تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2225 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جانم سلام مریم جانم و سلام به همه خانواده عزیزم در این سایت

    تک تک دوستایی که صداشون رو میشنوم تجربه های زیباشون و کامنت های پر از آگاهیشون رو می‌خوانم ازتون سپاسگزارم

    آرامش رزا عزیز رو خیلی دوست دارم یادمه اون موقه هم بار ها گوش دادم و الان هم باز چند بار گوش دادم و نکته های عالی رو مرور کروم

    استاد جان نمیدونم قبلا گفتم یا نه اما بزرگترین سپاسگزاری من هر روز در تمرین ستاره قطبی به خاطر وجود شما و مریم جان و این سایت هست

    واقعا این سایت و آگاهی هاش و حرف های شما مثل اون نور در تاریکی هست که راه رو نشون میده

    استاد جان به قول شما و رزا عزیز که دوباره تاکید کرد مهم نیست چقدر دلیل داری که حالت بد باشه قانون میگه احساس بد اتفاق بد اما اگر بتونی ایمانت رو حفظ کنی و حالت رو خوب نگه داری پاداش ها داده میشه

    همزمانی این پروژه و دوره دوازده قدم برای من معجزه ها داشت گه براتون میگم

    یه جاهایی واقعا کنترل ذهن سخت هست اما خدا رو شکر که این آگاهی ها در دسترس هست

    الان چند ماهی میشه از پر کشیدن پدرم و بازگشتش به اصل خودش میگذره اما خدا رو شکر با کجود این آگاهی ها نمیگم همیشه اما تا حد زیاد تونستم ذهنم رو کنترل کنم و به خودم تبریک میگم با وجود اینکه بعد از پر کشیدن همسرم مدت بیشتری،طول کشید تا خودمو جمع و جور کنم اما الان سعی کردم همون روز های اول مدام به خودم یاد آوری کنم که مهم نیست چقدر دلیل منطقی داری برای حال بد و دلیل از این محکمتر نمیشه از دست دادن عزیز ولی اگه دستتو بکنی تو آتیش حتما میسوزی

    و من تلاش کردم ذهنمو کنترل کنم و خدا رو شکر طولی نکشید که داستان کلا عوض شد مخصوصا این دوهفته اخیر

    به آسانی آب خوردن مغازه اونم رایگان به مدت 6 ماه در اختیارم قرار گرفت

    یه ادمین خوش ذوق به صورت کاملا هدایتی به من معرفی شد

    روابطم با همه اطرافیان ک بچهام به صورت معجزه آسا عالی شد

    سلامتی که جسمم داره

    خدا رو شکر کسب و کاری که به آسانی در حال رشد هست و آدم های با کیفیتی که وارد زندگیم میشن

    خدا رو شکر

    بله خداوند پاسخ می‌دهد اگر بتونم ایمانم رو حفظ کنم

    و من تو این چند ماه خودمو بستم به فایل ها و دوباره دوره دوازده قدم رو شروع کردم فایل های توحید عملی و سفر به دور آمریکا خیلی به من کمک کرد که تو احساس بد نمونم کامنت های دوستان واقعا به من کمک کرد

    شاید تو این تایم هر روز،یک فایل رو ده بار بیشتر گوش میدادم تا دوباره بره تو وجودم و مدام به خودم یاد آوری میکردم که باید سپاسگزار باشم که تا این سن پدر داشتم و از فضل خدا با عزت همونطور که خودش دوست داشت به سوی پرودگار ش بازگشت

    و خدا رو شکر تو این امتحان میشه گفت نمره قبولی رو گرفتم شاید 20 نشده باشم اما قبول شدم اینو امروز،که داشتم نتایج مالی و اتفاقات این مدت رو مرور میکردم متوجه شدم که خدا وند از فضل خودش به من پاداش داد

    و من اسن مسیر زیبا رو ادامه میدم با هدایت و حمایت خدا ولطفش

    انشالله که به زودی آمریکا زیبا میبینمتون استاد جانم راستی مریم جات ممنون بایت فایل های بینظیری که تو اینستا گذاشتید واقعا هر کدام نکته های بینظیر و عالی داشت عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 67 رای:
    • -
      مجتبی انجیله ای گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      بنام خدایی که خواستهای مارو مشنوه و برآورده میکنه اگر با دورهای استاد هم جهت بشیم با جریان خداوند

      سلام به دوست عزیزم و خانواده صمیمی عباس منشی

      روح پدرتون شاد و یادش گرامی باد

      احسنت به این ایمان و کنترل ذهن و تونستی ایمان در عمل رو نشون بدی که همه ما یه روزی به پروردگارمون ملحق میشیم و سپاسگزار بودی تا این سن که از فضل خداوند کنارتون بوده گله و شکایت نکردید زمانی که من هم پدرم رو از دست دادم فقط سکوت کردم و گفتم آسمانی شدنت مبارک بازگشت همه به سوی اوست تونستم سر بلند بیرون بیام و آرامش داشتم اونجا بود که متوجه‌ شد آگاهی‌ها یی که از آموزهای استاد کسب کردم داره کار خودش رو میکنه شده گاهی اوقات فایل‌های توحیدی استاد رو بالای 20 بار گوش کردم از خود استاد که ار پاد رو میذارم گوش سمت چپ در زمان نیاز آگاهی‌ها گفته بشه گوش سمت چپ رو در گیر کن و فایل گوش کن توجه نکن در صورت لزوم اگاهیها به نیمکره راست گفته میشه و تحسین میکنم بابت کسب کارت که در حال رشد و گسترش است

      پرانرژی باشید در پناه فرمانروای کل کیهان عالمیان باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    معصومه عبیری گفته:
    مدت عضویت: 2561 روز

    سلام به استاد عزیزم و عزیزدلشون و همه دوستان بهشتیم در این گلستان الهی🌺💚🌺💚🌺💚

    خدایا شکرت برای شنیدن این فایل بی نظیر، برای شنیدن این داستان های توحیدی که واقعا بهترین لحظات عمرم همین لحظه هاست که اینقدر حس و حال خوبی پیدا میکنم و تنها مواقعی هست که حس میکنم وقتم رو به بهترین شکل استفاده میکنم و خدا ازم راضیه و میگه آفرین این بهترین مسیره که داخلشی چون از حس و حالت معلومه…

    وقتی از همه جهان و از همه قیل و قال ها و اخبار منفی و بیماری و ناراحتی و نگرانی و هر چیز منفی جدا میشی و تمام وجودت پر از احساس فوق العاده اس…آره این زیباترین و بهترین مسیره و خدا جای جای این لحظات و جای جای این فایل ها و جای جای این سایت الهی حضور داره…

    خدایا هزاران مرتبه شکر…

    اول که سحر عزیز شروع به صحبت کردن و گفتن که از درآمد صفر رسیدن به ماهی نود میلیون….چقدر فوق العاده و بی‌نظیر…چقدر عالی…و چقدر جای تحسین داره…

    و گفتن که به راحتی این اتفاق براشون افتاده نه با زجر کشیدن و بدبختی و کار سخت…بلکه به راحتی..

    و چه کلیدی بهمون دادن که خود من هر لحظه فراموشش میکنم و اون اینکه روی باورهاشون کار کردن و مخصوصاً باورهای توحیدی…

    و اینکه میشه تو چند تا زمینه علاقه داشتی باشی و بری جلو و تو همش موفق شی و از چند راه درآمد داشته باشی…

    اینکه فقط به خدا توکل کنیم و پارتی مون خدا باشه و ما چقدر راحت فراموش میکنیم اینارو…

    و چقدر وقتی استاد عزیزم شما از توحید میگید و از قرآن و از ابراهیم و از تسلیم خدا بودن من روحم از این جهان و این هیاهوهاش رها میشه و چقدر آرامش میگیرم و میگم بخدا که همینه و با تمام وجود قلبم گواهی میده که همینه…فقط کافیه که وصل شی به خودش..

    و توحید یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی مثل بابات مادرت ریس جمهورت و … و قدرت دادن فقط به خداوند..

    و استاد چقدر قشنگ گفتین که درک بحث توحید هم طبق قانون اصلی خداوند تکاملی هست…

    و اینکه هر وقت خواستیم ببینیم کجا توحیدی بودیم و کجا نبودیم یه نگاه بندازیم به نتایجمون و میفهمیم که کجا شرک ورزیدیم و چک و لگدش رو خوردیم و کجا نه..

    و چقدر راحت میشه فهمید این مسیله رو واقعا..و توی تمام مسائل زندگی مون میتونیم ردپاش رو ببینیم…

    و بارها و بارها برای خودم پیش اومده که به قول استاد هر وقت خوشی شادیم و احساس خوبم رو به کسی وابسته کردم، چطور چک و لگدش رو هم خوردم و باز فراموش کردم این قانون واضح رو…

    و بعد رزای عزیز که من دیوانه شدم از صحبت هاش و چقدر اشک ریختم ناخودآگاه حتی برای بار دوم و سوم که شنیدم…😭😭

    آخه من چطوری میتونم از این حجم آگاهی و این حجم از قانون که توی صحبت های رزا بود بگم…

    یعنی فقط بگم که جای هیچ بهونه و ایرادی نباید باشه برامون..

    که اگه حتی به خیالت تو بدترین شرایط هم باشی باز میشه تغییر کرد و خدا هم کمکت می‌کنه

    همون طور که به رزا کمک کرد که دوهفته نتونه بره پیش روانپزشکش..رزای عزیزم اینم برنامه خدا بود برات وقتی دیده بود که تو واقعا میخوای تغییر کنی تا بتونی توی خوابگاهت بمونی و اون دوهفته رو تمام روی فایل ها کار کنی که نتیجه اش از هزاران پیش روانپزشک رفتن بالاتر و بهتر بوده.

    و اینکه گفتی داشتی خدا رو پیدا میکردی که هر لحظه توی اتاقت پیشته و تو رو میبینه…

    گفتی با تک تک سلول های بدنت میخواستی که تغییر کنی و حهانت رو تغییر بدی…و مگه میشه کائنات این حجم از اشتیاق رو ببینه و بی جوابش بذاره…محاااله محااااله..

    و اینکه گفتی با فایل های رایگان شروع کردی به من متذکر شد که منم میتونم از همین فایل ها جواب بگیرم . نیازی نیست عجله کنم و بخوام تند تند از محصولاتی که خواهرم خریده استفاده کنم و فک کنم با اونا میشه جواب گرفت..

    شاید من مدارم فعلا در حد فایل های رایگان باشه که البته هر کدومش گنجینه ای هست که من قدرش رو نمیدونم…و به شرطی منم تکاملم طی بشه و بتونم خودم دوره ها رو خریداری کنم و پله پله جلو برم..

    و قسمتی که در مورد شکرگذاری گفتی هم عالی بود عزیزم. و چقدر قشنگ و ساده مسیرو بهمون نشون دادی که اول اینکه اگه ناراحت بشی عیب نداره چون برا همه مسایل و مشکلات هست ولی مهم اینه که به ناراحتی ادامه ندی و باز چقدر قشنگ مثال زدی که می‌رفتی دوش می‌گرفتی و…و ما هم با همین کارهای ساده مثل کتاب خوندن دوش گرفتن پیاده روی یا هر چیزی میتونیم تمرکزمون رو از روی مسایل برداریم..

    و بهمون گفتی که حتی اگه هیچی هم نداریم ولی میتونیم برا یه سیب داخل یخچال برای یه پتو یه کاغذ یه دفتر حتی و هزاران چیزی که خدا داده و ما نمی‌بینیم شکرگذاری کنیم…

    من احساس میکنم بس که مسیر راحته و آسونه ما نمی‌خوایم قبولش کنیم و همین تمرینهای ساده رو هم انجام نمی‌دیم چون تو ذهنمون اینه که موفق شدن یه فرمول پیچیده و سخت داره و انگار از بچگی این تو ذهن شکل گرفته که رسیدن به جاده خوشبختی و به یه زندگی فوق العاده و رویایی مستلزم اینه که از مسیرهای پر پیچ و خم و صعب العبوری باید رفت درحالیکه بس که آسونه ما گمراه میشیم و مسیرو گم میکنیم…

    و من چقدر در شکرگزاری ضعیفم و خدا بهم گفت که ببین تو چقدر نعمت داری که هر ثانیه هم اگه شکرگزاری کنی باز وقت کم میاری…

    و این تسلیم بودن و اینکه بذاری خدا هدایتت کنه… خدایا با تمام وجودم می‌خوام که منم تجربه کنم که از صفر می‌خوام شروع کنم و تکاملم رو طی کنم…می‌خوام کمکم کنی قد سر سوزن هم که شده تسلیم تو باشم…

    و چقدر زیبا وقتی رزا ازت هدایت خواست و گفت کمکش کنی بهش گفتی و کمکش کردی..و مهمتر اینکه رزای عزیز چقدر قشنگ کوش داد به هدایتی که در قالب یه فایل بهش گفتی ..و پله پله تکاملش رو طی کرد… از گارسونی شروع کرد و چه جریان ها چه اتفاقاتی که من ناخودآگاه اشک میریختم فقط..

    انگار خود خدا بود که برامون حرف میزد و همه محو بودیم همه مست بودیم…

    و چقدر داستان جذاب و قشنگ بود رزای عزیزم و تو چقدر بی نظیری و الگو هستی برامون.

    من همچنین درس گرفتم از داستانت که هر اتفاق به ظاهر بدی یه خیریتی داره قطعا و تو اون قسمت مثبتش رو ببین…

    و درس گرفتم که هر جایی از زندگیم اگه به خدا توکل کنم و ایمان داشته باشم به بهترین شکل جوابم رو میده..و درهایی رو باز میکنه که فکرشم نمی‌کنم و به قول رزا به مو هم که برسه ولی پاره نمیشه..

    تسلیم بودن یعنی خدایا من هیچی نمی‌دونم من نمیدونم من عاجزم من ناتوانم در برابر تو. تو هستی که قدرتمندی قادری و همه چی رو میدونی..😭

    و زمانی رزق و روزی فراوان به زندگیم میاد که خدارو تنها منبع رزق و روزی توی زندگیم ببینم و فقط به اون تکیه کنم…

    آره اگه فقط کمی به خدا ایمان بیاریم دیگه ترس بی معنی میشه و مثل رزا میری به راحتی جلوی اون همه کارشناس باتجربه با اعتماد به نفس حرف میزنی و اصلا مهم نیس برات که زبانت خوب نیس یا لهجه داری و شاید اصلا همینا یه پوئن مثبت برات حساب بیاد و بیشتر تحسین بشی..

    ازتون ممنونم دوستان عزیزم بابت این تجربیات تون و نتایجتون و این درس های بزرگ زندگی که در اختیار ما می‌ذارید

    و از شما استاد بی نظیرم و مریم بانوی خوش قلب ممنونم بابت زحماتتون و تمام عشق و محبتتون💓💓💓💓💓💓💓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای:
  3. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1627 روز

    به نام خدای معجزه ها

    سلام استاد عشق و سلام بر هارون قصه ها مریم زیبا

    سلام به دوستان این مسیر مقدس

    استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی واقعا از صمیم قلبم میخوام بدونم این فایل ها این دوره ها قراره چه باورهایی رو برای ما بسازن و قراره چه ترمزهایی رو از ما بکشن بیرون

    و فک کنم اینو میدونین که من چقدر عجولم

    دلم میخواد تیتر بشه که ای دانشجوها در این دوره شما در نهایت به این نتایح میرسین

    چونکه همین دو قسمت روزهایی از من داره جلو چشام رژه میره که اصلا باور نمیکردم اون روزها بوده و من ازپسش براومدم

    شاید اولش که یادم اومد ی کم غصم گرفت ولی به سرعت گفتم خدایا شکرت که اون روزها این نتایج رو به من داد

    و دم استاد گرم که داره یادم میاره من کجا بودم و دارم کجا میرم

    28 فروردین 402 بود

    که تعهد من بسته شد

    چی شد این تعهد بسته شد

    من چون با کله داشتیم عمق زمین رو کشف میکردم دختر خواهرم گفت خاله ی تایمی بزار رو بازارهای ارز دیجیتال و یاد بگیر تو‌هم که از بازارش سر درمیاری

    گفتم من عهد کردم سه ماه لیزری رو سایت کار کنم

    نهایت به نتیجه نرسیدم سه ماه هم از عمر من هدر بره به جایی برنمیخوره

    بعدش که نتیجه نداد من میرم سمت بازار فارکس و‌ترید

    اولین اقدامی که کردم گفتم من باید ی تعهد رو امتحان کنم تا ببینم میتونم تعهدی تو سایت باشم یا نه

    استارت رو از ترک نوشابه زدم

    ظهر سر سفره موقع غذا خوردن نوبت نوشابه که رسید من گفتم نمیخورم گفتم چرا گفتم میخوام ترک کنم

    شاید باورتون نشه ولی چشم همشون رفت رو سرشون

    کلی بهم خندیدن

    منم گفتم من چقدر ضعیفم که از پس ترک نوشابه برنمیام

    با اینکه بی نهایت به پوست جوان علاقه داشتم و میلیون ها کرم مراقبت پوستی خریده بودم اما درست مصرف نمیکردم

    گفتم پس من هر شب باید روتین پوستی برم

    سومین حرکت گفتم حالا که فصل بهاره

    پس عصرا میرم خیابان ساحلی و هندزفری میزنم فایل گوش میدم

    البته من کلا افسرده خونه نشین بودم و در طول روز هم فایل گوش میدادم اما منکه نمیدونستم استاد چی میگه

    فایل ها فقط راهی بودن که ی کم افکار من پریشانی زیادی نداشته باشن و از فضای مجازی هم فاصله بگیرم

    و همزمان دوره طلایی روزشمار از زندگی رو‌شروع کردم

    و عهد کردم فقط کامنت بنویسم شده در حد ی خط

    خلاصه من افتادم به جون خودم و ریشه ای خواستم حل کنم همه چی رو

    و من ی دفتر داشتم ی دفتر که چه عرض کنم هر سری حداقل 5 تا دفتر میخریدم کمتر از دو ماه پر میشدن

    فقط با خدا حرف میزدم و ازش خواهش و تمنا و شکرگزاری بابت حتی اینکه ساعت 4 عصر شده و من زنده ام

    ی چند روزی گذشت کلی ارامش گرفتم

    کلی انرژی مثبت گرفتم

    کلی سبک شدم

    افتادم به جون اتاق و کمد و لباس ها

    قشنگ سرند کردم

    هرچی که استفاده نمیکردم بخشیدم و رد کردم

    سبک شدم

    سبک واقعی

    حتی خوشخوابم رو‌ هم بخشیدم

    ی پتو انداختم کف اتاق و شبا رو اون میخوابیدم

    چون مریم جان گفته بود بارتون سبک کنین

    من بودم و گوشی و دفتر و خودکار و هندزفری

    و فقط ارامش خوبی گرفته بودم که شبا راحت میخوابیدم و صبح ها میتونستم صبحانه بخورم

    ی داداشم با مابقی داداشام سر ارث پدری بحث کرده بود و سهم خودش فروخته بود و اومده بود پیش من

    و من حال بد اون میدیدم بیشتر افسرده تر میشدم

    ولی فایل گوش میدادم ی ذره بهتر میشدم

    تو این حال و هوا ی وام خانوادگی داشتیم که شوهر خواهرم برنده شد و بعد چند روز گفت لازم ندارم تو بردار و بعد ها که اسم تو در اومد بدش من

    اقا من میگی پرواز تا خود خدا

    و تقریبا بدهی های ریز پرداخت شد و پول تو جیبی اومد و من میتونستم حداقل در حد ی نون و تره بار خرید بزنم

    گفتم ببین اولین لطف خدا

    درسته وام هست ولی منو از صفر مطلق تکون داد

    خلاصه روز به روز ارامش من بیشتر و‌حالم دلم اوکی تر

    ی غروبی ی دوست قدیمی زنگ زد گفت بیکاری بیا بیرون با هم‌حرف بزنیم

    ی سلام و‌احوال پرسی و ی ذره حاشیه

    و رک گفت فلانی که باهات کات کرده رفته خواستگاری و اوکی شده و داره ازدواج میکنه

    و من گیج و مبهوت و فقط نگاش میکردم

    ی چندتا کلمه حرف زد و گفتم برسونمت خونتون من باید برم مهمون دارم و کلی هم از من تشکر کرد که دختر قوی هستی و خوشحالم فلانی رو فراموش کردی و برات مهم نیست و‌من چیزی نگفتم

    اونو‌ رسوندم و برگشتم خونه تو راه فقط جیغ میزدم اصلا نمیدونم چجوری رانندگی میکردم فقط جیغ میزدم

    چون من هنوز امید داشتم ما برگردیم به هم

    و خدا میدونه اون شب چجوری صبح شد

    اون شب حداقل 1000 شب پی در پی بود بدون اینکه حتی ثانیه ای ساعت بخواد جلو بره

    بالاخره صبح شد و‌من باز به همون دوستم زنگ زدم و رفتم خونش اینقدر گریه کردم که اونجا غش کردم چ زنگ زدن دختر داییم‌ اومد منو برد

    و بعد از اون دیگه هر چی به اون دوستم زنگ زدم که مثلا باهاش درد و دل کنم رفت که رفت که رفت

    ی چند روزی و شاید هم ی هفته ای من فقط گریه میکردم و تو پارک ها پای لخت رو‌چمن راه میرفتم که انرژی منفی من تخلیه بشه

    خدایا شکرت که اون روزها گذشته و قرار نیس تکرار بشه

    دوباره کم‌کم برگشتم به سایت و گفتم بزار سه ماه رو‌تموم کنم

    اینبار فقط همین فایل رزا رو گوش میدادم چونکه قبلا برای نشانه روزانه برام اومده بود و من سیو کرده بودم

    اینبار من از خدا فقط توحید رزا رو‌میخواستم

    میگفتم ی کاری کن تو قلبم ایمانم بهت قوی تر بشه

    ی کاری کن توحیدی بشم

    ی کاری کن تو قلبم جای تو باشه

    ی کاری کن این همه عشق به بنده ات رو به تو داشته باشم

    به والله بیش از 1000 بار من این فایل رو گوش دادم

    بیش از هزار بار به معنای واقعی

    و فقط میگفتم خدایا توحید بده ترس رو بردار

    شرک رو بردار

    شک و ترید رو بردار

    و فقط توسل بده

    توکل بده

    رفاقت با خودت رو بده

    خدایا هزاران بار شکرت

    من دقیقا با همین فایل دوباره از جاده خاکی برگشتم و این بار خیلی خیلی تعهدی تر

    ایده استارت کار اومد

    اجرا کردم با کلی ترس و استرس اما دیگه کم کم توحید رو شناخته بودم

    بعد از چند روز شروع به کار کردم

    یکی دو ماه تو دفتر همکارم کار کردم

    اینبار ی دفتر داشتم صبح ها فقط تمرین ستاره قطبی که فروش میخوام

    ی دفتر که در طول روز با خدا حرف میزدم و مینوشتم

    تو نت گوشی شبا مینوشتم اینقدر پول برای این بدهی میخوام

    تیک که میخورد

    دوباره مینوشتم این پول برای فلان لباس میخوام

    تیک میخورد باز ی خواسته دیگه

    یعنی در طول روز نفس کشیدن من هم برای نوشتن و شکر گزاری کردن و درخواست کردن بود

    ظهر موقع برگشتن شکرگزاری مینوشتم

    شبا هم مینوشتم من میخوابم و همه چی رو به تپ میسپارم تو درست کن

    خدایا هزاران بار شکرت

    داداشم پول داد و دفتر کار اجاره کردم که اینم هزاران خط باید دربارش کامنت بنویسم.

    و خدارو شکر خدا مشتری هارو اورد و من باز به درامد رسیدم و خدارو شکر بدهی ها پرداخت شد

    خدایا هزاران بار شکر دارم در مورد اون روزها کامنت مینویسم و دارم بابت تک تک اون تضادها شکرگزاری میکنم که روزهای قشنگ الان رو برام رقم زدن

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بارشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 65 رای:
  4. -
    ژینا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1040 روز

    (بسم الله الرحمن الرحیم)

    سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته و همه بچه های سایت

    خدا رو شکر میکنم که اینجا هستم و توی این پروژه حضور دارم

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    مسیر اصلی تغییر من از حدود 7 ماه پیش شروع شد ، اواسط فروردین ماه بود

    با یه احساس بد و چالش های زیاد تو روابط تصمیم به تغییر گرفتم ، یه شب با خدا عهد بستم و بهش گفتم خدایا دیگه میخوام تغییر کنم.

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    همون شبی که تصمیم به تغییر گرفتم ، زدم‌ رو دکمه ی نشانه ی روزانه و فایل فقط رو خدا حساب باز کن واسم اومد و کم کم امید توی قلبم زنده شد و یه تعهد واسه خودم نوشتم

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    از اون روز به بعد سعی کردم هر روز یه‌ فایل از استاد رو گوش بدم و نکته برداری کنم تا یکی دو ماه این روند رو انجام دادم ، بعدش هدایت شدم به سپاسگزاری و هر روز سپاسگزاری مینوشتم

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    گامی که هر روز به صورت مستمر انجام میدادم شکرگزاری روزانه بود

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    مرداد ماه بود که یه چالش از لحاظ روابط واسم به وجود اومد که احساس کردم دارم از مسیر خارج میشم ولی با کنترل کردن ذهنم و به یاد آوردن آگاهی هایی که از استاد یاد گرفتم و ادامه ی سپاسگزاری ها ، از پس اون چالش براومدم و دوباره برگشتم‌ به مسیر

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    از لحاظ احساس 180 درجه تغییر کردم ، با یه احساس به شدت بد این مسیر رو شروع کردم ولی الان اکثر اوقات احساسم خوبه

    روابطم خیلی خیلی بهتر شده و اون چالشای سنگین رو یا ندارم یا خیلی کم پیش میاد

    از لحاظ مالی مشکلی ندارم و همیشه به اندازه ی نیازم پول توی کارتم هست

    احساسم اون اوایل خیلی سینوسی بود و خیلی بالا پایین میشد ولی الان اکثر مواقع حسم خوبه.

    خدایا شکرت که بهم اجازه دادی بنویسم و اینجا حضور داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  5. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 952 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    بزارید بچه هاتوحید رو دریک مثال ازداستان زندگی خودم درهمین یکسال پیش تابه امروزرواینجاتعریف کنم :توی خانوادگی ما”یک شخصی که البته میدونم خیلی زحمت کشیده وبه ثروت رسیده “ثروتمندهست البته مالی “وایشان تویه یک سهموال ارثی باما میره توبحث اینکه من باپولم این ملک رواوکی میکنم وشما نمیتونیدبدون پول این ملک رودرست کنیدوازاین حرفها”البته اینوبگم ایشون ازلحاظ فکری که منطق باشه درست میگفت چون زمین رودولت “اراضی ملی اعلام کرده بوداما ازاون لحاظی که بنده ازبچگی یعنی ازهمان 7سالگی که داستانش روگفته بودم به این ور”به یک قدرتی درخودم پی بردم که اسمش روالان چندساله گذاشتم (سیستم شنوددرونی)وقتی بااین سیستم من صحبت میکردم این سیستم بهم گفت به فامیلت بگوتوبروجلومن هم هرکاری ازدستم بربیادبرات انجام میدم وباهاش اصلا مخالفت نکن وخودت هم کاراتوانجام بده “خلاصه ماکارهامون که شامل:باغبونی ومرغداری واین حرفهابودروانجام دادیم وایشون هم باپولش رفت دنبال کارهای زیرمیزی واینو”بت کردنواونوبت کردن که سندش روبگیره تااینکه 3ماهه پیش باتوپ پوراومدپیشم وگفت عباس این زمین اراضی ملی هست “گفتم چی شدتوگفتی باپول هرکاری میشه کردچی شد”آقااینودیدی کاردبهش میزدی خونش درنمیومدوبهم باپوزخندگفت باشه حالا شماحرف منوقبول نکن وبه خدات بگودرستش کنه”منم گفتم تا3ماهه دیگه زمین اوکی میشه بچه هاشایدباورتون نمیشه همانطورکه خداونددرقرآن وعده داده من جهان روبه تسخیرتون درمیارم به خداوندیش قصم ازاون روزتاامروزجهان روبه تسخیرمن درآورده همه کارهام داره اوکیه اوکی میشه درحدی که این فامیل بنده خدامون ازخجالتی طرف من نمیادواصلا بامن حرف نمیزنه /خخخ/”بله دوستای گلم همه چی دست خداست فقط چون ماانسانهاموجودعجولی هستیم وکم صبر”و”زودهم ناامیدمیشیم وقدرت روازخدامیگیریم وبه غیرخدامیدیم واینجا هست که بایدحواسمون روبیشترجمع کنیم وخداروشکرمن ازبچگی اگرسرازبدنم جدامیکردن هم به کسی به غیرازخدام قدرت ندادم ونخواهم داد”دوستون دارم وآرزومیکنم هرکاری توزندگی کردیدفقط به غیرازخدابه کسی قدرت ندید”الهی آمین/یاحق//

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
    • -
      متین محمودیه گفته:
      مدت عضویت: 418 روز

      سلام دوست عزیز من در سن کم از 12و13 سالگی با استاد آشنا شدم تا الان که 15 سلام هست الان حرف های استاد و درک میکنم

      میخواستم یه سوال از شما بپرسم

      من کار مورد علاقه پیدا نمی کنم چه راه‌حلی شما دارید برای این مسئله

      گفتم یه الهامی از شما سوال کنم

      امید وارم که هر کجا هستید شاد و خوشبخت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        عباس نوربخش گفته:
        مدت عضویت: 952 روز

        بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

        سلام وادب واحترام پسرگلم آقامتین عزیز

        امیدوارم همیشه وهمه جا سالم وخوشبخت وخوشحال وشادزندگانی کنی پسرم///

        حقیقتا همین که این فایل رودیدم وپیامتون روخواندم بنده یک پسردارم 16سالش هست ومثل شما بچه ای دانا وتلاشگرهست وتاحدودی قانون جهان رومیدونه /وقتی ازایشون پرسیدم که یک پسرگلی ازم پرسیده کارموردعلاقه ام روپیدانمیکنم شماچه راه حلی داریدیک حرف جالبی بهم زد وگفت بهتون بگم: برودنبال عشق وعلاقه ات وشادباش ولذت ببر “وبه گفته خداونددرقرآن که میگه”اندیشه کنید”فکرکنیدیاهمان تفکرکنید///اینم بنده به شمامیگم پسرعزیزم هرکاری میخوایدانجام بدیدروش یک مقدارفکرکنید/اگربه فکرتان درست بود امتحانش کنید “اگر اشتباه بودشما چیزی ازدست ندادید”تجربه کسب کردید:بقول استادانیشتین که میگه اگرکسی کاری نکنه اشتباه نمیکنه واگراشتباه نکنه” تجربه نمیکنه واگرتجربه نکنه هرگزدرکاری موفق نخواهدشد”پس پسرم هرکاری که توش عشق وعلاقه سوزان داری “مشغول شو ومطمئن باش خداوندطبق وعده خودش به همه انسانها که گفته من شمارومی افزایم یعنی چی:من شمارودرسلامتی وعشق وروابط وثروت و…افزایش میدم البته درزمانی که به منه خداایمان داشته باشیدوعمل صالح انجام دهید “شماهم به خداوندایمان داشته باش وعمل صالح انجام بده وبقیشوبسپاربه خداهمه چی روبرات اوکی میکنه ///ودرآخربهت بگم آقامتین زندگی روسخت نگیر “چون زندگی روهرجوری بگیری همونجوری برات میگیره”یعنی چی:یعنی سخت بگیری “سخت میگیره”راحت بگیری “راحت میگیره/بی خیال باش وشادباش وبرقص////

        حتما معنی قرآن روبخوان خیلی خیلی بهت کمک خواهدکرد”همانطورکه به منواستادوخیلی ازدوستانمون دردنیا کمک کرده “قطعابه شما هم کمک خواهدکرد//

        بهترینهاروازخالق هستی بخش براتون خواستارم وامیدوارم هرجایی که هستید شادوسلامت وثروتمنددردنیاوآخرت باشیدوبه تمام آرزوهای دلتون برسید//الهی آمین//

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهراء گفته:
    مدت عضویت: 3747 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حالا دارم فکر میکنم که چه اتفاقی افتاده واقعا،چقدر کیفیت فایلای جدید بالا رفته،شاید من مدارم تغییر کرده و این فایلا رو اینقدر با کیفیت میبینم.اون از زندگی در بهشت که مثل یک رویای شیرینه.خارق العاده.

    و این از گفتگو با دوستان.این برنامه گفتگو با دوستان چقدررررر پرباره،چقدر اموزندس، یعنی انگار یک دوره اس،خصوصا این موضوع که نتایج دوستانه.

    وقتی دارم گوش میدم، عین یک غذای لذیذ دلم میخاد مزه مزه اش کنم.دلم میخاد با جون و دل گوش بدم.

    استاد خیلی متشکرم از شما فقط برای همین گفتگو با دوستان

    اخه کم حرفی نیست، صحبتای کسانی رو مستقیم گوش بدی که نتیجه گرفتن

    دقیقا اونها برای من مثل این میمونه که اونها رفتن مسیر و وزیباییهای زیادی رو دیدن و به من که ابتدای مسیرم،دارن میگن، ادامه بده ادامه بده، اون جلو خیلییی قشنگه،قراره خیلی جای زیبایی رو ببینی.

    وای یعنی همینکه اولین کلمش رو رزا گفت، همین که صحبت کرد، همین که صداشو شنیدم،خدا شاهده اشک تو چشام جمع شد.

    رزا چه انرژی پاک و خالصانه و لطیفی داشت که اینطوری متاثر کرد.

    همینطور اون حرف میزد و من گریه میکردم.اصلا انگار منتظرش بودم

    چقدر انگیزه گرفتم که تمرکزی به شدت تمرکزی کار کنم.

    چقدر مطمئن شدم.

    خدای من وقتی گفت که جواب منفی شنیده اما خوشحال و سپاسگزار بود که لااقل جوابی در کار بود،اینجا به خودم گفتم زهرا اینطور و در این سطح باید سپاسگزار باشی.اینقدر عمیق این آگاهی ها رو باور کنی.

    از رزا سپاسگزارم که اینقدر عاشقانه صحبت کرد، ان شالله اون خدای آبی رنگش همه ی نعمت هایی که میخاد رو به زندگیش جاری کنی و حفظش کنه در پناه خودش.

    استاد جان من با تمام وجود ارزش این فایلها رو میدونم و خیلی قدردان شما و خیلی سپاسگزارم که در سطحی هستم که این نعمت رو دریافت کردم که در این سایت باشم و استفاده کنم.صحبتای این قسمت همه ی مواقع مشرک بودنم رو اورد جلوی چشمم و اون نتایج شرک رو

    یک وقتی خواهر بزرگ خودم رو خدا کردم و فکر میکردم که اون همه جوره پشتمه هم احساسی هم مالی. همه جوره. وابستش میشدم و میگفتم تو اصلا مادر منی،در واقع میگفتم تو خدای منی

    و نتیجش اونقدر وحشتناک بود که من در اون سالها یک شرایط وحشتناکی رو تجربه کردم،درواقع اون پشتم رو خالی نکرد اما من مریض شدم و شرایطی بود که نمیتونست برام کاری بکنه و و و…

    مهم اینه که همیشه همیشه اویزه گوشمون باشه. رسیدم به خدا اوضاع بهتر شد.اون شرایط تمام شد و من حالم کاملا خوب شد دوباره مشرک شدم یه جاهایی. اما خب لا اقل میدونم که بخاطر شرکمه،اما نباید فراموش کنیم و گول شیطون رو بخوریم. در ایمان به خدا ثابت قدم باشیم.

    خدایا شکرت. خدایا هزاران بار شکرت.

    دوستان ممنون کامنت منو خوندید.

    استاد خیلی دوستون دارم.

    همگی در پناه خدا باشیم🌸🌸🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 80 رای:
    • -
      فرحناز رستمی پور گفته:
      مدت عضویت: 3381 روز

      سلام زهرا جان

      دقیقا همینطوره که میگی خیلی کیفیت فایلا تغییر کرده انگار . منم حسش می کنم مثل یه دوره فوق العاده است درسته به ظاهر رایگانه ولی بسیار ارزشمنده .

      این روزا خیلی میام تو سایت قبلا روزی یکی دو بار ولی این روزا هر وقت گوشی دستمه یه سر به سایت می زنم کامنتها رو می خونم و به تمام کوچه پس کوچه های این بهشت سر می زنم.

      حالم خوبه آرامش دارم عشق می کنم و از زندگی و از بودن در این مدار لذت می برم. و با تعهد بیشتری رو خودم کار می کنم.

      منم بعد از این فایل متوجه شدم چه شرکهای پنهانی هنوز در وجودم هست!

      من فهمیدم پاشنه آشیل من توحید و باورهای توحیدیه!

      خیلی خوشحالم که در این مسیر با شما دوستان عزیزم همراه هستم.

      از خدای مهربانم برات اقیانوسی از سلامتی، ثروت، آرامش، عشق و آگاهی خواهانم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        زهراء گفته:
        مدت عضویت: 3747 روز

        سلام دوست عزیز و گرامی من.بله واقعا توصیف خوبی کردین اینجا عین یک بهشته برای ما.و بله پویایی سایت و تازگیش بخاطر تنوع فایلها و جدید بودنشون کاملا محسوسه.من خودم الان اومده بودم سراغ نشانه روز و دیدم که پاسخ ارزشمند شما اومده.من هم مثل شما مدتی است که خیلی میام توی سایت یا توی عقل کل هستم یا کامنت دوستان یا دانلود فایلهای رایگان دسته بندی شده مثلا در صلح بودن با خود و قدمهای عملی برای هدایت شدن یا یکی از کلیدها.هر صبح که چشامو باز میکنم و میبینم فایل جدید اومده خیلی خوشحال میشم .البته به خودم میگم که نباید فقط احساسی برخورد کنم و فقط بخوام یه چیز جدید ببینم.بلکه با تمام تمرکز و پذیرش سعی میکنم گوش بدم و دور بعد بنویسم و دوست دارم عملگرا تر باشم به امید و هدایت خدا.

        از حسن نظر شما خیلی سپاسگزارم و در پناه خدا و هدایت های او باشید ان شاالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3659 روز

    سلام

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن

    – اصل و اساس خوشبختی توحید است

    – توحید یک نوع نگاه درونی است

    – فقط روی خدا حساب کن

    – هر وقت فقط روی خدا حساب کردی، بدان که موفقی و یعنی نگاه توحیدی داری؛ یعنی حساب نکردن به غیر از خدا

    – آیه های صحبت باخدا با پیامبران بحث توحیدی آن بسیار مشخص است

    – ابراهیم خلیفه الله دوست خداست

    – ابراهیم موحد بود و مشرک نبود این یعنی بسیار دوست خدا است

    – ابراهیم به عنوان اسوه در قران است که بترین اجرا کننده قانون است

    – ابراهیم و توکل و تنها با خدا بودن را در نظر داشته باشیم

    – ادیان ابراهیمی چون همه ادیان از ریشه اوست

    – خدا برای بنده خویش کافی است

    – توحید یعنی ندادن قدرت به عوامل بیرونی و فقط به خدا قدرت دادن

    – توکل فقط به خداوندی داشته باش که قدرت به تو داده اس

    – مهمترین بحث بحث توحیدی است که تکاملی فهمیده می شود هر روز بهتر از دیروز

    – بر رویی هر کسی تکیه کردم؛ پشتم را خالی کردند یعنی عوامل بیرونی را باید در زندگی صفر کرد

    – شرک ورزیدن ضربه های ویرانگری بر زندگی ما دارد مثل وابستگی و پارتی و …

    – حرف اول و آخر خداوند است؛ و روی وعده هیچ کس جز خدا حساب نکنیم.

    – برای ثروت و هر چیزی باید تکامل را طی کرد

    – از هر جایی هستی شروع کن و حرکت کن ازخودت بپرس که الان با این شرایطم چه کاری می توانم انجام دهم وبدانم که با توکل به خدا خدا مرا هدایت میکد وقتی که قدم اول را بردارم.

    – کنترل ذهن توکل ایمان خوش بینی را با هم در نظر بگیر

    – ازهر اتفاقی منفی نکته مثبت را پیدا کنم

    – از شکرگزاری همیشه در همه موارد استفاده کنم

    – ناامید نوشم ومتوقف نشوم و ادامه دهم

    – درهر شرایطی می شود نکات مثبت یا نکته مثبتی داشت و امید داشت

    – نا امید نشویم با توکل ادامه دهیم پاداشها در انتظار است یعنی استفاد از اصل انتظار

    – قران نماد تسلیم است

    – از خدا کمک بخواه او همیشه جواب میدهد توکل کن و ادامه بده

    – خدایا من نمی دانم تو می دانی به من بگو توکل کن و از خدا بپرس و هر چه به تو الهام شد را انجام بده

    – مطمئنا خدا همیشه جوابگو است

    – قدم اول که به ما الهام شد را برداریم قدم بعدی به ما گفته میشود

    راه بیفت ادامه بده تو می تونی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 85 رای:
  8. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1393 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پر از برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    وهمه ی دوستای بهشتیم

    من گام اول رو تو‌ راهنمایی پروژه نوشتم

    اینم قطعا هدایتی بوده ،

    بریم سراغ گام دوم پروژه ی تغییر:

    1-قبل از تغییر کجا بودم؟!

    قبل از دوره احساس لیاقت

    اون حدی که بایدخودمو نمیشناختم

    یه جور سردرگمی درون ذهنم حس میکردم

    جالبه بلد بودم همه رو تحسین کنم جز خودم

    بلد بودم باهمه مهربون باشم جز خودم

    بلد بودم همه رو ببخشم جز خودم …

    من رفاقت با خودم رو بلد نبودم

    دوست داشتن با خودم رو بلد نبودم و مقاومت داشتم

    من احساس ارزشمندی خودمو به نتایج و

    عوامل بیرونی گره زده بودم …

    اصلا ویژگی های شخصیتی م به چشمم نمی اومد

    تو دوره لیاقت نمیدونین چه حالی داشتم

    وقتی برای اولین بار خودمو در آغوش گرفتم

    خودمو کم کم داشتم پیدا میکردم

    دلم واسه خودم تنگ میشد یه جور خاص ..

    ولی خب پایدار نبود و رفت وبرگشت داشتم

    مثلا تو‌کامنتهای دوره لیاقت هم نوشته بودم که

    شعر گفتن حالمو خوب می‌کرد ولی..

    در همین حد موند ومتوقف شدم ..

    2-جرقه کجا زده شد؟ دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند از راه رسید

    و استاد جان مومنتوم رو‌توضیح دادن

    بله چراغ های دورسرم روشن شدن که

    من میدونم چی حالمو خوب میکنه اما چرا ادامه نمیدم ؟! مقاومت های ذهنم از کجا میاد ؟! ترس و بهونه های الکی تو ذهنم دارم ؟ترس از شکست دارم …

    جلسه ی ششم دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند غوغا به پا کرد تو ذهنم ،

    فهمیدم هماهنگی ذهن و روحم رو باید بیشتر کنم

    نشستم روراست با خودم نوشتم

    من وقتی دارم هایکو مینویسم

    انگار روحم به پرواز میاد متوجه زمان نمیشم

    و عجیب حالم خوبه

    ولی چرا اقدام عملی نمیکنم ؟!

    مقاومتم و بهونه هام ومانع هام چیه ؟!

    بلههههه ذهن خوشگلم میاد وسط که

    این هایکو نوشتن مگه نتیجه است؟!

    چرا این میاد تو ذهنم

    چون ذهن من شرطی شده به نتایج مالی گرفتن

    یعنی احساس خوبم رو نتیجه نمیدیدم…

    پیدا کردن همین نکته ی باارزش باعث شد

    بشینم اهرم رنج ولذت درست کنم

    و 21متعهدانه صبح وشب نگاه کنم ..

    تو این شرایط یه شب تو‌خواب دیدم

    آقای زرگوشی بهم میگه پاسخ سوالت برو از سعیده بپرس

    تو صفحه هشتم دفتر آل عمران ش، نوشته!!

    همین قدر قشنگگگ خدا هدایت کرد، جالب بود که

    این خواب هدایتی با این نشونه ی واضح

    دقیقا تو روزهایی بود که سعیده جان داشت تو دفترش

    سوره ی آل عمران جان می نوشت اما تمرکزی و

    با تفسیر آیات رو مینوشت…

    پیام دادم بهش و ماجرا رو‌گفتم و ازش خواستم

    اگه ممکنه بببینه

    صفحه هشتم دفتر چی نوشته ؟!

    گفت تو راهم دارم میرم گرگان

    برسم حتما میفرستم ؟!

    شروع صفحه هشتم دفتر این بود

    وعده های خدا حق هست ….

    اشکم دراومد خدایا من یادم رفته

    روی وعده هات حساب کنم ..

    رفتم سراغ قدم دهم وجلسه های پراز نورش

    که شما استاد جانم , با تاکید بیان میکنید که

    میلیاردها بار به ذهن تون میگفتید

    خدا وعده داده

    خدا وعده داده

    خدا وعده داده ..

    نمیدونین چه حسی داشتم از گوش دادن به قدم دهم جلسه سوم که هماهنگ ترین و مکمل ترین جلسه با

    دوره ی احساس لیاقت هست ..

    تا اینکه جلسات هفتم وهشتم ونهم

    دوره ی هم جهت با جریان خداوند از راه رسید

    و من چقدر نیاز داشتم که بفهمم فراوانی چیه ؟!

    منی که فهمیده بودم احساس لیاقتمو به نتایج مالی گره زدم و پاشنه آشیل من همینه

    حالا خدا شاهکار کرد و

    تو سه تا جلسه ی کیمیاگر ، شما آگاهی باور فراوانی رو به قلب ما نشوندین …

    باز هم کارم نوشتن افکارم بود تمرکز آگاهانه روی اینکه خدا چه وعده هایی داده

    خدا پای تموم وعده هاش وایساده

    منه فاطمه باید پای این خدا وایسم

    در راستای این تعهدها ، جلسات

    قرآنی و توحیدی شکر گزاری از راه رسید

    قلبم گفت

    شروع کنم به دیدن سریال های بهشتی

    و این بار با سپاسگزاری قلبی تماشا کنم

    نه فقط برای تمرکز به زیبایی ها

    یا تحسین کردن

    بلکه با باورقشنگ سپاسگزاری تماشا کنم و

    کامنت بنویسم …

    کاملا متوجه تغییرات درونم میشدم

    سکوت قلبی درونم حس میکردم

    چون تو هرقسمت هدایت های خدا رو

    تو زندگی شما به چشم میدیدم …

    3- اولین اقدام کوچک وعملی :

    تا اینکه در سریال زندگی دربهشت رسیدیم به قسمتی که شما با جیکاپ حرف میزدین در راستای شروع کردن کانال یوتیوبش …

    انگار با خود من بودین

    تلنگرهایی که من نیاز داشتم بشنوم

    مقاومتهای ذهنم داشت کم میشد

    اولین اقدام 19شهریور ماه انجام دادم

    کانال یوتیوب هایکوهامو زدم …

    بماند که همچنان دلهره هم داشتم نجوا داشتم ترس داشتم

    ولی همین قدم برداشتن چه درهایی از عزت نفس برام بازکرد و چقدر حالمو بهتر کرد

    چقدر ترس های الکی داشتم تو سرم که مثل غبار

    پاک شدن از ذهنم خداروشکر

    4-فرایند تکامل:

    طبق قانون تکامل این روزها،

    من نمیرم تو یوتیوب بچرخم وببینم

    بقیه کانالها چه جوری هستن؟

    چند تا عضو دارن ؟

    چند تا کلیپ میذارن؟ ….

    من نوشتم روی کاغذ و روی میز کارم گذاشتم

    که جلو چشمم باشه ،

    تعهد وتمرکزم به کانال خودم باشه و

    تو کانال های مشابه سَرَک نکشم

    چون وارد فاز مقایسه میشم …

    مقایسه هم که نتیجه اش معلومه چی میشه!!!

    من باید سمت خودمو خوب انجام بدم خیلی خوب

    و قدم بردارم ،اما رها باشم چون

    بقیه اش مربوط به من نیست که …

    همون خدایی که وعده داده

    خودش از راه میرسه و کمک میکنه ..

    من باید روی باورهای توحیدی م کار کنم

    و پای خدا وایسم …

    5-چالش وغلبه :

    یادمه تو‌همون روزهای اول

    نجواها اومد تو سرم که خب چی شد ؟!

    کو نتیجه ؟! چی شد مثلا موفق شدی الان !

    انقدر این نجوا زیاد شد که

    اومدم سراغ سایت و دیدم روی بنر روزشمار

    توحید عملی 9 ، اومده ..

    گوش دادم اما قلبم میگفت به سمیه جان زمانی پیام بدم و بگم بره کانال ببینه ، قطعا بیشتراز من اینجارو‌میشناسه

    و پیام دادم و جالب بود گفت دارم توحید عملی 9گوش میدم و دوتا پیشنهاد عالی بهم داد که در لحظه انجام دادم و پذیرفتم ،اصلا کارخدا بود که مومنتوم منفی نجواهام این شکلی متوقف بشه ..

    معجزه بود معجزه ..

    در ادامه به دوستان بهشتی اعلام کردم

    خب بازخوردشون خیلی حالمو بهتر کرد

    که ادامه بدم ..

    شور واشتیاق وانگیره ی درونی م بیشتر شد

    تعهد بیشتری بدم که باید بهتر روی نوشته ها کار کنم …

    صحبت هایی که با سعیده جان شهریاری عزیزم کردم

    و خدا میدونه که چه نوری به قلبم نشست …

    (مستک وار عااااااااشقتم من امن ترین رفیق بهشتیم)

    حتی تو کامنتها دوستان بارها برام شعر نوشتن

    این خودش نشونه ای واضح بود

    که در مسبر درستی هستم خداروشکر

    6-نتیجه ی ملموس:

    مهمترینش اقدام عملی برداشتن درمسیر دوست داشتنم

    و بعد وارد ترس هام شدن

    (مثل ترس از شکست

    ترس از قضاوت

    ترس از بازخورددیگران …)

    خودش عزت نفس بیشتری بهم داره میده ..

    فارغ از نتیجه ی این کار ، مهم وارد ترس هام شدن

    واقدام عملی برداشتنمه …

    همین که این روزها

    ذهنم دیگه سراغ مقایسه کردن نمیره

    ذهنم بیکار نیست که نجواها سراغش بیان …

    همین که تمرکزم به احساس خوب خودمه

    و دارم تکاملی با رهایی مطلق سمت خودمو انجام میدم خودش برام حفظ مومنتوم مثبته ..

    آخه چه نتیجه ای بهتر از احساس خوب

    چی قشنگتر از تمرکز بهتر افکارم …

    این قانون هست که

    احساس خوب =اتفاق های خوب

    احساس خوب داشتن سمت منه که دارم انجام میدم و مطمئن هستم واعتماد دارم که خدا از اتفاق های خوب و

    پلن های توحیدی رونمایی میکنه …

    مثل روزهایی که تو چکاب فرکانسی نوشتم

    یه دوست صمیمی ندارم

    اما در پایان دوره ی احساس لیاقت

    خدا شاهکار کرد و ارزشمندترین انسانهارو وارد زندگیم کرد

    من کجا میتونستم همچین بهشتی پیدا کنم ؟!

    همون خدایی که پای وعده هاش وایساده

    و من باید با باورهای درست پای بندگی کردن وایسم .

    به امید تغییرها وبهبودهای مستمر ودائمی

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    پروژه ی مقدس تغییر

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 80 رای:
    • -
      رسول خانکی گفته:
      مدت عضویت: 1431 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربانم

      الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

      حمد و ستایش مخصوص خداوندی است

      که رب و فرمانروای جهانیان است

      إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

      خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

      سلام

      سلام

      به بهترین و عاشقترین رفیق دنیا

      فاطمه جانم

      عزیزم ، تولدت رو از صمیم قلبم تبریک میگم ،سپاس برای این سالهایی که در کنار من عشق و مهر رو از قلبِت به زندگیم هدیه دادی

      چقدر زندگی با شما جریان داره به سمتِ نور و روشنایی

      به یاد میارم روزی رو که از خداوند خواستم با تمومِ وجودم یه فرشته رو توی زندگیم بیاره

      و فقط زیباییهاش رو دیدم و بعد خدا برام معجزه کرد

      و در چنین روزی در روز تولدِت چشمم به جمالِ زیبا و اون سیرَتِ بهشتی شما افتاد

      و با تو بودن شروع یه زندگی سراسر

      بهشتی رو برام رقم زد

      سپاس برای اینکه هستی و عشق و نور و روشنایی رو از قلبِت به این جهان ساطع میکنی و جهان رو جای بهتری برای زندگی میکنی

      بینهایت دوستت دارم

      وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ

      و عشق و درک لحظه حال با زیباترین

      و خوش سیرت ترین بنده همچنان با قدرت ادامه داره…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1393 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلااااااااام عشششششق دلم

        عااااااااشقتم رفیق قشنگ زندگیم

        بی نهایت سپاسگزارم از تموم مهربونی هات

        خداروشکر بی نهایت شکر برای نعمت زندگی کردن در کنارشماکه تاهمیشه بابت این نعمت قدردان خداوندم .

        با تموم قلبم دووووست دارم…

        یه وقتایی حال دل آدمو بعضی از آهنگ ها

        بهتر میتونن بیان کنن مثل همین آهنگ:

        برای من هنوز شکل روز اولتی

        هنوز تازگیتو داری واسم

        هنوزم به چشمات که زل میزنم

        به هیچی جز نگات نیست حواسم

        هنوزم به فکر تو شبا میره خوابم

        هنوز حرف تو که میشه من یه بی اراده ام

        که واسه دیدنت حاضرم تموم شهرو

        بیام پیاده زیر پام بذارم

        من تموم زندگیمو دنبال یکی شبیه تو بودم

        بعد پیدا کردنت تموم شعرامو برا تو خوندم

        تو تموم زندگیمی دیگه عشق آخریمی آره

        هیشکی وقتی هستی جز‌ تو واسه من اهمیت نداره

        فکرشم نکن خسته شم ازت فکرشم نکن دست بکشم ازت

        فکرشم نکن تورو نبینمت یه روز

        من به عشق دیدنت نفس میکشم فقط

        برای من هنوز قشنگه دیدنت

        قشنگی مثل روز اولی که دیدمت

        همیشه تو دلم ادامه میدمت …

        همیشه تو دلم ادامه میدمت …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      سمیه زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2536 روز

      کهف:30 و 31

      إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا

      [در جهت مقابل] مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، [مطمئن باشند که] ما پاداش کسی را که کاری نیکو کند نادیده نخواهیم گرفت.

      أُولَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا

      ویژه آنهاست بهشت‌های جاودانی که نهرها [ی حیات‌بخش] در اختیارشان جاری است، و در آنجا به دستواره‌های زرّین آراسته می‌شوند و جامه‌های سبزی از ابریشم ظریف و ستبر می‌پوشند، در حالی که بر تخت‌هائی تکیه دارند. چه دستاورد خوبی و چه تسهیلات نیکوئی.

      »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

      سلام ناب تربن رفیق، عزیز دلنشین…

      تولدت مبارک نازنین… امیدوارم بی نظیرنرین سال زندگیت رو امروز شروع کنی فاطمه جانم…

      انقدر خودت و کل خونواده ی شما دوست داشتنی هستین که اصلا ذوق و شوق ما برای تبریک تولدت تو یه لِوِلِ دیگه ست :))))

      خدا رو شکر می کنم که این دنیای زیبا رو با تولد تو زیباتر کرده… باید به مامان و بابای عزیزت تبریک بگیم…

      خوش بحال داداش رسول که در کنار همچین گلی از زندگی لذت می برن… البته که جهان جهان مدارهاست و داداش رسول هم بی نهایت دوست داشتنی و عزیز هستن برامون…

      می دونم که می دونی ولی می دونم که به اندازه ی کافی نمی دونی که چقدر دوست داشتنی هستی :))))

      یکی از بهترین رزق و برکتای این روزای زندگیم هستی…

      از خدا می خوام من رو در مدار دوستی و هم صحبتی با تو عزیز دل نگه داره🩵

      این آهنگ سامی بیگی رو با عشق می فرستم گوش بده بهش تا فرمت دیگه از راه برسه🩵

      تازگیا دل من

      یه جایی گیره با تو

      اومدی توی قلبم

      زود وا کردی جاتو

      با تو عجیبه حالم

      عجب هوایی داری

      اول عشقمونه

      آخر بی قراری

      من تو هوات مستم

      رو شده دیگه دستم

      همه شهر میدونن

      رفتی توی وجودم

      تازگیا حسودم

      من اینجوری نبودم

      همه شهر میدونن

      من تو هوات مستم

      رو شده دیگه دستم

      همه شهر میدونن

      رفتی توی وجودم

      تازگیا حسودم

      من اینجوری نبودم

      همه شهر میدونن

      عاشقتم بی قید و شرط رفیق زلال من

      معجزات شیرین فصل جدید زندگیت نوش جونت نازنین

      به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

      چشمام رو می بندم و از عطر چای هلی که دمه و منتظره برسی باهم بنوشیم لذت می برم🩵🩵🩵

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      فاطمه سليمى گفته:
      مدت عضویت: 2073 روز

      سلام فاطمه جانم

      سلام به قلب پاک و روشنت

      سلام به روح لطیفت که مثل پروانه ها  سبک بال و آزاد و رها در گلستان زیباییهای خداوند پرواز می کنی

      تولدت هزاران بار مبارک دختر  توحیدی و دوست نازنینم 

      خوش آن روزی که بدنیا اومدی و  بر زیباییهای این دنیای زیبا اضافه کردی

      خیلی خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم نمی تونم توصیف کنم

      شاگرد زرنگ استاد،

      به همه خیر میرسونی ،یاد میدی،

      مادر خوب همسر خوب

      دختر توحیدی خوب

      عزیزمی،دوست خوب

      آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری

      خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با دوستایی مثل شما آشنا شدم

      هم مدار و همفرکانس شدم

      الهی که هر سالت از امسال زیباتر

      هر روزت از امروز قشنگتر

      دست در دست خدا شمع آرزوهاتو  سالهای سال فوت کنی

      خیر به همه برسونی هم به خودت هم به دیگران

      خدا روصدهزاران بار شکر که جهانو  گسترش میدی

      راستی کانال یوتیوبت هم مبارک باشه من این هایکوهات رو که سعیده جان تو گروه بما اعلام کرده بود رفتم دیدم  خییلی قشنگ و جالب و زیبا بود!! وسابسکرایب کردم

      خلاصه که فاطمه جان منم یکی از فالووراتم  کلی از شما یاد گرفتم

      از کامنتهای زیبا و تأثیرگذارت بهره ها بردم

      خدا رو صدهزاران بار شکر برای وجود ارزشمندت تو زندگیم

      خدا رو صدهزاران بار سپاس برای همه ی خوبی هات و ویژگی های قشنگت

      خدا رو صدهزاران بار سپاس برای  خانواده توحیدی قشنگت و همه ی نعمتهای زندگیت

      عاشقتم و روی ماهتو می بوسم

      به آقا رسول جان سلام برسون

      محمد حسن جان و هلیسا جان رو هم از طرف من ببوس

      به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

      بهترینهای دنیا و آخرت رو  از رب العالمین جان برای شما درخواست می کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1393 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام به خانم سلیمی عزیزم

        عااااااااشقتونم رفیق بهشتیم

        بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطف تون

        نمیدونم تو چه فرکانسی این کامنت رو برام نوشتین اما من باتموم قلبم تو دل پرادایس کوچک شما

        در دل طالقان جان دریافت کردم …

        نمی‌دونین چه لذتی داشت برام

        بعداز 75روز تعهد وکامنت نوشتن در سریال زندگی دربهشت بالاخره

        پای من به پرادایس کوچک شما باز شد

        و من از نزدیک تونستم دقیقا در روز تولدم

        روی ماه شمارو ببینم و قلب مهربون

        و سخاوتمند شما رو ببوسم ..

        خدا شاهکار کرد

        و چنین اتفاقی دراین روز رقم خورد

        خداروشکر برای نعمت حضور ارزشمندتون تو‌زندگیم

        خداروشکر برای اینکه درکنار خانواده م ،

        در یک جمع دوستانه وصمیمی

        دست در دست خدا ،

        درکنار شما و سعیده جان رضایی ،

        شمع تولدم رو فوت کردم ..

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

        خداروشکر برای اشک های از سر ذوق مون

        خداروشکر برای تموم حرفهای خوب مون

        خداروشکر برای تموم تحسین های ناب مون

        خداروشکر برای تماشای زیبایی های

        خونه ی بهشتی تون

        خداروشکر برای نعمت و برکت و فراوانی های زندگیتون

        خداروشکر برای تماس تصویری دختران نازنین تون

        خداروشکر برای تماس با سعیده جان شهریاری

        خداروشکر برای مهربونی ها آقای زمانی عزیزم که چقدر دوست داشتنی ومحترم هستن

        و بی نهایت کیف کردم ..

        چه ساعتهای پر از عشقی رو تحربه کردیم

        خدایا شکرت بی نهایت شکرت

        چی از این قشنگتر …

        چی از این بهتر آخههههه…

        بی نهایت سپاسگزارم از این اقدام عملی برای تغییر کردنم و کم کردن مقاومت هام که با جزییات تو‌گام بعدی می نویسم…

        به رسم ادب برای شما پاسخ نوشتم

        و از تموم دوستان ارزشمندم سپاسگزاری میکنم

        بابت تموم مهربونی وتبریک هاشون

        (مخصوصا سعیده جان رضایی که با عشق فراوون مارو همراهی کرد و بااحساس خوب

        بادخترهای قشنگش همراه با من ورسول جان اومد بی نهایت سپاسگزارم)

        از خدا میخوام که سرشار از نگاه خداوند باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
    • -
      سعيده رضايى گفته:
      مدت عضویت: 2317 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      فاطمه جانم سلام

      از روشنترین و زلالترین نقطه قلبم دارم پاکترین درودها و عشقها رو برات می‌فرستم و می‌دونم با قلبت دریافتش می‌کنی.

      فقط خدا می‌دونه که در قلب من چی می‌گذره و چقدر این اتفاق برای من بزرگ بود که از بین اینهمه آدم روی کره زمین دست منو کرفت و برد جایی که با تو آشنام کنه. رو در رو. چشم تو چشم.

      طوری که اگر نابینا بودم هم تو و آقارسول عزیز رو می‌دیدم.

      شاید خودت ندونی ولی تو یکی از خالصترین، ارزشمندترین، خوش‌سیرت‌ترین، رقیق القلب‌ترین و مهربونترین آدمهایی هستی که تا بحال تو زندگیم دیدم.

      عزت نفس و احساس ارزشمندیت تو زندگی من غوغا کرده. الگوی منی، چراغ روشنی برای هدایت شدنمی.

      اصلا صرفِ حرف زدن باهات فارغ از اینکه چی میگیم به من انرژی مثبت و قدرت الهی میده، تحسین کردنهات، دنبال نکات قوت گشتنهات و سخاوتمندانه بیان کردنشون بی‌نظیره.

      حتی پیشدستی کردنت تو تشکر بابت هدیه تولدی که هنوز بهت ندادیم اما می‌دونی که تو خاطرمونه و تو راهه! چه هوش و ذکاوتی، و چه السابقون فی الخیراتی!

      تو داری با موتور جت به سمت کمال الهی حرکت می‌کنی، در همه جنبه ها، و من ایمان دارم این درختی که ریشه‌هاش رو اینقدر قوی توی زمین گسترده کرده و ساقه ها و گلهاش داره هر روز بیشتر و بیشتر جلوه‌گری میگنه، بزودی میوه‌های بیشتر و بسیار پربارتری میده که تمام جهان رو از نعمت وجودش پر میکنه.

      عاااااشقتم رفیق و تا آخر عمرم مدیون خداوندی هستم که در پاسخ درخواستم برای داشتن دوستانی خداشناس و موحد، تو رو به من داد.

      از همون خدای لطیف و شریف بی‌نهایت سپاسگزارم که تو رو در چنین روزی به این جهان دعوت کرد و تو رو مایه شادی و نور چشم دنیا قرار داد.

      اینها تعارف نیست، حقیقت محضه!

      تولدت هزاران بار مبارک همه مون باشه.

      سایه مهربونیهات مستدام.

      دستت پر از نعمت.

      عمرت پربرکت.

      قلبت مملو از نور.

      روحت به سبکیِ پر.

      خنده روی لبت دائم. و خنده های انفجاری معروفت بیشتر.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      نسیم زمانی گفته:
      مدت عضویت: 1926 روز

      سلام سلام فاطمه جان

      فرشته ی قشنگ خدا روی زمین

      تولدت یه عالمه مبارک با کلی دست و جیغ و هورا و انواع استیکر کیک و کادو و بادکنک:)

      واقعا واقعا خداروشکر که به دنیا اومدی

      و خدا رو هزار مرتبه شکر که توفیق و سعادت اینو داشتم که تو مدار خوندن کامنتای نورانی و بهشتیت و شنیدن وویسای قشنگت و دیدن ویدیوهای فرکانس بالات قرار گرفتم

      ایشالا که به زودی، در بهترین زمان و مکان ببینمت از نزدیک دوستِ خیلی عزیز و دوست داشتنیم

      خداروشکر برای نتایج قشنگت که برای ما هم کلی درس داره

      اصلا این کامنتت خودش یه کلاس آموزشی بود، مثل این استادای حل تمرین، که درسای استاد رو بهتر بفهمیم

      خیلی عاشقتم

      خیلی خیلی تحسینت میکنم

      امیدوارم همینجوری تصاعدی مدارهای موفقیت و ثروت و نعمت و سلامتی و آرامش رو همه رو باهم طی کنی و همیشه تو مدارای بالا باشی

      اونجا که همه چیزای خوب هست

      همه ی چیزای خدایی

      چون ما هم تکه ای از خود خداییم

      رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

      بازم تولدت مبارک:)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      یاسمن زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2707 روز

      سلام فاطمه جانم

      عاشقتم عزیزم

      خدا رو شکر که به این دنیا اومدی

      تولدت یه عالمه مبارک

      خدا رو شکر که با فرشته ای مثل تو آشنا شدم

      مگه میشه آدم این همه خوبی رو یه جا داشته باشه؟

      قلبم باز میشه وقتی حرف میزنی

      ناخودآگاه لبخند میاد رو لبم

      امروز و هر روز بهترین ها رو برات آرزو میکنم

      به امید دیدارت از نزدیک و به زودی

      بوس و بغل 🩵

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      حسین عبادی گفته:
      مدت عضویت: 2149 روز

      بنام خداوند بخشنده و مهربانم….

      سلام به فاطمه بانو عزیز نوش جونت نوش جونت این همه عشق الله ….

      چقدر ذوق میکردم که اسم بچه هارو میوردی چقدر خوبه که اجی سعیده رو داری چقدر قشنگ که اجی سعیده تویه دفترش قران رو مینویس و پر از اگاهی ناب الهی شده…

      خدارو سپاس برای حضور تک تک شماها خدارو سپاس برای این منزل توحیدی چقدر دوست دارم و میدونم اتفاق حاصل میشه ببینمتون و بینهایت حضوری تحسینتون کنم…

      خدارو شکر که دارمتون و از خوندن کامنتاتون لذت میبرم و کیف میکنم خدارو شکر صد هزار بار ….

      اجی فاطمه خیلی خیلی ازت سپاس گزارم که بهم چند بار میگی برو جلسه شیش رو گوش بده چشم همین الان میرم و میارمش تویه پلی لیستم و گوشش میکنم…

      الهی شکر برای حضور تک تک شماها…

      در پناه رب شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید…

      با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مرجان رحمتی گفته:
      مدت عضویت: 987 روز

      به نام فرمانروای جهانیان که بسیار بخشنده مهربان دست ودلبازو ثروتمند وقدرتمنده باوجود چنین ارباب قدرتمندی چه نیازی ما داریم به کس دیگری. خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میخواهم ماروهدایت کن به راه راست راه درست راه پراز نعمت و برکت سپاسگزارم

      فاطمه جان عزیزم بسیار لذت میبرم از این همه لطافت قلب سلیمت تو چقد خوبی مهربانی پر شوری نازنینم دوستت دارم از روشنی قلبم من چقدر تحسینت میکنم برای دل مهربانت وجودارزشمندت تولدت مبارک عزیزم با تأخیر خداروصد هزاران با رشکر برای بودنت تو فوق‌العاده‌ای عزیزم چقدر راهکارهات رو توی دوره ها دوست دارم که چقدر زیبا روی خودت کار می‌کنی من ازتون الگو میگیرم دوست دارم مثل شما فکرم وذهنم روجهت دهی کنم به سوی خوبیها و زیبایی ها شما واقعاً الگوی بسیار مناسبی هستی برای من من همیشه پیگیر کامنت هاتون هستم وازشما یاد میگیرم درست رفتارکردن رو درست دیدن رو درست شنیدن رو خدا شمارو حفظ کنه عزیزم چقدر تحسینتون کردم تولدتون رفتید پیش خانم سلیمی جان اونجا تولد گرفتید چقدر برای این حرکتتون ذوق کردم خدایا شکرت برای این سایت بهشتی که این چنین قلب‌ها روبه نزدیک میکنه خدابا شکرت برای وجود ارزشمند استاد نازنین و خانم شایسته مهربان برای اینکه چنین مکان مقدسی رو فراهم کردند تا ما از هر نقطه‌ای در این کره خاکی باهم هم خانواده باشیم وعشق بورزیم به هم

      خدارو شکر برای زندگی زیباتون

      خدارو شکر برای بچه‌های گلتون

      خدارو شکر برای همسر نازنینتون

      خدارو شکر برای قلب مهربانتون

      با همسر مهربانتون آقای خانکی عزیز فرزندان نازنینتون محمدحسن جان وهلیسا جان در پناه رب العالمین باشید

      زندگیتون پر از نور خداوند عزیزم

      به امید دیدارتون در بهترین زمان وبهتری مکان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1393 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام به مرجان بانوی عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفتون نازنینم

        شما از تصویر پروفایل قشنگ تون

        مهربونی میباره چه برسه به حضورتون که سرتاسر عشق هستید عزیزدلم

        بی نهایت دوستتون دارم

        قلب مهربون تون رو می بوسم

        خداروشکر برای حضور پربرکت و

        ارزشمندتون تو زندگیم رفیق بهشتیم.

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

        خداروشکر برای حال واحساس خوبتون

        من از تک تک شما دوستان نازنین و بهشتیم با کامنتنای پربرکت تون

        همواره عشق و آگاهی یاد میگیرم

        قطعا نوشتن کامنتها هم از هدایتهای خود خداست

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آرزو میرکاظمی گفته:
      مدت عضویت: 817 روز

      سلاااااااااااام از روشنی قلبم به روشنی قلبتتتتت

      خوبی شما؟

      تولدت بعدا بعد مبارککککککککککک عزیزِ من

      جیغ، سوت ،دست ، هوراااااااااااااااا

      خدا رو شکر که دارمت ،

      خدا رو شکر که رزقم شدی

      خدا رو شکر به خاطر تک تک موفقیت هات

      خدا رو شکر به خاطر حضور مستمرت در سایت

      ببیییییییییین شاید خودت ندونی

      ولی هر هایکوی شما پاسخ خداوند به منه ، به خدااااا همینه !! همش میگم خدایا چطور؟همزمانی ها کار خودشه

      مثلا یه فکری دارم ، یهو یه هایکو ازت میرسه و همون اول جوابمو میگیرم

      من چطور میتونم ؟

      عجیبه بابا، موزیک هایکوها هم همیشه پاسخه، هر وقت، تاکید میکنم هر وقت از جانب شما هایکو میرسه بهم، خنده ام از سر ذوققققق میاد قلبم پررررر نور میشه و میگم دمت گرم فاطمه جانم و عمیقا تحسین میکنم و سپاسگزار خدا میشم

      فوق‌العاده ای دختر ، کارت عالیه

      خودِ خودِ خدا مدیر هایوکهاته

      از وقتی توی سایتم ، تقریبا هیچ کلیپ و…. نمیبینم اما هایکوهات فوق العاده و دیدنیه

      قطعا به زودی می‌درخشی

      عاشقتم منننننن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1393 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام آرزو جان عزیز ونازنینم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        خداروشکر بی نهایت شکر

        برای حال واحساس قشنگت

        من خیلی خوشبختم که در کنار شما دوستان زیبا بین و زیبا اندیشم دارم این مسیر توحیدی رو ادامه میدم

        خداروشکر میکنم برای نعمت و برکت حضورارزشمندتون تو زندگیم

        که رزق خداوند هستین برام

        خط به خط جمله هات نورشد به قلبم

        که مطمئن باشم

        احساس هایکوها داره منتقل میشه …

        خبرت هست چی نوشتی ؟!

        هر هایکوی شما پاسخ خداوند به منه ،

        به خدااااا همینه !!

        همش میگم خدایا چطور؟

        همزمانی ها کار خودشه …

        خود خود خدا مدیر هایکوهاته…

        دیگه نشونه از این واضح تر

        خدا نمی تونست برام بفرسته!!

        طبیعیه اشکام سرازیر بشه

        با خوندن خط به خط کامنتت

        چون این روزها دارم یاد میگیرم

        صفر تا صد زندگیمو بسپارم به خدا

        من فقط باید احساسم خوب باشه

        و سمت خودمو که تعهد وعمل کردن به قانون

        هست درست انجام بدم …

        این مرحله ، تمرین عملی برای منه

        که باید تو زندگیم یادبگیرم به خدا اعتماد کنم …

        پای خدا وایسم و باورتوحیدی محکم تری بسازم …

        بوس به قلب مهربونت

        که نشونه های خدارو به قلبم رسوندی عزیزدلم ..

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 952 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    دلم نیومدبعدازشنیدن داستان هدایتی زندگی روزاخانم این داستان خودم رواینجانگم:منم درسال1399بعدازاینکه کل زندگی مشترکمون روهمسرسابقم برد وحتی بچه های مشترکمون روهم بردومن همش ازخداش سپاسگزارم کاری بامن کردکه قدرت خداوندرودرزندگیم بیشتروبیشتردرک کنم وازاون روز”تا حالا زندگیم درتمام ابعادعوض شده واون دو فرزندان مشترک همسرسابقم ازسال1400 بابنده زندگی میکنندوالان 4سال هست باعزیزدلم که 24سال پیش عاشق هم بودیم امابه دلایلی بهم نرسیدیم زندگی پورازخوشحالی وخوشبختی روسپری میکنیم اونم درشهررویای بچگیم “گیلان “سیاهکل”وهرروزخدامیدونه بهترازدیروزمون رغم میخوره بخاطراینکه استادمن کم نیاوردم وغورنزدم وفقط هراتفاقی به ظاهربدروشکرخدام کردم گفتم قطعا درسی توش هست وخدامیخوادمن درکم نصبت به حقیقته قدرت خدادردنیابیشتربشه(مثل داستان گهواره:تاگهواره ناآرام بود ماآرام بودیم وتاگهواره آرام بودماناآرام بودیم)” واگرتوسایت معرفی منونگاه کرده باشیدچراگفتم یک جورایی زندگی من همانندزندگی استادهست چون همانطورکه استادبه خداش رسیدتوسن کم منم به خدام رسیدم توسن کم ویک اشتباه بزرگی که مثل یوسف پیامبرکردم این بودکه شرک کردم وقدرت روبرای لحظه ای به همسرسابقم دادم وبخاطرترس اززندان ومهریه واینها…16سال زندانی کشیدم البته زندانی درزندگی مشترکی که دونفرباتفکرات کاملا متفاوت واین جهنم روخودم باشرک ساختم والبته خودم روخیلی ساله بخشیدم وعاشق خودم هستم/خخخ/وبخاطرهمین دوست داشتم بگم دوستان گلم الان هرکجای دنیا هستیدیک لحظه مکث کنیدوبه حرفهای من فکرکنید”خداهمه چی رومیبخشه حتی آدم کشتن رومثال:موسی “اماشرک رونمیبخشها…

    خلاصه وظیفه دونستم اول برای یادآوری خودم وبعدبرای کسانی که درمدارش هستندبنویسم..

    دوستون دارم وآرزومیکنم هرکاری توزندگی کردیدفقط به غیرازخدابه کسی قدرت ندید”الهی آمین/یاحق//

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 102 رای:
    • -
      مجتبی رئيسي گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام دوست عزیز من

      چقدر خوندن کامنت شما به من چه امیدی داد و چراغ راهم شد

      منهم مثل شما ایمانم را نشان دادم و هرآنچه داشتم بخشیدم تا نجات پیدا کنم و از اون زندگی پر از وابستگی وتنش شدید اومدم بیرون

      و منم خیلی شرک ورزیدم با وابستگی شدیم ولی خداوند منو بخشید و خودم هم خودم رابخشیدم

      دارم روی وابستگی کار میکنم

      به خودم تعهد دادم و دارم عمل میکنم قدم به قدم

      انشالله در آینده نچندان دور منم مثل شما بیام از نتایجم بنویسم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1219 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم عباس آقا

      مرحبا مرحبا این پا روی ترسهات گذاشتن شما تحسین داره

      ابن پیمودن راه و مسیر زیبا و امید داشتن به خداوند رو قطع نکردی و با قانون جلو رفتی مرحبا مرحبا و مسیر اشتباه رو سریع برگشتی

      و جهان هم به توجه و فرکانس و قدم برداشتن تو پاسخ داد با عزیزی زندگی میکنی که سراسر عشق و مهربانیست بهترینها نصیبتون چون لایقشون هستین

      ممنونم از کامنت و تجربه زیباتون

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مهدی حکمتی گفته:
    مدت عضویت: 2068 روز

    سلام سلام سلام

    سلام میکنم به استاد عزیزم، به مریم خانم شایسته، به تمامی دوستان هم‌فرکانسی و ارزشمندم و این دفعه، بالاخص به رزای دوست داشتنی و توحیدوارم

    چی بگم واقعا از این هم‌زمانی؟ از این پازل‌چینی‌های زیبای خداوند؟ خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    ۳۷ قسمت از سری گفتگو با دوستان گذشته، اما این قسمت برای من با اختلاف ارزشمندترینش بود

    هرچی پیش میرفت بیشتر متوجه هم‌زمانی‌ها میشدم، بیشتر متوجه میشدم که خدا این قسمت رو برای من تهیه کرده، و وقتی رسیدیم به جایی که استاد به رزا جان گفت “چقدر مثال خوبی بودی، چقدر مثال به جایی بودی” فهمیدم نه، اینطوری نمیشه، باید بیام بنویسم راجع‌بهش، بنویسم تا ایمانمون به خدا بیشتر بشه

    اولش که رزا جان شروع به صحبت کردن و گفتن انگلیس زندگی میکنن، سریع ذهنم گفت بابا اینکه داره اونور عشق و حالشو میکنه، چه چیزی میخواد بگه که به دردمون بخوره؟ بعدش فهمیدم چی میخواد بگه؟ شما بگو چی نگفت؟ اصلا دیگه چه چیزی باقی گذاشت؟ حجت رو بر ما تمام کرد

    عزیزان، توی یکی از کانال‌های تلگرام من یک سایتی بهم معرفی شد که میشد رشته و علایقت رو توش بنویسی و فرصت‌هاش شغلی متانسب با اون رو بهت بگه، چند تا میگفت توی این مدت و من خوشم نمیمد و ردش میکردم، تا اینکه ۲هفته‌ی پیش بهم ایمیل زد و یک موقعیت شغلی رو بهم گفت که فروش ایمپلنت‌های دندانپزشکی بود، نظرمو جلب کرد و رزومه‌ام رو براشون فرستادم، من لیسانس مهندسی‌پزشکی دارم، باهام تماس گرفتن و شنبه‌ی هفته‌ی پیش برای صحبت کردن راجع‌بهش رفتم شرکت، خب من زندگی استاد رو دیدم، و همینطور این آزادی زمانی و مکانی و مالی‌ای رو که دارن، و این همیشه آرزوی من بود، باهم صحبت کردیم، گفتم من کار تئاتر میکنم (قبلا گفتم که کلاس بازیگری میرم که از موهبت‌های عمل به تمرین جلسه اول دوره عزت‌نفس بود) و کار تمام وقت نمیتونم داشته باشم، مدیر فروش گفت باشه نیمه وقت کار میکنیم، بعدش آموزش کار شروع شد، توی ۳ روز من کار رو یاد گرفتم، و مدیر فروشمون خیلی خوشش اومده بود چون دوره آموزش اصولا یک هفته تا ۱۰ روزه بود، دیروز رفتیم پیش مدیرعامل که قرارداد ببندیم، شرایط کار تئاترم رو بهش گفتم، گفت فعلا قرارداد نمیبندیم، شما یک ماه بطور آزمایشی با ما کار کن من حقوق این ماهت رو تحت هرشرایط چه خوب پیش رفتی چه نه بهت میدم، اگر خوب پیش رفتی من هم بهت حقوق میدم هم پورسانت فروش و هم بیمه و هم حق ایاب ذهاب، نگران کار تئاترتم نباش، هرموقع خواستی میتونی به اونم برسی، من چند دقیقه اولش از این شرایط خوشم نیمد؛ چون میخواستم بجای تمام این مزایا فقط درصد پورسانتم رو افزایش بده، و دیگه نیمه وقت برم و آزادی زمانی و مکانی داشته باشم، اما بلافاصله یاد حرف‌های همیشه‌گیتون افتادم استادجان، یاد تکامل، که من آزادی زمانی و مکانی و مالی میخوام؟ خب این بنده خدا هم که داره میگه به کار تئاترتم میرسی، تمام مزایا هم که داره بهت میده، هنوز کار کردنت رو هم که ندیده داره میگه تحت هر شرایطی حقوق این ماه آزمایشیتم بهت میدم، خب قبول کن بعدش خدا به شرایط بهتر هدایتت میکنه، مهدی این برای شروع خیلی خوبه، و بعد شروع کردم خودم رو با اعضای فامیل که سرکار میرن مقایسه کردن، البته مقایسه‌ی خوب که حالمو خوب کنه، دیدم هیچکس توی فامیل، بجز یک نفر که دکتر فیزیوتراپه حقوق منو نداره، من حداقل ماهی ۱۰میلیون درآمدم میشه، تازه حداقل، اگه فروش بیشتری داشته باشم بیشتر میشه، با خودم گفتم خب این بده؟ کدوم افراد اطرافم اولین شغلی که برای خودشون دست و پا کردن همچین شرایط خوبی داشت؟ تازه تو در کنارش برای خودت برنامه تئاتر داری، چیزی که دوستش داری و خدا این موقعیت رو برات فراهم کرده که هم به علاقه‌ات برسی و هم درآمد دیگه‌ای داشته باشی، تمام افراد دور و ورت فقط میرن سرکار، شب میان یخورده توی فضای منفی اخبار و اینا میگذرن، یخورده با گوشی ور میرن و بعد خواب، اما تو داری به همه کارها و اهدافت میرسی، هم درآمد بهتر و هم کار تئاتر، بعدش با کارهایی که میتونم با درآمد ماهیانه‌ام‌انجام بدم فکر کردم، دیدم من با درآمد یک ماهم میتونم گرون‌ترین دوره شما یعنی روانشناسی ثروت۱ رو بخرم، بعد گفتم مهدی همین دوره روانشناسی ثروت۱ نمیتونه به تکاملت کمک کنه که از نظر مالی پیشرفت کنی؟ گفتم قطعا کمک میکنه، بعد به دوره‌های دیگه فکر کردم، عشق و مودت، قانون آفرینش، ۱۲قدم، دیدم همه‌ی اینارو با این درآمد میتونم بخرم، پس حالم خوب شد، اومدم خونه، مامانم و بابام خیلی خوشحال شدن، بابام گفت مهدی برای شغل اولت عالیه، و دوباره تکامل یادم افتاد، دیدم این شغلم داره یجورایی برام اون آزادی زمانی و مکانی و مالی رو فراهم میکنه، ولی در حد ظرفم، پس با تکامل عالی‌تر میشه

    علاوه بر همه‌ی اینا، وقتی به افراد اون شرکت نگاه کردم، دیدم چندتاشون با پارتی رفتن اونجا، اما من هیچ پارتی‌ای نداشتم، تازه من اصلا حضوری نرفتم جایی دنبال کار، از طریق اینترنت خودشون بهم گفتن، یعنی خودشون اومدن دنبال من، پس اینم یک دلیل دیگه‌ای برام بود که هدایت خداست که اومد سمتم، که کار خوبه خدا درست کنه

    پس من حالم از دیروز که از شرکت اومدم بیرون تا قبل گوش دادن این فایل هی بهتر و بهتر میشد، تا گوش دادن این فایل، این فایل برام سنگ‌تموم گذاشت، یک دختر کارشو و تکاملش رو از گارسونی شروع کرده، به خودم گفتم چقدر ایمانت به خدا باید زیاد باشه که فکر کنی از گارسونی میتونی به جاهای بهتری هدایت بشی؟ که نه شنیدن باعث بشه خدا رو شکر کنی، و با توحید ادامه بدی و ادامه بدی، و حالا دختری ۲۷ ساله که تا مدت‌ها پیش گارسون بود، الآن جلوی چندتا از بهترین مسئولان انگلیس که حداقل ۳۰سال سابقه کار دارن ایستاده و داره سخنرانی میکنه، دختری که ایرانیه و حتی انگلیسی هم درحد عالی بلد نیست حرف بزنه و لهجه هم داره، و هی پیشرفت و پیشرفت و پیشرفت، و نمونه‌ی عینی تکامل و تکامل و تکامل

    ‌و استاد جانم، توی این فایل به نوعی محکوم کردین افرادی که بقول خودتون “نمیخوان تکامل رو طی کنن و میخوان یک شبه میلیاردر بشن”، این برای من مهر تاییدی بود که مسیرم خیلی درسته، و خدا هم منو مطمئن کرد با این نشونه‌ی بینظیری که برام ازطریق این فایل فرستاد

    خیلی ذهنم داشت مقاومت میکرد که ننویسم، میگفت اگه توی این مدت یک ماهه نتونی به جای قابل‌قبولی برسی و باهات همکاریشون رو ادامه ندن چی؟ منم گفتم من قطعا میتونم به جای قابل قبولی برسم، این آدما توی این شرکت تونستن، پس منم میتونم، تازه من دوره عزت‌نفس رو دارم، جلسه‌ی اولش استاد چی میگفت؟ ” عزت‌نفس یعنی اگر من بخوام کاری رو انجام بدم ولی اون رو بلد نباشم، باور و ایمان دارم که میتونم هر چیزی که لازمه یاد بگیرم و هر آموزشی که لازمه ببینم تا اون کار رو عالی انجام بدم و خدا من رو برای این کار هدایت میکنه و تمام عوامل لازم برای موفقیتم رو برام فراهم میکنه، من نباید نگران این باشم که کاری رو الآن بلد نیستم انجام بدم، عیب نداره یاد میگیرم، هیچکس که از همون اول عالی نبوده توی اون کار، مثل آرنولد که بلد نبود انگلیسی حرف بزنه، ولی روی خودش کار کرد و شد گران‌قیمت‌ترین بازیگر، یا خود استاد عباسمنش که با این باور کلی پیشرفت کرد” پس قطعا میتونم، تموم این نشانه‌ها داره میگه که من میتونم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت این فایل، ممنونم از استاد و خانم شایسته عزیز که این قسمت رو هم آماده کردن برامون، و و و تشکر ویژه میکنم از رزای عزیزم که این تجربیات گران‌بهاشون رو با ما به اشتراک گذاشتن، و بینهایت تحسینتون میکنم رزا جان، بابت توحیدی بودنتون، بابت پیشرفت خوبتون و حال خوبتون، تازه اینو هم توی پرانتز بگم که (اسمتون فوق‌العاده زیباست) ان‌شاءالله خدا هدایتتون کنه که کامنت منو بخونید بلکه حال خوبی که به من دادین رو بتونم به شما هم با این نوشته‌ام داده باشم

    ان‌شاءالله به یاری خدا همیشه شاد و موفق و خوشبخت باشید

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت🙏❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 117 رای:
    • -
      سعیده سلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2255 روز

      سلام دوست عزیز

      بهتون تبریک میگم از بابت نتایج خوبی که در طول این مدت واسه خودتون خلق کردید خدا را شاکرم از این که من را به سمت کامنت شما هدایت کرد چون من امروز ازش هدایت خواستم واسه کار پیدا کردن و کاری باشه که بهش علاقه داشته باشم چون من حدودا کمتر از یک هفته است که از کار قبلی ام بیرون اومدم و دنبال کاری هستم که بهش علاقه داشته باشم میشه لطفا آدرس آن سایت را به من هم بدهید سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        مهدی حکمتی گفته:
        مدت عضویت: 2068 روز

        سلام دوست عزیز

        خیلی خوشحالم بابت اینکه تونستم با کامنتم بهتون کمک کنم و اینکه خدا رو شکر میکنم و از شما هم ممنونم که با گذاشتن کامنت باعث شدین کامنت خودم رو بعد یک سال بخونم و نشونه‌ها رو دریابم

        اسم اون سایت “دانشکار” هست

        ان‌شاءالله همیشه به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشید

        خدایا صدهزار مرتبه شکرت🙏❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فرحناز رستمی پور گفته:
      مدت عضویت: 3381 روز

      سلام آقا مهدی

      خدا رو شکر می کنم که کامنت شما رو خوندم.

      اینکه نشونه ها رو می بینی و تایید می کنی اینکه هدایت شدی به کاری که اون آزادیهای لازم رو برات داره قابل تحسینه و یاد آوری این نکات خیلی ایمان رو قوی تر می کنه. خوندن کامنت شما خیلی بهم انگیزه داد.

      سپاسگزارم از شما.

      از خداوند مهربانم براتون اقیانوسی از سلامتی و ثروت، عشق، آرامش و آگاهی خواهانم🌻

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: