اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت استاد عزیز از وقتی فهمیدم که یه سری ویژگی های انسانی ما داریم و اینها همیشه در وجود ما هستند و ما باید سعی کنیم کمرنگ تر کنیم مثل عجول بودن ، مثل همین نیاز به توجه و…. نیاز های دیگه سعی کردم که بهشون غلبه کنم اولش واقعا سخت بود برای من ولی به محض اینکه با این مقوله آشنا شدم که میتونه تاثیرات منفی در وجود من قرار بده و عزت نفس من رو بیاره پایین همیشه از خدا خواستم که خدایا کاری کن که خیلی از چیز هایی رو که میخرم نفهمند افراد دیگه مخصوصا زمان هایی که یه سری افراد تو رو مسخره میکنند به خاطر ظاهرت یا وسیله ای که داری برام پیش اومده و بعدش که یک وسیله بهتر میخری هی ذهنت نجوا میکنه که برم نشون فلان بدم دهنش بسته بشه اما من از خدا خواستم اونهایی که اینجور شخصیت هایی دارند رو نبینم و همین اتفاق افتاد به صورت معجزه آسا انقدر سریع که من متوجه سرعتش نشدم و خداروشکر میکنم که الان هر چیزی میگیرم یا تجربه ای دارم سعی میکنم اعتماد به نفس خودم رو گره نزنم به عامل بیرونی مثل حرف دیگران چون این اعتماد به نفس خیلی ناپایدار هست چرا؟ چون هر کسی میاد یه چیزی میگه و مثل این میمونه که پایه یک خونه رو و پی یک ساختمان رو روی گل بنا کنی قطعا فرو میپاشه اون ساختمان مثل همون داستان فامیل شما که گفتید هر چیزی که برای خونش میگرفته شما رو دعوت میکرده داخل خونش که بهتون بگه من این رو خریدم و بعدش اون اتفاق افتاده من به محض اینکه این داستان رو شنیدم گفتم خدایا من فقط خودم و اطرافیانم مثل پدر ومادر دوست دارم که ببینند که من چیزی خریدم یا تحسین کنند من رو و کسی نمیخوام بفهمه و توجه کنه به این چیزی که من گرفتم که مبادا من توی ذهنم بیاد که اعتماد به نفسم رو گره بزنم به حرف دیگران و خوبیش اینه که وقتی همه چیز رو از خدا میخوای همه کار برات میکنه و همینجوری هم شد به لطف خدا چون من قبلا آدم برون گرایی بودم و سعی میکردم انسان صادقی باشم به همین خاطر خیلی اذیت میشدم و به همین دلیل این تصمیم رو گرفتم که صادق بمونم اما هر چیزی رو بقیه نگم چون دردسر برام ایجاد میکنه و در راستای احساس خوب=حال خوب نیست
.
حتی از وقتی این آگاهی اومد توی ذهنم که شما گفتید من میخواستم اسم دوره قانون سلامتی رو چیز دیگه ای بزارم که اسمش انگار حالت تبلیغاتی داره و از این اسم های عجیب و غریب که بقیه میزارند نذاشتم من هم اینجوری عمل کردم من ویدئو میسازم و داخل یوتیوب منتشر میکنم ، داخل یوتیوب خیلی از افراد از عنوان های دروغین و به اصطلاح کلیک بیت استفاده میکنند و عکس های فیک که مثلا فلان چیز رو خریدم اما میبینی که یه ویدئو رو داره بررسی میکنه من به خودم گفتم فقط از چیز هایی که داخل ویدئو گفت شده یه جمله جذاب مینویسم همین در بدترین حالت با آب و تاب تعریفش میکنم تو عنوان و هیچوقت مخاطب خودم رو توی حتی یدونه ویدئو هم گول نزدم و همیشه هرجا که تونستم گفتم بلد هستم و جاهایی رو که بلد نبودم گفتم بلد نیستم همین و شده بعضی جاها رو اشتباه گفتم داخل کپشن ویدئو اصلاح کردم یا اعلام کردم که اینجا رو اشتباه گفتم خدارو شکر هم تا الان نسبت به بقیه کمترین کامنت های منفی رو دریافت کردم یعنی انقدر کمه که میتونم بگم نیست و انقدر افراد میان از تجربه های خودشون کامنت های طولانی برام مینویسند
.
خیلی ممنونم استاد از این اگاهی که به ما گفتید من زمانی که این فایل شما رو شنیدم و به این تیکه رسیدم که ما همه چیزمون رو بر اساس نظر دیگران انتخاب میکنیم فایل رو استاپ کردم گفتم راست میگه چقدر پوچ هست زندگی اینجوری و یه جورایی از اوایل هم این احساس در من بود که بقیه خیلی از کارها رو برای نظر دیگران انجام میدادند مثلا یه رسمی بود الان نمیدونم هنوز هست یا نه که وسایل عروس رو میذاشتن تو خونش و بقیه خانوم ها میرفتند و نگاه میکردند که فلانی چی خریده فلانی برای بچش چی خریده و… و خیلی از افراد رو میدیدم که به خاطر همین رسم مزخرف هزینه های سنگین میکردند که بقیه میخوان ببینند مثلا یه بار پدرم رفته بود خونه یکی از همین تازه عروس ها بعد یکی دو سال که یه کاری انجام بده بعد گفته بود فلانی این سرویس رو که پدرت گرفته و (میدونستم که پدر اون دختر شرایط مالی خوبه نداشتن و فشار روش بوده برای خرید اون وسیله) چند بار از این وسایل که اینقدر پولش هست استفاده کردی ؟ میگه دختره گفت یکبار هم توی این یکی دو سال استفاده نکردم . و من این داستان که داشت تعریف میکرد پدرم گفتم ملت دیوونه هستند واقعا و به خودم گفتم که خدایا من فقط دوست دارم اون چیزی رو که لازم هست رو بخرم و بدردم میخوره .
راستش وقتی گوش میدادم یه لایک به خودم دادم،به تغییراتم در کنارتون استاد
البته که اول راهم ولی تو این مسیری که با شما تا اینجا اومدم متوجه کلی تغییرات تو وجود خودم شدم
اول اینکه واقعا مثل سابق دنبال توجه دیگران نیستم البته که تو وجودم هست ولی نه مثل گذشته که حالا پونه تلاش کن اینجوری بگن،دیگران در موردت اینجوری فکر کنن …
میبینم سرم تو زندگی خودمه و پیدا کردن راه درست پیشرفت و رسیدن به ارامش و ازادی مالی و زمانی…
حالا هر کی هر جور میخواد فکر کنه من مسیر خودم رو میرم
دوم در مورد باور فراوانی که چقدر باورهام قوی شده،امروز تو صحبت های عزیزی دبدم چقدر باور کمبود داره موج میزنه تو وجودشون ولی من چقددددر عوض شدم،باور دارم ثروت مثل اکسیژن هست و فراوانه
چند درصد از کارهایی که انجام می دهید، به خاطر مورد توجه قرار گرفتن، توسط دیگران است؟میشه گفت 80ددصد کارایی که انجام میدم برای تایید و مورد توجه قرار گرفتن بقیس من حتی کامنتی که توی سایت میذارمم سعی میکنم به بهترین شکل بنویسم و بعد مدتی میرم چک کنم که ببینم چقدر رای گرفته چند نفر پاسخ دادن چقد امتیاز گرفته اصلا اگر اون توجهی که باید و دریافت نکردم یکم میخورد توذوقم الان که به اینا اگاه شدم قرار نیست این روندو ادامه بدم و فقط برای تعهدی که دادم بعد از هرفایل یه کامنت میذارم تا خودمو بیشتر بشناسم. میدونی الان که بهش فکر میکنم یسری کارارو انجام میدادم فقط واسه اینکه مورد تایید شخص خاصی باشم مثلا عکس تو مجازی میذاشتم تا اون شخص لایک کنه یا ریپلای کنه و اگر لایک هام کم باشه حس میکنم به اندازه کافی خوب نیستم الان که دیگه خیلی کم میرم توفضای مجازی خیلی حالم بهتره و تعهد میکنم که کاری و انجام بدم که مورد تایید خودم باشم نه دیگران و برای هرکاری ازخودم بپرسم من ازاین کار لذت میبرم؟دارم برای خودم انجامش میدم یا بقیه؟ جوابش هرچی بود بهش عمل میکنم و هروقتم حس کردم که حرفی که میخوام بزنم برای اینه که توجه کسب کنم ساکت میمونم و حرفمو نمیزنم دیگه چون من فقط میتونم مورد تایید خودم باشم و خودم از خودم راضی باشم من درراضی کردن دیگران باید ناتوان باشم و بهش فکر نکنم دیگران مگه مهمن؟ نه فقط خودم مهمم حواسم باید به درون خودم بیشتر باشه من عاشق خودمم من ارزشمندم و باید مورد تایید خودم باشم نه دیگران.
چند درصد از رفتارهای شما، برای راضی نگه داشتن همسرتان… فرزندتان … رئیس تان … جامعه و … است؟بازم میگم فکر میکنم میشه گفت 80 درصد شایدم 60 درصدنمیدونم ولی الان که بهش فکر میکنم یادم میاد که چقدر ار کارهام فقط برای این بود که واو عاطی انقد توی این چیز خفنه یا یسری کارها و حرف ها و مشاوره هایی رو به بقیه میدادم دوستام تعریف میکردن ازم که چقدرخوبه که توی این موضوع انقد خوب حرف میزنم و کاربلدم و من از این تعریف ها خوشحال میشدم و سعی میکردم توی مدرسه و جمع ها بیشتر اینکاروانجام میدادم که چقدر احساس عدم لیاقت و اررشمندی و رو میشه توی اینکارن دیدالبته اینا مال خیلی وقت پیش میشه و الان مدتی هست که اگاه شدم و اصلا اینکارو انجام نمیدم و برای خودم اررش قائل شدم و البته باز جا دارم برای پیشرفت.
اگر مسئله ای به نام «تایید شدن توسط دیگران» یا «جلب توجه آنها» اهمیتش را برای شما از دست بدهد، چقدر از کارهایی از زندگی روزمره ات حذف می شد که تا الان بخش مهمی از اولویت، انرژی، تمرکز و حتی پول شما را صرف می کند؟شاید دیگه برای هرچیز کوچیکی که حتی به چشم هم نمیاد انقد کمالگرا نبودم شاید انقد دیگه درگیر ارایش کردن نبودم من خیلی وقت فقط برای مکان های خاصی که میخوام برم ارایش میکنم و بقیه روزا بدون ارایشم شاید برا همون زمان که مکان خاصی که میخوام برمم درگیر ارایش کردن نمیشدم شاید دیگه انقد توفضای مجازی وقت نمیگذروندم انقد ازخودم عکس و فیلم استوری نمیکردم انقد هرجایی که میرم ازاونجا استوری نمیذاشتم و ازفضای اونجا لذت میبردم و درگیر گوشی نمیشدم خیلی بیشتر غرق زندگی واقعی میشدم خیلی از سریال ها،فیلم ها،اهنگ ها،پیج ها،استوری ها و متن هارو نمیذاشتم که بقیه بگن واو اینم این اهنگ هارو گوش میده این فیلم هارو میبینه این پیج هارو فالو داره واو چه متن خفنی استوری کرده چقدر خوبه که به این درک رسیده اصلا میدونی دیگه اصلا قرار نیست اینکارارو انجام بدم فقط کاری رو میکنم که خودمو راضی نگه دارم نه بقیرو و حتی اگر یه درصد حس کردم اینکارو برای بقیه دارم انجام میدم ازش دست میکشم و انجامش نمیدم من فقط باید برای خودم زندگی کنم نه بقیه کاری که بهم حس خوبی میده رو انجام میدم نه کاری که مورد تایید بقیه باشم من باید خودمو راضی نگه دارم نه بقیرو.
“تغییر اساسی زندگی من از ساختن عزت نفس من شروع میشه تغییر شخصیت و رفتارهای من از ساختن عزت نفس من شروع میشه”
وقتی داشتن متن های بالارو مینوشتم ذهنم مقاومت میکرد و هعی نجوا میداد که نه این یکی رو نگو چرا بقیه نقصتو ببینن؟باز بی نقص باش نه دیگه این یکیرو نگو بقیه میفهمن چقد قبلا حس عدم لیاقتت بیشتر بود ولی باز ادامه دادم و نوشتم من باید با خود واقعیم درصلح باشم خوده واقعی من اینه و این کامنتم نوشتم تا باخود واقعیم بیشتر اشنا بشم و بیشتر خودمو بشناسم و برای خودم ارزش و لیاقت بیشتری قائل بشم و به خودم عشق بورزم.
خدایاشکرت برای دریافت این اگاهی ها خدایاشکرت که به خودم حقیقم بیشتر دارم نزدیک میشم و با درون خودم دارم به صلح میرسم خدایا این ارامشی که دارم ک شکر خدایاعاشقتم.
سلام به خدای مهربانیهاا و زیباییها و سلام به همه دوستان عزیزم
چقدر دقیق یکی از علتهای مخفی در من که خودشو در لباس شیک پوشانده بود و علت خیلی از ناراحتیهای منم هست مبتلا شدن به جلب توجه است واین موضوع ریشه دارد است من همیشه درد دیده شدن رو داشتم ولی هیچ وقت موفقیتی که موجب رضایت بقیه باشه رو کسب نکردم تا مورد تحسبنشون باشم این برام همیشه ضعف بوده و چون انقدر تکرار شد فک کردم دیگه ناتوانممم برای موفق شدن ولی اینجا یاد گرفتم باید نکات مثبت رو بیرون بکشم تا این به ظاهر ضعف بشه قوتم و حس خوب بگیرم و طبق قانون خودبه خود بقیش درس میشه اینکه این خواسته مورد تحسین قرارگرفتن یا شهرت بد نیست نکته ای که من یاد گرفتم این بود که دارم برای رسیدن به خواستم چه بهایی رو میدم خیلیهاابه قول استاد شدن فالور فالورهاشون یعنی هرچی بقیه دوست دارن و راضیشون میکنه رو انجام میدن تا مورد رضایتشون قرار بگیرن تا مثلا معروف بشن نکته اینجاست مگه اون مردم دارن مشهور میکنن مگه قراره همه به یه روش خاص برن جلو تا موفق بشن مثلا یه چهره خاص یه رشته و شغل خاص در حالی که بینهایت فراوانی هست درجهان که طبق اون ادما درمدار هم قرار میگیرن یعنی کافیه یه نفر توراه علایق خودش قدم بزاره بر خلاف نظر اکثریت وقتی مصمم باشه جهان ازهمین فردم حمایت میکنه اینجاست که طرف میدونه اعتبار این موفقیته از خداست یعنی اگر شهرت بخوای تدا بهت میده کافیه قدرتو بدی به خدا و از مسیر علاعقت لذت ببری همین
من قبل آشنایی با قوانین همیشه دوست داشتم شهرت داشتم و موفقیتم رو وابسته به یک ظاهر و موقعیت خاص میدیدم همش از بقیه تقلید میکردم هرچی میگفتن رو دنبال میکردم انگار یه نقاب دروغی به خودم داشتم من انگار خودم رو تجربه نکرده بودم کلی توانایی که پشت این نقاب مونده بود وقتیم که با قانون آشنا شدم انگیزه ای در من ایجاد شد تا بتونم خودمو نشون بدم گفتم ا حالا که انقدر توانا هستم قانونم اینه پس خودمو نشون میدم یه حس جلب توجه در لتیهای زیرینم به شکل شیک نشون میداد و علتش اون حس عجله در موفقیتم و حتی نگرانی بابت موفقبت دیگران بود که نکنه فلاانی زودتر از من موفق بشه در واقع من هم قانون تکاملو دقت ننیکردم هم انقدر حس ارزشمندی نداشتم که خودمو در مسابقه با دیگران قرار میدادم من اینطوری فهنیدم که موضع این نیست که تو تیپ و ظاهر و سلیقه خاصی که میخوای رو نزن موضوع اینکه که قبلش از خودت بپرسی واسه چی میخوای اینکه دوست داری و خواستتته یا بگی مثلا منم هستم درواقع نقطه بارز کسانی که اهل جلب توجه نبستن این نیست که محبوبیت و شهرت رو نمیخوان موضوع اینه که اون کار خاصو برای خودشون انجام میدن برای رضایت خودشون نه کس دیگری این افراد در مسیر مورد علاقشون حتی اگرم تازه کار باشن و کلی ایراد گیر منتها باباورهایی که دارن نسبت به عکس العمل بقیه بی تفاوتن و دررمسیر خواستشون حرکت میکنن نمونش استاد عباس منش عزیز که برای خوش اومدن منو شما حرف نمیرنه داره برای خودش زندگی میکنه از مسیر علاقش مول در میاره شهرت و محبوبینم داره براشم مهم نیس خوشمون بیاد با یه سری حرفا یا نه چون میدونه روزی دهندش ما نیستیم خداست اگه این نباشه یه روزی خدا از یه دست دیگه روزی میده پس فقط داره لذت میبره دقتم کنید تو فایلا استاد میگن من حتی نمیدنم چقد ثروت دارم یا فلان استاد تو این کار موفقیت به کجاها رسیده استاد میگه خودم و خداا من لذت میبرم فقطهمین .
با توجه به اونچه که به طور کلی از عزت نفس یاد گرفتم این بود که با سوال پرسیدن از خودم به خودشناسی بیشتر برسم
هرچند که خود شناسی مثل یه دریای بی انتهاییه که تا آخر عمر ادامه داره…
اینکه جلب توجه چقدر میتونه ویرانگر باشه و تمام رفتارای مارو کنترل کنه
اینکه یکاری کنیم بقیه بگن واوووو،اینوووو،چقد باحاله،چقد خوشگله،چقد خفنه و….
نمیدونم چرا این یه جمله چقدر برای ماها لذت بخشه که بخاطر شنیدنش یا عکس العمل دیگران چکارا که نمیکنیم
همش به این فکر میکنم که واقعا شنیدن این جمله ی تایید از سمت دیگران چقدر مگه لذت بخشه یا چه تاثیری میتونه داشته باشه توی هویت و شخصیت اصلی ما؟!
اگر یکی منو تایید کنه یعنی من ارزشمندم؟؟
اگر یکی تایید نکنه چی؟؟؟
قراره چیزی ازم کم بشه؟
من به این جمله ی استاد رسیدم که گفتن:
مارو از خوده واقعیمون دور میکنه
انقدر از خودت دور میشی که یادت میره سبک شخصیه زندگیت چی بوده
اصلا مردم کین؟؟ مردمی توی زندگی ما وجود ندارن
مگه اون مردم میخوان چیزی از زندگی من رو تامین کنن؟
مگه من گیره یه تایید هستم؟؟
مگه یکی منو تایید نکنه زندگیه من بهم میریزه؟ یا حتی درست میشه؟؟؟
این مردم همیشه حرف دارن که بزنن
من قبلا دیده بودم حتی ارزشهایی که واقعا ارزشای خوب و درستی هستن مثل سپاسگزاری
وقتی میان و درمورد همین سپاسگزاری استوری میذارن مردم مسخره میکنن!
دیگه بماند که در مورد چهره و ظاهر دیگرانم خودشون رو یه قاضی میبینن
من احساس میکنم ماها مردم رو قاضی زندگی خودمون کردیم ازشون بت ساختیم
اونها قضاوت کنن که من چی باشم
تهشم میشه حکایته ملانصرالدین و الاغش
اخرش چیش؟!
الاغش سوارش شد!! اره ماییم که با این کارا از دیگران و نظرشون و وجودشون بت میسازیم
بقول استاد نظر و انتقاد و حتی تعریف مردم اندازه پشیزی اهمیتی نداره(ینی باعث حال بد و خوب من نیست)
مگه داریم برای مردم زندگی میکنیم؟
مردم توی زندگی ماااا وجووود ندارن
ما ناتوانیم از راضی نگه داشتن دیگران اما توانا هستیم از راضی کردن خودمون
گاهی وقتا علت اینکه حرف مردم یا جلب توجهشون مهمه بخاطر اینه که ما خودمونو خوب نمیشناسیم…
اگر بفهمیم کی هستیم چرا هستیم
چه ویژگی ها و علایقی داریم و درک کنیم این دنیا سرشار از تفاوتها و تنوع هاست و اتفاقا این زیباییه جهانه بهتر میتونیم بپذیریم اونچه رو که هستیم و میخواییم باشیم
مثلا توی جامعه ی دخترا
ما دخترا باورمون اینه که اگر آرایش کنی و تیپ خاصی بزنی دیگران عاشقت میشن و دورت جمع میشن (مخصوصا بخاطر جنس مخالف)
اما اینطور نبود و نیست هرچند من هنوز توی موضوع آرایش کردم خیلی ضعف دارم
اما امروز پا روی ترسم گذاشتم (بعد از ۱۳ سال) که اینطور زندگی میکردم با تمرین و آگاهیای عزت نفس خیلیییی ساده تر رفتم بیرون
اولش داشت گریم درمیومد و وقتی این واکنشو نسبت به خودم دیدم فهمیدم توی این مورد خیلیییی باید تمرین کنم
اینبار گفتم چرا باید همیشه موهامو دوساعت درست کنم و برم؟ اینبار ساده تر میرم مگه چشه؟؟
چرا باید سه ساعت جلوی آینه لباسامو مرتب کنم مگه میخوام با لباس ناجور برم؟؟؟ یا نامناسب؟؟ ملومه که نه
مگه قیافم کجه که هی بشینم آرایش کنم البته من خیلیم آرایش نمیکنم به نسبت خیلیا اما باید بتونم بدون هیییچ ارایشی برم بیرون
بعضی وقتا خندم میگیره که چرا باید درگیر یه همچین موضوعی بشم
زندگی انقدر کوچیکه ینی؟؟
قانونه مگه؟ واقعا اول که زدم بیرون داشتم ضعیف عمل میکردم
اما گفتم محکمممم راه برو
فارغ از همچی تو ارزشمندی و به خودت ایمان داشته باش
شروع کردم با خدا حرف زدن همش میگفتم خدایا کمکم کن خیلی این موضوع من رو اذیت میکنه
و به طرز عجیبی وقتی برگشتم خونه احساس بهتری داشتم و اتفاقا اینم بگمااا هیچ اتفاقی نیفتاد😐😂
الله اکببررررر نگاه کن واسه ی چه چیزایی ما خودمونو اذیت میکنیمو میترسیم
خیلی حس بهتری دارم چیزی جز لبخند مردم نسیبم نشد!
واقعا هیچی نبود
بعد از اییین همه سااال انجامش دادم اما یه برنامه ریختم تقریبا هر روزی که میرم بیرون اینکارو انجام بدم تا عادی بشه
استاد این چیزی بود که من در برابر حرفاتون مقاومت داشتم میگفتم اییین یکیو دیگ استاد زیاده روی میکنه و….
در مورد آرایش کردن…
و گفتم آهاااا همینه اتفاقاا همییییین مورد باید تغییر کنه
استاد من بتازگی با یکی از اعضای خونوادم بسته عزت نفس رو خریدیم و در عرض کمتر از یک هفته واقعا پیشرفت داشتم
یکیش همین مورد بود
حتی تصمیمیو گرفتم که دوسااال نتونسته بودم بگیرم
و چقدر باعث پیشرفتم شده از وقتی اون تصمیم رو گرفتم و از همه مههم تر پاش وایسادم (چقدم همچیش خوب پیش رفت😁)
و یه سری تصمیمای به تعویق افتاده ی دیگه رو هم انجام دادم
بازم هستن اونا یکم سخت ترن ولی انجامش میدم
استاد من روزیکه خیلی بهتر از قبل خودم رو شناختم فهمیدم چمه فهمیدم چرا اینجوریم
چرا کارارو نصفه نیمه رها میکنم
چرا با وجود شرایط بد حرکت نمیکردم
چرا عمل نمیکردم به تصمیماتم
چرا هیچوقت حتی وقتی آرایش میکردم حس خوبی نسبت بخودم نداشتم
چرا وقتی حتی بهترین لباسو میپوشم بازم حس خوبی نسبت بخودم ندارم
چرا اتفاقات خیلی بد برام میوفته و چرا بدترین وجه آدمارو برانگیخته میکردم
وقتی چراییه اینارو فهمیدم و دیدم چقدر من سالها ناآگاهانه خودم رو خورد کردم
خیلی درد داشتن برام اصلا گریم گرفت
اما دارم کم کم میپذیرم و تغییر میکنم…
من بااااید یه آیدای جدید بشم و میشم
استاد عاشقتونم یه عااالمه و بخاطر همه راهنماییاتون ازتون سپاسگزارم❤
قبل از شنیدن این فایل هدفم خرید دوازده قدم بود ولی الان ب نسبت قبل با هدایت خداوند مطمعن تر شدم به خرید بسته عزت نفس اول از همه
استاد من ی تفاوتی ک با بقیه داشتم این بود که برعکس بقیه ک پست میذاشتن و فضای مجازی فعال داشتن ،من دور بودم از این جو…ن بخاطر اعتماد بنفس و عزت نفس..بلکه بخاطر عدم اعتماد بنفس ولی ب شکلی دیگه
چون فکرم این بود جذابیت کافی ندارم درحالی که واقعا اینطور نیست
فک میکردم نباید خودم رو تو فضای مجازی نشون بدم چون از بقیه کم دارم ولی در واقع خیلی امتیازات مثبت هم دارم
و خلاصه میخوام بگم همیشه حضور پررنگ داشتن نشونه کمبود عزت نفس نیست بلکه انزوا داشتن هم ی نمود دیگه از کمبود اعتماد بنفس هست و ما نباید خودمون رو در کلمات گول بزنیم بلکه اصل و هدف استاد رو باید درک کنیم
من زیاد اهل عکس نبودم اهل شو آف نبودم اهل استوری نبودم بخاطر عدم اعتماد بنفس…و خیلی ها ک خودشون رو نشون میدن بازم در شکل و پوسته ای جدید نشونه کمبود اعتماد بنفس هست هرچند خیلی محو و مخفی هست
درواقع باید خود خود اصلی مون باشیم طوریکه اگه خودمون رو چه نشون بدیم چه نشون ندیم از درون خودمون احساس کم ارزشی و خجالت نداشته باشیم
این خیلی کار داره
استاد حق دارن وقتی عزت نفس داشته باشیم تحت هر شرایطی له و خورد نمیشیم و همواره سرمون بالاست
من خودم ب شخصه فعلا عزت نفسم خیلی کمه و خودمم کاملا آگاهم
همین که نظر دیگران برام مهمه و در واقع اهرم حال خوب و بد من هست یعنی کمبود دارم.
این حرفتون استاد خیلی خوشایندم شد که هر وقت دیدید حرف و عملتون میخواد شما رو در نظر بقیه نشون بده و در واقع جلب توجه کنه همون موقع باید دهنمون رو ببندیم
خدایا من نمیتونم همه رو راضی کنم اصلا امکانش نیست چون هرکسی تفکرو سبک خاص خودش رو داره و ایجوری همیشه در رنج و عذاب هستم ،مث همین الانم
ولی از خداوند هدایت میخوام برای تشخیص مسیر درست ،علاقه شخصی و سبک مورد علاقه م،واقعیت حتی خودم رو دقیق نیمشناسم ،چطور انتظار دارم همه همه بهم احترام بذارن و طبق میلم پیش برن وقتی خودم خودمو نمیشناسم
شناخت یعنی دقیقا بدونم چی ازخدا میخوام با اطمینان و قطعی
خدایا ازت میخوام هزینه خرید بسته عزت نفس رو ب دستم برسونی خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند در دو دنیا باشیم
امروز یه فایلی رو دیدم ، موضوع فایل روانشناسی ثروت بود ولی یه جاهایی اشاره میکردید به عزت نفس و ارتباط اون با مهارتهای فردی هر شخص.
از اونجایی که به لطف الهی یه سری مهارت های شخصی دارم ولی هنوز نتونستم ازشون کسب درآمد کنم گفتم این کلید واژه ای که توی صحبتهای استاد عباس منش هست خیلی مهمه . این پاشنه آشیلم هست. عزت نفس . اولین کاری که کردم دوره عزت نفس رو گذاشتم توی سبد خریدم. هنوز هم هیچ ایده ای ندارم که از کجا قراره پولشو بیارم ولی مطمئنم خداوند به ازای هر یک قدم من نه هزار قدم بلکه هزاران کیلومتر به طرف من میاد.
از اونجایی که هر محصول کلی فایل آگاهی داره. فایلهای مرتبط با عزت نفس رو باز کردم. گفتم بذار با آگاهی ها شروع کنم. بذار عزم جدی خودم رو برای بهبود عزت نفس به جهان اثبات کنم.
و باورم نمیشه برای همین یه فایلی که قبلاً هم چند بار دیده بودمش پنج صفحه متن مکتوب کنم.
یادمه قبلاً برام این موضوع باعث اضطراب شده بود که اصلا مشهور شدن چیز خوبیه یا نه. الان به نوعی پاسخش رو گرفتم ، اصلا خود همین نگرانی از اهمیت داشتن نظر دیگران میاد. و همین اهمیت و توجه داشتن نظر دیگران پیش زمینه شرک میشه. استاد چقدر شما بی نظیر روی خودتون کار کردین. شما مبنای کار رو توحید قرار دادین. الان میبینم عزت نفس اون خط باریک بین توحید و شرکه.
اونیکه عزت نفس داره و محتاج توجه و نظر دیگران نیست انسان موحد تریه،و اونیکه محتاج نظر و توجه دیگرانه به طرف شرک کشیده میشه.
یاد اون تعهد روز اول شروع به کارتون افتادم که همیشه توی فایلها میگید، تعهد دادین و درخواست کردین پیام رسان توحید باشید.
یه جایی ذیل توضیحات شما ، بیاد یه موضوعی افتادم که یادم نیست اینو توی چه کتابی خوندم یا از شاید توی چه سخنرانی شنیدم … و اون اینکه «آدم ها اونقدر به دیده شدن و توجه دیگران اهمیت میدن، که بد توجهی رو به بی توجهی ترجیح میدن» یعنی افرادی که مدلهای عجیب لباس یا آرایش دارن. یا افرادی که کارهای عجیبی میکنن، یا وارد مسائل خلاف و جرم و بزهکاری و خشونت میشن، آدمهایی هستن که به دنبال کسب توجه و تأیید دیگران هستن. حتی برخی از خانمها تو روابط شون خودشون رو به بیماری میزنن،یا بحث و مشاجره میکنن تا فقط دیده بشن، و از حالت «نادیده گرفته شدن» در بیان. یا برعکس اون آقایونی که با رفتارهای نامناسب به دنبال قدرتنمایی هستن.
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیز بخاطر این فایل و این آگاهیهای توحیدی.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر وجود ارزشمند تون و بخاطر این سایت.
در پناه جان جانان رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
من یاد گرفتم که از خودم سوال کنم که آیا کاری که میخوام انجام بدم برای خودم و رضایت خودمه یا دیگران ؟؟؟
من یاد گرفتم که همواره برای خودم زندگی کنم .
من یاد گرفتم که دیگرانی در زندگی من وجود ندارن
من یاد گرفتم که دوباره اولویت هامو بهتر مشخص کنم .
یادگرفتم که هرچقدر دنبال جلب توجه باشم بیشتر از اصل خودم دور میشم .
یادگرفتم این انسانهای بزرگی که استاد ازشون اسم برد رو الگو قرار بدم مثل خوده استاد و بیشتر به این پی بردم که چنین اشخاص بی حاشیه ای چقدر با خودشون تکلیفشون معلومه ،چقدر خودشونو خوب میشناسن و چقدر با خودشون و خدای خودشون زندگی میکنن و درصلحن اشخاصی مثل انیشتین که بدون حتی یک شبکه اجتماعی معروفترین فرد کره ی زمینه ، اشخاصی مثل وارن بافت که با وجود بودن در بالای جدول ثروتمندان اما مثل همیشه بدون اضافه کاری کاراشو انجام میده و اصلا دنبال جلب توجه نیست ،اشخاصی مثل استاد عباس منش عزیز که چقدر در مسیر درست حرکت کردن همواره و با اینکه میتونه هزاران برنامه شرکت کنه و حتی بهترین محتواهارو درست کنه ،اما همیشه سعی میکنه که تنها اولویتش احساس خوبش و اتصال و ارتباط عمیقی با این نیرو باشه ، شخصی که تو الگوهایی که میبینم نهایت عزت نفسه نسبت به جایی که شروع کرد و الان جایگاهی که داره و انقدر آزاد و رها نسبت به همه چیز ، یاده طوفان مایکل افتادم که فایلش و استاد گذاشته رو سایت و صحبت میکنه و انقدر رها و آزاد صحبت میکنه فارغ از اینکه طوفان شاید کل زندگیشو تو فلوریدا از بین ببره میشه اون آرامش و رها بودنو حس کرد تو چهره و کلام استاد ، استادی که تمام اولویتش احساس خوبشه در هر لحظه و درگیر مسابقه ، جلب توجه ، بیشتر کردن فقط صفرای بانکی نیست ، یه جایی استاد گفتن که ثروت به معنای بی نیازیه نه زیاد کردن صفرای بانکی و مسابقه و چقدر خودشون دارن عمل میکنن به آگاهی ها و گفته هاشون ،
من یاد گرفتم که حتی استاد هم در این جایگاه راه دورو درازی داره برای رفتن و بهبود و بهبود و من باید تلاشمو برای آگاهانه زندگی کردن برای بهتر زندگی کردن برای هماهنگی میان ذهن و روحم هزاران برابر بیشتر کنم و فقط ننویسم و حرفشو نزنم بلکه جهاد اکبری که به راه انداختم و با تمام وجود ادامه بدم و هرروز سعی کنم با یک ترسم روبه رو بشم و برم تو دلش و بدونم که هر قدمی که به سوی موفقیت برداشته میشود ،حاصل مواجه شدن و کنار زدن یک ترسه ، ترسی که موهبت و باعث میشه ایمان معنا بشه اما به شرطی که همواره در صدد بهبود شخصیتم باشم و همواره با شجاعت قدم بردارم و بدانم و به یاد بیارم که کیم و بعد برای خودم زندگی کنم و به خدایی باور داشته باشم که هدایت و حفاظت از مرا برخود واجب کرده است .
من عاشقتونم عزیزانم
الهی خوشبختی و سعادت و آرامش حقیقی سهم تک به تک لحظه هاتون باشه .
استاد همین الان داشتم روی این فایلتون کار میکردم که رسیدم به اون جایی که گفتید پایه و اساس زندگی ات را برا این اساس بگذار که انسان ارزشمندی هستید و نیاز نداری دیگران ارزش تورا مشخص کنند که یهو یاده یه فایلی از اسطوره فوتبال کریستیانو رونالدو افتادم که یه جایی باهاش زمانی که خیلی جوون بود باهاش داشتن مصاحبه میکردن که چند تا از بازیکنایه دیگه منچستر هم بودن بعد اون خبرنگار به اونا میگه بهترین بازیکن تاریخ فوتبال کیه ریو فردیناند میگه مارادونا رونالدو با اعتماد به نفس بالا میگه ( من ) بعد همه میخندن خواستم بگم که واقعا منی که تصمیم دارم این راهو برم باید مثل کریستیانو خودم لایق بهترینا بدونم و اصلا و ابدا به نظر و حرف دیگران کار نگیرم الان چند روز دارم روی همین زمینه روی خودم کار میکنم خوشبختانه حواشی زندگیم داره روز به روز کم تر میشه خدارو شکر
روز 99 – فصل چهارم تحول زندگی من
.
.
خدایا شکرت استاد عزیز از وقتی فهمیدم که یه سری ویژگی های انسانی ما داریم و اینها همیشه در وجود ما هستند و ما باید سعی کنیم کمرنگ تر کنیم مثل عجول بودن ، مثل همین نیاز به توجه و…. نیاز های دیگه سعی کردم که بهشون غلبه کنم اولش واقعا سخت بود برای من ولی به محض اینکه با این مقوله آشنا شدم که میتونه تاثیرات منفی در وجود من قرار بده و عزت نفس من رو بیاره پایین همیشه از خدا خواستم که خدایا کاری کن که خیلی از چیز هایی رو که میخرم نفهمند افراد دیگه مخصوصا زمان هایی که یه سری افراد تو رو مسخره میکنند به خاطر ظاهرت یا وسیله ای که داری برام پیش اومده و بعدش که یک وسیله بهتر میخری هی ذهنت نجوا میکنه که برم نشون فلان بدم دهنش بسته بشه اما من از خدا خواستم اونهایی که اینجور شخصیت هایی دارند رو نبینم و همین اتفاق افتاد به صورت معجزه آسا انقدر سریع که من متوجه سرعتش نشدم و خداروشکر میکنم که الان هر چیزی میگیرم یا تجربه ای دارم سعی میکنم اعتماد به نفس خودم رو گره نزنم به عامل بیرونی مثل حرف دیگران چون این اعتماد به نفس خیلی ناپایدار هست چرا؟ چون هر کسی میاد یه چیزی میگه و مثل این میمونه که پایه یک خونه رو و پی یک ساختمان رو روی گل بنا کنی قطعا فرو میپاشه اون ساختمان مثل همون داستان فامیل شما که گفتید هر چیزی که برای خونش میگرفته شما رو دعوت میکرده داخل خونش که بهتون بگه من این رو خریدم و بعدش اون اتفاق افتاده من به محض اینکه این داستان رو شنیدم گفتم خدایا من فقط خودم و اطرافیانم مثل پدر ومادر دوست دارم که ببینند که من چیزی خریدم یا تحسین کنند من رو و کسی نمیخوام بفهمه و توجه کنه به این چیزی که من گرفتم که مبادا من توی ذهنم بیاد که اعتماد به نفسم رو گره بزنم به حرف دیگران و خوبیش اینه که وقتی همه چیز رو از خدا میخوای همه کار برات میکنه و همینجوری هم شد به لطف خدا چون من قبلا آدم برون گرایی بودم و سعی میکردم انسان صادقی باشم به همین خاطر خیلی اذیت میشدم و به همین دلیل این تصمیم رو گرفتم که صادق بمونم اما هر چیزی رو بقیه نگم چون دردسر برام ایجاد میکنه و در راستای احساس خوب=حال خوب نیست
.
حتی از وقتی این آگاهی اومد توی ذهنم که شما گفتید من میخواستم اسم دوره قانون سلامتی رو چیز دیگه ای بزارم که اسمش انگار حالت تبلیغاتی داره و از این اسم های عجیب و غریب که بقیه میزارند نذاشتم من هم اینجوری عمل کردم من ویدئو میسازم و داخل یوتیوب منتشر میکنم ، داخل یوتیوب خیلی از افراد از عنوان های دروغین و به اصطلاح کلیک بیت استفاده میکنند و عکس های فیک که مثلا فلان چیز رو خریدم اما میبینی که یه ویدئو رو داره بررسی میکنه من به خودم گفتم فقط از چیز هایی که داخل ویدئو گفت شده یه جمله جذاب مینویسم همین در بدترین حالت با آب و تاب تعریفش میکنم تو عنوان و هیچوقت مخاطب خودم رو توی حتی یدونه ویدئو هم گول نزدم و همیشه هرجا که تونستم گفتم بلد هستم و جاهایی رو که بلد نبودم گفتم بلد نیستم همین و شده بعضی جاها رو اشتباه گفتم داخل کپشن ویدئو اصلاح کردم یا اعلام کردم که اینجا رو اشتباه گفتم خدارو شکر هم تا الان نسبت به بقیه کمترین کامنت های منفی رو دریافت کردم یعنی انقدر کمه که میتونم بگم نیست و انقدر افراد میان از تجربه های خودشون کامنت های طولانی برام مینویسند
.
خیلی ممنونم استاد از این اگاهی که به ما گفتید من زمانی که این فایل شما رو شنیدم و به این تیکه رسیدم که ما همه چیزمون رو بر اساس نظر دیگران انتخاب میکنیم فایل رو استاپ کردم گفتم راست میگه چقدر پوچ هست زندگی اینجوری و یه جورایی از اوایل هم این احساس در من بود که بقیه خیلی از کارها رو برای نظر دیگران انجام میدادند مثلا یه رسمی بود الان نمیدونم هنوز هست یا نه که وسایل عروس رو میذاشتن تو خونش و بقیه خانوم ها میرفتند و نگاه میکردند که فلانی چی خریده فلانی برای بچش چی خریده و… و خیلی از افراد رو میدیدم که به خاطر همین رسم مزخرف هزینه های سنگین میکردند که بقیه میخوان ببینند مثلا یه بار پدرم رفته بود خونه یکی از همین تازه عروس ها بعد یکی دو سال که یه کاری انجام بده بعد گفته بود فلانی این سرویس رو که پدرت گرفته و (میدونستم که پدر اون دختر شرایط مالی خوبه نداشتن و فشار روش بوده برای خرید اون وسیله) چند بار از این وسایل که اینقدر پولش هست استفاده کردی ؟ میگه دختره گفت یکبار هم توی این یکی دو سال استفاده نکردم . و من این داستان که داشت تعریف میکرد پدرم گفتم ملت دیوونه هستند واقعا و به خودم گفتم که خدایا من فقط دوست دارم اون چیزی رو که لازم هست رو بخرم و بدردم میخوره .
.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
استاد جاااانم سلام
امروز در فایل 99 سفرنامه رسیدم به این فایل
راستش وقتی گوش میدادم یه لایک به خودم دادم،به تغییراتم در کنارتون استاد
البته که اول راهم ولی تو این مسیری که با شما تا اینجا اومدم متوجه کلی تغییرات تو وجود خودم شدم
اول اینکه واقعا مثل سابق دنبال توجه دیگران نیستم البته که تو وجودم هست ولی نه مثل گذشته که حالا پونه تلاش کن اینجوری بگن،دیگران در موردت اینجوری فکر کنن …
میبینم سرم تو زندگی خودمه و پیدا کردن راه درست پیشرفت و رسیدن به ارامش و ازادی مالی و زمانی…
حالا هر کی هر جور میخواد فکر کنه من مسیر خودم رو میرم
دوم در مورد باور فراوانی که چقدر باورهام قوی شده،امروز تو صحبت های عزیزی دبدم چقدر باور کمبود داره موج میزنه تو وجودشون ولی من چقددددر عوض شدم،باور دارم ثروت مثل اکسیژن هست و فراوانه
خدایا شکررررت برای این همه تغییرات
استاد سپاسگزارم ازتون
استاد جان مرسی که هستی
به نام خدای نور
چند درصد از کارهایی که انجام می دهید، به خاطر مورد توجه قرار گرفتن، توسط دیگران است؟میشه گفت 80ددصد کارایی که انجام میدم برای تایید و مورد توجه قرار گرفتن بقیس من حتی کامنتی که توی سایت میذارمم سعی میکنم به بهترین شکل بنویسم و بعد مدتی میرم چک کنم که ببینم چقدر رای گرفته چند نفر پاسخ دادن چقد امتیاز گرفته اصلا اگر اون توجهی که باید و دریافت نکردم یکم میخورد توذوقم الان که به اینا اگاه شدم قرار نیست این روندو ادامه بدم و فقط برای تعهدی که دادم بعد از هرفایل یه کامنت میذارم تا خودمو بیشتر بشناسم. میدونی الان که بهش فکر میکنم یسری کارارو انجام میدادم فقط واسه اینکه مورد تایید شخص خاصی باشم مثلا عکس تو مجازی میذاشتم تا اون شخص لایک کنه یا ریپلای کنه و اگر لایک هام کم باشه حس میکنم به اندازه کافی خوب نیستم الان که دیگه خیلی کم میرم توفضای مجازی خیلی حالم بهتره و تعهد میکنم که کاری و انجام بدم که مورد تایید خودم باشم نه دیگران و برای هرکاری ازخودم بپرسم من ازاین کار لذت میبرم؟دارم برای خودم انجامش میدم یا بقیه؟ جوابش هرچی بود بهش عمل میکنم و هروقتم حس کردم که حرفی که میخوام بزنم برای اینه که توجه کسب کنم ساکت میمونم و حرفمو نمیزنم دیگه چون من فقط میتونم مورد تایید خودم باشم و خودم از خودم راضی باشم من درراضی کردن دیگران باید ناتوان باشم و بهش فکر نکنم دیگران مگه مهمن؟ نه فقط خودم مهمم حواسم باید به درون خودم بیشتر باشه من عاشق خودمم من ارزشمندم و باید مورد تایید خودم باشم نه دیگران.
چند درصد از رفتارهای شما، برای راضی نگه داشتن همسرتان… فرزندتان … رئیس تان … جامعه و … است؟بازم میگم فکر میکنم میشه گفت 80 درصد شایدم 60 درصدنمیدونم ولی الان که بهش فکر میکنم یادم میاد که چقدر ار کارهام فقط برای این بود که واو عاطی انقد توی این چیز خفنه یا یسری کارها و حرف ها و مشاوره هایی رو به بقیه میدادم دوستام تعریف میکردن ازم که چقدرخوبه که توی این موضوع انقد خوب حرف میزنم و کاربلدم و من از این تعریف ها خوشحال میشدم و سعی میکردم توی مدرسه و جمع ها بیشتر اینکاروانجام میدادم که چقدر احساس عدم لیاقت و اررشمندی و رو میشه توی اینکارن دیدالبته اینا مال خیلی وقت پیش میشه و الان مدتی هست که اگاه شدم و اصلا اینکارو انجام نمیدم و برای خودم اررش قائل شدم و البته باز جا دارم برای پیشرفت.
اگر مسئله ای به نام «تایید شدن توسط دیگران» یا «جلب توجه آنها» اهمیتش را برای شما از دست بدهد، چقدر از کارهایی از زندگی روزمره ات حذف می شد که تا الان بخش مهمی از اولویت، انرژی، تمرکز و حتی پول شما را صرف می کند؟شاید دیگه برای هرچیز کوچیکی که حتی به چشم هم نمیاد انقد کمالگرا نبودم شاید انقد دیگه درگیر ارایش کردن نبودم من خیلی وقت فقط برای مکان های خاصی که میخوام برم ارایش میکنم و بقیه روزا بدون ارایشم شاید برا همون زمان که مکان خاصی که میخوام برمم درگیر ارایش کردن نمیشدم شاید دیگه انقد توفضای مجازی وقت نمیگذروندم انقد ازخودم عکس و فیلم استوری نمیکردم انقد هرجایی که میرم ازاونجا استوری نمیذاشتم و ازفضای اونجا لذت میبردم و درگیر گوشی نمیشدم خیلی بیشتر غرق زندگی واقعی میشدم خیلی از سریال ها،فیلم ها،اهنگ ها،پیج ها،استوری ها و متن هارو نمیذاشتم که بقیه بگن واو اینم این اهنگ هارو گوش میده این فیلم هارو میبینه این پیج هارو فالو داره واو چه متن خفنی استوری کرده چقدر خوبه که به این درک رسیده اصلا میدونی دیگه اصلا قرار نیست اینکارارو انجام بدم فقط کاری رو میکنم که خودمو راضی نگه دارم نه بقیرو و حتی اگر یه درصد حس کردم اینکارو برای بقیه دارم انجام میدم ازش دست میکشم و انجامش نمیدم من فقط باید برای خودم زندگی کنم نه بقیه کاری که بهم حس خوبی میده رو انجام میدم نه کاری که مورد تایید بقیه باشم من باید خودمو راضی نگه دارم نه بقیرو.
“تغییر اساسی زندگی من از ساختن عزت نفس من شروع میشه تغییر شخصیت و رفتارهای من از ساختن عزت نفس من شروع میشه”
وقتی داشتن متن های بالارو مینوشتم ذهنم مقاومت میکرد و هعی نجوا میداد که نه این یکی رو نگو چرا بقیه نقصتو ببینن؟باز بی نقص باش نه دیگه این یکیرو نگو بقیه میفهمن چقد قبلا حس عدم لیاقتت بیشتر بود ولی باز ادامه دادم و نوشتم من باید با خود واقعیم درصلح باشم خوده واقعی من اینه و این کامنتم نوشتم تا باخود واقعیم بیشتر اشنا بشم و بیشتر خودمو بشناسم و برای خودم ارزش و لیاقت بیشتری قائل بشم و به خودم عشق بورزم.
خدایاشکرت برای دریافت این اگاهی ها خدایاشکرت که به خودم حقیقم بیشتر دارم نزدیک میشم و با درون خودم دارم به صلح میرسم خدایا این ارامشی که دارم ک شکر خدایاعاشقتم.
ثروتمند موفق سلامت و شاد باشید.
سلام به خدای مهربانیهاا و زیباییها و سلام به همه دوستان عزیزم
چقدر دقیق یکی از علتهای مخفی در من که خودشو در لباس شیک پوشانده بود و علت خیلی از ناراحتیهای منم هست مبتلا شدن به جلب توجه است واین موضوع ریشه دارد است من همیشه درد دیده شدن رو داشتم ولی هیچ وقت موفقیتی که موجب رضایت بقیه باشه رو کسب نکردم تا مورد تحسبنشون باشم این برام همیشه ضعف بوده و چون انقدر تکرار شد فک کردم دیگه ناتوانممم برای موفق شدن ولی اینجا یاد گرفتم باید نکات مثبت رو بیرون بکشم تا این به ظاهر ضعف بشه قوتم و حس خوب بگیرم و طبق قانون خودبه خود بقیش درس میشه اینکه این خواسته مورد تحسین قرارگرفتن یا شهرت بد نیست نکته ای که من یاد گرفتم این بود که دارم برای رسیدن به خواستم چه بهایی رو میدم خیلیهاابه قول استاد شدن فالور فالورهاشون یعنی هرچی بقیه دوست دارن و راضیشون میکنه رو انجام میدن تا مورد رضایتشون قرار بگیرن تا مثلا معروف بشن نکته اینجاست مگه اون مردم دارن مشهور میکنن مگه قراره همه به یه روش خاص برن جلو تا موفق بشن مثلا یه چهره خاص یه رشته و شغل خاص در حالی که بینهایت فراوانی هست درجهان که طبق اون ادما درمدار هم قرار میگیرن یعنی کافیه یه نفر توراه علایق خودش قدم بزاره بر خلاف نظر اکثریت وقتی مصمم باشه جهان ازهمین فردم حمایت میکنه اینجاست که طرف میدونه اعتبار این موفقیته از خداست یعنی اگر شهرت بخوای تدا بهت میده کافیه قدرتو بدی به خدا و از مسیر علاعقت لذت ببری همین
من قبل آشنایی با قوانین همیشه دوست داشتم شهرت داشتم و موفقیتم رو وابسته به یک ظاهر و موقعیت خاص میدیدم همش از بقیه تقلید میکردم هرچی میگفتن رو دنبال میکردم انگار یه نقاب دروغی به خودم داشتم من انگار خودم رو تجربه نکرده بودم کلی توانایی که پشت این نقاب مونده بود وقتیم که با قانون آشنا شدم انگیزه ای در من ایجاد شد تا بتونم خودمو نشون بدم گفتم ا حالا که انقدر توانا هستم قانونم اینه پس خودمو نشون میدم یه حس جلب توجه در لتیهای زیرینم به شکل شیک نشون میداد و علتش اون حس عجله در موفقیتم و حتی نگرانی بابت موفقبت دیگران بود که نکنه فلاانی زودتر از من موفق بشه در واقع من هم قانون تکاملو دقت ننیکردم هم انقدر حس ارزشمندی نداشتم که خودمو در مسابقه با دیگران قرار میدادم من اینطوری فهنیدم که موضع این نیست که تو تیپ و ظاهر و سلیقه خاصی که میخوای رو نزن موضوع اینکه که قبلش از خودت بپرسی واسه چی میخوای اینکه دوست داری و خواستتته یا بگی مثلا منم هستم درواقع نقطه بارز کسانی که اهل جلب توجه نبستن این نیست که محبوبیت و شهرت رو نمیخوان موضوع اینه که اون کار خاصو برای خودشون انجام میدن برای رضایت خودشون نه کس دیگری این افراد در مسیر مورد علاقشون حتی اگرم تازه کار باشن و کلی ایراد گیر منتها باباورهایی که دارن نسبت به عکس العمل بقیه بی تفاوتن و دررمسیر خواستشون حرکت میکنن نمونش استاد عباس منش عزیز که برای خوش اومدن منو شما حرف نمیرنه داره برای خودش زندگی میکنه از مسیر علاقش مول در میاره شهرت و محبوبینم داره براشم مهم نیس خوشمون بیاد با یه سری حرفا یا نه چون میدونه روزی دهندش ما نیستیم خداست اگه این نباشه یه روزی خدا از یه دست دیگه روزی میده پس فقط داره لذت میبره دقتم کنید تو فایلا استاد میگن من حتی نمیدنم چقد ثروت دارم یا فلان استاد تو این کار موفقیت به کجاها رسیده استاد میگه خودم و خداا من لذت میبرم فقطهمین .
سلام دوست عزیز ممنونم از کامنت عالی که نوشتی بسیاری از موضوعاتی که واقعا در لایه های زیرین ذهنم بود رو برام روشن کردید.
با توجه به اونچه که به طور کلی از عزت نفس یاد گرفتم این بود که با سوال پرسیدن از خودم به خودشناسی بیشتر برسم
هرچند که خود شناسی مثل یه دریای بی انتهاییه که تا آخر عمر ادامه داره…
اینکه جلب توجه چقدر میتونه ویرانگر باشه و تمام رفتارای مارو کنترل کنه
اینکه یکاری کنیم بقیه بگن واوووو،اینوووو،چقد باحاله،چقد خوشگله،چقد خفنه و….
نمیدونم چرا این یه جمله چقدر برای ماها لذت بخشه که بخاطر شنیدنش یا عکس العمل دیگران چکارا که نمیکنیم
همش به این فکر میکنم که واقعا شنیدن این جمله ی تایید از سمت دیگران چقدر مگه لذت بخشه یا چه تاثیری میتونه داشته باشه توی هویت و شخصیت اصلی ما؟!
اگر یکی منو تایید کنه یعنی من ارزشمندم؟؟
اگر یکی تایید نکنه چی؟؟؟
قراره چیزی ازم کم بشه؟
من به این جمله ی استاد رسیدم که گفتن:
مارو از خوده واقعیمون دور میکنه
انقدر از خودت دور میشی که یادت میره سبک شخصیه زندگیت چی بوده
اصلا مردم کین؟؟ مردمی توی زندگی ما وجود ندارن
مگه اون مردم میخوان چیزی از زندگی من رو تامین کنن؟
مگه من گیره یه تایید هستم؟؟
مگه یکی منو تایید نکنه زندگیه من بهم میریزه؟ یا حتی درست میشه؟؟؟
این مردم همیشه حرف دارن که بزنن
من قبلا دیده بودم حتی ارزشهایی که واقعا ارزشای خوب و درستی هستن مثل سپاسگزاری
وقتی میان و درمورد همین سپاسگزاری استوری میذارن مردم مسخره میکنن!
دیگه بماند که در مورد چهره و ظاهر دیگرانم خودشون رو یه قاضی میبینن
من احساس میکنم ماها مردم رو قاضی زندگی خودمون کردیم ازشون بت ساختیم
اونها قضاوت کنن که من چی باشم
تهشم میشه حکایته ملانصرالدین و الاغش
اخرش چیش؟!
الاغش سوارش شد!! اره ماییم که با این کارا از دیگران و نظرشون و وجودشون بت میسازیم
بقول استاد نظر و انتقاد و حتی تعریف مردم اندازه پشیزی اهمیتی نداره(ینی باعث حال بد و خوب من نیست)
مگه داریم برای مردم زندگی میکنیم؟
مردم توی زندگی ماااا وجووود ندارن
ما ناتوانیم از راضی نگه داشتن دیگران اما توانا هستیم از راضی کردن خودمون
گاهی وقتا علت اینکه حرف مردم یا جلب توجهشون مهمه بخاطر اینه که ما خودمونو خوب نمیشناسیم…
اگر بفهمیم کی هستیم چرا هستیم
چه ویژگی ها و علایقی داریم و درک کنیم این دنیا سرشار از تفاوتها و تنوع هاست و اتفاقا این زیباییه جهانه بهتر میتونیم بپذیریم اونچه رو که هستیم و میخواییم باشیم
مثلا توی جامعه ی دخترا
ما دخترا باورمون اینه که اگر آرایش کنی و تیپ خاصی بزنی دیگران عاشقت میشن و دورت جمع میشن (مخصوصا بخاطر جنس مخالف)
اما اینطور نبود و نیست هرچند من هنوز توی موضوع آرایش کردم خیلی ضعف دارم
اما امروز پا روی ترسم گذاشتم (بعد از ۱۳ سال) که اینطور زندگی میکردم با تمرین و آگاهیای عزت نفس خیلیییی ساده تر رفتم بیرون
اولش داشت گریم درمیومد و وقتی این واکنشو نسبت به خودم دیدم فهمیدم توی این مورد خیلیییی باید تمرین کنم
اینبار گفتم چرا باید همیشه موهامو دوساعت درست کنم و برم؟ اینبار ساده تر میرم مگه چشه؟؟
چرا باید سه ساعت جلوی آینه لباسامو مرتب کنم مگه میخوام با لباس ناجور برم؟؟؟ یا نامناسب؟؟ ملومه که نه
مگه قیافم کجه که هی بشینم آرایش کنم البته من خیلیم آرایش نمیکنم به نسبت خیلیا اما باید بتونم بدون هیییچ ارایشی برم بیرون
بعضی وقتا خندم میگیره که چرا باید درگیر یه همچین موضوعی بشم
زندگی انقدر کوچیکه ینی؟؟
قانونه مگه؟ واقعا اول که زدم بیرون داشتم ضعیف عمل میکردم
اما گفتم محکمممم راه برو
فارغ از همچی تو ارزشمندی و به خودت ایمان داشته باش
شروع کردم با خدا حرف زدن همش میگفتم خدایا کمکم کن خیلی این موضوع من رو اذیت میکنه
و به طرز عجیبی وقتی برگشتم خونه احساس بهتری داشتم و اتفاقا اینم بگمااا هیچ اتفاقی نیفتاد😐😂
الله اکببررررر نگاه کن واسه ی چه چیزایی ما خودمونو اذیت میکنیمو میترسیم
خیلی حس بهتری دارم چیزی جز لبخند مردم نسیبم نشد!
واقعا هیچی نبود
بعد از اییین همه سااال انجامش دادم اما یه برنامه ریختم تقریبا هر روزی که میرم بیرون اینکارو انجام بدم تا عادی بشه
استاد این چیزی بود که من در برابر حرفاتون مقاومت داشتم میگفتم اییین یکیو دیگ استاد زیاده روی میکنه و….
در مورد آرایش کردن…
و گفتم آهاااا همینه اتفاقاا همییییین مورد باید تغییر کنه
استاد من بتازگی با یکی از اعضای خونوادم بسته عزت نفس رو خریدیم و در عرض کمتر از یک هفته واقعا پیشرفت داشتم
یکیش همین مورد بود
حتی تصمیمیو گرفتم که دوسااال نتونسته بودم بگیرم
و چقدر باعث پیشرفتم شده از وقتی اون تصمیم رو گرفتم و از همه مههم تر پاش وایسادم (چقدم همچیش خوب پیش رفت😁)
و یه سری تصمیمای به تعویق افتاده ی دیگه رو هم انجام دادم
بازم هستن اونا یکم سخت ترن ولی انجامش میدم
استاد من روزیکه خیلی بهتر از قبل خودم رو شناختم فهمیدم چمه فهمیدم چرا اینجوریم
چرا کارارو نصفه نیمه رها میکنم
چرا با وجود شرایط بد حرکت نمیکردم
چرا عمل نمیکردم به تصمیماتم
چرا هیچوقت حتی وقتی آرایش میکردم حس خوبی نسبت بخودم نداشتم
چرا وقتی حتی بهترین لباسو میپوشم بازم حس خوبی نسبت بخودم ندارم
چرا اتفاقات خیلی بد برام میوفته و چرا بدترین وجه آدمارو برانگیخته میکردم
وقتی چراییه اینارو فهمیدم و دیدم چقدر من سالها ناآگاهانه خودم رو خورد کردم
خیلی درد داشتن برام اصلا گریم گرفت
اما دارم کم کم میپذیرم و تغییر میکنم…
من بااااید یه آیدای جدید بشم و میشم
استاد عاشقتونم یه عااالمه و بخاطر همه راهنماییاتون ازتون سپاسگزارم❤
فتبارک الله احسن الخالقین
تعهد روز نود ونهم
سلام استاد عزیز و تمامی دوستان همراه
قبل از شنیدن این فایل هدفم خرید دوازده قدم بود ولی الان ب نسبت قبل با هدایت خداوند مطمعن تر شدم به خرید بسته عزت نفس اول از همه
استاد من ی تفاوتی ک با بقیه داشتم این بود که برعکس بقیه ک پست میذاشتن و فضای مجازی فعال داشتن ،من دور بودم از این جو…ن بخاطر اعتماد بنفس و عزت نفس..بلکه بخاطر عدم اعتماد بنفس ولی ب شکلی دیگه
چون فکرم این بود جذابیت کافی ندارم درحالی که واقعا اینطور نیست
فک میکردم نباید خودم رو تو فضای مجازی نشون بدم چون از بقیه کم دارم ولی در واقع خیلی امتیازات مثبت هم دارم
و خلاصه میخوام بگم همیشه حضور پررنگ داشتن نشونه کمبود عزت نفس نیست بلکه انزوا داشتن هم ی نمود دیگه از کمبود اعتماد بنفس هست و ما نباید خودمون رو در کلمات گول بزنیم بلکه اصل و هدف استاد رو باید درک کنیم
من زیاد اهل عکس نبودم اهل شو آف نبودم اهل استوری نبودم بخاطر عدم اعتماد بنفس…و خیلی ها ک خودشون رو نشون میدن بازم در شکل و پوسته ای جدید نشونه کمبود اعتماد بنفس هست هرچند خیلی محو و مخفی هست
درواقع باید خود خود اصلی مون باشیم طوریکه اگه خودمون رو چه نشون بدیم چه نشون ندیم از درون خودمون احساس کم ارزشی و خجالت نداشته باشیم
این خیلی کار داره
استاد حق دارن وقتی عزت نفس داشته باشیم تحت هر شرایطی له و خورد نمیشیم و همواره سرمون بالاست
من خودم ب شخصه فعلا عزت نفسم خیلی کمه و خودمم کاملا آگاهم
همین که نظر دیگران برام مهمه و در واقع اهرم حال خوب و بد من هست یعنی کمبود دارم.
این حرفتون استاد خیلی خوشایندم شد که هر وقت دیدید حرف و عملتون میخواد شما رو در نظر بقیه نشون بده و در واقع جلب توجه کنه همون موقع باید دهنمون رو ببندیم
خدایا من نمیتونم همه رو راضی کنم اصلا امکانش نیست چون هرکسی تفکرو سبک خاص خودش رو داره و ایجوری همیشه در رنج و عذاب هستم ،مث همین الانم
ولی از خداوند هدایت میخوام برای تشخیص مسیر درست ،علاقه شخصی و سبک مورد علاقه م،واقعیت حتی خودم رو دقیق نیمشناسم ،چطور انتظار دارم همه همه بهم احترام بذارن و طبق میلم پیش برن وقتی خودم خودمو نمیشناسم
شناخت یعنی دقیقا بدونم چی ازخدا میخوام با اطمینان و قطعی
خدایا ازت میخوام هزینه خرید بسته عزت نفس رو ب دستم برسونی خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند در دو دنیا باشیم
سلام و درود به استاد عزیزم
امروز یه فایلی رو دیدم ، موضوع فایل روانشناسی ثروت بود ولی یه جاهایی اشاره میکردید به عزت نفس و ارتباط اون با مهارتهای فردی هر شخص.
از اونجایی که به لطف الهی یه سری مهارت های شخصی دارم ولی هنوز نتونستم ازشون کسب درآمد کنم گفتم این کلید واژه ای که توی صحبتهای استاد عباس منش هست خیلی مهمه . این پاشنه آشیلم هست. عزت نفس . اولین کاری که کردم دوره عزت نفس رو گذاشتم توی سبد خریدم. هنوز هم هیچ ایده ای ندارم که از کجا قراره پولشو بیارم ولی مطمئنم خداوند به ازای هر یک قدم من نه هزار قدم بلکه هزاران کیلومتر به طرف من میاد.
از اونجایی که هر محصول کلی فایل آگاهی داره. فایلهای مرتبط با عزت نفس رو باز کردم. گفتم بذار با آگاهی ها شروع کنم. بذار عزم جدی خودم رو برای بهبود عزت نفس به جهان اثبات کنم.
و باورم نمیشه برای همین یه فایلی که قبلاً هم چند بار دیده بودمش پنج صفحه متن مکتوب کنم.
یادمه قبلاً برام این موضوع باعث اضطراب شده بود که اصلا مشهور شدن چیز خوبیه یا نه. الان به نوعی پاسخش رو گرفتم ، اصلا خود همین نگرانی از اهمیت داشتن نظر دیگران میاد. و همین اهمیت و توجه داشتن نظر دیگران پیش زمینه شرک میشه. استاد چقدر شما بی نظیر روی خودتون کار کردین. شما مبنای کار رو توحید قرار دادین. الان میبینم عزت نفس اون خط باریک بین توحید و شرکه.
اونیکه عزت نفس داره و محتاج توجه و نظر دیگران نیست انسان موحد تریه،و اونیکه محتاج نظر و توجه دیگرانه به طرف شرک کشیده میشه.
یاد اون تعهد روز اول شروع به کارتون افتادم که همیشه توی فایلها میگید، تعهد دادین و درخواست کردین پیام رسان توحید باشید.
یه جایی ذیل توضیحات شما ، بیاد یه موضوعی افتادم که یادم نیست اینو توی چه کتابی خوندم یا از شاید توی چه سخنرانی شنیدم … و اون اینکه «آدم ها اونقدر به دیده شدن و توجه دیگران اهمیت میدن، که بد توجهی رو به بی توجهی ترجیح میدن» یعنی افرادی که مدلهای عجیب لباس یا آرایش دارن. یا افرادی که کارهای عجیبی میکنن، یا وارد مسائل خلاف و جرم و بزهکاری و خشونت میشن، آدمهایی هستن که به دنبال کسب توجه و تأیید دیگران هستن. حتی برخی از خانمها تو روابط شون خودشون رو به بیماری میزنن،یا بحث و مشاجره میکنن تا فقط دیده بشن، و از حالت «نادیده گرفته شدن» در بیان. یا برعکس اون آقایونی که با رفتارهای نامناسب به دنبال قدرتنمایی هستن.
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیز بخاطر این فایل و این آگاهیهای توحیدی.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر وجود ارزشمند تون و بخاطر این سایت.
در پناه جان جانان رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
امروز روز 99ام از روزشمار تحول زندگیه منه
و این فایل که معضل اکثریته
من یاد گرفتم که از خودم سوال کنم که آیا کاری که میخوام انجام بدم برای خودم و رضایت خودمه یا دیگران ؟؟؟
من یاد گرفتم که همواره برای خودم زندگی کنم .
من یاد گرفتم که دیگرانی در زندگی من وجود ندارن
من یاد گرفتم که دوباره اولویت هامو بهتر مشخص کنم .
یادگرفتم که هرچقدر دنبال جلب توجه باشم بیشتر از اصل خودم دور میشم .
یادگرفتم این انسانهای بزرگی که استاد ازشون اسم برد رو الگو قرار بدم مثل خوده استاد و بیشتر به این پی بردم که چنین اشخاص بی حاشیه ای چقدر با خودشون تکلیفشون معلومه ،چقدر خودشونو خوب میشناسن و چقدر با خودشون و خدای خودشون زندگی میکنن و درصلحن اشخاصی مثل انیشتین که بدون حتی یک شبکه اجتماعی معروفترین فرد کره ی زمینه ، اشخاصی مثل وارن بافت که با وجود بودن در بالای جدول ثروتمندان اما مثل همیشه بدون اضافه کاری کاراشو انجام میده و اصلا دنبال جلب توجه نیست ،اشخاصی مثل استاد عباس منش عزیز که چقدر در مسیر درست حرکت کردن همواره و با اینکه میتونه هزاران برنامه شرکت کنه و حتی بهترین محتواهارو درست کنه ،اما همیشه سعی میکنه که تنها اولویتش احساس خوبش و اتصال و ارتباط عمیقی با این نیرو باشه ، شخصی که تو الگوهایی که میبینم نهایت عزت نفسه نسبت به جایی که شروع کرد و الان جایگاهی که داره و انقدر آزاد و رها نسبت به همه چیز ، یاده طوفان مایکل افتادم که فایلش و استاد گذاشته رو سایت و صحبت میکنه و انقدر رها و آزاد صحبت میکنه فارغ از اینکه طوفان شاید کل زندگیشو تو فلوریدا از بین ببره میشه اون آرامش و رها بودنو حس کرد تو چهره و کلام استاد ، استادی که تمام اولویتش احساس خوبشه در هر لحظه و درگیر مسابقه ، جلب توجه ، بیشتر کردن فقط صفرای بانکی نیست ، یه جایی استاد گفتن که ثروت به معنای بی نیازیه نه زیاد کردن صفرای بانکی و مسابقه و چقدر خودشون دارن عمل میکنن به آگاهی ها و گفته هاشون ،
من یاد گرفتم که حتی استاد هم در این جایگاه راه دورو درازی داره برای رفتن و بهبود و بهبود و من باید تلاشمو برای آگاهانه زندگی کردن برای بهتر زندگی کردن برای هماهنگی میان ذهن و روحم هزاران برابر بیشتر کنم و فقط ننویسم و حرفشو نزنم بلکه جهاد اکبری که به راه انداختم و با تمام وجود ادامه بدم و هرروز سعی کنم با یک ترسم روبه رو بشم و برم تو دلش و بدونم که هر قدمی که به سوی موفقیت برداشته میشود ،حاصل مواجه شدن و کنار زدن یک ترسه ، ترسی که موهبت و باعث میشه ایمان معنا بشه اما به شرطی که همواره در صدد بهبود شخصیتم باشم و همواره با شجاعت قدم بردارم و بدانم و به یاد بیارم که کیم و بعد برای خودم زندگی کنم و به خدایی باور داشته باشم که هدایت و حفاظت از مرا برخود واجب کرده است .
من عاشقتونم عزیزانم
الهی خوشبختی و سعادت و آرامش حقیقی سهم تک به تک لحظه هاتون باشه .
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه رب یکتا .
با سلام خدمت استاد عزیز و گروه تحقیقاتی موفق
فایلتون واقعا عالی بود.
این موضوع دقدقه همیشگی من بود و هست که البته متاسفانه در ایران بسیار زیاد و چشمگیر شده .
من به همین دلیل همیشه سعی می کنم ارتباطم را با این افراد کمتر کنم و به مرور تعداد افرادی که با آنها در ارتباطم کم شده.
واقعا این عالیه که ما برای خودمان و دل خودمان زندگی کنیم و حرفهای دیگران برایمان اهمیتی نداشته باشد.
و همانطور که دوست داریم زندگی کنیم نه آنطوری که دیگران می پسندند.
با امید به هدایت و لطف پروردگار قدرتمند
شاد،سلامت،ثروتمند و موفق باشید.
سلام دارم خدمت استاد باحال و مشتی خودم
استاد همین الان داشتم روی این فایلتون کار میکردم که رسیدم به اون جایی که گفتید پایه و اساس زندگی ات را برا این اساس بگذار که انسان ارزشمندی هستید و نیاز نداری دیگران ارزش تورا مشخص کنند که یهو یاده یه فایلی از اسطوره فوتبال کریستیانو رونالدو افتادم که یه جایی باهاش زمانی که خیلی جوون بود باهاش داشتن مصاحبه میکردن که چند تا از بازیکنایه دیگه منچستر هم بودن بعد اون خبرنگار به اونا میگه بهترین بازیکن تاریخ فوتبال کیه ریو فردیناند میگه مارادونا رونالدو با اعتماد به نفس بالا میگه ( من ) بعد همه میخندن خواستم بگم که واقعا منی که تصمیم دارم این راهو برم باید مثل کریستیانو خودم لایق بهترینا بدونم و اصلا و ابدا به نظر و حرف دیگران کار نگیرم الان چند روز دارم روی همین زمینه روی خودم کار میکنم خوشبختانه حواشی زندگیم داره روز به روز کم تر میشه خدارو شکر