درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1 - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    112MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    33MB
    34 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

381 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ژیلا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز

    سلام به همه دوستان و هم خانواده ای های عزیز

    سلام به سحرگاه پنج شنبه سی ام اسفند

    که تا تحویل سال جدید ساعاتی بیشتر نمونده

    خدارو شکر که امسال با امیدتر و با روحیه ی بهتری تموم شد

    استاد جان من متولد سال 58 هستم و یکی از ورودی ها یا همون تلقین ها بمن این بود که تو دوران کودکی شاید سن 4 تا 6 سال وقتی پدرم بغلم میکرد می گفت تو دختر ما نیستی ما تو رو از جوب منظورش یه رود آبی از جلوی خونمون رد میشد ، می‌گفت ما تورو از جوب پیدا کردیم آب داشت تو رو میبرد من دست انداختم تو رو گرفتم

    حالا ببین این جمله رو تو اون سن بارها و بارها تو گوش من تکرار کرد چه بلایی سر زندگی من آوررررررررررد و باز این جمله که تو خیلی ضعیفی

    از نظر جسمی واقعا ریز اندامم اما این ضعیفی که بمن القا شد یک تاثیر بسیار منفی تو دوران زندگی مشترکم گذاشت تا همین چند ماه پیش

    همین چند ماه پیش بود که تمام این باورهای منفی رو شناختم یعنی من یکمی کارهای خونه رو انجام میدادم خیلی خسته میشدم از کارهای خیلی خیلی جزعی مثل باز کردن درب قوطی رب یا روغن یا بلند کردن وسایل با وزن سه 4 کیلو بیشتر امتناع میکردم میگفتم من نمیتونم من اصلاااااا نمیتونم من ضعیفم

    فروردین 401 که قانون سلامتی رو شروع کردم اون هم فقط سه ماه اجراش کردم به دلایلی ادامه ندادم

    تو اون دوران چقدر زورم زیاد شده بود و به راحتی وسایل سنگینتر رو جابجا میکردم متوجه این باور اشتباه نشدم تا همین چند ماه پیش

    بله استاد عزیزم من این باور ضعف رو از خودم دور کردم الان ماه هاست که خواب ظهر ندارم قبلاً باید ظهر ها هم می‌خوابیدم تا تجدید نیرو کنم تا بتونم ادامه کارهای روزمره خونه رو انجام بدم اینقدر این باور تو ذهن من قوی بود که حتی مسافرت می‌رفتیم دو ساعت می‌رفتیم تهران من خسته میشدم ظرف میشستم خسته میشدم جارو برقی می‌کشیدم خسته میشدم اصلا دیگه نگم براتون که ….

    خدارو هزاااارااان بار شکر الان خیلی بهترم امسال کلی خونه رو تمیز کردم پرده ها رو خودم باز کردم شستم البته لباسشویی شست دوباره خودم نصب کردم

    کلی تمیز کاری انجام دادم حتی ماشین هم خودم می‌شورم نگاهم عوض شده آنقدر خودمو دوست دارم آنقدر عاشق خودم هستم که باعث شده من خیلی های دیگه رو هم دوست داشته باشم

    خیلی خوشحالم از کشف و انحدام این باور نادرست

    البته فکر میکنم شاید 20 درصد درست شده و البته که تا همیشه این بهبودگرایی ادامه داره

    در مورد عزت نفس هم از اون شخصیت له و درب و داغون پوست اندازی کردم از هیچ کس ناراحت و دلگیر نیستم 5سال خونه مادر همسرم نمی‌رفتم امسال روز اول دیماه روز مادر یک کادو براشون خریدم و به دیدنشون رفتم خیلی خیلی برام سخت بود ولی انجامش دادم

    وحشت من از گربه خیلی کم شده یکی از دوستان سایت گفتن 4 سال طول کشید تا وحشتش از گربه به دوست داشتن تبدیل بشه این ذهنیت در من شکل گرفت که عه پس میشه حتی اگه 4 سال طول بکشه از این پیشرفتم هم راضی ام

    کلا این رضایت از زندگی رضایت از لحظه حال رضایت از موقعیت و شرایط فعلی کانون توجه ام شده و سعی ام بر اینه که بجای تمرکز بر کمبودها به داشته هام توجه کنم .

    دیروز کل روز رو با خاله جانم گذروندم ایشون پزشک متخصص و یکی از بهترینها تو رشته خودش هست و دیگه تصورش رو بکنید چقدر آدم متشخص و پر انرژی و فرکانس بالا و موفق تو همه زمینه هاست و

    وقتی به قم میان اکثر فامیل دورهم جمع میشیم و روز عالی رو میگذرونیم.

    امسالی که گذشت به جرآت میتونم بگم که جزعه یکی از بهترین‌ سالهای عمرم بوده و حتما حتما سال پیش رو بهتر تر و عالی تر شروع خواهم کرد.

    برای همه شما دوستان عزیزم خواهران و برادران دوست داشتنی تو این سایت الهی بهترین ها رو از پروردگار مهربان خودم آرزو میکنم پایداری و ثبات در راه پیشرفت همه جانبه ،

    مومنتوم

    را سرلوحه و شعار امسالم قرار میدم‌

    غرق نور الهی باشید.

    بوس به کله هاتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    رزیتا گفته:
    مدت عضویت: 1354 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    درود به بهترین استاد دنیا

    درود به مریم شایسته عزیز

    و درود به دوستان هم فرکانسی خودم در بهترین سایت دنیا

    امروز آخرین روز اسفند 1403 هست امسال هم تمام شد.

    خدا رو هزاران بار شکر میکنم که توفیق بهم داد تا یکسال دیگه زندگی کنم.

    استاد جان امیدوارم همیشه سالم و شاد و پربرکت و ثروتمند و سرشار از آرامش باشید که خدا رو به من نشون دادید.من خدا رو به این شکلی که شما میگید نمیشناختم .همیشه ازش میترسیدم. فکر نمیکردم میتونم با خدا دوست باشم.فکر نمیکردم صدامو بشنوه.

    استاد جان چقدر خوبه که خدا رو دارم.انگار آدم بی نیاز میشه از تمام آدمای دور و برش.

    وقتی شبا میخوابم و یه کم نگرانم دستمو میزارم تو اون دست دیگم چشمامو میبندم و میگم انگار که خدا دستشو گذاشته تو دستم چشمامو میبندم و آروم میخوابم.میگم خدا حواسش به من هست.

    هر روز صبح تا چشمم رو باز میکنم اولین کلمه ای که به ذهنم میرسه خدا هست و میگم سلام خدا جونم صبح بخیر الهی به امید تو.

    بابت هر قدم راه رفتنم که از تخت میام پایین شکرگزاری میکنم.و دست به هر چیزی که میزنم شکر خدا رو به جا میارم و همینطور قلبم باز میشه و یه شعف درونی رو احساس میکنم .

    چه حس قشنگیه.

    ممنونم که یکتا پرستی و توحید رو به ما یاد دادید.ممنون که بهمون یاد دادید فقط چشم امیدمون به خدا باشه نه بنده هاش. ممنون که اینقدر منطقی صحبت میکنید و ما باور میکنیم.

    من شما رو باور دارم.از بس که صداقت دارید.خدا رو شکر که روزبه روز زندگیم داره بهتر میشه و حال روحیم اصلا ربطی به گذشته نداره.

    نمیدونم چطور باید ازتون تشکر کنم.

    فقط میگم اجرتون با خدا.

    استاد جان این کامنت رو دوست داشتم بذارم

    چون الان آخرین دقایق سال هست و تقریبا سه ساعت دیگه وارد سال جدید میشیم.

    این آخرین ردپای من در این سایت بینظیر در سال 1403 هست.

    البته این فایل توت فرنگی رو هم سه بار دیدم

    و چقدر فلش بگ زدم به گذشته و چه چیزهایی برام روشن شد.چه پیش فرض ها و باورهای غلطی رو بهمون خوراندن و همین طور ما هم به فرزندانمون.

    راستی استاد جان ممنونم بابت دوره بینظیره هم جهت با جریان خداوند.

    هر روز گوش میدم فایل ها رو تمرین ها رو خیلی متعهدانه انجام میدم.

    استاد شما بینظیرید

    دوستتون دارم

    مریم عزیزم شما رو هم خیلی دوست دارم.

    همیشه لذت میبرم از دیدنتون و توانمندیهاتون.

    شما دو تا عزیز و تمام دوستان عزیزم رو در این سایت بینظیر به خدای مهربان میسپارم.

    عاشقتوووووووووووووووووووووونم.

    راستی پیشااپیش سال نو مباااااااااارک.

    انشالله خدا همچنان هدایتم کنه که در راه راست قدم بردارم.

    استاد جان بازم ممنونم

    خدا حفظتون کنه انشالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سمیه علی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2647 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جان

    سال نو رو تبریک میگم به استاد مریم عزیز و دوستان

    استاد جان این همه آگاهی

    استاد جان این همه آرامش در صداتون

    استاد این همه مطالب آموزنده

    کم آوردم انگار یه خواب طولانی می‌خوام که اینها را پردازش کنه

    یه داستان واقعی تو یوتیوب دیدم که خیلی ربط داشت به این جلسه برام جالب بود و اینجا می‌زارم تا دوستان هم فیض ببرند

    داستان کوتاه باورها

    در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلو بر رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند او موفق به این کار نشد

    پس از او خواستند وزنه‌ای که 5 کیلو از رکوردش کمتر است را امتحان کند

    این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد

    این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند

    در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه‌ای بر نیامده بود که در واقع 5 کیلو از رکوردش کمتر بود

    و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود

    او در حالی و با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می‌دانست

    نتیجه‌گیری هر فردی خود را ارزیابی می‌کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد کرد شما نمی‌توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید و هستید اما بیش از آنچه باور دارید می‌توانید انجام دهید

    یعنی بابا وزنه را با این ذهنیت که سبک‌تر از قبل هست تونسته بلند کنه

    درباره کارها هم همینطوره

    من باور دارم براحتی و در تو چند ساعت توانایی تمیز کردن خونه را دارم درصورتی که همین کار را به کس دیگه ای بدم ممکنه بگه تو سه روز هم نمیتونم جمعش کنم من باور کردم چون بارها در موقعیتهایی که زمان کم داشتم انجامش دادم

    یا آماده کردن وسیله برای سفر واقعا برام کار نیم ساعته ولی خیلی ها رو میبینم چند روز طول می‌کشه تا کمی وسایل سفر رو بردارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 909 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده ام

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی

    سلام به خانواده ی خوب و نازنینم

    استاد امروز بهترین هدیه رو بهم دادین ، چون تو اوج نا امیدی ، تو اوج افکار منفی بودم طوری که احساس میکردم تمام وجودم و افکار منفی احاطه کرده

    استاد واقعا از صمیم قلبم سپاسگزارم

    دلیلش هم اینه که خیلی کم خیلی کم از مسیر انگار دور شده بودم و به موقع جلوی این فاصله رو گرفتین

    دوباره خودم و فراموش کرده بودم

    دوباره یادم رفته بود که من مسئول خوشبختی هیچ کس نیستم حتی فرزندانم

    دوباره فراموش کرده بودم که قدرت و فقط باید به خدا بدم

    خدایا شکرت که بازم اجازه ندادی تو افکار منفی غرق بشم و منو کشیدی بیرون

    استاد یه مثال خیلی جالب دارم

    پسرم امروز داشت کارتون باب اسفنجی میدید

    منم ناخوداگاه کمی دیدم و چقدر برام درس داشت

    باب اسفنجی از خواب بیدار شد و دید هیچ کس توی شهر نیست و تک و تنهاست یک روز دنبال همه گشت ناراحت شد ولی سعی کرد حالشو خوب کنه و یه جورایی خودشو سرگرم کرد و تمام کارایی که دوست داشت و انجام داد

    تا اینکه یک روز کامل گذشت یهو دید کل شهر با یه اتوبوس اومدن و پیاده شدن ، باب اسفنجی با تعجب گفت شما کجا بودین همه گفتن امروز روزه بدون باب اسفنجی برامون بود ، باب اسفنجی ناراحت شد و گریه کرد بعد با خوشحالی گفت عه یعنی من این قدر مهم هستم برای شما که این روز و به من اختصاص دادین و کلی شادی کرد

    پاتریک وقتی دید که باب این همه خوشحاله حسودیش شد و گفت ای کاش روز بدون پاتریک هم وجود داشت

    که همگی گفتن باشه و باب اسفنجی رو هم برداشتن و بردن گفتن حالا نوبت توعه با ما بیای و شادی کنیم و لذت ببریم و پاتریک تک و تنها موند

    باب اسفنجی چون خیلی سریع ذهنیتشو درباره این ماجرا عوض کرد بماند که چقدر تو تنهایی خودش لذت برده بود باز هم به لذت بیشتر دعوت شد

    یه مثال دیگه هم اینکه ما به یکی از رستوران های زنجیره ای که خیلی معروفه رفتیم به خاطر اینکه خیلی اسم در کرده بود ولی متوجه شدیم غذاهاش و حتی برخورد و کنترل کار کنانشون اصلا خوب نیست

    در صورتی که چند سال بود فکر میکردیم خیلی باید خفن باشه و فهمیدیم فقط اسمه همین .

    یا اینکه انگشت پام در رفته بود و من با ذهنیت اینکه بدون دکتر رفتن پام خوب میشه خیلی زود بدون دکتر رفتن خوب شد

    و خیلی وقتا فکر میکنم تا دکتر نرم خوب نمیشم همین طور هم میشه

    استاد بازم سپاسگزارم

    و سالی پر از سلامتی و حال خوب و سعادت و خوشبختی و لذت بردن از لحظه لحظه های زندگیتون

    برای شما و دوستای خوبم ارزومندم

    از خدا میخوام هر لحظه هدایتمون کنه به تغییر نگاه به سمت افکار مثبت و رسیدن به مثبت اندیشی پایدار و ادامه دار

    خدایا شکرت برای سالی که کنار بهترین استاد و بهترین دوستانم گذشت

    خدایا شکرت برای نوشتنی که منو به سمت افکار مثبت و ذهنیت مثبت برد

    خدایا شکرت که یه سال دیگه بهم فرصت دادی تا روی خودم کار کنم و از طریق این سایت باعث رشدم شدی

    خدایا شکرت که امسال از تمام چالش های زندگیم به اسانی گذر کردم و ظرفم بزرگتر شد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 1119 روز

    با سلام خدمت استادجااااان و خانم شایسته گرامی

    در این لحظه تحویل سال خدارو سپاس گذارم بخاطر حضور شما در زندگی ام و بخاطر اینکه هر روز باورهایمان به الله یکتا قوی تر می شود و نکته خیلی جالب در باور سازی اینکه وقتی اوایل که داری این کار رو یاد می گیری نتیجه اش ضعیفه ولی بعد از مدتی که محکم می بندی روش اصلا ته دلت یه حس بی نظیری در درون وجودت هست که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند به این آرامش و اطمینان از نتیجه برسونت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدالله رب العالمین

    الحمدالله رب العالمین

    الحمدالله رب العالمین

    سلام استاد عزیز.سال نوی شما و مریم جان عزیز مبارک باشه ان شاالله سالی پر از خوشبختی (پکیج کامل از همه چیزهای خوب) پر از برکت باشه و به همه آرزوهای زیباتون برسید.

    من هنوز این فایلو گوش ندادم ولی فقط اومدم بهتون تبریک بگم. در یک سال گذشته یکی از تاثیر گذارترین انسانهای زندگیم شما بودید. به لطف خداوند که مرا هدایت کرد این سایت من کلی پیشرفت کردم.

    من یاد گرفتم خودم را دوست داشته باشم

    من یاد گرفتم ارزش قائل شدم برای خودم

    من یاد گرفتم وابستگیمو کم کنم.

    سالی بود با کلی تجربیات زیبا با احساس خوب

    سال قبل هم با تمام خوبی ها و بدی هاش تموم شد اگه خوب بود شد خاطره اگه بد بود شد تجربه.

    امیدوارم همیشه همینقدر خوش بدرخشید و من و شما و همه عزیزان با استفاده از آموزشهای شما به همه آرزوهای قشنگمون با سیر تکامل بهشون برسیم.

    سپاس خداوندی را که مرا به بهترین ها هدایت کرد

    پروردگارا دعا میکنم برای خودم و از تو میخوام مرا به راه راست و درست راه کسانیکه به انان نعمت و خوشبختی و سعادت دو دنیا را نصیب کرده ای نصیبم کن.

    پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم

    خداره صد هزار مرتبه شکر برای این همه آگاهی که درین سایت وجود دارد و کمک می‌کند که هزاران فرد این آگاهی ها را دریافت کنند و به گفته استاد به پیشرفت جهان کمک میکنه.

    بزرگترین درس که می‌شود ازین فایل ارزشمند گرفت اینست که

    ” همه چیز باور و شیوه نگرش ماست ، همه چیز ”

    یک تجربه که من دارم اینست که من قبلا فکر میکردم که وارد شدن در دانشگاه های دولتی خیلی مشکل است باید خیلی لایق و باهوش و در عین حال درس‌خوان باشی تا در دانشگاه های دولتی کامیاب شوی و این باور را حالا از جامعه و قوم و خویش گرفته بودم و باعث شد که من بی‌حد درس بخوانم ، در حالیکه میتوانستم با زحمت کمتر به همچو نتیجه که مدنظرم بود برسم و ووو همه ما و شما میتوانیم همچو مثال‌های را بزنیم.

    در یکی مثال دیگر ، چند سال پیش نزد یک داکتر من و مادرم میرفتیم و در هر بار ملاقات با داکتر ، داکتر میگفت که یک بوتل آب نیز با خود بیارید تا دوا را همرایش مخلوط کنم و وقتیکه بوتل آب را می‌گرفت و از اطاق خود خارج می‌شد و می‌گفت میروم که دوا آب مانند را با آن مخلوط کنم در حالیکه اصلا دوای وجود نداشت تا بیرون می‌رفت و دوباره می‌آمد، و چون خیلی با اعتماد به نفس بالا می‌گفت حتما این دوا تأثیر گذار است و چون مشتریان زیاد داشت این را باور کرده بودیم که حتما جواب گو است و جالب اینجاست که هر روز وضعیت مادر من روبه بهبود بود و می‌گفت که وقتی این دوا را میخورم حالم چقدررر عالی شده . و بعد از چند وقت خود داکتر هم حیران مانده بود و به ما می‌گفت که این آب خالی بود و من فقط یک دعا می‌خواندم در آن .

    و چقدر همه مان مثال داریم از اینگونه مسائل که همش مربوط ذهنیت و باور های ما می‌شود

    خداره صدهزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    سلام به همگی

    یه توت فرنگی یکسان بادوتاواکنش متفاوت

    چون ذهنیت هاوبرداشت ها ازتوت فرنگی متفاوت هست

    توت فرنگی اولی ذهنیت مثبت داشتن برای همین تاثیر وتجربه ی متفاوتی داشتن ازتوت فرنگی باذهنیت منفی که این ارزون معمولی بی کیفیت رنگ خوراکی داره مضرهست به همون نسبت تاپیرمنفی هم میزاره درتجربش وهمینطوردربدن

    من خودم بارهااینوتجربه کردم خصوصاسنین نوجوونی که وقتی میخداستم برم خریدلباس همش دوس داشتم برم مراکزخریدمهم وگرون در

    ومناطق بالاشهر چون ذهنیتم این بودکه اون جا لباس هاش خاص ترومتفاوت ترهست کیفیتش عالی تر وچون این باورداشتم به محض اون جامیرفتم پیدامیکردم

    اماوقتی ازبازاریامغازه های معمولی ردمیشدم چون توذهنم این باورداشتم این جاجابی کلاسی ادم های معمولی ودرامدپایین میان لباس هامعمولی بی کیفیت وچیزخاصی نمیشه این جاپیداکردوواقعاهم پیدانمیکردم چون این ذهنیت داشتم انتظارمم این بوداین جاپیدانمیشه وواقعاپیداهم نمیکردم

    وازیه زمانی به بعد ازتاناکورا خریدمیکردم وهنوزم میخرم چون دیگه باورم شده این جا لباس های خاصی میارن که جاهای دیگه نمیشه پیداکرد وهمینطورهم هست دچون باور وانتظارمن این شده این جاهمیشه لباسای باحال میارن کیفیت وجنسش بهتر درعین حال قیمتش هم مناسب ترهست

    ودراکثرمواقع راحت لباسی که میخوام پیدامیکنم ومیخرم

    ذهنیت وپیش فرض ها باورها انتظارات ما درموضوعات مختلف داره شکل میده واقعیت زندگیمونو

    یه فردباذهنیت منفی اتفاقات منفی جذب میکنه

    یه فردباذهنیت مثبت اتفاقات مثبت جذب میکنه

    درموردموضوع بیماری

    من یه مثال خیلی واضح وبارزی دارم ازخودم که مربی بهداشت اومده بود مدرسمون درموردبیماری زنانه صحبت کرد و..وخیلی بدصحبت میکردطوری که خیلی هانگران شدن بعداین که اون ازکلاس رفت من درموردبقیه نمیدونم چه اتفاقاتی تجربه کردن شایداون تاثیری که من گرفتم بقیه نگرفتن من حرفاشدباورکردم جدی گرفتم حساس شدم تااین که دیدم دارم وسواس میگیرم هی درموردش صحبت میکردم فکرمیکردم وهی نشونه های بیشترمیدم وخبرهای ازبیماری توتلویزیون ..میشنیدم نگران ترمیشدم تاجایی که من دیدم صدای ذهن من انقدربلندشده بودکه من نمیتونستم ارومش کنم وخیلی ترسیده بودم رفتم دکترگفت وسواس فکری گرفتی قرص خوردم وحتی اختلالاتی درزمان قاعدگی میدیدم چون من باورکردم من اون نخ فکری ادامه دادم تاخلق شد توزندگیم ورسیدم به نقطه ای خدایاکمکم کن ومن تسلیمم همش اون مربی مقصرمیدیدم و من دیگه هرسال منتظراین بودم وبدیهی میدونستم که باید سرماخوردکی یایه بیماری باشه بخاطراین انتظار این اتفاقات جذب میکردم

    یاحساسیت فصلی میگرفتم سرماخوردگی خیلی طبیعی بودبایدحداقل 2 و3 باردرسال تحربه میکردم وهمش نگران بیماری بودم وجذبشم میکردهمش درموردبیماری بابقیه حرف میزدم و..

    تااین که بااستاداشناشدم ومتوجه شدم خودم خالق همه ی این اتفاقات بودم ودیگه مراقب بودم که نرم درموردبیماری مطلب بخونم بابقیه درموردش حرف نزنم فکرنکنم توجه برداشتم ودیدم من حالم بهترشده تعدادسرماخوردگی کم ترشد حساسیت فصلی دیگه کم کم ازبین رفت والان به زور شایدسالی یه باروخداروشکردیگه حساس نیستم به بیماری

    ولی مامانم وداداشم مثل اون موقع من هستن وهمش مریض میشن چون باوروانتظارشون اینه که هرسال بایدسرمابخوری

    وهمین اتفاق میوفته نه یه باربلکه چندین بار به شکل های مختلف بلاسرشون میاد وبدترازاون هی انتظاردارن بقیه توجه کنن بهشون

    اگه یه اتفاقی خنثی باشه نه مثبت ونه منفی

    ذهنیت مثبت برداشت مثبت میکنه به همون نسبت رفتاروواکنش مثبت داره و به همون نسبت تجربه ی مثبتی روداداره

    فردی که ذهنیت منفی داره برداشت منفی میکنه به همون نسبت رفتارمنفی داره واتفاقات منفی جذب میکنه

    ورودی هاخیلی نقش مهمی درشکل گیری باورها وانتظارات مادارن

    مثلا استاد نقاشیمون میگفت پودرزغال رپین هم ارزون هم خیلی باکیفیت برعکس اساتیدی که میگفتن مارک فلان زغال خوبه که گرون ترهست

    وواقعاهمینطوربود هم ارزون بودهم باکیفیت این توذهنم جاافتاداصلامارک رپین خوبه جسوتهیه کردم چون این ذهنیت داشتم زغال خوب بود تصوروانتظارمم این بود جسو هم میتونه خوب باشه وگرفتم دیدم خیلی خوبه ولی توریووهای دیحی کالادرموردهمین محصول نوشته بودن مزخرف هست کلااین مارک همه چیزش شایداون هاتصورش اینه که چون ارزون به دردنمیخوره بنابراین برای اوناتجربه ناخوشایندی وواقعابه دردنمیخوره

    ولی من به این باوررسیدم که کی گفته هرچی ارزون به دردنمیخوره

    چیزی که گرون به دردمیخوره

    شایداونی که ارزون میده دلایلی داره که ارزون میده یا قدرمحصولشو به اندازه کافی نمیدونه که داره ارزون ترمیده

    وقتی اینطوری هم باورکنی هرچیزی که باکیفیت ترگرون ترهست دیگه هیچ وقت نمیتونی بامحصولی برخوردکنی که درعین حال باکیفیت بودنش ارزون هم هست

    مثلامن به تازگی یه کتوتی خریدم ی کفش کره ای هست وارداتی وقبلاهم خریدکردم ازش من باورداشتم میتونم چیزی پیداکنم هم ارزون ترباشه ودرعین باکیفیت باشه وبرام خاص وباحالم باشه ومن هدایت شدم به جایی که کتونی هاشوباهمون کیفیت برندارزون ترازحاهای دیگه داره میده وبه دخترداییم گفتم که میخواست کتونی بخره باورنکرد وگفت دروغه چون پیش فرضش وباورش این بود نمیتونه چیزی ارزون ترباشه ودرعبن حال کیفیتش هم خوب باشه ورفت جایی که گرون قیمت ترخریدکنه .

    اون چیزی که انتظارداریم اتفاق بیوفته اتفاق می افته به دلیل که مااینجوری فکرمیکنیم نه این که جهان ایمطوری هست وتغییرمیکنه

    اگرانتظارمون این باشه امروزروزخوبی هست به احتمال خیلی زیادروزخوبی تجربه مبکنیم البته اگرباوروانتظاریه روزخوب داشته باشیم

    درحالت منفی من مثال های زیادی دارم

    مثلااخیراباشخصی صحبت چتی که میکردم بخاطرتحربیات قبل من انتظارم این بودالان دوباره میخوادهمون حرفابزنه همون مشکلات دوباره حتی به خودشم گفتم بحث تکراری نتیجش مشخص هست همینم شد چون من ازقبل این پیش فرض وذهنیت وانتظارازش داشتم واونوهمین واکنش نشون دادبه باورمن وباورمن دوباره تقویت شد این به دردنمیخوره

    به جایی نمیرسه این رابطه

    وجالب این بوداون گفت توچقدرمقاومت منفی داری خودتودرست کن

    چرامقاومت منفی داشتم? بخاطر ذهنیت منفی که داشتم اینحوری رفتارمیکردم

    دوروزبعددیدم استاداین فایل گذاشته روسایت انگارخداراه حل این چالش داره بهم میده که ریشه مسائل ازکجاس وبیاحلش کن بااستفاده ازاین فایل ها

    والبته قبل که این فایل هاگوش کنم ازخدانشونه خواستم ومدتم میگفت تمرکزت بردارازروی نکات منفی وتواین فایل خیلی دقیقتر داره راجبش باهام صحبت میکنه

    بارهادیدم خداچقدرباتوکل به خودش مسائل حل کرده الان هم ازش میخوام مثل دفعات قبل کمکم کنه که راهگشا بشه وباورم این شده که بازم کمکم میکنه حواسش من هست منوهدایت میکنه خدادوست داره من درارامش صلح وشادی باخودم ودیگران باشم خداخوشبختی منومیخواد چون وقتی من اروممم یعنی به خدانزدیک ترم وبیشترازنعمت ها وهدایت هاش بهره مندمیشم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    جمال وکیلی گفته:
    مدت عضویت: 997 روز

    به نام خداوند فراوانی ها

    با سلام خدمت همگی

    این حرفهای استاد منو یاد یه جوک انداخت که میگن

    یه بنده خدایی رفته بوده عروسی و به جای عرق بهش آب دادن و بهش گفتن که این معرکه است و وقتی اون بنده خدا خورده رفته وسط عروسی و دیگه دیونه بازی در میاورده بعد دوستاش دیدن که این دیگه خیلی رد داده میان بهش میگن بابا این که خوردی آب بود نه عرق اون بنده خدا هم میگه دیر گفتین دیگه منو گرفته

    ذهن ما هم همینجوری داره کار می‌کنه به هرچی توجه کنی از جنس و اساس همون چیز وارد زندگییمون میشه بدون استثناء

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باید باشیم همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    لایق بهترین ها گفته:
    مدت عضویت: 2430 روز

    استاد و خانم شایسته عزیزم

    سلامممم

    من برگشتم تا بنویسم. امروز به ذهنم رسید گفتم امسال استاد بهمون عیدی نداده. کاش یه کامنتی بذارم و بنویسم استاد بهمون عیدی بدین. این چند تا فکر پشت سر هم اومدن تو ذهنم و من ناخوداگاه سایت رو باز کردم. و این کلیک ها رو دستام به صورت هدایتی انجام دادند: کلیک پاسخ به کامنتهای من/ کلیک روی پروفایل محبوبه که دیروز کامنت منو براش پاسخ نوشته بودند/ و هدایت به فایل: “”هدفی متفاوت برای سال جدید”” از توی پروفایل محبوبه جان

    یوهوووووووووووووو…..

    استاد عزیزم

    عیدی منو از قبل ریکورد کردین گذاشتین تو سایت به تاریخ 28 اسفند 1402 شمسی. حالا اومدم گوشش بدم و بنویسم. متشکرمممم ازتون.

    عید شما هم مبارک باشه استاد عزیزم. انشالله امسال برا شما هم بهترین سال رو داشته باشید.

    نکته اول: ما با افکارمون هدفمون رو خلق میکنیم.

    نکته دوم: هدفی که نیم ساعت اول سال بهش فکر کنی و دیگه بذاریش بره به نتیجه نمیرسه!!! پس باید به هدفت فکر کنی و

    نکته سوم: اون ویژگی هایی که تو رو به هدفت میرسونه رو در خودت ایجاد کنی.چه باورهایی در مورد خودت و دیگران و ….. داری؟ این باورها افکار تو رو به صورت اتوماتیک تولید میکنند و برای همین اتفاقات زندگیت مشابه قبلش هست. چون شبیه قبل داری فکر میکنی.

    نکته چهارم: مهم ترین عامل در رسیدن به خواسته ها به صورت سریعتر و راحت تر ::::: احساس لیاقت است. من لایقم که توی کارم موفق باشم، لایقم که کارم راحت باشه و…

    “”پس سوال مهم اینه: وقتی میری جلوی آینه چه باوری در مورد “خودت” داری؟””

    کدوم افکارت همیشه دارند تکرار می شوند؟ اون افکار دارند اتفاقات رو دارند رقم میزنند.

    نکته پنجم: مولفه مهم دیگر در رسیدن به هدف اینه که برای خودت بخوایش. یعنی خواسته واقعی (درونی) خودت باشه. نه برایا نتظارات دیگران و یا ثابت کردن خودت به دیگران.

    نکته ششم: اگر خواستت رو برای خودت بخوای دیگه زور نمیخواد بزنی. صبح تا شب در موردش فکر میکنی. تجسم میکنی.

    نکته هفتم: بیا باور کن که لیاقت رسیدن به اون خواسته رو داری. بیا باور کن که کارت ارزشمنده. بیا برای تواناییهات ارزش قائل باش.

    نکته هشتم: توصیه استاد برای سال جدید؛ “روی بهبود شخصیتت کار کن” نه روی این خونه، این ماشین و…

    کجاها باید شجاعتر باشم؟ کجاها باید ترسهات کمتر بشه؟ چه عادتهایی باید در خودت ایجاد کنی؟

    نکته نهم: باران نعمتهای خداوند داره میباره. تو یه اندازه ظرفت دریافت میکنی. نعمتها نامحدود دارند میان. اگر شخصیتت بزرگ بشه؛ باران نعمتها رو دریافت میکنی. اگر شخصیتت کوچک باشه، نعمتها هستند ولی تو دریافتشون نمیکنی.

    نکته دهم: امسال و هر سال رو بذارید برای احساس خودارزشمندی. این؛ تعریف همه چیز رو عوض میکنه.

    نکته یازدهم: به اندازه ای که برای خودت ارزش قائلی، میتونی هدفهای بزرگ انتخاب کنی.

    نکته دوازدهم: خداوند اینطور داره بهت نگاه میکنه: که تو جقدر برای خودت ارزش قائلی؟ من همونقدر میتونم بهت نعمت بدم. ظرفت چقدره؟ من نمیتونم بیشتر از ظرفت بهت نعمت بدم. نعمتهای من بی نهایته ولی ظرف تو محدوده.

    نکته سیزدهم: آدمی که برای خودش ارزش قائله، مطالعه میکنه. پیشرفت میکنه. برای زمانش ارزش قائله. زمانشو تو شبکه های اجتماعی نمیذاره.

    نکته چهاردهم: احساس ارزشمندی فکریه که دائما داره به جهان ارسال میشه. چون فکرت در مورد خودته. اون فکری که در مورد خودت داری، اون فکریه که در تمام ساعات شبانه روز داری به جهان ارسال میکنی و اگر اون فکر رو عوض کنی، زندگیت تغییر میکنه.

    مست شدم استاد. عجب عیدیتون چسبید بهم. مزه عشق داد. خدایا شکرتتتتتتت….

    استاددددد، ممنونم بابت عیدی فوق العاده تون. ممنونم.

    دوستون دارم.

    از خداوند براتون سالی پر از لبخند وآرامش و عشق و سلامتی و ثروت میخوام. خداوند شما رو برای ما حفظ کنه.

    سپاسگزارم ازتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سیدمهدی گفته:
      مدت عضویت: 1267 روز

      سلام استاد عزیز و هم فرکانسی با نام لایق بهترینها

      سال نو رو‌به شما استاد عزیز و‌ خانم شایسته عزیز و‌تمام بچه های سایت تبریک میگم

      بسیار متن جالبی بود مخصوصا نکاتی که از آموزه های استاد فرمودید مخصوصا نکته ششم: اگر خواستت رو برای خودت بخوای دیگه زور نمیخواد بزنی. صبح تا شب در موردش فکر میکنی. تجسم میکنی.

      اما حرف آخر: واقعا هر روز شکر گزار خداوند باشیم کم است.

      شکرگزاره هدایت به این مسیر الهی و عمل به آگاهی هایی که استاد می فرمایند

      الهی خداوند نور و روشنایی به ذهن و قلب ما بتابد.

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: