تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید مهدی جزایری گفته:
    مدت عضویت: 2380 روز

    سلام به استاد عباس منش

    سلام به استاد شایسته

    و سلام به عزیزان من در این سایت بهشتی

    من در کامپیوترم یک فایلی دارم به اسم پرونده خوشی ها ، و در آن میام درباره چیزهایی که برایم جذاب و زیباست می نویسم و شکرگزاری می‌کنم و یک جورایی انگار عشق بازی با خداست

    به ذهنم رسید که بیایم و صفات قشنگ خدا رو بنویسم و کنارش متضاد اون رو قید کنم

    تا هم به ذهنم بفهمانم که ما با چه خدای بزرگ و مهربان و کاردُرستی سر و کار داریم و هم این که خواندن این متن ها به من احساس خوبی می‌دهد

    امیدوارم قابل استفاده باشه برای دوستان عزیزم در این سایت

    مخصوصاً آن دوستانی که خیلی به مباحث توحید علاقه‌مند هستند

    این متن ها رو به طور ویژه تقدیم می‌کنم به دو دوست نادیده عزیزم: حمید امیری حنیف و سعیده شهریاری

    تقدیم به نگاه شما:

    1. چه خوبه که خدا مهربان است و رئوف، نه عصبانی!

    2. چه خوبه که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته، نه برعکس!

    3. چه خوبه که خدا راحت و سریع توبه بندگان را می‌پذیرد

    4. چه خوبه که خدا مجیب است، نه مانند کسی که متوجه نمی‌شود یا محل نمی گذارد!

    5. چه خوبه که خدا وهاب است، نه تنگ نظر یا بخیل!

    6. چه خوبه که خدا احد واحد است و ما فقط با او سر و کار داریم، و دو یا چند خدا نیست!

    7. چه خوبه که خدا خالق است، و مخلوق دیگری نیست!

    8. چه خوبه که «خدا» رزاق است، نه مخلوقات!

    9. چه خوبه که خدا عادل مطلق است، و ظالم نیست!

    10. چه خوبه که خدا نور است، و ظلمت و تاریکی نیست!

    11. چه خوبه که خدا حق است، و باطل نیست!

    12. چه خوبه که خدا حکیم است، نه نادان و بی خبر!

    13. چه خوبه که خدا صبور است، نه عجول و تندخو!

    14. چه خوبه که خدا قادر مطلق است، و هیچ چیزی از دایره قدرت او خارج نیست

    15. چه خوبه خدا علیم است، و هیچ چیزی از دانش او پنهان نمی ماند

    16. چه خوبه که خدا غفور است، نه کینه توز!

    17. چه خوبه که خدا سمیع است و صدای همه را می شنود

    18. چه خوبه که خدا بصیر است و هر چیز را به خوبی می بیند

    19. چه خوبه که خدا محسن است و تنها خیر و خوبی می‌بخشد

    20. چه خوبه که خدا قدیم است، بی ابتدا و بی انتها

    21. چه خوبه که خدا رحمان است و رحیم، نه عصبانی و بداخلاق!

    22. چه خوبه که خدا تواب است، نه مانند کسی که به سختی دلش به دست می‌آید!

    23. چه خوبه که خدا ودود است و دوستدار بندگانش است، نه بی مهر و غافل!

    24. چه خوبه که خدا ستار العیوب است و پوشانندۀ عیب ها، نه افشاگر و پرده دَر!

    25. چه خوبه که خدا مغیث است، یاری رسان در سختی ها و مشکلات، نه غافل و بی تفاوت!

    26. چه خوبه که خدا کریم است، بخشنده و سخاوتمند، نه بخیل و کم عطا!

    27. چه خوبه که خدا مالک و ملک است: همه جهان ملک اوست و او مالک حقیقی همه چیز است، نه مانند مالکیت های ناپایدار دنیوی!

    28. چه خوبه که خدا غفار است: بسیار آمرزنده است و گناهان را می پوشاند، گویی که هرگز نبوده اند

    29. چه خوبه که خدا قریب است، نزدیک تر از رگ گردن، نه دور و دست نیافتنی!

    30. چه خوبه که خدا خیر الرازقین است

    31. چه خوبه که خدا خیر ناصر و معین است

    32. چه خوبه که خدا نعم الوکیل است، بهترین کسی که می‌توان کارها را به او سپرد

    33. چه خوبه که خدا صادق است، و هیچ گاه در وعده هایش دروغ نمی گوید

    34. چه خوبه که خدا غنی است، بی نیاز و کامل، نه محتاج!

    35. چه خوبه که خدا خورشید و ماه را مسخر انسان قرار داده است

    36. چه خوبه که خدا سمیع الدعاء است و فریاد بندگان را می‌شوند، نه کر و بی توجه!

    37. چه خوبه که خدا مقسط است و عادل

    38. چه خوبه که خدا مجیب الدعوات است، پاسخ دهنده به صداها، نه بی‌توجه یا ساکت!

    39. چه خوبه که یاد خدا آرامش‌بخش دل هاست

    40. چه خوبه که خدا محسن است، نیکوکار به بندگان، نه ظالم و بی رحم!

    41. چه خوبه که خدا عالی مقام است، نه پست و ناچیز!

    42. چه خوبه که خدا قدیر است، نه ناتوان و عاجز!

    43. چه خوبه که خدا حکیم است، نه بی فکر و ناپخته!

    44. چه خوبه که خدا رزّاق است، نه محروم کننده!

    45. چه خوبه که خدا غنی است، نه فقیر و نیازمند!

    46. چه خوبه که خدا شاکر است و کوچکترین عمل نیک را بی پاسخ نمی گذارد، نه ناسپاس!

    47. چه خوبه که خدا متعال است و از هر نقص و عیبی برتر است، نه پست و ناقص!

    48. چه خوبه که خدا واسع است و رحمتش بی پایان است، نه تنگدست و محدود!

    49. چه خوبه که خدا بّر است و نیکی اش همیشگی است، نه بدکنش و شرور!

    50. چه خوبه که خدا جمیل است، نه زشت و نازیبا!

    51. چه خوبه که خدا هادی است و راهنمایی می‌کند به راه راست، نه گمراه کننده!

    52. چه خوبه که خدا کافی است و برای رفع هر مشکلی بس است، نه ناتوان و ناکافی!

    53. چه خوبه که خدا وکیل است و بهترین تکیه گاه است، نه ضعیف و بی پناه!

    54. چه خوبه که خدا رئوف است و نهایت مهربانی را دارد، نه سخت گیر و خشن!

    55. چه خوبه که خدا مبین است و حقایق را آشکار می‌کند، نه پنهان کنندۀ حقیقت!

    56. چه خوبه که خدا باقی است و همیشه پایدار است، نه فانی و نابودشدنی!

    57. چه خوبه که خدا رفیق است در تنهایی ها، نه رهاکننده در سختی ها!

    58. چه خوبه که خدا کامل است و از هر عیب و نقصی بری است

    59. چه خوبه که خدا قابل التوب است و پذیرندۀ توبه حتی بعد از تکرار خطاست، نه قهرکنندۀ زودهنگام!

    60. چه خوبه که خدا باسط است و گسترانندۀ نعمت هاست، نه تنگ گیر و مانع!

    61. چه خوبه که خدا سلام است و سرشار از آرامش و امنیت است، نه جنگ و اضطراب!

    62. چه خوبه که خدا عَدل است و کوچک ترین ستمی روا نمی دارد، نه بدطینت و ظالم!

    63. چه خوبه که خدا وارث است، باقی مانده همه چیز برای اوست، نه مثل انسان‌ها که چیزی نمی ماند برایشان!

    64. چه خوبه که خدا مالک الملک است، مالک حقیقی همه جهان است، نه مثل پادشاهان فانی و ناپایدار!

    65. چه خوبه که خدا مُبدِئ است، آغازگر آفرینش است، نه ناتوان از خلقت!

    66. چه خوبه که خدا حیّ است، زندۀ همیشگی، نه مرده و پایان پذیر!

    67. چه خوبه که خدا علّام الغیوب است، دانای همه پنهان ها، نه ناآگاه از دل ها!

    68. چه خوبه که خدا ستّار است، حتی وقتی خطا می‌کنیم پرده پوشی می‌کند، نه رسواکننده!

    69. چه خوبه که سنت های الهی تغییر نمی کنند و همیشه ثابت و قابل اعتمادند، نه ناپایدار و متزلزل!

    70. چه خوبه که سنت های الهی همیشه عادلانه است، نه ظالمانه!

    71. چه خوبه که خدا سخّی است، بخشندۀ فراوان، نه کم عطا و خسیس!

    72. چه خوبه که خدا مهیب است، پرهیبت و بزرگ، نه ضعیف و بی اراده و ناچیز!

    73. چه خوبه که خدا صَمَد است، همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است

    74. چه خوبه که خدا حَکَم است، داور عادل و داناست، نه ناعادل و بی انصاف!

    75. چه خوبه که خدا قهّار است و بر هر چیز مسلط و چیره است، نه ناتوان و مغلوب!

    76. چه خوبه که خدا لطیف است، با مهربانی های پنهان و دقیق، نه خشن و زمخت!

    77. چه خوبه که خدا قدیر است و تقدیر را با عدالت رقم می‌زند، نه تصادفی و بی نظم!

    78. چه خوبه که خدا غایه الرجاء است، آخرین امید بندگان، نه ناامیدکننده!

    79. چه خوبه که خدا شافی است و شفا می‌دهد، نه رهاکننده در درد و بیماری!

    80. چه خوبه که خدا باسط الیدین بالرحمه است، دست هایش گشاده اند برای لطف و بخشش، نه بسته و محروم‌کننده!

    81. چه خوبه که خدا فاطر است، آفریننده بدون الگو، نه تقلیدکننده و ناتوان!

    82. چه خوبه که خدا محیط است و همه جا را فرا گرفته، نه محدود و محصور!

    83. چه خوبه که خدا ذوالجلال و الاکرام است، پرشکوه و کریم، نه حقیر و کم ارزش!

    84. چه خوبه که خدا مُنزل الکتاب است، هدایت را نازل کرده، نه این که انسان‌ها را بی راهنما گذاشته باشد!

    85. چه خوبه که خدا ولی است، سرپرست حقیقی مؤمنان، نه بی یار و تنهاگذار!

    86. چه خوبه که خدا نصیر است، یاری اش بهترین یاری است، نه سست و ناپایدار!

    87. چه خوبه که خدا مجید است، صاحب شکوه و بزرگواری، نه حقیر و بی ارزش!

    88. چه خوبه که خدا واسع المغفره است، و آمرزش او گسترده است، نه محدود و کم رحمت!

    89. چه خوبه که خدا قدّوس است، بسیار پاک و منزه از هر نوع نقص و شائبه، نه آلوده و ناقص!

    90. چه خوبه که خدا سلام است و سرچشمه هر گونه سلامت و امنیت، نه منشا هر گونه بلا و آسیب!

    91. چه خوبه که خدا مصوّر است، نقش دهنده به مخلوقات به بهترین شکل، نه بی نظم و بی برنامه!

    92. چه خوبه که خدا مُنعم است، نعمت می‌بخشد بی آن که منت بگذارد، نه بخشنده ای سخت گیر و سنگدل!

    93. چه خوبه که خدا واسعُ العلم است، دانشش بی پایان است، نه ناقص و محدود و کوته بین!

    94. چه خوبه که خدا مُعطی است، عطا کننده بی منت، نه دریغ کننده یا شرط گذار!

    95. چه خوبه که خدا خیرُ الغافرین است، بهترین آمرزندگان، نه بخیل در بخشش یا کم گذشت و کینه ورز!

    96. چه خوبه که خدا خیرُ الفاتحین است، درهای خیر را می گشاید، نه بستن راه‌ها و فرصت‌ها!

    97. چه خوبه که خدا عفوّ است و خطاها را محو می‌کند، نه نگه دارندۀ کینه ها!

    98. چه خوبه که خدا رشید است، راهنمای به سوی رشد و کمال، نه گمراه کننده یا بی راهنما!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام دوم آیات سَخَّرَ- آیه 54 اعراف

    بریم سراغ پارت دوم این آیات رویایی و جادویی

    ‏إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّـهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوی‌ عَلَی الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَکَ اللَّـهُ رَبُّ الْعالَمِینَ (54)

    به درستی ( حقیقت این است و غیر از این نیست ) پروردگار شما خداوندی است که آسمان ها و زمین را در ۶ روز خلق کرد سپس بر عرش تکیه زد ، او روز را به وسیله شب که به سرعت به دنبال آن می آید می پوشاند و خورشید و ماه و ستارگان به امر او به تسخیر او در آمده اند ، آگاه باشید که آفرینش و خلق برای اوست و خجسته و مبارک است خداوندی که پروردگار جهانیان است

    توی است آیه جادویی هم به طرز عجیبی خداوند در مورد اینکه حتی خودش هم تکامل رو طی کرده توضیح میده و اعلام میکنه که برای خلق هررررر چیزی در زندگی باید تکامل رو طی کنیم

    و میدونید نکته جالبش چیه؟

    خداوند صراحتا اعلام کرده که : خورشید و ماه و ستارگان به امر او به تسخیر او در آمده اند

    و بعدش به سرعت تاکید میکنه که آگاه باشید که آفرینش و خلق برای اوست و او پروردگار جهانیان است

    خوب میدونید چیه؟

    وقتی خداوند بارها ، بارها ، بارها و بارها صراحتا در قرآن تاکید میکنه که : جهان به تسخیر من در اومده و من هستم که خالقم و از روح خودم در تو دمیدم و قدرت خلق زندگی تو رو هم به خودت دادم …… پس تمومه دیگه ، جای بحثی نمیمونه

    میدونید یاد چی افتادم؟

    استاد توی یکی از فایل های توحید عملی میگن تمام جنگ های تاریخ سر سه تا المان خوراک ، پوشاک و مسکن بوده ولی خداوند توی هییییچ جای قرآن نگفته که فلان پیامبر از چه راهب إمرار معاش میکرده یا اینکه شغلش چی بوده و اینها

    ولی صدها و صدها و صدها باااااار صراحتا از ایمان ، توکل ، عمل صالح ، استقامت در صراط مستقیم صحبت کرده و گفته بابا اصل اینه …. تو اصل رو بفهم و انجام بده ….. بقیه ش فرعیاتیه که نتیجه طبیعی توحید عملی است

    با عشق ، ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1792 روز

    به نام الله بخشنده و بخشایشگر

    سلام استاد جان سلام مریم خانوم عزیز

    سلام بچه های عزیز سایت

    با دوره ی احساس لیاقت

    خیلی بهتر تونستم نتیجه ی به یادآوردن دستاور های گذشته و توانایی ها و مهارت هامو درک کنم

    که وقتی این کارو انجام میدم چقدر ارتعاشات وجودی من بالا می‌ره و چقدر احساس لیاقت در من شدت میگیره

    همه ی ما توی زندگیمون یه زمان هایی شده که کارهایی رو انجام دادیم که تا قبل از اون نمی‌تونستیم انجام بدیم

    یا جاهایی شده و بوده که یک کاری رو بهتر از بقیه انجام دادیم

    اما ما یادگرفتیم که اگر از خودمون تعریف کنیم یعنی مغروریم خود بزرگ بین هستیم

    اما شکر خدا برای خود من از دوره ی عزت نفس تغییر رفتار من شروع شد

    شروع کردم به اینکه هر دستاور کوچیکم رو مهم بشمرم و خودمو تحسین کنم و در موردش صحبت کنم

    کسی که عزت نفس داشته باشه تعریف رو میپذیره و بر می‌گردونه

    کسی که عزت نفس داره دائم در حال تبلیغ خودش توانایی هاش و مهارت هاشه

    کسی که عزت نفس داره هر موفقیت کوچیک رو پله ای می‌کنه برای مرحله و قدم بعدی

    من این رو توی رزمی خیلی خوب یاد گرفتم

    و خیلی خوب بهش عمل کردم

    من با هر بار مبارزه کردن چه با نتیجه ی برد چه با نتیجه ی باخت

    اعتماد به نفس و خود باوریم بیشتر میشد

    خدارو شکر در طول مسیر رشدو یادگیری هیچ وقت به دنبال نتیجه نبودم

    نتیجه برای من وقتی بود که به محض اعلام مبارزه یا مسابقه من بدون اینکه بخوام اجازه بدم فکر کردن و ترس ها باعث بشه من دستمو بالا نبرم یا داوطلب نشم

    من خودمو عادت دادم به اینکه اولین نفر داوطلب باشم برای مبارزه

    چون من هر بار مبارزه با ترسم رو پیروزی میدونستم نه برنده شدن در گود رو

    نمی‌دونم این از کجا در وجودم شکل گرفت

    اما چیزی بود که از همون اول در وجود من بود

    جسارت و ایمان

    ،

    و هر بار این کار برای من راحت تر میشد

    و اینقدر این کارو انجام دادم که ترس از اقدام رو در خودم کشتم

    فارغ از نتیجه ای که قراره گرفته بشه

    و این عمل من در هنرهای رزمی

    باعث شده بود که در بقیه ی جنبه های زندگیم هم ازش استفاده کنم

    خیلی از مواقع کارهایی انجام میدادم که بقیه شاید هرگز جرعت انجام دادنش رو نداشتن یا باید روزها و ماه ها بهش فکر میکردن تا انجامش بدن ،

    اما پنج سال پیش که تازه با استاد آشنا شده بودم

    به خاطر تضادی که بهش برخورد کرده بودم

    و البته بدهکار هم شده بودم

    وقتی فایل 6 قدم اول رو شنیدم

    که استاد گفتن یک هدفی که براتون بالاترین اولویت رو داره بگذارید بهش برسید از اون قدرت بگیرید برای قدم های بعدی

    من شروع کردم .

    با اینکه من قبلا هزاران هزار دستاورد تو زندگیم داشتم

    اما اون تضاد باعث شده بود که خیلی عزت نفس و اعتماد به نفس و خودباوری. من افت پیدا کنه

    خداوند دستمو گرفت و بلندم کرد

    میخواستم توانایی هامو به خودم ثابت کنم و باور کنم

    اولین و مهم ترین تضادی که برخورد کرده بودم این بود که بهم این القا شده بود که تو خودت توانایی پول درآوردن رو نداری و هروی داری از ما داری

    و من میخواستم به خودم ثابت کنم که خودم میتونم

    شروع کردم به یاد آوردن دستاورد های قبلی

    از پولی که دوران هنرستان با موتور داداشم پیک موتوری کار میکردم که چقدر زود بعد از دوماه شده بودم بهترین پیک اون پیک موتوری و پولی که درمیاوردم

    تا دستبندهای چرمی که درست میکردم و می‌فروختم

    زمانی رو به یاد آوردم که دوران دانشجویی ویزیتور یک شرکت کیک و کلوچه شدم و بعد از دوماه بیشترین فاکتور فروش شرکت رو در یک روز بستم .و اینقدر عمل کردم خوب بود که تا چند سال بعد مدیر اون شرکت پیگیر من بود

    تا وقتی که کارپرداز دفتر اسناد رسمی بودم و عملکرد خیلی عالی و سریع و حرفه ای داشتم و پولی که دریافت میکردم بابتش

    تا کسب و کار پدرم که وقتی رهبری کل سیستم به دستم افتاد

    در طی مدت دو سال همه ی بدهی ها پرداخت شد افزایش سرمایه داشتیم و به لطف خدا یک ماشین خارجی خریدم و راحتی و آرامش و آسایش بیشتر

    سعی کردم همه ی اینارو به یاد بیارم

    و من برای خودم در درجه ی اول یک چشم انداز داشتم اونم قهرمانی توی ورزشم بود که همیشه پس ذهنم بود

    و من توی اون حالت روحی

    اهرمیش کردم برای خارج شدن از اون حالت و البته دستیابی به اون هدف

    و با هدایت خداوند شروع کردم به تمرین جدی و با تمرکز ، و پول ساختن از یکی از هنرهای رزمی که بلد بودم و میخواستم توش بهترین بشم

    اونم بوکس بود

    و به لطف خدا و آموزه های استاد

    تونستم از پس ذهنم بالاخره بر بیام

    روی خودم کار کنم

    من اون موقع اصفهان بودم

    از همونجا هم درآمدزاییم شروع شد هم قهرمانی ها

    که بعد از 1 سال آشنایی با استاد ما مهاجرت کردیم به تهران و

    این مسیرو در تهران شروع کردم

    با یک مقدار باور تقویت شده

    با یک شاگرد در پارک شروع کردم

    و بعد از 1 سال به لطف خدا 3 تا از بهترین باشگاه های تهران دستم بود و من یکی از بهترین مربیان تهران بودم که هر روز درآمدم و شاکردهام بیشتر میشدن

    درآمدم به ماهی 50 میلیون هم رسید

    اولین هدفی که میگفتن اگر من به این هدف برسم میتونم هر کار دیگه ای بکنم

    پرداخت بدهیم بود از همین درآمدم

    که تونستم نقدر پرداخت کنم

    و دومیش

    بعد از قهرمانی های متعدد توی تهران و ایران

    که بهترینش، بهترین بهترین های بوکس ایران بود که تونستم کمربند ایران رو تو سنگین وزن بگیرم

    و بعدش

    هدف و چشم اندازی بود که 3 سال قبلش برای خودم تعیین کرده بودم

    اونم بازی در بزرگترین سازمان بوکس حرفه ای دنیا

    سازمان WBC بود

    که تو ترکیه ، استانبول

    اولین مبارزمو در این سازمان انجام دادم و با یک نتیجه ی عالی تونستم اون مبارزه رو انجام بدم

    من توی پرواز برگشت به ایران

    واقعا به خودم گفتم من هرکاری رو تو جهان بخوام میتونم انجام بدم

    و خیلی خیلی کارهای دیگه من با اون ایمان تقویت شده و باورهای قوی انجام دادم

    مثل رفتن به شهر دیگه بدون هیچ پولی و حدود سه ما زندگی کردن

    که باز همین ایمان منو چندین برابر قوی کرد

    و همین کارو برای سفر به استانبول انجام دادم .

    بدون اینکه واقعا بدونم قراره وقتی برسم اونجا چیکار کنم بدون حتی بلد بودن زبان

    اما قدرت باور به هدایت خیلی بیشتر از ترسها بود

    و من معجزه ها دیدم

    و خیلی خیلی دستاورد های دیگه

    که همشون با به اون باور تقویت شده در مراحل قبلی انجام شدن

    و من واقعا به نتیجه ی به یاد آوردن دستاوردهای قبلی برای شجاعت و ایمان بیشتر برای اقدام جدید پی بردم

    که وقتی می‌شینی و به یاد میاری دستاورد های گذشتتو، هدایت های گذشتتو

    چطور ارتعاشاتت بالا می‌ره و چطور ایمانت برای حرکت جدید تقویت میشه

    چطور احساس لیاقت و خودباوریت برای اقدام جدید بیشتر میشه

    چون

    واقعا هیچ کسی جز خود آدم نمیتونه این کارو با خودش بکنه

    و کار ذهن همیشه اینه که میخواد بگه تو نمیتونی تو لایقش نیستی یا سخته یا دست نیافتنیه

    ولی استاد یادمون دادن که این کار ذهنه

    و ما باید همیشه دستاورد ها و نتایجمون و هدایت های خداوند رو به یاد بیاریم تا ایمانمون تقویت بشه برای حرکت رو به جلو

    و من با همین ایمان بازهم به مدت سه ماه رفتم استانبول زندگی کردم

    در حدی که زندگی اونجا یا هر کشور دیگه ای خیلی برام باور پذیر تر و امکان پذیر تر و آسون شده

    هدایت خداوند رو خیلییییی بیشتر باور کردم و بهش ایمان آوردم

    و کار هر روزمه که توانایی ها و نقاط قوت و دستاور های گذشتمو به یاد بیارم

    هرجا ذهنم خواست منو بترسونه فکت هارو می‌زارم جلوش

    و هربار داره کارم آسون تر میشه

    و خیلی خیلی تاثیر گذاره

    به یادآوردن و نوشتن و تحسین کردن خودمون

    و این کارو باید همیشه انجام بدیم

    هرجا مقایسه ای پیش اومد

    یا ذهنمون یا دیگران گفتن که تو نمیتونی یا نمیشه

    میایم و با خودمون شروع میکنیم به یاد آوردن و نوشتن و تقویت ایمانمون که باعث بشه ما حرکت کنیم

    و نباید بزاریم موفقیت ها و دستاوردهامون عادی بشه یا یادمون بره

    باید هروز به باد بیاریم

    بنویسیم

    بگیم ، در موردشون صحبت کنیم

    نه برای اینکه بخوایم به بقیه چیزی رو ثابت کنیم

    برای اینکه بتونیم از پس ذهن خودمون بر بیایم

    و بتونیم به سمت جلو حرکت کنیم و دستاوردهای بزرگترین داشته باشیم

    خداروشکر میکنم بابت این فضا و این فرصتی که میتونیم بنویسیم و به یاد بیاریم

    یه جای دیگم من خیلی خوب تونستم از به یاد آوردن دستاورد های گذشتم استفاده کنم

    وقتی بود که باهام تماس گرفته شد و گفتن که پاشو بیا سالن و توی بازی بهترین بهترین های ایران بازی کن

    شما فکر کنید من با 20 درصد آمادگی

    که اصلا انتظارشو نداشتم بخوام تو این بازی شرکت کنم چون به من اعلام نشده بود و من کلا ذهنم رو پول ساختن و پرداخت بدهیم بود

    من طبق همون عادتی که برای خودم ساخته بودم

    بدون فکر کردن گفتم الان میام

    و تا قبل از بازیم

    من همش تو ذهنم داشتم بازی های قبلی رو برای خودم بادآوری میکردم و شاید هزار بار به خودم اینو گفتم که علی تو تا حالا نشده تو بازی کم بیاری یا مثلا آبرو ریزی کنی یا هرچی

    مگه اینکه بیهوش بشی و دیگه ادامه ندی

    چون ذهنم همش میخواست آماگی پایین جسمانی رو دلیل کنه

    اما سعی کردم با همین باور ها

    و اینکه خداوند به شجاعان پاسخ میده

    و البته من به تکنیک و مهارت خودم هم ایمان داشتم

    اما اونجا واقعا باورهای توحیدی و به یاد آوردن دستاوردهای گذشتم به من کمک کرد که دهنمو کنترل کنم

    و باعث شد من با اعتماد به نفس و خونسردی وارد رینگ بشم

    و با اینکه یه جورایی مهم ترین بازی شب بود و البته آخرین بازی

    و همه منتظر بازی من بودن

    به لطف خدا ایمانم رو تونستم حفظ کنم

    و تونستم اون بازی رو راند سوم ناک اوت کنم که توی سایت هم در موردش نوشتم

    که واقعا من توی رینگ نبودم که مشت میزدم

    من فقط فرمونو داده بودم دست خدا

    و اون کارارو برام انجام داد

    و خدارو شکر

    الان هم در هر قدمی که بر میدارم سعی میکنم هدایت ها و کمک های خداوند رو به یاد بیارم تا ذهنمو کنترل کنم برای قدم برداشتن و ادامه دادن و در مسیر ماندن

    خدارو شکر

    امیدوارم این تجارب الهام بخش بوده باشه

    با اینکه خیلی تجربه دارم

    ولی فکر کنم همین موارد میتونه اهمیت این موضوع رو به ما نشون بده

    که چقدر اعتماد به نفس و خودباوری مهمه

    چقدر به یاد آوردن دستاورد های قبلی و کمک های خداوند می‌تونه در قدم های روبه جلو به ما کمک کنه

    همین الان هم با همین فرمون و قوی شدن باورها در ذهنم و به یادآوردن دستاور های قبلی

