تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 38


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1144 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده

    چه اسم زیبایی برای این فایل انتخاب شده

    رسیدن به هدف،پایان نیست…!

    یه آیه خیلی زیبا توی قران هست که میگه

    پس هنگامى که فارغ شدى [از کارى]، به کارى دیگر برخیز

    ایه7سوره الشرح

    یادمه اولین بار این آیه رو دیدم چشام گرد شد

    که وای خدای من ،چقد خدا واااضح داره میگه

    یجورایی حس کردم به من تلقین شده که انقد تلاش نکن کارنکن ول کن

    این آیه رو دیدم گفتم اره درسته بایددد راه رو‌جلو رفت باید بیشترخواست،باید وقتی کارحس کردی تمامه بعدی شروع شه

    و انگار دوست عزیزمون دقیقا این آیه رو عملی کرده!!!!!

    خیلی حرفه که خونه زندگی خانواده پسند رو‌ول کنی خیلی خیلی حرفه

    من الان تو حالتیم که دقیقا دنبال اینم به زندگی‌خانواده پسند برسم

    و درواقع این صحبتا تلنکری شد برای من

    اینکه یه ادم میتونه اون کار ایمن رو رهاکنه

    و البته و البته و البته اینان قویش رو ادامه بده رهانکنه کارکردن رو‌خودشو

    من یه زمانی فکر میکردم میتونم از فلان کار جدا شدم به چه موقعیتی برسم

    ولی انقد درگیر انرژی منفی شدم این که کی چی‌فکر میکنه اینکه چرا اونجورنشد چرا اینحور نشد

    به خودم اومدم دیدم وای چقدددددددازمسیر دور شدم

    میخام بگم با پوست و گوشت و استخونم به این نتیجه رسیدم که کارت دولتی باشه ازاد باشه کارت بهترین جهان باشه وقتی رفتی تو فاز منفی رفتی تو فازکارنکردن رو‌خودت رفتی تو فاز چرا چرا چرا

    رهانکردی

    شل نشدی

    ایمانت کم شد

    همه چی از دست میره اروم اروم

    و چقدر حرفه که بتونی اون منطقه امن رو رهاکنی ولی با کوچکترین اتفاق به ظاهر منفی نشکنی و تو‌فاز بد نری

    اره انگار بقیه راست میگفتنا

    انگارمن اشتباه کردم

    کاش ول نمیکردم

    کاش….

    خداروشکر بابت این همه موفقیت فوق العاده شما و این انکیزه بی نظیرشما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فرنوش بیگدلی گفته:
    مدت عضویت: 2854 روز

    سلام

    میخوام در مورد بهبود دائمی با قدم های کوچک برای خودم بگم . اصلا دنبال تغییر یهویی نباش یه دفعه نخواه چند تا دوره را با هم گوش و تموم کنی ! نیومدی مسابقه بدی تو این جهان !

    دنبال بهبود باش اما کوچک شروع کن نتایج بزرگ از را می رسن . کمال گرایی همیشه باعث شده با برنامه ی شدید و بدون عمل خاصی جلوی پیشرفتم گرفته بشه .

    یه جمله بشنو ولی تا آخر زندگیت بهش عمل کن نمی‌خواد همه چیو بدونی ، همه چیو بشنوی ! پر کردن فنجون ذهنیت هیچ سودی نداره کیفیت مهم تره کمیته !

    خودت مشتاق بهبود و پیشرفتت باش از سر عشق زیادت به خود تا از بیرون دچار تضاد نشی.

    تغییر و دگرگونی تنها اصل ثابت دنیاست باهاش همراه نشی خودت از بین میری چون تو دسته اصلح ها و لایق ها می مونی نه ضعیف ها ! و چون بر مبنای اصل پیش میری بیشترین حمایت جهان داری ، بهترین اتفاقات برات میوفته پس تغییر را در آغوش بگیر و بپذیر !

    تغییر درسته امنه بهتر شدنه !

    وابستگی بدترین مرض دنیاست به هر چی و به هرکی . فقط عذابه پس هر چقدر می تونی خودت را در هر زمینه ای قوی کن کمک بگیر از آدما ولی وابسته نمون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نیلوفر مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1159 روز

      سلام فرنوش جان

      لذت بردم از خوندن کامنتت

      خیلی مفید و مختصر نکات طلایی رو عنوان کردی.

      اینکه دنبال تغییر یهویی نباشیم و نخوایم چند تا دوره رو همزمان گوش بدیم و تمام کنیم.

      اینکه دنبال بهبود کوچک باشیم، و از کم شروع کنیم، نتایج بزرگ خودش از راه می‌رسه.

      اینکه یه جمله بشنو و تا آخر عمر بهش عمل کن، این خیلی به دلم نشست.

      خودت مشتاق پیشرفت و بهبود باش تا از بیرون دچار تضاد نشی.

      و اینکه تغییر و دگرگونی تنها اصل ثابت دنیاست، اگه تغییر نکنیم از بین میریم.

      بهترین ها رو واست آرزومندم

      در پناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 939 روز

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته و همراهان سایت

    گاهی یک روند اشتباه و در پیش میگیری و هی ادامه میدی .فکر می‌کنم این موقع ها متوجه نمیشی که داری مسیر و اشتباه میری تا اینکه با یه اتفاق غیر منتظره یهو به خودت میاد میبینی چه مسیر اشتباهی اومدی.البته من میگم لطف خداوند نصیبت میشه که تو متوجه بشی .مهم اینه که بعد شروع میکنی به تغییر گذشته دیگه تموم شده و تو دوباره از اول شروع به حرکت تو مسیر درست میکنی البته باید خیلی مواظب باشی باید باورهای تغییر بدی باید تعهد داشته باشی باید ایمان داشته باشی باید هر لحظه از خدا یاری بخوای ،وگر نه باز ممکنه بیراهه بری و از مسیر خارج بشی

    تغییر کردن و شروع یه مسیر جدید نیاز به ابزاری مثل قطب نمای ایمان میخواد باید رو خودت کار کنی و باورتو عوض کنی .

    من خداوند ممنون و سپاسگزارم که هدایتم کرد به مسیر درست .مسیری که به نسبت ایمانم و تلاشم آرامش و عشق و احساس کردم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1481 روز

    سلام استاد عزیزم خیلی خوشحالم که به این پروژه هدایت شدم.بله من هم جز دسته دوم بودم و در جایی جهان یک مشتی زد و شکر خدا برگشتم. جریان ازین قرار بود که اون زمان من در خانه مادر شوهرم زندگی میکردم و یک دختر 3 ساله داشتم.خیلی از زندگی ام ناراضی بودم و مدام در سرم شکایت از خانه از همسر و بچه و از خواهر شوهرم در سرم میچرخید جریان از بد بدتر این بود که همسرم با یکی از دوستانش رفت و آمد داشتیم که اون آقا به من ابراز علاقه کرد و این نقطه هشدار از هم پاشیدن زندگیم شد.همسرم متوجه شد و به مشاوره رفتیم و خدا رو شکر از آن روز به بعد من کم کم فهمیدم چقدر راهو غلط رفتم و هر روز خودمو اصلاح کردم با عباسمنش آشنا شدم رفته رفته عشق به زندگی در من زیاد شد و احساسی که الان درباره زندگی همسر خدا و همه چیز دارم قابل مقایسه نیست با اون ندای قبلی. خدا رو شاکرم که کنو به سمت استاد عزیزمون هدایت کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    الهام تاجیک گفته:
    مدت عضویت: 551 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد و خانوم شایسته عزیزم و دوستان گرامی

    من به سوالاتی که استاد دربخش مقدمه مطرح

    کرده بودن خیلی فکرکردم و فقط و فقط به یک

    پاسخ رسیدم روابط

    اصلا آشنایی من با استاد و موضوعات سایت هم از

    یک تضاد و تنش توی رابطم شروع شد

    و این نشون میده که بله من نشانه هایی از بد

    شدن شرایط دریافت کردم و بعد تصمیم به تغییر و تلاش برای بهبود گرفتم

    من حدودا دوساله که ازدواج کردم و از ابتدا تا

    همین امروز مدام روزهای خیلی خوب رابطه‌ای عالی

    رو تجربه کردم اما نه به صورت دائمی

    حس میکنم توی یک سیکل معیوب گیر افتادم که تا

    میگم دیگه همه چیز عالی داره پیش میره یه تضاد

    یه اتفاق ناراحت کننده میاد که منو به شدت ناراحت

    میکنه و یه جدایی نسبتا طولانی میندازه و بعد دوباره تکرار و تکرار همین شرایط

    چند روز پیش بازهم بعد از حال خوب از تجربه اتفاقات دلخواه یه اتفاق ناخواسته خیلی خیلی منو بهم ریخت و توی اون سردرگمی پناه آوردم به سایت تا بتونم جوابی پیداکنم و خودمو کمی آروم کنم

    که دیدم یک دوره‌ی جدید روی سایت قرار گرفته به اسم تغییر را در آغوش بگیر

    حتی اسمش هم خیلی حرفا برای من داشت منی که تمام این مدت فکر میکردم دارم روی خودم کارمیکنم ولی کافی نبوده باید بیشتر روی خودم کارکنم باید یه آدم دیگه‌ای بشم

    تا وقتی من همون آدم سابق باشم همون تجربیات روهم خواهم داشت حماقته که فکرکنم میتونم مثل قبل رفتارکنم و نتیجه دیگه‌ای بگیرم

    همش دلم آشوب بود همش افکار منفی بهم هجوم میاورد همش به بدترین حالت ها فکر میکردم تا اینکه کامنت یکی از دوستان رو خوندیم

    حس کردم این برای من یه نشونست یه راهنمایی از قدم اولی که باید بردارم دوست عزیزم که توی اون کامنت درمورد رابطش با دخترش نوشته بود

    و توضیح داده بود که چقدر سعی در کنترلش داشته و چقدر باعث بروز مشکلات و جدایی بیشتر بینشون میشده

    تا اینکه تصمیم گرفته رهاش کنه و به خدا سپرده و فقط روی خودش کارکرده و همه چیز خود به خود همون چیزی شده که می‌خواسته

    دیدم که منم شباهت عجیبی به شرایط این دوستمون دارم منم مدام میخوام همسرمو کنترل کنم مدام میخوام چکش کنم مدام میخوام از دوستان و محیط های نامناسب دورش کنم که مبادا آسیبی به رابطمون و زندگیمون برسه

    و مسلما که همسرم هم به شدت من رو کنترل میکنه و دربرابر کنترل های من هم مقاومت شدید داره و به هرچیزی که من سعی میکنم ازش دور کنم نزدیک و نزدیک تر میشه کارهای اشتباه زیادی انجام میده و من به جای نادیده گرفتن این مسائل ناخواسته مدام قهر میکنم مدام غرمیزنم نق میزنم و….

    به این نتیجه رسیدم که باید رها کنم باید دست از نگران بودن بردارم باید نترسم از اینکه مبادا بهم دروغ بگه مبادا بهم خیانت کرده باشه و من نفهمیده باشم و هزاران نجوای شیطانی دیگه که منو از پیشرفت و تغییر باز می‌دارد

    تصمیم گرفتم هم زمان با شروع این دوره روی خودم کارکنم روی رابطم با خدای خودم روی شخصیت خودم و بیخیال هرکس و هرچیز دیگه‌ای بشم و بسپرم به خدا تا خودش همه چیزو درست کنه

    چون من واقعا توی موضوع رابطم سردرگمم و از خدا میخوام که هدایتم کنه که انسان بهتری باشم که تسلیم باشم که ایمان داشته باشم به خدایی که کارشو بلده و بالاخره بتونم یک رابطه‌ی عالی با نتایج پایدار رو تجربه کنم

    مطمئنم که این دوره بهترین هدایتگر من درمسیری که قدم دراون گذاشتم خواهد بود

    و خیلی خیلی ممنونم از دوستانی که با توضیح شرایطشون و بهبود ها و هدایت هایی که دریافت کردن در کامنت ها انگیزه بخش و نشانه‌ای واضح برای شکستن مقاومت ذهن منفی من و هزاران نفر از افراد دیگه‌ای میشن که ممکنه هنوز سردرگم باشن برای ایجاد تغییر سپاسگزارم

    الهی به امیدتو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2411 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    1) پارسال داشت از لحاظ مالی بهم سخت میگذشت خیلی متوجه نبودم یعنی حس نمیکردم باید کاری کنم تا اینکه یکهو خدا به دلم انداخت دوباره برم سر کار، همون جای قبلی ( که قبل از بچه دار شدنم میرفتم) نشانه ها اومدن و من تغییر کردم بدون اینکه خودم متوجه بشم یعنی این تغییر آگاهانه نبود فقط به چیزی که به دلم افتاد عمل کردم

    2) کار با هوش مصنوعی رو یاد گرفتم، کار عالی و حرفه ای نشد، ولی یه کلیپ درست کردم و تو کانال مدرسه و کانال مربوط به پایه درسی خودم در شهر فرستادم هی دنبال این بودم که بهترش کنم و کار برام سخت شد چون باید با فیلتر شکن و ایمیلهای مختلف کار میکردم، یه صدایی درونم گفت بیخیال شو کمالگرایی رو بذار کنار نخواه که بهترین باشی و همین ویدیو رو بفرست، بعد هم تغییر عکس در موقعیتهای مختلف رو یاد گرفتم بدون اینکه مجبور باشم و میخوام برای دانش آموزام ازش استفاده کنم، باز هم باید یاد بگیرم، ولی جالبیش اینه که همکارام چیزی یاد نگرفتن و من نفر اول شدم تو این زمینه با اینکه نتیجه خاصی ازش ندیدم اما خیلی بهم اعتماد به نفس داده و یکسری کارها رو زیباتر کرده برام و دارم سعی میکنم بیشتر یاد بگیرم تو این زمینه.

    3) واای استاد در مورد سلامتیم، چند سال پیش حس کردم دارم زیاد میخورم چون معده ام درد میگرفت و احساس سنگینی میکردم، سعی کردم کمتر بخورم و هر چیزی نخورم، با اینکه من اصلا چاق نیستم و متناسبم اما لاغرتر و البته سبکتر و سرحالتر شدم، بعد از مدتی دوباره شروع کردم به خوردن، و پارسال موقعی که رفتم سرکار رعایت کردم و دوباره تناسب اندامم بیشتر و دور شکمم کمتر شد، اما از تابستون بااز هم شروع کردم به خوردن میدونستم نباید انقدر بخورم اما عمل نمیکردم و این عصبیم میکردم ( احساس میکنم چون درآمدم قطع شده بود هی غذا میخوردم) اول دور شکمم کمی بیشتر شد، بعد وضع شکمم بهم ریخت تااااا امروز که تو مدرسه دیگه دلم درد گرفته بود من باید به خودم بیام تا اوضاعم بدتر نشده، به غیر از این نشانه ها اولین چیزی که موقع گوش دادن این فایلهای تغییر به ذهنم رسید این بود که نگین تو میخوای افزایش درآمد داشته باشی اول باید شخصیتت تغییر کنه مثل اقای عطار روشن که میگفتن من هر تغییری رو انجام میدادم حتی اگر ربطی نداشت، و برای تغییر شخصیت چیزی که در دسترسته خوراکته! کمتر بخور، و دوباره شیرینی و بیسکویت و کیک رو کنار بگذار مثل پارسال و من دارم شروع میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    استاد سلام دوباره

    من میخوام دوباره بنویسم

    اونقدر بنویسم تا یاد بگیرم تا تغییرات رو در زندگیم ایجاد کنم

    من میخوام عاشق خودم باشم

    میخوام اعتماد به نفسم و احساس لیاقتم رو پیدا کنم بالا ببرم و بهبود ببخشم

    من به خودم قول دادم که بمونم تا اخر پروژه تا راه خودم و پیداکنم تا یک کار یا ایده ای بگیرم و زندگیم رو اداره کنم

    من اومدم تا اون تحقییر های که از طرف نزدیک ترین افراد خانواده ام میشه رو از بین ببرم

    من اومدم تا بتونم بدهی هام پرداخت کنم

    من اومدم تا به خودم متعهد تر بشم

    من اومدم کار مورد علاقه ام و پیدا کنم و ازش لذت ببرم و ذوق و شوق انجامش هر روز و هر لحظه درون قلبم بیشتر بشه

    من اومدم حس لیاقتم رو بهبود بدم

    من اومدم تا جرات و جسارت رو یاد بگیرم و درون خودم پرورشش بدم

    من اومدم یاد بگیرم تا کارهایی که دوست دارم رو با قدرت انجامش بدم

    من اومدم تا ثابت قدم بودن رو یاد بگیرم

    من اومدم تا شور و اشتیاق واقعی رو در وجودم پرور بدم

    من اومدم تا یاد بگیرم چه چیزی رو باید تغییر بدم تا الهامات الهی رو واضح و روشن دریافت کنم

    من اومدم تا عشق به خودم رو درونم بسازم

    استاد عزیزم من هر روز فایل فقط گوش میدم چک و لقد هایی که خوردم اروم میشن اما هیچ تغییری درمن ایجاد نمیشه فقط باعث میشه حالم از بدتر بهتر بشه

    من می‌خوام با دلتنگی برای افرادی که روشون حساب باز میکنم و اما به در بسته میخورم خدا حافظی کنم

    من میخوام هر روز مولد ثروت باشم

    من میخوام عشق. به خودم و بیشتر پیدا کنم

    من میخوام به اهدافم برسم

    هیچی بلد نیستم اومدم یاد بگیرم

    من تغییرات مالی داشتم

    من عشق افراد رو هم نسبت به خودم تجربه کردم

    من الهامت و هم زمانی هایی هم با جریان خداوند داشتم

    من دوست داشته شدم از طرفم دوست داشته شدن خیلی زیاد

    من مامان بله گو هم بودم

    همسر فدا کار هم بودم

    رفیق وفا دارو راز دار هم بودم

    اما دنبال یک تغییررفتار پاییدارم میخوام بهبود ی رفتارم پایدارت بشه نکه یو یو باشم

    با اینکه یه مدت عضو یه شرکتی هستم که باید با خرید محصول و اوردن زیر مجموعه بتونی تصاعد داشته باشی یعنی اولش زمان زیاد بزاری و نتیجه کمه اما هی که پیش میره زمان کم در امد زیاد و وعده دادن که اگه فلان تلاش باشه شما لول اپ میکنید خیلی ها هستن که موفق شدن خیلی ها هستن نموندن خیلی ها هم مثل من تو دو راهی گیر کردن نه میرن نه موندنشون موندنه خیلی دوست دارم اینجا جواب خودم و بگیرم هدایت بشم که باید من چی کار کنم اخر چه جوری تلاش کنم

    خیلی هم تلاش کردم و جواب نه شنیدم و بلند شدم ضربه زدم اما یه مدت با تکرار کلمات و جملات مثبت پیش میرم و خوبه اما بیشتر که پیش میرم راضی کننده نیست با خودم میگم خب که چی الان. اگه ارتباط سازی کنم و معرفی به کار کنم و طرف نه بیاره حال خودم خراب میشه

    یه مدت جوراب فروشی داشتم تو همین هم حمایتم نکردن و مسخره ام میکردن

    یه مدت پاک سازی صورت انجام میدادم خیلی زود سرد میشم از کار

    اینجا اومدم یاد بگیرم چه منطق های باید بسازم تو ذهنم که نتایج پایدار به دست بیارم

    من دوره دوازده قدم رو خریداری کردم منی که پول شارژ گوشی نداشتم چقدر ذوق داشتم چقدر تغییر داشتم

    اما یه چیزی هی از دوباره گوش دادن اون فایلا من و باز میداره میگم اینا رو چند بار گوش دادم اما همش انگار ذهن من دنبال چیز جدیدهستش

    من به لطف خدا دوره روانشناسی یک دوره عزت نفس دوره راهنمای عملی، دوره هم جهت با جریان خداوند و به عنوان هدیه از دست خداوند برادرم دریافت کردم بسیار نتیجه دیدم

    اما از خودم راضی نیستم

    میخوام رشد تصاعدی داشته باشم

    امید وارم در قدم های بعدیم بتونم از تصمیم گرفتنم برای تغییر،،، بگم براتون

    ممنونم و سپاس گزارم از استاد عزیزم و تمام دستان خداوند که باعث میشن این فایل ها بر روی ثایت قرار بگیره و ما به راحتی بتونیم ازش استفاده کنیم

    سپاس از خداوند

    سپاس از استاد عزیزم استاد عباسمنش

    سپاس ازمدیر فنی سایت

    سپاس از افراد موفق سایت

    سپاس از وجود اینترنت

    سپاس از وجود موج هایی که این فیلم و کامنت ها رو به ما انتقال میدن

    سپاس از گوشی همراهم

    سپاس از وقت ازادم

    سپاس از موقعیت الانم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    هدایتم کن حالم همیشه خوب باشه

    نه اینکه سپرده بشم به تقدیر و بد شانسی و بی پولی و بی کسی

    خدای هدایتگرم

    الهامات خود را ارزانی ام ده. روحم را صیقل داده ام

    با تمام هستی ام میخوام تغییر کنم

    خدا نگهدارتون سپاس از همه تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    محمدرضا گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیز و همه ی دوستان

    دوتامورد تو این فایل بود که دقیقا تو زندگی من رخ داد گفتم با شما دوستان ب اشتراک بزارم

    اولیش حمایت نشدن از طرف خانواده

    من از بچگی خیلی دوست داشتم که خودم درامد داشته باشم یعنی دوست داشتم که پول داشته باشم چیزایی که میخوامو بخرم مثه دوچرخه سگا پلی استیشن و… چیزهایی که بچه دوست دارن دیگ

    تا سن 10 12 سالگی این درخواست هارو از پدرم میکردم (البته خودم که جرات نداشتم مستقیم به پدرم بگم ب مادرم میگفتم مادرم ب بابام میگفتم از بس که از بابامون میترسیدیم)و پدرمم با اکراه میخریدم برام اونچیزایی که میخواستم و از سن 13 14 سالگی ببعد دیگ بصورت ناخوداگاه ب این نتیجه رسیدم که هیچ حمایتی از طرف خونواده نیست باید رو پای خودت وایسی واسه همین مدارس که تعطیل میشد علی رقم میل باطنی پدرم تابستونا میرفتم سرکار که درامد داشته باشم و چیزایی که میخوامو خودم بخرم و اصل حرفم ازین مثال این بود که خدارو شکر میکنم که حمایت نشدم یعنی بنده خدا چیزیم نداشت که بخواد منو حمایت کنه در حد توانش حمایت کرد و تشکر میکنم ازش

    این حمایت نشدنه باعث شد که خودم برم درامد داشته باشم خونمو بسازم ماشین بخرم ازدواج کنم و….خدایا شکرت

    مثال دوم از تغییر نکردن

    من بعد ازین که ازدواج کردم خونمو ساختم ماشینم و خریدم یهو استپ کردم دلیل استپ کردنمم این بود که همش افتخار میکردم ب دستاوردام ک اقا من اینو دارم فلان و دارم پس بسه نسبت به اطرافیانمم یه سر و گردن بالاتر اگه نبودم پایینترم نبود این افکار باعث میشد که اصلا ب تغییر فکر نکنم تو حاشیه امن خودم بمونم تا دوسال ولی بعد دوسال بخودم اومد یسری تغییرا تو زندگیم ایجاد کردم و احساس بهم میگه که تو مسیر درست دارم حرکت میکنم بشرطی که این تغییرات کوچک باید ادامه داشته باشه

    باتشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رویا میانکاله گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    سلام به دو استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانسی

    خدارو شکر کنم اول کامنتم که باعث حضور من در این سایت زیبا شده

    و تشکر از استاد و همه دوستان و خودم ،که هر طوری شده خواستم و شده که اینجام.

    استاد جانم،

    من کلا شخصیتی دارم که هم تنوع طلب هستم یعنی دوست دارم خیلی چیزها رو تجربه کنم هم کمال گرا ،و این دو احساس میکنم در تضاد هم هستن و باعث کند رفتن و احتیاط زیاد میشه.

    قبل ورودم به سایت باید چگد و لگد رو از جهان میخوردم تا به خودم میومدم مثلا همین تو سایت بودن که از دوره اون بیماری شروع شد من به حدی رسیدم که فقط به مرگ همسر و بچه هام فکر میکردم دائم اخبار دنبال میکردم روابط و مهمونی های که دائم در مورد غر زدن و غیبت و ….بود.

    تا یه جایی تسلیم شدم و با استاد عرشیانفر آشنا شدم مدارس خیلی تغییر کرده بود با تمریناتی که اون استاد داد خودم با ترس شروع به تغییر کردم مثلا مهمونی ها رو نمی‌رفتم اخبار دیگ نگاه نکردم بالای 50 تا کتاب تو یکسال خوندم تمرینات کتاب ها رو انجام دادم تو لیست مخاطبان اکثرا رو حذف کردم جای که حرف منفی بود خودم سرگرم کار دیگ میکردم تا کم کم با یک لایو دوست نفره شما و استاد عرشیانفر با شما آشنا شدم .

    زندگیم خیلی خیلی خیلی تغییر کرد که قابل قیاس نیست و این اولین تغییر اساسی بود.

    تغییر بعدی که با چک و لگد دچار شدم دوست سال پیش در مورد ارتباطم با یکی از آشنایان بود که خیلی با هم راحت بودیم دوست صمیمی بودیم بس اون شخص اوایل ارتباط منو برای خودش قدیس دونست من بال و پر گرفتم یه جورایی خودم منجی میدونستم هر وقتی میخواست حضور داشتم خودم اصلا اهمیت نمی‌دادم چندین بار با رفتاراش له شدم ولی آخرین بار خورد خورد شدم طوری که اصلا به زندگی حسی نداشتم 3 ماه طول کشید تا له خودم بیام ولی همون جا اینستام حذف کردم خودم بستم به کاری که دوسش دارم راننده سرویس مدرسه شدم کنارش شغل دیگ بخاطر اینکه زیاد فکر نکنم خودم بستم به گوش دادن فایل ها با اینکه خیلی خیلی سخت بود نتایج اومد درآمد و شغل اولینش بود.دوره عزت نفس خریدم سال بعدش مسافرت های پی در پی ،رابطه خوب با همسر و بچه هام حال دلم عالی بود اصلا رو ابرا بودم به یکسال نکشید همون شخص منو دعوت به کافه کرد ازم عذر خواست در صورتی که من دیگ خیلی کم به اون فکر میکردم رابطه مون معمولی ولی الان ادامه داره.

    در حال حاضر تضاد آنچنانی ندارم ولی تو رابطه با همسرم دچار اختلال هستم یا اینکه خیلی تو بحث و چیزای منفی قرار میگیرم که با گوش دادن این فایل خدا بهم گفته میخواد یک تغییر اساسی دیگ بکنم که بیشتر لذت ببرم

    من با این پروژه ،در کنارش دوره احساس لیاقت جلسه 9 که در مورد احساس گناه و همچنین جلسه 8 دوره 12 قدم هستم .

    میخوام خودم ببندم به کامنت خوندن فایل گوش دادن سریال دیدن و به نکات مثبت و اژارافیان بیشتر توجه کنم .

    من این قدم برمیدارم مطمئنم خدا ده قدم منو جلو میبره

    .

    به لطف خدا تا پایان این پروژه و دوره احساس لیاقت از نتایج بی نظیری بنویسم .

    متشکرم در پناه خدا شاد و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود خداوند به شما استادان عباسمنش و خانم شایسته ارزشمندم

    سلام و درود به دوستان من که دوست دار تغییرند

    برای مدت ها اومدم کامنت بنویسم

    استاد عزیزم در مورد بحث تغییر اومدم یاد بگیرم تا بتونم چک و لقد های متحمل شده ام رو ترمیم کنم

    من تو دسته ای هستم که همیشه به خودم میگم باید تغییر کنم

    باید خودم بالا بکشم

    اما خیلی ضعیف ام جزو دسته ای هستم که فقط چک و لقد میخوره و یه مدت تغییر میکنه اروم میشه و جای چک و لقد ها بهبود پیدا میکنه و باز درس نمیگیره و باز به قعر چاه بد بختی و فلاکت میفته و چک و لقد ها براش خیلی عادی شده و خیلی پوست کلفتر شده و همون اشتباهات قبل رو در هر زمینه ای باز تکرار میکنه

    اومدم کامنت بزارم

    کامنت بخونم

    فایل گوش بدم

    تا بتونم اون درس های درست رو بگیرم تا بشه جزو رفتار همیشگیم

    هر بار مجبورتر بشم تا برای راحت تر کردن کارهام تغییر کنم و حرکت کنم

    من بد جور در جا میزنم هم تو روابط عاطفیم هم تو مسله مالیم

    جهان تو سر من میکوبه و من باز درس نمیگیرم. دلم و خوش میکنم که اشکال نداره دنیا اینجوریه دیگه

    همینه که هست

    تضاد ها به وجود میان ولی من پیشرفت نمیکنم اعتماد به نفسم بد جور پایینه

    استاد جان من تو خیلی از مسئله ها خوب پیش رفتم ولی تا زمانی خوب پیش رفته که من از خودم گذشتم خط قرمزم رو رد کردم. بخشیدم که شرایط اروم بوده

    اما تا میام به خودم بیام و حق خودم و بگیرم میبینم که طرف مقابلم پیش دستی میکنه جوری برخورد میکنه که نمیتونه از خودش بزنه ومن ناراحت میشم اما باز فریب میخورم و به روابط قبلیم ادامه میدم به رفتار های قبلیم ادامه میدم

    الان که این کامنت رو نوشتم دلم از خودم پره

    دلم از خودم شکسته که نمیتونم سر قولم بمونم سر حرفم بمونم. در مورد خودم نه اینکه در مورد دیگران زود کوتاه میام

    جوری که بیشتر سو استفاده میشه ازم از طرف همسر فرزند دوست اما باز میبخشم تا دوست داشته بشم

    دوست دارم تو خانواده فامیل اطرافیان فقط از من بیشتر خوششون بیاد برا همین خیلی از خودم میگذرم

    اما باز میبینم افرادی که رفتارشون قابل پسند نیست اما چون نظر دیگران براشون مهم نیست خیلی با خودشون در صلح ان بیشتر ازمن دوست داشتنی ترن

    من میخوام تغییر کنم

    برا همون از اول پروژه دانلود کردم و هر روز گوش میدم بیشتر احساس حقارت و بی ارزشی میکنم که چطوره همه دارن تغییر میکنن اما من نه از لحاظ مالی رشد کردم نه از لحاظ عاطفی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نادر زاهدی گفته:
      مدت عضویت: 1812 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم خوب باشید

      به نظرم خودشناسی و صادق بودن با خود و پیدا کردن و‌ پذیرش ایرادات اولین قدم تغییر هست

      معتادی که اعتیادش رو‌ انکار کنه و عیب ندونه هیچوقت به فکر ترک نمیوفته

      شما قدم اول رو برداشتید و تغییر رو شروع کردید حتی اگر نشانه ای از تغییر رو‌هنوز نمی بینید پس ادامه بدید و به خداوند توکل کنید و حتما خداوند با هدایت هاش مسیر رو‌برای همه ما ساده تر می کنه

      نکته دوم که استاد در خیلی از فایل ها اشاره می کنن سرزنش و احساس گناه هست که بدترین فرکانسی هست که انسان می تونه داشته باشه ، پس سعی کنید توی این فرکانس قرار نگیرید و تغییرات را گام به گام و با هدف های کوچک پیش برید

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        hanife sepehri گفته:
        مدت عضویت: 1728 روز

        سلام و درود به شما دوست عزیز سایت ارزشمندمون

        من از شما سپاس گزارم بابت راهنمایی تو

        واقعا که احساس گناه ویرانگره

        من دوباره بهم تلنگر خورد که از این حس بی ارزشی. دور شوم و احساس لیاقت رو درونم بیشتر بهبود ببخشم

        چقدر هدایتی من هدایت شدم به سایت

        وقتی دیدم برام کامنت اومده لبریز از سپاس گزاری شدم

        چشم حتما با دقت بیشتر فایل ها رو گوش میدم تا قشنگ مثل شما اقای زاهدی عزیز بتونم جواب ها ی درست تری رو بگیرم

        تحسین تون میکنم

        سپاسگزارم بابت جواب عالی تون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: