نخوره

    و خیلی خیلی دوست دارم وقتی بزرگ و بزرگ شدم یه جایی خدا من رو به شما برسونه

    که بتونم با کلام خودم و بوسه بر گونه شما آنگونه که دوست دارم ازت تشکر کنم

    نمونه یک مرد از دیار ایران زمین هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  3. -
    علی و آفرین گفته:
    مدت عضویت: 3852 روز

    علی هستم :

    سلام به همه عزیزان .

    تشکر از استاد عباس منش عزیز سخاوتمند و خانم شایسته محترم و دوست داشتنی .

    این فایل در ادامه فایل عادت هایی که زندگمون رو متحول میکنن فوق العاده بود چون هم پوشانی عالی ای داشتن .

    از اونجا که شالوده و اساس اموزش های استاد تمرکز بر خواسته ها و نکات مثبت هستش برای رسیدن به احساس خوب و به دنبالش جذب اتفاقات عالی , تمام این فایل های هدیه تکنیک هایی هستن که بتونیم در شرایط مختلف این تمرین مهم و عملا مهمترین تمرین زندگیمون برای گذر از شرایط فعلی و رسیدن به شرایط دلخواه رو به شکل عملی اجرا کنیم .

    که یکی از مهمترین این شرایط همین لحظه طغیان احساسته که قطعا بار ها بهش برخورد کردیم و ضربش رو خوردیم و الان دیگه درک میکنیم که چقدر تو احساسمون تاثیر میزاره و چقدر حساس هستش چون دقیقا این موضوع خود خود خود اصلی ترین تمرین عمرمون ,نقطه اوج تمرین یعنی کنترل احساسمونه .

    من برای کنترل این شرایط اهرم رنج و لذت رو در نظر گرفتم .

    اینکه به خودم بگم چقدر وحشتناکه اصلی ترین تمرین رسیدن به خواسته ها و زندگی توحیدی رو نتونم رعایت کنم .

    چون در این مواقع که معمولا در یک لحظه کوتاه اتفاق میفته و همون چند لحظه سرنوشت ساز میشه که اگه احساسمون کنترل نشه عواقب بسیار بدی داره که اصلا عواقب بیرونی به کنار اینکه تا مدت ها درگیر احساس منفی میشیم اینکه کنترل ذهن به مراتب سخت تر میشه و تا مدت ها حتی تا سال ها ممکنه خاطره اون لحظه عذابمون بده و احساسمون رو بد کنه,

    این یعنی افتادن تو یک چرخه معیوب احساس بد که باید کلی انرژی و زمان بزاری تا بتونی خودتو ببخشی احساستو خوب کنی و از عواقبش خلاص بشی و مجدد ذهن چموش رو رامش کنی .

    این یعنی فرسنگ ها دور شدن از خواسته ها از ارامش این یعنی دست در اتش انداختن و مدت ها سوختن بی چون و چرا .

    حالا اون طرف قضیه که میشه اهرم لذت :

    همین که بدونی هر شرایطی که باعث تحریک شدید احساست میشه یک فرصت عالیه واسه تمرین عملی و اثبات خودت به خودت و خدای درونت که اره من میتونم احساسم رو کنترل کنم من از کوره در نمیرم . من تمرینم رو بلدم من تعهدم رو به یاد دارم .

    چون این اصلی ترین تعهد من به خودم و زندگیم و خواسته هام هستش .

    من تعهد دادم که باور دارم با احساساتم زندگیم رو خلق میکنم . من تعهد دادم که تمرین کنم با کنترل احساساتم شرایط دلخواهم رو خلق کنم .

    پس این فرصت رو از دست نمیدم سهم خودم رو اجرا میکنم ارامشم رو حفظ میکنم و لذت میبرم . چون تنها در این صورته که هدایت میشم به ارامش بیشتر به عشق و ثروت بیشتر .

    این یعنی من در جهت خواسته هام حرکت میکنم این یعنی توجه به خواسته ها و اعراض از نا خواسته ها .

    حالا چی این مسیر رو راحت و شیرین تر میکنه ؟

    اینکه هدف داشته باشم اینکه خواسته هالی داشته باشم اینکه ارامش بیشتر رو بخوام .

    وقتی یکی از خواسته های من ارامش بیشتره قطعا باید از درون اروم باشم تا دنیای بیرون من هم اروم باشه .

    وقتی من دلم میخوام با درون ارام و رها تو طبیعت قدم بزنم مسیرش از همین تمرین پایه ای و قدرتمند کنترل احساس میگذره .

    پس چقدر عالیه که همیشه خواسته هام رو به یاد بیارم و با خودم تو اون لحظه بگم این یک فرصته :

    ارامش و سکوت من بلیط رسیدن به خواسته های عالی و روحانیمه و از درون با خودم به صلح برسم و قطعا با این تمرین به تضاد های احساسی به مراتب کمتری برخورد میکنیم و حتی به راحتی مدیریت بحران میکنیم به جای اشوب و ایجاد دردسر های بی پایان .

    به نظرم این سه فایل هدیه اخیر فوق العاده بودن. اگاهی های این فایل به همراه دو فایل عادتی که زندگیمون رو عوض میکنه باعث شد من تمرین ایجاد اهرم رنج و لذت رو بهتر درک و اجرا کنم و معنی هم فرکانس شدن با خواسته ها و تغییر شخصیت از درون رو بسیار بهتر درک کنم و در مسیر این تعهد که ما خودمون هستیم که زندگیمون رو با کانون توجهمون خلق میکنیم یک گام کوچک و صد البته مهم و حیاتی بردارم .

    خدای من شکرت بابت این همه اگاهی و عشقی که از عزیزان ارزشمندت بهم هدیه دادی .

    ممنون از شما که تا انتهای کامنت همراهم بودید .

    خدا قوت استاد گرانقدر و اسمونی .

    خدا قوت مریم شایسته عزیز و توانمند .

    و ممونن از تمام بچه هایی که سطح کیفی سایت رو انقدر بالا بردن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  4. -
    اسماعیل محبی گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان

    استاد واقعا دمتگرم با این فایل بینظیر

    من اصلا نمیدونستم که نباید تو موقعیت های احساسی تصمیم بگیری یا حرفی نزنی.من تو شرایط احساسی منفی که برام پیش می اومد با عصبانیت شدید با طرف مقابلم رفتار میکردم و دیگه‌…. ولی با دوره عزت نفس خیلی خیلی اروم تر شدم. همین دیشب من با پدرم بحثم شد و استاد من اصلا نتونستم خودم رو کنترل کنم و هرچی تونستم گفتم و به قول شما نتونستم حرف نزنم و از خونه برم بیرون و نتیجه اش هم این شد که از دیشب تا همین الان نه من حرفی با پدرم زدم نه پدرم با من حرفی زده حتی یک کلمه.

    چند سال پیش من تو شرایط منفی شدیدی بودم و از نظر فیزیکی اصلا شرایط خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم که برم باشگاه و تو شرایط منفی اصلا نمیدونستم که تو این زمان باشگاه برام مثل سم میمونه و رفتم و اسیب دیدگی شدیدی رو به خودم وارد کردم.

    خلاصه تصمیماتی زیادی رو تو شرایط احساسی منفی و مثبت گرفتم و من خودم رو با پیاده روی و کوهنوردی آروم میکنم.

    چقدر این فایل لازمم بود استاد جان

    شاد و پیروز باشید در پناه الله یکتا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  5. -
    مریم آقامیرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2796 روز

    سلام خدمت استاد وهمه دوستان

    آمدم بنویسم که خدا خیلی منو دوست داره

    آمدم بگویم که خدا واقعا عاشق منه

    حالا شاید در ذهنتان بپرسید مگه چی شده

    دیشب در بحث روابط من رفتاری دیدم که از باب من مورد میلم نبود وکمی احساسم …

    سریع به خودم گفتم هر اتفاقی بیفته به نفع منه

    مریم هیچ دلیلی برای حال بد نمی بینم دوست داری دستت را روی آتش بگیری ،می‌ سوزد

    رفتم سر ساختمانم که درحال ساخت است

    فریاد زدم من به معجزات خدا عادت دارم

    من این وضعیت را به دستان قدرتمند خدا می‌سپارم ومطمئم به سادگی وزیبایی وعزتمندانه حل شده است

    همان لحظه به خودم گفتم هیچ تصمیمی نمیگیری ، هیچ حرفی به طرف مقابلت نمی زنی وهیچ قضاوتی نمیکنی

    آمدم خانه وسریع حمام رفتم ، بعد با دوستم که از اعضای سایت است صحبت کردم

    ودیشب زودتر از شب های قبل خوابیدم

    واز خدا خواستم سحر بیدارم کند

    سحر بیدار شدم وباهاش حرف زدم

    نوشتم ونوشتم

    10 مورد مثبت آن اتفاق را نوشتم

    10 مورد ویژگی های مثبت طرف را نوشتم

    10 مورد ویژگی های خوب خودم را نوشتم

    7 خط صحبت با خدا

    7 خواسته

    10 مورد شکرگزاری

    وپیاده رفتم باشگاه

    در راه میگفتم خدایا ای کاش استاد یه فایلی امروز روی سایت بگذاره که دقیقا درمورد همین مسائل باشه

    ونیازمن

    از باشگاه که برگشتم دیدم استاد فایل را گذاشتند

    گفتم جل الخالق دقیقا استاد دارند راهکارهایی می‌دهند که دیشب تا حالا من انجام دادم

    به خودم افتخار کردم

    ار خدا سپاسگزاری کردم که از فرسنگ ها دور به دل استاد عباس منش انداخت فایلی را آماده کند که نیاز من بود

    واقعا همان لحظه گریه شوق کردم بابت این خدا که هر لحظه حامی منه

    از استاد سپاسگزارم که لطف کردند و این فایل را روی سایت قرار دادند

    من عاشق این خدا شدم

    واین قدر دیشب تا الان از خدا سپاسگزاری کردم که

    که منو به مسیر شکرگذاری و خودشناسی هدایت کرد

    روز خوبی را برای استاد وهمه دوستان از خدا می طلبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    شهرام گفته:
    مدت عضویت: 3259 روز

    درود بر استاد عباسمنش و بانو شایسته

    اگه بخوام صادق باشم کل زندگی منو تصمیماتی به زوال کشوند که در حالت های عصبی و کاملا احساسی گرفتم.

    اون روزها کسی نبود بگه این تصمیمات کاملا اشتباهه و به تخریب بیشتر زندگی منجر میشه. کسی که نبود به کنار تازه یه عده آدم نامربوط که دور و برم بودند هم این تصمیمات و عملکردهای احساسی منو نشانه قدرت من می دونستند و به نوعی مشوق من می شدند

    سپاسگزارم که بواسطه تغییر باورها و تغییر مدار به مدد الله یکتا و آموزه های استاد عباسمنش از آن جهنم بیرون آمدم.

    اگه بخوام مثال بزنم می تونم یه میلیون مورد به ریز بنویسم.

    تصمیماتی که باعث تخریب روابط نزدیکان و اطرافیان میشد یا باعث از کف دادن دارایی بی شمار میشد و …

    همانطور که گفتم اوضاع روحی من بسیار تغییر کرده و مدتی است که روی خودم کار می کنم دیگه از اون حجمه های سنگین پیش نمیاد ولی به خاطر باورهای غلط گذشته هر از گاهی که حواسم نیست یه گریزی به گذشته می زنم.

    مثلاً همین چند ماه پیش بود که بواسطه یک تصمیم عجولانه و کاملا احساسی ماشین صفر کیلومتری که زیر پام بود فروختم. بطوریکه الان قیمت اون ماشین حداقل 2/5 برابر شده. و فقط و فقط بخاطر عمل نکردن به قوانینی بود که استاد بارها و بارها به طرق مختلف به ما تذکر میده. اگه فقط به یاد می آوردم نعمت خدا بی انتهاست و یا احساس بدی که زمان فروش اون ماشین داشتم و یا تعجیل نجوای شیطان است ، هرگز متضرر نمی شدم.

    به هرحال غصه خوردن برای گذشته توفیقی حاصل نمی کنه ولی چیزی که من از این کلیپ یاد گرفتم این هست که از تجارب تلخ گذشته اهرم رنج و لذت بسازم و تصمیم هایم را براساس آن معیار بستجم.

    ضمن اینکه یادآوری تنفس عمیق ، قدم زدن و یا دوش آب سرد و یا اینکه در زمانهایی که در اوج هیجان و احساسات و عصبانیت هستیم هیچ کاری نکردن بهترین گزینه هست ، برای من تذکراتی بسیار آموزنده بود.

    سپاسگزارم از یادآوری مجدد قوانین توسط استاد عباسمنش و همین طور خانواده صمیمی این سایت که پیشرفت من در گرو صرف زمانهایی است که در آن غوطه ور هستم.

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  7. -
    محمد توقع همدانی گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    سلام بر استاد عزیز و مهربانم

    بازهم سپاسگزار خداوندم که فرصت گوش کردن به این آگاهی ها رو بهم داد

    چقدر زیبا تحلیل کردید رفتار این مربی رو

    چقدر در زندگی از این تصمیمات احساسی ضربه خوردیم چه دلهایی شکستیم با یه حرف نابه جا در زمان عصبانیت چه ضربه هایی به خودمان زدیم با تصمیماتی که زمان ناراحتی و خشم گرفتیم هم به خودمان هم به دیگران

    خدارو شکر از وقتی که آموزش های شما رو شروع کردم توی این زمینه خیلی بهتر شدم متعهد شدم که موقع عصبانیت تصمیم نگیرم چون هر تصمیمی که اون لحظه گرفته میشه از جانب شیطان هست

    من خودم موقع عصبانیت سعی میکنم سکوت کنم و بزنم بیرون و دوچرخه سواری کنم. رکاب زدن خیلی آرومم میکنه و میتونم ذهنم رو کنترل کنم هرچند خیلی سخته به شدت نیازمند تمرین هست ولی خب قابل انجام هستش.

    من خودم در زندگی ام یه اتفاق خیلی بد افتاد که اگر احساسی میخواستم تصمیم بگیرم مطمئنم خیلی به ضررم میشد ولی خداروشکر به خودم زمان دادم گفتم الان با عصبانیت نمیشه تصمیم درست گرفت.

    هم زمان دادم هم مشورت گرفتم و تونستم بدون خشم و عصبانیت بهترین تصمیم رو بگیرم و خداروشکر الان که نگاه میکنم میبینم بهترین تصمیم رو برای زندگی ام گرفتم

    خداروشکر میکنم که منو هدایت کرده به مسیر درست و این مسیر همچنان ادامه داره و انتهایی نداره

    برای شما و خانم شایسته عزیز آرزوی سلامتی و طول عمر دارم

    در پناه خدای مهربان شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
  8. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1176 روز

    بنام خدای هدایتگرم به خواسته هایم بزیبایی و اسانی و عزتمندانه

    این نکته که فرمودید استاد واقعاا تاثیر بسیاری در جنبه های مختلف زندگی ماداره

    چون نتایج نادرست و نادلخواه ما بیشتر از تصمیمات نابجا و سریع و احساسی ما بوجود میاد

    اینکه هربار در رویارویی با مساله ای تصمیمی از روی احساس نامناسب بگیریم

    میشه همون رخدادهای پی در پی که ناخواسته ماهست

    و چون به تصمیمات احساسی خود خیلی توجه نمیکنیم سر در گم میشیم چرا نتایجمون دلخواه نیست

    من شخصا درگذشته از تصمیمات احساسی ضربه خوردم و همین باعث شد یاد بگیرم بسرعت واکنش نشون ندم

    و سکوت انتخاب کنم و در مواقع عصبانیت هیچی نگم و هیچ کاری نکنم

    ایطور مواقع یا دوش میگیرم یا مشغول انجام کارای خونه میشم تا از ماجرا کمی فاصله بگیرم

    و ارام بشم

    .

    .

    مشتاقم که صحبتهای دوستان رو بخونم

    و یادبگیرم

    .

    سپاسگزارم از طرح این موضوع مهم و اساسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  9. -
    عظیم خلفی اصل گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام. به استاد عزیز و خانم شایسته .یعنی اگه به هر دلیلی این فایل و آگاهی های این فیلم به شما الهام شده میشه گفت دقیقا خداوند بزرگترین عامل یا دلیل پیشرفت یا پسرفت رو خواسته به ما بفهمونه .چقدر این آگاهی اگه بکار برده بشه می‌تونه نتایج مثبت و شگفت انگیز برای من و ما بجا بزاره …دقیقا هزاران هزار بار از این نمونه تصمیمات احساسی توی زندگی خودم و دیگران دیدم که چه نتایجی به جا گذاشته وقتی میایم نتایج انسانهای موفق رو میبینیم و به دارایی هاشون توجه میکنیم و شناختی که این صورت نسبی ازشون داریم متوجه میشیم که هیچ وقت دلسوزانه یا از روی خشم یا سرخوشی تصمیمات عجیب نگرفتن یادم هم من خودم مدت زمانی تصمیماتی در گرو احساسات می‌گرفتم که فردای اون روز متوجه می‌شدم وای کی می‌ره این همه راه رو …..ولی برادری دارم که تمامی تصمیماتی که میخواد بگیره .تمامی تماسهای حساس ..تمامی خریدهای و اقدام به عمل راجب هر میله ای رو دقیقا به فردا و روز بعد موکول می‌کنه یعنی هیچ وقت فورا راجب هر کاری اقدام به عمل نمیکنه حتی توی عجیبترین شرایط هم میگه صبر کن تا فردا ….و این نقطه پیشرفت اون هست .که از لحاظ مالی و شخصیتی در کل آدمهایی که اطرافم هست توی صندلی اول هست و این یک اصل مهم است .که می‌تونه نتایجی بسیار بزرگ یا بسیار …..بجا بزاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  10. -
    زهرا دهقان گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی نازنین

    این فایل رو به صورت صوتی گوش دادم ونتونستم فایل تصویری رو ببینم ولی صورت خندان زیبای استاد وحتی قدم زدنشون توی پرادایس وصحبت با برانی اسب زیبا رو کاملا حس میکردم .

    من تقریب 3سال هست که با آموزش ها گوش میدم اما به صورت پیگیر 1سال هست که بیشتر روی خودم کار میکنم.

    کلا قبلاً چون اعتماد به نفسم کمتر از الان بود والان بهتر شدم توی هر بحثی بحث به درازا کشیده میشد ومن باز خودم رو ضعیف تر وضعیف تر می‌دیدم حالم خوب نبود توی یک دور باطل افتاده بودم عصبانیت هوایی که نمی‌تونستم بروز بدم واگر بروز میدادم بسیار برام اذیت کننده بود گاهی بسیار شدید روی پای خودم میزدم یا تا دیر وقت گریه میکردم واین روند از نوجوانی تا ازدواج هم بود بعد از به دنیا اومدن پسرم هم چون این روحیه رو داشتم تا خیلی کوچیکه بود نه ولی بزرگتر که شد سر هر چیزی که عصبانی میشدم تنبیهش میکردم من رابطه ی سالم با فرزندم خیلی برام مهمه

    وهر دفعه که این موضوع تکرار میشد بیشتر اذیت میشدم.از وقتی که با آموزه های شما آشنا شدم چون می‌دونم کسی از بیرون نمیتونه من رو عصبانی کنه ومقصر دیگران نیستند بیشتر این خشم رو مدیریت کردم چون این خشم توی کودکی برای خودم هم آزار هایی به دنبال داشته دوست دارم هر روز روی این موضوع کار کنم و کم تر وکم ترش کنم.خدا رو هزاران مرتبه شکر خیلی بهتر شدم

    خشم زیاد برای من زود رنجی رو هم به دنبال داشت یعنی جایی که می‌توانستم زور بگم خشمگین وجایی که نمی‌تونستم زور بگم زور زودرنج بودم .

    عصبانیت باعث شده بود که نتونم احساساتم رو به درستی به دیگران بگم وراحت ارتباط برقرار کنم

    زود قهر میکردم درسته که زود آشتی میکردم وعذر خواهی میکردم از پدر یا مادرم اما این دور عصبانیت تا خاموشی همیشه نمود عینی داشت و رابطه ی بین من و آنها رو خراب میکرد با همسرم هم اگر مسئله ای پیش میومد این روند بود اما کمتر چون ترس داشتم که ازم جدا بشه وبیشتر در تنهایی گریه میکردم .

    من فهمیدم که برای دور شدن از عکس العمل در موقعیت احساسی وعصبانیت

    1.این که از اون موقعیت دور بشم.

    2.این که خودم خودم رو تحت موقعیت های که احساساتم رو تحریک می‌کنه قرار ندم .مثلا کاری از توانم خارج هست ولی انجام میدم وعصبانی میشم از این که دیگران به فکر من نیستند دیگه انجام ندم یا برنامه ای بریزم که کمک بگیرم(اینم از اعتماد به نفس پایینی بود) که بعد از دوره ی عزت نغچفس شما خیلی بهتر شده.

    3.این که آب بنوشم چون سمی که از عصبانیت تولید شده با آب از بدنم خارج میشه.(چون تجربه دارم نتیجه اش رو دیدم).

    4.گاهی شروع به عکس العمل در موقعیت عصبانیت کردم اما همون جا که متوجه شدم یه جورایی موضع رو عوض کردم .

    (قبل از شدید شدن عصبانیت به خودم تلنگر زدم)

    5.پیاده روی

    6.نوشتن در مورد اون موضوع وبعد سپاس گزاری کردن

    7.وتقریبا مدت یک سال هست که فهمیدم هر کاری که من انجام میدم به خودم برمیگرده ،پس نمود عصبانیت در سلامت من تاثیر میزاره و انسان هایی با همون خلق و خو رو به سمت من جذب می‌کنه وچون در دعاهام از خدا نعمت آرامش وصبر رو طلب میکنم سعی میکنم که این کار (عصبانیت)

    کمتر بشه.

    اما چون این جزو پاشنه آشیل های من هست تا لحظه ی مرگ باید حواسم بهش باشه.

    سپاس

    من چند روز پیش هم عصبانی شدم واز خداوند خواستم که من رو ببخشه وهدایتم کنه

    همان طور که موسی و ابراهیم رو هدایت کرد

    وبهش گفتم مهربانا من رو ببخش که من فقط به خودم بد کردم.

    با اون که خیلی ناراحت بودم گفتم موندن توی این مدار درست نیست واز خودش همه چیز رو خواستم.️️️️

    سپاس از شما

    امیدوارم من ،شما ودوستان این سایت مهمه ی آنان که الله یکتا هدایت می‌خوان

    همیشه شاد وثروتمندو سعادتمند باشند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای: