تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2881 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا شکرت که تونستم یک روز دیگه به عهدم با خودم وفا دار بمونم و روی خودم کار کنم و تمرینات خودم را عالی انجام بدم

    تمرین این قسمت:

    استاد در این فایل، از موفقیت‌های گذشته به عنوان یک «سکو» یا «اهرم» برای ساختن موفقیت‌های بعدی صحبت کردند (مثل داستان کاهش وزن خودشان که به معیاری برای تمام موفقیت‌های مالی و معنوی بعدی تبدیل شد).

    حالا نوبت شماست:

    لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

    خدایا شکرت که در مسیر موفقیت و رسیدن به خواسته هام هستم ،من تونستم پنج سال معاون پرستاری بزرگترین بیمارستان مرکز استانم باشم و بسیار بسیار موفق شدم و برای اولین بار به عنوان پرستار نمونه کشوری انتخاب شدم چقدر احساس افتخار و توانمندی بالایی داشتم من توانستم به ایجاد رضایتمندی بسیار بالایی در سیستم کاریم برسم فقط به دلیل استعداد ذاتی خودم که همان قدرت شنیدن و درک احساسات طرف مقابل و احترامگذار بودن و اخلاق مدار بودن به معنای واقعی تونستم به موفقیت فوق العاده‌ای در این سمت برسم

    برای رسیدن به این جایگاه واقعاً یادم میاد که از چالش‌ها نمی‌ترسیدم هر کاری لازم بود انجام دادم و فقط خواستم از خداوند و برام به راحتی اتفاق افتاد،آن زمان باور کردم که من هم می‌تونم به راحتی از عهده این مسئولیت بر بیام چون فردی رو دیدم در اون جایگاه که واقعاً هیچ کاری نداشت و هیچ امتیاز و برتری نسبت به من نداشت پس من هم توانستم

    سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    بیایید «ردپاهای» موفقیتمان را اینجا ثبت کنیم تا سکویی برای پرش همگی ما باشد.

    در حال حاضر که دانشجوی دوره ارزشمند احساس لیاقت هستم تونستم از باور و اعتماد به نفسی که از اون موفقیت به دست آوردم استفاده کنم و با سری افراشته و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی بالایی به مدیر پرستاری دانشگاه مراجعه کنم و اعلام آمادگی برای همکاری در مسیر مورد علاقه ام یعنی آموزش موفقیت فردی و عزت نفس و اعتماد به نفس و احساس لیاقت به همراهان خودم در مسیر شغلی که در اون سال‌ها حضور داشتم و روی خودم کار کردم داشته باشم و اعلام کردم که من با این همه تجربه‌های ارزشمند و مهارت‌های ذاتی استعدادها و توانایی‌های خدادادی اخلاق مداری و انگیزه بخش بودن و تاثیرگذاری فوق العاده‌ای که می‌تونم در مسیر بهبود روابط کاری و تعاملات و زندگی خانوادگی بهتر در کنار زندگی کاری داشته باشم می‌تونم فرد بسیار بسیار تاثیرگذار و مشاوری بسیار ارزشمند و کارساز در مسیر شغلی و روابط شغلی خودم باشم

    از اونجا که یادم میاد در زمانی که موفق شدم معاون پرستاری آن مجموعه بزرگ بشم واقعاً همیشه به عنوان فردی خوش اخلاق، مهربان که راهنمایی‌ها ومشاوره‌های بسیار اثربخشی ارائه میده مطرح بودم فردی که باعث شده بود درصد رضایتمندی کارکنان بسیار بالاتر برود و از شکایت‌ها و نارضایتی‌های قبلی که مرتب به دانشگاه ارسال می‌شد پیشگیری کند در حد یک معجزه

    من به خودم و به دستاوردهام و موفقیت‌هام در همه عرصه‌های زندگیم افتخار می‌کنم و از خودم سپاسگزار هستم که این همه پیشرفت و این همه تاثیرگذاری در زندگیم و جهان اطرافم را ایجاد کردم و هدایت خداوند همیشه و در همه حال در جهت قوی‌تر شدنم و آگاه‌تر شدنم به ارزشمندی خودم و توانمندی های خودم و قوانین جهان هستی همیشه و در همه حال هدایتگر من بوده و هست و خواهد بود،خداوند با من حرکت می‌کند و درون من جریان دارد و این به این معنیست که من همه قدرت جهان را و کیهان را درون خودم دارم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    به نام‌ خدای که در همین نزدیکیست

    به‌نام خدای عشق

    به‌نام خدای دوست داشتن وبه نام خدای مهربانی

    سلام ودرود به استاد عزیزم وبچهای پروژه

    در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست اوردید.

    وقتی داشتم به جواب این سوال فکر میکردم ذهنم انقدر نجوا میداد و میخواست تمام دست اوردهای منو کوچیک نشون بده وبگه اینا که نشد نتیجه .

    ولی کمالگرایی رو کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم بنویسم.

    استاد زمانی که این باور رو در خودم ساختم که اگه دیگران تونستن من هم میتونم .

    خیلی راحت هدایت شدم که کسب و کارمو با هیچ شروع کنم و انقدر با تقویت باورها کسب و کارم رو رشد دادم که الان خداروشکر درامدم عالیه.

    و بارها وبارها اطرافیان نزدیک که شاهد رشد من بودن گفتن تو برای ما یک الگوی موفق هستی وهمیشه منواز این بابت تحسین کردن.

    اگه اون موقع من تونستم این کارو انجام بدم وخداوند منو قدم به قدم هدایت کرد بازهم میتونه منو حمایت کنه تا قدم های بزرگتر بردارم.

    یادمه زمانی رابطه ام با شوهرم خیلی داغون شده بود واین ارزو و خواسته ی بزرگ من بود که رابطه چیزی بشه که من میخوام.

    کم کم‌با کار کردن روی خودم رابطمون تغییر کرد و من به خواسته ام رسیدم .والان به لطف خدا همون چیزیه که من میخواستم.

    خیلی از رانندگی ترس داشتم و به نظرم زنهایی که رانندگی میکنن خیلی کار بزرگی انجام میدن و کار هرکسی نیست ،تصمیم گرفتم برم و تجربه کنم و راحت تونستم توی ازمون رانندگی موفق بشم و رانندگی رو هم تجربه کنم

    دربرهه ای از زندگیم با برخورد به تضادهام ،تصمیم گرفتم برم و مهارت خیاطی و کیک پزی رو یاد بگیرم ،چند ماه تمرکز گذاشتم و کلاس هارو شرکت کردم وخیلی عالی تونستم این مهارت رو کسب کنم و تا جایی پیش رفتم که مدرک خیاطیم رو گرفتم وهرموقع دلم خواست میشینم و با عشق خیاطی میکنم .

    و این نتایج به من یاداوری میکنه که من همیشه تحت حمایت خداوندم و میتونم با همین شرایط خونه ی مورد علاقه ام رو هم خلق کنم و این توانایی رو خداوند در وجودم نهاده

    خدایا سپاس گذارم که توانایی یادگیری به من دادی.

    خدایا سپاسگذارم که تونستم یک گام دیگه در تغییر خودشناسی بردارم.

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام چهاردهم آیات سَخَّرَ- آیه ٢٩ لقمان

    ‏أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلی‌ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ أَنَّ اللَّـهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (29)

    آیا ندیدی که خداوند، پیوسته شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند، و خورشید و ماه را به تسخیر خود در آورده، هر یک تا زمان معیّنی در حرکت‌اند؟ همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

    استاد در آیات مختلف درباره هدایت و آیات هدایت صحبت میکنند که جهان داره هدایت میشه

    و در آیات سخر این هدایت شدن به زیبایی هر چه تمام تر دیده میشه ، اونجایی که خداوند تاکید میکنه که : خداوند روز را در شب و شب را در روز وارد میکنید

    و میدونیدنکته باحالی چیه؟

    به نظر من وقتی به طلوع آفتاب یا غروب آفتاب نگاه میکنیم و دقت میکنیم ، میبینیم که واقعا مشخص نیست چطوری شب به پایان میرسه و روز شروع میشه یا چطوری روز تبدیل به غروب میشه و شب شروع میشه

    خداوند در جای جای قرآن بارها و بارها و بارها از طبیعت برای ما مثال زده و خودش بهتر میدونسته که مثال های طبیعت بهترین بهترین مثال ها بود ، اگر من تفکر کنم ، اگر من تعقل کنم

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    حمید سالکی گفته:
    مدت عضویت: 2784 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم

    خانم شایسته مهربان و تمام دوستان گرامی

    استاد چقدر زیبا گفتید که :

    خداوند همیشه داره هدایت میکنه

    اگر هدایت نمیشی یا احساس میکنی هدایت نمیشی

    به این دلیل هست که تو آماده اش نیستی

    باید روی خودمون کار کنیم

    باید تعهد بدیم برای تغیر کردن

    اون وقته ک هدایت هارو دریافت میکنیم

    استاد دقیقا همینه

    من این روزها احساس میکردم که خدا هدایتم نمیکنه

    یا من دریافت نمیکنم

    و این شده بود تا حدودی ابزار ذهنم برای اینکه منو سرزنش کنه

    که : کو هدایت

    انقدر میگی خدا من رو هدایت میکنه

    خدا هادی من هست .حمایت گر من هست

    پس کو

    و من جوابی نداشتم

    ایراد تو فرستنده نیست

    ایراد همواره در گیرنده است

    ایراد در منه

    تا قبل دیدن جلسه 14 دوره احساس لیاقت من داشتم یک جورایی خودم رو گول میزدم که مثلا دارم روی خودم کار میکنم

    فایل هارو گوش میکردم

    اما …

    جلسه 14 برام شد یک سیلی محکم که :

    حمید به خودت بیا

    تو مثلا پذیرفتی که کل اتفاقات رو خودت داری خلق میکنی

    پس چرا کم شدن درآمدت

    مشتری نداشتنت

    و …

    همه اینها رو از گردن خودت رد کردی

    و یک جورایی پذیرفتی که – آره دیگه.ببین همه همین طورین.همه درآمدشون کم شده.

    و انگار منتظر یک معجزه بودم

    غافل از اینکه معجزه خودمم.معجزه افکارم هست

    میدونی استاد

    نه اینکه از گردنم رد کنم

    ته قلبم باور داشتم که زندگیم رو باور های خودم خلق میکنه

    اما انگار ایمان نبود

    هر روز میگفتم از فردا دیگه تمرکزی کار میکنم

    اما بعد جلسه 14 به خودم تعهد دادم که دیگه بسه

    حمید بسه این زندگی

    این زندگی تکراری و روز مره

    و از اون روز خدارو شکر به تعهدم عمل کردم و قراره عمل کنم تا ابد

    در رابطه با هدفی که من بهش رسیدم و وقتی بهش فکر میکنم انگیزه میگیرم

    ترک کردن سیگارم بود

    استاد من تا دوسال پیش . با فایل های نتایج رضا عزیز

    سیگار رو ترک کردم

    البته نه تنها سیگار.

    یک دخانیات دیگه هم بود

    سیگار که با هر آدم سیگاری صحبت میکردی میگفت آقا نمیشه سیگار رو ترک کرد

    بار ها بهم گفته بودن که : ببین حمید.هرویین رو میشه ترک کرد.اما سیگار رو نه

    سیگار کرم داره

    فرق میکنه

    اما من الان بیشتر از دوساله که دیگه لب به سیگار نزدم

    نه که بخوام زور بزنم

    واقعا حالم به هم میخوره

    وقتی سیگار رو ترک کردم

    به خودم گفتم حمید تو سیگار رو ترک کردی

    تو کار که همه میگفتن نمیشه

    همه میگفتن امکان نداره رو ترک کردی

    اونم نه به زور

    با تغیر باورهات

    پس دیگه هر کار دیگه ای رو میتونی انجام بدی

    و واقعا هم همین شد

    بعد از اون من وارد کسب و کاری شدم که به نظر خودم و خیلی های دیگه سخت بود یادگیریش و همه اعتقاد داشتن کسی که میخواد توی اینکار بره باید از سنین کم وارد این حوزه بشه

    اما من وارد شدم

    و نتایجی هم که گرفتم به نسبت خودم عالی بوده

    اما باید که حرکت کنم و این نتایج عالی رو بزرگتر کنم

    و دارم قدم هام رو برمیدارم

    ممنونم استاد از شما بابت این فایل های ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      سید حسین احمدی گفته:
      مدت عضویت: 782 روز

      سلام دوست عزیر تحسینت مکنم به این اراده قوی که تونستی ار وسوسهای شبطانی یا نجواهای ذهنی غلبه کنی و سیگار ترک کنی واقعا احسن بتو بارکلا با این کارت و با این اراده ات هر کاری را میتونی انجام دهی لطفا من را هم راهنمایی کن تا اازاین عادت ناپسند نجات پیدا کنم ارادتمند شما سیدحسین احمدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        حمید سالکی گفته:
        مدت عضویت: 2784 روز

        سلام سید حسین عزیز.

        امیدوارم که هر جا هستی عالی باشین

        حسین آقا حقیقتا من خودم ترفند خاصی نزدم

        داستان از این قرار بود که:

        من سالها میخواستم سیگار رو ترک کنم

        اما هی برو بیا داشتم

        1 مدت ترک میکردم

        اما دوباره برمیگشتم

        چون میخواستم با قدرت اراده ترک کنم

        (استاد در دوره روانشناسی ثروت حسابی این موضوع رو توضیح میده)

        وقتی فایل های مربوط به نتایج رضا عطار روشن عزیز اومد رو سایت

        من نتایج اون موقع اقا رضا رو نشون ذهنم دادم

        یعنی به ذهنم فهموندم ببین این نتایج همون نتایجی هست که تو میخوای(من اون موقع تازه داشتم از اون چالش که تو خوزستان داشتم بیرون میومدم و به شدت مشتاق و تشنه ثروت ساختن بودم)

        و این اشتیاق رو به عنوان اهرم رنج و لذت برای خودم استفاده کردم

        از یک طرفی هم نشستم دلایل سیگار کشیدن رو برای ذهنم گفتم

        به ذهنم گفتم من چرا سیگار میکشم و چه سودی برام داره

        و ترک اون چه سودی برام داره

        و باز هم از این طریق اون اهرم رنج و لذت رو بیشتر تقویت کردم

        و به یک هفته نشد که من دیگه سیگار کشیدن رو برای همیشه کنار گذاشتم و اونم با لذت

        نه با سختی

        نه با تقلا و زور زدن که بخوام جلوی خودم رو بگیرم

        نمیدونم داستانی که برات نوشتم تونست کمکی بکنه بهت یا نه

        اما خلاصه اش اینکه از اهرم رنج و لذت استفاده کردم

        من این اواخر به جایی رسیده بودم که حدودا روزی 20 تا سیگار میکشیدم بعلاوه اون دخانیات دیگه

        شاد و پیروز باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد ، تا انها حال خود را تغییر دهند ( تغییر را در آغوش بگیرند)

    گام اول آیات سَخَّرَ- آیه ١64 بقره

    دیروز که گام ١5 پروژه رویایی تغییر را در آغوش بگیر گوش میدادم و کامنت نوشتم

    برای منطقی کردن اینکه چطور میشه از موفقیت های گذشته اهرمی برای ساخت موفقیت های آینده ساخت نوشتم که یکی از المان هاش ایمان به اینه که خداوند وهاب و یکتا آسمان ها و زمین رو به تسخیر من درآورده

    و به لطف الله بهم گفته شد و هدایت شدم که آیا سخّر رو در جلسه پنجم قدم سوم و در گام ١5 پروژه مکتوب کنم

    پس بسم الله الرحمن الرحیم

    ‏وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ (163)

    پروردگار شما پروردگاری یگانه است ، هیچ معبودی به جز او نیست و او بسیار بخشنده و مهربان است

    إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّـهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (164) بقره

    به درستی ( حقیقت این است و غیر از این نیست ) در آفرینش آسمان ها و زمین و در گردش روزها و شب ها و کشتی هایی که به نفع مردم در دریا روان هستند ، و آنچه آب که خداوند از آسمان به زمین نازل کرده است تا زمین مرده را به وسیله آن زنده کند و از هر گونه جنبنده ای را در آن بپراکند و همچنین تغییر جهت دادن بادها و إبرهایی که بین آسمان و زمین مسخّر شده اند ، نشانه هایی است برای افرادی که عقل خود را به کار می أندازند

    میدونید به چی فکر کردم؟

    به اینکه نیرویی در جهان وجود دارد به نام الله یکتا که داره جهان رو هدایت میکنه ، نه خوابش میره و نه خسته میشه و به قول سوره ذاریات : همواره گسترش دهنده است

    از اون طرف جهان ما ( که عظمتش رو حتی تصور هم نمیتونیم بکنیم ) رو داره به زیباترین حالت ممکن هدایت و اداره میکنه

    توی این آیه اشاره شده که ابرها بین آسمان و زمین مسخر شده اند ، ( به تسخیر نیرویی به نان الله در آمده اند)

    به قول پروین :

    قطره کز جویباری میرود

    از پی انجام کاری میرود

    و یه نکته خییییییلی مهم :

    حالا چند تا اتفاق افتاده :

    همین خدایی که جهان رو به تسخیر خودش در آورده

    ١- اولا تکامل رو صد در صد در خلق ما رعایت کرده ثانیا زمانی که ما رو خلق کرده به خودش تبریک گفته : ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿14﴾ مومنون

    پ . ن : اول اینه خداوند در این آیه تکامل رو به زیباترین حالت ممکن توصیف کرده ، استاد میگن که اگر میخواین تکامل رو توی قرآن درک کنید ، برید سراغ آیاتی که خداوند از ثُمَّ استفاده کرده

    ٢- دومین نکته اینه که زمانی که ما رو خلق کرده به جمیع فرشته ها که هزاران سال براش سجده کرده بودن دستور میده که در مقابل ما سجده کنه و تنها فرشته ای که از دستور سرپیچی میکنه تا به ابد از درگاه الهی رانده میشه

    وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ﴿11﴾ اعراف

    و زمانی که شما را خلق کردیم سپس شما رو صورت گری کردیم سپس به فرشتگان دستور دادیم تا در برابر انسان سجده کنند ، همه سجده کردند به جز ابلیس که از سجده کننده گان نبود

    اینجا هم به زیباترین حالت ممکن تکامل رو توضیح میده

    و خداوند خودش شان و منزلت ما رو میدونست که ابلیس رو برای همیشه از درگاه خودش راند

    ٣- و در نهایت خداوند که مالک و فرمانروای آسمان ها و زمین است صراحتا در قرآن اعلام میکنه که فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ٧٢- ص

    میفرماید که : از روح خودم در آدمی دمیدم

    و این یعنی خداوند به من هم قدرت تسخیر کردن جهان هستی رو داده

    همونطوری که الان خیلی از افراد موفق از جمله ایلان ماسک جهان رو به تسخیر خودش درآورده

    حالا چه نتیجه ای میخوام بگیرم؟

    من اگر سپاسگزار قدرتی که الله در وجود من به ودیعه نهاده باشم و خودم قدر خودم رو بدونم ، ایمان میارم که از پس انجام هرررررر کاری بر میام و کافیه قدرت خداگونه و خلق کنندگی خودم رو باور کنم

    جهان چاره ای نداره به جز اینکه در مقابل این باور نهادینه شده که به رفتار متفاوت منجر شده کرنش کنه

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2492 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 15

    خدای قدرتمندم مرا آنی و کمتر از آنی به خودم وامگذار

    سوال بعدی.. کامنت دومم در این گام 15

    بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    اولین هدفی که هر روز دارم اینه که بتونم با آرامش چشمهامو باز کنم و ببینم یک روز دیگری رو از خداوند هدیه بگیرم و از اینکه با سلامتی و خوشحالی از توی رختخواب گرم و نرم میام بیرون و سقفی با آرامش بالای سرم دارم بهترین نعمتی است که میتونم هر روز بالاس سپاسگذار باشم

    وقتی اول صبح چشمهامو باز میکنم اول از همه با خدا صحبت میکنم یه حسه خوبی داره آرامش خاصی داره تشکر میکنم برای تمام داشته هام

    برای خوابیدن خوب و عالیو شیرین باکیفتم

    برای بیدار شدن سپیده دم صبحگاهی ام

    برای رختخواب نرم و گرممم

    برای سقفی که با امنیت کامل الهی بالای سرم دارم

    برای دخترم که در اتاقش با آرامش خوابیده

    برای شنیدن صدای خوابش که می شنوم

    برای بالکن بزرگ زیبایی که روبروی اتاقم دارم

    برای دیدن هوای نیمه ابری و بارانی که شب گذشته باریده بود و طلوع خورشید صبحگاهی که از لابلای ابرها میدرخشید سپاسگذاری کردم .. و الان یک هوای سرد پاییزی مطبوعی رو تنفس میکنم سپاسگذارم خدایاا شکرت

    بخاطر آن کوههای دور دست که الان میتونم بوضوح ببینم سپاسگذار هستم خدایاا شکرت

    بخاطر اینکه بدون هیچ محدودیتی آسمان زیبایم رو میبینم

    بخاطر اینکه نعمت پول در زندگیم جاری است سپاسگذاری میکنم

    دستاوردی که بدست آوردم اینه که بطور مداوم سپاسگذار نعمت هام باشم و می‌دونم که با همین سپاسگذاری ها پاداش های زیادی رو دریافت کردم و مطمعن هستم که قدم به قدم به مدارهای بالاتری از وفور و فراوانی نعمت های بیشتری هدایت میشم

    چون فهمیدم که ثروت و نعمت خیر و برکت های الهی بی انتهاست.

    نعمت مثل پول مثل خوشبختی مثل روابط خوب مثل سلامتی و تندرستی کامل و کسب و کار خوب و عالی و و فرصت های جدید و شرایط و موقعیت خوب و عالی بی انتهاست و یا هر چیزی که تصور کنید یک نعمت از سوی خداوند است که می شه با سپاسگذار بودن به دست آورد.

    معنی اش این است که ثروت و نعمت تمامی ندارد و ته اون پیدا نیست بی نهایت ثروت و فراوانی وجود دارد و دارم این باور رو بطور مداوم در خودم تقویت میکنم

    پول براحتی دستم میاد

    اوضاع مالی من تا همیشه روبراهه

    همیشه فرصت های مالی براحتی سر راه من قرار میگیرند

    خدایااا شکرت روز گذشته رفتم دوشنبه بازار و کلی خرید کردم . یک دفتر خیلی خوشگل خریدم عکس روی جلدش یک کافی شاپ محلی است که از بیرون محوطه پنجره ی بیرون این کافی شاپ رو با کلی گل های زیبا تزیین شده که یک دوچرخه کنار پنجره است که روی آن هم گل‌های قشنگ چیده بود

    خدایااا شکرت که امروز صبح بلطف و فضل و کرم الهی خیلی زود قبل از سپیده دم صبحگاهی از خواب شیرین و باکیفتم بیدار شدم

    خدایا شکرت امروز کلی مدیتیشن های سلامتی انجام دادم و رفتم زیر پس حمام کلی سپاسگذاری انجام دادم خدایااا شکرت

    بعد اومدم دفتر ستاره ی قطبی ام رو باز کردم و کلی تشکر و قدردانی هایی رو که در بالا نوشتم رو داخل دفترم نوشتم و بعدش خواسته های روزانمو درخواست کردم و این دفتر تا آخر شب همینطوری باز هستش تا هر اتفاق و نشونه و هدایت و معجزه ای رو دیدم فوری بنویسمش

    خدایاااا شکرت که قدرت کامیابی بخش خداوند به تک تک ثانیه های امروزم خیر و برکت بخشیده تا هم اکنون و همین جا به عالی ترین و والاترین ثمرات نیکو و موهبت های الهی ام برسم و هر لحظه در مدار زمان و مکان درست و مناسب جادویی و همزمانی های درست و مناسب جادویی و موقعیت و فرصت های طلایی و جادویی هدایت شوم تا بهترینع. بهترین اتفاقات فوق العاده عالی ام رو وارد تجربه ی زندگیم کنم خدایا شکرگذارم برای همه ی موهبت های الهی ام و نعمت ها و برکت ها و ثروت هایی که هم اکنون به نوبت در مسیر رسیدن به من هستند

    بقول استاد عزیزمون..

    Consider it done

    انجام شده بدان

    استاد این نشونه رو در تابلوی تبلیغاتی توی اتوبان دیده بودن در جلسه ی چهارم هم جهت با جریان خداوند و برای من هم یک نشونه ای است که باید همیشه بخودم یادآوری کنم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    مرضيه ابراهيمي گفته:
    مدت عضویت: 2474 روز

    به نام خدای مهربانم که هر آنچه هستم و هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته ی عزیزم

    سلام به دوستان الهی و ارزشمندم

    استادم میتونم با جرات بگم از بُعد مالی تمام این شرایطی که الان دارم یه روزی آرزوی من بوده،مدتیه که به این نتیجه رسیدم که این شرایط آرزوی من بود یه روزی و انگار دیگه برام عادی شده،انگار دیگه وقتش رسیده بوده که به سمت مدارهای بالاتری حرکت کنم،خب یکی از دستان خداوند تووی زندگیم بود که خداوند از طریق ایشون رزق زیادی رو وارد زندگی من کرد،و من تونستم شرایط مالی خوبی رو تجربه کنم،تا اینکه یه جاهایی بود که میدیدم وقتی اون شخص کمکشو نمیرسونه،من هم ورودی خاصی ندارم،کلی سوال تووی ذهنم ایجاد شد،که خدایا اگر روزی رسان من تویی،چرا وقتی این شخص کمکشو نمیرسونه من کم میارم تووی مخارجم،اگه من توو مداری هستم که باید اِن تومن ورودی داشته باشم،چرا وقتی این شخص کمکشو نمیرسونه من اون حد از ورودی مالی رو ندارم،اما ته دلم اون شرک مخفی بود،هی میگفتم خدایا چرا من اونی نباشم که ببخشم،چرا باید یکی بیاد من ببخشه،دیگه گفتم میخوام از کار خودم،به درامدی برسم که از پس آرزوهام بر بیام،اوکی تو میخوای از طریق دستانت رزق بهم بدی،من میپذیرم،اما باید درآمد خودم به حدی برسه که چه اون شخص کمکشو برسونه چه نرسونه،من نیازی بهش نداشته باشم،ذهنم هی بهم فشار میورد که اون ورودی رو نگه دارم،منو کم و بیش نگهش داشتم تا اینکه چک و لگد زیاد خوردم،یه جایی دیگه رها کردم گفتم باید درآمد خودم رو بالا ببرم،حالا تمام این اتفاقات با شروع این پروژه شروع شد،و من اولین قدم رو از بابت ورودی مالی رو انجام دادم،ندا اومده که بعد از این پروژه کنار دوره احساس لیاقت،روانشناسی ثروت یک رو مجدد شروع کن،منم لبیک گفتم و میخوام که درآمد خودم رو بالا ببرم،هدایت شدم به فایلهای چگونه درآمد خود را در عرض یک سال سه برابر کنید،این مدت هر چیو لازم داشتم،مینوشتم تووی یه برگه خدایا من اینقدر برای این نیازم میخوام،اونقدر برای این،و خدا میدونه 95درصدشون رو خدا بهم داده اونم از طریق کار خودم این از بُعد مالی

    از بُعد روابط خب من روز اول این پروژه تمرکزم روی تغییر تووی روابطم بوده،روابطم داغون بودن،نه دوستی داشتم،نه با پارتنرم رابطه ی خوبی داشتم نه با خانواده،الان خدارو شکر دوستای جدیدی وارد زندگیم شده،خیلی رابطه م باهاشون اوکیه،بدون هیچگونه وابستگی،بدون اینکه وقت همو الکی بگیریم،فقط تووی اون تایمی که با هم هستم مثلا یکی شون با من تمرین میکنه،خیلی خوشیم بعدشم میریم پی کارهامون و اما یه چیزی استاد من تووی کامنت های قبلی نوشته بودم که هدف من مهاجرت،حتی بهم گفته شد برم مدرک کامپیوتر بگیرم،منم ثبت نام کردم و دارم اون کلاس رو میرم،و تووی همون کلاس برای من خواستگار اومده با موقعیت عالی،من این روزها به شدت به مرحله ی تسلیم رسیدمه،که واقعا نمی‌دونم،از اعماق وجودم میدونم که هیچی نمی‌دونم،خدایا من گفتم میخوام مهاجرت کنم تمام برنامه ریزی های من برای مهاجرت بوده،این خواستگار دیگه چیه،اینقدر کارها به آسون ترین شکل ممکن پیش رفته و من الان دارم با اون آقا صحبت می‌کنم برای آشنایی که جرات رد کردنشو ندارم چون استاد شما یادم دادی که کاری که آسون پیش بره یعنی خدا داره انجامش میده و من روزی صدبار دارم به خدا میگم،خدایا من هیچی نمی‌دونم،تو میدونی،تو از اون بالا داری میبینی،من تا جلوی چشمم رو فقط میتونم ببینم،تو بینایی،تو دانایی،تو هدایتم کن،من هدفم مهاجرت،اما اگه تو بگی که صلاحم اینه که من باید ازدواج کنم باشه ازدواج می‌کنم با اینکه دل کندن از اون شخصی که میخواستم باهاش مهاجرت کنم برام بی نهایت سخته،امشب توو خواب و بیداری بودم،گفتم اوکی خدایا من اون شخص رو مثه حضرت ابراهیم که از حضرت اسماعیل گذشت،باشه میگذرم،مثه مادر موسی که بچه شو رها کرد،رها می‌کنم،مثه حضرت یعقوب که حضرت یوسف رو رها کرد و با برادرهاش فرستاد رفت،منم این شخص رو رها می‌کنم،باشه میگی با این خواستگار باید ازدواج کنم،باشه ازدواج می‌کنم اما آرزوهام چی میشه،رویای بچگیم چی میشه،به قول رزای عزیزم هر چی بگی انجام میدم،بگی ازدواج کنم ازدواج می‌کنم،بگی مهاجرت کنم با این شخص،مهاجرت می‌کنم،هر چی تو بگی رو من انجام میدم،فقط تو هدایتم کن،فقط تو بهم بگو،من واقعا تسلیمم،من با سلول به سلول بدنم تسلیمم و به تو اعتماد دارم که بهترین هارو برام رقم می‌زنی

    از بُعد سلامتی،خدارو شکر همه چیز رو به رواله و حال جسمم خوبه

    چگونه دستاوردهای گذشته خود را به اهرمی برای موفقیت‌های جدید تبدیل کنیم؟

    تووی دوره هم جهت با جریان خداوند استاد از قرآن برام گفت و آیه های ذکر نعمت،به یاد بیارم نعمت هایی رو که خداوند بهم داد

    و من تقریبا هر روز به خودم یادآوری می‌کنم تمام این شرایطی که الان دارم یه روزی آرزوی من بوده

    یه روزی آرزو داشتم ماشین داشته باشم،با ماشین خودم برم استخر،برم باشگاه،برم توو هوای بارونی دور دور،دیگه منتظر نباشم کسی بیاد منو جایی ببره،من خودم ماشین داشته باشم،خدارو شکر الان حدود دو سال که ماشین دارم،با ماشینم هر وقت دلم بخواد استخر میرم،باشگاه میرم،میرم دور دور،دیگه منتظر نیستم کسی بیاد جایی منو ببره،تازه بقیه منتظره من میمونند که من برم ببرشون جایی…

    آرزو داشتم کسب و کار خودم رو داشته باشم که نه کسی بهم بگه چه ساعتی بیا،چه ساعتی برو،این کار رو انجام بده،اونو انجام نده،و بتونم در کارم روی سایت استاد کار کنم،در واقع روی خودم،خب حدود دو سالی میشه مغازه ی خودم رو دارم،تووی یه محیط ایزوله دارم روی خودم کار می‌کنم،همزمان هم فروش انجام میدم و درآمد دارم

    آرزو داشتم گوشی ایفون داشته باشم،اپل واچ داشته باشم،خدارو شکر بیش از پنج سال که گوشی ایفون دارم،حدود یک سالی میشه که اپل واچ دارم

    آرزو داشتم طلا داشتم باشم،الان بیش از 20گرم طلا دارم

    آرزو داشتم دندون‌هامو لمینت کنم اونم یه جای عالی،همین هفته یا هفته ی دیگه باید برم روکش هاشو بزارم و مراحل دندون هام تکمیل میشه

    آرزو داشتم لپ تاپ داشته باشم،شش سالی که دارم

    آرزو داشتم وقتی ماشین می‌خرم دزدگیر روش نصب کنم،خدارو شکر وقتی خریدمش،دزدگیر روش نصب بود

    آرزو داشتم اونقدر لباس و کفش داشته باشم که وقتی میخوام جایی برم من انتخاب کنم که چی بپوشم نه اینکه از روی اجبار همون یه چیزی رو که دارم فقط بپوشم،الان اونقدر لباس و کفش دارم که هر روز انتخاب می‌کنم که چی بپوشم

    آرزو داشتم وام هامو قبل از موعد سررسید صفر کنم و خداوند ده ماه قبل از موعد سررسید همشون،وام هامو برام صفر کرد

    آرزو داشتم از دوره های استاد عباسمنش بخرم الان دوره هم جهت…دوره احساس لیاقت،دوره عزت نفس و اعتماد به نفس،دوره روانشناسی ثروت یک،دوره شیوه ی حل مسائل،دوره به صلح رسیدن با خود،دوره قانون سلامتی رو دارم

    آرزو داشتم یه روزی استاد وقتی دوره ایی میزاره،منم همزمان باهاش تووی اون دوره باشم،از قانون سلامتی به این ور،استاد هر چی دوره گذاشت من همون تووی همون هفته ی اول با استاد بودم

    استاد واقعا بخوام بنویسم از موفقیت هایی که تووی این شش سالی که با شما هستم رو کسب کردم که باید حالا حالا ها بنویسم،و الان من هدفهامو ارتقا دادم،و الان دارم روی خودم کار می‌کنم و باور قلبی دارم خدایی که منو به اینهمه خواسته رسونده،به خواسته های جدیدم منو میرسونه

    خدایا شکرت که هر آنچه هستم و هر آنچه دارم از آن اوست

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    اعظم جم نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2906 روز

    سلام به خانواده ی عزیزم .

    سپاااااااسگزارتونم برای این دوره ی تغییر را در آغوش بگیر که ارزشش میلیاردها دلاره.

    مریم جانم،استاد جانم برای تمام لحظه به لحظه هایی که زحمت میکشید تا این فایل ها رو در اختیار ما بگذارید تا همیشه ممنون و سپاسگزارتونم.

    روز پیش به دلم افتاد گزینه ی نشانه ی امروز من رو بزنم و مقدمه ی دوره کشف قوانین اومد و فایل رسید به اونجایی که استاد جانم فرمودند که چکاپ فرکانسی از خودتون بگیرید …

    خیلی وقت بود که این کار رو انجام نداده بودم .

    نیاز به فاکتور طلاهام داشتم رفتم جعبه ای که دفتر های دوره ها و فاکتور طلام داخلش بود رو آوردم و معجزه وار چکاپ دوره ی 12 قدم ،چکاپ قانون سلامتی ،چکاپ کشف قوانین ،خدا جلو چشم هام نمایان میکرد .

    اومدم چکاپ جدیدمو بنویسم ولی تصمیم گرفتم کلا یه دفتر جداگونه بگیرم مخصوص چکاپ فرکانسیم و تمام چکاپ هایی که قبلا توی دفتر یا کاغذ نوشته بودم که مال سال های قبل بود همه رو توی یک دفتر جمع کنم و بعد که باز خواستم بنویسم هم با فاصله ی زودتر این کار رو انجام بدم و هم اینکه اینقدر پراکنده توی دفترها و کاغذهای مختلف نباشه و منظم و مرتب یک جا داشته باشمشون .

    دیروز رفتم یه دفتر صد برگ خوشکل و با مزه ،با جنس خوب خریدم تا زندگی قشنگم و روزهایی که قراره باز قشنگتر بشه و معجزه های بیشتری رو که خدا جانم قراره برام رقم بزنه رو داخلش بنویسم .

    و این فایل رو که گوش دادم باز این هدایت پر رنگ تر شد که فرمودید شرایطتتون و چیزایی که بهش رسیدید و اینکه از کجا به کجا رسیدید رو ثبت کنید توی دفتر .

    و گفتم به چشششم.

    در مورد تمرین این جلسه:

    وقتی همسرم مسعود، سر کار هست یا زمانی که میره شهرستان پیش خانواده ش و من بهش زنگ میزنم ،گاهی وقتا به شوخی جلو همکاراش و یا خانواده ش ، میگه سلام ماه بانو و …و خواهر شوهرام میگن راستشو بگو چکار کردی که مسعود این طوری شده این قدر با زبون خوش باهات صحبت میکنه ،اینطوری برات خرج میکنه….

    چون خودشون از وضعیت افتضاح زندگیم در سالهای قبل مطلع بودند از اون همه توهین و بی احترامی و فحش و پول ندادن و …

    یکیشون اون شب بهم گفت مطمئن شدم به این جمله که زنی که خرج داره ارج داره .

    اما یکی نیست بگه مگه قبلا خرج نداشتم چرا اون قدر توی فشار و بدبختی بودم و با بدی با بی احترامی باهام برخورد میکرد قبلا یه پول کرایه به سختی بهم میداد

    یکی نیست بگه علت این همه هزینه کردنش ،علت اینکه معجزه وار الان بار ششم هست که هر بار کیف پول اسنپمو با 500 هزار تومن شارژ میکنه چیه ؟؟؟

    یا هر بار معجزه وار منو غافلگیر میکنه با بره های کاملی که برای من میخره و تمیز و خرد شده وقتی که خودش سر کار هست ،برام میفرسته خونه و من شگفت زده و خوشحال میشم،و اینچنین معجزه وار غذای منو فراهم میکنه تا من به سبک دوره قانون سلامتی غذا بخورم .

    یا هر خرید دیگه مثل لباس مثل تقویتی ها ….

    قبلا براشون توضیح داده بودم که دارم روی دوره های استاد جانم کار میکنم و بهم تهمت بی دینی زدند و حالا دیگه هیچی نمیگم ولی خودشون می دونند که من همچنان شاگرد بهترین استاد دنیا هستم .

    عاشقتونم .در پناه رب العالمین باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 546 روز

    سلام به استاد عزیز دوست داشتنی و خانم شایسته گل و دوستان هم مدار .

    من یک موفقیتی که می‌خواهم این برایم خودم باز گو کنم این هست که هر کس هر کاری برایم انجام می‌دهد سپاس گذار باشم این کار هم باعث خوشحالی خودم می‌شود و طرف مقابل مثلا بابت هر کار کوچکی که کسی برایم انجام می‌دهد ممنون میشوم من یادم میاد قبلا اصلا این طوری نبودم و از زمانی که دارم این کار رو انجام می‌دهم خیلی اتفاقات خوب و هماهنگی برایم رخ میده این واقعا یک رد پای خوبی هست که میتونم برای خودم بجا بگذارم . و من یک دفتری دارم که از چند سال قبل خواسته هایی که میخواستم رو داخلش نوشتم و الان که نگاه میکنم میبینم که بهشان رسیدم یکش خرید ماشین یا داشتن کسب کار خودم و واقعا خیلی احساس خوبی بهم دست میده که میبینم بهشان رسیدم و همین باعث میشه در این مسیر الهی بمانم و حرکت کنم و هر وقت به مشکلی برخورد کردم بیاد اون موفقیت های قبلی ام بیافتم خیلی لذت برم واقعا خیلی فایل عالی و تاثیر گذاری بود ممنون و سپاس گذارم هم از دوستان گل هم از استاد دوست داشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 935 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    خدارابی نهایت سپاسگزارم که بازهم فرصت “نفس کشیدن بهم دادتاببینم وبشنوم وبازدرس بگیرم وازداستان زندگانی خودم درسی برای یادآوری خودم ودوستان بنویسم /سپاسگزارم/

    بنده اززمان تولدتا به امروز تمام زندگی من پورازحیاهووچالش بوده ازآن زمانی که پدرومادرم دیگرنمیخواستندبچه ای داشته باشند”اونم بخاطرنداری ومشکلات مالی”وتمام سعیشان راکردندکه من به این دنیا نیام “اماخواسته من ازخداآمدن به این جهان بودتا لذت ببرم ودرصف انرژیهابودم تادرسال1363/10/16درشهرقزوین پادراین دنیای شگفت انگیزگذاشتم/خداراشکر/ “داستان زندگی من ازجایی شروع شدکه پسرهمسایه بهم میخندیدومنوبه تمسخر میگرفت که عینکی هستم واونجا تغییرودنیای جدیدمن آغازشد /بنده ازهمان سن 7سالگی خداروشکرحس کنجکاویم رودارم وهمیشه دنبال خدام بودم تادرسال 1395کتاب قرآن روبه زبان مادریم وبه راحت ترین شکل ممکن خواندم ودرپوست وگوشت واستخوان درک کردم که خدا”خودم هستم وتمام چیزهایی که میبینم ومیشنوم وحسش میکنم خداست پس اسم خداروگذاشتم انرژی بی پایان وبی مانندی که استادعباس منش بهش میگه سیستم ودرکتاب رازثروت بهش میگه جوهره اندیشمندودرقرآن خدا(رب)هست رو دیدم وفقط تمام تمرکزم براین هست که خدای خودم روبسازم مثل یک پروژه ساخت وسازی که تاابد برای بنده باشدچون تنها کسی که باخودمان تاابدهست فقط وفقط خودمون (روحمون)که همان خداهست “هستش نه کس دیگه وبخاطرهمین زندگانیم درتمام ابعادتغییرکرده ازعشقی که24سال پیش عاشق هم بودیم امابهم نرسیده بودیم والان 4سال هست باعشق داریم درکنارهم مثل دوتادوست وهمکار زندگی میکنیم”ازسلامتی ای بگم که بعدازاین همه مشکلات:کلیه وکبدوقلب وو…به سلامتی کامل وکاملا طبیعی رسیدم وبدون هیچ دارویی الان 3سال هست خداروشکرعالیم”ازمحل زندگیم بگم که رویای بچگیم بودش ویاازشغلی که ازبچگی دیوانه بارعاشقش بودم وازهمه مهمترارتباطم باخوده واقعیم وخدام که بی نظیرهست وهرلحظه بهتروبهترمیشه”بزاریدازعشق بگم :مادوره شصتیاهمیشه درقصصه هابرامون ازعشق وعاشقی صحبت میکردندازلیلی ومجنون ویاشیرین وفرهادگرفته تاشهریار”شاعری که به عشقش نرسید”اما شایدقصه عباس وکلثوم درکتاب عاشقانه “نانوشته های خدانهفته باشه “اما امروزمیخوام پرده بردارم وبگم بچه ها آره من کسی هستم که درسن 11سالگی قلبم لرزیددریکی ازروستاهای گیلان برای دختری که 6سال ازمن بزرگتربودوتا 17سالگی این عشق درقلبم نهفته بودو”زمانی که گفتم تمام افرادخانواده وهمه وهمه مخالفت کردندو”وقتی خدمت رفتم وازخدمت برگشتم سرلج ولجبازی باهمه خودم رودرسخت ترین چالش زندگی انداختم “بله ازدواج باکسی که اصلا واصلا هیچ شناختی ازشون نداشتم و16سال دررنج وعذاب خود کرده سپری کردم “اما اینجای داستان من خیلی قشنگ هست “من زمانی که برای چندثانیه ای مرد”م اما وقتی که ازخدام خواستم یک فرصت دیگه بهم بده زندگیم به کل عوض شد وازاون روز تابحال که حدود10سال میگذره “فقط خواسته هاموبه صورت شفاف به خدام میگم وصبرمیکنم اونم صبرباامیدودرزمان مناسب ودرمکان مناسب بهم میده ودرسال1399ازهمسرسابقم جداشدیم ودرسال1400باعزیزدلم “کلثوم بانو/ازدواجی رویایی داشتیم /ودرحال حاضرزیرسایه خداوندیک زندگی پورازعشق وشادی داریم “البته اینم بگم این زندگی بدون رنج وکش مکش لذت ندارها/خخخ/

    شما اگرمطالعه بکنیدبه این خواهیدرسیدکه خداهم خودش درقرآن میگه ماشمارادررنج آفریدیم تا شما بزرگ بشیدالبته اونهایی که اندیشه میکنندنه اونهایی که مثل کبک سرشون روتوبرف کردند”خلاصه دوستان عزیزم من الانم زندگیم پورازفرازونشیب هایست که من باهاشون رفیقم وخوشحال میشم وقتی چالشی یاتضادی پیش میاد”وبه خودم میگم /آهان عباس جان الان باید این چالش روحل کنی تا درسهاشویادبگیری و”ازتمام وجودم خداروشکرمیکنم/مثل همین امروزکه یکی ازدهیاریهای روستا باکمال بی ادبی ومکارانه فکرنمیکردکه بنده مطلع بشم میخواست کارماروعقب وخراب کنه البته به دیدگاه خودش اما ازاونجایی که خدا خودش درقرآن میگه من مکار”مکارانم چنان این آدم روجاش نشوندکه به تته وپته افتادبله عزیزان باخداباشیدپادشاهی کنیدبی خداهرچه خواهیدکنید/خداروشاکرم که هستم ودراین سایت زیبا وفوقالعاده وتیم بی نظیراستادعباس منش ازتک تک دوستان درس میگیرم”خداراشکر/برای همتون آرزوی موفقیت وشادی وسلامتی وعاقبت بخیری وسعادتمندی دردنیاوآخرت روخواهنم/یاحق/

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: