«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2075 روز

    رضا احمدی:

    به نام خداوند توبه پذیر من

    خدایی که گناه من ضرری به او نمیزند و اگر مرا از انجام گناه منع کرده بخاطر‌وجود خود من است و اینقدر برایش مهم است که‌ من احساس گناه نداشته باشم که خودش در‌کتاب آسمانی اش فرموده است که:

    قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(آیه ۵۳ سوره زمر)

    یا در داستان حضرت موسی که مرتکب قتل شده بود می بینم که خدا چه راحت و بی منت و بدون شرط و شروط خاصی او را بخشید که در کتاب آسمانی اش در مورد این داستان می فرماید:

    قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(آیه ۱۶ سوره قصص)

    خب مهربانتر از این خدا مگه داریم که حالا که می بخشد با خودش میگه ممکنه بعد از توبه بنده من، نجواهای شیطانی بیاد سراغش که بهش میگن آثار‌گناهانت که در گذشته مرتکب شدی هنوز موجود است و انرژی اون کارات هنوز هست پس هنوز باید منتظر عذاب خدایت باشی ، پس چون این احتمال را خدا میده که ممکنه بعد توبه دوباره احساس بی ارزشی بیاد سراغ بنده اش قانونی را وضع میکند که این قانون را در کتاب آسمانی اش اینگونه توصیف میکند که:

    إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ(آیه۱۱۴ سوره هود)

    یعنی میخواد بگه بنده من انرژی خوبی هات ، انرژی بدی هات را پاک میکنه ، اصلا نگران باش

    و حالا در ادامه خدا عشق بازی بیشتری با بنده هاش میکنه اونجایی که میگه:

    إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا(آیه ۷۰ سوره فرقان)

    یعنی بنده من وقتی توبه میکنی و با ایمان صحیح راه درست و عمل صالح را در پیش میگیری برایت شاهکار میکنم و شاهکار من اینه که بدی هایت را تبدیل به خوبی ها میکنم

    وااای که چقدر مهربونی تو خدایا

    حالا ادامه عشقبازی خدا را ببینیم که میگه خب بنده من الان فهمیدی که از این به بعد هیچ وقت احساس گناه و بی ارزشی نباید بکنی که هیچ عوضش یه پیشنهاد خوب برات دارم که بیا احساس ارزشمندی را در وجودت تقویت کن و به این ها فکر کن ای بنده من که

    🔴وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(آیه ۱۳ سوره جاثیه)

    آره به این فکر کن که آسمان و زمین را مسخر تو قرار دادم

    🔴وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ(آیه ۱۰ سوره اعراف)

    به این فکر کن که تو را در زمین صاحب اقتدار کردم

    🔴إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً(آیه ۳۰ سوره بقره)

    به این فکر‌کن که تو ولیعهد و جانشین و ارزشمندترین دارایی من هستی

    🔴وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی(آیه۷۲ سوره ص)

    به این‌فکر‌کن که از روح خودم در تو دمیدم و این یعنی که “ای بنده من جونم فدات”

    🔴وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ(آیه۳۴ سوره بقره)

    به این فکر کن که جایگاهت برای من اینقدر بالا بوده که به فرشتگانم دستور دادم به مقام تو سجده کنند و شیطان که حاضر نشد سجده کند را به احترام مقامت از درگاه خودم راندم

    🔴فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ(آیه ۱۴ سوره مومنون)

    به این فکر کن که وقتی تو را آفریدم به خودم آفرین گفتم

    🔴وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی(آیه ۴۱ سوره طه)

    به این فکر کن که تو را برای خودم برگزیده ام به این معنی که همه نعمت های دنیوی و اخروی ام را برای تو آفریدم ام و خودت را برای خودم آفریده ام

    آره بنده من تو برای من خیلی با ارزشی و ظرف وجودی ات را به وسعت بزرگی ام آفریدم زیرا که از روح خودم در تو دمیدم و این تو بودی که به خودت ظلم کردی و به افکار مزاحم و نجواهای شیطانی ات اجازه رخنه در وجودت را دادی و خودت را در حصار باورهای محدود کننده جای دادی و از اصل خودت که‌همان من بودم دور شدی

    اما خبر خوب این است که من توبه تو را پذیرفتم و به مانند حضرت یونس که او را از شکم ماهی نجات دادم تو را هم از حصار باورهای محدود کننده ات رهایی می بخشم پس آماده پرواز باش که فصل پرواز رسیده است

    در آخر میخواهم به مانند حضرت یونس که در دل نهنگ توبه کرد و فرمود:

     إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ(آیه ۸۷ سوره انبیا)

    از باورهای محدود کننده ای که مرا از خدای خود دور کرده توبه کنم و به اصل خویش که همان خداست برگردم و از این به بعد خودم را ارزشمندترین دارایی خدا بدانم به گونه که عاشقانه اینجوری فکر کنم که خدای من اینقدر مهربونه که انگار فقط همین یک من را داره

    الهی شکر بابت این کلمات و آگاهی ها که همه را خودت بر زبانم آوردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    حمیده خانم گفته:
    مدت عضویت: 3487 روز

    سلام استاد

    کامنت میذارم بخاطر حرفهایی که شما در فایل توضیحات سفرنامه گفتین

    خیلی اهل کامنت گذاشتن نبودم دو تا دلیل رو درک کردم برای این حالت خودم من دنبال این بودم که نتایج بزرگ بدست بیارم بعد بنویسم چون قانون تکامل رو درک نکرده بودم

    شاید دلیل بعدی عجیب باشه اما اینم به همون قبلی ربط داره من با خودم میگفتم که هرکی مدت طولانیتری هست که عضو سایته لزوما بیشتر باید پیشرفت کرده باشه و نتیجه گرفته باشه و کامنت هاش هم باید عالی باشه چون باید رو خودش طبیعتا کار کرده باشه و نتیجش هم باید پیشرفت باشه

    واقعا این نوع نگاه اشتباه بود و هست

    قانون تکامل اصل هست

    میدونین من از زیر صفر از خیلی زیر صفر اومدم بالا

    تو همه جنبه ها

    اما موضوع این فایل، استاد سالهای خیلی زیادی در دوران بچگی تا نوجوانی شب های احیا با مامانم میرفتم احیا تو ماه رمضون ها

    بزرگترین و شدیدترین تخریب حوزه عزت نفس من تو همونجا صورت میگرفت

    حتما دیگه همه میدونن که پر از شرک هست این فضاها

    نکته ای که عزت نفس منو نابود کرد و در طی سالیان بشکل خیلی پررنگ موفق شد درمن حس بی ارزشی ایجاد کنه همین بود

    میگفتن امام فلانی رو واسطه قرار بدین ما که در درگاه خدا جایی نداریم خدا که بما توجهی نمیکنه ما که اونقدر ارزشمند نیستیم اگر خواسته ای داریم راحت بخداوند بگیم

    خدایی رو به تصویرکشیده بودن که نه برای من ارزش و اهمیتی قائل هست نه منو یادش میاد… منوقابل نمیدونه

    اون منو آفریده ول کرده به حال خودم اگر چیزی میخوام بایداز اماما بخوایم

    خدا میدونه چقدر میگفتن و تکرار میکردن که ما گناهکاریم

    منم نوجوون بودم داشت شخصیتم شکل میگرفت این احساس گناه رو بمن اون سالها القا کردن اوووه سالهای طولانی در زندگیم اینطوری بود

    واقعا احساس بی ارزشی و حقارت و پستی میکردم چون خیلی از کلام اونا در مجالسی که گفتم تاثیر میگرفتم

    یادم میاد وقتی اونا میگفتن ما گناهکاریم من باخودم میگفتم من به کی بدی کردم و چرا گناهکارم… ولی تکرار این حرفا و بودن تو اون فضاها تاثیر خودش رو گذاشت مگر میشه تاثیر نداشته باشه

    الکی الکی حس گناهکار بودن در وجودم شکل گرفت

    چون میگفتن من بعنوان یه انسان معمولی نمیتونم با خدا گفت و گو کنم نمیتونم ازش درخواستی داشته باشم و باید به این امام و اون امام و امامزاده بگم

    اینقدر حس بی ارزشی در وجودم بووووود که خدا میدونه من باخودم این فکرا رو تکرار میکردم این باور محدود کننده شرک آلود خیلی قویتر میشد وتعمیم پیدا میکرد به بقیه جنبه های زندگیم

    آها راستی میگفتن شاید لیاقت این خواسته رو که الان داری نداشته باشی این حسم بهم میداد حرفاشون که من آدم بی لیاقتی هستم

    هنوز بخوبی یادم میاد تازه باشما آشناشده بودم وقتی به یه درکی رسیدم از حرفاتون خیلی برام مهم بود قبل از این که دوره ای ازشما بخرم باهمین فایلای رایگان خودم بتونم خودمو بشناسم

    و استاد چقدر من تمرکز گذاشتم رو این کار خودمو حلاجی کردم باور کن من به درون خودم سفر کردم

    یادم میاد وقتی میخواستم خودمو بشناسم ببینم چه افکار قدرتمندکننده و محدود کننده ای دارم دقیقا مثل حرکت تو یه جنگل انبوه متراکم و درهم تنیده بود

    برای من خیلی مهم بود خودم اول باورهای محدودکننده مو بشناسم قبل از این که تو بگی

    یادته تو سریال زندگی در بهشت موقع هرس کردن و تمیز کردن درختای پارادایس وقتی درختاو درختچه های هرز تو هم گیر کرده بودن میگفتی باورهای محدود کننده هم این مدلی همشون بهم چسبیدن

    استاد اون در هم تنیدگی و تو هم رفتگی درختارو تو جنگل ذهن خودم تجربه کردم لمس کردم

    فقط خدا میدونه این باور احساس گناه که در پی اون بسیار حس بی ارزش بودن بهت میده چه جوری همه جنبه های زندگی منو تحت تاثیرقرار داده بود سالها در تاریکی مطلق

    با رویاهایی که عاشقانه و بااشتیاق فراوان دنبالشون میکردم اما هرگز ماشینم حرکت نکرد یا حرکت قابل توجهی نکرد بارها شکست خوردم چون واقعا تو عمیقترین لایه های وجودم بی ارزش میدونستم خودمو و نالایق و خانم شایسته راست میگه حقیقت رو نوشته امکان نداره کسی بدون این باورها بشکل مثبتش بتونه موفقیتی بدست بیاره

    خیلی رو خودم کار کردم وقتی به تازگی احساس ارزشمندی تو وجودم داشت شکل میگرفت یعنی در درون خودمو ارزشمند حس میکردم وااای جهان عوض شده بود یه رنگ دیگه شده بود حس میکردم غنی شدم حس میکردم از زیر خاکستر اومدم بیرون

    حس میکردم شادی و خوشحالیم یجور دیگه شده

    انگار درونم تهی بوده باشه حالا داشت پر میشد

    استاد برای اولین بار در زندگیم بود که خودمو دوست داشتم و اولین بار بود که حس میکردم خودمو دوست دارم

    خدا میدونه من با کار کردن ذو عزت نفسم چه حس های نابی رو تجربه کردم

    بخدا همه چیزه این عزت نفس

    خدارو صدهزارمرتبه شکر برای این مسیر زیبا که بسمتش هدایت شدم

    خدارو میلیون ها مرتبه شکر برای این سایت

    اینجا موهبت خیلی بزرگیه خداوند به همه ما داده

    یه جمع فوق العاده ی رو به رشد

    دوستای واقعی

    بستر زیبا و مهیا برای رشد کردن بالنده شدن برای ساختن شخصیت بهتر

    و چقدر دیدگاه های من در مورد جهان خودم و خداوندی که منو آفرید تغییر کرد….. حجم زیاد و وسیعی از تغییرات همه جانبه

    و داشتن شخصیت بهتری که این دلپذیرترین و شیرینترین قسمتش برای من بوده رویای من داشتن شخصیت بهتری بوده این برام اصل بوده ارزش بوده

    اینقدررر خوشحال میشم خدارو شکر میکنم بارها و بارها اینقدرذوق میکنم وقتی این کائنات یه جوری به یه زبونی بهم میفهمونه به شخصیت بهتری تبدیل شدم

    من بزرگ شدم عالی شدم خدارو صدهزارمرتبه شکر

    من با همه وجودم اهمیت این دو باور احساس ارزشمندی و لیاقت رو در زندگیم درک کردم

    هر دو روی سکه رو دیدم هم وقتی اصلا نداشتمشون و خیلی خیلی منفی بود افکارم

    هم وقتی شروع به تغییرکردم وقتی جوونه زد یه کوچولو رشد وقتی در درون خودم حسش کردم

    وقتی دیدم آدم دیگه ای شدم و….

    این دو باور مثل پی ساختمون میمونن مثل ستون هاش هستن

    امکان نداره بدون این دوباور و داشتن احساس انسان بتونه بنایی از موفقیتو خوشبختی و حس خوب برای خودش خلق کنه

    اینا اصل و اساس هستن همه چی از اینجا شروع میشه

    برای من اینجوری بوده که لایه لایه وجود خودمو بررسی کردم و به عمق رفتم و ارتباط باورهارو با هم دیدم و تحلیل کردم و به اینا رسیدم

    اینا ریشه بود

    تو سفری که من به درون خودم داشتم ریشه ای بودنشو به خوبی دیدم درک کردم

    اصلا کل زندگیم تاثیر این افکارو در جهت مثبت و منفی نشون میده

    تا بی نهایت میشه روش، کار کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      امید اسدی گفته:
      مدت عضویت: 2014 روز

      سلام

      منم مثل شما گیر این آدم های مذهبی افتادم که انگار اونا فقط خدا رو میشناسن و خدا حتما طبق گفته اون ها عمل میکنه

      این افراد که در مساجد سخنرانی میکردن اینقدر محکم از اون دنیا و عذاب جهنم می گفتن که انگار چند باری به قیامت سفر کردن و برگشتن .

      من یک دوره اینقدر از این آدما حرف شنوی داشتم به خودم اومدم دیدم خودم را یک آدم گناه کار به تمام معنا می دانستم که برای بخشش باید روی پای پیامبر می افتادم تا پیامبر به خدا بگه که من رو ببخشه

      اینقدر خدا برام محدود شده بود که نسبت به هر کسی که مثل من فکر نمی کرد جبهه گیری میکردم(در مورد خدا)

      شکر خدا آشنایی من با قانون و بعد هدایت شدن به این سایت کاری کرده که احساس گناه رو از خودم دور کنم و سفت و سخت روی باور لیاقت کار کنم

      ممنونم خدا جون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    علی شکوری گفته:
    مدت عضویت: 4073 روز

    با عرض سلام و سپاس فراوان از خداوند وتشکر از استاد گرانقدر

    من در مورد اعتماد بنفس مطالعه کردم و نتایج زیر را بدست آوردم

    * باور و اعتقادی که نسبت به خود دارا میباشیم.

    * شناخت ارزش و اهمیت خویش و رضایت از خویش.

    * توانایی برخورد و کنارآمدن با مسائل اساسی زندگی.

    * تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش – پذیرش خویش و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی.

    * توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیتهای خویش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  4. -
    شیوا شیدا گفته:
    مدت عضویت: 2735 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانسیم.دوستان من خودم به شخصه برای خاموش کردن نجواهای شیطان درهرزمینه ایی.دنبال دلایل منطقی می گشتم تاذهنم رو با دلایل منطقی قانع کنم تا اینکه دراین فایل استاد به آیه قرآن اشاره کردن که به جرات میتوانم بگویم ۹۰%نجواهای شیطان ذهنم خودبخود رفع شدن چون آیه قرآن محکمترین قویترین و منطقی ترین دلیل برای خاموش کردن همه نجواهای شیطانی ذهنمان است و واقعا حسم گفت که بااینکه دوستان عزیزم این فایل و آیه های موجود دراین فایل رو دیدن و شنیدن ولی بااین حال دوباره با شما عزیزان به اشتراک بزارم.آیه ۲۲ سوره ابراهیم.وقال الشیطان لماقضی الامر ان الله وعدکم وعدالحق ووعدتکم فاخلفتکم وماکان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلاتلومونی ولومواانفسکم ما انابمصرخکم وماانتم بمصرخی انی کفرت بمااشرکتمون من قبل ان الظالمین لهم عذاب الیم. هنگامی که کار تمام شد(قیامت)شیطان بگوید خداوند به شما وعده راست داد(یعنی میشه فقط حستو خوب کن اتفاقات خوب میفته)ومن نیز به شما وعده ای دادم تخلف کردم(یعنی نمیشه.ترسوندمت حستو بد کردم اتفاقات بد بیفته)من برشما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما پذیرفتید بنابراین مرا سرزنش نکنید خود را ملامت کنید نه من فریاد رس شما هستم نه شمافریادرس من.ازاینکه شما ازپیش مرا شریک خدا ساختید بیزارم وبرای ستمکاران عذاب سختی است.دوستان طبق این آیه خود شیطان به روشنی وبه وضوح میگه که وعده من دروغه.من قولتون میزنم.نجواهای من الکی هستن.پس دیگه دلیلی نداره ما بترسیم و نجوای شیطان حسمون رو بد کنه.به نظر من همین یک آیه حجت رو برماتمام کرده.هروقت نجوای شیطان درهرزمینه ای سراغمون اومدهمین آیه رو مرور کنیم تا شیطان بانجواهایش از ذهنمان بیرون برود وباحس خوب اتفاقات عالی رو برای خودمون رقم بزنیم.باتشکر از دوستان که وقت گذاشتن وکامنت من خوندن.درپناه الله یکتا شاد?.سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  5. -
    حمیدرضا ایزدان گفته:
    مدت عضویت: 2528 روز

    سلام بر استاد گرامی وخانم شایسته عزیز و همه دوستان

    بیایید پرونده های باز ذهنمون راببندیم

    به یاد دارم استاد در یکی از آموزش های گذشته شان سوالی رابه عنوان تست پیدا کردن احساس گناه مطرح کردند در اینجا این سوال را مطرح می کنم وخواهشمندم قبل از این که توضیحات مرا بخوانید به این سوال جواب دهیدو سپس ادمه مطلب را بخوانید.

    تست پیداکردن احساس گناه :

    تصور کن بی شک ۳ماه دیگر زنده نخواهی بود بنویس در این ۳ ماه چه کارهایی انجام می دهید؟؟

    لطفا” ابتدا به سوال جواب دهید و سپس ادامه کامنت را بخوانید

    در پاسخ این سوال بسیاری از دوستان می گویند که نماز و روزه های قضا شده را بجا می آوریم

    از دوستان و آشنایان و همه کسانی که با آنها مراوده داریم حلالیت میطلبیم

    و اگر بدهی به کسی داریم و حساب کتاب مالی ویا معنوی به گردن ماست تسویه می کنیم و…..

    اگر در پاسخ شما هم چنین جملاتی وجود دارد بدانید شما هم احساس گناه را دارید و حتما”باید آن را برطرف نمایید.

    بیایید پرونده های باز ذهنمون راببندیم و برای اینکه ذهن خود را آزاد کنیم منتظر مرگ و رفتن از این دنیا نباشیم و همین امروز اگر دین و بدهی از دیگران بر گردن ماست تسویه نماییم و بهشون زنگ بزنیم و مسئله را حل نمائیم و اگر نماز و روزه ایی به گردن ماست همین امروز مشکل را بر طرف کنیم تا این گاری سنگین را از خود باز کنیم و حرکتمان به سمت پیشرفت و موفقیت راحتتر گردد .

    و مطمئن باشیم که خداوند بخشنده است وخودش در قرآن فرموده:

    بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد به درستی که خداوند بخشنده مهربان است(زمر۵۳)

    دوستان اگر این احساس بسیار مخرب(احساس گناه) که در درجه بندی احساسات انسانی در بدترین موقعیت قرار دارد بر طرف نگردد انسان را نابود می کند.

    یعنی اگر شما احساس گناه داشته باشید هرچقدر تلاش کنیدنمی توانید از لحاظ مالی از لحاظ سلامتی و از هیچ لحاظی پیشرفت کنید.

    خداوند بسیار بخشنده است و اصلا” به خودتون سخت نگیرید اگر بدترین گناه ها را انجام داده اید از خداوند طلب عفو و بخشش کنید و قطعا” نه تنها خداوند شما را می بخشد بلکه شما را دوست هم خواهد داشت.

    با کریمان کارها دشوار نیست.

    در پناه الله مهربان شاد سلامت ثروتمند و رو به جلو باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      زهرا جعفرزاد گفته:
      مدت عضویت: 1818 روز

      سلام دوست عزیز

      سوالی که داخل کامنتتون بود خیلی برام جالب بود و تا حالا بهش فور نکرده بودم لیست 107 ارزوم رو قبلا نوشته بودم اما ابن فرق داشت، اینکه دیگه 7واسته هاتو به فردا موکول نکنی و هرچی که الان میخوای انجام بدی بنویس . خیلی تعکر برانگیز بود برام و 9الب تر از سوال جوابم بود . قبل از اینکه ادامه ی کامنت رو بخونم شروع کردم به نوشتن اینکه میخوام برم باشگاه اون اندام دلخواهم داشته باشم میخوام زبان انگلیسی رو یاد بگیرم میخوام تمام غذاهای رستوران و کافه ها رو امتحان کنم ،سقوط از ارتفاع،چتربازی ،شنا تو رودخونه ،داشتن شریک عاطفی تو زندگیم و سفر به چند تا کشور دلخواهم و کارهلیی که می7وام اونجا انجام بدم

      حقیقتا خیلی خوشحال شدم که جوابم متفاوت بود اینکه اصلا احساس گناهی حس نکردم موقع نوشتن جواب این سوال

      واقعا ممنونم بابت سوال زیبایی که پرسیده بودین و باعث شد من “فکر کنم ” به خواسته های قلبیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    ☆پاسخ من به سوال جلسه اول:☆

    .

    🏁ویژگی فردی که اعتماد بنفس بالایی دارد چیست؟

    .

    اگر این داستان زیر رو تعریف میکنم فقط بخاطر یک دلیله که مغز حرفم اینه ک بگم که چطور احساس گناه و قربانی بودن منو پژمرده کرد و سراغ هر انسانی بره مثل خوره از درون تمام احساس ارزشمندیشو میخوره

    احساس گناه و قربانی بودن بعد از ترس بزرگترین دشمن انسانِ بنظرم

    .

    به مدت سه سال از خانوادم جدا شدم و به شهر دیگری به محوطه ی فرکانسی دیگری مهاجرت کردم ، و خودم رو ساختم و کسب و کارمو از صفر بنا کردم ، با تلاش بدنی خیلی زیاد ، تا اینکه با استاد عباسمنش اشنا شدم و از روز اول اشنایی به مدت ۸ ماه تمام ، خود سازی ۲۴ ساعته بلا وقفه کردم ، تمام ذهنم ، تمام روحم ، تمام جسمم ، تمام وقتم و انرژیمو برای باور سازی گزاشتم

    .

    ولی بخاطر اینکه قانون تکامل رو درک نکرده بودم ، بخاطر اینکه اهمیت و مهم بودن ساختن عزت نفس و باور ارزشمندی در مسیر رو ندونسته بودم و تصور و برداشت های اشتباهی از قانون جهان داشتم .

    .

    باعث شد همین تلاش من ب مرحله ی خیلی بزرگی هدایت بشم که قبلش ب قدری احساس خوب داشتم ک صبح ها وقتی بیدار میشدم فکر میکردم تو بهشتم ، ولی همین عزت نفسم باعث شد تو اون مرحله ذهنم و نجواهاش رو نتونم کنترل کنم ، و به طور ۱۰۰ درصد مدارم سقوط کرد و اعتماد بنفسمو کامل از دست دادم و رفتم تو احساس گناه و قربانی بودن ، الهامات کامل قطع شدند ، احساس خوب کامل رفت

    .

    و به نگاه کردن سریال های هالیوودی مثل پیکی بلاندرز و برگینگ بد و فیلم جوکر و اهنگ رو کردم ک قبلش این ها خط قرمز من بودند ولی الان پناهگاه و سنگر من شدند ،

    .

    کلن ورشکست شدم تو همچی ولی الان بعد از ۲۴ روز تونستم خودم رو ببخشم تقریبن ، و از سفرنامه صمیمی میخواهم دوباره خودسازیم رو شروع کنم و میخواهم ایندفعه خیلی نرم برم بالا . دیگه حوصله عجله و شتاب ک همچیو داغون میکنه رو ندارم

    .

    تا ادم سرش ب سنگ نخوره باور نمیکنه حرف کسی ک بیشتر تو این مسیر خاک خورده (من ایطور بودم) ولی این اتفاقات خیلی خوب بودن باعث شدن باد کلم خالی شه و خیلی از توهمات در باره ی شبه پولدار شدن از سرم بره

    .

    اگر باور ارزشمند بودن و اعتماد بنفس و عزت نفس که در ذهن ماست و اون رو یک توده انرژی مثل (یخ) در نظر بگیریم ،

    .

    باور احساس گناه و قربانی بودن انرژی مخالف آن هستند مثل (اب گرم)هستن که انگار داریم آب گرم روی توده انرژی (یخ) میریزیم . یعنی احساس گناه باور ارزشمند بودن مارو از بین میبره

    .

    کسی که اعتماد بنفس داره مهم ترین ویژگیش بنظرم چندتا مورد زیر هستش ک دونه دونه اونارو توضیح میدهم:(اینا نظر شخصی منه)

    .

    ۱.خودش و توانایی های خودش رو میشناسه

    .

    ۲.دنبال کردن علائق و اشتیاق درونیش

    .

    ۳.توانایی کنترل ذهنم

    .

    ۴.توانایی بخشیدن خودش و دیگران

    .

    ۵.اعتماد ب خدا (خود واقعیش یا همون درونش)

    .

    ۶.کنترل تمام حیطه های مهم زندگیش

    .

    ۷خودشو باور داره

    (خودش و توانایی خودش رو میشناسه)

    .

    ما اگر بخواهیم به خودمون اعتماد کنیم ، لازمه اول خودمون رو بشناسیم ، توانایی فعلی خودمون رو بشناسیم ، خودمون رو محک زده باشیم ، برای اینکار نیاز ب خود شناسی داریم . خودشناسی صرفن از طریق کتاب و خودسازی هم میتونه نباشه ، خیلی از ادم ها خودسازی و خود شناسی خاصی نمیکنن یا بقولی ناآگاهانه خودشناسی میکنن و خودشون خبر ندارن ولی ب خود شناسی رسیدن و از توانایی خودشون آگاهی دارند ولی چطور؟

    .

    از طریق روابط ، روابط با (رخدادها ، اتفاقات و انسان ها) از طریق برخود با این سه تایی ک تو پرانتز نام بردم خودشون رو شناسایی میکنند و ب حدی از خود شناسی میرسند

    .

    یا به الهامات و مسیر هدایت متصل میشن و همین هدایت باعث خودشناسیشون میشه

    .

    پس ویژگی اول باید به حدی از خود شناسی آگاهانه یا ناآگاهانه رسیده باشیم و از توانایی های خودمون با خبر باشیم

    .

    چوت دانستن خالی بعضی از مسائل در ذهن ما توهماتی ایجاد میکنه ‌. ک اگر بخوایم این توهمات و خیالات رو تبدیل به عمل کنیم ب این‌ نتیجه میرسیم این چیزایی رو که میفهمیدیم دانستن خالیشون با عمل کردنشون خیلی فرق داره ، برای مثال:

    .

    میبینیم استاد عباسمنش سوار Rv شده و امریکارو وجب به وجب میگرده ، به استقلال مالی رسیده این توهم در ذهن ما ساخته میشه پس منم ب زودی میتونم ب استقلال مالی برسم این ارزیابی اکثر ذهن هاس که وارد سایت میشن بعد از دیدن شرایط مالی عباسمنش و انسان های ثروتمند

    .

    ولی فرایند تکاملی وجب به وجب و قدم به قدم عباسمنش و تلاش هاش توی این مسیر چون فیلم‌ اونارو برای ما نزاشته رو نادیده میگیریم ولی وقتی وارد جبهه خودسازی میشیم ک مثل عباسمنش پولدار بشیم اون موقع میفهیم بابا این چیزی ک من فکر میکردم با این چیزی ک واقعیت داره خیلی تفاوت داره. ی شبه نمیشه . ی ساله هم نمیشه ب این حد رسید. توهماتمون دسشون رو میشه و اون موقع عاقلتر میشیم و باد کلمون خالی میشه

    مثل بعضیا قران میخونند و این توهم براشون ساخته میشه ک ماهم میتونیم خیلی راحت مثل محمد و اصحاب محمد و ابراهیم و پیامبرا باشیم . ولی وقتی خودت در اون شرایطشون قرار بگیری میبینی خیلی سخته اگر تکاملت رو طی نکرده باشی. شاید الان تو ذهنتون میگید ادم کشتن و جنگیدن با کفار کار اسونی باشه ولی شما دستتون وقتی چاقو میگیرید و روبروی یک فردی می ایستید ک میخواهید جون اون رو بگیرید چنان ترسی به سراسر وجودتون حمله ور میشه ک فلج میشید نمیتوانید حرکت کنید.ادم کشتن اونم با عشق و عزت نفس خیلی سخته نیاز به تکامل و خودسازی اونم تو برهه خیلی بلند مدت داره که بشه ب شخصیت های قرانی رسید . اینارو میگم چون خودم بهشون رسیدم ذهن وقتی این داستان رو میبینه و میشنوه فکر میکنه اسونِ و توهم میزنتش ولی وقتی تو شرایطشون قرار میگیره از ترس تورو فلج میکنه

    .

    پس ویژگی اول اعتماد بنفس(شناخت خودمون و توانایی های “بالفعل” خودمون)

    _

    (دنبال کردن رویاها و اشتیاق درونیش)

    .

    همه ما ادما تو برهه ای از زندگی رویاهایی در درونمون ساخته میشن و این رویاها ما فرا میخوانن مارو دعوت میکنن ک ب سمت محقق کردنشون بریم . با محقق کردن رویاهامون در اصل ما خود واقعیمون رو محقق کردیم و گوهر الهیمون رو خلق کردیم و تونستیم با روحمون(خدا) هماهنگتر بشیم و بهش نزدیکتر بشیم

    .

    اشتیاق مسیر روحه ، و روح ما خود خداس ، اشتیاق درونی ما ندای روح ماست ندای خداس ک داره به ما میگه برو وارد این مسیر شو و تو توی این مسیر میتونی خود واقعیت رو خلق کنی و مفتول ها و باورهای محدود کننده ذهنت رو باز کنی و این اشتیاق باعث میشه فراتر از محدودیت هات بری

    .

    اشتیاق مثل اینه ک دکمه نیتروژنت رو تو بازی کراش بزنی مثل دوپینگ کردن میمومه باعث میشه انرژی مضاعف تری ب جهان بدی برا هماهنگ شدن با روحت و همین باعث منقلب کردن محدودیت های ذهنت میشه،تو مسیر اشتیاقت ک خودت و خدا و هرچیزی ک میخوای رو پیدا میکنی کسی ک اشتیاق ب چیزی نداره در اصل زندگی نمیکنه.

    .

    ویژگی دوم کسی که اعتماد بنفس داره ، کسیه که وارد مسیر رویاهاش و اشتیاق یا مسیر محقق کردن خود واقعیش میشه ‌. اگر اعتماد بنفس به اندازه کافی نداشته باشی وارد این سفر نمیشی و این رو نادیده میگیری و مهر و موم میشی چرا چون اعتماد بنفس نداری و احساس میکنی از پس این مسیر برنمیایی.

    .

    ویژگی دوم فرد با اعتماد بنفس حرکت در مسیر رویاهاش و علائق و اشتیاق درونیشه

    ویژگی سوم توانایی کنترل ذهن

    .

    کسی که اعتماد بنفس داره توانایی اینو داره که ذهنشو کنترل کنه ، و انرژی های سالمی رو دریافت میکنه ، در محوطه ی فرکانسی خوبی زندگی میکنه ،

    .

    کنترل ذهن اصن کار اسونی نیست . در روزهای تئوری شاید کنترل ذهن اسون باشه ولی در روزهای عملی و در وسط چالش ها بودن ، کنترل ذهن خیلی میتونه سخت و حتی وحشتناک باشه.

    .

    کوه کندن کار خیلی سختیه ولی برای کسی که مثل فرهاد که (اشتیاق)بودن با شیرین رو داشت کار اسونیه

    .

    کنترل ذهن کار سختیه ولی برای کسی ک اشتیاق رسیدن به رویاهاش رو داره کار اسونیه

    .

    پس برای اینکه بتونیم ذهن رو راحتر کنترل کنیم باید تو مسیر اشتیاق و رویاهامون باشیم اونجا این اشتیاق و انرژی مضاعف باعث میشه راحتر ذهن رو کنترل کنیم ک اگر اعتماد بنفس نداشته باشیم نمیتونیم وارد این مسیر باشیم

    .

    اینکه ما در طول روز ذهنمون رو با چه چیزی سرگرم میکنیم ، و چه انرژی هایی دریافت میکنیم ، این نشون دهنده اعتماد بنفس ماست ، اگر اعتماد بنفس نداشته باشیم و توی احساس گناه باشیم آن موقع دروازه های ذهنمون رو برای هر انرژی ناسالمی باز میزاریم و همین انرژی ها بهم پیوسته میشوند و باور های ما و فرکانس های مارو تولید میکنند و نتایجمون رو رقم میزنند ، اعتماد بنفس سنگربانی برای اینه ک چ نوع انرژی دریافت میکنیم

    _

    توانایی بخشیدن خودش و دیگران

    .

    محتاط ترین ادمها و سالمترین ادم ها و عشقی ترین ادمها که هیچکی فکرشم نمیکنه اینها هم روزی اشتباه میکنن و میتونن در یک لحظه اشتباهی رو انجام بدن و برای یک لحظه تصویر ذهنی در مورد خودشون خراب بشه و حتی نتونن دیگه خودشون رو ببخشن

    .

    بخاطر قضاوت های ظالمانه ذهن انسان ،تهمت زدن به خویشتن ، و ذهن چنان روی این مساله کوچیک تمرکز میکنه که تمام زندگیمون میشه همین یک اشتباه و میخوات بهمون وانمود کنه ک بی ارزشیم و خدا دوسمون نداره

    .

    شاید بعضیا فکر کنن همیشه بخشیدن دیگران کار اسونیه ، ولی تو بعضی شرایط کار سختیه

    .

    بخشیدن خودمون و دیگران ب معنای این نیست ک یک کلمه رو به زبونمون بیاریم و بگیم من خودم رو و دیگران رو بخشیدم این مرحله مقدماتیه این پروسن .

    .

    بخشیدن خودمون و دیگران ب معنای فراموش کردن کامل اشتباهاتمون و جهت دادن به تمرکز و توجهمون از اشتباهات به مسائل جالبتر و خواسته هامونه

    .

    و این مساله نیاز به اعتماد بنفس و ذهنی ک تمرکزش فقط روی اینده و خواسته هاشه به قدری اهدافش و خواسته هاش براش مهم باشه که این حاشیه ها و اشتباهات اصن ب چشمش نیان .

    .

    پس بخشیدن خودمون و دیگران و کسی ک اهداف مهمی برای خودش داره کار اسونتریه

    .

    اشتباهات ما و دیگران در حقمون در گذشته بوجود اومده درسته؟ و گذشته ای وجود نداره . در اصل (زمان) وجود نداره . نه گذشته و نه اینده فقط زمان حال ، لحظه ی فعلی وجود داره

    .

    چون گذشته توی حافظه ماس و حافظه ما توی ذهن ماس

    .

    اینده هم توی قوی تخیل ماس و قوی تخیل ما توی ذهن ماس

    .

    پس زمان یک باوره ک در ذهن ما ساخته شده ک در اصل وجود خارجی نداره . یک تعریفه در ذهن ما

    .

    فقط لحظه ی حال ، زمان حال وجود داره

    .

    وقتی نتونیم خودمون رو ببخشیم یعنی داریم توی گذشته زندگی میکنیم یعنی داریم توی حافظمون زندگی میکنیم دلیلش اینه: چون ذهن ما هدفی نداره ک روش تمرکز کنه رفته روی گذشته و یک اتفاق منفی تمرکز کرده

    اعتماد به خدا(خود واقعمیمون)

    .

    خدا که روح ماست ، در اصل خود واقعی ماست . ما در اصل ذهن نیستیم در اصل روح هستیم ک وارد این بدن و ذهن شدیم که بتونیم دوباره خودمان رو محقق و خلق کنیم ، یعنی ما در اصل خدا هستیم ، همون خدای دست نیافتنی ک دیگران ازش دم میزنند روح ماست درون ماست ک ما در اصل اون هستیم

    .

    خدا همه چیزه هم از نظر ذاتی هم از نظر فیزیکی (بجز چیزهای بد و منفی که بحثش ب اینجا ربط نداره)

    .

    وقتی ما به خدا اعتماد نداریم و شک میکنیم بهش یعنی ما به زندگی اعتماد نداریم یعنی به زندگی شک داریم . و با این باور چه قسمتی از این جهان رو برانگیخته میکنیم؟

    .

    قسمت شک برانگیز رو همیشه برانگیخته میکنیم و در شک و تردید زندگی میکنیم و همین شک است ک ترس رو تولید میکنه

    .

    یعنی غیر ممکنه کسی ک به خدا اعتماد نداره بتونه ب خودش اعتماد داشته باشه. چون در اصل خودش خداس یعنی به خود واقعیش ب جهان و به همچی اعتماد نداره

    .

    پس ویژگی کسی که اعتماد بنفس داره اعتماد ب درونش و زندگی یا همون خداس

    _

    کنترل تمام حیطه های زندگی

    .

    مهمترین ویژگی کسی اعتماد بنفس داره اینه ک خود مختارانه و با دنبال کردن صدای درونش و الهامات عمل میکنه

    .

    اجازه نمیده دیگران براش تصمیم بگیرن ، تحت تاثیر رفتارهای دیگران نیست ، مخلوق افکار و عادات دیگران نیست

    .

    بلکه خودش از طریق تجربیاتش یا از طریق ریسک کردنش تصمیم میگیره .. بدون دانش پیشین تصمیم میگیره

    .

    خودش در مورد حیطه های مهم زندگیش ،علائقش ،اعتقاداتش ، روابطش ، خدا ، و چیزهایی ک براش از اهمیت مهمی برخوردارن تحقیق میکنه و خود سرانه تصمیم میگیره .

    .

    با این کار خودش زندگی خودش رو با تصمیمات بکرش خلق میکنه نه با تصمیمات دیگران

    ویژگی اخر کسی که اعتماد بنفس داره از نظر من خودشو باور داره

    .

    ن به این معنا که خودش رو توی توهماتش باور داره . یعنی تو خیالاتش فکر نمیکنه میتونه بلکه مطمعنه ، یقین و ایمان داره ک میتونه ولی چطور ب این حد یقین رسیده؟

    .

    چون خودش رو محک زده ، امتحان پس داده ، از پس چالش هایی براومده ، تونسته خودش رو از منجلاب هایی در بیاره ، زمین خورده و این پس دادن ب امتحاناته ک این باور رو درونش رو ساخته ک میتونه و از پس مشکلات پیش روش برمیاد

    .

    واقعن خود باوری مهمترین چیز تو مسیر سعادته . اعتماد به خودش و خود واقعیش(خدا)

    .

    تا وقتی با چالش هایی روبرو نشی و حلشون کنی نمیتونی خودتو باور کنی

    _

    این ویژگی های یک فرد با اعتماد بنفس از نظر منه

    من این کامنت رو برای اولین روز سفرنامه صمیمی نوشتم

    .

    مجید ناصری(تاریخ: ۹۹/۵/۲۳)

    .

    ممنون از این فایل زیبا و نظرات ارزشمند دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    Mrs Jadidi72 گفته:
    مدت عضویت: 2635 روز

    به نام خدای بخشنده و هدایتگر

    ۹۹/۱۱/۲۰

    دومین ردپا👣👣👣

    به امید خدا بعد ۵روز پرونده این قسمت از سفرنامه بسته شد.

    (البته منظورم این نیست که دیگه باهاش کاری ندارم و تموم شد و بعد چندروزم فراموش میشه!! اتفاقا حالا حالاها باهاش کار دارم)

    به قول دوست عزیزمون تو کامنت های همین بخش گفتن:

    [[ فکر میکردم چون روز اول،روز دوم،….گفته

    بایدتو هر روز یک قسمتو بازکنم و هر طور شده تمرینات و برداشتمو تو همون روز انجام بدم که سریع تموم شه.

    🔴اما الان فهمیدم مسیری که داره طی میشه خودش هدفه!!🔴

    ینی اون چیزی که قراره در پایان این سفرنامه بدست بیارم در هر مرحله به عنوان “روز” مشخص شده و این کلمه “روز” منو وارد تله محدودیت که فقط ۲۴ ساعت وقت داری و باید سریع انجامش بدی انداخته بود

    حالا که عجله ای نداریم

    هر مرحله ازین سفر با برکت رو با فراغ بال ادامه میدیم.

    مثه استادعباسمنش که تو سفر به دور امریکاش میگفت هیچ عجله ای نداشتم هدف اصلیم ((لذت بردن از محیط و استفاده از لحظه)) ست

    فارغ از بعد زمانی و مکانی و هر محدودیتی….

    من قبلا فقط میخاستم به تهش برسم

    میخاستم غول اخرشو ببینم و بذارمش کنار…]]

    مثل این دوستمون من هم آروم آروم دارم پیش میرم.

    و قرار نیست هرروز یک فایل رو سرسری ببینم و رد بشم!

    دیگه نمیخوام خودمو گول بزنم!

    بگم خب حالا منم مثه بقیه این سفرنامه رو شروع کردم و سر ۴۰روز هم تمومش میکنم و از آخرشم ادعا کنم که یک آدم دیگه ایی شدم!!

    و فقط ادای آدمای تغییر کرده رو در بیارم!!

    نه…قراره واقـــــــعا تغییر کنم…..❤

    پس باید براش وقت بزارم…

    باید تمرکز بزارم….

    باید تکـــــــرار کنم….

    کامنت های منتخب(لایک شده) مکمل خوبی هستن در کنار فایل و توضیحات استاد در مورد همون موضوع موردنظر

    من ۳روزه که فقط دارم کامنت های منتخب این فایل رو میخونم.

    ۲ ۳دور تاحالا خوندم و نکات مهمش رو جدا و نت برداری کردم.

    چون بیشتریاشون همون حرفهای مهم استاد رو با یکسری منطق های درست و مثال های زیبا باز کردن و این به من خیلی کمک کرد تو درک بهتر این قضیه….

    باورهای خیلی خوبی استاد در مورد اینکه خیلی راحت بتونیم احساس گناه رو از خودمون دور کنیم و به احساس خوب برسیم گفتن…

    عالی بودن👍

    چکیده کل این فایل و مهمترینش (از نگاهه خودم و در حد درک و آگاهیم):

    🔴احساس گناه رو چجوری از خودمون دور کنیم؟؟؟

    وقتی احساس گناه میکنید اولین سوالی که باید از خودتون بپرسید اینه که:

    ⁉چطور باید به این موضوع نگاه کنم تا به احساس بهتری برسم؟؟؟

    و بعد بشینید با خودتون صحبت کنید و این باورها و دیدگاه ها رو تکــــراااار کنید تا به احساس خوب برسید:

    ✔من نمیتونم زندگی کسی رو نابود کنم!

    من هر بدی ایی کنم به خودم کردم…

    ✔من توانایی تغییر زندگی کسی رو ندارم!

    ✔خداوند بخشنده و توابِ و از خطاهای من میگذره…

    ✔بواسطه همین اشتباهات و خطاهاست که من بزرگتر میشم و تجربه کسب میکنم!

    ✔هرکسی مسئول زندگی خودشه…

    همینطور که هیچکس نمیتونه تو زندگی من تاثیر بزاره تا وقتی که [[خودم نخوام]]، منم نمیتونم تو زندگی بقیه تاثیر بزارم تا وقتی که [[خودش نخواد]]

    ✔با این احساس گناهی که دارم فقط باعث میشم خطاهام بیشتر وبیشتر بشه!

    ✔من اگر با خدا هماهنگ باشم و در مسیر درست باشم همه رفتارهام [[خود به خود]] درسته…اصولا اشتباه نمیکنم…

    ✔من وقتی در مدار درست و هماهنگ با انرژی منبع باشم [[هدایت شده هستم]]❤❤

    چه دیدگاه زیبا و قشنگی😍😍

    یعنی خدا حامی و پشتیبان من میشه و هدایتم میکنه و نمیزاره خطا کنم😍😍

    خداوند عاشق منه…❤❤❤

    ✔من انسان ارزشمندی ام. چون از خدام…

    من به هیچ وجه نباید خودمو بخاطر اشتباهاتم سرزنش کنم…من با این اشتباهات تجربه بدست میارم…

    من اگر مدام تمرکزم رو اشتباهاتم باشه هیچوقت پیشرفت نمیکنم!

    تازه باعث میشم با این توجه به ناخواسته خطاهام هی بیشتر و بیشتر بشه!

    ✔اگر احساس گناه داشته باشم اتفاقات بدتری رو تجربه میکنم.

    چون قانون اینه↩ احساس بد=اتفاقات بد

    اینها باورهای بسیار عالی ایی بود که من از دل این فایل درک کردم و یادداشت شون کردم…

    به من که خیلی کمک کرد…

    ممنون استاد عزیزم🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  8. -
    سروش شیرالی گفته:
    مدت عضویت: 4337 روز

    خصوصیات ظاهری و زبان بدن:

    1- همیشه شیک و مرتب و تمیز لباس می پوشد .

    2- از عطر و ادکلن استفاده میکند.

    3- چانه اش را رو به بالا می گیرد.

    4- ستون فقراتش را کاملا راست می گیرد و نفس های عمیق می کشد.

    5- سینه اش را بالاتر از عامه مردم می گیرد.

    6-نگاهش مقتدر است و به راحتی ارتباط چشمی برقرار می کند.

    7- صدایی قوی دارد و کلمات را کامل ادا می کند.

    8- سرعت حرف زدنش متوسط است(نه خیلی تند و نه خیلی کند)

    9- ریتم صدایش موقع صحبت بالا و پایین می شود و با هیجان حرف میزند نه از روی رفع تکلیف و کسل کننده.

    10- موقع راه رفتن کاملا متعادل و با وقار است و پاهایش را رو به جلو روی زمین می گذارد.

    11- موقع مواجهه با مردم لبخند می زند و یا گونه ای برخورد می کند که دیگران متوجه می شوندکه از دیدنشان خوشحال شده و احساس خوبی از بودن کنار دیگران دارد.

    12- منظم و وقت شناس است.

    13- برای امورش برنامه ریزی دارد.

    14- هنگام غذا خوردن بسیار با آرامش و در بهترین ظروف ممکن و بهترین غذای ممکن را مثل یک شاهزاده واقعی می خورد.

    15- به سلامتی جسم عزیزش بسیار بها می دهد. برای درمان جسمش حتی یک جوش کوچک براحتی پول خرج می کند . ورزش می کند.

    نحوه تفکر:

    1- انسان ها را براحتی می بخشد چون می داند که نگاه داشتن کینه تنها به خودش آسیب می زند پس چون خودش را خیلی دوست دارد براحتی از کنار آدمهای نامناسب می گذرد و رهایشان می کند.

    2- خودش را خیلی دوست دارد و به اهداف خودش خیلی اهمیت می دهد و در همه حال اولویت فکری اش آنست که چگونه به اهدافش برسد (بجای آنکه به نظر دیگران اهمیت بدهد)

    3- وقتی یک نقص رفتاری در خودش می بیند آن را به حساب ژنتیک و تقدیر نمی گذارد بلکه میداند این ها همه عادت هایی است که یا از خانواده و اطرافیان به او منتقل شده است یا بر اثر تکراد در وجودش ایجاد شده اند. پس خیلی راحت به صورت آگاهانه و ارادی دست به عمل به صورتی دیگر زده و عادات جدیدی را در خودش نهادینه می کند.

    4- از آنجا که قدرت تغییر عادات و رفتارها را در خودش می بیند از صمیم قلب از آنکه دیگران عیوبش را به وی گوشزد نمایند خوشوقت و ممنون می شود . چرا که لازمه تعالی انسان دوچیز است تشخیص کاستی ها و رفع آنها وحال آنکه قسمت اول براحتی توسط عیب جویان تامین می شود.

    5- سعی می کند با دقت زندگی کند و آزموده ها را تجربه نکند و مرتبا رفتارهایش را بهینه تر کند و زندگی را برای خودش آسان تر سازد.

    6- به تجربه دریافته که افکار و احساسات منفی سبب ترشح کورتیزول در مغزش شده و مغزش را فلج می کند. پس از آنجا که به خودش متعهد است تا دائما از گذشته درس بگیرد و زندگیش را بهتر سازد. هر وقت وضعیتی منفی و ناگوار در زندگی اش پیش می آید سریعاً توجه اش را به سمت مسائل مثبت و خواسته هایش منحرف کرده و شروع می کند به سپاسگزاری از خدا به خاطر داشته هایش تا بدین ترتیب سریعا آرامش مغزی پیدا کرده و راه حل های درست به ذهنش برسد.

    7- هرگز و هرگز با کسی بحث نمی کند و از کنار جاهلان می گذرد و یا در جواب حرف های نامناسب گفتار ی شایسته به زبان می آورد چرا که می داند قانون آنست که از کلام تو بر تو حکم می شود و برای قانون مهم نیست که اول کی شروع کرده.

    (و عبادالرحمن الذین یمشون الی الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما)

    8- قدرت هستی را در دست رب متعال می داند و برایش ثروت و قدرت و مقام انسان ها اهمیتی ندارد.

    9- هیچ وقت روی کسی بیش از یک وسیله رحمت خدا حساب باز نمی کند. و خیالش راحت است که اگر خدا قصد دارد خیری به او برساند این نشد از طریق یک نفر دیگر.

    10- بیشتر به فکر آنست که از درون خودش را متعالی کند تا به فکر حفظ تظاهر باشد. چرا که میداند اگر در دستش یک تکه گچ باشد و همه دنیا فکر کنند در دستش یک الماس است سودی به حالش نخواهد داشت . بالعکس اگر الماسی درون مشتش باشد و همه دنیا فکر کنند که پاره ای گچ در دست دارد سعادتش خللی نمی بیند.

    11- کاری به چراها ندارد و دنبال چگونه شدنهاست.

    12- می داند که هر چه را بخواهد براحتی بدست می آورد.

    13- انسان های موفق و ثروتمند را دوست دارد و در دل تحسین میکند چرا که آنها را الگوها و نمونه آینده خود می داند. و می داند آنها کسانی هستند که امکان تحقق خواسته هایش را به او نشان داده اند.

    13- از بخشیدن علم و ثروت خود لذت می برد چرا که آنها را چون بذرهایی می داند که در مزرعه هستی می کارد و ثمرش را خواهد یافت. از بخل بیزار است چون می داند که سبب رکود و عقب ماندگی اش خواهد شد.

    14- می داند که هر مهارت ، تغییر و شخصیتی را بخواهد قادر است در خودش بوجود بیاورد.

    15- رویکردش در زندگی به این گونه است که اول اقدام می کند و بعد فکر می کند و هرگز اقدام را برای گرفتن تصمیم نهایی به تعویق نمی اندازد. چرا که می داند عمر کوتاه است و اگر راه را قدری اشتباه رفته بود حتماً قدرت این را خواهد داشت که مسیرش را مجددا عوض کند.

    16- هر گاه گناهی کرد خودش را می بخشد چرا که می داند احساس گناه دام شیطان است برای ارتکاب خطاها و گناهان بیشتر. و خداوند به همین خاطر بارها در قران خودش را “بسیار بخشنده ” معرفی کرده تا انسان ها آغوش او را همواره بازببینند و از سر نا امیدی در دام شیطان گرفتار نشوند.

    البته اینها که گفتم اگر همه در وجود یک نفر باشد مطمئناً انسان کاملی خواهد بود . اما باید در نظر داشت که معمولا انسان هایی که جزو افراد با اعتماد به نفس بالا طبقه بندی می شوند بالای 70% از این خصوصیات را دارند. پس بهتر است مورد ذیل را نیز اضافه کنم:

    هرگز کمال گرا نیست و خودش را همین طور که هست نوازش می کند به وجود خودش تکیه می کند وبه سمت کمالات بیشتر حرکت می نماید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  9. -
    لیلا بشارتی گفته:
    مدت عضویت: 2715 روز

    روز شمار تحول زندگی من

    روز اول

    وجدان چیزیه که ما با توجه به جامعه وخانواده وفرهنگ وکشور ودینی که در اون بدنیا میاییم شکل میگیره واگه بر خلاف اون باورهای این جامعه وفرهنگ ومذهب عمل کنیم به ما عذاب وجدان واحساس گناه داده می‌شه

    در صورتی که اگر مثلا ما در کشور وملیت دیگه ای بدنیا میومدیم خیلی از رفتارهای ما چه بسا نه تنها گناه حساب نمیشد بلکه فضیلت هم حساب میشه

    مثال شکستن بت در جوامع بودایی ودر جوامع اسلامی بسیار روشن این موضوع وجدان رو زیر سوال میبره .

    یا موضوع حجاب زنان در جوامع اسلامی وغیر اسلامی .

    خیلی از متر ومعیارها برای سنجش خوب بودن یا بد بودن انسانها بر اساس همین باورهای برگرفته از جامعه هست ونه براساس اصل که همان توحید وانسانیت هست.

    مثلا من قبلا اگر حجاب از سرم می‌افتاد خودم رو سرزنش میکردم وترس عذاب جهنم روز وشبم رو به هم می‌دوخت.

    ولی از وقتی که فهمیدم اصل حجاب چیست

    از وقتی که دیدم انسان‌هایی که حجاب من را ندارند ولی انسانیت بیشتری دارند ودر ارامش بیشتری زندگی می‌کنند ودیدم که من با این حجاب نه حس نزدیکی به خداوند دارم بلکه بیشتر در شرک که همان تایید گرفتن از جامعه هست فرو می‌روم وحتی از اصولی که آموختم دور میشوم این‌که من مسول زندگی دیگران نیستم وهرکس خودش باید مراقب افکار خود وکنترل ذهن خود باشد داستان تحریک مردان توسط موی زن برای من تمام شده بود واینکه دیدم در جوامع غیر اسلامی زنان بی حجاب در کنار مردان چقدر در امنیت وپاکی وارامش زندگی می‌کنند کلا خط بطلانی روی این عقاید مذهبی من برای موضوع حجاب کشیده شد والبته بخاطر احترام به قوانین کشورم سعی می‌کنم حجاب را رعایت کنم ولی اگر هم جایی باشد که در آن بدون حجاب راحت باشم دیگر خودمو اذیت نمیکنم ودر صلح وارامش هستم.

    یا احساس گناه برای حق‌الناس

    چقدر این موضوع در من ریشه داشت .

    بخاطر همین حق‌الناس چه شب‌هایی که تا صبح نخوابیدم .

    پشت سر کسی غیبت کرده بودم وحقالناس می‌دانستم ومیگفتم باید برم بهش بگم واز اون حلالیت بگیرم وچون روی اینکارو نداشتم داعم درحال خودخوری وعذاب خودم بودم.

    در صورتی که آگاهی الانم میگه تو اگه پشت اون شخص بدگویی کردی هرچه کردی به خود کردی وهر زمان که آگاه شدی و تصمیم گرفتی که دیگر تکرار نکنی وخودت رو بخشیدی دیگه نیازی به اینهمه خودرنجی نیست.چون اینکار تو هیچ آسیبی به اون شخص نمیتونه برسونه وتو فقط با توجه کردن به نکات منفی اون شخص فرکانس نامناسب به جهان ارسال میکنی که نتیجش اتفاقات بد در این دنیای مادی وسرانجام ناخوش در دنیای پس از مرگه.

    هیچ کس نمیتونه به هیچ کس ظلمی کنه وهرکس به خودش ظلم میکنه چون ما درجهان فرکانسی زندگی می‌کنیم. همه ی انرژی بدی که ارسال میکنیم تحت عنوان ظلم وبدی وستم به دیگران به شکل اتفاقات ناخواسته وارد زندگیه خودمان می‌شود.

    ما حتی نمی‌توانیم در جهت خیر هم تغییری در زندگی دیگران انجام دهیم .

    مثلا خودمو عذاب بدم که باید زندگی رو برای خودم سخت وطاقت فرسا کنم برای تغییر زندگی فرزندانم واگر زندگی بچه هام توی مسیر درست نباشه احساس گناه کنم که کم کاری از من بوده‌ وخودمو سرزنش کنم مثال نوح وپسرش در قران

    در این مورد به من کمک کرده.

    هر جا فکر میکنم مورد ظلم کسی قرار گرفتم واحساس قربانی شدن بهم دست داده مثال برادران یوسف ودر ادامه عزیز مصر شدن یوسف نه تنها احساس قربانی شدن ندارم بلکه باور دارم که عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد.

    اشتباهات وخطاها موجب رشد وپیشرفت ماست.

    پس نباید از اشتباه ها اسلحه ای برای تخریب خودمون استفاده کنیم وعزت نفس خودمون رو از بین ببریم .

    جهان با آزمون وخطاهای بشر پیشرفت کرده.

    انسانها وقتی اشتباه کردند دنبال راه درست گشتند .

    ننشستند خودشان را تخریب کنند وسرزنش کنند.

    اگر من احساس گناه داشته باشم از درودیوار برای من بد میباره.

    احساس بد مساوی اتفاقات بد

    احساس گناه مساوی احساس بد واحساس بد مساوی اتفاقات بد

    احساس گناه باعث میشه آدم خودشو دوست نداشته باشه.

    یعنی عزت نفس نداشته باشه.

    یعنی خودشو بی ارزش بدونه.

    یعنی خودشو لایق نعمت وبرکت وپاداش خداوند ندونه.

    با هر باوری که میتونم باید احساس گناه رو از خودم دور کنم .

    باور بخشندگی خداوند.

    باور اینکه من نمیتونم به کسی ظلمی کنم .

    باور اینکه من پاره ای از خداوندم .

    باور اینکه خداوند عاشق منه .

    همه ی این باورها باعث میشه که احساس گناه نکنم.

    درک اصول وپرهیز از حاشیه باعث میشه که در خیلی از موارد باخودم اسانگیر باشم.وبه خودم سخت نگیرم .

    استاد جان در جلسه اول روز شمار خودم بگم که من از سال 97 شاگرد شماهستم ونتایج بسیار عالی گرفتم .

    ولی واقعا بادیدن رشدو نتایج خواهرم ندا طلایی از روز شمار تحول زندگی مشتاق شدم که من هم لز این گنجینه ی ارزشمند ولی رایگان استفاده کنم .

    این جلسه رو من بارها قبلا گوش کرده بودم ولی چقدر درک من بهتر شده از این آگاهی‌ها.

    ازشما سپاسگزارم.

    من سعی می‌کنم برای هر جلسه چیزی رو که از اون جلسه درک کردم رو بنویسم واز اتفاقاتی که حول وحوش اون اگاهی برام اتفاق میافته بنویسم .از استفاده از اون درسها در زندگی روزمره وگرفتن نتایج در زندگی بنویسم.

    خوشحالم که این مسیر زیبا رو شروع کردم.

    27/8/1402

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  10. -
    امامی گفته:
    مدت عضویت: 3500 روز

    سلام، بخشی از فایل سه و نکاتی که از آن دریافت کردم

    👈🏻 از خودمون سوال های خوب بپرسیم یعنی سوالهایی که نتیجه بخش باشه مثل اینکه چطور میتونم بهتر زندگی کنم؟ چطور میتونم آرامش بیشتری داشته باشم؟ چطور فکر کنم که زندگی بهتری رو تجربه کنم؟ چطور با همسر و فرزندان رابطه ی بهتری داشته باشم؟ چطور سلامتی بهتری رو در بدنم تجربه کنم؟ چطور به ثروت و درآمد بیشتری برسم؟ چطور در هر لحظه ایمانم به خدا بیشتر بشه؟ چطور در این زندگی مادی از تمام نعمت های خداوند استفاده کنیم؟

    👈🏻 به دنبال درک ساز و کار جهان هستی و قوانین باشیم و فکر کنیم که قوانین چطور داره عمل میکنه

    👈🏻 حتی قرآن رو بدون فکر کردن قبول نکنیم و آیه به آیه اون رو مطالعه کنیم و با هم مقایسه کنیم بعد بپذیریم

    👈🏻 سوال های بیهوده که نتیجش هیچ تاثیری در زندگی ما داره از خودمون نپرسیم ثل اینکه جن ها و ارواح چی کار میکنن یو چطور میتونیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم

    👈🏻 دید بزرگ تری نسبت به جهان و فرهنگ ها پیدا کنیم و تصویر بزرگتر رو ببینیم

    👈🏻 وجدان در فرهنگ های مختلف فرق میکنه پس نشون میده عذاب وجدان ساخته فرهنگی که در اون بزرگ شدیم هست بنابراین احساس گناه حاصل از عذاب وجدان میتونه با تغییر نگاه، درست بشه و تبدیل به احساس لیاقت بشه که نتیجش تجربه زندگی سعادتمندانه و مملو از آرامش و احساس ارزشمندی هست

    👈🏻 مثال های تفاوت وجدان در فرهنگ های مختلف: اگر یک مسلمان مشروب مصرف کنه عذاب وجدان میگیره اما یک نفر در آمریکای جنوبی با مصرف مشروب عذاب وجدان نداره، یک فرد با فرهنگ ژاپنی اگر بتی رو بشکونه عذاب وجدان میگیره اما یک مسلمان بتی رو بشکونه احساس افتخار میکنه که کاری ابراهیم گونه انجام داده، این نشون میده که اون چیزی که برای ما گناه هست برای خیلی ها خوشحال کننده هست، اون چیزی که برای ما خوشحالی هست برای خیلی ها گناهه چون فرهنگ ها متفاوت هست و وجدان از فرهنگی که در اون زندگی میکنیم شکل گرفته

    👈🏻 خداوند بخشنده و مهربان هست و حتی فردی رو مثل یونس و موسی رو با وجود خطاهاشون تبدیل به پیامبر میکنه

    👈🏻 چیزی به نام حق الناس در قرآن نداریم چون ما نمیتونیم به کسی ظلم کنیم

    👈🏻 ظلم در قرآن به معنای ظلم به خود هست (من در این مورد در حال تحقیق هستم و نتیجه تحقیقاتم رو در یک کامنت جداگانه میگذارم)

    👈🏻 اگر فردی در مدار درست باشه حتی اگر افراد تلاش کنن که تخریبش کنن در نهایت به نفع اون فرد شرایط پیش میره، مثالش هم عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد هست، شاید فردی زیر آبه فردی رو بزنه و اون از کار اخراج بشه و اخراج شدن از اون کار باعث میشه اون فرد بره سر یک کار بهتر و به ثروت بیشتر برسه

    👈🏻 ما نمیتونیم سرنوشت هیچ کسی رو به سمت خوب یا به سمت بد ببریم مگر اینکه خود اون فرد بخواهد سرنوشتش رو تغییر بده

    👈🏻 ما میتونیم به دیگران روحیه بدیم که سرنوشتش رو عالی بسازه و براش آرزوی موفقیت قلبی داشته باشیم

    👈🏻 ما فقط میتونیم با کار کردن روی خودمون، زندگی و سرنوشت خودمون رو عالی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      امامی گفته:
      مدت عضویت: 3500 روز

      ۵ آیه با ریشه ظلم در قرآن:

      وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ 35 بقره

      و گفتیم: اى آدم، با همسر خویش در بهشت بیارام، و از آن از هر جا که خواهید به فراوانى بخورید و نزدیک این درخت مشوید که از ستمکاران مى‌شوید. (۳۵)

      وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ﴿۵١﴾

      و هنگامى که با موسى چهل شب وعده کردیم آنگاه از پس او گوساله را گرفتید و شما ستمکار بودید. (۵۱)

      وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُم بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ عِندَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿۵۴﴾

      و هنگامى که موسى به قوم خویش گفت: اى قوم من، شما با فراگرفتنتان گوساله را به خویشتن ستم کردید، اکنون به آفریدگار خویش بازگردید- توبه کنید- و خود- یکدیگر- را بکشید، که این براى شما نزد آفریدگارتان بهتر است. پس بر شما بازگشت و توبه شما را پذیرفت که او توبه‌پذیر و مهربان است. (۵۴)

      وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ ۖ کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ ۖ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۵٧﴾

      و ابر را بر شما سایبان کردیم و برایتان مَنّ- ترنجبین- و سَلوى- مرغى مخصوص- فرستادیم، از چیزهاى پاکیزه که روزیتان کرده‌ایم بخورید و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم مى‌کردند. (۵۷)

      فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ ﴿۵٩﴾

      اما کسانى که ستم کردند سخنى را که به آنان گفته شد دگرگون ساختند، پس بر ستمکاران به سزاى بدکارى و نافرمانیشان عذابى سخت از آسمان فرو فرستادیم. (۵۹)

      👈🏻 در آیه اول خداوند نتیجه کار افراد رو داره بهشون گوشزد میکنه که اگه به اون شجره نزدیک بشید به خودتون ستم میکنید

      👈🏻 در آیه دوم افراد با گوساله گرفتن یعنی عدم پیروی از قوانین جهان به خودشون ظلم کردن

      👈🏻در آیه سوم هم به صورت صریح گفته شده با گوساله گرفتن به خودشون ستم کردن

      👈🏻در آیه چهارم واضح گفته شده که افراد به ما ستم نکردن بلکه به خودشون ستم کردن

      👈🏻 در آیه پنجم میگه افرادی که به خودشون ستم کردن سخن رو دگرگون کردن پس اینجا هم ظلم به خود هست

      👈🏻 نتیجه بررسی ۵ آیه قرآن نشون میده که ظلم در قرآن به معنای ظلم به خود هست، پس ما واقعا فقط خودمون میتونیم سرنوشت خودمون رو عالی کنیم با استفاده آگاهانه از قوانین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        امامی گفته:
        مدت عضویت: 3500 روز

        سلام دوست خوبم. کلمه حق الناس در قرآن به کار نرفته، اما کلمه ظلم بارها در قرآن به کار رفته. آیات سوره بقره رو در کامنت قبلیم آوردم. به صورت خیلی صریح مفهوم ظلم در قرآن ظلم به خود هست، از همون لحظه ای که ما قصد میکنیم کسی رو تخریب کنیم داریم زندگی خودمون رو تخریب میکنیم و از همون لحظه ای که به دیگران کمک میکنیم و عشق میورزیم، حتی در دلمون، از همون لحظه داریم به خودمون کمک میکنیم و موفق تر میشیم و رشد بیشتری پیدا میکنیم. پس باید سپاسگزار افراد باشیم که اجازه میدن در زندگیمون بهشون کمک کنیم.

        برای واضح تر شدن این موضوع داستان حضرت یونس رو به خاطر بیاریم خیلی خوبه چونکه نشون میده ظلم در قرآن به مفهوم ظلم به خود هست و ما نمیتونیم به دیگران ظلم کنیم و اگر تلاش برای این کار انجام بدیم در واقع اون فرد اگه در مدار درستی باشه و باورهای خوبی داشته باشه در نهایت همه چیز به نفعش پیش میره.

        وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَىٰ فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿٨٧﴾

        و ذو النون- صاحب نهنگ ماهى، یونس- را آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمى‌گیریم پس در آن تاریکیها- تاریکى شب و تاریکى دریا و تاریکى شکم نهنگ‌ماهى- آواز داد که خدایى جز تو نیست، پاک و منزهى تو، همانا من از ستمکاران بودم. (۸۷ انبیا)

        اینجا دیدگاه قرآن و یونس رو که بررسی میکنیم متوجه میشیم که یونس میگه من به خودم ستم کردم که خشمناک بودم (فرکانس ناخواسته) و به خاطرش تو دهن ماهی افتادم. پس درس این داستان برای من اینه که ما با سپاسگزاری و احساس خوب و با ایجاد نیت های خوب خودمون رو در مداری قرار میدیم که اتفاقات در نهایت خیر برامون رخ بده.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: