اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی که گفت خداوند عاشق منه به عباس منش حسودیم شد و یه خورده ازش ترسیدم ! نمیدونم چرا .
من کسی هستم که هم کلاسی ها و دوستان را با قانون جذب و قوانین آفرینش آشنا کردم . ولی وقتی بحث به جاهایی میرسه که آقای عباس منش راجع به عشق خداوند صحبت میکنه من واقعا کم میارم و احساس میکنم نمیتونم لایق عشق خداوند باشم . شاید اگر با سیستمی بودن قوانین الهی آشنا نشده بودم میتونستم عشق بورزم . ولی حقیقت این سیستمی بودن منو میترسونه !
با کمی مطالعه در قرآن کریم در میابیم که دوست داشتن و دوست نداشتن خداوند هم از سر دلیل و منطق میباشد و هیچ گونه احساس بی منطق در او وجود ندارد .
آیاتی را که در قرآن از ” ان الله یحب …. ” ذکر شده است مطالعه فرمایید مانند :
ان الله یحب المحسنین
ان الله یحب المتوکلین
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
زمان هایی که شما احسان میکنید و یا لباس ها و ظاهری آراسته دارید احساس خوبی نیز دارید . چون در این صورت محبوب خداوند شده اید . خداوند از سر نیاز کسی به او عشق نمی ورزد . کسی که لایق باشد را دوست دارد .
در نقطه مقابل آیاتی نیز هستند که خداوند میفرماید :
آیه 197 سوره بقره -ان الله لا یحب المعتدین – خداوند متجاوزین را دوست ندارد .
آیه 58 سوره انفال – ان الله لا یحب الخائنین – همانا خداوند خائنین را دوست ندارد .
اما نکته بسیار مهم تر این که وقتی شما این آیات را میخوانید میفهمید که شما هم هم عقیده با خدا هستید و نیکوکاران و پاکیزگان را دوست دارید . به خاطر همین خداوند در سوره بقره میفرماید : تفحت فیه من روحی – دمیدم از خودم در شما روحی از جنس خودم .
پس وقتی ما محبوب های خداوند را دوست بداریم با فرکانس خداوند هم سو می شویم .
وقتی خداوند بی دلیل عاشق بشه دال بر این است که لغزش ، بی منطقی و بی عدالتی را به خداوند اطلاق میدهیم . من که خودم به شخصه خوشم نمیاد خدای من لغزش داشته باشه . ممنونم از آیات 66 و 67 سوره اسراء – آیات 60 تا 62 سوره احزاب که صراحتا ذکر می شود که در سنت های الهی تغییری نخواهد شد .
یک سوال داشتم در مورد امر به معروف و نهی از منکر که به کررات در قرآن اومده من با توجه به دیدگاهی که تو(( کشورمون ))نسبت به امر به معروفه که برو یارو رو قانع کن و از اشتباه باز بدارش و نذار گناه کنه اگه گناه کنه تو که روشنش نکردی مقصری و ….
تناقض میبینم بین امر به معروف و نهی از منکر و قانون جذب که ما بریم یکی رو از مدارش بکشیم بیرون تازه این امر به معروف هم گفته خداست نه غیر و این موضوع خیلی خیلی ذهن منو مشغول کرده ودید گاه انچنان درستی در مورد امر به معروف که اهمیتش در اسلام خیلی زیاده در حد نمازه در من و خیلی از دوستام نیست سپاس کذار میشم که مثل بیشتر اوقات با قران این موضوع رو توضیح بدید و این تناقض ذهنی من رو بین قانون جذب و امر الهی بیان کنید من خودم در این مورد جست و جو کردم اما به همون دید گاه ایراد دار رسیدم
[آن مؤمنان] همان توبه کنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزهداران رکوعکنندگان سجدهکنندگان وادارندگان به کارهاى پسندیده بازدارندگان از کارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدایند و مؤمنان را بشارت ده ( التوبة 112)
سلام به همه ی انسانهای موفق ایران .افرادی که ایران عزیز را روز به روز به سمت موفقیت بیشترمیبرند.
اعتماد به نفس : خوب خیلی با این کلمه مشکل داشتم چون با خودم میگفتم دستورات اسلامی میگه که نفست را بکش و با نفست بجنگ و …. پس چگونه به نفس اعتماد کنم ؟؟ بعد از مدتی متوجه شدم که زمانی اعتماد به نفس تعریفش درسته که نفست هم درست باشه یعنی وقتی نفست را پاک کردی از همه ی زشتیها و سیاهی ها را پاک کردی حالا به نفست اعتماد کن و برو حالشو ببر.
وقتی نفست پر باشه از منفی ” نتوانستن ها شروع میشه در وجودت رخنه کردن ” ” خودخواهی و خودپسندی و تلاش برای نابود کردت شروع میشه و…..”و این همان —–> نفس اماره است که باید نابودش کرد. ولی برعکس زمانی نفست پاک شد ” توانستن ها شروع میشه ” ” اینکه تو خوبی همانطور که دیگران هم خوبن شروع میشه ” ” تو لایق خوشبختی هستی همانطور که دیگران شدند” و ” اشتباه کردی بلند شو ادامه بده ها شروع میشه ” نترس و ادامه بده ” و …. صفات مثبت در وجودت پر میشه و به انسانی زیبا و دوست داشتنی تبدیل میشه و این همان —–> نفس مطمینه است که سفارش میکنند
خلاصه ) کسی که اعتماد به نفس را دارد :
1) باورهاش مثبت و توانستن هایش بیشترمیشود 2) باور مثبت رفتار مثبت را ایجاد میکنه 3)رفتار مثبت باعث خودباوری شخص میشه که منم انسان با ارزشیم که خدا افریده است (احساس شایستگی میکند و خودش را دوست میدارد) 4)وقتی خودش را دوست داشته باشه ارتکاب گناهش کمتر میشودو خودش را سرزنش نمیکند و خودش را میبخشد و با خودش مهربان است و به خاطر اینکه متوجه این موضوع شد که خداوند دوستش داشته که خلقش کرده پس توکلش به خدا هم بیشتر میشه 5) توکل که زیاد شود غرور و …. هم از بین میرود 6) وقتی غرور و…. از بین میره به خاطر داشته هاش در زندگی شکرگزاریش بیشتر و نگاهش عوض میشه و شادیش هم بیشتر میشه 7) اشتباهاش را میپذیرد و درس میگیرد که دوباره انجام ندهد. 8) کارهایش را برای جلب رضایت خدا انجام میدهد نه برای خلق خدا و در پی تایید دیگران نیست 9)….. ویژگیها زیادست
ارزو میکنم که همه ی مردم جهان دارای چنین ویژگیهایی شوند
به نظرم مهمترین راهکار برای از بین بردن احساس گناه و احساس ارزشمندی شناخت از خودمان است اینکه بدانیم چقدر به خودمان و توانایی هایمان ایمان داریم چقدر خود و خدای خودمان را می شناسیم هر چقدر شناخت ما بیشتر باشد مسلما احساس آرامش بیشتری داریم به فرموده حضرت علی (ع) هرکس نفس خود را بشناسد خدای خودرا شناخته پس با توجه به این تفسیر می بینیم که خداوند بارها در قران کریم می فرماید صد بار اگر توبه شکستی بازا یعنی اگر بارها توبه خود راشکستیم هیچ گاه از رحمت خداوند ناامید نشویم و بدانیم که هر بار نسبت به گناهانی که انجام داده ایم احساس عذاب وجدان پیدا می کنیم یعنی اینکه هنوز به رحمت خداوند ایمان داریم و و روزنه های امید در ما شعله ور می شود و این کمی حال ما رو بهتر می کنه اما راهکار دیگر اینکه با هر بار یاداوری گناه ان صحنه برایمان تکرار می شود و می توانیم با استفاده از تصویر ذهنی تصاویر خوب و خاطره های خوب را جایگزین ان صحنه کنیم و هر بار که ان صحنه گناه یا فکرش و احساس عذاب وجدان به سراغمان می اید سریع بهترین خاطره ای از کارهای خوبمان یا صحنه ای که یاداوری ان احساس لذت و شادی می کنیم رو به یاد بیاویم و احساس ارزش و ارامش کنیم و راهکار دیگر اینکه یک دفتر برداریم و تمام کارهایی که به خاطرشان احساس گناه و عذاب وجدان داریم رابنویسیم و با نوشتن انها 1- احساس خالی شدن و سبک شدن ذهن دست می دهد 2- گاهی وقتها بعضی حرفها رو به هیچ کس غیر از خدا نمی توانیم بزنیم و تنها اوست که محرم اسرار ماست 3- با نوشتن انها می فهمیم که چه خطاهایی انجام دادیم 4- حالا برای هر کدام یک راهکاری که به ذهنمان می رسد می نویسیم 5- مثلا من یک گناهی انجام دادم که از نظر خودم و اسلام جز گناهان کبیره است برای تنبیه خودم سه روز روزه می گیرم یا اینکه با مادرم بلند صحبت کردم و فهمیدم باعث رنجش خاطرش شدم جریمه اینکه به خاطر خوشحال کردنش هر کاری که می دونم لازم و جایز است انجام بدم 6- می دانیم هر عملی که بخواهد به باور تبدیل شود باید 21 روز یا سه هفته تکرار شود تا ذهنمان شرطی شود و این عمل خوب برای ما تبدیل به عادت شود و احساس ارامش کنیم 7- اینکه مثلا برای شرطی کردن ذهنمان و احساس خوب بودن یا احساس ارزشمندی اینکه هر بار کسی از ما می پرسد حالتان چطوره بگوییم (عالیه) البته با یک کف زدن اینطوری هربار که کف یا دست می زنیم مغز ما فرمان می گیرید که حالش عالیه و نکته اخر همواره بدانیم که خداوند ما را عاشقانه دوست دارد و از روح خود در ما دمیده و ما رو بخشیده پس ما هم باید خودمان را ببخشیم و انگار که از نو متولد شده ایم خداوند را سپاس گوییم به خاطر فرصت های تازه ای که در اختیارمان قرارداده با مهربانی و لطف نسبت به تمام نعمت هایش می توانیم به یاری او به بالاترین و بهترین دستاوردها و موفقیت هابرسیم. انشاالله
یک فرد با اعتماد به نفس همه انچه را که دارد در درون دارد و درون وقلب خود را با خدایی که در روحش دمیده اراسته است و نماد خدای خود است، خصوصیات بارزی دارد که همه ان را نمی بینند چون تنها عملکرد و دستاوردهایش است که به او لباس اعتماد به نفس بالا میپوشاند با ارتباط فوق العاده ای که با خدای خود دارد افکار ، تصمیمات، روابط، واکنشها و همه انچه را در زندگی جاودانه است رقم میزند. خود را دریای نور خداوند غرق کرده و همه امور زندگی را فقط با کمک خداوند تجزیه و تحلیل میکند. میداند که فقط حرکت در جهت خداوند است که او را از همه ناملایمات زندگی بیمه میکند. چنان قدرتی دارد که خودش هم باور نمیکند چه برسد به دیگران. اطرافش میدان مغناطیسی وجود دارد که هر ادمی نزدیکش باشد را جذب خود میکند و در زندگی اطرافیان تاثیر مثبت میگذارد و منحصر به فرد میشود. طوری رفتار میکند که انگار از بدو تولد کامل بوده است و هیچ نقصی نداشته است. هر شرایط و هر امکاناتی را در هر زمان به ایشان بدهی بهترین و زیبا ترین اتفاقات را رقم میزنند. طوری که جای هر کسی باشد بهترینها را رقم میزند. همه ی ناملایمات زندگی را که برای بقیه هست برای انها هم وجود دارد اما هیچ وقت مثل همه برخورد نمیکنند چونمیداند متفاوت بودن اکثر اوقات بهتر است. چنان انرژی برای حرکت دارند که هیچ مانعی را بزرگ نمی بینند و چنان برنامه هایی انجام میدهند که انگار قبلا هم یکبار زندگی کرده اند.
به امید روزی که بشر جوری زندگی کند که خداوند به او افتخار کند.
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد ارجمند و دوستان گرامی
این فایل بسیار جالب بود و به خوبی نشان داد که حقیقتاً همانگونه که استاد ارجمند خودشان هم چندین بار در این فایل اذعان نمودند نباید به عنوان یک مرجع برای دیگران مورد استفاده قرار بگیرد. تفاسیر استاد محترم در این سایت حقیقتاً نشان می دهد که اشراف به آیات قرآن تا چه حد دقیق، ظریف و نیازمند مطالعه و دقت فراوان است. مطالبی که استاد مطرح فرمودند صرفاً به عنوان یک نقطه شروع برای عزیزانی که علاقه مند به تحقیق و تفحص هستند سودمند است و گرنه هیچ گونه جنبه علمی و پایه و اساس محکمی ندارد و بسیار محدود به مسائل نگریسته است. مفاهیم قرآن، هم بسیار عریض است و هم بسیار عمیق. اگر فقط به عرض آن دقت کنید و از عمق بگذرید به بیراهه رفته اید و اگر فقط به عمق نگاه کنید و در یک نقطه فرو روید باز هم به بیراهه رفته اید. در این فایل تنها یک خط بسیار باریک و البته تقریباً فقط ابتدا و انتهای آن مورد بحث قرار گرفته است و حتی به میان این دو نقطه نیز چندان پرداخته نشده است چه رسد به سایر قسمتهای آن.
طبق فرموده ایشان در قرآن به کرات از ظلم به خود سخن به میان آمده است و از ظلم به دیگران نیز به ظلم به خود یاد شده است. این بدان علت است که انسان ظلم به دیگران و یا ظلم دیگران در حق خود را به خوبی درک می کند و نیازی به توضیح ندارد. قرآن کتابی است کلی. کتابی است که مطالب بسیار گسترده ای را در خود مطرح نموده است و همانطور که می دانید دریای بی انتهایی است که بسیار ژرف است و دست یابی به گوهرهای بی کران آن نیاز به تلاش زیادی دارد. اینکه گفته می شود قرآن برای همه است و همه می توانند از آن بهره مند گردند به این معنا نیست که هرکسی می تواند قرآن را به دست بگیرد و با علم اندک خود آیات آن را تفسیر به رأی کند. بلکه به این معنی است که هر انسانی می تواند و این حق را دارد که به مطالعه و علم آموزی بپردازد و حق دارد قرآن را در اختیار داشته باشد و با مفاهیم آن آشنا شود و یا از علمای آن بهره مند گردد. همانطور که مثلاً استفاده از خدمات پزشکی حق همه است و هر کسی این حق را دارد که داوطلب شرکت در رشته پزشکی شود و درصورت طی دوران تحصیل و یادگیری علم پزشکی پزشک شود و یا در صورت بیماری به پزشک مراجعه کند ولی آیا هر کسی حق دارد تا برای دیگران دارو تجویز کند و یا داروی خود را برای بیماریهای مشابه به دیگری بدهد؟
در این فایل آن چه به وضوح دیده می شود سیاه و سفید دیدن مسائل است و اصلاً طیف خاکستری جایی ندارد. حتی گفتن یک سخن ناروا به دیگری بدون اینکه حق او باشد ظلم در حق اوست و صدالبته که ظلم در حق خود گوینده نیز هست. ظلم به دیگری را به خوبی اغلب مردم درک می کنند ولی ظلمی که در صورت ظلم به دیگری در حق خود کرده اند را درک نمی کنند بنابراین خداوند به صراحت در قرآن می گوید که تصور نکنید که با اینکارتان فقط در حق دیگری ظلم کرده اید بلکه در حق خودتان هم ظلم کرده اید تا مردم را متنبه کند که اگر دلشان به حال دیگری نمی سوزد لااقل به حال خودشان بسوزد و در حق دیگران ظلمی روا نکنند هر چند حتی اغلب مردم به این هم توجه نمی کنند.
اسلام و کتاب آن قرآن جهان شمول است و برای همه مردم از فقیر و غنی، ضعیف و قوی ارائه شده است. آنچه در قرآن آمده است برای عده ای خاص که به قول استاد بر روی یک مدار خاص هستند نیست بلکه برای همه افراد است اگر چه به اصطلاح بر روی مدارهای دیگر باشند که اگر برای افرادی که در مدار خاصی هستند باشد در حقیقت ظلمی است در حق دیگران.
وقتی مثلاً دزدی مال و اموال فردی را به یغما می برد، حاصل سالها تلاش او را نابود می کند و چه بسا او به کفر و دزدی و جنایت روآورد و یا اگر انسانی خودساخته باشد مجبور می شود تا تلاش بسیار کند و به زحمت بیفتد و از زندگی خود عقب بماند تا بتواند شاید به جای قبلی خود برسد آیا این ظلم آشکاری در حق او نیست هر چند که آن دزد در حق خود نیز ظلم کرده است و عذاب بزرگی در انتظار اوست اگر توبه نکند و جبران مافات ننماید؟
در هر صورت صحبت در این مسائل بسیار جای بحث و بررسی دارد ولی خوب است بعد از آیه 97 سوره نساء که در پاسخ به بهانه جویی عده ای آمده است، نگاهی هم به آیه 98 بیندازید تا عدل خدا را بیشتر درک کنید. همچنین اگر حقیقتاً مسائل اینگونه که در این فایل آمده است می بود، دادگاه و قضاوت و روز حساب و جزا همه بی معنی بود.
همچنین استغفار، شفاعت، حلالیت، طلب آمرزش و دعا همه مطالبی هستند بسیار پرمعنا و نیازمند توضیحات بسیار. خداوند طلب آمرزش پیامبر در حق کسی را رد نمی کند ولی پیامبر هم در حق هر کسی طلب آمرزش نمی کند. آیاتی هم که از پیامبر می خواهند تا برای فردی طلب آمرزش نکند دلایل موجهی دارند که به این سادگی که در این فایل آمده است نمی توان درمورد آن صحبت کرد.
برای درک صحیح و مطالعه عمیق قرآن (البته اگر قصد دارید خودتان به تفسیر و درک آن تسلط پیدا کنید) ابتدا باید به مطالعه علم صرف و نحو حداقل در حد درک و تشخیص نوع کلمات، جملات و اجزای جملات بپردازید و با تجزیه و ترکیب آیات قرآن و بلاغت و بیان آشنا شوید(دانستن زبان عربی برای فهم قرآن کافی نیست زیرا مفاهیم قرآن بسیار گسترده است و گرنه تمام عرب زبانان مفسر قرآن بودند). سپس باید با شأن نزول و سایر تفاسیر آشنا شوید تا دلیل نزول آیات را دریابید باید با محکمات و متشابهات قرآن آشنا باشید آیات ناسخ و منسوخ را بشناسید و با احادیث، تاریخ اسلام و قصص قرآن آشنا شوید تا بتوانید قرآن را برای خودتان بفهمید ولی اگر بخواهید ژرف تر در آن غور نمایید به منطق، فلسفه، اصول فقه، فقه و کلام نیز نیاز دارید تا سره را از ناسره تشخیص دهید و از دانایان باشید (کسی که علم فهم قرآن را ندارد از دانایان به قرآن نیست) و خدای ناکرده به بیراهه نروید. هر چه بخواهید عمیق تر به مطالعه قرآن بپردازید باید با علوم مربوط به آن عمیق تر آشنا شوید تا در درک قرآن توانمندتر گردید.
قرآن را فقط با قرآن نمی توان تفسیر کرد و باید در بسیاری از موارد به احادیث صحیح مراجعه نمود. قرآن و اهل بیت (ع) مانند 2 بال یک پرنده اند که اگر هر کدام را نادیده بگیرید سقوط می کنید.
از اینکه این مطلب را مطالعه کردید بسیار متشکرم و مطمئن باشید که دعا نیروی عظیمی است که حتی می تواند کوهها را جابجا کند. پس برای هم دعا کنید.
از استاد گرانقدر که باب این مسائل را در اینجا باز کردند و مطالب را آنگونه که عموم مردم تصور می کنند بیان کردند (البته نه از نوع محتوا بلکه از نوع محدود نگری) بی نهایت سپاسگزارم و برای ایشان، همه دوستان و خودم آرزوی توفیق فهم دقیق و عمیق قرآن را دارم.
بنده نیز محققی کوچک در علوم مربوط به موفقیت، مدیریت و علوم اسلامی هستم و در مورد مطالب اساتید محترم موفقیت تحقیقات زیادی انجام داده ام و طبق وظیفه لازم بود تا بضاعت اندک خود را هر چند به صورت بسیار خلاصه در اختیار دوستان قرار دهم زیرا طبق حدیث پیامبر (ص): “کلکم راع و کلکم مسؤول علی رعیته”.
استاد گرانقدر جناب آقای عباس منش در ارائه مطالب موفقیت و تجربیات عالی خود بسیار عالی هستند ولی به حکم عقل دوستان بهتر است درمورد فهم قرآن و شناخت اسلام به متخصصان این امر مراجعه فرمایند همانطور که مطمئناً برای معماری منزل خود به یک پزشک حاذق مراجعه نمی کنند بلکه به یک معمار ماهر رجوع می کنند.
من فکر میکنم اگر شخصی نسبت به فردی ظلم کرده و احساس گناه داره اولین کار اینه که نسبت به کارش پشیمون باشه سپس بره سمت اون فرد و عذر خواهی کنه و ب هر صورتی که شده حلالیت بگیره و اگر نسبت به خودش ستم کرده باید از آفریدگار خودش(خدا) حلالیت بخواد و به آینده امیدوار باشه و سعی در جربان گذشته داشته باشه.
با سلام و عرض احترام و تشکر ، برای جواب سوال 2 : با مدنظر گرفتن این حقیقت که انسان جایز الخطاست و خداوند هم بسیار بخشنده ، انسان هم بایدخود را ببخشد و مسیر کردارش را طوری انتخاب کند که این خطا دیگر تکرار نشود.
وقتی که گفت خداوند عاشق منه به عباس منش حسودیم شد و یه خورده ازش ترسیدم ! نمیدونم چرا .
من کسی هستم که هم کلاسی ها و دوستان را با قانون جذب و قوانین آفرینش آشنا کردم . ولی وقتی بحث به جاهایی میرسه که آقای عباس منش راجع به عشق خداوند صحبت میکنه من واقعا کم میارم و احساس میکنم نمیتونم لایق عشق خداوند باشم . شاید اگر با سیستمی بودن قوانین الهی آشنا نشده بودم میتونستم عشق بورزم . ولی حقیقت این سیستمی بودن منو میترسونه !
سلام .
آغا منم با این سیستمی بودن قوانین الهی نمیتونم خوب ارتباط برقرار کنم .
بنظرت باید چیکار کنیم ؟
سلام .
با کمی مطالعه در قرآن کریم در میابیم که دوست داشتن و دوست نداشتن خداوند هم از سر دلیل و منطق میباشد و هیچ گونه احساس بی منطق در او وجود ندارد .
آیاتی را که در قرآن از ” ان الله یحب …. ” ذکر شده است مطالعه فرمایید مانند :
ان الله یحب المحسنین
ان الله یحب المتوکلین
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
زمان هایی که شما احسان میکنید و یا لباس ها و ظاهری آراسته دارید احساس خوبی نیز دارید . چون در این صورت محبوب خداوند شده اید . خداوند از سر نیاز کسی به او عشق نمی ورزد . کسی که لایق باشد را دوست دارد .
در نقطه مقابل آیاتی نیز هستند که خداوند میفرماید :
آیه 197 سوره بقره -ان الله لا یحب المعتدین – خداوند متجاوزین را دوست ندارد .
آیه 58 سوره انفال – ان الله لا یحب الخائنین – همانا خداوند خائنین را دوست ندارد .
اما نکته بسیار مهم تر این که وقتی شما این آیات را میخوانید میفهمید که شما هم هم عقیده با خدا هستید و نیکوکاران و پاکیزگان را دوست دارید . به خاطر همین خداوند در سوره بقره میفرماید : تفحت فیه من روحی – دمیدم از خودم در شما روحی از جنس خودم .
پس وقتی ما محبوب های خداوند را دوست بداریم با فرکانس خداوند هم سو می شویم .
وقتی خداوند بی دلیل عاشق بشه دال بر این است که لغزش ، بی منطقی و بی عدالتی را به خداوند اطلاق میدهیم . من که خودم به شخصه خوشم نمیاد خدای من لغزش داشته باشه . ممنونم از آیات 66 و 67 سوره اسراء – آیات 60 تا 62 سوره احزاب که صراحتا ذکر می شود که در سنت های الهی تغییری نخواهد شد .
پس در خدا دنبال عشق لیلی و مجنونی نباش !
لطفا از کلمه عدالت به جای احساس استفاد ه کنید چون خیلی بد فهمی و سو تفاهم می آورد و شاید دوستان هم حق دارند که به احساس گیر می دهند
درود بر تو دوست عزیزم
واقعا عالی بود . ازت ممنونم
سلام استاد خیلی خوب و قانع کننده بود
متشکرم.
یک سوال داشتم در مورد امر به معروف و نهی از منکر که به کررات در قرآن اومده من با توجه به دیدگاهی که تو(( کشورمون ))نسبت به امر به معروفه که برو یارو رو قانع کن و از اشتباه باز بدارش و نذار گناه کنه اگه گناه کنه تو که روشنش نکردی مقصری و ….
تناقض میبینم بین امر به معروف و نهی از منکر و قانون جذب که ما بریم یکی رو از مدارش بکشیم بیرون تازه این امر به معروف هم گفته خداست نه غیر و این موضوع خیلی خیلی ذهن منو مشغول کرده ودید گاه انچنان درستی در مورد امر به معروف که اهمیتش در اسلام خیلی زیاده در حد نمازه در من و خیلی از دوستام نیست سپاس کذار میشم که مثل بیشتر اوقات با قران این موضوع رو توضیح بدید و این تناقض ذهنی من رو بین قانون جذب و امر الهی بیان کنید من خودم در این مورد جست و جو کردم اما به همون دید گاه ایراد دار رسیدم
غرق در نعمت رب العالمین باشید
سلام دوست من
با تاملی در قزآن به سادگی میتوان دریافت که خداوند هیچگاه نفرموده که دیگران را “”قانع”” کن که کار خوب انجام دهند یا از بدی دوری کنند
فرموده که
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿112﴾
[آن مؤمنان] همان توبه کنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزهداران رکوعکنندگان سجدهکنندگان وادارندگان به کارهاى پسندیده بازدارندگان از کارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدایند و مؤمنان را بشارت ده ( التوبة 112)
وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿104﴾
باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.(آل عمران 104)
با این آیات قانون جذب و مدارو فرکانس هیچ منافاتی با امر به معروف و نهی از منکر ندارد.
مثلا در آیه دوم میبینیم که صحبت بر سر دعوت است نه اقناع یا در انتهای آیه اول حرف از مومنان و بشارت دادن است نه اقناع کردن…
امیدوارم روشنگر باشد
موفقتر و سعادتمندتر باشید عزیز
سلام به همه ی انسانهای موفق ایران .افرادی که ایران عزیز را روز به روز به سمت موفقیت بیشترمیبرند.
اعتماد به نفس : خوب خیلی با این کلمه مشکل داشتم چون با خودم میگفتم دستورات اسلامی میگه که نفست را بکش و با نفست بجنگ و …. پس چگونه به نفس اعتماد کنم ؟؟ بعد از مدتی متوجه شدم که زمانی اعتماد به نفس تعریفش درسته که نفست هم درست باشه یعنی وقتی نفست را پاک کردی از همه ی زشتیها و سیاهی ها را پاک کردی حالا به نفست اعتماد کن و برو حالشو ببر.
وقتی نفست پر باشه از منفی ” نتوانستن ها شروع میشه در وجودت رخنه کردن ” ” خودخواهی و خودپسندی و تلاش برای نابود کردت شروع میشه و…..”و این همان —–> نفس اماره است که باید نابودش کرد. ولی برعکس زمانی نفست پاک شد ” توانستن ها شروع میشه ” ” اینکه تو خوبی همانطور که دیگران هم خوبن شروع میشه ” ” تو لایق خوشبختی هستی همانطور که دیگران شدند” و ” اشتباه کردی بلند شو ادامه بده ها شروع میشه ” نترس و ادامه بده ” و …. صفات مثبت در وجودت پر میشه و به انسانی زیبا و دوست داشتنی تبدیل میشه و این همان —–> نفس مطمینه است که سفارش میکنند
خلاصه ) کسی که اعتماد به نفس را دارد :
1) باورهاش مثبت و توانستن هایش بیشترمیشود 2) باور مثبت رفتار مثبت را ایجاد میکنه 3)رفتار مثبت باعث خودباوری شخص میشه که منم انسان با ارزشیم که خدا افریده است (احساس شایستگی میکند و خودش را دوست میدارد) 4)وقتی خودش را دوست داشته باشه ارتکاب گناهش کمتر میشودو خودش را سرزنش نمیکند و خودش را میبخشد و با خودش مهربان است و به خاطر اینکه متوجه این موضوع شد که خداوند دوستش داشته که خلقش کرده پس توکلش به خدا هم بیشتر میشه 5) توکل که زیاد شود غرور و …. هم از بین میرود 6) وقتی غرور و…. از بین میره به خاطر داشته هاش در زندگی شکرگزاریش بیشتر و نگاهش عوض میشه و شادیش هم بیشتر میشه 7) اشتباهاش را میپذیرد و درس میگیرد که دوباره انجام ندهد. 8) کارهایش را برای جلب رضایت خدا انجام میدهد نه برای خلق خدا و در پی تایید دیگران نیست 9)….. ویژگیها زیادست
ارزو میکنم که همه ی مردم جهان دارای چنین ویژگیهایی شوند
شاد و موفق در تک تک لحظات زندگی باشید
دوستدار همگی شما
محمد رضا عابدی
سلام ممنون
برا من دیگه ایمیل نمیاد چرا.؟
برای اطلاع از کوچکترین تغییرات در سایت،می توانید عضو خبرنامه شوید
در اینصورت به محض ایجاد کوچکترین تغییر در سایت یا تولید محتوای جدید،بلافاصله به شما اطلاع داده می شود
برای عضویت در خبر نامه به صفحه اصلی سایت،انتهای صفحه مراجعه نمایید.
موفق و سلامت باشید.
با سلام خدمت شما و تشکر به خاطر زحماتتان
به نظرم مهمترین راهکار برای از بین بردن احساس گناه و احساس ارزشمندی شناخت از خودمان است اینکه بدانیم چقدر به خودمان و توانایی هایمان ایمان داریم چقدر خود و خدای خودمان را می شناسیم هر چقدر شناخت ما بیشتر باشد مسلما احساس آرامش بیشتری داریم به فرموده حضرت علی (ع) هرکس نفس خود را بشناسد خدای خودرا شناخته پس با توجه به این تفسیر می بینیم که خداوند بارها در قران کریم می فرماید صد بار اگر توبه شکستی بازا یعنی اگر بارها توبه خود راشکستیم هیچ گاه از رحمت خداوند ناامید نشویم و بدانیم که هر بار نسبت به گناهانی که انجام داده ایم احساس عذاب وجدان پیدا می کنیم یعنی اینکه هنوز به رحمت خداوند ایمان داریم و و روزنه های امید در ما شعله ور می شود و این کمی حال ما رو بهتر می کنه اما راهکار دیگر اینکه با هر بار یاداوری گناه ان صحنه برایمان تکرار می شود و می توانیم با استفاده از تصویر ذهنی تصاویر خوب و خاطره های خوب را جایگزین ان صحنه کنیم و هر بار که ان صحنه گناه یا فکرش و احساس عذاب وجدان به سراغمان می اید سریع بهترین خاطره ای از کارهای خوبمان یا صحنه ای که یاداوری ان احساس لذت و شادی می کنیم رو به یاد بیاویم و احساس ارزش و ارامش کنیم و راهکار دیگر اینکه یک دفتر برداریم و تمام کارهایی که به خاطرشان احساس گناه و عذاب وجدان داریم رابنویسیم و با نوشتن انها 1- احساس خالی شدن و سبک شدن ذهن دست می دهد 2- گاهی وقتها بعضی حرفها رو به هیچ کس غیر از خدا نمی توانیم بزنیم و تنها اوست که محرم اسرار ماست 3- با نوشتن انها می فهمیم که چه خطاهایی انجام دادیم 4- حالا برای هر کدام یک راهکاری که به ذهنمان می رسد می نویسیم 5- مثلا من یک گناهی انجام دادم که از نظر خودم و اسلام جز گناهان کبیره است برای تنبیه خودم سه روز روزه می گیرم یا اینکه با مادرم بلند صحبت کردم و فهمیدم باعث رنجش خاطرش شدم جریمه اینکه به خاطر خوشحال کردنش هر کاری که می دونم لازم و جایز است انجام بدم 6- می دانیم هر عملی که بخواهد به باور تبدیل شود باید 21 روز یا سه هفته تکرار شود تا ذهنمان شرطی شود و این عمل خوب برای ما تبدیل به عادت شود و احساس ارامش کنیم 7- اینکه مثلا برای شرطی کردن ذهنمان و احساس خوب بودن یا احساس ارزشمندی اینکه هر بار کسی از ما می پرسد حالتان چطوره بگوییم (عالیه) البته با یک کف زدن اینطوری هربار که کف یا دست می زنیم مغز ما فرمان می گیرید که حالش عالیه و نکته اخر همواره بدانیم که خداوند ما را عاشقانه دوست دارد و از روح خود در ما دمیده و ما رو بخشیده پس ما هم باید خودمان را ببخشیم و انگار که از نو متولد شده ایم خداوند را سپاس گوییم به خاطر فرصت های تازه ای که در اختیارمان قرارداده با مهربانی و لطف نسبت به تمام نعمت هایش می توانیم به یاری او به بالاترین و بهترین دستاوردها و موفقیت هابرسیم. انشاالله
با سلام و عرض ادب و احترام به شما و همگی همراهان
یک فرد با اعتماد به نفس همه انچه را که دارد در درون دارد و درون وقلب خود را با خدایی که در روحش دمیده اراسته است و نماد خدای خود است، خصوصیات بارزی دارد که همه ان را نمی بینند چون تنها عملکرد و دستاوردهایش است که به او لباس اعتماد به نفس بالا میپوشاند با ارتباط فوق العاده ای که با خدای خود دارد افکار ، تصمیمات، روابط، واکنشها و همه انچه را در زندگی جاودانه است رقم میزند. خود را دریای نور خداوند غرق کرده و همه امور زندگی را فقط با کمک خداوند تجزیه و تحلیل میکند. میداند که فقط حرکت در جهت خداوند است که او را از همه ناملایمات زندگی بیمه میکند. چنان قدرتی دارد که خودش هم باور نمیکند چه برسد به دیگران. اطرافش میدان مغناطیسی وجود دارد که هر ادمی نزدیکش باشد را جذب خود میکند و در زندگی اطرافیان تاثیر مثبت میگذارد و منحصر به فرد میشود. طوری رفتار میکند که انگار از بدو تولد کامل بوده است و هیچ نقصی نداشته است. هر شرایط و هر امکاناتی را در هر زمان به ایشان بدهی بهترین و زیبا ترین اتفاقات را رقم میزنند. طوری که جای هر کسی باشد بهترینها را رقم میزند. همه ی ناملایمات زندگی را که برای بقیه هست برای انها هم وجود دارد اما هیچ وقت مثل همه برخورد نمیکنند چونمیداند متفاوت بودن اکثر اوقات بهتر است. چنان انرژی برای حرکت دارند که هیچ مانعی را بزرگ نمی بینند و چنان برنامه هایی انجام میدهند که انگار قبلا هم یکبار زندگی کرده اند.
به امید روزی که بشر جوری زندگی کند که خداوند به او افتخار کند.
با سپاس فراوان از زحمات بی دریغ تان
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد ارجمند و دوستان گرامی
این فایل بسیار جالب بود و به خوبی نشان داد که حقیقتاً همانگونه که استاد ارجمند خودشان هم چندین بار در این فایل اذعان نمودند نباید به عنوان یک مرجع برای دیگران مورد استفاده قرار بگیرد. تفاسیر استاد محترم در این سایت حقیقتاً نشان می دهد که اشراف به آیات قرآن تا چه حد دقیق، ظریف و نیازمند مطالعه و دقت فراوان است. مطالبی که استاد مطرح فرمودند صرفاً به عنوان یک نقطه شروع برای عزیزانی که علاقه مند به تحقیق و تفحص هستند سودمند است و گرنه هیچ گونه جنبه علمی و پایه و اساس محکمی ندارد و بسیار محدود به مسائل نگریسته است. مفاهیم قرآن، هم بسیار عریض است و هم بسیار عمیق. اگر فقط به عرض آن دقت کنید و از عمق بگذرید به بیراهه رفته اید و اگر فقط به عمق نگاه کنید و در یک نقطه فرو روید باز هم به بیراهه رفته اید. در این فایل تنها یک خط بسیار باریک و البته تقریباً فقط ابتدا و انتهای آن مورد بحث قرار گرفته است و حتی به میان این دو نقطه نیز چندان پرداخته نشده است چه رسد به سایر قسمتهای آن.
طبق فرموده ایشان در قرآن به کرات از ظلم به خود سخن به میان آمده است و از ظلم به دیگران نیز به ظلم به خود یاد شده است. این بدان علت است که انسان ظلم به دیگران و یا ظلم دیگران در حق خود را به خوبی درک می کند و نیازی به توضیح ندارد. قرآن کتابی است کلی. کتابی است که مطالب بسیار گسترده ای را در خود مطرح نموده است و همانطور که می دانید دریای بی انتهایی است که بسیار ژرف است و دست یابی به گوهرهای بی کران آن نیاز به تلاش زیادی دارد. اینکه گفته می شود قرآن برای همه است و همه می توانند از آن بهره مند گردند به این معنا نیست که هرکسی می تواند قرآن را به دست بگیرد و با علم اندک خود آیات آن را تفسیر به رأی کند. بلکه به این معنی است که هر انسانی می تواند و این حق را دارد که به مطالعه و علم آموزی بپردازد و حق دارد قرآن را در اختیار داشته باشد و با مفاهیم آن آشنا شود و یا از علمای آن بهره مند گردد. همانطور که مثلاً استفاده از خدمات پزشکی حق همه است و هر کسی این حق را دارد که داوطلب شرکت در رشته پزشکی شود و درصورت طی دوران تحصیل و یادگیری علم پزشکی پزشک شود و یا در صورت بیماری به پزشک مراجعه کند ولی آیا هر کسی حق دارد تا برای دیگران دارو تجویز کند و یا داروی خود را برای بیماریهای مشابه به دیگری بدهد؟
در این فایل آن چه به وضوح دیده می شود سیاه و سفید دیدن مسائل است و اصلاً طیف خاکستری جایی ندارد. حتی گفتن یک سخن ناروا به دیگری بدون اینکه حق او باشد ظلم در حق اوست و صدالبته که ظلم در حق خود گوینده نیز هست. ظلم به دیگری را به خوبی اغلب مردم درک می کنند ولی ظلمی که در صورت ظلم به دیگری در حق خود کرده اند را درک نمی کنند بنابراین خداوند به صراحت در قرآن می گوید که تصور نکنید که با اینکارتان فقط در حق دیگری ظلم کرده اید بلکه در حق خودتان هم ظلم کرده اید تا مردم را متنبه کند که اگر دلشان به حال دیگری نمی سوزد لااقل به حال خودشان بسوزد و در حق دیگران ظلمی روا نکنند هر چند حتی اغلب مردم به این هم توجه نمی کنند.
اسلام و کتاب آن قرآن جهان شمول است و برای همه مردم از فقیر و غنی، ضعیف و قوی ارائه شده است. آنچه در قرآن آمده است برای عده ای خاص که به قول استاد بر روی یک مدار خاص هستند نیست بلکه برای همه افراد است اگر چه به اصطلاح بر روی مدارهای دیگر باشند که اگر برای افرادی که در مدار خاصی هستند باشد در حقیقت ظلمی است در حق دیگران.
وقتی مثلاً دزدی مال و اموال فردی را به یغما می برد، حاصل سالها تلاش او را نابود می کند و چه بسا او به کفر و دزدی و جنایت روآورد و یا اگر انسانی خودساخته باشد مجبور می شود تا تلاش بسیار کند و به زحمت بیفتد و از زندگی خود عقب بماند تا بتواند شاید به جای قبلی خود برسد آیا این ظلم آشکاری در حق او نیست هر چند که آن دزد در حق خود نیز ظلم کرده است و عذاب بزرگی در انتظار اوست اگر توبه نکند و جبران مافات ننماید؟
در هر صورت صحبت در این مسائل بسیار جای بحث و بررسی دارد ولی خوب است بعد از آیه 97 سوره نساء که در پاسخ به بهانه جویی عده ای آمده است، نگاهی هم به آیه 98 بیندازید تا عدل خدا را بیشتر درک کنید. همچنین اگر حقیقتاً مسائل اینگونه که در این فایل آمده است می بود، دادگاه و قضاوت و روز حساب و جزا همه بی معنی بود.
همچنین استغفار، شفاعت، حلالیت، طلب آمرزش و دعا همه مطالبی هستند بسیار پرمعنا و نیازمند توضیحات بسیار. خداوند طلب آمرزش پیامبر در حق کسی را رد نمی کند ولی پیامبر هم در حق هر کسی طلب آمرزش نمی کند. آیاتی هم که از پیامبر می خواهند تا برای فردی طلب آمرزش نکند دلایل موجهی دارند که به این سادگی که در این فایل آمده است نمی توان درمورد آن صحبت کرد.
برای درک صحیح و مطالعه عمیق قرآن (البته اگر قصد دارید خودتان به تفسیر و درک آن تسلط پیدا کنید) ابتدا باید به مطالعه علم صرف و نحو حداقل در حد درک و تشخیص نوع کلمات، جملات و اجزای جملات بپردازید و با تجزیه و ترکیب آیات قرآن و بلاغت و بیان آشنا شوید(دانستن زبان عربی برای فهم قرآن کافی نیست زیرا مفاهیم قرآن بسیار گسترده است و گرنه تمام عرب زبانان مفسر قرآن بودند). سپس باید با شأن نزول و سایر تفاسیر آشنا شوید تا دلیل نزول آیات را دریابید باید با محکمات و متشابهات قرآن آشنا باشید آیات ناسخ و منسوخ را بشناسید و با احادیث، تاریخ اسلام و قصص قرآن آشنا شوید تا بتوانید قرآن را برای خودتان بفهمید ولی اگر بخواهید ژرف تر در آن غور نمایید به منطق، فلسفه، اصول فقه، فقه و کلام نیز نیاز دارید تا سره را از ناسره تشخیص دهید و از دانایان باشید (کسی که علم فهم قرآن را ندارد از دانایان به قرآن نیست) و خدای ناکرده به بیراهه نروید. هر چه بخواهید عمیق تر به مطالعه قرآن بپردازید باید با علوم مربوط به آن عمیق تر آشنا شوید تا در درک قرآن توانمندتر گردید.
قرآن را فقط با قرآن نمی توان تفسیر کرد و باید در بسیاری از موارد به احادیث صحیح مراجعه نمود. قرآن و اهل بیت (ع) مانند 2 بال یک پرنده اند که اگر هر کدام را نادیده بگیرید سقوط می کنید.
از اینکه این مطلب را مطالعه کردید بسیار متشکرم و مطمئن باشید که دعا نیروی عظیمی است که حتی می تواند کوهها را جابجا کند. پس برای هم دعا کنید.
از استاد گرانقدر که باب این مسائل را در اینجا باز کردند و مطالب را آنگونه که عموم مردم تصور می کنند بیان کردند (البته نه از نوع محتوا بلکه از نوع محدود نگری) بی نهایت سپاسگزارم و برای ایشان، همه دوستان و خودم آرزوی توفیق فهم دقیق و عمیق قرآن را دارم.
بنده نیز محققی کوچک در علوم مربوط به موفقیت، مدیریت و علوم اسلامی هستم و در مورد مطالب اساتید محترم موفقیت تحقیقات زیادی انجام داده ام و طبق وظیفه لازم بود تا بضاعت اندک خود را هر چند به صورت بسیار خلاصه در اختیار دوستان قرار دهم زیرا طبق حدیث پیامبر (ص): “کلکم راع و کلکم مسؤول علی رعیته”.
استاد گرانقدر جناب آقای عباس منش در ارائه مطالب موفقیت و تجربیات عالی خود بسیار عالی هستند ولی به حکم عقل دوستان بهتر است درمورد فهم قرآن و شناخت اسلام به متخصصان این امر مراجعه فرمایند همانطور که مطمئناً برای معماری منزل خود به یک پزشک حاذق مراجعه نمی کنند بلکه به یک معمار ماهر رجوع می کنند.
والسلام علی من اتبع الهدی
سلام ممنون از نظر زیباتون
اصلاحیه:
حدیث شریف به صورت: «کُلُکُّم راعٍ و کُلُکُّم مَسؤولٌ عَن رَعِیَتِهِ» می باشد.
پیروز باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی و همکارانش؛
بنظر بنده ویژگیهای شخصی که اعتماد به نفس بالای دارد عبارتنداز؛
1- خیلی خونسرد هستند(معمولادر آرامش هستند)
2- نیازی به تایید دیگران ندارند.
3- خیلی دیر و یا اصلا عصبانی نمیشوند.
4- به هیچ عنوان حسود نیستند ودر مقابل موقعیت اجتماعی خوب دیگران واکنش منفی نشان نمیدهند.
5- اگر کسی نیاز به کمکی داشته باشد(بیشتراز لحاظ فکری)به او کمک میکنند و احترام میگذارند.
6- معمولا اطلاعات عمومی خوبی برای پاسخگوی به مسائل روز دارند.
7-در بیان مسائل و یا پاسخگویی به هیچ عنوان عجول نیستند.
8- در بخشش دیگران از قدرت بالایی برخوردارند.
9- در بیان مسائل از قاطعیت لازم برخوردارند و خیلی محکم و استوار سخن خود را به زبان می آورند.
به امید موفقیتهای روز افزون شما و همکارانتان-بهرامی
با سلام خدمت استاد و دوستان عزیز
من فکر میکنم اگر شخصی نسبت به فردی ظلم کرده و احساس گناه داره اولین کار اینه که نسبت به کارش پشیمون باشه سپس بره سمت اون فرد و عذر خواهی کنه و ب هر صورتی که شده حلالیت بگیره و اگر نسبت به خودش ستم کرده باید از آفریدگار خودش(خدا) حلالیت بخواد و به آینده امیدوار باشه و سعی در جربان گذشته داشته باشه.
با سلام و عرض احترام و تشکر ، برای جواب سوال 2 : با مدنظر گرفتن این حقیقت که انسان جایز الخطاست و خداوند هم بسیار بخشنده ، انسان هم بایدخود را ببخشد و مسیر کردارش را طوری انتخاب کند که این خطا دیگر تکرار نشود.