    دست به اقدامات جدید در یک مسیر جدید و کاملا متفاوت زدم که واقعا اگر علی 5 سال پیش بودم هرگز جرعت انجام دادنشو نداشتم ، نه ایمانشو داشتم نه ایدشو‌،

    و خدارو شکر خدارو شکر الان در موقعیت خوبی هستم برای عمل به الهامات ، و هر روز سعی میکنم روی خودم کار کنم روی تقویت ایمانم و روی تقویت باورهام

    تا انشاالله بتونم در مراحل بعدی هم دستاورد های خوبی کسب کنم انشالله

    خدارو شکر

    استاد جان ازتون سپاسگذارم

    مریم خانوم سپاسگذارم

    دوستان عزیزم سپاسگذارم

    در پناه خدا شادو پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
    مدت عضویت: 370 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش

    دوست دارم که همیشه حال دلتون بهترین باشه

    استاد تو یکی از فایلها می گفت از داستان آشنایی بچهای سایت رو یک جا جمع کنی یک مورد مشابه مثل هم پیدا نمیشه واقعا همین طور که می فرمایند

    لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط

    من به نوبه خودم می‌خوام جریان دامادی وخانه دار شدنم رو بگم که خدا چه کارها که نکرد

    من با دست خالی هم داماد شدم هم خانه دار اما همیشه پیش هرکس (مادر بزرگ خاله دایی عمو عمه )می رفتم می گفتن داماد شو پولش رو خدا می رسونه (باوری که خیلی اعتقاد داشتن قدیما)

    و منم دل زدم به دریا وخدا حرکت کردن من رو دید شود آنچه که می خواست بشود (اما لازم به ذکر است من ماهی 80 هزار تومان حقوقم بود سال 86 که داماد شدم که همش به لطف و کرم خودش بوده )

    واما خانه باز همانها دوباره گفتن پول خانه رو خدا می رسونه تو قدم بردار و منم با خرید زمین اولین قدم رو برداشتم و وقتی خدا تعد من رو دید بازم همان شد که باید می شد به غیر از این از خدا نمیشه توقع دیگری داشته باشی

    واما قدیمیا بعضی باورهای نابود کننده هم داشتن که فقط باید از سپیده صبح تا غروب خورشید جون بکنی برای روزی زن و بچه هات و چند 10 سالی با این باور زندگی کردم وچند بار هم چک لگد خوردم از جهان اما به خودم نیامدم تا پارسال که با یک چک لگد به خودم آمدم و دیدم که این طوری دیگه نمیشه و با استاد زمانی که خواستم تغییر کنم آشنا شدم (من قبلاً از پسر خالم استاد رو به من گفت یکی هست با قرآن خیلی زندگیش تغییر کرده اما من به خاطر مدارم گفتم مگه میشه مگه داریم ولی حالا می فهمم که بله میشه تو بگو وخدا میگه کن فیکون )

    با سپاس از استاد عباس منش و دوستان که خیلی عالین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    به نا خدا

    شکر الله بابت اینکه این جلسه ی بی نظیر رو هم گوش کردم و ازش لذت بردم!

    واقعا تحسین بر انگیز هست نتایج دوستان و تجربه شون از تغییر!

    خیلی لذت بردم از داستان هدایت دوست مون که تونستن اینقدر عالی و جذاب رو خودش کار کنه و لذت ببره! اینکه از ی کوهنوردی هدایت شدن به شناخت خداوند

    از سوی دیگر هم لذت میبرم از تعهدی که دوست مون دادن و هدایت شدن به صحبت کردن با استاد و واقعا عالین دوستان که تونستن تو اون موقع با استاد صحبت کنند و همچنین این راهکار که موفقیت گذشته مون رو ببینیم و انها رو پله کنیم برای رشد و پیشرفت و از این بابت خیلی لذت میبرم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    سحر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 365 روز

    درود بر استاد عزیز و مریم بانو

    چقدر این فایل های تغییر بینظیرن چقدر آموزنده هستند. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم از شما بابت این فایل ها از تمام عزیزانی که این فایل ها رو آماده میکنند .

    استاد من از قدم چهارم ، جلسه 4 شما از تغییر صحبت کردید از اونجا فهمیدم ماندن در نقطه امن یعنی سم . و جهان کمکم کرد که از نقطه امنم بیام بیرون و برم سر کار حتی برای چند ماه تا بلیط بگیرم و بریم با همسرم کانادا .

    حتی همین شغلمم با قانون خلق کردم فقط خلقش کردم که به خودم بگم من میتونم، من خالق زندگی خودم هستم . تبدیل شده به یک باور در همه وجودم ، در تمام سلول های بدنم .

    تمام صحبت های شما تک تک جملاتتون هدایته الله هست و همشون درس دارن و آموزنده و هرگز هرگز هرگز تکراری نمیشن . هرگز

    در پناه خداوند شاد و سعادتمند و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3267 روز

    بنام خالق یکتا، بنام او که هرچه دارم از اوست

    إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا

    وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا

    وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا

    یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا

    بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی لَهَا

    یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِّیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ

    فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ

    وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ

    آن گاه که زمین به لرزش شدید خود لرزانده شود.

    و زمین بارهاى سنگین خود را بیرون افکند.

    و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟ (که اینگونه سخت مى لرزد).

    در آن روز زمین خبرهاى خود را بازگو کند.

    چرا که پروردگارت به آن وحى کرده است.

    در آن روز مردم به طور پراکنده (از قبرها) بیرون آیند تا کارهایشان به آنان نشان داده شود.

    پس هر کس به مقدار ذرّه اى کار نیک کرده باشد همان را ببیند.

    و هرکس هم وزن ذره اى کار بد کرده باشد آن را ببیند.

    خدایا

    شکر تو را برای عقل و خردی که به من بخشیدی تا بتوانم راه درست را بشناسم،

    برای احساسی که در دلم کاشتی تا عشق را بفهمم و مهربانی را زندگی کنم،برای انسان‌هایی که فرستادی تا آینه‌ی رحمت تو باشند در کنارم.

    هر روزی که می‌گذرد، بیش از پیش درمی‌یابم که تو بی‌دلیل چیزی نمی‌ستانی و بدون حکمت هیچ چیز نمی‌دهی.

    همه‌چیز‌ با نظم و محبت تو معنا می‌گیرد؛ حتی خاموشی‌ها، حتی شکست‌ها، حتی اشک‌هایی که شبانه بر گونه‌ام جاری شد.

    خدایا

    از اینکه دلم را به نور هدایتت روشن کردی واز سردرگمی نجاتم دادی،از اینکه با نشانه‌هایت مرا دعوت کردی به بهتر شدن،از اینکه هر بار لغزیدم، فرصت برخاستن دوباره دادی،

    از اینکه هنوز صدایم را می‌شنوی حتی زمانی که زبانم سکوت کرده است… بی‌نهایت سپاسگزارم.

    هر صبح که چشم باز می‌کنم، حضور تو را حس می‌کنم و با شکر تو روزم را آغاز می‌کنم.

    هر شب که آرام می‌گیرم، به یاد تو دلم نرم می‌شود و امیدم تازه می‌گردد.

    تو آغاز و پایان همه چیز هستی، و من در برابر عظمتت، تنها زمزمه‌ای از عشق و سپاس دارم.

    خدایا

    تو را شکر، برای هر نعمتی که دیدم و برای هزاران نعمتی که نیافتم اما در پس پرده‌ی لطف تو نهفته بود.

    شکر که وجودم را با ایمان آراستی، قلبم را به مهربانی پر کردی،و مرا آموختی تا به جای شکایت، همیشه سپاس گویم.

    ای خدای بی‌همتا

    باشد که قدم‌هایم در مسیر رضای تو استوار بماند،و هر لحظه‌ی زندگی‌ام جلوه‌ای از عشق و رحمت تو باشد.

    شکر بی‌پایان تو، برای تمام داشته‌ها، برای تمام نداشته‌هایی که به خیرم بود، و برای لحظه‌ی اکنونی که در آرامش تو غرقم.

    سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام

    سپاسگزارم از استاد عزیزم ودوستان بهشتی ام که این تجربه های زیبا رو با ما به اشتراک گذاشتن

    سپاسگزارخداوندی ام که مرا به این مسیر هدایت کرد ودر مدار شنیدن ودرک وانشاالله عمل کردن این آگاهی قرار داد

    همه ما با توجه به خلأ های درونی مون ،به یک طریق خاص به این مسیر الهی هدایت شدیم وبه اندازه ای که در این مسیر تعهد داشتیم وروی خودمون کارکردیم، زندگی مان در تمام جنبه ها تغییرکرده است

    من هم مانند حمید عزیز، معجزه وار به این مسیر هدایت شدم ،تا قبل از آن من هیچ آگاهی ای در زمینه موفقیت وباور …نداشتم فقط یکبار فیلم راز رو دیده بودم وچیزی که اون زمان از اون فیلم درک کردم که من می‌تونم شرایط زندگی ام را تغییر بدم ،فقط همین ولی چه جوری واینکه از کجا باید شروع کنم نمی دونستم ،شرایط زندگی ام با همسر سابقم در ظاهر خیلی خوب بود ،فکر میکردم تنها مشکل من برگشت همسر سابقم به سمت مواد هست ولی غافل بودم از ایرادهای شخصیتی مانند نداشتن عزت نفس ،احساس لیاقت ،..

    تا اینکه یه روز برای کار بانکی رفتم بانک ،بعدازظهر بود وکار من نیاز به تایید رئیس داشت که اون کارمند بانک گفت باید صبح بیای گفتم صبح سرکارم نمیتونم مرخصی بگیرم ،گفت من کارها رو انجام میدم امضاء رئیس هم میگیرم فردا بیا دم بانک زنگ بزن میارم برات (من هیچ گونه آشنایی با ایشون نداشتم ) تشکر کردم وشماره تماسش رو گرفتم ،فردا که دم بانک منتظرش بودم یکی از دوستان نوجوانی ام رو دیدم کلی صحبت کردیم واز اتفاقات زندگی ام گفتم وانم آدرس سایت رو بهم داد وگفت ثبت نام کن ،خب من میگفتم چه کاری ،حالا ثبت نام کنم که چی بشم هرروز دوستم پیگیر بود که وارد سایت شدم یا نه،آخر یه روز که دیگه روم نمیشد بهش بگم نه واز اون طرف هم میخواستم ببینم چی هست عضو سایت شدم با اینکه نمیدونستم چیکار باید بکنم از فایلهای هدیه فقط روی خدا حساب کن ،باورهای توحیدی امام علی در دعای کمیل ونامه 31 وفایلهای آگاهی در پرتو آرامش شروع کردم ،شرایط آن موقعه ام ،شرایطی بود که از خونه خودم رفته بودم خونه پدرم ،ولی اصرار همسرم سابقم بود که برگرد قول میدم خودم رو تغییر بدم …ومن گوشم از این حرفها پر بود از آنطرف هم یکسالی بود فرزند رو ازدست داده بودم دیگه دلیلی برای تحمل اون زندگی نداشتم

    با دوستم دوره قانون آفرینش رو خریدیم وشروع کردم به کار کردن وبعد از آن دوره عزت نفس با کار کردن روی آگاهی‌های این دو دوره متوجه تغییراتی در زندگی ام شدم ،دیگه دلم به حال همسرم نمیسوخت ،وخیلی رهاتر وآرام تر از قبل شدم بصورت قانونی اقدام کردم برای جدایی ودر کارم پیشرفت کردم حقوقم بیشتر ،ادامه تحصیل دادم ومدرک کارشناسی ام رو در رشته HSE گرفتم ،قرضها بدهکاری های خونه رو پرداخت کردم وبا پس اندازم برای خودم ماشین خریدم وبعد جدایی از همسر سابقم همه می‌گفتند حالا باید تا آخر عمر تنها باشی یا باید با یه پیرمرد یا مردی که شرایطی شبیه خودت رو داره ازدواج کنی وبشی بچه بزرگ کن بقیه ،حتی نزدیکانم چند نفر رو معرفی کردند ،ولی به خودم گفتم این باور اوناست ،باور من نیست ،شرایط زندگی قبلی خیلی از خواسته ها رو برام واضح کرده بود ،خواسته هام رو می‌نوشتم، ویژگی همسر دلخواهم می‌نوشتم وتمام جملات تاکیدی رو با من لایق آن هستم شروع میکردم که بصورت کاملا معجزه وار با همسرم آشنا شدم که هم مجرد بود وهم از من کوچکتر وآشنایی من با ایشون کاملا هدایتی بود وبعد از چند ماه آشنایی، زندگی مون رو با عشق وصداقت شروع کردیم وبعد از آن من دچار روزمرگی های زندگی ام شدم فکر کردم دیگه تمومه ،اوایل تا اوضاع سخت میشد برمی‌گشتم به سایت اون روزها دوره تسلط ذهن بر جسم هم روی سایت قرار داشت که تهیه کرده بودم وبعد دوره کشف قوانین زندگی ،یخورده کار میکردم دوباره رها میکردم تا دوباره اوضاع یه ذره سخت میشدکه بیشتر هم در زمینه روابط بود ، بر میگشتم همانطور که مهیار عزیز اشاره کرد این دوری از سایت ونادیده گرفتن نشانه ها ،سبب شد من چنان چک ولگدی از جهان بخورم که فهمیدم این فرصت دوباره ای است که خداوند به من داده تا زندگی ام را تغییر بدهم با پذیرش مسئولیت تمام شرایط سختی که بوجود آمده بود به مسیر برگشتم از فایلهای تحول روزشمار من فصل اول شروع کردم وفایلهای سفر به دور آمریکا ،با تعهد وجدیت این مسیر رو ادامه دادم به خاطر اون تضاد شرایط جسمانی ام بشدت تحت تاثیر قرار گرفته بود که کارهای شخصی ام هم نمیتونستم انجام بدم ولی با باور به اینکه خدایی که عمری دوباره به من داده وفرصتی داده تا زندگی ام را تغییر بدم کمکم میکنم تا از این تضاد بعنوان یک سکوی پرتاب استفاده کنم ،فکر میکنم همین که بپذیریم خودمون خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی مون هستیم خداوند از بی نهایت طریق بهمون کمک می‌کنه تا اون شرایط رو تغییر بدیم وبعد از آن هدایت شدم به خرید دوره دوازده قدم ،احساس لیاقت ودوره فوق‌العاده هم جهت با جریان خداوند ،اون وقفه ای که در مسیرم ایجاد شد سبب شدم مصمم تر ومتعهدتر از قبل این مسیر رو ادامه بدم وفکر میکنم اون وقفه هم جزئی از مسیر رشد من بود الان که دارم این کامنت رو مینویسم خداروشکر به لطف خدای مهربان در خانه ویلایی که به سلیقه خودمون ساخته شده ساکن هستیم سلامتی ام روزبه روز بیشتر وبیشتر میشه براحتی خیلی از کارهای شخصی وکارهای خانه وآشپزی رو انجام میدم از کار کارمندی استعفا دادم بصورت معجزه وار با هدایت خداوند واز طریق یکی از دستانش بازنشسته شدم

    امروز که به این دستاوردها نگاه میکنم میگم خدایی که آن موقعه بود وپلنها رو جوری کنار هم چیند تا من به اون خواسته ها برسم اون خدا در حال تدارکات لازم جهت رسیدن من به این خواسته هام نیز هست وسعی میکنم با سپاسگزاری به خاطر اون موفقیت ها در مدار دریافت خواسته های امروزم قرار بگیرم

    خدایا شکرت….شکرت…شکرت

    عاشقتونم ….

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2493 روز

    به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان

    استادعزیزم فکر کردن و گوش دادن ب این فایل زمان زیادی برای من میخاست. متوجه بودم ک ی سری مقاومت ها و فرار هایی ازش دارم و نمیخام باهاش روبرو بشم.

    خوب اگر ردپاهای منو ببینید همیشه دنبال مهاجرت و روابط عاطفی خوب بودم و این اواخر هم ک تضاد مالی برام پیش اومد ک تقریبا یکسال میشه دارم روی باورهای مالیم کار میکنم.

    استادجان تضادی برام پیش اومده سنگین! و من بلخره شجاعت ب خرج دادم و پیگیر کارهای مهاجرت خودم شدم. سه چهار روزه دنبال کارهای مهاجرت خودم هستم و ترمزهای وابستگی وحشتناک ب پدرومادر پیرم رو دارم بر میدارم. تنها چیزی ک منو از اقدام باز میداشت. و تمرکز شدیدی گذاشتم روی فایل های توحیدی سایت.(کامنت های بچه ها رو دنبال میکنم و اقای خاص تو همراهی با همین پروژه گفتن ک مسئله‌ی بزرگ اونا نداشتن توحید قلبی بوده و تصمیم گرفتن روی گنجینه‌ی فایل های توحیدی کار بکنن و منم از همون لحظه بلافاصله موضوع رو گرفتم و روی فایل های توحیدی کار کردن رو شروع کردم. از همه‌ی دوستان خوبم سپاسگزارم ک با کامنت های خوبشون دستی از هدایت الهی برای ماهم میشن).

    کارهای این روزای من روانشناسی ثروت و پروژه‌ی پر برکت تغییر و فایل های توحیدی هستش تا خودمو بهتر کشف کنم و پیش برم با توکل بخدا.

    استاد عزیزم من از پنج سال پیش فرصت مهاجرت رو داشتم و الان میفهمم این من بودم ک جلوشو گرفته بودم. از بس ترس و مقاومت های شدید داشتم. کلا حصاری دور خودم کشیده بودم . ن اینکه کار بقیه باشه ، کار خودم بوده و الان متوجه میشم با مهاجرت من اتفاق خاصی برای بقیه نمی‌افته و فقط برای خودم خوبه و برای بقیه مهم ک نیست هیچی تازه خوشحالم میشن.

    استادجان بگم تصمیم گرفتم خجالت میکشم چون کل این چند سال من روی تصمیم ها گذشته .. میخام بگم من قول میدم ک اینبار تصمیم هامو عملی کنم و از مهاجرتم شروع میشه و صددرصد از قدم هام براتون مینویسم.

    استادجان من الان تو ی رابطه‌ی عاطفی توام با احترام و عشق و بدون وابستگی یکسالی میشه قرارگرفتم.

    ب مسیر و کار مورد علاقه‌ی خودمم ب لطف خداوند مهربان هدایت شدم ک دیشب دیدم چقدر لذت میبرم از انجامش و واقعا نمیتونم ک انجامش ندم و میتونم ساعت ها توش وقت بزارم. فعلا درآمدی ندارم ولی احساسم خوبه و میدونم باورهامو در موردش درست کنم لاجرم پولم میاد ان شاءالله.

    دیگه مهاجرت رو هم ک دارم استارتش رو میزنم و میگم ازش براتون حتما :)

    استاد عزیزم دیشب وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم و بعد اون کامنت بچه ها رو میخوندم رسیدم ب کامنت زیبای بانو سعیده شهریاری و با لذت کامنت رو تموم کردمش و در اخر با صلح و ارامش خاصی ناخوداگاه گفتم: عزیزدلم، قربونت بشم!

    یهویی لبخند زدم ک ای وای چقد شبیه استاد بود این مدل حرف زدنم :)

    ینی از وقتی دارم حرف زدن شما با بچه ها رو توی پروژه گوش میدم ناخوداگاه تکرار ی سری کلمات برام با عشق واقعی همراه شده و لبخند رضایت میاره رو لبام.

    استادجان همون مدلی ک طلاق من راحت انجام شد. همون مدلی ک تنهایی تجربه‌ی سفر عالی رو داشتم.

    همون مدلی ک تضاد بزرگی رو برطرفش کردم ک شخصی بود.

    همون مدلی ک سلامتی کامل رو بهش رسیدم.

    همون مدلی ک پولام برکت پیدا کرده.

    همون مدلی ک عزت و احترامم زیاد شده.

    همون مدلی ک با ارزش تر و لایق تر شدم.

    و…

    همون مدلی مهاجرتم میشه

    همون مدلی راه اندازی کسب و کارم میشه

    همون مدلی ازدواجم میشه

    همون مدلی توحیدی تر و زیباتر میشم

    و…

    استاد من خیلی بزرگ شدم نسبت ب فرشته‌ی قبلی ک بودم و اینم ب لطف آموزه های شما هستش ازتون ممنونم ️

    سپاسگزار خدای مهربون و استادجان و استاد شایسته‌ی عزیزم ک زحمت این پروژه‌ی پر برکت رو کشیدن و دوستان نهایت عزیزم هستم.

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم. من رو ب راه راست، راه کسانی ک ب انها نعمت داده‌ای و ن گمراهان و غضب شدگان هدایت بفرما.

    الحمدالله حالم خوبه و ارامش عجیبی دارم و احساس راحتی میکنم.

    در پناه نور آسمان‌ها و زمین باشید.

    با عشق

    فرشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  9. -
    حسین ح گفته:
    مدت عضویت: 2600 روز

    سلام خدمت استاد عزیز خانم شایسته و همه دوستای خوبم تو این سایت بهشتی

    در جواب سوال این بخش یادمه او زمان که هنوز با این قوانین آشنا نبودم با اینکه از بچگی زمانی که راهنمایی بودم کار می‌کردم تو تابستون ها و بعدم که بزرگتر شدم انواع کار ها رو انجام داده بودم هیچوقت نتونسته بودم هیچ پس انداز خاصی داشته باشم البته همیشه تو دوستام اون موقع جز نفراتی بودم که پول داشتم و هر کی با من میومد بیرون خیالش راحت بود که من همیشه پول تو جیبم دارم.

    تا زمانی که با استاد آشنا شدم این آموزه ها و یادمه اون موقع با وجود اینکه یه جایی سر کار بودن که حقوق خوبی داشت و شرایطش بد نبود اومد بیرون و شروع کردم روی خودم کار کردن و از صبح تا شب فایل های 12 قدم گوش میکردم و در حال سپاسگذاری و حال خوب بودم و اتفاقات زندگی جوری رقم خورد که من خیلی راحت تونستم کلی پول پس انداز کنم کلی چیزهای ریز و درشت از تجهیز کامل اتاقم بگیر تخت و دکوراسیون خوب و خریدن میز و لب تاپ و بعد ماشین و …

    و اونجا بود که فهمیدم مهم کار کردن نیست چیزای دیگه مهمه واس رسیدن به موفقیت و این باعث شد خیلی راحت از بعد از اون امتحان کنم راه های جدید و کارهای جدید

    و امیدوارم که باز هم بتونم با هنون انگیزه و اعتماد و همینجوری تمرکزی کار کردن رو دوره ها و آموزه های مختلفی که هست تو این سایت بتونم موفقیت های بزرگتر کسب کنم

    ممنون از شما استاد عزیز و همه دوستانی که تا اینجای این کامنت با من همراه بودید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    علیرضا فرمینی گفته:
    مدت عضویت: 319 روز

    سلام و صد سلام به خانواده عزیزم

    استاد عباسمش عزیزم عاشقتم

    خانم شایسته عاشقتونم

    که انقدر دست خدا شدید تا همه مارو با قوانین آشنا کنید

    تو روز هایی از زندگیم هستم که …

    نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم زنگیم شده ققط معجزات خدا فقط معجزاتی که از لحاظ قوانین فیزیک و منطق محدود انسانی هم قابل قبول و درک نیست

    خدایاا شکرررتت تریلیون ها بار

    من حدودا 3 سال پیش تبدیل به یه انسان وحشتناک چاق شده بودم قبقب داشتم جوری که انگار 4 تا گردن زاپاس دارم

    شکم و پهلو و کلا بدنم که با پاندا کونگفو کار در حال رقابت بود خلاصه

    مادرم هم اضافه وزن وحشتناکی داشت که با دوره قانون سلامتی آشنا میشه خریداریش میکنه و واقعا بعد از شش ماه معجزه رخ داد من تغییراتشو دیدم

    من از تغییرات مادرم انگیزه گرفته خیلی زیاد اما قبلش به حدی از اضافه وزن رسیده بودم (قبلا هم تپلی بودم ولی نه انقدر دیگه) که موقع خواب قبقبم خفه ام میکرد و راه تنفسم رو بعضا میبست

    خلاصه پتک دنیا صاف خورد وسط ملاجم

    به خودم اومدم و اول از همه بجا شروع رژیم خاص یا ورزش یا حتی قانون سلامتی باورام رو نسبت به لاغر کردن تغییر دادم و بخاطر هم پتکی که خورده بودم و هم انگیزه ای که گرفته بودم و قدرت خیلی زیادی باورام رو تغییر دادم اونموقع 17 سالم بود و باورام رو تغییر دادم

    و بعد از تنها یک هفته من 7 کیلو کم کردم

    خب تغذیه ام هم تغییر کرده بود ناخوداگاه با اینکه هنوزم نوشابه و تنقلات میخوردم اما چون میزان خوردنم کم شده بود وزنم راحت تر کم شد

    خلاصه بعد از مدتی بخاطر تغییر باورام ناخوداگاه به ورزش هدایت و علاقه مند شدم و تو خونه شروع کردم به ورزش کردن که وایی خدا همینکه شروع کردم وومدم به جای غر زدن توی خونه با لوله آب هالتر ساختم برای خودم و از وزنه های قدیمی پدرم استفاده کردم و ورزش کردم

    و همین ادامه دادم باعث شد پدرم دست خداوند بشه و برام میز چند کاره هالتر و میله نسبتا حرفه ای هالتر بخره تا کارم راحتتر شه

    خلاصه هر چقدر با رام قوی تر میشد نتایج لاغریم بیشور میشد و هر چی نتایجو میدیدم و بهش توجه میکردم باورام هم قوی تر میشد و هم بدن عضلانی تر شد و هم قدم کمی بلند شد و هم لاغر تر شدم

    خلاصه بعد از مدتی خیلی لاغر شدم از وزن 118 به

    90 یا 92 کیلو رسیدم و بعد هدایت شدم و منم رژیم فستینگ استاد رو از مادرم یاد گرفتم و انجام دادم

    و بعد از مدتی بد یک فستینگ سه روزه(البته بدنم اماده شده بود و تکامل طی شده بود) تنها 3 روز !

    من از 92 حدودا به 86 کیلو رسیدم

    این نتایج ادامه داشت تا هدایت شدم به روش ها و متود های خاص برای لاغری صورتم و زاویه فک و الان بجاری یه گردن 4 لایه یه گردن عضلانی و زاویه فک زیبا دارم بدون هیچ عمل جراحی خدایا شکرت و من تونستم واقعا

    و یانکه یه بار هم اخیرا من توی قصیهقدم مشکل داشتم و رشد قدیم متوقف شده بود و بخاطر باورای اشتباهم بود در واقع در صورتی که فکر میکردم این نهایت رشد قدمه

    قدم حدودا بود 175 سانتی متر خلاصه

    به متود های خوب علمی و باورهای درستی رسیدم و هدایت شدم به ورزش های خاص و استفاده درست تر از رژیم فستینگ و مکمل های تقویتی طبیعی

    و در کمال تعجب بعد از یه فستینگ تقریبا سه روزه دیگه که روز های دیگش هم 23 به 1 بودم

    و در کل در 10 روز من هم از 88 کیلو به 84 کیلو و

    از 175 ساتتی متر به 179 سانتی متر رسیدم

    و اینا واقعا فقط نتیجه ایمان و عمل به هدایت ها و تغییر باور هام بود

    من الان 21 سالمه و خداروشکر در خیلی زمینه ها پیشرفت کردم اما چنتا از بزرگتریناش که لاغریم خداروشکر الهام بخش دوستان نزدیکم هم بود

    رو تواستم با خوانواده عزیزم و استاد عزیزم دلم و مریم خانم عزیز در میون بزارم خلاصه که بقول بر بچه ها

    دوستان عزیزمون برایان و خانوادش سید و مری عاشقتونم بی نهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: