عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 40 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا تیموری گفته:
    مدت عضویت: 4180 روز

    یک اشکال به بزرگی یک آفت!!!

    امروز برآن شدم از یک آفت صحبت کنم . آفتی که اگر هوشیار نباشیم اثر معکوسی در زندگیمان خواهد داشت

    تا زمانیکه نمی دانیم قانون کاینات چگونه عمل می کند به صورت طبیعی و به واسطه آنچه که در خانواده جامعه و افکارمان است زندگی می کنیم. و امورات می گذرانیم.اما

    اما

    اما وقتی شعور این را پیدا کردیم که مداری هست وقتی شناختیم مدارمان را، وقتی فهمیدیم راه رشد تغییر مدار است.وقتی شروع به پرش و تغیر مدار کردیم حق هیچ گونه اهمالکاری را نداریم.چرا؟

    چون به سرعت عقب گرد خواهیم زد حتی ممکن است بدتر از روز اولمان شویم.

    بسرعت پس از گذراندن دوره استاد رشد کردم رشد چندین برای را دیدم از همان اول استاد را باور داشتم

    تا اینکه ناگهان بمب…

    همه چیز بهم خورد بعد از 15 سال تجربه کاری اولین باری بود نمی توانستم به تعهداتم عمل کنم.

    مات و مبهوت بودم و فقط می پرسیدم چرا؟ مشکل کجاست؟

    یکبار هم نشد به استاد و به مجموعه آموزشیش شک کنم.تمام نشانه هارا به سمت خودم گرفتم و حتی در خواب می گفتم چرا چرا اینجور شد اشکال کارم کجاست؟

    دوره روانشناسی ثروت را مجدد دیدم و فانوس ،تیوری سطل و …

    آخر فهمیدم چه کردم

    آری وقتی در یک مسیر نرفته قرار گرفتی خیلی اشتباه است فکر کنی دیگر به راهنما نیاز نداری به علاِیم راهنمایی نیاز نداری

    ذهن تو آمادگی آن را دارد سریعا به نقطه نخستت بر گرداندت.و این یک آفت است.

    اگر گام در این مسیر گذاشتید هر روز مطالعه کنید و تکرار کنید و از مطالب بازدید کنیدو از تجربه سایر اعضا بهر ببرید و انرژِی لازم را کسب کنید.

    8 ماه زمان برد تا بفهمم کجای راه را اشتباه رفتم و سریع بازسازی را شروع کردم سریع حرکت کردم و نتایجش را کاملا میبینم.

    به امید موفقیت برای همه دوستان

    آرزوی سلامتی برای استاد و خانواده اش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ضمیر ناخوداگاه گفته:
    مدت عضویت: 4079 روز

    راستش وقتی با نگاه شما آشنا شدم و تقریبا از همون دید به تحلیل فیلم هایی که دیدم پرداختم

    واقعا جواب همه نرسیدن ها رو یافتم ،تمام القائات مسمومی که ناخواسته به ضمیر ناخود آگاهم وارد شده بود

    از تایتانیک که میگفت پول کثیف است بنداز بره تا نوت بوک که میگفت برای عشق بمیرید که مرگ زیباست تا هری پاتر و ارباب حلقه ها که اصل قصه رو میزدند فرار از زندان که میگفت راه ورود شیطان است و اگه میخوای فرار کنی شیطان رو تصویر کن و همه قدرتمند ها کثیف وجنایت کار هستنند

    اما همه این رو نخواهند فهمید همه این رو درک نخواهند کرد همه این رو نخواهند پذیرفت همه به ما ملحق نخواهند شد چون نمیخواهند قبول کنند و دوست دارند لذت زندگی حقیقی را فدای لذت فیلم دروغی کنند

    مشتاقانه و بی صبرانه منتظر تجزیه و تحلیل بقیه فیلم های داخلی و خارجی از شما هستم

    سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    شینا گفته:
    مدت عضویت: 1705 روز

    سلام بر استاد عزیز و همراهان گرامی

    اتفاقا چند روز پیش داشتم به همسرم میگفتم قبلا من هر وقت آهنگ غمگین گوش میدادم حتما حتما باید اونروز رو‌گریه میکردم . به خاطر همین بعد از یاد گرفتن قانون از استاد عزیز الان حدود سه سالی هست که من اصلا آهنگ غمگین گوش ندادم حتی اگر آهنگ ریتم قشنگی داشته باشه . واقعا کنترل کردن ورودی های ذهن خیلی عالی جواب میده طوری که آدم خودش متوجه تغییرات تو زندگیش میشه . استاد عزیز من از صحبتهای شما بی نهایت نتایج عالی گرفتم .خداروشکر میکنم که جزو خانواده عباس منش هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    الیاس و فاطمه سادات گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    سلام استاد عزیز وخانم شایسته گل

    ممنون ازشما که فایل گذاشتید تشکر اززحماتشما که اینهمه زیبایی رو بهمون نشون دادید

    من به همه توصیه میکنم فایل ارامش در پرتو اگاهی روگوش کنند چون خیلی بهم کمک کرد

    من اخلاقم خوب نبود همیشه بگو بخند داشتم بقیه رو میخندوندم وفکر میکردم من دیگه کنترل همه چیو دارم این قضیه تا زمانی ادامه داشت که یکی به من کاری نداشت واگر برخلاف میلم کاری انجام میشد عصبانیتم وخشمم وحشتناک بود

    ولی. الان یادگرفتم ارام باشم ارام ارام

    وقتی نگاه ته قلبم میکنم میبینم یک دریایی ارام رامیبینم ویه خورشید که غروبش اب رو رنگی کرده ومن روی یک قایق نشسته ام واین برای من از همه چیز مهمتر هست و

    با بیست سال رفتن روضه ومنبر وهیئت نشد

    با این سایت بسیار بسیار بسیار عالی انجام شد

    حالا میفهمم که شما میگوئید کامنت بزارید یعنی چی چونکه یه یک ساعتی هست ذهنم درگیر همین شخم زدن ذهنم شده.

    وهمین عالی هست ممنون استاد گل.

    تازگیها

    وقتی عصبانی میشم. یک نفر همون اول خدارو گواه میگیرم که همینطور است یک نفر میاد

    کنارگوشم میگه ساکت هیچی نگو بعضی وقتها که بحرفش میکنم عالی میشه ولی امان ازموقعی که میگم تو ساکت باش چرا من سکوت کنم.

    من همیشه فکر میکردم اشک وگریه زیاد برای خدا مهم هست ودلش میسوزه.

    وقتی شما گفتید خدا احساس نداره اصلا باورش خیلییی سخت بود گفتم مگه ما کوچک شده خدا نیستیم بعد یه حسی گفت پس چرا خدا نمیخوابه گرسنه نمیشه و… پس اگه هرچی به ما داده خودشم داشته باشه که جور نمیشه با این مثالها منطقی کردم.

    یادم افتاد چه همه پدران ومادرانی که فرزندشون رو عاق کردن وبعد ازمدتی پشیمان شدند ولی غرور نگذاشته که حرفشون روپس بگیرن وازدنیا رفتند.

    همیشه فکر میکردم باید عصبانی نشم و وقتی که عصبانی میشدم خیلی خودمو سرزنش میکردم

    ولی حالا با این فایل شما واموزهای شما فهمید م ماانسانها عصبانی میشویم احساسی میشویم و…. فقط باید کنترل کنیم همین کنترل این خیلی درس بزرگی برام هست استاد وبه چه صورت کنترل کنیم با سکوت

    چه طوری سکوت کنیم اگاهانه زندگی کردن

    ومن دارم عمل میکنم و بهترین حسش اینکه بقیه مهم نمیشند ویکی همش بهم میگه الیاس خودتی خودت فقط ابصارشو بگیر دستت همین

    وداستان مولا علی درجنگ با امربن عبدود هم برام درس بزرگی بود

    ازشما بینهایت سپاس که سپاس گذاری ازشما سپاس ازخداوند هست. خدایارو نگهدار همهههههه عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سامان سادین گفته:
    مدت عضویت: 1932 روز

    بسم رب العالمین. سلام استاد جانم شکر خدا هدایت‌ ها دقیقا توزمانی گفته میشه که لازم دارم این هم زمانی شکر. این روزها بیشتر از همیشه احتیاج دارم درست تصمیم بگیرم در رابطه عاطفی خودم به خاطر عمل اشتباه دچار فاصله شدم رابطه قطع نشده ولی فاصله افتاده ذهنم زمانی نیست که حرف نزنه و اعمالی رونگه که قلبم مقاومت نکنه من از گذشته که ندانسته اتفاق های رو برای خودم رقم زدم با یاد آوری هاش که احساس ترس رو برام داشته موجب شده درست عمل نکنم و ناخواسته که اصلاً توجیح خوبی نیست رفتاری انجام دادم که شریک احساسی من که اونم عباس منشی هست بترسونه من با هدایت ها ودرک کردن قوانین خیلی سریع پی میبرم به عمل اشتباهم و فهمیدم که احساس وابسطگی به این شخص دارم به پیش نهاد خودم کمی فاصله وفضا ایجاد کردم تا بیشتر روی توحید ایمانم کار کنم وخودم وبستم به دوره ها که خریدم میدونم زمان میبره تکامل لازمه ولی ذهنم از نقطه احساسی که دارم رفتار های رو بهم میگه که با قوانین درست در نمیاد با خوابیدن با شکر گذاری وتوجه به نکات مثبت خودم شخص که رابطه دارم باهاش وخود رابطه به ذهنم یاد آوری میکنم وسعی میکنم این اسب چموش وآرام کنم فایل های قانون آفرینش فصل 9و10 رو چندین باره گوش میدم به صورت راندوم عشق ومودت وگوش میدم من بیشتر دوره هارو خریدم وکل زمانم مشغول گوش دادن دوره ها هستم توکل کردم به خدا و قدم برمیدارم توجه به نکات مثبت و خودم و توحال خوب قرار بدم آگاهانه تمرکز کنم بیشتر رو خودم افکارم اعمالم من انسان احساسی هستم نقاشی عکاسی میکنم عکاسی موجب شده چشمام هر لحظه دنبال زیبای هاباشه ابر گل ها زیبای ها خیلی وقت ها ازاین زیبای ها که از خداست اشک بریزم وشکر کنم انقدر احساسات بهم غلبه میکنه از بزرگی زیبای عشق خدا که نمیتونم اشک شکر نریزم همین احساس ها موجب شده با کمی بالا وپایین شدن احساسم ناخود آگاه بعضی زمان از مسیر خارج بشم که البته من آدم آرومی هستم و زود به تعادل میرسم تو شرایط قرار گرفتم که تنهام فرزندم با مادرم زندگی میکنه و من تو معبدم مشغول کار مورد علاقم هستم و بیشتر زمانم درحال گوش دادن فایل ها وصحبت با خدا هستم من حتی از اتفاقات که برای شما در مسیر هدایت های خدا در زندگی تون افتاده وشما در دوره ها میگید هم شکر واشک میریزم این اشک ها از خدا بزرگی و عضمت خداست از اعتماد ایمان توکل به خدا که شما میگید. من با یاد آوردن زیبای ها نکات مثبت و دیدن زیبای ها از احساس که با قوانین در تضاد هست خارج میشم که اصولاً به شکر گذاری میرسم یعنی من همش دنبال شکر خدا کردن میگردم این راه بهم کمک میکنه و بعضی وقت ها هم پناه میبرم به خوابیدن. استاد واقعا شکر گذار خدام برای وجودت و بی نهایت سپاس گزار شما و مریم خانم هستم که جلوه زیبای روح خدا هستین دوستتون دارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    خاتون حاجی وند گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام به اساتید عزیزم استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیزم

    اول بگم که عجب تصاویری ، عجب فضای رویایی ، عجب استاد زیبا و خوش استایلی . واقعا زیبایی در دلِ زیبایی.

    ممنون و سپاسگزارم که مرتبا آگاهی ها و مواردی که من همه رو از شما یاد گرفتم مرتب برامون مرور میکنید که تو وجودمون ریشه دار بشه .

    استاد من الان قدم یازده هستم تو این قدم تاکید کردید که هر چقدرم وقت بزارم و فایل گوش بدم تا کنترل ذهنی نباشه بی فایده س

    استاد منم زود عصبانی میشدم اکثر اوقات هم موقع عصبانیت به قول معروف چشما بسته و دهن بااااز .

    دیگه نگم براتون که چطور باعث میشدم طرف مقابلم نابود بشه

    اما از وقتی شروع کردم به کنترل ذهن تا یه خاطره تلخی میاد مرور بشه تا یه اتفاقی میاد ناراحتم کنه سریع میگم کنترل ذهن

    اوایل ذهنمو کنترل میکردم چند لحظه بعد دوباره دور میزد برمیگشت دوباره من دستشو میگرفتم میبردم یه جا دیگه

    خلاصه این بازیه انقدر ادامه داشت تا من تقریبا دارم یاد میگیرم چیکار کنم یعنی دور زدنای ذهنم داره کمتر میشه

    امروز شوهرم بهم گفت یه مدته خیلی آرومتر شدی

    خودم که خیلی متوجه نشده بودم اما یهو به ذهنم رسید که آها بخاطر تمرین کنترل ذهنه که من کمتر عصبانی میشم

    این تکنیک هم که تا عصبانی میشم میگم وای نرگس خاتون الان هر تصمیمی بگیری اشتباهه کارات خراب میشه تو تمرین کنترل ذهنت شکست میخوری اینا رو میگم و دوباره تمرین

    بعضی وقتا پیش میاد خندم میگیره تا ذهنم میخاد بپیچونه برگرده

    یه بار نشستم باهاش حرف زدم گفتم عزیزم قراره پیچت دیگه دست من باشه تو خیلی ناقلایی .

    اینم بگم که هر فکر منفی میاد سراغم سریع به خودم میگم بازی ذهن شروع شد این خیلی کمکم میکنه

    خلاصه استاد جانم من تازه اول راهم امابه صورت جدی دارم کنترل ذهن رو تمرین میکنم .

    تمرین کنترل ذهن بهم کمک کرده عصبانی نشم و در نهایت تصمیم و رفتار احساسی و نادرست نگیرم.

    عاشقتوووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2723 روز

    سلام به استاد و مریم عزیز و تمام اعضای خونواده صمیمی خودم، امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه،

    چقدر این فضای پرادایس بینظیره واقعا زیباست و اسمش برازندشه، برانیی و مری زیبا که همیشه پیش همی هستن، انگار یه رابطه بین این دوتا شکل گرفته و هر کدوم برای اون یکی یه نفعی دارن و به این موضع پی بردن که همش پیش همن، آخه یکی دوجای دیگه هم و توی فایلای دیگه دیدمشون که با هم هستن، دلم تنگ شده استاد دوباره یه روز جت اسکی رو بنداز توی دریاچه یه گازی بده نفسش راست بشه،

    بازهم مثل همیشه استاد عزیز به نکته بسیار مهمی اشاره کرد،

    انگار تمام این فایلها برای من به ترتیب دارن ضبط میشن و خداوند از این طریق می‌خواد منو هدایت کنه به قدم بعدیم،

    من اصلا فکر نمی‌کردم به این موضوع که احساساتی تصمیم گرفتن اشتباه، تو هر شرایطی در هر حالت احساسی تصمیم میگرفتم و اصلا برام مهم نبود که چیکار میشه بعدش، فکر میکردم سریع تصمیم گرفتن و سریع عمل کردن و اخذ تصمیمات اساسی یعنی اینکه خودتو خوب می‌شناسی و عزت نفس بالایی داری، اصلا به این موضوع توجه نکرده بودم که چه ضربه هایی رو ناخواسته دارم به خودم میزنم،

    مثالی که از خودم دارم اینکه همین سال گذشته بعد از اینکه بدهی هام رو پرداخت کردم و رسیدم به صفر از زیر صفر خیلی حالم خوب شده بود و احساس قدرت زیادی میکردم، تصمیم گرفته بودم از لحاظ مالی پیشرفت کنم و شغلم رو تغییر بدم، از خداوند نشونه خواستم که چه کاری رو شروع کنم و اون هم طبق درخواست من منو هدایت میکرد، تصمیم گرفتم شروع کنم به خواندن قرآن و همینجوری که پیش میرفتم و می‌خوندمش دیدم چه چیزایی جالبی داره درمیاد ازش این فکر افتاد تو سرم که منم میتونم مثل استاد و بقیه آموزش بدم دوره تهیه کنم و یا اینکه برای خودم اصلا استفاده کنم و نیاز نباشه برم چیزی بخرم فقط کافی یه تایمی رو تمرکزی برم روش و بعد…

    هنوز درگیر ضربه هایی هستم که از اون تصمیم به ظاهر خوب ولی گرفته شده از روی حرس و طمع و از روی ترس،

    هیچ موقع به این فکر نکردم که بابا تو اصلا استعداد این نیست و توانایی هات برای چیز دیگه ای تکامل یافته اصلا به بگراند استاد نگاه نکردم و اون مسیری که طی کرده بود اصلا به چطوری میخوای کاری این کارو انجام بدی فکر نکرده بودم

    و توهم زده بودم شدید، از اون خواب راحت و آروم رسیدم به بیخوابی و افسردگی، حتی فکرای ناجور به سرم زده بود چون ورودی هام رو کنترل نمی‌کردم و اصلا حواسم نبود که چه ضربه ای دارم به خودم میزنم، هرکی هر حرفی میزد روم تاثیر میذاشت و تا مدتها توی سرم بود و بهش فکر میکردم، شده بودم علیرضا سابق و اوضاع داشت بد میشد همین الان که دارم می‌نویسم حالم بد شده ولی می‌نویسم تا از قول استاد بشه برام اهرم رنج و لذت تا دیگه تصمیم های احساسی نگیرم…

    ولی یه چیزی توی وجودم می‌گفت علیرضا برگرد همون جایی که از قبل بودی درسترین جا بود نخواه که شغلتو و توانایی هات رو عوض کنی فقط کافیه نوع نگاهت به زندگی عوض کنی، فقط کافیه نعمت‌هایی که داری رو ببینی، فقط کافیه نگاهت به خداوند رو عوض کنی و چیزی رو جدا ازش ندونی، شرک نورزی و در لحظه زندگی کنی تا خیر دنیا و آخرت نسبیت بشه، گفتم خوب پس من اگه همونیم که خودم این شرایط برای خودم ایجاد کردم پس خودم هم میتونم این شرایط تغییر بدم پس شروع کردم مثل همون اوایل مسیر و دوباره قراره این مسیر برم و خود سازی کنم با عشق و از زندگی لذت ببرم به امید روزهای بهتر و فقط از همین امروزم لذت ببرم نه حرس و ترس برای فردا داشته باشم و نه غمی از گذشته، امیدوارم خداوند منو به راه راست به را کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه…

    راهکار من تو مواقعی که عصبانی میشم اینکه ترک میکنم اون محل و ازش اعراض میکنم و سوار موتور یا ماشین میشم میرم دور زدن تو طبیعت و با خودم حرف میزنم خودم آروم میکنم، دوش هم گزینه خوبی، بازی کردن با گوشی هم خوب برای من جواب میده،

    امیدوارم مفید بوده باشه برای دوستان عزیزم و این تجربه ای بود داغ، گفتم براتون بگم شاید کمکی به همگی مون بکنه هم من و هم شما، برای خودم و شما بهترین هارو آرزو میکنم از خداوند یکتا، به امید روزهای بهتر و زیباتر …️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1006 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد عزیزم.

    کلید:احساس خوب=اتفاقات خوب.

    فایل:نظارت بر ورودیهای ذهن.

    خدایا شکرت.

    جهان یک جهان فرکانسی هست وبه فرکانسهای ما پاسخ می ده وفرکانسهامون نتیجه کانون توجه و ورودیهای ذهنمون هستند.

    یکی از مسیر ورودیهای ذهن دیدن فیلمها وسریالهاست.

    من از وقتی دیدن تلوزیون رو برای خودم ممنوع کردم خیلی حالم بهتر شد شبها خیلی راحتتر می خوابم ذهنم آرومتر هست چون خیلی فیلمها ذهنم رو درگیر می کرد وبه موضوع فیلم فکر می کردم.

    هنوز هم گاهی اگه مواظب نباشم و وقتی تلوزیون روشن هست من هم بشینم ونگاه کنم خیلی زود تاثیرش رو می بینم .

    ندیدن وگوش ندادن به تلوزیون ورادیو مخصوصا اخبار خیلی تاثیر گذار هست ومی بینم که با نشنیدن اخبار ذهن آرومتری دارم.

    وسعی می کنم تمرکزم رو روی زیبایی ها بزارم.

    خدایا شکرت برای این سایت که منبع انرژی مثبت وزیبایی هست.

    استاد متشکرم .

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در اغلب فیلم ها و سریال ها این باور وجود دارد که مثبت نگری به هیچ وجه حقیقت ندارد و روزهای بد بالاخره برای تمام افراد به وجود خواهد امد . در این فیلم :

    دعای نامناسب یکی از اعضای خانواده برای سایر اعضای خانواده از طرف خداوند پذیرفته شده و این در صورتی است که آن ها دوست نداشتند چنین اتفاقات ناجالبی را تجربه کنند و خداوند را فردی احساساتی در نظر گرفته که با دلسوزی و ترحم چنین درخواستی را اجابت کرده تا یکی از آن ها به آرزوی خود دست یابد در این فیلم این باور در ذهن ما شکل می گیرد که افراد می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند و زندگی ما را با دعا ورد و جادو تحت تاثیر قرار دهند و ما هیچ کنترلی بر اوضاع و شرایط زندگی خود نداریم. دیدن این فیلم ها این پیام را به ما القا می کند که مهم نیست تو چقدر مثبت اندیش هستی و احساس خود را خوب نگه می داری اگر فردی تو را نفرین یا دعا کند در هر صورت دچار اتفاقات نامناسب خواهی شد و توانایی کنترل زندگی خود را نداری و این افراد هستند که زندگی ما را رقم زده و بر آن تاثیر گذارند.در اکثر فیلم ها و سریالها به شدت منفی نگری و پذیرفتن شرایط ناجالب و نامناسب تبلیغ می شود

    فیلم ها و سریال ها اثرات بسیار مخربی بر روی باورهای ما دارد حواسمان به ورودی ها و چیزهایی که می بینیم می شنویم و .. باشد تا متوجه شویم چه ورودی هایی به ذهن خود می دهیم و چه باورهایی را در ما ایجاد می کند این فیلم و سریالها باورهای ما را تخریب کرده و اتفاقات نامناسب آینده را برایمان رقم خواهد زد ممکن است حتی فیلمی کمدی باشد و ما متوجه باورهای مخرب آن به صورت خودآگاه نشویم اما ناخودآگاه ما باورهای مخرب آن ها را دریافت خواهیم کرد.

    قانون جهان این است که اگر احساس بدی داشته باشیم اتفاقت بد و اگر احساس خوب داشته باشیم اتفاقات خوب را برای خود رقم می زنیم .اگر ناامید عصبانی افسرده خشمگین شویم اتفاقات بدی را تجربه خواهیم کرد اگر امید شور و شوق احساس خوب ایمان و احساس لذت داشته باشیم اتفاقات خوب را تجربه خواهیم کرد این قانون بدون تغییر خداوند است.

    به فیلم ها و سایر ورودی های نامناسب توجه نکرده و تنها به قوانین ثابت خداوند توجه کنیم که همیشه بدون تغییر و نتیجه بخش است.اگر تجارب گذشته ی خود را به یاد آوریم متوجه خواهیم شد که با داشتن احساس بد اتفاقات بدی را تجربه کرده ایم اگر در شروع روز اتفاق نامناسبی را تجربه کنیم و احساس ما بد شود از همان لحظه اتفاقات بد را مانند رگبار تجربه خواهیم کرد .

    اگر تمرکز خود را بر زیبایی ها و نکات مثبت قرار داده و به اوضاع نامناسب به شیوه ای متفاوت نگاه کنیم که به ما احساس خوب دهد یا حداقل به ما احساس بد ندهد می توانیم زنجیره ی اتفاقات نامناسب بعدی را قطع کنیم و اتفاقات خوبی برای خود به وجود بیاوریم.

    از زندگی لذت ببریم و خوب زندگی کنیم اگر با شرایط نامناسبی مواجهه هستیم در حق خود ظلم می کنیم و اتفاقات بدی را تنها به دلیل نا آگاهی برای خود به وجود می آوریم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    سمیرا صنعت کار گفته:
    مدت عضویت: 1794 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    کامنت شماره 14

    سلام استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد خیلی از شما بابت این فایلا سپاسگزارم که مسیرو برام روشن میکنه

    خداجونم بی نهایت سپاسگزارتم برای قوانین بی نظیرت و عدل تو شکرت هزاران بار

    استاد من این فایل کنترل ذهن رو آگاهانه اومدم سرچ کردم بخاطر تجربه های دیروزم

    من از این فایلتون چندتا ترمزو پیدا کردم در خودم

    من دیروز روزم رو خیلی خیلی پرانرژی و با سپاسگزاری شروع کردم اماااا من خالق زندگیم هستم با فرکانسم با افکارم و با باورهام و دیروز خیلی درس ها گرفتم

    اول اینکه وقتی امروز داشتم فکر میکردم در مورد شرایط دیروز یه صدای خیلی واضح دقیقا مثل صدای خودم خیلی واضح گفت : سمیرا خودت به وجود آوردی و نمیتونی کسی رو مقصر بدونی چون صددرصد خودت مقصر هستی و من فکر کردم و دیدم بله من خودم دیروزم رو ساختم و خودم صددرصد به وجود آوردمشون

    من خودم رو در شرایطی قرار دادم که کاملا دوتا قولی که دقیقا روز قبلش به خودم داده بودم رو زیر پا گذاشتم ، یکی این بود که اگر درخواستی شد و تمایل به انجام دادنش نداشتم بگم (نه) و یکی دیگه این بود که من قول دادم به خودم که نه غیبت کننده باشم و نه شنونده غیبت و اینارو هم از روی کامنت یکی از بچه ها که خوندم تصمیم گرفتم چون ورودی ذهن هست و باید کنترلشون کنم

    خلاصه که بعد از سپاسگزاریم و حس و حال خوبم ، تنها دوست صمیمیم که از دوران راهنمایی باهم هستیم بهم زنگ زد و گفت که همدیگه رو ببینیم و من خیلی وقته که ندیدمش و قرار گذاشتیم اما بعدش احساس کردم که دلم نمیخواد برم ولی گفتم که حالا بعد از مدتها این شرایط پیش اومده الانم که شرایطش رو داری برو لذت ببر ولی همش اون نیروی قوی درونم میگفت زنگ بزن بگو نه نمیتونم بیام و حتی عزیزدلم گفت که بگو اون بیاد پیشت ( که اگه میگفتم قبول نمیکرد و اصلا من نمیرفتم ) ولی من فقط پیام دادم که اگه کسی خونه هست مثل همسرت یا برادرت یا پدرت من نمیام و امیدم این بود که بگه اره هستن اما گفت نه هیچ کس نیست بیا راحتی عزیزم و خلاصه من رفتم .

    تو این اولین قدم زدم زیر قولم و نتونستم راحت بگم (نه) و بخاطر دلسوزی ، دلتنگی ، نداشتن اعتماد به نفس نگفتم (نه)

    خوب اونجا هم که رفتیم حرف از همه کس شد و من یه جاهایی سکوت کردم یه جاهایی همراهی کردم اما در تمام اون مدت شنونده ی صددرصد بودم

    زدم زیرقول دومم و هم غیبت کننده بودم و هم شنونده غیبت بودم .

    و طبق گفته استاد عزیزم اگر نتونی ورودی ها رو کنترل کنی و احساست رو خوب کنی اتفاقات بد رگباری برات میفته و من تا آخرشب دقیقا تجربه کردم :)

    خدایا سپاسگزارتم که هدایتم کردی و اینقدر واضح درک کردم دلیل تجربه ی نادلخواهم رو و این خودش خیلی خوبه و یک قدم مثبته

    سپاسگزارتم که با این تجربه ها واضح و روشن درک کردم که من باید رفت و آمدم رو با آدمهای اطرافم قطع کنم و مصمم تر شدم بابت انجام دادن این کار

    یک موضوع دیگه اینکه من با اینکه مسئولیت دیروزم و تجربیاتم رو پذیرفتم اما نسبت به یکی دوهفته گذشته خیلی کمتر خودم رو سرزنش کردم و یاد گفتگوی خودم با خودم افتادم و نشانه ش هم این بود که یکی از بچه ها دقیقا توی همون کامنت برام کامنت گذاشته بود و من خیلی خیلی حالم بهتر شد .

    الهی شکرت .

    از این فایل خیلی ارزشمند من یک ترمز دیگه رو درون خودم فهمیدم و اونم تاثیر عوامل بیرونی در تغییر شرایط روحی خودم و خانوادم که استاد دقیقا گفتن (دعا و جادو) با اینکه نه من و نه خانواده م اصلا و ابدا اهل این چیزا نیستیم اما درونمون اعتقاد داریم اگر کسی دعا بگیره نه صرفا برای من ، برای نزدیکانم هم بگیره اون دعا تاثیر خودشو میزاره .

    خدای من این که شرک هست و الان ک نوشتم درکش کردم .

    خداجونم بازم سپاسگزارتم بابت این آگاهی و بیداری

    و امروز اومدم تو فایلای کنترل ذهن و کامنتارو خوندم و این فایل رو هم گوش دادم و واقعا از خدا سپاسگزارم که هدایتم میکنه . من باید کم کم و تکاملی انجامش بدم باید امروز از دیروزم بهتر باشم و فردا از امروزم و واقعا نمیتونم یک دفعه بزارم کنار و اصلا نمیشه اینکار ولی من هرروز تعهد میدم تو تمرین

    ستاره قطبیم و هرجایی ک اومدم کامنت گذاشتم چه محصولتت و چه فایلای دانلودی این تعهدم رو به خودم یادآوری میکنم و تلاشم رو میکنم حتی اگه شد یک (نه) بگم حتی اگه ناخواسته داشتم غیبت میکردم و متوجه شدم همونجا متوقفش کنم میدونم که خدا هم کمکم میکنه .

    خیلی جالبه که من فکر نمیکردم اونقدرام سخت باشه اما به قول استاد نیاز داره که بند کفشمو محکمتر ببندم فقط همین .

    خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارتم

    استاد سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: