این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2015/11/عکس-فایل-1.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-11-26 21:06:122025-12-04 21:35:02آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام ، از آنجا که جوینده یابنده است و من همیشه در رویاهام به دنبال کسی مثل استاد عباس منش بودم بطور اتفاقی یک فایل صوتی از ایشان به دستم رسید ، چند بار گوش کردم و انقدر در من اثر کرد که تا صبح بیدار بودم و مدام حرف های استاد را مرور میکردم و فردای آن روز شروع به پاکسازی منزل کردم و به اندازه دو تا وانت وسایل بدرد بخور که برای من غیر قابل استفاده بود ،جمع شد و جالبه که هنگامیکه قصد پاکسازی منزلم را کردم یک موسسه خیریه خبر داد که به این وسایل نیاز داره تا دیروز که آمدند و وسایل را بردند ، یک ساعت بعد مدیر موسسه زنگ زد و میگفت خدا میدونه که تو این یک ساعت چقدر آدم برای تو دعا کرد چون من از تلویزیون،مبل و صندلی و سرویس چینی و…که سالها بلااستفاده مانده بودند همه را بخشیدم و وقتی شنیدم به دست عده ای رسیدند فقط از خدا خواستم که بتونم با گروه استاد و خود ایشون ارتباط برقرار کنم و کانالشون را پیدا کنم و از شاگردانشون بشم و واقعا دیشب این اتفاق افتاد و من تونستم شماره تماس پیدا کنم و حرف های این چند روز را بنویسم اما باز هم حس من خیلی شدید تر از نوشته هام هست الان آرزوم اینه که زودتر فردا بشه و بتونم در مورد تهیه بسته ثروت 3 با پشتیبان سایت صحبت کنم … به امید روزی که رویاهامون را لمس کنیم ،ببینیم و در هوای اونها نفس بکشیم
دخترر شروع کار تو سایت چه طوفانی بود. خوشا به سعادت ات، که اینقدر زیبا مسیرت را شروع کردی، با گذر از ثروت.
من یه مسئله ای برام پیش اومده،
نمیدونم خوبه یا نه،
جدیدا دوست دارم فقط فایل گوش بدم، کامنت بچهها رو بخونم، بهشون جواب بدم، و این باعث شده از مسیر جدیدی که برای خودم تعیین کردم فاصله بگیریم و نتونم اون برنامه ریزی ام رو انجام بدم. من میخوام کنکور سراسری شرکت کنم، رشته تجربی که بتونم به علاقه که کسب دانش بیشتر است برسم. ولی خیلی دوست دارم بخونم، وقتی هم میخونم حس بسیار خوبی دارم، ولی یه نیروی عجیبی مرا به این سمت میکشه، و این باعث میشه، یکم حالم خوش نباشه، که به برنامه ام مقید نیستم. میشه اگه تجربه ای تو این زمینه دارید کمکم کنید. ممنون میشم.
بنظر من شما به هدفی که تعیین کردی علاقه نداری وگرنه حتما به صورت ناخودآگاه به سمتش حرکت میکردی . البته این مبحث نکات زیادی درش نهفته س که شاید بعلت اطلاعات کمی که من از شما دریافت کردم نتونم توضیح درست بدم ولی مثلا ممکنه شما به چیزی علاقه داشته باشی ولی برای رسیدن به اون هدف مجبور باشی یک سری کارها یا مطالعاتی در حوزه هایی که بهشون علاقه نداری هم انجام بدی . خب اینو باید با اهرم رنج و لذت که استاد توضیحش را دادند و بچه ها هم در عقل کل در موردش زیاد نوشتند ، درستش کنی و انجامش بدی .
ولی یه وقت هست ما به دلایل مختلف با خودمون روراست نیستیم و اهدافمون را براساس علاقه هامون تعیین نمیکنیم و مثلا طبق معیارهای دیگری مثل اینکه در نظر مردم جلوه کنیم یا بازار کار بهتر یا هرچیز دیگری غیر از علاقه مون . و اون موقع هست که کار برامون سخت میشه و از نیروی علاقه که قدرت پیش بردن ما را داره محروم میشیم . حالا شما ببین در این احتمالات ، توی کدوم نقطه قرار داری
اون هواپیمای جنگ جهانی واقعاً مصداق بارز کلمه غارغارک بود و باز خدا رو شکر ما در عصر خوبی از تکامل صنعت هوایی هستیم.
عجب لوکیشن زیبایی بود و بسیار چشم نواز و عالی …
و اما آرامش در پرتو اگاهی، این فایل نشانه امروزم بود، و البته بیش از اینکه از خود فایل شگفت زده باشم ، شگفت زده از اینم که این فایل به چه دلیلی نشانه امروزم شده.
امروز یه کامنت زیر فایل نتایج دوستان قسمت 9 گذاشتم. و الان این فایل پاسخی بود به کامنت خودم. جا داره یه کم بیشتر به وصل بودن به خدا فکر کنم که نه فقط من بلکه همه انسانها و موجودات پاره ای از انرژی بی پایان و وجود مقدس خداوند هستند. قطره ای از این اقیانوس بی کران.
به نام خداوند بخشنده مهربان سی و سومین روز سفر نامه با فایل آرامش در پرتو آگاهی شروع شد.
🌠 قلبت رو پاک کن
قلبم را پاک می کنم از سیاهی ها قضاوت ها و هایی که من را از خدای خودم دور کرده از باورهای غلط پاک می کنم قلبم رو ذهنم رو تا نور در قلبم جاری بشه و راه به سوی خدا باز بشه.
🌠آنجا که من و تو یکی هستیم را گرامی می دارم آنجا که من و تو یکی هستیم سکوت کن و دل بسپار چه اهمیت دارد که کیست که می گوید و کیست که می شنود
در جایی که با خدای خود خلوت می کنی سر و پا گوش است که بشنود �اه های تو را گاهی که تو سکوت می کنی او میگوید از وعده هایش به تو و خدا همیشه مشتاق خلوت کردن با تو است با دل و جان بگو و بشنو در خلوتت.
🌠 چه اهمیت دارد من کجا هستم تو کجا هستی چه اهمیت دارد من به چه باور دارم تو به چه باور داری اینها همه قیل و قال های نفس تو حالا که خود متعالی تو میخواهد آرام باش
هرجا که هستی هر که هستی با هر دین و مذهب و با هر باور و عقیده ای می توانیم با خدای خودت خلوت کنی او را بشناسی و راه توحید را در پیش بگیریم حالا که خودم تعالیت می خواهد به آرامش برسد از گوش دل فراده به نجواهای او.
🌠بی هیچ نام و هیچ مکان بی هیچ قبیله و بی هیچ قضاوت و آزاد و نامحدود این قید و بندهای زمینی را کنار بزند ، نام را و مکان را باورهای با ذهنی آرام بنشین و بشنو.
آزاد کن خودت را از قید و بندهای دنیوی با هر نام و زبان و دینی که هستی از هر گوشه از این کره خاکی که هستی و ذهنت را آرام کن با حضور قلب نشین و گوش کن به نجواهای درونت.
🌠می خواهم برایت بگویم تا تو بشنوی بشنو تجربه کن بیا از پیش داوریها قضاوتها رها شوی و فقط گوش کنیم بیا باور کنیم که لزومی ندارد همیشه از خودمان دفاع کنیم بیا گوش دادن ساده را تجربه کنیم و رها شویم از هرگونه قضاوت و قبیله و رها شویم از هر طبقه پاک از همه قالبهایی که محدود ما میکند و تنها رها و آرام است که می شود.
بشنو تجربه کن که می شود رها شده از قضاوت ها فقط گوش کن باور کن که فقط باید رد شد و گذشت از اینها رها شو از قید و بندهایی که پابنده شد تو شدند و تو را محدود میکنند به زمان و مکان و قبیله تنها باید آرام و رها باشی تا بشنوی نجواهای خداوند را.
🌠 آرامش این برکه سبز را تجربه کن بیا تا فقط گوش بدهیم و تجربه کنیم.
آرامشی را در پیش بگیریم که مثل برکه آب در میان بیشه هاست که فقط گوش میدهد به صدای اطراف حرف و سخنی و جوابی نمی دهد به صداها و قضاوتها و اطرافش و فقط تجربه می کند که همیشه نباید پاسخ داد به قضاوت ها.
🌠 قلبت رو پاک کن زیرا احساس خوب زمانی از راه می رسد که قلبت را پاک کرده اید.
قلبت رو پاک کن از قضاوت و محدودیتها تخریبها و همه باورهایی که تا الان به تو احساس ناامیدی و یاس و پوچی می داد و از نو شروع کن مانند نوزادی که تازه متولد شده قلبت را باز کن به روی زیباییها خوبیها و وقتی که فقط زیباییها را دیدی قلبت پاک میشود و احساس خوب از راه میرسد.
🌠 تو پاره ای از خدایی
خدا از وجودش در ما انسانها دمیده و هم همان روح خدا را در داخل خود داریم و باید بیدارش کنید بعضی وقتا انقدر قلبمون وذهنمون پر از افکار منفی میشود که خدای درونمون با ما دیگر ارتباطی برقرار نمیکند پس بیاد بیاور که تو پاره ای از خدایی.
🌠تو فراتر از جسم فراتر از ذهنت آگاهی هستی و آگاهی تو اصل توسط خود حقیقی تو خود لا متناهی تو.
تمام قانون جهان و خدمت و خداوند به صورت آگاهی در وجود تو نهاده شده که این آگاهی ها اصل وجودی تو را می سازند اصل توحیدی خداپرستی یکتاپرستی حقیقت وجود تو همین آگاهی ها هستند که خداوند به شیوه های مختلف به تو می رساند که آیات و دریافت کنی یا نکنی یا تو جزء ۲ درصد مردم جهان هستی که میخوای بشنوی صدای درون خودت را صدای خدای درونت را صدای خود لامتناهی آن را.
🌠 تو لایتناهی هستی و مقدس آگاهی تو پاره ای از آگاهی جهان است.
تو بی پایانی و بیکران هستی و مقدس و آگاهیهای تو نسبت به جهان هستی قسمتی از آگاهی های عظیم خداوند است پس تو بی کرانی و می تواند از دریای بزرگ آگاهی خداوند دریافت کنید و دنیا و آخرت خود را بسازی و گاه شوی از آنچه که در رمز و راز خلقت جهان است.
🌠 خود خداست مثل قطره ای از دریا
تو خود خدا هستی مثل ذره های کوچکی که در دریا توان بر هستی و خدا دریا.
🌠 توپاره خدایی و من هم هستم و آن که اون سر دنیا هست هم پاره ای از خداست.
ذره ذره موجودات جهان پاره ای از خدا هستند خدا از وجود خود در همه موجودات و گیاهان و خاک و آتش و باد و ….و قرار داده و آنقدر این جریان عظیم بزرگ است که در ذهنمان نمیگنجد.
🌠 استاد عزیزم به من گفتید که در سه روز آینده به تمام موجودات و اطرافم طوری نگاه کنم که انگار همه پارهای از وجود خودم هستن پاره ای از وجود خدا هستند فقط برای سه روز با هر موجودی که روبرو شدی به او بگو هم پاره ای از من است پاره ای از خداست و ببین که عشق بی قید و شرط چگونه در تو جاری میشود.
اینجاست که میبینی به همه عشق میدهی همه را دوست داری همه را با چشم خدایی نگاه می کنید و تفاوت قائل نمی شوی میانشان و می بینی که این عشق و دوست داشتن چه جوری برمیگرده و وارد زندگیت میشه نوع نگاهت رو عوض کن.
سی و سومین قدم سفرنامه خانواده صمیمی
ممنونم از شما بابت این فایل خوب و آگاهی هایی که در آن بود.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر می کنم
از گروه خوب عباس منش نهایت تشکر می کنم خیلی دوستون دارم دست حق به همراهتون 🌹🌹
هیچ وقت اینگونه به تمام موجودات عالم نگاه نکرده بودم …چه زیباست این نگاه و چقدر حس آرامش می دهد و چه زیبا خدایی میشویم.لحظاتی در زندگی ما هست که توکل عمیق کرده و به آرامش رسیده باشیم و حالا که قانون را فهمیدیم متوجه ردپای قانون در زندگی خودمان هم میشویم.یکی از این لحظه ها (قبل دونستن قانون)زمان عقدم بود چون سنتی ازدواج کردم فقط شش ماه بود که با همسرم آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی استرس داشته باشم اما به خدا توکل کردم و چنان آرامشی داشتم که هنوز خودم در تعجبم!!!!شش ماه هم داستان جالبی دارد چون پدرم سنتی بود اصلا شش ماه رو هم قبول نمی کرد اما مادر بزرگم فوت کرد مجبور شد تا 40روز صبر کنه بعد اون هم دو ماه به خاطر محرم و صفر صبر کرد و شد شش ماه…همه اینکار ها رو خدا برای من انجام داد چون فقط به خودش توکل کرده بودم .
بعد فهمیدن قانون چون با آگاهی این کار رو انجام می دهم موارد بیشتری برای من رخ داد.از خدای خودم بینهایت سپاس گزارم که با تکه ای از خودش آشنایم کرد که اینگونه من رو با قوانینش آشنا کنه و قدرتم رو به من نشون بده…
هرچی آرزوی خوب مال تکه های هم فرکانسی من در خانواده عباس منش
26 و 27 شهریور 1402 بارها و بارها میشنوم و تفکر میکنم این فایل منو به یاد احساس قربانی شدن میندازه باعث میشه طبقه بندیهای نفسانی مثل سن مثل موقعیت جغرافیایی که در این زمین برای تولد انتخاب کردیم فرهنگی که در اون بزرگ شدیم جامعی که اون رو مقصر ناکامیهای خودمون میدونیم باعث شدن ترمزهای بزرگی در ذهن ما باشند تا نتونیم اون چیزی که باید رو زندگی کنیم اون چیزی که خود اصیلمون هستیم یعنی آگاهی آن چیزی که از آن زاده شدیم ولی تحت تاثیر تایید جامعه و معیارهای اون این طبقهبندیها خودمون رو ناکافی و نالایق دونستیم چقدر همین احساس قربانی شدن باعث شده که خودمون رو از بقیه جدا بدونیم و فکر کنیم که اون آدم داره به من بدی میکنه در صورتی که ما یک نفر هستیم اون فقط آینه منه، آینه درونیات منه، اون میاد خود من رو به من نشون بده ولی همین احساس زشت و پلید باعث میشه فکر کنم که اون شخص دیگریه .
اون شرایط اجتماعی که باعث ناراحتی من میشه باعث عذاب من میشه این فایل درسهای مختلفی در برهههای مختلف زندگیم به من داده تو این زمان به من درس مسئولیت پذیری میده مسئولیت کامل زندگیم رو بر عهده بگیرم مسئولیت کامل خلق در تمام ابعاد رو بر عهده بگیرم این فایل 3 یا 4 دقیقه ای درس ها داره که هر دفعه در هر مداری یه چیزیو برام بولد میکنه .
میگه بیا رهای رها باش
قلبت و ذهنت پاک کن
از ترمزهات از مقاومت هات
از گذشته ات از تلخی هایی که کشیدی
اگه میخوای زندگیت بهشتی کنی
قلبت پاک کن
تحسین کن
یاد خدا باش
فراوانی ها رو ببین
ثروت ها رو ببین
نعمت ها ی جاری در زندگیت ببین
باید یه جور جدیدی زندگی کنی
جور خداگونه ، رها از تمام چیزای که دنیا و فضای مجازی ازت میخواد !
معیار زیبایی و ثروت و موفقیت برات میذارن ؟!
تو خودت پیدا کن خواسته های اصیلت پیدا کن
ببین خودت با چی حالت خوبه !
دوسال پیش این فایل همدم شب و روزم بود حتی کامنت نوشتم و واقعا کمی زندگیش کردم دیروز ساذش افتادم چقدر دلتنگش شدم اشکام میریخت چقدر احساس دوری کردم انگار برگشتم خونه جایی که بهش تعلق دارم آغوش خدا !
من پاره ای از خداوند هستم…او من است…همه از خداییم و به سوی خدا می رویم ..
سی و یک مرداد 1402
اهواز کافه کارون…ساعت 21:46
امشب به مناسبت تولدم …خودمو دعوت کردم کافه … به مناسبت آغاز 36 سالگی….که مثل تولد دوباره میمونه برام..
اومدم اینجا برای اولین بار توی عمرم ..خودمو دوست داشته باشم
همون جور که تنها به دنیا آمدم…تنها نشستم و برای خودم جشن تولد گرفتم…گل گرفتم…کادو گرفتم…و دارم توی این سایت الهی …سیر میکنم و لذت میبرم…..
اومدم اینجا به خودم و به خدای خودم عهد ببندم…
هر چه توی این 35 سال گذشته بهم گفتن رو دیگه باور نکنم.. تحقیر رو باور نکنم….
من از طرف خدا به این زندگی دعوت شدم به این دنیای زیبا دعوت شدم …. تا کیف زندگی رو ببرم تا لذت ببرم تا شادی کنم …من روح پاک خدا هستم…من احسن الخالقین هستم…
من خلیفه خدا روی زمین هستم..خدا این جهان رو با همه امکانات و…خلق کرده تا به من خدمت کنن…من لایق عشق و ثروت و سلامتی و نعمت و عزت و رحمت بی انتهای الله هستم…
من دوباره متولد شدم….خدا منو هدایت کرده..منو تو آغوشش سخت گرفته و داره به زیباترین مسیر ها راهنمایی میکنه….خدا منو خاص خاص خاص داره هدایت میکنه و به آرزوهام میرسونه….اونم خاص خودم….
خدای قشنگمممممممم..رفیقم..همه کسم… آرامشم…معبودم…. همدمم.. عاشقتم …ممنونم که به من فرصت زندگی دوباره دادی….خدایا چی بگم که شکر تورو بجا بیارم…
همین الان که پا گذاشتم توی کافه…حقوقم واریز شده…
تا سفارش کیک و…دادم…پشت سرم یه گلفروش کوچیک فرستادی…تا به من گل تقدیم کنه….!!!!
خدایا من لایق همه قشنگی هایزندکی هستم…
فهمیدم این گل از طرف تو اومده….دوستت دارم خدای من
خدایا امروز اولین روز شمار آگاهی منه…شروع یه زندگی دوباره…….
این لحظه ای که نشستم اینجا…غرق شادی و عشق هستم…هیچ نگرانی توی زندگیم ندارم که بخاطرش خم به ابروم بیاد
چون قبلش همه رو به تو سپردم و آزاد آزاد آزادم….
خدایا مگه میشه این حجم از آزادی رهایی…
من حتی توی شلوغی کافه نمیدونم چی باید بنویسم..
تند تند دارم مینویسم …اما ایمان دارم که هرچی تو داری میگی و رو دارم با قدرت تو به انگشتان دستم منتقل میکنم و مینویسم…
خدایا شکرت که کنارمی…
دوستت دارم
خدایا از امروز میخوام با تعهد بیشتری ….
سعی کنم ….
ازدل هرچیزی و هرکسی خوبی هاشو ببینم…
تنها از خوبی ها بگم و خوبی هارو ببینم و بشنوم و نشر بدم …
عشق بدم به همه جهان…..
قول میدم بنده خوبی باشم…
هوای دلمو داشته باش….
قلبم رو پر از نور خودت کن….
من با تو آرامش دارم…
زندگیمو توی دستای تو میسپارم ..
فرمون زندگیم توی دستای توهه…
برونش به هرجا که میخوای… مسافر مطیعی میشم برات الله یکتا…. عاشقتم…
فقط برای سه روز با همه هستی یکی شو. همه هستی را پارهای از وجود خودت ببین.
• فقط برای سه روز خودت را و همه را گرامی بدار، چون پارهای از خودت، چون قلبت، چون پارهای از خداوند.
• فقط برای سه روز با هر موجودی که روبرو میشوی این جمله را در ذهن تکرار کن:
او پارهای از من است، پارهای از خداست و ببین که عشق بی قید و شرط چگونه در وجود تو جاری میشود.
سلام دوباره به دوست و هم خانواده ای عزیزم ،فرزانه ی ارزشمند
ممنونم بابت کامنت پراز مهری که برام ارسال کردی ،اشک شوق ریختم و لذت بردم از اینهمه محبتی که نثارم کردی
یقین دارم اگر روز شمار تحول رو درست طبق توصیه هایی که مریم جون ازمون خواستن پیش بری
یعنی هرروز حتما و با تعهدی غیر قابل مذاکره ،این فایل هارو بشنوی و دیدگاهتو هرچند خط کوتاه هم اگر باشه بنویسی و جلوی نجواهای ذهنت به ایستی و همیشه به طور مداوم انجامش بدی
قطعا تا پایان فصل ها ،تو فرزانه ای بسسسسیار وسیع تر ،بزرگتر ،شاد تر ،توحیدی تر ،مستقل تر ،اگاه تر ،ثروتمند تر از گذشته خواهی بود
شک نکن ، برو وبا عشق انجامش بده
من تجربش کردم ،این استمرار در انجام همین کار به ظاهر ساده واقعا ازتو فرد کاملتری خواهد ساخت .
کلامت را شنیدم ، باوردارم تو دستی از خدایی، دستی که درپی آن بودم، اطرافم را ثروت، آسمانی پراز ثروت، زمینی پرازثروت، خدا را با کلامت حس میکنم، خدارا درهمه جا وهمه چیز میبینم، میبینم که او مرا بسیار دوست میدارد، او میخواهد که من با افکار مثبتم بیش از خودم ثروت داشته باشم، ومن با تمام وجود خودم را قسمتی از او میبینم، این موهبتی است که او به من هدیه داده، با او ودرکنار اوهستم، من آرامم من آرامم من آرامم
باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز ودوستانه همفرکانسیم
دوستان مطلبی رو که من درکش کردم ودوست دارم با شما دوستان در میان بزارم ونظر شما رو هم بدونم .
به نظر من قرآن میتونه بینهایت هدایت گر باشه اگه درکش کنیم یک اخلاق بدی که ما داریم اینکه قدر چیزهای که داریم رو نمی دونیم . این قانون تکامل که استاد میگن درسته ، این که میگن دورها رو بیست بار گوش کنید هربار ظرف درکتون بزرگتر میشه ،اما من میخوام شما رو به دوره ای که به رایگان در اختیار ماست وما قدر ش را نمیدونیم اشاره کنم ، بله این دوره اسمش قرآن است که توسط (هدایت گر مطلق )گفته شده بدون نیاز به آبدیت همواره کامل ومرجع ،که تمام گفتها وسبک کار استاد به نوعی بر گرفته از قرآن است.
ما باید این قرآن رو که به معنی ( خواندنی) است ، بارها وبارها بخونیم وتفکر کنیم وبیندیشیم ، که باهر بار خوندن ظرف ما بزرگتر ومطالب بیشتری درک میکنیم .من وقتی بیشتر در کتاب مقدس (قرآن) فکر کردم ، گفتم چه کسی در مورد پیامبرا وافکارو کارهاشون داره صحبت میکنه ،آیا ابراهیم خودش میگه مثلا من بتها رو شکستم ،یا فلان کار وکردم ، نه ، خداوند داره از میان ۱۲۴ هزار پیامبر وهزارن فکر ،اخلاق ،رفتار ،کرداری که داشتن به طور مشخص از پیامبر های خاص وکارهای خاص تعدادی انگشت شمار گلچین کرده و صحبت میکنه ، شما ببینید این تعداد پیامبر در چندین هزار سال قبل زندگی میکردن ،
نتیجه این که :
تک تک این آیه ها برای ما اگر تفکر کنیم داری نکته های هدایت گریست ،که مثلا از زندگی هزار ساله نوح از چه افکار ورفتار نوح خداوند صحبت میکنه .
یکی از نکته های که من درک کردم که در مورد همه پیامبر های که در قرآن نام برده شده گفته شده اینکه، همه اونها مستقیما از خداوند هدایت خواستن وهدایت شدن ،این یعنی اینکه ماهم باید هدایت بخواهیم .چون انسان دارای اختیار آفریده شده باید خودش بدون اجبار خواستن هدایت را انتخاب کنه ودرخواست بده وبپذیره که موجودی سر تا پا نیازه .
ودر آخر ازتو ای هدایت گر مطلق ،ای بی نیازه مطلق ،من هم به مانند موسی دستهایم را بالا برده واعلام میکنم به هر چه ازسمت تو به سمت من بیاد من فقیرم .
?روز سی و سوم سفرنامه ،فایل آرامش درپرتو آگاهی قسمت اول?
سلامی پراز عشق و آگاهی ب دوستان عزیزم. . ..
این صدا در زندگی من بسیار پر رنگ و زنده است ، شاید اطرافیانم مرا ب این خاطر خیلی رویایی و غیر منطقی و خودخواه میخواندند اما من فقط صدایی رو میشنیدم ک راه صحیح را خیلی ساده بمن نشون میداد و من ب تبعیت از خدای درونم گام هارو برمیداشتم ،شاید ان وقت ها نمیدانستم آن صداخدای درونم است ، اما من نهایت تلاشم رو میکردم ک چیزهای ک بمن گفته شده رو انجام بدم ، و دل خوش میکردم ب آن وعده ها ک از عمق جانم می آمد و من انقدر ب ان ها قدرت داده بودم ک صدایش را بطور واضح میشنیدم
و زندگیم پر بود از موفقیت های ک همان صدا وعده اش را داده بود
و عینا میدیدم ک هرچه دارم از این آگاهی هاست ک دارم. . .
و هرناخواسته ای ناشی از نشنیده گرفتن این صدای عاشق است
در زندکیم خیلی جاها نادیده گرفتم آن صدای ک راه عشق رابرمن آشکار میکرد و من با نادیده گرفتنش واقعا اذیت شذم
اما خدای درون ما آنقدر عاشق و مهربان است ک باز راهگشایی میکند و رهنمایت میشود تا از راه رفته بازکردی
خودش چراع بدست میگیرد و راهت را روشن میکند
خودش آرام جانت میشود و عاشقانع دلداری ات میدهد اما با راه حل
خودش از عشق میگوید از آینده ای روشن و سپید میکوید
اما ب آن شرط ک دست در دست قدم را با پیغام هایش بر داریم
میتونم چندین صفحه یا کتابی دراین مورد بنویسم ک هرجا با او هماهنگ بودم همراه بودم هرچه دیدم خیر و نیکی بود
و هرجا ک گوش هایم را از شنیدن راه حق بستم هرچه دیدم اشک بود و پشیمانی
حدای درونم انقدر قدرتمند است ک دیگر از ندا گذشته و درخواب بارها راه درست رابرمن آشکارمیکند
او نع در قلبم درتمام وجودم حکم فرماست
من در زندگیم با همین پشتوانع دست ب کارهای زدم ک هرکه مرا میدید نمیتوانست باهیچ دلیل و منطقی سندی بر درست بودن ان مسیر پیدا کند اما من ب پشتوانع همان صدا ، وامید ب وعده هایش ، موفق بودم
و این برای دیگران باورکردنی نبود
من در زندگیم دست ب تصمیماتی زدم ک اطرافیانم ازترس درونشان نجوا میشد اما من انقدر آرام بودم ک ترسی برمن وارد نمیشد و نتیجه نیز مشخص است
آن وقت ها ک نع استاد بود و نع حال خوبی داشتم ، توزندگیم تضادهاو مشگلاتی بودن ک روحم رو آزار میدان
یک طرف سخن از ماندن و سوختن بود
یگ طرف صدای خالقی بود ک بامن سخن لیاقت میگفت
من نمیدانستم لیاقت چیست ،شاید بخوبی الان نمیدانستم ،لیاقت برای من درحکم یک کلمه بود ،درست بود ک معنایش رو بحوبی درک نمیکردم اما ازعمق وجودم درشب های تنهایم درگوشه ی اتاق خسته ی خسته بودم چشمانم اشک بار بودن ، باخدای خودم سخن میگفتم ک یاری ام کند . . .
او هم بامن سخن میگفت دراتاق تاریک زیر پتو بابدنی بو کرفته ک رو زها بود زیرپتو مانده بودم تاکسی را نبینم .در تمام آن نا امیدها ، ک ب سحتی میشد دلیلی برا زندگی یافت ،یک نفر در اعماق قلبم فانوس بدست ایستاده بود و بامن سخن عشق میگفت
مرا ب آرامش میخواند ، بامن سخن از لیاقت و ارزش میگفت ، مرا امید میداد ک تو0زیباو شایسته ای نباید اینجا زیر پتو نا امیداز خدایت باشی
سخت بود در تمام این تاریگی و ظلمات شنوای امیدو ارزش و لیافت باشی
یکی بامن سخن ازبی ارزشی میگفت
و صدای دیگر سخن از درجات بالا
من ساکت فقط ب آن صدا کوش میدادم
بامن میگفت زهرای زیبا پاشو
زهرای من پاشو ، برخیز ک تو بسیار با ارزشی ، فکر میکنی اگر اینجا بمانی و حودت را از بین ببری ،کارخوبی میکنی؟
برخیر و نشان بده ک تو قوی هسی
برخیز و بخودت برس
برخیز ک من باتو هستم
آن صدا تا صبح برایم از ارزش و لیاقت سخن گفت
شب های پیش هم امده بود اما کو گوش شنوا
من0هیچ امیدی نداشتم
هیچ امیدی ،انقدرخسته وزخمی بودم ک توان ایستادن نداشتم
اما ب امید ا ن صدا ایستادم
روز بعد رخت خوابم ک یک ماه بود گوشه اتاق پهن بود را جمع کردم
ان صدا را میشنیدم ک تحسینم میکرد
ب حمام رفتم . دستی ب سرو رویم کشیدم ،موهایم انقدذشانه نشده بود ک نمیتوانستم شانه اش کنم
باهرسختی بود خودم را تمیز و خوشبو کردم ،مقابل اینه ک ایستادم خدایم میکفت ببین چقدر زیبایی ،چشمانت با اینکه از اشک ریختن زیاد پف کرده ام بازهم زیباست ،صورتد لاعر شده اما بازهم پوستت همچون بزگ گل شفاف و زیباست
این صداها قدم هایم رامحکم ترکردند
آن شب ها زیر پتو بامن میگفت برخیر و نشان بده چقد قوی هسی نشان بده
هزاران بار تکرار میکرد ک تو ارزشمند0هستی
روزها گذشت
ماه ها گذشت
و این نیروی هدایتگر لحظه ای مرا رها نکرد
یک روز بخودم امدم دیدم شب و روزم رادرسایت عباسمنش دارم خدا را می اموزم
بخودم امدم دیدم چقد سرحال هستم
بخودم امدم دیدم چقد زیباتر و شادب تر شده ام
بخودم امدم دیدم تمام ان ها ک منتظربودندبشکنم توان ایستادنم آن ها را ب حسادت برانگیخته
همه این ها ب کنار دیدم ، هدف ی زیبا و بزرک دارم
تمام این ها دستاورد من از این نیروی هدایتگر و عاشق است
با سلام ، از آنجا که جوینده یابنده است و من همیشه در رویاهام به دنبال کسی مثل استاد عباس منش بودم بطور اتفاقی یک فایل صوتی از ایشان به دستم رسید ، چند بار گوش کردم و انقدر در من اثر کرد که تا صبح بیدار بودم و مدام حرف های استاد را مرور میکردم و فردای آن روز شروع به پاکسازی منزل کردم و به اندازه دو تا وانت وسایل بدرد بخور که برای من غیر قابل استفاده بود ،جمع شد و جالبه که هنگامیکه قصد پاکسازی منزلم را کردم یک موسسه خیریه خبر داد که به این وسایل نیاز داره تا دیروز که آمدند و وسایل را بردند ، یک ساعت بعد مدیر موسسه زنگ زد و میگفت خدا میدونه که تو این یک ساعت چقدر آدم برای تو دعا کرد چون من از تلویزیون،مبل و صندلی و سرویس چینی و…که سالها بلااستفاده مانده بودند همه را بخشیدم و وقتی شنیدم به دست عده ای رسیدند فقط از خدا خواستم که بتونم با گروه استاد و خود ایشون ارتباط برقرار کنم و کانالشون را پیدا کنم و از شاگردانشون بشم و واقعا دیشب این اتفاق افتاد و من تونستم شماره تماس پیدا کنم و حرف های این چند روز را بنویسم اما باز هم حس من خیلی شدید تر از نوشته هام هست الان آرزوم اینه که زودتر فردا بشه و بتونم در مورد تهیه بسته ثروت 3 با پشتیبان سایت صحبت کنم … به امید روزی که رویاهامون را لمس کنیم ،ببینیم و در هوای اونها نفس بکشیم
به نام خدای مهربان
سلام اندیشه جان دوستِ الهی و اندیشمندم
دخترر شروع کار تو سایت چه طوفانی بود. خوشا به سعادت ات، که اینقدر زیبا مسیرت را شروع کردی، با گذر از ثروت.
من یه مسئله ای برام پیش اومده،
نمیدونم خوبه یا نه،
جدیدا دوست دارم فقط فایل گوش بدم، کامنت بچهها رو بخونم، بهشون جواب بدم، و این باعث شده از مسیر جدیدی که برای خودم تعیین کردم فاصله بگیریم و نتونم اون برنامه ریزی ام رو انجام بدم. من میخوام کنکور سراسری شرکت کنم، رشته تجربی که بتونم به علاقه که کسب دانش بیشتر است برسم. ولی خیلی دوست دارم بخونم، وقتی هم میخونم حس بسیار خوبی دارم، ولی یه نیروی عجیبی مرا به این سمت میکشه، و این باعث میشه، یکم حالم خوش نباشه، که به برنامه ام مقید نیستم. میشه اگه تجربه ای تو این زمینه دارید کمکم کنید. ممنون میشم.
سلام رضوان جان
بنظر من شما به هدفی که تعیین کردی علاقه نداری وگرنه حتما به صورت ناخودآگاه به سمتش حرکت میکردی . البته این مبحث نکات زیادی درش نهفته س که شاید بعلت اطلاعات کمی که من از شما دریافت کردم نتونم توضیح درست بدم ولی مثلا ممکنه شما به چیزی علاقه داشته باشی ولی برای رسیدن به اون هدف مجبور باشی یک سری کارها یا مطالعاتی در حوزه هایی که بهشون علاقه نداری هم انجام بدی . خب اینو باید با اهرم رنج و لذت که استاد توضیحش را دادند و بچه ها هم در عقل کل در موردش زیاد نوشتند ، درستش کنی و انجامش بدی .
ولی یه وقت هست ما به دلایل مختلف با خودمون روراست نیستیم و اهدافمون را براساس علاقه هامون تعیین نمیکنیم و مثلا طبق معیارهای دیگری مثل اینکه در نظر مردم جلوه کنیم یا بازار کار بهتر یا هرچیز دیگری غیر از علاقه مون . و اون موقع هست که کار برامون سخت میشه و از نیروی علاقه که قدرت پیش بردن ما را داره محروم میشیم . حالا شما ببین در این احتمالات ، توی کدوم نقطه قرار داری
سلام و درود به استاد عباس منش
اون هواپیمای جنگ جهانی واقعاً مصداق بارز کلمه غارغارک بود و باز خدا رو شکر ما در عصر خوبی از تکامل صنعت هوایی هستیم.
عجب لوکیشن زیبایی بود و بسیار چشم نواز و عالی …
و اما آرامش در پرتو اگاهی، این فایل نشانه امروزم بود، و البته بیش از اینکه از خود فایل شگفت زده باشم ، شگفت زده از اینم که این فایل به چه دلیلی نشانه امروزم شده.
امروز یه کامنت زیر فایل نتایج دوستان قسمت 9 گذاشتم. و الان این فایل پاسخی بود به کامنت خودم. جا داره یه کم بیشتر به وصل بودن به خدا فکر کنم که نه فقط من بلکه همه انسانها و موجودات پاره ای از انرژی بی پایان و وجود مقدس خداوند هستند. قطره ای از این اقیانوس بی کران.
خدا رو شاکرم که منو هدایت کرد به این فایل.
خیلی ممنونم استاد عزیزم.
به نام خداوند بخشنده مهربان سی و سومین روز سفر نامه با فایل آرامش در پرتو آگاهی شروع شد.
🌠 قلبت رو پاک کن
قلبم را پاک می کنم از سیاهی ها قضاوت ها و هایی که من را از خدای خودم دور کرده از باورهای غلط پاک می کنم قلبم رو ذهنم رو تا نور در قلبم جاری بشه و راه به سوی خدا باز بشه.
🌠آنجا که من و تو یکی هستیم را گرامی می دارم آنجا که من و تو یکی هستیم سکوت کن و دل بسپار چه اهمیت دارد که کیست که می گوید و کیست که می شنود
در جایی که با خدای خود خلوت می کنی سر و پا گوش است که بشنود �اه های تو را گاهی که تو سکوت می کنی او میگوید از وعده هایش به تو و خدا همیشه مشتاق خلوت کردن با تو است با دل و جان بگو و بشنو در خلوتت.
🌠 چه اهمیت دارد من کجا هستم تو کجا هستی چه اهمیت دارد من به چه باور دارم تو به چه باور داری اینها همه قیل و قال های نفس تو حالا که خود متعالی تو میخواهد آرام باش
هرجا که هستی هر که هستی با هر دین و مذهب و با هر باور و عقیده ای می توانیم با خدای خودت خلوت کنی او را بشناسی و راه توحید را در پیش بگیریم حالا که خودم تعالیت می خواهد به آرامش برسد از گوش دل فراده به نجواهای او.
🌠بی هیچ نام و هیچ مکان بی هیچ قبیله و بی هیچ قضاوت و آزاد و نامحدود این قید و بندهای زمینی را کنار بزند ، نام را و مکان را باورهای با ذهنی آرام بنشین و بشنو.
آزاد کن خودت را از قید و بندهای دنیوی با هر نام و زبان و دینی که هستی از هر گوشه از این کره خاکی که هستی و ذهنت را آرام کن با حضور قلب نشین و گوش کن به نجواهای درونت.
🌠می خواهم برایت بگویم تا تو بشنوی بشنو تجربه کن بیا از پیش داوریها قضاوتها رها شوی و فقط گوش کنیم بیا باور کنیم که لزومی ندارد همیشه از خودمان دفاع کنیم بیا گوش دادن ساده را تجربه کنیم و رها شویم از هرگونه قضاوت و قبیله و رها شویم از هر طبقه پاک از همه قالبهایی که محدود ما میکند و تنها رها و آرام است که می شود.
بشنو تجربه کن که می شود رها شده از قضاوت ها فقط گوش کن باور کن که فقط باید رد شد و گذشت از اینها رها شو از قید و بندهایی که پابنده شد تو شدند و تو را محدود میکنند به زمان و مکان و قبیله تنها باید آرام و رها باشی تا بشنوی نجواهای خداوند را.
🌠 آرامش این برکه سبز را تجربه کن بیا تا فقط گوش بدهیم و تجربه کنیم.
آرامشی را در پیش بگیریم که مثل برکه آب در میان بیشه هاست که فقط گوش میدهد به صدای اطراف حرف و سخنی و جوابی نمی دهد به صداها و قضاوتها و اطرافش و فقط تجربه می کند که همیشه نباید پاسخ داد به قضاوت ها.
🌠 قلبت رو پاک کن زیرا احساس خوب زمانی از راه می رسد که قلبت را پاک کرده اید.
قلبت رو پاک کن از قضاوت و محدودیتها تخریبها و همه باورهایی که تا الان به تو احساس ناامیدی و یاس و پوچی می داد و از نو شروع کن مانند نوزادی که تازه متولد شده قلبت را باز کن به روی زیباییها خوبیها و وقتی که فقط زیباییها را دیدی قلبت پاک میشود و احساس خوب از راه میرسد.
🌠 تو پاره ای از خدایی
خدا از وجودش در ما انسانها دمیده و هم همان روح خدا را در داخل خود داریم و باید بیدارش کنید بعضی وقتا انقدر قلبمون وذهنمون پر از افکار منفی میشود که خدای درونمون با ما دیگر ارتباطی برقرار نمیکند پس بیاد بیاور که تو پاره ای از خدایی.
🌠تو فراتر از جسم فراتر از ذهنت آگاهی هستی و آگاهی تو اصل توسط خود حقیقی تو خود لا متناهی تو.
تمام قانون جهان و خدمت و خداوند به صورت آگاهی در وجود تو نهاده شده که این آگاهی ها اصل وجودی تو را می سازند اصل توحیدی خداپرستی یکتاپرستی حقیقت وجود تو همین آگاهی ها هستند که خداوند به شیوه های مختلف به تو می رساند که آیات و دریافت کنی یا نکنی یا تو جزء ۲ درصد مردم جهان هستی که میخوای بشنوی صدای درون خودت را صدای خدای درونت را صدای خود لامتناهی آن را.
🌠 تو لایتناهی هستی و مقدس آگاهی تو پاره ای از آگاهی جهان است.
تو بی پایانی و بیکران هستی و مقدس و آگاهیهای تو نسبت به جهان هستی قسمتی از آگاهی های عظیم خداوند است پس تو بی کرانی و می تواند از دریای بزرگ آگاهی خداوند دریافت کنید و دنیا و آخرت خود را بسازی و گاه شوی از آنچه که در رمز و راز خلقت جهان است.
🌠 خود خداست مثل قطره ای از دریا
تو خود خدا هستی مثل ذره های کوچکی که در دریا توان بر هستی و خدا دریا.
🌠 توپاره خدایی و من هم هستم و آن که اون سر دنیا هست هم پاره ای از خداست.
ذره ذره موجودات جهان پاره ای از خدا هستند خدا از وجود خود در همه موجودات و گیاهان و خاک و آتش و باد و ….و قرار داده و آنقدر این جریان عظیم بزرگ است که در ذهنمان نمیگنجد.
🌠 استاد عزیزم به من گفتید که در سه روز آینده به تمام موجودات و اطرافم طوری نگاه کنم که انگار همه پارهای از وجود خودم هستن پاره ای از وجود خدا هستند فقط برای سه روز با هر موجودی که روبرو شدی به او بگو هم پاره ای از من است پاره ای از خداست و ببین که عشق بی قید و شرط چگونه در تو جاری میشود.
اینجاست که میبینی به همه عشق میدهی همه را دوست داری همه را با چشم خدایی نگاه می کنید و تفاوت قائل نمی شوی میانشان و می بینی که این عشق و دوست داشتن چه جوری برمیگرده و وارد زندگیت میشه نوع نگاهت رو عوض کن.
سی و سومین قدم سفرنامه خانواده صمیمی
ممنونم از شما بابت این فایل خوب و آگاهی هایی که در آن بود.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر می کنم
از گروه خوب عباس منش نهایت تشکر می کنم خیلی دوستون دارم دست حق به همراهتون 🌹🌹
سلام بر تکه تکه های خدا در 33ومین روز سفر
هیچ وقت اینگونه به تمام موجودات عالم نگاه نکرده بودم …چه زیباست این نگاه و چقدر حس آرامش می دهد و چه زیبا خدایی میشویم.لحظاتی در زندگی ما هست که توکل عمیق کرده و به آرامش رسیده باشیم و حالا که قانون را فهمیدیم متوجه ردپای قانون در زندگی خودمان هم میشویم.یکی از این لحظه ها (قبل دونستن قانون)زمان عقدم بود چون سنتی ازدواج کردم فقط شش ماه بود که با همسرم آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی استرس داشته باشم اما به خدا توکل کردم و چنان آرامشی داشتم که هنوز خودم در تعجبم!!!!شش ماه هم داستان جالبی دارد چون پدرم سنتی بود اصلا شش ماه رو هم قبول نمی کرد اما مادر بزرگم فوت کرد مجبور شد تا 40روز صبر کنه بعد اون هم دو ماه به خاطر محرم و صفر صبر کرد و شد شش ماه…همه اینکار ها رو خدا برای من انجام داد چون فقط به خودش توکل کرده بودم .
بعد فهمیدن قانون چون با آگاهی این کار رو انجام می دهم موارد بیشتری برای من رخ داد.از خدای خودم بینهایت سپاس گزارم که با تکه ای از خودش آشنایم کرد که اینگونه من رو با قوانینش آشنا کنه و قدرتم رو به من نشون بده…
هرچی آرزوی خوب مال تکه های هم فرکانسی من در خانواده عباس منش
سلام استاد عباس منش
سپاسگزارم از لطف خداوند که با تیم تحقیقاتی شما آشنا شدم
من در مدت کم (2 ماه) که روی باورهایم کار کردم نشانه های خیلی زیادی دیدم بطوری که تمام افراد خانواده ام تعجب کردند این همه تغییر (شرایط مالی و سلامتی)
من تمام جملات پر انرژی بخش شما را چاپ کردم و در محل کارم و اتاقم نصب کرده ام
البته من هوز از فایلهای رایگان سایت استفاده میکنم و قصد خرید مجموعه روانشناسی ثروت را دارم
البته من با اکانت جدید وارد سایت شدم
موفق باشید خوشحالم که پیشرفت عالی داشته اید امیدوارم خبرهای خوب را دوباره به ما بدهید
سلام سلام سلام
26 و 27 شهریور 1402 بارها و بارها میشنوم و تفکر میکنم این فایل منو به یاد احساس قربانی شدن میندازه باعث میشه طبقه بندیهای نفسانی مثل سن مثل موقعیت جغرافیایی که در این زمین برای تولد انتخاب کردیم فرهنگی که در اون بزرگ شدیم جامعی که اون رو مقصر ناکامیهای خودمون میدونیم باعث شدن ترمزهای بزرگی در ذهن ما باشند تا نتونیم اون چیزی که باید رو زندگی کنیم اون چیزی که خود اصیلمون هستیم یعنی آگاهی آن چیزی که از آن زاده شدیم ولی تحت تاثیر تایید جامعه و معیارهای اون این طبقهبندیها خودمون رو ناکافی و نالایق دونستیم چقدر همین احساس قربانی شدن باعث شده که خودمون رو از بقیه جدا بدونیم و فکر کنیم که اون آدم داره به من بدی میکنه در صورتی که ما یک نفر هستیم اون فقط آینه منه، آینه درونیات منه، اون میاد خود من رو به من نشون بده ولی همین احساس زشت و پلید باعث میشه فکر کنم که اون شخص دیگریه .
اون شرایط اجتماعی که باعث ناراحتی من میشه باعث عذاب من میشه این فایل درسهای مختلفی در برهههای مختلف زندگیم به من داده تو این زمان به من درس مسئولیت پذیری میده مسئولیت کامل زندگیم رو بر عهده بگیرم مسئولیت کامل خلق در تمام ابعاد رو بر عهده بگیرم این فایل 3 یا 4 دقیقه ای درس ها داره که هر دفعه در هر مداری یه چیزیو برام بولد میکنه .
میگه بیا رهای رها باش
قلبت و ذهنت پاک کن
از ترمزهات از مقاومت هات
از گذشته ات از تلخی هایی که کشیدی
اگه میخوای زندگیت بهشتی کنی
قلبت پاک کن
تحسین کن
یاد خدا باش
فراوانی ها رو ببین
ثروت ها رو ببین
نعمت ها ی جاری در زندگیت ببین
باید یه جور جدیدی زندگی کنی
جور خداگونه ، رها از تمام چیزای که دنیا و فضای مجازی ازت میخواد !
معیار زیبایی و ثروت و موفقیت برات میذارن ؟!
تو خودت پیدا کن خواسته های اصیلت پیدا کن
ببین خودت با چی حالت خوبه !
دوسال پیش این فایل همدم شب و روزم بود حتی کامنت نوشتم و واقعا کمی زندگیش کردم دیروز ساذش افتادم چقدر دلتنگش شدم اشکام میریخت چقدر احساس دوری کردم انگار برگشتم خونه جایی که بهش تعلق دارم آغوش خدا !
اصلا تکراری نمیشه
اصلا دل نمیزنه
بلکه کشش عجیبی داره
خدایا منو تو مسیر آگاهی هدایت کن
کمکم کن نغلزم و بمونم !
بنام خداوند بخشنده مهربان…
من پاره ای از خداوند هستم…او من است…همه از خداییم و به سوی خدا می رویم ..
سی و یک مرداد 1402
اهواز کافه کارون…ساعت 21:46
امشب به مناسبت تولدم …خودمو دعوت کردم کافه … به مناسبت آغاز 36 سالگی….که مثل تولد دوباره میمونه برام..
اومدم اینجا برای اولین بار توی عمرم ..خودمو دوست داشته باشم
همون جور که تنها به دنیا آمدم…تنها نشستم و برای خودم جشن تولد گرفتم…گل گرفتم…کادو گرفتم…و دارم توی این سایت الهی …سیر میکنم و لذت میبرم…..
اومدم اینجا به خودم و به خدای خودم عهد ببندم…
هر چه توی این 35 سال گذشته بهم گفتن رو دیگه باور نکنم.. تحقیر رو باور نکنم….
من از طرف خدا به این زندگی دعوت شدم به این دنیای زیبا دعوت شدم …. تا کیف زندگی رو ببرم تا لذت ببرم تا شادی کنم …من روح پاک خدا هستم…من احسن الخالقین هستم…
من خلیفه خدا روی زمین هستم..خدا این جهان رو با همه امکانات و…خلق کرده تا به من خدمت کنن…من لایق عشق و ثروت و سلامتی و نعمت و عزت و رحمت بی انتهای الله هستم…
من دوباره متولد شدم….خدا منو هدایت کرده..منو تو آغوشش سخت گرفته و داره به زیباترین مسیر ها راهنمایی میکنه….خدا منو خاص خاص خاص داره هدایت میکنه و به آرزوهام میرسونه….اونم خاص خودم….
خدای قشنگمممممممم..رفیقم..همه کسم… آرامشم…معبودم…. همدمم.. عاشقتم …ممنونم که به من فرصت زندگی دوباره دادی….خدایا چی بگم که شکر تورو بجا بیارم…
همین الان که پا گذاشتم توی کافه…حقوقم واریز شده…
تا سفارش کیک و…دادم…پشت سرم یه گلفروش کوچیک فرستادی…تا به من گل تقدیم کنه….!!!!
خدایا من لایق همه قشنگی هایزندکی هستم…
فهمیدم این گل از طرف تو اومده….دوستت دارم خدای من
خدایا امروز اولین روز شمار آگاهی منه…شروع یه زندگی دوباره…….
این لحظه ای که نشستم اینجا…غرق شادی و عشق هستم…هیچ نگرانی توی زندگیم ندارم که بخاطرش خم به ابروم بیاد
چون قبلش همه رو به تو سپردم و آزاد آزاد آزادم….
خدایا مگه میشه این حجم از آزادی رهایی…
من حتی توی شلوغی کافه نمیدونم چی باید بنویسم..
تند تند دارم مینویسم …اما ایمان دارم که هرچی تو داری میگی و رو دارم با قدرت تو به انگشتان دستم منتقل میکنم و مینویسم…
خدایا شکرت که کنارمی…
دوستت دارم
خدایا از امروز میخوام با تعهد بیشتری ….
سعی کنم ….
ازدل هرچیزی و هرکسی خوبی هاشو ببینم…
تنها از خوبی ها بگم و خوبی هارو ببینم و بشنوم و نشر بدم …
عشق بدم به همه جهان…..
قول میدم بنده خوبی باشم…
هوای دلمو داشته باش….
قلبم رو پر از نور خودت کن….
من با تو آرامش دارم…
زندگیمو توی دستای تو میسپارم ..
فرمون زندگیم توی دستای توهه…
برونش به هرجا که میخوای… مسافر مطیعی میشم برات الله یکتا…. عاشقتم…
فقط برای سه روز با همه هستی یکی شو. همه هستی را پارهای از وجود خودت ببین.
• فقط برای سه روز خودت را و همه را گرامی بدار، چون پارهای از خودت، چون قلبت، چون پارهای از خداوند.
• فقط برای سه روز با هر موجودی که روبرو میشوی این جمله را در ذهن تکرار کن:
او پارهای از من است، پارهای از خداست و ببین که عشق بی قید و شرط چگونه در وجود تو جاری میشود.
قول میدم. قول قول
دوستون دارم استاد عزیزم…
دوستتون دارم دوستان عزیزم…
دنیا و جهان هستی دوستت دارم..
تولدت مبارک فرزانه زیبا و دوست داشتنی و توحیدی
دوستت دارم..عاشقتم بهترین..
بهت افتخار میکنم…
تحسینت میکنم…
بدرخشی عزیزدلم
زیر سایه لطف و رحمت بیکران الله…همچو ماه بدرخشی
سلام به دوست و هم خانواده ای عزیزم در سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢
تولد36سالگیت رو بهت تبریک میگم عزیزم ،چقدر عالیه که این تولدت با ثبت نام در سایت و آگاهی های این سایت مصادف شده
خیلی بهت تبریک میگم عزیزم ،احساس خوبت یه دنیا اتفاق خوب برات به ارمغان میاره
قوی باش و ادامه بده ، متعهد شو که هرروز بیای تو سایت و با آگاهی های این سایت ورودی مناسب به ذهنت بدی
بهت پیشنهاد میکنم از فایل های دانلودی، روزشمار تحول رو شروع کنی و هرروز باهاش پیش بری قطعا پس از پایان چهار فصل تو انسان باشکوه دیگری خواهی بود
بازم بهت تبریک میگم عزیزم درپناه الله یکتا،شاد ،ثروتمند ،سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
سلام ماریای نازنینم…
شامگاه 6 شهریور…دارم برای تو زیبای الهی مینویسم …
میخواستم بخوابم ..که متوجه شدم کامنت گذاشتین…
اون هم در جواب کامنتی که برای 36 مین سال تولد گذاشته بودم
منت سرم گذاشتی و برام نوشتی عزیزدلمممممممم
قبل اینکه کامنت شمارو جواب بدم..
پروفایل تون رو باز کردم..چقدر زیبا هستین ..فتبارک الله احسن الخالقین…
ماریای عزیزم داستان هدایت شمارو خوندم…
چقدر تحسینت میکنم .
چقدر بهت افتخار میکنم که اینقدر رشد کردی عزیزدلم
توصیه هایی که کردی رو به گوش جان ودل پذیرا میشوم…
خیلی خیلی خدارو سپاسگزارم که لایق کامنت شما هستم…
و اینگونه سخاوتمندانه برام نوشتین…
عزیزدلم اتفاقا دنبال روز شمار تحول بودم ولی پیداش نکردم…
متشکرم که بیادم آوردی …
قطعا فرشته الهی هستی که این وحی رو به من رسوندی …
دوستت دارم …متشکرم بخاطر پیام تبریک و سراسر عشقی که به من رسوندی…
برات آرزومندم هر آنچه که خواهانش هستی از درگاه رب العالمین
میبوسم روی ماهت رو ماریا جان…
قلب فراوااااان
سلام دوباره به دوست و هم خانواده ای عزیزم ،فرزانه ی ارزشمند
ممنونم بابت کامنت پراز مهری که برام ارسال کردی ،اشک شوق ریختم و لذت بردم از اینهمه محبتی که نثارم کردی
یقین دارم اگر روز شمار تحول رو درست طبق توصیه هایی که مریم جون ازمون خواستن پیش بری
یعنی هرروز حتما و با تعهدی غیر قابل مذاکره ،این فایل هارو بشنوی و دیدگاهتو هرچند خط کوتاه هم اگر باشه بنویسی و جلوی نجواهای ذهنت به ایستی و همیشه به طور مداوم انجامش بدی
قطعا تا پایان فصل ها ،تو فرزانه ای بسسسسیار وسیع تر ،بزرگتر ،شاد تر ،توحیدی تر ،مستقل تر ،اگاه تر ،ثروتمند تر از گذشته خواهی بود
شک نکن ، برو وبا عشق انجامش بده
من تجربش کردم ،این استمرار در انجام همین کار به ظاهر ساده واقعا ازتو فرد کاملتری خواهد ساخت .
برات یه دنیا انرژی و عشق فرستادم .
روزت بکام دوست ارزشمندم
سلاااام پراز عشق و نور
ب قلب پاکت
فرزانه ی عزیزم
فرزانه ی ارزشمند
فرزانه ی دوسداشتنی
قطره ای از دریا
پاره ای از وجود من
پاره ای از خدا
پاره ای از آگاهی هستی
تولدت مبارک تکه ای از وجود پرمهر خدا
فرازنه جانم
رفیق من ،من عاشقتممم
و کامنت پراز عشقت ب خدارو دریافت کردم
خدا منو هدایت کرد هرچند با تاخیر12روز
ولی بازم خداروشکر میکنم ک همفرکانس شدم با ابن اگاهی های ناب
چقد تحسینت کردم
چقد بهت افتخار کردم
چقد زیبا خدا در قلمت جاری شده
و وجود ارزشمند من رو لبریز کرد از حس و آرامشی ناب
چون ما پاره هایی از خداییم
ما دوقطره از دریاییم
ما لایتناهی هستیم و مقدس
خود خدا
خود دریاااا
برات بهترین هارو میخوام از الله یکتا
همون هایی ک خودش برات درنظر گرفته
و اینکه عاشقتممممم:))
سلاااااام به روی ماه زکیه نازنینم، سلام به خنده قشنگ روی لبان زکیه توحیدی قشنگمممممممم
خدای من عزیزدلم چقدر احساس خوشبختی میکنم وقتی اینجوری مورد لطف و محبت عشق شما عزیزان دلم قرار میگیرم..
تو پاره ای از وجود منی،
پاره ای از وجود پاک الله…
عاشقتم عاشق لبخند قشنگتم..
بیا همدیگه رو سخت در آغوش بگیریم …روی ماهت رو میبوسم عزیز من….
نمیدونم چرا احساس میکنم خیلی آروم و متواضع هستی… نمیدونم…
اما این انرژی رو ازت میگیرم…
عزیزدلم…هرچی به من گفتی ، قطعا مقدار خیلی زیادش توی قلب نورانیت هست..
دوست دارم خیلی زود زود بیای و از اجابت خواسته هات بگی…
خیلی خیلی دوستت دارم..
دلم میخواد از نزدیک ببینمت و سیر باهم گپ بزنیم…
انشالله خدا مرحمت کنه و در بهترین زمان ممکن ، سعادت دیدن اون لبخند خوشگلت رو داشته باشم مااااااچ فراوان
بدرخشی عزیز من
سلام به فرزانه جانم.
میدونی چی شد؟
من تو ذهنم بود که یه جایی برات کامنت بنویسم و ابرازِ خوشحالی کنم برات برای اجابتِ خواسته ات…
اینکه سورپرایز شدم.
از طرفی هم مطمئن بودم خدا ما رو در بهترین زمان به خواسته هامون میرسونه.
(وقتی ترمز نداشته باشیم، خواسته مون اجابت میشه.)
زیرِ اون کامنتت که برام نوشتی دستم نرفت، اینجا هدایت شدم که بنویسم برات.
الهی که به دونه دونه خواسته هات برسی، هم تو، هم من، هم همه ی دوستانمون.
الان یهو یادِ عارفه جانم افتادم که از سفرش به تهران و ایران مال نوشته بود و یهو دلم خواست براش از زیبایی های باغِ ماهانِ ایران مال بنویسم…
اما ورق برگشت.
ایمیلمو باز کردم، گفتم خدا برای کدوم یکی از دوستانم پاسخ بنویسم؟
تو اومدی اولِ صف با این کامنتت.
فرصت رو عزیمت شمردم تا همینجا ازت برای دو کامنتِ قبلیت که سرشار از نور بود تشکر کنم.
فرزانه جان، ذهنم گفت برای اون دو کامنتِ دل انگیزیِ که فرزانه برات نوشته پاسخ بنویس، تشکر کن ازش…
ولی دستِ دلم نرفت، سخت نگرفتم به خودم، گفتم صبر کن به وقتش وقتی قلبت حاضر بشه مینویسی برای فرزانه.
این شد که الان اینجام.
یهو دیدم تو این فایل کامنت نوشتی، ذوق کردم.
چون خودمم هدایت شدم به این فایل.
دیروز که گوش دادم دیدم دقیقا راهِ درمانِ حالتی که توش بودم در این فایل گفته شده…
قضاوت و پیش داوری نکردن
تمرین به سکوت
نیازی نیست همیشه از خودم دفاع کنم.
گوش دادنِ ساده رو تجربه کنم.
همه ی ما پاره هایی از خدا هستیم، اینطوری میتونم عاشقِ همه بشم.
خوشحالم که دسترسیم به این فایلها باز شد، چون قبلا اصلا دوستشون نداشتم، الان عاشقشونم، هر 9 تاشو.
خدایا فقط رویِ تو حساب کردن، چه کیفی داره، وقتی من ذهنِ نجواگرمو خاموش میکنم، میگم خدا هست، و خدا جوابمو به سرعت میده. خدایا شکرت.
کلامت را شنیدم ، باوردارم تو دستی از خدایی، دستی که درپی آن بودم، اطرافم را ثروت، آسمانی پراز ثروت، زمینی پرازثروت، خدا را با کلامت حس میکنم، خدارا درهمه جا وهمه چیز میبینم، میبینم که او مرا بسیار دوست میدارد، او میخواهد که من با افکار مثبتم بیش از خودم ثروت داشته باشم، ومن با تمام وجود خودم را قسمتی از او میبینم، این موهبتی است که او به من هدیه داده، با او ودرکنار اوهستم، من آرامم من آرامم من آرامم
دوستت دارم استاد.
مرسی از متنتون عالی بود
خدا با ماست
باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز ودوستانه همفرکانسیم
دوستان مطلبی رو که من درکش کردم ودوست دارم با شما دوستان در میان بزارم ونظر شما رو هم بدونم .
به نظر من قرآن میتونه بینهایت هدایت گر باشه اگه درکش کنیم یک اخلاق بدی که ما داریم اینکه قدر چیزهای که داریم رو نمی دونیم . این قانون تکامل که استاد میگن درسته ، این که میگن دورها رو بیست بار گوش کنید هربار ظرف درکتون بزرگتر میشه ،اما من میخوام شما رو به دوره ای که به رایگان در اختیار ماست وما قدر ش را نمیدونیم اشاره کنم ، بله این دوره اسمش قرآن است که توسط (هدایت گر مطلق )گفته شده بدون نیاز به آبدیت همواره کامل ومرجع ،که تمام گفتها وسبک کار استاد به نوعی بر گرفته از قرآن است.
ما باید این قرآن رو که به معنی ( خواندنی) است ، بارها وبارها بخونیم وتفکر کنیم وبیندیشیم ، که باهر بار خوندن ظرف ما بزرگتر ومطالب بیشتری درک میکنیم .من وقتی بیشتر در کتاب مقدس (قرآن) فکر کردم ، گفتم چه کسی در مورد پیامبرا وافکارو کارهاشون داره صحبت میکنه ،آیا ابراهیم خودش میگه مثلا من بتها رو شکستم ،یا فلان کار وکردم ، نه ، خداوند داره از میان ۱۲۴ هزار پیامبر وهزارن فکر ،اخلاق ،رفتار ،کرداری که داشتن به طور مشخص از پیامبر های خاص وکارهای خاص تعدادی انگشت شمار گلچین کرده و صحبت میکنه ، شما ببینید این تعداد پیامبر در چندین هزار سال قبل زندگی میکردن ،
نتیجه این که :
تک تک این آیه ها برای ما اگر تفکر کنیم داری نکته های هدایت گریست ،که مثلا از زندگی هزار ساله نوح از چه افکار ورفتار نوح خداوند صحبت میکنه .
یکی از نکته های که من درک کردم که در مورد همه پیامبر های که در قرآن نام برده شده گفته شده اینکه، همه اونها مستقیما از خداوند هدایت خواستن وهدایت شدن ،این یعنی اینکه ماهم باید هدایت بخواهیم .چون انسان دارای اختیار آفریده شده باید خودش بدون اجبار خواستن هدایت را انتخاب کنه ودرخواست بده وبپذیره که موجودی سر تا پا نیازه .
ودر آخر ازتو ای هدایت گر مطلق ،ای بی نیازه مطلق ،من هم به مانند موسی دستهایم را بالا برده واعلام میکنم به هر چه ازسمت تو به سمت من بیاد من فقیرم .
با آرزوی مدار ی هر روز بهتر برای شما دوستان.
بنام خدا وندمهربان
?روز سی و سوم سفرنامه ،فایل آرامش درپرتو آگاهی قسمت اول?
سلامی پراز عشق و آگاهی ب دوستان عزیزم. . ..
این صدا در زندگی من بسیار پر رنگ و زنده است ، شاید اطرافیانم مرا ب این خاطر خیلی رویایی و غیر منطقی و خودخواه میخواندند اما من فقط صدایی رو میشنیدم ک راه صحیح را خیلی ساده بمن نشون میداد و من ب تبعیت از خدای درونم گام هارو برمیداشتم ،شاید ان وقت ها نمیدانستم آن صداخدای درونم است ، اما من نهایت تلاشم رو میکردم ک چیزهای ک بمن گفته شده رو انجام بدم ، و دل خوش میکردم ب آن وعده ها ک از عمق جانم می آمد و من انقدر ب ان ها قدرت داده بودم ک صدایش را بطور واضح میشنیدم
و زندگیم پر بود از موفقیت های ک همان صدا وعده اش را داده بود
و عینا میدیدم ک هرچه دارم از این آگاهی هاست ک دارم. . .
و هرناخواسته ای ناشی از نشنیده گرفتن این صدای عاشق است
در زندکیم خیلی جاها نادیده گرفتم آن صدای ک راه عشق رابرمن آشکار میکرد و من با نادیده گرفتنش واقعا اذیت شذم
اما خدای درون ما آنقدر عاشق و مهربان است ک باز راهگشایی میکند و رهنمایت میشود تا از راه رفته بازکردی
خودش چراع بدست میگیرد و راهت را روشن میکند
خودش آرام جانت میشود و عاشقانع دلداری ات میدهد اما با راه حل
خودش از عشق میگوید از آینده ای روشن و سپید میکوید
اما ب آن شرط ک دست در دست قدم را با پیغام هایش بر داریم
میتونم چندین صفحه یا کتابی دراین مورد بنویسم ک هرجا با او هماهنگ بودم همراه بودم هرچه دیدم خیر و نیکی بود
و هرجا ک گوش هایم را از شنیدن راه حق بستم هرچه دیدم اشک بود و پشیمانی
حدای درونم انقدر قدرتمند است ک دیگر از ندا گذشته و درخواب بارها راه درست رابرمن آشکارمیکند
او نع در قلبم درتمام وجودم حکم فرماست
من در زندگیم با همین پشتوانع دست ب کارهای زدم ک هرکه مرا میدید نمیتوانست باهیچ دلیل و منطقی سندی بر درست بودن ان مسیر پیدا کند اما من ب پشتوانع همان صدا ، وامید ب وعده هایش ، موفق بودم
و این برای دیگران باورکردنی نبود
من در زندگیم دست ب تصمیماتی زدم ک اطرافیانم ازترس درونشان نجوا میشد اما من انقدر آرام بودم ک ترسی برمن وارد نمیشد و نتیجه نیز مشخص است
آن وقت ها ک نع استاد بود و نع حال خوبی داشتم ، توزندگیم تضادهاو مشگلاتی بودن ک روحم رو آزار میدان
یک طرف سخن از ماندن و سوختن بود
یگ طرف صدای خالقی بود ک بامن سخن لیاقت میگفت
من نمیدانستم لیاقت چیست ،شاید بخوبی الان نمیدانستم ،لیاقت برای من درحکم یک کلمه بود ،درست بود ک معنایش رو بحوبی درک نمیکردم اما ازعمق وجودم درشب های تنهایم درگوشه ی اتاق خسته ی خسته بودم چشمانم اشک بار بودن ، باخدای خودم سخن میگفتم ک یاری ام کند . . .
او هم بامن سخن میگفت دراتاق تاریک زیر پتو بابدنی بو کرفته ک رو زها بود زیرپتو مانده بودم تاکسی را نبینم .در تمام آن نا امیدها ، ک ب سحتی میشد دلیلی برا زندگی یافت ،یک نفر در اعماق قلبم فانوس بدست ایستاده بود و بامن سخن عشق میگفت
مرا ب آرامش میخواند ، بامن سخن از لیاقت و ارزش میگفت ، مرا امید میداد ک تو0زیباو شایسته ای نباید اینجا زیر پتو نا امیداز خدایت باشی
سخت بود در تمام این تاریگی و ظلمات شنوای امیدو ارزش و لیافت باشی
یکی بامن سخن ازبی ارزشی میگفت
و صدای دیگر سخن از درجات بالا
من ساکت فقط ب آن صدا کوش میدادم
بامن میگفت زهرای زیبا پاشو
زهرای من پاشو ، برخیز ک تو بسیار با ارزشی ، فکر میکنی اگر اینجا بمانی و حودت را از بین ببری ،کارخوبی میکنی؟
برخیر و نشان بده ک تو قوی هسی
برخیز و بخودت برس
برخیز ک من باتو هستم
آن صدا تا صبح برایم از ارزش و لیاقت سخن گفت
شب های پیش هم امده بود اما کو گوش شنوا
من0هیچ امیدی نداشتم
هیچ امیدی ،انقدرخسته وزخمی بودم ک توان ایستادن نداشتم
اما ب امید ا ن صدا ایستادم
روز بعد رخت خوابم ک یک ماه بود گوشه اتاق پهن بود را جمع کردم
ان صدا را میشنیدم ک تحسینم میکرد
ب حمام رفتم . دستی ب سرو رویم کشیدم ،موهایم انقدذشانه نشده بود ک نمیتوانستم شانه اش کنم
باهرسختی بود خودم را تمیز و خوشبو کردم ،مقابل اینه ک ایستادم خدایم میکفت ببین چقدر زیبایی ،چشمانت با اینکه از اشک ریختن زیاد پف کرده ام بازهم زیباست ،صورتد لاعر شده اما بازهم پوستت همچون بزگ گل شفاف و زیباست
این صداها قدم هایم رامحکم ترکردند
آن شب ها زیر پتو بامن میگفت برخیر و نشان بده چقد قوی هسی نشان بده
هزاران بار تکرار میکرد ک تو ارزشمند0هستی
روزها گذشت
ماه ها گذشت
و این نیروی هدایتگر لحظه ای مرا رها نکرد
یک روز بخودم امدم دیدم شب و روزم رادرسایت عباسمنش دارم خدا را می اموزم
بخودم امدم دیدم چقد سرحال هستم
بخودم امدم دیدم چقد زیباتر و شادب تر شده ام
بخودم امدم دیدم تمام ان ها ک منتظربودندبشکنم توان ایستادنم آن ها را ب حسادت برانگیخته
همه این ها ب کنار دیدم ، هدف ی زیبا و بزرک دارم
تمام این ها دستاورد من از این نیروی هدایتگر و عاشق است
عاشقتم خدای من انرژی زیبا
عاشقتم استاد
عاشقتم خانم شایسته
عاشق همتونم ،
زندگی زیباست !?????????