مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی» - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»229MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»19MB21 دقیقه













بنام خداوند مهربان.
سلام
گام 24 مهاجرت به مدار بالاتر:
قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی
خداوند همیشه و در هر مورد ما رو راهنمایی میکنه، اما این ما هستیم که باید قدرت درک مون رو ببریم بالا تا متوجه این الهامات بشویم.
با توجه به آمادگی ما مسیر برامون روشن میشه
یکی از بهترین راه های دریافت الهامات اینه که هر چند وقت یکبار مدتی رو با خودمون و خدای خودمون خلوت کنیم و با خدا حرف بزنیم و ازش راهنمایی بخوایم،
مثل حضرت محمد که در غار حرا با خدای خودش خلوت میکرد.
مثل استاد عباسمنش که هر وقت میخواد دوره ای رو آماده کنه یه جایی میری توی خلوت تنهایی و ممکنه ماهها تنهایی یه جا باشه و با خدا خلوت کنه و اگه لازم باشه تحقیقاتی رو هم با تمرکز انجام بده، مثل زمانی که قانون سلامتی رو آماده کرد و مثل الان که بقول خودشون حدود هفت ماه تنها بودن و روی دوره جدید کار میکردن.
پس تنها بودن و با خدا خلوت کردن یه کلیده
اگه حس کردیم یه ایده ای از طرف خداونده دو دو تا چارتا نکنیم و بسرعت عمل کنیم
زمانیکه متعهد شدم که تمرکزی روی سایت استاد کار کنم در همون سه ماه اول که تمرکزی روی دوره شیوه حل مسائل گذاشتم ایده های عالی رو دریافت کردم و با عمل به اونها نتایج عالی گرفتم، اما الان چند وقته احساس میکنم متوجه الهامات نمیشم باید تمرکز بیشتری بزارم و سپاسگزاری رو بیشتر در دستور کار قرار بدم
به امید اینکه درکم بالاتر بره و خداوند راهها رو برام به آسونی باز کنه
خدایا شکرت بخاطر نعمتهای عالی که در اختیارم قرار دادی مانند سلامتی ماشین خوب خانه خوب شغل خوب مشتریهای خوب
خدایا هدایتم کن براه راست راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
دو تا اتفاق جالب اخیرا برام افتاد که درسهای جالب و زیادو بزرگی داشت مینویسم که هم برای خودم و هم عزیزانم درسی داشته باشه
مورد اول:
من مغازه لباس فروشی دارم و طراح لباسم هستم
یه روز بخاطر یه کاری رفتم به کارگاه تولیدی شهرمون وقتی ازش قیمت دوخت ها رو گرفتم خیلی برام جالب و تعجب برانگیز بود که عع اینجاهم باقیمت خیلی کم لباس میدوزندو کارهاشون شامل تیشرت وشلوار راحتی بودن بیشتر و یاکارایی که برش زده براشون میفرستادن و فقط این کارگاه کاردوخت براشون انجام میداد
اولین نکته برای من اینجا رقم خورد
طی نکردن قانون تکامل
از اونجایی که تو اینستا پیج پارچه فروشی داشتم و داشت همون پارچه مجلسی و شیکی که خیلی مانتوش ترند شده بود تو بازار رو میفروخت باقیمت به نسبت مناسب،گفتم بجای اینکه بیام تیشرت شلوار به این سادگی بدم بدوزن حالاپارچشو ازکجاپیداکنم و….بذار این کارمجلسی رو بدم برام بدوزن خلاصه که چقددددر طول کشید تا پارچه رو برش بزنه شاید حدود2هفته طول کشید تا برسه به دستم،به هرحال رسوندمش دست خیاط و تازه متوجه شدم عع خیاطه هم انکار اونقدراکه فکر کردم مهارت مزونی نداره،شاید حدود1ماه دستش بود، همون موقع مامانم گفت قیمتشو طی کردی باهاش ؟منم ازاونحایی که خیلی رفت و امد شده بود دیگه قیمتشو نگفتم و پیش خودم گفتم بابا بلوز شلوار اونقدددددددرکم میدوزه حالا مانتو رو مثلا چنذبرابرش میگیره بازم پولی نیست….خلاصه بعد یک مااااه که چقد هرروز به فکرش بودن که چی شد یاد بهش پیام بدم و….رفتم و گفت ببخشید خانم فلانی مانتو دوتانرفت(این درحالیه که من بهش کفتم ببین پارچه فروشه میگه واسه دوتامانتو باید انقد پارچه ببری میگفت نه همینقد که من میگم بیار بسه)القصه یعد یک ماه مانتورو داد من بهش گفته بودم سایز46بزن اونم گفت من گشتم سایزرو از تو اینترنت دراوردم اندازه هاش این بودو مانتو با اندازه های ایشون سایز52بود تقریبا،ینی یک دونه مانتو سایز52به من تحویل داد و بقیشم پارچه بود که توبه کردم از پیشش پارچه رو اوردم حالا قیمتش چقد بود؟یه قیمت بسیار بالا گفت کارمزونه و براش زحمت کشیدم…..مانتورو اوردم اول ازهمه که هزارنفر اومدن دیدنش وعاشقش شدن چون پارچش خیلی شیک بود ولی سایزهیچکسسسس نبود یکیدونفرم سایزشون شد گفتن این دوختش چرااینطوریه؟انکار خیاطشون خوب نبوده…!!!!!!
فقط یه نفراومد که تنش خیلی خیلی شیک بود و نبردش چون گفت قصدخرید لباس اسپرت داشتم…
خلاصه درس اول
رعایت کردن قانون تکامل
از تیشرت راحتی شروع میکردی بعد پارچه به اون گرونی رو بهش میدادی و اعتماد میکردی!
خب این لباس از اول زمستون تومغازه بود و میدیدم که هیچکس یا دوختشونمیخاد سایزش و خیلی بابتش ناراحت میشدم که این همه پول وزمان حیف شد….
دوباره همون خانمه که خیلی بهش میومد لباسه اومد ولی بازم نبردش
تااینکه چندروز پیش یه خانم دیگه اومد و گفت خوب بود قیمتشو که گفتم ،گفتمش بهت تخفیفم میدم….خانمه هم گفت یکم قیمتش زیاده اکرکم کنی ازش ببرمش ،منم یه مقدار خیلی عالی کم کردم چون قرارم بود بخاطر اخرفصل حراجش بزنم نمونه
گفتم خب حالاعب نداره این ببره پولش دستم بیاد
گفت نه من انقد نمیخام فکرکردم میخای بگی فلان تومن (یه مبلغ خیلی خیلی پایین)گفتمش که اصلااا نمیتونم،گفت خب باشه اگر دیدی واست راه داشت اطلاع بده میام میبرمش
حالا منم استرس که ای بابا حالا یکیخوشش اومده بده بره دیگه
گفتم باشه فلان قد
دیدم نهههه بازم راضی نیس ینی سه برابر قیمت اولی که براش کم کردم کمش کرد(ینی یه عدد بسیاربزرگ)گفتمش نه اصلا(ولی تو ذهنم بازم یه حرفی بود که بابا کیمیخاد ببره بفروشش بره )ولی ازاونحایی که خوشم نیومد دیگه انقد ارزشو بیارم پایین و اونم راهشو بلد بود دید من قصد فروششو دارم هردم ودیقه میگفت باشه من میرم اکه اوکی بودی زنگبزن منمگفتم باشه(منظورم از باشه این بود که زنگمیزنم)دیدم کارتودراورد گفتم خب ولش کن دیگه کارتشواورده میگشم میره
خلاصه با یه مبلغ بسیارررررکم خریدش و رفت
دقیقا20یا21دیقه بعدش همون خانمه که قبلا پوشیده بودش اومد گفتم مانتوم کو؟من یه ساعت پیش رد شدم دیدم داریش اومدم ببرمش
باهمون قیمت میخاست ببره حالاشاید با یه کن تخفیف!!!!!!
بله!!!20دیقه بعدش اومد!!!!
انقد اون خانمه میگفت من میرن زنکبزن و من استرس که نکنه بره نیاد و لباسه بمونه!!!!
یاد حرف استاد افتادم که میگفت من هرجا بگن الان بهترین موقعیه واسه خرید فلان چیز یاواسه فروش فلان چیز من دقیقا توهمون موقع این کارو نمیکنم!!!!!
حرص خوردم بعدش ولی راستش نه خیلی زیاد
چون من خودم به خدا گفته بودم خدایا درساتو اسون یادم بده
و این یه درس بود که درسته خیلی درد داشت ولی این دردش به درسی که یادگرفتم می ارزید
من داشتم میدیدم که چقد ارزش کارم داره پایین میاد ولی به هرقیمتی حاضر شدم اون ادم نره!!!!!
و خدا چه جواب محکمی به این رفتارم داد
که انقد اون مشتری روبرای خودم گنده کردم
انقد فکرکردم فرصت طلایی گیرم اومده
مثل تمام موقعیت های دیگه که فهمیدم هرکاری عجله توش باشه اصرارزیاد به انجام دادن یا ندادن توش باشه اون کار خطاست!!!!بازهم محکمتر فهمیدم،و ان شاالله که درسم روخوب یادبگیرم دیگه وتکرارش نکنم
مورد بعدی تو همین زمینه ولی باعملکرد عالی من بود که تو کامنت بعدیم مینویسمش
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیزم و تمام دوستانم
خداروشکر میکنم برای اگاهی های این فایل و اینکه در مدار شنیدن و درک کردنشون قرار گرفتم . خود من گاهی ناشکری و گله میکردم که چرا اینقدر الهاماتم نامشخصه و اصلا نمیفهمم نجواس یا الهام هیچ حسی بهم دست نمیده چرا مثل سپیده ی عزیز که در کلاب هاوس با استاد گفتگو کردند اینقد واضح و مرتبط با شرایط نیست و بعد سعی میکردم تکامل رو به یاد خودم بیارم که من هنوز در اون مدار قرار نگرفته م از مطالعه ی کامنت ها هم متوجه شدم که همه طی یک روند در این مدار قرار گرفتند و اونا هم الهامات غیر مرتبط داشتند . ایده ای که برای درک بهتر الهامات داشتم دوری از فضای مجازی بود و اینکه هربار میبینم یه طوفان ذهنی راجب یه موضوع بی اهمیت در ذهنم راه افتاده سریع تر به خودم بیام و کنترلش کنم و باهاش همراه نشم . الهی یه روزی برسه که هممون هرلحظه صدای خداوند رو بهتر بشنویم و بهتر بهش عمل کنیم .
نکات فایل :
مهمترین عامل برای رسیدن به شهود جهت تشخیص اصل از فرع برای شما چی بوده؟؟
در مورد بحث شهود امکان کج فهمی زیاده . خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه و در سوره شمس چندین بار قسم میخوره که بگه خوب و بد ما رو به ما الهام میکنه یعنی به ما میگه که کدام مسیر درسته و کدام مسیر غلط . ریشه (لهم) فقط یک بار در قرآن آمده اونم همین آیه “فالهمها فجورها و تقواها” بوده و دیگه تکرار نشده ولی کلمه (وحی) خیلی زیاد اومده اما چیزی که باید بدونیم اینکه با توجه به آمادگی ما مسیر برامون روشن میشود، با توجه به اینکه ما مدارمون بالاتر میره آگاهیهای دریافتی خالصتر میشن مثل اینکه با توجه به میزان فهمی که یک بچه کلاس اول داره بهش ریاضی یاد بدیم نه اینکه بهش انتگرال و مشتق یاد بدیم چون اون نمیفهمه هر چقدر که ما بهش توضیح بدیم فقط چیزی رو درک میکنه که براش آماده س . پس اینکه ما چقدر از خداوند دریافت میکنیم به اندازه ظرفمون بستگی داره، به اندازه میزان آمادگیمونه، به اندازه درسهاییه که قبلاً پاس کردیم و فهمیدیم و عمل کردیم . همه ما به هدایت خداوند دسترسی داریم و در آیه “إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ ” آمده که خداوند بر خودش واجب کرده تا همه ما رو هدایت کنه پس هممون به آگاهی، هدایت و شهود دسترسی داریم اما به اندازه ظرف خودمون مثل داستان موسی و خضر که حضرت موسی در آن زمان ظرفش برای دریافت آگاهیها کوچک بود و دائماً از خضر ایراد میگرفت ولی مثل همه ما فکر میکرد که کاملاً میفهمه و درک میکنه . خود پیامبر اسلام هم از همان اول برای دریافت آگاهیها و وحی آماده نبود و هر سال به مدت یک ماه به تنهایی به غار حرا میرفت و روی خودش کار میکرد و با خداوند راز و نیاز میکرد تا به مرور ظرفش بزرگ شد و برای دریافت وحی آماده شد و در سن 40 سالگی به پیامبری مبعوث شد . اولین آیههایی که بر پیامبر نازل شد، همان سورههای جز 30 هستند که سورههای کوتاه و موزونی هستند که خیلی سخت میشه درکشون کرد و به راحتی قابل درک نیستند حتی مفسران که سالهای سال اونها رو بررسی کردن هنوز دقیقاً نمیدونند منظور اون آیهها چی بوده و در مورد مسائل روزانه نبودند . اتفاقاً سورههایی که در اول قرآنه مثل سوره بقره، نساء و آل عمران که سورههای بسیار طولانی ای هستند، در سالهای آخر عمر پیامبر بر ایشان نازل شد همشون کاملاً واضح و قابل درکند و یک خط داستانی دارند و یک سوالی رو پاسخ میدهند و یا یک موضوعی رو مطرح میکنند که امت پیامبر باهاش درگیر بوده و اتفاقاً موزون هم نیستند پس هر دریافتی از خداوند بستگی داره به اینکه ما خودمون چقدر آمادهایم . “اینکه خداوند بینهایته به این معنی نیست که ما میتونیم اون بینهایت رو درک کنیم” حالا هر چقدر که ظرف ما بزرگتر بشه و درسهامون رو بهتر فهمیده باشیم و بهشون عمل کرده باشیم، بیشتر هدایتهای خداوند رو درک میکنیم . این توهمه که فکر کنیم ما به کل آگاهیهای خداوند دسترسی داریم در حالی که ظرف خودمون هنوز کوچیکه . پس باید جایگاه خودمون رو بدونیم و اون رو بهبود ببخشیم و خداوند به اندازهای که ما رشد میکنیم، الهامات و دریافتها رو واضحتر و روشنتر میکنه لازمش اینه هر روز بهتر بشیم و صبوری کنیم . داستان موسی و خضر خیلی مثال خوبیه چون شخصیت حضرت موسی خیلی شبیه به ماست و خیلی عجوله و زود از کوره در میره، به خاطر این اسم حضرت موسی بیشتر از تمامی پیامبران در قرآن آمده که از جنبه های مختلف به داستان حضرت موسی پرداخته شده است .
من هم در ابتدا یه سری الهامات رو اصلاً درک نمیکردم همین الان هم همینطوره ولی هرچه ظرف من بزرگتر شد، زبان خداوند رو بهتر فهمیدم . با قرار گرفتن در مسیر درست و ایمان و عمل به الهامات دریافتی ظرف من بزرگ و بزرگتر شد حتی اگر بعضی از الهامات غیرمنطقیه و نیاز به جسارت و ایمان بیشتری داره، باید بهش عمل کنیم ولی به مرور الگوها رو پیدا میکنیم و دریافتهامون واضح تر میشه . در هر صورت ما در دنیای مادی دسترسی کامل به تمام آگاهیها نخواهیم داشت چون دنیای مادی در همه ابعاد محدوده مثلاً هیچ درختی نیست که تا بینهایت بالا بره یا هیچ چیزی نیست که تا بینهایت انرژی داشته باشه یا کسی نیست که عمر جاوید داشته باشه بر خلاف دنیای غیرمادی که همه چیز در آن بینهایت مثل علم، ثروت، عمر .
یه کلید بهمون بدین در مورد عمل کردن به ایدههای الهامی و جدی گرفتن اونها که بتونیم مثل شما بهشون عمل کنیم .
به نظرم از همه چیز مهمتر باور به این است که این ایده، الهامیه و از یک نیروی بالاتر آمده من خودم وقتی حس میکنم بهم گفته میشه یه کاری رو انجام بدم، در اغلب موارد بدون بحث قبول میکنم و انجام میدم و صرفاً از روی این باور میاد که این ایده از یک آگاهی بالاتر اومده پس باید بهش عمل کنم . اینطوری تصور کنیم که ما در یک فضای جنگلی حرکت میکنیم و خداوند با یه هلیکوپتر داره از بالا میبینه که کجا جاده س، کجا آبه و… و بهمون میگه برو شمال، 10 قدم برو عقب یا فلان جا آب هست پس چون این باورو دارم که خداوند چیزهایی رو میبینه که من نمیبینم و چیزهایی رو میدونه که من نمیدونم، خیلی با ایمان بیشتر به ایدههام عمل میکنم . اگر این باورو داشته باشیم که اون ایدهها از یک آگاهی بالاتر که عقل ما نمیرسه و بهش دید نداریم اومده و کمک میکنه که به خواستههامون برسیم، خیلی راحتتر بهشون عمل میکنیم
خیلی سپاسگزارم از همگی
سلام خدمت استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباس منش.
این فایل توی نشانه امروز من بود.
احساس میکنم یکم مطالبش برا من سنگین بود مثل همون مثال انتگرال برا دانش آموز کلاس اول.
فقط درباره جمله ی آخر استاد میخوام صحبت کنم که گفت تو این دنیا همه چی محدوده و من داشتم فکر میکردم که شرایطی که من از نظر مالی، سلامتی، ارتباطی و… دارم کماکان میتونه پیشرفت کنه، درسته محدوده ولی بی نهایت میتونه رشد کنه و میتونم به درجات خیلی بالاتری برسم و اونجا به این فکر کنم که حالا دنیای دیگه ای هم وجود داره که همه چی توش بی نهایته.
چند تا نکته ی دیگه هم بود که نظر منو جلب کرد اول اینکه چقد جاده خوشگل و سرسبزی بود و چقد خوبه که تو چنین راهی درباره چنین مباحث مهمی صحبت کنی.
نکته ی دیگه اینکه استاد کلا دستش رو فرمون ماشین نبود و چقد خوب که هم از مسیر لذت ببری و هم بدون نگرانی از رانندگی به کارت برسی.
امیدوارم خدا نور الهامات رو درون منم روشن کنه
به نام خداوند حکیم
سلام استاد عزیزو خانم شایسته ی مهربان
چقدر متن انتخابیتون برای این فایل عالیه
سودای عزیز بهتون تبریک میگم برای این همه درک و آگاهی عمیق
واقعا حرف استاد درسته که کامنت های بچه های سایت از هزاران کتاب موفقیت بهتره
من هردفعه که این متن رومیخونم هی بیشتر میفهممش و توی هر جملش آگاهی جدیدی بدست میارم
خوشابه حال سودای عزیز
انشاالله به یاری خداوند ماهم باطی کردن تکاملمون هرروز درک و فهممون ازقوانین بهتروبیشتربشه
سپاس از همه ی شما
سلامت و پایدار باشید.
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
بی نهایت لذت بردم ازصحبتهای استادعزیزم/عاشقتم بخدا”استادچقدراین حرفهاتون به قلب من نشست وروحم روجلاءداد
حقیقتا استادمن همیشه به خودم یادآورمیشم که عباس ببین”خداوندچرادرقرآنی که به پیامبرنازل کرده اینقدرمثال میزنه وچرااینقدرازداستانهای پیامبرهاش مخصوصااموسی صحبت میکنه و”همیشه به این اصل قانون دست پیدا میکنم واونم تکامل هست واینکه اگر کسی به این نرسه استادعزیزم که حداقل یکبارقرآن روبه زبان خودش بخونه و”وارداصل واساس قرآن بشه وتوحاشیه هاش قرارنگیره وکاری نداشته باشه “هرگز وهرگز وهرگزنخواهدقانون رودرک بکنه “به اون صورتی که افرادی که ازخدامیخوان ودرخواست میکنن که هدایت بشن وحتما خداهم هدایتشون خواهدکردبه کتابش قرآن (چون درقرآن اصل واساس قانون روخدابازبان ساده وروشن وواضح به بندهاش گفته وتمام) خداونددرقرآن گفته باید بنده های من اندیشه کنند وتقوا(کنترل ذهن)داشته باشن وهمچنین درمواقعی اعراض کنندوو…تمام درسهایی که درقرآن گفته به نظر من هیچ کس “هیچ کس دردنیا نیست ونخواهدبود بگه وماآدمهاروبه درک حقیقی کلام خوده خدادرقرآن برسونه واین برام خیلی مهم هست که اینجا مطرح کنم وبگم منه عباس نوربخش تمام خوشبختی های زندگیم ازروزی شروع شدکه مثل :ان ای-معتادان گمنام به اون 12قدم رسیدم وزجه میزدم واقرارکردم اشتباهاتموپیش خدا وخدام منوهدایت کردبه قرآن وبعداستادعزیزم عباس منش “دستان خداوندکه خیلی ممنونتونم وبی نهایت ازخدام سپاسگزارم که شماروجلوی راحم قراردادواتفاقاهمین بوده که من حرفهای شمااستادرو”وحی مطلق میدونم وخدافقط شاهدهست درتمام زندگیم الگوبرداری میکنم وخداروشکرهمیشه موفق هستم چون (ایمانی که عمل نیاردیک حرف چرت هست) ومن به شماایمان دارم استادچون به خدام ایمان دارم وهمین ایمان وعملکردن باعث خوشبختی درتمام ابعادزندگیم شده وخواهدشد///
وبرای منه عباس نوربخش همه چیم خداست(شب وروز وخوب وزیبا وتوومنواونواینوآنو ثروت وسلامتی وعشق ولذت وآرامش ودانایی و همه چی خداست واین هاروهمیشه به خودم یادآوری میکنم که همه چی خدام هست وخوشحالم که دراین مسیرزیباهدایت شدم/خداوندابی نهایت سپاسگزارم”بابت همه چی//
ودوست داشتم بازبرای یادآوری خودم بگم اگر میخوام به همه چی برسم تاآخرعمرم بایدحتما باتمام وجودم قرآن رومطالعه وهرروز کمی درکم رونصبت به قانون خدا که همان اصل واساس قرآن هست بیشترکنم وهمین وتمام//
دوستون دارم وآرزومیکنم درپناه الله یکتا:شاد/سالم/خوشبخت/ثروتمندوسعادتمنددردنیاوآخرت باشید
یاحق///
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا تنها تو را میپرستیم
و تنها از تو یاری میجوییم
ما را به راه راست هدایت فرما
راه کسانی که به ایشان نعمت داده ای
نه راه کسانی بر ایشان غضب کرده ای
و نه گمراهان
خداوند را شاکریم بابت حضور دستان قدرتمند خداوند استاد عباس منش و مریم جان عزیز
خدا را شاکریم بابت باورهای توحیدی که خداوند از طریق استاد در وجود ما جوانه زد ودر حال رشد استبه # کامنت دومم در درباره این گام با بهره گیری از فایل:
فقط روی خدا حساب باز کن
همانجور که مشاهده میکنیم استاد نمونه بارز دریافت الهامات الهی در زندگی و بهترین الگوی زنده حال حاضر در زندگی من است…
در ادامه مطالب دیروز و تکمیل آن
استاد فقط روی خداوند حساب باز میکند
وقتی فقط روی خدا حساب باز کنی و نعمت را از آن خدا ببینی و قدرت و دولت و آبرو را از آن خدا ببینی پس:
جواب حل مسائل هم از طرف خداوند به تو خواهد رسید .
استاد به خدا و روز قیامت ایمان دارد
و از هیچکس نمیترسد
نتیجه این باور این میشود که الهاماتی به این مرد بزرگ داده میشود که نتیجه اش این میشود…
چرا این الهامات به استاد داده میشود و این نتایج ارزشمند را دارد؟
چون استاد ایمان دارد که همه کار خداوند است
و وقتی کسی همه کاره باشد دستورات را او به ما میدهد.
دستوراتی که در جهت پیشرفت ماست و پیروی از قانون است
الهاماتی که به قلب ما داده میشود تا از کدام معادله و از کدام قانون خداوند استفاده کنیم
به قول استاد و مریم جان در زمان و مکان مناسب قرار بگیریم
اینها نتیجه چیست؟
نتیجه باور به اینکه خداوند صاحب ثروت است
خداوند صاحب قدرت است
و خودش کلیدهای این گنجهای نهان آشکار را به ما میدهد
نه به صورت فیزیکیبلکه به قلب ما این آگاهی و این الهام را میدهد که در فلان ساعت و در فلان مکان حاضر باش و فلان عمل را انجام بده
پس نتیجه یکتاپرستی خود را در زندگی مشاهده میکند و آن؛
دریافت و دریافت و دریافت الهامات الهی و بودن مداوم در مدار دریافت الهامات
که نتیجهای جز ثروت سلامتی خوشبختی آرامش و تسلیم بودن در برابر حق نیست.
پیروز و سربلند و متصل به چشمه الهامات الهی باشیم
آمین
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم خانم شایسته گل ودوستان نازنین
خدابرای رژیمم وتمرکزی کارکردن روی قانون سلامتی سه روزپیش بمن االهاماتی کرد که تا اخر رژیمم باید رعایت کنم درکنار روش قانون سلامتی استادعباسمنش .استاد امروز روز4 رژیمم هست وتمرکزم فقط به هدف وزن کم کردن هست .
تواین 4روز چقدراحساس سبک شدن میکنم کلی سایزم کم شده اشتهای کاذبم ازبین رفته اصلا بازجرکشیدن نیست این روند.
چون تمرکزم فقط به لاغرشدن هست کارم اسونترشده هدفم برای لاغری اول سلامتی هست بعد زیبایی بیشتر هست .من وقتی لاغرمیشم بشدت زیبا میشم وبشدت لباسها وجواهراتم بهم میاد .احساسم خیلی عالیترمیشه بشدت ازچاقی بدم میاد .
تصمیم گرفتم هرده روز عکس بندازم ازتغیبراتم وببینم چقدرپیشرفت کردم .
برای تغییرشخصیتم که ازاین رو به اون روشدم 70درصدتغییرشخصیتم انجام شده من قبلا بشدت مغروربودم وازبالا به پایین به ادمها نگاه میکردم بشدت خودبرتربینی داشتم .غیبت خیلی میکردم تهمت خیلی میزدم .ولی کاملا همش ازبین رفته دراین ماههای نزدیک عید ادم دیگه شدم شکرگزاری اصلانمیکردم الان هروز با احساس عالی شکرگزاری میکنم .
مقایسه خیلی میکردم خودمو با بقیه الان خودموباقبل خودم مقایسه میکنم.
تعهد به تصمیماتم نداشتم همش تو دوراهی گیرمیوفتادم بدلیل ترسهام ولی الان بشدت شجاع شجاع شدم میچسبم به تصمیمات بزرگم وبهش عمل میکنم ،واون راهی رومیرم که به خواسته هام نزدیکتره .
تلویزیون چندین ماهه نگاه نمیکنم اینیستا تلگرام ندارم .
اروم وملایم وباعشوه صحبت میکنم. یه مدت کوتاه عصبانی بودم جیغ میکشیدم صدام تا اونیکی محله میرفت خیلی اعصابم خوردبود .الان ارامش زیادی دارم باتن صدای اروم وملایم وباعشوه صحبت میکنم همسرم میگه فقط پول خرجت میکنم که صداتوبشنوم عاشق صحبتهاتم پرنیاجون.
خونه رو ول کرده بودم اهمیت نمیدادم به لاکچری بودنش الان خونمو مثل عروسک درست کردم ازتمیزی برق میزنه هاپوموقبلا بهش اهمیت نمیدادم الان هرهفته اصلاحش میکنم شده مثل عروسک ،خودموبچمم که خیلی زیبا وبه روزترشده تیپ وقیافمون چون هروز بخودمون میرسیم این عکس پروفایلم برای یکسال قبله 10روزدیگه عکسمو بروز رسانی میکنم .
قیافم وتیپم خیلی تغییر کرده عالیترشده .
تغییرات دورنی بابیرونی روباهم رشدمیدم دراحساس لیاقت .
سپاسگزارم ازاموزشهای عالیت استاد .
ـ گام بیست و چهارم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر ـ
به نام خدای هدایتگر
چیزی که از این فایل با قدرت یاد گرفتم این بود که همه چیز با تمرین کردن بهبود پیدا میکنه؛ حتی قدرت ما در دریافت الهامات الهی!
چقدر این رو با پوست و گوشت و استخونم حس کردم. وقتایی که به ندای درونم توجه میکنم، میبینم که فردا از دیروز پررنگ تره. دو روز بعد نشانه های قدرتمندتر، یه هفته بعد باایمان تر…
وقتی همین الان این فایل تموم شد، یه حسی درونم گفت : خب این الان چه ربطی داشت به وضعیتی که تو الان توشی!؟ اصلا نتونستم بفهمم هدایتم چی بود. آخه من که الان به شهود نیاز ندارم. من ترسیدم. نمیدونم چجوری باید شروع کنم. اصلا این مسیرم درسته؟ اما خودم جواب خودم رو دادم.
همه چیز با تمرین کردن بهبود پیدا میکنه؛ حتی قدرت ما در دریافت الهامات الهی!
این جمله ای بود که من چند خط بالاتر نوشتم. و مطمئنم که از خودم نبود. این کلمات رو من فقط نوشتم و یک آگاهی برتری اون رو به من گفت.
من در آستانهی کنکورم. و کنکوری که میخوام بدم با رشتهی تحصیلیم مرتبط نیست. به خاطر همین خیلی جسارت میخواد. خیلی کنترل ذهن میخواد. بودن تو مدرسه ای که همه دارن یه رشته میخونن و من یه رشتهی دیگه، ممکنه گاهی تمرکزم رو به هم بریزه. اما من میدونم ریشهی این ترس چیه. ترس از نشدن! حتی وقتی اسم ترس میاد یعنی مسیر نادرسته! پس برای خودم مینویسم :
حدیث عزیزم! مسیری که داری توش قدم میذاری، پر از موقعیت های جدید و برخورد به اتفاقاتیه که تاحالا تجربهشون نکردی. ولی هر تجربه ای یه اولین باری داره دیگه، مگه نه!؟ این اولین بارها باعث میشه ظرف وجودیت بزرگتر بشه. بیشتر یاد بگیری، بیشتر خطا کنی، بیشتر خروجی بگیری! میدونی که علاقه همه چیز رو توجیه میکنه. حتی سخت ترین تلاش ها رو. تمرکزت رو بذار روی خودت، مسیرت، حال خوبت. و مطمئن باش هر چیزی که براش بها پرداخته بشه، به نتیجه میرسه.
خدایا شکرت
خدایا شکرت که اینجام
میخوام چشممو ببندم رو هرچی نجوای ذهنیه. و قلبم رو بسپارم به هدایت الهی.
خدایا من تسلیمم
تسلیم به هرچیزی که از جانب تو بهم میرسه
فقیرم به هرچیزی که تو بهم میگی
من هیچی نمیدونم، تو میدونی. تو آگاهی، تو عالمی. من نادانم، تو دانایی. هدایت کن من رو به مسیری که باید!
خدایا شکرت
سلام نازنین من ! امروز چطوری؟!
اره اره مرسی که برام تکرارش کردی: هرررررچیزی با تمرین بهبود پیدا میکنه، حتی بازی Rush که با گوشی بابا انجام میدادیم. اولاش به زور پنج امتیاز میگرفتم ولی الان رکوردم رسیده به 144. بس که تمرین کردیم خب :)
وای حدیث از نشانهها نگو دیگه. اصلا عین یه بازی میمونه که باید رابطه بین افکار و احساساتت رو با دنیای بیرون از خودت کشف کنی. خیلی مهیج و فکریِ، و البته لذتبخش و جذاب؛ بازیِ نشانهها.
در پایان هم دوست دارم یبار دیگه اینا رو بهت بگم:
حدیث عزیزم! مسیری که داری توش قدم میذاری، پر از موقعیت های جدید و برخورد به اتفاقاتیه که تاحالا تجربهشون نکردی. ولی هر تجربه ای یه اولین باری داره دیگه، مگه نه!؟ این اولین بارها باعث میشه ظرف وجودیت بزرگتر بشه. بیشتر یاد بگیری، بیشتر خطا کنی، بیشتر خروجی بگیری! میدونی که علاقه همه چیز رو توجیه میکنه. حتی سخت ترین تلاش ها رو. تمرکزت رو بذار روی خودت، مسیرت، حال خوبت. و مطمئن باش هر چیزی که براش بها پرداخته بشه، به نتیجه میرسه.
در پناه الله باشی.
به نام خداوند هدایتگرم به سمت آسانی و عشق و لذت و نعمت و برکت و ثروت و فراوانی و سلامتی و روابط عالی و خوشبختی و سعادت
سلااام به استادانم
سلاام به همه دوستانم
موضوع جلسه : قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی
خداوند همیشه داره ما رو هدایت میکنه منتها به اندازه ظرف و آمادگی ما مسیر برامون روشن میشه
اینکه خداوند بی نهایته به این معنا نیست که ما بتونیم بی نهایت دریافت کنیم
ما به اندازه ظرف و امادگی مون ، آگاهی رو درک و دریافت میکنیم
خداوند به اندازه ای که ما رشد میکنیم الهامات و دریافت ها رو واضح تر میکنه
باید باور کنیم
من خودم همیشه و هر لحظه میگم خدا هدایتم کن چی بخورم کجا برم چی بپوشم و کلا خودم رو سپردم و اتفاقا این روزا دارم روی قدم 11 کار میکنم که با سوالات خوب بهتر این مسیر داره برام واضح میشه
وقتی میپرسم چطور بیشتر لذت ببرم خدا جواب میده و هدایتم میکنه منم میفهمم
وقتی میپرسم چطور ارتباطات بهتر با بچه هام داشته باشم جواب میده
خیلییییی خووبه سوالات قدرتمند میپرسیم جواب ها خیلی خوبن
خدایاااااا شکرررت