مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی» - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»229MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»19MB21 دقیقه












به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
مهم ترین عامل برای دستیابی به شهود تشخیص اصل از فرع چیست؟
-خداوند همیشه با ما صحبت می کند
-خداوند هفت مرتبه قسم خورده که شر و خیر شما به شما الهام خواهد شد
-کلمه ی الهام(از ریشه ی لهم)یکبار در قرآن بیان شده است
-کلمه ی وحی در قرآن بارها و بارها تکرار شده است
-با توجه به میزان آمادگی ما الهامات دریافت می شود
-با بالا رفتن مدار درک ما از شهودهای الهی الهامات بیشتر می شود
-قسمتی از الهامات الهی را درک می کنیم که با مدار کنونی ما هماهنگ و سازگار باشد
-میزان درک و دریافت الهامات به اندازه ی ظرف وجودی ماست
-خداوند می فرمایید: انا علینا الهدی بر ماست هدایت شما
-همه ی ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
-همه ی ما به یک اندازه به شهود و الهامات الهی دسترسی داریم
-به اندازه ی ظرف وجودیمان می توانیم الهامات الهی را درک و دریافت کنیم
-در داستان موسی و خضر : ظرف وجودی حضرت موسی برای درک پیام های الهی آماده نبود
-الهاماتی که به پیامبر می شد متناسب با آمادگی و ظرف وجودی اوست
-هیچ فردی حتی پیامبران از همان ابتدا آماده ی دریافت پیامهای خداوند نبودند
-سوره های ابتدایی و کوتاه قرآن مربوط به دوران اولیه پیامبر است
-آیات ابتدایی موزون شعر گونه مشکل در درک و فهم داشتن مفاهیم چند پهلو که مربوط به آخرت است را شامل می شوند
-پیامبر در ابتدا نمی توانسته از قوانین الهی در زندگی روزمره ی خود استفاده کند
-آیات پایانی واضح منطقی کاملا قابل درک تکرار شونده مشخص دارای خط داستانی پاسخ دهنده به مسئله ای خاص هستند
-دریافت الهامات الهی کاملا مربوط به میزان آمادگی ماست
-خداوند بی نهایت است اما ما قادر به دریافت بی نهایت نیستیم
-به میزان آمادگی ما الهامات دریافت می شوند
-جزء اول قرآن خط داستانی مشخص داشته که می توانیم از آنها درس و تجربه کسب کنیم
-شخصیت موسی مانند ماست
-مطالعه ی داستان موسی و خضر به ما در درک چگونگی دریافت الهامات الهی کمک می کند
-لازم است باورهای ما بهبود یابد تا بتوانیم پیام های الهی را واضح تر و شفاف تر دریافت کنیم
-در ابتدا شهود و الهامات الهی را متوجه نمی شویم و به تدریج با بزرگ ترشدن ظرف وجودیمان به نشانه های الهی راحت تر پی می بریم
-با عمل کردن به الهامات الهی در مسیر درست حرکت کردن ایمان و عمل صالح به دنبال هدایت های الهی بودن یافتن الگوها جسارت و شجاعت می توانیم الهامات الهی را بهتر و راحت تر درک و دریافت کنیم
-در دنیای مادی به آگاهی های الهی دسترسی نداریم
-دنیای مادی محدود است
-دنیای پس از مرگ بی انتهاست
چگونه به ایده های الهامی خداوند عمل کنیم؟
-برای عمل کردن به ایده های الهامی باید باور کنیم: ایده ها الهامی و از جانب خداوند هستند
-اگر ایده های الهامی را از طرف خداوند بدانیم بی چون و چرا به آنها عمل می کنیم
-آگاهی های خداوند برتر و بالاتر از آگاهی ماست
-خداوند مسیرهایی را برای تحقق اهدافمان می داند که ما آنها را نمی دانیم
-ایمان و باور داشته باشیم ایده ها الهامی و از طرف خداوندند تا بتوانیم به راحتی به آن ها عمل کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای هدایتگرم
سلام به همه ی عزیزان
گام24
خداوند همواره در حال هدایت کردن ماست،
همه ی ما دسترسی یکسانی به هدایت های خدا داریم اما هر کسی به اندازه ی خودش هدایت هارو دریافت میکنه
مابا توجه به آمادگی و ظرفی که داریم هدایت ها و الهامات خداوند و دریافت میکنیم و مسیر برای ما باز میشود
یعنی خود بحث دریافت هدایت خداوند تکاملی انجام میشود
هر کدوم از ما با توجه به مداری که توش هستیم هدایت های خداوند و دریافت میکنیم
با هر بار عمل به هدایت ها مدار ما بالاتر و آگاهی هارو خالص تر دریافت میکنیم
آمادگی ما در دریافت هدایت های خداوند به ایمان و عمل صالح ما به صبر و توکل ما بستگی داره
هربار که سعی کنیم به هدایت های خداوند عمل کنیم و ایمان مون نشون بدیم و نتیجه ی عمل به هدایت که آرامش و احساس خوب رو بچشیم و درک کنیم عمل به الهامات بعدی راحت تر با ایمان بیشتر خواهد بود
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویم هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه گمراهان الهی آمین.
