این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-01 07:17:592025-11-02 19:29:31تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تغییر را در آغوش بگیر – گام هفتم- راز رسیدن به نتایج بزرگ : قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر – دوشنبه 12 آبان 1404
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
تمرین این قسمت:
برای اینکه این آگاهیها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما میخواهم به این سؤال فکر کنید و تجربهی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
خوب من خیلی تجربه ها دارم در این حوزه ولی یه الگویی رو دارم برای ذهنم منطقی میکنم
اول چند تا نکته بگم
اول اینکه من تصور میکنم به میزانی که ما درک بالاتری از اصل داشته باشیم و درگیر فرع و حاشیه نشیم ، انقدر آرامش وجودی ما زیاد میشه و از اونجایی که استاد در دوره هم جهت با جریان خداوند بهمون یاد دادن که آرامش داشتن یعنی در مومنتوم مثبت بودن و آرامش پایدار نزدیک ترین فرکانس به فرکانس روح ، منبع و الله یکتاست
نکنه دوم اینه که ما اگه الگوهای موفقیت گذشته شخص خودمون رو به جزیئات آنالیز کنیم و روند رو رصد کنیم ، میتونیم دوک کنیم که هرررر چیزی نیاز به تکامل داره و دیگه عجله نمیکنیم
سومین نکته اینه که طبیعت میتونه همیشه و هر جا بهترین الگو باشه ، وقتی نگاه میکنی میبینی برای به دنیا اومدن یه بچه ٩ ماه زمان نیاز هست ، برای داشتن یه درخت گردوی بارده ٧-٨-١٠ سال زمان نیازه ، آروم میشی و عجله نمیکنی
چند روز پیش داشتم یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم فکر کنم موفقیت لذت بردن از مسیر است نه رسیدن به مقصد
و اونجا استاد یه نکنه قرآنی گفتن که به لطف الله روزی من بود و درکش کردم و البته تا اون موقع هم ازشون نشنیدع بودم
گفتن : اگر میخواین الگوی تکامل رو توی قرآن پیدا کنید برید آیه های رو رصد کنید
و یع مثالی ردن از مسیر خلق و رشد نطفه که به نوزاد تبدیل میشع و خدا در آیاتی مثل آیه ١١ فاطر از ثم برای توضیح تکامل استفاده کردن
اینجا وظیفه خودم میدونم که استاد لطف کردن و در فایل های هدیه هم ناب ترین آموزه ها رو میدن ( عاشقتونم که ه ه ه ه ه ه )
الگوی من برای خودم استفاده کردم شروع قانون سلامتی از ٢۶ اسفند ١۴٠٣ تا الان هست
من خوب اولش عجله داشتم ولی با منطق هایی که استاد دو دوره گفتن فقط خواستم که از مسیر لذت ببرم و بردم
ولی هرگز فکرش رو هم نمیکردم که نتایجم انقدر رویایی باشا ، توی جلسه ٢ قانون سلامتی کل نتایجم رو مکتوب کردن
از اندام رویایی تا پوست عالی تا خوش اخلاقی و …..
وقتی ابن مسیر رو نگاه میکنم و به یاد میارم مسیری که طی کردم و البته الان دارم ذی میکنم و قراره به لطف الله تا پایان عمر ادامه پیدا کنه
میبینم که :
حقیقتا و قطعا و یقینا هیچی مهم تر از لذت بردن در مسیر نیست وقتی ایمان داری در مسیر درست هستی و فقط باید استمرار داشته باشی
حقیقتا و قطعا و یقینا میرسی به هر چی میخوای اگر به مسیری که الله میخواد تو رو ببردت اعتماد کنی
حقیقتا و قطعا و یقینا اگر به جریان هدایت الهی که داره جهان رو رهبری میکنی وصل بشی و وصل بمونی
حقیقتا و قطعا و یقینا این جهان حتمن ناخدایی داره که هر کس سوار کشتی ش بشه و بهش اعتماد کنه به هرررررر آنچه که میخواد میرسونتش
و یه نکته در مورد قانون سلامتی من قشنگ روز به روز نتایج رو میدیدم ، واسه همین هررررر روز نتایج رو تحسین میکردم ، سپاسگزار الله بودن ، حقیقتا در مسیر استقامت کردم و بالای ٩٠ درصد روزها پیاده روی و ورزش هام رو داشتم و …..
در مورد هررررر موضوع دیگه ای هم همینه
مثال بزنک براتون :
من دارم روی باهرهای مالی م الان کار میکنم و نمیدونید چقدررررر نتایج ریز و درشت دارن میان و میدونید من از اسناد چی یاد گرفتم ؟
برای یه خوراکی کوچولو که به عنوان نعمت غیر منتظره از دیگران دریافت میکنم صد بار سپاسگزاری میکنم و به مغزم میگم ببین ببین ببین اینم نتیجه ، اینک نشانه
یا امروز صبح که اسنپ گرفتم و یه ماشین شاسی خفن اومد دنبالم با یه راننده فوق با شخصیت که ثروت از ماشینش میبارید ، هزاااار بار سپاسگزاری کردم و به ذهنم یادآور شدم که ببین نشانه ها رو ، ببین نتایج رو …
و به تجربه دیگ که باز آرومم میکنه و باعث میشه در آرامش و مومنتوم مثبت بمونم اینه که :
این مسیر و کار کردن روی خودم و اصلاح باورهام یک مسیر از الان تا آخر عمرم هست پس
چقدر این کامنت کمک کننده بود برا من و چقدر بهش نیاز داشتم – اگر بخوام با خودم صادق باشم باید خیلی صبر ام کار کنم – من باید باور داشته باشم به مسیر و همواره ادامه اش بدم!
من باید رو خودم کار کنم و لذت ببرم از مسیرم!
من باید در راستای هدفم حرکت کنم و انقدر اون مسیر رو ادامه بدم تا اینکه به هدفم برسم!
باید درک کنم تکامل رو و اینقدر عجله نکنم!
باید درک کنم که این ی روند داره – باید درک کنم که موفقیت ی مسیر هست و ی روند داره!
شکر الله که میتونم تو این سایت باشم و واقعا باید به خودم تعهد بدم که ادامه بدم مسیرم رو!
باید آموزش های این سایت رو ادامه بدم و باید رو خودم کار کنم!
باید تو مسیر علایقه هم کار کنم و ادامه بدم!
واقعا باید صبر داشته باشم و اون خاک خوری اول مسیر رو ادامه بدم تا اینکه نتیجه بیاد!
خدایا شکر برای آگاهی هایی که هر روز، روزی ما میشه و هدایتگر ما به سمت سعادت و آرامش…
خدا را شکر میکنم که همیشه هم زمانی ها منا شگفت زده و خوشحال میکنه هر جلسه ای که از دوازده قدم را گوش میدم بعدش میبینم که دقیقا همون زمان یکسری از آگاهی هاش اینجا تو پروژه تغییر ، تکرار شدن خیلی هیجان انگیزه برام و حتما میخواد بهم بگه این نکته خیلی مهمه بیشتر درکش کن بیشتر روش کار کن.
اونجا استاد گفتن که باید از قدم های کوچیک کوچیک شروع کنید به کار کردن تلاش کردن و ادامه دادن و اینجا هم باز اشاره کردن که باید تکامل را طی کنید با صبر و ادامه بدید، اونجا استاد گفتن انسان عجوله و عجله از باور کمبود میاد، اگه باور داشته باشیم که نعمت ها و فرصت ها بی نهایت هستند و دائما در حال زیادتر شدن پس چرا باید عجله کنیم و آرام نباشیم! و ابنحا استاد باز فرمودند که انسان کلا عجوله و اگر بخواهد نتایج بزرگ را ببیند باید صبر داشته باشد و صبر یعنی ادامه دادن مسیرت با ایمان و دانستن اینکه برای نتایج باید پروسه کار را طی کنم… همانطوری که در طبیعت موجودات دیگه مثلا گیاهان پروسه را طی میکنن قدم به قدم،کوچیک کوچیک !
و من خودم کسی هستم که اصلا صبر ندارم و همش دنبال نتایجم و میدونستم که صبر ندارم اما نمیدونستم چطوری روی این ضعفم کار کنم؟ همیشه برام سوال بود تا اینکه به برکت این آگاهی ها فهمیدم که بایییییییددددد نتایج کوچیکم را ببینم و بابتشون شاکر و شاد باشم و ادامه بدم و اینطوری میتونم صابر باشم و صبر یعنی اینکه ادامه بدم باانگیزه. و جالبه این را هم میدونستم که هر شب یا هر هفته یا هر ماه باید خودم را ارزیابی کنم نتایجم را بنویسم و ببینم و سپاسگزاری بکنم اما این کار را نمیکردم شاید چون دلیلش را نمیدونستم ولی حالا فهمیدم که چه اثری داره پس باید بخودم تعهد بدم که عملیش بکنم.
از نتایج صبر کردنم مورد خاصی یادم نمیاد چون گفتم که بیشتر عجول بودم و دنبال نتایج اما از عجول بودنم نتیجه این بود که پروسه ای را که روش کار میکردم و کلی زمان و انرژی بابتش میگذاشتم یکباره رهاش کردم و دیگه نمیتونم اصلا برگردم سمتش بشدت مقاومت داره ذهنم، فقط چون ناآگاه بودم که برای ثمر داشتنش صبر میخواد زمان میخواد قدمهای کوچیک و مستمر میخواد و اینکه تلاشهام را ندیدم نتایج کوچیکم را ندیدم بزرگشان نکردم از خودم تشکر نکردم و در نتیجه بی انگیزه شدم .
برای رسیدن به هرخواسته ای بایدیه روند یاپروسه ای روطی کرد
صبریعنی ادامه دادن ارسال فرکانس هماهنگ باخواسته
هرخواسته ای امکان پذیرهست اگردرمسیرهماهنگ باخواسته قراربگیری وباصبران مسیرادامه بدی
تفاوت بین صبروعجله
بسیاری از ما کار را شروع میکنیم، روی خودمان کار میکنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمیبینیم، نا امید شده و مسیر را رها میکنیم. استاد توضیح میدهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش میکنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.
واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمیبینیم.
قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح میدهد که وقتی دانهای کاشته میشود، شاید تا مدتی هیچ جوانهای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشهها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانهها (نشانههای کوچک) ظاهر میشوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.
خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیتهایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راهاندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش میکنیم و آنها را کوچک میشماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.
داستان شگفتانگیز «تخممرغها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربهی شخصی خود در پرادایس را تعریف میکند. او توضیح میدهد که چگونه آرزوی داشتن تخممرغهای زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخممرغ از آمازون، عبور از چالشهای بیماری و طوفان برای جوجهها، ساختن لانههای متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخممرغ را جمعآوری کرد.
پیام اصلی این گفتگو این است: شما میتوانید به هر خواستهای برسید، به شرطی که پروسهی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانههای کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر میشوند، سپاسگزار باشید.
سلام دوستان عزیز و استاد گرامی ، سپاسگزارم برای زحماتتون ،امیدوارم در پناه رب تعالی همیشه سلامت باشید.
قسمت 7:
«» توی مسیری که در حال آموزش دیدن هستم قبلاً خیلی عجله داشتم و دلم میخواست منی که از صفر این مهارت رو شروع کردم در عرض یکی دو ماه بتونم پول هنگفتی کسب کنم .
و وقتی که شروع به کار کردم ذهنم درگیر این بود که فقط پول زیاد در بیارم و نتیجه این شد که آموزشها را اصولی و دقیق پیش نمیبردم و فقط به فکر تمام شدن دوره بودم.
وقتی اون دوره آموزشی رو تموم کردم و به خودم گفتم خوب حالا وقتشه که پروژه بگیرم متوجه شدم که اصلا اون آموزش رو یاد نگرفتم و هنوز هم مشکلاتی دارم .
عجله کردن برای کسب درآمد باعث شده بود آموزشها را نصفه و نیمه تمام کنم و خیلی منو عقب انداخت و باعث شد انگیزم برای ادامه دادن مسیری که با شور و اشتیاق شروع کرده بودم کم بشه تا جایی که چند مدتی آموزش دیدن و کار کردن روی مهارت جدیدم رو کنار گذاشتم .
همین تعویق باعث شد اطلاعات قبلی رو کامل از یاد ببرم .
اما برای بار دوم که شروع به گذراندن آموزش کردم سعی کردم خیلی دقیقتر و آرامتر پیش ببرم و هر بار با گذراندن هر مطلبی از خودم امتحان میگرفتم و میگفتم فکر کن در حال انجام پروژه هستی و باید خیلی سریع و دقیق این کار را انجام دهی .ممکن بود در هر مبحثی یک یا دو بار اشتباه کنم و این باعث شد دوباره برگردم به آموزشها و مرور دقیقتری انجام دهم و اون مطلب خیلی قشنگتر در ذهنم جای بگیره.
عجله کردنم در ابتدای مسیرم باعث شده بود هیچ لذتی از آموزش دیدن نبرم ، این آموزشها را نوعی زجر تصور میکردم که ای بابا تموم نشد چرا تموم نمیشه باید زودتر تموم کنم باید زودتر به نتیجه برسم باید زودتر پول در بیارم و هی زودتر و زودتر و زودتر ها باعث شده بود استرس زیادی داشته باشم و فکر کنم که دیر شده وای! که عقب افتادم وای!
.
اما الان هیچ عجلهای ندارم وقتی آموزش میبینم و هر مطلب جدیدی که یاد میگیرم به خودم تبریک میگم خودم رو تحسین میکنم و میگم آفرین این مطلب گره زیادی از کارت باز میکنه.
برای خودم اینجوری جا انداختم که آموزش دیدن زیاد من باعث میشه در آینده مشکل کمتری داشته باشم چون به تمام زیر و بم این کار آگاه میشم و مشکلات احتمالی که در مسیر وجود داره به آسونی حل میکنم.
خیلی ممنونم استاد جان که بیادم آوردی صبور باشم
بیادم آوردی در طول مسیر باید فقط لذت ببرم .
الان که بخش شش آفرینش رو کار کردم و تمومش کردم اونجاهم از مفهوم صبر صحبت کردید و چقدر این فایل ها بهم مرتبط بود .
عاشق این همزمانی هاو دریافت پاسخم در کسری از ثانیه هستم.
دیروز در مغازه در حال خواندن کامنت بچها بودم که دوستم منو دید، بهم گفت تو هنوز بی خیال این مسیر نشدی.
از همون موقع این نجوا در ذهن من شروع شد
این دوسال روی خودت کار کردی ولی هنوز نتونستی خواسته ات رو داشته باشی و الکی دل خوش کردی به نتایج کوچکی که میاد
و من همش در جواب این نجوا میگفتم حتما میاد.خدا وعده شو داده پس میاد.
اگه استاد و بچها تونستن از همین مسیر به خواسته هاشون برسن ،برای منم امکان پذیره ،منم میتونم .اگه تا به امروز نتونستم خواستم رو خلق کنم به خاطر اینه که هنوز تغییر بزرگی در درونم رخ نداده.
و اما این گام و حرفهای استادم واقعا منو ناک اوت کرد
و جواب خوبی در برابر نجواهای ذهنم داد که ذهنم کاملا ساکت شد .
من لوبیارو در خاک کاشتم و اگر قرار ازش محصول دریافت کنم باید بتونم به اندازه ی کافی بهش اب ،خاک و نور کافی بدم.
من دوسالی هست که روی خودم کارمیکنم و کلی نتیجه از این مسیر دریافت کردم پس میدانم مسیرم کاملا درسته ،میدانم اگر با همین اشتیاق ادامه بدم .اگر صبر داشته باشم ،حتما نتایج بزرگ رو می بینم.
یادم باشه در درون خاک اتفاقاتی میفته که من نمیبینم ولی مطمئنم که روزی این لوبیا جوانه میزند و هر روز بزرگ و بزرگتر میشود پس شاید من الان نتایج بزرگنمیبینم ولی میدانم که همین کار کردن من روی خودم ،همین بالا بردن سطح مدارم و همین قوی تر کردن ایمانم ،خیلی زود به نتیجه میرسه پس اشتیاق بیشتری مسیرم رو ادامه میدم .
و با صبری که نشات گرفته از ایمان هست جلو میرم و ادامه میدم تا روزی که خواستهام یکی یکی برام به راحتی اتفاق میفته.
خدارو بی نهایت شکر میکنم که در بهترین زمان این اگاهی و مثال زیبای لوبیا رو شنیدم و درک کردم .
سلام به استاد ابراهیم نشانم و به یار شایسته ی استاد
سلام به همه دوستان هم مسیر و هم فرکانسی
تمرین این گام
من الان دو سه تا هدف اصلی دارم
رابطه: به حداقل و همینی که هست راضی نشم، رابطه ی پرفکتی که میدونم لایقشم رو هدف قرار دادم و دارم رو خودم کار میکنم که برم تو فرکانسش و برام رقم بخوره
از وقتی این رو واقعا خواستم، و نوشتم و از خدا هم خواستم، اتفاقای عجیب و مختلفی دارن میفتن، که بهشون میگم پلن خدا
از همون کامنتی که تو جلسه 22 دوره هم جهت نوشتم، اتفاقها دارن میفتن، بد و خوب، البته به ظاهر بد و خوب، در واقع همش خوب و خیره،
الخیر فی ما وقع
و من به شکل محسوس و عجیبی یه حس تسلیم دارم، قشنگ سپردم به خدا، و خدا خیلی قشنگ داره خدایی میکنه
یه جایی فکر کردم خب ظاهرا این رابطه ی فعلی داره تموم میشه، ولی آروم بودم، یه آرامش و اطمینان قوی و خدایی
عجول نشدم، صبر کردم و تو مسیر موندم
انگار خدا هی تو گوشم میگفت، من دارم کارمو میکنم، پروسه در جریانه، صبر کن و ایمان داشته باش و من صبر کردم و ایمانم رو حفظ کردم
بعد بهم گفت چی میخوای، چه رابطه ای میخوای، اونا رو بنویس، برای اون خوبیها و نکات مثبتی که تو رابطه ی فعلیت داشتی/داری بنویس و اپرشییت کن
و من شروع کردم نوشتن، هرروز دو سه نکته که خود به خود به ذهنم میومد مینوشتم، که خب البته اصلا سخت نبود، رابطه ی خیلی قشنگی داشتیم تا اینجا با یه عالمه چیزایی که دوست داشتم داشته باشم و تجربه کنم
از ته دل با احساس خوب مینوشتم، با احساس اینکه خدایا شکرت که من اینا رو تجربه کردم…
سه روز نوشتم، روز چهارم یه پیام قشنگ و عجیبی گرفتم… اصن یه حس عجیبی داشت… مثل این بازیهای شعبده بازی که یادمیگیری و وقتی انجام میدی کلی ذوق میکنی، من مونده بودم این سپاسگزاری چجوری جادویی جواب میده
ولی بهرحال من تصمیم گرفتم که لیاقت همون رابطه ی جدی و پرفکتی که تو ذهنم هست رو دارم، و به کمتر راضی نمیشم
و همچنان تو مسیر موندم
ولی همین نشانه ها، همین نتایجِ شاید کوچیک رو کلی بابتشون شکرگزاری میکنم
فعلا در حال سپری کردن یه سری بالا و پایین هام
همین امشب هم خدا قشنگ باهام حرف زد، از طریق نوتیفیکیشنِ Siri suggestion ِ آیفون… که نوتِ مربوط به «توجه آگاهانه به زیبایی های رابطه م» رو بهم ریمایند کرد
ینی قشنگ خدا بهم گفت برو سپاسگزاری هایی که نوشتی بخون
و من رفتم مشغول خوندن شدم و هنوز چند خط بیشتر نخونده بودم که باز یه پیام گرفتم و بعد یه تماس، و چه حرفای قشنگ و عجیبی
اصلا یه جورایی رو ابرام، از این حس همراهی خدا، از این حس خالق زندگی بودن
هنوز نمیدونم چی میشه و چجوری میشه
اما میدونم و مطمئنم که رابطه ی پرفکت و جدی و دلخواهم رو جذب میکنم و تجربه میکنم
و عجیب حس خوبی دارم
حس روی دوش خدا بودن
هدف دیگری که دارم، کار بهتر هست
خیلی وقته که نشانه ها اومدن که محل کار فعلی رو دیگه باید ترک کنم، کم و بیش تلاش کردم دنبال کار دیگه ای باشم ولی نه خیلی جدی و مصمم
حالا دوباره دارم تلاش میکنم
با توجه آگاهانه به باورهای کمک کننده
باور اینکه کار خیلی زیاده
کارِ خوب، محیط کار حرفه ای و خوب خیلی زیاده
درآمد بیشتر کاملا ممکنه، کمااینکه چندتا از دوستام رو دیدم که درآمد خیلی بیشتر از من دارن
من صددرصد لیاقت کار بهتر، محیط کار حرفه ای تر، و درآمد بالاتر رو دارم
وقتی اپلای میکنم خدا رو شکر میکنم
یه تماس گرفتم برای یه مصاحبه ی تلفنی که کلی بابتش خدا رو شکر کردم
و میدونم با صبر و استمرار، خیلی زود نتیجه میگیرم و یه کار خیلی خوب پیدا میکنم
یکی دوتا ورودی مالی داشتم که درواقع باید خورد خورد میگرفتم، اما یه مدت نگرفتم و سخت هم گذشت، اما بعد یه جا گرفتم، و کلی خدا رو شکر کردم و گفتم این نشونه ی ورودی های مالی بالاتره
ظرفم داره بزرگتر میشه و کار بهتر با درآمد بالاتر داره به من نزدیک تر میشه
دو سه تا از شرکتای بزرگی که قبلا آگهی کار داده بودن و منم اپلای کرده بودم و جوابی نگرفته بودم، دوباره آگهی دادن
و من این رو نشونه ی خدا گرفتم که حالا من ظرفم یه کم بزرگتر شده ومدارم یه کم بالاتر رفته
و الان وقتشه که دوباره، با حس بهتر و احساس لیاقت اپلای کنم
خدایا عاشقتم که انقدر قشنگ هدایت میکنی
به امید تو و روی دوش تو، به سوی بی نهایت و فراتر از آن
تغییر را در آغوش بگیر – گام هفتم- راز رسیدن به نتایج بزرگ : قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر – دوشنبه 12 آبان 1404
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
تمرین این قسمت:
برای اینکه این آگاهیها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما میخواهم به این سؤال فکر کنید و تجربهی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
خوب من خیلی تجربه ها دارم در این حوزه ولی یه الگویی رو دارم برای ذهنم منطقی میکنم
اول چند تا نکته بگم
اول اینکه من تصور میکنم به میزانی که ما درک بالاتری از اصل داشته باشیم و درگیر فرع و حاشیه نشیم ، انقدر آرامش وجودی ما زیاد میشه و از اونجایی که استاد در دوره هم جهت با جریان خداوند بهمون یاد دادن که آرامش داشتن یعنی در مومنتوم مثبت بودن و آرامش پایدار نزدیک ترین فرکانس به فرکانس روح ، منبع و الله یکتاست
نکنه دوم اینه که ما اگه الگوهای موفقیت گذشته شخص خودمون رو به جزیئات آنالیز کنیم و روند رو رصد کنیم ، میتونیم دوک کنیم که هرررر چیزی نیاز به تکامل داره و دیگه عجله نمیکنیم
سومین نکته اینه که طبیعت میتونه همیشه و هر جا بهترین الگو باشه ، وقتی نگاه میکنی میبینی برای به دنیا اومدن یه بچه ٩ ماه زمان نیاز هست ، برای داشتن یه درخت گردوی بارده ٧-٨-١٠ سال زمان نیازه ، آروم میشی و عجله نمیکنی
چند روز پیش داشتم یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم فکر کنم موفقیت لذت بردن از مسیر است نه رسیدن به مقصد
و اونجا استاد یه نکنه قرآنی گفتن که به لطف الله روزی من بود و درکش کردم و البته تا اون موقع هم ازشون نشنیدع بودم
گفتن : اگر میخواین الگوی تکامل رو توی قرآن پیدا کنید برید آیه های رو رصد کنید
و یع مثالی ردن از مسیر خلق و رشد نطفه که به نوزاد تبدیل میشع و خدا در آیاتی مثل آیه ١١ فاطر از ثم برای توضیح تکامل استفاده کردن
اینجا وظیفه خودم میدونم که استاد لطف کردن و در فایل های هدیه هم ناب ترین آموزه ها رو میدن ( عاشقتونم که ه ه ه ه ه ه )
الگوی من برای خودم استفاده کردم شروع قانون سلامتی از ٢۶ اسفند ١۴٠٣ تا الان هست
من خوب اولش عجله داشتم ولی با منطق هایی که استاد دو دوره گفتن فقط خواستم که از مسیر لذت ببرم و بردم
ولی هرگز فکرش رو هم نمیکردم که نتایجم انقدر رویایی باشا ، توی جلسه ٢ قانون سلامتی کل نتایجم رو مکتوب کردن
از اندام رویایی تا پوست عالی تا خوش اخلاقی و …..
وقتی ابن مسیر رو نگاه میکنم و به یاد میارم مسیری که طی کردم و البته الان دارم ذی میکنم و قراره به لطف الله تا پایان عمر ادامه پیدا کنه
میبینم که :
حقیقتا و قطعا و یقینا هیچی مهم تر از لذت بردن در مسیر نیست وقتی ایمان داری در مسیر درست هستی و فقط باید استمرار داشته باشی
حقیقتا و قطعا و یقینا میرسی به هر چی میخوای اگر به مسیری که الله میخواد تو رو ببردت اعتماد کنی
حقیقتا و قطعا و یقینا اگر به جریان هدایت الهی که داره جهان رو رهبری میکنی وصل بشی و وصل بمونی
حقیقتا و قطعا و یقینا این جهان حتمن ناخدایی داره که هر کس سوار کشتی ش بشه و بهش اعتماد کنه به هرررررر آنچه که میخواد میرسونتش
و یه نکته در مورد قانون سلامتی من قشنگ روز به روز نتایج رو میدیدم ، واسه همین هررررر روز نتایج رو تحسین میکردم ، سپاسگزار الله بودن ، حقیقتا در مسیر استقامت کردم و بالای ٩٠ درصد روزها پیاده روی و ورزش هام رو داشتم و …..
در مورد هررررر موضوع دیگه ای هم همینه
مثال بزنک براتون :
من دارم روی باهرهای مالی م الان کار میکنم و نمیدونید چقدررررر نتایج ریز و درشت دارن میان و میدونید من از اسناد چی یاد گرفتم ؟
برای یه خوراکی کوچولو که به عنوان نعمت غیر منتظره از دیگران دریافت میکنم صد بار سپاسگزاری میکنم و به مغزم میگم ببین ببین ببین اینم نتیجه ، اینک نشانه
یا امروز صبح که اسنپ گرفتم و یه ماشین شاسی خفن اومد دنبالم با یه راننده فوق با شخصیت که ثروت از ماشینش میبارید ، هزاااار بار سپاسگزاری کردم و به ذهنم یادآور شدم که ببین نشانه ها رو ، ببین نتایج رو …
و به تجربه دیگ که باز آرومم میکنه و باعث میشه در آرامش و مومنتوم مثبت بمونم اینه که :
این مسیر و کار کردن روی خودم و اصلاح باورهام یک مسیر از الان تا آخر عمرم هست پس
No fear
No hurry
No greed
And That’s it……
با عشق ، ادامه دارد….
به نام خدا
شکر الله بابت این فایل و آگاهی های بی نظیرش
چقدر این کامنت کمک کننده بود برا من و چقدر بهش نیاز داشتم – اگر بخوام با خودم صادق باشم باید خیلی صبر ام کار کنم – من باید باور داشته باشم به مسیر و همواره ادامه اش بدم!
من باید رو خودم کار کنم و لذت ببرم از مسیرم!
من باید در راستای هدفم حرکت کنم و انقدر اون مسیر رو ادامه بدم تا اینکه به هدفم برسم!
باید درک کنم تکامل رو و اینقدر عجله نکنم!
باید درک کنم که این ی روند داره – باید درک کنم که موفقیت ی مسیر هست و ی روند داره!
شکر الله که میتونم تو این سایت باشم و واقعا باید به خودم تعهد بدم که ادامه بدم مسیرم رو!
باید آموزش های این سایت رو ادامه بدم و باید رو خودم کار کنم!
باید تو مسیر علایقه هم کار کنم و ادامه بدم!
واقعا باید صبر داشته باشم و اون خاک خوری اول مسیر رو ادامه بدم تا اینکه نتیجه بیاد!
بنام خداوند جان
درود به استاد عزیز، مریم جان و دوستان گل
خدایا شکر برای آگاهی هایی که هر روز، روزی ما میشه و هدایتگر ما به سمت سعادت و آرامش…
خدا را شکر میکنم که همیشه هم زمانی ها منا شگفت زده و خوشحال میکنه هر جلسه ای که از دوازده قدم را گوش میدم بعدش میبینم که دقیقا همون زمان یکسری از آگاهی هاش اینجا تو پروژه تغییر ، تکرار شدن خیلی هیجان انگیزه برام و حتما میخواد بهم بگه این نکته خیلی مهمه بیشتر درکش کن بیشتر روش کار کن.
اونجا استاد گفتن که باید از قدم های کوچیک کوچیک شروع کنید به کار کردن تلاش کردن و ادامه دادن و اینجا هم باز اشاره کردن که باید تکامل را طی کنید با صبر و ادامه بدید، اونجا استاد گفتن انسان عجوله و عجله از باور کمبود میاد، اگه باور داشته باشیم که نعمت ها و فرصت ها بی نهایت هستند و دائما در حال زیادتر شدن پس چرا باید عجله کنیم و آرام نباشیم! و ابنحا استاد باز فرمودند که انسان کلا عجوله و اگر بخواهد نتایج بزرگ را ببیند باید صبر داشته باشد و صبر یعنی ادامه دادن مسیرت با ایمان و دانستن اینکه برای نتایج باید پروسه کار را طی کنم… همانطوری که در طبیعت موجودات دیگه مثلا گیاهان پروسه را طی میکنن قدم به قدم،کوچیک کوچیک !
و من خودم کسی هستم که اصلا صبر ندارم و همش دنبال نتایجم و میدونستم که صبر ندارم اما نمیدونستم چطوری روی این ضعفم کار کنم؟ همیشه برام سوال بود تا اینکه به برکت این آگاهی ها فهمیدم که بایییییییددددد نتایج کوچیکم را ببینم و بابتشون شاکر و شاد باشم و ادامه بدم و اینطوری میتونم صابر باشم و صبر یعنی اینکه ادامه بدم باانگیزه. و جالبه این را هم میدونستم که هر شب یا هر هفته یا هر ماه باید خودم را ارزیابی کنم نتایجم را بنویسم و ببینم و سپاسگزاری بکنم اما این کار را نمیکردم شاید چون دلیلش را نمیدونستم ولی حالا فهمیدم که چه اثری داره پس باید بخودم تعهد بدم که عملیش بکنم.
از نتایج صبر کردنم مورد خاصی یادم نمیاد چون گفتم که بیشتر عجول بودم و دنبال نتایج اما از عجول بودنم نتیجه این بود که پروسه ای را که روش کار میکردم و کلی زمان و انرژی بابتش میگذاشتم یکباره رهاش کردم و دیگه نمیتونم اصلا برگردم سمتش بشدت مقاومت داره ذهنم، فقط چون ناآگاه بودم که برای ثمر داشتنش صبر میخواد زمان میخواد قدمهای کوچیک و مستمر میخواد و اینکه تلاشهام را ندیدم نتایج کوچیکم را ندیدم بزرگشان نکردم از خودم تشکر نکردم و در نتیجه بی انگیزه شدم .
سلام
قدرت سپاس گزاری بخاطرنتایج کوچک
تغییریه روندهست وصبرشریان حیاتی این روندهست
صبر به معنای طی کردن قانون تکامل هست
برای رسیدن به هرخواسته ای بایدیه روند یاپروسه ای روطی کرد
صبریعنی ادامه دادن ارسال فرکانس هماهنگ باخواسته
هرخواسته ای امکان پذیرهست اگردرمسیرهماهنگ باخواسته قراربگیری وباصبران مسیرادامه بدی
تفاوت بین صبروعجله
بسیاری از ما کار را شروع میکنیم، روی خودمان کار میکنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمیبینیم، نا امید شده و مسیر را رها میکنیم. استاد توضیح میدهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش میکنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.
واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمیبینیم.
قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح میدهد که وقتی دانهای کاشته میشود، شاید تا مدتی هیچ جوانهای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشهها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانهها (نشانههای کوچک) ظاهر میشوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.
خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیتهایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راهاندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش میکنیم و آنها را کوچک میشماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.
داستان شگفتانگیز «تخممرغها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربهی شخصی خود در پرادایس را تعریف میکند. او توضیح میدهد که چگونه آرزوی داشتن تخممرغهای زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخممرغ از آمازون، عبور از چالشهای بیماری و طوفان برای جوجهها، ساختن لانههای متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخممرغ را جمعآوری کرد.
پیام اصلی این گفتگو این است: شما میتوانید به هر خواستهای برسید، به شرطی که پروسهی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانههای کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر میشوند، سپاسگزار باشید.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام دوستان عزیز و استاد گرامی ، سپاسگزارم برای زحماتتون ،امیدوارم در پناه رب تعالی همیشه سلامت باشید.
قسمت 7:
«» توی مسیری که در حال آموزش دیدن هستم قبلاً خیلی عجله داشتم و دلم میخواست منی که از صفر این مهارت رو شروع کردم در عرض یکی دو ماه بتونم پول هنگفتی کسب کنم .
و وقتی که شروع به کار کردم ذهنم درگیر این بود که فقط پول زیاد در بیارم و نتیجه این شد که آموزشها را اصولی و دقیق پیش نمیبردم و فقط به فکر تمام شدن دوره بودم.
وقتی اون دوره آموزشی رو تموم کردم و به خودم گفتم خوب حالا وقتشه که پروژه بگیرم متوجه شدم که اصلا اون آموزش رو یاد نگرفتم و هنوز هم مشکلاتی دارم .
عجله کردن برای کسب درآمد باعث شده بود آموزشها را نصفه و نیمه تمام کنم و خیلی منو عقب انداخت و باعث شد انگیزم برای ادامه دادن مسیری که با شور و اشتیاق شروع کرده بودم کم بشه تا جایی که چند مدتی آموزش دیدن و کار کردن روی مهارت جدیدم رو کنار گذاشتم .
همین تعویق باعث شد اطلاعات قبلی رو کامل از یاد ببرم .
اما برای بار دوم که شروع به گذراندن آموزش کردم سعی کردم خیلی دقیقتر و آرامتر پیش ببرم و هر بار با گذراندن هر مطلبی از خودم امتحان میگرفتم و میگفتم فکر کن در حال انجام پروژه هستی و باید خیلی سریع و دقیق این کار را انجام دهی .ممکن بود در هر مبحثی یک یا دو بار اشتباه کنم و این باعث شد دوباره برگردم به آموزشها و مرور دقیقتری انجام دهم و اون مطلب خیلی قشنگتر در ذهنم جای بگیره.
عجله کردنم در ابتدای مسیرم باعث شده بود هیچ لذتی از آموزش دیدن نبرم ، این آموزشها را نوعی زجر تصور میکردم که ای بابا تموم نشد چرا تموم نمیشه باید زودتر تموم کنم باید زودتر به نتیجه برسم باید زودتر پول در بیارم و هی زودتر و زودتر و زودتر ها باعث شده بود استرس زیادی داشته باشم و فکر کنم که دیر شده وای! که عقب افتادم وای!
.
اما الان هیچ عجلهای ندارم وقتی آموزش میبینم و هر مطلب جدیدی که یاد میگیرم به خودم تبریک میگم خودم رو تحسین میکنم و میگم آفرین این مطلب گره زیادی از کارت باز میکنه.
برای خودم اینجوری جا انداختم که آموزش دیدن زیاد من باعث میشه در آینده مشکل کمتری داشته باشم چون به تمام زیر و بم این کار آگاه میشم و مشکلات احتمالی که در مسیر وجود داره به آسونی حل میکنم.
خیلی ممنونم استاد جان که بیادم آوردی صبور باشم
بیادم آوردی در طول مسیر باید فقط لذت ببرم .
الان که بخش شش آفرینش رو کار کردم و تمومش کردم اونجاهم از مفهوم صبر صحبت کردید و چقدر این فایل ها بهم مرتبط بود .
خدایا شکرت که در این سایت الهی هستم
خدایا شکرت برای رزق بی حسابی که بهم دادی .
خدایاشکرت که هستم،
به نام خدایی که مهربانترین مهربانان من است
خدایی که تمام امید و دلخوشی من است
خدایی که بی اذن او در سراسر جهان برگی بر زمین نمی افتد…الهی رب مهربانم به امید تو
سلام خدمت استاد نازنینم
سلام به مریم خانم زیبا
و تمام دوستان عزیزم
:صبر اوج احترام به حکمت خداست:
دوستان عزیزم همه چی و همه در این دنیا بر میگرده به توحید
هرکاری میخوایم انجام بدیم هر قدمی برداریم
باید یه لحظه از توحید غافل نشویم
استاد جانم من خیلی دوست دارم که یه هنر یاد بگیرم
و همیشه میگم خدا جونم خودتی هستی
که منو خلق کردی
خودت میدونی که من استعدادم در چیه
متاسفانه بیشتر ما این مشکل رو داریم
که دردرجه اول اصلا نمیدونیم
به چی علاقه داریم؟
نمیدونم شاید آنقدر از خود درونمون دور شدیم
از منبعمون دور شدیم که نمیدونیم
به چی علاقه داریم
اما خبر خوش اینه که خدا اون قدر
مهربان و عظیمه
که هر وقت ازش بخوایم که استعداد هامونو
بهمون نشون بده حتما
این کار و برامون میکنه
و هیچوقت برای هیچ کاری دیر نیست
الهی شکرت
خوب من یه نمونه هایی از هنر بسیار زیبای رزین دیدم
که این زیبایی توی ذهنم نقش بست
هی میومد جلو چشمم
حتی یکی دوبار که میرفتم خرید
یهو چشمم میخورد به ظرفای رزین
چه قدر زیبا ساخته شده بودن
بعد یه قدمای خیلی کوچکی برداشتم
چه حس خوبی میگرفتم چه قدر اطرافیان
ذوق میکردن از اون ظرفی که میساختم
اما گاهی اوقات کمال گرایی و اون عجول بودن به
جای اینکه مارو به هدف نزدیک کنه
مادورتر میشیم و یه جورایی تو ذوقمون میخوره
هی دوست داریم زود پیشرفت کنیم
یه جورایی اون حس خوب و سپاسگزاری رو
فراموش میکنیم هی میچسبیم به اون خواسته
اصلا یادمون میره که یه تشکر کنیم
از اون کسی که استعدادم رو بهم نشون داد
چند روز پیش از صبح هی رفتم از یوتیوب
نگاه کردم
هی نمونه های زیاد رزین
چه قدر دنیای بی انتهایی در هر هنر وجود داره
منم یکسره هی به پیچ دیگران سر میزدم
آخر شب دیدم من اصلا اون روز با وجود اینکه
احساس میکردم یه قدم کوچیک به دنیای زیبای
هنر گذاشتم
اما حسم امروز زیاد جالب نبود
خوب به نظر من اگه گوشه بهشتم باشیم
اگه تمام ثروت دنیا رو هم داشته باشیم
اما حسمون خوب نباشه چه ارزشی داره؟
اتفاقا اون روز دیدم که یه حس اظطرار و استرس
بهم دست داد
فکر کردم من چه قدر امروز به خواستم چسبیدم
چه قدر احساس میکنم بین منو خدا فاصله بود
یعنی همین؟
خودمو تصور کردم انگار جایی رفتم
با اونجا آشنایی نداشتم
یهو کسی پیدا شد کمکم کرد آدرس رو پیدا کردم
بعد که به هدفم نزدیک شدم و اون آدرس رو
پیدا کردم با عجله و بدون تشکر و خداحافظی از اون شخصی که کمکم کرد راهم رو رفتم و پشت سرمو نگاه نکردم
آیا اگه کسی همچین رفتاری با من داشته باشه
دلخور نمیشم
آیا اگه یه بار دیگه ازم درخواستی داشته باشه
حاضرم یه قدم براش بردارم؟
هر چند که خدای ما اونقدر عظیمه اونقدر بخشنده س
که هزاران بار هم اگه فراموشش کنیم
یه لحظه اون فراموشمون نمیکنه و ازمون غافل نمیشه.
چه خوبه که در مسیر رسیدن به هدف مون
عجله نکنیم
قدم برداریم
اما رها کنیم
و بعد از هر تجربه کوچک
از خدا و خودمون سپاسگزار باشیم
اون هدف بزرگمون رو به تیکه های کوچک
تقسیم کنیم و با رسیدن به هر هدف کوچک
یه قدردانی مثلا یه جشن کوچک
داشته باشیم با خودمون و خدای خودمون.
زیبایی در مسیر هست نه در رسیدن به هدف
امیدوارم در پناه خدای مهربان تک تکمون به تمام خواسته هامون برسیم.
سلام
چقدر من لذت بردم از کوش کردن این فایل چون من تو این مسیر خیلی زود ناامید میشم و به نجواهای ذهنی قدرت میدم با ناامید شدن
با توضیحات استاد متوجه شدم چرا زود ناامید میشم چون عجولم و صبر ندارم میخواهم خیلی زود به همهی خواستههایم برسم و قانون تکامل دور بزنم
باید در این مسیر واقعاً صبور بود چون درست کردن زمان بر است اگه قانون تکامل دور بزنم صدرصد ضربه میخورم از جهان
از استاد عزیزم سپاسگزارم از پروژه تغییر را در آغوش بگیرید خیلی مفید هست و از کوش کردن این فایلها ایراداتم را پیدا میکنم و سعی میکنم اصلاح کنم
هر روز از خدای خودم سپاسگزارم من را هدایت کرد به این سایت الهی
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتی
و تمامی دوستان در این سایت توحیدی
این فایل باید در این موقع گذاشته میشد تا من ایمانم به مسیر قوی تر بشه
بچه ها همه چیز توحیده
شرک مساوی با بدبختی
توی فایلهای قلبی اشاره کردم که زندگی با همسرم به پایان رسید و من با 2تا بچه دارم با مادرم زندگی میکنم
چند روز پیش داشتم به فایل ها گوش میدادم که یک دفعه مادرم اومد کنارم و گفت چیه اکثر روزها همش صدای این کافر را گوش میکنی
همین آقا زندگیتو به باد داد
از کارت که استعفا دادی
زنت هم گذاشت رفت
خونه و ماشینت هم که رفت
دلخوش کردی به چرندیات
من فقط سکوت کردم و سکوت
بعد از چند لحظه که حرفهاش که تموم شد
گفت چرا حرف نمیزنی
من فقط گفتم اگه ناراحتی من میرم برا خودم خونه میگیرم
کمی ناراحت شدم
بعد که رفت هی داشت آتش نا امیدی درونم شعله ور میشد
بخودم اومدم گفتم که طبق آموزه های استاد من باید از زاویه بهتری به این قضیه نگاه کنم
یاد حرف استاد در جلسه 6 دوره عشق و مودت افتادم
که داشته میرفته سبزی خورد کنه و پدرشون در وسط راه گفته زن زلیل بدبخت از همین اول داری باج میدی و استاد پشیمون شده و برگشته
و آمدم برای خودم توی گوشیم این داستان را منطقی کردم
که مادر من آگاهی از این قوانین نداره
اون هم تحت تاثیر جامعه حرفی میزنه
اون قطعا صلاح زندگی و خوشبختی من را میخواد
اون دلش برام میسوزه
خیلی برا بچه هام زحمت میکشه
پس اون در عمل داره به من عشق میده
و.….
ده دقیقه بعد دیدم مادرم اومد و من را در بغل گرفت و کلی گریه کرد و برام دعایی خیر کرد و کلی هم عذر خواهی کرد
ولی دیدم شب موقع خواب شیطان شروع کرد
حرفهای مادرم در ذهنم میچرخید راست میگه بجای پیشرفت توی این 3 سال پسرفت کردی
و هی یکی اون یکی من تا خواب رفتم
ولی روز بعد در طول روز هی نجوا میومد که همسرم هم میگفت تو با این عباسمنش بدبخت میشی
و نجوا و نجوا و……
تا اینکه این فایل بینظیر اومد روی سایت
بعد از گوش کردن تازه متوجه شدم که
اولا من در 3 سال گذشته از نظر خودم داشتم رادیو گوش میکردم
(عمل) خاصی به قوانین نداشتم
پس پذیرفتم که مشکل از من بوده نه از ق وانی نه خداوند
و باز هم من کلی نتیجه گرفتم
از شغل دولتی که هفته ای 3 روز سر کار بودم با شهامت اومدم بیرون
500 ملیون دنا خریدم نقد
کلی وسیله برا خونه و بچه ها و همسرم خریدم
مسافرت به چابهار .مشهد. قشم .شیراز وکلی تفریح
پس اینا همش نتیجه است
و یکدفعه یادم اومد که من از اول مهرماه ماه به خودم تعهد دادم روی خودم کار کنم و دارم روی سه تا دوره تمرکزی کار میکنم
و انتظار نداشته باشم از خودم که به اندازه کسی که به قوانین در 10 سال (عمل) کرده نتیجه بگیرم
و این تضاد در زندگی من به وجود اومد که من روی شخصیت وابسته خودم کار کنم
که استاد هم در دوره عشق و مودت به درستی گفتن که وابستگی =شرک است
و شرک هم حالا در هر جنبه ای باشد خط قرمز خداوند است
ودر دوره روانشناسی ثروت که گنج بسیار بزرگی است دارم روی باور فروانی و باورهای مالی دیگه کار میکنم
ودر دوره دوازده قدم هم روی خود شناسی دارم کار میکنم
ولی خداوند در قرآن گفته که انسان عجوله
یک شبه میخواد همه نتایج بیاد
و من باید خودم را از درون تعغیر بدم و خداوند به این تعغیر من پاسخ خواهد داد در هر جنبه ای
از خداوند بینهایت سپاسگزارم بابت این فایل بینظیر
از شما و خانم شایسته سپاسگزارم بابت این پروژه عالی
در پناه الله شاد و پیروز باشید
به نام خدای که در همین نزدیکیست
بهنام خدای عشق
بهنام خدای دوست داشتن وبه نام خدای مهربانی
سلام استاد عباس منش عزیزم
گام هفتم از این پروژه
عاشق این همزمانی هاو دریافت پاسخم در کسری از ثانیه هستم.
دیروز در مغازه در حال خواندن کامنت بچها بودم که دوستم منو دید، بهم گفت تو هنوز بی خیال این مسیر نشدی.
از همون موقع این نجوا در ذهن من شروع شد
این دوسال روی خودت کار کردی ولی هنوز نتونستی خواسته ات رو داشته باشی و الکی دل خوش کردی به نتایج کوچکی که میاد
و من همش در جواب این نجوا میگفتم حتما میاد.خدا وعده شو داده پس میاد.
اگه استاد و بچها تونستن از همین مسیر به خواسته هاشون برسن ،برای منم امکان پذیره ،منم میتونم .اگه تا به امروز نتونستم خواستم رو خلق کنم به خاطر اینه که هنوز تغییر بزرگی در درونم رخ نداده.
و اما این گام و حرفهای استادم واقعا منو ناک اوت کرد
و جواب خوبی در برابر نجواهای ذهنم داد که ذهنم کاملا ساکت شد .
من لوبیارو در خاک کاشتم و اگر قرار ازش محصول دریافت کنم باید بتونم به اندازه ی کافی بهش اب ،خاک و نور کافی بدم.
من دوسالی هست که روی خودم کارمیکنم و کلی نتیجه از این مسیر دریافت کردم پس میدانم مسیرم کاملا درسته ،میدانم اگر با همین اشتیاق ادامه بدم .اگر صبر داشته باشم ،حتما نتایج بزرگ رو می بینم.
یادم باشه در درون خاک اتفاقاتی میفته که من نمیبینم ولی مطمئنم که روزی این لوبیا جوانه میزند و هر روز بزرگ و بزرگتر میشود پس شاید من الان نتایج بزرگنمیبینم ولی میدانم که همین کار کردن من روی خودم ،همین بالا بردن سطح مدارم و همین قوی تر کردن ایمانم ،خیلی زود به نتیجه میرسه پس اشتیاق بیشتری مسیرم رو ادامه میدم .
و با صبری که نشات گرفته از ایمان هست جلو میرم و ادامه میدم تا روزی که خواستهام یکی یکی برام به راحتی اتفاق میفته.
خدارو بی نهایت شکر میکنم که در بهترین زمان این اگاهی و مثال زیبای لوبیا رو شنیدم و درک کردم .
وبا ایمانی قوی تر به مسیرم ادامه میدهم.
کامنت دوم گام 7
روز 28 از 40
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
سلام به استاد ابراهیم نشانم و به یار شایسته ی استاد
سلام به همه دوستان هم مسیر و هم فرکانسی
تمرین این گام
من الان دو سه تا هدف اصلی دارم
رابطه: به حداقل و همینی که هست راضی نشم، رابطه ی پرفکتی که میدونم لایقشم رو هدف قرار دادم و دارم رو خودم کار میکنم که برم تو فرکانسش و برام رقم بخوره
از وقتی این رو واقعا خواستم، و نوشتم و از خدا هم خواستم، اتفاقای عجیب و مختلفی دارن میفتن، که بهشون میگم پلن خدا
از همون کامنتی که تو جلسه 22 دوره هم جهت نوشتم، اتفاقها دارن میفتن، بد و خوب، البته به ظاهر بد و خوب، در واقع همش خوب و خیره،
الخیر فی ما وقع
و من به شکل محسوس و عجیبی یه حس تسلیم دارم، قشنگ سپردم به خدا، و خدا خیلی قشنگ داره خدایی میکنه
یه جایی فکر کردم خب ظاهرا این رابطه ی فعلی داره تموم میشه، ولی آروم بودم، یه آرامش و اطمینان قوی و خدایی
عجول نشدم، صبر کردم و تو مسیر موندم
انگار خدا هی تو گوشم میگفت، من دارم کارمو میکنم، پروسه در جریانه، صبر کن و ایمان داشته باش و من صبر کردم و ایمانم رو حفظ کردم
بعد بهم گفت چی میخوای، چه رابطه ای میخوای، اونا رو بنویس، برای اون خوبیها و نکات مثبتی که تو رابطه ی فعلیت داشتی/داری بنویس و اپرشییت کن
و من شروع کردم نوشتن، هرروز دو سه نکته که خود به خود به ذهنم میومد مینوشتم، که خب البته اصلا سخت نبود، رابطه ی خیلی قشنگی داشتیم تا اینجا با یه عالمه چیزایی که دوست داشتم داشته باشم و تجربه کنم
از ته دل با احساس خوب مینوشتم، با احساس اینکه خدایا شکرت که من اینا رو تجربه کردم…
سه روز نوشتم، روز چهارم یه پیام قشنگ و عجیبی گرفتم… اصن یه حس عجیبی داشت… مثل این بازیهای شعبده بازی که یادمیگیری و وقتی انجام میدی کلی ذوق میکنی، من مونده بودم این سپاسگزاری چجوری جادویی جواب میده
ولی بهرحال من تصمیم گرفتم که لیاقت همون رابطه ی جدی و پرفکتی که تو ذهنم هست رو دارم، و به کمتر راضی نمیشم
و همچنان تو مسیر موندم
ولی همین نشانه ها، همین نتایجِ شاید کوچیک رو کلی بابتشون شکرگزاری میکنم
فعلا در حال سپری کردن یه سری بالا و پایین هام
همین امشب هم خدا قشنگ باهام حرف زد، از طریق نوتیفیکیشنِ Siri suggestion ِ آیفون… که نوتِ مربوط به «توجه آگاهانه به زیبایی های رابطه م» رو بهم ریمایند کرد
ینی قشنگ خدا بهم گفت برو سپاسگزاری هایی که نوشتی بخون
و من رفتم مشغول خوندن شدم و هنوز چند خط بیشتر نخونده بودم که باز یه پیام گرفتم و بعد یه تماس، و چه حرفای قشنگ و عجیبی
اصلا یه جورایی رو ابرام، از این حس همراهی خدا، از این حس خالق زندگی بودن
هنوز نمیدونم چی میشه و چجوری میشه
اما میدونم و مطمئنم که رابطه ی پرفکت و جدی و دلخواهم رو جذب میکنم و تجربه میکنم
و عجیب حس خوبی دارم
حس روی دوش خدا بودن
هدف دیگری که دارم، کار بهتر هست
خیلی وقته که نشانه ها اومدن که محل کار فعلی رو دیگه باید ترک کنم، کم و بیش تلاش کردم دنبال کار دیگه ای باشم ولی نه خیلی جدی و مصمم
حالا دوباره دارم تلاش میکنم
با توجه آگاهانه به باورهای کمک کننده
باور اینکه کار خیلی زیاده
کارِ خوب، محیط کار حرفه ای و خوب خیلی زیاده
درآمد بیشتر کاملا ممکنه، کمااینکه چندتا از دوستام رو دیدم که درآمد خیلی بیشتر از من دارن
من صددرصد لیاقت کار بهتر، محیط کار حرفه ای تر، و درآمد بالاتر رو دارم
وقتی اپلای میکنم خدا رو شکر میکنم
یه تماس گرفتم برای یه مصاحبه ی تلفنی که کلی بابتش خدا رو شکر کردم
و میدونم با صبر و استمرار، خیلی زود نتیجه میگیرم و یه کار خیلی خوب پیدا میکنم
یکی دوتا ورودی مالی داشتم که درواقع باید خورد خورد میگرفتم، اما یه مدت نگرفتم و سخت هم گذشت، اما بعد یه جا گرفتم، و کلی خدا رو شکر کردم و گفتم این نشونه ی ورودی های مالی بالاتره
ظرفم داره بزرگتر میشه و کار بهتر با درآمد بالاتر داره به من نزدیک تر میشه
دو سه تا از شرکتای بزرگی که قبلا آگهی کار داده بودن و منم اپلای کرده بودم و جوابی نگرفته بودم، دوباره آگهی دادن
و من این رو نشونه ی خدا گرفتم که حالا من ظرفم یه کم بزرگتر شده ومدارم یه کم بالاتر رفته
و الان وقتشه که دوباره، با حس بهتر و احساس لیاقت اپلای کنم
خدایا عاشقتم که انقدر قشنگ هدایت میکنی
به امید تو و روی دوش تو، به سوی بی نهایت و فراتر از آن