این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2015/11/عکس-فایل-1.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-11-26 21:06:122025-12-04 21:35:02آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
الا بذکرالله تطمئن القلوب تنها با یاد خدا دلها آرامش می گیرد
وقتی به گذشته بر می گردم می بینم چقدرررر خداوند به من لطف داشته چقدرررر حتی در لحظاتی که امیدم رو از دست دادم دستم رو گرفته چقدرررر ازم پشتیبانی کرده و چه لحظاتی که با نشونه هایی به من گفته نگران نباش من پشتتم واقعاً از خدای مهربانم او که پادشاه من است او که برایم همه کس و همه چیز می شود سپاسگزارم سپاسگزارم مهربانم برای تک تک مهربانی هایت برای من فقط تو بس است…با تو به همه جا خواهم رسید بزرگترین قله ها را با تو فتح می کنم صعب العبورترین راهها با تو هموار می شود هر آنچه که داری به من خواهی داد و از همه مهم تر آغوش همیشگی توست و من دیگر هیچ نمی خواهم…
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
در پناه پادشاه جهان ثروتمند،خوشبخت و سعادتمند باشید….
از این به بعد با هر فردی که برخورد کردی بگو این پاره از من است پاره ای از خداوند ، این آینه من است ، این فرد بقیه من است ، این فرد قسمتی از من است ، این فرد بخشی از این انرژیه .
چه اهمیت دارد که او به چه باور دارد و تو به چه
مهم نیست که کی میگه مهم اینکه چی میگه ، این طبقه بندی های تفسانی رو کنار بزن و فقط گوش بسپار .
آزاد و نامحدود ، بی هر فرم و غالب ، خوده مقدس تو میخواهد که آزاد باشد .
اگر که اهل رشد باشی ، اهل یادگیری باشی از سکوت هم می آموزی ، از یه بچه نوزاد ، از پر زدن یه پروانه و از چه چه بلبل ، از سردی آب تا گرمی خاک .
در هر لحظه ما میلیون ها اطلاعات رو از دنیای اطرافمون دریافت میکنیم و این ما هستیم که به وسیله توجه انتخاب میکنم که چه اطلاعاتی رو در پس زمینه ی ذهن نگه داریم .
وقتی با خودت وبا جهان در حال جنگ وستیزی، وقتی ذهنت آشوبه، وقتی بر افکار واحساسات، حاکم نیستی و هر لحظه هر ساعت یه فکر میاد وتمام روح وروانتو باخودش میبره، انقد میبره که از اصل خودت، از خود متعالیت دوره دور میشی!!!
تمام روح وروانت سیاه شده، هیچ نوری وروشنایی نیست، گوشها بسته ، چشم ها بسته، قلبت بسته وشکسته و سنگی وسیاه!!!
چطور می تونی این اگاهیهای ناب رو درک کنی؟
خودم رو میگم، وقتی دوسال قبل اولین بار این فایلهای ارامش،در پرتو اگاهی رو گوش میدادم چیز زیادی ازشون نمی فهمیدم، چون تمام وجودم پر بود از بیقراری،اضطراب وخشم …. دیگه جایی در وجودم نبود که اینهمه اگاهی رو درونش جای بدم…
گذشت وگذشت من کم کم به لطف الله توی سایت موندم و از فایلها استفاده کردم وهربار یه باور جدید توی من شکل گرفت وباور غلط واشتباه قبلی ناپدید شد، کم کم گوشهام شنوا وچشمهام بینا وقلبم باز شد، کم کم احساساتم تغییر کردن به سمت مثبت تر شدن، انگاری کم کم اروم گرفتم، اضطرابهام به طرز چشم گیری کم شدن، وامید به زندگی در من جوونه زد….
وحالا هربار که این فایلهای ارامش در پرتو الهی رو گوش میدم اون جوونه های امیدی تبدیل میشه به درختی تنومندتر، طوریکه شکوفه داده ودیگه درخت امیدم وقت میوه دادنشه…
الهی هزاران بارشکر….
اونجا که میگید فقط برای سه روز با کل هستی یکی شو..!!!
وکل هستی رو پاره ای از وجود خودت ببین…
این جمله های گرانقدر نیاز به زمان داشت تا در من شکل بگیره، ومن بتونم باتمام وجودم درکشون کنم…
چطور می تونستم کسایی رو که در حقم بدی کرده بودند رو پاره ای از خودم ببینم؟؟
اصلا فکر کردن بهش هم برام سخت بود چه برسه به درکش…
اما هرچقدر بیشتر روی خودم کار کردم وسعی کردم طبق قوانین جهان هستی پیش برم می دیدم که چاره ای جز این درک وباور ندارم که تمام هستی پاره ای از منه…
مگه غیر از این بوده از اول؟؟!!!!
نه جز این نبوده ونیست که ما پاره ای از هم هستیم وهر کدوم درمسیر تجربه کردن خودمون…با اشتباهات وخطاها و درستی ها ونادرستی های خودمون….
هرکدوم اندازه خودم در طول زندگیمون حالا کم وبیش اسیب زدیم، آسیب دیدیم، بدی کردیم بدی دیدیم و…….
از روی ناآگاهی روح وروان واحساسات همدیگرو تکه تکه کردیم ….واین تیکه پاره های وجودمون در کل هستی پراکنده شد وبیقرار وسرگشته و حیران واسیر….
هرکسی در این عالم فقط وفقط با خالق خودش رو در رو، هست، وتنها خداست که میدونه توی قلب و وجود هرکسی چی میگذره، چه بسا اونکه من فکر میکردم در حق من ظلم کرده وسزاوار عذاب خداوند هست اگاه شده و به سمت روشنایی ونور حرکت کرده و مورد لطف خداوند قرار گرفته و جبران کرده کارهای بدشو، وتوبه کرده از اعمال ناپسندش، وهمینطور خود من که توی مسیر رشد خودم هر چقدر اگاهتر شدم بیشتر در پی جبران خطاها واشتباهاتم رفتم وبیشتر خودمراقب شدم وبیشتر از خداوند هدایت وبخشش رو خواستم…
همه این باورها کنار هم قرار گرفت در طی زمانی که داشتم ودارم روی خودم کار میکنم وباعث شد تا الان شکر الله، تمام جهان رو پاره ای از خودم بدونم، چه انسان، چه حیوان، چه گیاهان اصلا هرچه در این عالم هست…
استاد جان دقیقا یه چندماهی هست حال دلم مثل حال دل اون روزهای بندرعباس شده، اون روزهایی که راه میرفتید و اشک شوق میریختید از اینکه خداوند رو پیدا کرده بودید خدایی رو که عادل بود و بخشنده ومهربان، واز قوانین جهانش اگاه شده بودید، دقیقا من اون حال رو دارم…
انقدر معنوییت الان برام مهمه انقدر حال دلم خوبه با این صلحی که با خودم وجهان دارم واین ارامش وحس رضایتی رو که دارم با هیچی عوض نمی کنم…
جوریکه هنوز به اون حد نرسیدم که واقعا ثروتمند شدن الوییت من باشه، نه اینکه باورهام محدود باشه در مورد ثروت نه، یه جوری خوشم یا خدای خودم که میگم من هم بابت این احساسات ازت سپاسگزارم وشاکر این باورهای جدید که حس خوشبختی بهم داده و هدایت شدم که جزء خودمراقبانت و خوشبخت شدگانت باشم، وهم انقدر شوق رسیدن به معشوق در وجودم هست که هر روز وشب میگم خدایا حالا که شناختمت هروقت خواستی من حاضرم منو ببر پیش خودت….
چقدر قلبم به قول شما لطیف شده، نرم شده، روشن شده، به حدی که وقتی می بینم کسی در حق من حسادت و کینه و ….هرحس بدی داره، براش دعا میکنم ومیگم خدایا در قلبش حضور پیدا کن تا با شناخت تو، ودر پناه تو انقدر پاک وزلال بشه که فقط عشق رو به جهان ساطع کنه مهر رو محبت رو….خدایا از نور وجودت بهش هدیه بده، همونطور که به من هدیه دادی ودستم گرفته واز اتش جان سوز واز سیاهی های باورهای غلط واشتباه وشیطانی نجاتم دادی….
براستی که همه چیز در جهان در تسخیر منه تا شاد و خوشبخت و سعادتمند وثروتمند باشم…
من مدتهاست انقدر حال دلم خوبه و انقدر مست لطف خدا شدم که ،می تونم یه دونه تخم مرغ ویه تیکه نان داشته باشم ویه قاشق روغن.. به عنوان تنها چیزیکی تو خونه دارم برای خوردن ،یه نمیرو درست کنم ونوش جان کنم .ولی از خوردنش لذت ببرم وسپاسگزار باشم….
وهم می تونم وقتی تو بهترین شرایط هستم وتوبهترین روستورانها گرانترین غذاهارو میخورم هم همون اندازه لذت ببرم وسپاسگزار باشم..
دیگه کم وزیاد دنیا، نه باعث میشه زیادی ذوق کنم و سراز پا نشناسم و نه غمگین وناراحت بشم…
خدارو شکر همین تعادل نسبی باعث شده در صلح باشم با خودم وباجهان….
خدایا داده و نداده ات رو شکر….
انقدر رحمت ومهربانی خداوند عظیم هست که وقتی حتی قد ذره ای از اون رحمت ومهربانیش نسیب آدم بشه، دیگه هرجا نظر کنی به هرکی نظر کنی فقط خداوند رو می بینی وبس..
دیگه مگه میشه وقتی که در دل تاریکی ها وبدیها وسیاهی ها هم وقتی خدارو می بینی حس بدی بهشون داشته باشی؟
الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو….بابت این درک واین باور واین احساسات ناب
سفر را آغاز کردیم و رد پاهایعنی فرکانس های ما ا اکنون سی و سه روز است که بر لوح سفید زندگی مان در کاینات نوشته شده است.
برای من این سفر یک نقطه ی عطف است. چرا؟؟؟
چون در این نقطه برجسته از زندگیم خدایی را که ذره ای از اویم بهتر از پیش شناختم ، از قدرتش نیرو گرفتم( و باور لیاقت داشتن را مزه مزه کردم) از ثروتش که در زندگیم جاری است( باور فراوانی و نعمت اش را چشیدم) از مهر و لطفش که سرشار شدم ( باور عشق ورزیدن به هر آن چه در اطراف من است را احساس کردم ) از بیکرانگی اش که از ازل تا به ابد جاری است( باور نامیرایی در من ریشه داد” هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق” ).
استاد گرامی در پرتو این آگاهی های زلال و ناب ، آرامش در زندگیم جاری است. انگار زمین وجودم با شخم زدن باورهای گذشته تازه و با طراوت شده ، انگار تازه تشنه باورهایی هستم که با تکرارشان وجودم از دانه ای که میان کویری بی حرکت مانده بود ، جانی تازه گرفته ، فرکانس های بی توانم قدرت گرفته ، کلام الهی با رنگ و بویی تازه از بیخ و بن مرا دگرگون کرده تا جور دیگری به پدیده ها نگاه کنم ..تو می گویی( فقط سه روز با هر چه رو به رو می شوم تکرار کنم که او پاره ای از من است و ما همه پاره ای از خداییم ) و حالا سیصد روز گذشته و ترک عادت نا ممکن شده است .
آموزه های شما را قطره قطره می چشم تا در باورهای نامناسب چندین ساله ام رسوخ کند ، باوری مناسب جانشین شود و با طی تکامل روح و ذهنم به صلح و هماهنگی برسند .
خانم شایسته عزیز برای تلاش های از جان برآمده تان که لاجرم بر دل می نشیند
سلام استاد، از سال 91 شما رو می شناسم. از روزی که با شما آشنا شدم زندگیم تغییر کرد. نمیگم خیلی عالی شد ولی با گذشته خیلی تفاوت کرد. خودم رو بهتر شناختم خدارو بهتر شناختم. چند تا پیشنهاد:
توی کلیپهاتون از عناصری استفاده کنید که ثروت شما رو بیشتر نشون بده. مثلا لباس های متنوع تر بپوشید. اتومبیلتون رو توی کلیپها نشون بدید. قسمت هایی از خونه تون رو توی فیلم ها نشون بدید. همه اینها باعث میشه تا افراد دلگرم تر بشن و مطمئن بشن کسی که دنباله رو تعالیمش شدن خودش ثروتمنده و برای حرفاش سند عینی داره. من به شخصه خیلی روی ماشین حساسم. به نظرم کسی که ثروتمنده ماشین خوب سوار میشه و به نظرم جوونای هم سن من همه همین طور هستن.
سلام به استاد عزیزم و خانواده دوست داشتنیم خدای من چقد این فایلا با ارزشن چقد عاشقشونم چقد بهم آرامش میدن هروقت دلم بگیره،از کسی دلخوربشم ،شاد باشم، بخوام انرژی بگیرم آروم بشم، بخوام روزمو عالی شروع کنم و یه عالمه سوپرایز برام اتفاق بیوفته این 9تا فایلو گوش میکنم عالیه و هردفعه هم احساس میکنم آروم تر شدم چیزای بیشتری یادگرفتم، وقتی به همه با این دید نگاه کنیم که همه ی ما یکی هستیم و با ارزشیم و تکه ی از وجود خداوندیم دیگه کمتر ناراحت میشم دیگه بقیه رو بهتر درک میکنیم قضاوت نمیکنیم هروقت بخوایم چیزی بگیم اول ی نگاهی به خودمون میکنیم ببینیم واقعا خودمون هیچ عیبی نداریم، اینجوری بهتر میگذریم راحتتر زندگی میکنیم بیشتر آرامش داریم، وقتی به همین یکسال پیشم نگاه میکنم میبینم چقد تغییر کردم تا جایی که تونستم سطح توقعمو از بنده خدا آوردم پایین حتی نسبت به خونوادم و سعی میکنم فقط به خدای مهربونم وابسته باشم و میدونم هیچ کس مسئول زندگی من نیست فقط خودم باید بسازمش چقد آرامشم بیشتر شده، انقدتغییر کردم که دوستام میگن چقد خوب شدی الی دیگه مث گذشته غور نمیزنی انرژی منفشیون نیستم برعکس حرفامو دوس دارن شدم انرژی مثبتشون،دیگه بدبین نیستم غصه ی الکی نمیخورم فکر نمیکنم خدا برام بدبختی خواسته تا ی روزی ببرم بهشت?? بجاش شادم لذت میبرم و سعی میکنم در لحظه و خوب زندگی کنم، خدای مهربونم من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم…چقد این جملتونو دوس دارم استاد هروقت یکم ناامید میشم همین مثالهای موسی و محمدو نصوح ویوسف و… به یادمیارم و آرامش میگیرم خدایا سپاسگزارم، چقد همیشه جای خالی پدرو تو زندگیم احساس کردم تاوقتی که با شما آشنا شدم شایداز لحاظ سنی کوچیکتر باشید ولی عجیب حرفاتون شبیه باباهای مهربونه? که راه درست و به آدم نشون میدن
سپاسگزارم استاد مهربونم? دوستون دارم خانواده صمیمی زندگی تون پر از آرامش??
انگار الان در وضعیتی هستم که نیاز به آرامش و تنها بودن و خلوت با خودم داشتم .اومدم جایی که هیچ کس نیست و ناگهان یاد این فایل افتادم .من با شنیدنش قبلا حس خوبی نداشتم و نمیفهمیدمش ولی الان گفتم بزار یه بار دیگه این فایل را بیارم و گوش کنم .به جای گوش کردن متنش را خوندم .چقدر زیبا بود .من پاره ای از خدا هستم.او که کنار من نشسته هم پاره ای از خداست.تمام موجودات پاره ای از خدا هستند .قبلا فایلهای زیادی از اساتید خارجی گوش داده بودم و حتی یکی از اساتید ایرانی که راجع به فیزیک کوانتوم یکم گفت و من رفتم و تحقیق کردم خودم و به مطالبی میرسیدم که دیوانه ام میکرد.خدایا چقدر علم من کمه و این هستی بزرگ و نامحدود ، چقدر چیزهای زیادی هست که من نمیدونم و ازش اطلاع ندارم و اصلا حتی سعی نکردم بخونم درباره اش و بفهممش .تو فیزیک کوانتوم به این نتیجه میرسیم که همه ما یکی هستیم و بعد به این بیت میرسیدم که
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
این شعر را فکر کنم مولانا گفته.چند صد سال پیش بدون اینترنت و کتاب های فیزیک اتمی و کوانتومی اینو فهمیده و به آگاهیش رسیده پس چرا من نمیفهمم؟
خدایا این همه آدم دارند روی این کره خاکی زندگی میکنند که فکر میکنند زندگی یعنی بیایی توی این دنیا بخوری و بخوابی و شهوترانی کنی و دو سه روزی یا سخت کار کنی یا خوش بگذرونی و بعدم بری …..
همین؟؟؟
پس من برای چی اومدم به این دنیا؟ خدایا پس رسالتم چی بوده؟ چرا باید رسالتی که قبل از اومدن به این کره خاکی داشتم را فراموش کنم؟ خدایا حکمتش چیه؟ خدایا من نمیخوام تو ظلمت و نا آگاهی بمیرم کمکم کن.
استاد عزیزم گفتی 3 روز ، فقط 3 روز همه را تکه ای از خدا ببین و با عشق باهاشون رفتار کن .من حتی 3 ساعت یا حتی 3 دقیقه هم انگار یادم نمیمونه که قول بدهم و همه را از این دید نگاه کنم.
چقدر خوب میشد اگه همه ما این را میفهمیدیم .دیگه تو کار هیچ کس سرک نمیکشیدیم.دیگه با ماشین جلوی هیچ کس نمیپیچیدیم و راهش را نمیبستیم.دیگه کارهای اداری یه بنده خدا را انقدر عقب نمیانداختیم.
دیروز یه مریض داشتم که خیلی دیر اومده بود برا تعویض پانسمان ، منشی بهش گفت من نیستم اون بنده خدا هم رفت .خیلی بعدش من ناراحت شدم که چرا نرفتم بهش بگم برگرد .انگار همون لحظه قلبم بهم گفت این بنده خدا هم از طرف خدا اومده بود .یادمه یه جا خوندم این که کسی برای کاری به شما رجوع کنه نعمتی از طرف خداست قدرش را بدونید .آره این بنده های خدا که به ما مراجعه میکنند اومدند که به ما سلام خدا را برسونند .انگار یکی میگه فلانی سلام رسوند و گفت کار منو راه بندازید لطفا!
خدا گفته سلام منو بهش برسون و بگو کار این بنده منو انجام بده .من تو را معرفی کردم بهش چون کارت حرف نداره!
خدایا کمکم کن یادم بمونه
خدایا کمکم کن یادم بمونه،فراموش نکنم ،تو شلوغی های ذهنم و زندگی دنیایی ام فراموش نکنم فرستاده های تورا .کمکم کن.
ام انرژی معجزه گر و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است،
و به خوشبختی، سعادتمندی، ثروتمندی و زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری برای من بیشتر از خودم مشتاق است
و تنها با دوستی خالصانه با او، به زندگی عاشقانه دلخواه و تمام آرزوهای کوچک و بزرگم می رسم
و نامش، نام زیبای خداست
که من او را بسیار بسیار دوست دارم.
*
سلام به تمام آدم های خوب و باوجدان و باایمان دنیا در تمام دوران ها
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی و نیکی که در دنیای فرکانسی و زیبای من در جریانه
سلام به تجربه های ناب و لذت های وصف نشدنی
سلام به زندگی عاشقانه و سرشار از عشق، محبت و وفاداری
سلام به زندگی مملو از خوشبختی، آرامش و حال خوب
سلام به خانواده دومم در سایت فوق العاده عباسمنش :)
*
به لطف خدای مهربون:
من در احساسِ خوب، آرامش و صلح با خودم هستم.
من به هماهنگی میان ذهن و روحم رسیدم.
من در هر لحظه تنها به خدا وصل هستم و این اتصال، در زندگی من را به روی همهی چیزهای خوب میگشاید.
من احساس خوب داشتن را هر لحظه تجربه می کنم.
من موجودی آزاد و نا محدود هستم.
من قدرت خلق زندگی رویایی ام را دارم.
دنیای من، دنیای فراوانی خوبی و آدم های خوب است.
دنیای من دنیای فراوانی نعمت و فرصت است.
دنیای من دنیای فراوانی ثروت است.
من لیاقت داشتن زندگی ایده آل و دلخواهم را دارم.
من لیاقت خوشبختی و آرامش و ثروتمندی را دارم.
من پاره ای از خدا هستم و خدا من را بسیار دوست دارد.
من آفریده ای مقدس و بی انتها هستم.
من انسانی ارزشمند هستم.
من به خودم و توانایی هام ایمان دارم:
من خودم را دوست دارم و از وجود خودم لذت می برم.
اتفاقات خوب بیشماری برایم در راه هستند. (هیپ هیپ هورای :)
*
خدای زیبای من، برای تمام نعمت های کوچک و بزرگی که از اولین روزی که به دنیا آمدم به من عطا کردی، در حال حاضر داری می بخشی و همچنین در آینده دور و نزدیک خواهی داد، هزاران هزار بار ممنونم، شکرت.
خدای قدرتمند من، بابت تمام شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به شرایط دلخواه و آرزوهایم برای من ترتیب می دهی، چه اونهایی که هم اکنون ازشون باخبرم و چه اونهایی که ممکنه هرگز متوجهشون هم نشم، هزاران بار شکرت، متشکرم.
خدای عزیزم، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، تجربیات عالی بیشتر، موفقیت بیشتر، ثروت بیشتر، لذت های بیشتر، حال بهتر، خوشبختی بیشتر، آرامش بیشتر و هر چیر خوب دیگه ای که خودت می دونی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش هزاران هزار بار برای اینکه اونها رو وارد زندگیم می کنی ازت ممنونم، شکرت، سپاس.
*
با آرزوی خوشبختی، آرامش، موفقیت، ثروتمندی، سلامتی، ایمنی، تجربه لذت های ناب و عالی، داشتن زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری، سعادتمندی و همچنین عاقبت به خیری برای شما و خودم
خیلی خوشحالم که پیامم برای شما مفید و خوشایند بوده، خدا رو هزار بار شکر.
خیلی از شما ممنونم که وقت گذاشتین و پیامم رو تا انتها خوندین.
همچنین باز هم متشکرم که این لطف رو بهم داشتین و با ارسال کامنتی محبت آمیز و انرژی مثبت، حال امروز من رو بهتر از قبل کردین.
بدونین که از مواردی هستین که امروز بابتش از خدای بزرگ سپاسگزار هستم.
براتون آرزوی سلامتی، خوشبختی، ثروتمندی، موفقیت، آرامش، رفاه و در یک کلام سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم و امیدوارم به خیلی خیلی بیشتر از تمام آرزوهاتون برسین.
مدت هاست بر اثر یک سری بحث های پوچ خانواده از چندین نفر دل آزرده بودم خیلی زیاد
چند روز پیش گفتم خدایا تو قلب منو پاک کن
گفتم خدایا این حجم از نفرت و ناراحتی داره حتی پوست صورتمو کدر میکنه چه برسه به قلبم
گفتم خدایا تو میدانی من همیشه دختر مهربان و خوش قلبی بودم کمکم کن اینجا هم رها کنم و بگذرم و بسپارم به باد
اصلا چرا باید بابت رفتار دیگران من اینقدر دل آزرده باشم؟
چرا باید بابت حرف و حدیث دیگران اینقدر کینه در قلب من باشه؟
چرا وقتی نتیجه این بحث ها من فقط میبخشم و میگذرم چرا این همه نفرت تو قلبم باشه اخه؟
خدایا کمک که تنها تو امید منی
و این چند روز همش داشتم دنبال راهی میگشتم که هر جور شده باوری بسازم که خودمو رها کنم از این همه نفرت
انصافا سخته ولی برای ارامش خودم برای رهایی خودم برای فکر ازاد خودم تنها راهش این هست که بیخیال و رها باشم
گفتم خدایا اونا بر اساس باور خودشون این رفتارا کردن و منم بر اساس باور خودم
گفتم منی که مدعی هستم تو مسیرم و دارم راه خدا رو میرم چه فرقی میکنه با اونایی که چنین برخوردها رو دارن
و چقدر قشنگ این فایل بهم گفت رها کن
رها کن و اون هارو پاره ای از خودت ببین و اون ها آیینه ای هستن که تورو دارن نشان میدن
آره واقعا
من همیشه مدعی بودم دختر خوبه خونه هستم در هیچ مسائلی دخالت نمیکنم اما عمیقا و درونم همیشه نسبت به هررفتاری واکنش گرا بودم و ی عالمه نفرت تو قلبم جمع میکردم
خدایا شکرت که کمک کردی قلبمو پاک کنم
و این قلب اینقدره با ارزشه که جز روح خدا جای هیچی نیس
و تعهد دادم که فقط درباره شگفتی و معجزات خدا در قلبم خونه بسازم ولاغیر
من داداشامو بخشیدم و رها کردم و هر کاری هم کردن نتیجش به خودشون برمیگرده
خواستم فقط در قلب نجواهای خداگونه باشه و بس
خواستم در قلبم فقط جایگاه عشق باشه که آدم ها دستی از خدا شدن تا عشق خدارو به من ثابت کنن
خواستم اینقدر قلب پاکی بسازم که تنها جایگاه الهامات خدا باشه
خدایا هزاران بار سپاس گذارم بابت این هدایت الهی بابت این نعمت فوق العاده رهایی بابت این نعمت پاک سازی
و خدایا هزاران بار تجربه کردم به ازای هر پاکسازی که انجام دادم هزاران در های نعمت الهی به روم باز کردی
و خدای همیشه مهربانم بی صبرانه منتظرم نعمتهایی که پشت در قلبم انبارشون کردی رو با اغوش باز قبول کنم
از قبل از اذان صبح بیدار شدم، و نیروی شهودم بهم گفت بیام نت رو روشن کنم و بیام این صفحه و این فایل رو گوش بدم.
از لحظه ای که بیدار شدم بطور دائم چه بارون سیل آسایی در حال بارش از روز قبل در حال فرود آمدن است..
چه افتخاری نصیبم شده تا در این لحظات ملکوتی بیدار باشم و اومدم دم پنجره بارش رو دیدم و گفتم خدایا سپاسگزارم که خودت را بصورت بارش نشانم می دی.
و گفتم این همون رحمت عام خداست،
الرحمن الرحیم این همون دهندگی هست که از قبل داده و دائم العطا بودنشه.
این موقع شب و سحرگاه خداوند بیدار است و با عشق و لطف و مهربونیش داره زمینش رو ملکی که من رو در اون راه داده داره خیس میکنه و میرویانه و داره تشنگی زمینشو در این زمان که نیاز بوده رفع میکنه
الله و اکبر.
این مهر خدا عشقش وجودمان رو احاطه کرده با لطف خدا پر شدیم.
اون بیداره و در حال مراقبت و رسیدگی به ملکش، زمینه.
یا حی و یا قیوم
لاتأخذوه سنته و لانوم…
حس بارون حس شعورمندی و زنده بودن قطرات بارون رو احساس کردم. و چقدر زیباست
چقدر حس میشه کرد که چطور خداوند با توجه کاملش داره مهرشو میبارونه.
تمام روزی ها از دل زمین میان.
خب زمین هم روزیشو داره از آسمان دریافت می کنه. الله و اکبر
سلام به همگی
الا بذکرالله تطمئن القلوب تنها با یاد خدا دلها آرامش می گیرد
وقتی به گذشته بر می گردم می بینم چقدرررر خداوند به من لطف داشته چقدرررر حتی در لحظاتی که امیدم رو از دست دادم دستم رو گرفته چقدرررر ازم پشتیبانی کرده و چه لحظاتی که با نشونه هایی به من گفته نگران نباش من پشتتم واقعاً از خدای مهربانم او که پادشاه من است او که برایم همه کس و همه چیز می شود سپاسگزارم سپاسگزارم مهربانم برای تک تک مهربانی هایت برای من فقط تو بس است…با تو به همه جا خواهم رسید بزرگترین قله ها را با تو فتح می کنم صعب العبورترین راهها با تو هموار می شود هر آنچه که داری به من خواهی داد و از همه مهم تر آغوش همیشگی توست و من دیگر هیچ نمی خواهم…
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
در پناه پادشاه جهان ثروتمند،خوشبخت و سعادتمند باشید….
چه فرق دارد کیست که میگوید و کیست که میشنود
از این به بعد با هر فردی که برخورد کردی بگو این پاره از من است پاره ای از خداوند ، این آینه من است ، این فرد بقیه من است ، این فرد قسمتی از من است ، این فرد بخشی از این انرژیه .
چه اهمیت دارد که او به چه باور دارد و تو به چه
مهم نیست که کی میگه مهم اینکه چی میگه ، این طبقه بندی های تفسانی رو کنار بزن و فقط گوش بسپار .
آزاد و نامحدود ، بی هر فرم و غالب ، خوده مقدس تو میخواهد که آزاد باشد .
اگر که اهل رشد باشی ، اهل یادگیری باشی از سکوت هم می آموزی ، از یه بچه نوزاد ، از پر زدن یه پروانه و از چه چه بلبل ، از سردی آب تا گرمی خاک .
در هر لحظه ما میلیون ها اطلاعات رو از دنیای اطرافمون دریافت میکنیم و این ما هستیم که به وسیله توجه انتخاب میکنم که چه اطلاعاتی رو در پس زمینه ی ذهن نگه داریم .
الهی شکرت رب العالمینم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
وقتی با خودت وبا جهان در حال جنگ وستیزی، وقتی ذهنت آشوبه، وقتی بر افکار واحساسات، حاکم نیستی و هر لحظه هر ساعت یه فکر میاد وتمام روح وروانتو باخودش میبره، انقد میبره که از اصل خودت، از خود متعالیت دوره دور میشی!!!
تمام روح وروانت سیاه شده، هیچ نوری وروشنایی نیست، گوشها بسته ، چشم ها بسته، قلبت بسته وشکسته و سنگی وسیاه!!!
چطور می تونی این اگاهیهای ناب رو درک کنی؟
خودم رو میگم، وقتی دوسال قبل اولین بار این فایلهای ارامش،در پرتو اگاهی رو گوش میدادم چیز زیادی ازشون نمی فهمیدم، چون تمام وجودم پر بود از بیقراری،اضطراب وخشم …. دیگه جایی در وجودم نبود که اینهمه اگاهی رو درونش جای بدم…
گذشت وگذشت من کم کم به لطف الله توی سایت موندم و از فایلها استفاده کردم وهربار یه باور جدید توی من شکل گرفت وباور غلط واشتباه قبلی ناپدید شد، کم کم گوشهام شنوا وچشمهام بینا وقلبم باز شد، کم کم احساساتم تغییر کردن به سمت مثبت تر شدن، انگاری کم کم اروم گرفتم، اضطرابهام به طرز چشم گیری کم شدن، وامید به زندگی در من جوونه زد….
وحالا هربار که این فایلهای ارامش در پرتو الهی رو گوش میدم اون جوونه های امیدی تبدیل میشه به درختی تنومندتر، طوریکه شکوفه داده ودیگه درخت امیدم وقت میوه دادنشه…
الهی هزاران بارشکر….
اونجا که میگید فقط برای سه روز با کل هستی یکی شو..!!!
وکل هستی رو پاره ای از وجود خودت ببین…
این جمله های گرانقدر نیاز به زمان داشت تا در من شکل بگیره، ومن بتونم باتمام وجودم درکشون کنم…
چطور می تونستم کسایی رو که در حقم بدی کرده بودند رو پاره ای از خودم ببینم؟؟
اصلا فکر کردن بهش هم برام سخت بود چه برسه به درکش…
اما هرچقدر بیشتر روی خودم کار کردم وسعی کردم طبق قوانین جهان هستی پیش برم می دیدم که چاره ای جز این درک وباور ندارم که تمام هستی پاره ای از منه…
مگه غیر از این بوده از اول؟؟!!!!
نه جز این نبوده ونیست که ما پاره ای از هم هستیم وهر کدوم درمسیر تجربه کردن خودمون…با اشتباهات وخطاها و درستی ها ونادرستی های خودمون….
هرکدوم اندازه خودم در طول زندگیمون حالا کم وبیش اسیب زدیم، آسیب دیدیم، بدی کردیم بدی دیدیم و…….
از روی ناآگاهی روح وروان واحساسات همدیگرو تکه تکه کردیم ….واین تیکه پاره های وجودمون در کل هستی پراکنده شد وبیقرار وسرگشته و حیران واسیر….
هرکسی در این عالم فقط وفقط با خالق خودش رو در رو، هست، وتنها خداست که میدونه توی قلب و وجود هرکسی چی میگذره، چه بسا اونکه من فکر میکردم در حق من ظلم کرده وسزاوار عذاب خداوند هست اگاه شده و به سمت روشنایی ونور حرکت کرده و مورد لطف خداوند قرار گرفته و جبران کرده کارهای بدشو، وتوبه کرده از اعمال ناپسندش، وهمینطور خود من که توی مسیر رشد خودم هر چقدر اگاهتر شدم بیشتر در پی جبران خطاها واشتباهاتم رفتم وبیشتر خودمراقب شدم وبیشتر از خداوند هدایت وبخشش رو خواستم…
همه این باورها کنار هم قرار گرفت در طی زمانی که داشتم ودارم روی خودم کار میکنم وباعث شد تا الان شکر الله، تمام جهان رو پاره ای از خودم بدونم، چه انسان، چه حیوان، چه گیاهان اصلا هرچه در این عالم هست…
استاد جان دقیقا یه چندماهی هست حال دلم مثل حال دل اون روزهای بندرعباس شده، اون روزهایی که راه میرفتید و اشک شوق میریختید از اینکه خداوند رو پیدا کرده بودید خدایی رو که عادل بود و بخشنده ومهربان، واز قوانین جهانش اگاه شده بودید، دقیقا من اون حال رو دارم…
انقدر معنوییت الان برام مهمه انقدر حال دلم خوبه با این صلحی که با خودم وجهان دارم واین ارامش وحس رضایتی رو که دارم با هیچی عوض نمی کنم…
جوریکه هنوز به اون حد نرسیدم که واقعا ثروتمند شدن الوییت من باشه، نه اینکه باورهام محدود باشه در مورد ثروت نه، یه جوری خوشم یا خدای خودم که میگم من هم بابت این احساسات ازت سپاسگزارم وشاکر این باورهای جدید که حس خوشبختی بهم داده و هدایت شدم که جزء خودمراقبانت و خوشبخت شدگانت باشم، وهم انقدر شوق رسیدن به معشوق در وجودم هست که هر روز وشب میگم خدایا حالا که شناختمت هروقت خواستی من حاضرم منو ببر پیش خودت….
چقدر قلبم به قول شما لطیف شده، نرم شده، روشن شده، به حدی که وقتی می بینم کسی در حق من حسادت و کینه و ….هرحس بدی داره، براش دعا میکنم ومیگم خدایا در قلبش حضور پیدا کن تا با شناخت تو، ودر پناه تو انقدر پاک وزلال بشه که فقط عشق رو به جهان ساطع کنه مهر رو محبت رو….خدایا از نور وجودت بهش هدیه بده، همونطور که به من هدیه دادی ودستم گرفته واز اتش جان سوز واز سیاهی های باورهای غلط واشتباه وشیطانی نجاتم دادی….
براستی که همه چیز در جهان در تسخیر منه تا شاد و خوشبخت و سعادتمند وثروتمند باشم…
من مدتهاست انقدر حال دلم خوبه و انقدر مست لطف خدا شدم که ،می تونم یه دونه تخم مرغ ویه تیکه نان داشته باشم ویه قاشق روغن.. به عنوان تنها چیزیکی تو خونه دارم برای خوردن ،یه نمیرو درست کنم ونوش جان کنم .ولی از خوردنش لذت ببرم وسپاسگزار باشم….
وهم می تونم وقتی تو بهترین شرایط هستم وتوبهترین روستورانها گرانترین غذاهارو میخورم هم همون اندازه لذت ببرم وسپاسگزار باشم..
دیگه کم وزیاد دنیا، نه باعث میشه زیادی ذوق کنم و سراز پا نشناسم و نه غمگین وناراحت بشم…
خدارو شکر همین تعادل نسبی باعث شده در صلح باشم با خودم وباجهان….
خدایا داده و نداده ات رو شکر….
انقدر رحمت ومهربانی خداوند عظیم هست که وقتی حتی قد ذره ای از اون رحمت ومهربانیش نسیب آدم بشه، دیگه هرجا نظر کنی به هرکی نظر کنی فقط خداوند رو می بینی وبس..
دیگه مگه میشه وقتی که در دل تاریکی ها وبدیها وسیاهی ها هم وقتی خدارو می بینی حس بدی بهشون داشته باشی؟
الهی هزاران بارشکر الله مهربان رو….بابت این درک واین باور واین احساسات ناب
سلام به استاد گرانقدرم
سلام به خانم شایسته گرامی
سلام به دوستان پر تلاشم
(( زندگی لوحی سفید است که
من با فرکانس هایم آنرا می نویسم))
سی و سومین روز سفر
سفر را آغاز کردیم و رد پاهایعنی فرکانس های ما ا اکنون سی و سه روز است که بر لوح سفید زندگی مان در کاینات نوشته شده است.
برای من این سفر یک نقطه ی عطف است. چرا؟؟؟
چون در این نقطه برجسته از زندگیم خدایی را که ذره ای از اویم بهتر از پیش شناختم ، از قدرتش نیرو گرفتم( و باور لیاقت داشتن را مزه مزه کردم) از ثروتش که در زندگیم جاری است( باور فراوانی و نعمت اش را چشیدم) از مهر و لطفش که سرشار شدم ( باور عشق ورزیدن به هر آن چه در اطراف من است را احساس کردم ) از بیکرانگی اش که از ازل تا به ابد جاری است( باور نامیرایی در من ریشه داد” هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق” ).
استاد گرامی در پرتو این آگاهی های زلال و ناب ، آرامش در زندگیم جاری است. انگار زمین وجودم با شخم زدن باورهای گذشته تازه و با طراوت شده ، انگار تازه تشنه باورهایی هستم که با تکرارشان وجودم از دانه ای که میان کویری بی حرکت مانده بود ، جانی تازه گرفته ، فرکانس های بی توانم قدرت گرفته ، کلام الهی با رنگ و بویی تازه از بیخ و بن مرا دگرگون کرده تا جور دیگری به پدیده ها نگاه کنم ..تو می گویی( فقط سه روز با هر چه رو به رو می شوم تکرار کنم که او پاره ای از من است و ما همه پاره ای از خداییم ) و حالا سیصد روز گذشته و ترک عادت نا ممکن شده است .
آموزه های شما را قطره قطره می چشم تا در باورهای نامناسب چندین ساله ام رسوخ کند ، باوری مناسب جانشین شود و با طی تکامل روح و ذهنم به صلح و هماهنگی برسند .
خانم شایسته عزیز برای تلاش های از جان برآمده تان که لاجرم بر دل می نشیند
سپاسگزارم
سلام استاد، از سال 91 شما رو می شناسم. از روزی که با شما آشنا شدم زندگیم تغییر کرد. نمیگم خیلی عالی شد ولی با گذشته خیلی تفاوت کرد. خودم رو بهتر شناختم خدارو بهتر شناختم. چند تا پیشنهاد:
توی کلیپهاتون از عناصری استفاده کنید که ثروت شما رو بیشتر نشون بده. مثلا لباس های متنوع تر بپوشید. اتومبیلتون رو توی کلیپها نشون بدید. قسمت هایی از خونه تون رو توی فیلم ها نشون بدید. همه اینها باعث میشه تا افراد دلگرم تر بشن و مطمئن بشن کسی که دنباله رو تعالیمش شدن خودش ثروتمنده و برای حرفاش سند عینی داره. من به شخصه خیلی روی ماشین حساسم. به نظرم کسی که ثروتمنده ماشین خوب سوار میشه و به نظرم جوونای هم سن من همه همین طور هستن.
باز هم ممنون
بنام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام به استاد عزیزم و خانواده دوست داشتنیم خدای من چقد این فایلا با ارزشن چقد عاشقشونم چقد بهم آرامش میدن هروقت دلم بگیره،از کسی دلخوربشم ،شاد باشم، بخوام انرژی بگیرم آروم بشم، بخوام روزمو عالی شروع کنم و یه عالمه سوپرایز برام اتفاق بیوفته این 9تا فایلو گوش میکنم عالیه و هردفعه هم احساس میکنم آروم تر شدم چیزای بیشتری یادگرفتم، وقتی به همه با این دید نگاه کنیم که همه ی ما یکی هستیم و با ارزشیم و تکه ی از وجود خداوندیم دیگه کمتر ناراحت میشم دیگه بقیه رو بهتر درک میکنیم قضاوت نمیکنیم هروقت بخوایم چیزی بگیم اول ی نگاهی به خودمون میکنیم ببینیم واقعا خودمون هیچ عیبی نداریم، اینجوری بهتر میگذریم راحتتر زندگی میکنیم بیشتر آرامش داریم، وقتی به همین یکسال پیشم نگاه میکنم میبینم چقد تغییر کردم تا جایی که تونستم سطح توقعمو از بنده خدا آوردم پایین حتی نسبت به خونوادم و سعی میکنم فقط به خدای مهربونم وابسته باشم و میدونم هیچ کس مسئول زندگی من نیست فقط خودم باید بسازمش چقد آرامشم بیشتر شده، انقدتغییر کردم که دوستام میگن چقد خوب شدی الی دیگه مث گذشته غور نمیزنی انرژی منفشیون نیستم برعکس حرفامو دوس دارن شدم انرژی مثبتشون،دیگه بدبین نیستم غصه ی الکی نمیخورم فکر نمیکنم خدا برام بدبختی خواسته تا ی روزی ببرم بهشت?? بجاش شادم لذت میبرم و سعی میکنم در لحظه و خوب زندگی کنم، خدای مهربونم من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم…چقد این جملتونو دوس دارم استاد هروقت یکم ناامید میشم همین مثالهای موسی و محمدو نصوح ویوسف و… به یادمیارم و آرامش میگیرم خدایا سپاسگزارم، چقد همیشه جای خالی پدرو تو زندگیم احساس کردم تاوقتی که با شما آشنا شدم شایداز لحاظ سنی کوچیکتر باشید ولی عجیب حرفاتون شبیه باباهای مهربونه? که راه درست و به آدم نشون میدن
سپاسگزارم استاد مهربونم? دوستون دارم خانواده صمیمی زندگی تون پر از آرامش??
به نام خدای مهربان هدایتگرم
سلام به همه
انگار الان در وضعیتی هستم که نیاز به آرامش و تنها بودن و خلوت با خودم داشتم .اومدم جایی که هیچ کس نیست و ناگهان یاد این فایل افتادم .من با شنیدنش قبلا حس خوبی نداشتم و نمیفهمیدمش ولی الان گفتم بزار یه بار دیگه این فایل را بیارم و گوش کنم .به جای گوش کردن متنش را خوندم .چقدر زیبا بود .من پاره ای از خدا هستم.او که کنار من نشسته هم پاره ای از خداست.تمام موجودات پاره ای از خدا هستند .قبلا فایلهای زیادی از اساتید خارجی گوش داده بودم و حتی یکی از اساتید ایرانی که راجع به فیزیک کوانتوم یکم گفت و من رفتم و تحقیق کردم خودم و به مطالبی میرسیدم که دیوانه ام میکرد.خدایا چقدر علم من کمه و این هستی بزرگ و نامحدود ، چقدر چیزهای زیادی هست که من نمیدونم و ازش اطلاع ندارم و اصلا حتی سعی نکردم بخونم درباره اش و بفهممش .تو فیزیک کوانتوم به این نتیجه میرسیم که همه ما یکی هستیم و بعد به این بیت میرسیدم که
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
این شعر را فکر کنم مولانا گفته.چند صد سال پیش بدون اینترنت و کتاب های فیزیک اتمی و کوانتومی اینو فهمیده و به آگاهیش رسیده پس چرا من نمیفهمم؟
خدایا این همه آدم دارند روی این کره خاکی زندگی میکنند که فکر میکنند زندگی یعنی بیایی توی این دنیا بخوری و بخوابی و شهوترانی کنی و دو سه روزی یا سخت کار کنی یا خوش بگذرونی و بعدم بری …..
همین؟؟؟
پس من برای چی اومدم به این دنیا؟ خدایا پس رسالتم چی بوده؟ چرا باید رسالتی که قبل از اومدن به این کره خاکی داشتم را فراموش کنم؟ خدایا حکمتش چیه؟ خدایا من نمیخوام تو ظلمت و نا آگاهی بمیرم کمکم کن.
استاد عزیزم گفتی 3 روز ، فقط 3 روز همه را تکه ای از خدا ببین و با عشق باهاشون رفتار کن .من حتی 3 ساعت یا حتی 3 دقیقه هم انگار یادم نمیمونه که قول بدهم و همه را از این دید نگاه کنم.
چقدر خوب میشد اگه همه ما این را میفهمیدیم .دیگه تو کار هیچ کس سرک نمیکشیدیم.دیگه با ماشین جلوی هیچ کس نمیپیچیدیم و راهش را نمیبستیم.دیگه کارهای اداری یه بنده خدا را انقدر عقب نمیانداختیم.
دیروز یه مریض داشتم که خیلی دیر اومده بود برا تعویض پانسمان ، منشی بهش گفت من نیستم اون بنده خدا هم رفت .خیلی بعدش من ناراحت شدم که چرا نرفتم بهش بگم برگرد .انگار همون لحظه قلبم بهم گفت این بنده خدا هم از طرف خدا اومده بود .یادمه یه جا خوندم این که کسی برای کاری به شما رجوع کنه نعمتی از طرف خداست قدرش را بدونید .آره این بنده های خدا که به ما مراجعه میکنند اومدند که به ما سلام خدا را برسونند .انگار یکی میگه فلانی سلام رسوند و گفت کار منو راه بندازید لطفا!
خدا گفته سلام منو بهش برسون و بگو کار این بنده منو انجام بده .من تو را معرفی کردم بهش چون کارت حرف نداره!
خدایا کمکم کن یادم بمونه
خدایا کمکم کن یادم بمونه،فراموش نکنم ،تو شلوغی های ذهنم و زندگی دنیایی ام فراموش نکنم فرستاده های تورا .کمکم کن.
ام انرژی معجزه گر و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است،
و به خوشبختی، سعادتمندی، ثروتمندی و زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری برای من بیشتر از خودم مشتاق است
و تنها با دوستی خالصانه با او، به زندگی عاشقانه دلخواه و تمام آرزوهای کوچک و بزرگم می رسم
و نامش، نام زیبای خداست
که من او را بسیار بسیار دوست دارم.
*
سلام به تمام آدم های خوب و باوجدان و باایمان دنیا در تمام دوران ها
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی و نیکی که در دنیای فرکانسی و زیبای من در جریانه
سلام به تجربه های ناب و لذت های وصف نشدنی
سلام به زندگی عاشقانه و سرشار از عشق، محبت و وفاداری
سلام به زندگی مملو از خوشبختی، آرامش و حال خوب
سلام به خانواده دومم در سایت فوق العاده عباسمنش :)
*
به لطف خدای مهربون:
من در احساسِ خوب، آرامش و صلح با خودم هستم.
من به هماهنگی میان ذهن و روحم رسیدم.
من در هر لحظه تنها به خدا وصل هستم و این اتصال، در زندگی من را به روی همهی چیزهای خوب میگشاید.
من احساس خوب داشتن را هر لحظه تجربه می کنم.
من موجودی آزاد و نا محدود هستم.
من قدرت خلق زندگی رویایی ام را دارم.
دنیای من، دنیای فراوانی خوبی و آدم های خوب است.
دنیای من دنیای فراوانی نعمت و فرصت است.
دنیای من دنیای فراوانی ثروت است.
من لیاقت داشتن زندگی ایده آل و دلخواهم را دارم.
من لیاقت خوشبختی و آرامش و ثروتمندی را دارم.
من پاره ای از خدا هستم و خدا من را بسیار دوست دارد.
من آفریده ای مقدس و بی انتها هستم.
من انسانی ارزشمند هستم.
من به خودم و توانایی هام ایمان دارم:
من خودم را دوست دارم و از وجود خودم لذت می برم.
اتفاقات خوب بیشماری برایم در راه هستند. (هیپ هیپ هورای :)
*
خدای زیبای من، برای تمام نعمت های کوچک و بزرگی که از اولین روزی که به دنیا آمدم به من عطا کردی، در حال حاضر داری می بخشی و همچنین در آینده دور و نزدیک خواهی داد، هزاران هزار بار ممنونم، شکرت.
خدای قدرتمند من، بابت تمام شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به شرایط دلخواه و آرزوهایم برای من ترتیب می دهی، چه اونهایی که هم اکنون ازشون باخبرم و چه اونهایی که ممکنه هرگز متوجهشون هم نشم، هزاران بار شکرت، متشکرم.
خدای عزیزم، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، تجربیات عالی بیشتر، موفقیت بیشتر، ثروت بیشتر، لذت های بیشتر، حال بهتر، خوشبختی بیشتر، آرامش بیشتر و هر چیر خوب دیگه ای که خودت می دونی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش هزاران هزار بار برای اینکه اونها رو وارد زندگیم می کنی ازت ممنونم، شکرت، سپاس.
*
با آرزوی خوشبختی، آرامش، موفقیت، ثروتمندی، سلامتی، ایمنی، تجربه لذت های ناب و عالی، داشتن زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری، سعادتمندی و همچنین عاقبت به خیری برای شما و خودم
با عشق و احترام فراوان، مریم
سلام مریم جان
تبریک میگم بابت باورهای قشنگی که درمورد خدا نوشتی
من خوندم و سیو کردم تا باز هم سراغ کانت و دست نوشته شما بیام
چقدر خوب نوشتی
به لطف خدای مهربون
و بقیه جملات
همگی عالی بودند
عالی بود و حس خوبی داشت
ازتون تشکر میکنم بابت کامنت و دست نوشته عالیتون
شاد و موفق و ثروتمند باشید
سلام به دوست عزیزم زیبا :)
خدا رو هزار بار شکر که پیامم برای شما خوشایند و مفید بوده
خیلی ازت متشکرم که اون رو تا انتها خوندی و
با ارسال کامنتی محبت آمیز، حس و حال خوبی رو هم به من منتقل کردی. یک دنیا ممنون :)
امیدوارم زندگی فوق العاده عالی و سرشار از عشق و خوشبختی و ثروت رو در این دنیا تجربه کنی و صد البته، در هر دو جهان سعادتمند باشی دوست من :)
با عشق و احترام فراوان، دوست تو، مریم
مریم بانو سلام.
عالی و پر از احساس ناب و زیبا نوشتی.
از تو ممنونم و از خدا متشکرم بخاطر دوستانی نیک سیرت و پاک فکر و خوب سخن چون شما که قلمی پر از سپاسگزاری دلنشین داری.
از خودت تشکر کن بخاطر وجودت و قشنگی ی نگاهت.
برایت خدای قدرتمند و ثروتمند را در تمام لحظاتت آرزومندم
به نام خدا
سلام مهدی عزیز
خیلی خوشحالم که پیامم برای شما مفید و خوشایند بوده، خدا رو هزار بار شکر.
خیلی از شما ممنونم که وقت گذاشتین و پیامم رو تا انتها خوندین.
همچنین باز هم متشکرم که این لطف رو بهم داشتین و با ارسال کامنتی محبت آمیز و انرژی مثبت، حال امروز من رو بهتر از قبل کردین.
بدونین که از مواردی هستین که امروز بابتش از خدای بزرگ سپاسگزار هستم.
براتون آرزوی سلامتی، خوشبختی، ثروتمندی، موفقیت، آرامش، رفاه و در یک کلام سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم و امیدوارم به خیلی خیلی بیشتر از تمام آرزوهاتون برسین.
با احترام، دوست شما، مریم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
یادگار 33
سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم
خدایا هزاران بار شکرت بابت این هدایت الهی
مدت هاست بر اثر یک سری بحث های پوچ خانواده از چندین نفر دل آزرده بودم خیلی زیاد
چند روز پیش گفتم خدایا تو قلب منو پاک کن
گفتم خدایا این حجم از نفرت و ناراحتی داره حتی پوست صورتمو کدر میکنه چه برسه به قلبم
گفتم خدایا تو میدانی من همیشه دختر مهربان و خوش قلبی بودم کمکم کن اینجا هم رها کنم و بگذرم و بسپارم به باد
اصلا چرا باید بابت رفتار دیگران من اینقدر دل آزرده باشم؟
چرا باید بابت حرف و حدیث دیگران اینقدر کینه در قلب من باشه؟
چرا وقتی نتیجه این بحث ها من فقط میبخشم و میگذرم چرا این همه نفرت تو قلبم باشه اخه؟
خدایا کمک که تنها تو امید منی
و این چند روز همش داشتم دنبال راهی میگشتم که هر جور شده باوری بسازم که خودمو رها کنم از این همه نفرت
انصافا سخته ولی برای ارامش خودم برای رهایی خودم برای فکر ازاد خودم تنها راهش این هست که بیخیال و رها باشم
گفتم خدایا اونا بر اساس باور خودشون این رفتارا کردن و منم بر اساس باور خودم
گفتم منی که مدعی هستم تو مسیرم و دارم راه خدا رو میرم چه فرقی میکنه با اونایی که چنین برخوردها رو دارن
و چقدر قشنگ این فایل بهم گفت رها کن
رها کن و اون هارو پاره ای از خودت ببین و اون ها آیینه ای هستن که تورو دارن نشان میدن
آره واقعا
من همیشه مدعی بودم دختر خوبه خونه هستم در هیچ مسائلی دخالت نمیکنم اما عمیقا و درونم همیشه نسبت به هررفتاری واکنش گرا بودم و ی عالمه نفرت تو قلبم جمع میکردم
خدایا شکرت که کمک کردی قلبمو پاک کنم
و این قلب اینقدره با ارزشه که جز روح خدا جای هیچی نیس
و تعهد دادم که فقط درباره شگفتی و معجزات خدا در قلبم خونه بسازم ولاغیر
من داداشامو بخشیدم و رها کردم و هر کاری هم کردن نتیجش به خودشون برمیگرده
خواستم فقط در قلب نجواهای خداگونه باشه و بس
خواستم در قلبم فقط جایگاه عشق باشه که آدم ها دستی از خدا شدن تا عشق خدارو به من ثابت کنن
خواستم اینقدر قلب پاکی بسازم که تنها جایگاه الهامات خدا باشه
خدایا هزاران بار سپاس گذارم بابت این هدایت الهی بابت این نعمت فوق العاده رهایی بابت این نعمت پاک سازی
و خدایا هزاران بار تجربه کردم به ازای هر پاکسازی که انجام دادم هزاران در های نعمت الهی به روم باز کردی
و خدای همیشه مهربانم بی صبرانه منتظرم نعمتهایی که پشت در قلبم انبارشون کردی رو با اغوش باز قبول کنم
خدایا هزاران بار سپاس گذارم
خدایا هزاران بار سپاس گذارم
خدایا هزاران بار سپاس گذارم
درود.
از قبل از اذان صبح بیدار شدم، و نیروی شهودم بهم گفت بیام نت رو روشن کنم و بیام این صفحه و این فایل رو گوش بدم.
از لحظه ای که بیدار شدم بطور دائم چه بارون سیل آسایی در حال بارش از روز قبل در حال فرود آمدن است..
چه افتخاری نصیبم شده تا در این لحظات ملکوتی بیدار باشم و اومدم دم پنجره بارش رو دیدم و گفتم خدایا سپاسگزارم که خودت را بصورت بارش نشانم می دی.
و گفتم این همون رحمت عام خداست،
الرحمن الرحیم این همون دهندگی هست که از قبل داده و دائم العطا بودنشه.
این موقع شب و سحرگاه خداوند بیدار است و با عشق و لطف و مهربونیش داره زمینش رو ملکی که من رو در اون راه داده داره خیس میکنه و میرویانه و داره تشنگی زمینشو در این زمان که نیاز بوده رفع میکنه
الله و اکبر.
این مهر خدا عشقش وجودمان رو احاطه کرده با لطف خدا پر شدیم.
اون بیداره و در حال مراقبت و رسیدگی به ملکش، زمینه.
یا حی و یا قیوم
لاتأخذوه سنته و لانوم…
حس بارون حس شعورمندی و زنده بودن قطرات بارون رو احساس کردم. و چقدر زیباست
چقدر حس میشه کرد که چطور خداوند با توجه کاملش داره مهرشو میبارونه.
تمام روزی ها از دل زمین میان.
خب زمین هم روزیشو داره از آسمان دریافت می کنه. الله و اکبر
اصلا اشک تو چشمانم جاری شده …
آیه باران رحمت:
28، شوری
وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنْشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ.
و اوست کسى که باران را پس از آنکه [مردم] نومید شدند فرود مى آورد و رحمت خویش را مى گسترد و اوست سرپرست ستوده.
هر آنچه میبینیم و میشنویم و لمس می کنیم و حس میکنیم و میخوریم و میبوییم و تجربه میکنیم… اوست فقط اوست..
چیزی جز او نیست.
چقدر هدایت خوبی شدم
چقدر همراستا بود با دوره دوازده قدم بخصوص قدم پنجم که داخلشم.
چون ذهن رو خالی میکنه و قلب رو پر میکنه
چقدر بارش، باعث پاک شدن روح میشه
«من یک پرتوی نور و تشعشع نوری پیوسته هستم که در حال تابشم که دارم پرتو افکنی میکنم و هیچ وقت قطع نمیشم چون از سمت منبع نور در حال امتداد هستم.
من یک جریان رودی هستم که دائمی و تمام نشدنی و بی پایانم.
من در هر لحظه هستم.
من در جریانم.
من حضور هستم.
من با آن جریان همیشگی و بی نهایت که همیشه بوده و خواهد بود یکی هستم
من از آن از او آمده ام.
من خوده او هستم چون بریده شده ی او هستم.
من جگر گوشه و پاره ی تن خداوندم.
و خداوند همه چیز است.
من با یگانه قدرت عالمیان یکی هستم من از او و جنس او هستم.
من از آن منتشر شدم.
من معماری بی نظیر و بی نقص خدایم.
من هنر طراحی و نقاشی و رنگ آمیزی خاص خدایم.
من نقش و نگار بی مثال رب هستم.
من پاره ی تن خدا هستم.
من یک پیوستگی دائمی هستم که نابود شدنی نیستم. من یک حرکت دائمی هستم.
من روح خدا هستم.
ارادتمند.
مهدی رجبی.
سحرگاه 1403/2/5
ساعت: 4:44