این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/05/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-05-17 01:02:472023-05-20 21:42:41هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هزار ماشالا ب شما.واقا بنازم غیرتتونو ک هر حرفی میزنین پاش میمونین و انجامش میدین..
استاد،،بغیر از موفقیتای کوچیک و بزرگی ک بدست آوردم،،بزرگترین موفقیت من آشنایی و هدایت شدنم به این مسیر و خلق زندگیم،،آگاهی از قوانین خدا بوده ک خداوند همه ی این آگاهی ها رو از طریق شما ب من نشون داد…خدا منو هدایت کرد و من رو با شما آشنا کرد تا از طریق شما با من صحبت کنه و هم از طریق قلبم و شما،،منو هدایت کنه..
سه سال پیش وقتی برای اولین بار با این قانون و مسیر آشنا شدم،،حس میکردم ک دروازه عظیمی بروم باز شده تا ب هر چی ک میخوام برسم،و زندگی دلخواهمو داشته باشم..و خدارو هزار مرتبه شکر،،الان در مسیر خلق زندگی دلخواهم هستم..
من موفق شدم ک تو این مسیر بمونم،با وجود تمام مقاومت های ذهنی و دلسرد شدنا..
من انگیزمو،با تصور اینکه به هرانچه ک خواستم رسیدم،،و اینکه من خالق زندگیمم و همه چیز زندگیم دست خودمه حفظ کردم..
از بچگیم به نشونه ها ایمان داشتم.،هرچند این ایمان با بزرگتر شدنم کم شد ولی دوباره با تفکرات درست راجب خداوند،،و گفتن اینکه خدا توی قلب منه و منو هدایت میکنه،،باور کردم و ب قلبم اعتماد کردم چون مطمعن بودم خدا حواسش به منه و هرموقه ک از خداوند هدایت خواستم بصورت آگاهانه و یا ناخودآگاه،،اون منو با نشونه هاش هدایت کرده.
نجواهای منفی توی ذهنم میگفتن ک تو نتیجه نمیگیری و بیخیال شو و نجواهای دیگ رو وقتی سراغم میومدن،،با گفتن این حرفا ب خودم،کنترلشون میکردم،،اینکه اگه نتیجه ای نیست من ب اندازه کافی رو خودم کار نکردم وگرنه جهان ایرادی در کارش نیست…ب فایلهای شما بارها گوش میکردم و میکنم
و افکارم رو مینوشتم روی کاغذ و مخالفشون رو با منطق به ذهنم میفهموندم و به خودم ایرادی زندگیمو نشون میدادم و میگفتم ک ببین،،اگه اینجوریه این باور رو راجبش داری و خودمو قانع میکردم ک اتفاقات زندگیم حاصل باورای خودمه..
با دیدن زندگی شما،،شما رو الگو قرار دادم،و افراد موفق دیگه ای ک از هیچ ب جایگاه های عالی رسیدن،،این باور رو در من تقویت میکنه ک میشه به هر چی ک خواست رسید،به قول شما فقط باید باورهای درست داشت و مثه اون فرد عمل کرد..
و من در حال حاظر،همیشه روی باوران کار میکنم…قبلاً سرعتم کم بود ولی دارم روز ب روز بهتر و سریعتر میشم..
و من الان بهتر درک کردم ک برای حفظ انگیزم،،دریافت هدایت ها و نشونه ها،،،دیدن و درک هدایت ها و نشونه ها و عمل بهشون،،باید باورای درست رو همیشه ساخت و با داشتن باورای درست،،عملکرد درست رخ میده،،نتایج درست میشن و با دیدن نتایج خوب انگیزه بیشتر میشه،،احساس خوبتر میشه و با احساس خوب هدایت ها دریافت میشن،،برای کنترل نجواها باید آگاه باشیم ک نجوای منفی از شیطانه و اگاهانه گفتگوهای مثبت بسازیم و تکرار کنیم با خودمون،،و با تغییر باور ها و عمل ب ایده ها و کنترل آگاهانه نجواها و ورودیها،،و ساختن عادات جدید،،خودمون ب الگوی موفقی برای دیگر افراد تبدیل میشیم..
فقط باید باورهامونو تغییر بدیم در جهت مثبت و آگاهانه افسار زندگیمون رو در دست بگیریم..
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی
استاد عزیزم روزی نیست که بابت وجود شما و خلق شما و هدایت من به مسیر شما خدایم را هزاران هزاران بار سپاسگزاری نکرده باشم و الان در محضر خودتون بازهم رب خودم را بابت هدایتم به این مسیر شاکرم و بوسه بر دستانتان می زنم .
من حدودا یکسال هست با سایت شما و دوره های شما آشنا شدم و دوره های زیادی خریداری کردم و انصافا با علاقه مطالب و توصیه های شما را در زندگیم به کار بردم اما امان از ذهن نجواگر امان از کمال گرایی که از کودکی بر روی ذهنم رفتارم و کردارم حکومت می کرد این یکسال با اینکه نتیایج زیادی ندیده بودم اما تمام اصول را تا جایی که تکاملم را طی کرده بودم رعایت می کردم سعی می کردم ستاره قطبی را با تمام مقاومت های ذهنی که داشتم انجام بدم هدف گذاری کردم با تمام سوالاتی که در ذهنم داشتم و مدام در پی حل کردنش بودم دریم بوردم را روی دیوار زدم و خواسته هایم را به تصویر کشیدم و اماا اشتباهم تعیین ددلاینی بود که مثلا شش ماهه گذاشتم و به یکسری خواسته ها رسیدم اما به خواسته های اصلی تا زمان ددلاین نرسیدم کمی سرد شدم ذهن نجواگرم تا مدتی بهم حکومت می کرد اماا دیدم نه حالی که اون روزها با وجود مبتدی بودن و داشتن ایراد قابل مقایسه با این روزهایم نیست و دوباره استارتم را زدم اما این بار با تجربه و جالبه اسفند ماه دوره قانون سلامتی را خریداری کردم وای خدایا در عرض سه ماه شانزده کیلو تا الان کم کردم اما این کاهش وزن کمترین نتیجه اش کاهش وزنم هست اعتماد به نفسم انرژی زیاد من خواب کمتر حال خوب و مهم نبودن نظر دیگران تا این اندازه برام غوغایی در درونم به پا خوااست که همش میگم پس من دیگه میتونم کوه را جابجا کنم و اما یکی از نجواهای ذهنی من رسیدن به هدف مورد نظر در ددلاینی که ذهنم برام درست می کرد بود و اگر در ددلاین مورد نظر نمی رسدم عجیب موفق میشد من را بنده خودش کنه در دریم بورد من اندام این روزهایی که الان دارم تجربه می کنم را گذاشته بودم اما برایم غیرقابل تصور بود و ذهن من نمی توانست قبول کنه اما من کاری به ذهنم نداشتم و فقط هر روز اون تصویر را می دیدم و اما بعد از یکسال به اون اندام رسیدم الله اکبر خدایا شکرت.
و اینکه همیشه در دوره دوازده قدم منتظر بودم استاد در پایان قدم دوازده به اندام ایده ال رسیده باشه و وقتی دیرتر از تایمی که من متصور بودم رسید و نتیجه اش را دیدم به خودم گفته شادی ببین پس اصل قانون اینه پس برای استاد هم این مسیله صادقه چون نجوای ذهنی دیگری که این مدت زیاد من را اذیت می کرد این بود که این مطالب برای استاد هست و تو خوب اجرای قوانین را بلد نیستی واسه همین برات یا جواب نمیده یا دیر جواب میده اگه استاد بود تا الان سریع به درخواستش می رسید و برای اون زود جواب میده اما برای تو نه و اما دیدم نه برای استاد من هم در زمان مناسب جواب میده به قول خودتون من تمام این مدت نتیجه تلاش های شما را دیدم و ریشه ها را ندیدم اگرچه هم بارها در تمام دوره ها و فایل های دانلودی گفته بودین خیلی هم سریع به یه سری خواسته ها نرسیدم اما انگار ذهن من با این مسیله که پاشنه اشیل من بود مدام من را اذیت می کرد به من حکومت می کرد اما خدایم را شاکرم این بار مسیر و ریشه طی شده این هدف استاد را خودم دیدم و دیگر ذهنم نمی تواند حکومت کند حداقل در این مسایل و بازهم امروز با این ویدیو مهر تایید بر تمام دیده ها و باورهای جدیدم بود اصل را یافتم به جوابم رسیدم ما هدف تعیین می کنیم خواستمون را به جهان اعلام میکنیم و با توجه به تکامل خودمون حرکت می کنیم بدون عجله و حس بد و ذهن نجواگر با این ذهنیت و باور که خدایم قولشو با قوانینش به من داده و من در زمان مناسب با توجه به ظرف وجودم بهش می رسم و دیگر می توانم شعله ذهنم را خاموش کنم .
به نظر من این یکسال سخت ترین مرحله من در این دوره ها بود چون قبلا و در طی این یکسال من نتایج خاصی نداشتم و مدام ذهنم با نتایج گذشته که به موفقیت رسیده بودم اما با سختی با تقلا با استرس و حال بد و همیشه ذهن نجواگرم می گفت الکی فکر نکن با این حرفها به اهدافت می رسی ببین به ابن هدف و اون هدفت بدون داشتن حال خوب و باور خوب و ستاره قطبی رسیدی و ببین با این حرفها به اهدافت نمی رسی .
اما امروز یک قدم پیشرفت کردم امروز نتیجه دستمه این بار به اهدافم با حال خوب رسیدم دیگه ذهن نجواگرم را میتونم با دلیل و مدرک خاموش کنم و به نظر خودم سختترین قسمت زندگی من در این دوره جدید و اشنایی با استاد و قوانین امسالم بوده اما به خودم افتخار می کنم با تمام نجواهایم با تمام کمال گرایی اما ثابت قدم موندم و مسیرم را طی کردم
و ویدیو امروز استاد ، جایزه و پاداش استاد به من ، منی که ثابت قدم موندم دوره ها را خریدم گوش دادم نوشتم یه جاهاییی عالی عمل کردم یه جاهایی فکر می کردم باور کردم و یک جاهایی تلاش می کردم باور کنم بود.
خدایم را هزاران هزاران بار شاکرم بابت ساختن شادی جدید بابت این مسیر و من قراره چه کارهای بزرگی انجام بدم خدایا مطمینم این انقلابی که در من به پا شده این اعتماد به نفس این حال خوب و از همه مهمتر این دانشی که الان بعد از یکسال از دوره های استادم به صورت عملی به دست اوردم قبلا هیچ دیدی به این مسایل و تفکر نداشتم چون در جامعه خلاف این مسایل را همیشه دیدم و ورودی هایی ذهنی در جهت تایید آن باورها داشتم و فکر می کردم خوب درست همینه دیگه، استرس و اضطراب جزیی از زندگیه حال بد جزیی از زندگیه اما الان میدونم من جزیی از یک درصد جامعه هستم که دیگر اینطوری نمی خواد فکر کنه و آگاهانه ورودی های ذهنی بدنی و افکارش را رصد ومدیریت می کند
جالبه من توی این یکسال نمی فهمیدم کار کردن روی خودم یعنی چه؟هرچی استادم می گفت روی خودتون کار کنید فکر می کردم هرچه بیشتر گوش کنم و بنویسم خوب یعنی روی خودم دارم کار می کنم درسته اینها واقعا قدم اولی بودند که باید طی می شد اما من در قانون سلامتی تازه فهمیدم کار کردن روی خودم یعنی چی؟اهرم رنج و لذتی در ذهنم ساختم که خودم متعجبم اگر زمانی به من می گفتند تو این چنین سبک زندگی پیدا می کنی باورم نمیشد و می گفتم محاله مگه میشه یک وعده غذا خورد و خوشحال بود مگه میشه خواب من کم بشود مگه میشه انرژی من به این اندازه برسد مگر میشه ادم های کنارم انقدر از لاغر شدن صورتم با حالتی بگن و من عین خیالم نباشه و با قدرت ادامه بدم و اما شده اینها معجزه هدایتم به مسیر استاد و جواب تلاش من به هدف تغییر خودم زندگیم و افکارم هست .ببخشید زیاد طولانی شد اما راستش من خیلی کامنت نمی نویسم و این همچنان مقاومت ذهنی من و پاشنه اشیل من هستش که امیدوارم با طی کردن تکاملم و کار کردن بر روی ذهنم بتونم این مورد راهم حل کنم اما من زندگیم کامل عوض شده من دارم ورژنی از خودم را می بینم که اگر در خواب هم می دیدم باورم نمی شد و این ورژن فقط یکسال بودن ،با تمام مقاومت های ذهنی من هست و خدایا چه تغییر و تحولی قرار است در اینده برایم رقم بخورد.
هزاران هزاران بار خدایم را شاکرم .امروز زیاد نوشتم چون خدایم خواست بنویسم و نوشتم .
امیدوارم خدایم به استاد عزیزم و شایسته بانوی مهربانم و تمام دوستان این مسیر سلامتی خوشبختی و ثروت عطا کند .
واقعا چقدر با کامنتتون همزادپنداری کردم انگار خودم دارم مینویسم یعنی پاشنه آشیل منم اینه خب اینهمه من قبلا موفقیت داشتم مثلا فلان دانشگاه دولتی قبول شدم یا فلان کارو پیدا کردم ولی باکلی زحمت رسیدم حالمم خوب نبوده و لذت خاصی نبردم یا اینهمه افراد موفق مگه همه از مسیر لذت بردن !! وای اینا مقاومت های منم هست
اما به خودم میگم آره اونم میشه بستگی داره تو مسیر سنگلاخی رو بری یا هموار رو !! بعد میگم من اینجا هستم تا آدرس اون مسیر هموار رو پیدا کنم همون که استاد تو 12قدم میگن و لذت بخش کنم زندگی رو و واقعا الان دارم میفهمم که بخدا میشه هم لذت برد و هم به موفقیت رسیدفقط باید بهش ایمان بیاریم که میشه تا بتونیم ببینیمش ولی امان از ذهن که فراموشکاره و ناسپاس
این قسمت کامنتتون که گفتید استاد هدف گذاری کردن ولی پایان 12قدم بهش نرسید اما در زمان مناسبش براش اتفاق افتاد محشر و فوق العاده بود یعنی بهترین کاری که استاد میتونست انجام بده همین بود و این باعث میشه من نگم برای من جواب نمیده یا من نمیتونم یا من بلد نیستم از قانون استفاده کنم بلکه به خودم یادآوری میکنم مسیری که استاد رفته تست کردن ایده هاش بوده و بعد کم کم نتیجه گرفتن و هدایت شدن به مسیرهای بهتر و در نهایت رسیدن به هدف و همین ادامه دادنه و نا امید نشده مهمه این الگو رو استاد برای رسیدن به هرچیزی ازش استفاده کرده که منم باید ازش الگو بگیرم و انقدر زود ناامید و تسلیم نشم
ممنون شادی عزیز برای یاداوری کردن این موضوع مهم و اساسی
ان شاالله همواره در مسیر هموار و رو به رشد و ثروت و نعمت ها باشی
این قسمت رو دیدم به ذهنم امد که شاید خوبه که منم بنویسم.
داستان من مربوطه به سال 97،تازه با فایل های رایگان استاد اشنا شده بودم و هرروز گوش میکردم یادم نیست از کجا گیرم امده بود ولی برام دلچسب بود.اونموقع من دایم الخمر بودم،روزانه دوپاکت سیگار مصرف میکردم و هرروز ماری جوانا.با گوش کردن به اون فایلا من با خواننده م توی امریکا که سالها اهنگهاشو گوش میکردم همصحبت شدم و باز هم نمیدونم چرا یهو تصمیم گرفتم باید مدل بشم(فشن مادلfashion model)اونموقع نزدیک به صد کیلو وزنم بود.یه روز یهو لباسام برداشتم و رفتم باشگاه همه تعجب کردن امیید ،باشگاه؟!!دیوونه شدی.اول یه باشگاه کوچک توی شهرم رفتم و یکی دوماه تمرین کردم بعد هدایت شدم به باشگاه بهتر شهرم و خیلی زود مشروب سیگار و ماری جوانا رو کنار گذاشتم.شدت گوش دادن به فایلها زیاد شد و شد مهمترین کار زندگیم.چیزی نگذشت باشگاهی که با استرس اینکه بلد نیستم تمرین کنم واردش شدم منو استوری کرد بعنوان ورزشکار نمونه و چندی بعد شدم یه نقطه برای الگو برداری شاگردان ان مربی در باشگاه.خیلی بهتر شدم و هدایت شدم به بهترین باشگاه شهرم و بعد از اون هدایت شدم به یک مربی بزرگ که در کانادا زندگی میکنه.بعد از مدتی اون مربی هم من رو توی پیجش بعنوان ورزشکار نمونه قرار داد و کم کم راهی تهرانی شدم و وارد کلاسهای اموزشی مادلینگ.بعد از مدتی انتخاب و دعوت شدم به دیجی کالا و بعنوان مادل در پرفروشترین فروشگاه کشور عکاسی انجام دادم و عکسام رفت توی دیجی کالا و بیلبورد.با مدلها و عکاسان زیادی ارتباط برقرار کردم و جلو رفتم و شدم الگوی بزرگی برای اشنایان ،کسی که به پشتکار سختکوشی و اراده مطرح شد.بخوام داستان رو کوتاه کنم این پست استاد رو توی دبی دیدم،زمانی که از یک طرف یه کارگردان مطرح در اسیا به اونجا دعوت شدم برای اجرا.جایی که تمام مدلهای ایرانی و خارجی که من فالوورشون بودم شرکت داشتن و با همشون خوش و بش گرم داشتم و خودم رو معرفی کردم به همه،بعد از اجرام من انتخاب شدم بعنوان مدل به بزرگترین فشن شو اسیا که نزدیک به 20روز دیگه برگزار میشه.(جالبه قبل از دعوت نامه توی ایران با یه توریست اتریشی اشنا شدم که بعد برام در بهترین جای دبی یه هتل رزرو کرد با قیمتی کمتر از نصف پایینترین هتل دبی)الان امیدوارم برم توی اون فشن شو و یکی از خواسته هام رو تیک بزنم.اول برام خیلی بزرگ به نظر میومد و لی حالا میبینم رسیدن بهش خیلیم چیز شاقی نیست،مدلهایی که برام خیلی شاخ بودن هم ادمهایی بودن بسیار عادی و توجه کردم هرچی مادل بزرگتر بود سربه زیر تر.امروز ادم کم حرفی شدم در جمع ها،کمتر چیزی منو هیجان میندازه و بیشتر عاشق عشق ورزیدن شدم.
استاد عزیزم ازتون ممنونم بابت تمام کمکهاتون،درسهایی که به ما دادین و امیدوارم بتونم ببینمتون خیلی زود
کامنت شما بسیار برای من جذاب بود و حتی اسمتون رو هم توی گوگل سرچ کردم
بهتون تبریک میگم برای این رشد و پیشرفتتون و یک تبریک و تحسین ویژه میگم بهتون برای ترک ماریجوانا و….
و بازهم یک تبریک و تحسین دیگه برای اینکه ورزشکار برتر هستید و ب خاطر رشد و پیشرفتتون ک از یک باشگاه ساده هدایت شدین ب بهترین باشگاه شهرتون و درحال حاضر هم ک نتایجتون بسیار زیبا و قابل تحسین هست
راستش منم عاشق حرفه مدلینگ هستم و انشالله در زمان مناسبش مسیر هدایت برام باز میشه
کامنت شما بسیار برای من جذاب بود و حتی اسمتون رو هم توی گوگل سرچ کردم
بهتون تبریک میکم برای این رشد و پیشرفتتون و یک تبریک و تحسین ویژه میگم بهتون برای ترک ماریجوانا و…. براتون بهترینهارو آرزو میکنم و منتظر خوندن نتایج بزرگتر شما هستم
استاد نازنینم کلمات در تحسینتان کم می آورند. اندام زیبایتان هربار مرا به تحسین وا میدارد.
برای منی که ته این داستان را درآورده ام داشتن این اندام به روش طبیعی یک معجزه حساب می آید.
برای خلق این اندام زیبا به طبیعی ترین شکل تبریک میگویم.
من عاااشق این تعهدتان برای تیک زدن اهدافتان هستم.
چه بگویم از 12 قدم که مرا دگرگون کرد. کوبید و از نو ساخت قدم به قدم
تک تک قدم هایش در مسیرم در زمان مناسب همچون سوخت موشکی بهم تزریق میشد و با کلام الهی تان نقش همان ساپورتری را داشت که برای ادامه مسیر در زمان های نا امیدی و شرایط به ظاهر بر علیه و درهای به ظاهر بسته به یاری ام می آمد و جانی دوباره برای حرکت و شجاعت به من میداد.
به وضوح میبینم وقتی به هدفی میرسید که برای دیگران غیر ممکن هست چقدر الهام بخش شده و چقدر ایمان و باور و امید در قلبها ایجاد میکنید.
حتی جنس گفتار و نوشته هایمان تغییر میکند. آنقدر تأثیر گذاری ایجاد میشود که در دل سنگ نیز نفوذ میکند.
بارها از عزیزی شنیده ام که میگوید نفیس تو که میگویی من قبول میکنم اصلا جنس حرفهای تو متفاوت هست.
جلسه 6 قدم اول بود ، هدفم را استقلال و آزادی مالی گذاشتم.
هر ایده ای به ذهنم می آمد عمل میکردم. مدتی بود کسب و کارم را از یکی از بهترین گالری های تهران جمع کرده بودم.و تمرکزم را لیزری روی درک قوانین الهی و قرآن گذاشته بودم.
بعد از آن بود که هدایت شدم به مسیر بورس و سهامداری و میدیدم که چقدر هدایت های الهی در خرید تک تک سهام ها به یاری ام می آید و سهم هایی معرفی میکند که در عرض یک شب نجومی رشد میکند.
با توجه به محدودیت ها و ممانعت هایی که داشتم به این نتیجه رسیده بودم مسیر ثروت سازی من از طریق غیر فعال هست.
پدری داشتم عاشق که همیشه برای بیرون کار کردن مانعم میشد و میگفت خودم تا آخر عمر نوکری ات را میکنم اما نمیذارم زیر دست کسی کار کنی.میخواهی کار کنی درس بخون مهندس شو با
همسری داشتم عاشق که تا پای جونش تا آخرین لحظه ایستاد و اجازه نداد من برای کسی کار کنم و باورش این بود زنی که پاک زندگی میکنه مثل یک ملکه تو خونه میشینه دستور میده مرد وظیفه اش هست بره شده تو اسنپ کار کنه نیازهای اون زن رو فراهم کنه.
هرگز از خاطر نمیبرم وقتی رفتم سرکار چطور یک شهر را به هم ریخت تا من را به خانه برگرداند.
این باور ملکه و فرمانده خانه بودن و امر کردن را او در من القا کرد.
اینکه من لایق بهترین ها هستم را او در من القا کرد.
اگر یک خودکار میخواستم او دو خودکار از بهترین نوعش را برایم میگرفت.
و اغلب مازاد نیازم درخواست هایم را فراهم میکرد.
او مأموری بود تا ارزشهایم را به من یادآوری کند.
و برای حضورش در زندگی از خدا سپاسگذارم.
اما من استقلال و آزادی مالی میخواستم. زیرا به تضادهایی برخورده بودم که متوجه شده بودم. این وابستگی مالی اعتماد به نفس مرا به شدت پایین آورده.
ایده های مختلف را اجرا میکردم ،ایده بعدی نوشتن کتاب آموزشی طراحی و دوخت لباس بود با عشقی فراوان شروع به نوشتن کتاب کردم. و تا انتها آن را به پایان رساندم.
اما مسیر نشر آن با دشواری و سختی پیش می رفت و از آنجا که از شما یاد گرفته بودم هر مسیر سختی مسیر اشتباهی است استاپ میکردم و دوباره مسیر را بررسی میکردم.
برگشته و از اول قدم ها را گوش میکردم مینوشتم.
کامنت ها را تک به تک میخواندم،
قرآن را مطالعه میکردم.
و رسیدم به حقوق الهی زن در ازدواج.
همین بود ، همین بود.
زمانی که خدا آیاتش را در قرآن همچون نگینی پیش چشمانم درخشاند.
متوجه شدم چه نا محسوس به حقوق الهی که خدا به واسطه انتخاب آگاهانه پاکدامنی و زوجیت داشتم کفر ورزیده و در بیرون به دنبال کسب ثروت میگشتم.آب در کوزه و من گرد جهان میگشتم.
خدایم چه با عزت و آسان برایم منبعی برای استقلال و آزادی مالی قرار داده و من چه کافرانه هربار به آن پشت کرده و از ترس قضاوت ها و …. آن را بخشیده و همان کد مخرب کی داده کی گرفته ، مهرم حلال جانم آزاد را در عمل اجرا میکنم.
خدایم چه عزتمندانه برایم استقلال و آزادی مالی خواسته و من چه بی اعتماد به نفسانه خودم را لایق دریافت این رزق الهی ام نمیدانستم و هر بار آن را پس زده و خدا با برگرداندن و دوبرابر کردنش میخواست به من بفهماند که تو به واسطه انتخاب آگاهانه پاکدامنی مشمول رزق مریمی من هستی.
تو را چه به تقلا تو را چه به کار فیزیکی برای خلق ثروت.
خدا بر کلام همسرم جاری میشد و هربار به من یادآوری میکرد اما من درک نمیکردم.
آنجا بود که عزمم را جزم کردم این پاشنه آشیل را درست کرده و شده تا پای جانم بایستم اما این نقطه ضعف را در خودم درست کنم.
شروع کردم به نوشتن اهرم رنج و لذت و چقدر برای رفتن به دل ترسهایم کمک کننده بود.
به خاطر می آوردم که همیشه من را به مادی بودن متهم میکردن که فقط پول را میبینم.
لازم بود روی عزت نفس و مهم نبودن نظر بقیه کار کنم.
و چقدر بسته عزت نفس و همان 12 قدم در این مسیر به من کمک کرد.
آن گور بابای حرف مردمتان ، هربار که حرف مردم برایم مهم میشود در گوشم زمزمه میکرد و ترس از قضاوت ها را برایم کم رنگ تر میکرد.
هدایت الهی در بهترین موقعیت ارتباطی به من میگفت درخواست مهریه و نفقه ات را کلامی دقیق و کامل بدون درخواست طلاق بیان کن.
به همه اعلامش کردم برایشان خنده آور بود کسی وسط زندگی وقتی همه چیز عالی شده چنین درخواستی به طرف مقابلش بدهد زیرا تا بوده در فرهنگ غلط ما چنین بوده که در انتهای زندگی این مسائل مطرح میشود.
روزها بود که این درخواست به شوخی و خنده گرفته میشد. اما من پای هدفم ایستاده بودم.
زیرا به وضوح دریافته بودم تا وقتی خود را لایق دریافت این بخش از رزق حلال و طیب الهی ام ندانسته و این پرونده باز را در زندگی ام نبندم سطلی دارم سوراخ در بخش ثروت سازی ام.
واکنش های جهان را میدیدم و همه اش درست بود رزقی بود که همیشه انکارش کرده بودم. پس طبیعی بود بقیه هم انکارش کنند.
آشغالی بود که زیر مبل قایمش کرده بودم.استادم استادم چه زیبا مثال میزدی در 12 قدم و مرا بیدار میکردی.
همه کارهایم را تعطیل کرده حتی همه سهام هایم را فروخته بودم زیرا آنجا هم سطل سوراخ ثروت خودش را نشان داده بود.
فقط با جهادی اکبر و تعهد روی دریافت عزتمندانه و آسان این بخش از رزق الهی ام کار میکردم.
آنقدر روی عزت نفس و مهم نبودن نظر بقیه کار کرده بودم که دیگر سرزنش ها تهمت ها تهدید های هیچ کس پشتم را نمی لرزاند مثال آن گربه تان همیشه یادم هست.
با توجه به سابقه خرابی که در این بخش داشتم و دوبار این رزق الهی ام را بخشیده بودم در سند ازدواج حق بذل مهریه را از خودم سلب کرده بودم و این هدایتی بود از طرف خدا تا به من درسی قشنگ بدهد.
روزی که قاضی پرسید چقدر از مهریه تان را میبخشید با قاطعیت گفتم :هزار تومن هم نمیبخشم من تعهد دادم نوشتم در سند ازدواجم قید شده.
برایم مهم نبود هرچقدر وکیلم قصد داشت مرا متقاعد کند که قاضی های ایران تا نبخشی حق طلاق را به تو نمیدهند.
وقتی اولین بار درخواستم رد شد از قاضی تشکری کرده و حتی تحسینش هم کردم.
اما در ذهنم این میگذشت که قاضی کیه قاضی من خداست.خودش گفته اگر زن راضی بود ببخشه.
و من باید این درس را به خودم میدادم من باید خودم را لایق دریافت رزق الهی ام که به واسطه انتخاب آگاهانه رابطه سالم و پاکدامنی داشتم میدیدم.
من میخواستم با این رزق الهی ام به صلح برسم من همه راه های رسیدن به آزادی و استقلال مالی را طی کرده بودم دیده بودم این عدم صلح با این بخش از رزق الهی ام چه نشتی انرژی برایم ایجاد کرده پس باید میتوانستم در مقابل بلندگوهای شیطان اطرافم ذهنم را کنترل کرده و با ایمان و توکل به مسیرم ادامه دهم.
باورهایم داشت کار میکرد زمانی که جهان تعهد من را دید زمانی که دید حتی با وجود سرقت ماشینی که درخواست توقیفش را داده بودم ،باز هم ذهنم را کنترل کرده و جهل هایم را کنار گذاشته و دلسوزی ترحم را کنار گذاشته و به مسیر قبل برنگشتم.
حتی همان سرقت هم کمکی بود برای من زیرا همه مدارک برای انتقال سند با سرقت ماشین رفت.
زمانی که نزدیک ترین افرادم مرا سرزنش به بی رحمی کردن که با وجود سانحه ای که برای همسرم پیش آمده اما از خواسته ام کوتاه نمی آیم باید میتوانستم جهلهایم را کنار بگذارم و طبق اصل قانون بقای اصلح عمل کنم.
من به وضوح دیده بودم که وقتی از حقت از خودت میگذری جهان نیز از تو میگذرد به همین دلیل بود مرگ و زندگی را برای خلق این هدف قرار داده بودم.
هربار پیشنهادی جدید میشنیدم با خودم میگفتم ببین این یک نشانه است باورهات داره کار میکنه از انکار رسیده به یک پنجم.
هروقت اطرافیان میخواستن باور های ترس و کمبود را برایم ایجاد کنند که به همان راضی شده و قائله را ختم دهم بیشتر بر ایمانم افزوده و با قدرت بیشتری ادامه میدادم.
چه الگوی زیبایی بودید برایم استادم. چه زیبا به من یاد دادی که به ترسهایم حمله کنم.
چه زیبا به من یاد دادی که باج ندهم.
برای من بخشیدن حتی هزار تومن از مهریه در قبال طلاق حکم باجی داشت که با توحیدی که سه سال داشتم لیزری رویش کار میکردم تناسخ داشت.
آنقدر این مسئله برایم رنج آور شد آنقدر رویش کار کردم
چنان اهرم رنج و لذتی برایش ساختم که در آخرین لحظه به پاداش ایمانم طلای 18 عیارم به 24 عیار تبدیل شد از جایی که گمان نکرده بودم
همان وعده صدق یرزقه من حیث لایحتسب
آنقدر اهرم رنج و لذت را در خودم قوی ساختم آنقدر این گذشتن از حق الهی و عدم لیاقت دریافت رزق الهی را در خودم درست کردم که درآخرین لحظه حتی با اینکه قانون به این صورت بود که باید جزئی از مهریه بخشیده میشد تا حق طلاق داده شود وقتی برای من 10 هزار تومن قرار داده بودن همان را هم وکیلم به دلیل داشتن 10 هزار تومنی در کیفش پرداخت کرد.
و در اصل خدا این قانون را برای من تغییر داد.
همان تعهد همان ماندن در مسیر و ادامه دادن برایم درهایی باز کرد که هیچ احدالناسی هیچ لشکر و سپاه و قانونی توانایی بستن آن را پیدا نکرد.
حتی در همان زمان بود که لیزری روی قانون سلامتی کار میکردم.زیرا اصلی ترین هدف من داشتن یک رابطه عاشقانه درست بدون وابستگی و مادر شدن بود.
در ابتدای مسیر فکر میکردم خودم با کار فیزیکی باید کسب ثروت کنم اما ایده دیگری آمد و من دست خدا را باز گذاشتم و به آن ایده عمل کردم.
خرید آپارتمانی نوساز که در عرض چند ماه ارزشش دو برابر شد. و شد درآمد غیر فعال من برای اینکه بتوانم آزادانه روی اهدافم و درک قوانین کار کنم شد اولین نتیجه تعهدم.
آزادی ام در همه جنبه های زندگی ام شد مهمترین و قشنگترین نتیجه تعهدم.
اینک با تعهدی لیزری همه کارهایم در زمینه معماری در بهترین شرایط کاری که همه آرزویش را دارند که آن هم یا در راستای رسیدن به آزادی خلقش کردم با دیدن نشانه ها و تبعیت از هدایت الهی تعطیل کرده وقصد دارم با هدف خلق یک رابطه پاک و سالم و عاشقانه با شرایطی خیلی بهتر از قبل از همه لحاظ در غالب ازدواج و تجربه مادر شدن ،
روی دوره ها و مهمتر از همه عزت نفس و قانون سلامتی و ایجاد یک اندام عضلانی کار کرده و این خواسته ای که در ابتدای مسیر داشتم را تیک بزنم.
ثروت می آید الان مهم ترین کار من درست کردن این تکه از پازل زندگی ام است.
هروز با دیدن کلیپای ادمای مختلف ک تونسته بودن این حرکتو بزنن،خودمو بمب بارون میکردم
مدام خودمو تصور میکردم ک این حرکتو زدم و ذوقمو توی ریتم ضربان قلبم،متوجه میشدم
قدمهای ریز رو اول هر هفته،برای روزهای تمرینم مینوشتم،و بعد از انجامش تیک میزدم
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
مدل اموزش این حرکت،متفاوت بود و من مسلما دوس داشتم ک زودتر به هدفم برسم!
اول بهم گفته شد ک باید بتونی پول اپ یا همون بار فیکسو 8 الی ده تا بزنی بدون هیچ تاب خوردنی،خب تمرکزم رفت روی اون حرکت
بعد از اون مرحله مربیه دیگ ای،بهم گفت کش باید بخری
بعد ی مربی دیگ اشنا شدم و خلاصه مرحله ب مرحله میرفتم جلو
و اینم بگم که اون موقع اگاهیه این لحظه از زندگیو نداشتم و هرکاری ک به اون هدفم ربط داشتو انجام میدادم،درستو غلطشو سپرده بودم نمیدونم به کی
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
اونقدر همه ی حواسم تیز شده بود به هدفم،که هرکی هرجا راجبش صحبت میکرد سریع میگرفتمو میرفتم پیشش
مثلا وقتی با کسی صحبت میکردم ک متوجه میشدم ازاین حرکت اگاهه، یا دوستی داره ک ابن حرکتو اموزش میده،سریع درخواست میدادم ک برام وقت بزاره
یادمه توی پارک،توی سرما اموزش دادن بهم و من یه کش پاور تازه خریده بودم که اونم ایده برای اموزش همین حرکت بود و چون اموزش اون دوستمون،بدون کش بود،دیگ ازش استفاده نشد و هدیه دادم به همون دوستی ک در پارک بهم اموزش میداد،چون پولی ازم نگرفت واسه اموزش
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
خب پاره شدن کف دستام،خون و سوزش،همه اینا دلیل منطقی برای ادامه ندادن بودن
سرما گرما،دوریه راه
خستگی از تمرینه خودم جدا از این حرکت..
محدودیت هایی ک مربی اصلیم برای تمرین برام گذاشته بود که جای دیگ تمرین نرم یا …
خلاصه همه چی،به صورت واقعی نه به صورت نجوا،اماده بودن ک من کارمو انجام ندم
اما اون حرکت انقدرررررر برام بولد شده بود بین همه ی تمرینام،با تمام وجود دوس داشتم انجام بدم
از طرفی هم،این حرکت جزو سخت ترین حرکتا به شمار میومد،یعنی به هرکی میگفتی دلم میخاد این حرکتو بزنم،میگفتن سخته فلانه
پسرا هم به سختی میزنن تو ک دختری…
همین حرفا،منو بیشتر راغب میکرد
تا اینک یه روز داشتم تنها تمرین میکردم و انجامش دادم…
هیچ کس توی باشگاه باورش نمیشد..
مربیمون ک اقا بود و کلی برای خودش قوانین گذاشته بود ک با مربیه دیگ کار نکنین و از طرفی خودش هم یاد نمیداد و بهم میگفت سخته زوده واست،یادمه استوریم کرد…
همین رفتار باعث شد،ایمان بیارم وقتی هدفی دارم،به حرفه کسی جلو نرم و شجاعته خودمو نشون بدم،در نهایت همین افرادی ک باهات مخالفن،همراهت میشن،مشوقت میشن
من امروز خیلی هدایتی یه فایل از فایلهای دانلودی رو توی روز شمار خیلی رندوم باز کردم وهدایت شدم به این فایل استاد..
از تعجب میخکوب شدم ..
ندا جان تو بهتر از هرکسی میدونی که توی جنگ ایران واسرائیل من با چه بهانه ودلیل مسخره ومحدود کننده ای از قانون سلامتی خارج شدم …
اینکه ممکنه توی شرایط جنگی من مجبور بشم مثل همه هرچی هست همون رو بخورم
…
وای خدای من …
بخدا خندم میگیره واسه این منطق مسخره ی ذهنم که بعداز سالها کارکردن روی خودم وحتی مشاهده ی صدها نتیجه توی زندگیم انقده بیخود وبی جهت منو از مسیری که وفادارانه توش بودم خارج کرد منی که با شروع دوره ی قانون سلامتی استاد جزو اولین نفراتی بودم که به این شیوه زندگی کردن رو شروع کردم واز 85کیلو به 57 کیلو رسیدم
و این شیوه سبک زندگیه من شده بود ..
تمام خانواده وفامیل ودوستان همه میدونستند لایف استایل من چیه وهمیشه بهم تو این زمینه کمک میکردند…
توی مهمانیها غذای من جدا بود..
وچقدر از افراد خانوادمون وحتی فامیلمون هم با دیدن نتایج من اونها هم سبک زندگی وتغذیه رو تغییردادن..
حالا من کجام الان ..
منه دوست داشتنی ..
منه محبوب خدا الان برگشتم به وزن 70 کیلو ..
دوباره برنج ونون وماکارانی میخورم وکلی هم موقع خوردنش کیف میکنم ومیگم از زندگیت لذت ببر ..
انگاری فراموش کردم چه دردهایی قبل از دوره بامن بود.
فراموش کردم که چقدر توی دوره که بودم پرانرژی تر بودم..
حالا حاضرم این همه نتیجه رو با لذت خوردن یه بشقاب برنج یا ماکارانی عوض کنم؟
ندا جان اینکه شروع کردم بعد فایل هدایت شده از سمت رب مهربونم به خوندن کامنتهای بچه ها ورسیدم به کامنت تو که عزیز دلمی وخواهرمی یه نشونه ی واضح وروشن دیدم که برگردم ،برگردم به شیوه ی قانون سلامتی
دوباره سحرخیز باشم
دوباره پیاده روی روزانه داشته باشم
دوباره موقع پیاده روی فایلهای قانون سلامتی رو از شماره ی یک گوش کنم
دوباره به شیوه ی قانون سلامتی در 24 ساعت یک وعده غذای سالم بخورم..
ودرنهایت حتما برای عضله سازی هم ورزش کنم تا پوست صورتم شل ولاغر نشه که ذهنم بخواد از این طریق هم منو دلسرد کنه به ادامه ی مسیرم..
من مطمعن هستم که اگه مثل استاد دقیقا به شیوه ی قانون سلامتی عمل کنم ومانند ایشون ورزش کنم پوست شاداب وعضلات وماهیچه های رشد کرده وسفت و همچنین صورتی پر وزیبا دقیقا مانند استادخواهم داشت ..
وطبق گفته های استاد توی همین فایل من این موضوع رو به تو که بهترین دوستم هستی اعلام میکنم .
من از فردا که دهم مهرماه سال 1404 هست دوباره شروع میکنم زندگی وتغذیه به سبک قانون سلامتی رو ..
واینجا به خودم قول میدم که حواسم به ذهنم باشه که با دلایل مسخره وبه ظاهر منطقیه خودش منو از مسیر خارج نکنه..
ابجیه قشنگ من
راستی من این داستانی که در مورد هدفت نوشتی رو خوب به یاد اواردم وبازم توی قلبم تحسینت کردم که چقدر همیشه توی رسیدن به اهدافت کوشا وسرسختی ..
بگو: همه ستایش ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می دهند؟
اومدم از روشنی قلبم تحسینت کنم،برای تموم زیبایی هات،برای تموم موفقیت هات،برای قدرت توحید قلبت،برای آرامشت،برای استمرارت در مسیر درست،برای بهبود های مستمرت،برای ردپاهای نورانیت توی سایت،برای برکتِ فایلی که استاد از روی کامنت شما ضبط کرد،برای تموم مهربونی هات،برای الگو بودنت،برای ثروتمند بودنت،برای بیزنس وومن بودنت،برای زندگی قشنگی که برای خودت ساختی،برای تجلی ایمانت که خانواده رو هم به سمت مسیر نور کشونده،برای همه ی طبیعت گردی هات،برای توکل کردن هات،برای صداقتت،برای عزت نفست،برای دلنشینی کامنتات،برای خودت…بدون هیچ قیدو وشرط برای این لیلایی که هستی ازت سپاسگزارم…
دیشب داشتم به جلسه 5 قدم3 گوش میدادم،استاد جان میگفت اینکه آدم بپذیره که یک جایی مشکل داره این خودش یک موفقیت بزرگه!همین پذیرش و تلاش برای بهبود عیب ها،کلی از مسیره….
و شما لیلاجانِ بشارتی،با اینکه میدونی خیلی ها پیگیر کامنت های شما هستند و با این عزت نفس میای اقرار میکنی یک مسیری رو اشتباه رفتی و برای بهبود اشتباهت در جمع دوستان هدفگزاری میکنی،این یک مدار سعادتمندی بسیار بالاست…و من به وجود همچین دوستانی توی زندگیم افتخار میکنم…
دوستانی که هیچ وقت ندیدمشون اما از هر نزدیکی،نزدیک ترند…
این تلگراف رو از روشنی قلبم برات نوشتم،داشتم به جلسه 4 قدم5 گوش میدادم که قلبم من رو هدایت کرد برای نوشتن این کامنت…
وقتی هم گوشی رو تویدستم گرفتم ساعت 09:09 بود و روی صفحه گوشی نوشته بود:
یادیکی از نوشته هام ویک برگ ویک خاطره از زندگیه بهشتیم انداختی منو…
وچقدر مهرومحبتت بیشتر توی قلبم نفوذ کرد چون حس کردم تمام ردپاهای منو دنبال کردی عزیز ترینم…
سعیده جان
با اشک مینویسم..
با هق هق مینویسم ..
انقلابی وجودم رو فرا گرفته که توصیفی نمیشه کرد…
سعیده ی عزیزم میدونم خیلی خوشحال میشی بشنوی این دوست ویار توحیدیت فردا شهرکباب 700متری رو داره افتتاح میکنه …
با تمام هدایت های خودش ..
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
بدون تابلو داریم شهرکباب رو بازمیکنیم چون شهرداری از ما پولی میخوادتحته عنوان حبه …
اما من این پول رو ندادم ..
اصلا نداشتم وخواست خدا بود که نداشته باشم..
وبا تکیه به خودش که خودش برام اسم بشه و قشنگترین وروشنترین تابلو بشه توی چشم رانندگانی که به سرعت از اتوبان میگذرند دارم بازش میکنم..
سعیده جان نمیدونی این رفیق توحیدیت چه حالی داره تو این لحظه..
حس میکنم دستام توی دستای یار جونیمه
نگاهم توی نگاه یار جونیمه
فردا برام شاهکاری داره
.حجم عظیم مشتریان رو توی صف فیش غذا میبینم.
سعیده جان خیلی ساله که هرروز صبح توی حس بهشتی چشممرو به جهان باز میکنم و تا شب توی بهشت نفس میکشم وزندگی میکنم وتلاش میکنم برای بهبود بیشتر و شب دوباره با سپاس از این عشق هر لحظه همراهم دفتر ستاره ی قطبی رو میبندم ومیخوابم..
درست مثل تو
درست مثل تمام بچه های بهشتی سایت ..
حال وروزم عالیه ..
از لحظه ای که این ملک 700 متری رو که قبلا خرابه ای بود تحت کاربریه دامداری استفاده میشد والان 7ماهه که ریختیم پایین واز نو ساختیم هر روز یه چالش داشتیم و تمام اینهارو حل کردیم با هدایت خواستن از خدای مهربونم، پشت سر گذاشتیم من و همسرم احسان عزیزم اون گاو داری رو تبدیل کردیم به شهر کباب
هنوزم چالش هست و ما هستیم با راه حلهای خدای همیشه حاضرمون..
میدونم یه لبخند به پهنای صورت روی لبهات نقش بسته
میدونم اشک شوق از چشمات غلتیده.
مهربونی که هرگز ندیدمت..
برات گفتم چون خوب میشناسمت .وقلب بزرگت رو حس میکنم ..
شعبه ی سوم افتتاح میشود…
فردا روزی مبارک برای منه
استاد جان ازت سپاسگزارم که با اگاهیها تون سوخت منو احسانم شدین وحالا شاگردان شما فردا میرن که سومین شعبه ی خودشون رو شهرکبابشون رو افتتاح کنند به امید خدا .کاش ایران اومدین افتخار بدین تشریف بیارید واز مجموعه های ما دیدن کنید…
سعیده جونم شما وبچه های عزیزم که نیازی به دعوت ندارین متعلق به خودتونه..
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
=====================================
لیلا جانِ عزیزمسلام…
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست…
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست…
تلگراف پراز مهرو عشقت رو ساعت 5 صبح به همراهِ همزمانی های خداوند با چشمِ دلم خوندم و نورش قلبمرو روشن کرد…
دیشب روبا یک حال عالی خوابیدم،یک ذهن آروم،یک قلب باز،یک روح پر از شکرگزاری و یک تمرین ستاره ی قطبی پر از نور…
2 تا پیغام از سمت خداوند دریافت کرده بودم:
اولیش یک نوشته ای بود که هدایتی دیدمش:
هرگز بیخیال رویاهات نشو
هیچ وقت نمیدونی!
چقدر بهشون نزدیکشدی..
و هدایت قرآنیم به آیه 22 مجادله:
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.
ودقیقا قبل از بیداری و دیدن تلگراف پر از نور و بشارتت تو خواب دیدم پدربزرگم که 12 سال پیش به رحمت خدا رفته،و در دوران زندگیش یک انسان توحیدی و ثروتمند بوده،برگشته و انقدر خوشحاله،انقدر شاده،انقدر میخنده که حد نداره…یک گوشه ای از مهمونی نشسته بود و با خوشحالی دست میزنه…
من هم با این هم زمانی دوباره رفتم سمت رفیقم قرآن جان…گفتم خدایا تو چی داری به من میگی…وپاسخ این بود :
مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان میافزاید، و بر پروردگارشان توکل می کنند.
مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
میدونم که خیلی خیلی بهتر از من میدونی هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست…
مدت ها تحسین های قلبی من،صحبت از خوبی هات وموفقیت هات،آرزوهای پر از نور برای بیزنس قشنگت کردن،امروز به شکل یک هدیه از طرف خدا واز دستان شما رفیق نازنینم رسید،خبرِ افتتاح سومین شعبه ی کبابی…توسط انسان های توحیدی و با ایمان خداوند…و اینهمه هم زمانی ….
اگر نزدیکتون بودم با عشق امروز خودم روبهتون میرسوندم…اما اگرالان نیستم یعنی این اتفاق در بهترین زمان میفته…نه فورا…ولی حتما…میام پیشت…با دست پر…با قلبی پراز عشق،با یک بغل پر از مهر…
خیلی دوستت دارم،خیلی برات خوشحالم،خیلی بهت افتخار میکنم و میدونم خداوند همواره درحال حمایت و هدایت شماست…و خودش بهترین مشتری ها رو به سمتتون میفرسته…
خدایِ من چقدر خوشحال شدم از شنیدن این موفقیت بزرگ و چندین باره شما
و مطمئنم این خبر به گوش اکثریت اهالی این سایت خواهد رسید و باز هم مثل فایل پارسال در مورد شما انگیزه حرکت خیلیا خواهد شد
احسنت که اهل عملی
شما این رو خیلی خوب رعایت کردی که استاد همیشه میگفتن حرف خوب رو همه بلدن من با کسایی کار دارم که نتیجه دستشونه
استاد چشم و دلت روشن شاگردت ترکونده ماشاالله
هزاران سپاس ،خدا خیرت بده که اومدی و این موفقیت رو با هم به اشتراک گذاشتی و ایمانمون به مسیر بیشتر و بیشتر شد
تعهدی که شما داری واقعا قابل تحسینه این تعهد محکم شما رو از کامنتهای قدیمیتون ، استمرار توی مسیر و تلاش برای کسب نتیجه من میبینم و نتیجه های ارزشمندی که دستتون
شما به قول استاد و مثل استاد در تمام جنبه های زندگی یه الگوی بی نظیر برای اهالی این خونه هستین
اصلا سر صبحی خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم بابت این خبر فوق العاده و براتون کلللی دعای خیر میکنم که
نگاه خدا از هر طرف حافظ و نگهدارتون برکت و ثروت از در و دیوار شهر کباب بریزه و از معجزه هاش بیای برامون بنویسی
معنویترین، متفاوتترین و خوشمزه ترین شهر کباب مبارکتون باشه زوج موفق سایت عباسمنش
امروز هدایت شدم به خوندن کامنت زیبا و پر از نور و برکت و انرژی
اینقدر خوشحال شدم و اشک از چشمام سرازیر شد که انگار
خودم این موفقیت را کسب کردم
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
چقدر این جملت قلبمو باز کرد
چقدر حالم خوب شد
عزیزم هزاران بار بهت تبریک میگم که دنبال لیاقتت رفتی و در مسیر بهترین ها هستی
تو با عمل به قوانین و توکلت به خدا نشون دادی که قانون کار میکنه، که “خدا در جزئیترین لحظهها حضور داره و داره با ما زندگی میکنه.”
از ته دل خوشحال میشم شاهد رشد و گسترش تو باشم، چون موفقیت تو یعنی تأیید دوبارهی وعدههای خداوند برای همهمونه
پشتکارت را تحسین میکنم و میخوام منم هر روز بهتر از دیروز بشم
عزیزم منم بعد از چند سال که دلم میخواست آتلیه بزنم و نمیشد بخاطر باورهای مخرب تو دوره هم جهت با جریان خداوند هدایت شدم و الان پنج ماهه به فضل خدا آتلیه توحیدی قشنگم را افتتاح کردم
و هر روز دارم تکاملم را طی میکنم
خدا روشکر میکنم که من را با قوانینش آشنا کرد دستم را گرفت آورد داخل این سایت نورانی و با شما دوستان توحیدی آشنا شدم و شدید الگوی زیبایی و توحیدی من
بازم ممنون از کامنت زیباتون و اینکه این موفقیت بزرگ را با ما به اشتراک گذاشتید تا ایمانمون قوی تر بشه و با مومنتوم مثبت به مسیرمون ادامه بدیم
با خدا باش و پادشاهی کن
امیدوارم هر روز الهامات جدیدتری بگیری، مسیرت با برکتتر بشه، و حضور خدا در کسبوکارت عمیقتر و پررنگتر حس بشه
به قول استاد: وقتی با خدا همراهی، مسیر فقط گسترش و فراوانی داره
آبجی اینقدر برات خوشحال هستم که بی اختیار دارام اشک میریزم، شعبهء سوم اونم به متراژ 700 متر الهی هزاران بار شکر
با استارت شعبهء سوم قرار دستانی از خداوند بشی چون قراره یه تعدادی توی این شعبه استارت کارشون رو بزنند و برای خانواده هاشون روزی ببرند، و این چرخهء خیروبرکت گسترش پیدا کنه اونم توسط یکی از بنده گان لایق خداوند
خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر بابت موفقیت هاتون میدونم حس خیلی خوبیه چه قدر زیباست این مسیر و شمایی که در این مسیر ثابت قدم موندی در کنار خداوند موندی از ایده هایش استفاده کردی و پاداشهای خداهم بهتون رسید خیلی براتون خوشحالم و خیلی خیلی بهتون تبریک میگم امیدوارم روزهایی پر از خیر و برکت فراوان در پیش رو داشته باشی.
سلام لیلی قشنگم مبارک باشه عزیزم تا باشه از این خبرها.نمیدونم چرا با اشک برات مینویسم خداروشکر انشاالله پر بشه از عشق وبرکت برای شما وخانواده محترمتون.دست خدا بالاترین دستاهست چه خوبه که دستت تو دست اون قدرت بی انتهاست.بهترینها رو برات میخوام از الله مهربانم به امید روزی که ببینمت بانوی عشق وتلاش وزیبایی.یدالله فوق ایدیهم
کامنتت رو خوندم و بینهایت بخاطر این پیشرفت عظیمت خوشحال شدم و با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت در پناه الله مهربان کردم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم بدلیل اینهمه موفقیتت و امیدوارم بینهایت براتون پرخیر و برکت باشه و تو تمام کشور یه شعبه ازش بزنید تا همه ما بچه های سایت در هر کجای ایران که هستیم از مشتریان شما بشیم
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینهمه تغییر تو زندگیت و خدارو هزارن مرتبه شکر بخاطر استاد نازنین که چنین شاگردان جسور و با استعداد و با پشتکاری رو دارن آموزش میدن و به همون اندازه که ما خوشحال و سربلند میشیم استاد هم خوشحالتر از همه ما بدلیل این حجم از موفقیت دانشجوهاشون میشن
بهترینها رو براتون آرزومندم لیلای نازنین
به امید دیدارتون در بهترین زمان و بهترین مکان از راه دور میبوسمتون
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید و از خویشاوندان بپرهیزید. یقیناً خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.
=====================================
سلام به روی ماهِ مادرِ نورانی من
الهی که حال دلتون عالی باشه ودر فرکانس احساس خوشبختی بی قید وشرط…
میگما…اگر فکر کردید که فکر میکنید فکر نکنید:) که این یک اشتباه ریپلایی نبود،بلکه این یک پاسخ واضح ومارمیت اذ رمیت بود…
بزارید براتون تعریف کنم…
دقیقا دیشب همین موقع که شما داشتید این کامنت پربرکت رو مینوشتید من در حال جنگ با نجواهای ذهنی بودم که مدام بهم میگفت عجب آدم بیخودی هستی که اینجوری رفتی توی غار،اگر ناراحت شده باشن چی؟اگر خاطر خانم سلیمی جان رو مکدر کرده باشی چی؟! هرچی بهش میگفتم اینجوری نیست،من باید این کارو میکردم،اونا منو درک میکنند،اونا دوستم دارند،اونا خودشون بیشتر از من قانون رو میدونن،اونا از من توحیدی ترن…مگه قانع میشد؟!
اخرش شروع کردم به تکرار این عبارت جادویی که همیشه قلبم رو اروم میکنه:اگر من ذهنم رو کنترل کنم،همه چیز به نفع من تموم میشه…
حالا دیدید چطور جهان به نفع من کار کرد خانوم سلیمی جان؟!دیدید خدا چطور همه چیز رو هماهنگ کرد:)دیدید من انقدر خوب فرکانس فرستادم که خدا یک کاری کرد شما روی اسم من ریپلای کنید:)دیدید خدا چقدر باحاله؟!:)
راستی چقدر امروز تو قلبم تحسینتون کردم که کامنتتون در بهترین زمان تایید شد و در بهترین موقعیت مکانی قرار گرفت،با خودم تکرار کردم این مادر نورانی…کارش دررررسته….دَمِشون گررررم…سایه شون مستدام…
(متّقین) کسانى هستند که در راحت ورنج انفاقمىکنند وخشم خود را فرو مىبرند و از (خطاى)
مردم مىگذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست مىدارد.
===================================
سلام به عشق عزیزم سعیده نورانی پروردگارم
الهی در بهترین حال دل و همفرکانس با خدا باشی که هستی
ایجانم ای جان حال دلم عالیه و با دیدن تلگراف پر برکتت عالیتر شد
قربون این خدا برم من که قلبها رو به هم پیوند میده اینقدر هوای همه مونو داره و چیدمانش چقدر قشنگه
از من برای شما عشق میفرسته، و از شما هم برای من، از من هم دوباره برای شما همین پاسخی که دارم برات با عشق می نویسم
دیدی تو کامنت دوباره ای که برای لیلا جان گذاشتم برای توضیح ماجرا،این رو هم نوشته بودم؟ :
(با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزقاضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم
میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم)
من میدونم چقدر مدارت بالاست و کارت درسته همیشه هم تحسینت کردم، و متوجه شدم این اشتباهم بیخودی نبوده و بعد باجوابت چقدر دلم شاد شد و خدا رو شکر کردم برای وجودت که خیلی عزیزی برام،
احتمال میدادم که با اون شکل صحبت کردنم باهات که بخاطر شوکه شدنم از شنیدن خبر ناگهانی توی غار رفتن شما و فاطمه جان محرمی گریه ام گرفته بود و بغض کرده بودم و اشکام همینجوری می ریخت و اصلاً راحت نمی تونستم صحبت کنم؛ شما فکرت پیش من میمونه، بخاطر همین در صدد بودم که زیر یکی از کامنتهات درباره همون شب توضیح بدم،که باز هم شما السابقون شدی وبرام پاسخ گذاشتی:)
اون شب من خیلی زود آروم شدم خدا رو شکر، و گریه و اشک و بغض کردنم هم از روی ناراحتی نبود، از حس عمیق سپاسگزاری ناشی از داشتن چنین دوستانی بود
و مثل شما که گفتی نماز شکر خوندی برای وجود ماها تو زندگیت، من هم قبل از خواب دو رکعت نماز شکر خوندم برای وجود شما و فاطمه جان محرمی تو زندگیم
و کلی دعا و آرزوی خیر کردم براتون و راحت خوابیدم
خلاصه گفتم که بدونی مکدر شدن کجا بوده بابا(خخخ)
من حالم عالیه خدا رو صدهزار مرتبه شکر
خیلی ممنون از خبرهای خوبی که درباره من اینجا نوشتی
این رو هم علاوه کنم که همین دیشب و امروز صبح که کامنتها منتشر شد 7 تا نقطه ی آبی داشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
خدا رو میلیاردها بار شکر برای همه ی نعمتهای خودم و عزیزانم
عاشقتم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه
بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان برات درخواست می کنم
به امید دیدار روی ماهتر از ماهت در بهترین زمان و مکان
بانوجان بینهایت سپاسگزارم برای نوشته ی ور از محبت شما عزیز دلم..
بله کاملا حق با شماست ..
با احساس خود سرزنشی هیچ هدایتی اتفاق نمیافته و انسان همچنان در مسیر نامناسب طی مسیر میکنه وهدایت خدا تنها زمانی از راه میرسه که انسان در احساس خوشایند عزت نفس و خود ارزشمندی قرار داشته باشه و هم جهت بشه با جریان خداوند
فاطمه جان عزیزم
با وجود اینکه صورت خیلی لاغر وکوچکی دارم ،همیشه در اینه عاشقانه خودمو نگاه میکنم واز خلقت خودم ذوق میکنم و هر وقت ذهنم میاد که منو با دیگران مقایسه کنه که ببین فلانی چه صورت پر و زیبایی داره بهش میگم عزیزم این نعمت وموهبت خدا برای من بوده وهست و اگر من در جزیره ای تنها خلق میشدم آیا بازم لاغری صورت معنا داشت .
در جهانی خلق شدیم با دنیایی از تفاوتها
واین انرژی و سیرت منه که با دیگران رابطه داره هرچند که من همین صورت رو هم قلبی دوست دارم این چیزی هست که بهم اعطا شده حالا اینکه توی ذهن دوستش داری یا نه مشکل خودته چون توی ذهن همیشه در حال مقایسه ی خودت با دیگرانی ..
فاطمه بانوی عزیزم همینکه آگاه باشیم که در این کالبد بدن یک شخص دیگری بنام ذهن هم هست که همراه ما زندگی میکنه و گاهی ما دچار هم هویتی با این ذهن میشیم بهمون خیلی توی مهار کردنش کمک میکنه ..
فقط کافیه آگاه باشم که این شخصی که توی وجودم بهم حس بد میده ،من نیستم این ذهنه
من ،همون اگاهی و روح پاکی هستم که نسبت به هر چیزی در این جهان عشق بی قید وشرط داره چون با تمام ذرات هستی احساس یکپارچگی و وحدت میکنه..
هرچند کار آسونی نیست .
چون سالیانه ساله که این ذهن قدرت گرفته ودر ما حرف میزنه ،دستور میده فکر میکنه ،تصمیم میگیره وجوری حکومت میکنه که صدای قلبمون و اگاهیمون پایین مونده اما هدایت راه خودش رو باز میکنه ..
عاشقتونم فاطمه بانوی عزیزم.
و اینکه سن یه عدد ذهنیه
و روح هیچوقت زمان ومکان نمیشناسه همیشه جوان وبرنا هستین عزیزم.
با درود و وقت بخیر خدمت دوست گرامی و شاگرد موفق و زرنگ سایت بینظیرمون
لیلا خانم بشارتی بهتون تبریک میگم که خانوادگی در سایت حضور دارید واقعا جای تحسین داره . اتفاقا چند وقت پیش به کامنت خواهر عزیزتون ندا بشارتی عزیز هدایت شدم که کلی از شما و برادرتون در جهت موفقیت هاتون نوشته بودند . در فایل عشق و اشتیاق برای موفقیت گفتند..
بیاد اوردم که داداشم توی همین شرایط داره ملکه 24 واحدیشو میسازه
قنادیشو میچرخونه
اون یکی داداشم ،مسافرته ومغازش داره اداره میشه
ابجیم داره شهر کبابو میسازه
واقعا بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم که یکی از یکی دیگه موفقتر هستید و همچنین خواهر عزیزتون ندا جان که در رشته ی ورزشی خودش موفق هستش.. واقعا توی این سایت چقدر لذت بخشع که خانواده ها هم فرکانس همدیگر هستند و همگی با هم حرفای مشترکی دارند و برای موفقیت همدیگر خوشحال میشن و همدیگر رو تحسین میکنند و استادشون هم استاد عباسمنشع !!!!!
خدایاااا شکرت
لیلا جان برات آرزوی موفقیت میکنم و امیدوار در مسیر قانون سلامتی به خواسته آت برسی و برات شادی و شادمانی و موفقیت و سلامتی بیشتری آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و پول و ثروت و نعمت در کنار عزیزان دلبندت
منم خیلی خوشحالم از اینکه دوستان با محبت واگاهی در این خانواده ی صمیمی عباس منشی دارم واز طرفی خیلی خوشحالم برای خانواده ام که به قول شما واقعا یکی از یکی موفق تر هستیم و هممون در مسیر آگاهی.
مسیر زندگی که توی زندگی ما 5 تا خوهروبرادر هست نشون دهنده ی یک الگوی مشخصه ..
این که هدف داریم
این که در راه رسیدن به اهدافمون قدم برمیداریم.
اینکه توی مسیر زندگی به چالش برمیخوریم.
اینکه از خدا هدایت میخواهیم.
هدایت میشیم به راه حل ها
انجام میدیم و قویتر ادامه میدیم .
همیشه در حال بهبودداعمی زندگیمون هستیم .
در حال رشد وپیشرفتیم.
از زندگی لذت میمیبریم.
از هم توقع کمک نداریم ولی بهم دلی وبدون چشم داشت خیلی کمک میکنیم.
توی حرفهامون حرف وکلام موفقیت هامونه نه درد ودلامون
ونه حرف مردم ونه مقایسه ونه حرص وطمع هیچ جایی توی کلام وقلبمون نداره
هوای پدرومادرمون رو هم 5تایی داریم..
همیشه شاکریم از خدا..
در حال تلاش هستیم .
وتوی مسیر زندگیمون زن ومرد نداریم شونه به شونه ی هم هستیم ودل به دل هم ..
رویا جان این الگوی موفقیتی هست که من توی زندگیه هر 5 تا خانواده می بینم .
از خدا میخوام که همیشه دستان هدایتگرش رو دریافت کنیم .
دوست خوبم برای قلب مهربونت برای همیشه حس شادی وخوشبختی وسعادت وارامش ارزو میکنم .
من پریروز که 12 مهر بود روی همین کامنتت پاسخ نوشتم برات بعد که منتشر شد دیدم برای سعیده جان شهریاری رفته که قبلش برای شما پاسخ گذاشته بوده
با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم
کامنتی که نوشته بودم رو کپی میکنم که بدستت برسه و بقیه حرفام توشه
———————–
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
کامنت های شما برای من انگیزه بخشه و هر زمان که کامنت بذارید برای من ایمیل میاد و میام و می خونمش و همین جا از شما تشکر میکنم که وقت میذارید و موفقیت هاتون رو با ما به اشتراک میگذارید
من شهریار زندگی میکنم خیلی نزدیک به شما که دوست دارم یه روز به صورت کاملاً هم مداری جذب بشم و در رستوران شما مهمان باشم.
دیروز اتفاقاً داشتم رانندگی میکردم یاد شما افتادم که خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودید تو ذهنم گفتم از خانوم بشارتی چرا دیگه خبری نیست چرا کامنت نمیذاره ؟ چون عادت کرده بودم بیام کامنت های شما رو بعنوان یک کارآفرین موفق بخونم و انگیزه و ایده بگیرم بعد پیش خودم فکر کردم گفتم احتمالا دارن کارهای خیلی بزرگی انجام میدن و میخان بعد از گرفتن نتایج بیان و اعلام کنند که امروز ایمیل کامنت شما اومد و من خوندم.
اینکه شما هواس تون به خودتون هست و اولین نفر زندگی تون خودتون هستید برای من الهام بخشه
اینکه ارتباط خوبی با خواهرتون دارید برای من تحسین انگیزه
اینکه تعهد دادید و پاش هستید عالیه.
امیدوارم روزی بینمتون که منم نتایجی در حد مدار و نتایج شما داشته باشم و تمام صحبت ها از رشد و پیشرفت و ایمان و شجاعت های مسیرهامون باشه.
قطعا این همفرکانسی کار خودش رو میکنه ومن روزی شما وخانواده ی محترمتون رو در شهرکباب زیارت میکنم..
نه تنها شما بلکه اکثر دوستان عباس منشی خودمو
شما میایید واز نزدیک شاهد هم جهت بودن دوستتون با خداوند میشید.
میبینید که چطور لیلای عباس منشی در کنار همسر عزیزش اقا احسان گل چطور شونه به شونه ی خدا در مسیر قانون حرکت کردند و خودشون رو از یه مغازه ی 30 متری کوچیک با کلی بدهکاری رسوندن به شعبه ی سوم خودشون که 700 متره بخدا اعتبارش فقط با خداست و البته تلاش و زحمات با عشق وعلاقه ی شبانه روزی خودمون ..
چه روزهایی که احسان من دوشب دوشب توی شهرکباب که 7ماهه از چاردیواری گاوداری الان شده شهرکباب میموند و کار میکرد با عشق کار میکرد وهرجا چوبی لای چرخ کارمون میزاشتن با اگاهیهای استاد وبا رعایت قانون همین چوب هارو از لای چرخ میکشیدم بیرون و این چرخهارو روغنکاری میکردم ..
خبر خوشم به تمام بچه های سایت اینه که به امید خدا روز سه شنبه غروب افتتاح شهرکبابه.
خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شعبه سوم تون رو هم زدید و تبریک من رو پذیرا باشید بی نهایت تحسین تون میکنم برا این حد از سیری ناپذیری در پیشرفت و اینکه به قول استاد عزیز کمک می کنید به گسترش جهان .
شما برا من یه الگوی الهی هستید کسی که از منفی شروع کرد ایمانشو نشون داد جا نزد گریه ای اگه داشت نگه داشت برا زمانی که باید از سر شوق اشک می ریخت منتظر نموند و حرکت کرد و تکاملش رو طی کرد و خدا هم مشتاقانه دست گیری کرد و برکت بخشید.
این پیام الآن در غروب چهارشنبه به دستم رسید در حالی که ظهر یه حسی بهم گفت ایمیل هامو چک کنم و دیدم که شما لطف کردید و پاسخ دادید و اگه بگم که خوشحالی من برا افتتاح شعبه جدید تون کم از شما نبود دروغ نگفتم آن شاالله که هر لحظه از در و دیوارش براتون ثروت و برکت و نعمت بباره و برا مشتریانتون هم سلامتی و شادی.
یه مطلبی که درباره خودم میخام بگم اینه که من دو سال پیش دوره شیوه حل مسائل رو خریدم و شروع کردم به کار کردن و چون درک درستی نداشتم نتونستم درست عمل کنم و نتیجه بگیرم و حتی برعکس درگیر مسائل مالی شدم پاییز پارسال با تمام فشار استخوان شکنی که روم بود در دوره 28 روزه ای که خانوم شایسته لطف کردن گذاشتن شرکت کردم که خیلی کمکم کرد تا بتونم سرپا وایسم و نم نم بدهی هام رو بدم و اگه با همین روند جلو برم و هیچ ورودی مالی دیگه نداشته باشم احتمالا تا عید تازه برسم به صفر.
من کارشناس مکانیک هستم و امسال سال یازدهم هست که در این شرکت پگاه کار میکنم اما به شدت علاقه به این دارم که با خونوادم وقت بگذرونیم و بیشتر باهم باشیم و کاری برای خودم داشته باشم و جز رویاهام شده نمیدونم چرا ایمانم اونقدر قوی نمیشه که یه اقدام عملی قوی در راستای هدفم انجام بدم و همش چشم دوختن به حقوق ثابت اینجا و این دایره امن توهمی.
مثلاً همیشه تو رویاهام بود که یه مجتمع داشته باشم مثل تعمیرگاه که چندین نفر بتونن کار کنم اونجا و کارای مالی و اداریش رو دخترم و خانومم انجام بدن و کارای داخلیش رو پسرم (البته هنوز کوچیکن و این ایده برا آینده شون بود که اگه خودشون مایل بودن بیان) و خودم هم بعنوان صاحب کسب و کار بالا سر کار باشم حتی شکل و ساختمونش رو هم بارها تو ذهنم ساختم اما هیچ وقت براش اقدامی نکردم نمیدونم شاید بخاطر اینه که باورش نکردم یا حتی خودمو باور نکردم .
اینجا این سایت و این همه عزیزانی که هستن تمام سوالات آدم رو جواب دادن اما بعضی وقتا آدم با گفتن حرفاش و یا حتی خوندن راهنمایی اساتید میتونه قفل مغزشو زنجیر پاهاشو سریع تر بشکنه و از فریز بیاد بیرون .
ممنون میشم اگه از دید استادانه که دارید نگاه می کنید راهنمایی ، مطلبی یا راه حلی دارید که بتونه کمکم کنه بهم بگید
ما همون بعضی موقعا قانون رو فراموش میکنیم و اینقدر ظریف هست که بعضی موقعا ما یادمو چون ریشه انسان از فراموشکاری هست به قول قرآن ، زود نتایج یادش میره و سقف آرزوهاش کوتاه میشه
دوست عزیزم هیچ وقت به خودت غصه نخور ، خودت رو سرزنش نکن ، با خودت رفیق باش و ببین چطور همه چیز به امید الله یواش یواش درست میشه
یه بار دیگه دوره رو شروع کن و همه چیز درست میشه به امید الله
برای هر قدم کوچیکی که برای همه کارهات بر میداری سپاسگزار باش و به خودت جایزه بده و به قول آمریکایی ها به خودت بگو
Good job
همه چیز به اعتماد بنفس و عزت نفس و احساس لیاقت و ارزشمندی ما برمیگرده ، این رو به خودم میگم
دوست عزیز لیلا برات آرزوی سلامتی ، ثروت و خوشبختی در همه جنبه های زندگی رو از خداوند وهاب دارم …
دوست خوبم از اینکه کامنت من رو مطالعه کردین سپاسگزارم.
بله واقعا مسیر بودن با استاد توی زمینه ی داشتن عزت نفس و حس ارزشمندی خیلی بهمون کمک میکنه ،ماهم مثل تمام انسانها آزمون وخطا میکنیم ولی مثل بقیه توی سر خودمون نمیزنیم وبا دوست داشتن خودمون دوباره به خودمون فرصت جبران وبرگشت میدیم و احساس خودسرزنشی نداریم بلکه احساس خود ارزشمندی رو چنان قوی و استوار بنا کردیم که هیچ اشتباه ونتیجه ای نمیتونه این بنای مستحکم رو حتی بلرزونه..
وقتی استاد توی دوره ی احساس لیاقت میگن با هرنتیجه وهرشرایطی که هستین خودتون رو دوست بدارین ،دیگه تمومه
من برای دوست داشتن خودم نگاه نمیکنم به اینکه الان به دوره ی قانون سلامتی وفادار موندم یا از اون خارج شدم ..
جان دلم شما عزیزدل همه مایید.شما ی کامنت نوشتی انقدر کامنتت دلی و خداگونه بود که استاد براش فایل آماده کردن این کم چیزی نیست.
کامنتت اشک منو درآورد و ضجه میزدم بابت این حجم از سپاسگزاری.هیچوقت داستان اون ی قالب کره رو یادم نمیره و هرجا حرف سپاسگزاری میشه میگم من ی بنده خدایی رو میشناسم برا داشتن فقط ی قالب کره تو یخچالش سپاسگزاری میکرده الان بیا ببین ماشالا چه زندگی داره؟
بیزینس وومن صاحب چندتا شعبه جیگرکی.چه بیا وبرویی چه زندگی که توپم تکونش نمیده با کمک خدا.
اصلا بزار اصل قضیه رو بگم من سپاسگزاری رو از شما یادگرفتم.شما الگوی منی در مدل سپاسگزاری کردن انقدر که عمیق با ریزجزئیات و موشکافانه سپاسگزاری کردی.
راستش پزتم میدم که دوستمی مثلا میگم ی دوستی دارم بابت ی قالب کره تویخچالش جوری سپاسگزاری میکرده از خدا که نگو ونپرس.
عزیزدلم شما عزیزهمه ماهستید.دوست جانم نگران هیچ چیز نباش همون خدایی که همیشه حواسش به شما و لحظه لحظه زندگیته حواسش هم هست که انسان ممکن الخطاست.میدونه شما قوی تر از این حرفایی و وقتی تصمیم بگیری ی هدفی رو به سرانجام برسونی هیچی جلو دارت نیست وقطعا موفق میشی.
تحسینت میکنم بابت صداقتت،زلالیت و خدای درونت که برای ما آشکارش میکنی با کامنتات.
از وقتی یکی از فایلهای استاد رو گوش کردم که متن فایلش در مورد شما بود به شدت راغب شدم بیشتر از شما بدونم و باهاتون آشنا بشم و بفهمم داستان هدایت و مسیر زندگیتون که چطور گذشت و پیش رفت تا الان که به این جایگاه رسیدین
چقدر دنبال اسمتون گشتم و واقعا از خدا میخواستم بیشتر در موردتون بدونم اصلا قصدم فوضولی کردن نبود فقط وقتی میبینم یکی اینقدر زندگیش با تغییر نگاه و باورهاش عوض شده این برام خیلی جذابیت داره و منو بیشتر راغب میکنه که محکمتر قدم وردارم و بهتر قوانین خداوند رو تو زندگیم اجرا کنم
تا اینکه امشب خیلی خیلی اتفاقی از طریق دوست خوبمون سعیده شهریاری به سمت شما هدایت شدم کامنتهاتونو خوندم و چقدر لذت بردم واقعا برای منی که اینقدر پیگیرتون بودم امشب این هدیه قشنگی بود اط طرف پروردگارم که ازین طریق بیشتر و بیشتر به عظمت و بزرگیش پی ببرم که اینو بهم یادآوری کنه وقتی بهم نزدیک بشی وقتی قوانین منو تو زندگیت به درستی اجرا کنی وقتی مسیرت رو درست انتخاب کنی و درست پیش بری من برات کار نمیکنم بلکه شاهکار میکنم و اینو با بند بند وجودم با خوندن کامنتهاتون درک کردم که چقدر خداوند به فکر بنده هاشه و همیشه و همه جا حواسش بهشون هست
لیلای عزیزم بسیار لذت بردم از خوندن کامنتهای شما و واقعا از صمیم قلبم از خداوند میخوام تا کمکم کنه منم بتونم بدرستی پیش برم و اتفاقات زیبا رو به لطف پروردگارم برای خودم رقم بزنم البته که میدونم باید تکاملم رو طی کنم
چیزی که فکر میکنم بیشتر از همه درسهام از استاد عزیزم یاد گرفتم همین طی کردن تکامله که مدام استاد عزیز تو همه فایلهاشون یادآوری میکنن
براتون بهترینهارو از پروردگارم آرزومندم و امیدوارم همیشه بدرخشید و هر روز اتفاقات زیبا براتون رقم بخوره
به امید روزیکه منم بیام و تو این سایت الهی از موفقیتهام براتون بگم
درود و خداقوت به استاد عزیزم، بانو شایسته نازنین و همه دوستان بزرگوار در این خانواده دوست داشتنی
بیشتر از همیشه احساس نزدیکی و همجهتی با شما را دارم بهطوری که هر فایلی که این روزها میگذارید بخشهایی از پازل تکامل من برای رسیدن به زندگی بهترمه و انقدر سپاسگزارتر از همیشه هستم برای حضور شما در زندگیم که باعث شده این خواسته در وجودم شکل بگیره که بخواهم یکی از دوستان صمیمی شما باشم و اتفاقاً نشانههایی هم از این موضوع دیدم. چون همیشه در ذهنم قبلاً این بودکه چقدر خوب میشد مثلاً در زمان پیامبر بودم و تبدیل میشدم یکی از یاران ایشون و چه حیف که الان اون زمان نیست اما از زمانی که با شما آشنا شدم به این نتیجه رسیدم که اتفاقاً این زمان بهترین زمانی است که میتوانستم باشم و استاد برای من نقشی بسیار تأثیرگذار و حیاتی داشته.
یادمه دقیقاً وقتی این فایل را تو دوره دوازده قدم دیدم با خودم گفتم این مرد حتماً به این چیزی که میگه میرسه و زمانی که دوره قانون سلامتی اومد و نتایج شما را دیدم ایمانم به حقیقت حرف و راه شما بهمراتب بیشتر شد و از اون روز با جدیت بسیار بیشتری دارم این مسیر را دنبال میکنم و از خدا خواستم و اینجا هم اعلام میکنم که یکی از اهداف مهم من اینکه یک دوست صمیمی برای شما باشم و ایمان دارم که این اتفاق خواهد افتاد و الان هم افتاده. یاد جمله خانم شایسته در یکی از فایلهای دوازده قدم افتادم که درباره تحسین کردن بود و ایشون میگفتند که حالا که فکر میکنم یکی از دلایلی که من در فرکانس شما قرار گرفتم این بود که همیشه شما را تحسین میکردم، کاری که من الان دارم انجام میدم و بهشدت این روحیه و شخصیت و سبک فکری و زندگی شما را تحسین میکنم و همین موضوع بهمرور باعث خواهد شد که در مدار نزدیکتری نسبتبه شما قرار بگیرم.
اتفاقاً همین امروز داشتم در مورد هدفگذاری و تعیین کردن یک هدف مهم و اساسی برای یکی از شاگردانم توضیح میدادم و از قدرتی که این کار داره و تأثیری که در زندگی کاری و شخصیت میگذاره و تغییراتی که در روحیت ایجاد میکنه شبیه صحبتهایی که شما در این فایل گفتید را قبل از اینکه این فایل را ببینم بهش گفتم و براش مثال آوردم از خودم و هدفی که برای خودم تعیین کردم در زندگیم و از واکنشش حس کردم دقیقاً همان حسی که من نسبتبه صحبت شما در دوازده قدم داشتم را این فرد نسبتبه حرف خودم داره.
هر نفسی که در این مسیر هستم انرژی و اشتیاق بیشتری درونم احساس میکنم و هر روز اهدافم را با خودم مرور میکنم و به خودم میگم تو زنده هستی که به اهدافت برسی. تو اینجا هستی که جهان را گسترش بدی، پس اگر با تضادی برخورد میکنی و مسئلهای برات پیش میاد بهایندلیله که باید حلش کنی و کمک کنی تا جهان جای بهتری برای زندگی بشه.
همین تغییر زاویه دید برای من بهاندازه یک دنیا ارزش داره.
مهمترین کاری که برای رسید به هر هدفی باید انجام بدیم اینکه باور کنیم این هدف دستیافتنی است و بعد بگردیم الگوش را پیدا کنیم و این مسیر و را تکرار کنیم و یادآور بشیم.
دیشب به دوستم میگفتم که چی میشه که وقتی به یه موضوع نامناسب فکر میکنیم خیلی سریع برامون اتفاق میفته اما وقتی به چیزهایی خوب فکر میکنیم زمان میبره تا نتیجه اون موضوع در دنیای مادی ما بوجود بیاد؟ به این خاطره که ذهن ما پر شده از باورهای نامناسب و نشدنها و نگرانی و ترس و باید بدونیم که رمز رسیدن به هر اتفاق خوبی بودن در احساس خوبه. یعنی تا وقتی که احساس خوبی نداشته باشیم از انجام کارهامون هرگز اون کارها نتایج دلخواه را برامون ایجاد نمیکنه. باید ذهنمون را بمباران کنیم از باورهای مناسب، از امیدواری، از ایمان، از توکل. باید بهیاد بیاریم که چی شد که این نتایج خوب برامون اتفاق افتاد. مثلاً یکی از نتایج خیلی خوبی که من گرفتم این بود که من دانشگاه تهران قبول شد و وقتی مرور میکنم دلیل این اتفاق را میبینم که من باور کردم که این اتفاق میتونه بیفته و چون پسرخالم هم قبلاً تونسته بود که اونجا قبول بشه من مصمم شدم که این اتفاق برام بیفته و اومدم یه برنامهریزی برای خودم کردم و قدم قدم هدایت شدم و واقعاً از لحظهبهلحظه زندگیم لذت بردم، بهطوری که هربار با دوستان اون زمان صحبت میکنیم از اون سال بهعنوان یکی از بهترین سالهای زندگیم یاد میکنیم و شکرخدا خیلی خیلی راحت هم این اتفاق افتاد. خیلی مثال دارم از اتفاقهایی که بهاینشکل افتاده.
یهسری از اهداف نیاز داره که خودمون یه سری کارها را از نظر فیزیکی انجام بدیم اما خیلی از کارهای دیگه نیازی نیست که حتماً بهشکل فیزیکی کار خاصی انجام بدیم و باید توکلمون را بیشتر کنیم و اجازه بدیم که خداوند برامون انجام بده، یعنی دقیقاً همان موضوعی که استاد در جلسه 7 شیوه حل مسئله توضیح دادند.
تجسم نتیجه پایانی و احساس داشتن و دستیابی به اون هدف یکی از کاربردیترین تمریناتیه که خیلی به من در دستیابی به خواستههام کمک کرده. یعنی به جرئت بگم هر چیز خوبی که من در زندگیم دارم قبلاً تو ذهنم تجسمش کردم. بسیار این تمرین تاثیرگذاره.
موضوعی که در هدفگذاری بسیار به ما کمک میکنه و باعث میشه که انگیزه خودمان را حفظ کنیم و هر روز مشتاقانهتر به مسیرمون ادامه بدیم یادآوری این اصله که ما خودمون قبل از اینکه به این جهان بیایم انتخاب کردیم این زندگی رو و تمام مسائل و چالشهایی که برامون بوجود میاد پاسخهای جهان برای گسترشه. جهان از ما میخواد تا با تعیین اهداف و رسیدن بهشون باعث گسترشش بشیم.
مثلاً در کار خودم و فعالیتهایی که انجام دادم دقیقاً پاسخ جهان به تضادها و مسائلی بود که در حرفه من پیش اومده بود و باعث شد که من مصمم بشم که برم و راهکار مناسب برای این مسئله رو پیدا کنم و موجب ایجاد بهبود و ارزش در زندگی خود و کسانی که از خدمات من استفاده میکنند بشم.
یعنی چیزی که اطرافیان و شاگردانم میگن که شخصیت و روحیه تو باعث شد که ما نگاه تازهای نسبتبه جهان پیدا کنیم و خیلی هدفمندتر زندگی کنیم و اصلاً بفهمیم که بازی دنیا از چه قراره.
آگاهی و ایمان به هدایت یکی از مهمترین اصولی است که در مسیر رسیدن به اهداف بسیار میتونه به ما کمک کنه و انگیزهبخش باشه، چیزی که من ندیدم هیچکس غیر از استاد انقدر دقیق و کاربردی بهش اشاره کنه. اینکه ما در جهانی پویا زندگی میکنیم و جهان در هر لحظه داره ما را بهسمت کانون توجهمون هدایت میکنه و خداوند هدایت بندگان را بر خودش واجب کرده. نیازی نیست که ما از همان شروع همه مسیر را کامل بدونیم. باور کنیم که هدایت میشیم و این اتفاق حتماً میفته.
یکی از بهتری کارهایی که همیشه ما را در مسیر رسیدن به اهداف باانگیزه نگه میداره رعایت قانون تکامل و تحسین دستاوردهای مسیر و درمان بیماری کمالگرایی است. همیشه ما فکر میکنیم که وقتی داریم رو یه باور یا موضوعی کار میکنیم همان موقع باید نتایج خارقالعاده را مشاهده کنیم و همین موضوع باعث میشه که دستاوردهای مهم و کوچکی از همان ابتدا بوجود میاد را نادیده بگیریم و بعد از یه مدت دلسرد بشیم و درنهایت به هدف خودمون نرسیم اما وقتی میایم میپذیریم که همه چیز برمبنای تکامل بوجود میاد و حتی بزرگترین سازههای جهان هم با آجر اول ساخته میشوند، دیگه نمیریم تو این فضا و از لحظهبهلحظه این رشد لذت میبریم و این احساس خوب ما را هدایت میکنه به تجربههای لذتبخشتر و مسیرهای سرراستتر برای رسیدن به خواستههامون.
بسیار خوشحالم که در این مسیر هستم. دیروز یه مستندی را داشتم نگاه میکردم که مجری داشت درباره آثاری که دیگران از گذشته به یادگار میگذارند و در تاریخ اسمشون ثبت میشه صحبت میکرد و پرسید که ما چه یادگاری داریم از خودمون بهجا میگذاریم و چه دستاوردهایی داریم؟ و وقتی به زندگی خودم نگاه کردم دیدم که بهلطف خدا در مسیرش هستم و کارهای بسیار مهم و ارزشمندی دارم انجام میدم و همین موضوع باعث شده تا روح و جسمم راضی باشه. واقعاً خداروشکر میکنم و ایمان دارم که هرکس که با تعهد و تمرکز باشه نسبتبه اهدافش و این باور را ایجاد کنه که هدفش دستیافتنی است، امکان نداره که به اون خواسته نرسه. خداروشکر میکنم که دارم این اصول را درک و اجرا میکنم و باز هم از شما استاد نازنین سپاسگزارم که الگوی من هستید برای داشتن زندگی بهتر.
سلام اقای مقدم خیلی کامنتتون زیبا بود خیلی اگاهی داشت برام ,,تمرینات و نکات ارزشمندی گفتین ,از تمام نکات مهمش اسکرین شات گرفتم که دوباره بخونم و متن کامل کامنتتون رو کپی کردم برای خودم بازم سپاس گزارم ازتون برادر مهربانم ان شاالله هر روز موفق تر از روز قبل باشین
در دوره دوازده قدم کامنتی از شما خوندم که در مورد عمل کردن به الهامتون بود و بسیار تو ذهنم مونده بود. این هفته یهو یاد کامنت شما افتادم و امروز تصادفی بین این همه کامنت به اسم شما برخوردم و این کامنت زیباتون رو خوندم و لذت بردم و درک بالاتون رو تحسین کردم.
ساعت 1:20 بامداد چهارشنبه است و هنوز فایل جدیدی روی سایت قرار نگرفته، ولی میدونم که امشب استاد فایل جدید میذاره رو سایت
و انقدرررر منتظرم که فایل جدید بیاد تا بدن استاد رو ببینم و لذت ببرم.
دیروز داشتم اون قسمت از سریال زندگی در بهشت و میدیدم که دوستای امریکاییه استاد مهمون پارادایس بودن
سه تا ماشین مهمون اومده بودن و دو تا غذای خاص درست کردن
اگه اشتباه نکنم قسمت 55 بود
که استاد اون زمان گیاهخواری میکرد
استاد تو اون فایل گفت:
من تصمیم گرفتم گوشت نخورم، به خاطر همین هم اصلا این دو تا غذا رو تست هم نکردم. و خودش رو تحسین کرد به خاطر اینکه انقدر خوب و محکم خودشو کنترل کرده بود.
انقدر محکم رو تصمیمش مونده بود
حتی خانم شایسته هر دو تا غذا رو تست کرده بود و خوشمزه بودنش رو برای استاد توصیف کرد. ولی استاد حتی وسوسه هم نشد که تستش کنه.
این اراده و این استقامت رو منم میخوام.
در تمام جنبههای زندگیم میخوام نه تنها در غذا خوردن.
البته دوره قانون سلامتی این اراده رو در مورد تغذیه در من ساخته و بابتش ممنونم از استاد.
راستشو بگم غبطه خوردم به این جدیت استاد ولی خیلی زود تحسینش کردم.
جدیدن شروع کردم با تحسین کردن ویژگیهای شخصیتیه استاد، اون ویژگیها رو در خودم ایجاد و تقویت کنم.
وقتی چیزی رو تحسین میکنم و در موردش مینویسم و حرف میزنم، اون چیز رو در زندگیم میسازم.
حالا میخواد یک جسم یا کالا باشه یا یک نوع نگرش و شخصیته خاص.
و این رو از استاد یاد گرفتم.
یادتونه تو قسمتهای آخریه سفر به دور امریکا استاد و خانم شایسته کامنتهای خوب رو انتخاب میکردن و در مورد اونها صحبت میکردن؟
یادتونه؟؟
حالا برید فایلهایی که بعد از اون فایلهای خوندن و تحسین کردنه کامنتها روی سایت گذاشته شده رو مقایسه کنید با فایلهای قبل از تحسین کامنتهای خوب و به چشم ببینید که چقدر میزان مشارکت دوستان بیشتر شده.
چقدر کامنتهای خوب بیشتر شده.
اینا رو استاد خلق کرد
چجوری؟؟
با تحسین کردن
با بازگو کردن
با مرور کردن و خوندن دوباره اونها
وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ
نعمت خدا بر خود را به یاد آرید
وذکرو یعنی به یاد آوردن و بازگو کردن و تکرار کردن
در واقع فلسفهی ذکر گفتن هم همینه
ذکر نعمت
ذکر نکات مثبت
ذکر زیباییها
ذکر خوبیها
منم سعی میکنم این کار و انجام بدم
وقتی انقدر راحته خلق کردن، وقتی انقدر زود خداوند جواب میده، خب منم همین کار و بکنم دیگه.
استاد اجرای قوانین
بهترین الگوی اجرای قوانین
خود استاد میگه که کل داستان اینه که…
اگر کسی تونسته تو این جهان به چیزی برسه، من هم میتونم. فقط باید مثل اون شخص فکرکنم، باور کنم و مثل اون شخص عمل کنم.
چه الگوی مناسبی بهتر از خود استاد میتونه برای من باشه؟
باز هم سپاسگزار خداوندم که در زمانی دارم زندگی میکنم که دو تا نعمت خیلی خوب تو زندگیم هست…
بودن استاد در زمانهای که من دارم زندگی میکنم و بودن اینترنت که میتونم این آگاهیها رو دریافت کنم.
اصلا من با استاد هم از طریق اینترنت آشنا شدم
خدا رو شکر که من توانایی و قدرت مالیه اینو دارم که بسته اینترنت بگیرم.
خدا رو شکر که حجم اینترنتم و در این مسیر دارم خرج میکنم.
خدا رو شکر که همیشه به بهترین افراد هدایت میشم.
استاد باز هم ممنونم بابت این حجم از آگاهی که با دست و دلبازی در اختیار ما قرار میدین.
چقدر خوب و عالی و به جا از آیات استفاده میکنید و چقدر خداوند من رو دوست داره که دوستانِ خوبی مثل شما رو در مسیرم قرار میده تا بتونم بهتر و خالصتر شخصیتم رو هر روز بهبود بدم
استاد نمیدونم چی بگم در مورد این فایل.هیچوقت اینطور حسی نداشتم.چندین بار مو به تنم سیخ شد و چندین بار از صحبتهاتون پشتم سرد و گرم شد.بشدت این آگاهی ها رو میخواستم و اون رو از خدا خواسته بودم چند روز قبل که هدایتم کن و بهم بگو مسیرم چیه.چطور باید به این هدفی که بهم الهام کردی برسم.
دمتنون گرم استاد.اتفاقا چند روزی بود که اهرم رنج و لذت نوشته بودم برای شروع دوباره ورزش.اقدام عملی که به ذهنم رسید این بود که حداقل برم بپرسم ببینم کدوم باشگاه برم و از کجا شروع کنم و وقتی رفتم و اقدام کردم اولین باشگاهی که رسیدم از بیرون بنظرم جالب نمیومد.ولی خانمی که اونجا بودن بهم یدونه کوله پشتی هدیه دادن و این رو به عنوان نشونه دونستم و همنجا رو انتخاب کردم.بعد که ثبت نام کردم متوجه شدم که این باشگاه یک باشگاه زنجیره ای هست و من توی هر شهری که باشم میتونم برم و ورزش کنم توی هر کروم از شعبه ها.امروز وقتی برای اولین بار رفتم توی محیط باشگاه متوجه شدم که این باشگاه دو قسمت داره و اون قسمتی که من اصلا ندیده بودم دقیقا همون محیطی هست که میخوام.تمیز.بزرگ.مرتب.شیک.کامل.خلوت.
خدا رو بارها شکر کردم و چنتا پیام برام داشت.اول اینکه من وقتی قدم برمیدارم بصورت خیلی راحت و طبیعی هدایت میشم به مسیر درست(مثل همین فایل که برام یک هدایت واضح بود برای هدف بعدیم).بعدیش این بود که چند وقته دارم روی باور فراوانی کار میکنم و امروز کلی فراوانی دیدم که دهنم وا مونده بود فقط.سوم اون احساسه خوبه بعد از عمل به الهامات هست که بهم میفهمونه مسیر درست کدومه و بقول خودتون همون قطب نمایی هست که سالمه و درست کار میکنه.
دمتون گرم استاد.بهتون تبریک میگم بابت این تغییر زیبایی که کردید و حستون رو کاملا درک میکنم چون تجربه یک بدن خوب رو دارم و با توجه به آموزشهای شما میخوام پایدارش کنم.
خداروشکر میکنم بخاطر وجود شما.سلامت و تندرست و غرق در نعمت باشید شما و همه دوستان عزیزم
اگر خیلی مطمئن باشی و متعهد باشی که میخوای به هدفت برسی،میتونی بیای اعلامش کنی!
کارراحتی نیست،کار ذهنی پیچیده ایه!
اما اگربه اون حد ازآمادگی،به اون حد از تعهد،به اون حد از ایمان رسیده باشی که من میخوام به این هدفم برسم!
اون شجاعت و جسارت رو داری که بیای جلوی بقیه اعلامش کنی!
کسانی که انسان های قضاوتگر و منفی نگر نباشند و ساپرتت کنند بیا اعلام کن که من میخوام این هدف رو پیگیری کنم و بهش برسم!این بهت کمک میکنه که روزهایی که سخت میشه اوضاع و داری ناامید میشی و داری شل میگیری،روزهایی که میخوای بیخیالش بشی و ولش کنی و دنبالش نری،یادت بیاد من اینو یک جایی اعلامش کردم و الان باید پیگیر باشم و ادامه بدم!
یک…دو…سه …امتحان میشه!صدا میاد؟از همین تریبون اعلام میکنم من به خودم تعهد دادم تا 3 ماه آینده تمرکز صد در صدی بزارم روی دوره عشق و مودت و پرونده ی بزرگترین نشتی انرژیم رو ببندم و روی خودم کار کنم و اجازه بدم مدیر کیهان و کهکشان ها که قانون مدارهارو روی این جهان پیاده کرده،قانون الطیبین الطیبات رو رعایت کنه،این نوشته یک تعهد رسمی از طرف اینجانب میباشد.و این آیه رو شاهد بین خودم و الله قرار میدم که به عهدم وفا کنم و اجازه بدم به عهدش وفا کنه!
وقتی حرکت میکنی و ایمان داری و باور داری،خداوند هدایتت میکنه از مسیر هایی که شاید اولش ایده ای براش نداشتی!
خیلی موقع ها هست،وقتی یک هدفی رو انتخاب میکنیم،یک سری ایده داریم برای رسیدن به اون هدف ولی احتمالا وقتی به الهاماتمون گوش میکنیم،وقتی از خداوند هدایت میطلبیم،چیزهایی به ما گفته میشه و مسیرهای جدیدی به ما گفته میشه که با ایده اولیه ما در ارتباط نیست!
و آدم باید باز بزاره ذهنش رو برای الهامات و برای تغییر این مسیر!
نباید بچسبه بگه من میخوام به این هدفم برسم،فقط هم میخوام ازین طریق به هدفم برسم!
نه من میخوام به هدفم برسم،از هر مسیری که هدایت بشم!
من اولین چیزی که به ذهنم بیاد حرکت میکنم ومنتظرم که توی مسیر هدایت ها گفته بشه و من ادامه بدم …
راه های رسیدن به هدفت و ذهنت رو باز بزار درمورد انتخاب هایی که ممکنه داشته باشی برای رسیدن به هدفت،مسیرهایی که ممکنه گفته بشه برای رسیدن به هدفت!
و اجازه میدی خداوند تورو هدایت کنه!
نمیچسبی به یک مسیر خاص!
و بعد میبینی از چه راه هایی که اصلا به فکرتم نمیرسید هدایت میشی!
من به خودم تعهد میدم ذهنم رو از هر پیش فرض قبلی،هر کویرِ غیر قابل کشت،هر منطق ذهنی پاک کنم،فقط و فقط روی خودم کار کنم و اجازه بدم خداوند من رو هدایت کنه و از مسیری که بهترین و راحت ترین و قشنگترین مسیر رسیدن به خواسته ست،من رو به هدفم برسونه!میشینم روی دوش خداوند و دیگه هی نمیزنم پس گردنش که نه اینوری نرو!اونوری برو!
پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده ایمان دارد. و همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان دارند. میان هیچ یک از پیامبرانش فرقى نمىنهیم. گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، اى پروردگار ما، آمرزش تو را خواستاریم که سرانجام همه به سوى توست.
وقتی نتیجه ها میاد،همون نتیجه انگیزه میده برای ادامه ی مسیر درست!
نتیجه ها کمک میکنه شما مسیررو ادامه بدی بعد که ادامه میدی نتیجه ها بزرگتر میشه،ونتیجه های بزرگتر کمک بیشتری میکنه تا مسیر رو ادامه بدی،و این تو یک سیکل مثبت میفته!
ولی این مهمه بدونی از چه مسیری این نتیجه ها اتفاق افتاده!
کریستال کلییر…
مسیر جدید رو به عادت تبدیل کنید!
من دنبال نتایج کوتاه مدت نیستم!من دنبال موفقیت کوتاه مدت نیستم!
من دنبال مسیری ام که فقط رو به بهبود باشه!
برای اینکه نتایج همیشه روبه بهبود باشه،باید در مسیر درست استوار ادامه بدم.
خودم رو متعهد میکنم با دیدن نتایج،مسیر رو با قدرت ادامه بدم،هرگز به شیوه های قبل برنگردم،و نزارم مثل تموم روزهای گذشته،یک رابطه ی سینوسی رو تجربه کنم،بلکه فقط و فقط رو به پیشرفت باشم.برای این تعهد از اهرم رنج و لذت کمک میگیرم و همچنین توکل میکنم بر فرمانروای جهان
وقتی تو به نتایج خوب و پایدار میرسی،تو فقط ازش استفاده نمیکنی،تو تنها کسی نیستی که ازش سود میبری بلکه الگو میشی برای بقیه تا اون ها هم به اهدافشون برسند!باور ایجاد میکنی برای بقیه که میشود!الگو میشوی برای دیگران که باور کنند میشود!که میشود این اتفاق بیفته و این چقدر ارزشمنده!
پس هدف هایی که شما انتخاب میکنی و بهش میرسی،فقط به شما سود نمیده،به جهان سود میده!
اهرم لذت ذهن من برای ثابت قدم موندن توی این مسیر همین به جهان سود رسونده،وقتی من میام از قدم اول هدف و مسیرم رو شفاف بین رفیق های سایت اعلام میکنم،شک ندارم رسیدن به هدفم میتونه کلی انگیزه ایجاد کنه برای بقیه که اگر برای سعیده اتفاق افتاده،برای ما هم حتما میشه!پس به امید الله،تموم تلاشم رو میکنم که با توکل برخودش،این هدفم رو تیک مثبت بزنم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان که هدایت شدن به صراط مستقیم
سلام به سعیده خانم دوست توحیدی و تحسین برانگیز
چقدر شما تو مسیر بندگی و شناخت صاحب کیهان خوب عمل میکنی چقدر حرفات به دل میشینه چقدر من رو بیشتر ترقیب میکنی که منم قرآن رو خیلی جدی باید بزارم تو برنامه هرروز صبحم چقدر انگیزه میده به شخص من ،نمیدونی چه شور ذوقی در من ایجاد کرده این کامنت های دو سه روز اخیر شما که فکر میکنم از کامنت شما به جوابی که آقا ابراهیم توی عقل کل داده بود شروع شد
من هم مدتی هست که دیگه نتایج بزرگ (منظورم در حد مدار خودم )نمیگیرم و احساس میکنم متوقف شدم و نگرانی ها داره میاد سراغم و از مسیر دور میشم میدونم بخاطر اینه که اون رونده رو به رشد و بهبود رو کم رنگ کردم و تمرکزم رو روی چنتا دوره گذاشتم من اون موقعی که رو دوره خاصی تمرکزی کار میکردم واقعا نتیجه ها خیلی واضح بود ولی این رو متوجه نشده بودم آقا تمرکز رو نمیشه رو چنتا موضوع گذاشت و انتظار نتیجه خوب و قابل لمس داشت و از طرفی تضادی داشتم که نتونستم بخاطر عزت نفس پایین برطرفش کنم و قشنگ منو به چالش کشید تا بخوام قبول کنم این مهمترین پاشنه آشیل و بزرگترین نشتی انرژی منه و عدم خود ارزشی و توانایی نه گفتن، بشدت تمرکزم رو داره میگیره و خیلی سخت میتونم اعراض کنم و خیلی تلاش کردم که با حرف زدن اطرافیان رو توجیه کنم ولی غافل از اینکه قانون اینه که شما فقط باید رو خودت کار کنی اتفاقات خوب خودش میفته و نمیتونه غیر از این باشه ،ما رو خودمون کار میکنم و نتایج خودش میاد
این بود که گفتم رب من ، من تسلیمم به هر خیری که از تو برسه و هر بدی باشه از سمت خودمه پس هدایتم کن
امروز گفتم باید از یه جا برای شروع دوباره اقدام کنم نمیدونم یه حسی گفت برو دفتر جدید بخر رفتم دو تا دفتر خریدم برای خودم و گفتم اینم قدم من و بعدش کامنت شما غوغایی به پا کرد به خودم گفتم همینه چیزی که الان نیاز داری همین تعهد و ایمان و تمرکز لیزی روی عزت نفس تا از این چرخه اشتباه در بیایی و نتیجه ملموس داشته باشی تا قوی تر و با ایمان بیشتر حرکت کنی
منم مثل شما و آقا ابراهیم عزیز تعهد میدم با صددرصد تمرکز رو عزت نفس و متعهد بودن به تمرینات و رها بودن و سرسپردگی ،مسیر تکاملی خودم رو طی کنم تا نتایج پایدار و از نتایج بدست اومده اهداف بزرگتری رو با این الگو تیک بزنم
سپاسگزارم از شما دست خدا برای امین 29شهریور 1402
اولین کامنتم تو سایت بود و میخوام با تعهد این رد پارو اینجا بزارم و از امین 29آذر بگم اگه با ایمان حرکت کنیم پاسخی که دریافت میکنیم اینه
خداوند آسمان ها و زمین را هدفمند آفرید، همانا در این آفرینش، براى اهل ایمان نشانه ى قطعى است.
سوره عنکبوت 44
سلام سعیده خانم
این اولین کامنت من به دیدگاه شماست البته همه کامنت های زیبای شما را مطالعه میکنم.
نکتهای باعث شد تا بنویسم جسارت و ایمان شما که آشکارا هدف خودت اعلام کردی و اعلام کردی که ، پرونده دوره عشق و مودت را با موفقیت ببندی و به هدف خود برسی
من هم برات دعا میکنم از شهر مشهد مقدس که به هدفت برسی ،
و مطمئن باش وقتی به هدفت برسی چقدر در ایمان و انگیزه بچه های سایت تاثیر مثبت میذارین
سلام به برادر عزیزم آقا علیرضا،برادر شاه دوماد سایت
چقدر من خوشحال میشم و ذوق میکنم اعضای یک خانواده انقدر باهم هم فرکانس هستند و روی مدار هدایت الله،بال پرواز هم به سمت توحیدن…
خیلی خیلی از لطفتون ممنونم برادر عزیزم،از خداوند طلب هدایت و رحمت و کمک میکنم تا کمکم کنه توی این مسیر پایدار بمونم و سه ماه دیگه با دست پر کامنت بزارم.
سپاسگزارم که برام نوشتید،به دستان قدرتمند الله یکتا میسپارمتون.
سلام سعیده جان.تبریک منو پذیرا باشید پیشاپیش برای رسیدن به هدفت.مطمئنم با این تعهد وپشتکاری که داری حتما این نشتی انرژی رو میبندی ویه روزی تو سایت برای ماها اعلام میکنی.به امید حق.خداتوفیقت بده که اینقدر کامنتهای عالی می نویسید وما استفاده میکنیم.این فایل نشانه ی امروز من بود که خیلی بهش نیاز داشتم چون از وقتی توی این مسیر اومدم شکر خدا به سه تا از خواسته های اساسی که سالیان دنبالش بودم رسیدم در عرض سه سال.ودنبال گذاشتن یه هدف جدید بودم که پر قدرت تر ادامه بدم.که کامنت شما رو هم خوندم .واقعا باید این جمله استاد را که میگه فاصله بین شما با خواسته تون فقط با احساس خوب پر میشود را با طلا نوشت که خودم با گوشت وپوست واستخونم تجربش کردم فقط احساسم رو خوب نگه داشتم وخواسته هام بعد سالها یکی یکی اومدن.همکار عزیزم برات ارزوی سلامتی واحساس خوب دارم.
قلب سلیم وروح توحیدی عزیزت رو میبوسم که انقدر خوب سعی میکنی به قانون عمل کنی.
کامنتت رو که خوندم قلبم بهم دستور نوشتن داد،اگر میخوای خوابت رو کم کنی اولین کاری که خودت هم خوب بلدی و تو جلسه 2 ثروت استاد کامل توضیح داده،اهرم رنج و لذته،اینو خوب بنویس و بعد اگر دوره قانون سلامتی رو نداری حداقل بشین فایل های رایگانش رو نگاه کن،سعی کن سمت خودتت رو خوب انجام بدی مثل کم کردن کربوهیدارت و قند و بیشتر کردن خوردن پروتئین حیوانی و چربی و کره
شامت رو زودتر بخور تا بتونی صبح زودتر بیدار شی.
پیاده روی و ورزش رو حتما تو فعالیت های روزانه ت بذار…
منِ 50 کیلویی،یک زمانی مثبت 70کیلو بودم و با خواب وحشتناک زیاد…دوره قانون سلامتی که اومد سه میلیون بود!من سه میلیون نداشتم بخرمش!
ولی وقتی سمت خودم رو خوب انجام دادم،همون کارهایی که بالا بهت گفتم،میدل آف نووِر 8 میلیون پول برام جورشد که بتوم دوره رو بخرم!
وبعد کاهش وزن کوآنتومی و آزاد شدن انرژی فوق العاده شروع شد…
فرشته ی قشنگم،راستش ایده ای برای نوشتن پاسخ برات نداشتم،فقط از قلبم اطاعت کردم و امیدارم برات بنفیتی داشته باشه.
من در قدم 4 جلسه یک برات پیام گذاشتم ولی متاسفانه با مشکل خوردم و نتونستم برات پیام رو بفرستم،اما اینجا می نویسم برات.
من الان مشکل اون زمان شما رو که کار براتون جور نمیشد رو دارم.
امشب انگار خداوند داره صبر و تقوا شما رو به من یاد اور میشه که میگه ارام باش،می شود و اینکه الان تو پیام تو خوندم “تو سمت خودت رو عالی انجام بده بقیه ش رو خدا جور میکنه”
واقعا اشک داره تو چشمام جمع میشه که بلاخره وعده خدا حق است.
سپاس گزارم تو نمونه بارز “میشود”هستی.
و همین روزاس که برات پیام میذارم که شد.منتظر پیام منم باش عزیزم.
سلام به استاد فوقالعاده عالیم و دوستان گلم.
هزار ماشالا ب شما.واقا بنازم غیرتتونو ک هر حرفی میزنین پاش میمونین و انجامش میدین..
استاد،،بغیر از موفقیتای کوچیک و بزرگی ک بدست آوردم،،بزرگترین موفقیت من آشنایی و هدایت شدنم به این مسیر و خلق زندگیم،،آگاهی از قوانین خدا بوده ک خداوند همه ی این آگاهی ها رو از طریق شما ب من نشون داد…خدا منو هدایت کرد و من رو با شما آشنا کرد تا از طریق شما با من صحبت کنه و هم از طریق قلبم و شما،،منو هدایت کنه..
سه سال پیش وقتی برای اولین بار با این قانون و مسیر آشنا شدم،،حس میکردم ک دروازه عظیمی بروم باز شده تا ب هر چی ک میخوام برسم،و زندگی دلخواهمو داشته باشم..و خدارو هزار مرتبه شکر،،الان در مسیر خلق زندگی دلخواهم هستم..
من موفق شدم ک تو این مسیر بمونم،با وجود تمام مقاومت های ذهنی و دلسرد شدنا..
من انگیزمو،با تصور اینکه به هرانچه ک خواستم رسیدم،،و اینکه من خالق زندگیمم و همه چیز زندگیم دست خودمه حفظ کردم..
از بچگیم به نشونه ها ایمان داشتم.،هرچند این ایمان با بزرگتر شدنم کم شد ولی دوباره با تفکرات درست راجب خداوند،،و گفتن اینکه خدا توی قلب منه و منو هدایت میکنه،،باور کردم و ب قلبم اعتماد کردم چون مطمعن بودم خدا حواسش به منه و هرموقه ک از خداوند هدایت خواستم بصورت آگاهانه و یا ناخودآگاه،،اون منو با نشونه هاش هدایت کرده.
نجواهای منفی توی ذهنم میگفتن ک تو نتیجه نمیگیری و بیخیال شو و نجواهای دیگ رو وقتی سراغم میومدن،،با گفتن این حرفا ب خودم،کنترلشون میکردم،،اینکه اگه نتیجه ای نیست من ب اندازه کافی رو خودم کار نکردم وگرنه جهان ایرادی در کارش نیست…ب فایلهای شما بارها گوش میکردم و میکنم
و افکارم رو مینوشتم روی کاغذ و مخالفشون رو با منطق به ذهنم میفهموندم و به خودم ایرادی زندگیمو نشون میدادم و میگفتم ک ببین،،اگه اینجوریه این باور رو راجبش داری و خودمو قانع میکردم ک اتفاقات زندگیم حاصل باورای خودمه..
با دیدن زندگی شما،،شما رو الگو قرار دادم،و افراد موفق دیگه ای ک از هیچ ب جایگاه های عالی رسیدن،،این باور رو در من تقویت میکنه ک میشه به هر چی ک خواست رسید،به قول شما فقط باید باورهای درست داشت و مثه اون فرد عمل کرد..
و من در حال حاظر،همیشه روی باوران کار میکنم…قبلاً سرعتم کم بود ولی دارم روز ب روز بهتر و سریعتر میشم..
و من الان بهتر درک کردم ک برای حفظ انگیزم،،دریافت هدایت ها و نشونه ها،،،دیدن و درک هدایت ها و نشونه ها و عمل بهشون،،باید باورای درست رو همیشه ساخت و با داشتن باورای درست،،عملکرد درست رخ میده،،نتایج درست میشن و با دیدن نتایج خوب انگیزه بیشتر میشه،،احساس خوبتر میشه و با احساس خوب هدایت ها دریافت میشن،،برای کنترل نجواها باید آگاه باشیم ک نجوای منفی از شیطانه و اگاهانه گفتگوهای مثبت بسازیم و تکرار کنیم با خودمون،،و با تغییر باور ها و عمل ب ایده ها و کنترل آگاهانه نجواها و ورودیها،،و ساختن عادات جدید،،خودمون ب الگوی موفقی برای دیگر افراد تبدیل میشیم..
فقط باید باورهامونو تغییر بدیم در جهت مثبت و آگاهانه افسار زندگیمون رو در دست بگیریم..
در پناه الله
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی
استاد عزیزم روزی نیست که بابت وجود شما و خلق شما و هدایت من به مسیر شما خدایم را هزاران هزاران بار سپاسگزاری نکرده باشم و الان در محضر خودتون بازهم رب خودم را بابت هدایتم به این مسیر شاکرم و بوسه بر دستانتان می زنم .
من حدودا یکسال هست با سایت شما و دوره های شما آشنا شدم و دوره های زیادی خریداری کردم و انصافا با علاقه مطالب و توصیه های شما را در زندگیم به کار بردم اما امان از ذهن نجواگر امان از کمال گرایی که از کودکی بر روی ذهنم رفتارم و کردارم حکومت می کرد این یکسال با اینکه نتیایج زیادی ندیده بودم اما تمام اصول را تا جایی که تکاملم را طی کرده بودم رعایت می کردم سعی می کردم ستاره قطبی را با تمام مقاومت های ذهنی که داشتم انجام بدم هدف گذاری کردم با تمام سوالاتی که در ذهنم داشتم و مدام در پی حل کردنش بودم دریم بوردم را روی دیوار زدم و خواسته هایم را به تصویر کشیدم و اماا اشتباهم تعیین ددلاینی بود که مثلا شش ماهه گذاشتم و به یکسری خواسته ها رسیدم اما به خواسته های اصلی تا زمان ددلاین نرسیدم کمی سرد شدم ذهن نجواگرم تا مدتی بهم حکومت می کرد اماا دیدم نه حالی که اون روزها با وجود مبتدی بودن و داشتن ایراد قابل مقایسه با این روزهایم نیست و دوباره استارتم را زدم اما این بار با تجربه و جالبه اسفند ماه دوره قانون سلامتی را خریداری کردم وای خدایا در عرض سه ماه شانزده کیلو تا الان کم کردم اما این کاهش وزن کمترین نتیجه اش کاهش وزنم هست اعتماد به نفسم انرژی زیاد من خواب کمتر حال خوب و مهم نبودن نظر دیگران تا این اندازه برام غوغایی در درونم به پا خوااست که همش میگم پس من دیگه میتونم کوه را جابجا کنم و اما یکی از نجواهای ذهنی من رسیدن به هدف مورد نظر در ددلاینی که ذهنم برام درست می کرد بود و اگر در ددلاین مورد نظر نمی رسدم عجیب موفق میشد من را بنده خودش کنه در دریم بورد من اندام این روزهایی که الان دارم تجربه می کنم را گذاشته بودم اما برایم غیرقابل تصور بود و ذهن من نمی توانست قبول کنه اما من کاری به ذهنم نداشتم و فقط هر روز اون تصویر را می دیدم و اما بعد از یکسال به اون اندام رسیدم الله اکبر خدایا شکرت.
و اینکه همیشه در دوره دوازده قدم منتظر بودم استاد در پایان قدم دوازده به اندام ایده ال رسیده باشه و وقتی دیرتر از تایمی که من متصور بودم رسید و نتیجه اش را دیدم به خودم گفته شادی ببین پس اصل قانون اینه پس برای استاد هم این مسیله صادقه چون نجوای ذهنی دیگری که این مدت زیاد من را اذیت می کرد این بود که این مطالب برای استاد هست و تو خوب اجرای قوانین را بلد نیستی واسه همین برات یا جواب نمیده یا دیر جواب میده اگه استاد بود تا الان سریع به درخواستش می رسید و برای اون زود جواب میده اما برای تو نه و اما دیدم نه برای استاد من هم در زمان مناسب جواب میده به قول خودتون من تمام این مدت نتیجه تلاش های شما را دیدم و ریشه ها را ندیدم اگرچه هم بارها در تمام دوره ها و فایل های دانلودی گفته بودین خیلی هم سریع به یه سری خواسته ها نرسیدم اما انگار ذهن من با این مسیله که پاشنه اشیل من بود مدام من را اذیت می کرد به من حکومت می کرد اما خدایم را شاکرم این بار مسیر و ریشه طی شده این هدف استاد را خودم دیدم و دیگر ذهنم نمی تواند حکومت کند حداقل در این مسایل و بازهم امروز با این ویدیو مهر تایید بر تمام دیده ها و باورهای جدیدم بود اصل را یافتم به جوابم رسیدم ما هدف تعیین می کنیم خواستمون را به جهان اعلام میکنیم و با توجه به تکامل خودمون حرکت می کنیم بدون عجله و حس بد و ذهن نجواگر با این ذهنیت و باور که خدایم قولشو با قوانینش به من داده و من در زمان مناسب با توجه به ظرف وجودم بهش می رسم و دیگر می توانم شعله ذهنم را خاموش کنم .
به نظر من این یکسال سخت ترین مرحله من در این دوره ها بود چون قبلا و در طی این یکسال من نتایج خاصی نداشتم و مدام ذهنم با نتایج گذشته که به موفقیت رسیده بودم اما با سختی با تقلا با استرس و حال بد و همیشه ذهن نجواگرم می گفت الکی فکر نکن با این حرفها به اهدافت می رسی ببین به ابن هدف و اون هدفت بدون داشتن حال خوب و باور خوب و ستاره قطبی رسیدی و ببین با این حرفها به اهدافت نمی رسی .
اما امروز یک قدم پیشرفت کردم امروز نتیجه دستمه این بار به اهدافم با حال خوب رسیدم دیگه ذهن نجواگرم را میتونم با دلیل و مدرک خاموش کنم و به نظر خودم سختترین قسمت زندگی من در این دوره جدید و اشنایی با استاد و قوانین امسالم بوده اما به خودم افتخار می کنم با تمام نجواهایم با تمام کمال گرایی اما ثابت قدم موندم و مسیرم را طی کردم
و ویدیو امروز استاد ، جایزه و پاداش استاد به من ، منی که ثابت قدم موندم دوره ها را خریدم گوش دادم نوشتم یه جاهاییی عالی عمل کردم یه جاهایی فکر می کردم باور کردم و یک جاهایی تلاش می کردم باور کنم بود.
خدایم را هزاران هزاران بار شاکرم بابت ساختن شادی جدید بابت این مسیر و من قراره چه کارهای بزرگی انجام بدم خدایا مطمینم این انقلابی که در من به پا شده این اعتماد به نفس این حال خوب و از همه مهمتر این دانشی که الان بعد از یکسال از دوره های استادم به صورت عملی به دست اوردم قبلا هیچ دیدی به این مسایل و تفکر نداشتم چون در جامعه خلاف این مسایل را همیشه دیدم و ورودی هایی ذهنی در جهت تایید آن باورها داشتم و فکر می کردم خوب درست همینه دیگه، استرس و اضطراب جزیی از زندگیه حال بد جزیی از زندگیه اما الان میدونم من جزیی از یک درصد جامعه هستم که دیگر اینطوری نمی خواد فکر کنه و آگاهانه ورودی های ذهنی بدنی و افکارش را رصد ومدیریت می کند
جالبه من توی این یکسال نمی فهمیدم کار کردن روی خودم یعنی چه؟هرچی استادم می گفت روی خودتون کار کنید فکر می کردم هرچه بیشتر گوش کنم و بنویسم خوب یعنی روی خودم دارم کار می کنم درسته اینها واقعا قدم اولی بودند که باید طی می شد اما من در قانون سلامتی تازه فهمیدم کار کردن روی خودم یعنی چی؟اهرم رنج و لذتی در ذهنم ساختم که خودم متعجبم اگر زمانی به من می گفتند تو این چنین سبک زندگی پیدا می کنی باورم نمیشد و می گفتم محاله مگه میشه یک وعده غذا خورد و خوشحال بود مگه میشه خواب من کم بشود مگه میشه انرژی من به این اندازه برسد مگر میشه ادم های کنارم انقدر از لاغر شدن صورتم با حالتی بگن و من عین خیالم نباشه و با قدرت ادامه بدم و اما شده اینها معجزه هدایتم به مسیر استاد و جواب تلاش من به هدف تغییر خودم زندگیم و افکارم هست .ببخشید زیاد طولانی شد اما راستش من خیلی کامنت نمی نویسم و این همچنان مقاومت ذهنی من و پاشنه اشیل من هستش که امیدوارم با طی کردن تکاملم و کار کردن بر روی ذهنم بتونم این مورد راهم حل کنم اما من زندگیم کامل عوض شده من دارم ورژنی از خودم را می بینم که اگر در خواب هم می دیدم باورم نمی شد و این ورژن فقط یکسال بودن ،با تمام مقاومت های ذهنی من هست و خدایا چه تغییر و تحولی قرار است در اینده برایم رقم بخورد.
هزاران هزاران بار خدایم را شاکرم .امروز زیاد نوشتم چون خدایم خواست بنویسم و نوشتم .
امیدوارم خدایم به استاد عزیزم و شایسته بانوی مهربانم و تمام دوستان این مسیر سلامتی خوشبختی و ثروت عطا کند .
در پناه الله شاد سلامت خوشبخت و ثروتمند باشد.
سلام دوست عزیز
واقعا چقدر با کامنتتون همزادپنداری کردم انگار خودم دارم مینویسم یعنی پاشنه آشیل منم اینه خب اینهمه من قبلا موفقیت داشتم مثلا فلان دانشگاه دولتی قبول شدم یا فلان کارو پیدا کردم ولی باکلی زحمت رسیدم حالمم خوب نبوده و لذت خاصی نبردم یا اینهمه افراد موفق مگه همه از مسیر لذت بردن !! وای اینا مقاومت های منم هست
اما به خودم میگم آره اونم میشه بستگی داره تو مسیر سنگلاخی رو بری یا هموار رو !! بعد میگم من اینجا هستم تا آدرس اون مسیر هموار رو پیدا کنم همون که استاد تو 12قدم میگن و لذت بخش کنم زندگی رو و واقعا الان دارم میفهمم که بخدا میشه هم لذت برد و هم به موفقیت رسیدفقط باید بهش ایمان بیاریم که میشه تا بتونیم ببینیمش ولی امان از ذهن که فراموشکاره و ناسپاس
این قسمت کامنتتون که گفتید استاد هدف گذاری کردن ولی پایان 12قدم بهش نرسید اما در زمان مناسبش براش اتفاق افتاد محشر و فوق العاده بود یعنی بهترین کاری که استاد میتونست انجام بده همین بود و این باعث میشه من نگم برای من جواب نمیده یا من نمیتونم یا من بلد نیستم از قانون استفاده کنم بلکه به خودم یادآوری میکنم مسیری که استاد رفته تست کردن ایده هاش بوده و بعد کم کم نتیجه گرفتن و هدایت شدن به مسیرهای بهتر و در نهایت رسیدن به هدف و همین ادامه دادنه و نا امید نشده مهمه این الگو رو استاد برای رسیدن به هرچیزی ازش استفاده کرده که منم باید ازش الگو بگیرم و انقدر زود ناامید و تسلیم نشم
ممنون شادی عزیز برای یاداوری کردن این موضوع مهم و اساسی
ان شاالله همواره در مسیر هموار و رو به رشد و ثروت و نعمت ها باشی
سلام خدمت استاد عزیز،مریم خانم شایسته و دوستان.
این قسمت رو دیدم به ذهنم امد که شاید خوبه که منم بنویسم.
داستان من مربوطه به سال 97،تازه با فایل های رایگان استاد اشنا شده بودم و هرروز گوش میکردم یادم نیست از کجا گیرم امده بود ولی برام دلچسب بود.اونموقع من دایم الخمر بودم،روزانه دوپاکت سیگار مصرف میکردم و هرروز ماری جوانا.با گوش کردن به اون فایلا من با خواننده م توی امریکا که سالها اهنگهاشو گوش میکردم همصحبت شدم و باز هم نمیدونم چرا یهو تصمیم گرفتم باید مدل بشم(فشن مادلfashion model)اونموقع نزدیک به صد کیلو وزنم بود.یه روز یهو لباسام برداشتم و رفتم باشگاه همه تعجب کردن امیید ،باشگاه؟!!دیوونه شدی.اول یه باشگاه کوچک توی شهرم رفتم و یکی دوماه تمرین کردم بعد هدایت شدم به باشگاه بهتر شهرم و خیلی زود مشروب سیگار و ماری جوانا رو کنار گذاشتم.شدت گوش دادن به فایلها زیاد شد و شد مهمترین کار زندگیم.چیزی نگذشت باشگاهی که با استرس اینکه بلد نیستم تمرین کنم واردش شدم منو استوری کرد بعنوان ورزشکار نمونه و چندی بعد شدم یه نقطه برای الگو برداری شاگردان ان مربی در باشگاه.خیلی بهتر شدم و هدایت شدم به بهترین باشگاه شهرم و بعد از اون هدایت شدم به یک مربی بزرگ که در کانادا زندگی میکنه.بعد از مدتی اون مربی هم من رو توی پیجش بعنوان ورزشکار نمونه قرار داد و کم کم راهی تهرانی شدم و وارد کلاسهای اموزشی مادلینگ.بعد از مدتی انتخاب و دعوت شدم به دیجی کالا و بعنوان مادل در پرفروشترین فروشگاه کشور عکاسی انجام دادم و عکسام رفت توی دیجی کالا و بیلبورد.با مدلها و عکاسان زیادی ارتباط برقرار کردم و جلو رفتم و شدم الگوی بزرگی برای اشنایان ،کسی که به پشتکار سختکوشی و اراده مطرح شد.بخوام داستان رو کوتاه کنم این پست استاد رو توی دبی دیدم،زمانی که از یک طرف یه کارگردان مطرح در اسیا به اونجا دعوت شدم برای اجرا.جایی که تمام مدلهای ایرانی و خارجی که من فالوورشون بودم شرکت داشتن و با همشون خوش و بش گرم داشتم و خودم رو معرفی کردم به همه،بعد از اجرام من انتخاب شدم بعنوان مدل به بزرگترین فشن شو اسیا که نزدیک به 20روز دیگه برگزار میشه.(جالبه قبل از دعوت نامه توی ایران با یه توریست اتریشی اشنا شدم که بعد برام در بهترین جای دبی یه هتل رزرو کرد با قیمتی کمتر از نصف پایینترین هتل دبی)الان امیدوارم برم توی اون فشن شو و یکی از خواسته هام رو تیک بزنم.اول برام خیلی بزرگ به نظر میومد و لی حالا میبینم رسیدن بهش خیلیم چیز شاقی نیست،مدلهایی که برام خیلی شاخ بودن هم ادمهایی بودن بسیار عادی و توجه کردم هرچی مادل بزرگتر بود سربه زیر تر.امروز ادم کم حرفی شدم در جمع ها،کمتر چیزی منو هیجان میندازه و بیشتر عاشق عشق ورزیدن شدم.
استاد عزیزم ازتون ممنونم بابت تمام کمکهاتون،درسهایی که به ما دادین و امیدوارم بتونم ببینمتون خیلی زود
سلام ب دوست عزیز امیدجان
کامنت شما بسیار برای من جذاب بود و حتی اسمتون رو هم توی گوگل سرچ کردم
بهتون تبریک میگم برای این رشد و پیشرفتتون و یک تبریک و تحسین ویژه میگم بهتون برای ترک ماریجوانا و….
و بازهم یک تبریک و تحسین دیگه برای اینکه ورزشکار برتر هستید و ب خاطر رشد و پیشرفتتون ک از یک باشگاه ساده هدایت شدین ب بهترین باشگاه شهرتون و درحال حاضر هم ک نتایجتون بسیار زیبا و قابل تحسین هست
راستش منم عاشق حرفه مدلینگ هستم و انشالله در زمان مناسبش مسیر هدایت برام باز میشه
براتون بهترینهارو آرزو میکنم و منتظر خوندن نتایج بزرگتر شما هستم
موفق و پیروز باشید
درپناه الله باشید
سلام ب دوست عزیز امیدجان
کامنت شما بسیار برای من جذاب بود و حتی اسمتون رو هم توی گوگل سرچ کردم
بهتون تبریک میکم برای این رشد و پیشرفتتون و یک تبریک و تحسین ویژه میگم بهتون برای ترک ماریجوانا و…. براتون بهترینهارو آرزو میکنم و منتظر خوندن نتایج بزرگتر شما هستم
موفق و پیروز باشید
درپناه الله باشید
سلام امید جان
کامنتت عالی و پر از حس خوب بود
انگار از یه طرف آرزو های من و از طرفی زندگی منو نوشتی
تحسینت میکنم پسر خیلی عالی روی خودت کار کردی و موفقیت هات رو بهت تبریک میگم و نوش جانت
همین که توی مسیر ماندی و نجوا ها و ذهنت رو کنترل کردی باید بهت احسنت گفت و خداوند پاداش صابرین رو قطعا خواهد داد
موفق باشی دوست عزیزم
به نام تنها ابر قدرت حاکم بر جهان هستی
سلام به همه عزیزانم
استاد نازنینم کلمات در تحسینتان کم می آورند. اندام زیبایتان هربار مرا به تحسین وا میدارد.
برای منی که ته این داستان را درآورده ام داشتن این اندام به روش طبیعی یک معجزه حساب می آید.
برای خلق این اندام زیبا به طبیعی ترین شکل تبریک میگویم.
من عاااشق این تعهدتان برای تیک زدن اهدافتان هستم.
چه بگویم از 12 قدم که مرا دگرگون کرد. کوبید و از نو ساخت قدم به قدم
تک تک قدم هایش در مسیرم در زمان مناسب همچون سوخت موشکی بهم تزریق میشد و با کلام الهی تان نقش همان ساپورتری را داشت که برای ادامه مسیر در زمان های نا امیدی و شرایط به ظاهر بر علیه و درهای به ظاهر بسته به یاری ام می آمد و جانی دوباره برای حرکت و شجاعت به من میداد.
به وضوح میبینم وقتی به هدفی میرسید که برای دیگران غیر ممکن هست چقدر الهام بخش شده و چقدر ایمان و باور و امید در قلبها ایجاد میکنید.
حتی جنس گفتار و نوشته هایمان تغییر میکند. آنقدر تأثیر گذاری ایجاد میشود که در دل سنگ نیز نفوذ میکند.
بارها از عزیزی شنیده ام که میگوید نفیس تو که میگویی من قبول میکنم اصلا جنس حرفهای تو متفاوت هست.
جلسه 6 قدم اول بود ، هدفم را استقلال و آزادی مالی گذاشتم.
هر ایده ای به ذهنم می آمد عمل میکردم. مدتی بود کسب و کارم را از یکی از بهترین گالری های تهران جمع کرده بودم.و تمرکزم را لیزری روی درک قوانین الهی و قرآن گذاشته بودم.
بعد از آن بود که هدایت شدم به مسیر بورس و سهامداری و میدیدم که چقدر هدایت های الهی در خرید تک تک سهام ها به یاری ام می آید و سهم هایی معرفی میکند که در عرض یک شب نجومی رشد میکند.
با توجه به محدودیت ها و ممانعت هایی که داشتم به این نتیجه رسیده بودم مسیر ثروت سازی من از طریق غیر فعال هست.
پدری داشتم عاشق که همیشه برای بیرون کار کردن مانعم میشد و میگفت خودم تا آخر عمر نوکری ات را میکنم اما نمیذارم زیر دست کسی کار کنی.میخواهی کار کنی درس بخون مهندس شو با
همسری داشتم عاشق که تا پای جونش تا آخرین لحظه ایستاد و اجازه نداد من برای کسی کار کنم و باورش این بود زنی که پاک زندگی میکنه مثل یک ملکه تو خونه میشینه دستور میده مرد وظیفه اش هست بره شده تو اسنپ کار کنه نیازهای اون زن رو فراهم کنه.
هرگز از خاطر نمیبرم وقتی رفتم سرکار چطور یک شهر را به هم ریخت تا من را به خانه برگرداند.
این باور ملکه و فرمانده خانه بودن و امر کردن را او در من القا کرد.
اینکه من لایق بهترین ها هستم را او در من القا کرد.
اگر یک خودکار میخواستم او دو خودکار از بهترین نوعش را برایم میگرفت.
و اغلب مازاد نیازم درخواست هایم را فراهم میکرد.
او مأموری بود تا ارزشهایم را به من یادآوری کند.
و برای حضورش در زندگی از خدا سپاسگذارم.
اما من استقلال و آزادی مالی میخواستم. زیرا به تضادهایی برخورده بودم که متوجه شده بودم. این وابستگی مالی اعتماد به نفس مرا به شدت پایین آورده.
ایده های مختلف را اجرا میکردم ،ایده بعدی نوشتن کتاب آموزشی طراحی و دوخت لباس بود با عشقی فراوان شروع به نوشتن کتاب کردم. و تا انتها آن را به پایان رساندم.
اما مسیر نشر آن با دشواری و سختی پیش می رفت و از آنجا که از شما یاد گرفته بودم هر مسیر سختی مسیر اشتباهی است استاپ میکردم و دوباره مسیر را بررسی میکردم.
برگشته و از اول قدم ها را گوش میکردم مینوشتم.
کامنت ها را تک به تک میخواندم،
قرآن را مطالعه میکردم.
و رسیدم به حقوق الهی زن در ازدواج.
همین بود ، همین بود.
زمانی که خدا آیاتش را در قرآن همچون نگینی پیش چشمانم درخشاند.
متوجه شدم چه نا محسوس به حقوق الهی که خدا به واسطه انتخاب آگاهانه پاکدامنی و زوجیت داشتم کفر ورزیده و در بیرون به دنبال کسب ثروت میگشتم.آب در کوزه و من گرد جهان میگشتم.
خدایم چه با عزت و آسان برایم منبعی برای استقلال و آزادی مالی قرار داده و من چه کافرانه هربار به آن پشت کرده و از ترس قضاوت ها و …. آن را بخشیده و همان کد مخرب کی داده کی گرفته ، مهرم حلال جانم آزاد را در عمل اجرا میکنم.
خدایم چه عزتمندانه برایم استقلال و آزادی مالی خواسته و من چه بی اعتماد به نفسانه خودم را لایق دریافت این رزق الهی ام نمیدانستم و هر بار آن را پس زده و خدا با برگرداندن و دوبرابر کردنش میخواست به من بفهماند که تو به واسطه انتخاب آگاهانه پاکدامنی مشمول رزق مریمی من هستی.
تو را چه به تقلا تو را چه به کار فیزیکی برای خلق ثروت.
خدا بر کلام همسرم جاری میشد و هربار به من یادآوری میکرد اما من درک نمیکردم.
آنجا بود که عزمم را جزم کردم این پاشنه آشیل را درست کرده و شده تا پای جانم بایستم اما این نقطه ضعف را در خودم درست کنم.
شروع کردم به نوشتن اهرم رنج و لذت و چقدر برای رفتن به دل ترسهایم کمک کننده بود.
به خاطر می آوردم که همیشه من را به مادی بودن متهم میکردن که فقط پول را میبینم.
لازم بود روی عزت نفس و مهم نبودن نظر بقیه کار کنم.
و چقدر بسته عزت نفس و همان 12 قدم در این مسیر به من کمک کرد.
آن گور بابای حرف مردمتان ، هربار که حرف مردم برایم مهم میشود در گوشم زمزمه میکرد و ترس از قضاوت ها را برایم کم رنگ تر میکرد.
هدایت الهی در بهترین موقعیت ارتباطی به من میگفت درخواست مهریه و نفقه ات را کلامی دقیق و کامل بدون درخواست طلاق بیان کن.
به همه اعلامش کردم برایشان خنده آور بود کسی وسط زندگی وقتی همه چیز عالی شده چنین درخواستی به طرف مقابلش بدهد زیرا تا بوده در فرهنگ غلط ما چنین بوده که در انتهای زندگی این مسائل مطرح میشود.
روزها بود که این درخواست به شوخی و خنده گرفته میشد. اما من پای هدفم ایستاده بودم.
زیرا به وضوح دریافته بودم تا وقتی خود را لایق دریافت این بخش از رزق حلال و طیب الهی ام ندانسته و این پرونده باز را در زندگی ام نبندم سطلی دارم سوراخ در بخش ثروت سازی ام.
واکنش های جهان را میدیدم و همه اش درست بود رزقی بود که همیشه انکارش کرده بودم. پس طبیعی بود بقیه هم انکارش کنند.
آشغالی بود که زیر مبل قایمش کرده بودم.استادم استادم چه زیبا مثال میزدی در 12 قدم و مرا بیدار میکردی.
همه کارهایم را تعطیل کرده حتی همه سهام هایم را فروخته بودم زیرا آنجا هم سطل سوراخ ثروت خودش را نشان داده بود.
فقط با جهادی اکبر و تعهد روی دریافت عزتمندانه و آسان این بخش از رزق الهی ام کار میکردم.
آنقدر روی عزت نفس و مهم نبودن نظر بقیه کار کرده بودم که دیگر سرزنش ها تهمت ها تهدید های هیچ کس پشتم را نمی لرزاند مثال آن گربه تان همیشه یادم هست.
با توجه به سابقه خرابی که در این بخش داشتم و دوبار این رزق الهی ام را بخشیده بودم در سند ازدواج حق بذل مهریه را از خودم سلب کرده بودم و این هدایتی بود از طرف خدا تا به من درسی قشنگ بدهد.
روزی که قاضی پرسید چقدر از مهریه تان را میبخشید با قاطعیت گفتم :هزار تومن هم نمیبخشم من تعهد دادم نوشتم در سند ازدواجم قید شده.
برایم مهم نبود هرچقدر وکیلم قصد داشت مرا متقاعد کند که قاضی های ایران تا نبخشی حق طلاق را به تو نمیدهند.
وقتی اولین بار درخواستم رد شد از قاضی تشکری کرده و حتی تحسینش هم کردم.
اما در ذهنم این میگذشت که قاضی کیه قاضی من خداست.خودش گفته اگر زن راضی بود ببخشه.
و من باید این درس را به خودم میدادم من باید خودم را لایق دریافت رزق الهی ام که به واسطه انتخاب آگاهانه رابطه سالم و پاکدامنی داشتم میدیدم.
من میخواستم با این رزق الهی ام به صلح برسم من همه راه های رسیدن به آزادی و استقلال مالی را طی کرده بودم دیده بودم این عدم صلح با این بخش از رزق الهی ام چه نشتی انرژی برایم ایجاد کرده پس باید میتوانستم در مقابل بلندگوهای شیطان اطرافم ذهنم را کنترل کرده و با ایمان و توکل به مسیرم ادامه دهم.
باورهایم داشت کار میکرد زمانی که جهان تعهد من را دید زمانی که دید حتی با وجود سرقت ماشینی که درخواست توقیفش را داده بودم ،باز هم ذهنم را کنترل کرده و جهل هایم را کنار گذاشته و دلسوزی ترحم را کنار گذاشته و به مسیر قبل برنگشتم.
حتی همان سرقت هم کمکی بود برای من زیرا همه مدارک برای انتقال سند با سرقت ماشین رفت.
زمانی که نزدیک ترین افرادم مرا سرزنش به بی رحمی کردن که با وجود سانحه ای که برای همسرم پیش آمده اما از خواسته ام کوتاه نمی آیم باید میتوانستم جهلهایم را کنار بگذارم و طبق اصل قانون بقای اصلح عمل کنم.
من به وضوح دیده بودم که وقتی از حقت از خودت میگذری جهان نیز از تو میگذرد به همین دلیل بود مرگ و زندگی را برای خلق این هدف قرار داده بودم.
هربار پیشنهادی جدید میشنیدم با خودم میگفتم ببین این یک نشانه است باورهات داره کار میکنه از انکار رسیده به یک پنجم.
هروقت اطرافیان میخواستن باور های ترس و کمبود را برایم ایجاد کنند که به همان راضی شده و قائله را ختم دهم بیشتر بر ایمانم افزوده و با قدرت بیشتری ادامه میدادم.
چه الگوی زیبایی بودید برایم استادم. چه زیبا به من یاد دادی که به ترسهایم حمله کنم.
چه زیبا به من یاد دادی که باج ندهم.
برای من بخشیدن حتی هزار تومن از مهریه در قبال طلاق حکم باجی داشت که با توحیدی که سه سال داشتم لیزری رویش کار میکردم تناسخ داشت.
آنقدر این مسئله برایم رنج آور شد آنقدر رویش کار کردم
چنان اهرم رنج و لذتی برایش ساختم که در آخرین لحظه به پاداش ایمانم طلای 18 عیارم به 24 عیار تبدیل شد از جایی که گمان نکرده بودم
همان وعده صدق یرزقه من حیث لایحتسب
آنقدر اهرم رنج و لذت را در خودم قوی ساختم آنقدر این گذشتن از حق الهی و عدم لیاقت دریافت رزق الهی را در خودم درست کردم که درآخرین لحظه حتی با اینکه قانون به این صورت بود که باید جزئی از مهریه بخشیده میشد تا حق طلاق داده شود وقتی برای من 10 هزار تومن قرار داده بودن همان را هم وکیلم به دلیل داشتن 10 هزار تومنی در کیفش پرداخت کرد.
و در اصل خدا این قانون را برای من تغییر داد.
همان تعهد همان ماندن در مسیر و ادامه دادن برایم درهایی باز کرد که هیچ احدالناسی هیچ لشکر و سپاه و قانونی توانایی بستن آن را پیدا نکرد.
حتی در همان زمان بود که لیزری روی قانون سلامتی کار میکردم.زیرا اصلی ترین هدف من داشتن یک رابطه عاشقانه درست بدون وابستگی و مادر شدن بود.
در ابتدای مسیر فکر میکردم خودم با کار فیزیکی باید کسب ثروت کنم اما ایده دیگری آمد و من دست خدا را باز گذاشتم و به آن ایده عمل کردم.
خرید آپارتمانی نوساز که در عرض چند ماه ارزشش دو برابر شد. و شد درآمد غیر فعال من برای اینکه بتوانم آزادانه روی اهدافم و درک قوانین کار کنم شد اولین نتیجه تعهدم.
آزادی ام در همه جنبه های زندگی ام شد مهمترین و قشنگترین نتیجه تعهدم.
اینک با تعهدی لیزری همه کارهایم در زمینه معماری در بهترین شرایط کاری که همه آرزویش را دارند که آن هم یا در راستای رسیدن به آزادی خلقش کردم با دیدن نشانه ها و تبعیت از هدایت الهی تعطیل کرده وقصد دارم با هدف خلق یک رابطه پاک و سالم و عاشقانه با شرایطی خیلی بهتر از قبل از همه لحاظ در غالب ازدواج و تجربه مادر شدن ،
روی دوره ها و مهمتر از همه عزت نفس و قانون سلامتی و ایجاد یک اندام عضلانی کار کرده و این خواسته ای که در ابتدای مسیر داشتم را تیک بزنم.
ثروت می آید الان مهم ترین کار من درست کردن این تکه از پازل زندگی ام است.
باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
روز 182
هدفی ک انتخاب کردم،یک حرکت در تمریناتمه
بار ماسل اپ
چطور انگیزههایت را حفظ میکردی؟
هروز با دیدن کلیپای ادمای مختلف ک تونسته بودن این حرکتو بزنن،خودمو بمب بارون میکردم
مدام خودمو تصور میکردم ک این حرکتو زدم و ذوقمو توی ریتم ضربان قلبم،متوجه میشدم
قدمهای ریز رو اول هر هفته،برای روزهای تمرینم مینوشتم،و بعد از انجامش تیک میزدم
چطور ذهنت را برای ایدههای بهتر باز میگذاشتی؟
مدل اموزش این حرکت،متفاوت بود و من مسلما دوس داشتم ک زودتر به هدفم برسم!
اول بهم گفته شد ک باید بتونی پول اپ یا همون بار فیکسو 8 الی ده تا بزنی بدون هیچ تاب خوردنی،خب تمرکزم رفت روی اون حرکت
بعد از اون مرحله مربیه دیگ ای،بهم گفت کش باید بخری
بعد ی مربی دیگ اشنا شدم و خلاصه مرحله ب مرحله میرفتم جلو
و اینم بگم که اون موقع اگاهیه این لحظه از زندگیو نداشتم و هرکاری ک به اون هدفم ربط داشتو انجام میدادم،درستو غلطشو سپرده بودم نمیدونم به کی
چه نگاهی کمک میکرد تا بتوانی هدایتها و نشانهها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟
اونقدر همه ی حواسم تیز شده بود به هدفم،که هرکی هرجا راجبش صحبت میکرد سریع میگرفتمو میرفتم پیشش
مثلا وقتی با کسی صحبت میکردم ک متوجه میشدم ازاین حرکت اگاهه، یا دوستی داره ک ابن حرکتو اموزش میده،سریع درخواست میدادم ک برام وقت بزاره
یادمه توی پارک،توی سرما اموزش دادن بهم و من یه کش پاور تازه خریده بودم که اونم ایده برای اموزش همین حرکت بود و چون اموزش اون دوستمون،بدون کش بود،دیگ ازش استفاده نشد و هدیه دادم به همون دوستی ک در پارک بهم اموزش میداد،چون پولی ازم نگرفت واسه اموزش
چطور نجواهای ذهن را کنترل میکردی و در مسیر میماندی؟
خب پاره شدن کف دستام،خون و سوزش،همه اینا دلیل منطقی برای ادامه ندادن بودن
سرما گرما،دوریه راه
خستگی از تمرینه خودم جدا از این حرکت..
محدودیت هایی ک مربی اصلیم برای تمرین برام گذاشته بود که جای دیگ تمرین نرم یا …
خلاصه همه چی،به صورت واقعی نه به صورت نجوا،اماده بودن ک من کارمو انجام ندم
اما اون حرکت انقدرررررر برام بولد شده بود بین همه ی تمرینام،با تمام وجود دوس داشتم انجام بدم
از طرفی هم،این حرکت جزو سخت ترین حرکتا به شمار میومد،یعنی به هرکی میگفتی دلم میخاد این حرکتو بزنم،میگفتن سخته فلانه
پسرا هم به سختی میزنن تو ک دختری…
همین حرفا،منو بیشتر راغب میکرد
تا اینک یه روز داشتم تنها تمرین میکردم و انجامش دادم…
هیچ کس توی باشگاه باورش نمیشد..
مربیمون ک اقا بود و کلی برای خودش قوانین گذاشته بود ک با مربیه دیگ کار نکنین و از طرفی خودش هم یاد نمیداد و بهم میگفت سخته زوده واست،یادمه استوریم کرد…
همین رفتار باعث شد،ایمان بیارم وقتی هدفی دارم،به حرفه کسی جلو نرم و شجاعته خودمو نشون بدم،در نهایت همین افرادی ک باهات مخالفن،همراهت میشن،مشوقت میشن
سلام به ندای عزیزم
من امروز خیلی هدایتی یه فایل از فایلهای دانلودی رو توی روز شمار خیلی رندوم باز کردم وهدایت شدم به این فایل استاد..
از تعجب میخکوب شدم ..
ندا جان تو بهتر از هرکسی میدونی که توی جنگ ایران واسرائیل من با چه بهانه ودلیل مسخره ومحدود کننده ای از قانون سلامتی خارج شدم …
اینکه ممکنه توی شرایط جنگی من مجبور بشم مثل همه هرچی هست همون رو بخورم
…
وای خدای من …
بخدا خندم میگیره واسه این منطق مسخره ی ذهنم که بعداز سالها کارکردن روی خودم وحتی مشاهده ی صدها نتیجه توی زندگیم انقده بیخود وبی جهت منو از مسیری که وفادارانه توش بودم خارج کرد منی که با شروع دوره ی قانون سلامتی استاد جزو اولین نفراتی بودم که به این شیوه زندگی کردن رو شروع کردم واز 85کیلو به 57 کیلو رسیدم
و این شیوه سبک زندگیه من شده بود ..
تمام خانواده وفامیل ودوستان همه میدونستند لایف استایل من چیه وهمیشه بهم تو این زمینه کمک میکردند…
توی مهمانیها غذای من جدا بود..
وچقدر از افراد خانوادمون وحتی فامیلمون هم با دیدن نتایج من اونها هم سبک زندگی وتغذیه رو تغییردادن..
حالا من کجام الان ..
منه دوست داشتنی ..
منه محبوب خدا الان برگشتم به وزن 70 کیلو ..
دوباره برنج ونون وماکارانی میخورم وکلی هم موقع خوردنش کیف میکنم ومیگم از زندگیت لذت ببر ..
انگاری فراموش کردم چه دردهایی قبل از دوره بامن بود.
فراموش کردم که چقدر توی دوره که بودم پرانرژی تر بودم..
حالا حاضرم این همه نتیجه رو با لذت خوردن یه بشقاب برنج یا ماکارانی عوض کنم؟
ندا جان اینکه شروع کردم بعد فایل هدایت شده از سمت رب مهربونم به خوندن کامنتهای بچه ها ورسیدم به کامنت تو که عزیز دلمی وخواهرمی یه نشونه ی واضح وروشن دیدم که برگردم ،برگردم به شیوه ی قانون سلامتی
دوباره سحرخیز باشم
دوباره پیاده روی روزانه داشته باشم
دوباره موقع پیاده روی فایلهای قانون سلامتی رو از شماره ی یک گوش کنم
دوباره به شیوه ی قانون سلامتی در 24 ساعت یک وعده غذای سالم بخورم..
ودرنهایت حتما برای عضله سازی هم ورزش کنم تا پوست صورتم شل ولاغر نشه که ذهنم بخواد از این طریق هم منو دلسرد کنه به ادامه ی مسیرم..
من مطمعن هستم که اگه مثل استاد دقیقا به شیوه ی قانون سلامتی عمل کنم ومانند ایشون ورزش کنم پوست شاداب وعضلات وماهیچه های رشد کرده وسفت و همچنین صورتی پر وزیبا دقیقا مانند استادخواهم داشت ..
وطبق گفته های استاد توی همین فایل من این موضوع رو به تو که بهترین دوستم هستی اعلام میکنم .
من از فردا که دهم مهرماه سال 1404 هست دوباره شروع میکنم زندگی وتغذیه به سبک قانون سلامتی رو ..
واینجا به خودم قول میدم که حواسم به ذهنم باشه که با دلایل مسخره وبه ظاهر منطقیه خودش منو از مسیر خارج نکنه..
ابجیه قشنگ من
راستی من این داستانی که در مورد هدفت نوشتی رو خوب به یاد اواردم وبازم توی قلبم تحسینت کردم که چقدر همیشه توی رسیدن به اهدافت کوشا وسرسختی ..
عاشقتم .
لیلا جانِ عزیزم،سلام…
سلام و سلامتی و نور و عشق و رحمت الله به بنده ی برگزیده ی خداوند…
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَىٰ ۗ آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿5٩نمل﴾
بگو: همه ستایش ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می دهند؟
اومدم از روشنی قلبم تحسینت کنم،برای تموم زیبایی هات،برای تموم موفقیت هات،برای قدرت توحید قلبت،برای آرامشت،برای استمرارت در مسیر درست،برای بهبود های مستمرت،برای ردپاهای نورانیت توی سایت،برای برکتِ فایلی که استاد از روی کامنت شما ضبط کرد،برای تموم مهربونی هات،برای الگو بودنت،برای ثروتمند بودنت،برای بیزنس وومن بودنت،برای زندگی قشنگی که برای خودت ساختی،برای تجلی ایمانت که خانواده رو هم به سمت مسیر نور کشونده،برای همه ی طبیعت گردی هات،برای توکل کردن هات،برای صداقتت،برای عزت نفست،برای دلنشینی کامنتات،برای خودت…بدون هیچ قیدو وشرط برای این لیلایی که هستی ازت سپاسگزارم…
دیشب داشتم به جلسه 5 قدم3 گوش میدادم،استاد جان میگفت اینکه آدم بپذیره که یک جایی مشکل داره این خودش یک موفقیت بزرگه!همین پذیرش و تلاش برای بهبود عیب ها،کلی از مسیره….
و شما لیلاجانِ بشارتی،با اینکه میدونی خیلی ها پیگیر کامنت های شما هستند و با این عزت نفس میای اقرار میکنی یک مسیری رو اشتباه رفتی و برای بهبود اشتباهت در جمع دوستان هدفگزاری میکنی،این یک مدار سعادتمندی بسیار بالاست…و من به وجود همچین دوستانی توی زندگیم افتخار میکنم…
دوستانی که هیچ وقت ندیدمشون اما از هر نزدیکی،نزدیک ترند…
این تلگراف رو از روشنی قلبم برات نوشتم،داشتم به جلسه 4 قدم5 گوش میدادم که قلبم من رو هدایت کرد برای نوشتن این کامنت…
وقتی هم گوشی رو تویدستم گرفتم ساعت 09:09 بود و روی صفحه گوشی نوشته بود:
قُلِ اللَّهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهَا وَمِنْ کُلِّ کَرْبٍ(64 انعام)
بگو: خدا شما را از آن [سختی ها] و از هر اندوهی نجات می دهد،
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان ومکان…
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
وای وای وای
سعیده سعیده سعیده
تو چیکار کردی بامن دختر ؟
با گفتن هر برایه….
یادیکی از نوشته هام ویک برگ ویک خاطره از زندگیه بهشتیم انداختی منو…
وچقدر مهرومحبتت بیشتر توی قلبم نفوذ کرد چون حس کردم تمام ردپاهای منو دنبال کردی عزیز ترینم…
سعیده جان
با اشک مینویسم..
با هق هق مینویسم ..
انقلابی وجودم رو فرا گرفته که توصیفی نمیشه کرد…
سعیده ی عزیزم میدونم خیلی خوشحال میشی بشنوی این دوست ویار توحیدیت فردا شهرکباب 700متری رو داره افتتاح میکنه …
با تمام هدایت های خودش ..
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
بدون تابلو داریم شهرکباب رو بازمیکنیم چون شهرداری از ما پولی میخوادتحته عنوان حبه …
اما من این پول رو ندادم ..
اصلا نداشتم وخواست خدا بود که نداشته باشم..
وبا تکیه به خودش که خودش برام اسم بشه و قشنگترین وروشنترین تابلو بشه توی چشم رانندگانی که به سرعت از اتوبان میگذرند دارم بازش میکنم..
سعیده جان نمیدونی این رفیق توحیدیت چه حالی داره تو این لحظه..
حس میکنم دستام توی دستای یار جونیمه
نگاهم توی نگاه یار جونیمه
فردا برام شاهکاری داره
.حجم عظیم مشتریان رو توی صف فیش غذا میبینم.
سعیده جان خیلی ساله که هرروز صبح توی حس بهشتی چشممرو به جهان باز میکنم و تا شب توی بهشت نفس میکشم وزندگی میکنم وتلاش میکنم برای بهبود بیشتر و شب دوباره با سپاس از این عشق هر لحظه همراهم دفتر ستاره ی قطبی رو میبندم ومیخوابم..
درست مثل تو
درست مثل تمام بچه های بهشتی سایت ..
حال وروزم عالیه ..
از لحظه ای که این ملک 700 متری رو که قبلا خرابه ای بود تحت کاربریه دامداری استفاده میشد والان 7ماهه که ریختیم پایین واز نو ساختیم هر روز یه چالش داشتیم و تمام اینهارو حل کردیم با هدایت خواستن از خدای مهربونم، پشت سر گذاشتیم من و همسرم احسان عزیزم اون گاو داری رو تبدیل کردیم به شهر کباب
هنوزم چالش هست و ما هستیم با راه حلهای خدای همیشه حاضرمون..
میدونم یه لبخند به پهنای صورت روی لبهات نقش بسته
میدونم اشک شوق از چشمات غلتیده.
مهربونی که هرگز ندیدمت..
برات گفتم چون خوب میشناسمت .وقلب بزرگت رو حس میکنم ..
شعبه ی سوم افتتاح میشود…
فردا روزی مبارک برای منه
استاد جان ازت سپاسگزارم که با اگاهیها تون سوخت منو احسانم شدین وحالا شاگردان شما فردا میرن که سومین شعبه ی خودشون رو شهرکبابشون رو افتتاح کنند به امید خدا .کاش ایران اومدین افتخار بدین تشریف بیارید واز مجموعه های ما دیدن کنید…
سعیده جونم شما وبچه های عزیزم که نیازی به دعوت ندارین متعلق به خودتونه..
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾
هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد،
وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند،
فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.
=====================================
لیلا جانِ عزیزمسلام…
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست…
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست…
تلگراف پراز مهرو عشقت رو ساعت 5 صبح به همراهِ همزمانی های خداوند با چشمِ دلم خوندم و نورش قلبمرو روشن کرد…
دیشب روبا یک حال عالی خوابیدم،یک ذهن آروم،یک قلب باز،یک روح پر از شکرگزاری و یک تمرین ستاره ی قطبی پر از نور…
2 تا پیغام از سمت خداوند دریافت کرده بودم:
اولیش یک نوشته ای بود که هدایتی دیدمش:
هرگز بیخیال رویاهات نشو
هیچ وقت نمیدونی!
چقدر بهشون نزدیکشدی..
و هدایت قرآنیم به آیه 22 مجادله:
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.
ودقیقا قبل از بیداری و دیدن تلگراف پر از نور و بشارتت تو خواب دیدم پدربزرگم که 12 سال پیش به رحمت خدا رفته،و در دوران زندگیش یک انسان توحیدی و ثروتمند بوده،برگشته و انقدر خوشحاله،انقدر شاده،انقدر میخنده که حد نداره…یک گوشه ای از مهمونی نشسته بود و با خوشحالی دست میزنه…
من هم با این هم زمانی دوباره رفتم سمت رفیقم قرآن جان…گفتم خدایا تو چی داری به من میگی…وپاسخ این بود :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿٢﴾
مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان میافزاید، و بر پروردگارشان توکل می کنند.
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿٣﴾
هم آنان که نماز را برپا می دارند و ازآنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق می کنند.
أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ﴿4﴾
مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.
میدونم که خیلی خیلی بهتر از من میدونی هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست…
مدت ها تحسین های قلبی من،صحبت از خوبی هات وموفقیت هات،آرزوهای پر از نور برای بیزنس قشنگت کردن،امروز به شکل یک هدیه از طرف خدا واز دستان شما رفیق نازنینم رسید،خبرِ افتتاح سومین شعبه ی کبابی…توسط انسان های توحیدی و با ایمان خداوند…و اینهمه هم زمانی ….
اگر نزدیکتون بودم با عشق امروز خودم روبهتون میرسوندم…اما اگرالان نیستم یعنی این اتفاق در بهترین زمان میفته…نه فورا…ولی حتما…میام پیشت…با دست پر…با قلبی پراز عشق،با یک بغل پر از مهر…
خیلی دوستت دارم،خیلی برات خوشحالم،خیلی بهت افتخار میکنم و میدونم خداوند همواره درحال حمایت و هدایت شماست…و خودش بهترین مشتری ها رو به سمتتون میفرسته…
همون خدایی که این همه موفقیت رو برا رقم زد…
همون خدا،همون خدا،همون خدا،همون خدا…
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان ومکان…
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان…
سلام لیلا جانم
صبحت بهشت و نورانی …
خدایِ من چقدر خوشحال شدم از شنیدن این موفقیت بزرگ و چندین باره شما
و مطمئنم این خبر به گوش اکثریت اهالی این سایت خواهد رسید و باز هم مثل فایل پارسال در مورد شما انگیزه حرکت خیلیا خواهد شد
احسنت که اهل عملی
شما این رو خیلی خوب رعایت کردی که استاد همیشه میگفتن حرف خوب رو همه بلدن من با کسایی کار دارم که نتیجه دستشونه
استاد چشم و دلت روشن شاگردت ترکونده ماشاالله
هزاران سپاس ،خدا خیرت بده که اومدی و این موفقیت رو با هم به اشتراک گذاشتی و ایمانمون به مسیر بیشتر و بیشتر شد
تعهدی که شما داری واقعا قابل تحسینه این تعهد محکم شما رو از کامنتهای قدیمیتون ، استمرار توی مسیر و تلاش برای کسب نتیجه من میبینم و نتیجه های ارزشمندی که دستتون
شما به قول استاد و مثل استاد در تمام جنبه های زندگی یه الگوی بی نظیر برای اهالی این خونه هستین
اصلا سر صبحی خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم بابت این خبر فوق العاده و براتون کلللی دعای خیر میکنم که
نگاه خدا از هر طرف حافظ و نگهدارتون برکت و ثروت از در و دیوار شهر کباب بریزه و از معجزه هاش بیای برامون بنویسی
معنویترین، متفاوتترین و خوشمزه ترین شهر کباب مبارکتون باشه زوج موفق سایت عباسمنش
در پناه نور آسمونها و زمین میسپارمت
سلام به لیلای عزیز دختر توحیدی خدا
امروز هدایت شدم به خوندن کامنت زیبا و پر از نور و برکت و انرژی
اینقدر خوشحال شدم و اشک از چشمام سرازیر شد که انگار
خودم این موفقیت را کسب کردم
هرجا هر شخصی هر پستی هرمقامی خواستن چوب لای چرخ کارمون کنند دستم رو روی قلبم گذاشتم وگفتم هیچ قدرتی بالاتر از تونیست یارب
وراه برام باز شد …
چقدر این جملت قلبمو باز کرد
چقدر حالم خوب شد
عزیزم هزاران بار بهت تبریک میگم که دنبال لیاقتت رفتی و در مسیر بهترین ها هستی
تو با عمل به قوانین و توکلت به خدا نشون دادی که قانون کار میکنه، که “خدا در جزئیترین لحظهها حضور داره و داره با ما زندگی میکنه.”
از ته دل خوشحال میشم شاهد رشد و گسترش تو باشم، چون موفقیت تو یعنی تأیید دوبارهی وعدههای خداوند برای همهمونه
پشتکارت را تحسین میکنم و میخوام منم هر روز بهتر از دیروز بشم
عزیزم منم بعد از چند سال که دلم میخواست آتلیه بزنم و نمیشد بخاطر باورهای مخرب تو دوره هم جهت با جریان خداوند هدایت شدم و الان پنج ماهه به فضل خدا آتلیه توحیدی قشنگم را افتتاح کردم
و هر روز دارم تکاملم را طی میکنم
خدا روشکر میکنم که من را با قوانینش آشنا کرد دستم را گرفت آورد داخل این سایت نورانی و با شما دوستان توحیدی آشنا شدم و شدید الگوی زیبایی و توحیدی من
بازم ممنون از کامنت زیباتون و اینکه این موفقیت بزرگ را با ما به اشتراک گذاشتید تا ایمانمون قوی تر بشه و با مومنتوم مثبت به مسیرمون ادامه بدیم
با خدا باش و پادشاهی کن
امیدوارم هر روز الهامات جدیدتری بگیری، مسیرت با برکتتر بشه، و حضور خدا در کسبوکارت عمیقتر و پررنگتر حس بشه
به قول استاد: وقتی با خدا همراهی، مسیر فقط گسترش و فراوانی داره
لیلا جونی زیبارو جان
یک دنیا بهت تبریک میگم بابت افتتاح شعبه سومتون.انقدر خوشحال شدم وقلبم باز شد انگار که بیزینس خودمه.
الهی انقدر روزی وبرکت از زمین وآسمون رو سرتون بباره که خودتونم انگشت به دهن بمونید از این میزان هدیه خداوندی.
نوش جونت عزیزدلم گوارای وجود نازنین توحیدیت.تولایق بهترینهایی
درپناه خداباشید.آمین
سلام به خواهر عزیزم لیلا جان
آبجی اینقدر برات خوشحال هستم که بی اختیار دارام اشک میریزم، شعبهء سوم اونم به متراژ 700 متر الهی هزاران بار شکر
با استارت شعبهء سوم قرار دستانی از خداوند بشی چون قراره یه تعدادی توی این شعبه استارت کارشون رو بزنند و برای خانواده هاشون روزی ببرند، و این چرخهء خیروبرکت گسترش پیدا کنه اونم توسط یکی از بنده گان لایق خداوند
الهی هزاران بار شکر
بهترینها رو آبجی لیلا برات آرزو دارام از خداوند
موفق باشی
سلام لیلای عزیز و مهربون ما
خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر بابت موفقیت هاتون میدونم حس خیلی خوبیه چه قدر زیباست این مسیر و شمایی که در این مسیر ثابت قدم موندی در کنار خداوند موندی از ایده هایش استفاده کردی و پاداشهای خداهم بهتون رسید خیلی براتون خوشحالم و خیلی خیلی بهتون تبریک میگم امیدوارم روزهایی پر از خیر و برکت فراوان در پیش رو داشته باشی.
سلام لیلی قشنگم مبارک باشه عزیزم تا باشه از این خبرها.نمیدونم چرا با اشک برات مینویسم خداروشکر انشاالله پر بشه از عشق وبرکت برای شما وخانواده محترمتون.دست خدا بالاترین دستاهست چه خوبه که دستت تو دست اون قدرت بی انتهاست.بهترینها رو برات میخوام از الله مهربانم به امید روزی که ببینمت بانوی عشق وتلاش وزیبایی.یدالله فوق ایدیهم
بنام الله یکتا
سلام به دوست عزیز و دوست داشتنی لیلا جان
کامنتت رو خوندم و بینهایت بخاطر این پیشرفت عظیمت خوشحال شدم و با تمام وجودم برات آرزوی موفقیت در پناه الله مهربان کردم
خیلی خیلی خیلی خوشحالم بدلیل اینهمه موفقیتت و امیدوارم بینهایت براتون پرخیر و برکت باشه و تو تمام کشور یه شعبه ازش بزنید تا همه ما بچه های سایت در هر کجای ایران که هستیم از مشتریان شما بشیم
خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینهمه تغییر تو زندگیت و خدارو هزارن مرتبه شکر بخاطر استاد نازنین که چنین شاگردان جسور و با استعداد و با پشتکاری رو دارن آموزش میدن و به همون اندازه که ما خوشحال و سربلند میشیم استاد هم خوشحالتر از همه ما بدلیل این حجم از موفقیت دانشجوهاشون میشن
بهترینها رو براتون آرزومندم لیلای نازنین
به امید دیدارتون در بهترین زمان و بهترین مکان از راه دور میبوسمتون
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
به امید دیدارت در دورهمی با استاد جانمون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا ﴿١نسا﴾
ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید و از خویشاوندان بپرهیزید. یقیناً خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.
=====================================
سلام به روی ماهِ مادرِ نورانی من
الهی که حال دلتون عالی باشه ودر فرکانس احساس خوشبختی بی قید وشرط…
میگما…اگر فکر کردید که فکر میکنید فکر نکنید:) که این یک اشتباه ریپلایی نبود،بلکه این یک پاسخ واضح ومارمیت اذ رمیت بود…
بزارید براتون تعریف کنم…
دقیقا دیشب همین موقع که شما داشتید این کامنت پربرکت رو مینوشتید من در حال جنگ با نجواهای ذهنی بودم که مدام بهم میگفت عجب آدم بیخودی هستی که اینجوری رفتی توی غار،اگر ناراحت شده باشن چی؟اگر خاطر خانم سلیمی جان رو مکدر کرده باشی چی؟! هرچی بهش میگفتم اینجوری نیست،من باید این کارو میکردم،اونا منو درک میکنند،اونا دوستم دارند،اونا خودشون بیشتر از من قانون رو میدونن،اونا از من توحیدی ترن…مگه قانع میشد؟!
اخرش شروع کردم به تکرار این عبارت جادویی که همیشه قلبم رو اروم میکنه:اگر من ذهنم رو کنترل کنم،همه چیز به نفع من تموم میشه…
حالا دیدید چطور جهان به نفع من کار کرد خانوم سلیمی جان؟!دیدید خدا چطور همه چیز رو هماهنگ کرد:)دیدید من انقدر خوب فرکانس فرستادم که خدا یک کاری کرد شما روی اسم من ریپلای کنید:)دیدید خدا چقدر باحاله؟!:)
اینم اراده ی کن فیکون پروردگار مهربان…چِشمانِ قلبی بسیار…
خلاصه که بدونید شما اشتباهاتتون هم قشنگه:)
راستی چقدر امروز تو قلبم تحسینتون کردم که کامنتتون در بهترین زمان تایید شد و در بهترین موقعیت مکانی قرار گرفت،با خودم تکرار کردم این مادر نورانی…کارش دررررسته….دَمِشون گررررم…سایه شون مستدام…
خلاصه که دوستون دارم یک عااالمه…
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان ومکان
و قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان…
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیم
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ«133»
و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود
و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها
و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای پرهیزکاران است.
الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ«134»سوره آل عمران
(متّقین) کسانى هستند که در راحت ورنج انفاق مىکنند وخشم خود را فرو مىبرند و از (خطاى)
مردم مىگذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست مىدارد.
===================================
سلام به عشق عزیزم سعیده نورانی پروردگارم
الهی در بهترین حال دل و همفرکانس با خدا باشی که هستی
ایجانم ای جان حال دلم عالیه و با دیدن تلگراف پر برکتت عالیتر شد
قربون این خدا برم من که قلبها رو به هم پیوند میده اینقدر هوای همه مونو داره و چیدمانش چقدر قشنگه
از من برای شما عشق میفرسته، و از شما هم برای من، از من هم دوباره برای شما همین پاسخی که دارم برات با عشق می نویسم
دیدی تو کامنت دوباره ای که برای لیلا جان گذاشتم برای توضیح ماجرا،این رو هم نوشته بودم؟ :
(با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم
میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم)
من میدونم چقدر مدارت بالاست و کارت درسته همیشه هم تحسینت کردم، و متوجه شدم این اشتباهم بیخودی نبوده و بعد باجوابت چقدر دلم شاد شد و خدا رو شکر کردم برای وجودت که خیلی عزیزی برام،
احتمال میدادم که با اون شکل صحبت کردنم باهات که بخاطر شوکه شدنم از شنیدن خبر ناگهانی توی غار رفتن شما و فاطمه جان محرمی گریه ام گرفته بود و بغض کرده بودم و اشکام همینجوری می ریخت و اصلاً راحت نمی تونستم صحبت کنم؛ شما فکرت پیش من میمونه، بخاطر همین در صدد بودم که زیر یکی از کامنتهات درباره همون شب توضیح بدم،که باز هم شما السابقون شدی وبرام پاسخ گذاشتی:)
اون شب من خیلی زود آروم شدم خدا رو شکر، و گریه و اشک و بغض کردنم هم از روی ناراحتی نبود، از حس عمیق سپاسگزاری ناشی از داشتن چنین دوستانی بود
و مثل شما که گفتی نماز شکر خوندی برای وجود ماها تو زندگیت، من هم قبل از خواب دو رکعت نماز شکر خوندم برای وجود شما و فاطمه جان محرمی تو زندگیم
و کلی دعا و آرزوی خیر کردم براتون و راحت خوابیدم
خلاصه گفتم که بدونی مکدر شدن کجا بوده بابا(خخخ)
من حالم عالیه خدا رو صدهزار مرتبه شکر
خیلی ممنون از خبرهای خوبی که درباره من اینجا نوشتی
این رو هم علاوه کنم که همین دیشب و امروز صبح که کامنتها منتشر شد 7 تا نقطه ی آبی داشتم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
خدا رو میلیاردها بار شکر برای همه ی نعمتهای خودم و عزیزانم
عاشقتم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه
بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان برات درخواست می کنم
به امید دیدار روی ماهتر از ماهت در بهترین زمان و مکان
و قلب های بیشمار
سلام به خانم سلیمی عزیزم
بانوجان بینهایت سپاسگزارم برای نوشته ی ور از محبت شما عزیز دلم..
بله کاملا حق با شماست ..
با احساس خود سرزنشی هیچ هدایتی اتفاق نمیافته و انسان همچنان در مسیر نامناسب طی مسیر میکنه وهدایت خدا تنها زمانی از راه میرسه که انسان در احساس خوشایند عزت نفس و خود ارزشمندی قرار داشته باشه و هم جهت بشه با جریان خداوند
فاطمه جان عزیزم
با وجود اینکه صورت خیلی لاغر وکوچکی دارم ،همیشه در اینه عاشقانه خودمو نگاه میکنم واز خلقت خودم ذوق میکنم و هر وقت ذهنم میاد که منو با دیگران مقایسه کنه که ببین فلانی چه صورت پر و زیبایی داره بهش میگم عزیزم این نعمت وموهبت خدا برای من بوده وهست و اگر من در جزیره ای تنها خلق میشدم آیا بازم لاغری صورت معنا داشت .
در جهانی خلق شدیم با دنیایی از تفاوتها
واین انرژی و سیرت منه که با دیگران رابطه داره هرچند که من همین صورت رو هم قلبی دوست دارم این چیزی هست که بهم اعطا شده حالا اینکه توی ذهن دوستش داری یا نه مشکل خودته چون توی ذهن همیشه در حال مقایسه ی خودت با دیگرانی ..
فاطمه بانوی عزیزم همینکه آگاه باشیم که در این کالبد بدن یک شخص دیگری بنام ذهن هم هست که همراه ما زندگی میکنه و گاهی ما دچار هم هویتی با این ذهن میشیم بهمون خیلی توی مهار کردنش کمک میکنه ..
فقط کافیه آگاه باشم که این شخصی که توی وجودم بهم حس بد میده ،من نیستم این ذهنه
من ،همون اگاهی و روح پاکی هستم که نسبت به هر چیزی در این جهان عشق بی قید وشرط داره چون با تمام ذرات هستی احساس یکپارچگی و وحدت میکنه..
هرچند کار آسونی نیست .
چون سالیانه ساله که این ذهن قدرت گرفته ودر ما حرف میزنه ،دستور میده فکر میکنه ،تصمیم میگیره وجوری حکومت میکنه که صدای قلبمون و اگاهیمون پایین مونده اما هدایت راه خودش رو باز میکنه ..
عاشقتونم فاطمه بانوی عزیزم.
و اینکه سن یه عدد ذهنیه
و روح هیچوقت زمان ومکان نمیشناسه همیشه جوان وبرنا هستین عزیزم.
سلام خانم سلیمی جانم.
کامنتتون خیلی لذت بخش بود.
پیام هایی برام داشت که خوشحالم کرد.
واقعا تحسینتون میکنم برای زیبا زندگی کردن.
همیشه در پناه خدا باشین، خودتون و همه ی عزیزانتون.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام بروی ماه سمانه جانم
الهی در بهترین حال باشی
خب خدا روصدهزاران بار شکر که کامنتم پیامبر شده:)))
خدا روصدهزاران بار شکر که نازنین بنده خدا رو خوشحال کرده
سمانه عزیزم خیلی تحسینت می کنم بخصوص برای مداومتت توی نوشتن در صفحه زیباییها را ببینیم
که همین کار یه جور زیبا زندگی کردنه
قطعاً این نوشتن خیلی کمک می کنه هم برای کنترل ذهن و هم مومنتوم مثبت ایجاد یا تقویت می کنه
راستی حافظ عسلی مون داره شبیهت میشه
الهی شکر برای وجود ارزشمندت
الهی شکر برای کنترل ذهنت
الهی شکر برای مسافرت اخیرت با مامان و خواهرای خوبت
الهی شکر برای تکاملت در مواجهه با تضاد هایی که گاهی خودشونو نشون میدن تا شما رشد و پیشرفت کنی
ممنونم از مهر و لطفت
خیلی دوست دارم
در پناه یگانه خالق هستی شاد و سلامت و ثروتمند باشی
با درود و وقت بخیر خدمت دوست گرامی و شاگرد موفق و زرنگ سایت بینظیرمون
لیلا خانم بشارتی بهتون تبریک میگم که خانوادگی در سایت حضور دارید واقعا جای تحسین داره . اتفاقا چند وقت پیش به کامنت خواهر عزیزتون ندا بشارتی عزیز هدایت شدم که کلی از شما و برادرتون در جهت موفقیت هاتون نوشته بودند . در فایل عشق و اشتیاق برای موفقیت گفتند..
بیاد اوردم که داداشم توی همین شرایط داره ملکه 24 واحدیشو میسازه
قنادیشو میچرخونه
اون یکی داداشم ،مسافرته ومغازش داره اداره میشه
ابجیم داره شهر کبابو میسازه
واقعا بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم که یکی از یکی دیگه موفقتر هستید و همچنین خواهر عزیزتون ندا جان که در رشته ی ورزشی خودش موفق هستش.. واقعا توی این سایت چقدر لذت بخشع که خانواده ها هم فرکانس همدیگر هستند و همگی با هم حرفای مشترکی دارند و برای موفقیت همدیگر خوشحال میشن و همدیگر رو تحسین میکنند و استادشون هم استاد عباسمنشع !!!!!
خدایاااا شکرت
لیلا جان برات آرزوی موفقیت میکنم و امیدوار در مسیر قانون سلامتی به خواسته آت برسی و برات شادی و شادمانی و موفقیت و سلامتی بیشتری آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با سلامتی و پول و ثروت و نعمت در کنار عزیزان دلبندت
شاد و موفق و پایدار باشی
سلام رویای عزیزم
رویا جان سپاسگزارم از محبت شما
مهربان بانو جان
منم خیلی خوشحالم از اینکه دوستان با محبت واگاهی در این خانواده ی صمیمی عباس منشی دارم واز طرفی خیلی خوشحالم برای خانواده ام که به قول شما واقعا یکی از یکی موفق تر هستیم و هممون در مسیر آگاهی.
مسیر زندگی که توی زندگی ما 5 تا خوهروبرادر هست نشون دهنده ی یک الگوی مشخصه ..
این که هدف داریم
این که در راه رسیدن به اهدافمون قدم برمیداریم.
اینکه توی مسیر زندگی به چالش برمیخوریم.
اینکه از خدا هدایت میخواهیم.
هدایت میشیم به راه حل ها
انجام میدیم و قویتر ادامه میدیم .
همیشه در حال بهبودداعمی زندگیمون هستیم .
در حال رشد وپیشرفتیم.
از زندگی لذت میمیبریم.
از هم توقع کمک نداریم ولی بهم دلی وبدون چشم داشت خیلی کمک میکنیم.
توی حرفهامون حرف وکلام موفقیت هامونه نه درد ودلامون
ونه حرف مردم ونه مقایسه ونه حرص وطمع هیچ جایی توی کلام وقلبمون نداره
هوای پدرومادرمون رو هم 5تایی داریم..
همیشه شاکریم از خدا..
در حال تلاش هستیم .
وتوی مسیر زندگیمون زن ومرد نداریم شونه به شونه ی هم هستیم ودل به دل هم ..
رویا جان این الگوی موفقیتی هست که من توی زندگیه هر 5 تا خانواده می بینم .
از خدا میخوام که همیشه دستان هدایتگرش رو دریافت کنیم .
دوست خوبم برای قلب مهربونت برای همیشه حس شادی وخوشبختی وسعادت وارامش ارزو میکنم .
درپناه مهربان پروردگارم باشید.
سلام و درود به همسفران بهشتیم..
خانم لیلا بشارتی عزیز!!
منم دیشب هدایت شدم به خوندن پیامتون…
چقدر زیبا ..چقدر هدایتهای الهی درست و بجا هست..
که همه ما شدییم جانشینش..
عجب جانشینانی داره..
که دست به دست همدیگه دادن تا کشور را آباد کنند..
لیلا خانم از طرف خودم بهتون تبریک میگم…
با امروز چند روزه از افتتاحیتون میگذره…
واقعا صمیمانه تحسینتون میکنم.
انشالله دستکشهای هدایتی منم روزی مفتخر همچنین برکتهایی بشه..
فعلا کار من داره وارد لولهای بالای شخصیتی میشه.
استاد عزیز طبق الهامی که امروز دریافت کردم…و یادآوری سوره انفال….
داره یکدل و یکصدا..کار کردن روی باورامون میگه…
تا من تعقییری در شخصیتم ایجاب نکنم نمیتونم یه کارافرین نمونه باشم…
کارافرین شدن بحث فقط شغل و ساخت ثروت نیست…
بحث تمام جنبه هاشه..که همیشه در برابر خداوند خضوع داشته باشی..نه شب و روزتو ببندی ببینم باید چجور کار کنم که بتونم این حجم از کار رو،”جمع کنم..
وقتی تو مسیر درستی و از پایه شخصیتتت روی هم چیدمان شده..دیگه هیچ طوفان و زلزله ایی نمیتونه اونو تکون بده…..
دیگه زندگیت در تمامی موارد قوی و قوی تر میشه و اون چیزی جز هدایت الله نیست…
لیلای عزیز…اینروزا برای منم یسری هدایتهایی میاد…هر چقدر بیشتر تمرکز میکنم و به قبل و بعد این دستکش نگاه میکنم..
نیبینم الهامات و قوی شدن مهارتم و شخصیتم..فقط بخاطر..تعقییر باورهامون بوده…
هر جا تعقییری در باور نبود..فقط دست و پا زدن بود…
همینه استاد تمام فایلهاش میگه..ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست ….یعنی چی!؟
دوست هم فرکانسیم این کباب فروشی نوش؟جانتون باشه…من اولین پیاممو دارم برای شما مینویسم..
انشالله در پناه خداوند شاد و سلامت پر از خیرو برکت باشید…
دوستتدارم!!….
لیلا جان سلام بروی ماهت
این کامنت اصلی من نیست
من پریروز که 12 مهر بود روی همین کامنتت پاسخ نوشتم برات بعد که منتشر شد دیدم برای سعیده جان شهریاری رفته که قبلش برای شما پاسخ گذاشته بوده
با خودم گفتم خدایا شکرت برای وجود سعیده جان شهریاری تو زندگیم که اینقدر مدارش بالاست و رزق اضافه و بغیر الحساب بهش میدی که حتی وقتی من برای یه دوست عزیز دیگه ام میخوام بنویسم میفرستی برای اون.. و کلی براش دعا و آرزوی خیر کردم
کامنتی که نوشته بودم رو کپی میکنم که بدستت برسه و بقیه حرفام توشه
———————–
لیلا جانم سلام
سلام و سلامتی به نازنین بنده خداوند و شاگرد زرنگ استاد جانم و همکلاسیم تو خیلی از دوره ها
اول تحسینت می کنم عزیزم برای این چهره ی زیبا و خندان و دلنشینت برای اسم و فامیلی قشنگت برای همه ی زیباییهای درونی و بیرونیت برای وجود ارزشمند خودت بی هیچ قید و شرطی
تحسینت می کنم برای همه ی کامنتهای زیبات که من تقریباً همه شونو می خونم
تحسینت می کنم برای همه ی موفقیتهات برای نتایج شیرینت برای آرامشت و نیروی ایمان و توحیدت برای صداقت و درستکاریت برای الگو بودنت بعنوان یک خانم مستقل خودساخته و کارآفرین موفق
برای الگو بودنت و تأثیرگذاریت روی خانواده و بستگان
برای اینکه چراغ راه شدی هم برای ما بچه های سایت و هم برای خانواده ات..
تحسین برای..
تحسین برای..
تحسین برای…
لیلا جان باور میکنی که من هنوز سردر نیاوردم بالاخره جنگ بین ایران و اسرائیل بوده یا شورش داخلی مخالفین بر علیه حکومت که اسرائیل هم حمایتشون کرده یا بر عکس!!!
عجب شیر تو شیری شد(خخخ)
اصلا ً هم مهم نیست..
مهم الانه که امن و امانه مهم حال خوب خودمونه مهم رشد و پیشرفتمونه و….
اتفاقاً امشب که همسرم تی وی رو روشن کرد که اخبار شب رو ببینه و من هم یه لحظه چشمم به زیرنویسش افتاد و صداش رو البته طبق قرارم با همسرجان نمی شنیدم،
درباره قبول پیشنهاد آتش بس (آقای) ترامپ از طرف حماس بود و اینکه ایشون گفته اسراییل باید فوراً حمله به نمی دونم کجا رو متوقف کنه، و علاوه بر اون آقای ترامپ اسرائیل رو محکوم کرده
من تو دلم بسییار تحسینش کردم و آرزوی خیر کردم براش..بگذریم..
لیلا جانم من اینجور نبوده که کلاً قانون سلامتی رو کنار بزارم اما گاهگاهی غذاها و مواد خوراکی کم کاربی که تو قانون سلامتی اسمی ازش برده نشده میخورم و بندرت پیش بیاد برنج و نون و ماکارونی بخورم اما همین دیشب که همسرم از این کلوچه های فومنی که اندازه ی نعلبکیه چندتا خریده بود(که من قبلاً خیلی دوست داشتم و میخوردم)، و همون موقع داشتیم با تماس تصویری واتسپ با دخترا و همسراشون و نوه هامون میگفتیم و میخندیدیم ومن یکی از اون نون هارو خوردم که بعد از یکماه بود، یکی دوبار هم همینجوری بعد از یکماه شده بود
و اصلاً خودمو سرزنش نکردم و با خودم گفتم عیبی نداره منم گاهی هوس می کنم من که در حد استاد
جانم نیستم حالا حالاها باید روی خودم کار کنم شاااید که به گرد پاش برسم..
البته من تفاوتی که با شما دارم اینه که از قبل شروع دوره که چهار سال پیش بود هم اضافه وزن نداشتم دردی چیزی هم نداشتم هیچ مسئله خاصی هم نداشتم
54 کیلو بودم بعدش شدم بین 48 تا 45 کیلو
و پیاده روی(حتی قبل از قانون سلامتی داشتم) و ورزش عضله سازی رو مرتب انجام میدم و از چهار سال پیش تا حالا دو وعده غذا می خورم و دیگه عین آدمای روزه لب به چیزی نمیزنم بجز آب و قهوه خالی و دمنوشهای از مواد مجاز مثل هل و دارچین و زعفران اونهم بدون قند یا شکر یا شیرینی
و اینکه چه رعایت کنم و چه نکنم تو این چهار سال وزنم ثابت مونده و الانم46 الی 47 کیلو هستم تفاوت در حد یکی دو کیلو..
کم کم درست میشه به امید خدا
هم برای من هم برای شما
غصه که استغفر الله، بهیچوجه نخوریم
من نه که بخاطر حرف دیگران باشه، خودم دوست ندارم صورتم بخصوص بین دو ابروم چین و چروک داشته باشه چون وقتی تو آینه نگاه میکنم می بینم چهره ام مثل آدمای اخمو هست، و من دوست دارم خندان باشم البته که سنم 67 ساله و روی صورتم بیشتر از جاهای دیگه تأثیر گذاشته وسلولها بیشتر روی هم نشست کرده..
الحمد لله فی کُلّ حینِِ و علی کُلّ حال
خدا رو هزاران بار شکر بر نعمتهای همگیمون
الهی همگی در مسیر درست مستمر و ثابت قدم باشیم
الهی در این دنیا و در اون دنیا در بهشت باشیم
الهی خدا به همه ما خانواده صمیمی عباسمنش (بخصوص من که مسن ترین شاگرد استادم) اونقدر عمر طولانی بده که هرچی بیشتر از آموزشهای خدایی استاد جانم استفاده کنیم
لیلا جان عزیزم خیلی دوست دارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداوند بخشنده و مهربان برات درخواست می کنم
به امید دیدارت در دورهمی با استاد جانمون
سلام خانوم بشارتی
کامنت های شما برای من انگیزه بخشه و هر زمان که کامنت بذارید برای من ایمیل میاد و میام و می خونمش و همین جا از شما تشکر میکنم که وقت میذارید و موفقیت هاتون رو با ما به اشتراک میگذارید
من شهریار زندگی میکنم خیلی نزدیک به شما که دوست دارم یه روز به صورت کاملاً هم مداری جذب بشم و در رستوران شما مهمان باشم.
دیروز اتفاقاً داشتم رانندگی میکردم یاد شما افتادم که خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودید تو ذهنم گفتم از خانوم بشارتی چرا دیگه خبری نیست چرا کامنت نمیذاره ؟ چون عادت کرده بودم بیام کامنت های شما رو بعنوان یک کارآفرین موفق بخونم و انگیزه و ایده بگیرم بعد پیش خودم فکر کردم گفتم احتمالا دارن کارهای خیلی بزرگی انجام میدن و میخان بعد از گرفتن نتایج بیان و اعلام کنند که امروز ایمیل کامنت شما اومد و من خوندم.
اینکه شما هواس تون به خودتون هست و اولین نفر زندگی تون خودتون هستید برای من الهام بخشه
اینکه ارتباط خوبی با خواهرتون دارید برای من تحسین انگیزه
اینکه تعهد دادید و پاش هستید عالیه.
امیدوارم روزی بینمتون که منم نتایجی در حد مدار و نتایج شما داشته باشم و تمام صحبت ها از رشد و پیشرفت و ایمان و شجاعت های مسیرهامون باشه.
سلام به عادل جان عزیزم
به به چه هم فرکانسی
اتفاقا اسم برادر عزیز منم عادله..
عادل جان
قطعا این همفرکانسی کار خودش رو میکنه ومن روزی شما وخانواده ی محترمتون رو در شهرکباب زیارت میکنم..
نه تنها شما بلکه اکثر دوستان عباس منشی خودمو
شما میایید واز نزدیک شاهد هم جهت بودن دوستتون با خداوند میشید.
میبینید که چطور لیلای عباس منشی در کنار همسر عزیزش اقا احسان گل چطور شونه به شونه ی خدا در مسیر قانون حرکت کردند و خودشون رو از یه مغازه ی 30 متری کوچیک با کلی بدهکاری رسوندن به شعبه ی سوم خودشون که 700 متره بخدا اعتبارش فقط با خداست و البته تلاش و زحمات با عشق وعلاقه ی شبانه روزی خودمون ..
چه روزهایی که احسان من دوشب دوشب توی شهرکباب که 7ماهه از چاردیواری گاوداری الان شده شهرکباب میموند و کار میکرد با عشق کار میکرد وهرجا چوبی لای چرخ کارمون میزاشتن با اگاهیهای استاد وبا رعایت قانون همین چوب هارو از لای چرخ میکشیدم بیرون و این چرخهارو روغنکاری میکردم ..
خبر خوشم به تمام بچه های سایت اینه که به امید خدا روز سه شنبه غروب افتتاح شهرکبابه.
خدای من شکرت برای این موفقیت وبرای این مسیر..
خدا رو هزاران بار شکر میکنم که شعبه سوم تون رو هم زدید و تبریک من رو پذیرا باشید بی نهایت تحسین تون میکنم برا این حد از سیری ناپذیری در پیشرفت و اینکه به قول استاد عزیز کمک می کنید به گسترش جهان .
شما برا من یه الگوی الهی هستید کسی که از منفی شروع کرد ایمانشو نشون داد جا نزد گریه ای اگه داشت نگه داشت برا زمانی که باید از سر شوق اشک می ریخت منتظر نموند و حرکت کرد و تکاملش رو طی کرد و خدا هم مشتاقانه دست گیری کرد و برکت بخشید.
این پیام الآن در غروب چهارشنبه به دستم رسید در حالی که ظهر یه حسی بهم گفت ایمیل هامو چک کنم و دیدم که شما لطف کردید و پاسخ دادید و اگه بگم که خوشحالی من برا افتتاح شعبه جدید تون کم از شما نبود دروغ نگفتم آن شاالله که هر لحظه از در و دیوارش براتون ثروت و برکت و نعمت بباره و برا مشتریانتون هم سلامتی و شادی.
یه مطلبی که درباره خودم میخام بگم اینه که من دو سال پیش دوره شیوه حل مسائل رو خریدم و شروع کردم به کار کردن و چون درک درستی نداشتم نتونستم درست عمل کنم و نتیجه بگیرم و حتی برعکس درگیر مسائل مالی شدم پاییز پارسال با تمام فشار استخوان شکنی که روم بود در دوره 28 روزه ای که خانوم شایسته لطف کردن گذاشتن شرکت کردم که خیلی کمکم کرد تا بتونم سرپا وایسم و نم نم بدهی هام رو بدم و اگه با همین روند جلو برم و هیچ ورودی مالی دیگه نداشته باشم احتمالا تا عید تازه برسم به صفر.
من کارشناس مکانیک هستم و امسال سال یازدهم هست که در این شرکت پگاه کار میکنم اما به شدت علاقه به این دارم که با خونوادم وقت بگذرونیم و بیشتر باهم باشیم و کاری برای خودم داشته باشم و جز رویاهام شده نمیدونم چرا ایمانم اونقدر قوی نمیشه که یه اقدام عملی قوی در راستای هدفم انجام بدم و همش چشم دوختن به حقوق ثابت اینجا و این دایره امن توهمی.
مثلاً همیشه تو رویاهام بود که یه مجتمع داشته باشم مثل تعمیرگاه که چندین نفر بتونن کار کنم اونجا و کارای مالی و اداریش رو دخترم و خانومم انجام بدن و کارای داخلیش رو پسرم (البته هنوز کوچیکن و این ایده برا آینده شون بود که اگه خودشون مایل بودن بیان) و خودم هم بعنوان صاحب کسب و کار بالا سر کار باشم حتی شکل و ساختمونش رو هم بارها تو ذهنم ساختم اما هیچ وقت براش اقدامی نکردم نمیدونم شاید بخاطر اینه که باورش نکردم یا حتی خودمو باور نکردم .
اینجا این سایت و این همه عزیزانی که هستن تمام سوالات آدم رو جواب دادن اما بعضی وقتا آدم با گفتن حرفاش و یا حتی خوندن راهنمایی اساتید میتونه قفل مغزشو زنجیر پاهاشو سریع تر بشکنه و از فریز بیاد بیرون .
ممنون میشم اگه از دید استادانه که دارید نگاه می کنید راهنمایی ، مطلبی یا راه حلی دارید که بتونه کمکم کنه بهم بگید
سلام به لیلا عزیز
صد بار اگر توبه شکستی باز آر
ما همون بعضی موقعا قانون رو فراموش میکنیم و اینقدر ظریف هست که بعضی موقعا ما یادمو چون ریشه انسان از فراموشکاری هست به قول قرآن ، زود نتایج یادش میره و سقف آرزوهاش کوتاه میشه
دوست عزیزم هیچ وقت به خودت غصه نخور ، خودت رو سرزنش نکن ، با خودت رفیق باش و ببین چطور همه چیز به امید الله یواش یواش درست میشه
یه بار دیگه دوره رو شروع کن و همه چیز درست میشه به امید الله
برای هر قدم کوچیکی که برای همه کارهات بر میداری سپاسگزار باش و به خودت جایزه بده و به قول آمریکایی ها به خودت بگو
Good job
همه چیز به اعتماد بنفس و عزت نفس و احساس لیاقت و ارزشمندی ما برمیگرده ، این رو به خودم میگم
دوست عزیز لیلا برات آرزوی سلامتی ، ثروت و خوشبختی در همه جنبه های زندگی رو از خداوند وهاب دارم …
سلام به حمزه ی عزیزم
دوست خوبم از اینکه کامنت من رو مطالعه کردین سپاسگزارم.
بله واقعا مسیر بودن با استاد توی زمینه ی داشتن عزت نفس و حس ارزشمندی خیلی بهمون کمک میکنه ،ماهم مثل تمام انسانها آزمون وخطا میکنیم ولی مثل بقیه توی سر خودمون نمیزنیم وبا دوست داشتن خودمون دوباره به خودمون فرصت جبران وبرگشت میدیم و احساس خودسرزنشی نداریم بلکه احساس خود ارزشمندی رو چنان قوی و استوار بنا کردیم که هیچ اشتباه ونتیجه ای نمیتونه این بنای مستحکم رو حتی بلرزونه..
وقتی استاد توی دوره ی احساس لیاقت میگن با هرنتیجه وهرشرایطی که هستین خودتون رو دوست بدارین ،دیگه تمومه
من برای دوست داشتن خودم نگاه نمیکنم به اینکه الان به دوره ی قانون سلامتی وفادار موندم یا از اون خارج شدم ..
من هنوزم سلامت وپرانرژی وشادابم.
و دوباره میتونم شروع کنم .
و عاشق خودم هستم بی هیچ نتیجه ای ..
نتایج با حس خوب بدنبال من میان …
همونطور که بارها وبارها اومدن..
سپاسگزارم از شما حمزه ی عزیز
سلام لیلا جان عزیزم
لیلای قشنگم.دختر نمونه وتوحیدی
جان دلم شما عزیزدل همه مایید.شما ی کامنت نوشتی انقدر کامنتت دلی و خداگونه بود که استاد براش فایل آماده کردن این کم چیزی نیست.
کامنتت اشک منو درآورد و ضجه میزدم بابت این حجم از سپاسگزاری.هیچوقت داستان اون ی قالب کره رو یادم نمیره و هرجا حرف سپاسگزاری میشه میگم من ی بنده خدایی رو میشناسم برا داشتن فقط ی قالب کره تو یخچالش سپاسگزاری میکرده الان بیا ببین ماشالا چه زندگی داره؟
بیزینس وومن صاحب چندتا شعبه جیگرکی.چه بیا وبرویی چه زندگی که توپم تکونش نمیده با کمک خدا.
اصلا بزار اصل قضیه رو بگم من سپاسگزاری رو از شما یادگرفتم.شما الگوی منی در مدل سپاسگزاری کردن انقدر که عمیق با ریزجزئیات و موشکافانه سپاسگزاری کردی.
راستش پزتم میدم که دوستمی مثلا میگم ی دوستی دارم بابت ی قالب کره تویخچالش جوری سپاسگزاری میکرده از خدا که نگو ونپرس.
عزیزدلم شما عزیزهمه ماهستید.دوست جانم نگران هیچ چیز نباش همون خدایی که همیشه حواسش به شما و لحظه لحظه زندگیته حواسش هم هست که انسان ممکن الخطاست.میدونه شما قوی تر از این حرفایی و وقتی تصمیم بگیری ی هدفی رو به سرانجام برسونی هیچی جلو دارت نیست وقطعا موفق میشی.
تحسینت میکنم بابت صداقتت،زلالیت و خدای درونت که برای ما آشکارش میکنی با کامنتات.
خیلی دوستت دارم عزیزم.الهی خدا همیشه نگهدارو حامیت باشه.
به امیددیدارت انشاا…در جمع دوستان هم فرکانسی.
درپناه خدا باشید.آمین
بنام الله یکتا
سلام به دوست و هم خانواده عزیزم لیلا جان
از وقتی یکی از فایلهای استاد رو گوش کردم که متن فایلش در مورد شما بود به شدت راغب شدم بیشتر از شما بدونم و باهاتون آشنا بشم و بفهمم داستان هدایت و مسیر زندگیتون که چطور گذشت و پیش رفت تا الان که به این جایگاه رسیدین
چقدر دنبال اسمتون گشتم و واقعا از خدا میخواستم بیشتر در موردتون بدونم اصلا قصدم فوضولی کردن نبود فقط وقتی میبینم یکی اینقدر زندگیش با تغییر نگاه و باورهاش عوض شده این برام خیلی جذابیت داره و منو بیشتر راغب میکنه که محکمتر قدم وردارم و بهتر قوانین خداوند رو تو زندگیم اجرا کنم
تا اینکه امشب خیلی خیلی اتفاقی از طریق دوست خوبمون سعیده شهریاری به سمت شما هدایت شدم کامنتهاتونو خوندم و چقدر لذت بردم واقعا برای منی که اینقدر پیگیرتون بودم امشب این هدیه قشنگی بود اط طرف پروردگارم که ازین طریق بیشتر و بیشتر به عظمت و بزرگیش پی ببرم که اینو بهم یادآوری کنه وقتی بهم نزدیک بشی وقتی قوانین منو تو زندگیت به درستی اجرا کنی وقتی مسیرت رو درست انتخاب کنی و درست پیش بری من برات کار نمیکنم بلکه شاهکار میکنم و اینو با بند بند وجودم با خوندن کامنتهاتون درک کردم که چقدر خداوند به فکر بنده هاشه و همیشه و همه جا حواسش بهشون هست
لیلای عزیزم بسیار لذت بردم از خوندن کامنتهای شما و واقعا از صمیم قلبم از خداوند میخوام تا کمکم کنه منم بتونم بدرستی پیش برم و اتفاقات زیبا رو به لطف پروردگارم برای خودم رقم بزنم البته که میدونم باید تکاملم رو طی کنم
چیزی که فکر میکنم بیشتر از همه درسهام از استاد عزیزم یاد گرفتم همین طی کردن تکامله که مدام استاد عزیز تو همه فایلهاشون یادآوری میکنن
براتون بهترینهارو از پروردگارم آرزومندم و امیدوارم همیشه بدرخشید و هر روز اتفاقات زیبا براتون رقم بخوره
به امید روزیکه منم بیام و تو این سایت الهی از موفقیتهام براتون بگم
به نام خالق عشق و زیبایی
درود و خداقوت به استاد عزیزم، بانو شایسته نازنین و همه دوستان بزرگوار در این خانواده دوست داشتنی
بیشتر از همیشه احساس نزدیکی و همجهتی با شما را دارم بهطوری که هر فایلی که این روزها میگذارید بخشهایی از پازل تکامل من برای رسیدن به زندگی بهترمه و انقدر سپاسگزارتر از همیشه هستم برای حضور شما در زندگیم که باعث شده این خواسته در وجودم شکل بگیره که بخواهم یکی از دوستان صمیمی شما باشم و اتفاقاً نشانههایی هم از این موضوع دیدم. چون همیشه در ذهنم قبلاً این بودکه چقدر خوب میشد مثلاً در زمان پیامبر بودم و تبدیل میشدم یکی از یاران ایشون و چه حیف که الان اون زمان نیست اما از زمانی که با شما آشنا شدم به این نتیجه رسیدم که اتفاقاً این زمان بهترین زمانی است که میتوانستم باشم و استاد برای من نقشی بسیار تأثیرگذار و حیاتی داشته.
یادمه دقیقاً وقتی این فایل را تو دوره دوازده قدم دیدم با خودم گفتم این مرد حتماً به این چیزی که میگه میرسه و زمانی که دوره قانون سلامتی اومد و نتایج شما را دیدم ایمانم به حقیقت حرف و راه شما بهمراتب بیشتر شد و از اون روز با جدیت بسیار بیشتری دارم این مسیر را دنبال میکنم و از خدا خواستم و اینجا هم اعلام میکنم که یکی از اهداف مهم من اینکه یک دوست صمیمی برای شما باشم و ایمان دارم که این اتفاق خواهد افتاد و الان هم افتاده. یاد جمله خانم شایسته در یکی از فایلهای دوازده قدم افتادم که درباره تحسین کردن بود و ایشون میگفتند که حالا که فکر میکنم یکی از دلایلی که من در فرکانس شما قرار گرفتم این بود که همیشه شما را تحسین میکردم، کاری که من الان دارم انجام میدم و بهشدت این روحیه و شخصیت و سبک فکری و زندگی شما را تحسین میکنم و همین موضوع بهمرور باعث خواهد شد که در مدار نزدیکتری نسبتبه شما قرار بگیرم.
اتفاقاً همین امروز داشتم در مورد هدفگذاری و تعیین کردن یک هدف مهم و اساسی برای یکی از شاگردانم توضیح میدادم و از قدرتی که این کار داره و تأثیری که در زندگی کاری و شخصیت میگذاره و تغییراتی که در روحیت ایجاد میکنه شبیه صحبتهایی که شما در این فایل گفتید را قبل از اینکه این فایل را ببینم بهش گفتم و براش مثال آوردم از خودم و هدفی که برای خودم تعیین کردم در زندگیم و از واکنشش حس کردم دقیقاً همان حسی که من نسبتبه صحبت شما در دوازده قدم داشتم را این فرد نسبتبه حرف خودم داره.
هر نفسی که در این مسیر هستم انرژی و اشتیاق بیشتری درونم احساس میکنم و هر روز اهدافم را با خودم مرور میکنم و به خودم میگم تو زنده هستی که به اهدافت برسی. تو اینجا هستی که جهان را گسترش بدی، پس اگر با تضادی برخورد میکنی و مسئلهای برات پیش میاد بهایندلیله که باید حلش کنی و کمک کنی تا جهان جای بهتری برای زندگی بشه.
همین تغییر زاویه دید برای من بهاندازه یک دنیا ارزش داره.
مهمترین کاری که برای رسید به هر هدفی باید انجام بدیم اینکه باور کنیم این هدف دستیافتنی است و بعد بگردیم الگوش را پیدا کنیم و این مسیر و را تکرار کنیم و یادآور بشیم.
دیشب به دوستم میگفتم که چی میشه که وقتی به یه موضوع نامناسب فکر میکنیم خیلی سریع برامون اتفاق میفته اما وقتی به چیزهایی خوب فکر میکنیم زمان میبره تا نتیجه اون موضوع در دنیای مادی ما بوجود بیاد؟ به این خاطره که ذهن ما پر شده از باورهای نامناسب و نشدنها و نگرانی و ترس و باید بدونیم که رمز رسیدن به هر اتفاق خوبی بودن در احساس خوبه. یعنی تا وقتی که احساس خوبی نداشته باشیم از انجام کارهامون هرگز اون کارها نتایج دلخواه را برامون ایجاد نمیکنه. باید ذهنمون را بمباران کنیم از باورهای مناسب، از امیدواری، از ایمان، از توکل. باید بهیاد بیاریم که چی شد که این نتایج خوب برامون اتفاق افتاد. مثلاً یکی از نتایج خیلی خوبی که من گرفتم این بود که من دانشگاه تهران قبول شد و وقتی مرور میکنم دلیل این اتفاق را میبینم که من باور کردم که این اتفاق میتونه بیفته و چون پسرخالم هم قبلاً تونسته بود که اونجا قبول بشه من مصمم شدم که این اتفاق برام بیفته و اومدم یه برنامهریزی برای خودم کردم و قدم قدم هدایت شدم و واقعاً از لحظهبهلحظه زندگیم لذت بردم، بهطوری که هربار با دوستان اون زمان صحبت میکنیم از اون سال بهعنوان یکی از بهترین سالهای زندگیم یاد میکنیم و شکرخدا خیلی خیلی راحت هم این اتفاق افتاد. خیلی مثال دارم از اتفاقهایی که بهاینشکل افتاده.
یهسری از اهداف نیاز داره که خودمون یه سری کارها را از نظر فیزیکی انجام بدیم اما خیلی از کارهای دیگه نیازی نیست که حتماً بهشکل فیزیکی کار خاصی انجام بدیم و باید توکلمون را بیشتر کنیم و اجازه بدیم که خداوند برامون انجام بده، یعنی دقیقاً همان موضوعی که استاد در جلسه 7 شیوه حل مسئله توضیح دادند.
تجسم نتیجه پایانی و احساس داشتن و دستیابی به اون هدف یکی از کاربردیترین تمریناتیه که خیلی به من در دستیابی به خواستههام کمک کرده. یعنی به جرئت بگم هر چیز خوبی که من در زندگیم دارم قبلاً تو ذهنم تجسمش کردم. بسیار این تمرین تاثیرگذاره.
موضوعی که در هدفگذاری بسیار به ما کمک میکنه و باعث میشه که انگیزه خودمان را حفظ کنیم و هر روز مشتاقانهتر به مسیرمون ادامه بدیم یادآوری این اصله که ما خودمون قبل از اینکه به این جهان بیایم انتخاب کردیم این زندگی رو و تمام مسائل و چالشهایی که برامون بوجود میاد پاسخهای جهان برای گسترشه. جهان از ما میخواد تا با تعیین اهداف و رسیدن بهشون باعث گسترشش بشیم.
مثلاً در کار خودم و فعالیتهایی که انجام دادم دقیقاً پاسخ جهان به تضادها و مسائلی بود که در حرفه من پیش اومده بود و باعث شد که من مصمم بشم که برم و راهکار مناسب برای این مسئله رو پیدا کنم و موجب ایجاد بهبود و ارزش در زندگی خود و کسانی که از خدمات من استفاده میکنند بشم.
یعنی چیزی که اطرافیان و شاگردانم میگن که شخصیت و روحیه تو باعث شد که ما نگاه تازهای نسبتبه جهان پیدا کنیم و خیلی هدفمندتر زندگی کنیم و اصلاً بفهمیم که بازی دنیا از چه قراره.
آگاهی و ایمان به هدایت یکی از مهمترین اصولی است که در مسیر رسیدن به اهداف بسیار میتونه به ما کمک کنه و انگیزهبخش باشه، چیزی که من ندیدم هیچکس غیر از استاد انقدر دقیق و کاربردی بهش اشاره کنه. اینکه ما در جهانی پویا زندگی میکنیم و جهان در هر لحظه داره ما را بهسمت کانون توجهمون هدایت میکنه و خداوند هدایت بندگان را بر خودش واجب کرده. نیازی نیست که ما از همان شروع همه مسیر را کامل بدونیم. باور کنیم که هدایت میشیم و این اتفاق حتماً میفته.
یکی از بهتری کارهایی که همیشه ما را در مسیر رسیدن به اهداف باانگیزه نگه میداره رعایت قانون تکامل و تحسین دستاوردهای مسیر و درمان بیماری کمالگرایی است. همیشه ما فکر میکنیم که وقتی داریم رو یه باور یا موضوعی کار میکنیم همان موقع باید نتایج خارقالعاده را مشاهده کنیم و همین موضوع باعث میشه که دستاوردهای مهم و کوچکی از همان ابتدا بوجود میاد را نادیده بگیریم و بعد از یه مدت دلسرد بشیم و درنهایت به هدف خودمون نرسیم اما وقتی میایم میپذیریم که همه چیز برمبنای تکامل بوجود میاد و حتی بزرگترین سازههای جهان هم با آجر اول ساخته میشوند، دیگه نمیریم تو این فضا و از لحظهبهلحظه این رشد لذت میبریم و این احساس خوب ما را هدایت میکنه به تجربههای لذتبخشتر و مسیرهای سرراستتر برای رسیدن به خواستههامون.
بسیار خوشحالم که در این مسیر هستم. دیروز یه مستندی را داشتم نگاه میکردم که مجری داشت درباره آثاری که دیگران از گذشته به یادگار میگذارند و در تاریخ اسمشون ثبت میشه صحبت میکرد و پرسید که ما چه یادگاری داریم از خودمون بهجا میگذاریم و چه دستاوردهایی داریم؟ و وقتی به زندگی خودم نگاه کردم دیدم که بهلطف خدا در مسیرش هستم و کارهای بسیار مهم و ارزشمندی دارم انجام میدم و همین موضوع باعث شده تا روح و جسمم راضی باشه. واقعاً خداروشکر میکنم و ایمان دارم که هرکس که با تعهد و تمرکز باشه نسبتبه اهدافش و این باور را ایجاد کنه که هدفش دستیافتنی است، امکان نداره که به اون خواسته نرسه. خداروشکر میکنم که دارم این اصول را درک و اجرا میکنم و باز هم از شما استاد نازنین سپاسگزارم که الگوی من هستید برای داشتن زندگی بهتر.
سلام اقای مقدم خیلی کامنتتون زیبا بود خیلی اگاهی داشت برام ,,تمرینات و نکات ارزشمندی گفتین ,از تمام نکات مهمش اسکرین شات گرفتم که دوباره بخونم و متن کامل کامنتتون رو کپی کردم برای خودم بازم سپاس گزارم ازتون برادر مهربانم ان شاالله هر روز موفق تر از روز قبل باشین
سلام احسان عزیز
چقدر کامنتت کامل و پر از آگاهی بود
چقدر جالب نکات ریز رو وسط کامنتون جا داده بودین که باعث میشد هر سزی برگردم و مجدد مرور کنم…
چه دیدگاه بی نظیری هست گذاشتن اثر – زیبا کردن جهان – تبدیل کردن جهان به جای زیباتر
واقعا این طرز فکر بی نظیر باید برا تموم ماها و اعضای این سایت نمود پیدا کنه – چرا که نه
باید همواره تحسین کنم – ادامه بدم – رشد کنم….
باید دوره ها رو با قدرت بیشتری ادامه بدم…
و با نتایج صحبت کنم…
سلام احسان عزیز
در دوره دوازده قدم کامنتی از شما خوندم که در مورد عمل کردن به الهامتون بود و بسیار تو ذهنم مونده بود. این هفته یهو یاد کامنت شما افتادم و امروز تصادفی بین این همه کامنت به اسم شما برخوردم و این کامنت زیباتون رو خوندم و لذت بردم و درک بالاتون رو تحسین کردم.
موفق باشید و پاینده
بنام الله رحمن
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته
سلام به دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم برای این احساس خوبی که الان دارم
ساعت 1:20 بامداد چهارشنبه است و هنوز فایل جدیدی روی سایت قرار نگرفته، ولی میدونم که امشب استاد فایل جدید میذاره رو سایت
و انقدرررر منتظرم که فایل جدید بیاد تا بدن استاد رو ببینم و لذت ببرم.
دیروز داشتم اون قسمت از سریال زندگی در بهشت و میدیدم که دوستای امریکاییه استاد مهمون پارادایس بودن
سه تا ماشین مهمون اومده بودن و دو تا غذای خاص درست کردن
اگه اشتباه نکنم قسمت 55 بود
که استاد اون زمان گیاهخواری میکرد
استاد تو اون فایل گفت:
من تصمیم گرفتم گوشت نخورم، به خاطر همین هم اصلا این دو تا غذا رو تست هم نکردم. و خودش رو تحسین کرد به خاطر اینکه انقدر خوب و محکم خودشو کنترل کرده بود.
انقدر محکم رو تصمیمش مونده بود
حتی خانم شایسته هر دو تا غذا رو تست کرده بود و خوشمزه بودنش رو برای استاد توصیف کرد. ولی استاد حتی وسوسه هم نشد که تستش کنه.
این اراده و این استقامت رو منم میخوام.
در تمام جنبههای زندگیم میخوام نه تنها در غذا خوردن.
البته دوره قانون سلامتی این اراده رو در مورد تغذیه در من ساخته و بابتش ممنونم از استاد.
راستشو بگم غبطه خوردم به این جدیت استاد ولی خیلی زود تحسینش کردم.
جدیدن شروع کردم با تحسین کردن ویژگیهای شخصیتیه استاد، اون ویژگیها رو در خودم ایجاد و تقویت کنم.
وقتی چیزی رو تحسین میکنم و در موردش مینویسم و حرف میزنم، اون چیز رو در زندگیم میسازم.
حالا میخواد یک جسم یا کالا باشه یا یک نوع نگرش و شخصیته خاص.
و این رو از استاد یاد گرفتم.
یادتونه تو قسمتهای آخریه سفر به دور امریکا استاد و خانم شایسته کامنتهای خوب رو انتخاب میکردن و در مورد اونها صحبت میکردن؟
یادتونه؟؟
حالا برید فایلهایی که بعد از اون فایلهای خوندن و تحسین کردنه کامنتها روی سایت گذاشته شده رو مقایسه کنید با فایلهای قبل از تحسین کامنتهای خوب و به چشم ببینید که چقدر میزان مشارکت دوستان بیشتر شده.
چقدر کامنتهای خوب بیشتر شده.
اینا رو استاد خلق کرد
چجوری؟؟
با تحسین کردن
با بازگو کردن
با مرور کردن و خوندن دوباره اونها
وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ
نعمت خدا بر خود را به یاد آرید
وذکرو یعنی به یاد آوردن و بازگو کردن و تکرار کردن
در واقع فلسفهی ذکر گفتن هم همینه
ذکر نعمت
ذکر نکات مثبت
ذکر زیباییها
ذکر خوبیها
منم سعی میکنم این کار و انجام بدم
وقتی انقدر راحته خلق کردن، وقتی انقدر زود خداوند جواب میده، خب منم همین کار و بکنم دیگه.
استاد اجرای قوانین
بهترین الگوی اجرای قوانین
خود استاد میگه که کل داستان اینه که…
اگر کسی تونسته تو این جهان به چیزی برسه، من هم میتونم. فقط باید مثل اون شخص فکرکنم، باور کنم و مثل اون شخص عمل کنم.
چه الگوی مناسبی بهتر از خود استاد میتونه برای من باشه؟
باز هم سپاسگزار خداوندم که در زمانی دارم زندگی میکنم که دو تا نعمت خیلی خوب تو زندگیم هست…
بودن استاد در زمانهای که من دارم زندگی میکنم و بودن اینترنت که میتونم این آگاهیها رو دریافت کنم.
اصلا من با استاد هم از طریق اینترنت آشنا شدم
خدا رو شکر که من توانایی و قدرت مالیه اینو دارم که بسته اینترنت بگیرم.
خدا رو شکر که حجم اینترنتم و در این مسیر دارم خرج میکنم.
خدا رو شکر که همیشه به بهترین افراد هدایت میشم.
استاد باز هم ممنونم بابت این حجم از آگاهی که با دست و دلبازی در اختیار ما قرار میدین.
خدا هزاران برابرش رو در زندگی شما جاری کنه
در پناه الله رحمن باشید
قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ ۖ وَمَنْ شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ
سلیمان نبی در این آیه میگه این نعمت ها آزمایشی از طرف خدا تا متوجه بشم که سپاسگزارم یا کافر؟؟؟ و خداوند بی نیاز و سخاوتمند ِ
سلام نوید جان ،سپاسگزارم که نوشتی و سپاسگزار بودن و به منم یادآوری کری
سلام سارای عزیز
دوست و همفرکانسیِ زیبا نویس
ماشالا…
چقدر به آیات قرآن مسلط هستین
چقدر خوب و عالی و به جا از آیات استفاده میکنید و چقدر خداوند من رو دوست داره که دوستانِ خوبی مثل شما رو در مسیرم قرار میده تا بتونم بهتر و خالصتر شخصیتم رو هر روز بهبود بدم
ممنونم از اینکه مینویسید و فعال هستید
منم از نوشتههای شما خیلی یاد میگیرم
خدا رو شکر بابت این نعمت
سلام بهت نوید جان – بهت تبریک میگم بابت این آگاهی های بی نظیری نوشتی – دمت گرم واقعا
عکس پروفایلت من رو برد طرف کیش و سواحل عسلویه
دقیقا اون قسمت سریال زندگی در بهشت رو یادم هست کاملا
و واقعا استاد عزیز تحسین بر انگیز هستند و عملگرای شون قابل تحسین…
چقدر قشنگ گفتید در مورد تحسین استاد از کامنت ها و اضافه شدن کامنت های بی تظیر در سایت
.واقعا که دیدگاه بی نظیری رو در ایت فایل برامون تدارک دیدی و واقعا لذت بردم و کیف کردم..
دمت گرم – انشالله که موفقیت روز افزونت رو ببینم..
سلام محمد جان
دوست خوبم
ممنونم ازت که باعث شدی دوباره مرور کنم کامنت خودم رو
چقدر خوبه این سایت
دوستانی رو دارم که با ریزبینی زیباییها و نکات مثبت رو میبینن و تحسین میکنن
حسادت و احساس منفی هیچ جایی تو این سایت نداره و این خیلی خوبه
باز خم ممنونم ازت پسر
هر جا هستی در پناه الله رحمن شاد باشی و سلامت و موفق
به نام خدای وهاب و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستانم
استاد نمیدونم چی بگم در مورد این فایل.هیچوقت اینطور حسی نداشتم.چندین بار مو به تنم سیخ شد و چندین بار از صحبتهاتون پشتم سرد و گرم شد.بشدت این آگاهی ها رو میخواستم و اون رو از خدا خواسته بودم چند روز قبل که هدایتم کن و بهم بگو مسیرم چیه.چطور باید به این هدفی که بهم الهام کردی برسم.
دمتنون گرم استاد.اتفاقا چند روزی بود که اهرم رنج و لذت نوشته بودم برای شروع دوباره ورزش.اقدام عملی که به ذهنم رسید این بود که حداقل برم بپرسم ببینم کدوم باشگاه برم و از کجا شروع کنم و وقتی رفتم و اقدام کردم اولین باشگاهی که رسیدم از بیرون بنظرم جالب نمیومد.ولی خانمی که اونجا بودن بهم یدونه کوله پشتی هدیه دادن و این رو به عنوان نشونه دونستم و همنجا رو انتخاب کردم.بعد که ثبت نام کردم متوجه شدم که این باشگاه یک باشگاه زنجیره ای هست و من توی هر شهری که باشم میتونم برم و ورزش کنم توی هر کروم از شعبه ها.امروز وقتی برای اولین بار رفتم توی محیط باشگاه متوجه شدم که این باشگاه دو قسمت داره و اون قسمتی که من اصلا ندیده بودم دقیقا همون محیطی هست که میخوام.تمیز.بزرگ.مرتب.شیک.کامل.خلوت.
خدا رو بارها شکر کردم و چنتا پیام برام داشت.اول اینکه من وقتی قدم برمیدارم بصورت خیلی راحت و طبیعی هدایت میشم به مسیر درست(مثل همین فایل که برام یک هدایت واضح بود برای هدف بعدیم).بعدیش این بود که چند وقته دارم روی باور فراوانی کار میکنم و امروز کلی فراوانی دیدم که دهنم وا مونده بود فقط.سوم اون احساسه خوبه بعد از عمل به الهامات هست که بهم میفهمونه مسیر درست کدومه و بقول خودتون همون قطب نمایی هست که سالمه و درست کار میکنه.
دمتون گرم استاد.بهتون تبریک میگم بابت این تغییر زیبایی که کردید و حستون رو کاملا درک میکنم چون تجربه یک بدن خوب رو دارم و با توجه به آموزشهای شما میخوام پایدارش کنم.
خداروشکر میکنم بخاطر وجود شما.سلامت و تندرست و غرق در نعمت باشید شما و همه دوستان عزیزم
خدا را شکر به خاطر این تغییرات احساسی تون و اینکه شکر خدا هدایت میشین به زیبایی ها و فراوانی ها
واقعا که عمل به قانون نتیجه بی نظیری داره و باعث رشد و لذت در زندگی میشه..
اتفاقا منم چند روز قبل رفتم چند تا باشگاه بررسی کردم برا ثبت نام…
خدا را شکر واقعا به خاطر این سابت – این دیدگاه های – این کامنت ها…
مرسی ازت بابت به اشتراک گذاشتن نتایج و احساس عالی ات…
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
قد قامت الصلاه
قد قامت الصلاه
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر به این سایت…الله اکبر به نشانه ی روزانه…الله اکبر به جریان هدایت …
زبان قاصره از میزان شگفتی من،مگه میشه ؟ مگه داریم؟
به محض اینکه من یک قدم برداشتم و برای 3 ماه آینده یک هدف واضح رو نوشتم!
نشانه ی روزانه من بیاد درمورد هدف گزاری بگه!
بگه سعیده جان!
هدف داری؟
بیا کمکت کنم چطوری قدم برداری!
الله تو چقدر مهربونی؟چقدر قدرتمندی؟
یک جو ایمان نشون میدم،یک عالم کار برام انجام میدی بی مزد و منت …
خدایا به من نعمت بندگی و سپاسگزاری و تسلیم هرچه بیشتر و بیشتر عطا کن ….
============================================================================
اردیبهشت ماه امسال تو کامنت های همین فایل، برای سید علی جان نوشتم:
خدااایااااا …
:) I want some thing just like this
عجب جواااب خفنی از سید علی گرفتم …جواب سیدعلی برای سعیده ی شهریور ماه بود:
you will get this because you deserve it but it takes a little courage!
============================================================================
بنظرم این فایل خودش به تنهایی که دوره ی کامله!نمیدونم از دیروز چند بار بهش گوش دادم ولی واقعا آگاهی هاش تموم شدنی نیست…
پس برای درک بیشتر حرفای استاد شروع کردم به نوشتن نکته های اساسی:
ما خیلی خواسته داریم توی زندگیمون!
ولی اون اصلی که الان خیلی مهمه!
که اگر بهش برسی یک عالمه هدف دیگه رو خود به خود درست میکنه!
خود به خود به محقق شدن بقیه اهداف کمک میکنه!
اصله!اساسه! اعتماد به نفست رو خیلی میبره بالا!
اون رو بزار تو اولویت …و تمرکز بالا!
وقتی شما به یک موفقیتی میرسی!راه رسیدن به بقیه موفقیت هارو پیدا میکنی!چون راهش یکیه!الگوش یکیه!روشش یکیه!
======================================================================================
نکته ی اول:
اگر خیلی مطمئن باشی و متعهد باشی که میخوای به هدفت برسی،میتونی بیای اعلامش کنی!
کارراحتی نیست،کار ذهنی پیچیده ایه!
اما اگربه اون حد ازآمادگی،به اون حد از تعهد،به اون حد از ایمان رسیده باشی که من میخوام به این هدفم برسم!
اون شجاعت و جسارت رو داری که بیای جلوی بقیه اعلامش کنی!
کسانی که انسان های قضاوتگر و منفی نگر نباشند و ساپرتت کنند بیا اعلام کن که من میخوام این هدف رو پیگیری کنم و بهش برسم!این بهت کمک میکنه که روزهایی که سخت میشه اوضاع و داری ناامید میشی و داری شل میگیری،روزهایی که میخوای بیخیالش بشی و ولش کنی و دنبالش نری،یادت بیاد من اینو یک جایی اعلامش کردم و الان باید پیگیر باشم و ادامه بدم!
یک…دو…سه …امتحان میشه!صدا میاد؟از همین تریبون اعلام میکنم من به خودم تعهد دادم تا 3 ماه آینده تمرکز صد در صدی بزارم روی دوره عشق و مودت و پرونده ی بزرگترین نشتی انرژیم رو ببندم و روی خودم کار کنم و اجازه بدم مدیر کیهان و کهکشان ها که قانون مدارهارو روی این جهان پیاده کرده،قانون الطیبین الطیبات رو رعایت کنه،این نوشته یک تعهد رسمی از طرف اینجانب میباشد.و این آیه رو شاهد بین خودم و الله قرار میدم که به عهدم وفا کنم و اجازه بدم به عهدش وفا کنه!
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ
ای بنی اسرائیل، به یاد آرید نعمتهایی که به شما عطا کردم، و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم، و تنها از من بر حذر باشید.
=======================================================================================
نکته دوم:
وقتی حرکت میکنی و ایمان داری و باور داری،خداوند هدایتت میکنه از مسیر هایی که شاید اولش ایده ای براش نداشتی!
خیلی موقع ها هست،وقتی یک هدفی رو انتخاب میکنیم،یک سری ایده داریم برای رسیدن به اون هدف ولی احتمالا وقتی به الهاماتمون گوش میکنیم،وقتی از خداوند هدایت میطلبیم،چیزهایی به ما گفته میشه و مسیرهای جدیدی به ما گفته میشه که با ایده اولیه ما در ارتباط نیست!
و آدم باید باز بزاره ذهنش رو برای الهامات و برای تغییر این مسیر!
نباید بچسبه بگه من میخوام به این هدفم برسم،فقط هم میخوام ازین طریق به هدفم برسم!
نه من میخوام به هدفم برسم،از هر مسیری که هدایت بشم!
من اولین چیزی که به ذهنم بیاد حرکت میکنم ومنتظرم که توی مسیر هدایت ها گفته بشه و من ادامه بدم …
راه های رسیدن به هدفت و ذهنت رو باز بزار درمورد انتخاب هایی که ممکنه داشته باشی برای رسیدن به هدفت،مسیرهایی که ممکنه گفته بشه برای رسیدن به هدفت!
و اجازه میدی خداوند تورو هدایت کنه!
نمیچسبی به یک مسیر خاص!
و بعد میبینی از چه راه هایی که اصلا به فکرتم نمیرسید هدایت میشی!
من به خودم تعهد میدم ذهنم رو از هر پیش فرض قبلی،هر کویرِ غیر قابل کشت،هر منطق ذهنی پاک کنم،فقط و فقط روی خودم کار کنم و اجازه بدم خداوند من رو هدایت کنه و از مسیری که بهترین و راحت ترین و قشنگترین مسیر رسیدن به خواسته ست،من رو به هدفم برسونه!میشینم روی دوش خداوند و دیگه هی نمیزنم پس گردنش که نه اینوری نرو!اونوری برو!
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ
پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده ایمان دارد. و همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان دارند. میان هیچ یک از پیامبرانش فرقى نمىنهیم. گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، اى پروردگار ما، آمرزش تو را خواستاریم که سرانجام همه به سوى توست.
======================================================================================
نکته ی سوم:
وقتی نتیجه ها میاد،همون نتیجه انگیزه میده برای ادامه ی مسیر درست!
نتیجه ها کمک میکنه شما مسیررو ادامه بدی بعد که ادامه میدی نتیجه ها بزرگتر میشه،ونتیجه های بزرگتر کمک بیشتری میکنه تا مسیر رو ادامه بدی،و این تو یک سیکل مثبت میفته!
ولی این مهمه بدونی از چه مسیری این نتیجه ها اتفاق افتاده!
کریستال کلییر…
مسیر جدید رو به عادت تبدیل کنید!
من دنبال نتایج کوتاه مدت نیستم!من دنبال موفقیت کوتاه مدت نیستم!
من دنبال مسیری ام که فقط رو به بهبود باشه!
برای اینکه نتایج همیشه روبه بهبود باشه،باید در مسیر درست استوار ادامه بدم.
خودم رو متعهد میکنم با دیدن نتایج،مسیر رو با قدرت ادامه بدم،هرگز به شیوه های قبل برنگردم،و نزارم مثل تموم روزهای گذشته،یک رابطه ی سینوسی رو تجربه کنم،بلکه فقط و فقط رو به پیشرفت باشم.برای این تعهد از اهرم رنج و لذت کمک میگیرم و همچنین توکل میکنم بر فرمانروای جهان
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
«پروردگارا، بر [دلهاى] ما شکیبایى فرو ریز، و گامهاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى.»
=========================================================================================
نکته ی چهارم:
وقتی تو به نتایج خوب و پایدار میرسی،تو فقط ازش استفاده نمیکنی،تو تنها کسی نیستی که ازش سود میبری بلکه الگو میشی برای بقیه تا اون ها هم به اهدافشون برسند!باور ایجاد میکنی برای بقیه که میشود!الگو میشوی برای دیگران که باور کنند میشود!که میشود این اتفاق بیفته و این چقدر ارزشمنده!
پس هدف هایی که شما انتخاب میکنی و بهش میرسی،فقط به شما سود نمیده،به جهان سود میده!
اهرم لذت ذهن من برای ثابت قدم موندن توی این مسیر همین به جهان سود رسونده،وقتی من میام از قدم اول هدف و مسیرم رو شفاف بین رفیق های سایت اعلام میکنم،شک ندارم رسیدن به هدفم میتونه کلی انگیزه ایجاد کنه برای بقیه که اگر برای سعیده اتفاق افتاده،برای ما هم حتما میشه!پس به امید الله،تموم تلاشم رو میکنم که با توکل برخودش،این هدفم رو تیک مثبت بزنم
وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ
بگو: اى پروردگار من، از وسوسههاى شیطان به تو پناه مىآورم.
وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
وکارم را به خدا مىسپارم؛ خداست که به [حال] بندگان [خود] بیناست.
وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا
و در کارها بر خدا توکّل کن، و تنها خدا برای مدد و نگهبانی کفایت است.
=========================================================================================================
خداروصدهزار مرتبه شکر برای همینجای زندگیم،همین سوار بر جریان هدایت بودن،همین احساس عشق و امید و رهایی،همین احساس خوشبختی بی قید وشرط
خدایا خیلی دوستت دارم، باشه؟
استاد مررررسی که هسسستی مرسسسسسی
عاشقتم
به امید دیدار روی ماهت در بهترین زمان و مکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
ظهرِ بیست و نه شهریور ماه 1402
تنهایی دلچسب توحیدی در خانه ی پدری در شهر گرگان
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان که هدایت شدن به صراط مستقیم
سلام به سعیده خانم دوست توحیدی و تحسین برانگیز
چقدر شما تو مسیر بندگی و شناخت صاحب کیهان خوب عمل میکنی چقدر حرفات به دل میشینه چقدر من رو بیشتر ترقیب میکنی که منم قرآن رو خیلی جدی باید بزارم تو برنامه هرروز صبحم چقدر انگیزه میده به شخص من ،نمیدونی چه شور ذوقی در من ایجاد کرده این کامنت های دو سه روز اخیر شما که فکر میکنم از کامنت شما به جوابی که آقا ابراهیم توی عقل کل داده بود شروع شد
من هم مدتی هست که دیگه نتایج بزرگ (منظورم در حد مدار خودم )نمیگیرم و احساس میکنم متوقف شدم و نگرانی ها داره میاد سراغم و از مسیر دور میشم میدونم بخاطر اینه که اون رونده رو به رشد و بهبود رو کم رنگ کردم و تمرکزم رو روی چنتا دوره گذاشتم من اون موقعی که رو دوره خاصی تمرکزی کار میکردم واقعا نتیجه ها خیلی واضح بود ولی این رو متوجه نشده بودم آقا تمرکز رو نمیشه رو چنتا موضوع گذاشت و انتظار نتیجه خوب و قابل لمس داشت و از طرفی تضادی داشتم که نتونستم بخاطر عزت نفس پایین برطرفش کنم و قشنگ منو به چالش کشید تا بخوام قبول کنم این مهمترین پاشنه آشیل و بزرگترین نشتی انرژی منه و عدم خود ارزشی و توانایی نه گفتن، بشدت تمرکزم رو داره میگیره و خیلی سخت میتونم اعراض کنم و خیلی تلاش کردم که با حرف زدن اطرافیان رو توجیه کنم ولی غافل از اینکه قانون اینه که شما فقط باید رو خودت کار کنی اتفاقات خوب خودش میفته و نمیتونه غیر از این باشه ،ما رو خودمون کار میکنم و نتایج خودش میاد
این بود که گفتم رب من ، من تسلیمم به هر خیری که از تو برسه و هر بدی باشه از سمت خودمه پس هدایتم کن
امروز گفتم باید از یه جا برای شروع دوباره اقدام کنم نمیدونم یه حسی گفت برو دفتر جدید بخر رفتم دو تا دفتر خریدم برای خودم و گفتم اینم قدم من و بعدش کامنت شما غوغایی به پا کرد به خودم گفتم همینه چیزی که الان نیاز داری همین تعهد و ایمان و تمرکز لیزی روی عزت نفس تا از این چرخه اشتباه در بیایی و نتیجه ملموس داشته باشی تا قوی تر و با ایمان بیشتر حرکت کنی
منم مثل شما و آقا ابراهیم عزیز تعهد میدم با صددرصد تمرکز رو عزت نفس و متعهد بودن به تمرینات و رها بودن و سرسپردگی ،مسیر تکاملی خودم رو طی کنم تا نتایج پایدار و از نتایج بدست اومده اهداف بزرگتری رو با این الگو تیک بزنم
سپاسگزارم از شما دست خدا برای امین 29شهریور 1402
اولین کامنتم تو سایت بود و میخوام با تعهد این رد پارو اینجا بزارم و از امین 29آذر بگم اگه با ایمان حرکت کنیم پاسخی که دریافت میکنیم اینه
نَصۡرٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَتۡحٞ قَرِیبٞۗ
به یاری خدا پیروزی نزدیک است
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لِلْمُؤْمِنِینَ
خداوند آسمان ها و زمین را هدفمند آفرید، همانا در این آفرینش، براى اهل ایمان نشانه ى قطعى است.
سوره عنکبوت 44
سلام سعیده خانم
این اولین کامنت من به دیدگاه شماست البته همه کامنت های زیبای شما را مطالعه میکنم.
نکتهای باعث شد تا بنویسم جسارت و ایمان شما که آشکارا هدف خودت اعلام کردی و اعلام کردی که ، پرونده دوره عشق و مودت را با موفقیت ببندی و به هدف خود برسی
من هم برات دعا میکنم از شهر مشهد مقدس که به هدفت برسی ،
و مطمئن باش وقتی به هدفت برسی چقدر در ایمان و انگیزه بچه های سایت تاثیر مثبت میذارین
پس منتظر خبر خوش شما هستم .
سلام به برادر عزیزم آقا علیرضا،برادر شاه دوماد سایت
چقدر من خوشحال میشم و ذوق میکنم اعضای یک خانواده انقدر باهم هم فرکانس هستند و روی مدار هدایت الله،بال پرواز هم به سمت توحیدن…
خیلی خیلی از لطفتون ممنونم برادر عزیزم،از خداوند طلب هدایت و رحمت و کمک میکنم تا کمکم کنه توی این مسیر پایدار بمونم و سه ماه دیگه با دست پر کامنت بزارم.
سپاسگزارم که برام نوشتید،به دستان قدرتمند الله یکتا میسپارمتون.
قلبِ فراوان
سلام سعیده جان.تبریک منو پذیرا باشید پیشاپیش برای رسیدن به هدفت.مطمئنم با این تعهد وپشتکاری که داری حتما این نشتی انرژی رو میبندی ویه روزی تو سایت برای ماها اعلام میکنی.به امید حق.خداتوفیقت بده که اینقدر کامنتهای عالی می نویسید وما استفاده میکنیم.این فایل نشانه ی امروز من بود که خیلی بهش نیاز داشتم چون از وقتی توی این مسیر اومدم شکر خدا به سه تا از خواسته های اساسی که سالیان دنبالش بودم رسیدم در عرض سه سال.ودنبال گذاشتن یه هدف جدید بودم که پر قدرت تر ادامه بدم.که کامنت شما رو هم خوندم .واقعا باید این جمله استاد را که میگه فاصله بین شما با خواسته تون فقط با احساس خوب پر میشود را با طلا نوشت که خودم با گوشت وپوست واستخونم تجربش کردم فقط احساسم رو خوب نگه داشتم وخواسته هام بعد سالها یکی یکی اومدن.همکار عزیزم برات ارزوی سلامتی واحساس خوب دارم.
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد خوشتیپم
یکی از اهدافی ک من تواین چند وقته انتخاب کردم
رسیدن به موفقیت مالیه و همچنین شروع کردم به انجام تمارین روانشناسی ثروت 1
تا به امروز ک 4رومین روزه من کلی هدایت ها دریافت کردم
ورودی مالی داشتم
و ی ایده ای که هم الهام شده اینه ک باید خابم رو تنظیم کنیم
آیا حاضرم برای رسیدن به هدفم خابم رو کم کنم؟
آیا حاضرم صبحها زود بیدار شم و خودم رو اماده تغییرات برای زندگیم کنم
استاد من واقعن عاشق خاب کم هستم
و خیلی دوست دارم جوری اهرم بسازم برای خودم ک جزوی از زندگیم بشه
چون من هدف دارم و برای رسیدن به هدفم باید بها بدم یکیش صبح زود بیدارشدن هست
انشالله که این تغییر درونی تر از چیزی باشه ک فکر میکنم
سلام به فرشته ی فرشته
قلب سلیم وروح توحیدی عزیزت رو میبوسم که انقدر خوب سعی میکنی به قانون عمل کنی.
کامنتت رو که خوندم قلبم بهم دستور نوشتن داد،اگر میخوای خوابت رو کم کنی اولین کاری که خودت هم خوب بلدی و تو جلسه 2 ثروت استاد کامل توضیح داده،اهرم رنج و لذته،اینو خوب بنویس و بعد اگر دوره قانون سلامتی رو نداری حداقل بشین فایل های رایگانش رو نگاه کن،سعی کن سمت خودتت رو خوب انجام بدی مثل کم کردن کربوهیدارت و قند و بیشتر کردن خوردن پروتئین حیوانی و چربی و کره
شامت رو زودتر بخور تا بتونی صبح زودتر بیدار شی.
پیاده روی و ورزش رو حتما تو فعالیت های روزانه ت بذار…
منِ 50 کیلویی،یک زمانی مثبت 70کیلو بودم و با خواب وحشتناک زیاد…دوره قانون سلامتی که اومد سه میلیون بود!من سه میلیون نداشتم بخرمش!
ولی وقتی سمت خودم رو خوب انجام دادم،همون کارهایی که بالا بهت گفتم،میدل آف نووِر 8 میلیون پول برام جورشد که بتوم دوره رو بخرم!
وبعد کاهش وزن کوآنتومی و آزاد شدن انرژی فوق العاده شروع شد…
فرشته ی قشنگم،راستش ایده ای برای نوشتن پاسخ برات نداشتم،فقط از قلبم اطاعت کردم و امیدارم برات بنفیتی داشته باشه.
دوستت دارم دختر قشنگ سایت
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان برای تو
بنام خدای مهربان
.
سلام سعیده عزیزم
.
خیلی خیلی سپاسگزارم
پاسخ سوالی ک صبح داشتم از خدا میپرسیدم رو
از طریق شما بمن داد
.
خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای اینکه اینقدر سریعالجوابی
.
منم دوستت دارم عزیزم
دلیل پاسخت درخاست من بود خیلی ممنون ازینکه هستی
درپناه خدای مهربان باشی
سلام به سعیده جان شهریاری
من در قدم 4 جلسه یک برات پیام گذاشتم ولی متاسفانه با مشکل خوردم و نتونستم برات پیام رو بفرستم،اما اینجا می نویسم برات.
من الان مشکل اون زمان شما رو که کار براتون جور نمیشد رو دارم.
امشب انگار خداوند داره صبر و تقوا شما رو به من یاد اور میشه که میگه ارام باش،می شود و اینکه الان تو پیام تو خوندم “تو سمت خودت رو عالی انجام بده بقیه ش رو خدا جور میکنه”
واقعا اشک داره تو چشمام جمع میشه که بلاخره وعده خدا حق است.
سپاس گزارم تو نمونه بارز “میشود”هستی.
و همین روزاس که برات پیام میذارم که شد.منتظر پیام منم باش عزیزم.