اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنونم و سپاسگزارم برای فایلهای آموزشی عالی و مفید و آگاهی که در اختیارمون گذاشتین و تشکر میکنم بابت زحمات شما و مریم جان و وقتی که برای آماده کردن فایل ها میگذارید.
الگوهای تکرار شونده قسمت 8
یکی از ترس های من ترس از شکست و نرسیدن به خواسته ام هست من میترسم در بازارهای مالی ضرر کنم و به همین علت خیلی آهسته پیش میروم با اینکه آموزشهای لازم رو دیدم و مهارت مناسب و خوبی پیدا کردم برای کسب درآمد دلاری ولی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و ترسی که دارم و اینکه هر دفعه که معامله باز میکنم اول به دنبال ضررش هستم تا سود ، این موقعیت خوبم رو به تاخیر میاندازم و به دنبال موقعیت بهتر هستم .
ترس دیگری که دارم ترس از انتقاد هست و خیلی سریع بهش واکنش نشان میدهم و نمیتونم خودم رو کنترل کنم و مدام فکرم رو درگیر میکنه .
ترس دیگری که دارم ترس از شرایط و مکان های جدید هست و افراد غریبه ای که میبینم و نمیتونم باهاشون ارتباط راحتی داشته باشم البته که در این مورد به خاطر گوش دادن به فایل های استاد بهتر شدم و روابط اجتماعی خوبی هم برقرار میکنم ولی بیشتر باید روی باورهام کار کنم.
ترس از اشتباه کردن هم یکی دیگه از ترسهام هست میترسم کاری که میکنم اشتباه باشه و منجر به شکست شود که نهایتاً همان ترس از انتقاد و شکست هست. ترس دیگه ای که یادم افتاد ترس از نه شنیدن هست خیلی وقت ها حرفی را نمیزنم و یا خواسته ام رو نمیگم که مجبور به شنیدن نه نباشم …
بخاطر این ترس خیلی در تصمیمگیریهام تردید و شک دارم و خیلی زمان میبره تصمیم بگیرم و بازم نگرانم نکنه اشتباه کرده باشم.
نکنه راه بهتری هم بود؟
نکنه از اعتمادم سوگ استفاده بکنن و…
از شکت خوردن میترسم چون یکبار منو از اوج اورد پایین و تمام اندوخته سالیانم رو نابود کرد.
دومین ترسم ،ترس از روبرو شدن با ادمهاییه که باهاشون مشکل دارم.
درواقع چه از من قوی تر چه ضعیفتر باشن،از روبرو شدن باهاشون فرار میکنم.
آدم یوقتایی خودشو قانع میکنه که مثلا بخاطر اعراض از ناخواستس یا بهونه های دیگه
یا در مورد ترس از اشتباه خودمو قانع کنم که خب باید آدم مواظب باشه اشتباه نکنه ولی وقتی توی این فایلها ،کالبدشکافانه بهش فکر میکنیم ،میبینیم که بله یه ترسه،یه ترمزه،یه گیریه که یه عمری دنبالته و داری ازش فرار میکنی یا باهاش روبرو نمیخوای بشی.
چقدر واقعا روی خودتون کار کردین استاد .
احسنت به شما
چقدر جای کار داریم ما
اینارو باید توی روند تکاملمون در نظر بگیریم تا بفهمیم شما استاد چیکارا کردین و چه راهایی رفتین تا به اینجا رسیدین.
من الگویی که دارم اینه که هر کاری میکنم کار مردم رو سر تاریخ و تایمی که گفتم تحویل بدم نمیشه با تأخیر تحویل میدم و هر بار هم به بهانه هایی متفاوت یک بار تراشکار کار دیر تحویل میده یک بار لوازم فروش لوازم رو دیر میفرسته یا فراموش میکنه بفرسته یا موتوری دیر میاره یا بار اشتباهی تحویل داده میشد یا یه کاری برا خودم پیش میاد خلاصه هر بار دلیله عوض میشه و این اتفاق میوفته
تا وقتی که روی خودم کار می کنم پول هست و پول میاد و تقریبا خوبه
ولی وقتی روی باورهای ثروت سازم کار نمی کنم و اصلا انگاری یادم می رود . از پول خبری نیست که نیست.
با دیدن فایل تصویری این را در خودم متوجه شدم که پول درآوردن را دایمی در خودم دریافت نمی کنم بلکه همیشه کم کم و ماهی و دو ماهی یه مقدار است
و همینه که مثلا برای خریدن یه سرویس طلا پولش را ندارم چون باورهای ثروت ساز را دایمی کار نکردم
و حتی خوشحالی دارد که اگر پیوسته کار کنم و بشود جزیی از وجودم همیشه پول دارم و کم کم با قانون تکامل می تونم در رده ی افراد ثروتمند همیشه و همیشه و همیشه باشم و بمونم
دوستان بهترین چیزی که ما خودمان از ترس رها کنیم وفاصله بگیریم از ترس هامو، که یک دوست پا وخوب وبزرگی داریم،اون دوست کیه؟بله اون دوست فقط فقط خداست،، خدا رو کنار خودمون،پشت پناه خودمون بدانیم مثل حس مادی در کنار ما هست بدانیم همه جا باهاش میریم وهیچ ترسی نداریم بدانیم با وجود خدادلم قرص کنیم وخودمان بزرگتر واز همه خوبتر واز همه بالاتر بدانیم وبگیم این جهان رو خدا برای ما آفریده است.یادبگیریم یاد بگیریم خدا کنارما هست .
سلام ترس من همیشه این بوده که دیگران تردم کنند وبابت آن هر زحمتی را به خودم میدادم که آنها را راضی کنم واین فشار چه بیهوده بود.
الان هم همینطور هستم اما کمی بهتر شدم مثلا اگه وقت رفتن به خانه عزیزانم را نداشته باشم با وجود اینکه سختم هست اما نمیرم.
یا اگه در مود این نباشم که به عزیزی زنگ بزنم اولویت خودم باشم این کار را میکنم درسته سخته وهنوز ذهنم با من کلکل میکنه که چرا مثل قبل رفتار نمیکنم اما من این اسب چموش را به سختی رام میکنم وکار درست رو انجام میدم
سلام به استاد و مریم شایسته عزیز :))
تاحالا به ترسام فکر نکرده بودم
ولی الان دیدم وای! چقدر ترس دارم!
برای مثال :
من از ارتفاع میترسم.: با اینکه میترسم ولی بازم بالای پشت بام میرم. تا حالا بالای کوه هم زیاد رفتم ولی بازم اگر به سمت پایین نگاه کنم میترسم
از اینکه دیر بیان دنبالم میترسم مثلا وقتی
کلاسی..جایی..میرم اگر مامانم یا بابام قرارع بیان دنبالم مثلا اگر پنج یا ده دقیقه دیر کنن میترسم وعصبانی میشم ( ریشه این ترس عجولیه
از دعوا جر و بحث و صدای بلند میترسم
وقتی یک درخواستی دارم از بابام از واکنش و اینکه جواب نفی بده میترسم
ازین که یک جا دیر برسم میترسم
ازین که یک مسابقه ای چیزی باشه و من مریض باشم و نتونم شرکت کنم میترسم
ازین که شکست بخورم موفق نشم میترسم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و گرامی
ممنونم و سپاسگزارم برای فایلهای آموزشی عالی و مفید و آگاهی که در اختیارمون گذاشتین و تشکر میکنم بابت زحمات شما و مریم جان و وقتی که برای آماده کردن فایل ها میگذارید.
الگوهای تکرار شونده قسمت 8
یکی از ترس های من ترس از شکست و نرسیدن به خواسته ام هست من میترسم در بازارهای مالی ضرر کنم و به همین علت خیلی آهسته پیش میروم با اینکه آموزشهای لازم رو دیدم و مهارت مناسب و خوبی پیدا کردم برای کسب درآمد دلاری ولی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و ترسی که دارم و اینکه هر دفعه که معامله باز میکنم اول به دنبال ضررش هستم تا سود ، این موقعیت خوبم رو به تاخیر میاندازم و به دنبال موقعیت بهتر هستم .
ترس دیگری که دارم ترس از انتقاد هست و خیلی سریع بهش واکنش نشان میدهم و نمیتونم خودم رو کنترل کنم و مدام فکرم رو درگیر میکنه .
ترس دیگری که دارم ترس از شرایط و مکان های جدید هست و افراد غریبه ای که میبینم و نمیتونم باهاشون ارتباط راحتی داشته باشم البته که در این مورد به خاطر گوش دادن به فایل های استاد بهتر شدم و روابط اجتماعی خوبی هم برقرار میکنم ولی بیشتر باید روی باورهام کار کنم.
سلامت و شاد و ثروتمند باشید در پناه خدا
ترس از اشتباه کردن هم یکی دیگه از ترسهام هست میترسم کاری که میکنم اشتباه باشه و منجر به شکست شود که نهایتاً همان ترس از انتقاد و شکست هست. ترس دیگه ای که یادم افتاد ترس از نه شنیدن هست خیلی وقت ها حرفی را نمیزنم و یا خواسته ام رو نمیگم که مجبور به شنیدن نه نباشم …
بنام خدای مهربان سلام اساتید گلم.
بزرگترین ترسم،تر از اشتباه کردنه.
بخاطر این ترس خیلی در تصمیمگیریهام تردید و شک دارم و خیلی زمان میبره تصمیم بگیرم و بازم نگرانم نکنه اشتباه کرده باشم.
نکنه راه بهتری هم بود؟
نکنه از اعتمادم سوگ استفاده بکنن و…
از شکت خوردن میترسم چون یکبار منو از اوج اورد پایین و تمام اندوخته سالیانم رو نابود کرد.
دومین ترسم ،ترس از روبرو شدن با ادمهاییه که باهاشون مشکل دارم.
درواقع چه از من قوی تر چه ضعیفتر باشن،از روبرو شدن باهاشون فرار میکنم.
آدم یوقتایی خودشو قانع میکنه که مثلا بخاطر اعراض از ناخواستس یا بهونه های دیگه
یا در مورد ترس از اشتباه خودمو قانع کنم که خب باید آدم مواظب باشه اشتباه نکنه ولی وقتی توی این فایلها ،کالبدشکافانه بهش فکر میکنیم ،میبینیم که بله یه ترسه،یه ترمزه،یه گیریه که یه عمری دنبالته و داری ازش فرار میکنی یا باهاش روبرو نمیخوای بشی.
چقدر واقعا روی خودتون کار کردین استاد .
احسنت به شما
چقدر جای کار داریم ما
اینارو باید توی روند تکاملمون در نظر بگیریم تا بفهمیم شما استاد چیکارا کردین و چه راهایی رفتین تا به اینجا رسیدین.
بازم خوبه ما الگویی مثل شما داریم
شکرت خدای بخشنده و مهربانم
سپاسگذارم استاد
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان
من الگویی که دارم اینه که هر کاری میکنم کار مردم رو سر تاریخ و تایمی که گفتم تحویل بدم نمیشه با تأخیر تحویل میدم و هر بار هم به بهانه هایی متفاوت یک بار تراشکار کار دیر تحویل میده یک بار لوازم فروش لوازم رو دیر میفرسته یا فراموش میکنه بفرسته یا موتوری دیر میاره یا بار اشتباهی تحویل داده میشد یا یه کاری برا خودم پیش میاد خلاصه هر بار دلیله عوض میشه و این اتفاق میوفته
به نام خدا
من در مورد پول در آوردن الگوهای یکسان دارم
تا وقتی که روی خودم کار می کنم پول هست و پول میاد و تقریبا خوبه
ولی وقتی روی باورهای ثروت سازم کار نمی کنم و اصلا انگاری یادم می رود . از پول خبری نیست که نیست.
با دیدن فایل تصویری این را در خودم متوجه شدم که پول درآوردن را دایمی در خودم دریافت نمی کنم بلکه همیشه کم کم و ماهی و دو ماهی یه مقدار است
و همینه که مثلا برای خریدن یه سرویس طلا پولش را ندارم چون باورهای ثروت ساز را دایمی کار نکردم
و حتی خوشحالی دارد که اگر پیوسته کار کنم و بشود جزیی از وجودم همیشه پول دارم و کم کم با قانون تکامل می تونم در رده ی افراد ثروتمند همیشه و همیشه و همیشه باشم و بمونم
خدایا شکرت
درود
به استاد گرامی عباس منش
و به تمامی همراهان عزیز
= بنده در مسایل اقتصادی از ملک گرفته تا بورس یا طلا و غیرو ممکن است ضرر نکرده باشم ولی در این دوران تورم زا مرتبا درجا زدم.
= در روابط عاطفی همواره احساس میکنم ، یکی دو پله از طرف مقابل عقب تر هستم .
= در روابط جنسی (همسر) همواره ترس از عدم ارضای طرف مقابل دارم که چه واکنشی خواهد داشت.
= ترس از طرد شدن بیشتر از قبل در مقابل همسر داشته لذا همواره سعی دارم کمتر با ایشون وارد بحث شوم .
= در قرارها همیشه سعی در بموقع رسیدن و حتی رسیدن قبل از موعد مقرر دارم.
= در روابط با افراد کم سن تر همواره تاثیر گذاری موفق داشته چرا که احساس رضایتمندی رو از چهرشون میشه دید
= در کارهای اجرایی ، بعنوان مثال در مجموعه هفتصد نفری اگه نفر اول نبودم ، نفر دوم حتما بودم .
سلام دوستان عزیز وهم درد
دوستان بهترین چیزی که ما خودمان از ترس رها کنیم وفاصله بگیریم از ترس هامو، که یک دوست پا وخوب وبزرگی داریم،اون دوست کیه؟بله اون دوست فقط فقط خداست،، خدا رو کنار خودمون،پشت پناه خودمون بدانیم مثل حس مادی در کنار ما هست بدانیم همه جا باهاش میریم وهیچ ترسی نداریم بدانیم با وجود خدادلم قرص کنیم وخودمان بزرگتر واز همه خوبتر واز همه بالاتر بدانیم وبگیم این جهان رو خدا برای ما آفریده است.یادبگیریم یاد بگیریم خدا کنارما هست .
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان و
دوستان خوبم
قسمت هشتم از الگوهای تکرار شونده ،ترس
از چه چیزهایی میترسیم
1)از شکست خوردن میترسم
2)از موفقیت هم میترسم چون وقتی موفق میشوم
کلی توجه جلب میکنم و از اینکه نتوانم موفق بمانم بیشتر میترسم
3)از اینکه تایید نگیرم میترسم
4)از طرد شدن و تحقیر شدن در روابط میترسم
5)از تنهایی و سکوت میترسم
6)از اینکه شب تنها بخوابم میترسم
7)از حشرات سوسک ،مامولک وموش میترسم
8)از بیمار شدن وحشتناک میترسم
9)از پیری و چروک شدن و موی سفید میترسم
10)از اینکه کسب و کاری را شروع کنم میترسم
11)از اینکه مشتری نداشته باشم میترسم
12)از حرف مردم میترسم
13)از بی خوابی و افسردگی میترسم
14)از افراد معتادو از اعتیاد میترسم ، ازاعتیاد به داروها میترسم
15)از چک آپ سلامتی میترسم که سالم نباشم
16)از اینکه عزیزانم رو از دست بدم شدیداً میترسم
17)از کچلی میترسم
18)از چاقی مفرط و لاغری مفرط میترسم
19)از انتقاد و تحقیر و مسخره شدن میترسم
20)از فیلم های بزن وبکش و خون آشامی و زامبی میترسم
21)از اینکه گم بشم و تنهایی در جنگل وکوه میترسم
22)از اینکه مولد نباشم وناتوان و محتاج کمک بقیه باشم میترسم
23)از فقر و بی پولی به شدت میترسم
24)از اینکه به خواسته ها و آرزوها یم نرسم و بمیرم میترسم
25)از اینکه تنهایی با تاکسی خارج شهر برم میترسم
26)از اینکه همسرم بمیره و مسولیت بچه ها و
زندگی با من باشه میترسم
27)از دعوا و فحاشی و کتک کاری به شدت میترسم
28)از اینکه با اینهمه شرک و ترس و بی ایمانی
بمیرم خیلی خیلی خیلی میترسم
سلام شهناز عزیز
همه انسانها مادر زادی ترسی نداشتند .
این ترسها افکاری هستند که تو ناخودآگاه ما نقش بسته اند و واقعی نیستند.
هر چه روی دوره عزت نفس و دوره لیاقت کار کنیم ترسها کوچیک وکوچیکتر میشن و حتما برای شما هم همینطور بوده.
جلسه 4 دوره لیاقت میتونه تمام ترسها رو آب کنه از بین ببره
من خودم هر چی دنبال موضوع جلسه 4 لیاقت گشتم ترسهام کمتر شده و امیدوارم به از بین رفتن تمام ترسها
از تو میخواهم تمرکز کنی روی جلسه 4 و نتیجه رو برای من هم بنویسید.
سلام ترس من همیشه این بوده که دیگران تردم کنند وبابت آن هر زحمتی را به خودم میدادم که آنها را راضی کنم واین فشار چه بیهوده بود.
الان هم همینطور هستم اما کمی بهتر شدم مثلا اگه وقت رفتن به خانه عزیزانم را نداشته باشم با وجود اینکه سختم هست اما نمیرم.
یا اگه در مود این نباشم که به عزیزی زنگ بزنم اولویت خودم باشم این کار را میکنم درسته سخته وهنوز ذهنم با من کلکل میکنه که چرا مثل قبل رفتار نمیکنم اما من این اسب چموش را به سختی رام میکنم وکار درست رو انجام میدم