این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-23 08:30:302025-10-31 00:00:20تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام من میخواهم از تجربه خودم مثال بزنم که مربوط میشه به تقریباً یک هفته قبل که من خیلی از زندگی و وضعیتم رنج می بردم و دائما من نشانه های تغییر رو دریافت میکردم و هر بار ضربه های بدتری میخوردم و اینم بگم که من همونطور که روی پروفایلمم مشخصه تقریباً 3ساله که با قوانین جهان آشنا هستم اما حرکت نمیکردم و اونم دلایل خودشو داشت که اینجا جاش نیست در همین حد بگم که من از تغییر کوچک انتظار نتایج بزرگ داشتم و ضربه بدی خوردم وتا یک هفته قبل من هی شروع به تغییر را عقب انداختم تا جایی که واقعا دیگه میدونستم که اگه بیشتر منتظر بمونم اوضاع بدتر میشه و از خداوند مهربان خواستم تا هدایتم کنه و من به این دوره بی نظیر تغییر را در آغوش بگیر هدایت شدم و در همین اول منی که 17 سال سن دارم یک کاری بهم پیشنهاد شد که درآمد و شرایطش عالیه طوری که درآمد من از برادرم که 34 سال سن داره و 10 ساله کارمنده بیشتره و خیلی ازش خوشم میادو یک فن جدید هم یاد میگیرم و اینو میخواهم بگم که منی که یک ساله دنبال کارم و اصلا پیدا نمیکردم یا اگرم میکردم اصلا ازش خوشم نمیومد و برام زجر بود اما دقیقا تو این یک هفته ای که به لطف خداوند هدایت شدم بدون اینکه من از کسی درخواست کنم یکی از رفقای همین برادرم اتفاقی بهش زنگ میزنه و میگه که شغلش چجوریه و اینکه خیلیها میان پیشش و آموزش می بینن و خیلی از ناکجاآباد به یک کار عالی هدایت شدم و اینه که بی نقصی خداوند و قوانین بی نقصش را نشان میدهد.
تجربه اول مسیرمم این بود که من قبل از اینکه با خداوند، این سایت و استاد عزیز آشنا بشم رویا های بزرگی داشتم و پیش چند نفر و یک روانشناس گفته بودم اما همه آنها به من گفتند که اینها همش دست نیافتنیست و میخندیدند ولی من یک حسی رو داشتم و میدونستم که اینها دستیافتی هستند و می توانم بهشان برسم و یک درخواستی رو داشتم که من میخواهم به این خواسته هام برسم اما راهرو بلد نیستم و نتیجه این شد بعد از گذشت مدت خیلی کمی خیلی اتفاقی پدرم فایل رویا هایت را باور داشته باش رو تویه اینترنت اتفاقی پیدا کردو در زمانی که در حال پیاده روی بودیم من گوش دادمو یک دنیا خوشحال شدمو خداوند منو هدایت کرد اما من خودم دست کشیدم.
اینبار دیگر عقب نمیکشم چون خوب فهمیدم که قوانین در هر دو مسیر چجوری کار میکنه یا پیشرفت میکنم و یا نابود میشم.
و خیلی سپاسگزارم از خداوند که منو هدایت کرد به راه درست و آسان.
هم اکنون خوشحالم که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم مهربانم سلام
سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی
سپاسگزار خداوند هستم بابت این سایت الهی
سپاسگزارم ازاستاد عزیز وخانم شایسته نازنی بخاطر این دوره بسیار زیبا و تاثیر گذار.
شهسان عزیز که صحبت میکرد یادخودم افتادم
3سال پیش به واسطه یه معامله اشتباه که اسرطمع انجام دادم به قهقرارفتم. همه میگفتن دیگه ازبین رفت علی نابود شد دیگه نمیتونه خودش رو جعم جورکنه ولی من حرفرمردم برام مهم نبودو خداروشکر ازاونجا که من باشماتازه آشنا شدم روی خودم کارکردم وبرخداتوکل کردم ودرکمتراز یک سال تونستم به لطف خدا خودموجعم جورکنم وباهربارکارکردن روی خودم بیشتری رفت کردم والان خدایاشکر بدهی هایم راپرداخت کردم کارکسب خودم رودارم رابطه ام باخانواده ام عالی شده خدایاشکر
خداوند دوباره بهم آبرو اعتبارداده وهرروز درحال پیشرفت هستم تاوقتی دارم روی خودم کارمیکنم نتیجه میگیرم.
البته نمیشه گفت واسطه همون یک اشتباه ورشکست شدم وقتی ورشکست میشی ازچندماه جلوتر نشانه هاش میبینی همون چک لگد هارومیزنه جهان ولی ما متوجه نمیشویم ویک مسیر اشتباه زو هی تکرارمیکنیم.
موفقیت هم یک شبه اتفاق نمیفته یک مسیر هست که با طی کردن تکامل مدارمون بالاترمیره.
خدایا شکرت در مسیر درست هستم و ب این فایل زیبا هدایت شدم
خدایا شکرت در زمان مکان مناسب هستم و میتونم بشینم و با ازادی زمان فایل با عشق ببینم و روی خودم کار کنم
و آگاهانه فرکانس های در جهت خواسته هام ب جهان هستی بفرستم
من هم خدارارو شاکرم در مسیر افتادم که استاد سرراهم بود و خداروشکر هدایت شدم ب سایت استاد عباسمنش
سایتی که زندگی هزاران نفر نجات داده و الهام بخش زندگی میلیونها نفر بوده
لذت بردم از کلام زیبای دوستمون شهسان که چقد با قدرت حرف زد❤️
=راه همیشه هست وباید امیدداشت و حرکت کرد
=میشه اوضاع را تغییر داد
=ما در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس هایی هستیم که ایندمونو خلق میکنه
=در هر وقت زمان شروع کنیم ب تغییر و به بهبود دادن خودم در سریع ترین زمان بهبود پیدا میکنه همه چیز با قانون جهان چون در هر لحظه جهان داره فرکانس های مارو دریافت میکنه و جواب میده مثل آینده
=اوضاع همینجور نمیمونه اگه مثل گزشته فک نکنیم و باورهامو کنترل کنیم ذهنمونو کنترل کنیم خودمونو کنترل کنیم اوضاع بهتر و بهتر میشه با توجه ب نکات مثبت و تمرکز ب زیبایی و فرستادن فرکانس خاسته ها
=صحبتهای زیبا سعید جان که نقطه تحویل حال خوب من هم از شکرگزاری شروع شد
=تحسینتون میکنم با شرایط موجود احساس تون خوب نگه داشتید
چقد قشنگ صحبت کردید در رابطه خداوند 👏
خوشحالیم با بودن انرژی الله در زندگیم
و آموزه های استاد عزیز رابطه عاطفیم عالی و عالی تر هست
رابطه با همه خوب هست میدونم دلیلشم احساس خوبی که خودم دارم
و ب نکات مثبت همه توجه میکنم
من تغییر کردم و اوضاع هر روز و هر روز بهتر و بهتر شد
خدایا شکرت برای بودن استاد عباس منش و خانوم شایسته
استاد تجربه ای ک من از رابطه داشتم دقیقا این شکلی بود
یک سال با اقایی تو رابطه بودم که ایشون ب لحاظ اجتماعی بی نظیر
ولی حکایت رابطه ی ما حکایت اون اواز خوش دهل از دور خوش است بود
یک سری کارها میکرد و من ب احاظ جسمی (که فرمودید جسمت هم حتی اسیب میبینه) فشار روی قلبم بود و چنان تپش قلبی پیدا کرده بودم ک حتی خودش میگفت چرا میترا چرا انقدر قلبت تند میزنه برو دکتر
و اون یک سال سکوت بودم هر کار میکرد من نگاه من سکوت
آگاهی هایی ک داشتم رو ب غلط داشتم استفاده میکردم میدونستم باید به نکات مثبتش توجه کنم بعد میترسیدم که نکنه اگر این کار کنم بشه اهرمی برای اینکه به زور بمونه تو زندگیم
چون وقتی ب نکات مثبتش توجه میکردم ی هفته همه چیزعالی میشد بعد دوباره خرابتر
تا اینکه گفتم اقا اصلا همه باورهای غلط روابط مال من
اصلا من رو دعا خور کردن . اصلا منو طلیم و جادو کردن .اصلا من بددددددد این پسر پیغمبر
من دیگه بهم برخورده میپذیرم چیزی در روان من هست که باید درسش رو بگیرم
میپذیرم برام این جدایی سخته
میپذیرم حرفایی که پشت سرم خواهد زده شد
ولی
ولی ولییییی من اجازه نمیدم به خاطر تمام این دلایل جان شیرینم ، عمر عزیزم، روحممممم به خطر بیفته
هرچیز از اون ادم که ناراحتم میکرد رو نوشتم تو دفترم که بعدن برم درسش رو بگیرم استاد دقیقا نوشتم درس
یادم نیست تین جمله رو کی گفته ولی گفتم نه هیچ انسانی دوست توعه و نه هیچ انسانی دشمن تو تنها یک اموزگاره برای یک درس
تو دلم بخشیدمش براش ارزوی بهترین ها ذو کردم و هنورم بهترین ها رو براش میخوام
ولی ب قول س
شما جهان یک سال زد تو سر من که هییییی ب خودت بیا
این اونچه که تو میخوای نیست درسته پرستیژ و شآن اجتماعی و مالی و تحصیلاتی ….. این ادم فوق العاده اس ولی با تو صحیح رفتار نمیکنه .اوکی باید بری احساس لیاقت رو در خودت پرورش بدی . باید بری عزت نفس رو در خودت پیدا کنی . باشه
ولی نمون اینجا عزت نفس شاید یک وجه اون این باشه ک من اجازه ندم کسی شخصیتم رو خورد کنه
و استاد تمومش کردم هنوز نرفتم رو بحث روابط
فوکس کردم رو ثروت ولی دستاورد امروزم بعد اون جدایی یه احساس ارزشه ک ب خاطر تنهایی و از روی خلا وارد رابطه نشم تنهایی در این مرحله بهتره و قلبم دیگ ارومه اون فشار عصبی و تپش قلب دیگه ازش خبری نیست
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش به خاطر این فایل هدیه..
چقدر تجربه های آقای دهقان و آقا سعید خوب و سازنده بود و چقدر احساسم از شنیدن این فایل خوب شد.
در مورد تمرین این قسمت،خود من قبل از آشنایی با آموزش های استاد عباسمنش واقعاً در ته دره بودم و شکر الله یکتا،در مسیر آموزش های استاد عباسمنش قرار گرفتم و به صورت تکاملی شرایط زندگی من در حال بهبود است.
من قبل از آشنایی با آموزش های استاد،نه تنها هیچ پولی و وسیله ای نداشتم،بلکه اعتبار و آبرویم نیز پیش مردم از دست رفته بود و من به تازگی از شرکت های هرمی خارج شده بودم و چونکه محصولات آن شرکت خیلی گران و بی کیفیت بود تقریباً به تمامی کسانی که میشناختم آسیب رسانده بودم چونکه تمام کسانی را که میشناختم دعوت به کار میکردم و عدهای از آنها،قبول میکردن که زیر گروه بشوند و جوری از این کار بی سر و ته آسیب میدیدن و آنهایی که قبول نمیکردن به آنها اجناس بیکیفیت آن شرکت را میفروختم و در نهایت همه ای آشنایان از کار من دچار ضرر و زیان میشدن و من کاملاً در آن زمان خدا ناباور شده بودم و شرک در تمام یاخته های وجودم ریشه زده بود.
و آشنایی با سایت استاد عباسمنش نور ایمان به قدرت خداوند و توحید را برای اولین بار در زندگی ام به وجود آورد و واقعاً فایل های هدیه ای سفر به دور امریکا،باعث شد که من در ابتدا تشویق به دنبال کردن آموزش های استاد عباسمنش بشوم و این آموزش ها من را از عمق جهنم بالا آورد و قدم به قدم مشغول بالا رفتن هستم و درست است که هنوز به صورت کامل از داخل دره خارج نشده ام ولی صد در صد از عذاب آن جهنم سابق نجات یافته ام و میدانم که شهامت عمل کردن به این آموزش ها عاقبت من را به زندگی رویایی ام میرساند.
سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته عزیز و سلام به تو دوستی که داری این متن رو میخونی.
من یادم میاد حدود 3 سال پیش دچار یه مشکلی شده بودم که کاملا روح و روانم رو بهم ریخته بود طوری که حدود 9 ماه حتی نتونسته بودم یه لبخند ساده بزنم تا جایی که واقعا تمام وجودم خسته شده بود از این وضعیت روحی خراب حتی چندین بار به خودکشی فکر کرده بودم خدایا منو ببخش اما یادمه یه شب که جونم به لبم رسیده بود از خداوند خواستم که کمکم کنه با چشمایی اشک بار، و مدتی بعد خداوند شرایط رو طوری چید که با یه دختر فرشته سان آشنا شدم که من میگم دست خداوند بود برای من و باعث شد به خودم بیام و اول کمی از اون اوج احساسات منفی بیام بیرون و همینطور آرام آرام فرکانسهام بالاتر رفت تا جایی که گفتم خدایا مشکلم رو به تو میسپارم من 9 ماه زجر کشیدم نتونستم از الان دیگه ولش میکنم تو خودت حلش کن من میخوام از زندگیم از این لحظه تا اخر عمرم فقط لذت ببرم و از اون روز من دوباره متولد شدم زندگیم آروم آروم بهتر شد و چند ماه بعدش با شما استاد عشق اشنا شدم اول فایلهای دانلودی کتابهاتون و دوره عزت نفس و دوره قانون آفرینش که واقعا زندگی رو برام لذت بخش کرده، دیگه خداوند رو بهتر شناختم هر مسئله ایی هر چقدر هم بزرگ دیگه برام اهمیتی نداره چون میدونم که کی پشتمه و حمایتم میکنه و وظیفه من فقط اعتماد کردن به اونه گرچه از اون به بعد مسئله خاصی هم برام پیش نیومده و میتونم بگم زندگیم سراسر عشق شده این تغییر برای من در اون روزهای سخت مهمترین و بزرگترین مسئله زندگیم بود که به خاطر فرکانسهای منفی خودم به قعر رفته بودم و جهان با چالشهاش میخواست من رو سر عقل بیاره خدایا شکرت به خاطر قانون مندی جهان،
و استاد جانم بی نهایت ازتون ممنونم که روزی تصمیم گرفتید زندگیتون رو بهتر کنید که اون تصمیم باعث شده میلیون ها نفر هم خوب زندگی کنند دوستتون دارم و آرزو میکنم عمری طولانی داشته باشید و همیشه سلامت باشید،
من چند روزی از پروژه جا موندم ولی تلاش میکنم روزانه یک فایل و تمرین کنم تا برسم تا پایان پروژه
در مورد رسیدن به ته دره و سوال این فایل
حقیقت وقتی من عمیق بهش فکر کردم دیدم من دقیقا حدود 6سال پیش بود که تو شهرستان زندگی میکردم با همسرم و دوتا بچه ی 7ساله
اوضاع مالی نسبتا متوسط بود من خانه داربودم و همسرم قنادی داشتن یه روز ایشون تصادف کردن و به واسطه ی آسیبی که دیدن نتونستن مدت سه ماه کار کنن و چون ایشون خودشون اون زمان همه ی کارهای فروشگاه و انجام میداد کلا کسب و کار تعطیل شد و کم کم اوضاع مالی نامناسب شد و ما دیگه نگران شدیم دقیقا یادمه تو همون روزها بود که من خیلی ناامید و نگران بودم که یه شخصی برام یکی از فایل های قانون جذب و این مسایل و فرستاد و من شاخکام تیز شد و افتادم دنبال این مباحث و همونطور که میدونید آدم اولین روزهایی که این مطالب و میفهمه بشدت ذوق و شوق داره و میخواد که تو زندگیش اجراکنه من هم شروع کردم به کار کردن روی خودم سپاس گزاری،نوشتن خواسته هام و تغییر نگاهم ازمنفی به مثبت نسبت به شرایط اطرافم و این شد که همون از کار افتادن همسرم شد شروع تغییرات در زندگی ما…..تغییر شغل ،مهاجرت،و بهتر شدن اوضاع و بهترشدن حال و احساس مون …..
اینکه چطور تونستم از اون اوضاع بیرون بیام به واسطه ی کنترل ذهن و اینکه تمام تمرکزم روی نکات مثبت بود و مدام با خودم میگفتم حتما خیری درکار هست و نتیجه واقعا خیربود
نتیجه واقعا رسیدن به شرایط بهتر و آرامش بیشتر بود
البته که اون تغییر یک شبه نبود و تو اون مسیر سختی های بود ولی نتیجه رضایت بخش بود بلطف خداوند
خدا را هزاران بار شکرگزارم که توسط دستی از دستانش دارم قوانین این جهان هستی را یاد میگیرم و بهشون عمل میکنم
تقریبا یک سال و نیم پیش بود در خصوص یک مسئلهای از کارم بسیار ناراحت بودم که اتفاقی با یک دوستی تماس گرفتم و بعد از پیگیری یک کاری در مورد حال و احوال و کارمون صحبت کردیم و من بهش گفتم که زیاد اوکی نیستم اون بنده خدا تقریبا 6 ماه بود که با شما آشنا شده بود و در خصوص باورهای توحیدی و کنترل ذهن باهام صحبت کرد و من تا یک هفته بعدش خیلی حالم خوب بود
بعد یک هفته دوباره داشتم به اون حالت قبلم برمیگشتم که احساس کردم باید به دوستم مجدد زنگ بزنم
تماس گرفتم و بهش گفتم که دوست دارم بیشتر در این خصوص گپ بزنیم و اونم استقبال کرد و رفتیم بیرون و تقریبا نزدیک به یک ساعت و نیم در این خصوص صحبت کردیم و واسم دوره توحید عملی رو فرستاد و من کمکم شروع کردم به گوش دادن و از اونجا بود که در عین ناامیدی و حال بدم خداوند توسط دستی از دستانش من رو هدایت کرد که الان هم خیلی پرقدرت دارم فایلهارو گوش میدم و بهشون عمل میکنم و نتایج همینجوری دارن محقق میشن
سالها بود میشه گفت از اول ازدواجم زندگی عاطفیم یه جهنم به تمام معنا بود.و جالب این بود که میگفتم همینه دیگه ، قسمتم این بوده ،چکار کنم کاری از دستم برنمیاد….
و مدام مادرم رو مقصر این قضیه میدونستم
روزبروز زندگیم غیر قابل تحمل تر میشد،صبح که از خواب بیدار میشدم میگفتم اه ،باز یه روز دیگه ، کی امروزو میخواد سر کنه.
خلاصه به جایی رسیده بودم که کوچکترین کار همسرم رو مخم بود،حتی غذا خوردنش .مدام حسرت زندگی بقیه رو میخوردم. میتونم قسم بخورم که تو 20 سال زندگی مشترکم حتی یه لحظه طعم عشق رو نچشیده بودم، تا همین 3-4سال پیش.
دیگه خسته شده بودم و نه راه پس داشتم نه راه پیش.ناگفته نمونه که فرزند بزرگم هم تو این شرایط تبدیل شده بود به یک انسان گوشه گیر ،
الان یوقتایی میگه من از بچگیم فقط دعواهای تو و بابا رو یادمه.
خلاصه دیگه واقعا داشتم میسوختم تو این جهنم ،تبدیل شده بودم به یه انسان افسرده ی واقعی.
یادمه یبار به خدا گفتم مگه نمیگی تغییر زندگیت دست خودته ، پس راهو نشونم بده.
بعد یه مدت تقریبا طولانی
شروع کردم اگاهانه و به سختی خوبیهای همسرم رو دیدن ، تو اینستا کلیپ های عاشقانه میدیدم ،اهنگهای عاشقانه گوش میدادم ، منی که فقط درباره ی چیزهای ضروری فقط با همسرم حرف میزدم و بقیه ی وقتها ساکت بودیم هر دو تامون ، الان دیگه سعی میکردم به هر بهانه ای حرف بزنم باهاش.
خلاصه به لطف خدا ازین جهنم دره اومدم بیرون کمکم . نمیگم زندگیم به اوج زیبایی رسیده ، ولی حداقلش اینه که دیگه ازون دعواها و احساسات بد هیچچ خبری نیست.تاکید میکنم هیچ خبری نیست.وقتی همسرم میاد خونه از دیدنش ذوق میکنم ، کل وقت دارم حرف میزنم براش،با ذوق و شوق ، از بودن کنارش ،مسافرت رفتن باهاش خوشم میاد،
ولی خب هنوز هم اون رابطه ی ایده الم نیست .اما عیب نداره روز بروز بهتر میشه ،با عزت نفسم با خودشناسی بیشتر خودم ، و به لطف خدای مهربانم.
مهم اینه که از همین رابطهای ی الانم دارم لذت میبرم .
و الان میفهمم تمام احساسات بدی که تو رابطم تجربه کردم ،مقصرش خودم بودم و لاغیر…
وقتی من اومدم خودمو بهبود دادم ، واسه خودم ارزش قایل شدم ، رو شخصیتم کار کردم ، جهان هم اینجوری پاسخم رو داد.
بنام خداوند مهربان.
سلام من میخواهم از تجربه خودم مثال بزنم که مربوط میشه به تقریباً یک هفته قبل که من خیلی از زندگی و وضعیتم رنج می بردم و دائما من نشانه های تغییر رو دریافت میکردم و هر بار ضربه های بدتری میخوردم و اینم بگم که من همونطور که روی پروفایلمم مشخصه تقریباً 3ساله که با قوانین جهان آشنا هستم اما حرکت نمیکردم و اونم دلایل خودشو داشت که اینجا جاش نیست در همین حد بگم که من از تغییر کوچک انتظار نتایج بزرگ داشتم و ضربه بدی خوردم وتا یک هفته قبل من هی شروع به تغییر را عقب انداختم تا جایی که واقعا دیگه میدونستم که اگه بیشتر منتظر بمونم اوضاع بدتر میشه و از خداوند مهربان خواستم تا هدایتم کنه و من به این دوره بی نظیر تغییر را در آغوش بگیر هدایت شدم و در همین اول منی که 17 سال سن دارم یک کاری بهم پیشنهاد شد که درآمد و شرایطش عالیه طوری که درآمد من از برادرم که 34 سال سن داره و 10 ساله کارمنده بیشتره و خیلی ازش خوشم میادو یک فن جدید هم یاد میگیرم و اینو میخواهم بگم که منی که یک ساله دنبال کارم و اصلا پیدا نمیکردم یا اگرم میکردم اصلا ازش خوشم نمیومد و برام زجر بود اما دقیقا تو این یک هفته ای که به لطف خداوند هدایت شدم بدون اینکه من از کسی درخواست کنم یکی از رفقای همین برادرم اتفاقی بهش زنگ میزنه و میگه که شغلش چجوریه و اینکه خیلیها میان پیشش و آموزش می بینن و خیلی از ناکجاآباد به یک کار عالی هدایت شدم و اینه که بی نقصی خداوند و قوانین بی نقصش را نشان میدهد.
تجربه اول مسیرمم این بود که من قبل از اینکه با خداوند، این سایت و استاد عزیز آشنا بشم رویا های بزرگی داشتم و پیش چند نفر و یک روانشناس گفته بودم اما همه آنها به من گفتند که اینها همش دست نیافتنیست و میخندیدند ولی من یک حسی رو داشتم و میدونستم که اینها دستیافتی هستند و می توانم بهشان برسم و یک درخواستی رو داشتم که من میخواهم به این خواسته هام برسم اما راهرو بلد نیستم و نتیجه این شد بعد از گذشت مدت خیلی کمی خیلی اتفاقی پدرم فایل رویا هایت را باور داشته باش رو تویه اینترنت اتفاقی پیدا کردو در زمانی که در حال پیاده روی بودیم من گوش دادمو یک دنیا خوشحال شدمو خداوند منو هدایت کرد اما من خودم دست کشیدم.
اینبار دیگر عقب نمیکشم چون خوب فهمیدم که قوانین در هر دو مسیر چجوری کار میکنه یا پیشرفت میکنم و یا نابود میشم.
و خیلی سپاسگزارم از خداوند که منو هدایت کرد به راه درست و آسان.
در پناه خداوند بخشنده و مهربان موفق باشین.
سلام و درود
استاد جان اینکه من چندین و چند بار گفتم که
اوضاع زندگی زناشویی م در نهایت بد و خفقان آور بود که با مرجان و این دیدگاه زندگی و شما آشنا شدم و روز به روز زندگی م بهتر از دیروز شد
در زمینه کسب و کار تغییری نکردم ولی خوب شاکر م که روابطم هزار شده و زندگی زناشویی هم بینظیر شده .
احساس لیاقتم بهتر شده و به اعتماد به نفس هم رسیدم
خدایا هزار بار هزار بار شکر.
بنام الله مهربان
هم اکنون خوشحالم که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم مهربانم سلام
سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی
سپاسگزار خداوند هستم بابت این سایت الهی
سپاسگزارم ازاستاد عزیز وخانم شایسته نازنی بخاطر این دوره بسیار زیبا و تاثیر گذار.
شهسان عزیز که صحبت میکرد یادخودم افتادم
3سال پیش به واسطه یه معامله اشتباه که اسرطمع انجام دادم به قهقرارفتم. همه میگفتن دیگه ازبین رفت علی نابود شد دیگه نمیتونه خودش رو جعم جورکنه ولی من حرفرمردم برام مهم نبودو خداروشکر ازاونجا که من باشماتازه آشنا شدم روی خودم کارکردم وبرخداتوکل کردم ودرکمتراز یک سال تونستم به لطف خدا خودموجعم جورکنم وباهربارکارکردن روی خودم بیشتری رفت کردم والان خدایاشکر بدهی هایم راپرداخت کردم کارکسب خودم رودارم رابطه ام باخانواده ام عالی شده خدایاشکر
خداوند دوباره بهم آبرو اعتبارداده وهرروز درحال پیشرفت هستم تاوقتی دارم روی خودم کارمیکنم نتیجه میگیرم.
البته نمیشه گفت واسطه همون یک اشتباه ورشکست شدم وقتی ورشکست میشی ازچندماه جلوتر نشانه هاش میبینی همون چک لگد هارومیزنه جهان ولی ما متوجه نمیشویم ویک مسیر اشتباه زو هی تکرارمیکنیم.
موفقیت هم یک شبه اتفاق نمیفته یک مسیر هست که با طی کردن تکامل مدارمون بالاترمیره.
درپناه الله یکتا شاد وثروتمند باشید
ب نام الله مهربان هدایتگرم ب
ثروت شادی سلامتی
سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته
و سلام ب هم دوستان در این فایل بی نظیر
خدایا شکرت در مسیر درست هستم و ب این فایل زیبا هدایت شدم
خدایا شکرت در زمان مکان مناسب هستم و میتونم بشینم و با ازادی زمان فایل با عشق ببینم و روی خودم کار کنم
و آگاهانه فرکانس های در جهت خواسته هام ب جهان هستی بفرستم
من هم خدارارو شاکرم در مسیر افتادم که استاد سرراهم بود و خداروشکر هدایت شدم ب سایت استاد عباسمنش
سایتی که زندگی هزاران نفر نجات داده و الهام بخش زندگی میلیونها نفر بوده
لذت بردم از کلام زیبای دوستمون شهسان که چقد با قدرت حرف زد❤️
=راه همیشه هست وباید امیدداشت و حرکت کرد
=میشه اوضاع را تغییر داد
=ما در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس هایی هستیم که ایندمونو خلق میکنه
=در هر وقت زمان شروع کنیم ب تغییر و به بهبود دادن خودم در سریع ترین زمان بهبود پیدا میکنه همه چیز با قانون جهان چون در هر لحظه جهان داره فرکانس های مارو دریافت میکنه و جواب میده مثل آینده
=اوضاع همینجور نمیمونه اگه مثل گزشته فک نکنیم و باورهامو کنترل کنیم ذهنمونو کنترل کنیم خودمونو کنترل کنیم اوضاع بهتر و بهتر میشه با توجه ب نکات مثبت و تمرکز ب زیبایی و فرستادن فرکانس خاسته ها
=صحبتهای زیبا سعید جان که نقطه تحویل حال خوب من هم از شکرگزاری شروع شد
=تحسینتون میکنم با شرایط موجود احساس تون خوب نگه داشتید
چقد قشنگ صحبت کردید در رابطه خداوند 👏
خوشحالیم با بودن انرژی الله در زندگیم
و آموزه های استاد عزیز رابطه عاطفیم عالی و عالی تر هست
رابطه با همه خوب هست میدونم دلیلشم احساس خوبی که خودم دارم
و ب نکات مثبت همه توجه میکنم
من تغییر کردم و اوضاع هر روز و هر روز بهتر و بهتر شد
خدایا شکرت برای بودن استاد عباس منش و خانوم شایسته
و بودن این سایت و دوستان هم فرکانسیم
آرزوی
سلامتی شادی ثروت حال خوب دارم برای همتون
عاشقتوووووونم♥️
سلام به استاد عزیزم و دوستانم در سایت
استاد تجربه ای ک من از رابطه داشتم دقیقا این شکلی بود
یک سال با اقایی تو رابطه بودم که ایشون ب لحاظ اجتماعی بی نظیر
ولی حکایت رابطه ی ما حکایت اون اواز خوش دهل از دور خوش است بود
یک سری کارها میکرد و من ب احاظ جسمی (که فرمودید جسمت هم حتی اسیب میبینه) فشار روی قلبم بود و چنان تپش قلبی پیدا کرده بودم ک حتی خودش میگفت چرا میترا چرا انقدر قلبت تند میزنه برو دکتر
و اون یک سال سکوت بودم هر کار میکرد من نگاه من سکوت
آگاهی هایی ک داشتم رو ب غلط داشتم استفاده میکردم میدونستم باید به نکات مثبتش توجه کنم بعد میترسیدم که نکنه اگر این کار کنم بشه اهرمی برای اینکه به زور بمونه تو زندگیم
چون وقتی ب نکات مثبتش توجه میکردم ی هفته همه چیزعالی میشد بعد دوباره خرابتر
تا اینکه گفتم اقا اصلا همه باورهای غلط روابط مال من
اصلا من رو دعا خور کردن . اصلا منو طلیم و جادو کردن .اصلا من بددددددد این پسر پیغمبر
من دیگه بهم برخورده میپذیرم چیزی در روان من هست که باید درسش رو بگیرم
میپذیرم برام این جدایی سخته
میپذیرم حرفایی که پشت سرم خواهد زده شد
ولی
ولی ولییییی من اجازه نمیدم به خاطر تمام این دلایل جان شیرینم ، عمر عزیزم، روحممممم به خطر بیفته
هرچیز از اون ادم که ناراحتم میکرد رو نوشتم تو دفترم که بعدن برم درسش رو بگیرم استاد دقیقا نوشتم درس
یادم نیست تین جمله رو کی گفته ولی گفتم نه هیچ انسانی دوست توعه و نه هیچ انسانی دشمن تو تنها یک اموزگاره برای یک درس
تو دلم بخشیدمش براش ارزوی بهترین ها ذو کردم و هنورم بهترین ها رو براش میخوام
ولی ب قول س
شما جهان یک سال زد تو سر من که هییییی ب خودت بیا
این اونچه که تو میخوای نیست درسته پرستیژ و شآن اجتماعی و مالی و تحصیلاتی ….. این ادم فوق العاده اس ولی با تو صحیح رفتار نمیکنه .اوکی باید بری احساس لیاقت رو در خودت پرورش بدی . باید بری عزت نفس رو در خودت پیدا کنی . باشه
ولی نمون اینجا عزت نفس شاید یک وجه اون این باشه ک من اجازه ندم کسی شخصیتم رو خورد کنه
و استاد تمومش کردم هنوز نرفتم رو بحث روابط
فوکس کردم رو ثروت ولی دستاورد امروزم بعد اون جدایی یه احساس ارزشه ک ب خاطر تنهایی و از روی خلا وارد رابطه نشم تنهایی در این مرحله بهتره و قلبم دیگ ارومه اون فشار عصبی و تپش قلب دیگه ازش خبری نیست
شاید اگر میموندم سکته میکردم و جبران ناپذیر میشد
این تجربه ی من شاید کمکی برای دوستان باشه
عالی باشید خدانگهدار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و خسته نباشید.
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش به خاطر این فایل هدیه..
چقدر تجربه های آقای دهقان و آقا سعید خوب و سازنده بود و چقدر احساسم از شنیدن این فایل خوب شد.
در مورد تمرین این قسمت،خود من قبل از آشنایی با آموزش های استاد عباسمنش واقعاً در ته دره بودم و شکر الله یکتا،در مسیر آموزش های استاد عباسمنش قرار گرفتم و به صورت تکاملی شرایط زندگی من در حال بهبود است.
من قبل از آشنایی با آموزش های استاد،نه تنها هیچ پولی و وسیله ای نداشتم،بلکه اعتبار و آبرویم نیز پیش مردم از دست رفته بود و من به تازگی از شرکت های هرمی خارج شده بودم و چونکه محصولات آن شرکت خیلی گران و بی کیفیت بود تقریباً به تمامی کسانی که میشناختم آسیب رسانده بودم چونکه تمام کسانی را که میشناختم دعوت به کار میکردم و عدهای از آنها،قبول میکردن که زیر گروه بشوند و جوری از این کار بی سر و ته آسیب میدیدن و آنهایی که قبول نمیکردن به آنها اجناس بیکیفیت آن شرکت را میفروختم و در نهایت همه ای آشنایان از کار من دچار ضرر و زیان میشدن و من کاملاً در آن زمان خدا ناباور شده بودم و شرک در تمام یاخته های وجودم ریشه زده بود.
و آشنایی با سایت استاد عباسمنش نور ایمان به قدرت خداوند و توحید را برای اولین بار در زندگی ام به وجود آورد و واقعاً فایل های هدیه ای سفر به دور امریکا،باعث شد که من در ابتدا تشویق به دنبال کردن آموزش های استاد عباسمنش بشوم و این آموزش ها من را از عمق جهنم بالا آورد و قدم به قدم مشغول بالا رفتن هستم و درست است که هنوز به صورت کامل از داخل دره خارج نشده ام ولی صد در صد از عذاب آن جهنم سابق نجات یافته ام و میدانم که شهامت عمل کردن به این آموزش ها عاقبت من را به زندگی رویایی ام میرساند.
شاد و تندرست باشید.
خدانگهدار.
به نام الله.
سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته عزیز و سلام به تو دوستی که داری این متن رو میخونی.
من یادم میاد حدود 3 سال پیش دچار یه مشکلی شده بودم که کاملا روح و روانم رو بهم ریخته بود طوری که حدود 9 ماه حتی نتونسته بودم یه لبخند ساده بزنم تا جایی که واقعا تمام وجودم خسته شده بود از این وضعیت روحی خراب حتی چندین بار به خودکشی فکر کرده بودم خدایا منو ببخش اما یادمه یه شب که جونم به لبم رسیده بود از خداوند خواستم که کمکم کنه با چشمایی اشک بار، و مدتی بعد خداوند شرایط رو طوری چید که با یه دختر فرشته سان آشنا شدم که من میگم دست خداوند بود برای من و باعث شد به خودم بیام و اول کمی از اون اوج احساسات منفی بیام بیرون و همینطور آرام آرام فرکانسهام بالاتر رفت تا جایی که گفتم خدایا مشکلم رو به تو میسپارم من 9 ماه زجر کشیدم نتونستم از الان دیگه ولش میکنم تو خودت حلش کن من میخوام از زندگیم از این لحظه تا اخر عمرم فقط لذت ببرم و از اون روز من دوباره متولد شدم زندگیم آروم آروم بهتر شد و چند ماه بعدش با شما استاد عشق اشنا شدم اول فایلهای دانلودی کتابهاتون و دوره عزت نفس و دوره قانون آفرینش که واقعا زندگی رو برام لذت بخش کرده، دیگه خداوند رو بهتر شناختم هر مسئله ایی هر چقدر هم بزرگ دیگه برام اهمیتی نداره چون میدونم که کی پشتمه و حمایتم میکنه و وظیفه من فقط اعتماد کردن به اونه گرچه از اون به بعد مسئله خاصی هم برام پیش نیومده و میتونم بگم زندگیم سراسر عشق شده این تغییر برای من در اون روزهای سخت مهمترین و بزرگترین مسئله زندگیم بود که به خاطر فرکانسهای منفی خودم به قعر رفته بودم و جهان با چالشهاش میخواست من رو سر عقل بیاره خدایا شکرت به خاطر قانون مندی جهان،
و استاد جانم بی نهایت ازتون ممنونم که روزی تصمیم گرفتید زندگیتون رو بهتر کنید که اون تصمیم باعث شده میلیون ها نفر هم خوب زندگی کنند دوستتون دارم و آرزو میکنم عمری طولانی داشته باشید و همیشه سلامت باشید،
بنام یگانه هدایتگر مهربانم
سلام به استاده جان و دلم و مریم بانوی شایسته
و سلام به دوستان توحیدی و فوق العاده ام
من چند روزی از پروژه جا موندم ولی تلاش میکنم روزانه یک فایل و تمرین کنم تا برسم تا پایان پروژه
در مورد رسیدن به ته دره و سوال این فایل
حقیقت وقتی من عمیق بهش فکر کردم دیدم من دقیقا حدود 6سال پیش بود که تو شهرستان زندگی میکردم با همسرم و دوتا بچه ی 7ساله
اوضاع مالی نسبتا متوسط بود من خانه داربودم و همسرم قنادی داشتن یه روز ایشون تصادف کردن و به واسطه ی آسیبی که دیدن نتونستن مدت سه ماه کار کنن و چون ایشون خودشون اون زمان همه ی کارهای فروشگاه و انجام میداد کلا کسب و کار تعطیل شد و کم کم اوضاع مالی نامناسب شد و ما دیگه نگران شدیم دقیقا یادمه تو همون روزها بود که من خیلی ناامید و نگران بودم که یه شخصی برام یکی از فایل های قانون جذب و این مسایل و فرستاد و من شاخکام تیز شد و افتادم دنبال این مباحث و همونطور که میدونید آدم اولین روزهایی که این مطالب و میفهمه بشدت ذوق و شوق داره و میخواد که تو زندگیش اجراکنه من هم شروع کردم به کار کردن روی خودم سپاس گزاری،نوشتن خواسته هام و تغییر نگاهم ازمنفی به مثبت نسبت به شرایط اطرافم و این شد که همون از کار افتادن همسرم شد شروع تغییرات در زندگی ما…..تغییر شغل ،مهاجرت،و بهتر شدن اوضاع و بهترشدن حال و احساس مون …..
اینکه چطور تونستم از اون اوضاع بیرون بیام به واسطه ی کنترل ذهن و اینکه تمام تمرکزم روی نکات مثبت بود و مدام با خودم میگفتم حتما خیری درکار هست و نتیجه واقعا خیربود
نتیجه واقعا رسیدن به شرایط بهتر و آرامش بیشتر بود
البته که اون تغییر یک شبه نبود و تو اون مسیر سختی های بود ولی نتیجه رضایت بخش بود بلطف خداوند
سلام خدمت استاد عزیز و تیم قوی سایت عباسمنش
خدا را هزاران بار شکرگزارم که توسط دستی از دستانش دارم قوانین این جهان هستی را یاد میگیرم و بهشون عمل میکنم
تقریبا یک سال و نیم پیش بود در خصوص یک مسئلهای از کارم بسیار ناراحت بودم که اتفاقی با یک دوستی تماس گرفتم و بعد از پیگیری یک کاری در مورد حال و احوال و کارمون صحبت کردیم و من بهش گفتم که زیاد اوکی نیستم اون بنده خدا تقریبا 6 ماه بود که با شما آشنا شده بود و در خصوص باورهای توحیدی و کنترل ذهن باهام صحبت کرد و من تا یک هفته بعدش خیلی حالم خوب بود
بعد یک هفته دوباره داشتم به اون حالت قبلم برمیگشتم که احساس کردم باید به دوستم مجدد زنگ بزنم
تماس گرفتم و بهش گفتم که دوست دارم بیشتر در این خصوص گپ بزنیم و اونم استقبال کرد و رفتیم بیرون و تقریبا نزدیک به یک ساعت و نیم در این خصوص صحبت کردیم و واسم دوره توحید عملی رو فرستاد و من کمکم شروع کردم به گوش دادن و از اونجا بود که در عین ناامیدی و حال بدم خداوند توسط دستی از دستانش من رو هدایت کرد که الان هم خیلی پرقدرت دارم فایلهارو گوش میدم و بهشون عمل میکنم و نتایج همینجوری دارن محقق میشن
بنام خالق زیبایی ها
من ته دره رو دیدم تو رابطه ی عاطفیم…
سالها بود میشه گفت از اول ازدواجم زندگی عاطفیم یه جهنم به تمام معنا بود.و جالب این بود که میگفتم همینه دیگه ، قسمتم این بوده ،چکار کنم کاری از دستم برنمیاد….
و مدام مادرم رو مقصر این قضیه میدونستم
روزبروز زندگیم غیر قابل تحمل تر میشد،صبح که از خواب بیدار میشدم میگفتم اه ،باز یه روز دیگه ، کی امروزو میخواد سر کنه.
خلاصه به جایی رسیده بودم که کوچکترین کار همسرم رو مخم بود،حتی غذا خوردنش .مدام حسرت زندگی بقیه رو میخوردم. میتونم قسم بخورم که تو 20 سال زندگی مشترکم حتی یه لحظه طعم عشق رو نچشیده بودم، تا همین 3-4سال پیش.
دیگه خسته شده بودم و نه راه پس داشتم نه راه پیش.ناگفته نمونه که فرزند بزرگم هم تو این شرایط تبدیل شده بود به یک انسان گوشه گیر ،
الان یوقتایی میگه من از بچگیم فقط دعواهای تو و بابا رو یادمه.
خلاصه دیگه واقعا داشتم میسوختم تو این جهنم ،تبدیل شده بودم به یه انسان افسرده ی واقعی.
یادمه یبار به خدا گفتم مگه نمیگی تغییر زندگیت دست خودته ، پس راهو نشونم بده.
بعد یه مدت تقریبا طولانی
شروع کردم اگاهانه و به سختی خوبیهای همسرم رو دیدن ، تو اینستا کلیپ های عاشقانه میدیدم ،اهنگهای عاشقانه گوش میدادم ، منی که فقط درباره ی چیزهای ضروری فقط با همسرم حرف میزدم و بقیه ی وقتها ساکت بودیم هر دو تامون ، الان دیگه سعی میکردم به هر بهانه ای حرف بزنم باهاش.
خلاصه به لطف خدا ازین جهنم دره اومدم بیرون کمکم . نمیگم زندگیم به اوج زیبایی رسیده ، ولی حداقلش اینه که دیگه ازون دعواها و احساسات بد هیچچ خبری نیست.تاکید میکنم هیچ خبری نیست.وقتی همسرم میاد خونه از دیدنش ذوق میکنم ، کل وقت دارم حرف میزنم براش،با ذوق و شوق ، از بودن کنارش ،مسافرت رفتن باهاش خوشم میاد،
ولی خب هنوز هم اون رابطه ی ایده الم نیست .اما عیب نداره روز بروز بهتر میشه ،با عزت نفسم با خودشناسی بیشتر خودم ، و به لطف خدای مهربانم.
مهم اینه که از همین رابطهای ی الانم دارم لذت میبرم .
و الان میفهمم تمام احساسات بدی که تو رابطم تجربه کردم ،مقصرش خودم بودم و لاغیر…
وقتی من اومدم خودمو بهبود دادم ، واسه خودم ارزش قایل شدم ، رو شخصیتم کار کردم ، جهان هم اینجوری پاسخم رو داد.
الهی شکر