این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بگو: خداست که شما را از آن تاریکىها نجات مىدهد و از هر اندوهى مىرهاند، باز هم به او شرک مىآورید آیه 64 سوره انعام
سلام به استادعزیزم ومریم جانم
وهمه دوستان دراین سایت مقدس
خداروشاکروسپاسگزارم که بار دیگر این فایل روزیم شد تا روند زندگیم را مثل یک فیلم جلوی چشمانم ببینم وبابت هرلحظه اش خداروشکر کنم که مرا به این مسیر رشدوپیشرفت دراین جایگاه مقدس کنار استادی توحیدی وعملگرا هدایت نمود تاطعم سعادت وخوشبختی را بعد از سالها زجرومشقت بچشم .
پا دراین وادی گذاشتن یعنی بایدها وخط قرمزها را رعایت کردن ،ازمنیت ها فاصله گرفتن وتوحیدی عمل کردن وهرروز آغوشی باز برای اتفاقاتی که در زندگی به وقوع می پیوندد ولی تو دیگر خدا را در قلبت داری و انگار اون اتفاق فقط آمده تا ایمان تو را در عمل ببیند وتو آرام آرام ترس ها از وجودت رخت برمی بندد ،سالیان سال بی ایمان بودی وخدا گفتن ها لقلقه زبانت ولی درونت پراز آشوب وترس وبی هدف ونابود به زندگی ادامه می دادی ومن همه اینها را پشت سرگذاشتم .
رزا جان که صحبت می کرد به خصوص مسئله جدایی ،یاد خودم افتادم آخ که چقدر چالش بزرگیست، نابودی کامل یک زندگی که سالهای طولانی از عمرت در آن گذشت وبه یکباره دود می شود وخاکسترهایی که تا مدت ها جانم را می سوزاند آن هم بی پشت وپناه ویک تنه دنبال تمام شدن رابطه ای که حاصلش دختری بود که در میان بی کسی ها وبی خانه بودن ها وتنهایی های خودت باید برای او هم تصمیمی می گرفتم تا به زندگی نامعلومش ادامه دهد واو خودش تصمیم گرفت برای همیشه برود شهرستان کنار پدرش ومن او را برای آخرین دیدار در اتوبوسی گذاشتم وآخرین نگاهایی که داشت محو ومحوتر می شد والان او هرکجا هست خداوند پشت وپناهش ،من هم حق زندگی داشتم وباید دوباره ازصفر شروع می کردم که داستانش را در قدم ها نوشته ام .
داستان زندگی هر کدام مان متفاوت است وخود می دانیم که بر ما چه ها گذشته وهمین گذشته ،مرا با ایمان تر ومتوکل تر کرد با آموختن کنار استاد،با اشک هایی که مرا یاد بی ایمانی هایم می انداخت وباید جهاد اکبری در وجودم به پا می کردم ولی از لحظه هدایت زیبای خداوند به این سایت مقدس داشتم آرام تر می شدم ،نور ایمان با کلام توحیدی استاد در دلم روشن شده بود باید نورانی تر می شد تا آرامش به قلب ناآرام وزخمی، از نبود خداوند ،می آمد ومن به لطف خداوند شخصی در زندگیم پدیدار شد که در این راه خیلی کمکم کرد ،کنارم بود وبا هم اکثر روزهای ابتدایی آشنایی با استاد کنار دریای بیکران خداوند به فایل های طلایی گوش می کردیم وچقدر شکر گزاری می کردم ولی دیگر واقعی بود من خدا را در قلبم دعوت کردم وتا به امروز همه کاره وجود وزندگیم شد.
چقدر آن روزها برایم خاطره انگیز شده ،هیچوقت نگذاشتم طعم دلچسب توحیدی اش ازوجووم برود هرروز زنده تر ومقدس تر وارزشمند وپربهاتر ،دفتری که آن روزهادر آن خیلی خواسته ها نوشته شد با احساس عالی وارامشی عجیب ولی همه ظرف مدت چند ماه برآورده شدند.
من بهبودیم برایم از هر خواسته مادی ارجحیت داشت بنابراین نوشتم آرزوی خرید دوره 12 قدم ،قانون سلامتی و…… را خدای عزیزم دارم وتو معجزه کردی معجزه با هر گوش دادن به دوره ها نور امیدت را دردلم روشن ونورانی نمودی ومن در جاده عمل کردن قرار گرفتم ،جاده ای لبریز از نعمت وفراوانی ومهم تر ازآن حس وجودت کنارم وهمه جا تو را دیدن حتی در قالب انسان ها ومن خوب این هارا درک کردم زمانی که دنبال خرید خانه بودم، ای جونم خدایا از وقتی تو را در قلبم ساکن کردم ،سلطان قلبم شدی و من شاهزاده ای که همه چیز ها را باهم داشت،استاد بی نظیر،،خوشبختی،آرامش،سلامتی،احساس عالی، رابطه عالی با مصطفی جانم،آزادی برای بیشتر آموختن توحید وبندگی کردن و تجربه های شیرین آنها را در این جای مقدس نوشتن تا ردپاها بماند برایم ومن قدردان تر وشکرگزارتر این مسیر الهی ولبریز ازنعمت را ادامه دهم هرروز وهرروز عاشقانه تروخالصانه تر با ایمان وتوکل به خودت.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
هم اکنون خوشحالم که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین
سلام خدمت خانم رز
این فایل من 3سال پیش گوش دادم دراوج فلاکت وبدبختی و ورشکستگی.
شنیدن این فایل زندگی من رومتحول کرد باخودم گفتم اگربرای رز عزیزشده پس برامن هم میشه
من حدود 5سال پیش ازطریق یه استاد عزیز دیگه بااستاد عباس منش آشناشدم ولی چون سوادنداشتم نمیتونستم ایمل درست کنم ودرسایت ثبت نام کنم چند ماه گذشت ومن فایهای رایگان گوش میدادم ولی نمیتونستم مطلب بزارم ولی بلاخره تونستم ایمل بدم برام درست کنن وواردسایت شدم خدایاشکرت
انگار واقعا وارد یه جهان دیگه شدم چقد اینا اینجا باادب هستن خدایا
با فایل های هدیه شروع کردم کم کم حالم خوب شد ونتایج نمایان شد بعد یک سال زندگیم سرسامون گرفت کارکسب خوب درامد عالی ماشین خوب رابطه عالی…..خدایاشکرت
ولی 2سال پیش همچی خراب شد ورشکست شدم بخاطر اشتباهات خودم تمام زندگیم ازدست رفت ماشین خونه یه مقدارطلا داشتم همچی رفت من بودم با خانمم ودوتا گل پسر با لباس های تنمون و 1میلیارد و500ملیون بدهی…
ولی چون درسایت حضورداشتم خودم رونباختم وباتوکل به خدا شروع کردم مهاجرت کردم به تهران و ازنوشروع کردم به ساختن خودم باورکنین درکمتراز یک ماه نتایج نمایان شد.
دقیقا یادمه یه روز خانمم زنگ زد که یک سال پیش حدود10ملیون طلا شرطی خریدم ازپسندازم حالا همون 10ملیون شده 90ملیون چراغ اول روشن شد برگشتم شهرستان یه وانت خریدم وبرگشتم سمت تهران همون توی مسیر اولین دوره ازسایت خریدم دوره شیوه حل مسائل زندگی واین دوره باعث شد تحول بزرگی درمن شکل بگیره ومن تمام مسائل پیش امدرو خودم باتوکل برخدا وآموزش های استاد حل کنم وخداروشکر هروزبهترازدیروز پیش میرفت تااینکه یه روز توی اتوبان هدایت شدم به فایل (رز )عزیز چقد اشک ریختم باشنیدن این فایل چندین چندبارگوشش دادم زدم کنار وچند دقیقه ای فکرکردم گفتم خدایامن ببخش من به خودم ظلم کردم من همین الان خیلی چیزهای خوب توی زندگیم هست که میتونم سپاس گزارشون باشم
وهمونجاشروع کردم به نوشتن ….
ومن درکمتراز1سال نیم تمام بدهی هایم راصاف کردم یه خونه نوساختم شهرستان برگشتم شهرخودم وکارکسب خودم رو زدم وهروز ایده های عالی به ذهنم میاد برای گسترش کسب کارم خدایاشکرت
رابطه ام با همسرم ودوتاپسرهام عالی شده امسال پسربزرگمم درکنکور قبول شده خدایاشکر وزندگی هروز داره روی خوشش رو به من نشون میده هرچقد که من روی خودم کارمیکنم تاکید میکنم هرچقد روی خودم کارمیکنم نتیجه میگیرم.
ولی خب بعضی وقتها هم میشه که ازمیر خارج میشم ولی خداروشکر خیلی زود قلبم آلارم میده ودوباره مسیر پیدامیکنم. درضمن دوره 12رقدم روهم من حدود یک سال نیم پیش خریدم و نتایج فوقالعاده گرفتم ازش .
ممنون وسپاسگزار ازاستاد عزیزوتمام دوستان هم فرکانسی که نتایجشون باما به اشتراک میزارن.
ودراخر امیدوارم اسم این خانم عزیز (رز) من درست نوشته باشم
خدایی را که بیشتر از من میخواد که من تغییر کنم و ثروتمندتر باشم خدایی که دوست دارد همیشه از راحتترین و عزتمندانه ترین راه منو هدایت کنه اگه ذهنم بزاره
خداجونم شکرررر برای این سایت شکررررر برای وجود دوعزیز گرداننده این سایت و تیم قدرتمندش شکررررر برای وجود تک تک دوستانی که ستاره این آسمان زیبا هستند تا راه را بهتر و آسانتر بهم نشون بدن شکررررر برای وجود این خانواده بزرگ توحیدی شکررررر برای این دوره عالی که بهش هدایت شدم شکررررکه اولین قسمت و باعشق دیدم و درسشو گرفتم و الان سه روزه اومدم رو قسمت 2 که دیدم چه محشری را استاد برامون ایجاد کرد که یذره مقاومتی که ذهنم داشت با این فایل و آگاهی هایی که از کامنتا گرفتم خصوصا از کامنت داش رضای روشن عزیز و حرفی که رزای عزیز زدن اونجایی که پیام نه شنید و با چه نگاهی مثبت به بله ای تبدیل کرد که صداش بعد چندسال هنوز داره به گوش ما میرسه بله یاد گرفتم هر وقت نه میشنوم بگم خدایا شکرررررت که این نه ها ادامه اش به یک بله ای میرسد که صداش گوش جهان و پر میکنه مثل موفقیت این دوستانی که اینجا داریم در مدار شنیدن این داستانهای زیباشون قرار میگیریم و ایمانمون را افزایش میدهیم بله همه اینا اول نه شنیدن از جهان ایمانشونو نشون دادن بعد صدای فریاد موفقینشون همه جارو فرا گرفته خدایاشکرررررت برای این قانون سخت و زیباااااایی که با ایمان بسیااار ساده و آسان میشود الهی شکرررررت برای موفقیت رزای داغونی که روزی در تاریکی کشوری غریب اسیر شده و تونسته از خودش ورژن اسطوره ای بسازه که امروز اون ایمانش باعث شعله ورتر شدن ایمان من داغون میشه که بتونم با افزایش ایمان هرروزه ام و با صبوری ام باعشق بتونم ورژن جدید و اسطوره ای از خودم بسازم خدایاشکرررررت
خداجونم ممنونم که منو آوردی اینجا تا خودم را بسنجم و خواسته زیبای تغییر همه جانبه را در دلم بسازم و براش تلاش کنم
در کامنت آقا رضا روشن توهمین دوره یاد گرفتم که با کمترین امکاناتم قدم اول و برمیدارم حتی با درست کردن اخلاقم که دیگه فحش ندم و با لباس تروتمیز و شیک برم سرکار بااین شروع میکنم تا هدایت برای موفقیت های مالی ام از راه برسه و چقد زیبا گفتن عالیییی بود این جمله اش که همه فکر میکنن برای موفقیت باید برن آپالو هوا بدن یا شب و روز کار کنن تا راه باز بشه نمیدونن که با تعهد در انجام همین کارهای ساده مثل مثلا صبح یک دقیقه زودتر بیدار شدن یا روزی 5دقیقه ورزش کردن یا 10دقیقه پیاده روی در روز و یا اون چیزایی که من واسه خودم نوشتم تا ازاین قوانین تخطی نکنم تا با ایجاد این تغییرات کوچک تغییرات بزرگ ار راه برسن و موفقیت پشت موفقیت مثل اب خوردن بیاد مثل اونجایی که رزای عزیز گفتن من گفتم از شکرگزاری شروع کنم با وجود ایتکه چیزی برای شکر نداشتم و نمیدیدم ولی از همون اتاق کوچکش شروع کرد قدمشو گرفت به جهان گفت من دیکه نمیخوام راکد بنونم منم دلم حرکت میخواد تغییر میخواد جابجایی میخواد که خداوند نیت پاک اونازو دید و هدایتشون کرد که ماشاالله هردوتا دوست عزیزمون الان الگو شدن برای افزایش ایمان ما برای تغییر
خدایاشکرررررت برای این آگاهی ها خدایاشکرررررت که رضای داغان و رزای داغان و دیگر دوستان داغان و گرفتی با پرداخت گری و ریخته گری عالی ات زیبا و عالی و نامبروان ساختی خدایا از فضل و رحمتت میخواهم که منه داغان را هم درست کن منم دلم همچین تغییری میخواد منم دلم آزادی مالی میخواد من دلم بهترین امکانات و میخواد بدون هیج دغدغه ای منم دلم ایمان میخواد منم دلم باورهای توحیدی میخواد منم دلم میخواد راحت تغییر کنم تا تضاد بهم فشار نیاورد تغییر کنم تا چک ولگدت نیومده منو دربه داغون تر نکرده تغییر کنم الهی شکرررررت
(البته خیلی از حضور این عزیزان عذر میخوام کلمه داغان و گفتم واقعا همه مون قبل اومدن به اینجا داغان داغان بودیم که خدا بدادمون رسید هرچند من هنور داغانم خخخخه که منتطرم خدا منو صافکاری کنه و بی رنگ منو دربیاره جوری که هیچکس دیگه اون مجید داغان و نبینن و بگن چی شدچه اتفاقی افتاد چیجوری تونست پس ما هم بریم بپرسیم ازش چیجوری ؟؟)
من دیروز اومدم قرآن و گرفتم گفتم خدایا دیگه نمیخوام بی پول باشم نمیخوام مشرک باشم در مدار فقر باشم منم دلم موفقیت مالی میخواد منم دلم توحیدی شدن میخواد بهم بگو چیکار کنم بعد قرآن و باز کردم ببینین چی اومدددددد؟؟خدایاشکررررررت
آیه 21 از سوره مبارک کهف
ترجمه سطر اول که پیام من و همه اونایی که حال من و دارن هم میتونه باشه:
خداوند بهم گفت؛
واین چنین مردم را از داستان آن موحدان راستین آگاه فرمودیم تا بدانتد که وعده ی خداوند حق است و تحقق یافتنی است و هیچ تردیدی در وقوع آن نیست
و در قسمت دیگه ای از همین سوره آیه 24
فرمود؛ چه بسا که خداوند مرا به راهی درست که نزدیکتر از این باشد هدایت فرماید
دقیقا گفته همینجایی که هستی درست ترین جای است که باید باشی صبوری کنی ایمان داشته باشی و در این مسیر با این موحدان راستین بمان و داستان زندگی آنها را بشنو درس بگیر تا من ترا به بهترین جا که لایقشی هدایت کنم این آیات در صورتی بود که من این فایل و گوش داده بودم چندین بارم گوش دادم و حرفای رزای عزیز رفته بود تو تک تک سلولهای تنم که چقدددد زیبا بود چقد بقول استاد عزیز رزای عزیز ما فرکانس زیبای ترا با تمام وجودمان دریافت کردیم و شکر گزار آن خدایی هستیم که در بدترین شرایط و تاریک ترین شرایط زندگیت خدایی اش را بهت نشان داد تا ایمانی شود برای ما
خداجونم ممنونم که بهم گفتی اینجا بمونم و نذاشتی ذهنم مقاومت کنه واقعاااا این قرآن برای هر دردی دوا داره هر نسخه ای را میتونه بپیچه به شرط اینکه با ایمان و تفکر قبلی و قلبی بریم سراغش و ازش پاسخ بخوایم یعنی همینجوری نریم بازش کنیم بخونیم حتما با تفکر و تدبر قبلی و قلبی باشع و برای گرفتن پاسخ بازش کنیم من اینو از کامنت دوست عزیزی خوندم که نمیدونم چی شد خیلی بدلم نشست و حالم و خوب کرد طبق قانون خدا گفتم درسته و ازین بعد سعی کردم برای دریافت هدایتی کتاب خدا رو باز کنم چون خود خدا گفته شفا در قرآن هست درمان در قرآن هست هدایت در قرآن هست هرچی بخواین در قرآن هست و برعکسشم هست همه اینا به ایمان ما برمیگرده و هرجی ایمان بیشتر هدایت و درمان و شفا بهتر و بیشتر و بر عکس خدایاشکرررررررت برای این آگاهی که اینجا دریافت میکنم درسی که هرروز دارم اینجا پس میگیرم و پس میدم تا خودم را راحتتر بسنجم شکررررررر خداجونم سپااااااس برای آگاهی نابی که در این فایل رزای عزیز و کامنتای بی نظیر دوستان هست شکررررر
من مجید بختیارپور
قبل از اومدن اینجا یک آدم داغون داغون بودم آدم خوبی بودم خیلی دلم میخواست آدم آرومی باشم دلم میخواست عاشق خانوادم باشم دلم میخواست بهترین امکانات و برای خودم و خانوادم فراهم کنم ولی اعتیادم که الان میفهمم که افسارم و بدست داشت نمیذاشت عصبی بودم زمین و زمان و در عقب افتادگیم مقصر میدانستم پدرم و عموهامو که با پدرم شریک کاری بودن همه مقصر بودن رفیقم که باهاش شراکتی کردم و وسط راه منو غال گذاشت که داعون شدم فکر کردم چقد بهم ظلم شد مظلوم نمایی که پررنگ بود در من احساس گناه داشتن ذهن درگیر داشتن با همه با دولت با کشور با خانواده با دوستان با همه دعوا داشتم تو رفاقت جونمو برای رفیق میزاشتم هرکسی کاری داشت نه نمیگفتم همش پیشقدم انجام کاری بودم خیلی راحت خودمو در اختیار ادما میذاشتم اصلا خودم و زن و بچهام و ندید میگرفتم همسرم میدونست من آدم بدی نیستم همش بهم میگفت اول خودتو قوی کن خودتو جمع جور کن بعد دست هرکیو میخوای بگیری بگیر همش وابسته این و اون خودمو میدونستم خلاصه پول در میاوردم ولی باورم خراب بود نمیذاشت بیشتر کار کنم بهتر کار کنم پول دربیارم الان که فکر میکنم خیلی داغون بود باورم که هنوز با من هست ولی اینکه دلم میخواست موفق بشم و راهشو نمیدونستم مرا یواش یواش برد در مدار هدایت خدا اولین کتابی که خوندم قانون توانکری کاترین پاندر بود که داستان داشت هدایت این کتاب به سمت من خوندمش کیف کردم ولی بلد نبودم پیادش کنم تووزندگیم ولی ته ذهنم آگاهی هاشو داشتم با خدا آشنایی داشتم از قرآن و پیامبرا میترسیدم که توهینشون کنم از جهنم میترسیدم گهگاهی بخاطر نماز خون بودن مادرم و مادربزرگم و خواهرام که مادر بزرگم باعث میشد نماز بخونیم جسته گریخته نماز و ترک میکردم میترسیدم و تو عذاب وجدان بودم رفیقای نماز خون و بیشتر از نماز نخوان دوست داشتم خلاصه شد کتاب غزل مولانا رو گرفتم شعراش و خوندم ریتم عزلش و یهویی یاد گرفتم چقد بهم حال میداد میخوندمش داستان زندگی شو خوندم کتاب عازف جانسوخته رو خوندم یواش یواش کتاب خوان شدم و رفتم سمت خوندن کتابهای در حوزه موفقیت تا اینکه بعد مدتها سال 96 از طریق دوستی به استاد امیرشریفی عزیز آشنا شدم دوره شو خریدم باهاش حالم یواش یواش خوب شد یواش یواش ایمان جدید در من داشت شکل میگرفت ولی اون حالت عصبی ام بهتر و بعضی وقتا بیشتر میشد چون هنوز خودم تغییر نکرده قانون و ندانسته میخواستم زن و بجهامو با خودم همراه کنم و چه چک ولگدهایی خوردم ولی درس نگرفتم چقد ازاین دلسوز بودن وابسته بودن احساس مهربونی بیجا داشتن داشت خفه ام میکرد که نمیذاشت از تضادها درس بگیرم خلاصه با شریفی تا سال 1401بودم تو مسیر با استاد آزمندیان آشنا شدم که حرفاش تا حدودی بهم حال میداد دیگه فهمیده بودم احساس خوب چیه احساس بد چیه و چیکار باید بکنم حالمو خوب نگه دارم اینو که یاد گرفتم احساس کردم بزرگتر شدم حرفای استاد عزیز عباسمتش و چند بار شنیده بودم ولی نمی فهمیدم چون هنوز اونقدر بزرگ نشده بودم الان میعهمم که خدا چه پلن هایی را برام ریخت تا منو بیاره اینجا دنیایی کتاب خوندن با اپلیکیشن فیدیبو چه حالی میکردم ولی الان میفهمم با این اگاهی های نابی که کسب کردم اگه نخواسته بودم دیگران و تغییر بدم تا زندکیم بهتر تغییرکنه اگه انرژی مو اونجا هدر نمیدادم مطمعنم که داستان برایم الان خیلی بهتر بود خلاصه هنوز شرک مذهبی در من بود چون فرق بین توحید و شرک و هیج استادی هیججججججج کتابی هیچجججج انسانی نتونست مثل اینجا برام توضیح بده و قشنگ و ساده برام این موضوع رو بشکافه خلاصه هر روز تشنه یادگیری بودم تا ایتکه یروز در لایوی که آقای عزشیانفر با استاد باعشق داشتن با مبانی استاد آشنا شدم قبلش از اقای فرهنگ که یمدت حرفای اونو هم گوش میدادم درباره قانون جدب حرف میزد حرفاش برام لذت بخش بود تا وقتی تو یه فایلی اومد از عباسمتش و زنش بدوبیراه گفت که اینا کلاهبردارن من راحت میگم هرجا باشه میگم این باعث شد ازش بدم بیاد که کسی دم از خدا میزنه دراین حد استاده چرا پشت سر ینفر غیبت میکنه و میخواد خرابش کنه این باعث شد دیکه به حرفاش گوش ندم و اون لایو و که از استاد دیدم بهش علاقمند شدم الان میفهمم که خدا چیجوری کارهاشو انجام میده چقددددد زیبا پلن هاشو میچینه اگه ما با مقاومتمون خرابش نکنیم خلاصه طولانی شد ولی دیگه نمیتونم تمومش کنم هرجا شد مینویسم
خلاصه یروز تو گروه تلگرامی که عضو بودم دوره های پولی همه اساتید و مفت میذاشت که خداروشکرررر هرگز سعی نکردم به اونا گوش بدن چون میدونستم راضی نیستن من قبلا از خدا ترس داشتم و با این مباحث بیشتر بهش فکر میکردم ولی ذهنه جفتک مینداخت آخ خداااااجونم چقد دوستت دارم که چیجوری از دست این جفتکهاش در میرفتم یوقتایی لگدمال میشدم ولی خداروشکر زود در میومدم خلاصه یدفعه یه فایل انگیزشی 3دقیقه ای هدفگزاری استاد و دانلود کردم و گوش دادم همانا عاشقش شدم همانا دیگه اونروزا پیاده روی میکردم ولی مشروبات و با اگاهیی که از استادشریفی کرفتم نه ایتکه بخاطر حرام بودنش یعنی با مسیله دینی مذهبی ترکش نکردم با تجربه خودم ترکش کردم یعنی وقتایی مشروب میخوردم نمیتونستم با خدا ارتباط بگیرم انگار سیمه وصل نمیشد این بهم ضدحال میزد تا اینکه گفتم باید ترکش کنم که خیلی مسخره اطرافیانم شدم چون همه دوستام همسن وسالام هرجا میرفتیم مشروب بود الانم هست ولی اصلاااا توجه نکردم اوایل برام سخت بود نماز خوندنمو مسخره میکردن قران خودندنمو مسخره میکردن روزه گرفتن و مسخره میکردن ولی من این سختی ها رو پشت سر گداشتم تا جایی که دیکه برام حرفای بقیه مهم نبود خلاصع سیگار و اعتیاد به مواد هنوز بامن بود سخت بودترکش یعنی به یک ایمان جدی تری نیاز بود ایمانی از جنس عباسمنش خلاصه نمیدونم چیجوری یروز به سایت استاد سر زدم دیدم میگه اول عضو شو بعد 24آبانماه 1401عصو این خانواده بزرگ توحیدی شدم یعنی بعد اینکه عصو شدم هر روز با فایل انکیزشی استاد هرروز صبح پیاده روی میکردم و فایل عرشیانفر و گوش میکردم بعد چند وقت شد یهو گفتم برم یسر تو سایت بزنم دیدم دنیایی از فایل هست میگه میتونی دانلودش کنی زدم روش چون قبلا ثبت نام کرده بودم برام دانلود شد کیف کردم گفتم آخ جون اینا رو میشه رایگانم گرفت بعد میدیدم دوره هاش خیلی قیمتاش بالاست منم که پولشو ندارم پس بیام ازاینا که میشه دانلود کرد شروع کنم اونموقع اصلا هنوز کار با سایت و بلد نبودم یعنی نمیدونستم کجا کجاست بعد مدتها خوش آمدید و به نام خودم دیدم چه کیفی هم کردم خلاصه روز بروز اینجا بزرگتر شدم یادم اولین فایلهای که دانلود کردم فایل های توحیدی قسمت یک و دو بود فایلی که استاد درباره قربانی کردن حصرت ابراهیم میگفت اون شب داشتم روهوا راه میرفتم که خدایا اینا چیه که من دارم میشنوم رو پشت بوم خونم بودم هندزفری توگوشم داشتم عشق میکردم این مطالب ها بیشتر مرا مجاب میکرد که به همسرم و بجهام و خواهرزادهام و برادرزاده هان که تو یه آپارتمان خانوادکی زندگی میکنیم به همه یاد بدن هنوز این درس و فرا نکرفتم وای چه مقاومتی بود چه امر دلسوزی بود چرا نفهمیدم که هنوز خودم تغییر نکردم حرفام نمیتونه برای دیکری جذاب باشه مجیدددد چرا نمیفهمی چرا اینهمه انرژی های نابتو هدر دادی واااااای مجیددددد بگم خدا چیکارت نکنه مجید خلاصه عضو سایت بی نظیر شدم هر روز فایل گوش کن ولی نمیدونستم کامنت چیه اینا چیه فقط دانلود میکردم و گوش میدادم نمیدونم چی شد یروز چشمام به کامنتای دوستان زیر فایلها افتاد واااااای دیدم اینا باز هنوز محشرتره دیوانه شدم گفتم خدایا اینجا کجاست که منو آوردی خدایاشکرررررت دیگه یواش یواش تو سایت حرفه ای تر شدم و کامنت نوشتن و یاد گرفتم و عقل کل رفتن و سوال پرسیدن و جواب دادن و کار باسایت و یاد گرفتم تمام دوره ها وفایل هایی رایگان وپولی که از اساتید دیکه داشتم و از گوشیم پاک کردم دیگه حرفای اونا واقعاااا هیج جذابیتی برام نداشت دیگه همه چیم تا امروز شده بود این سایت و استاد و کامنتای دوستان فایل های توحیدی یکی پس از دیگری و گوش دادم چه کیفی میداد این اگاهی های ناب هنوز مذهب در من بود شرک در من بود تا هنور سیگار میکشیدم ولی تک و توک شده بود حس مشرک بودن بهم دست میداد مواد مصرف میکردم ولی کنترل شده خلاصه این اهرم رنج و لذت شرک و توحید با آگاهی هایی که از فایل های استاد میگرفتم و با کامنتای دوستان خصوصا با خوندن تمام پرسش پاسخ محمدحسین لطیفی عزیز و خوندم وااااااای این دیگه چیکار کرد با ذهنم از مذهب کشیدم بیرون خیلی راحت بدون مقاومتی خداروشکررررر که من از اول هرکز مقاومتی برای تغییر و دریافت این آگاهی ها نداشتم نه ترس دوری از مذهب نه هیجی مقاومت نداشتم واین نعمت بسیاااللر بزرکی بود که خدا بهم داد ازش بینهایت بابت داشتن این نعمت در تمام مراحل تغییرم و هدایتش ممنووووونم و سپاسگزار
خلاصه به کمک کامنتای محمدحسین عزیز و اگاهی های توحیدی استاد و خودندن کامنت آقا مصطفی پورآذر عزیز درباره شب قدر دیگه با مذهب و بازی های شرک آلود مذهب خداحافظی کردم چقد این اگاهی ها طلایی بود از همینجا قدردانی میکنم از این دوعزیز که دست خداشدن برای رهایی من از شرک بیشتر و هدایت بع سمت توحید بیشتر وااااااای چه آگاهی های نابی بود معلوم بود که همه از آسمان هفتم سرچشمه گرفته بود که مرا منقلب کردا بود دیگه محرم برام هیج جذابیتی نداشت دیگه امام پرستی و آدم پرستی و گذاشتم کنار و از آدمای بزرگ سعی کردم درسهانو بگیرم نه بازی های مدهبیشونو خدایاشکرررررت چقد احساس خوبی پیدا کردم جقدددد این مذهب دخل مارو آورد چه باورهای محدود کننده رو دریافت کردیم چه سمی بما تزریق شد و قبولش کردیم دیگه فرق شرک و توحید خیلی بهتر یاد گرفتم تا اینکه امسال با این آگاهی و ایمان تونستم برم به جنگ سیکار و موادی که از قبل با این تفکر ضعیفش کرده بودم شکررررر برای اون روزی که مثل آب خوردن اونارو گذاشتم کنار بعد 20سال و چقد برام راحت بود که برای اونایی که معتاد هستن میفهمن که تو این کار راحتی وحود ندارررررررد اصلااااا چون من قبلنا چندین بار رفتم بجنگشون ولی شکست خوردم چون ایمان نداشتم ولی ایندفعه اینانی که استاد باعشق بهمون یاد داد تونستم تغییرات عالی بدم به زندگیم الان پیاده روی دارم ورزش های کششی صبحگاهی دارم زود بیداری دارم سرحالی دارم دیگه یاد گرفتم بعد 10سال که نمیتونم هیجکسو جز حودم و تغییر بدم و هرگز نباد تو این راستا اقدامی بکنم جز اینکه در تعییر خودم کوشا و پرتلاش باشم فهمیدم که اگه میخوام به خانوادم کمک کنم باید خودمو کاملا تغییر بدم یعنی با نتیجه خصوصا موفقیت مالی نتیجه ای هست که بچشم همه میاد خدایاشکرررررت که دیکه مثل قبلنا با همسر دعوا ندارم قهر اصللللل نداریم درسته اوضاع مالیم هنوز نغییر نکرده ولی خودم از لحاط اخلاقی خیلیییی صبورتر شدم اصلاااا تو حال بد نمیزارم بمونم دیگه بی پول میشم حالم بهم نمیخوره عصبی نمیشم ناامید نمیشم هر لحطه ارتباطم با خدا داره بیشتر میشه تو تاریکی و روشنایی باهاش حرف میزنم شب و روز دارم باهش حرف میزنم راحتتر شکرگزاری میکنم مینویسم و چقد دلم و آروم میکنه این شکرگزاری چقد نگرانی هامو اربین میبره که اگه این آگاهی استاد نبود اگه فهم توحیدی و شرک نبود من داغون میشدم زندگیم داغون میشد زن و بجهام از دست اخلاق گند من و بی پولی هام فرار میکردن من خیلی خوب شدم اینو مدیون فایل های توحیدی استادم هستن چقد این فایل حجاب روشنفکرم کرداز تاریکی دراومدم فایل تشخیص اصل از فرع خیلیییی رشدم داده از لحاط توحیدی فکر کردن در کار و زندگی فایل تسلیم در برابر خدا و تمام فایل های توحیدی از قسمت 1تا 11 فایل تفسیر دعای کمیل و نامه 31امام علی به امام حسن واااااای اینا دیوانه کننده بود من عاشق تمام فایل هایی هستم که درباره تسلیم بودن و توحید مسنقیم حرف میزنه فایل اینکه چرا خدا بیشتر از من میخواد ثروتمند باشم فایل روی خدا حساب باز کن من بالای 100تا فایل اینجا بصورت هدایتی و چند روز چندروز یه فایل و گوش دادم کامنتای دوستان خوردم خدایاشکرررررررت خداجونم اگه تو کمکم نمیکردی اگه اینجا منو هدایت نمیکردی که چه فایلی را باید گوش بدم چه کامتتایی را باید بخونم تا به این آگاهی و فهم و درک ناب برسم هرچند باز هیجی نمیدونم هیجی نمیفهمم هیجی نمیدونم میخوام هرروز بیشتر یادبگیرم اگه اینا نبود اگه تمرین شکرکزاری نبود خدایااااااا من داغان زندگیم داغان اعتیاد در من نفوذ میکرد و منو به مرور زمان به سمت فرتوط شدن نابود شدن میبرد خدایا من اون مرده ای بودم که گفتی خداوند شما رو که مردید زنده میکند من همون معحزه زنده شدن مرده هستم خدایاشکررررررت خداجونم ازاین دوره از رزای عزیز با ایمانی که بما یاد داد تا من با تمام وجودم این دوره را درآغوش بگیرم شکررررررر خدایاشکرررررررت
یاد گرفتم از امروز هر مشتری به هردلیلی وارد مغازم شد بابتش خداروشکر کنم حتی کسی که اومد ازم آدرس پرسید یا چیزی خواست میگم خدایا شکرت که ایتو تو فرستادی شکر که امروز یه نفر معازمو دید وارد مغازم شد ازین شکرگزاری کردن و با لذت انجام میدم البته الان چند وقته که جملات تاکیدی و شروع کردم صبح ظهر شب نوشتن و هر شب میخوام بخوابم بابت نعنتهای اونروز و داشته هام هم سجده شکر میزارم هم یه بخشی تو ایتا درست کردم کانال شکرگزاری البته کانال کارها رو بخدا بسپار ایحاد کردم کانال اهداف کوتاه مدت و دراز مدت ایحاد کردم که خواسته هامو اونحا مینویسم عکس میزارم یه کانال ساختم روش نوشتم توجه به خوبیهای همسرم و فرزندانم اونجا درباره خوبیهاشون نوشتم و میخونم این تمرینهایی که از اینجا یاد گرفتم واسه خودم ساختم و با انجام دادنش خیلی حالم خوبه و مطمعنم این حال خوب لاجرم نتایح را به وقتش با خودش میاره خدایاشکرررررت که تونستم درباره خودم بنویسم که کجا بودم الان کجام و کجا میخوام برم
خداجونم منم دلم میخواد تغییر کنم منم دلم میخواد در کارو زندگیم به یک فرد بهترو باکیفیت تر و موثرتر تبدیل شوم و ارزش های بسیاری را خلق کنم برای جهانم و باعث گسترش جهانم شوم
وقتی ازاون مجید داغان داغان اینو ساختی که به هیج چیزی و دارویی الحمدالله وابسته نیست و هرروز داره برای این تغییرش تلاش میکنه و وقتشو با خدا و اینجا میگدرونه و داره سر تعهدی که دیروز بست 7تا چیز منفی و انتخاب کردم که دیگه انجام ندم و خودم اصلاح کنم که یکش خداروشکررررررر بعد 10سال اینه که دیگه برای تغییر هیج احدوالناسی اقدامی صورت ندم و تا کسی ازم کمکی درخواست نکرد بهش کمک ندم بهیج عنوان چون از دبروز دارم روی احساس لیاقتم کار میکنم وقتی کارهایی به این بزرگی برای احساس لیاقتم انجام دادم ترک سیگار و ترک مواد مخدرات که واقعااااا کار سخت و دشواری هست خصوصا الانی که هرجا بری اینا در دسترس دوری از این محفل ها و نزددیکی با خدا به جهان فرکانس احساس لیاقتو فرستادم چرا ادامه اش ندم برای همین هدایت شدم به تمرین نوشتن جملات تاکیدی و ذکر تمام وقت آن
که خداروشکر من لایق برخورداری از بهترین نعمتهای این جهان مادی هستم چون خدا مرا لایق افریده از جنس خودش از روح پاک خودش مرا آفریده پس من لایق بهترینها هستم و بایدددد حقمو حق الهی مو از جهانم بگیرم برای همین بیشتررررر از قبل با این دوره همراه میشوم تا نتایج و خلق کنم ارزشها رو خلق کنم و بیام اینجا بیشتر از خودم بنویسم
خداجونم شکرررررت که بامن در انگشتانم بودی و با قلبم برام نوشتی خدایاشکررررررت دیگه براحتی کارهامو به خدا میسپارم با خوندن تمام اون کامنتای بی نطیر الهی در عقل کل سوال آقای حبیب الله ایزدی که گفت کارها رو به خدا سپردن و 540تا کامنت و خوردم و چه کیفی داد که الان خیلی باایمان قلبی راحتتر همه چیو با مقاومت خیلیییی کمتر از همیشع میسپارم به خدا که دراین بخشم دارم تکاملمو طی میکنم به فصل و رحمت خدا
دیگه طولانی شد کامنتم ببخشید چون من اصولا از روز اول نوشتن و شروع کردم سیر نمیشم از نوشتن د اینجا چون واقعااااا فکر میکنم خدا همه اینارو هرروز داره میخونه برای همین باهاش براش مینویسم که عشق اول و وسط و آخر همه ماست
بدرووووود دوستان باعشق من بدروووود رزای عزیز و بدروووود استاد باعشفم
رزا تو با حرفات همه مارو دیوانه کردی خدایااااااا منم ترا اینجوری میخوام.
سلام درود فراوان به شما برادر ایران زمینی ام سلام.
خیلی خوشحال خرسند شدم از این همه تغییراتی که در خودتون در سبک زندگی تون ایجاد کردیم.
بعضی وقت ها ما آدم فکر می کنم همه تغییرات در رشد مالی اما غافل از این هستیم که شکر گذاری کنیم بابت این حجم از اراده که توانستیم یک قدم بزرگ برای سلامتی مون برداریم.
سلامتی که با هیچ پول و ثروتی نمیشه خرید.
شما باترک سیگار و مشروبات چه هدیه بزرگی رو به خودتون تقدیم کردید.
با تغییر دیدگاه تون به نرم تر شدن اخلاق تون در مقابل اتفاقات زندگی.
به قول استاد تو باورهات تغییر بده. پول هم می آد. اگه سلامتی آمد برات با تغییر خودت،اگه اخلاقت تغییر کرده مطمئن باشید پول ثروت هم می آن….
دوست عزیز فقط خواستم یه پیشنهاد بدم در مورد کانال هایی که ایجاد کردید توی ایتا….
خواستم پیشنهاد بدم بهتون از گوگل درایو استفاد کنید. خیلی خوبه متصل به اکانت جیمیل خودتون و اپلیکشن فوق العاده هست. من برای خودم فولدر بندی کردم.مباحث مورد نظرم رو یک دنیایی برای خودم درست کردم.
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام به استاد عزیزم و همه هم دوره ای های بی نظیرم در این گام به گام بی نظیر
واقعا سپاسگزار شما و روزا عزیز هستم به خاطر این آگاهی های بی نظیر و گفتن این روند تغییرات. روند گذاشته شدن فایل های گام به گام واقعا برام جالبه. دقیقا تاثیر گذار ترین فایل ها برای من داره به ترتیب توی این گام به گام گذاشته می شه. من این فایل رو هم بارها و بارها بارها گوش دادم. گفتگوی روزا و شما دقیقا فایلی بوده که در مواقعی که می خواستم تغییر ایجاد کنم و اگر کمی نا امیدی در خودم احساس می کردم و یا احساس گیجی و سردرگمی می کردم گوش دادم و همیشه باعث شد به مسیر برگردم و حالم خوب بشه.
این فایل همیشه بهم نشون داد وقتی تو اوج ناامیدی هستی و فکر می کنی هیچی نداری، کلی چیز هست برای سپاسگزاری. این فایل همیشه من رو به مسیر شکرگزاری به خاطر نعمت هام برد. همیشه بعد از شنیدنش سوالم از خودم این بود: چرا نگرانی؟ نگران چی هستی؟
و همیشه به خودم آرامش میدادم و نعمت هام رو به یاد خودم میاوردم و از فرداش برگ بر میگشت به لطف خدا
…………………………………..
اگر این جلسه برایت جرقهای زد، لطفاً تجربهی شخصیات از «تغییر» را در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس. بنویس چطور با آموزشهای استاد عباسمنش؛ شرایطت را عوض کردی. نوشتهی تو هم برای خودت یادآوری و تثبیتِ مسیر است، هم الهامبخشِ میلیونها نفر دیگری که همین حالا به یک چراغِ راه نیاز دارند.
یکی از تغییراتی که می خوام بنویسم زمانی بود که تغییر کردم از اسنپ رفتن به اسنپ نرفتن و کار مورد علاقه ام رو انجام دادن و پول درآوردن
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
این موضوع در مورد زمانیه که از کارم توی شرکت استعفا دادم و کار طراحی سایت و سئو رو شروع کردم و اولش خوب بود و پروژه می گرفتم و پول خوبی در آوردم اما بعد از چند ماه به خاطر احساس بی لیاقتی و باور های اشتباه مالی درآمدم به یکباره قطع شد و من برای اینکه یه درآمدی داشته باشم رفتم اسنپ کار کردم!!!
احساسم خیلی بد شده بود چون هم ماشینم داشت خراب تر می شد و هم فقط یه پول آب باریکه در میومد که همون روز رو بگذرونم. البته این رو هم بگم. احساسم از این کار و درآمدش بد بود ولی از اینکه شرکت نمی رفتم بی نهایت احساس سپاسگزاری می کردم و به نظرم اون شرایط خیلی برام سخت تر بود. اما شرایطی که دوستش داشتم اون شرایطی بود که طراحی سایت و سئو می کردم و حالم اون موقع عالی بود.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
جالبه من یه دفتر دارم که فایل هایی که شنیدم و اون تغییرات ایجاد شد رو توش نوشتم و همینجا می نویسم
جرقه: قدم 12 قسمت 2
فایل برخود آسان گیر کارها
قسمت 39 گفتگو با دوستان
فایل ذهنیت 2
قدم پنجم جلسه 3
چقدر جالب که الان دقیقا توی برهه ای از تغییر هستم و صبح با جمله پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنان نعمت دادی هدایت کن بیدار شدم و هدایت شدم که بیام این جلسه رو بازم گوش کنم و براش کامنت بذارم و الان وسط کامنتم هدایت شدم به این دفتر و اون فایل های تاثیر گذار رو دیدم و می دونم که الان باید دوباره روی این فایل ها کار کنم
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اون زمان یادمه اولین قدمی که برداشتم که کوچیک هم نبود و ترسناک بود اتفاقا این بود که گفتم دیگه اسنپ نمی رم. حتی اگر هیچ پولی نداشته باشم هم نمی رم. و نرفتم.
قدم بعد هم این بود که با توجه به قدم پنجم جلسه 3 تمام کانون توجهم رو گذاشتم روی زیبایی های اطرافم و یکسره یه سررسید دستم بود و داشتم هر زیبایی و ثروت و نعمتی می دیدم رو می نوشتم
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
دقیقا گام هایی که برداشتم این بود
ستاره قطبی ام رو صبح و شب با دقت با توجه به آگاهی های جلسات ستاره قطبی 12 قدم انجام می دادم
یه دفتر توجه به نکات مثبت داشتم و یکسره داشتم زیبایی ها و ثروت ها و نعمت ها رو می نوشتم. یادمه یه روزی رفته بودیم کنار یه رودخونه ای که یه قسمت آموزش نقاشی زنده در طبیعت ضبط کنیم و اون روز من اونجا صفحه ها توجه به زیبایی ها نوشتم
یکسره به خاطر هر چیزی که می تونستم سپاسگزاری می کردم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
دقیقا چالشی که این بین پیش اومد اونجایی بود که حالم خیلی خوب شده بود ولی تقریبا هیچ پولی نداشتم و به جایی رسیدم که مجبور شدم 4 روز فست هم برم. اینجا جایی بود که واقعا احساس کردم گیر کردم و دقیقا اون زمان بود که فایل های بی نظیر توحید عملی 10 و 11 اومده بود و من خودم رو بسته بودم به اون ها.
مانعی که تمام این چالش ها رو برای من ایجاد می کرد این بود: ثروتمند شدن کار سختیه برای ثروتمند شدن باید کلی کار کنی و با زمان زیاد پول به دست میاد.
اینجا بود که این مانع رو پیدا کردم رفتم روی قدم 11 و جلسات سوال کار کردم دقیقا در مورد همین ترمزم و یه عالمه سوال و جواب کردم با خداوند و شروع کردم به اجرای جواب ها
من می خواستم درآمد آسون از راهی که دوست دارم یعنی کامپیوتر و اینترنت داشته باشم و شروع کردم به بهبود هایی که در این زمینه می تونستم اجرا کنم
یه درآمد پایینی از سایت آپارات داشتم و سعی کردم روی بهبود آپارات کار کنم و درآمدش رو بالا ببرم و هم زمان هم داشتم رو یوتیوب و سایت هم بهبود ایجاد می کردم و تجسم هم می کردم که درآمدم بالا رفته و پروژه های جدید میاد
اول از همه یه خانمی باهام تماس گرفت و گفت میشه بهم طراحی سایت یاد بدین؟ و من قبول کردم و جالبه هر روز میومد پیشم کلاس و هر روز در ازای هر جلسه 1.5 ساعته پولی رو بهم میداد که از اسنپ در میاوردم
یک ماهی این خانم اومد پیشم کلاس و بعدش یکی دیگه باهام تماس گرفت و گفت یکی از دوستات معرفیت کرده میشه برام سایت طراحی کنی و سئوش کنی و درآمد اون یک ماه رو یک روزه به دست آوردم. اینجا یکی از نقاط عطف پیشرفت و احساس لیاقت من توی کار سئو بود چون کاری که ازم می خواست خیلی چالشی بود و من فراتر از انتظار اونا و خودم عمل کردم. نتایج مالی که من از این کار داشتم تا همین الان هم ادامه پیدا کرده. توی شروع همون کار بودم که یکی دیگه از دوستانم هم تماس گرفت و گفت ما یکی می خوایم برای کارهای سایت فروشگاهمون می تونی انجامش بدی؟ و اونم قبول کردم و واردش شدم و اون هم یکی از نقاط عطف کار سئو برام بود چون پروژه خیلی بزرگ بود و تونستم سایت رو توی زمینه کاریشون توی چند ماه به رتبه 1 تا 3 گوگل برسونم و فروش سایتشون رو از 9 میلیون به بالای 100 میلیون رسوندم و درآمد خودم هم هر ماه بالاتر و بالاتر رفت.
این ماجرا همینطور ادامه پیدا کرد که توی کلی از کامنت های دیگه ام توضیح دادم الانم دوباره یه برهه تغییر دارم و به امید خدا با هدایت الله پیش میرم و خداوند دستانش رو می فرسته تا کمکم کنن و به خواسته هام برسم
به نام خداوند یکتا که تنها قدرت و هدایتگر کل عالم هستی ست.
درود بیکران خدمت استاد عزیز .
درود خدمت همه دوستان و خانوم شایسته بزرگوار.
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر این همه نتایج خوب و آگاهی که به وقت درستش خداوند به سمت ما جاری میکنه .
تک تک فایلهایی که توی سایت وجود داره یه گنجینه از آگاهی از تجربه از نعمت و هدایت خداونده شکر الله یکتا .
این هم یه فایل بینظیر بود که خداوند هدایت کرد و من با چه شوقی گوش کردم چه حال خوبی دارم و چه حس و فرکانس بینهایت عالی توی صحبت های رزای عزیز بود .
این به مو رسیدن واسه من توی جنبه مالی پیش میاد اما خداوند بازم شارژ میکنه هر سری به یه شکل یه وقتایی یه سوالاتی توی وجودمون هست نه توی کلاممون و خداوند با هدایتی که میکنه جوابها رو به وجودمون منتقل میکنه . من 6 ساله ساکن تالش هستم از نظر شغلی سه تا کار انجام میدم ویلا سازی میکنم گله مولد غاز و اردک دارم و جوجه کشی هم انجام میدم اما رها هستم اگه یه کم توی کار ویلا سازی گره افتاد یا فاصله افتاد خودمو اذیت نمیکنم بر عکس گذشته الان لازم شد مولد ها رو بیارم توی شالیزار و حواسم بهشون باشه چون شغال ها شکارچیان نامردی هستند نمیپرسن و شکار میکنن . خلاصه نشسته بودم گفتم چی کنم یهو رفتم سراغ قرآن چند تا صفحه توی گوشیم قرآن خوندم بعد یه حسی گفت همینا رو اسکرین بگیر بزار وضعیت واتساپ منم سعی میکنم سریع گوش کنم همونجوری که استاد توی دوره همجهت با جریان خداوند گفتند اراده تون رو بزارید روی الهامات خداوند منم گوش کردم و چند تا صفحه از قرآن استوری کردم . بعد یادم اومد دیشب این جلسه رو دانلود کردم همون حس گفت اون فایلو گوش کن دیروز توضیحات رو خوندم اما جلسه رو امروز گوش کردم چه شور و حال و شوق زیبایی توی حرفها و هدایتهای رزای عزیز بود که گفتم بیام کامنت بزارم .
واقعا ما نمیدونیم اما خداوند میدونه. خداوند میگه و هو به کل شئ قدیر و خداوند به هر کاری تواناست فقط باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هر جا خودش خواست به هر جا برد بدان ساحل همان جاست
یه مثالی من توی کار خودم دارم که تازه س .
من سعی میکنم با اون چیزی که دارم کارم انجام بدم یه جورایی هر چی میخوام خودم بسازم و زیاد با خرید بعضی چیزا موافق نیستم
به من یه ماه پیش خداوند الهام کرد که دو تا دستگاه جوجه کشی بسازم یهو چشمم خورد به کمد لباسی بعد رفتیم دوتا ورق نئوپان با همسرم خریدیم و زحمت برش دادنش رو خودشون کشیدن ، به خدا گفتم خدایا من بلد نیستم بگو چی کنم کلا با هدایت خداوند دو تا دستگاه جوجه کشی البته دستی درست کردم که 3500 تا تخم اردک جا میشه بعد واسه یکیش 1700 تخم اردک خریدم یکیش پر شد و یکم تلاش کردم اما واسه دومی تخم جور نشد و با خودم گفتم نه پر کردن دو تاش از قانون تکامل به دوره ولش کن از اون تعداد تخم ، حدود 700 تا جوجه متولد شد من و همسرم گفتیم شکر خدا بخاطر این تعداد جوجه ای که هست نه اونی که تلفات بود یا از تخم در نیومد . بخاطر اون چیزی که هست و حالمونو خوب میکنه نه اون چیزی که نیست .
توی این فکر بودم خب الان که تولید دارم چرا مشتری نمیاد چرا کسی تقاضای خرید نداره حسابم داره صفر میشه . این فایل کمک کرد که بگم خب این سمت منه من کار خودمو انجام میدم خداونده که رزاق خداونده که قول داده که به مورچه زیر سنگ هم روزی شو میرسونم من که اشرف مخلوقاتم مگه میشه خداوند حواسش بمن نباشه اون قول داده .
همون خدایی که هدایت کرد دستگاهی که اگه میخواستم بخرم باید برا هر کدومش 50 میلیون پول میدادم با 2/5 میلیون تونستم خودم با اون چیزای دم دستی بسازم همون خدایی که هدایت کرد و این جوجه ها رو خلق کرد همون خدایی که تخم لازم واسه دستگاه رو ردیف کرد همون خدا اگه لازم باشه مشتری بیاره خودش میاره من به اونجاش فکر نکنم خداوند قول داده روزی میده و دستان خداوند و راههایی که خداوند واسه روزی دادن داره بی شماره خودش رزق میده من نگران نباشم وقتش که برسه خودش هدایت میکنه چون خداوند منبع رزق و روزی.
سلام به استاد عزیزمم و مریم جان قشنگمم و دوستان گلم
بعد از مدت ها تصمیم گرفتم دوباره به صورت جدی به مسیر برگردم و باز هم روی خودم کار کنم
و خدای همیشه هدایتگرم من رو به پروژه ی تغییر را در اغوش بگیر هدایت کرد
من قبلا هم این فایل از روزای عزیز رو شنیده بودم اما امروز انگار چیز متفاوتی میشنیدم !
امروز انگار خاطرات روزا مثل یک عطر آشنا برای من خاطرات خودمو زنده کرد، درست سه سال پیش وقتی مثل روزای عزیزم با تک تک سلولام میخواستم که از اون شرایط بیرون بیام !
وقتی که به مدت یک هفته دچار افسردگی شده بودم و احساس می کردم هیچ چیز خوش حال کننده ای توی دنیا وجود نداره و نا امیدی تک تک ذره های وجودمو پر کرده بود
خیلی خیلی اتفاقی نه هدایتی چون هیچ چیزی توی این دنیا اتفاقی نیست! من هدایت شدم توی تلگرام و چند تا از فایلای استاد عزیزم رو گوش دادم، البته من از قبل هم دورا دور از طریق یکی از اقوام استاد رو میشناختم اما اون لحظه احساس می کردم نوری توی قلبم روشن شد با تمام وجودم احساس می کردم همه چیز درسته.. دقیق یادمه 16 ام بهمن 1401 بود که وارد سایت شدم
انگار دنیا رو بهم داده بودن ،انگار تازه متولد شده بودم..
یه ایرپاد سفارش دادم هر روز فایلای رایگان و گوش میدادم ، از کوچک ترین چیز ها شکر گذاری میکردم ،اکثر شبا از احساس حضور لطیفی توی قلبم خوابم نمیبرد، از پنجره ی اتاق به آسمون نگاه میکردم، از همون پنجره ی اتاقی که ازش متنفر بودم…کم کم درهای جدیدی باز شد
دوست داشتم از فضای خونمون فاصله بگیرم و به طرز معجزه آسایی به مدت حدودا 3 ماه همراه مادر بزرگم رفتیم سفر، و چقدررر فوق العاده بود همه چیز ،زیبایی هارو میدیدم و تحسین میکردم چه مکان های مشابه ای با سریال سفر به دور امریکا که استاد و مریم جانم رفته بودن رفتم ، چقدر خداوند حضور داشت در اون همه زیبایی..
وقتی که برگشتم باز هم معجزه وار خونمون رو و مکان زندگیمون رو عوض کردیم و شد دقیقا همون چیزی که من میخواستم، که باز هم داستانش مفصله و هدایتی از طرف خدای مهربانم..کلاس ثبت نام کردم و در رفت وامد بودم دقیقا همونطور که میخواستم ،تابستون که گذشت جواب کنکورم اومد و دقیقاااا همون رشته ای که میخواستم قبول شدم (جالبه بگم که من قبل از اشنایی با سایت کنکورم رو داده بودم و برای اولین بار اون سال کنکور دو مرحله ای شده بود اما من کاملا نا امید بودم و میگفتم که قبول نمیشم تا زمانی که با سایت اشنا شدم!) براش کلییی سناریو نویسی کرده بودم و چقدر همه چیز همونی بود که نوشته بودم و میخواستم ! دوستان فوق العاده ای پیدا کردم دایره ی روابطم چقدر گسترده تر شد، همونطور که میخواستم در رفت و امد بودم و البته هنوزم هستم.. و درسی که از قبولیم گرفتم این بود که گاهی ادم بی خودی نگران و افسردس در صورتی که پشت پرده همه چیز برای تجلی خواسته تو در حال انجامه ،اینجا قدرت ایمان به خدا مشخص میشه! و دانشگاه و اتفاقاتش باعث شدن که ایمانم به خدا بیشتر و بیشتر بشه چون در ابتدای ورودم با چالش هایی مواجه شدم که دلیل نقص در باور ها و رفتار های خودم بود.. اتفاقاتی که میتونستن برای هرکس دیگه ای ویرانگر تلقی بشن برای من موجب شناخت خدایی شدن که سالها به عنوان یه موجود پلید توی قلبم بود و ازش میترسیدم..و از موقع ورودم به سایت یه عادت فوق العاده خوبی برای من ایجاد شده که هر سال توی سر رسید تمامی اتفاقات مثبت و خوبم رو با تاریخ اون روز مینویسم و البته که تمام الهاماتی رو هم که بهم میشه و باور های مخربم رو که پیدا میکنم رو هم مینویسم و فوق العاده از این کار راضیم چون به قول استاد ادم روند رو فراموش میکنه حتی یادش میره قبل از تغییر کجا بوده! یه الهامی هم چند وقت پیش بهم شد که چیزایی رو که فهمیدم و توی دفترم نوشتم رو بیام یه بخش توی عقل کل درست کنم و اونجاهم بنویسمشون و همه بیان از الهامات و باور هایی که کشف کردن بنویسن چون مطمئن هستم که فوق العاده کمک کننده خواهد بود!
الان با این همههه تغییر که داشتم اما بازهم غمگین میشم و فاصله میگیرم ولی یه فرقی با قبلا داره ! قبل از اشنایی با خدای عزیزم و سایت من نا امید بودم و هیچ نیرویی رو از نظر خودم نداشتم که حمایتم کنه! اما الان با تمام غمگین شدنم توی قلبم خدایی هست، نیرویی هست که قدرت حمایتم رو داره ،که کافیه فقط یک بار بهش بگم خواستم چیه… کن فیکون!
دانشگاه رفتن با تمام خوبی هایی که برای من داره اما توانایی کنترل ذهنم رو مختل کرده..باید خیلی قوی تر توی این زمینه عمل کنم ! از خدای مهربانم میخوام که توی تقویت کانون توجهم روی خواسته هام و کنترل ذهنم کمکم کنه و مسیر تغییر رو برام روان و آسان کنه
امشب با خودم عهد بستم و خودم رو ملزم کردم که برای تغییر کامنت بنویسم و خوش حالم که استارتش رو زدم
بسیار بسیار از خواندن کامنت شما لذت بردم و در زمان خواندن خداراشکر کردم که هدایت شدم به این کامنت
من هم مانند شما بارها صحبت های رزای عزیزرا گوش کرده بودم ولی انگار فقط گوش می کردم
اما این دفعه با تمام وجودم شنیدم و تغییر این دختر بی نظیر و با تمام وجودم احساس کردم
من هم با او حضور خدا در زندگی رزا و ایمانش را درک کردم
خدایت شکرت به خاطر حضورت در زندگی رزای عزیز در زندگی من
و زندگی تمام موجودات زمین.
من مدتی بود از سایت فاصله گرفته بودم ولی به لطف خدای مهربان دوباره برگشتم و این برگشتم وکاملا احساس می کنم این برگشت انگار با بقیه برگشت ها فرق می کنه
این برگشت یعنی برگشت به رشد و زندگی و بسیار بسیار خوشحالم
خدایا شکرت و از تو سپاسگزارم برای این برگشت دوباره.
سلام به انرژی مطلق جهان هستی ،سلام به خدایی که هرلحظه هدایتگر من است ….
سلام به استاد جان و مریم نازم ….
این فایل نشانه روزانه من بود و من چقدر تحسین میکنم این سایتو که با درایته و این بخش نشانه روز برای من همههه چیزههههه ….خدایاشکرت ….
خدای مهربانم مثل همیشه مثل یک معلم مثل یک مربی بالای سرم میمونی بهم گوشزد میکنی گه مهساا از این ور برو از اون ور شروع کن ،این کارو بکن یا …..
امروز از صبح که بیدار شدم تا نور قشنگ خورشیدو تو اتاقم دیدم فقط یه چیزی به زبونم میاد کههه خدای خوبم امروز من تسلیم توام منووووو ببر من همراهم با جریان تووو منو هرجااااا که خودت میدونی ببر ،،،،،
امروز این فایل رو که باز کردم منتظر بودم خدا شروع کنه به حرف زدن ….
اول از صحبت های سحر عزیزم شروع شد ،،،،سحر جاننننن تحسینت میکنم عزیزم برای این عزت نفس و ساختن پول ،،،،،عزیزم چقدر عالی که با توکل بخدااا و با پشتیبانی اون مهاجرتم کردی و به قول استاد ،حالا که دور از شهر و کشورتی ،دور از خانوادتی ،خدا که تورو تو کشور غریب رها نکرده اون همیشه همراهته ….
مفهوم توحید تو نتایجت چقدر خوب خودشو نشون داده ….
…………….
“توحید”
یعنی من فقططططططط کمک تورو میخوام ….
یعنی من نمیدونممممم ،نمیدونم توووویی که میدونی ،تویی که بلدی ،تو منو هدایتم کنننن
توحید یعنی کنار برههههههه همه وابستگی هاااا ،کنار بره همهههه چشم انتظاری هااااا برای خوشحال شدنت از بیرون ،از آدمااااا
توحید یعنی پارتی من خداااااااست
توحید یعنی فقط روی تو حساب میکنم
توحید یعنیییییی من آینده رو نمیدونم امااااا تو میدونی ،فقططططط از تو میخوام برنامه زندگی منو بچینی ….
توحید ،یعنی ابراهیم گونه بودن ،توحید یعنی توکل و تسلیم بی چون چراااااااا…
توحید یعنی خدااا هرچییییییییی تو بگی فقطططط تووووو ،
…………..سحرر عزیزم چقدر زیبا و قشنگ نتایجت رو گفتی چقدر خوشحالم که منم عضوی از این خانواده ام ….
استادددددد من به این امید زنده ام که نتایج عالی بگیرم و روزی برسه که شمارو که فرشته نجات زندگی من بودید رو ببینم بگم استاد من تونستممممممم به هرآنچه که لیاقاشو داشتم برسم.
امااااااااا ،اما از مسیر لذت ببرم و بدونم ،لذت بردن از مسیر اولویت منههههه ،*
و اماااا رزای عزیزم ،اولن بگم گلم چقدر صدات ماههههه بود ،صدات شبیه اون دوبلور ها بود واقعاااا آرامش خاصی داشت صدات و چقدر با خوشحالی و ذوق از داستان زندگیت گفتیییی،چقدر تفاوت هست بین کسی که با ناله و آه از گذشتش میگه و انگار از اون گذشته متنفره با کسی مثل تووووو که با افتخاررررررر از تکاملش حرف میزنههههه ،رزای عزیزم چقدررررر خوب روی خدا حساب کردی و چقدر خداااا برات از دلو جون مایه گذاشت ….
چقدر خوبه به جایی رسیدی که حتی نشدنی های زندگیت مثل رد شدن درخواست توسط اون شرکت که گفت نه نمیخوایمت ،حتییییییی توی این ناخواسته یا شاید تضاد ،خیر مطلق دیدی ،چقدر خوب ذهنت رو کنترل کردی که به قول استاد وظیفه ما اینکه تو هرشرایطی تووووو هرشرایطی فقططططط باید حال خودمونو خوب نگه داریم و به مسائل زندگی جوری نگاه کنیم که بهمون احساس بهتری بده ،،،،عزیزم دست خداا هر لحظه همراهت باشه…:)
کل این ودیو و هدایت امروزم اینو خواست بهم بگه که :مهسااااااا فقططططططططط روی خدا حساب کن ،به هیچ کسی جز اون وابسته نباش عزیزممممممم ،خدا میخواست بهم بگه که ببین هربار به هررررکسی غیر من وابسته شدی ،هربار به غیر من تکیه کردی ناامیدت کردن و رهات کردن پس از این موضوع درس بگیر ،این درس جهان هستی رو پاس نکنی که وابستگیییییی رو بزااااری کنار ،بازم این سیکل تکرار میشه تا وقتی که تو درستو بگیری …..
خدام میخواستی بهم بگی رهااا باشم ،ارهههههه:)
میخواستی بگی پارو نزننننننن ولش کن من میبرمت ،چرا مقاومت میکنی چرا دستو پا میزنی ،رها کننننن من تورو به ساحل امن خوشبختی میبرم ….
دست برمیدارم از مقاومت بسععههه دیگه هرجقدر خواستم اقدام کنم ،کاری کنم از یه جایی باید رها کنی و به جهان هستی بسپری ،،،بسه دیگه اقدام عملی ،،،،بسه دیگهععه هی میخوام خودم مثه علامه های دحر کاری کنم و بگم خدااا من بلدم ،،،،الان میخوام بگممممم ،خداااا تا الان هی خواستم چیزی رو درست کنم به زور به اجبار الان میگممممممممممم منننننن بلد نیستم ،منننننن نمیدونم تو بلدی تو منو برسون به هرچی که خودت میخوایی و از نظر تو خوبه برام ……
چقدر خوبه که بچه ها میان از پیشرفت هاشون میگن چقدر خوبه که مسیرو توضیح میدم که چگونه و به چه شکل به موفقیت رسیدن و چقدر برای ما ها خوبه ایمان ما رو بیشتر میکنه و دلمون رو قرص میکنه که اگه حالت خوبه باشه به الهامات عمل کنی به موفقیت میرسی فقط باید صبر کنی و صبر کنی چقدر خوب توضیح داد و شنیدم که وقتی ایمان داشته باشی و مهکم به هدفت استوار باشی بلکه به موفقیت میرسی
و تمام این ها با حال خوب بود و من مطمئنم دوست عزیز در این 4 سال حالش خیلی خوب بود و ایمان داشته به همه چی میرسه
استاد همه این حرفا خیلی به من یا همه بچه ها کمک میکنه که تو مسیر بمونیم و مومنتوم مثبتو نگه داریم و عجله نکنیم تا به خوشبختی و سعادت برسیم سپاس از شما و همه بچه ها
به نام الله که رب العالمین =فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم دوست داشتنی و همه ی دوستان عزیزم
روز 116= گفتگو با دوستان 37=توحید اساس خوشبختی
خدایا شکرت چقدر فایل قشنگی و چقدر همزمانی قشنگتری
دو روز دیگه عید قربان هست
عید پایان امتحان بزرگ ابراهیم و سربلند شدن ابراهیم
خدای من اصلا نام ابراهیم که میاد ناخودآگاه برای من اون اعماق قلبم یه لرز خفیفی احساس میکنم
یه اشک شوق
یه حس لطیف بندگی رو حس میکنم مخصوصا وقتی یادم میاد ابراهیم 110ساله بود که خدا اسماعیل بهش هدیه داد و چه روح بزرگی که نوزاد از جان شیرینترش رو به امر پروردگارش برد یه سرزمین خیلی خیلی دور بدون اینکه برگرده پشت سرش ببینه که دلش نلرزه یعنی میشه ما هم یه روزی به این مرحله از توحید برسیم که حاضر بشیم از عزیزترین داشته هامون به خاطر خدا بگذریم ؟؟
هنوز باید خیلی شاگردی کرد در مکتب اخلاص و یکتاپرستی ابراهیم
خدایا چی میشه گفت در مقابل توحید پاک ابراهیم خلیل الله تو رفیق جون جونی تو
حرفی نمیمونه که فقط اشکامونه که حرف میزنن
چقدر لذت بردم از حرفای دوست عزیزم سحر خانم که درباره ی توحید بود هنوز تازه داشتم گرمی قطرات اشک رو روی صورتم حس میکردم که رزا خانم به هدایت الهی اومدن تا حرفهایی بزنن که به قول استاد اشک همه ی ما رو درآوردن
خدایا چقدر شیرین و شیوا صحبت کرد این خانم
چقدر قشنگ تو رو توصیف کرد با اون نور آبی که دورخودش تو اتاق حس میکرده
خدایا من چقدر گریه کردم وقتی گفتن جواب دادن شما رو نمیخاییم و من خوشحال شدم یکی جوابمو داده
چقدر باید کار کنی رو ذهنت که در این لحظه ها به تضاد و مشکلاتت از زاویه ای نگاه کنی که به احساس خوب برسی
واقعا هزاران بارتبریک میگم به رزا خانم با این توحیدی که درک کردن و اینقدر قشنگ توصیفش کردن
خدایا شکرت این فایل زمانی شنیدم که بین توحید و شرک دست وپا میزنم دلم اون حس ناب توحید رو درک میکنه و میخاد ولی ذهن منطقی ام هیچ جوره درک نمیکنه و این وسط،کلی ایده های ناکارآمد داره و کار بدتر وسخت تر میکنه برام
و واقعا به شنیدن این حرفهای رزا خانم نیاز داشتم
خدایا شکرت دیگه کاملا فهمیدم اینجا خونه ی تویه خدای من برای هرکسی یه حرفی یه هدایتی داری تو هر قسمت این سایت و امروز فایل روز 116 برای من بود
خدایا شکرت برای این سایت و این فایل ها و این آگاهی ها
خدایا شکرت اجازه دادی اینجا باشم و حرفهات بشنوم
پیشاپیش عید بزرگ قربان ،عید بزرگ تسلیم بودن ابراهیم بزرگ رو تبریک میگم اول از همه به توحیدی ترین معلم معنوی دنیا استاد عباسمنش عزیزم ابراهیم موحد زمان ما ،به مریم خانم عزیزم یار و همراه همیشگی ابراهیم موحد ماو بعد به تمام دوستانم در خانواده ی بزرگ عباسمنش همه عزیزانی که میدونن فقط وفقط با توحید هست که میتونند سعادت دنیا وآخرت رو به دست بیارن
خدا رو هزاران مرتبه شکرت استاد عزیزم که توحید رو به ما یاد دادین و چقدر شاگردای زرنگی مثل رزا خانم عالی درسشون فهمیدن
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
صبح که از خواب بیدار میشم حس میکنم خدا اومده توی وجودم و میخاد منو با خودش ببره یعنی احساس توکل و ایمان و رهایی
میگم بهش وقتی منو بیدار کردی یعنی روحت اومده توی کالبد من و خیالم راحته
این روزا تازه کسب و کار شروع کردم و دارم خیاطی میکنم اونم چرم دوزی صندلی همش میگم درسته همینه خدا گفته قدم بردار منم برداشتم خسته میشم ولی راضی ام میدونم مسیره باید با احساس خوب ادامه بدم منی که همش چشمم به دست شوهرم بود همش فکر میکردم این مرده که باید پول در بیاره ولی دیگه نه میدونم باید منم ارزش خلق کنم و ثروت بسازم
منم لین روزا همین حال و هوا رو دارم به مسئله میخورم میگم خدایا تو بگو صبح پامیشم میگم خدایا بریم خلاصه که خدا رو تو لحظه لحظه زندگیم حس میگم و خیلی جالبه که به محض شروع من تونستم توی سه هفته 4 میلیون بسازم بعد متوجه شدم قراره بابام از خونه ای که فروخته بهم سهم بده چیزی نزدیک 300 میلیون اینا نشانه هاست که میگه ادامه بده همین دیروز تو خیابون پول پیدا کردم سفارش دوخت مشتری همسرم بیشتر شده
قُلِ ٱللَّهُ یُنَجِّیکُم مِّنۡهَا وَمِن کُلِّ کَرۡبࣲ ثُمَّ أَنتُمۡ تُشۡرِکُونَ
بگو: خداست که شما را از آن تاریکىها نجات مىدهد و از هر اندوهى مىرهاند، باز هم به او شرک مىآورید آیه 64 سوره انعام
سلام به استادعزیزم ومریم جانم
وهمه دوستان دراین سایت مقدس
خداروشاکروسپاسگزارم که بار دیگر این فایل روزیم شد تا روند زندگیم را مثل یک فیلم جلوی چشمانم ببینم وبابت هرلحظه اش خداروشکر کنم که مرا به این مسیر رشدوپیشرفت دراین جایگاه مقدس کنار استادی توحیدی وعملگرا هدایت نمود تاطعم سعادت وخوشبختی را بعد از سالها زجرومشقت بچشم .
پا دراین وادی گذاشتن یعنی بایدها وخط قرمزها را رعایت کردن ،ازمنیت ها فاصله گرفتن وتوحیدی عمل کردن وهرروز آغوشی باز برای اتفاقاتی که در زندگی به وقوع می پیوندد ولی تو دیگر خدا را در قلبت داری و انگار اون اتفاق فقط آمده تا ایمان تو را در عمل ببیند وتو آرام آرام ترس ها از وجودت رخت برمی بندد ،سالیان سال بی ایمان بودی وخدا گفتن ها لقلقه زبانت ولی درونت پراز آشوب وترس وبی هدف ونابود به زندگی ادامه می دادی ومن همه اینها را پشت سرگذاشتم .
رزا جان که صحبت می کرد به خصوص مسئله جدایی ،یاد خودم افتادم آخ که چقدر چالش بزرگیست، نابودی کامل یک زندگی که سالهای طولانی از عمرت در آن گذشت وبه یکباره دود می شود وخاکسترهایی که تا مدت ها جانم را می سوزاند آن هم بی پشت وپناه ویک تنه دنبال تمام شدن رابطه ای که حاصلش دختری بود که در میان بی کسی ها وبی خانه بودن ها وتنهایی های خودت باید برای او هم تصمیمی می گرفتم تا به زندگی نامعلومش ادامه دهد واو خودش تصمیم گرفت برای همیشه برود شهرستان کنار پدرش ومن او را برای آخرین دیدار در اتوبوسی گذاشتم وآخرین نگاهایی که داشت محو ومحوتر می شد والان او هرکجا هست خداوند پشت وپناهش ،من هم حق زندگی داشتم وباید دوباره ازصفر شروع می کردم که داستانش را در قدم ها نوشته ام .
داستان زندگی هر کدام مان متفاوت است وخود می دانیم که بر ما چه ها گذشته وهمین گذشته ،مرا با ایمان تر ومتوکل تر کرد با آموختن کنار استاد،با اشک هایی که مرا یاد بی ایمانی هایم می انداخت وباید جهاد اکبری در وجودم به پا می کردم ولی از لحظه هدایت زیبای خداوند به این سایت مقدس داشتم آرام تر می شدم ،نور ایمان با کلام توحیدی استاد در دلم روشن شده بود باید نورانی تر می شد تا آرامش به قلب ناآرام وزخمی، از نبود خداوند ،می آمد ومن به لطف خداوند شخصی در زندگیم پدیدار شد که در این راه خیلی کمکم کرد ،کنارم بود وبا هم اکثر روزهای ابتدایی آشنایی با استاد کنار دریای بیکران خداوند به فایل های طلایی گوش می کردیم وچقدر شکر گزاری می کردم ولی دیگر واقعی بود من خدا را در قلبم دعوت کردم وتا به امروز همه کاره وجود وزندگیم شد.
چقدر آن روزها برایم خاطره انگیز شده ،هیچوقت نگذاشتم طعم دلچسب توحیدی اش ازوجووم برود هرروز زنده تر ومقدس تر وارزشمند وپربهاتر ،دفتری که آن روزهادر آن خیلی خواسته ها نوشته شد با احساس عالی وارامشی عجیب ولی همه ظرف مدت چند ماه برآورده شدند.
من بهبودیم برایم از هر خواسته مادی ارجحیت داشت بنابراین نوشتم آرزوی خرید دوره 12 قدم ،قانون سلامتی و…… را خدای عزیزم دارم وتو معجزه کردی معجزه با هر گوش دادن به دوره ها نور امیدت را دردلم روشن ونورانی نمودی ومن در جاده عمل کردن قرار گرفتم ،جاده ای لبریز از نعمت وفراوانی ومهم تر ازآن حس وجودت کنارم وهمه جا تو را دیدن حتی در قالب انسان ها ومن خوب این هارا درک کردم زمانی که دنبال خرید خانه بودم، ای جونم خدایا از وقتی تو را در قلبم ساکن کردم ،سلطان قلبم شدی و من شاهزاده ای که همه چیز ها را باهم داشت،استاد بی نظیر،،خوشبختی،آرامش،سلامتی،احساس عالی، رابطه عالی با مصطفی جانم،آزادی برای بیشتر آموختن توحید وبندگی کردن و تجربه های شیرین آنها را در این جای مقدس نوشتن تا ردپاها بماند برایم ومن قدردان تر وشکرگزارتر این مسیر الهی ولبریز ازنعمت را ادامه دهم هرروز وهرروز عاشقانه تروخالصانه تر با ایمان وتوکل به خودت.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام الله مهربان
هم اکنون خوشحالم که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین
سلام خدمت خانم رز
این فایل من 3سال پیش گوش دادم دراوج فلاکت وبدبختی و ورشکستگی.
شنیدن این فایل زندگی من رومتحول کرد باخودم گفتم اگربرای رز عزیزشده پس برامن هم میشه
من حدود 5سال پیش ازطریق یه استاد عزیز دیگه بااستاد عباس منش آشناشدم ولی چون سوادنداشتم نمیتونستم ایمل درست کنم ودرسایت ثبت نام کنم چند ماه گذشت ومن فایهای رایگان گوش میدادم ولی نمیتونستم مطلب بزارم ولی بلاخره تونستم ایمل بدم برام درست کنن وواردسایت شدم خدایاشکرت
انگار واقعا وارد یه جهان دیگه شدم چقد اینا اینجا باادب هستن خدایا
چقد انرژی مثبت هستن اینجا مگه میشه مگه داریم
ماکه همش درفضای مجازی ازفقربدبختی بیکاری خیانت…. شنیدیم
ولی اینجا باهمه جاهای دنیافرق میکنه
با فایل های هدیه شروع کردم کم کم حالم خوب شد ونتایج نمایان شد بعد یک سال زندگیم سرسامون گرفت کارکسب خوب درامد عالی ماشین خوب رابطه عالی…..خدایاشکرت
ولی 2سال پیش همچی خراب شد ورشکست شدم بخاطر اشتباهات خودم تمام زندگیم ازدست رفت ماشین خونه یه مقدارطلا داشتم همچی رفت من بودم با خانمم ودوتا گل پسر با لباس های تنمون و 1میلیارد و500ملیون بدهی…
ولی چون درسایت حضورداشتم خودم رونباختم وباتوکل به خدا شروع کردم مهاجرت کردم به تهران و ازنوشروع کردم به ساختن خودم باورکنین درکمتراز یک ماه نتایج نمایان شد.
دقیقا یادمه یه روز خانمم زنگ زد که یک سال پیش حدود10ملیون طلا شرطی خریدم ازپسندازم حالا همون 10ملیون شده 90ملیون چراغ اول روشن شد برگشتم شهرستان یه وانت خریدم وبرگشتم سمت تهران همون توی مسیر اولین دوره ازسایت خریدم دوره شیوه حل مسائل زندگی واین دوره باعث شد تحول بزرگی درمن شکل بگیره ومن تمام مسائل پیش امدرو خودم باتوکل برخدا وآموزش های استاد حل کنم وخداروشکر هروزبهترازدیروز پیش میرفت تااینکه یه روز توی اتوبان هدایت شدم به فایل (رز )عزیز چقد اشک ریختم باشنیدن این فایل چندین چندبارگوشش دادم زدم کنار وچند دقیقه ای فکرکردم گفتم خدایامن ببخش من به خودم ظلم کردم من همین الان خیلی چیزهای خوب توی زندگیم هست که میتونم سپاس گزارشون باشم
وهمونجاشروع کردم به نوشتن ….
ومن درکمتراز1سال نیم تمام بدهی هایم راصاف کردم یه خونه نوساختم شهرستان برگشتم شهرخودم وکارکسب خودم رو زدم وهروز ایده های عالی به ذهنم میاد برای گسترش کسب کارم خدایاشکرت
رابطه ام با همسرم ودوتاپسرهام عالی شده امسال پسربزرگمم درکنکور قبول شده خدایاشکر وزندگی هروز داره روی خوشش رو به من نشون میده هرچقد که من روی خودم کارمیکنم تاکید میکنم هرچقد روی خودم کارمیکنم نتیجه میگیرم.
ولی خب بعضی وقتها هم میشه که ازمیر خارج میشم ولی خداروشکر خیلی زود قلبم آلارم میده ودوباره مسیر پیدامیکنم. درضمن دوره 12رقدم روهم من حدود یک سال نیم پیش خریدم و نتایج فوقالعاده گرفتم ازش .
ممنون وسپاسگزار ازاستاد عزیزوتمام دوستان هم فرکانسی که نتایجشون باما به اشتراک میزارن.
ودراخر امیدوارم اسم این خانم عزیز (رز) من درست نوشته باشم
درپناه الله یکتا شاد وثروتمند باشید
3سلاااام و سپاااااس
خدایی را که بیشتر از من میخواد که من تغییر کنم و ثروتمندتر باشم خدایی که دوست دارد همیشه از راحتترین و عزتمندانه ترین راه منو هدایت کنه اگه ذهنم بزاره
خداجونم شکرررر برای این سایت شکررررر برای وجود دوعزیز گرداننده این سایت و تیم قدرتمندش شکررررر برای وجود تک تک دوستانی که ستاره این آسمان زیبا هستند تا راه را بهتر و آسانتر بهم نشون بدن شکررررر برای وجود این خانواده بزرگ توحیدی شکررررر برای این دوره عالی که بهش هدایت شدم شکررررکه اولین قسمت و باعشق دیدم و درسشو گرفتم و الان سه روزه اومدم رو قسمت 2 که دیدم چه محشری را استاد برامون ایجاد کرد که یذره مقاومتی که ذهنم داشت با این فایل و آگاهی هایی که از کامنتا گرفتم خصوصا از کامنت داش رضای روشن عزیز و حرفی که رزای عزیز زدن اونجایی که پیام نه شنید و با چه نگاهی مثبت به بله ای تبدیل کرد که صداش بعد چندسال هنوز داره به گوش ما میرسه بله یاد گرفتم هر وقت نه میشنوم بگم خدایا شکرررررت که این نه ها ادامه اش به یک بله ای میرسد که صداش گوش جهان و پر میکنه مثل موفقیت این دوستانی که اینجا داریم در مدار شنیدن این داستانهای زیباشون قرار میگیریم و ایمانمون را افزایش میدهیم بله همه اینا اول نه شنیدن از جهان ایمانشونو نشون دادن بعد صدای فریاد موفقینشون همه جارو فرا گرفته خدایاشکرررررت برای این قانون سخت و زیباااااایی که با ایمان بسیااار ساده و آسان میشود الهی شکرررررت برای موفقیت رزای داغونی که روزی در تاریکی کشوری غریب اسیر شده و تونسته از خودش ورژن اسطوره ای بسازه که امروز اون ایمانش باعث شعله ورتر شدن ایمان من داغون میشه که بتونم با افزایش ایمان هرروزه ام و با صبوری ام باعشق بتونم ورژن جدید و اسطوره ای از خودم بسازم خدایاشکرررررت
خداجونم ممنونم که منو آوردی اینجا تا خودم را بسنجم و خواسته زیبای تغییر همه جانبه را در دلم بسازم و براش تلاش کنم
در کامنت آقا رضا روشن توهمین دوره یاد گرفتم که با کمترین امکاناتم قدم اول و برمیدارم حتی با درست کردن اخلاقم که دیگه فحش ندم و با لباس تروتمیز و شیک برم سرکار بااین شروع میکنم تا هدایت برای موفقیت های مالی ام از راه برسه و چقد زیبا گفتن عالیییی بود این جمله اش که همه فکر میکنن برای موفقیت باید برن آپالو هوا بدن یا شب و روز کار کنن تا راه باز بشه نمیدونن که با تعهد در انجام همین کارهای ساده مثل مثلا صبح یک دقیقه زودتر بیدار شدن یا روزی 5دقیقه ورزش کردن یا 10دقیقه پیاده روی در روز و یا اون چیزایی که من واسه خودم نوشتم تا ازاین قوانین تخطی نکنم تا با ایجاد این تغییرات کوچک تغییرات بزرگ ار راه برسن و موفقیت پشت موفقیت مثل اب خوردن بیاد مثل اونجایی که رزای عزیز گفتن من گفتم از شکرگزاری شروع کنم با وجود ایتکه چیزی برای شکر نداشتم و نمیدیدم ولی از همون اتاق کوچکش شروع کرد قدمشو گرفت به جهان گفت من دیکه نمیخوام راکد بنونم منم دلم حرکت میخواد تغییر میخواد جابجایی میخواد که خداوند نیت پاک اونازو دید و هدایتشون کرد که ماشاالله هردوتا دوست عزیزمون الان الگو شدن برای افزایش ایمان ما برای تغییر
خدایاشکرررررت برای این آگاهی ها خدایاشکرررررت که رضای داغان و رزای داغان و دیگر دوستان داغان و گرفتی با پرداخت گری و ریخته گری عالی ات زیبا و عالی و نامبروان ساختی خدایا از فضل و رحمتت میخواهم که منه داغان را هم درست کن منم دلم همچین تغییری میخواد منم دلم آزادی مالی میخواد من دلم بهترین امکانات و میخواد بدون هیج دغدغه ای منم دلم ایمان میخواد منم دلم باورهای توحیدی میخواد منم دلم میخواد راحت تغییر کنم تا تضاد بهم فشار نیاورد تغییر کنم تا چک ولگدت نیومده منو دربه داغون تر نکرده تغییر کنم الهی شکرررررت
(البته خیلی از حضور این عزیزان عذر میخوام کلمه داغان و گفتم واقعا همه مون قبل اومدن به اینجا داغان داغان بودیم که خدا بدادمون رسید هرچند من هنور داغانم خخخخه که منتطرم خدا منو صافکاری کنه و بی رنگ منو دربیاره جوری که هیچکس دیگه اون مجید داغان و نبینن و بگن چی شدچه اتفاقی افتاد چیجوری تونست پس ما هم بریم بپرسیم ازش چیجوری ؟؟)
من دیروز اومدم قرآن و گرفتم گفتم خدایا دیگه نمیخوام بی پول باشم نمیخوام مشرک باشم در مدار فقر باشم منم دلم موفقیت مالی میخواد منم دلم توحیدی شدن میخواد بهم بگو چیکار کنم بعد قرآن و باز کردم ببینین چی اومدددددد؟؟خدایاشکررررررت
آیه 21 از سوره مبارک کهف
ترجمه سطر اول که پیام من و همه اونایی که حال من و دارن هم میتونه باشه:
خداوند بهم گفت؛
واین چنین مردم را از داستان آن موحدان راستین آگاه فرمودیم تا بدانتد که وعده ی خداوند حق است و تحقق یافتنی است و هیچ تردیدی در وقوع آن نیست
و در قسمت دیگه ای از همین سوره آیه 24
فرمود؛ چه بسا که خداوند مرا به راهی درست که نزدیکتر از این باشد هدایت فرماید
دقیقا گفته همینجایی که هستی درست ترین جای است که باید باشی صبوری کنی ایمان داشته باشی و در این مسیر با این موحدان راستین بمان و داستان زندگی آنها را بشنو درس بگیر تا من ترا به بهترین جا که لایقشی هدایت کنم این آیات در صورتی بود که من این فایل و گوش داده بودم چندین بارم گوش دادم و حرفای رزای عزیز رفته بود تو تک تک سلولهای تنم که چقدددد زیبا بود چقد بقول استاد عزیز رزای عزیز ما فرکانس زیبای ترا با تمام وجودمان دریافت کردیم و شکر گزار آن خدایی هستیم که در بدترین شرایط و تاریک ترین شرایط زندگیت خدایی اش را بهت نشان داد تا ایمانی شود برای ما
خداجونم ممنونم که بهم گفتی اینجا بمونم و نذاشتی ذهنم مقاومت کنه واقعاااا این قرآن برای هر دردی دوا داره هر نسخه ای را میتونه بپیچه به شرط اینکه با ایمان و تفکر قبلی و قلبی بریم سراغش و ازش پاسخ بخوایم یعنی همینجوری نریم بازش کنیم بخونیم حتما با تفکر و تدبر قبلی و قلبی باشع و برای گرفتن پاسخ بازش کنیم من اینو از کامنت دوست عزیزی خوندم که نمیدونم چی شد خیلی بدلم نشست و حالم و خوب کرد طبق قانون خدا گفتم درسته و ازین بعد سعی کردم برای دریافت هدایتی کتاب خدا رو باز کنم چون خود خدا گفته شفا در قرآن هست درمان در قرآن هست هدایت در قرآن هست هرچی بخواین در قرآن هست و برعکسشم هست همه اینا به ایمان ما برمیگرده و هرجی ایمان بیشتر هدایت و درمان و شفا بهتر و بیشتر و بر عکس خدایاشکرررررررت برای این آگاهی که اینجا دریافت میکنم درسی که هرروز دارم اینجا پس میگیرم و پس میدم تا خودم را راحتتر بسنجم شکررررررر خداجونم سپااااااس برای آگاهی نابی که در این فایل رزای عزیز و کامنتای بی نظیر دوستان هست شکررررر
من مجید بختیارپور
قبل از اومدن اینجا یک آدم داغون داغون بودم آدم خوبی بودم خیلی دلم میخواست آدم آرومی باشم دلم میخواست عاشق خانوادم باشم دلم میخواست بهترین امکانات و برای خودم و خانوادم فراهم کنم ولی اعتیادم که الان میفهمم که افسارم و بدست داشت نمیذاشت عصبی بودم زمین و زمان و در عقب افتادگیم مقصر میدانستم پدرم و عموهامو که با پدرم شریک کاری بودن همه مقصر بودن رفیقم که باهاش شراکتی کردم و وسط راه منو غال گذاشت که داعون شدم فکر کردم چقد بهم ظلم شد مظلوم نمایی که پررنگ بود در من احساس گناه داشتن ذهن درگیر داشتن با همه با دولت با کشور با خانواده با دوستان با همه دعوا داشتم تو رفاقت جونمو برای رفیق میزاشتم هرکسی کاری داشت نه نمیگفتم همش پیشقدم انجام کاری بودم خیلی راحت خودمو در اختیار ادما میذاشتم اصلا خودم و زن و بچهام و ندید میگرفتم همسرم میدونست من آدم بدی نیستم همش بهم میگفت اول خودتو قوی کن خودتو جمع جور کن بعد دست هرکیو میخوای بگیری بگیر همش وابسته این و اون خودمو میدونستم خلاصه پول در میاوردم ولی باورم خراب بود نمیذاشت بیشتر کار کنم بهتر کار کنم پول دربیارم الان که فکر میکنم خیلی داغون بود باورم که هنوز با من هست ولی اینکه دلم میخواست موفق بشم و راهشو نمیدونستم مرا یواش یواش برد در مدار هدایت خدا اولین کتابی که خوندم قانون توانکری کاترین پاندر بود که داستان داشت هدایت این کتاب به سمت من خوندمش کیف کردم ولی بلد نبودم پیادش کنم تووزندگیم ولی ته ذهنم آگاهی هاشو داشتم با خدا آشنایی داشتم از قرآن و پیامبرا میترسیدم که توهینشون کنم از جهنم میترسیدم گهگاهی بخاطر نماز خون بودن مادرم و مادربزرگم و خواهرام که مادر بزرگم باعث میشد نماز بخونیم جسته گریخته نماز و ترک میکردم میترسیدم و تو عذاب وجدان بودم رفیقای نماز خون و بیشتر از نماز نخوان دوست داشتم خلاصه شد کتاب غزل مولانا رو گرفتم شعراش و خوندم ریتم عزلش و یهویی یاد گرفتم چقد بهم حال میداد میخوندمش داستان زندگی شو خوندم کتاب عازف جانسوخته رو خوندم یواش یواش کتاب خوان شدم و رفتم سمت خوندن کتابهای در حوزه موفقیت تا اینکه بعد مدتها سال 96 از طریق دوستی به استاد امیرشریفی عزیز آشنا شدم دوره شو خریدم باهاش حالم یواش یواش خوب شد یواش یواش ایمان جدید در من داشت شکل میگرفت ولی اون حالت عصبی ام بهتر و بعضی وقتا بیشتر میشد چون هنوز خودم تغییر نکرده قانون و ندانسته میخواستم زن و بجهامو با خودم همراه کنم و چه چک ولگدهایی خوردم ولی درس نگرفتم چقد ازاین دلسوز بودن وابسته بودن احساس مهربونی بیجا داشتن داشت خفه ام میکرد که نمیذاشت از تضادها درس بگیرم خلاصه با شریفی تا سال 1401بودم تو مسیر با استاد آزمندیان آشنا شدم که حرفاش تا حدودی بهم حال میداد دیگه فهمیده بودم احساس خوب چیه احساس بد چیه و چیکار باید بکنم حالمو خوب نگه دارم اینو که یاد گرفتم احساس کردم بزرگتر شدم حرفای استاد عزیز عباسمتش و چند بار شنیده بودم ولی نمی فهمیدم چون هنوز اونقدر بزرگ نشده بودم الان میعهمم که خدا چه پلن هایی را برام ریخت تا منو بیاره اینجا دنیایی کتاب خوندن با اپلیکیشن فیدیبو چه حالی میکردم ولی الان میفهمم با این اگاهی های نابی که کسب کردم اگه نخواسته بودم دیگران و تغییر بدم تا زندکیم بهتر تغییرکنه اگه انرژی مو اونجا هدر نمیدادم مطمعنم که داستان برایم الان خیلی بهتر بود خلاصه هنوز شرک مذهبی در من بود چون فرق بین توحید و شرک و هیج استادی هیججججججج کتابی هیچجججج انسانی نتونست مثل اینجا برام توضیح بده و قشنگ و ساده برام این موضوع رو بشکافه خلاصه هر روز تشنه یادگیری بودم تا ایتکه یروز در لایوی که آقای عزشیانفر با استاد باعشق داشتن با مبانی استاد آشنا شدم قبلش از اقای فرهنگ که یمدت حرفای اونو هم گوش میدادم درباره قانون جدب حرف میزد حرفاش برام لذت بخش بود تا وقتی تو یه فایلی اومد از عباسمتش و زنش بدوبیراه گفت که اینا کلاهبردارن من راحت میگم هرجا باشه میگم این باعث شد ازش بدم بیاد که کسی دم از خدا میزنه دراین حد استاده چرا پشت سر ینفر غیبت میکنه و میخواد خرابش کنه این باعث شد دیکه به حرفاش گوش ندم و اون لایو و که از استاد دیدم بهش علاقمند شدم الان میفهمم که خدا چیجوری کارهاشو انجام میده چقددددد زیبا پلن هاشو میچینه اگه ما با مقاومتمون خرابش نکنیم خلاصه طولانی شد ولی دیگه نمیتونم تمومش کنم هرجا شد مینویسم
خلاصه یروز تو گروه تلگرامی که عضو بودم دوره های پولی همه اساتید و مفت میذاشت که خداروشکرررر هرگز سعی نکردم به اونا گوش بدن چون میدونستم راضی نیستن من قبلا از خدا ترس داشتم و با این مباحث بیشتر بهش فکر میکردم ولی ذهنه جفتک مینداخت آخ خداااااجونم چقد دوستت دارم که چیجوری از دست این جفتکهاش در میرفتم یوقتایی لگدمال میشدم ولی خداروشکر زود در میومدم خلاصه یدفعه یه فایل انگیزشی 3دقیقه ای هدفگزاری استاد و دانلود کردم و گوش دادم همانا عاشقش شدم همانا دیگه اونروزا پیاده روی میکردم ولی مشروبات و با اگاهیی که از استادشریفی کرفتم نه ایتکه بخاطر حرام بودنش یعنی با مسیله دینی مذهبی ترکش نکردم با تجربه خودم ترکش کردم یعنی وقتایی مشروب میخوردم نمیتونستم با خدا ارتباط بگیرم انگار سیمه وصل نمیشد این بهم ضدحال میزد تا اینکه گفتم باید ترکش کنم که خیلی مسخره اطرافیانم شدم چون همه دوستام همسن وسالام هرجا میرفتیم مشروب بود الانم هست ولی اصلاااا توجه نکردم اوایل برام سخت بود نماز خوندنمو مسخره میکردن قران خودندنمو مسخره میکردن روزه گرفتن و مسخره میکردن ولی من این سختی ها رو پشت سر گداشتم تا جایی که دیکه برام حرفای بقیه مهم نبود خلاصع سیگار و اعتیاد به مواد هنوز بامن بود سخت بودترکش یعنی به یک ایمان جدی تری نیاز بود ایمانی از جنس عباسمنش خلاصه نمیدونم چیجوری یروز به سایت استاد سر زدم دیدم میگه اول عضو شو بعد 24آبانماه 1401عصو این خانواده بزرگ توحیدی شدم یعنی بعد اینکه عصو شدم هر روز با فایل انکیزشی استاد هرروز صبح پیاده روی میکردم و فایل عرشیانفر و گوش میکردم بعد چند وقت شد یهو گفتم برم یسر تو سایت بزنم دیدم دنیایی از فایل هست میگه میتونی دانلودش کنی زدم روش چون قبلا ثبت نام کرده بودم برام دانلود شد کیف کردم گفتم آخ جون اینا رو میشه رایگانم گرفت بعد میدیدم دوره هاش خیلی قیمتاش بالاست منم که پولشو ندارم پس بیام ازاینا که میشه دانلود کرد شروع کنم اونموقع اصلا هنوز کار با سایت و بلد نبودم یعنی نمیدونستم کجا کجاست بعد مدتها خوش آمدید و به نام خودم دیدم چه کیفی هم کردم خلاصه روز بروز اینجا بزرگتر شدم یادم اولین فایلهای که دانلود کردم فایل های توحیدی قسمت یک و دو بود فایلی که استاد درباره قربانی کردن حصرت ابراهیم میگفت اون شب داشتم روهوا راه میرفتم که خدایا اینا چیه که من دارم میشنوم رو پشت بوم خونم بودم هندزفری توگوشم داشتم عشق میکردم این مطالب ها بیشتر مرا مجاب میکرد که به همسرم و بجهام و خواهرزادهام و برادرزاده هان که تو یه آپارتمان خانوادکی زندگی میکنیم به همه یاد بدن هنوز این درس و فرا نکرفتم وای چه مقاومتی بود چه امر دلسوزی بود چرا نفهمیدم که هنوز خودم تغییر نکردم حرفام نمیتونه برای دیکری جذاب باشه مجیدددد چرا نمیفهمی چرا اینهمه انرژی های نابتو هدر دادی واااااای مجیددددد بگم خدا چیکارت نکنه مجید خلاصه عضو سایت بی نظیر شدم هر روز فایل گوش کن ولی نمیدونستم کامنت چیه اینا چیه فقط دانلود میکردم و گوش میدادم نمیدونم چی شد یروز چشمام به کامنتای دوستان زیر فایلها افتاد واااااای دیدم اینا باز هنوز محشرتره دیوانه شدم گفتم خدایا اینجا کجاست که منو آوردی خدایاشکرررررت دیگه یواش یواش تو سایت حرفه ای تر شدم و کامنت نوشتن و یاد گرفتم و عقل کل رفتن و سوال پرسیدن و جواب دادن و کار باسایت و یاد گرفتم تمام دوره ها وفایل هایی رایگان وپولی که از اساتید دیکه داشتم و از گوشیم پاک کردم دیگه حرفای اونا واقعاااا هیج جذابیتی برام نداشت دیگه همه چیم تا امروز شده بود این سایت و استاد و کامنتای دوستان فایل های توحیدی یکی پس از دیگری و گوش دادم چه کیفی میداد این اگاهی های ناب هنوز مذهب در من بود شرک در من بود تا هنور سیگار میکشیدم ولی تک و توک شده بود حس مشرک بودن بهم دست میداد مواد مصرف میکردم ولی کنترل شده خلاصه این اهرم رنج و لذت شرک و توحید با آگاهی هایی که از فایل های استاد میگرفتم و با کامنتای دوستان خصوصا با خوندن تمام پرسش پاسخ محمدحسین لطیفی عزیز و خوندم وااااااای این دیگه چیکار کرد با ذهنم از مذهب کشیدم بیرون خیلی راحت بدون مقاومتی خداروشکررررر که من از اول هرکز مقاومتی برای تغییر و دریافت این آگاهی ها نداشتم نه ترس دوری از مذهب نه هیجی مقاومت نداشتم واین نعمت بسیاااللر بزرکی بود که خدا بهم داد ازش بینهایت بابت داشتن این نعمت در تمام مراحل تغییرم و هدایتش ممنووووونم و سپاسگزار
خلاصه به کمک کامنتای محمدحسین عزیز و اگاهی های توحیدی استاد و خودندن کامنت آقا مصطفی پورآذر عزیز درباره شب قدر دیگه با مذهب و بازی های شرک آلود مذهب خداحافظی کردم چقد این اگاهی ها طلایی بود از همینجا قدردانی میکنم از این دوعزیز که دست خداشدن برای رهایی من از شرک بیشتر و هدایت بع سمت توحید بیشتر وااااااای چه آگاهی های نابی بود معلوم بود که همه از آسمان هفتم سرچشمه گرفته بود که مرا منقلب کردا بود دیگه محرم برام هیج جذابیتی نداشت دیگه امام پرستی و آدم پرستی و گذاشتم کنار و از آدمای بزرگ سعی کردم درسهانو بگیرم نه بازی های مدهبیشونو خدایاشکرررررت چقد احساس خوبی پیدا کردم جقدددد این مذهب دخل مارو آورد چه باورهای محدود کننده رو دریافت کردیم چه سمی بما تزریق شد و قبولش کردیم دیگه فرق شرک و توحید خیلی بهتر یاد گرفتم تا اینکه امسال با این آگاهی و ایمان تونستم برم به جنگ سیکار و موادی که از قبل با این تفکر ضعیفش کرده بودم شکررررر برای اون روزی که مثل آب خوردن اونارو گذاشتم کنار بعد 20سال و چقد برام راحت بود که برای اونایی که معتاد هستن میفهمن که تو این کار راحتی وحود ندارررررررد اصلااااا چون من قبلنا چندین بار رفتم بجنگشون ولی شکست خوردم چون ایمان نداشتم ولی ایندفعه اینانی که استاد باعشق بهمون یاد داد تونستم تغییرات عالی بدم به زندگیم الان پیاده روی دارم ورزش های کششی صبحگاهی دارم زود بیداری دارم سرحالی دارم دیگه یاد گرفتم بعد 10سال که نمیتونم هیجکسو جز حودم و تغییر بدم و هرگز نباد تو این راستا اقدامی بکنم جز اینکه در تعییر خودم کوشا و پرتلاش باشم فهمیدم که اگه میخوام به خانوادم کمک کنم باید خودمو کاملا تغییر بدم یعنی با نتیجه خصوصا موفقیت مالی نتیجه ای هست که بچشم همه میاد خدایاشکرررررت که دیکه مثل قبلنا با همسر دعوا ندارم قهر اصللللل نداریم درسته اوضاع مالیم هنوز نغییر نکرده ولی خودم از لحاط اخلاقی خیلیییی صبورتر شدم اصلاااا تو حال بد نمیزارم بمونم دیگه بی پول میشم حالم بهم نمیخوره عصبی نمیشم ناامید نمیشم هر لحطه ارتباطم با خدا داره بیشتر میشه تو تاریکی و روشنایی باهاش حرف میزنم شب و روز دارم باهش حرف میزنم راحتتر شکرگزاری میکنم مینویسم و چقد دلم و آروم میکنه این شکرگزاری چقد نگرانی هامو اربین میبره که اگه این آگاهی استاد نبود اگه فهم توحیدی و شرک نبود من داغون میشدم زندگیم داغون میشد زن و بجهام از دست اخلاق گند من و بی پولی هام فرار میکردن من خیلی خوب شدم اینو مدیون فایل های توحیدی استادم هستن چقد این فایل حجاب روشنفکرم کرداز تاریکی دراومدم فایل تشخیص اصل از فرع خیلیییی رشدم داده از لحاط توحیدی فکر کردن در کار و زندگی فایل تسلیم در برابر خدا و تمام فایل های توحیدی از قسمت 1تا 11 فایل تفسیر دعای کمیل و نامه 31امام علی به امام حسن واااااای اینا دیوانه کننده بود من عاشق تمام فایل هایی هستم که درباره تسلیم بودن و توحید مسنقیم حرف میزنه فایل اینکه چرا خدا بیشتر از من میخواد ثروتمند باشم فایل روی خدا حساب باز کن من بالای 100تا فایل اینجا بصورت هدایتی و چند روز چندروز یه فایل و گوش دادم کامنتای دوستان خوردم خدایاشکرررررررت خداجونم اگه تو کمکم نمیکردی اگه اینجا منو هدایت نمیکردی که چه فایلی را باید گوش بدم چه کامتتایی را باید بخونم تا به این آگاهی و فهم و درک ناب برسم هرچند باز هیجی نمیدونم هیجی نمیفهمم هیجی نمیدونم میخوام هرروز بیشتر یادبگیرم اگه اینا نبود اگه تمرین شکرکزاری نبود خدایااااااا من داغان زندگیم داغان اعتیاد در من نفوذ میکرد و منو به مرور زمان به سمت فرتوط شدن نابود شدن میبرد خدایا من اون مرده ای بودم که گفتی خداوند شما رو که مردید زنده میکند من همون معحزه زنده شدن مرده هستم خدایاشکررررررت خداجونم ازاین دوره از رزای عزیز با ایمانی که بما یاد داد تا من با تمام وجودم این دوره را درآغوش بگیرم شکررررررر خدایاشکرررررررت
یاد گرفتم از امروز هر مشتری به هردلیلی وارد مغازم شد بابتش خداروشکر کنم حتی کسی که اومد ازم آدرس پرسید یا چیزی خواست میگم خدایا شکرت که ایتو تو فرستادی شکر که امروز یه نفر معازمو دید وارد مغازم شد ازین شکرگزاری کردن و با لذت انجام میدم البته الان چند وقته که جملات تاکیدی و شروع کردم صبح ظهر شب نوشتن و هر شب میخوام بخوابم بابت نعنتهای اونروز و داشته هام هم سجده شکر میزارم هم یه بخشی تو ایتا درست کردم کانال شکرگزاری البته کانال کارها رو بخدا بسپار ایحاد کردم کانال اهداف کوتاه مدت و دراز مدت ایحاد کردم که خواسته هامو اونحا مینویسم عکس میزارم یه کانال ساختم روش نوشتم توجه به خوبیهای همسرم و فرزندانم اونجا درباره خوبیهاشون نوشتم و میخونم این تمرینهایی که از اینجا یاد گرفتم واسه خودم ساختم و با انجام دادنش خیلی حالم خوبه و مطمعنم این حال خوب لاجرم نتایح را به وقتش با خودش میاره خدایاشکرررررت که تونستم درباره خودم بنویسم که کجا بودم الان کجام و کجا میخوام برم
خداجونم منم دلم میخواد تغییر کنم منم دلم میخواد در کارو زندگیم به یک فرد بهترو باکیفیت تر و موثرتر تبدیل شوم و ارزش های بسیاری را خلق کنم برای جهانم و باعث گسترش جهانم شوم
وقتی ازاون مجید داغان داغان اینو ساختی که به هیج چیزی و دارویی الحمدالله وابسته نیست و هرروز داره برای این تغییرش تلاش میکنه و وقتشو با خدا و اینجا میگدرونه و داره سر تعهدی که دیروز بست 7تا چیز منفی و انتخاب کردم که دیگه انجام ندم و خودم اصلاح کنم که یکش خداروشکررررررر بعد 10سال اینه که دیگه برای تغییر هیج احدوالناسی اقدامی صورت ندم و تا کسی ازم کمکی درخواست نکرد بهش کمک ندم بهیج عنوان چون از دبروز دارم روی احساس لیاقتم کار میکنم وقتی کارهایی به این بزرگی برای احساس لیاقتم انجام دادم ترک سیگار و ترک مواد مخدرات که واقعااااا کار سخت و دشواری هست خصوصا الانی که هرجا بری اینا در دسترس دوری از این محفل ها و نزددیکی با خدا به جهان فرکانس احساس لیاقتو فرستادم چرا ادامه اش ندم برای همین هدایت شدم به تمرین نوشتن جملات تاکیدی و ذکر تمام وقت آن
که خداروشکر من لایق برخورداری از بهترین نعمتهای این جهان مادی هستم چون خدا مرا لایق افریده از جنس خودش از روح پاک خودش مرا آفریده پس من لایق بهترینها هستم و بایدددد حقمو حق الهی مو از جهانم بگیرم برای همین بیشتررررر از قبل با این دوره همراه میشوم تا نتایج و خلق کنم ارزشها رو خلق کنم و بیام اینجا بیشتر از خودم بنویسم
خداجونم شکرررررت که بامن در انگشتانم بودی و با قلبم برام نوشتی خدایاشکررررررت دیگه براحتی کارهامو به خدا میسپارم با خوندن تمام اون کامنتای بی نطیر الهی در عقل کل سوال آقای حبیب الله ایزدی که گفت کارها رو به خدا سپردن و 540تا کامنت و خوردم و چه کیفی داد که الان خیلی باایمان قلبی راحتتر همه چیو با مقاومت خیلیییی کمتر از همیشع میسپارم به خدا که دراین بخشم دارم تکاملمو طی میکنم به فصل و رحمت خدا
دیگه طولانی شد کامنتم ببخشید چون من اصولا از روز اول نوشتن و شروع کردم سیر نمیشم از نوشتن د اینجا چون واقعااااا فکر میکنم خدا همه اینارو هرروز داره میخونه برای همین باهاش براش مینویسم که عشق اول و وسط و آخر همه ماست
بدرووووود دوستان باعشق من بدروووود رزای عزیز و بدروووود استاد باعشفم
رزا تو با حرفات همه مارو دیوانه کردی خدایااااااا منم ترا اینجوری میخوام.
سلام درود فراوان به شما برادر ایران زمینی ام سلام.
خیلی خوشحال خرسند شدم از این همه تغییراتی که در خودتون در سبک زندگی تون ایجاد کردیم.
بعضی وقت ها ما آدم فکر می کنم همه تغییرات در رشد مالی اما غافل از این هستیم که شکر گذاری کنیم بابت این حجم از اراده که توانستیم یک قدم بزرگ برای سلامتی مون برداریم.
سلامتی که با هیچ پول و ثروتی نمیشه خرید.
شما باترک سیگار و مشروبات چه هدیه بزرگی رو به خودتون تقدیم کردید.
با تغییر دیدگاه تون به نرم تر شدن اخلاق تون در مقابل اتفاقات زندگی.
به قول استاد تو باورهات تغییر بده. پول هم می آد. اگه سلامتی آمد برات با تغییر خودت،اگه اخلاقت تغییر کرده مطمئن باشید پول ثروت هم می آن….
دوست عزیز فقط خواستم یه پیشنهاد بدم در مورد کانال هایی که ایجاد کردید توی ایتا….
خواستم پیشنهاد بدم بهتون از گوگل درایو استفاد کنید. خیلی خوبه متصل به اکانت جیمیل خودتون و اپلیکشن فوق العاده هست. من برای خودم فولدر بندی کردم.مباحث مورد نظرم رو یک دنیایی برای خودم درست کردم.
امیدوارم به کارتون می آد….
به نام خداوند بخشنده مهربان
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام به استاد عزیزم و همه هم دوره ای های بی نظیرم در این گام به گام بی نظیر
واقعا سپاسگزار شما و روزا عزیز هستم به خاطر این آگاهی های بی نظیر و گفتن این روند تغییرات. روند گذاشته شدن فایل های گام به گام واقعا برام جالبه. دقیقا تاثیر گذار ترین فایل ها برای من داره به ترتیب توی این گام به گام گذاشته می شه. من این فایل رو هم بارها و بارها بارها گوش دادم. گفتگوی روزا و شما دقیقا فایلی بوده که در مواقعی که می خواستم تغییر ایجاد کنم و اگر کمی نا امیدی در خودم احساس می کردم و یا احساس گیجی و سردرگمی می کردم گوش دادم و همیشه باعث شد به مسیر برگردم و حالم خوب بشه.
این فایل همیشه بهم نشون داد وقتی تو اوج ناامیدی هستی و فکر می کنی هیچی نداری، کلی چیز هست برای سپاسگزاری. این فایل همیشه من رو به مسیر شکرگزاری به خاطر نعمت هام برد. همیشه بعد از شنیدنش سوالم از خودم این بود: چرا نگرانی؟ نگران چی هستی؟
و همیشه به خودم آرامش میدادم و نعمت هام رو به یاد خودم میاوردم و از فرداش برگ بر میگشت به لطف خدا
…………………………………..
اگر این جلسه برایت جرقهای زد، لطفاً تجربهی شخصیات از «تغییر» را در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس. بنویس چطور با آموزشهای استاد عباسمنش؛ شرایطت را عوض کردی. نوشتهی تو هم برای خودت یادآوری و تثبیتِ مسیر است، هم الهامبخشِ میلیونها نفر دیگری که همین حالا به یک چراغِ راه نیاز دارند.
یکی از تغییراتی که می خوام بنویسم زمانی بود که تغییر کردم از اسنپ رفتن به اسنپ نرفتن و کار مورد علاقه ام رو انجام دادن و پول درآوردن
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
این موضوع در مورد زمانیه که از کارم توی شرکت استعفا دادم و کار طراحی سایت و سئو رو شروع کردم و اولش خوب بود و پروژه می گرفتم و پول خوبی در آوردم اما بعد از چند ماه به خاطر احساس بی لیاقتی و باور های اشتباه مالی درآمدم به یکباره قطع شد و من برای اینکه یه درآمدی داشته باشم رفتم اسنپ کار کردم!!!
احساسم خیلی بد شده بود چون هم ماشینم داشت خراب تر می شد و هم فقط یه پول آب باریکه در میومد که همون روز رو بگذرونم. البته این رو هم بگم. احساسم از این کار و درآمدش بد بود ولی از اینکه شرکت نمی رفتم بی نهایت احساس سپاسگزاری می کردم و به نظرم اون شرایط خیلی برام سخت تر بود. اما شرایطی که دوستش داشتم اون شرایطی بود که طراحی سایت و سئو می کردم و حالم اون موقع عالی بود.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
جالبه من یه دفتر دارم که فایل هایی که شنیدم و اون تغییرات ایجاد شد رو توش نوشتم و همینجا می نویسم
جرقه: قدم 12 قسمت 2
فایل برخود آسان گیر کارها
قسمت 39 گفتگو با دوستان
فایل ذهنیت 2
قدم پنجم جلسه 3
چقدر جالب که الان دقیقا توی برهه ای از تغییر هستم و صبح با جمله پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنان نعمت دادی هدایت کن بیدار شدم و هدایت شدم که بیام این جلسه رو بازم گوش کنم و براش کامنت بذارم و الان وسط کامنتم هدایت شدم به این دفتر و اون فایل های تاثیر گذار رو دیدم و می دونم که الان باید دوباره روی این فایل ها کار کنم
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اون زمان یادمه اولین قدمی که برداشتم که کوچیک هم نبود و ترسناک بود اتفاقا این بود که گفتم دیگه اسنپ نمی رم. حتی اگر هیچ پولی نداشته باشم هم نمی رم. و نرفتم.
قدم بعد هم این بود که با توجه به قدم پنجم جلسه 3 تمام کانون توجهم رو گذاشتم روی زیبایی های اطرافم و یکسره یه سررسید دستم بود و داشتم هر زیبایی و ثروت و نعمتی می دیدم رو می نوشتم
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
دقیقا گام هایی که برداشتم این بود
ستاره قطبی ام رو صبح و شب با دقت با توجه به آگاهی های جلسات ستاره قطبی 12 قدم انجام می دادم
یه دفتر توجه به نکات مثبت داشتم و یکسره داشتم زیبایی ها و ثروت ها و نعمت ها رو می نوشتم. یادمه یه روزی رفته بودیم کنار یه رودخونه ای که یه قسمت آموزش نقاشی زنده در طبیعت ضبط کنیم و اون روز من اونجا صفحه ها توجه به زیبایی ها نوشتم
یکسره به خاطر هر چیزی که می تونستم سپاسگزاری می کردم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
دقیقا چالشی که این بین پیش اومد اونجایی بود که حالم خیلی خوب شده بود ولی تقریبا هیچ پولی نداشتم و به جایی رسیدم که مجبور شدم 4 روز فست هم برم. اینجا جایی بود که واقعا احساس کردم گیر کردم و دقیقا اون زمان بود که فایل های بی نظیر توحید عملی 10 و 11 اومده بود و من خودم رو بسته بودم به اون ها.
مانعی که تمام این چالش ها رو برای من ایجاد می کرد این بود: ثروتمند شدن کار سختیه برای ثروتمند شدن باید کلی کار کنی و با زمان زیاد پول به دست میاد.
اینجا بود که این مانع رو پیدا کردم رفتم روی قدم 11 و جلسات سوال کار کردم دقیقا در مورد همین ترمزم و یه عالمه سوال و جواب کردم با خداوند و شروع کردم به اجرای جواب ها
من می خواستم درآمد آسون از راهی که دوست دارم یعنی کامپیوتر و اینترنت داشته باشم و شروع کردم به بهبود هایی که در این زمینه می تونستم اجرا کنم
یه درآمد پایینی از سایت آپارات داشتم و سعی کردم روی بهبود آپارات کار کنم و درآمدش رو بالا ببرم و هم زمان هم داشتم رو یوتیوب و سایت هم بهبود ایجاد می کردم و تجسم هم می کردم که درآمدم بالا رفته و پروژه های جدید میاد
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
نتایج رو به صورت تکاملی یادمه
اول از همه یه خانمی باهام تماس گرفت و گفت میشه بهم طراحی سایت یاد بدین؟ و من قبول کردم و جالبه هر روز میومد پیشم کلاس و هر روز در ازای هر جلسه 1.5 ساعته پولی رو بهم میداد که از اسنپ در میاوردم
یک ماهی این خانم اومد پیشم کلاس و بعدش یکی دیگه باهام تماس گرفت و گفت یکی از دوستات معرفیت کرده میشه برام سایت طراحی کنی و سئوش کنی و درآمد اون یک ماه رو یک روزه به دست آوردم. اینجا یکی از نقاط عطف پیشرفت و احساس لیاقت من توی کار سئو بود چون کاری که ازم می خواست خیلی چالشی بود و من فراتر از انتظار اونا و خودم عمل کردم. نتایج مالی که من از این کار داشتم تا همین الان هم ادامه پیدا کرده. توی شروع همون کار بودم که یکی دیگه از دوستانم هم تماس گرفت و گفت ما یکی می خوایم برای کارهای سایت فروشگاهمون می تونی انجامش بدی؟ و اونم قبول کردم و واردش شدم و اون هم یکی از نقاط عطف کار سئو برام بود چون پروژه خیلی بزرگ بود و تونستم سایت رو توی زمینه کاریشون توی چند ماه به رتبه 1 تا 3 گوگل برسونم و فروش سایتشون رو از 9 میلیون به بالای 100 میلیون رسوندم و درآمد خودم هم هر ماه بالاتر و بالاتر رفت.
این ماجرا همینطور ادامه پیدا کرد که توی کلی از کامنت های دیگه ام توضیح دادم الانم دوباره یه برهه تغییر دارم و به امید خدا با هدایت الله پیش میرم و خداوند دستانش رو می فرسته تا کمکم کنن و به خواسته هام برسم
بی نهایت سپاسگزارم
به نام خداوند یکتا که تنها قدرت و هدایتگر کل عالم هستی ست.
درود بیکران خدمت استاد عزیز .
درود خدمت همه دوستان و خانوم شایسته بزرگوار.
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر این همه نتایج خوب و آگاهی که به وقت درستش خداوند به سمت ما جاری میکنه .
تک تک فایلهایی که توی سایت وجود داره یه گنجینه از آگاهی از تجربه از نعمت و هدایت خداونده شکر الله یکتا .
این هم یه فایل بینظیر بود که خداوند هدایت کرد و من با چه شوقی گوش کردم چه حال خوبی دارم و چه حس و فرکانس بینهایت عالی توی صحبت های رزای عزیز بود .
این به مو رسیدن واسه من توی جنبه مالی پیش میاد اما خداوند بازم شارژ میکنه هر سری به یه شکل یه وقتایی یه سوالاتی توی وجودمون هست نه توی کلاممون و خداوند با هدایتی که میکنه جوابها رو به وجودمون منتقل میکنه . من 6 ساله ساکن تالش هستم از نظر شغلی سه تا کار انجام میدم ویلا سازی میکنم گله مولد غاز و اردک دارم و جوجه کشی هم انجام میدم اما رها هستم اگه یه کم توی کار ویلا سازی گره افتاد یا فاصله افتاد خودمو اذیت نمیکنم بر عکس گذشته الان لازم شد مولد ها رو بیارم توی شالیزار و حواسم بهشون باشه چون شغال ها شکارچیان نامردی هستند نمیپرسن و شکار میکنن . خلاصه نشسته بودم گفتم چی کنم یهو رفتم سراغ قرآن چند تا صفحه توی گوشیم قرآن خوندم بعد یه حسی گفت همینا رو اسکرین بگیر بزار وضعیت واتساپ منم سعی میکنم سریع گوش کنم همونجوری که استاد توی دوره همجهت با جریان خداوند گفتند اراده تون رو بزارید روی الهامات خداوند منم گوش کردم و چند تا صفحه از قرآن استوری کردم . بعد یادم اومد دیشب این جلسه رو دانلود کردم همون حس گفت اون فایلو گوش کن دیروز توضیحات رو خوندم اما جلسه رو امروز گوش کردم چه شور و حال و شوق زیبایی توی حرفها و هدایتهای رزای عزیز بود که گفتم بیام کامنت بزارم .
واقعا ما نمیدونیم اما خداوند میدونه. خداوند میگه و هو به کل شئ قدیر و خداوند به هر کاری تواناست فقط باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هر جا خودش خواست به هر جا برد بدان ساحل همان جاست
یه مثالی من توی کار خودم دارم که تازه س .
من سعی میکنم با اون چیزی که دارم کارم انجام بدم یه جورایی هر چی میخوام خودم بسازم و زیاد با خرید بعضی چیزا موافق نیستم
به من یه ماه پیش خداوند الهام کرد که دو تا دستگاه جوجه کشی بسازم یهو چشمم خورد به کمد لباسی بعد رفتیم دوتا ورق نئوپان با همسرم خریدیم و زحمت برش دادنش رو خودشون کشیدن ، به خدا گفتم خدایا من بلد نیستم بگو چی کنم کلا با هدایت خداوند دو تا دستگاه جوجه کشی البته دستی درست کردم که 3500 تا تخم اردک جا میشه بعد واسه یکیش 1700 تخم اردک خریدم یکیش پر شد و یکم تلاش کردم اما واسه دومی تخم جور نشد و با خودم گفتم نه پر کردن دو تاش از قانون تکامل به دوره ولش کن از اون تعداد تخم ، حدود 700 تا جوجه متولد شد من و همسرم گفتیم شکر خدا بخاطر این تعداد جوجه ای که هست نه اونی که تلفات بود یا از تخم در نیومد . بخاطر اون چیزی که هست و حالمونو خوب میکنه نه اون چیزی که نیست .
توی این فکر بودم خب الان که تولید دارم چرا مشتری نمیاد چرا کسی تقاضای خرید نداره حسابم داره صفر میشه . این فایل کمک کرد که بگم خب این سمت منه من کار خودمو انجام میدم خداونده که رزاق خداونده که قول داده که به مورچه زیر سنگ هم روزی شو میرسونم من که اشرف مخلوقاتم مگه میشه خداوند حواسش بمن نباشه اون قول داده .
همون خدایی که هدایت کرد دستگاهی که اگه میخواستم بخرم باید برا هر کدومش 50 میلیون پول میدادم با 2/5 میلیون تونستم خودم با اون چیزای دم دستی بسازم همون خدایی که هدایت کرد و این جوجه ها رو خلق کرد همون خدایی که تخم لازم واسه دستگاه رو ردیف کرد همون خدا اگه لازم باشه مشتری بیاره خودش میاره من به اونجاش فکر نکنم خداوند قول داده روزی میده و دستان خداوند و راههایی که خداوند واسه روزی دادن داره بی شماره خودش رزق میده من نگران نباشم وقتش که برسه خودش هدایت میکنه چون خداوند منبع رزق و روزی.
در پناه خدای یکتا سعادتمند و ثروتمند باشید
سلام به استاد عزیزمم و مریم جان قشنگمم و دوستان گلم
بعد از مدت ها تصمیم گرفتم دوباره به صورت جدی به مسیر برگردم و باز هم روی خودم کار کنم
و خدای همیشه هدایتگرم من رو به پروژه ی تغییر را در اغوش بگیر هدایت کرد
من قبلا هم این فایل از روزای عزیز رو شنیده بودم اما امروز انگار چیز متفاوتی میشنیدم !
امروز انگار خاطرات روزا مثل یک عطر آشنا برای من خاطرات خودمو زنده کرد، درست سه سال پیش وقتی مثل روزای عزیزم با تک تک سلولام میخواستم که از اون شرایط بیرون بیام !
وقتی که به مدت یک هفته دچار افسردگی شده بودم و احساس می کردم هیچ چیز خوش حال کننده ای توی دنیا وجود نداره و نا امیدی تک تک ذره های وجودمو پر کرده بود
خیلی خیلی اتفاقی نه هدایتی چون هیچ چیزی توی این دنیا اتفاقی نیست! من هدایت شدم توی تلگرام و چند تا از فایلای استاد عزیزم رو گوش دادم، البته من از قبل هم دورا دور از طریق یکی از اقوام استاد رو میشناختم اما اون لحظه احساس می کردم نوری توی قلبم روشن شد با تمام وجودم احساس می کردم همه چیز درسته.. دقیق یادمه 16 ام بهمن 1401 بود که وارد سایت شدم
انگار دنیا رو بهم داده بودن ،انگار تازه متولد شده بودم..
یه ایرپاد سفارش دادم هر روز فایلای رایگان و گوش میدادم ، از کوچک ترین چیز ها شکر گذاری میکردم ،اکثر شبا از احساس حضور لطیفی توی قلبم خوابم نمیبرد، از پنجره ی اتاق به آسمون نگاه میکردم، از همون پنجره ی اتاقی که ازش متنفر بودم…کم کم درهای جدیدی باز شد
دوست داشتم از فضای خونمون فاصله بگیرم و به طرز معجزه آسایی به مدت حدودا 3 ماه همراه مادر بزرگم رفتیم سفر، و چقدررر فوق العاده بود همه چیز ،زیبایی هارو میدیدم و تحسین میکردم چه مکان های مشابه ای با سریال سفر به دور امریکا که استاد و مریم جانم رفته بودن رفتم ، چقدر خداوند حضور داشت در اون همه زیبایی..
وقتی که برگشتم باز هم معجزه وار خونمون رو و مکان زندگیمون رو عوض کردیم و شد دقیقا همون چیزی که من میخواستم، که باز هم داستانش مفصله و هدایتی از طرف خدای مهربانم..کلاس ثبت نام کردم و در رفت وامد بودم دقیقا همونطور که میخواستم ،تابستون که گذشت جواب کنکورم اومد و دقیقاااا همون رشته ای که میخواستم قبول شدم (جالبه بگم که من قبل از اشنایی با سایت کنکورم رو داده بودم و برای اولین بار اون سال کنکور دو مرحله ای شده بود اما من کاملا نا امید بودم و میگفتم که قبول نمیشم تا زمانی که با سایت اشنا شدم!) براش کلییی سناریو نویسی کرده بودم و چقدر همه چیز همونی بود که نوشته بودم و میخواستم ! دوستان فوق العاده ای پیدا کردم دایره ی روابطم چقدر گسترده تر شد، همونطور که میخواستم در رفت و امد بودم و البته هنوزم هستم.. و درسی که از قبولیم گرفتم این بود که گاهی ادم بی خودی نگران و افسردس در صورتی که پشت پرده همه چیز برای تجلی خواسته تو در حال انجامه ،اینجا قدرت ایمان به خدا مشخص میشه! و دانشگاه و اتفاقاتش باعث شدن که ایمانم به خدا بیشتر و بیشتر بشه چون در ابتدای ورودم با چالش هایی مواجه شدم که دلیل نقص در باور ها و رفتار های خودم بود.. اتفاقاتی که میتونستن برای هرکس دیگه ای ویرانگر تلقی بشن برای من موجب شناخت خدایی شدن که سالها به عنوان یه موجود پلید توی قلبم بود و ازش میترسیدم..و از موقع ورودم به سایت یه عادت فوق العاده خوبی برای من ایجاد شده که هر سال توی سر رسید تمامی اتفاقات مثبت و خوبم رو با تاریخ اون روز مینویسم و البته که تمام الهاماتی رو هم که بهم میشه و باور های مخربم رو که پیدا میکنم رو هم مینویسم و فوق العاده از این کار راضیم چون به قول استاد ادم روند رو فراموش میکنه حتی یادش میره قبل از تغییر کجا بوده! یه الهامی هم چند وقت پیش بهم شد که چیزایی رو که فهمیدم و توی دفترم نوشتم رو بیام یه بخش توی عقل کل درست کنم و اونجاهم بنویسمشون و همه بیان از الهامات و باور هایی که کشف کردن بنویسن چون مطمئن هستم که فوق العاده کمک کننده خواهد بود!
الان با این همههه تغییر که داشتم اما بازهم غمگین میشم و فاصله میگیرم ولی یه فرقی با قبلا داره ! قبل از اشنایی با خدای عزیزم و سایت من نا امید بودم و هیچ نیرویی رو از نظر خودم نداشتم که حمایتم کنه! اما الان با تمام غمگین شدنم توی قلبم خدایی هست، نیرویی هست که قدرت حمایتم رو داره ،که کافیه فقط یک بار بهش بگم خواستم چیه… کن فیکون!
دانشگاه رفتن با تمام خوبی هایی که برای من داره اما توانایی کنترل ذهنم رو مختل کرده..باید خیلی قوی تر توی این زمینه عمل کنم ! از خدای مهربانم میخوام که توی تقویت کانون توجهم روی خواسته هام و کنترل ذهنم کمکم کنه و مسیر تغییر رو برام روان و آسان کنه
امشب با خودم عهد بستم و خودم رو ملزم کردم که برای تغییر کامنت بنویسم و خوش حالم که استارتش رو زدم
با تشکر از همه ی عزیزانی که کامنت من رو خوندن
سلام دوست عزیز
بسیار بسیار از خواندن کامنت شما لذت بردم و در زمان خواندن خداراشکر کردم که هدایت شدم به این کامنت
من هم مانند شما بارها صحبت های رزای عزیزرا گوش کرده بودم ولی انگار فقط گوش می کردم
اما این دفعه با تمام وجودم شنیدم و تغییر این دختر بی نظیر و با تمام وجودم احساس کردم
من هم با او حضور خدا در زندگی رزا و ایمانش را درک کردم
خدایت شکرت به خاطر حضورت در زندگی رزای عزیز در زندگی من
و زندگی تمام موجودات زمین.
من مدتی بود از سایت فاصله گرفته بودم ولی به لطف خدای مهربان دوباره برگشتم و این برگشتم وکاملا احساس می کنم این برگشت انگار با بقیه برگشت ها فرق می کنه
این برگشت یعنی برگشت به رشد و زندگی و بسیار بسیار خوشحالم
خدایا شکرت و از تو سپاسگزارم برای این برگشت دوباره.
سلام به انرژی مطلق جهان هستی ،سلام به خدایی که هرلحظه هدایتگر من است ….
سلام به استاد جان و مریم نازم ….
این فایل نشانه روزانه من بود و من چقدر تحسین میکنم این سایتو که با درایته و این بخش نشانه روز برای من همههه چیزههههه ….خدایاشکرت ….
خدای مهربانم مثل همیشه مثل یک معلم مثل یک مربی بالای سرم میمونی بهم گوشزد میکنی گه مهساا از این ور برو از اون ور شروع کن ،این کارو بکن یا …..
امروز از صبح که بیدار شدم تا نور قشنگ خورشیدو تو اتاقم دیدم فقط یه چیزی به زبونم میاد کههه خدای خوبم امروز من تسلیم توام منووووو ببر من همراهم با جریان تووو منو هرجااااا که خودت میدونی ببر ،،،،،
امروز این فایل رو که باز کردم منتظر بودم خدا شروع کنه به حرف زدن ….
اول از صحبت های سحر عزیزم شروع شد ،،،،سحر جاننننن تحسینت میکنم عزیزم برای این عزت نفس و ساختن پول ،،،،،عزیزم چقدر عالی که با توکل بخدااا و با پشتیبانی اون مهاجرتم کردی و به قول استاد ،حالا که دور از شهر و کشورتی ،دور از خانوادتی ،خدا که تورو تو کشور غریب رها نکرده اون همیشه همراهته ….
مفهوم توحید تو نتایجت چقدر خوب خودشو نشون داده ….
…………….
“توحید”
یعنی من فقططططططط کمک تورو میخوام ….
یعنی من نمیدونممممم ،نمیدونم توووویی که میدونی ،تویی که بلدی ،تو منو هدایتم کنننن
توحید یعنی کنار برههههههه همه وابستگی هاااا ،کنار بره همهههه چشم انتظاری هااااا برای خوشحال شدنت از بیرون ،از آدمااااا
توحید یعنی پارتی من خداااااااست
توحید یعنی فقط روی تو حساب میکنم
توحید یعنیییییی من آینده رو نمیدونم امااااا تو میدونی ،فقططططط از تو میخوام برنامه زندگی منو بچینی ….
توحید ،یعنی ابراهیم گونه بودن ،توحید یعنی توکل و تسلیم بی چون چراااااااا…
توحید یعنی خدااا هرچییییییییی تو بگی فقطططط تووووو ،
…………..سحرر عزیزم چقدر زیبا و قشنگ نتایجت رو گفتی چقدر خوشحالم که منم عضوی از این خانواده ام ….
استادددددد من به این امید زنده ام که نتایج عالی بگیرم و روزی برسه که شمارو که فرشته نجات زندگی من بودید رو ببینم بگم استاد من تونستممممممم به هرآنچه که لیاقاشو داشتم برسم.
امااااااااا ،اما از مسیر لذت ببرم و بدونم ،لذت بردن از مسیر اولویت منههههه ،*
و اماااا رزای عزیزم ،اولن بگم گلم چقدر صدات ماههههه بود ،صدات شبیه اون دوبلور ها بود واقعاااا آرامش خاصی داشت صدات و چقدر با خوشحالی و ذوق از داستان زندگیت گفتیییی،چقدر تفاوت هست بین کسی که با ناله و آه از گذشتش میگه و انگار از اون گذشته متنفره با کسی مثل تووووو که با افتخاررررررر از تکاملش حرف میزنههههه ،رزای عزیزم چقدررررر خوب روی خدا حساب کردی و چقدر خداااا برات از دلو جون مایه گذاشت ….
چقدر خوبه به جایی رسیدی که حتی نشدنی های زندگیت مثل رد شدن درخواست توسط اون شرکت که گفت نه نمیخوایمت ،حتییییییی توی این ناخواسته یا شاید تضاد ،خیر مطلق دیدی ،چقدر خوب ذهنت رو کنترل کردی که به قول استاد وظیفه ما اینکه تو هرشرایطی تووووو هرشرایطی فقططططط باید حال خودمونو خوب نگه داریم و به مسائل زندگی جوری نگاه کنیم که بهمون احساس بهتری بده ،،،،عزیزم دست خداا هر لحظه همراهت باشه…:)
کل این ودیو و هدایت امروزم اینو خواست بهم بگه که :مهسااااااا فقططططططططط روی خدا حساب کن ،به هیچ کسی جز اون وابسته نباش عزیزممممممم ،خدا میخواست بهم بگه که ببین هربار به هررررکسی غیر من وابسته شدی ،هربار به غیر من تکیه کردی ناامیدت کردن و رهات کردن پس از این موضوع درس بگیر ،این درس جهان هستی رو پاس نکنی که وابستگیییییی رو بزااااری کنار ،بازم این سیکل تکرار میشه تا وقتی که تو درستو بگیری …..
خدام میخواستی بهم بگی رهااا باشم ،ارهههههه:)
میخواستی بگی پارو نزننننننن ولش کن من میبرمت ،چرا مقاومت میکنی چرا دستو پا میزنی ،رها کننننن من تورو به ساحل امن خوشبختی میبرم ….
دست برمیدارم از مقاومت بسععههه دیگه هرجقدر خواستم اقدام کنم ،کاری کنم از یه جایی باید رها کنی و به جهان هستی بسپری ،،،بسه دیگه اقدام عملی ،،،،بسه دیگهععه هی میخوام خودم مثه علامه های دحر کاری کنم و بگم خدااا من بلدم ،،،،الان میخوام بگممممم ،خداااا تا الان هی خواستم چیزی رو درست کنم به زور به اجبار الان میگممممممممممم منننننن بلد نیستم ،منننننن نمیدونم تو بلدی تو منو برسون به هرچی که خودت میخوایی و از نظر تو خوبه برام ……
خدایاشکرت برای عشق
خدایاشکرت برای احساس عالی همین لحظه ام …..
در عشق و نور باشید.
با سلام به تمام بچه ها و استاد عزیز
چقدر خوبه که بچه ها میان از پیشرفت هاشون میگن چقدر خوبه که مسیرو توضیح میدم که چگونه و به چه شکل به موفقیت رسیدن و چقدر برای ما ها خوبه ایمان ما رو بیشتر میکنه و دلمون رو قرص میکنه که اگه حالت خوبه باشه به الهامات عمل کنی به موفقیت میرسی فقط باید صبر کنی و صبر کنی چقدر خوب توضیح داد و شنیدم که وقتی ایمان داشته باشی و مهکم به هدفت استوار باشی بلکه به موفقیت میرسی
و تمام این ها با حال خوب بود و من مطمئنم دوست عزیز در این 4 سال حالش خیلی خوب بود و ایمان داشته به همه چی میرسه
استاد همه این حرفا خیلی به من یا همه بچه ها کمک میکنه که تو مسیر بمونیم و مومنتوم مثبتو نگه داریم و عجله نکنیم تا به خوشبختی و سعادت برسیم سپاس از شما و همه بچه ها
به نام الله که رب العالمین =فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم دوست داشتنی و همه ی دوستان عزیزم
روز 116= گفتگو با دوستان 37=توحید اساس خوشبختی
خدایا شکرت چقدر فایل قشنگی و چقدر همزمانی قشنگتری
دو روز دیگه عید قربان هست
عید پایان امتحان بزرگ ابراهیم و سربلند شدن ابراهیم
خدای من اصلا نام ابراهیم که میاد ناخودآگاه برای من اون اعماق قلبم یه لرز خفیفی احساس میکنم
یه اشک شوق
یه حس لطیف بندگی رو حس میکنم مخصوصا وقتی یادم میاد ابراهیم 110ساله بود که خدا اسماعیل بهش هدیه داد و چه روح بزرگی که نوزاد از جان شیرینترش رو به امر پروردگارش برد یه سرزمین خیلی خیلی دور بدون اینکه برگرده پشت سرش ببینه که دلش نلرزه یعنی میشه ما هم یه روزی به این مرحله از توحید برسیم که حاضر بشیم از عزیزترین داشته هامون به خاطر خدا بگذریم ؟؟
هنوز باید خیلی شاگردی کرد در مکتب اخلاص و یکتاپرستی ابراهیم
خدایا چی میشه گفت در مقابل توحید پاک ابراهیم خلیل الله تو رفیق جون جونی تو
حرفی نمیمونه که فقط اشکامونه که حرف میزنن
چقدر لذت بردم از حرفای دوست عزیزم سحر خانم که درباره ی توحید بود هنوز تازه داشتم گرمی قطرات اشک رو روی صورتم حس میکردم که رزا خانم به هدایت الهی اومدن تا حرفهایی بزنن که به قول استاد اشک همه ی ما رو درآوردن
خدایا چقدر شیرین و شیوا صحبت کرد این خانم
چقدر قشنگ تو رو توصیف کرد با اون نور آبی که دورخودش تو اتاق حس میکرده
خدایا من چقدر گریه کردم وقتی گفتن جواب دادن شما رو نمیخاییم و من خوشحال شدم یکی جوابمو داده
چقدر باید کار کنی رو ذهنت که در این لحظه ها به تضاد و مشکلاتت از زاویه ای نگاه کنی که به احساس خوب برسی
واقعا هزاران بارتبریک میگم به رزا خانم با این توحیدی که درک کردن و اینقدر قشنگ توصیفش کردن
خدایا شکرت این فایل زمانی شنیدم که بین توحید و شرک دست وپا میزنم دلم اون حس ناب توحید رو درک میکنه و میخاد ولی ذهن منطقی ام هیچ جوره درک نمیکنه و این وسط،کلی ایده های ناکارآمد داره و کار بدتر وسخت تر میکنه برام
و واقعا به شنیدن این حرفهای رزا خانم نیاز داشتم
خدایا شکرت دیگه کاملا فهمیدم اینجا خونه ی تویه خدای من برای هرکسی یه حرفی یه هدایتی داری تو هر قسمت این سایت و امروز فایل روز 116 برای من بود
خدایا شکرت برای این سایت و این فایل ها و این آگاهی ها
خدایا شکرت اجازه دادی اینجا باشم و حرفهات بشنوم
پیشاپیش عید بزرگ قربان ،عید بزرگ تسلیم بودن ابراهیم بزرگ رو تبریک میگم اول از همه به توحیدی ترین معلم معنوی دنیا استاد عباسمنش عزیزم ابراهیم موحد زمان ما ،به مریم خانم عزیزم یار و همراه همیشگی ابراهیم موحد ماو بعد به تمام دوستانم در خانواده ی بزرگ عباسمنش همه عزیزانی که میدونن فقط وفقط با توحید هست که میتونند سعادت دنیا وآخرت رو به دست بیارن
خدا رو هزاران مرتبه شکرت استاد عزیزم که توحید رو به ما یاد دادین و چقدر شاگردای زرنگی مثل رزا خانم عالی درسشون فهمیدن
برای شما تندرستی و سلامتی آرزو میکنم
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم میترا دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر هر لحظه من
سلام به استادانم
عجب گفتگویی
عجب ایمانی
خدای من
منم این روزا همین حس و حال رو دارم
صبح که از خواب بیدار میشم حس میکنم خدا اومده توی وجودم و میخاد منو با خودش ببره یعنی احساس توکل و ایمان و رهایی
میگم بهش وقتی منو بیدار کردی یعنی روحت اومده توی کالبد من و خیالم راحته
این روزا تازه کسب و کار شروع کردم و دارم خیاطی میکنم اونم چرم دوزی صندلی همش میگم درسته همینه خدا گفته قدم بردار منم برداشتم خسته میشم ولی راضی ام میدونم مسیره باید با احساس خوب ادامه بدم منی که همش چشمم به دست شوهرم بود همش فکر میکردم این مرده که باید پول در بیاره ولی دیگه نه میدونم باید منم ارزش خلق کنم و ثروت بسازم
منم لین روزا همین حال و هوا رو دارم به مسئله میخورم میگم خدایا تو بگو صبح پامیشم میگم خدایا بریم خلاصه که خدا رو تو لحظه لحظه زندگیم حس میگم و خیلی جالبه که به محض شروع من تونستم توی سه هفته 4 میلیون بسازم بعد متوجه شدم قراره بابام از خونه ای که فروخته بهم سهم بده چیزی نزدیک 300 میلیون اینا نشانه هاست که میگه ادامه بده همین دیروز تو خیابون پول پیدا کردم سفارش دوخت مشتری همسرم بیشتر شده
خدایا شکرررت