تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -همواره برای خود هدف انتخاب کنیم

    -به محض تحقق هدف،هدف بعدی را برای خود تعیین و مشخص کنیم

    -نداشتن هدف باعث می شود با تضاد و چالش های زیادی مواجه شویم

    -با داشتن باورهای درست و هدف چالش برانگیز خداوند ما را هدایت می کند

    -تا زمانی که شرایط نامناسب نشده تغییر کنیم

    -زمانی که با طوفان مواجه نشدیم خود را برای مقابله با آن آماده کنیم

    -زمانی که در بهترین شرایط ممکن قرار داریم باید تغییر کنیم

    -تنها قانونی که هرگز تغییر نمی کند این است که:

    همه ی شرایط همواره در حال تغییر است

    -اغلب ما تنها زمانی که با تضاد و چالش ها مواجه شویم تصمیم به تغییر می گیریم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -این قانون که استاد بیان کردند زمانی که شرایط شما در بهترین حالت ممکن قرار دارد باید تغییر کنید بسیار به ما کمک کرده که اگر شرایط کنونی مان مناسب است و به اهداف خود دست یافته ایم باید شرایط و موقعیت کنونی خود را تغییر دهیم در گذشته فکر می کردیم تنها زمانی باید تغییر کنیم که با تضاد یا مشکلی مواجه شده یا هیچ راه حلی برای تحقق اهداف خود نداریم

    داشتن این باور باعث شده بود شرایط نامناسب را تحمل کرده و هیچ اقدامی برای بهبود ان شرایط انجام ندهیم

    اکنون به محض تحقق اهداف مان هدف بعدی را مشخص کرده و اقداماتی که با شرایط کنونی مان هماهنگ و سازگار است را انجام می دهیم

    با همیشه هدفمند و در حرکت بودن با تضاد ها و چالش های کمتری مواجه شده که به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر می شود در گذشته تضادها و چالش ها نه تنها به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر نمی شد بلکه برایمان مشکلات بیشتر که راه حلی نداشت و تبدیل به الگوهای تکرار شونده شده بود ایجاد می کرد

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -با تغییر شرایط نامناسب خود با تغییر باورها و عمل کردن به ایده های الهامی خداوند با تضادها و چالش های کمتری مواجه شده و انجام تمام کارها برای ما ساده تر و اسان تر شده است

    اگر بخواهیم منتظر باشیم که با مواجه شدن با تضادها و چالش ها شرایط خود را تغییر دهیم شرایط ما به قدری نامناسب خواهد شد که باید انرژی زیادی برای رسیدن به نقطه ی صفر که قبلا بودیم صرف کنیم که عملا زمان و انرژی بسیاری از ما گرفته می شود

    بهتر است با هر بار کار کردن بر روی باورها و برداشتن قدم های عملی روزانه شرایط خود را هر بار بهبود داده تا با تضاد و چالش های کمتری مواجه شویم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی عملی ما کار کردن هرروزه بر روی باورها بهبود نقاط ضعف غلبه بر ترس ها عمل کردن به ایده های الهامی خداوند انجام اقدامات عملی روزانه و نگاه کردن از زاویه ای به مسائل نامناسب است که به احساس خوب دست یابیم

    با هر بار تغییر باورها وعمل کردن به ایده های الهامی با تضاد و چالش های کمتری مواجه شده رشد و پیشرفت ما به صورت تصاعدی افزایش میابد

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3094 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا هرآنچه دارم از آن توست و تو به من دادی.

    خدایا هر موفقیتی که دارم ازآن توست و تو به من دادی.

    خدایا هر توانایی که دارم از آن توست وتو به من دادی.

    خدایا می پذیرم که همه کارهای زندگی ام را تو داری برای من پیش میبری .

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می خواهم.

    خدایا هدایتم کن به راه راست / به راه کسانی که به آنها نعمت دادی.

    این فایل نشانه ی امروز من بود.از خداوند خواستم مرا هدایت کند به آگاهی که امروز نیاز دارم و سپردم به خودش تا هدایت شوم.

    دارم تلاش میکنم تا بیشتر از نیروی هدایت خداوند در زندگی ام استفاده کنم تا ذهنم را تربیت کنم برای این که همیشه و برای همه چیز از خدابخواهم و فقط روی خدا حساب کنم. من نیاز دارم به ساختن شخصیت توحیدی در خودم چون فهمیدم

    شخصیت الانم خیلی دوست داره با عقل خودش همه کار بکنه.

    یکی از راههای اعتماد به نیروی هدایت / درخواست کردن از خداوند و پرسیدن سوالهای خوب از خداوند هست.

    من باید درک کنم که اگه میخوام رشد کنم باید همیشه از خدا کمک و هدایت بخوام و همیشه درخواست داشته باشم.

    پیشرفت و رشد در زندگی همیشگی هست چون جهان هم همواره در حال رشد وپیشرفته ومن باید همیشه در این مسیر باشم .

    این روزها احساس میکنم نیاز به تجربه جدید و نعمت جدید و حرکت جدید در زندگی دارم. نیاز به یک مسیر جدید برای ادامه دادن وحرکت کردن دارم تا بیشتر یاد بگیرم و بیشتر رشد کنم و بیشتر جهان اطرافم را تجربه کنم.

    مثل خوونه جدید/ ماشین جدید/ مکان جدیدبرای زندگی/ آدمهای باکیفیت تر در معاشرت/ درآمد بیشتر/ مهارت بیشتر در توانایی / سفر جدید و بهتر …..

    خدایا هدایتم کن تا در فرکانس و مدار بهتر بروم . خدایا هدایتم کن اگه نیازه چیزی یاد بگیرم / خدایا هدایتم کن اگه نیازه فایل و آگاهی از استاد که باید گوش کنم و یادبگیرم / خدایا هدایتم کن اگه قراره حرکتی کنم و کاری انجام دهم.

    خدایا من عقلم نمیرسه خدایا من هیچی نمیدونم. خدایا تو میدانی / خدایا تو علم ات برهمه جهان محیط / خدایا تو رحمان و رحیمی / خدایا تو رزاقی / خدایا تو وهابی / خدایا تو سمیعی / خدایا توبصیری .

    خدایا هدایتم کن تا دلبسته و وابسته این منطقه امن خودم نباشم و حرکت کنم / رشد کنم / ادامه بدم.

    خدایا برای تمام نعمتهای زندگی ام سپاسگزار توهستم.

    خدایا برای این باران فراوانی و این هوای ابری و خنک پاییزی سپاسگزار توهستم.

    خدایا برای دیدن وشنیدن این فایل زیبا سپاسگزار توهستم.

    خدایا برای حضور استاد عباس منش عزیزم در زندگی ام سپاسگزار تو هستم .

    خدایا برای حضور خانم شایسته عزیزم در زندگی ام سپاسگزار تو هستم .

    خدایا برای حضورم در سایت عباس منش سپاسگزار تو هستم .

    خدایا برای حضور دوستان سایت و کامنت دوستان در زندگی ام سپاسگزار تو هستم .

    خدایا برای قانون سلامتی و سلامتی جسمانی ام سپاسگزار توهستم .

    خدایا برای فراوانی نعمت ها در زندگی ام سپاسگزار توهستم.

    خدایا برای حضور فرزندم و همسرم در زندگی ام سپاسگزار تو هستم .

    خدایا برای خانه ی زیبایی که دارم سپاسگزار توهستم .

    خدایا برای ماشین خوبی که دارم سپاسگزار توهستم .

    آمین یا رب العامین

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    حسین دولابی و فاطمه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1244 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان در این دوره فوق العاده

    من هم مثل خیلی از دوستان تجربه پیشرفت و بعد توقف و بعد رکود را داشته ام هم در بحث مالی و کسب و کار و هم در بحث رژیم و کاهش وزن در بحث مالی وقتی با کار کردن روی دوره ثروت به خواسته ام رسیدم و رشد مالی ایجاد شد فکر کردم که روند رشد را درست کردم و این موضوع خود به خود ادامه داره ولی وقتی سرگرم روزمرگی شدم جریان برعکس شد و به همان شکل که آرام آرام رشد کرده بود با نشانه های اولیه و به تدریج با گرفتن نشان‌ها بزرگتر شد این بار وقتی از جریان دور شدم آرام آرام با آمادن نشان‌ها از مدار خارج شدم ولی باور نکردم که در حال پایین آمدن هستم و اصلاح نکردم تا وقتی شرایط خیلی سخت شد و فهمیدم که از مسیر کاملا خارج شدم تصمیم گرفتم تا دوباره اصلاح کنم و این کار خیلی خیلی سختی بود

    بازهم از شما استاد عزیز سپاسگزارم که هستید و با الهامات فوق العاده و این دوره‌ای عالی مسیر را روشن‌تر شیرین‌تر و راحتر و هموار میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    لیلی چشمی گفته:
    مدت عضویت: 1292 روز

    وخدایی که همیشه در حال اجابت خواسته هامونه

    فقط کافیه مادر مدارش قراربگیریم شبک ومجلسی وارد زندگی مون میکنه

    سلام به روی ماه شما استاد نابم دست ودلباز ترین فردی که میشناسم

    استاد خیلی عشقین ممنونم از سخاوت وبخشنده بودنتون که همیشه زبانزده

    زمانی بود که در زمینه ی روابطم اون ته چاه بودم وواقعا میخواستم‌که روابطم درست شه

    اون زمان اصلا هیچ اشنایی بااین مسیر نداشتم‌

    فقط یادمه گریه میکردم ومیگفتم‌

    خدایا کمکم کن تا نجات پیدا کنم‌

    از این روزهای تاریک

    تااینکه تصمیم گرفتم یک سری افراد رو در زندگیم حذف کنم‌

    با حذف افراد حتی موقعیت مکانی من هم تغییر کرد

    واینقدر در زمینه ی روابطم به ارامش رسیدم

    که مدتی عاشق تنهایی شده بودم

    ولذت میبردم واین تنهایی

    باعث شد من به خدا وصل بشم

    وبه این سایت بهشتی

    واز زمانی که وارد این سایت شدم

    به لطف خدای مهربونم روابطم هرروز طلایی تر وراضی کننده تره

    وکلا مسیرم وروابطم زمین تا اسمون نسبت به قبلم فرق کرده

    ومن قدردان خدایی هستم که بی نهایت منو دوست داشت

    وهدایتم کردبه مسیر درست

    وسایتی که خدا هرروز راضیترم میکنه

    وخداروشکر میکنم بابت قدم هایی که برداشتم واون قدم ها باعث شد من الان میوه هاشو نوش جان کنم

    از خدا میخوام تو این مسیر بازم کمکم کنه تا روابطم وتمام ابعاد زندگیم هرروز خداگونه تر بشه

    وبشم فردی که جهانم رو هرروز زیباتر کنم

    عاشقتونم

    وخداروشاکرم بخاطر وجود ارزشمندتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    علی بیوه گانی گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    من علی هستم و 20 سالم هست

    خیلی حالم خوبه و خدارو شکر میکنم که اینجا دارم از حال خوبم براتون میگم

    استاد واقعا اصل زندگی تکامل و هدایت هست

    من واقعا خوب درک میکنم و وقتی که به یک خواسته ام فکر میکنم یک چیزی از درونم میگه این تکاملش باید طی بشه و تو هدایت میشی

    استاد من که هیچ راهی برای معافیت سربازی نداشتم و باید میرفتم

    اما انقدر رویا سازی کردم و به هدایت باور داشتم که استاد یک حسی درونم گفت بنویس روی کاغذ و از خدا سپاسگزاری کن بابت معافیتت

    استاد من نوشتم و تاریخ 1399/1/14

    و استاد 6 ماه بعدش به طور عجیب غریب

    دستی از دستان خدا تو مسیر هدایت من قرار گرفت و من الان که دارم این متنو براتون مینویسم کارت معافیتم دستمه و حالم عالیه

    و این تکامل و هدایت هست و باور به این دو هست که من تونستم به یکی از خواسته هام تو بتهرین موقعیت سنی برسم

    استاد عزیزم من هیچ وقت فعالیت زیادی تو نظرات نداشتم و پرسش و پاسخی نداشتم و با خودم میگفتم اگه من تو این مسیر هستم هدایت خدا بوده و من همیشه میگفتم با تکامل و هدایت همه جوابا و سوالا برام حل میشه

    استاد من وقتی رفتم تو قسمت راه کارهایی برای مسائل شما

    وقتی سوالارو خوندم قبل اینکه جواب های شمارو بخونم با حودم میگفتم خوب معلومه مثلا این سوال حتما باید تکامل طی بشه و جواب گفته میشه و وقتی استاد جوابو میخوندم حتما به موضوعی که خودم جواب داده بودم اشاره کرده بودید

    استاد عزیزم دوره 12 قدم اولین دوره ای که من خریدم و تو قدم اول به 2 تا از ارزوهام رسیدم که باورنکردنیه

    استاد واقعا ازتون سپاسگزارم و کاملا دارم حس میکنم فشار پام از روی ترمز داره کم میشه و اون ماشین یک تکون کوچکی خورد

    انقدر حس رسیدن به یک آرزو قشنگ هست که مطمعنا رسیدین به این حس ❤

    من تو این سن رابطه عاشقانه ای ساختم که کاملا وجود خدا درون رابطه ام حس میکنم

    سلامتی و انرژی که دارم،آرامشی که دارم،کاری که دارم و از انجام اون کار نهایت لذتو میبرم

    و حالا حالا ها نیاز به کار کردن رو خودم دارم و این هنوز اول راه هست

    اول میخوام به همه دوستان بگم من تا الان 1 سال هست تلوزیون ندیدم

    به کرونا و این خبر اصلا توجه نمیکنم و برام تنها چیزی که مهمه خودمم که دارم نفس میکشم و شما که دارید این متنو میخونید❤

    استاد من ازتون سپاسگزارم که حرفاتون کلمه به کلمه یک گنج هست

    از خانم شایسته مهربان هم سپاس گذارم و همین الان بهم الهام شد که بگم یک روزی من شمارو ملاقات میکنم اما نه ایران

    قطعا فلوریدا❤

    به امید اون روز و سلامتی و خوشبختی همه عزیزان

    عضو کوچک این خانواده

    علی🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    به نام خدای مهربانم خدای بزرگ و قدرتمندم فرمانروای جهان زیبا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    واقعا قلبا از خدا سپاسگزارم که از بی نهایت راه و با ابزارهاش که ما عقلمون نمیرسه ما رو هدایت میکند

    استاد عزیزم ممنونم که هر دفعه هدایتها رو با قلبتون با عشق خداوند و خالصانه دریافت

    میکنین و عمل میکنین و نتیجه هاشو میبینین

    میاین با همون عشقی از خداوند با ما به اشتراک میذارین و چون عجین با عشقه خداونده به قلب ما هم راحت میشینه

    ذانه انسانها اینکه با رسیدن به هر هدفی ، هدفی دیگری رو میخواهن

    و این توانایی و قدرت رو خداوند بهشون داده

    اما بعضی از انسانها این توانایی و قدرتشون رو نمیبینن و حرکت هم نمیکنن اما از خداوند خیلی چیزها می‌خوان که از آسمون براشون بریزه که‌این امکان نداره

    به قول استاد از مسیر باید لذت ببریم نه اینکه به فکر مقصد باشیم کی میرسیم و عجله دست میده بهمون

    و این کاره شیطانه

    باید روی خودمون اینقدر کار کنیم که طبق قانون جلو بریم و از مسیر با کنترل ذهنمون لذت ببریم

    ما سمته خودمون رو انجام بدیم مابقی به خداوند می‌سپاریم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    سلام براستاد عزیز ،مریم جان وهمه ی دوستان عزیز

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود؟

    وقتی فکر میکنم من از بچگی تا 30 سالگی همواره هدف داشتم وبا تلاش وپشتکارو لطف خدا به تمام اهدافم رسیدم ،در تمام دوران تحصیل بهترین شاگرد با بهترین نمره ها بودم ،بلافاصله بعد از فارغالتحصیلی سر کار رفتم،اول حق التدریس بودم وبعد از چندسال استخدام شدم،همواره معلم بسیار خوب ووظیفه شناسی بودم وشاگردانم عاشق من بودند،یک ازدواج سنتی وبسیار خوب داشتم،خداوند فرزندان سالم وصالحی به من داد،من وهمسرم زندگی مشترکمان را با پنج میلیون وام بانکی شروع کردیم ،اما همه چیز رو با هم ساختیم ،همسرم صاحب کسب وکار موفقی در شهرمان شد وما بعد از 6 سال زندگی در کنار مادر شوهر بالاخره در بهترین نقطه ی شهر صاحب خانه شدیم.همه چیز عالی بود که تصمیم به مهاجرت به اصفهان را گرفتیم ودوباره زندگیه ما دچار چالش شد،دوباره خانه خریدیم ،همسرم صاحب کسب وکار شد من در مدرسه ای نزدیک خانه با محیطی عالی وهمکاران عالی کار میکردم اما مدتی بود حالم بد بود احساس میکردم افتادم تو سراشیبی زمان ،زمان به سرعت می گذشت وانگار من با عجله به سمت پیری میرفتم از همکارانم که میپرسیدم میگفتن از یه سنی به بعد گذر عمر شتاب میگیره اما من یه جایی به خودم استاپ دادم،احساس میکردم به هر آنچه تا اون زمان میخواستم رسیده بودم ودر منطقه ی امن زندگیم بودم از خودم پرسیدم یعنی لیلا تو اینو از زندگیت میخواستی ومیخوای این زندگیه یکنواخت رو داشته باشی تا بمیری،گفتم :نه!پس چی میخوای از زندگیت؟به خودم جواب دادم من میخوام برم دنیارو ببینم اگه یه بار دیگه به دنیا بیام حتما توریست میشم!(جالبه که تمام این مکالمات رو توی یه روز پاییزی وتوی زنگ تفریح تو دفترشلوغ مدرسه با خودم داشتم دقیقا یادمه)همون جا به خودم گفتم باید کاری بکنم من میخوام دنیا رو ببینم واز همون جا مهاجرت وتغییر دوباره ی زندگیم تو ذهنم جرقه خورد ودست به کار شدم .

    به درخواست من ولطف خدا ،خداوند دستم را دردستان شما گذاشت ومن پله به پله وتکاملی رشد کردم ویاد گرفتم که از تغییر نترسم،تغییر رو در آغوش بگیرم ،از ماندن در نقطه ی امن بترسم،توی دل ترسهام برم وتا آخر عمرم دنبال یادگیری وتغییر باشم.

    بیش از ده سال از اون زنگ تفریح توی مدرسه میگذره ومن وزندگیه من از هر نظر تغییر کرده ومن بسیار با تجربه تر در روابط ،در آرایشگری،در بازارهای مالی،در گلفروشی،در برگزاری کارگاه های آموزشی،در کمک معلمی در آمریکا،در بینایی سنجی وکار با دستگاه های اپتیکال…هستم وهمچنان به دنبال یادگیری وتجربه های جدیدم که در آینده خواهم گفت…..

    و….استاد همه ی اینهارا شما به من یاد دادید،شکر خدای مهربونم را وسپاسگزار وجودتون هستم

    به امید دیدار

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      صبا کیانی گفته:
      مدت عضویت: 1332 روز

      سلام دوست عزیز

      ممپون برای ارسال کامند قشنگت

      که تن وش پر از حس خوب و امید بود

      تحسینت میکنم برای شجاعت و ایمان و خودباوری که داشتی و حرکت کردی و هودتا لایق تجربه یه زندگی متفاوت تر و شادتر دونستی. خیلی کنجکاوم مه جزیی تر بدونم که چه قدم هایی برداشتی و چه مسیرهایی رفتی و چه باورهایی ساختی و چه نتایجی گرفتی بعد از اون زنگ تفریح مدرسه که شما را سخت به اندیشه فرو برد.

      در پناه خدا پایدار باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمد حسین گنجی گفته:
    مدت عضویت: 1207 روز

    سلام.

    امشب میخوام برای دل خودم بنویسم.

    امشب با خدا درگیر شدم.

    برای لحظاتی جاهل و احساساتی شدم.

    گاهی اوغات جاهل شدن را دوست دارم.

    ناز کردن برای او را دوست دارم.

    گریه در کنار او را دوست دارم.

    با تمام وجود بیان آرزوهایم برای او را دوست دارم.

    خودش قسم خورده که انسان عجول است.

    من عجول بودن را دوست دارم.

    و وقتی میبینم آرام می شوم در آغوش او غلتیدن را دوست دارم.

    بهش گفتم میدونم تو سیستمی اما توجه کن تو خدایی خالق کل کیهان و من آفریده توام و اگرم تو نپذیری من خودم احساساتی شدن در درگاهت رو به عنوان اشتباه می پذیرم..

    تغییر را در آغوش بگیر.

    تا بتوانی بیشتر آغوشش را حس کنی.

    چه بخواهی چه نخواهی در آغوشش هستی فقط نمی‌فهمی.

    کدام تغییر کار من بوده که بخوام از توانایی خودم بگم..

    تغییر را در آغوش بگیر یعنی هدایتش را بفهم یعنی خودت رو بسپار وقتی انقدر ناتوانی وقتی هیچی نمیدونی وقتی اون بهتر از خودت تو رو میشناسه دست و پای الکی نزن بزار موقش برسه.

    به قانون عمل کن، صبر داشته باش،شکرگذار باش.

    همه چیز به تو داده خواهد شد.

    نمیدونم دیر فهمیدم یا زود که نباید تغییری که برای من بزرگ و سخت هست دو انتخاب کنم، تغییر باید کوچک باشد تا بتوان آن را در آغوش گرفت.

    تغییری که برای تو بزرگه باید آنقدر به قطعه های کوچیک تبدیلش کنی که که هر قطعش راحت و بدون تقلا و زور زدن قابل انجام باشه…

    محمد…

    تو وقتی کامنت بقیه دوستان رو میخونی یا صحبتاشون رو میشنوی فقط بخاطر اینه که باور کنی تو هم میتونی تو هم میرسی.

    نه اینکه بخای دقیقا مثل اونا عمل کنی چون تو جای اونا نیستی ظرفیت وجودی تو با اونا متفاوته.

    محمد…

    اگر خودتو با دوستات مقایسه کتی ثمره مقایسه کردن چیزی جز احساس سرزنش نیست…

    احساس سرزنش یعنی درجا زدن ، احساس سرزنش یعنی رو تردمیل دویدن…

    مثل 11 سال بچه دار نشدنت یادته فقط بقیه پدرا که بچه هاشونو در آغوش میگرفتن میدیدی و اشک تو چشات حلقه میزد .

    یادته با گریه به خدا میگفتی من چه فرقی با اونا دارم پس چرا به منم بچه نمیدی چرا مگه من چه گناهی کردم که بچه دار نمیشم؟

    آره قدم نهم دوره 12 قدم استاد میگن سوال قدرتمند کننده از خودت بپرس.

    جواب این سوال که چرا این همه سال به من بچه نمیدی و شاکی شدن از خدا چی بود؟

    این بود…

    چون تو در گذشته گناهانی مرتکب شدی که الان باید بچه دار نشی و به این واسطه خداوند همه اون گناهان رو میبخشه و ازت میگذره این باوری بود که طی سالیان دراز یاد گرفته بودی.

    بعد یادته به خدا چی میگفتی؟

    میگفتی خدایا حالا این همه سال بمن بچه ندادی حالا ازت خواهش میکنم یه بلای دیگه سرم بیار و به جاش اون حاجتمو بده چون من دیگه طاقت این وضعیت رو ندارم.

    محمد…

    تو فکر میکردی خدا با بلا سر تو آوردن و ندادن خواسته هات داره تو رو پاک میکنه.

    خودمو سرزنش نمیکنم.

    بی خبر بودم.

    نمیدونستم جهان چجوری کار میکنه.

    یه مشت باورهای پوچ و مزخرف و اشتباه توسط جامعه و بلندگو بدست هایی که خودشونو جانشین و رهرو انبیا میدونستند تو مغزم فرو رفته بود…

    عید 1400 فهمیدم. صدای استاد رو شنیدم، درباره یه خدای جدید حرف می‌زد.

    درباره شرک و توحید.

    درباره اینکه اگر خدا تو رو بخواد ببره بالا هیچکس نمیتونه تو رو بکشه پایین.

    درباره اونی که میتونه تو رو از فرش به عرش ببره فقط اونه.

    فرش اونجایی بود که من بودم.

    و عرش اونجایی بود که من پدر شده بودم و بچمو در آغوش گرفته بودم.

    بچه دار شدن برای من پیروزی بود .

    من میگفتم پیروز میشم.

    تمام لحظات من و همسرم رو صدای استاد و ثابت کردن قدرت خدای جدیدم به اطرافیانی که به حرفای جدید من میخندیدن پر کرده بود.

    نا امیدی جای خودش رو به امید داده بود.

    شرک از قلبم زدوده شده بود و یکتا پرست شده بودم.

    دیگه هیچ چیز و هیچ کس به جز اون تو فکر و قلبم قدرت نداشت.

    من دائم به خودم میگفتم خدای من خدای انتقام گیر نیست.

    من فهمیدم مقصر سال های طولانی بچه نداشتنم خودمم نه اون.

    من با احساس گناه و احساس سرزنش ازش درخواست میکردم و اون طبق مشیتش نمیتونست اجابت کنه.

    اون عدالت داشت.

    من اردیبهشت 1401 دوقلوهای خوشکلم رو در آغوش گرفته بودم.

    من پیروز شدم.

    من جواب گرفتم.

    ایمانم قوی تر شد.

    و یکتاپرستی در وجودم تثبیت شد.

    هدایت ها اومد.

    تو یه مهمونی با یه مرکز جدید باروری آشنا شدیم.

    روند درمان چندین ساله در یزد رو رها کردیم و رفتیم تهران.

    به خاطر شیکی و پاسخگویی و کارکنان اون مرکز جدید شاد و سپاسگذار بودیم.

    وقتی دکتر گفت اینهمه آی وی اف ناموفق یعنی نازایی مطلق.

    ما باور نکردیم.

    و به خاطر تمام تغییرات و اتفاقات کوچیک شاد و سپاسگذار بودیم.

    رفتن به تهران و پیگیری روند درمان برامون شده بود تفریح.

    و من از چند ماه قبل بخاطر مثبت شدن آزمایش همسرم از خدا سپاسگذاری میکردم اتفاقی که هنوز نیوفتاده بود ولی من به جواب دادن قانون ایمان داشتم.

    وقتی آزمایش بعد از 11 سال مثبت شد من صدای خودمو ضبط کردم و تو اون ویس گفتم من پیشگو نیستم اما به قانونمندی جهان پی بردم و با ذکر تاریخ قسم خوردم که تاریخ این ویس قبل از مراجعه به دکتره و گفتم دکتر چی میگه و گفتم دکتر تبریک میگه و گفتم دکتر میگه قلب بچه ها تشکیل شده و گفتم صدای دکترو ضبط میکنم.

    همون اتفاق چند ماه بعد افتاد، قلب بچه ها تشکیل شده بود و نهایتا به دنیا اومدن.

    الان این بچه های باهوش و فوق العاده سه سال و نیمشون هست.

    الانم نباید اشتباه کنم.

    محمد….

    وقتی هدفت رو به قطعه های کوچیک تبدیل کنی میتونی به خاطر وقوع هر قطعه به احساس خوب و سپاسگذاری برسی.

    ولی وقتی بخای یهو تغییر کنی چیزی به جز شکست و احساس سرزنش چیزی دستگیرت نمیشه.

    خرد کردن هدف به قسمت های کوچیک یعنی همراه شدن با قانون تکامل.

    و رسیدن به احساس خوب.

    و باور امکان پذیر بودن رسیدن به هدف.

    اما عجله و تقلا و زور زدن یعنی درجا زدن و خستگی و ناامیدی.

    کارت تغییر کرد، جگرکی زدی، بدهی دادی خونه ساختی و کلی کارای دیگه کردی.

    الان میخای از کار دولتی بیای بیرون. خب این تغییر الان در حال حاضر برات بزرگه اما خیلی کوچیک تر از قبل شده ولی بازم هنوز بزرگه.

    اهرم رنج و لذت رو هر روز به ذهنت نشون بده.

    ولی نزار ناسپاس بشی.

    حقوق کم و محدودیت های کار دولتی رو به یاد بیار اما نزار ناسپاس بشی و از مسیر خارج بشی.

    محمد…

    تو که خدا رو میشناسی که راه جدید رو جلوی پات قرار میده و بعد هولت میده توش…

    و من یتق الله یجعل لهو مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.

    اگه ذهنتو کنترل کنی قرار میده.

    یجعل یعنی همواره قرار میده .

    خداوندا کمکم کن و آسانم کن برای آسانی ها .

    تنها تو را می پرستم ووتنها از تو یاری می خواهم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    حمید حاجتی گفته:
    مدت عضویت: 4228 روز

    سلام سلاممم سلامممم

    اول سپاسگزاری کنم این فایلها خودش یک دوره معرکه ی است

    دوم

    من جلسه اول که داخل تلویزیون میدیدم نمیدونستم کلاب هاوس چیه

    بعدش فهمیدم یک اپلیکیشن مخصوص گوشی های آیفون است

    خوووو

    من که گوشی سامسونگ a30 است نمی‌شه نصب کرد و با استاد و بچه ها ارتباط گرفت

    البته موضوع تمام نشد یک خواسته زیبایی برام ایجاد شد که منم میخوام

    این موضوع چند روزی ماند

    دقیقا شب دوشنبه بود من داشتم روی یک وب سایت کار می‌کردم حدود ساعت ۲:۳۰ صبح

    اصرار داشتم تمامش کنم خوابم هم میومد داخل اسلایپ همکارم پیام میداد ولی داخل ویندوز کند بود من با گوشی چک میکردم‌ پیامش رو

    حالت گوشی طوری بود که نصف روی میز و نصف بیرون میز بود

    من کارمو تموم کرده بودم تقریبا

    اومدم کاری کنم آرنج م خورد ب گوشی و گوشی با صورت خورد روی سرامیک

    حتما میتونید حدس بزنید تصویر نداد نمایشگرش شکست

    خوابیدم و صبح بلند شدم دیدم واقعا شکسته

    خواب ندیدم

    رفتم سرکار ، چندساعت بعدش رفتم مغازه گوشی فروشی گفت ۲ میلیون تعمیرش میشه

    گفتم ارزش نداره اومدم بیرون

    همه ش به خودم میگفتم این یک خیری داخلش هست

    اتفاقی نبود واقعا تمام سعی م کردم حالم خوب نگه دارم

    چندروزی ب همین روال رفتم ( بیشترین کارهای من با واتساپ و اسکایپ است) اذیت شدم ولی میگفتم : این یک نعمتی داخلش هست

    دقیقا نعمتی داخلش بود اتفاقات جوری رقم خورد که خداجونم برای پول جور کرد

    و الان من دارم با آیفون ۱۲ این متن تایپ می‌کنم و کلاب هاوس نصب کردم و استاد هم فالو کردم

    ( البته از اول هفته آیفون به دستم رسیده امروز پنجشنبه است)

    نتیجه اخلاقی

    الخیر و فی ماوقع

    خداروشکر شکر شکر

    ضمنا این بیماری که هست یکی از کوچکترین فوایدش اینکه من کارم سه روز در هفته شده با همان دریافتی

    زمان آزادی بیشتر دارم روی علایق م کار کنممممم

    استاد خیلی سپاسگزارم که ب الهماتتان عمل میکنی و این خواسته های قشنگ در وجودمان شکل میدی

    دوستتان دارم

    خانم شایسته بسیار سپاسگزارم بابت همه چی نمی‌دونی چقدر وقتی ب روابط تان در زندگی در بهشت نگاه می‌کنم الگو می‌گیرم و روابط م چقدر زیباتر شده

    خانواده خوبم از شما هم بسیار قدر دانم که زیبایی هایتان رو ب اشتراک میذارید

    دوستتان دارم

    با افتخار و احترام

    حمید حاجتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هَذا مِن فَضلِ رَبّی

    سلام به استاد جان و دوستان عزیزم

    امروز میخوام از تغییراتی که تو این دو روز با کار کردن روی خودم هدایت شدم و انجامش دادم بنویسم تا برای خودم این تغییرات رو مهم و باارزش بدونم و این باور که خداوند همراه منه و هر لحظه داره بهم میگه مسیر رو قدم به قدم بهم میگه من تنها و رها شده نیستم من هدایت شده ام رو بهتر درک کنم و ایمانم به هدایتهای خداوند بیشتر بشه

    من با کار کردن روی دوره لیاقت و این پروژ تغییر و خوندن دیدگاه و نوشتن دیدگاه و گوش دادن به فایل توحیدی ثروت 3قسمت دو تصمیماتی رو گرفتم که با هدایت خداوند بود و دارم عملی میکنم

    اولین هدایت برای تغییر این بود که من و زهرا جان با هم تا 40 روز فایل توحیدی ثروت 3 قسمت دو رو هر روز صبح که 5 صبح بیدار میشیم با هم گوش بدیم و باورها رو تکرار کنیم و تا 40 روز مستند سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت رو هرروز یه قسمت رو ببینیم و این هدایت بینهایت احساس ارامش و باور فراوانی و احساس خوب و لیاقت و باور اینکه ثروت از مسیر توحید به اسونی و طبیعی در یافت کنیم رو در ما ایجاد میکنه

    دومین هدایت برای تغییر خوندن کتاب شفای زندگی از لوییزهی بود که دانلود کردیم و خوندیم و باورها و نکات مهمی داشت که ردپای قوانین و افکار و باورهایی که نتیجه ها رو رقم میزنه رو بهتر درک کردیم ویه تعداد از باورهاش رو تو صفحه باورهایی که نوشتم و هرروز میخونم اضافه کردم

    سومین هدایت برای تغییر جایگزین کردن اب اشامیدنی به جای قهوه که روزی دو بار میخوردیم تصمیم گرفتیم برای سلامتی بیشتر فست بیست و چهار ساعته ما فقط با نوشیدن اب باشه که باز هم خالص تر باشه

    چهارمین هدایت برای تغییر فروش لوستری بود که داشتیم و بینهایت سنگین و زیبا بود ولی تمیز کردنش سخت بود و نور لامپهاش شمعی و کم بود سنگهای بزرگی داشت که یکیش افتاد زمین و سرامیک رو سوراخ کرد و ما اینو نشونه دیدیم که چقدر خطرناکه اگر بیفته رو سرمون و از این وابستگی به وسایلی که فقط جنبه زیبایی داره و کاربردی نیست دست برداشتیم و راحت به فروش رسوندیم به فروش راحت فرد مناسب زمان مناسب هدایت شدیم و به برکت پول توجه کردیم به مسیر راحت فروش به اجرای توحید در عمل دور شدن از وابستگی ها اعتماد به نفس بالا و باور لیاقت و عزت نفس رشد یافته خودمون توجه کردیم و فقط به پول نگاه نکردیم که بگیم پول بیشتر یعنی نتیجه خوبه به این روند رشد توجه کردیم و پول رو از خدا خواستیم که خودش با برکت کنه و در مسیر درست هزینه بشه

    پنجمین هدایت برای تغییر گوش دادن به جلسات دوره لیاقت و نوشتن باورهای لیاقت و تکرارشون و عشق بی قید و شرط به خودمون داشتن هست تو اینه نگاه کردن و باورهای لیاقت رو تکرار کردن

    این تغییرات تا این لحظه بود و من مشتااااق تغییر هستم و تسلیم خداوندم تا من رو با تغییر در شخصیت و عملکردم به بهترین و اسان ترین و روشن ترین مسیرها هدایت کنه اسون بشم برای اسونی ها

    خدایا عاشقتم که عاشقمی بی قید و شرط و تا ابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: