تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بیتا احسانی گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربونم و دوستان هم فرکانسی ام

    ـ توی چه مقطعی از زندگی به یه هدف بزرگ رسیدید و فکر کردید که همه چی تموم شد و روی خودتون کار نکردید؟

    آخرین باری که یادم میاد من این حالت رو تجربه کرده باشم، زمانی بود که من بعد از تلاش های فراوون و کار کردن های زیاد روی خودم و باورهام یه شغل خوب با فضای خوب و همکارهای خیلی عالی پیدا کرده بودم و داشتم تلاش میکردم که روند کار رو خیلی خوب یاد بگیرم، تقریبا 4 سال بعدش که دیگه همه چی دستم بود و کار رو عالی یاد گرفته بودم چندین بار نشونه های تغییر رو دیدم اما نادیده اش گرفتم

    مثلا یکیش همینی که استاد گفتن، من هم حس میکردم دیگه چیزی برای یاد گرفتن نیست، یا اینکه روزمرگی واقعااا خسته ام کرده بود و انگیزه ام رو نه تنها درمورد کار بلکه درمورد زندگی هم از دست داده بودم اما نادیده اش میگرفتم و دلیل همه اینا این بود که من کار کردن روی خودم رو بیخیال شده بودم و هیچ تلاشی هم برای تغییر نمیکردم با اینکه حتی میدونستم باید تغییر کنم!

    و همین شد که من توی دوره ای از زندگیم متوقف شدم و بعدش کم کم روندم رو به پسرفت بود

    متاسفانه من چون نشونه هارو نادیده گرفتم چک و لگد جهان رو هم خیلی بد خوردم و بعدش به مسیر برگشتم!

    الان اما آگاهانه دارم روی خودم کار میکنم و هرروز به خودم یادآوری میکنم که سکون و کار نکردن روی خودم منو نابود میکنه! و این بار به محض روبه رو شدن با نشونه ها و تضاد ها بااااید خودم رو تغییر بدم باید هر لحظه به دنبال پیشرفت باشم و نگم دیگه همه چی خوبه و تمومه بلکه بگم نه این کافی نیست تو هنوز کامل نیستی باید هر روز برای بهتر شدن ادامه بدی

    در حال حاضر بهشت امن من یا بهتره بگم چیزی که دارم همه اش نادیده اش میگیرم جسم منه! الان دارم میفهمم که چون همیشه اطرافیانم بهم گفته « بابا تو که اندامت همیشه عالیه!» باعث شده من کلا بیخیال کار کردن روی سلامت خودم باشم و فکر کنم من همیشه اندام خوبی داشتم دارم و خواهم داشت! و دیگه نه ورزش کردم نه تغذیه ام رو رعایت کردم! حتی با اینکه من از بچگی عاشق رقص بودم و هر روز چندین ساعت میرقصیدم و حتی آموزش میدادم، دیگه کلا بیخیال شدم

    و کم کم دارم نشونه هاش رو میبینم که دیگه جسمم داره میگه اگه اینجوری ادام بدی حال من خوب نمیمونه!

    باید علاوه بر روحم کار کردن روی جسمم و تغییرات رو هم شروع کنم

    یا حتی روابطم که فکر میکنم همیشه اینجوری خوب میمونه! که اگه روی اونم کار نکنم میدونم که قراره اوضاع تغییر کنه و چیزایی ک نمیخوام اتفاق بیفته! پس باید روی اینم کار کنم

    خدایا شکرت که من رو توی این مسیر قرار دادی و هر لحظه هدایتم میکنی

    استاد جونم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    سلام و درود .

    به نام خداوند بزرگ خداوند عادل خداوند رزاق و خداوند عزیز .

    درود بر استاد عزیز و بسیار بزرگوار

    درود بر خانوم شایسته عزیز و همه دوستان .

    خدایا شکرت که در زمان مناسب منو هدایت کردی که این فایل رو شنیدم و توضیحات رو با دقت خوندم و الان کمکم میکنی تا بتوانم بنویسم .

    درک من از تک تک جملات توی توضیحات این فایل اینه که ؛ هر جمله ای کلی درس داره. وقتی به زندگی خودم و این روند بهبود و رشد نگاه میکنم که، هر جا اینجوری نگاه کردم که بعد از رسیدن به هدف رفتم توی دل هدف بعدی یا تغییرات ، چقد رشد کردم . حالا این کندن از جای امن و وارد مرحله بعدی یا هدف بعدی شدن هرچقدر زودتر بوده درد کمتری داشته یا دردی نداشته و هر جا گذاشتم تا تایم زیادی بگذره چکش و لگد خوردم اما هیچوقت له نشدم چون بالاخره کندم و رفتم توی هدف بعدی . اینم درسته که نشانه هاش نیاد یکم دقت کنیم دنیای اطرافمون داد میزنه فریاد میزنه که آقا پاشو طوفان در راهه .

    من همیشه توی کامنتها از استاد یاد گرفتم که از تجربه های زندگی خودم بگم حالا توی هر اسکوپ که هستم .

    یه مثال توی همین کامنت نوشتن که الان خداوند الهام کرد بنویسم اینه که یه وقتایی کامنت مینویسم بعد یه حسی میگی الان کپی کن تا یهو نپره هر جا گوش نکردم تا انتها نوشتم وقتی میخواستم ارسال کنم یهو نت رفته و کامنتم ذخیره نکردم کامل پریده و دوباره کلی وقت گذاشتم و از اول نوشتم . همیشه خداوند بهمون میگه توی این لحظه چی کن تا درد نکشی .. توی رانندگی میگه الان راهنما بزن یا الان ترمز کن یا الان بزن بغل یا الان گاز بده توی داستان هدایت طبق دوره همجهت با جریان خداوند وقتی اراده مون رو بزاریم روی گوش کردن و عمل کردن به هدایت روی شونه خداوند نشستیم و خداوند از راه راحت ما رو برده . هر جا اراده مون جهت دهی نبوده و توی ذهن خودمون و تله های اون گبر کردیم سخت و سخت و سخت‌تر شده .

    من از سال 86 شروع کردم به کارگری و کشاورزی رو زمین دیگران با این ذهنیت که میخوام از کارگری بیام بیرون اما باید توی همین پیشرفت کنم .

    بعد سال 92 با این که درآمدم خوب بود اون سال درآمدم سالم ده تومن بود اطرافیان میگفتن همین جا لمون توی همین کار تو نادانی میخوای کارت رو عوض کنی . اما من میخواستم کارگر نباشم یه نیسان خریدم و توی سال 93 در آمد سالم شد سه تومن بعد یکم بهبود توی کارم ایجاد کردم و شکل فکریم رو یه ذره تغیر دادم و با حفظ ماشین یه سال دوباره رفتم توی کشاورزی این بار در آمد سالم شد 29 میلیون یهو موفقیت بهتر که ناکام رو سفت تر کنم و با ایمان بیشتر کار کنم بعد سه سال ماشین رو فروختم و نیمه سنگین خریدم بعد دوسال یعنی سال 98 دیدم آقا رانندگی هم دیگه بهم شوق نمیده لذتی نداره و نتیجه ای که از بی میلی میگیرم خسارت مالیه اما از بیرون که بقیه میدیدن میگفتن خونه داری ماشین داری دراند داری شغلت خوبه و تو نفهمی که میخوای تغییر بدی توی رابطه هن نشکلات داشت بزرگ میشد .من گفتم توش خودمو کشته بیرون مردم رو کشته .

    اینو همیشه میگم رضایت خودم از سبک زندگیم مهمه من نمیخوام دیگران رو راضی کنم یا راضی نگه دارم پس من عوضش میکنم و همیشه عوض کردم اما هر جا دیر عوض کردم بشدت درد کشیدم و جالبه که نشانه هاش میاد .

    الان هم توی یه لول عالی هستم سه ماه پیش داداشم می‌گفت تو تقدیرت خوب نوشته شده تو خوش روزی هستی تو همیشه درامدت از ما بیشتر بوده اما میدونم که بحث تقدیر نیست بحث تغییره که خودمون داریم زندگیمون رو خلق میکنیم دو روز پیش اون یکی داداشم می‌گفت تو روزیت همیشه بهتر بوده اگه ما هزار سال عمر کنیم به اندازه ای که تو تا الان تفریح کردی مسافرت کردی جاهای زیادی رو دیدی نمیتونیم همین که تا الان تجربه کردی رو تجربه کنیم .

    جالب اینه که من الان دارم واضح میبینم که وایسادم و سکون دارم دنیای من داره داد میزنه نشانه های توقف و سقوط و بی درآمدی رو دارم حسش میکنم شغلی که الان دارم هر جوری بهش نگاه میکنم ضرر میده و دو تا دیدگاه هست که یکی میگه چرا دست به هر کاری میزنم نمیشه چرا همه چی خرابه چرا من سرمایه میزارم و کل سرمایه از بین میره نتیجه میشه حس بد و اتفاقات بد رو تجربه میکنم ، بعد میگم اینکه من دوباره سرمایه بزارم یا هر کاری انجام بدم همین نتیجه رو بر میدارم باید ببینم چی و کجا مشکل داره و روی ذهنم و باورهام کار کنم .

    یه دید گاه هم میگه توی هر تغییری یه سری تضادها پبش میاد انگار درها بسته میشه که تو دری که خداوند داره باز میکنه رو ببینی این بهم حس خوب میده حالم خوب میشه. دوباره میرم روی اصل . که سپاسگذاری از داشته هاست .

    همیشه توی تغیرات بزرگ از جنبه های مختلف نشانه هاش اینه که همه چی گره بخوره که تو همه چیز رو تغییر بدی . حالا همه اینها رو من فهمیدم اگه الان تغییر بدم یا هدف بعدی رو مشخص کنم اراده م رو بزارم روی هدایت خداوند روی شونه خدا میشینم و تغییر نرم و روان و بزرگه . اگه زمان زیادی این تغییر طول بکشه چون باید تغییر کنم و نمیکنم با چکش و لگد جهان روبرو میشم و درد میکشم حالا این منم که درد رو با عمل نکردن یا دیر عمل کردن تجربه میکنم و دعوت میکنم یا با تغییر سریع راحت و روان پاداش هاش رو میگیرم .

    موفقیت‌های الان شده سقف زندگی من اما تغییرات الان من و خارج شدن از منطقه امنم نمیشه سکوی پرواز من .

    الان دست به عمل شدم و با دیدن نشانه ها سریع هدف بعدی و خواسته بعدی رو مشخص کردم و درد کشیدنو انتخاب نمیکنم و اراده مو میزارم روی هدایت خداوند و الان از خدا میخوام خدایی که همیشه همراه منه همیشه منو حفاظت میکنه همیشه هدایت میکنه. هدایتم کنه که فانوس دریایی رو برام روشن کنه و الان روشن کرد گفت فقط سرت رو از روی گوشی بردار بیار بالا و برو ویلاتو بساز هدف الان اینه .

    منم میگم سمعً و طاعتا.

    چشم شنیدم و اطاعت میکنم .

    در پناه خداوند بزرگ. هدایت گر باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1710 روز

    سلام

    گسترش دادن خودمون و به حرکت درآوردن اون استعدادهامون بحث اصلی هست.

    همه ما در حال حرکت متوجه میشیم که کدوم استعدادها رو داریم و دوست داریم یا نه.

    به استحضار خودم میرسونم که دلیل حرکت نکردن عدم احساس لیاقت هست.

    تو جلسه دوم دوره لیاقت زیاد پرسه بزن .تو اونجا مشکل داری.درونت با تو همکاری نمیکنه.دوست خوبت نیست.

    احساس میکنم نداهای درونی رو دوباره بازیابی کن

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ساره🤍 گفته:
    مدت عضویت: 234 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم

    در چه مقطعی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، روابطی) به یک هدف بزرگ رسیدید، احساس کردید «دیگر تمام شد» و کار کردن روی خودتان را متوقف کردید؟ دو سال پیش بود که شروع کردم به کار کردن روی خودم مخصوصا روی باورهای ثروتم هر روز کار میکردم دلم می خواست برای خودم یه ماشین بخرم و یه شغل خوب با درآمد بالا داشته باشم و بتونم خونم رو جابه‌جا کنم و یه خونه‌ی همکف اجاره کنم.دقیقا بعد از چند ماه کار کردن روی خودم یه شغل خوب با درآمد بالا پیدا کردم توی همون هفته اول شغل جدیدم بودم که یه خونه عالی دقیقا همون جور که میخواستم پیدا شد و به راحتی و با مبلغی که دلم می خواست اجاره‌اش کردم. دو هفته بعدش خداوند شرایطی رو‌ فراهم کرد که به طرز غیر ممکنی برای خودم ماشین خریدم. همه چی عالی بود دقیقا به تمام خواسته‌هایی که اون موقع داشتم رسیده بودم برای همین بعدش متوقف شدم.

    این توقف و احساس رضایت کامل، چه نتایجی (شاید حتی پسرفت، بی‌انگیزگی یا روزمرگی) برای شما به همراه داشت؟

    دیگه کار کردن روی خودم رو کنار گذاشتم و ذهنم سراغ چیزهای منفی رفت و پسرفت من شروع شد. چند هفته گذشت شرایطی پیش اومد که مجبور شدم از شغلم بیام بیرون. بعدش همینجور اتفاقات منفی پشت هم اتفاق افتاد و این دقیقا به همین علت بود که من دیگه روی خودم کار نکردم و از اونجا که در جهان سکون نداریم من پسرفت کردم و اون شغل خوب و درآمد بالا و شادی که داشتم رو از دست دادم.

    امروز، آن «بهشت امن» یا «سقف راحتی» که احساس می‌کنید به آن رسیده‌اید و شور و اشتیاق رشد را از شما گرفته (و می‌دانید که باید برای عبور از آن تغییر کنید) چیست؟ امروز که خدا رو شکر یکسال نیم از اون ماجرا گذشته من تغییر کردم دیگه اون آدم سابق نیستم. همش تلاش میکنم روی خودم و باورهام کار کنم و اگر چند روز نتونم روی خودم کار کنم حس پوسیدگی سراغم میاد و دقیقا نشانه‌ها رو میبینم و خدا رو شکر با دیدن اولین نشانه‌ها به خودم میام و دوباره شروع به کار کردن روی خودم میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربون و همچنین سلام به همه شما دوستان عزیزم ، این فایل خیلی آموزنده بود جهان هستی همیشه در حال تغییر و پیشرفت بوده از طبیعت گرفته که زمانی دایناسور ها بودن و تغییر کرد و قاره ها تشکیل شدن تا دنیای امروزی که هوش مصنوعی اومده و روز به روز دنیا در حال تغییر هست ما انسان ها هم جزیی از این عالم هستی هستیم ، پس چرا باید یک جا بدون تغییر و پیشرفت بمونیم ، ما هم باید حرکت کنیم به سمت پیشرفت و تغییر ، اگر همین جایی که هستیم بمونیم نه تنها رشد نمیکنیم که پسرف هم میکنیم

    در جواب سوال اول که کدوم تغییر من به سقف رسیده میتونم در مورد گوش کردن به فایل های استاد بگم چون من همیشه به دنبال این بودم که آرامش داشته باشم همیشه حالم خوب باشه خیالم راحت باشه توکلم به خدا باشه و یه مدت من خیلی حس آرامش و حال خوب رو داشتم دیگه فایل های استاد رو گوش نکردم ، شکر گذاری نکردم فکر میکردم که دیگه بلدم می‌دونم چی به چیه اما اما غافل از این که روز به روز ایمانم کم تر شد ، دلهره گرفتم ، و بیقرار شدم بیقرار خواسته هام من هیچ وقت بیقرار خواسته هام نبودم نگران میشدم اما بی‌قراری نمی‌کردم یه دفعه به مرحله‌ی بی‌قراری رسیدم و اون جا بود که چند تا تجربه بد داشتم و به خودم اومدم و گفتم باید تغییر کنم و باید توی این مسیر بمونم ، وای خدای من چقدر تو مهربونی به قول استاد که همیشه میگن کافیه شروع کنی از همون اول تغییر رو و حال خوب رو متوجه میشی و اتفاق های خوب میوفته من شکر گذاری رو سه روزه شروع کردم الان دوباره دارم کم کم آرامش خودم رو ایمان خودم رو به دست میارم شکر واقعا خواسته هایی که نوشتم توی دفترم پنج شیش دقیقه بعدش اتفاق میوفتاد و قلبم تند تند میزد و میگفتم خدایا ازت ممنونم عاشقتم بچه ها شکر گذاری بی‌نظیر بهترین کاری هست که میشه انجام داد واقعا شگفت زده میشه آدم آروم میشه من خیلی بهتر شدم خدایا شکرت بچه ها دوستتون دارم کامنت هاتون رو با عشق میخونم مرسی از وجود همه شما شکر به خاطر وجود استاد همگی در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1510 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز پنجاه و پنجم از فصل دوم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت مشتری هایی که پیام دادن برا  پودر زعفران

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه مادرم ماهی پلوی بسیار خوشمزه با ته دیگ لواش درست کرده بود بسیار خوشمزه بود عالی بود با سالاد خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه پدرم ماست خرید خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه اینترنت خریدم که قبلا سختم بود بخرم حالا به راحتی میخرم

    خدایا شکرت بابت اینکه به دوستم با احساس ارزشمندی گفتم این عینکت چقدر قشنگه میدیش به من ؟اونم گفت اتفاقا برا تو خریده بودم برش دار مال تو خدایا شکرت که یه عینک بسیار با کیفیت و زیبا هدیه دریافت کردم

    خدایا شکرت بابت اینکه یه ایده ای بهم الهام کردی و من به هدایت و الهام خداوندم دارم عمل میکنم هفته قبل با دوستم مسیر روستای شیخ حیدر رو رفتیم بسیار زیبا بود 13 بدر به ثمرین رفتیم کمپ کردیم بسیار عالی و سرسبز و زیبا بود

    این هفته جمعه هم یه الهامی بهم شد که باید بری و دریاچه نئور رو ببینی منم گفتم چشم و به دوستم گفتم منو برد اونجا

    خدایا شکرت بابت شهر زیبایم اردبیل که چقدر زیبایی داره الله اکبر امروز از کنار تلویزیون رد میشدم یه لحظه شنیدم بیش از دو میلیون و سیصد هزار نفر به اردبیل تو این عید نوروز 1404 سفر کردند این نشانه فراوانی زیبایی و نعمت و ثروته خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اعتماد دوستم به من که دوستم موقع رفتن ماشینشو کنار زد گفت رانندگی کن یکم منم جاده خلخال رو تا روستای آراللو رانندگی کردم پلیس راه رو رد کردم کلی تجربه کسب کردم با ماشین دوستم رفتم به دل ترسم تو جاده شلوغ رانندگی نکرده بودم که رانندگی کردم تو اتوبان با 206 رانندگی نکرده بودم که کردم اولین بارم بود تو جاده خلخال رانندگی میکردم تو جاده نمین فقط رانندگی کرده بودم تجربه جدید و فوق العاده ای بود سرعتم 90 بود با دنده 4 رانندگی کردم خدایا شکرت

    موقع برگشت هم باز دوستم ماشینشو بهم داد رانندگی کردم این بار حرفه ای تر از قبل تصاعدی دارم رشد میکنم تو رانندگی جاده موقع رفتن یکی دوبار سبقت گرفتم ولی موقع برگشت 4 الی 5 بار پشت سرهم حرفه ای سبقت گرفتم اونم تو اتوبان خدایا شکرت

    و اما از زیبایی هایی میخوام بگم که امروز خداوند هدایتم کرد به این بهشت بی نظیر

    خدای من به کجا هدایتم کردی من مات و مبهوت موندم

    از شدت زیبایی اشک ریختم

    حالا فهمیدم مریم جون وقتی فیلم میگیره از زیبایی ها میگه این دوربین محدوده آره وقتی من این زیبایی ها رو می دیدم برداشتم فیلم گرفتم اصلا قابل مقایسه نبود اون فیلمی که گرفتم با اون زیبایی که من داشتم تماشاش میکردم لمسش میکردم میدیدمش میشنیدمش

    رفتیم به روستایی در شهر هیر به نام نئور که دریاچه داره به اسم نئور بسیار زیبا بسیار زیبا

    الله اکبر

    کوه های بسیار زیادی رو تو راه میدیدم که برف داشت روی کوه ها همینطوری از دور که میدیدم یکم که میرفتیم به کوه ها نزدیک تر می‌شدیم یکم رفتیم دیدم واقعا تو خود کوهیم من اولین بارم بود کوه رو از نزدیک و برف هاش رو از نزدیک میدیدم همیشه کوه و برفهاش رو از دور دیدم یه تجربه فوق العاده ای بود برام

    بی نهایت سرسبزی دیدم خدایا شکرت

    بی نهایت پوشش گیاهی کاکتوس مانند دیدم که رشد کرده بودند خیلی زیاد بودند

    داشتیم که میرفتیم جاده ی نئور یه جاده روستایی خاکی پر از سربالایی و سرازیری و پیچ های بسیار تند بود من اولین تجربه ام بود که به همچین جاده ای رفته بودم

    یه جایی برفا رو دیدم از کوه ها داشتن ذوب میشدن نور خورشید زده بود روشون و رودخانه های کوچیک تشکیل شده بودن بسیار رویایی بود

    ماشین رو دوستم نگه داشت و راه پیاده داشت تا به دریاچه برسی منم با دوستم تا نصفه رفتیم بسیار زیبا بود

    وقتی میری جای ناشناخته بسیار بزرگ میشی و به خود شناسی میرسی

    داشتیم میرفتیم دیدیم هیچکس نیست دوستم گفت هیچ کس نیست منم گفتم اونجایی که اکثریت جامعه میرن ما نمیریم ما داریم متفاوت عمل می‌کنیم

    با اینکه هیچ کس نبود من خیلی شجاع و نترس بودم ایمانم بسیار قوی بود معلومه خوب روی خودم کار کردم خدایا شکرت

    دوستم بهم گفت ساناز تو داری کجا میری؟!

    نمیترسی؟!

    من اصلا تو این فضای فکری نبودم که بترسم

    گفتم از چی

    گفت هیچکس نیست

    گفتم خدا که هست نترس

    آرامش و حال خوب کل وجودم رو گرفته بود

    با خداوند با منبع هم فرکانس شده بودم

    نمیدونم چطوری حالم رو بگم

    به جزئیات زیبایی اونجا فکر میکردم توجه میکردم

    چشامو بستم به صدای زیبای پرندگان که داشتند میخوندند و میگفتند خدا هست خدا هست خدا هست گوش میکردم

    دوستم گفت بیا بریم دیگه نرو اینجا هیچ کس نیست یه خرسی یه حیوونی پیدا میشه و میاد ما رو اینجا میخوره خیلی خطرناکه

    یاد فایل مثل ابوموسی نباشیم استاد افتادم

    گفتم من دوس دارم تجربه کنم اصلا بذار بمیرم اصلا اون حیوون بیاد منو بخوره مهم اینه که من تو محیط امنم نموندم و اومدم تجربه کنم

    اومدم به مادر و خواهرم تعریف کردم گفتن تو چه جور آدمی هستی به کجاها میری واقعا نمیترسی؟!نمیترسی یه بلایی سرت بیاد یا اگه تو اون بیابون بلایی سرت میومد کی میومد تورو نجات بده ؟!

    من اگه به ترس هام و ترمزهام فکر کنم که اصلا نمیرم اونجا اصلا هدایت نمیشم

    خداوند یه آمادگی رو در من دیده و منو فرستاده اونجا

    من بیخودی وشانسی اونجا هدایت نشدم من روی باورام کار کردم و طبق قانون خداوند که بهش عمل کردم و به اونجا هدایت شدم

    خدایا شکرت بابت گلهای بنفش رنگ زیبایی که کنار پوشش های گیاهی رشد کرده بودند

    من رفتم اون پوشش های گیاهی که تیغ داشتند رو لمس کردم اون برف های کوه ها رو لمس کردم خدایا شکرت

    از زیبایی دریاچه که نگم براتون کوه های بسیار زیبا پشت دریاچه بودند و دریاچه پر از آب بود اونم آب شیرین و گوارا این فراوانی نیست پس چیه

    برف ها ذوب میشن و تبدیل به آب میشن این فراوانیه خدایا شکرت

    هوا عالی بود قدم میزدم یه جاهایی باد بود یه جاهایی نسیم می‌وزید یه جاهایی نور خورشید میزد و گرم بود یه بهشت واقعی بود

    خدایا شکرت که روحیه نترسی دارم

    خدایا شکرت که پشتم به تو گرمه

    خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی

    خدایا شکرت بابت ابرهای زیبا و آسمان زیبای روستای نئور

    خدایا اگه با تو هم فرکانس نشده بودم میترسیدم

    من واقعا روی شونه های خداوند بودم

    روی بعضی قسمت های دریاچه یخ بود بسیار زیبا بود خدایا شکرت

    من اون همه زیبایی دیدم فقط به بزرگی خدای خودم فکر کردم گفتم خدایا تو چقدررررررررر بزرگی و ما در مقابل تو هیچیم و چقدر کوچیکیم

    این نشانه ها رو برامون گذاشتی که بهت ایمان بیاریم که تو قرآن گفتی به نشانه های من تعقل کنید

    این زیبایی هارو که دیدم هر چند انقدر زیبایی و نعمت خلق کردی که قابل شمارش نیست وقتی دیدم این زیبایی رو گفتم خدایا من چقدر ایمانم نسبت به تو ضعیفه و باورت ندارم که تو چقدررررر بزرگی تو چه چیزایی خلق کردی یه نقاشی بسیار زیبا غیر قابل وصف بود

    خدای من منو ببخش اگه خیلی جاها باورت نکردم

    تو چقدر بزرگی خدای من

    تو چقدر قدرتمندی

    تو چقدر مهربونی که این همه نعمت به ما بخشیدی و زمین و آسمان رو مسخر ما کردی

    ایمانم رو باورم رو این زیبایی که از تو دیدم جابجا کرد

    خدایا ازت میخوام بازم منو به زیبایی های بیشتری هدایتم کنی تا باورم نسبت به بزرگی تو قوی تر بشه خدایا شکرت

    اگر من عمل نمیکردم به هدایتم من این جای زیبا رو نمیدیدم

    خدایا کمکم کن به هدایتم عمل کنم

    من به تضادی برخوردم تضادی که زیاد نرفتم طبیعت و اون تضاد باعث شده یه انگیزه ای در من به وجود بیاد که برم طبیعت و تجربه کنم

    و میوه تضاد رو دریافت کنم

    یه آگاهی که بهم الهام شده رو میخوام بگم اونم اینه که وقتی روی خودم کار میکنم و اون افکار و ورودی های مثبت که تو ذهنم تکرار میشه همش بهم گفته میشه تو یه بار به دنیا اومدی تو باید تجربه کنی تو باید عمل کنی تو باید لذت ببری از زندگیت همین الان باید لذت ببری پس کی میخوای تجربه کنی؟کی میخوای لذت ببری؟همین الان وقتشه عمل کن

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:

    گفتگو با دوستان 6 | برکت تصمیمات از پیش تعیین شده

    دوست عزیزم رو تحسین میکنم که با عمل به آموزش های استاد با تغییر باوراشون تونستند یه فروشگاهی رو بگیرند و کلی نتایج به دست آوردند

    دوست عزیزم در مورد این صحبت می‌کنند که به خواستشون رسیدند و احساس کردند به تمام خواسته هاشون رسیدند و انگیزشون کم شد و از لحاظ مالی پسرفت کردند

    این درس رو گرفتند که تا زمانیکه روی خودت کار میکنی نتایج میاد ولی وقتی متوقف میشی و روی خودت کار نمیکنی همه چی برمیگرده به روال سابق پس این کار کردن روی باورامون باید همیشگی باشه ما همیشه باید روی باورامون کار کنیم مثل غذا خوردن

    این تضاد باعث شد که دوست عزیزم به فکر تغییر باشه از خدا خواسته هدایتش کنه به سمت خواسته جدیدش

    تا از خدا خواسته خداوند هم بهش سریع پاسخ داده و پیشنهاد کاری شده بهش یه موقعیت کاری خیلی عالی

    خدایا شکرت که داری همه ما رو هدایت میکنی

    وقتی میگی من به خواستم رسیدم و دیگه هیچ حرکتی نمیکنی هیچ تغییری نمیکنی روی باورات کار نمیکنی همه چی بدتر از قبل میشه

    منم یه مدت روی خودم کار کردم یه سری نتایج گرفتم بعدش کلا ول کردم و همه چی بدتر از قبل شد درآمدم کم شد و شغلم رو از دست دادم حتی اون جایگاه شغلی که داشتم رو از دست دادم و دیدم برگشتم به صفر انگار خیلی تازه کار بودم توی اون شغل مثلا روی خودم کار کرده بودم همیشه توی شغلم پیشنهاد های پر درآمد بهم میشد ولی وقتی روی خودم کار نکردم نتیجش این شد که درآمدم توی اون شغل کمتر بشه و کار به جایی رسید که من اومدم از اون شغل بیرون

    همیشه به دنبال بهبود و بهتر کردن اوضاعت باش

    همیشه به دنبال تغییر باش

    قبل از اینکه اوضاعت بد بشه به فکر تغییر باش

    وقتی اوضاعت خیلی خوبه و متوقف شدی و به فکر بهبود و تغییر نیستی و میگی همین خوبه این وضعیت تورو به سقوط میرسونه تو حتی اگه وضعیتت خیلی هم عالی باشه باید تغییر کنی باید شرایطتو بهبود بدی

    اگر باهوش باشیم قبل از اینکه اوضاع سخت بشه تغییر می‌کنیم

    با دیدن اولین نشانه تغییر کن

    قبل از اینکه چک و لگد جهان رو بخوری تغییرکن

    همیشه روی خودت کار کن حتی در بهترین وضعیت ممکن هم باشی

    نذار اون شرایط خوب انگیزتو برای حرکت و تغییر بعدی کم کنه متوقف کنه

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سمیرا گفته:
      مدت عضویت: 575 روز

      سلام دوست عزیزم و هم فرکانسی

      بسیار زیبا نوشتید و قلم شما برای توصیف طبیعت زیبایی که رفتید عالی بود

      انقدر قشنگ نوشتید که من حس کردم اونجا هستم

      تحسینتون میکنم که روی ترستون پا گذاشتید و تونستید از منطقه امنتون رد بشید

      بهتون تبریک میگم که رانندگی خیلی خوبی داشتید ، انشالله منم بتونم عالی رانندگی کنم

      من همیشه از زیبایی های اردبیل شنیده بودم و الان که شما گفتید این خواسته تو من شکل گرفت یک روز بیام اونجارو از نزدیک ببینم

      امیدوارم همیشه روی خودمون کار کنیم و در مسیر زیبایی ها باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    علیرضا جلالی گفته:
    مدت عضویت: 2335 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار

    نکته هایی که من از این فایل برداشت کردم:

    اول این آیه توی ذهنم بولد شد که

    خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه آن قوم خودشان بخواهند تغییر کنند یعنی من نمیتوانم توقع پیشرفت دز زندگی داشته باشم اما در ابعاد مختلف زندگی دست به تغییر نزنم که اکثرا به دلیل ترسیدن و نداشتن شجاعت وجسارت از تغییر دوری میکنیم

    ۲_ در حاشیه امن زندگی ام نمونم حاشیه امن برای انسان پیشرفت و تغییر مدارهای بالاتر نمیآورد

    ۳_ نباید شرایط من رو مجبور به تغییر کنه بلکه من باید شرایط رو تعیین کنم و قبل از اینکه جهان به من توگوشی بزنه من خودم رو تغییر بدهم و جهان رو که مسخر من هست با خودم همراه کنم

    ۴_برای تمرین تغییر از کوچک شروع کنم مثلا از تغییر ساعت خوابم تغییر سبک زندگی تغییر سبک غذا خوردن و…

    ۵_ هدف از تغییر لذت بردن از زندگی باشد نه اینکه مثلا تغییر شغل بدهم فقط به خاطر درآمد بیشتر که البته بد نیست اینکه درآمدمان بیشتر باشد اما مطمئنا کار وکسبی که همراه با لذت و علاقه باشد درآمد خیلی خوب هم توش هست

    ۶_ شجاعت کلید تغییر است و خداوند پاداش شجاعان را خواهد داد

    شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Z.B گفته:
    مدت عضویت: 2563 روز

    سلام به استاد عزیزم

    استادی که همیشه و به همه میگم بعد از خداوند هر چه در زندگیم دارم و تمام تحولات شخصیتی و کاری و مالیم رو مدیون ایشون هستم

    و همیشه خدا را از این بابت شاکرم که با شما استاد بزرگوار آشنا شدم

    و اما قضیه نوشتن این کامنت

    دو سه ماهی هست مردد هستم که به سمت یک کسب و کار جدید تغییر کنم یا نه

    گرچه کسب وکار فعلیم رو هم با گوش دادن به فایلهای شما و انگیزه که ازتون میگرفتم ایجاد کردم و خیلی هم پیشرفت کردم و درامدم نسبتا خوبه

    اما میگم دو سه ماهی هست خیلی دوست دارم وارد یک حرفه و کسب وکار جدید بشم خیلی مرددم موندم بین دوراهی

    امروز از خداوند هدایت خواستم که چکار کنم تغییر را آغاز کنم یا خیر ؟

    گفتم خدایا هدایتم کن .

    و خداوند من رو به این فایل هدایت کرد

    که حتی وقتی همه چی خوبه میتونی تغییر کنی

    منم میخوام برم و پرقدرت تغییر رو شروع کنم

    انشالله میام براتون از نتایج عالیم تعریف میکنم

    استاد دوست دارم بدونید چقدر تو زندگی من تاثیر گذار بودین

    تاثیر گذارترین فرد زندگیم هستین استاد

    از ۷سال پیش که باهاتون آشنا شدم زندگیم کلا تغییر کرده تغییر خیلی خیلی مثبت

    امیدوارم این فایل هم یک نقطه عطف باشه برام

    مثل اون فایلی که میگفتین برین دنبال علایقتون

    برین دنبال کاری که حتی اگه بهتون پول ندادن بازهم دوست داشته باشین اون رو انجام بدین

    و من یک روز باخودم خوب فکر کردم و اون کار که تدریس ریاضی بود رو پیدا کردم و انقدر درعرض یک ماه شاگرد پیدا کردم که همه وقتهام از ماهها قبل رزو میشدند و الان هم رزو میشن و من از یک خانم خانه دار با درامد صفر تبدیل شدم به یک خانم شاغل که درامدم از همسرم بیشتره

    و همیشه از اون فایل و شنیدن اون حرفتون به گوش جان به عنوان نقطه عطف زندگیم به همه میگم و تعریف میکنم

    دوست دارم این فایل هم بشه یکی دیگه از نقاط عطف زندگیم که به همه پیشنهاد کنم و بگم زندگیم از این تغییر عالی و عالیتر شد

    موفق باشید استاد مهربان

    دست خدا همراهتان

    و باز هم سپاس بابت تک تک کلماتی که به من آموختین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    رضا چنارانی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    سلام استاد عزیزم و سلام به دوستان خوب من یکی

    دوسال هست که صحبت های استاد رو می‌شنوم

    اما الان به این نتیجه رسیدم که یه بازدارنده خیلی

    بزرگ توزندگیم دارم اونم اعتیاد به مواد مخدره که سه چهار روزه دارم تلاش میکنم که ترک کنم و به زندگی ام ارزش بدم تو همین سه چهار روز م با این

    پروژه تغییر را در آغوش بگیر آشنا شدم و خدارو شکر که دارم گوش میدم و عمل میکنم به صحبت های استاد درحال حاضر توانایی خرید محصولات و ندارم انشالله یه پولی که دستم اومد حتمن با دوره ها میرم جلو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    محمد عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    سلام امیدوارم حالتون خوب باشه

    ممنون از استاد عزیز بابت پروژه تغییر دقیقاا در زمانی استارت این پروژه زده شد ک من در شرایط سختی ام و از لحاظ مالی در یکی از سخت ترین شرایط زندگیمم و همه این اتفاقا بخاطر عدم تغییر و بهبود من در زمانی که باید تغییر میکردم هست

    در رابطه با سوال این قسمت که چه زمانی بوده ک احساس کردی بسه دیگه حالا ک به شرایط خوبی رسیدم یکم شلش کنم به اصطلاح خودمون ؟

    من چون کار املاک انجام میدم این اتفاق بار ها و بارهاا برام افتاده که بعد یه کمیسیون چند ده میلیونی اون روتین کار رو از دست دادم و اخرین بار برمیگرده ب شب عید امسال که من از خدا خواستم شب عید خوبی داشته باشم و حیبم پر پول باشه و خدا هم طوری رقم زد ک من چهار تا قرارداد در اسفند و فروردین زدم و حسابی خوب بود شرایطم

    اماا بعدش کنترل ذهنم از دست دادم ، به روزمرگی رسیدم ، کارهای روتین کاری رو انحام ندادم همش ترس از دست دادن پولامو داشتم ، لذت نمیبردم از شرایط و دنبال سرمایه گذاری روی خودم و کارم نرفتم از اموزه هاا دور شدم و تو اردیبهشت نشانه اش اومد یه قراردادم کنسل شد ، الان میفهمم تازه

    اما من نشانه هارو جدی نگرفتم و طوری شد که من الان 5 ماهه که قرارداد نزدم و از لحاظ مالی در شرایط خوبی نیستم ب هیچ عنوان ، تمرکزم خیلی کم شده ، فکرم همش درگیر دراوردن یه لقمه نون و کلی دارم زجر و تقلااا میکنم

    اما خب برگشتم ب اموزه هاا ، دارم کنترل ذهن میکنم حسم رو سعی میکنم خوب کنم ، پروژه تغییر استارت زدم و دوره احساس لیاقت رو دارم از جلسه اول گوش میدم تااازه درک کردم احساس لیاقت چی هست ، اون دوره چه گنجیه ک‌ من داشتمش و استفاده نکردم

    خدای من شکرت ، پر از انگیزه ام و مونده باورهای درست رو ترکیب کنم با این انگیزه تا نتایج مدنظرم رقم بخوره

    خیلی ممنون از نگاه زیباتون

    خیلی ممنونم از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    برای همه تون ارزوی بهترین هارو دارم

    ارادتمند محمد عباسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: