مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف253MB49 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف48MB49 دقیقه













سلام سلام سللللللللللام
استاد دیوونم کردید با این فایلتون.این دیگه چی بود.عجب فرکانسی داره این ویدئو.بااینکه تو محصولات دیگه شما درباره این موضوعات شنیده بودم ولی این یکی یه چیز دیگس.واقعا احساس فوق العاده ای دارم.با تمام وجودم درک کردم صحبت هارو.اینکه به ایده هاتون عمل کنید یعنی چی چون خدا بهم گفته بود چیکار کنم. خدا بهم گفته بود که برو سالن نزدیک خونتون و به اونایی که اونجان درخواست بده تا باهاشون فوتسال بازی کنی.اینم بگم من فوتبالیستم.بعد من یه مدت پشت گوش انداختم ولی از وقتی اقدام کردم باورتون نمیشه شوکه شدم.من فکر میکردم خدا برای این این پیشنهاد رو بهم داده که تمرکز بیشتری روی کارم و عشقم داشته باشم ولی همون موقع اقدام فهمیدم که چ موهبت های دیگری برام داره.با آدمی برخورد کردم که یکی از میلیاردرای شهرمونه و کلی آدم خوب و دوستداشتنی آشنا شدم یعنی فرکانس آدمای بهتر .همین یه اقدام ساده چه چیزایی رو برام داشت که فهمیدمشون.به خاطر همین خیلی بهتر درک کردم استاد چی میگه وقتی میگه اقدام و چی میگه وقتی میگه تمرکز روی یه چیز چون دارم کم کم میفهمم تمرکز واقعی چیه و واقعا خیلی پیشنهاد های کاری خوب رو رد کردم بابتش.چون میدونم این مسیر منو به همه چی میرسونه.
واقعا استاد مرسی که اینقدر خوب به خدای درونتون گوش میدید.مرسی بابت این فایل زیبا.
بازم میگم این فایل اصلا یه چیز دیگه بود.انگار تازه قطعه های پازل کنار هم قرار گرفتن برام.چقدر اانگیزه بخش بود.
واقعا دوست داشتم این حال خوبم رو با شما استاد عزیزم به اشتراک بزارم.
به قول یه عزیزی:
من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد.
دوستتون دارم
سلام استاد.صبح بخیر.
من دیشب تا ساعت 1 منتظر فایل جدید بودم نفرستادید منتظر بودید من بخوابم بعد بفرستید؟
خوش حالم که امروز تا بیدار شدم به سایت سر زدم و فایل جدید را دیدم .خدایا شکرت کلی خوش حالم کردی استاد.
خدا بهتون عمر با عزت بده.??????
? ?
سلام خدمت استاد دوست داشتنی و بی نظیر
و همه ی دوستان توحیدی و موفقم
نمیدونم بعد گوش دادن به این فایل مصاحبه ی استاد چی باید بگم….واقعا چی بگم نمیدونم
من چند ماهیه با قانون جذب آشنا شدم و دوره ی یکی از مربیای جذبو خریدم و رو خودم کار کردم بعد بطور جادویی با استاد عباسمنش آشنا شدم؛هرچند برای بار اول که به یکی از ویس هاش گوش دادم منو تحت تاثیر صددرصدی قرار داد و الان که یه مدته کمه که عضو خانواده صمیمی عباسمنش شدم میفهمم با بقیه ی دوره های باقی اساتید و مربیا چه اخلاف زیادی داره؛اصلا جناب عباسمنش واقعا یه چیز دیگه س؛تو همین مدت کوتاه کلی جذب و نشانه های هرچند ریز ولی تلنگرآمیز داشتم؛اصلا منو بیشتر از هر زمانی تکون داد و هل داد که همین الان به دل اون ترسام برم که مثلا کارم رو بهتر پیش ببرم یا یکیش اینه که همین الان دوره شو بخرم و…..نمیدونم چی بگم ولی در یه جمله میخوام بگم تا این دقیقه باور قوی و ایمانی قطعی نداشتم که به خواسته هام میرسم ولی الان صددرصد ایمانم به خدا و رسیدن به خواسته هام قطعی شده
ایمان به خدایی که اونقد بزرگ و عظیمه که اصن نمیشه در مورد قدرتش نمیشه حرف زد بنظرم،
بازم ممنونم از استاد و از الله یکتا هزاران بار سپاسگذارم که منو تو نسیر درست هدایت کرد؛بعد کلی تلاطم و دنبال راه چاره راهو به من نشون داد؛بقول خانم اسکاول شین بعد از سیاهی شب سحر خودشو نشون میده؛هزاران بار شکرت خدای یکتا و لایتناهی
چقدر این فایلتان تکان دهنده است استاد. من این روزها دنبال پیدا کردن وابستگیهایی هستم که من را به خود زنجیر کرده و اجازه پرواز به من نمی دهد. من خبرهای ورزشی را مطالعه می کردم که ببینم اگر یکی موفقیتی به دست بیاورد حالم با آن خوب شود. به همین خاطر آن را کنار گذاشتم. تماشای مسابقات ورزشی را هم به همین دلیل کنار گذاشتم. بازی کامپیوتری را کنار گذاشتم. چون با موفق شدن در آن می خواستم خودم را به خودم یا به دیگران ثابت کنم. هر روز که از وابستگیهایم رهاتر می شوم همه چیز دارد برایم رنگ عوض می کند. تمریناتی که داده بودید و قبلا احساسم را بهتر نمی کرد الان احساسم را بهتر می کند. وقتی به خاطر یک گل سپاسگزاری می کنم احساسم بهتر می شود. من به دنبال احساس خوب در دنیای بیرون بودم. این احساس موقت در من ایجاد می شد. اما این فقط پوششی بود بر خلا بزرگ درونی ام. آنها فقط من را وابسته می کردند. الان فهمیده ام بزرگترین وابستگی من و شاید همه انسانها وابستگی به دیگران است. اینکه در مورد من چه نظری دارند؟ آیا من را تایید می کنند؟ اگر آهنگی می گذاشتم که گوش دهم آهنگ مورد علاقه ام بود. اما اولویتم این بود که دیگران چه احساسی در مورد آن آهنگ انتخابی ام دارند. اگر نظری در مورد چیزی می دادم برای این بود که دیگران من را فرد مهمی بدانند. چند روز پیش در اتوبوس نشسته بودم. یکی سوار شد و چون داشت می افتاد دستش را محکم روی شانه ام گذاشت. بنده خدا خیلی معذرت هم خواست. اما من ناراحت شدم. اما چون می دانستم باوری پشت این ناراحتی است از خودم سوال کردم که این باور چیست؟ من به رفتارهای دیگران حتی کسانی که نمی شناسم هم وابسته ام. گفتم هر کس هر رفتاری با من می کند یک پیام است که من در چه فرکانسی هستم. من مسئول احساس خوب خودم هستم نه دیگران. با این فکر احساس خیلی خوبی کردم. من به خانواده ام وابسته ام. چون حرفهای آنها تاثیر زیادی روی من می گذارد. وقتی حالشان بد است حال من بد می شود. چون باور دارم مسئول احساس بد آنها هستم. من ساعتها می نشستم و برای به اصطلاح دوستانی که داشتم کار می کردم بدون اینکه پولی بگیرم. چون می خواستم آنها احساس خوبی نسبت به من داشته باشند.
در مورد فرکانس غالب مردم ایران هم همان موقع که صحبت کردید من به این فکر کردم که ما در کل تاریخمان به دولتمان وابسته بوده ایم. منتظر بودیم که دولتمان تغییر کند تا زندگی ما تغییر کند. وقتی اسکندر حمله کرد، وقتی عربها حمله کردند، وقتی مغولان حمله کردند. کشور ما همیشه مورد تاخت و تاز بوده. علتش هم این بود که فرکانس غالب مردم ما این بود که تنها راه تغییر زندگیشان تغییر دولت بود. اما من تصور می کنم تعبیر این حدیث پیامبر که اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد شروع شده و شما آغازگر این راه هستید.
سلام آقای عبدالهی چقدر کامنت زیبایی نوشتید.لذت بردم از خواندنش
واقعا همه ی انسان ها باید از درون به احساس خود ارزشی برسند تا بهشت روی زمین تجلی پیدا کنه.
خدایا تنها تور ا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
ما رو به بهترین مسیرها هدایت کن ای رب قدرتمندم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند باشید دوست عزیز
سلام به همه دوستان عزیز
تمرکز روی نکات مثبت :
*
1٫ امروز اتفاق جالبی برام افتاد لازم دونستم اینجا مطرحش کنم.
یه اتفاقی که تاحالا برام رخ نداده بود و امروز برام پیش اومد . نمیدونم برای چند دقیقه از هوش رفته بودم .. (حالا مهم نیس چی شده ) وقتی چشم باز کردم خیلی خیلی خوشحالم در اون لحظه هوشیاری فقط و فقط داشتم با خدا حرف میزدم که خدایا شکرت که الان اینجام ! خیلی برای اطرافیان عجیب بود من در اون لحظه از هیچ دردی حرف نمیزدم چرا فقط دارم با خدا حرف میزنم ؟!
گفتم خدایا شکرت هستی و منو برگردوندی خدایا شکرت دوستانمو برام مثل فرشته های نجات فرستادی …
همون موقه که دکترها بالای سرم بودن فقط در ذهنم داشتم قوانین رو مرور کردم اول دنبال این بودم ببینم چ فرکانسی فرستادم که این اتفاق عجیب برام
رخ داده ، بعد انگار برای لحظه ای بیدار شدم یه چیزی در گوشم گفت: اونو ولش کن به نکات مثبتش فکر کن و با خودم گفتم : آره خودشه الان باید در همین وضعیت نکات مثبتشو پیدا کنم و خدا رو شکر کنم . باور کنید اون موقه دراز کش وسط جایی افتاده بودم و عده ای از روی عشق داشتن کمکم میکردن تا هوشیاریمو بدست بیارم و چقدر ناراحت من بودن اما نمیدونستن من چ حال خوبی دارم که دارم قوانین رو مرور میکنم و بررسی میکنم ببینم باید چه کنم از آنچه آموختم اون لحظه چ استفاده ای کنم . گفتم اگر الان در خانه تنها بودم شاید ساعتها در اون وضعیت باقی میموندم و خدا میدونه چ اتفاقی میفتاد برام . البته اگه بازهم میفتاد باز هم خدا بود اگر قرار بود بدنیا بازمیگشتم وگرنه که دست ما بنده ها نیست.
خدایا شکرت که اینجام و اینهمه انسان پر از عشقتو برایم فرستادی . گفتم اگر موقه عبور از خیابان اصلی که مسیر همیشگی من هست و یه مسیر پرتردد و خطرناک ماشینها و موتورهای فراوان هست و اون اتفاق اونجا میفتاد .. خدایا شکرت که اینهمه هوامو داری و مراقبت کردی ازمن ، خدایا هزار مرتبه شکرت .
2٫ یه موضوع دیگه اینکه من مدتیه میخاستم یه چیزی در سایت بگم روم نمیشد. به این قضیه رسیده بودم اما در مطرح کردنش مردد بودم :)))
متوجه شدم مدتی هست که دیگه به هیچ وجه با مردانی با ذهن و نیت نادرست مواجه نمیشم. ینی باور کنین چشم تو چشم تو پیاده رو با کسی رو برو میشم نگاهشونو زیر میندازن . خودم بهش رسیده بودم که چون در گذشته من توجهمو روی منفی ها بود مدام میگفتم جامعه خیلی بد شده نمیشه به کسی اعتماد کرد حتی نمیشه سوار تاکسی شد … و ازین دست باورها و توجهات غلط و به محض اینکه ذهنمو تغییر دادم و توجهمو از روی این افراد برداشتم خودم دیگه در برخورد با این افراد قرار نمیگیرم .
برای یه کار صفحه آرایی که چندین ساعت طول میکشه من به یک صحافی میرم که جای بسیار عالی هست دو تا جوان کار منو انجام میدن . تمام مدت که کارمو انجام میدادن به این نکته رسیدم که چقدر در طول زمانی که ما مشترک داریم کارمونو انجام میدیم این بنده خداها سالم و درست هستند حتی موسیقی در حال پخش رو عوض میکنند هروقت که احساس میکنن شاید متن آهنگ خوب نباشه ، که من معذب نباشم .
فهمیدم قرار نیست ما ذهن و درون مریضی داشته باشیم که سرراهمون افراد نادرست قرار بگیرند ، واقعا این ذهن ماست که با تمرکز گذاشتن روی نکات مثبت افراد وجه درست و مثبت اونها رو میتونیم جذب کنیم .
وااقعا خدارو سپاسگزارم و از صمیم قلب خوشحالم که باوجود یه تضاد غیرمنتظره تونستم تمرکزمو بزارم روی نکات مثبت و حس و حالمو عالی نگهدارم و خوشحال باشم . این بخاطر این هست که خدارو از همان ابتدای روز بابت سلامتی کاملم شکرگزار بودم و روی قدرت خداوند برای داشتن حس و حالی عالی حساب باز کردم.
خدایا شکرت
سلام درود به همه بچه های سایت و گروه تحقیقاتی عباس منش
استاد عزیزم خداقوت
من نظر معمولا نمیزارم ، حداقل خیلی وقته نزاشتم ، ولی واسه این فایل حیفم اومد. شما تو این فایل چقدر نکته گفتید ، فکر میکنم این فایل خودش دوره آموزشی بود ، واقعا با اینکه همه فایلهای رایگانتو رو میبینم و دوره میکنم این دیگه خیلی سنگین بود .
استاد جانم چون میدونم میخونید براتون مینویسم.
من هم بهاش رو پرداخت کردم استاد ، سخت بود اما دیدن موفقیت شما ، بیشتر از اون شنیدن از ناکامی هاتون من رو در این راه ثابت قدم کرد ، چه روزهایی که نا امید میشدم و دست از تلاش برمیداشتم ، فکر میکردم تو دنیای موفق ها جایی برای من نیست اما شما یادم میوفتادید .
خدای مهربون به همه ما همیشه لطف داشته اما خب یادمون نمیمونه ،دوستان عزیز میخوام اینو بگم که موفقیت از لحظه ای شروع میشه که شما تصمیم بگیرید توی یک مسیر با تمرکز باقی بمونید ، زمانی که تصمیم میگیرید حتی با نتایج کوچیک دلسرد نشید و ثابت قدم باشید.
من بارها قبل از این نظر گذاشتم و از نتایج کوچیکم میگفتم و امیدوار بودم.
اما امروز دیگه این نتایج بزرگ هستند که سراغم میان ، خدارو شاهد میگیرم روزهایی که اینجا نظر میزاشتم با نا امیدی بود و فقط برای اینکه خودم رو در مسیر نگه دارم و حس کنم بخشی از جریان رو به پیشرفت سایت هستم.
از این مینوشتم که خداروشکر میکنم و منتظرم. سخت بودن ، شاید خودم رو گول میزدم…
امروز اما من صاحب کسب و کاری هستم که از هیچ ساختمش ، مشتریانی که دنبالم هستن ، سرمایه ای که ایجاد شده و درحال افزایش پیدا کردنه ، حتی در این روزگار سخت مردم ، درآمد بسیار بیشتر از دوران قبله و خدارو سپاس گزارم به خاطر اون ایمانی که در دلم گذاشت تا راه رو ادامه بدم و به قول استاد حالا شخصیتم تغییر کرده و میدونم که میتونم و این بزرگتریم دستاورده.
با آرزوی موفقیت برای همه شما
سپاس گزار وجود استاد عباس منش هستم
آفرررررررررررررررررررررررررررررررررررررین به شما دوست خوبم
انرژی گرفتم
روز 71م
این فایل خودش به اندازه یک دوره رای من اگاهی داشت
از انتخاب پیدا کردن رسالت و علاقم گرفته تا شهامت قدم برداشتن و ایجاد چارچوب و اصول اخلاقی برای زندگیم و زندگی به سبک شخصی ام
امروز از خدا خواستم که به زیبایی رسالتم را به من نشون بده رسالتی که قانعم کنه و علاقه م درش بگنجه. تموم کارهامو مرور کردم روزایی که متوجه شدم دیگه نمی خوام کارمند بشم راه هایی که طی کردم و علایقی که هرروز یک رنگ دیگه به خودش می گرفت و تغییر می کرد. یه جاهایی متوجه شدم رو بعضی موضوعات تعصب بیخود دارم اما موقع پرداخت بها که میشد و جدی قدم برداشتن ازش فرار می کردم و صادقانه با خود واقعیم صحبت کردم و متوجه شدم من دیگه به اون خواسته علاقه ندارم و اون بخشی از زندگیم بوده و الان شناخت واضح تری از خودم و هدف های واقعیم دارم. گاهی هم علاقه م را پیدا می کردم اما دلایل کافی نداشتم که چرا به این موضوعات علاقه دارم. خودم را به جریان خداوند سپردم تا من رو به روشنی و وضح بیشتری برسونه. و بسیار نیکو و به فال نیک می گیرم که امروزم با گوش جان سپردن به این فایل آغاز شد.
یکی از چیزای دیگه ای که امروز برام پررنگ شد چارچوب های اخلاقیه. من سالها ازینکه دروغگوی ماهری نیستم و یا به عبارتی درونم دوست داشت از راه درست به خواسته هاش برسه اما اطرافم من رو تمسخر می کرد و من هم همراه همون افراد خودم را سرزنش می کردم و سعی می کردم مثل همه جامعه باشم اما نمیشد و هرروز من رو افسرده تر می کرد اما وقتی رو عزت نفسم کار کردم دیگه نظر اون افراد برام مهم نبود من اون چیزی که برام مهم بود سالم زندگی کردن بود و دیگه از سالم و یا تلاش برای سالم زندگی کردن شرمنده نبودم. و به خودم افتخار می کردم اما هنوز موضوعی برام سوال بود. اینکه با اطرافیان و دوستانم که رفتار ناپسندی از نظر من داشتن را چه کنم بازم برام سوال شد که ایا اون ها درست میگن و هدایت شد که از یه جایی به بعد باید جسارت داشته باشم و خودم ادم های زندگیم را انتخاب کنم و برای خودم ارزش قائل شم. دوباره یک لحظه گفتم خوب بعضی اون افراد جز اعضای خانوادم هستن و من مدام باهاشون در ارتباطم این جواب برام اومد که تو اون ویژگی هایی که دوست نداری را حذف کن یعنی ازشون اعراض کن اینجوری به ادم ها هم احترام گذاشتی و فقط از ویژگی هایی که نمیخوای اعراضذکردی و جهان بقیه کار رو خودش انجام میده. و دوستم که داشت همزمان درمورد موضوعی که نمی خواستم دیگه در تجربه زندگی من باشه صحبت می کرد و … به راحتی بدون بی احترامی یا حس منفی و مقاومت از حرفاش اعراض کردم با تاخیر پاسخی دادم و توجهم رو روی کارایی که میخوام باشه گذاشتم و خود به خود چندثانیه بعد اون مکالمه بدون هیچ تقلایی قطع شد چون من تصمیم گرفتم نیکی ها را تجربه کنم و به زندگیم راه بدم.
با سلام خدمت استاد عباس منش و همه دوستان
چند روزی هست که هدفم رو برای رسیدن به درآمد 3 برابری نوشتم
و فقط نوشتن این هدف واقعا ایمانم به خدا رو چندین برابر کرده و مطمئنم که به این هدفم خواهم رسید زیرا به خدا ایمان دارم و ان شاء الله زودتر از یک سال طول میکشه
من یک کارمند دولتی هستم و فعلا کار دیگه ای مد نظرم نیست ولی با این وجود امسال غیر از اضافه حقوقی که همراه همه ی کارمندا داشتم دو بار به طور معجزه آسا حقوقم افزایش داشت زیرا از موقعی که صحبت های استاد رو گوش کردم دارم روی خودم کار میکنم که همیشه احساسم رو خوب نگه دارم و مرتب بابت داشته هام شکر گذاری میکنم و نکات مثبت زندگیم رو ثبت میکنم
ایمان دارم که فقط ایمان به خدا مهمه نه استعداد مهمه نه اسباب ظاهری زیرا که خداوند مسبب الاسباب هست و میتونه هر کاری برای بنده اش انجام بده
خدایی که آهن رو برای داوود نرم کرد و به او ساختن زره را یاد داد …..
خدایی که معدن مس رو برای سلیمان مذاب و روان گردانید و باد و جن و انس و پرندگان و …. را برایش رام ساخت ….
خدایی که دریا را برای موسی شکافت و مردگان را به دست عیسی زنده کرد
قطعا میتونه زندگیم رو تغییر بده ….
تک تک حرفای این فایلتون درس زندگی هست استاد عزیز
چقدر به موقع به این فایل هدایت شدم
چند روزی هست هی با خودم تکرار میکنم که ایمان با عمل ثابت میشه با توکل ثابت میشه حتی توی این دو روز اخیر پسرم و موبایلم و کیف پولم رو توی ماشین میذارم و بدون اینکه قفل کنم پیاده میشم و سمت مغازه میرم تا خرید کنم
تا واسه ی خودم ثابت کنم خدا از پس همه کارام میاد و برای من بهترین وکیله
به قول شما ایمانی که عمل و توکل نیاره حرف مفته
استاد هدیه دادن وسایل خونه تون توی بندر عباس شبیه رها کردن موسی توی رود نیل توسط مادرش میمونه و چه زیبا خداوند جواب توکلتون رو داد
در آخر میخوام این حدیث پیغمبر رو یاد آوری کنم که میگه
ان الله عند حسن ظن المومن
که ترجمه مفهومیش میشه هرچی به خدا گمان ببری همان برای تو اتفاق میفته
و این همون حرف شماست که میگید خدا مثل آب میمونه میتونیم به هرشکلی اون رو در بیاریم
با تشکر
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان
وسلام به تک تک دوستانم
روز هفتادویکم، روز شمار تحول زندگی من!
استاد جانم باید یه تشکر ویژه والبته بسیار فراوان از شما داشته باشم که انقدر باعشق قوانین جهان آفرینش رو به زیبایی توی فایلهاتون، خصوصا این فایل وصف کردید، واقعا هرکسی تو مدار دریافت ودرک این اصول اساسی باشه برد کرده..
این فایل خودش به تنهایی برای من یک دوره محسوب میشه، که توش از کشف قوانین جهان هستی، ازچگونگی بدست اوردن عزت نفس، راهکارهای عملی رسیدن به خواسته وآرزوها، جهان بینی توحیدی،شیوه حل مسایل زندگی، چگونه فکر خدا را بخوانیم و حتی خلاصه ی دوره 12 قدم و…… یه پکیج کامل بود، دیشب تا الان به مدت 12 ساعت این فایل داشت به تکرار وپشت سرهم برام پخش میشد، حتی وقتی خوابه خواب بودم، وجالبه خواب دیدیم که یکی از اقوام داشت در مورد مدارها وفرکانس ها باهام صحبت میکرد و میگفت اگه فلان اتفاق برات افتاده وفلان شرایط برات پیش اومده چون تو، توی مدارش بودی، وفلان شخص وفلان چیز در مدار تو نبوده که از زندگیت رفته…
صبح که به خوابم فکر میکردم دیدم بله، خودشه، من 4 سال پیش وقتی کلیپهای انگیزشی که از شما توی واتساپ و تلگرام شر میشد رو دیده بودم وبعد وارد کانال تلگرامتون شده بودم، جسته گریخته، بدنبال کشف قوانین جهان آفرینش بودم ، از کامنت دوستان و فایلهای شما فهمیده بودم که یه کتابی در مورد چگونه فکر خدا را بخوانیم نوشتید، نمیدونم چرا انموقعه وارد سایت نشدم، ومیرفتم از کتاب فروشی ها پرسوجو میکردم که کتابتون رو بخرم!!!!
واقعا انقدر کار سختی بود عضو سایت شدنم؟!
الان می فهمم که من اونموقعه تو مدار وفرکانس دریافت اینهمه اگاهی نبودم، من به خاطر مشکلات زندگیم ومسائلی که پیش اومده بود فقط دنبال یه راهکار ساده وعملی والبته فوری بودم، فکر میکردم اگه فقط می تونستم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو پیدا میکردم و میخوندم و از راهکارهاش استفاده میکردم موفق میشدم اوضاع زندگیمو برای همیشه سروسامون بدم…
وحالا میفهمم که هیچ راه میانبری برای رسیدن به خواسته ها وجود نداره، ویک سیر تکاملی برای هر چیز وهر شخصی وجود داره، که برای هر شخص هم متفاوته، نسبت به شرایط زندگیش ومسائلی که ازسر گذرونده وباورهایی که داره…
وامروز من با یقین براینکه من مسئول صد درصد زندگیم هستم واین خودم هستم که خالق شرایط زندگیم هستم وبا ایمان وباور قلبی که من تنها رها نشدم توی این مسیر زندگی وخداوند حامی و هدایت کننده من هست، اون بخشی که سهم خودم هست رو به لطف خداوند پیدا میکنم وتمام سعی خودم رو میکنم که انجامش بدم وباقی رو به خداوند میسپارم که همیشه به بهترین شکل نتایج رو رقم زده..
تجسم کردن خواسته ها وآرزوها موقعه ای اثر گذار هست که من نسبت به اون انقدر ذوق وشوق داشته باشم که باهر قدمی که به سمتش برمیدارم و تلاشم رو میکنم کلی حس خوب داشته باشم، خودم رو در حالتی که دریافتش کردم وبهش رسیدم تصور کنم تا بتونم انگیزه بگیرم برای برداشتن قدمهای کاربردی بعدی، وگرنه تجسم کردن و رویاپردازی به تنهایی کارساز نیست..
اما همینکه من در هنگام تلاش کردن وانجام سهم ونقشم برای رسیدن به هدفم این امید وحس خوب رو داشته باشم که جهان( خداوند) پاداشش رو بهم میده وپاداشش رسیدن به خواسته وآرزومه، یقین داشته باشم که تلاشم بی ثمر نمی مونه، کمکم میکنه باعشق وامید به راهم ادامه بدم…
منیکه اینهارو می نویسم منیکه میگم یقین دارم وباور دارم که این مسیر ، مسیری درست ومستقیمی هست هم گاهی شک و دودلی وترس سراغم میاد، ولی شکر الله مهربان ابزارهای قدرتمندی دارم، مثل نتایجی که در دست دارم از گذشته، مثل این سایت دوره 12 قدم، فایلهای دانلودی، کامنت دوستان ومقاله های ناب مریم جان…اینها در کنار هم در مواقع ترس ونگرانی ودودلی به کمکم میان..
استاد جانم واقعا تحسینتون میکنم شما کسی مثل خودتون رو نداشتید که با یکدنیا تجربه های ناب واقعی و امید وانگیزه وکلی راهکار وابزار بیار وتوی اون مسیری که از روز اول تا الان طی کردید یارییتون کنه، اما ایمانی راسخ داشتید به خدایی که میدونستید تحت مراقبت ومحافظت وهدایتش هستید…
هزاران آفرین برشما…
وآرزوی هر روز من از خداوند داشتن ایمانی از جنس ایمان شماست…
انشالله هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
پله 71ام سفر تحول زندگیم
استاد ابتدا ازتون تشکر میکنم بابت این فایل خودش برام یه دوره بود
خانم شایسته عزیز سپاسگزارم که سفرتحول زندگی رو ادامه دادین
سپاسگزارم از خداجونم که باز هدایتم کرد وبهم فرصت داد امروز زیبا رو در این پله یادبگیرم قوانین رو
میخوام یه داستانی رو از خودم بنویسم که با دیدن این فایل دلیلش رو فهمیدم:
سال 95 بود که کتاب های موفقیت میخوندم و تو آموزش فن بیان وبازاریابی بخاطر نیازی که تو کار پایان نامه ام احساس کردم شرکت کردم تمام پولهام صرف کتاب و دوره ها میشد تو پاییز 95 یکی از استاد درمورد بودن تو محیط مثبت میگفت بهم گفت که آهنگین غمگین گوش ندم گفتم باش ولی منی که تو خوابگاه زندگی میکنم چطوری میتونم از ای محیط منفی خارج شم من نمیتونم؟ استاد گفت این بهونه است روز بیرون از خوابگاه باش فقط برای خواب برو اونجا وقتی بهش فکر کردم دیدم میتونم این کارو بکنم که 7صبح برم کتابخونه دانشگاه وسر یه ساعت های خاصی باید میرفتم نمونه گیری رفت کرایه تاکسی و برگشت با سرویس پسرا میام (چون آدم مذهبی بودم برام سخت بود ولی بهترین ایده همین بود برام ) وتا 11 شب تو کتابخونه زمان استراحت تو مسجد وموقع خواب میومدم خوابگاه فکر کنم 1-2 ماهی این کارو انجام دادم پول ندشتم لباس بخرم چون هر چی داشته بودم صرف کتاب ودوره کرده بودم همیشه خودم غذا درست میکردم ولی تواون مدت غذای دانشگاه رو میخوردم ولی خدا از طریق دوستام مانتو شلوار لباس خونگی هدیه برام میاوردند بدون اینکه از کسی انتظار داشته باشم . همون بعد از این 2ماه دوتای مثبت خارج از دانشگاه پیاکردم که هم فرکانس بودیم وباهم حالمون خوب بود و گروهی کارهای مهم دیگه ای انجام میدادیم . ما 5 نفر تو یک سوئیت یک خوابه بودیم که 2تااز دوستام درسشون تموم شد ودوتا دیگه با اینکه صمیمی بودیم خودشون رفتن یه سویئت دیگه ومن به مدت یک ترم هیچ هم اتاقی برام نفرستادن هیچ کس وحالا فرصت بهتری داشتم که خودم کارهام رو انجام بدم وبعدش اسفند 95 بود که شوهر استاد راهنمام به استادم میگه ما برای آزمایشگاهمون نیرو میخوایم ومنم 2 هفته بود که تو دفترم نوشته بودم که کار میخوام که خدا به دل استادم میندازه واستادم میگه من یک شاگرد خوب ومسئولیت پذیر وصادقی دارم بهش میگم بیاد ومن فردای اون شب رفتم سرکار.
من 5فروردین که همه جا تعطیل بود به خانوادم گفتم میخوام برم بندرعباس روی پایان نامه ام کار کنم واومدم وقتی اومدم گفتن جا بهت نمیدیم بخش های اداری هم تعطیل بود بهشون گفتم تو نمازخونه بهم جا بدید مسئولیتش با خودم بهم جا دادن شب ها میترسیدم چوندرشم قفل نداشت ولی میگفتم خداحواسش بهم هست میخوابیدم -تو مرکزی که پایان نامه ام رو انجام میدادم فقط خدمه بود من رفتم و گفتم اومدم روی پایان نامه ام کارکنم اول گفتن نه گفتم به ریس مرکز زنگ بزن وقتی زنگ زدن گفتن بعد گفت دانشجو کیه گفتن فرزانه دستوریان هست وخدادلش رو نرم کرد گفت اشکال نداره باشه من از صبح تا 2 تو مرکز بودم وعصر وشب کتاب میخوندم ومینوشتم و ادامه سرکار رفتنم بخاطر شرک وعدم کنترل ورودیهام درگیر حاشیه شدم وخودم اومدم بیرون وهمون پول رو هم صرف آموزش دیدن کردم .
فکر میکردم اینها همینجوری رخ داده الان که فایل رو دیدم متوجه شدم اصل داستان چی بوده ، چون من داشتم روی افکار وباورهام کار میکردم هرچی احساس میکردم انجام میدادم خدا اون شرایط منو تغییر داد وبه حال خوب رسیدم واز زندگیم لذت بردم .
حالا اصل این قسمت از زندگیم درک کردم .
خدایاشکرت شکرت شکرت
اینو برای خودم نوشتم که یادم بمونه تو هر برهه ی زندگیم روی خودم کار کردم وایمان داشتم اون روی بهتر زندگیم رو دیدم وخدا دل ها رو برام نرم کرد وکارهام به راحتیم انجام میشد و فراموش نکنم والانم بخاطر همینه که داره اتفاقات خوب برام رخ میده .
خدایاهراران مرتبه شکرت شکرت شکرت
الان یادم اومد نیم ترم تو سویئت خوابگاه تنها بودم وبعدش بچه های مثبت وشادی رو برای هم اتاقی فرستادن چقدر دنیا کارش درسته. واقعا خدایاشکرت شکرت شکرت
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز دل
چقدر این فایل برای من زیبا بود
با اینکه چند بار این فایلو دیدم ولی این بار نکات جدیدی ازش یاد گرفتم
نکته اول ما باید در مدار خواسته خود باشیم تا به آن هدف برسیم ما باید در مدار خواستههای خود باشیم تا به آن هدف برسیم
باید به آن هدف علاقه داشته باشیم این اولین شرط رسیدن به هدف است و از مسیر لذت ببریم و راجع به آن هدف مطالعه و تحقیق زیادی داشته باشیم و همراه با آن روی ذهن خود کار کنیم ذهنمون رو کنترل کنیم مدام مثل نفس کشیدن باید تلاش کرد در مسیر اهداف ولی لذت برد این یکی از پاشنه آشیلهای من بود که فکر میکردم وقتی برای رسیدن به هدفم درس میخونم باید از تفریح و خوشی غذا خوردن یا حتی خوابیدن پرهیز کنم فقط تمرکز داشته باشم روی هدفم و اینجوری رسیدن به هدف برای من زجرآور بود اما با فایلهای استاد یاد گرفتم از مسیر لذت ببرم تا اینکه عجله داشته باشم به مقصد برسم زمانی که مدرسه میرفتم فکر میکردم که فقط باید درس بخونم و کلاً 3 ساعت در شبانه روز میخوابیدم و همش درس میخوندم و چیزی به جز ناراحتی اعصاب و بیماری معده نصیبم نشد اما از وقتی که با فایلهای استاد عباس منش آشنا شدم دیدم که باید از مسیر لذت ببرم تفریحم به جاش کارم به جاش زندگیم اصلاً زیر و رو شدیادمه موقع خرداد که این برنامه رو اجرا کردم یعنی تفریحم به جاش فایلهای استاد به جاش کار کنارش میکردم و کمتر از موقع اول سال درس میخوندم نمرههام به طرز عجیبی رفت بالا و حال روحیم بهتر شد چون اون موقع از مسیر لذت میبردم و عجلهای نداشتم برای رسیدن به هدف
نکته سوم باید برای هدف خود بها پرداخت کنیم چقدر این حرف زیباست چقدر این حرف قشنگه یادمه سال 99 که میخواستم رشته انسانی رو انتخاب کنم و از مدرسه استثنایی برم به مدرسه عادی همه با من مخالفت کردن گفتن که اگر شکست بخوری چی اگر نمرههات افت کنه چی و کم و بیش نمرههام افت کرد اما خوشحالم چون چند روز پیش یکی از دوستانم به من زنگ زد از مدرسه استثنایی و با حال و احوال کردی من ازش پرسیدم چه خبر اون گفت که هیچی تو خونه نشستم گفتم که خب دانشگاه نمیری سر کار اینا گفت نه رشته ما دانشگاه نداره و فقط تا دیپلمه گفتم کار چی گفت کارم نداره و من چقدر خوشحال شدم که سم تو اون رشته نرفتم و رفتم مدرسه عادی و رفته رفته اعتماد به نفسم رفت بالا و کنارش کار کردم و تو جامعه رفتم و کنارش با استاد عباس منش آشنا شدم همیشه از دل تضادها یک نوری میزنه بیرون اگر ایمان داشته باشی من ایمان داشتم که موفق میشم من ایمان داشتم که کار درستی کردم
یا وقتی میخواستم آنلاین شاپ بزنم هیچ پولی نداشتم و چون قرض گرفتنم کار اشتباهی بود
طلامو که مدرسه بهم کادو داده بود و عیدی خواهرم که بهم کادو داده بود فروختم برا خودم محصول خریدم و آنلاین شاد زدم اولش خیلی ترسیدم که شاید به دستم بمونه ولی شاید به 24 ساعت نکشید همش فروش رفت و دوباره رفتم خریدم و درآمدم چندین برابر سالهای قبل شد خیلی خوشحالم
وقتی روی افکارت کار کنی وقتی روی ذهنت کار کنی ترس دیگه بیمعناست
برای رسیدن به اهداف خود وقت بگذاریم
اگر من اگر منو فائزه زندگی خوب مال ثروت سلامتی خوشحاله میخوام باید روی ذهنم کار کنم باید جلوی ورودیهای ذهنم رو بگیرم جلوی ورودیهای منفی باید روی کنترل ذهنم هر لحظه تمرین کنم
خداوند به همه چی پاسخ میدهد همه چیو بسپاریم به خدا از وقتی که من جدیتر روی ذهنم کار میکنم قشنگ میبینم هم از لحاظ سلامتی هم از لحاظ ثروت هم از لحاظ حتی خواب راحت ترم
حتی روی روابطم با آدمها کلاً زندگیم سراسر حس خوب شده و مطمئنم اگر بیشتر از این پیش برم اصلاً یک طوری میشه که آینده برای من قشنگتره به شرط اینکه روی کار کنم
ایمان داشته باشم عمل کنم
به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
همیشه حسرت بچههایی رو میخوردم که بیشتر از من امکانات دارند و زندگیشونو از من بهترن
اما به قول استاد به خودم یادآوری میکنم تضادها ما را به زندگی بهتر هدایت میکنند اگر که ایمان داشته باشیم و ادامه دهیم و بندگی کنیم
استعداد مهم نیست مهم ایمان است
بهای هدف خود را بپردازیم و حرکت کنیم
نکته دیگه صداقت در کار خود داشته باشیم و کارمونو با کیفیت انجام دهیم یادمه که من ا از وقتی آنلاین شاپم از مشتری همیشه میپرسم از محصول راضی بودید اگر راضی نبودید به من بگید که محصول بهتری براتون بیارم یا پولو بهتون برگردونیم همه به من میگفتن ضرر میکنید اینجوری نکن ولی با حرف خیالم راحت شد
یا وقتی که همیشه راستشو میگفتم همه میگفتند تو این جامعه به هیچ جا نمیرسی الان تو این دوره زمونه کسی به راستگویی تو اسکار نمیده
تو نابود میشی تو این جامعه زیر دست و پای بقیه
اما این حرف استاد روح منو جلا داد وقتی اگر ما تغییر کنیم به جایی هدایت میشویم که با فرکانس ما هماهنگ شوند مثل استاد عباس منش
و تا وقتی ناسپاسی کنیم نعمتی از ما گرفته میشود چقدر من سر این موضوع سرم خورده به سنگ
استاد ممنونم بابت این فایل زیبا با اینکه بار چندمه دارم این فایلو میبینم ولی این بار نکات جدیدی ازش یاد گرفتم و مطمئنم اگر چندین بار دیگه ههم نکات بیشتری یاد میگیرند
خدایا ممنونم ازت که منو با این سایت آشنا کردی
و این نکته چقدر قشنگ بود هر کسی در مدار شنیدن حرفهای استاد عباس منش باشه خود به خود با سایت آشنا میشه اصلاً نیازی به تبلیغ نیست
من اصلاً یادمه که موقعی با استاد عباس منش آشنا شدم که معلمم ایشونو بهم معرفی کرد و اصلاً نیازی به تبلیغ نبود
خدایا من ازت ممنونم اینجا هستم و این فایل قشنگ و زیبا رو دیدم
امیدوارم هرجا که هستید شاد و سلامت باشید ممنونم از این فایل زیبا