ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2 - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-1.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-04 20:39:222024-02-14 06:06:02ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنینم
جواب سوال اول
به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری
من خوب تضادا و چالشایی ریزو درشت تو زندگیم وجود داره
و اوایل ک مساعل برام پیش میومد ک کلا ناامید میشدم و مستاصل هنوزم نمیتونم بگم بعد از پیش اومدن تضاد میتونم ذهنمو همون اول کنترل کنم ک این مساله اومده تا پیشرفت کنم
اوایلش خیلی احساس ناتوانی میکنم احساس میکنم نمیتونم از پسش بربیام اصلا چند روز میریزم بهم ک
فقط این مشکل برای من پیش اومده و به خاطر من و ارتعاشات بدمه ک انقد مساعل برام به وجود میاد
اما این اواخر ک بیشتر جلسات روانشناسی ثروتو گوش دادم درمورد وجود تضاد توزندگی همه افراد کمی بهتر شدم دنبال حل کردن مساعلمم ولی خوب هنوز در مسیرم و نتونستم حلشون کنم ک گاهی میشه ک حس ناتوانی و ناامیدی بم دست میده ک نکنه مسیرم غلطه پس چرا نتیجه نمیده و در کل خیلی جای کار دارم ک بهتر بشم
این در مورد مساعلیه ک کهنه تر و قدمی ترن و خیلی وقته دارمشون در مورد اینا کمی بهتر شدم و دنبال راه حل هستم البته نه همشون همزمان باهم چون تمرکز و زمان میخواد و همه باهم نمیشه ولی وجود این تضادا ازار دهندس برام و خیلیارو میبینم ک نه تنها هیچ کدوم از تضادای منو ندارن بلکه شرایطشون تو مساعلی ک برای من مشکل به حساب میاد ایده الم هس و همه تو اون شرایط ک من ندارمو توش مشکل دارم عالین
ک البته بخشی از مساعلی ک من مشکل میناممشون هم ریششون برمیگرده ب کمبود عزت نفسم ک اگر اون ب تنهایی حل شه دگ کلی مساله هم همراهش حل میشه یعنی در واقع تو دید من دگ اونا مسعله به حساب نمیان
در کل در مقابل مساعلی ک برام پیش میاد خوب نیستم و چندین روز زمان میبره تا ذهنمو کنترل کنم اگه ی مسعله به ظاهر بدی پیش بیاد و جدید باشه کلا تا ی مدتی میریزم بهم تا به خودم بیام حتی تو بعضی حوزه ها مثل مرگ ک اصلا خوب نیستم و نمیدونم شاید اصن ب خودم نیام و کلی زمان ببره ..و نقطه ضعفمه چالشی ب اسم مرگ و خیلی باورام تو این زمینه بیماری برا عزیزانم و مرگشن مشکل داره و اکثرن هم مثل یویو عمل میکنم تو کنترل ذهنم در مورد مساعل کهنه و قدیمی ک ی مدتی از پیش اومدنشون گذشته گاهی امیدوار میشم ب حلشون و فایل گوش میدم و انرژی میگیرم گاهی ناامید و افسرده و احساس ناتوانی میکنم مخصوصا وقتی خودمو بادیگران مقایسه میکنم میبینم بقیه این مسعله رو ندارن ک در من هس و خودمو با بقیه ک مساعل منو ندارن مقایسه میکنم و گاهی هم امیدوارم ک در کل درصد احساس ناامیدی و ناتوانی من خیلی بیشتره خیلی
شاید بگم از صد درصد فقط دو درصد یا خیلی دست و دلبازانه 5 درصد بهترشدم و تو بعضی مساعلم دنبال راه حلم و از خودم ی تلاشاییم نشون میدم واسه تغییر باورام
بنویس در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
در حال حاضر چندین چالش تو خوره های مختلف زندگیم دارم
چالش کمبود عزت نفسم و دوست نداشتن خودم
چالش شاغل نبودنم و چالش مساعل مالی و نداشتن حقوق و ندونستن چیزی ک عاشقشم به عنوان حرفه اصلی
چالش سلامتیم و کم پشت شدن و وز شدن موهام
چالش سلامتیم لاغر شدن بیش از اندازم و وزن کمم
چالش سلامتیم و هرچند وخ یکبار مریض شدنم
چالش کنترل ذهن و احساسم ک ضعیفم توش
چالش روابطم و مجرد بودنم و رابطه ای ک داشتمو و نامناسب بودو از دست دادم
چالش نداشتن دوستای خوب و رفیق های درست و حسابی ک هم فاز خودم باشن
چالش روابط داغونم با همه،مردم و اطرافیان
درمورد همه چالش ها حس فرارو دارم و اصلن دیدم ب به وجود اومدن مساعل خوب نیس و دیدگاه ذهنم اینجوریه ک ترجیح میده ک کاش هیچ مساله ای نداش و خوش بحال کسانی ک مساعلی ک من دارمو ندارن
ولی از همه بیشتر درمورد چالش مساله مالیم و شاغل و مستقل نبودنم هنوز و پیدا نکردن علاقه واقعیم هست ک بیشتر سعی دارم انکارش کنم و یجوری از کار کردن و تلاش برا مستقل شدن در برم چون اهرم رنجو لذتم برعکسه و از تفریح و بخور بخاب خوشش میاد و از کار رنج میبره
: فارغ از اینکه من از عهده حل این چالش بر بیایم یا نه، اگر وارد این چالش شوم، فقط صرف ورود به این چالش:
خوب اگه نخام ب نتیجش فک کنم اگه وارد این چالش بشم
اولا این ک من وارد ی حوزه ای میشم ک جزع
یکی از موارد از لیست موارد مورد علاقمه و میفهمم حداقلش ک ب این حوزه ب عنوان هدف اصلی زندگیم علاقه دارم یا نه این مشخص میشه نبود میرم سراغ علاقه بعدیم زودتر اونو امتحان میکنم و حداقل ازین سردرگمی درمیام و عشق اصلیمو بالاخره پیداش میکنم ک بیشتر با انجامش حالم خوشه
_اگه وارد این حوزه بشم چ قد از تنبلی و بخور بخاب میام بیرون و سحر خیز و پرانرژی میشم و زندگیم باهدف میشه و روزام باهدف و انگیزه میشه و چ قد کیفیت زندگیم بهتر میشه خدامیدونه چ قدر بخاطر این ک شاغلم اومدم بفهمم ب چه حوزه ای علاقه دارم و توش استعداد دارم اعتماد به نفس منو میبره بالاتر و حس مفید بودن میکنم وقتی سرکارم و بع قول فایلی ک استاد گزاشتن رسالت من اینه ک قدم بعدی ک بایدو بردارم و بردارم و برم تو دل داستان مساله حل کردنم قوی تر شه تا هدایت شم به شغل و کار مورد علاقه اصلیم
_اگه بدون احتساب نتیجه برم سر اون کار مورد علاقم ک مد نظرمه ک کار کردن تو سالن ارایشگاه هس چ قدر باورهای من در زمینه سلامتی موهام بهتر میشه و در واقع با ی تیر دو نشون میزنم و یکی دگ از چالشای زندگیم ک مشکل کم پشتی موهام هست توش به خاطر بهتر شدن باورام به سبب کار کردن تو اون محیط کارم و دیدن الگو ها و موهای زیبا و عالی،مسعلم کمرنگ تر میشه و باورای من تو زمینه موهام بهتر و بهتر میشه و ترمز هارو برمیدارم و تو ی چالش دیگم بهتر میشم علاوه بر چالش مالی
_بعد ی مدتی چنان چ تو این حوزه نخاستم بمونم و هدف و علاقه من نبود ک میرم تو ی حوزه دیگه ای از علایقم ولی اگرم این شد عشق اصلیم بعد مدتی کسب مهارت توش، بالاخره منم شاغل میشم و درامد دارم و دستم تو جیب خودمه و زحمتام نتیجه میدن
_اگه فارغ از نتیجه برم تو این چالش با ی تیر ی نشون دگ میزنم اونم اینه ک میتونم یاد بگیرم از باتجربه ترها تو کار خودم ک چطوری با مشتری ارتباط میگیرن و با بقیه روابطشون چ طوره چ قد صمیمیت دارن چ قد میزان احترام میزارن و یا باوراشون تو روابط چیه و خوب منم یاد میگیرم ی سری اصولو علاوه بر کار ک با دیگران چ طور مثل این افراد باتجربه ک مشتری جذب میکنن منم همونطور با دیگران رفتار کنم ک تو حوزه چالش روابط بدی ک با دیگران دارم پیشرفت بهتری کنم
_و دوباره با ی تیر ی نشون دیگم میزنم با رفتن ب محیط کار و مشغول شدن میتونم از باتجربه تر ها باورها و درسای خوبی از عزت نفس بگیرم ک چطور خودشونو کارشونو عالی تبلیغ میکنن و چطور مشتری جذب میکنن و نحوه رفتارشون با هنرجو ک منم چطوره ک احترام جذب میکنن ک منم بتونم همونطور با جذبه و بااعتماد ب نفس رفتار کنم و تو حوزه چالش کمبود عزت نفسی ک دارمم پیشرفت کنم
و در واقع با ی سرکار رفتن چندین تا چالش رو باعث رشد توشون میشم و چقد شجاع تر میشم چ قدر شرایطم بهتر میشه هم تو اعتماد ب نفس و هم تو یادگیری مهارت و افزایش تواناییام هم تو روابطم با دیگران هم تو شرایط سلامتی موهام
قسمت 3
کارهایی که برای مدیریت و حل این چالش باید انجام شود را لیست کن و هر کار را به قسمت هایی کوچک، قابل مدیریت و قابل اجرا با امکانات این لحظه تقسیم کن…
کارایی ک واسه حل چالش شاغل نبودنم و مسعله کمبود پول و درواقع ندونستن علاقه اصلیم میتونم انجام بدم اینه ک
1)بگردم دنبال یه سالن نزدیک نسبتا ب خونمون ک قدم گنده هم برندارم ک مسیرش نسبتا نزدیک باشه برای این ک هرروز همت کنمو برم و برم رایگان دستیار بشم بدون پول و 6 ماه الی ی سال توفضای سالن باشم تجربه کنم،ارتباط برقرار کنم، باورای موهامو بهتر کنم موهای زیبا رو تحسین کنم اعتماد ب نفسمو بهتر کنم تنبلیمو از بین ببرم و علاقمو تجربه کنم و ببینم میخام ک این کار هدف اصلیم باشه یانه
دو این ک هرروز مدت کمی زمان بزارم و اینستارو ک پاک کردم ولی از تو گوگل اموزش ببینم و اطلاعات و اگاهیامو در مورد لاین رنگ و لایت و کراتین و تراپی و احیا بالاتر ببرم تا با داشتن اگاهی بیشتر احساس اعتماد ب نفس و تسلط بیشتر کنم ک در نتیجه این اگاهی بیشتر باعت افزایش کیفیت یادگیریمم میشه و بهتر سردرمیارم از اموزشایی ک تو سالن انجام میشه و من بع عنوان ی دستیار بیشتر باید باچشم یادشون بگیرم و اگاهی در کنار حضور در سالن و دیدن از نزدیک عالی میشه ترکیبش واسه پیشرفتم
ینی یکی از چیزایی ک باعث ترس من از کار تو سالن میشه اینه ک از لاین رنگ و کراتین هیچی نمیدونم و صفره صفرم ولی اگه برم دانشمو توش بالاتر ببرم تو تجربه هم تو کیفیت یادگیری و کارم تاثیرشو میزاره و چ قد اعتماد ب نفس منو میبره بالاتر وقتی اسم وسایلا و اقدامات و مراحلی ک تو اون لاین انجام میشه رو بلدم و نحوشو بارها قبل تر تو فیلما دیدم
سوم این ک سعی کنم از علایق دیگه ای ک دارم چنان چه فرصتش پیشومد و شرایطشو داشتم یکیشو در کنار کار کردم براش کلاس ثبت نام کنم ببینم بهش علاقه ای دارم به عنوان یه شغل یا ی حرفه یا نه فقط برام جنبه تفریحو داره و اینجوری باز لیست علاقه هامو بازنگری کنم ک نه مثلا من رقص رو ب عنوان حرفه دوست ندارم و فقط ی هوس بوده یا مثلا نقاشی رو ب عنوان ی حرفه دوس ندارم بلکه فقط تفریحی گاهی دوس دارم نقاشی بکشم و اینجوری اسما کمتر میشن و این لیست برای پیدا کردن شغل اصلیم از بین علایقم کوچیکتر میشه تا من بفهمم بالاخره چیو ب عنوان حرفه بهش علاقه دارم بپردازم دگ کلا تمرکزمو قلبی بزارم رو اون و بقیه علایقم میرن تو صرفا اون دسته از علایقی ک محض تفریح و لذتن همین
در پایان از استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این اگاهیای ارزشمند و فایل جدید و سهم سپاسگزاری خودمو هم با انجام تمرین این فایل بع عنوان دانشجوی شما انجام دادم ک امیدوارم مقبول شما باشه
عاشقتونم من استاد نازنینم
من معمولا توی کاره خودم که کامپیوتره و همش چالشه، خداروشکر یاد گرفتم که از هیچ چیز جدیدی فرار نکنم و هرچیزی که مثلا مدیر میگه باید عوض بشه یا موارد جدیدی که توی پروژه ها اضافه بشه رو واقعا با آغوش باز میپذیرم “شاید اون لحظه یکم انرژیم بیاد پایین ولی در کل سعی میکنم که روی این تمرکز کنم که بعد از حل این چالش، قویتر و با تجربه تر میشم” و واقعا هم میشم!
من توی جاهایی که کار میکردم، بعید میدونم کسی اندازه من قلبا دوست داشت که رشد کنه و با کلله بره تو دل مسائل و حلش کنه و واقعا خداروشکر از نظر فنی خیلی با کسایی که اون دوران “یکجا بودن و راکد بودن” رو انتخاب کردن فرق دارم و اصلا از نظر فنی قابل مقایسه نیستم.
اما صادقانه توی مسائلی که توی زندگی شخصیم پیش میاد، در لحظات اول واقعا سخته برام که کنترل کنم ذهنم رو ولی یکم بعد به سطح خوبی از آرامش ذهنی میرسم و تلاش میکنم به صورت کاملا منطقی فکر کنم به اینکه این چالش یا این مسئله چی رو میخواد به من بگه
نمونه ای که همین الان باهاش دست و پنجه نرم میکنم 3 روزه:
یه سری اتفاقات افتاد این چند روز که من از بخشی که کار میکردم به صورت موقت جابجا شدم پیش یه سری دیگه از همکارام و ارتباطم باهاشون خیلی نزدیک تر شد و قبل از اون شاید یه مدل دیگه ای دربارشون فکر میکردم. ولی یه سری حرفا و یه سری کارایی کردن که واقعا بهم فشار آورد و میتونم بگم “سخت بود…”
اما من داشتم فکر میکردم به اینکه چه باوری درباره این آدم ایجاد کنم که از حرفاش اذیت نشم و توجه نکنم و رسیدم به سری چیزای خوب
اما همین چند دقیقه پیش که میخواستم واردسایت بشم، دیدم که از این مدل آدم ها که بهم احترام نمیذارن زیاد دور من هستن + اینکه آدم های بدون کیفیت که از کنار بودنشون لذت نمیبرم هستند
ولی یه سری آدما هستن الان که باهاش ارتباط دارم که وااااقعا خداروشکر میکنم از اینکه هستند و کلی چیز ازشون یاد میگیرم و واقعا معاشرت باهاشون حس آرامش میده بهم
فهمیدم که آقا….
من توی روابط مسئله دارم صادقانه
نتیجش هم اینه که نسبت آدم های سطح بالا و با کیفیت نسبت به آدم های غیرجذاب توی زندگیم کمتره و من میخوام که بیشتر بشه (هرجا هم که برم اوضاع همینه آقاجون!)
باید روی خودم توی روابط کار کنم و بهبود بدم خودم رو
انشاالله خداوند هدایتم کنه به مسیر های مستقیم، به مسیر کسانی که بهشون نعمت داده و روز به روز، روابط سالم تر با انسان های با شخصیت تر و سطح بالاتر رو توی مسیرم قرار بده.
سلام استاد عزیزم
من امروز با اشک داشتم
تصویر شمارو میدیم و با خدای خودم صحبت میکردم
چقدر قانون دنیا و خدا بی نقصه چقدر
درست تو زمانی که از چالش های زندگیم خسته شده بودم و دست و پا شکسته شروع کرده بودم به حل کردنشون و سعی میکردم حسمو خوب نگه دارم و شکرگزار خداوند باشم شما این فایل رو گذاشتین روی سایت
من فقط اشک شوق ریختم از این هماهنگی از این راحتی از این موقعیت و اشنایی که با سایت شما دارم استاد
تجربه های شما اگاهی های شما دست مارو میگیره
چشم مارو باز میکنه
مسیر مارو راحت میکنه
مارو امیدوارتر میکنه
من از شما خیلی ممنونم که این اگاهی بی نظیر رو رایگان در اختیار شاگرداتون گذاشتین بسیار بسیار ممنونم
از خدای خودم ممنونم که منو به این فایل هدایت کرد
خدایا شکرت
استاد در پناه خدا باشید
سلام استاد جانم. ممنون از شما که وقت ارزشمند خودتون گذاشتین و فایلی به این پر باری برامون درست کردین ک بشدت برای من پیام دهنده بود و در زمان مناسبش پیامی ک نیاز داشتم دریافت کردم
استاد عزیزم من دقیقا به چالشی بر خورده بودم و خیلی ذهنم را درگیر کرده بود و بقول شما ذهن محدود کننده ام بشدت منو نا امید کرده بود. یادم رفته بود که زندگی همیشه چالش داره و این تضادها و چالشها برای رشد و پیشرفت من آمده اند و اینجا ها همون توکل و تقوی خودشو نشون میده . کما بیش میدانستم ولی واقعا نیاز داشتم دوباره از شما یاد آوری بشه برام و خدا رو شکر میکنم ک باز هم معجزه خدا رو دیدم که حواسش به من هست علی رقم نجوا ذهنم ک دقیقا میگفت حتما فرکانس بد داشتم ک این چالش برام بوجود اومده ولی الان بخصوص وقتی باز هم از خودتون تجربه گفتین ک در مسیر رشد چقدر ب چالشها برخوردین باز هم نور قوی ایمان در قلبم روشن شد و استاد جان با رویی خوش و سپاس گزاری از خداوند ب استقبال حل این چالش میرم و خدارو شکر میکنم برای وجود پر خیر و برکت شما در زندگیم . ممنون ک یاداوری کردین چالشهاتون رو و ممنون از فایلی ک بموقع رسید و ممنون از خدای رحمان ک شنوا و بیناست و کاملا ب قلبها آگاه است و سر موقع هدایتهایش می آید . استاد جان ممنونم. در پناه خدا همیشه شاد و سعادتمند و موفق باشین
خواهشم این که این فایلها را ادامه بدین بخدا خیلی نیارمند هستیم ب هدایتی ک توسط خداوند و از جانب خدا میاد و شما. عزیزی هستین ک خداوند وسیله پیام رسانی اش قرار داده . ممنونم. پایدار باشین
به نام خداوند بسیار بخشاینده و بسیار مهربان
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم
و تمام دوستان خوب و مهربانم
در مرحله اول استاد عزیزم خیلی از شما و خانم شایسته عزیزم سپاس گزارم که همچین فایل بسیار زیبا و قشنگی سرشار فرکانس عالی برای ما تهیه میکنید
خب سوال :با مسائل و چالش هایی که در زندگی برامون رخ میده چه برخوردی در مقابل آن مسائل داریم ؟
در واقع من چه در گذشته چه در مسیر زیبایی که هستم هر مسائل و چالشی که برام رخ میده شاید در مرحله اول شاید ناراحت و یا کمی احساس ناتوانی بکنم ولی بعد از گذشت مدتی که در رابطه با آن مسائل فکر میکنم میبینم این مسائل و چالش ها فقط فقط برای افزایش یادگیری من و پیشرفت در مسیر زندگی قشنگم هستش و همون لحظه از خداوند بسیار مهربانم میخوام و مطمئنم که در این مسیر بهترین راه حل ها و بهترین اتفاقات زیبا رقم میزنه
من یک باوری که دارم و بسیار بهش پایدار هستم اینکه هر اتفاقی برای ما بیوفته به خاطر مدار و فرکانس خودمون هستش و جهان این چالش برای ما رقم زده فقط فقط برای پیشرفت و رشد در مسیر زندگیمون.
چون خودم تک تک این کلمات با جونم احساس و تجربه کردم. و خداوند همیشه بهم یاد داده که هر چالشی که برامپیش بیاد فقط به خودش توکل کنم و از خودش کمک بخوام و همیشه به بهترین شکل همه چی حل میشه .
خب بریم سراغ چالش هایی که من باهاشون روبه رو شدم و همه این چالش با توکل به خداوند مهربانم به بهترین شکل حل شد و من کلی خودم از آن ها درس های فراوانی یاد گرفتم
اولی من وقتی کنکور تموم شد و دانشگاه که قبول شدم خیلی علاقه شدیدی به کار کردن و مستقل شدن خودم داشتم و با اینکه تجربه کمی داشتم ولی رفتم توی اداره دولتی مشغول به کار شدم و با اینکه چالش های خیلی باحال اونجا تجربه کردم و کلی از اون تجربیات توی محل کار بعدیم استفاده کردم و خیلی خوشحالم
دومی چالش اینکه من کلی به خاطر دوره کنکورم کلی تپلی شدم و یکی از چالش من این بود که به وزن ایده آلم برگردم با اینکه من اصلا آدم اهل ورزشی نبودم و برای حل این چالش خداوند کلی منو در مسیر زیبا قرار گذاشتش و منو به سمت ورزش بدنسازی هدایت کردش و الان یکی از ورزش های مورد علاقم و تونستم به وزن ایده آلم برسم و کلی هیکل باحال بسازم خداروشکر
سومی چالش که در حال حاضر هم سعی برای حل کردش دارم و مطمئنم خداوند منو به بهترین مسیر هدایت میکنه اینکه من عاشق شغل معلمی هستم و یادمه از بچگی از هر فرصتی برای تدریس خصوصی به همکلاسی های خودم استفاده میکردم و من تا چند ماه دیگ مدرک لیسانس از دانشگاه تربیت مدرس خوارزمی میگیرم و مطمئنم خداوند منو به بهترین مدرسه هدایت میکنه و در این مسیر من سعی کردم این چالش بزرگ به کار های کوچیک تری تقسیم کنم مثل اول من سعی کردم فیلم های تدریس پایه اول و دوم و سوم دبستان ببینم و دومش کلی منابع امتحان آزمون استخدامی جمع آوری کردم و میخوام کم کم شروع کنم تا واسه سال دیگه آزمون استخدامی آموزش و پرورش بدم و مطمئنم قبول میشم و سوم اینکه کلی خودم مصاحبه های مختلف مربوط به این آزمون مطالعه کردم و دارم تلاشمو میکنم
خداروشکر که پروردگار مهربانم کلی منو در این مسیر زیبا هدایت میکنه و کلی هوامو داره
در آخر بازم از خداوند بسیار مهربانم سپاس گزارم که در بهترین زمان منو به سمت این فایل زیبا هدایت کردش و کلی از این فایل قشنگتون نهایت لذت بردم .
همه شما دوستان مهربانم و استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و مهربانم به خدای بسیار بزرگ و مهربانم میسپارم و امیدوارم همه دوستان به لطف پروردگار در بهترین و زیبا ترین مسیر زندگی قرار بگیریم و کلی از دنیای پر از زیبایی لذت ببریم .
با تشکر
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام حضور ارزشمند استاد عزیزم و همراهان گرامی
سوال: با چالشهای که در زندگی روبرو میشوی چه واکنشی داری ؟؟
اگر چالش با باورهای قبلی ام بود ، خداوند رو میدیدم که درحال مجازات من است، اره خدایی که فقط نگاه میکنه کجا خطا میکنم تا سریع حالم بگیره.
اما چالش ها با باورهای الانم :
چالش رو تضادی میبینم که میتونه بهم کمک کنه تا نقطه مقابل رو ببینم و خواسته ام رو درک و تجربه کنم.
در مجموع، سعی میکنم آرامشم رو حفظ کنم و به درک بهتری از موضوع برسم و عجولانه تصمیم نگیرم، و در ضمن فوری به یاد این می افتم چه درسی برام داره تا نتایج خوب اتفاق بیفته.
در مورد چالش های تکراری هم با توجه به فایل های ارزشمند استاد( الگوهای تکرار شونده)، تونستم کدهارو تغییر بدم و تا حد عالی نتایج خوب بگیرم.
خدارو بی نهایت شاکرم
در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
چالشی که خودم برای خودم ایجاد کردم پا گذاشتن تو راهیه که هیچی ازش خبر ندارم
کاری که فقط با شور و شوق، شروع شده ، باوری که بهم میگه وقتی حالت با اون خوبه ، میشه رشد کرد و نتیجه گرفت وخداگونه زندگی کرد.
اره شاید چالش جدی زندگی من این باشه که با اختیار از منطقه امن خودم خارج شدم و خیلی وقت ها برام ترس میاره که اگه نتونی رشد کنی چی ؟ و من به این افکارم میگم که دستم تو دست خدایی است که بشدت حمایتم میکنه به سمت خیر و خوبی ….
اگر از پس این چالش بربیام :
چه نعمت هایی برایم به ارمغان می آورد؛
بزرگترین نعمت حال خوبم هست و موفقیتم باعث آزادی زمانی و مالی می شود.
بر چه ترس هایی غلبه می کنم؛
ترس از محکوم بودن به شکست ، ترس از نشدن های بی اساس ، ترس از اینکه خانم ها توانایی کارهای بزرگ را ندارند ، ترس از شرک ، که ریشه همه ترس هاست
توکل من چقدر بیشتر می شود؛
میتوانم با باور موفقیت هام ، توکلی که در مسیر تجربه کردم رو سرلوحه تمام زندگیم کنم .
چه مهارت هایی در برخورد با این چالش یاد خواهم گرفت؛
مهارت های ارتباطی بالا، مهارت کنترل انتخاب، مهارت حل مسائل
چه توانایی هایی در من بیدار می شود و فرصت بروز می یابد؛
چشمه هایی از لطف خداوند که بصورت استعداد و توانایی در وجودم هست رو بیشتر درک و استفاده میکنم .
چه نعمت هایی به من داده می شود؛
ثروت های بی پایان مادی و معنوی ، انگیزه های زندگی و رشد بی پایان
چه پیشرفت هایی می کنم؛
با روح بزرگتری میتوانم الهام بخش حال خوب باشم ، پیشرفت های مادی که باعث میشه خیلی به خدا نزدیک بشم و کمی بفهمم این خدای بی نیازم ، چه حال خوبی داره …..
اره ریزه ریزه رفتن و ادامه و ادامه و ادامه و جایی که خدا باشه ، هدایت میکنه و حمایت میکنه برای موفقیت های ریز پشت هم، تا راضی بشیم .
بینهایت از استاد عزیزم بابت تمام رحمت های ارزشمندشون سپاسگزارم
در پناه خدا ناب ترین هارو تجربه کنید
استاد سلام و ارادت.
عجب فایلی هست.
یعنی من خودم وقتی به زندگی خودم نگاه کردم دیدم تقریبا تمام زندگی بخاطر همین موضوع که نه حالا مدرک ندارم، حالا اینو بلد نیستم، حالا اونو بلد نیستم و و و … خیلی کارها را انجام ندادم و حتی شروع نکردم. خیلی جاها نرفتم تو دل مسائل.
چقدر عالی بود این فایل. یه امیدی را در دلم دوباره بیدار کرد که ببین، درسته الان یه سری موضوعات را نمیدونی، اما میتونی شروع کنی.
چقدر فراموش کردم. خداروشکر شما شروع کردید این فایلها را روی سایت گذاشتن.
استاد همونطوری که گفتم توی خیلی از موضوعات شده که من بخاطر همین دلایل نادرست، یه سری کارها را انجام ندادم.
خیلی عالی عملکردم طی این یکسال و 7 ماه، نتایج مالی ام بسیار عالی بوده، نتایج سلامتی ام بسیار عالی بوده، نتایج روابطم بسیار عالی بوده، نتایج کلی زندگی ام و احساس خوبم در کل بهتر بوده است.
یه سری موضوعاتی هست که پاشنه آشیل من هست و خب چند وقتی هست که درگیرش هستم و این نکته که وقتی بعضا نمیتونم از پس ذهن بر بیام، بیخیالش میشم. که خود این بیخیال شدن باعث احساسات نازیبا میشه در وجود من.
بنابراین تصمیم گرفتم تمرکز و توجهم را ذارم روی توانایی هایم. روی کارهایی که توش خوبم و سعی کنم مسیر را طی کنم. هر جایی ایراد دارم آرام آرام مسیر بهم گفته میشه و حلش میکنم، یاد میگیرم و …
مثلا توی معرفی و آگهی تبلیغاتی یکم سختمه، بینهایت قضاوت مردم واسم تو اینکه بخواهم برم تو یه جمع غریبه و صحبت کنم مهمه. خب وقتی میرم که خودمو معرفی کنم حتی بخاطر اون رفتن هم سپاسگزاری میکنم. بالاخره به قول شما تو جلسه 3 یا 4 قدم 12 همین عمل کردن هست. حالا نتیجه نداشته اشکالی نداره. بالاخره حرکت رو زدم. فهمیدم که باید شروع کنم و اینجا را تغییر بدهم. البته که کار سختیه ولی هر روز با عبارات تاکیدی دارم آسان ترش میکنم توی ذهنم.
استاد من با چالش هایی که و پیش روم هست با توجه به آموزشهایی که دیدم از شما تا الان سعی میکنم، تکرار میکنم سعی میکنم دیدم را مثبت کنم. و همون لحظه سوال خوب بپرسم. تو همین برنامه استاد عباسمنش داره همین کارو میکنه. سوال مناسب میپرسه.
این کاری هست که باید یاد بگیرم. سوال خوب بپرسم. درست مثل وقتی که یک نفری میاد و در مورد موضوعات نازیبا میخواهد صحبت کند و من با یک سوال مناسب میتونم شرایط را به سمتی هدایت کنم که میخواهم.
این کار درست و صحیحی هست.
استاد من وقتی به یک چالشی بر میخورم سریعا میگم خب حالا برای حل این مسئله چه کاری باید انجام بدهم؟
تمرکزم را میگذارم روی اون موضوع.
موضوعی که یادم میره و فکر کنم سوال بهتری هم باشه و کامل تر اینه:
برای حل این مسئله چهکاری باید انجام بدهم؟ از این موضوع چه درسی میتونم بگیرم؟
چیکار کنم که دوباره این ناخواسته اتفاق نیافتد؟
اینها سوالات مهم و خوبی هست.
همین دیشب من یک اشتباهی انجام دادم که صبح پدر زنگ زد و گفت پمپ آب سوخته و کلی آب از دیشب تا الان هدر رفته.
خلاصه اولش یکم احساسم نازیبا شد.
بعد به خودم گفتم ببین، اشتباه را که همه میکنند. این یه موضوع منطقی هست. اشکالی هم نداره.
چیکار کنم این اشتباه دوباره نشه؟ بجای لامپ معمولی که نشون میده پمپ روشن هست، از لامپ گردان و یا چشمک زن استفاده کنم و یا مورد بهتر از یک اتوماتیک استارت استفاده کنم که به محض بسته شدن شیر آب پمپ اتوماتیک قطع بشه.
اینجوری درصد خطا خیلی پایین میاد و این موارد رخ نمیدهد.
یکبار هزینه میکنم و کلی سود میکنم.
استاد این از اون دست فایل هاست که من بارها باید گوش بدهم. به دلیل اینکه تمرکزم روی دوره 12 قدم هست، حتما بعد از اتمام این دوره و آماده کردن چک آپ فرکانسی ام، روی این سلسله فایل ها تمرکز میکنم.
عاشقتونم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خدای مهربانم به نام خدای قدرتمند و هدایتگرم سلام به استاد عباس منش عزیزم سلام به مریم جان جانان صبح روز قشنگتون بخیر و شادی
ان شاالله امروز بهترین روز خدا برای زندگیتون باشه البته هر روز بهترین روز ست اینکه ما با افکار درست و باورهای درست اونو زیبا بسازیم خیلی مهم ست خدایا شکرت سپاسگزارتم
سوال اول : وقتی در زندگی به چالشی یا مشکلی بر میخوریم چه بر خورد و با دیدگاهی داریم ؟من الان 49 سالمه 19 سالگی ازدواج کردم با فردی نظامی و در شهر غریب و دوری رفتم اول زندگی برام خیلی سخت بود هر مشکلی برای من یا زندگیمپیش میومد بشدت میترسیدم و یا ازش فرار میکردم چطوری
تا همسرم میخواست دربارش صحبت کنه من بهونه میآوردم یه جورایی از حرف زدن دور میشدم مثلا میگفتم دربارش حرف میزنی من حالم بد میشه نمیتونم اذیت میشم بعد همسرم میگفت خب باید راه حلش رو بگردیم پیدا کنیم من میگفتم نه من نمیتونم همینطور ادامه داشت چون من اعتماد به نفسم پایین بود من ایمان و توکل به خدا نداشتم اگه هم داشتم کم بود یه ریز میترسیدم
تا مسله ای چند ساله پیش برای ازداوج دخترم پیش اومد و خیلی اذیت شدیم از همه لحاظ و اونجا هم میترسیدم تا همسرم میومد با من صحبت کنه فرار میکردم
یکی از اقواممون تو این مسیر و استاد عزیز رو میشناخت ما رو راهنمایی کرد
و از اون سال به بعد آروم آروم روی خودمون کار کردیم و کار کردیم و تا آرامش رو آوردیم به زندگیمون و مشکل رو سپردیم به خداوند روی ایمان و توکل کار کردیم و بهبود بخشیدیم و خداوند برامون درست کرد اینم نتیجه آرامش و ایمان و توکل به خداوند بزرگ و قدرتمند و مهربان
الان اگر هر مسله ای برامون پیش میاد میگم این میخواد به ما چیزی رو بفهمونه حتما خیره شاید میخواد مسیر درست رو به ما نشون بده از این طریق روی شخصیت و عزت نفسمون هنوز داریم کار میکنیم و تا ابد ادامه داره تا زنده هستیم
چون وقتی از این دیدگاه درست نگاه میکنی که شاید خیری در آن هست و از خداوند راه حلشو میخوای هم ایمان در قلبت زنده میشه هم آرامش داری ونمیترسی و وقتی آرامش داری خداوند دست به کار میشه و جوری برات درست میکنه که اگر هزار نفر هم جمع میشدن نمیتونستن اینطور قشنگ و راحت جوابشو پیدا کنن و بعد همه چیز به نفع تو پیش میره خدایا شکرت سپاسگزارتم استاد سپاسگزارتم بابت اینکه ما رو آگاه میکنی و هر زمان فایلی میذاری یه زنگی در گوش ما به صدا در میاد که کبری هواست جمع کن ایمانتو از دست نده که او قدرت مطلق ست با او به همه چیز میرسی
من همیشه هر روز صبح از خداوند دعوت میکنم بیاد به زندگیم وبه کسب و کارم یه سری بزنه هر روز از خداوند میخواهم به آگاهیهایم بیفزایم که بتونم ایمان و توکلم و بهبود ببخشم و هر روزم از روز دیگه ام بهتر باشه
استاد عزیزم ممنونتم سپاسگزارتم تنی سالم و ثروت زیاد زیاد بهت بدهد
خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیز و دوستان خوب
واقعا خدا را سپاسگزارم برای وجود چنین منبعی که مانند خورشید بی دریغ و بدون هیچ چشمداشتی می بخشد!!
واقعا مطالب به قدری عالی هستند که اگر کسی در مدارس باشد و درک کند و باور کند و به ایمانی که به عمل می آورد برسد شخصیتش فوق العاده قدرتمند به دست می آورد
بسیار سپاسگزارم بسیار…
سوال این قسمت این بود که
در برابر مسائل و چالشهای زندگی چه برخوردی دارم؟!
من حدود یکسال هست که هم از محصولات و هم از مطالب دانلودی بسیار استفاده کرده ام و روزی نیست که یک موضوع را انتخاب نکنم و با گوش دادن به فایلها روی خودم کار نکنم
و خیلی خیلی تغییر در خودم می بینم
والان خیلی بهتر از یکسال پیش هستم
هفته پیش من می خواستم برای گسترش تجارتم یک سرمایه گذاری بزرگ بکنم ولی با اینکه شرایطش را داشتم اما فکر کردن بهش باعث می شد اظطراب و نگرانی زیادی پیدا کنم
ولی قدمی بود که مدام توی سرم تکرار می شد
بالاخره بعد یک هفته به خودم اومدم و دوره لیاقت و دوره روانشناسی ثروت را بارها و بارها گوش کردم
و احساس کردم یک قدرتی گرفتم و بعد از خودم پرسیدم چرا نمی خوام حلش کنم و چرا فرار می کنم
و به این نتیجه رسیدم که ترس از ناشناخته بودن این مسیر دارم
بنابر این رفتم با چند نفر که متخصص بودند مشورت گرفتم و با خودم هم یه خلوتی کردم و به خودم گفتم اگه بشه چی میشه و بعد روی باورهام درباره ایمان به خدا و یاری اون کار کردم و بالاخره انجامش دادم
و چقدر آرام شدم و چقدر اعتماد به نفس گرفتم
چقدر احساس قدرت می کنم
با اینکه هنوز آخرش مشخص نیست ولی این به من شجاعت کارهای بزرگ را داد
خدا را شکر…
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان خوبم
استاد وقتی متوجه شدم قسمت دوم و تو سایت گذاشتین چقدر خوشحال شدم و واقعا سپاسگزارم البته دوست دارم به گفته هاتون عمل کنم و با عمل کردن و پیشرفت کردنم این سپاسگزار بودن و بیشتر نشون بدم
و میدونم که هدف شما هم جز این نیست
استاد پارسال همین موقع که با سایت شما اشنا نبودم
و هیچ چیزی از قانون نمیدونستم
به یه چالش برخورد کردم
چالش رابطه ای نامناسب با همسرم
به جای اینکه حلش کنم ( راه حلش هم این بود که روی خودم کار کنم و مشکل اصلی خودم بودم نه همسرم )
به خودم هم ضربه زدم و روز به روز حال روحیم بدتر و بدتر شد
در صورتی که اگه حلش میکردم و روی خودم کار میکردم
یه زندگی عالی و تجربه میکردم با کلی درس و پیشرفت.
خدا رو شکر که با شما اشنا شدم و تونستم تا حدودی رابطه ای عالی رو خلق کنم
و الان چالشی که دارم اینه که کاملا مستقل از همسرم باشم
یعنی خودم به درامد برسم بدون کمک همسرم
راه حلش هم اینه که باید روی علاقم کار کنم روی توانمندیهام روی استعدادم باید ایمانم و قوی کنم
یه چالش که داخل همین چالشه اینه که روی باوری که همسرم اجازه نمیده از علاقم درامدزایی کنم، کار کنم
و راه حلش : باید ایمانم و روز به روز قوی تر کنم ، قدرت و بدم فقط و فقط به خدا
به قانون عمل کنم ، احساسم و خوب نگه دارم
بدون توجه به این باور روی علاقم کار کنم
حتی شده روزی یک ساعت ولی هر روز استمرار داشته باشم
تمرکز داشته باشم تا بتونم پیشرفت کنم
باید حتما بیشتر و بیشتر روی عزت نفسم کار کنم
روی احساس لیاقتم کار کنم
استاد من از وقتی با شما اشنا شدم خیلی از چالش های زندگیم و حل کردم و همیشه دنبال این بودم که ازشون درسی بگیرم و از شما یاد گرفتم که وقتی چالشی و حل کنم پاداششو حتما میگیرم .
از پس اینم حتما بر میام
چون من خالق شرایط و زندگیم هستم
و میخوام بهترین زندگیو برای خودم خلق کنم
بدون هیچ وابستگی و با توکل به خدا