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربون و صبور امیدوارم همیشه حال دلتون عالی باشه و در مسیر لذت بردن از تک تک لحظه های زندگیتون باشین
چیزی که من درک میکنم از این فایل مسیر تکاملی هر انسان برای رسیدن به خواسته هاشه شاید ما نتونیم اینو به سادگی درک کنیم که خداوند به ما الهام میکنه شاید اینجور بهتر قابل درک باشه که ما طبق توجه و احساساتی که داریم در هر لحظه داریم فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنیم و طبق قانونی که خداوند تو این دنیا قرار داده که همون قانون جذب باشه اون فرکانس فرکانس های شبیه به خودشو با احساسات شبیه به خودش جذب میکنه و این تکرار و تمرینی که ما انجام میدیم باعث میشه هر دفه درک بهتری داشته باشیم و فرکانس قوی تری با احساسات بهتری ارسال کنیم که تو زندگیمون مثل شرایط اتفاقات موقعیت و… شکل میگیره و میشه نتیجه اون فرکانس ها مثل فوتبالیستی که تو هر بازی پخته تر میشه و اون تجربه ها تو بازی های بعدی به کمکش میاد و میتونه کیفیت بهتری از خودش ارائه بده که همه اینارو شما خیلی فوق العاده توضیح دادین و بازش کردین ولی خب ما فراموش میکنیم و باید یادآوری بشه🙏🌹 ی سوالی من دارم استاد و اینو هم میدونم که شما بارها گفتین که سوالی که تاثیری تو زندگیتون نداره رو بیخیالش بشین و به موضوعات اصلی بپردازین خب من سعیم تو همین راستاست و دارم رو خودم کار میکنم فقط چون بحث قرآنی هستش میخوام اینو بدونم که وقتی ما میگیم هیچکس از اون دنیا خبر نداره و نمیدونیم چه شکلی هستش چرا پیامبر اسلام این آیات رو گفته یعنی از کجا به اینا رسیده ؟ من به تنها جوابی که رسیدم این بوده که اینها فقط حدس و گمان های پیامبر بوده و یا به اصطلاح تجسم از اون دنیا طبق افکاری که اون موقع تو ذهنش بوده گفته شده و به دلیل همین موضوعی که شما فرمودین که ظرف پیامبر اون موقع کوچیک بوده متوجه نبوده که اینا اصل نیست و بعدها که ظرف پیامبر بزرگ تر شده اومده تو آیه ۷ سوره آل عمران گفته که سراغ اصلیات بریم و به فرعیات کار نداشته باشیم همون طور که شما به زیبایی و سادگی توضیح دادین تو دوره دوازده قدم من به این جواب رسیدم اگر توضیح بیشتری داره ممنون میشم جواب بدین 🙏 و در آخر خیلی ازتون سپاسگزارم بابت تمام آگاهی هایی که در اختیار ما قرار میدین و کمک میکنین دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه ارادتمندم ❤️❤️
سلام به همگی
درکی که من دارم و تجربیات قبلیم از وقتی فهمیدم به ما الهام میشه
من یه ایرادی که از شروع کسب و کارم داشتم تا امسال این بود که یک ایده یا دو تا ایده پشت سرهم انجام میدادم بعد ایده سومیه رو به تاخیر مینداختم میگفتم خب بزار نتیجه اونا بیاد
درصورتی که نتیجه ایده سومیه بود ، و خب به خاطر همین بود که روند رشدم توی کسب و کارم اون دو سال اول واقعا کند بود
سال سوم روند رشدم خیلییی سریعتر از سالای قبلش شد ولی نمیدونستم دقیقا به خاطر چیه
امسال باز یکم بهتر درک کردم و دارم سعی میکنم دیگه بین قدم دوم و سومم صبر نکنم
هی به یاد میارم که سارا نباید صبر کنیا ، باید ادامه بدی ، خب نتیجشم خداروشکر دارم به چشم میبینم
که از کار مورد علاقم که آرزوم بود بتونم 50 هزار تومن پول بسازم الان چند برابر این مبلغ ماهیانه ساختن برام عادی شده
درصورتی که قبلن نبود
یه تجربه ی باحال دیگم داشتم از اینکه من به اون الهام و درک کج و کوله ی اولیه م عمل کردم
سال اول ورودم به سایت بود که یک الهامی به من شد که باید انصراف بدی از دانشگاه
حالا وضعیت من چی بود؟ من پر از ترس بودم
پر از وابستگی به خانواده
پر از این باور که من اگر از این رشته انصراف بدم کل خانوادم میپاشه و من بدبخت و بیچاره ی عالم میشم
خیلی باورهای ایراد داری داشتم
تکامل رو هم که اصلا نمیدونستم وجود داره
چند ماه رو خودم کار کردم که تونستم این تصمیممو به زبون بیارم جلوی خانوادم
استاد گفت شجاعت میخوادا ، برای اون اول من مثل تصمیم مرگ یا زندگی بود
واقعا هم ازش گذشته الان میفهمم که من اون روز فقط باید این تصمیممو به زبون میاوردم
چون من هیچ وقت انصراف ندادم از اون رشته
در نهایت مجبور شدم دو ترم باقی مونده رو بخونم و البته شانسم گفت که غیر حضوری بود و راحتتر بود برام گرفتن مدرک نهایی
ولی عمل به همون الهامی که کج و کوله فهمیده بودمش باعث شد من یکم ترسام و وابستگی هام مخصوصا به پدرم و مادرم خیلی کمتر بشه
در حدی کمتر بشه که اگر مخالفتی بشه یا دخالتی بشه توی تصمیماتم ، من اون تصمیم رو انجام میدم اگر بدونم درسته ، هر چند که مخالفت ها زیاد باشه
اگر من عمل نمیکردم به همون درک کج و کولم اصلا دنبال این نمیرفتم که خودم پول بسازم و منتظر کسی نباشم که بهم پول بده چون تا قبلش فکر میکردم من اصلا نمیتونم پول بسازم
ولی قرار گرفتن توی اون موقعیت های سخت بعد از عمل به الهامم بود که منو مجبور کرد تکون بخورم ، منو مجبور کرد که خجالتی بودن، ترسو بودن ، حساس بودن رو بزارم کنار چهار تا قدم بردارم برای زندگی خودم
وگرنه تا قبلش یه دختر وابسطه بودم
یا بارها توی آثارم شده اول کار یه تصویری تو ذهنم اومده شروع کردم به ساختنش بعد در حین پروسه ی ساخت هی بهم گفت خب حالا اینجاشو بهتر کن ، یا نه ابنجا رو خراب کن این شکلی بساز بعد نتیجه چی شده؟
مشتری عاشق کارم شده
در نهایت این رونده ساخت و خراب کردن و دوباره ساختن باعث شده من تو تمام این 4 سال توی حوزه ی علاقم پیشرفت نجومی داشته باشم
من خودم یه سری این ایده ها رو جدی نمیگیرمچون اون باوری که استاد گفت رو نداشتم
الان حداقل یکم درک کردم و شنیدم این حرفو که باور کنم این ایده هه رو خدا گفته تا من به خواسته ی درآمدیم برسم پس انجامش بدم
ما بقی آیات هدایت:
یوسف:111
هر آینه در سرگذشت آنها عبرتی است برای خردمندان. سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق در کتب پیشین و بیانگر روشن هر چیز است؛ و هدایت و رحمتی برای مردمانی است که ایمان آورند.
باز این تکرار شده که در کتاب های الهی برای مردمی که ایمان میارن هدایت هست
رعد:7
و کافران گویند: چرا نشانهای از پروردگارش به او داده نشده؟ تو فقط هشداردهندهای و برای هر قومی ، هدایتگری بوده است.
رعد:31
اگر قرآنی بود که کوهها با آن به حرکت در میآمدند، یا زمین بدان متلاشی میشد و یا مردگان بدان به سخن میآمدند ، با این حال همه امور به دست خداست. آیا مؤمنان قطع امید نکردهاند که اگر خدا میخواست، حتماً همه مردم را هدایت میکرد و بر کسانی که کفر ورزیدند، به سبب کردارشان یکسره مصیبت کوبندهای میرسید یا در نزدیکی خانههاشان فرود میآمد؟ تا زمانی که وعده خدا فرا رسد، مسلماً خدا خُلف وعده نخواهد کرد.
همه قرار نیست هدایت بشن ، چون اون آدما حتی اگر کوه رو به حرکت در بیاره اون کتابه باز نمیفهمیدن
نحل:9
و بر خداست راه راست و برخی از آن بیراهه است؛ و اگر خدا میخواست هر آینه همه شما را هدایت میکرد.
باز دوباره داره تکرار میشه همه هدایت نمیشن
سلام وصد سلام وصدسلام به همه ی دوستانم
در مورد شهود والهامات ، آگاهی واطلاعات دقیق رو ازاستاد عبامنش شنیدم .
خوب خیلی تو زندگی حسش کردم ، مثلا بارها شده یه سری کارها رو میگفتم کاش انجامش میدادم ،یا به دلم اومدگفتن این حرف درست نیست، ولی گفتم که ای کاش نمی گفتم ، فلان جا میخواستم برم نرفتم با اینکه حسم خوب بود .
قبلا ، من یه گوشی لمسی داشتم که خیلی دوستش داشتم ، قسمت لمسش خراب شد ووقتی می خواستم تایپ کنم به حالت عجیبی شروع میکرد تایپ کردن بدون اینکه دست بزنم ، حتی گوشی رو تا روشن میکردم این اتفاق می افتاد ولی حروف تایپ شده مفهوم نبود، انگار به صورت رمز زده میشد این سوال رو میکردم کی هستی نامتو بنویس ولی حروف صفحه تند وتند روشن میشد ویه سری پشت هم تکرار میشد،گاهی میترسیدم که چرا این اتفاق تکرار میشه ، بچه ها میگفتن خوب معلومه صفحه خرابه ولی اگه خرابی صفحه بود فقط باید حروف همونجا فشرده میشد نه از کل صفحه . گوشی رو عوض کردم ونفهمیدم چی بود دقیقا .چندین بار حروف رو یاد داشت کردم و فکر کردم به زبانهای دیگه باشه یا حروف ابجد باشه ، بالاخره ولش کردم.
الآن یه سری از خدا سوال پرسیدم و منتظره جوابم بارها شده کتابی از میز انداختم وبعد از اینکه ورش داشتم وبستم ، یادم اومده که نکنه چیزی برا من داشته که دیگه دیر شده ومتوجه نشدم کجای کتاب باز شده بود .تازه گیها تو کامنتهای دوستان که میخونم هی کلمه ای نشانه دار میشد برای کپی ، اولش متوجه نمیشدم ، ولی چند بار کلمه ی انتخاب شده رو نگاه کردم وبه خاطر سپردم یه سری این تکرار شد دیدم کلمه تغییر ، شخصیت، کار، اومده وبعدم فکر کنم توفایل مهاجرت به مدار بالاتر استاد راجع به تغییر شخصیت وتبدیل عادات غلط به عادات خوب تاکید کرد ودیدم این جواب یکی از سوالات من بوده.
دقت کردن وفهمیدن نشانه ها والهامات الهی که بیشتر به صورتهای مختلف میاد، درکش تو زندگی روز مره که مشغول میشیم ، خیلی حواس جمعی بیشتری میخواد .
من بارها شده غذا درست میکنم نمک ریختم ، میگم نکنه نمکش کم بشه ، بازم میخوام بریزم حسم بد شده وگفته نریز ولی گوش ندادم وریختم وبعد که چشیدم دیدم چقدر شور شده ، یادمه یه بار داشتم الگوی شلوارو مینداختم رو پارچه که ببرم والگو چند بار سر خورد وافتاد زمین وهر بار ورش داشتم وگذاشتمش رو میز روی پارچه تا ببرمش، موقع دوخت دیدم دمپای شلوار کمه وقتی دقت کردم متوجه شدم الگوی شلوار ایراد داشته واگه من قبل برش متوجه این میشدم که کاغذ بی دلیل هی نمی افته بهتر بود، هرچند شلوارو باگوشه انداختن درستش کردم ، فقط میخوام بگم الهامات همیشه هست ولی درک زبانش هوشمندانه عمل کردن رو می طلبه .یک کلید برای من که بتونم الهامات رو جدی بگیرم ، میتونم بگم همین حسهاییه که در طول روزوشب در لحظه ، لحظه ی زندگیم حسش میکنم ودیگه برام واضحتر شده که هست وبرای ماندن در این مدار ، عمل کردن وتمرین درک بیشتر آن است .
الآن سالهاست که هر عید که میشد چرخ خیاطیم خراب میشه ودم عید درستش میکردیم ودوباره عید بعدی کار نمیکرد .احساس میکنم جواب سوالم که کار مورد علاقه ام چیه ومن فکر میکنم خیاطیه رو میخواد بگه که نیست یه چیز دیگه است چون تکرار این اتفاق نمیتونه الکی باشه!!!
امیدوارم الهامات درونیم امسال واضحتر بگه ومن ببینم خیاطی رو ادامه بدم یا نه، دنبال مسیر دیگه ای باشم.
من از خدایم از ربّم در خواستی کردم ونشانه هایی آمد و به امید خدا تا عیدبهش میرسم و میام و در موردش مینویسم .
آرزو میکنم وامیدوارم همگی گنجایش ظرف وجودیمون برای دریافت آمادگی بیشتر وثروت وتوحیدوتقوی، بزرگتر وبزرگتر بشه…
سلام همکلاسی خوبم،
از توجهی که به الهام و نشونه داشتید و داربد لذت بردم و یاد یکی از الهامات واضح که چند ماه پیش داشتم افتادم اینجا براتون مینویسم؛
مدتیه که به شدت در صدد تغییر شغلی هستم که سالهاست بهش مشغولم و داشتنش البته معجزه ای از طرف خدا بود برام ولی خوب به مرور درآمدش کم شد و به دلیل پر شدن سقفش ( به نسبت چیزی که من ازش میخواستم و به دست هم آوردم ) و چند دلیل دیگه ، میخوام که تغییر شغل بدم ، مدتی پیش تو خیابون داشتم میرفتم و شدیدا توی ذهنم داشتم با خدای خودم حرف میزدم و دقیق رسید به اونجا که من ازش پرسیدم که خدایا پس کی بهم میگی که چکار کنم برای تصمیمی که راجع بهش از خودش کمک خواسته بودم و دقیقا توی همون لحظه که این جمله توی ذهنم مرور شد داشتم از دم یه میوه فروشی رد میشدم که رادیوش روشن بود و یه خانم مجری داشت این جمله رو میگفت که : خدا خودش موقعش که بشه بهت میگه چکار کنی !!!!! خدا رو شاهد میگیرم دیگه اصلا نه یک کلمه بیشتر و نه یه کلمه کمتر و فقط همین مقدار یعنی همین یه جمله رو شنیدم و از دم مغازه رد شدم.
واقعا تا چند دقیقه بعدش انگار یه جورایی شوک بودم.
باور به الهامات باور به غیبه و از نشونه های بارز ایمانه .
الذین یومنون بلغیب
به نام خداوند بخشنده ومهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
کامنت قبل یه موضوعی درباره اصرار نداشتن با انجام دادن یا ندادن کاری رو بیان کردم
و ایننکته خیلی برام نکته کلیدی شده که استاد میگن اون راهی درسته که اسونه
و من اینو باتماموحودمفهمیدم که راه درست شاید تلاش بخواد ولی جون کندن توش نیست
مسیرش انقد همواره و صافه که تو میتونی بفهمی راهت درسته یاغلط
موهای من بلندبود چندوقت پیش شاید چیزی حدود20سانت ازشون کوتاه کردم ولی دوباره بعد چندماه هم به شدت دلم موی کوتاه میخاست(یه جمله هست وقتی یه دختری میخاد خودشو عوض کنه اول موهاشو کوتاه میکنه )خیلی بهم حسخوب و انگیزه خوب میداد،مخصوصا که من تورویاهام همیشه میگفتم مثلا بعد ازدواجم موهامو کچتاه میکنم و اینطوری واونطوری
و بعد دیدم خب من تاکی باید انتظار بکشم کی ازدواج میکنم کیموهام کوتاه کنم من نمیخاد انتظار بکشم از انتظار خوشم نمیاد میخامکاری که دوست دارم انجام بدم از طرفی یه مدت ریزش موگرفته بودم وموهای بلندم خیلیییی نازک شده بودن ولی موهای جدیدم خیلی پرپشت و خوب بودن خداروشکر پس یک کوتاهی قشنگ حال موهامو جا میاورد و دوباره پرپشتی موهام معلوم میشد و قشنگ میشد،و از طرفی اون تغییره خیلی بهم انکیزه تغییر کلی میداد
خلاصه که یکباره جو گرفتم که حتماااامیخام کوتاه کنم بعد پیش خودم گفتم من که میخام کوتااه کنم موهامم که خیلی بلنده خب بفروشمشون
یه خانم اومد میگفت موی تو خیلی مشکیه و راستش یکم اخلاقشم جالب نبود میگفت حوصله ندارم سردرددارم!!!!منم اخلاقش خیلی به دلم ننشت ولی خب قشنگ هوسه منو گرفته بود میخاستم کوتاه کنم ،اولش کفت مثلا انقد گفتم نه بابا کمه بعد دیدم من که میخامکوتاه کنم عب نداره هرچقد گفت بعد دیدم گفت نه من از بیخ بزنم برام میصرفه و یه قیمت بسیار کم!
بازهم متوجه جو منفی میشدم ولی صدای ذهنم انقد بلند بود که میگفت فقط کوتاه کن فکر نکن….اینجور مواقع یک لحظه صدای ذهنم خاموش شه خوب میشم ولی خاموشش نمیکردم….به هرترتیب رسید یه جایی خانمه میگفت اصن موی تورو نمیخام کوتاهه من یاید اینطور بزنمش و اونطورکنم که بدرد بخوره
دیگه قرار شد بره
منم گفتم فردا بشه من از فکر ش بیرون میام و تقریبا هم اینطورشد
ولی باز هردم به سرم میزد بیا خودت قیچیبردارکوتاه کن
نمیدونم اژ این حسا بهتون دست داده تاحالا
انگار ذهنم یه بچه سه ساله لجباز میشه فقط میخاد یه کاری بکنه،ولی خب بازم کناراومدم گفام نه فاطمه چت شده ولشون کن
خلاصه گذشت تا امروز که مشغول شکرگزاری یودم یه خانمه واسه خرید موهام گفت
وای چقد حالب بود
اینکه چقددد خوش اخلاق و خوش برخورد بود
چقددددد اسان گیر بود
چقددد قیمت عالی بهم گفت و موهامو جوری کوتاه کرد که ارایشگر مدل باب تونست بعدش برام دربیاره!!!
و بعد باز به این نتیجه رسیدم هیچ ساعتی بهتراز ساعت خدانیست فقط کافیه صبرکنی و توکل
و من نتیجه کنترل هربار هوس الکی که به من میگفت بابا قیچیبذار توموهات خیلی مزه میده ،کنترل اون لحظه که خانمه اکر یه مبلغ خیلییییی حیلی خیلیییی ناچیز ینی یک شیشم پولی که بهم داد رو میگفت بازم قبول میکردم فقط بخاطر اینکه نخوام صبرکنم و بخوام فقط کاری که گفتم رو همییییین الان انجام بدم،یحورایی درگیر هوس بشم بدون فکر!!!روکرفتم
بایه قیمت خیلی خیلی عالی با یک عالمه خنده وشوخی و خوشرویی
یدون هیچگونه سخت گیری
با یه مدل موی زیبا
موهامو فروختم
کاش یادم بمونه که هیچساعتی بالاترو بهترازساعت خدانیست…..
کافیه بهش اعتمادکنی
و صبرکنی….
عاشقتم خدا
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).
(خداوندی که) مالک روز جزاست.
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم.
ما را به راه راست هدایت کن…
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا
استادددد گرامی مچکرممممم
شکر خدا که امروز هم تونستم گام بیست و چهار پروژه رو پیش ببرم.خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم.
یکی از نکاتی که چند ماه اخیر من متوجه شدم و خیلی استفاده کردم ازش این بوده که هر مساله یا چالشی که دارم رو با خدا مطرح می کنم مثلا فرض کنید که در برقراری رابطه با فرزندم مشکل دارم و حالا درخواست کمک می کنم و خیلی زود یک کتاب یا یک دوره آموزشی یا یک فیلم رو بهش می رسم که متوجه میشم محتواش مربوط میشه به همون مساله ای که من درخواست کمک کردم. حالا سعی میکنم اون محتوا رو درک کنم و از اون مهم تر اینکه در عمل ازش استفاده کنم.هر چقدر من عملگراتر باشم و به اون دریافت هایی که داشتم بیشتر عمل کنم خداوند باز مسیرهای جدیدتری رو نشونم میده و این رشد انتهایی نداره تا وقتی که خودم بخوام تا تکامل داشته باشم.
سلام استاد عزیز و بزرگ
اینقدر حرفاتون ادم رو توی حس. واقعی میبره که مو به تن ادم راست میشه , یعنی فکرشو بکن ادم بتونه ظرف وجودیش رو اونقدر بزرگ کنه که در یک روز , در یک لحظه , در یک موقعیت اونقدر ارتباط برقرار بشه که خدا با ادم حرف بزنه … چه عظمتی چه ترسی. چه حسی. قابل توصیف نیست. … اون لحظه ای که خدا برای اولین بار به قلب پیامبر وحی کرد. … بی دلیل نبود که پیامبر بعد از. برگشت از غار می لرزیدن,
وای خدای من , چه طور ادم میتونه این. عظمت رو
نمیدونم اسمش رو چی بذارم این سنگینی انرژی رو تحمل کنه. و چقدر وجود اون ادم بزرگه که لایق صحبت با خدا شده.
و چقدر زیباست این خدایی شدن
و خوش به سعادت شما که این چنین هدف بزرگی دارین و توی این مسیر قرار گرفتین
همیشه از قدیم وقتی به ایه هایی که خدا به تک تک پیامبرانش سلام میکرد میرسیدم اشک توی چشمام حلقه میزد که خدایا چطور ادم میتونه به این مقام برسه که خدا اینجوری با عشق بهش سلام بده.
و استاد جانم چقدر شما بزرگید و والا.
که اینجوری توحیدی شدین توحیدی فکر میکنین و توحیدی عمل میکنین
و چقدر حس خوبی دارین موقعی که با خدای درونتون صحبت میکنین و اعتماد کامل دارین به حرفایی که بهتون میگه و الهاماتش , و چقدر این احساس و رسیدن به این حالت به ادم ارامش میده که همیشه هدایت میکنه به مسیر خیر و خوبی, پس دیگه هیچ نگرانی وجود نداره وقتی توی این مسیر قرار میگیری .
امیدوارم همه مون این حس رو تجربه کنیم
سلام به استاد عزیزم و دوستان
به همین شب قسم که خداوند هر لحظه داره مارو هدایت میکنه الان ساعت ۳:۳۰ صبحه تو منطقه ای هستم که یه تراس بینظیر داره که روی یک کوه۱۴ طبقه برج ساختن و من. از طبقه ۱۲ جوری که تهران زیر پامه میتونم ریلکس کنم و در مورد این فایل بینظیر صحبت کنم.
شبا میشینم با خودم خلوت میکنم و روی خودم کار میکنم سوال بود برام که چرا الهامات بعضی مواقع اشتباه میشه و بعضی مواقع درست و به جوابم رسیدم که به اندازه درکم من بهم الهامات گفته میشه ینی واقعا خداوند سریع الجوابه فقط باید باهاش هماهنگ بشیم با این نیرو تا همه چیز که فکرشو کنیم بهمون داده باشه واقعا قدرتمنده رده پایی بشه از من که کمک دوستان کنه تا باورمون در مورد این نیرو بسیار قدرتمند که از همه جلوتره به قول استاد اون داره مثل هلیکوپتر از بالای جنگل نگاه میکنه ودیدش کامله ولی ما فقط میتونیم تا شعاع بیست متریمونو با این عقل و ذهن قضاوت گرمون ببینیم ,به همین علت که بهترین کار اعتماد به خداوند و هماهنگ شدن با اونه .مرسی از دوستان عزیز که وقت میزارید و کامنت میخونید نظر میدید هم باور خودتونو تقویت میکنید و هم باعث میشیم بچه ها بیشتر دلگرم بشن و اونا هم نتایج و شگفتی های قانون رو برامون به اشتراک بزارن .
بنام خالق هستی که همه چیزم هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
سلامی ویژه به بانو شایسته نازنین و مهربان
گام 24 : قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی
1- با توجه به اگاهی ما الهامات دریافت میکنیم
مرحله اول که باور کردن اینکه خداوند با من حرف میزنه از گذشته در من درست شده بود من از دوران نوجوانی حس میکردم خداوند با من حرف میزنه ولی به شکل الهام به شکل های مختلف و هرگز به این شکلی که الان صداش از درون با صدای خودم میشنفم نبوده
2- ما ادم هایی هستیم در مدار های فرکانسی که دسترسی داریم به اون چیزها و اگاهی های در اون مدار های همون مداری که هستیم و به اندازه ظرفیت خودمون
الان من خیلی راحت تر درک کردم که باید تکامل م طی کنم و کم کم با تجربه درک میکنم
دیگه خیلی عجله ندارم
ولی میدونم به میزانی که خودم میشناسم و روی خودم کار میکنم به روند این تغییر مدار سرعت میتونم بدم
روند تکامل در مسیر حضرت محمد هم میبینیم که سال ها یک ماه میرفته با خداوند صحبت میکرده
بعد که ظرفیت ش اماده شد پیامبر شد و بعد این روند هی تکامل که طی میکنه الهامات هم کم کم به اندازه کارکردش تصاعدی بیشتر شده اینطور نبوده که به اندازه همون 40 سال طول بکشه که الهامات دریافت کنه و این روند سرعت پیدا کرد
3- دنیای مادی دنیای محدودی هست و بی نهایت نیست
4- باورکردن به ایده الهامی یک بخش مهمی هست که ما بتونیم دست به عمل بزنیم
اینکه اعتماد کنیم و انجام بدیم و هرچند برای ما شاید ظاهر خوبی نداشته باشه ولی انجام بدیم
من خودم زمان هایی بوده که نمیدونستم که الهام هست یا نه ولی از خداوند خواستم که یک نشونه واضح تر بهم بده تا بتونم با ایمان حرکت کنم
و هر چه ما بیشتر عمل کنیم به هر الهامی که بهمون میشه کم کم باعث میشه ما عملگرا تر میشیم و راحت تر عمل میکنیم
ولی بار اولی که میخوایم حرکت کنیم شاید خیلی شک و تردید داشته باشیم و نیاز به اعتماد کردن زیادی بخواد
ولی وقتی چند بار حرکت کرده باشیم دفعات بعد میتونه خیلی راحت تر بشه
استاد و خانم شایسته عزیز بی نهایت از شما سپاسگذارم
که بهم یاد دادید چطور متوجه بشیم الهام خداوند هست
مهمترین عامل این هست که به احساسمون توجه کنیم
واگر ایده ای به ما بشه اگر با امکانات حال حاضر بشه انجام ش داد اون الهام از سمت خداوند هست
ولی اگر چیزی باشه که با امکانات حال حاضر ممکن نیست و خیلی بیش از توان ما هست ونیاز به چیزهایی داره که در دسترس ما نیست اون نجواهای ذهن هستن و از سمت خداوند نیستن
این دو تا نکته طلایی بوده که استاد بهم یاد دادن که در هر شرایطی بتونم مسیر درست و از راه ناخواسته تشخیص بدم
بی نهایت از شما سپاسگذارم
خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی
خدایا من اسان کن برای اسانی ها
در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .