تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهراهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 756 روز

    به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند.

    سلام به استادعزیزم واستادمریم نازنینم ..

    هدایت خداوندهمیشه وجوددارد اماتنهازمانی آنرادریافت میکنید که واقعا آماده ی تغییرباشید …

    این جمله هم روی برگه کوچکی نوشته شد ورفت پیش سایرجمله های کلیدی که بایدخیلی تکراربشن روی آینه ی اتاقم که هربارخودم ومیبینم این جمله هاروبه خودم یادآوری کنم …

    یه مثال ساده ::من خیلی وقت بودکه برای خیاطیم سردوزمیخواستم ولی نمیشدکه بخرمش چرا چون من آماده نبودم وگرنه خداوندمن وهمواره حمایت وهدایت میکنه،چون فکرمیکردم که چون بچهام کوچیکن ومن خونم بیشترازیک اتاق نیست جاندارم وحتمابچهاکه بیان سراغ این سردوز نخش ومیکشن یابهم میریزن ونخ کردنش خیلی مشکله پس بهتره صبرکنم تابچهابزرگترشن وخونه نصف ونیمه مون آماده بشه ،الان من آماده بودم بچهابزرگترشدن فضای بیشتری دارم وخداروشکر ازخداونددرخواست کردم وتونستم بخرمش درابعادبزرگترهم همینه خواسته های ما ..

    واقعا حرف خیلی درستیه حالاکه فکرش ومیکنم من زمانی بااستادآشناشدم که واقعا تشنه ی تغییربودم چون به همه روزده بودم وهمه راه هارو امتحان کرده بودم نشده بود ومدتی بود که پذیرفته بودم زندگی معمولی و تقدیرو ….که نمیشود بیخیال شو اما خداونداول من وبااستادعزیز آشناکرد که یه مدت گوش دادم ودیدم حالم خوبه ودارم نتیجه میگیرم ولی چون رایگانش خیلی کم بود ومن نمیتونستم وآماده نبودم هزینه ای روهمون اول بپردازم بیخیالش شدم …

    بعدازمدت ها صدای استاد واز کانالی شنیدم وادامه دادم چقدر من نیازداشتم واستاد عزیزم این فرصت وبه من داده بود وکلی فایل رایگان که خودم وساختم ودیدم دارم جواب میگیرم …

    خوشبختانه خودم وتحسین میکنم که یه دفترچه هدایت واسه خودم دارم که پیشرفت هاوهدایت هاو ایده هارو توش ثبت میکنم ومیخام درآینده به خودم یادآوری کنم که چطور اومدم مسیرو البته که اینجام کامنت مبزارم …

    من دیروز به یکی ازاهداف که امسال برای خودم فهرستش کرده بودم رسیدم وتیک زدم تحسین میکنم خودم وآفرین ..

    این یک نتیجه که باعث میشه دوباره روخودم کارکنم و دستاوردهای دیگه که فقط به خاطر کنترل ورودی هابه دست آوردم وبقیش هم این که :(

    1 برای خودم النگوی طلای تک پوش خریدم که قبلاهاواسم یه گام خیلی بزرگ بودولی باکارکردن روخودم تونستم واین یک باورخیلی محکم برای من ساخت هربارکه به النگوم نگاه میکنم میگم اون هدف قشنگت هم میشه چون این النگوروتونستم بخرم ..

    موردبعدی 2:من سالهامیخاستم توکارگاه مون پ کارکنم ولی همسرم اصلاموافق نبود ‘بااستمراروعلاقه من راضی شد البته خیلی تلاش کردم مثلا موقعی که بچهام حتی خیلی کوچیک بودن هم کارمیکردم وهمه به من میگفتن تولازم نیس کارکنی وظیفت نیس هزارجورحرف وحدیث ولی من بیشترانگیزه میگرفتم که پس اینکاردرسته وحتمابایدموفق بشم ..

    روزی بودکه همسرم حتی به من کارنمیدادوکسای دیگه میدوختن براش ومن گریه میکردم درخلوت وکارمیخاستم و اولویت باکس دیگه بود ذهنم وکنترل کردم وبه خودم گفتم زهرا جان قدرت دست خداست قانون اشتباه نمیکنه توطرفت قانونه نه انسانها استادگفته کارکن حتی بادستمزدخیلی پایین ولی بیکارنمون چون بیکاری خیلی بده ‘رفتم یه سری کاربرداشتم بدوزم اونابه من گفتن توندوزماقراره بدوزیم چون اونها مردبودن ومن زن باکلی خانه داری وبچه داری ولی من گفتم میبرم به حساب شمابدوزم باورنمیکردن ولی جدی میخاستم به جهان ثابت کنم حتی شده رایگان من میخام خودم وثابت کنم من کارمیخام !حتی شدوقتایی رایگان دوختم یابادستمزدکم ولی الان دارم کارگاه بانوان خودم وراه میندازم خداروصدهزارمرتبه شکر وسپاسگذارم …

    اینم یه باورقوی که باهمه مخالفت هامن تونستم پس هدف های بعدیمم میتونم انشالله …

    3 ..شروع کسب وکار بدون هزینه آنچنانی و رعایت قانون تکامل شروع کردم ..

    اما چیزی که بابدخیلی مواظب باشیم اینه که تابه یه جایی برسیم استپ نکنیم که مدارمون میادپایین ؛کارکردن روباورها همیشگیه مثل رنگ کردن دیوار سیمانیه همیشه بایدباشه …

    امیداورم همه دوستان موفق وسالم وثروتمندباشید ..

    ایاک نعبدوایاک نستعین ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2492 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 15

    ن والقلم وَ مَا یَسۡطُرُونَ(سوگند به قلم و دوات و نوشته)آن لوحی که بر آن نوشته میشود

    سوال

    چگونه دستاوردهای گذشته خود را به اهرمی برای موفقیت‌های جدید تبدیل کنیم؟

    ثروت و نعمت و دستاوردهای الهی من بی انتهاست.

    نعمت مثل پول و ثروت مثل خوشبختی مثل روابط خوب مثل سلامتی و تندرستی کامل و کسب و کار و مشتری های خوب و عالی و یا هر چیزی که تصور کنید به هر حال یک نعمت از سوی خداوند است که می شه با سپاسگذار بودن به دست آورد.

    خدایاااا ممنون و سپاسگذارم از وقتی با مفاهیم قانون جذب و این آگاهی ها و آموزه های استاد عباسمنش آشنا شدم و سپاسگذار داشته هام رو یاد گرفتم !!! انگار روی شانه های خداوند نشستم تا به مسیر درست هدایتم کنه

    واژه ی هدایت شدن اصل و اصول پایه ای و دستاورد ها و موفقیت های من تا این لحظه بوده و هر روز با قانون تکامل پیش رفتم و آرام آرام در مسیر خودسازی و خودشناسی و خدا شناسی رشد و پیشرفت در جهت رسیدن به خواسته ها و اهدافم قدم برداشتم ..

    از وقتی با این واژه ی پُر معنای هدایت و نشانه ها آشنا شدم فهمیدم که من هر لحظه و همیشه در زندگیم هدایت شدم مثلا به یاد آوردم اصلا من چطوری با استاد عباسمنش آشنا شدم ؟؟؟

    خب جواب این سوال معلومه چون دچار تضادهای پولی و مالی و روابط و سلامتی و غیره شده بودم ..

    خب همین تضاد ها چراغ های راهنمای هدایت های من بودند فقط هنوز با این مفاهیم زیاد آشنا نبودم در واقع سواد و آگاهی این مباحث و قوانین را نداشتم .. اصلا سپاسگذار بودن رو به این مفهومی که استاد توضیح دادند رو بلد نبودم..

    تازه وارد بودم … تازه متولد شده بودم ..تازه وارد یک فضا و مداری شده بودم که تمام وجودم شده بود گوش و چشم!!!

    اولش بعضی کلمات رو می‌شنیدم و می‌دیدم !! خیلی چیزا رو متوجه نمیشدم و همه چی برام سوال بود .. آخه همه چی جدید بود!! انگار یک سفر با بلیط یکطرفه و بدون بازگشت بود !! آن هم تنهای تنها !!!

    اولش میخواستم همه ی عزیزان مو با خودم همراه کنم !! براشون از زیبایی های این سفر گفتم !! ولی آنقدر با مسخره نگام میکردند که دیگه پشیمون شدم راجب این ریل از قطار زندگیم صحبتی کنم ..

    خب خیلی آرام آرام و پله پله وارد این دنیای جدید شدم . دنیایی که داشت راه و مسیر جدید رو به من نشان می‌داد … همه چی جدید بود .. حرفای استاد جدید بود .. برو بچه های اینجا جدید بودند .. حرفا یکجورای دیگه ای بود !!!

    همه مهربون بودند و همه مثبت و شاد بودند این برای من خیلی جدید بود !!

    این که باید سپاسگذار بودن را یاد می‌گرفتم خیلی جدید بود !!! اینکه چشمامو به روی زیبایی ها باز کرده بودم هم خیلی جدید بود !!! اینکه قبلش دنیا برام تیره و تار بود ولی باید یادم میگرفتم که آن ابرهای سیاه رو با تغییر دیدگاهم عوض کنم خیلی جدید بود ..

    اینکه همه چی برام رویایی بود خیلی عجیب بود ..

    اینکه در این فضای جدید همه چی گل و بلبل باشه برام خیلی عجیب بود

    آخه می‌گفتند پشت هر خنده ای گریه ای هست ولی اینجا همه چی جدید بود پشت هر خنده ای خنده ها و شادی ها و زیبایی های بیشتری بود

    اینکه میتونم پروگرامها و برنامه های ذهن مو تغییر بدم یکجورایی مثل شستشوی مغزی بنظرم می‌رسید خیلی جدید بود !!!

    اینکه میتونم ابرهای تیره ی ذهنمو کنار بزنم آسمان آبی صاف و شفاف آبی رنگ رو ببینم واقعا برام خیلی جدید بود .. اینکه میتونم با یاد گیری قوانین دینامو عوض کنم خیلی خیلی جدید بود .. اینکه به هر آن چیزی که توجه کنم و ذهن مو به آن مشغول کنم و به آن موضوع دقت کنم از همون جنس افکار رو میتونم خلق کنم و بتدریج دنیای جدیدمو بسازم و خواسته هام ساخته میشه جدید بود … یعنی دارم باورهای جدید می سازم . اینکه فرکانس چیه و مدار چیه . و چه تاثیری در روند رشد و پیشرفتم داره .. همه و همه ی اینها برام خیلی جدید بود . خدا می‌دونه با این تغییر مسیر جدیدم چقدر به راهها و کوچه پس کوچه های جدید هدایت شدم و چه چیزهای جدیدی رو پیدا کردم و چقدر پله ها ی موفقیت کوچیک کوچیک برای خودم ساختم !!! …

    در واقع زره زره سلول های قبلی و فرسوده ی من از بین رفت و دوباره سلول های جدید ساخته شدند و تغییر کردن و جدید شدن !!!!

    وقتی یک فلش بک به عقب میزنم و به پشت سرم نگاه میکنم و به زمان شروع و آشنایی ام با استاد نگاه میکنم هزاران پله میبینم که پشت سر گذاشتم و آمدم بالا … البته این هزاران پله فقط منو آورد به سطح زمین و نور و روشنایی !!! تازه از اینجا به بعد باز هم وارد یک فاز و یک فضای دیگری شدم .. یعنی موقع درس پس دادنه !! یعنی باید ببینم با خودم چند چندم!!!! کجای داستان هستم .. تازه باید مرور و تکرار کنم و متعهد باشم . باید خودمو ریکاوری کنم . تازه باید معما ها رو حل کنم .. تازه باید ببینم این موضوع و یا آون مسعلع به کدام قانون مرتبطه!!! تازه باید نقطه ی شروع هر موضوع رو به نقطه ی همرنگ و هماهنگ خودش وصل کنم .. در واقع باید راه حل ها رو پیدا کنم و همینطور باید بازی کنم !!!! ولی خوبی این بازی میدونید چیع؟؟؟

    خیلی راحته … اولش منم گیج بودم .. میخواستم همه ی کارها رو خودم به تنهایی انجام بدم .. قاطی کرده بودم .. ولی الان دیگه عجله ای ندارم … چون خداوند با نشان ها و تابلوهای راهنماش از بی نهایت طریق هدایت هاشو بهم نشون میده و دستمو میگیره و راه میبره یکجورایی !!!!! فقط کافیه ازش سوال کنم .. بگم خب حالا به کدوم سمت برم .. حالا چیکار کنم ؟؟؟ کدوم کار رو انجام بدم ؟؟؟ اصلا کدوم کار رو نباید انجام بدم ؟؟؟ و همینطوری باید سر نخ بگیرم و برم جلو . و برای قدم به قدم زندگیم سپاسگذار باشم

    این همون نتیجه ای است که پاسخ این سوال و پرسش هست چگونه دستاوردهای گذشته خود را به اهرمی برای موفقیت‌های جدید تبدیل کنیم؟

    اهرم هدایت های خداوند و اهرم و عصای موسی برای سپاسگذار بودن از نعمت ها و خیر و برکت های الهی

    خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که ساعات اولیه ی و گلدن تایم صبحگاهی مو صرف خواندن کامنت های شکرگذاری خودم و دیگر دوستان عزیزم کردم بعدش سریال سفر به دور آمریکا

    ولی میدونید چی شد !؟؟؟ و چیکار کردم !!؟؟؟

    باز هم هدایت شدم به مراسم شکرگذاری سپاسگذاری. و این کامنتم متفاوت شد

    یعنی احساس و الهام امروزم منو بسمت این نعمت سپاسگذار بودن بیشتر سوق داد!!

    اینکه Thanksgiving Day) یکی از اعیاد ملی و رسمی در کشور آمریکا ست و آخرین پنجشنبه ماه نوامبر که نزدیک ایام سال میلادی است رو جشن میگیرند برای روز شکر گذاری..یعنی در همین چند روز .امروز آخرین روز از ماه نوامبر هست!!

    چه سعادتی داشتم !! که به چنین روزی توجه به ویژه ای داشتم هر چند سپاسگذار بودن جزو ویژگی های هر روزم شده ولی چقدر لذت بردم که دنیا و سران کشورها و مردمان دارند برای چنین روزی مدام از همدیگه قدردانی و شکر گذاری می‌کنند و پیام شکرگذاری میفرستند !!

    روز گذشته صحنه های زیبایی رو از این مراسم شکرگذاری بصورت خیلی هدایتی دیدم . وقتی خبرنگار از مردم ایرانی و یا مردم آمریکا برای این روز شکرگذاری سوال میکرد که برای چه چیزی شکر گذار هستید ؟؟

    چه چیزی رو شکرگذاری میکنید؟؟؟!!

    یکی می‌گفت بخاطر اینکه در یک کشور آزاد و پر نعمت زندگی میکنم شکر گذارم

    یکی از فلوریدای آمریکا بود و برای اینکه در این ایالت خوش آب و هوا و یا از اینکه ایالت و کشور آزادی که داشت تعریف میکرد . از اینکه می‌تونه از این آزادی ها و فرصت ها استفاده کنه شکرگذاری میکرد

    یعنی من همینطوری با تعجب داشتم به پاسخ مردم آنجا نگاه میکردم!!! ..

    یعنی چقدر زود فهمیدن که کجای دنیا ایستادن!!!

    این یعنی آگاهانه از وجود نعمت هاشون اطلاع کافی داشتند

    حالا فهمیدم که چرا اینقدر برای پرچم آمریکا ارزش قایل هستند!!!

    حالا فهمیدم که چرا ابر قدرتع!!؟

    در این چند وقت آنقدر در مدار سپاسگذاری بودم که به دیدن چنین مراسم های سپاسگذاری هدایت شدم … فکرشو بکنید برای نمونه !! یک جمعیت زیادی رو ببینی که همه با هم دستانشون رو بهم زنجیر کنند و مراسم سپاسگذاری اجرا کنند و از اعماق وجودشون همه با هم بخاطر سپاسگذاری ارتعاش و فرکانس یکصدایی رو به عرش آسمون بفرستند و سپاسگذار روز شون و نعمت هاشون باشند واقعا فرکانس آن محیط اطرافشان و اون کشورشون چقدر بالاست و نزدیکترین فرکانس به خداوند سپاسگذاری است و روی مومنتوم مثبت هستند

    آنها آنقدر قشنگ در مدار و فرکانس بالا و مثبتی بودند که فکر کردم دارم فیلم های انگیزشی و موفقیت را میبینم. و چقدر هم با حرفهای استاد در سریال سفر به دور آمریکا هماهنگ بود!!!

    اینکه استاد همیشه و همیشه از مردم خوب و با فرهنگو قدرشناس آمریکا صحبت میکردند و همیشه تحسین شون میکنند چقدر در هماهنگی بود استاد جان چقدر تحسین تون میکنم که به جایی هدایت شدید که باید باشید!!!! . در سرزمینی که شکرگذاری جزو آیبن و ایام شون هست !!! منم میخوام

    Thanksgiving Day روز شکرگذاری

    مردم آمریکا چقدر این روز رو مهم میدادند و چقدر هم با شکوه این روز رو جشن میگیرند

    وقتی میز شام شون رو دیدم همه چی روی میز شام چیده بودند یعنی وفور و فراوانی نعمت !!! از بوقلمون . سبزیجات . میوه جات و شیرینی و کیک های خوشمزه چیده بودند یعنی با پر بودن روی میز و هزینه هایی که برای چنین روزی صرف کرده بودند نشان از ایمان و یقین و اعتمادی است که بخداوند دارند..

    این دورهمی ها و جشنها نشان از روابط گرم و صمیمی خانواده هاست که شاد بودند

    و مهمتر از همه پایه های خانواده محکمی بود که منو به شوق آورد . آینکه هر کجا باشند باید در چنین روزی در خانه و خانواده در کنار عزیزان و بزرگترها شون مثل پدر و و پدربزرگ و مادر و مادر بزرگ و بچه ها و نوه هاشون باشند و بخاطر وجود خودشون و نعمت هایی که خداوند بهشون داده و بخاطر این تعهد در روابط محکم خانه و خانواده شکر گذاری میکردند .. واقعا خدایااا شکرت

    سپاسگذاری های که مردم آمریکا به آن پایبند هستند در تمام جنبه های زندگی شون ریشه دوانده . در کشاورزی در رونق شون و آن درختان سرسبز و آن آب های جاری و آن دریاها و اقیانوس ها و چشمه های خروشان و اون آبشارهای پهناور مثل آبشار نیاگارا. و حیواناتش که از وفور و فراوانی درختان سرسبز از بی نهایت گونه های مختلف .. بخدا امروز سرشار از نعمت سپاسگذاری هستم و مهمترین دستاوردم این نعمت سپاسگذار بودن از خداوند است خدایااا شکرت

    پاسخ سوال بعدی رو در ادامه ی کامنت بعدی می‌نویسم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      محسن عباسی گفته:
      مدت عضویت: 506 روز

      بنام رب العالمین

      الهی شکر که خداوندبرایم کافی است

      الهی شکرت که درمسیر درست توسط خداوند هدایت شدم

      الهی شکرت که با انسان های از رنگ بوی بهشتی آشنا شدم خدایااااااا سپاسگزارم

      خدایا من بنده ناچیز تو باقلبی پاک وذهنی پاک وبا آرامش روح وبا تک تک سلول های وجودم که متعلق به توست، خودم را تسلیم تو کردم تا مراهدایت کنی به بنده صالح وشکرگذار بودن،دریافت نعمت ها و ثروتی که به سلیمان وتوحیدی که به ابراهیم عنایت کردی فرماااااا.

      الهی من درمقابل رب العالمین تو اعتراف میکنم هیچی نیستم ، هیچی ندارم وهیچی نمیدانم خودم را درآغوش تو انداختم تا تو مراهدایت کنی

      الهی از تو هرخیری که من برسد محتاجم ،نیازمندم دستم را بگیررررررر

      سلام به استاد عزیزممم وخانم شایسته خستگی ناپذیر

      سلام به رویایی دوست داشتنی

      چقدرررررررررر این کامنت ها عالیه ودل نوشته هات اشکم درآورد دخترررررر

      چقدر سوز داره این جملات زیبا، خیلی خوشحالم درزمان مناسب کامنت بدستم رسید با خوندن کامنت هات احساسم عالی میشه وباعث بالا رفتن فرکانسم به الله عزیزمممم میشه

      الهی شکرت به خاطر دوستان بهشتی از خدا خواستم همیشه تو این مسیر زیبا باهم بمانیم و تو بنویسی وایمانمون بیشتر بیشتر بشه

      واییییییی چقدر لذت بردم خانم ……

      تحسینت میکنم به توحیدی بودنت چقدر تو این کلاس شاگردهای ممتاز داریم

      خدایا ازتو میخوام منم جز شاگردان ممتاز درس توحیدی باشم

      امروز از صبح میخواستم بعد شنیدن این فایل کامنت برای استاد بفرستم وذهنم درگیر این بود از کجا شروع کنم بنویسم آخه من تازه واردم حتی نحویه آشنایی با استادم هنوز انجام ندادم ومثل بچه ها تازه وارد ته کلاس هستم و فکر نمیکنم استاد به حرف های من توجه کنه چون شاگردان ممتاز اون اول نشستند واستاد بیشتربه اونا توجه می کنند بعدکامنت زیبای شما وقتی به ایملیم امد ودل نوشته شما رو خوندم گفتم انگار بهم الهام شد که یکی از بچه های شاگرد اول ازم بپرسه: آقا محسن تویی که رفتی ته کلاس تکالیفتون انجام دادی

      ومنم تو دلم گفتم خدایاشکرت چه به موقع رویا خانم که شاگرد ممتاز ه ازم پرسید بذار تکالیفم بهش نشون بدم وشما دستو بلند کنی وبه استاد بگید استاد این شاگرد تازه واردم تکالیفش انجام داده درسته بد خطه اما انجام داده میشه به تکالیفش توجه کنید…….

      درسته نتایج مادی ندارم تو این یکسال بنویسم وبرای بچه های توکلاس توحیدی بخونم

      اما گفتم بذار بنویسم تو این مدت که شبانه روزی درس های استاد با جون دل گوش میکنم و تا جایی که میتونم تمرین هاشو انجام دادم الان تو جلسه 10 دوره 12 قدم هستم

      آخه سطح کلاس انقدر بالابود همه بچه ها این دورها رو پاس کردند

      یادم روزهای اول کلاس که اصلا من هیچی متوجه نمیشدم همش به در ودیوار میخوردم بعد به هرکسی هم دوست داشتم میگفتم بیایید یه همچین کلاس توحیدی هست و همه بامسخره وبی اعتنایی بمن زل میزند میگفتند دیونه شدی تو این کلاس ها شرکت نکنی ها (بخصوص خانواده خودم)

      نه دیگه این محسن دیگه اون محسن سابق نبود دیگه حرف مردم وخانواده رو رها کردم وچسبیدم به این کلاس گرچه واقعااااا هیچی نمیدونستم

      اصلا تو زندگی من خدایی وجود نداشت

      قانون این جهان وجود نداشت

      باوررررری وجود نداشت

      تکامل چیه وخیلی حرفایی که استاد میگه من اصلااا متوجه نمیشدم

      اما قلبم میگفت این حرفا حقیقت داره اما اگه حقیقت داره پس اونایی که خودشون استاد حوزه وقرآن میدونندچی میگن…..؟

      وایی خدا ….. اما این آرامشی که چندماهه بدست آوردم پس چرا قبلاااا نبود….

      خدایااستاد همین حرفایی رومیگه من دوست دارم نکنه راه اشتباه باشه

      آخه من تا بحال بزور برای خودم جوراب میخریدم حالا برای شنیدن چه حرفایی پول بدم اصلا تو عمرم من برای اینا پول نمیدادم اما من دیگه میخواستم تغییر کنم اون آرامش با فایل های رایگان کار خودش کرده بود

      و اما فقط یه نشونه منو به ادامه این راه امیدوارم کرد بعد از پرداخت هزینه اولین دوره 12 قدم از جایی که نمدونم چطوری به حسابم کل پول واریز شد واین ایمانم قویتر کرد که این مسیر ، مسیر درسته محسن …ادامه بده

      وجالبه براتون بگم این ذهن ونجوایی که همیشه منو ترسو بار آورده بود کلا ساکت شد وگورش بعد خرید دوره گم کرد وکم رنگ تر شد وتا بحال جرات نکرده حرفی بزنه چون بهش گفتم دیگه به ذهنم که بخواد حالم بدکنه توجهی نمیکنم وخداشاهده تو یکساله همیشه حالم عالیه…

      باورتون نشه من تمام حرف های استاد باجون دل نه یبار بلکه چندبار گوش میکنم برام تازگی داره

      من کل زندگیم که الان 44 سالمه روح مرده داشته شادی وخنده برام حرام بود چون جامعه گفته بوداگه مذهبی باشی خوبیت نداره

      تمرکز به زیبایی حرام بود چون نامحرم بودم

      ثروت و نعمت بیشتر از خداخواستن خوب نیست چون خدا ناراحت میشه

      اگه با همسر وفرزندت بری بیرون پارک تفریح بگی بخندی حرامه چون این کارها جلفه و شان انسان های بی ایمانه

      واییییییی دیگه چی بگم رویا جان…….

      کامنت تو حرفای دل من بود بموقع کامنت دستم رسید وخدا گفت تو ادامه این کامنت تکالیفتو بذار ونتایج به رویا بگوووو استاد می بینه توکل بخدااااااا

      خدایا سپاسگزارم که تو این مسیر خوشبختی هدایتم کردی (انشاالله درزمان مناسب نحویه آشنایی با این کلاس توحیدی روسایت خواهم گذاشت)

      واینم از نتایجم هام که بدونید من این ها رو کسب کردم وچقدررررررر هرلحظه آرامش دارم وازروزی که تو کلاس توحیدی شرکت کردم به برکت فایل های استاد وکامنت ها دوستان بهشتیم احساسم هر لحظه عالیه و شب ها به امید یه روز عالی براحتی خوابممم میبره ستاره قطبی رو تو این یکسال هرروز انجام دادم وخودم متعهد کردم برای یک جهاد اکبر الهی به امید تو…….

      وحالا بریم سر اصل تغییراتم…..

      1- عصبانی بودن انگار ازوجودم حذف شده

      2- اگه ثروت وثروتمندی ببینم تحسینش میکنم ومیگم بزودی خدا بمن هم از جایی که فکرش نمیکنم بهم میده

      3- اعراض میکنم از هرچیزی که دوست ندارم تو زندگی باشه

      4- توجهم به زیبایی ها بیشترشده وتحسین می کنم

      5- سعی میکنم درلحظه زندگی کنم همیشه به آینده زیبا امید دارم به هرچیزی که بخواهم بزودی درزمان مناسب ودرمکان مناسب میرسم

      6 – یاد گرفتم وهرلحظه به زیبا ها نگاه کنم زیبایی بشنوم زیبایی حرف بزنم وزیبایی فکر کنم تا خداوند مرا هدایت بیشتری به زیبایی ها کنه

      7- هرکسی درحق من بدی کرده بخشیدم واز خدا خواستم اونم ببخشه

      8- هرخواسته ایی از خدا میکنم رهایش میکنم و ایمان دارم درزمان مناسب بهم داده خواهد شد

      9-خودم و جسممم را دوست دارم واز خدا سپاسگزارم

      10- سعی میکنم هر لحظه از نعمت های الهی سپاسگزار باشم

      11- فقط فقط به خدا ایمان دارم وهر چیزی رو از خودش میخوام که برام درست کنه

      12-همیشه آروممم وعجله برای رسیدن به هیچ خواستی دیگه ندارم میگم هر چیزی از خدا خواستم باید تکاملش طی کنم تا قدر اون بدونم وهمچنین جهان انقدر فراوانی هست که سهم من بهترینه بهم میرسه

      13- حرص وطمع دیگه ندارم

      15- خدا روهزاران بار شکر میتونم تو هر لحظه افکارم کنترل کنم وآروم باشم

      16-تمرکزم فقط برای خواسته هام گذاشتم واز فکرهای دیگه اعراض میکنم

      17- از دیدن فیلم و تلویزون برای خودم حرام کردم

      18- از هر چه شبکه های مجازیه برای خودم حرام کردم حتی شبکه های داخلی

      20-توکلم و امیدم به الله زیاد شده وهر روز دارم رو این موضوع بیشترکارمیکنم صبح به خدا سلام میکنم وشب به خداشب بخیررر میگم ومشتاقم فردا صبح دوباره زندگی جدیدی شروع کنم

      21- با قرآن آشتی کردم وعاشق درک آیه های قرآنم تا بیشتر بدونم خدا به محمد چی گفته محمدچی ازخداخواسته تا منم عمل کنم تا درمسیر و جز انبیا واولیا خدا باشم

      22-با قوانین جهان آشنا میشم وتلاش میکنم بیشتر رو قوانین تمرکزکنم ودرزندگیم بکار ببرم

      23-تلاش میکنم همیشه روحیه عالی داشته باشم احساسم رو عالیه نگهدارم وهمیشه شاد باشم

      24- از تضادها ترسی ندارم و تلاش میکنم ازاونا برای پیشرفت پله بسازم

      25-الهامات درک کردم و از خداخواستم با الهامات زندگی کنم حتی مثل استادعباس منش دوست دارم برای هرکاری از الهامات استفاده کنم وبهتر به الله نزدیکتر بشم

      26- هیچ وابستگی به این جهان ندارم دیگه به هیچی دل نمیبندم چون هرچیزی برای خداست ومن چقدر خوشحالم که آزادم الهی شکرت

      27- اعتماد بنفسم خیلی بالا رفته واز کسی ترسی ندارم وبا آرامش حرفم را میزنم واگر کسی کاری برام انجام بده با صمیم قلبم ازش تشکر میکنم اما به حساب خدا مینویسم چون خدا از طریق بی نهایت دستاش برام انجام داده است

      28-و مهمترین مورد اینکه خودم سعی میکنم تسلیم 100 درصدخدا کنم واز خودش خواستم به بهترین ها هدایتم کنه وتلاشم همینه که منم عمل کنم به تسلیم بودند وعشق میکنم همه کارمون الله انجام میده چون همیشه تو آغوش رب العالمین هستم وهمیشه آزاد وخندان وسپاسگزارم الهی شکرت

      29- یادگرفتم هر چیزی تو این دنیا هست برای رب العالمینه حتی وجودم وروحی که تو جسمم دارم پس من هیچی نیستم ومنم تلاش میکنم بخشنده باشم حالا مالی یا معنوی چون چیزی برای من نبوده برای خدا هست ومنم لذت میبرم میبخشم وعشق میکنم با اینکارم الهی شکرت

      30- تلاش میکنم هر شرکی اگه تو وجودم هست پاک کنم وبه جایی اون باورهای قرآنی جایگزین کنم تا درجه ایی که ابراهیم گرفت منم دریافت کنم خدایا منم عاشقتم

      آرزو میکنم روزی برسه که منم جز شاگردان ممتاز کلاس توحیدی استاد باشم

      امیدوارم واز رب العالمین میخوام به استاد وعزیزدلشون شایسته خانم زیبا وهمیشه درصلح هستند وهمه شاگردان کلاس توحیدی این سایت بهشتی وخودم ثروت بی نهایت ، سلامتی بی نهایت،روابط عاشقانه بی نهایت عمری با عزت با شادی وخنده توحید ابراهیم براشون آرزومندم

      وخیلی خوشحالم واز الله عزیزممم سپاسگزارم کمکم کرد این کامنت برای دوستانی که الان اینو میخونند واحساسشو ن عالی کرده بنویسم

      خدانگهدار همه تون باشه

      واین مسیر زیبا همچنان ادامه دارد الهی شکرت تو مسیر زیبا هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        رویا مهاجرسلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2492 روز

        بنام خداوند صبور و شکور

        با درود و وقت بخیر خدمت شما آقا محسن عباسی عزیز و گرامی

        خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که وقت و زمان گرانبهاتون رو برای این حجم از پیام و کامنت الهام بخش گذاشتید .. باور کنید این پیام ارسالی شما خودش یک کامنت ارزشمند برای سایت عزیزمون بود واقعا خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم و برام خیلی ارزشمنده

        و حالا باید برای تمام این دل نوشته ها و پیام های شما پاسخی نیکو بنویسم . امیدوارم خداوند قلم دستانم شود و به قلبم و روحم الهام کند تا این نوشته ها در دستانم جاری شود

        الهی آمین

        آقای عباسی عزیز تمام کسانی که در این سایت بهشتی حضور دارند از جمله خود شما از نور چشمی ها و هدایت شدگان خداوند هستند وگرنه ما کجا و استاد عباسمنش عزیزمون کجا!!؟؟؟؟

        و دلیل بودنمان در این فضای الهی فقط و فقط بخاطر اینه که یک روزی و یا یک جایی در یک شرایطی و یاموقعیتی و یا تضادی بودیم که از اعماق قلبمون از خداوند خواستیم که هدایت مون کنه !!! یک راهی جلوی پامون بذاره ..

        از آنجایی که ما آماده ی پذیرش این مسیر الهی بودیم خداوند دستمونو گرفت و صاف آورد توی کلاس بهترین استادادن قوانین موفقیت و قانون جذب تا در بهترین مسیر حرکت کنیم و بطور ریشه ای و پایه ای و اساسی زیر بنای خشت مسیر زندگی مون رو اصولی بنا کنیم!!

        شاید در این مسیر باز هم مثل گذشته لغزش های داشته باشیم و یا خسته بشیم و یا تضادهایی رو تجربه کنیم. اما قطع به یقین تمام این مسایل ها تفاوت زیادی با اون قبلنا داره !!

        چون ما دیگه چراغ راهنما داریم .. هر کجا گم بشیم فوری راهمون رو پیدا میکنیم ..

        هر کجا کم بیاریم استاد حرفای استاد به یاری مون می شتابند!!

        استاد عباسمنش یک ناجی و یک فرشته ی نجاتی است که هر لحظه بخوایی در دسترس مون هست ..

        کجا می‌تونستیم چنین مشاور راهنمای درست و مناسب و جادویی رو پیدا کنیم که هر وقت یکی از فایل هاشو ببینی. پاسخ گفتگوهای درونی تو باشه !؟؟؟

        واقعا چقدر باید از خداوند ممنون و سپاسگذار باشیم که دقیقا زدیم تو خال!!

        آقای عباسی عزیز ! من قبل از آشنایی با استاد عباسمنش اساتید زیادی رو میشناختن و با کتاب های زیادی هم آشنا شده بودم .. و یا حتی بعد از آشنایی با استاد عباسمنش با اساتید دیگری آشنا شدم از همین کانال های تلگرامی و یوتیوپ و اینستا .. بقول معروف خوب دورامو زدم و فهمیدم که هیچکس از استاد خودمون بهتر نمیتونست این مسیر رو آموزش بده .. البته اکثر آن اساتید شاگردان خود استاد بودند که پیرو راه و مسیر استاد را ادامه می‌دهند و من واقعا تحسین شون میکنم که توانستند جا پای استادمون بگذارند و افراد زیادی رو به این مسیر آموزش بدن واقعا تایید و تحسین شون میکنم !!!

        ولی میدونید فرق ما با دیگران در چه چیزی هست ؟؟؟!!!!

        در اِینه که دقیقا به آن منبع اصلی و اون سرچشمه وصل هستیم !¡

        و این نعمت خیلی بزرگیه که باید قدرش را خیلی بدانیم

        آقای محسن عباسی عزیز در آخر کامنت تون نوشتید..

        آرزو میکنم روزی برسه که منم جز شاگردان ممتاز کلاس توحیدی استاد باشم

        باور کنید هیچکس بر دیگری برتری ندارد که بخواد ممتاز باشه فقط تفاوت در میزان کار کردن روی خودتون و تغییر افکار و باورها تون هست که شما رو از گذشته ی خودتون برتر و ممتاز می‌کنه !!!

        منظورم اینه که خودتون رو با قبل خودتون بسنجید !!

        اگر امروز فقط یک قدم بردارید و تمرین کنید و بنویسید و تکرار مداوم داشته باشید تاکید میکنم فقط یک قدم بیشتر رشد کردید موفق هستید !!!

        و یا یک ریزه از روز قبل بیشتر رشد پیشرفت کردید و و یا حتی یک ریزه بیشتر آرامش و آسایش و خوشحالی و سلامتی و یا شاد و خوشحال بودید و بخودتون و اطرافیان تون عشق ورزید و یا فقط یک زره رشد پولی و مالی و نعمت داشتید و یا کمی بیشتر از روز گذشته قدردان نعمت ها و داشته هاتون باشید شما یعنی ممتاز هستید !! یعنی … درس تون رو یاد گرفتید یعنی موفق شدید یک پله بیشتر از قبل موفقتر باشید

        یعنی برای خودتون مومنتوم مثبت ساختید

        یعنی دریچه ی قلب تون باز شده و روی موج دریافت خواسته هاتون سوار شدید

        فقط فراموش نکنیم که قانون تکامل رو هر روز با خودمون تمرین کنیم هر چند اگر شخصیت مون و آن باورها مون تغییر کنه قانون تکامل به قانون تصاعد تبدیل میشه و می‌توانیم دوتا پله یکی بسمت اون خواسته هامون حرکت کنیم

        حرکت کردن برای زندگی شور و شوقی به تو میده که معنای زندگی رو باهاش میفهمی. حرکت کردن برای بدست آوردن پول و مقام و عزت و شهرت نیست. بلکه اونا پاداش حرکت کردن تو هستن. مهم اون شور و شوقی هست که تو زمان حرکت کردن و قدم برداشتن داری

        آقای عباسی عزیز باز هم از شما ممنون و سپاسگذارم وقت ارزشمندتون رو گذاشتید و این پیام ها و تعهدات زیبا رو ثبت کردید و از اینکه چراغ جادویی پیام رسان جادویی نقطه ی آبی رنگ سایت رو برام روشن کردید تا بیشتر از همیشه شاد و خوشحال باشم ممنون و سپاسگذارم و از تمام دوستان و عزیزانی که در این مسیر نور الهی حضور دارند و با کامنت های پرمحتوا و زیباشون در مدار آگاهی های بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم از خداوند و استاد عزیزمون ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت

        و الان که دارم این کامنت رو می‌نویسم در شهر پردیس یک باران رحمت الهی شروع شده که می‌خوام برم روی بالکن برای این نعمت و رحمت و برکت های الهی سپاسگذاری کنم

        انشالله در تمام شهرهای عزیزمون این باران های رگباری رحمت و خیر و برکت های الهی رو تجربه کنند

        الهی آمین

        بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای شما آفای محسن عباسی عزیز و همه مون خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

        IN GOD WE TRUST

        ما به خداوند اعتماد داریم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          محسن عباسی گفته:
          مدت عضویت: 506 روز

          بسم الله الرحمن الرحیم

          ن والقلم ومایسطرون

          خدایا سپاسگزارم باهدایتت درمسیر توحید ابراهیم قرارگرفتم الهی شکرت

          آرزو دارم خودم وهمه هم کلاس هایم دراین سایت بهشتی درمسیر توحیدی وتسلیم بودن درمقابل رب العالمین که جزبهترین مسیرهاست ،تا آخرعمر دراین مسیرباشیم

          الهی آمین

          بااحترام و ادب خدمت دوست وهم فرکانسی خودم خانم رویای دوست داشتنی وعزیز ونظر کرده الله یکتا

          پیام تاثیر گذار شما درزمانی که باران رحمت برسربنده هاش نازل میشد به دستم رسید وچقدر ازجواب و زمانی که صرف کردید واین پیام را ازوجودتون برای بنده حقیر خداوند ارسال کردید خیلی خیلی سپاسگزارم

          به قول شما چراغ آبی رنگ صفحه منم روشن کردید چقدر حس عالی برای دریافت الهام از طرف الله یکتا برام بود

          ازالله یکتا میخوام کمکم کنه دراینجا مطلبی میخوام بنویسم که هم خودم وهم دوستانی که این ها رو میخوانند بیشترآشنا بشوند وثبت خواهدشدوماندگار برای آیندگان دراین سایت بهشتی….

          رویا خانم زیبا و دوست داشتنی

          شاید باور تون نشه بنده حقیر خداوند آنقدر در جهل بودم که هرتضادی برام پیش میمود میگفتم باید بیرون برام تغییر کنه ، تا من خوشبخت باشم.اونم فقط مثلا تو ثروت یا مثلا روابط بقیه رو نمیتونی تغییر بدی.

          وقتی با این جمله اگه میخوایی دنیا روی خوش بتو نشون بده باید تغییر کنی من اصلا نمیدونستم دنیا روی خوشی هم داشته باشه اونم چه دنیایی که استاد پکیچ کاملش رو به مامعرفی کرده ثروت،روابط عاشقانه،سلامتی،آزادی وازهمه مهمترین عزیزومحبوب شدن نزد پروردگاررر عالم طبق گفته استاد عزیزم اگه تغییر کنی حیوانات وحشی هم روی خوششون بتو نشون میدند چقدر جالب …..

          باتغییر خودت نمیخواد تواین دنیا سختی بکشی فقط برای خودت تو جنگل سوت بزن ولذت ببر وهرچیزی که بخوای بهت داده میشود .

          چقدر این جملات برام تازگی داره باورتون میشه این ها رو فقط تو این سایت شنیدم وخوندم من هیچ وقت لذت درستی از زندگی درونی نداشتم ومثل 95 درصد مردم دنیا باورکردم بودم که زندگی یعنی سختی ،بیماری ، گرفتاری و خیلیییییی مسایلی که الان مردم دچارآنها هستند وفکرمیکردم اینها همش آزمایش پرودگار عالم هست که مثل موش آزمایشگاهی داریم آزمون وخطا برای خداوند هستیم و بعضی روزهای که کارد به استخوان میرسد به خدا شکایت میکردم چرا به این دنیا امدیم و…….

          دریه شبی که تنها درخانه پدری بودم وبه خدا گله میکردم و جالبه که اون حرف هام تو گوشی من 20 شهریور1403 ثبت شده بود وچندوقت پیش پیداشون کردم وروند تکاملم به این سایت رو برام نشون داد وبعدازگله وشکایت وراز نیاز ازخداوند با چندنفر ازاساتیددراین حوزه به طور کاملا اتفاقی تو تلگرام اشنا شدم وحرف های که اینجا بچه ها کامنت مینویسند صحبت میکردند ومن انقدررررررررر ازاین حرف هالذت میبردم که شبانه روز فقط فقط به این فایل های اساتیدگوش میکردم (فایل های رایگان اون اساتید واین که بعدا فهمیدم خداروشکر اینا قبلا شاگردان استاد عباس منش بودند)

          میخوام به رویاخانم عزیزو عزیزانی که این مطلب بنده رو مطالعه می کنند بگم (درخصوص آشناشدن با اساتیددیگر وصرف زمان نوعی تکاملی بوده که باگذرون آنها به این سایت هدایت میشویم) اگه با عشق وایمان و باور به این حرف ها و آمادگی داشته باشید میشه زمان تکاملتون به خواستون سریع تر بشه برای من شدچون کمتر از دوماه من درتاریخ 15 آبان 1403 که چندروز دیگه تولد ورودم به سایت هست وارد شدم وبه دنیایی وارد شدم که توحیدی واقعی رو احساس کردم واز اون زمان تاکنون بصورت شبانه روزی روی باورم هام وتوحیدی فعالیت میکنم که نتایجم رو در پاسخ قبلیم به عرضتون رسوندم که ان شاالله مورد قبول رب العالمین قرار بگیرد

          الهی آمین

          رویای عزیزدوست داشتنی

          مطلبی ذهن منو درگیر خودش کرد که لازم دانستم اینو از حرف های استاد بگم

          اگر درمسیر درست توحیدی باشیم هدایت میشویم…

          خداوند استادعباس منش وخانم شایسته عزیزرو برامون حفظ کنه اما طبق گفته خوداستاد چه ایشان باشند وچه نباشند هدایت ما توسط خود خداوندبرای بنده هاش واجب کرده واین باور چقدر برای من آرامشی ایجاد کرده که هرجا تضادی تو این مسیر بهش برخورد کردم آرامممم کرد.

          ضمن اینکه این را هم اشاره کنم درزمان حضرت محمد هم انسان های بودند با وجودشخص پیامبر ووجود کتاب مقدس قرآن ،طبق گفته خودقرآن از رسالت پیامبر وکلام خدا روی برگرداند.

          پس از خود خداوند مدد بخواهیم که، این مسیر توحیدی رو برامون حفظ کنه واز لغزش هاهم حفظمون کنه (یعنی کارکردن روی خودمون تا روزی که دراین جهان هستیم)

          الهی آمین

          مورد بعدی که خیلییییییی برام جالب و متاسفانه درجامعه به ما گفتندو آموزش داده بودند این بود خداوند محمد ویا ابراهیم روانتخاب کرده وپیامبر قرار داده است..

          دریکی از فایل ها وقتی از استاد شنیدم که محمد وابراهیم وبقیه پیامبران وانبیاء خدا رو انتخاب کرده وبه اون جایگاه عالی رسیدند این باور چنان احساسی وقدرتی وایمانی درمن ایجاد کرد وباورکردم که ماهم میتوانیم این لیاقت رو درخودم پرورش بدیم وبه جایگاه والایی انسانیت برسیم پس شدنیه فقط باید به خداوند توکل کنیم واز او بخواهیم مسیر رو برامون نشون بده

          وخلاصه این که هرچقدر درمورد توحید گفته بشود تمامی ندارد و ایمان داشتن وکارکردن وموندن دراین مسیر زیبا وعشق میشه به جایگاه عالی انسانی رسید من اینو باورکردم وباعشق این کامنت رو نوشتم درواقعه من فقط میخواستم ازشما درچندخط سپاسگزاری کنم اما خودتون میدونید دراین مسیر خداوند همه کاره هست واین قلم توسط الله کنترل میشه

          ویه نکته زیبایی که درآخر کامنت شما دیدم

          نوشتن کامنت زیبای شما همزمان با نزول باران الهی بوده

          من هم همزمان بانزول باران رحمت الهی آن هم درمکانی دربهترین وزیباترین شهرک های فردیس کرج که بادرختان کاج چندین ساله وبا آب وهوای تمیز شمالی بااحساس عالی دریافت کردم.

          ودرآخراین کامنت براتون بگم که اینجایی که من درحال حاضر ساکن هستم استاد وخانم شایسته عزیز قبلا این تو شهرک زیبا منزل داشتند واین هم بصورت هدایتی متوجه شدم که دریکی از فایل ها خانم شایسته ازمنطقه نامبردندکه درختان کاج بزرگ با قدمت چندین ساله وزیبایی بی نظیر تعریف میکردند ومیگفتم خدایا کدام منطقه رو میگن که اینقدر زیباست وبه صورت هدایتی توسط یکی از شاگردان استاد باهاشون آشناشدم گفتند استاد دراین زیبا ساکن بودند. واین هم یه نشونه برای من بود.که به زودی استاد را خانه بهشتی شون درپارادایس دیدار کنم

          انشاالله

          رویای عزیز و دوستان عزیزی که تا اینجا کامنت مرامطالعه کردید تونستم باشم تمرینم رو ادا کرده باشم

          واز الله عزیرمم سپاسگزارم که قلم به اذن خودش نوشت تا ثبت بشه برای خودم و برای استفاده دیگر دوستان بهشتی ام.

          الهی شکرت بابت نعمت نزول باران رحمتت.

          رویای عزیز وهمه دوستان خوبم دراین سایت بهشتی رو به الله یکتا می سپارم

          الله یاور همتون باشه

          الهی امین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 746 روز

    به نام خدای قادر مطلق

    سلام به استاد عزیزم ویار با وفایش

    دوستان من دوسال پیش از کارمندی در اومدم و

    خواستم با دست خالی

    به قول استاد از جایی که هستم شروع کردم

    با دستای که همه از غیب به کمک من اومدن .

    وقتی باور کردم که میشه

    برام اتفاق افتاد

    من توی این مدت گوش دادن به فایل های هدیه استاد و پذیرش حرف های استاد رو از غذا خوردن

    مهم تر می دونستم

    من باور کردم حال خوب ، اتفاقات خوبی در پی دارد.

    من باور کردم به زیبایی ها باید بیشتر توجه کنم و

    آن ها را تحسین کنم

    من باور کردم خدا در وجودمه و همواره داره منو هدایت می کنه

    من باور کردم خدا منو خالق زندگیم کرده

    من قوانین حاکم بر جهان رو پذیرفتم.

    من باور کردم برای رسیدن به اهداف باید از نشانه ها کمک گرفت .

    من با دوازده قدم فهمیدم و باور کردم خداوند جهان را و آنچه در آسمان ها و زمین است را مسخر من کرده

    من باور کردم که خداوند وهابه

    خداوند قادر مطلقه

    خداوند مهربان ترین مهربانانه

    خداوند در لحظه پاسخ منو میده

    خداوند همواره در حال اجابت خواسته های منه

    به شرط اینکه کنم او را باور کنم .

    من از کارمندی دولت در اومدم و

    الان کارمند خودشم .

    اون برام تبلیغ می‌کنه

    اون برام مشتری میشه

    اون برام حال خوب میشه

    اون برام همه کار می‌کنه

    من با اون تقسیم کار کردم

    حرکت از من

    برکت از اون

    و

    حالا شروع کار جدید م سکوی پرشی شده برای

    هدف بعدی که گسترش در کارم هست

    من موفق میشم

    از حالا خودم رو در موقعیت بهتر و زیباتر می بینم .

    با سپاس فراوان از شما دوستان عزیزم

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مریم روزبهانی گفته:
    مدت عضویت: 1108 روز

    باسلام به استاد مهربان و خانم شایسته عزیزم و دوستان خوبم در پاسخ به سوال شما من موفقیتهای خیلی زیادی تو زندگیم بدست آوردم که اگه اون زمان با استاد و آموزه های ایشان همراه بودم اون نتایج بسیار پایدار بودند ولی اشکال نداره دنیا پر از فراوانی و فرصت هست ودوباره اونها کسب می‌کنم وپایدارشون می‌کنم البته با استمرار و مداومت و کار کردن روی آموزه های استاد و حضور مستمر در این سایت بهشتی ونوشتن کامنت و خواندن هر روز کامنتای دوستان که خدا شکر باشروع این پروژه تغییر خودت رادر آغوش بگیر واقعا من بااستمرار شروع کردم ‌هر روز به آنها گوش می‌کنم یادداشت برداری می‌کنم وهمزمان دوره احساس لیاقت هم دارم کار می‌کنم . قبل از اینکه پاسخ این سوال بدم اینو البته برای خودم یادآوری کنم من خیلی وقتها دلم میخواست کامنت بنویسم اما وقتی کامنت زیبای بعضی از بچه ها خانم فاطمه ، خانم شهریاری ، خانم سلیمی و خیلی از دوستان رو میخوندم میگفتم با وجود این نگارشهای زیبا و قشنگی که بچه ها مینویسند من چی بنویسم کسی اونو یا نمیخونه یا به من میخندن یا میگفتم حالا بنویسم بقول استاد برای رد پایی از خودم که بعدا سال‌های بعد ، بازم مطلب خوبی نمیتونم بنویسم ولی خدا روشکر اولین درسی که از دوره احساس ایاقت گرفتم. اول همه احساس ارزشمندی خودمو با مقایسه کردن با نگارش کامنتای دوستان هم فرکانسیم وصل نکنم من اول همه ارزشمندم چه نگارشه کامنت عالی داشته باشم یا معمولی باشه وفقط با نوشتن کامنت ردپا از خودم میزارم ‌بعدها آنها میخونم سطح خودمو میبینم که چقدر پیشرفت کردم و اینکه هرکسی یک بگراندی داره که من خبرندارم که نمونه این رد پا که دوسالونیم پیش گذاشتم برای نمونه مثلا درجلسه هفتم احساس لیاقت من درمورد قدم نوشتم و من این باور مخرب و پاشنه آشیلمو با نوشتن کامنت و نظرهای دوستان در پاسخ به اون و کار کردن روی اون تقریبا صفرش کردم وهرموقعه نجوای ذهنم میاد سراغم سریع برمیگردم به کامنتم و دوباره اون باور مخربو خنثی آش می‌کنم و از بین میبرمش . حالا بریم سراغ پاسخ به سوال شما درمورد موفقیتهایم و‌تغییر باورهام: من میخواستم گواهینامه بگیرم باید اول میرفتم آموزشگاه که همه میدونیم همون روز اول که رفتم آموزشگاه بعد از برگشتن یک اتفاق خیلی بدی برام افتاد تا یکی ودوسال نرفتم بعد رفتم آموزشگاه جلسه دوم پدرم مریض شد و فوت کرد گفتم به من گواهینامه‌وماشین نیفتاده ولی بعد 4 سال اینقدر رو خودم کارکردم باورمو عوض کردم که اون اتفاقات ربطی به گواهینامه گرفتن و آموزشگاه نداره و بعد رفتم درسن 27 سالگی گواهینامه گرفتم ماشین خریدم و برادرم میگفت تو سن تو راننده خوبی نمیشی ولی من خیلی عالی حرفه ای سالیان سال دارم بهترین رانندگی هم می‌کنم . من وقتی دیپلممو گرفتم تغییر رشته دادم رفتم هنر در رشته نمایش نفر اول شدم ودرمصاحبه با آقای سمندریان اون زمان قبول شدم وحتی درموسسه سوره در رشته نمایشنامه نویسی اول شدم و با همون سنم دوتا فیلمنامه با شجاعت و جسارت کامل نوشتم بردم برای صداوسیما که البته قبول نشد .و سال 84 من فوق لیسانس نفر یازدهم در دانشگاه آزاد شدم که انزمان همه خیلی سخت قبول میشدندو چند سال در موسسه قلم چی کار میکردم آنجامن همیشه جز بهترین پشتیبانها بودم ‌افزایش حقوق داشتم.و‌بچه ها عاشقم بودند . من 4 سال تک ‌وتنها در خارج از کشور خودم زندگی کردم درآمد زیاد کسب کردم البته بخاطر باورها و عدم احساس لیاقت اونها رو موقعیتم از دست دادم که خداروشکر دارم دوباره کم کم دارم بدستشون میارم به قول استاد تکاملی . من که 24 ساعت تو فالگیرا دعا نویسا بودم و رمز موفقیت همه آدمامون این خرافات میدونستم البته با هدایت خداوند به سمت استاد همه باورها عوض شد ومن الان خودم خالق زندگیم‌میدونم ومسئولست کل اتفاقات زندگیمو میپذیرم که همش از فرکانسام و باورهام بود و تغییر آنها زندگی دلخواهمو خودم خلق می‌کنم و کسی حرف از خرافات وچشم زخم میزنه سریع حرفو‌سعی می‌کنم عوض کنم وتو دلم میگم همه اینها شرک هست. من با قانون سلامتی 20 کیلو‌کم کردم و به اندام دلخواهم رسیدم موفقیتهای من بسیار است فقط کمی از آنها رو‌گفتم و بسیار بسیار خواهد بود با ادامه دادن و مداومت در این میسر زیبا وبهشتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام هفدهم آیات سَخَّرَ- آیه 36 ص

    قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (35) فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصابَ (36)ص

    و گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و به من فرمانروایی و ملکی عطا کن که پس از من سزاوار هیچ کس نباشد، همانا تو بسیار بخشنده‌ای(35) پس ما باد را مسخّر او ساختیم که به فرمان او هر کجا می‌خواهد به نرمی و آرامی حرکت کند.(36)ص

    من عاااااشق سوره ص هستم ، چندین روزه که به کلی آیات دوست داشتنی و جادویی از این سوره هدایت شدم و البته داستان حضرت سلیمان که برای من نمود کامل و صد در هزار بخشنده و وهاب بودن خداوند است

    استاد در دوره های مختلف میگن که : پیامبران در انتهای دعاهاشون خدا رو با اون باوری که نسبت بهش دارن صدا میکنن و مشخصا و کااااملا واضح سلیمان به وهاب بودن خداوند باور صد در هزار داشته و داره که خداوند جهان رو به تسخیرش درآورده

    دیروز به فایل توحید عملی 1 هدایت شدم و گوشتی که مریم جان براش نوشته بودن فوق الهاده بود ، یعنی هررررر چی بیشتر دارم پیش میرم فقط و فقط به یک کلمه میرسم : توحید

    همه اتفاقات خوب و عالی جهان حول این کلمه جادویی در عمل میچرخه یعنی مسیر اینه :

    در عمل تمام تلاشت رو بکن تا موحد و یکتاپرست باشی ، خداوند انقدررررر وهاب و رزاق و مهربان و رحیم است که جهان رو به تسخیر تو درمیاره

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام سوم آیات سَخَّرَ- آیه 2 سوره رعد

    من عااااشق سوره رعد هستم و یکی از دلایلش آیه 11 این سوره است که ذکر من در این روز هاست :

    إِنَّ اللَّـهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ

    بریم سراغ پارت سوم آیات سَخَّرَ که من عمیقا باور دارم اگر و تنها اگر باور کنیم که خداوندی که جهان رو خلق کرده ، قدرت خلق کردن زندگی ما رو به خودمون عطا کرده و البته جهان رو به تسخیر ما در آورده

    اللَّـهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوی‌ عَلَی الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (2) رعد

    ‎‏خداست آنکه آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که آن را ببینید برافراشت، سپس بر عرش تکیه زد

    و خورشید و ماه را که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند را به تسخیر خود درآورد . خداوند است که تدبیر کننده کل امور است . خداوند آیات و نشانه های خود را به تفصیل بیان میکند شاید به دیدار و لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید

    کلا این آیات سَخَّرَ تاثیر عجیبی داره روی من میذاره

    یعنی هر کدوم از آیه ها رو که میخونم و به لطف الله به سمتش هدایت میشم همش این توی ذهنم میچرخه که :

    خدایی که جهان و کیهان زو خلق کرده و اون رو در تمام جنبه ها به تسخیر خودش در آورده

    و

    از اون طرف هم مشیت جهان رو اینطوری خلق کرده که من انسان آزاد آزاد آزادم برای انتخاب افکار و باورها و فرکانس هام

    و

    صراحتا اعلام کرده که از روح خودم در تو ‌میدم و عملا تو قدرت خلق کنندگی و خدا گونه بودن داری

    دیگه حقیقتا چه محدودیتی میمونه ؟

    یعنی چه کار هست که من از پسش بر نیام؟

    مگه قانون خلق خواسته ها یکی نیست؟

    مگه قانون رسیدن به اهداف یکی نبست ؟

    پس چرا من انسان با کافر و کفور بودن و پوشاندن و ندیدن نعمت ها و قدرت هام مسیر سنگلاخی رو طی کنم؟

    در حال که آزادانه این قدرت رو دارم که با شاکر و شکور بودن اوج لذت دنیای مادی رو در تمام ابعاد تجربه کنم

    با عشق ، ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    اکرم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 985 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام می‌کنم خدمت استاد و مریم جان بچه‌های سایت

    سوال اول استاد

    لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

    من می‌خوام تغییر در رابطمو توضیح بدم

    من در زندگی به یه جایی رسیده بودم که شرک تمام وجودمو گرفته بود یه وابستگی شدید به همسرم داشتم یه طوری بود که وقتی از خونه می‌رفت بیرون انگار روح منم با اون پر می‌کشید عصبانی می‌شدم خسته می‌شدم نمی‌تونستم کارامو انجام بدم خیلی سخت بود اون روزا برای من یه طوری بود که زنگ می‌زدم پشت گوشی با هم دعوا می‌کردیم میومد خونه با هم دعوا می‌کردیم دعواهای سنگین طوری که خانواده همسرم هم متوجه می‌شدم سر چیزهای پوچ 2 سال از زندگیمو نابود کردم همسرم فکر می‌کرد حق با اونه منم فکر می‌کردم حق با منه

    رابطه ما به جایی رسید که خانواده‌ها درگیر بودن باهاش فرزندانم اذیت می‌شدند نه من کوتاه میومدم نه همسرم یه شب تو همین درگیری‌ها رفتم توی اتاق نشستم تا صبح گریه کردم و به آسمون نگاه می‌کردم با خدا حرف می‌زدم می‌گفتم تو برای من کجایی تو یه کاری برام بکن و خیلی درد دل کردم بعد از اون خدا کم کم منو هدایت کرد به یه استادی که روانشناس خانواده بود میگن وقتی که خودت شروع می‌کنی تغییر رو جهانم شرایط و انسان‌هایی رو سر راهت قرار میده من شروع کردم به کاربااون استاد روانشناس خانواده اون به من کمک کرد آروم آروم ذهن خودم رو کنترل کردم درباره روابط خانوادگی و بعد از اون با یه استاد موفقیت دیگه آشنا شدم حرفاش برام جالب بود گوش می‌دادم و تقریباً از لحاظ روحی داشتم بهتر می‌شدم ولی من رو هنوز به اون آرامشه 100 نرسونده بود احساس می‌کردم این بی‌احترامی که به من میشه بابت اینه که درآمدی از خودم ندارم و همش دنبال کار می‌گشتم هنوز اون کمبود عزت نفس در من به شدت موج می‌زد یه روز که با خواهرم تو خونه پدرم نشسته بودیم داشتیم با هم فکر می‌کردیم ایده می‌دادیم که چه کار کنم چه کاری انجام بدم که درآمد خوبی داشته باشم استاد من پدرم رو مادرم رو مقصر صددرصد می‌دونستم خیلی حرفا رو رک و پوست کنده بهشون می‌گفتم بعد همون روز که داشتم با خواهرم حرف می‌زدم برادرم به من گفت اکرم میایی تو کارگاه با هم حرف بزنیم گفتم باشه اون روز برادرم چند تا سوال ازم پرسید درباره اینکه به چه چیزی علاقه دارم توی کار اون موقع من هنوز جواب درستی نداشتم راستش هنوز هم نتونستم اون علاقه واقعیمو پیدا کنم خلاصه یه مدت با هم حرف زدیم فکر کنم حدود دو سه ساعت و خواهرمم بودش با هم حرفایی زدیم درباره موفقیت درباره کسایی که می‌شناختم استادایی که گوش داده بودن بعد داداشم سایت شما رو به من معرفی کرد گفت برو گوش بده رو خودت کار کن و زندگیتو تغییر بده من هم چون حرف داداشمو قبول داشتم اومدم توی سایت و شروع کردم به گوش دادن مدت‌ها درک مطالب برام سخت بود و شما پایه و اساسی که می‌گفتین این بود که باید تکاملمون رو طی کنیم تا به اون درک برسیم استاد من وقتی صدای شما رو می‌شنیدم خیلی ذوق می‌کردم خیلی خیلی اشتیاق داشتم که شبانه روز صدای شما رو بشنوم این رو به همسرمم نشون دادم همسرمم دو سه تا از فایل‌ها رو گوش داد خوشش میومد ولی اون آماده‌اش نبود سریع یه گارد بسیار زیادی نشون داد نمی‌دونم چرا و چطور ولی چون شما گفتید این فایل‌ها رو به کسی نشون ندید اگر خودش در مدار باشه میاد و من هم بعد از اون فقط خودم تنهایی ویس گوش می‌دادم بعضی وقتا هندزسفری رو که می‌ذاشتم توی گوشم تا صبح صدای شما رو می‌شنیدم توی خواب داشتی با من صحبت می‌کردی و من همه اونا رو می‌شنیدم خلاصه من تونستم ذهنم رو بهتر از قبل کنترل کنم و الان آرامشی که در روح و قلب من هست رو با هیچی عوض نمی‌کنم رابطم با همسرم خیلی عالی شده خدا را شکر و الان همسرم اونم داره به ویس‌ها گوش میده ومن همراه با اون ویس‌هایی که گوش می‌دادم شروع کردم یه درآمدی رو برای خودم ایجاد کردم خدا را شکر ورودی‌های مالی دارم بعضی وقتا فروشم خوب تو اون ماه وقتی روی خودم کار می‌کنم ولی بعضی وقتا به قول مهیار وقتی دچار روزمرگی میشم فروشم ندارم ولی مدتی هست به خودم تعهد دادم که هر تمرینی رو که استاد بگه بنویسم و کامنت بزارم برای اینکه با ضعفام روبرو بشم و خودم رو ارتقا بدم هرچند نوشتن برام سخته نمی‌دونم از کجا شروع کنم از کجا بگم ولی هرچی به ذهنم میاد همون لحظه می‌نویسم

    امیدوارم که خداوند همه ما رو هدایت کنه و در مسیر اون‌هایی قرار بده که نعمت فراوان به اون‌ها عطا کرده مثل استاد عزیزم عباس منش و مریم جان نعمت‌هایی مثل رابطه خیلی خوب آرامششون در زندگی خداشناسی و ثروت

    آرزو می‌کنم که هممون شرکای وجودمون رو پیدا کنیم و واقعاً بهبودشون بدیم

    همه شما و استاد و مرجان و خودم را به خدای کتا می‌سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام هشتم آیات سَخَّرَ- آیه 79 نحل

    ‏أَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الطَّیْرِ مُسَخَّراتٍ فِی جَوِّ السَّماءِ ما یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اللَّـهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (79) نحل

    آیا به پرندگانی که در جو آسمان به تسخیر خداوند درآمده اند نمی نگرند که جز خداوند آنها را نگه نمیدارد ، به درستی که در این ( پرواز) نشانه هایی است برای افرادی که ایمان آورده اند

    میدونید وقتی به این آیه رسیدم چی به ذهنم رسید ؟

    یاد هواپیماها افتادم که به لطف و فضل خداوند به تسخیر انسان ها در آمده است

    شاید اصلا این توانایی انسان که توانست پرواز رو یاد بگیره و الان میتونه هواپیماهای چند صد تنی رو در آسمان به پرواز در میاره ، نگاه کردن به پرنده ها و الهام گرفتن از اونها بود

    همون چیزی که خداوند وهاب 1400 سال پیش به عنوان نشانه و آیه ای بیانش کردن برای افرادی که ایمان در قلبشوت نفوذ کرده

    تقریبا تمام دستاوردهای بشری نشات گرفته از طبیعت و الهام گرفته از اون هست ، از ساختن ماشین و کشتی تا هواپیما ‌و …….

    و وقتی خداوند جهان رو به معنی واقعی کلمه به تسخیر ما در آورده ، ما چرا نباید این توانایی ها ی خودمون رو ببینم و سپاسگزار این همه نعمت های الهی باشیم ؟

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 1222 روز

    به نام خداوند مهربان.

    روز اولی که پروژه تغییر را در آغوش بگیر روی سایت قرار گرفت،من حوزه سلامتی رو انتخاب کردم تا بتونم خودمو بهبود بدم.

    تا قبل از اون جهان به روشهای مختلف به من نشون میداد که باید تغییر کنم و نادیده گرفتم تا کم کم یه سری علایم شروع شد که دیدم اصلا من جنبه ندارم بیشتر از این بشه و شروع کردم.

    اول از همه قند و شکر مصنوعی را حذف کردم چون عاشق شیرینی و شکلات بودم سخت بود و تا یه هفته چنان افت انرژی داشتم که نمی تونستم هیچ کاری انجام بدم و بد خلق و بهانه گیر شدم.ولی ادامه دادم و یواش یواش اثرشو دیدم.

    پوستم شاداب تر شد انرژیم برگشت و اعتماد به نفسم خیلی بالا رفت.

    همزمان یه ورزشی رو انتخاب کردم که چند تا وسیله می خواست و وقتی من آنلاین ثبت نام کردم و حرکاتشو دیدم فقط می گفتم یا خدا من چطور می تونم اینارو انجام بدم.آروم آروم شروع کردم برای اصلاح بدنم.

    بعضی وقتا از شدت درد انقدر کلافه می شدم که مسکن می خوردم ولی بازم ادامه دادم.

    بعد از یه مدت دیدم صافتر شدم قوز نمیکنم گردنم صافتر شده ناهنجاریها کم شده.

    دیگه به لطف خدا صبح ها با سردرد و گردن درد بلند نمیشم.جلوی اینه خودمو می بینم خوشم میاد.

    خیلی وقتا با اینکه خیلی کار داشتم حتما حتی در حد ده دقیقه هم شده انجام دادم و به لطف خدا تا امروز کم نیاوردم و به خودم افتخار می کنم.

    استاد جان هدایت از زندگی همه ما حذف بشه هیچی نداریم.تمام افرادی که به جایی رسیدین با واژه های متعدد به هدایت اشاره می کنن اگه من خودمو مثال میزنم جلوی این هدایت مقدس رو که تنها عامل سعادت دنیا و آخرت هست را نگیرم چقدر خوشحالترم راضی ترم..چند روز پیش از خدا خواستم بهم بگه که اولین قدم چیه؟چکار باید کنم؟بواسطه خوابی که دیدم باید روی احساس لیاقت و باور فراوانی کار کنم.به قول استاد تا آدم آماده تغییر میشه جهان پاسخ میده.

    استاد جان من کاری که می کنم میام توی سایت به عنوان شروع هر چیزی که مربوط به احساس لیاقت هست رو می خونم و می بینم کدومو الان باید عملی کنم در زندگیم و کدوم برام قابل اجراست.

    دومین کارم فایل مراقبه فراوانی رو که تو دوره هم جهت با جریان خداوند هست را دانلود کردم و امروز حین انجام کارهای خونه مرتب گوش کردم و چقدر زیبا در این مراقبه فراوانی رو به ما نشون دادین.سپاسگزارم.

    اما امان از این ذهن نجواگر…نمیدونم چرا یکی دو ساعته بی حوصله و عصبی بودم.مرتب از خودم سوال می کردم الان چی شده چرا ناراحتی؟و جواب به همون ذهن بر می گرده که مرتب نجوا میکنه که این کارایی که تو انجام میدی اصلا نتیجه نمیده و یه کار بزرگتر باید انجام بدی برای باور لیاقت و فراوانی.و من در جواب میگم همون طور که تونستم در عرض یک ماه و نیم تغذیمو درست کنم و به اندام ایده الم نزدیم بشه اینم می تونم و خدا بهم میگه چیکار کنم.

    الهی شکرت که تونستم کامنت بنویسم اصلا انگار یه جورایی کامنت نوشتن دلیل آوردن برای خودمونه تا کم نیاریم.

    اولش اصلا هیچ حرفی برای نوشتن نداشتم ولی خدا کمکم کرد.الهی شکرت سرحال شدم.

    استاد جانم ممنونم مریم جانم سپاسگزارم.دوستان عزیزم در پناه خدا باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    فریبا گفته:
    مدت عضویت: 3216 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و دوستان همراهان عزیز.

    تمرین :

    یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید.

    امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    1) استاد یکی از نمونه‌های خیلی ساده و خیلی ارزشمند در زندگی من اینه که وقتی که کوچیک بودم مثلاً نوجوان بودم بدون اینکه هیچ وقت خیاطی کرده باشم یا لباس دوخته باشم یک روز گرم که لباس خنک و مناسب نداشتم به مادرم گفتم که من خیلی گرممه و دلم می‌خواد که یه لباس خنک برای خودم بدوزم. مادرم گفتش که تو نمی‌تونی لباس بدوزی و همین جمله کافی بود تا من یک ساعت بعد بازار باشم رفتم بازار بهترین پارچه‌های نخی و خوش رنگ‌ترین و خنک‌ترین‌ها رو انتخاب کردم و دو تا پارچه خوشگل رو آوردم خونه با همون چرخ خیاطی که برای جهاز مادرم بود و دستی کار می‌کرد و از نوع خیلی قدیمی شروع کردم به برش زدن پارچه از روی لباس‌هایی که داشتم و یک ساعت بعد شلوار قشنگی رو دوختم و پوشیدم مامانم همینطوری هاج و واج به من نگاه می‌کرد و از اون به بعد هیچ وقت به من نگفت که تو فلان کار رو نمی‌تونی انجام بدی و حتی خودش برای بقیه مثال می‌زد که فریبا توی یک روز برای خودش لباس دوخته. همیشه وقتی که به نوجوانی برمی‌گردم اون باورهای فوق العاده و دست نخورده رو به یاد میارم و اینکه بدون اینکه کلاس خاصی رفته باشم تونستم کاری که اصلاً بلد نبودم رو انجام بدم کلاً استعداد من در کارهای هنری خیلی بالاست و مثلاً باز یک روز دیگه تصمیم گرفتم برای خواهرم یه شال گردن خوشگل ببافم و همون روز که یاد گرفتم تا شب شال گردن رو تموم کردم و بهش هدیه دادم. از اون به بعد خودم رو یک انسان با استعداد می‌دونستم که من هر کاری رو که بخوام انجام بدم می‌تونم انجام بدم و از پسش بر میام حتی اگر هیچ مهارتی درش نداشته باشم. همون روز انقدر احساسم خوب بود که تا شب یک دامن و یک پیرهن دیگه دوختم انگار که به من الهام شده بود که تو یه خیاط ماهری. فقط کافی بود که به حرف مادرم گوش بدم و بگم آره من که بلد نیستم انجامش ندم اما خداروشکر همیشه می‌گفتم که نه من می‌تونم انجامش بدم. و مادرم میگه که تو از وقتی که خیلی کوچیک بودی و تازه واژه خودم رو یاد گرفته بودی همش می‌گفتی که خودم انجام بدم آب خوردن غذا خوردن و هر کار دیگه‌ای رو و کلاً بچه مستقلی بودم. این کار کوچیک برای من باعث شد که خیلی کارای دیگه‌ای رو در آینده بتونم راحت انجام بدم.

    2) مورد دیگه قبول شدن در کنکور بود با رتبه دو رقمی که براش بازم تلاش خاصی نکردم ولی تمرکز فوق العاده گذاشتم و فقط و فقط گفتم که می‌خوام تهران قبول شم وقتی که این اتفاق برام افتاد و تهران قبول شدم اون روزی که جواب کنکور اومد بسیار هیجان زده و خوشحال بودم و این اتفاق باعث شد که خیلی کارهای دیگر رو راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری انجام بدم.

    3) مورد دیگه‌ای که به تازگی اتفاق افتاده رفتن به پارک آبی و امتحان کردن بلندترین سرسره در اولین لحظه‌هایی که اونجا بودم که سقوط آزاد بود و من وقتی که از اون سرسره اومدم پایین با خودم این احساس رو داشتم که من هر کار دیگه‌ای رو می‌تونم انجام بدم و انقدر احساس شعف و شور و شوق بالایی داشتم که روی ترسم غلبه کردم و این هیجان بالا رو تجربه کردم که حتی نمی‌تونم احساسمو توصیف کنم.

    4) کار دیگه‌ای که تو زندگیم انجام دادم و مهاجرت بود که اتفاق فوق العاده‌ای هم برام افتاد که با تجربه خیلی از انسان‌هایی که در اطرافیان نزدیک دوستان و آشنایانم هستم متفاوته کاملاً این بود که من بسیار آسون آسوده و قشنگ روی دستان خدا مهاجرت کردم و باعث شده که به خودم افتخار کنم همیشه وقتی که بهش فکر می‌کنم و خودم رو یک انسان دلیر و شجاع بدونم که از هیچ چیزی نمی‌ترسه و باعث شده که به دلیل این توانمندی توی زندگیم باز هم مستقل‌تر باشم هیچ وقت باج ندم به کسی و یک انسان قدرتمند بشناسم خودم رو.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: